✳️ هارد تایم hard time
تنگ کردن اوقات بردیگران
✅ آمريكايى ها يك كلمه ى تركيبى جالبى در زبان محاوره و روزمره خود دارند بنام Hard time كه هر چه سعى كردم نتوانستم معادل فارسى آنرا بيابم تا مفهوم واقعى را برساند. ترجمه ى لغت به لغت "زمان دشوار" يا "زمان سخت" بسيار الكن و نارساست. خيلى جالبه كه سرگرمى ترجمه ى يک داستان كوتاه و ساده ى انگليسى، مرا به كجاها برد تا مجبور شوم به رفتارهاى خود در موقعيت هاى ناخوشايند و تاثير آن بر ديگران، با رويكرد انتقادى نگاه كنم.
□هارد تايم، زمان سختى نيست كه در اثر يك اتفاق، تصادف يا عامل خارجى و حتى درونى فرد بوجود آمده باشد. هارد تايم را يك انسان به انسان ديگر مي دهد. چگونه؟ زندگى پر از اتفاقات ناخوشايند است و آدم ها داراى نقاط ضعف فراوان. عكس العمل ما در برابر پديده هاى ناخوشايند (از نظر ما) و كيفيت روبرو شدن با آن است كه مفهوم هارد تايم را مشخص مي کند.
●يك مثال: مادرى در حال بيدار كردن فرزندش براى رفتن به مدرسه است. بچه در خواب عميقى فرو رفته و زمان در حال از دست رفتن است. موقعيت براى مادر كمى اضطراب آور است، چون ٢٠ دقيقه ديگر، سرويس مدرسه زنگ آپارتمان را به صدا در خواهد آورد و يه عالمه كار مانده است.
○مادر اول: هى پاشو ديگه، تنبل، الان آقا سرويس مياد و تو آماده نيستى ميره، كيفت كه آماده نيست، صبحانه كه اصلا وقتش نيست، لباسهات كجاست؟ پاشو ديگه؟ چقدر ميخوابى؟ خوش بحال فلانى كه بچه اش اينهمه حرص و جوش به مادرش نميده. ( أشياء اطاق را به هم ميزند، با دستش محكم تكانش ميدهد، خشم و اضطراب از صورتش هويداست...)
■مادر دوم: بلند ميشى عزيزم؟ صبح قشنگت بخير، آبميوه ای كه دوست داشتى روى ميزه، اگه بلند نشى يه فرشته شكمو منتظره تا سهم تو را بخوره ....(مادر نرمه ى گوش فرزندش را نوازش ميكنه، پيشانى اش را لمس ميكند و با استفاده از كلام و نگاه و حس لامسه، يه انرژى عالى براى شروع يك روز خوب به جگر گوشه اش ميدهد...
■ولى مادر اول متاسفانه در موقعيت هارد تايم قرار دارد، يعنى عرصه را به فرزندش تنگ ميكند، شايد دليل بيدار نشدن كودك اولى اينه كه نميخواد چشمش را به روى يك روز تلخ و سياه باز كند و زير آوار خشونت كلامى خرد شود. البته در اين موقعيت هم مانند موقعيت ديگر، مادر عاشق بچه اش است، حاضر است جونش را برايش بدهد، بچه هم بنا بر غريزه عاشق مادرش است. در هر دو موقعيت عشق و مسئوليت پذيرى و غيره قرار دارند، اما هارد تايم نمى گذارد كه در موقعيت اول "فرهنگ عشق ورزيدن" هم در كنار عشق بوجود آيد.
□حداقل در مورد خودم ميتوانم بگويم در زندگى، هارد تايم هاى زيادى به اطرافیانم دادم. علت آن ريشه هايى از خشم، اضطراب و افسردگى است كه به درجات متفاوت در همه ى ما وجود دارد. اگر بدبينى داشته باشيم، همه ى انسانها را يك تهديد بالقوه بدانيم، مرتبا نيمه ى خالى ليوان را ببينيم، همش منتظر اتفاقات بد باشيم، مرتبا از چيزى بناليم و مدام از چيزى انتقاد كنيم و ايراد بگيريم، ديگران از غر غر ما به ستوه درخواهند آمد و با آنكه ممكن است عاشقانه دوستمان داشته باشند اما به دنبال راه نجاتى براى فرار از موقعيت hard time خواهند گشت.
●خوشبختى داشتن پول و خانه و اتومبيل شيك نيست. خوشبختى آن است كه به همديگر در موقعيت هاى دشوار انسانى Hard time ندهيم.
تنگ کردن اوقات بردیگران
✅ آمريكايى ها يك كلمه ى تركيبى جالبى در زبان محاوره و روزمره خود دارند بنام Hard time كه هر چه سعى كردم نتوانستم معادل فارسى آنرا بيابم تا مفهوم واقعى را برساند. ترجمه ى لغت به لغت "زمان دشوار" يا "زمان سخت" بسيار الكن و نارساست. خيلى جالبه كه سرگرمى ترجمه ى يک داستان كوتاه و ساده ى انگليسى، مرا به كجاها برد تا مجبور شوم به رفتارهاى خود در موقعيت هاى ناخوشايند و تاثير آن بر ديگران، با رويكرد انتقادى نگاه كنم.
□هارد تايم، زمان سختى نيست كه در اثر يك اتفاق، تصادف يا عامل خارجى و حتى درونى فرد بوجود آمده باشد. هارد تايم را يك انسان به انسان ديگر مي دهد. چگونه؟ زندگى پر از اتفاقات ناخوشايند است و آدم ها داراى نقاط ضعف فراوان. عكس العمل ما در برابر پديده هاى ناخوشايند (از نظر ما) و كيفيت روبرو شدن با آن است كه مفهوم هارد تايم را مشخص مي کند.
●يك مثال: مادرى در حال بيدار كردن فرزندش براى رفتن به مدرسه است. بچه در خواب عميقى فرو رفته و زمان در حال از دست رفتن است. موقعيت براى مادر كمى اضطراب آور است، چون ٢٠ دقيقه ديگر، سرويس مدرسه زنگ آپارتمان را به صدا در خواهد آورد و يه عالمه كار مانده است.
○مادر اول: هى پاشو ديگه، تنبل، الان آقا سرويس مياد و تو آماده نيستى ميره، كيفت كه آماده نيست، صبحانه كه اصلا وقتش نيست، لباسهات كجاست؟ پاشو ديگه؟ چقدر ميخوابى؟ خوش بحال فلانى كه بچه اش اينهمه حرص و جوش به مادرش نميده. ( أشياء اطاق را به هم ميزند، با دستش محكم تكانش ميدهد، خشم و اضطراب از صورتش هويداست...)
■مادر دوم: بلند ميشى عزيزم؟ صبح قشنگت بخير، آبميوه ای كه دوست داشتى روى ميزه، اگه بلند نشى يه فرشته شكمو منتظره تا سهم تو را بخوره ....(مادر نرمه ى گوش فرزندش را نوازش ميكنه، پيشانى اش را لمس ميكند و با استفاده از كلام و نگاه و حس لامسه، يه انرژى عالى براى شروع يك روز خوب به جگر گوشه اش ميدهد...
■ولى مادر اول متاسفانه در موقعيت هارد تايم قرار دارد، يعنى عرصه را به فرزندش تنگ ميكند، شايد دليل بيدار نشدن كودك اولى اينه كه نميخواد چشمش را به روى يك روز تلخ و سياه باز كند و زير آوار خشونت كلامى خرد شود. البته در اين موقعيت هم مانند موقعيت ديگر، مادر عاشق بچه اش است، حاضر است جونش را برايش بدهد، بچه هم بنا بر غريزه عاشق مادرش است. در هر دو موقعيت عشق و مسئوليت پذيرى و غيره قرار دارند، اما هارد تايم نمى گذارد كه در موقعيت اول "فرهنگ عشق ورزيدن" هم در كنار عشق بوجود آيد.
□حداقل در مورد خودم ميتوانم بگويم در زندگى، هارد تايم هاى زيادى به اطرافیانم دادم. علت آن ريشه هايى از خشم، اضطراب و افسردگى است كه به درجات متفاوت در همه ى ما وجود دارد. اگر بدبينى داشته باشيم، همه ى انسانها را يك تهديد بالقوه بدانيم، مرتبا نيمه ى خالى ليوان را ببينيم، همش منتظر اتفاقات بد باشيم، مرتبا از چيزى بناليم و مدام از چيزى انتقاد كنيم و ايراد بگيريم، ديگران از غر غر ما به ستوه درخواهند آمد و با آنكه ممكن است عاشقانه دوستمان داشته باشند اما به دنبال راه نجاتى براى فرار از موقعيت hard time خواهند گشت.
●خوشبختى داشتن پول و خانه و اتومبيل شيك نيست. خوشبختى آن است كه به همديگر در موقعيت هاى دشوار انسانى Hard time ندهيم.
Forwarded from مهارت های مدیریت
💢 رهبری تیم با استفاده ازمدل تاکمن
رهبری تیم ، نیازمند توانایی تشخیص سطح توسعه یافتگی تیم ها و ایجاد نفوذ مناسبی که تیم را به جلو (سمت پیشرفت) حرکت دهد می باشد.
مدل تاکمن یک مدل توسعه تیمی قدیمی (با حدود ۴۰ سال سابقه) و خیلی ساده است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. این متن به شما کمک می کند تا مراحل توسعه تیم را در روش تاکمن بهتر بشناسید و سپس انواع مداخلاتی که تیم را به سمت جلو هدایت می کند را طرح ریزی کنید.
🔹 مراحل تکامل گروه براساس نظریهی تاکمن
🔺۱. شکلگیری (forming)
این مرحله معمولا با کمی سردرگمی و عدم اطمینان همراه است، زیرا اهداف اصلی گروه هنوز مشخص نشده است و ماهیت وظایف یا رهبری گروه مشخص نیست. در این مرحله، اعضا در پیِ شناخت یکدیگر و در میان گذاشتن انتظاراتشان از گروه هستند و همچنین با اهداف گروه و قوانین آن آشنا خواهند شد. شکلگیری گروه نباید با شتاب انجام شود.
🔺۲. تضاد یا درگیری (storming)
در این مرحله به احتمال زیاد درگیریها و اختلافات بین اعضای گروه به اوج خود میرسد. اعضا معمولا بر سر اهداف و قدرت مبارزه میکنند. اگر در این مرحله، اعضای گروه بتوانند اختلافها را حلوفصل کنند و به همبستگی و انسجام برسند، به تجربیات مثبتی دست خواهند یافت. اما اگر اعضا قادر به حل این درگیریها نباشند، گروه از هم میپاشد یا بهطور غیرمؤثر در همین مرحله باقی خواهد ماند و به مراحل بعدی رشد خود نخواهد رسید.
🔺۳. انسجام (norming)
در این مرحله تفاوتهای فردی و خواستههای مشترک اعضا شناسایی میشود. خوشبختانه در این مرحله اعضای گروه بهتدریج حس همبستگی و هویت گروهی پیدا میکنند. تلاشهای گروهی در این مرحله باید به تولید نتایج منجر شود. مسئولیتها باید در بین اعضا تقسیم شوند و گروه تصمیم خواهد گرفت چطور روند پیشرفت را ارزیابی کند.
🔺۴. تکامل (performing)
در این مرحله، گروه به بلوغ رسیده است و اعضای گروه نوعی حس همبستگی و انسجام پیدا کردهاند. در مرحلهی تکامل، اعضا یکدیگر را میپذیرند، تضادهایشان را از طریق مباحثه سازنده حلوفصل میکنند و تصمیمات گروهی را از طریق فرایندهای منطقی (و نه احساسی) که بر اهداف گروه متمرکز شده است، اتخاذ میکنند.
🔺۵. فروپاشی (adjourning)
دلایل مختلفی برای فروپاشی گروهها وجود دارد. رایجترین دلایل انحلال گروهها به پایان رسیدن کارها و دستیابی به اهداف است. اعضای گروه در این مرحله، از یکسو بهخاطرِ رسیدن به اهدافشان خوشحال هستند و از سوی دیگر نوعی احساس غم و اندوه را به دلیل وابستگی به اعضای دیگر تجربه میکنند. البته این مرحله معمولا در گروههای نسبتا دائمی رخ نمیدهد. دلیل دیگر انحلال گروه این است که اعضا تصمیم میگیرند به راه خودشان بروند. در این موارد معمولا گروه بدون اینکه به اهدافش دست یابد، از هم میپاشد.
در طول این ۵ مرحله، اعضای گروه باید به مشکلات احتمالی رسیدگی کنند و روشهایی را برای حل آنها بیابند. اینکه آیا گروه در انجام کارها و وظایف خود به موفقیت خواهد رسید یا خیر، به مرور زمان روشن خواهد شد.
✍ آکادمی مدیریت
@management_skill
رهبری تیم ، نیازمند توانایی تشخیص سطح توسعه یافتگی تیم ها و ایجاد نفوذ مناسبی که تیم را به جلو (سمت پیشرفت) حرکت دهد می باشد.
مدل تاکمن یک مدل توسعه تیمی قدیمی (با حدود ۴۰ سال سابقه) و خیلی ساده است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. این متن به شما کمک می کند تا مراحل توسعه تیم را در روش تاکمن بهتر بشناسید و سپس انواع مداخلاتی که تیم را به سمت جلو هدایت می کند را طرح ریزی کنید.
🔹 مراحل تکامل گروه براساس نظریهی تاکمن
🔺۱. شکلگیری (forming)
این مرحله معمولا با کمی سردرگمی و عدم اطمینان همراه است، زیرا اهداف اصلی گروه هنوز مشخص نشده است و ماهیت وظایف یا رهبری گروه مشخص نیست. در این مرحله، اعضا در پیِ شناخت یکدیگر و در میان گذاشتن انتظاراتشان از گروه هستند و همچنین با اهداف گروه و قوانین آن آشنا خواهند شد. شکلگیری گروه نباید با شتاب انجام شود.
🔺۲. تضاد یا درگیری (storming)
در این مرحله به احتمال زیاد درگیریها و اختلافات بین اعضای گروه به اوج خود میرسد. اعضا معمولا بر سر اهداف و قدرت مبارزه میکنند. اگر در این مرحله، اعضای گروه بتوانند اختلافها را حلوفصل کنند و به همبستگی و انسجام برسند، به تجربیات مثبتی دست خواهند یافت. اما اگر اعضا قادر به حل این درگیریها نباشند، گروه از هم میپاشد یا بهطور غیرمؤثر در همین مرحله باقی خواهد ماند و به مراحل بعدی رشد خود نخواهد رسید.
🔺۳. انسجام (norming)
در این مرحله تفاوتهای فردی و خواستههای مشترک اعضا شناسایی میشود. خوشبختانه در این مرحله اعضای گروه بهتدریج حس همبستگی و هویت گروهی پیدا میکنند. تلاشهای گروهی در این مرحله باید به تولید نتایج منجر شود. مسئولیتها باید در بین اعضا تقسیم شوند و گروه تصمیم خواهد گرفت چطور روند پیشرفت را ارزیابی کند.
🔺۴. تکامل (performing)
در این مرحله، گروه به بلوغ رسیده است و اعضای گروه نوعی حس همبستگی و انسجام پیدا کردهاند. در مرحلهی تکامل، اعضا یکدیگر را میپذیرند، تضادهایشان را از طریق مباحثه سازنده حلوفصل میکنند و تصمیمات گروهی را از طریق فرایندهای منطقی (و نه احساسی) که بر اهداف گروه متمرکز شده است، اتخاذ میکنند.
🔺۵. فروپاشی (adjourning)
دلایل مختلفی برای فروپاشی گروهها وجود دارد. رایجترین دلایل انحلال گروهها به پایان رسیدن کارها و دستیابی به اهداف است. اعضای گروه در این مرحله، از یکسو بهخاطرِ رسیدن به اهدافشان خوشحال هستند و از سوی دیگر نوعی احساس غم و اندوه را به دلیل وابستگی به اعضای دیگر تجربه میکنند. البته این مرحله معمولا در گروههای نسبتا دائمی رخ نمیدهد. دلیل دیگر انحلال گروه این است که اعضا تصمیم میگیرند به راه خودشان بروند. در این موارد معمولا گروه بدون اینکه به اهدافش دست یابد، از هم میپاشد.
در طول این ۵ مرحله، اعضای گروه باید به مشکلات احتمالی رسیدگی کنند و روشهایی را برای حل آنها بیابند. اینکه آیا گروه در انجام کارها و وظایف خود به موفقیت خواهد رسید یا خیر، به مرور زمان روشن خواهد شد.
✍ آکادمی مدیریت
@management_skill
👍2
📌 منتفیشدن تعیین سقف و کف تراکنش برای تفکیک حسابها
🔹 وزیر اقتصاد درباره اقدام دولت در حوزه تفکیک حسابهای شخصی و تجاری با انتقاد از کمدقتی در خبررسانی در این مورد گفت: امسال هیچ حکم قانونی ناظر بر تعیین سقف و تعداد گردش نداشتهایم و بنای دولت در حوزه تفکیک حسابهای شخصی و تجاری تکیه بر خوداظهاری است.
🔹 خاندوزی گفت: از نحوه خبرسازی و انتشار اخبار مربوط به این اقدام بسیار تعجب کردم؛ به این معنا که مساله حسابها متعلق به قانون بودجه سال۱۴۰۰ بود و در همانجا تصویب شده و خاتمه پیدا کرده بود و ما در سال۱۴۰۱ هیچ حکم قانونی ناظر بر اینکه سقف و تعداد گردش را بخواهیم مصوب کنیم وجود نداشت و آنچه منتشر شد کمدقتی در خبررسانی بود.
🔹بنای دولت در حوزه تفکیک حسابهای شخصی و تجاری، تکیه بر خوداظهاری افراد و قبول آن از سوی دولت است. اطلاعرسانی دقیقتر را دوستان شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی اعلام خواهند کرد.
🔹 وزیر اقتصاد درباره اقدام دولت در حوزه تفکیک حسابهای شخصی و تجاری با انتقاد از کمدقتی در خبررسانی در این مورد گفت: امسال هیچ حکم قانونی ناظر بر تعیین سقف و تعداد گردش نداشتهایم و بنای دولت در حوزه تفکیک حسابهای شخصی و تجاری تکیه بر خوداظهاری است.
🔹 خاندوزی گفت: از نحوه خبرسازی و انتشار اخبار مربوط به این اقدام بسیار تعجب کردم؛ به این معنا که مساله حسابها متعلق به قانون بودجه سال۱۴۰۰ بود و در همانجا تصویب شده و خاتمه پیدا کرده بود و ما در سال۱۴۰۱ هیچ حکم قانونی ناظر بر اینکه سقف و تعداد گردش را بخواهیم مصوب کنیم وجود نداشت و آنچه منتشر شد کمدقتی در خبررسانی بود.
🔹بنای دولت در حوزه تفکیک حسابهای شخصی و تجاری، تکیه بر خوداظهاری افراد و قبول آن از سوی دولت است. اطلاعرسانی دقیقتر را دوستان شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی اعلام خواهند کرد.
چشم_انداز_صنعت،_معدن_و_تجارت_در_نیمه_دوم_سال_1401_220922_071404.pdf
883.5 KB
چشم اندازصنعت،معدن وتجارت درنیمه دوم۱۴۰۱
✳️فاضلی، جامعهشناس در شبکه ۴ صداوسیما:
جامعه ایران به شدت بالغ شده، اما ساختار حکمرانی که دائم دارد توانش را از دست می دهد.
جامعه ایران به دلیل آنچه برای خانم #مهسا_امینی پیش آمد بسیار داغدار و ملتهب است
🔹باید بدانیم جامعه ایران در چه وضعیتی است. فقط 14 درصد مال سالهای قبل از انقلاب هستند، 86 در صد پس انقلاب به دنیا آمده اند
🔹️ این جامعه گسترش یافته و رشید و بالغ شده و تحصیل کرده است
🔹این جامعه از برخی عارضه ها رنج می برد. نرخ بیکاری بسیار بالاست، حتی با نرخ های پایین مشارکت این بیکاری بالاست
🔹بیکاری به شکل نابرابری بین زن و مرد تقسیم شده؛ مردان پنج برابر زنان شاغل هستند!
🔹نرخ بیکاری زنان 13 درصد، نرخ بیکاری مردان 7.2 درصد.
🔹️ در جوانان 18 تا 35 سال، نرخ بیکاری مردان 13.8 و نرخ بیکاری زنان 28.3 درصد. جوان 18 تا 35 سال دو برابر کل بیکار است!
🔹تعداد دانشجویان زن 20 هزار بیش از مردان است، زنان بیشتر دانشجو شده اند، اما نرخ بیکاری آنها دو برابر است. نرخ مشارکت اقتصادی آنها هم یک پنجم است. طبیعی است من مثل زنان اسم این را بگذارم یک تبعیض ساختاری علیه زنان.
🔹همین جامعه در 10 سال گذشته میزان برخورداری ثروتمندترین دهک به فقیرترین دهکش از 11 برابر شده 14 برابر؛ یعنی نابرابری هم گسترش یافته است.
🔹️ طبق گزارش دو سال پیش مرکز پژوهش های مجلس، ما در طول دهه 90 یک افول اقتصادی وحشتناک را تجربه کردیم. این افول در حدی است که اگر تا سال 1405 ما سالی 8 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، شش سال متوالی رشد 8 درصد، آن هم برای اقتصادی که از اول دهه نود رشد اقتصادی آن میانگین صفر بوده این گزارش می گوید تازه آن سال می رسیم به جایی که سال نود بودیم! و می دانیم این غیرممکن است!
🔹️ این جامعه ای است که 60 درصد شاغلانش پوشش بیمه ندارند!
🔹این جامعه دچار 18.4 درصد فقر است، یعنی از هر پنج نفری که از کنار شما رد می شود یکی در فقر مطلق به سر می برد!
🔹در این جامعه دولتش به شدت کسر بودجه دارد و جایگاه جهانی اش این است. ما باید ببینیم داریم کجا زندگی می کنیم!
🔹در جایی داریم زندگی می کنیم که در فاصله سالهای 80 تا 97، در سال 80 هشتاد درصد تجارت ما با 23 کشور بوده است. رسیدیم به جایی که در سال 97، پنجاه و چهار درصد تجارت کشور با سه کشور بوده است (چین، عراق، امارات). اگر شما به این نمی گویید جداافتادگی از جهان، پس چه می گویید؟!
🔹در داخل به شدت تضعیف شده اید از نظر اقتصادی و به مردم فشار آمده است، در حالی که کشور 10 میلیون جمعیت افزایش یافته 40 درصد درآمد سرانه اش را از دست داده است. میانگین تورم در جهان در سال 2018، 2.4 درصد بوده است، و تورم بلندمدت ایران 20 درصد بوده و فقط سه کشور ونزوئلا، زیمباوه و آرژانتین تورم بیشتری داشته اند!
🔹روایت من از جامعه امروز من این است که جامعه ای است که به شدت بالغ شده، از 36 میلیون نفر شده 84 میلیون، تحصیلاتش به شدت رفته بالاتر، به لحاظ آگاهی بسیار پیشرفت کرده. این جامعه به شدت جهانی شده، به شدت می تواند خودش را مقایسه کند. به شدت مردمش به سفر می روند و خودشان را با جهان مقایسه می کنند. این جامعه مواجه شده با یک ساختار حکمرانی که دائم دارد توانش را از دست می دهد و به شدت بر سر موضوعات مختلف انرژِی خود را هدر داده است.
جامعه ایران به شدت بالغ شده، اما ساختار حکمرانی که دائم دارد توانش را از دست می دهد.
جامعه ایران به دلیل آنچه برای خانم #مهسا_امینی پیش آمد بسیار داغدار و ملتهب است
🔹باید بدانیم جامعه ایران در چه وضعیتی است. فقط 14 درصد مال سالهای قبل از انقلاب هستند، 86 در صد پس انقلاب به دنیا آمده اند
🔹️ این جامعه گسترش یافته و رشید و بالغ شده و تحصیل کرده است
🔹این جامعه از برخی عارضه ها رنج می برد. نرخ بیکاری بسیار بالاست، حتی با نرخ های پایین مشارکت این بیکاری بالاست
🔹بیکاری به شکل نابرابری بین زن و مرد تقسیم شده؛ مردان پنج برابر زنان شاغل هستند!
🔹نرخ بیکاری زنان 13 درصد، نرخ بیکاری مردان 7.2 درصد.
🔹️ در جوانان 18 تا 35 سال، نرخ بیکاری مردان 13.8 و نرخ بیکاری زنان 28.3 درصد. جوان 18 تا 35 سال دو برابر کل بیکار است!
🔹تعداد دانشجویان زن 20 هزار بیش از مردان است، زنان بیشتر دانشجو شده اند، اما نرخ بیکاری آنها دو برابر است. نرخ مشارکت اقتصادی آنها هم یک پنجم است. طبیعی است من مثل زنان اسم این را بگذارم یک تبعیض ساختاری علیه زنان.
🔹همین جامعه در 10 سال گذشته میزان برخورداری ثروتمندترین دهک به فقیرترین دهکش از 11 برابر شده 14 برابر؛ یعنی نابرابری هم گسترش یافته است.
🔹️ طبق گزارش دو سال پیش مرکز پژوهش های مجلس، ما در طول دهه 90 یک افول اقتصادی وحشتناک را تجربه کردیم. این افول در حدی است که اگر تا سال 1405 ما سالی 8 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، شش سال متوالی رشد 8 درصد، آن هم برای اقتصادی که از اول دهه نود رشد اقتصادی آن میانگین صفر بوده این گزارش می گوید تازه آن سال می رسیم به جایی که سال نود بودیم! و می دانیم این غیرممکن است!
🔹️ این جامعه ای است که 60 درصد شاغلانش پوشش بیمه ندارند!
🔹این جامعه دچار 18.4 درصد فقر است، یعنی از هر پنج نفری که از کنار شما رد می شود یکی در فقر مطلق به سر می برد!
🔹در این جامعه دولتش به شدت کسر بودجه دارد و جایگاه جهانی اش این است. ما باید ببینیم داریم کجا زندگی می کنیم!
🔹در جایی داریم زندگی می کنیم که در فاصله سالهای 80 تا 97، در سال 80 هشتاد درصد تجارت ما با 23 کشور بوده است. رسیدیم به جایی که در سال 97، پنجاه و چهار درصد تجارت کشور با سه کشور بوده است (چین، عراق، امارات). اگر شما به این نمی گویید جداافتادگی از جهان، پس چه می گویید؟!
🔹در داخل به شدت تضعیف شده اید از نظر اقتصادی و به مردم فشار آمده است، در حالی که کشور 10 میلیون جمعیت افزایش یافته 40 درصد درآمد سرانه اش را از دست داده است. میانگین تورم در جهان در سال 2018، 2.4 درصد بوده است، و تورم بلندمدت ایران 20 درصد بوده و فقط سه کشور ونزوئلا، زیمباوه و آرژانتین تورم بیشتری داشته اند!
🔹روایت من از جامعه امروز من این است که جامعه ای است که به شدت بالغ شده، از 36 میلیون نفر شده 84 میلیون، تحصیلاتش به شدت رفته بالاتر، به لحاظ آگاهی بسیار پیشرفت کرده. این جامعه به شدت جهانی شده، به شدت می تواند خودش را مقایسه کند. به شدت مردمش به سفر می روند و خودشان را با جهان مقایسه می کنند. این جامعه مواجه شده با یک ساختار حکمرانی که دائم دارد توانش را از دست می دهد و به شدت بر سر موضوعات مختلف انرژِی خود را هدر داده است.
🔲⭕️ما تفاله نیستیم، ما مردمیم!
مجتبی لشکربلوکی
در یکی از برنامه های صدا و سیما، کارشناس مدعو گفتند که این تفالهها و کفهای روی آب نمیتوانند در برابر اقیانوس عظیم پایداری کنند. ایشان عملا معترضان را تفاله خواندند یا دست کم برداشت افراد زیادی مانند من این است که از نظر ایشان معترضان تفاله اند. راحت ترین راه اینست که مقابله به مثل کرد و نسبت های ناروا داد. اما سه نکته را یادآوری کنم.
1) در دنیا به همین افرادی که شما تفاله می نامید می گویند شهروند. راه دوری نرویم در همین کشور نام ما بود ولی نعمتان انقلاب.
2) یکی از اساتید دانشگاه استنفورد به این موضوع پرداخته که چرا انسانهایی با باور قوی به ارزشهای اخلاقی که در سایر بخشهای زندگی دلرحم اند میتوانند دست به اعمال خشونت بار بزنند. او به شش مکانیزم رسیده است. یکی از آن شش مکانیزم چنین است: انسانیتزدایی از طرف مقابل: منطق کلی این روش، مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه درجه انسانیت طرف مقابل بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او آسان تر میشود. کاکاسیا خواندن بردگان و شهروند درجه دو دانستن اقلیت ها، نجس دانستن غیرهمکیشان، مزاحم خواندن مهاجرین در واقع آماده سازی برخوردهای زشت و خشن با آنهاست. من اگر جای آن کارشناس محترم بودم ضمن عذرخواهی صریح از مردم، یادآوری می کردم که همه ما مردمیم. همه!
3) بگذارید از یک تجربه جهانی با هم صحبت کنیم. گروهی از اوگاندا به رهبری فردی بسیار متوحش و متوهم (که خود را پیامبر می دانست) شورش کردند. این گروه مسئول قتل بیش از صدهزار انسان، ربودن بالای سیهزار کودک و آوارگی بیش از دو میلیون اوگاندایی دانسته شدند. در این میان یکی راه متفاوتی انتخاب کرد خانمی به نام بتی بیگومب گفت که می خواهد با آنان مذاکره کند. او به داخل جنگل رفت. مایل ها پیاده رفت تا بتواند به آنان برسد. بتی سرانجام بعد از ماهها تلاش با شورشیان تماس برقرار کرد. اوایل آنها مذاکره با یک زن را اهانتآمیز می دانستند. چندی بعد نه تنها شورشیان که رهبر شورشیان نیز بتی را «مامان» صدا کرد و حتی پذیرفت که جنگل را ترک و مذاکرات صلح را آغاز کند.
اگرچه تلاشها برای برقراری صلح موفقتآمیز نبود، اما بازکردن ذهن آنان برای گفتوگو دستاورد چشمگیری بود. بتی بهخاطر تلاشهایش، زنِ سال اوگاندا شد. وقتی از او پرسیده شد که رمز موفقیتت چه بود یک پاسخ مشخص و کوتاه داشت: گوش کردن. او پاسخ داد که کلید این کار متقاعدکردن یا حتی چاپلوسی نبود بلکه فقط گوشدادن بود.
در هر اردوگاه، به مردم اعلام میکرد که برای سخنرانی آنجا نیامده بلکه آمده تا به حرفهایشان گوش کند. کنجکاوی و تواضعِ همراه با اعتماد به نفس او اوگانداییها را غافلگیر میکرد. کار به جایی رسید که در اردوگاه بتی را «مِگو» صدا میزدند. مِگو بهصورت تحتاللفظی یعنی مادر، همچنین اصطلاحی مهربانانه برای خطابکردن بزرگترها. دقت کنید بتی نمایندۀ دولتی بود که در چشم بسیاری از آنان ظالم تلقی میشد. طولی نکشید که مردم پیشنهاد دادند که بتی را به فرماندهان ارتشِ چریکی معرفی کنند. یک جمله طلایی از بتی شاید جالب باشد: حتی شیطان هم قدر شنیدهشدن را میداند (نشریه ترجمان)
☑️⭕️تجویز راهبردی:
گوش کردن، آن هم گوش کردن واقعی، با حوصله و بدون سانسور هنری است که مدت هاست از دست داده ایم. این مردم فهیم و صبور حتما دردی دارند. حتما زخمی اند. پس باید به حرف آنان گوش داد. این جامعه می گوید پس از آنکه دخترمان مهسا امینی را از دست دادیم پیش از آنکه نیازمند یک پدر مقتدر باشیم نیازمند مادری هستیم که به حرف هایمان گوش کند. پیشنهاد می کنم همین هایی که بازداشت می شوند را بازجویی نکنیم. بلکه پای صحبت شان بنشینیم، ببینیم دردشان چیست؟ بلافاصله نگوییم می دانیم، گوش کنیم!
از خودمان بپرسیم که چرا مشکل به کف خیابان کشیده می شود؟ چرا باید شاهد زخمی و کشته شدن مردم و نیروی انتظامی باشیم؟ جامعه ای که متشکل نیست، جامعه ای که اتمیزه است. جامعه ای که مسیر شفافی برای بیان انتظارات و مطالبات ندارد. جامعه ای که (به درست یا به غلط) احساس می کند اولویت های کشور با اولویت های شخصی شان همسو نیست. چه می کند؟ برخی می روند و آن هایی که می مانند مسیر انتقاد را برمی گزینند. ولی اگر انتقاد مسیر شفاف، قانونی و کم هزینه نداشته باشد، چاره ای جز به خیابان آمدن دارند؟
وقتی تنها راه شنیده و دیده شدن خیابان باشد، سرنوشت ما همین است. نگذاریم خیابان سرنوشت ما را تعیین کنند. نظام سیاسی ما باید به گونه ای باشد که به صورت سیستماتیک امکان شنیده شدن را فراهم کند وگرنه انتقادها به اعتراض و کدورت به نفرت و سوء تفاهم به سوء تعامل ختم خواهد شد. ما تفاله نیستیم، ما خس و خاشاک نیستیم. مردمی فهیم، صبور و باهوش که یا همکیش همیم و یا همنوع هم. ما همه انسانیم و شایسته شنیده شدن.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
در یکی از برنامه های صدا و سیما، کارشناس مدعو گفتند که این تفالهها و کفهای روی آب نمیتوانند در برابر اقیانوس عظیم پایداری کنند. ایشان عملا معترضان را تفاله خواندند یا دست کم برداشت افراد زیادی مانند من این است که از نظر ایشان معترضان تفاله اند. راحت ترین راه اینست که مقابله به مثل کرد و نسبت های ناروا داد. اما سه نکته را یادآوری کنم.
1) در دنیا به همین افرادی که شما تفاله می نامید می گویند شهروند. راه دوری نرویم در همین کشور نام ما بود ولی نعمتان انقلاب.
2) یکی از اساتید دانشگاه استنفورد به این موضوع پرداخته که چرا انسانهایی با باور قوی به ارزشهای اخلاقی که در سایر بخشهای زندگی دلرحم اند میتوانند دست به اعمال خشونت بار بزنند. او به شش مکانیزم رسیده است. یکی از آن شش مکانیزم چنین است: انسانیتزدایی از طرف مقابل: منطق کلی این روش، مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه درجه انسانیت طرف مقابل بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او آسان تر میشود. کاکاسیا خواندن بردگان و شهروند درجه دو دانستن اقلیت ها، نجس دانستن غیرهمکیشان، مزاحم خواندن مهاجرین در واقع آماده سازی برخوردهای زشت و خشن با آنهاست. من اگر جای آن کارشناس محترم بودم ضمن عذرخواهی صریح از مردم، یادآوری می کردم که همه ما مردمیم. همه!
3) بگذارید از یک تجربه جهانی با هم صحبت کنیم. گروهی از اوگاندا به رهبری فردی بسیار متوحش و متوهم (که خود را پیامبر می دانست) شورش کردند. این گروه مسئول قتل بیش از صدهزار انسان، ربودن بالای سیهزار کودک و آوارگی بیش از دو میلیون اوگاندایی دانسته شدند. در این میان یکی راه متفاوتی انتخاب کرد خانمی به نام بتی بیگومب گفت که می خواهد با آنان مذاکره کند. او به داخل جنگل رفت. مایل ها پیاده رفت تا بتواند به آنان برسد. بتی سرانجام بعد از ماهها تلاش با شورشیان تماس برقرار کرد. اوایل آنها مذاکره با یک زن را اهانتآمیز می دانستند. چندی بعد نه تنها شورشیان که رهبر شورشیان نیز بتی را «مامان» صدا کرد و حتی پذیرفت که جنگل را ترک و مذاکرات صلح را آغاز کند.
اگرچه تلاشها برای برقراری صلح موفقتآمیز نبود، اما بازکردن ذهن آنان برای گفتوگو دستاورد چشمگیری بود. بتی بهخاطر تلاشهایش، زنِ سال اوگاندا شد. وقتی از او پرسیده شد که رمز موفقیتت چه بود یک پاسخ مشخص و کوتاه داشت: گوش کردن. او پاسخ داد که کلید این کار متقاعدکردن یا حتی چاپلوسی نبود بلکه فقط گوشدادن بود.
در هر اردوگاه، به مردم اعلام میکرد که برای سخنرانی آنجا نیامده بلکه آمده تا به حرفهایشان گوش کند. کنجکاوی و تواضعِ همراه با اعتماد به نفس او اوگانداییها را غافلگیر میکرد. کار به جایی رسید که در اردوگاه بتی را «مِگو» صدا میزدند. مِگو بهصورت تحتاللفظی یعنی مادر، همچنین اصطلاحی مهربانانه برای خطابکردن بزرگترها. دقت کنید بتی نمایندۀ دولتی بود که در چشم بسیاری از آنان ظالم تلقی میشد. طولی نکشید که مردم پیشنهاد دادند که بتی را به فرماندهان ارتشِ چریکی معرفی کنند. یک جمله طلایی از بتی شاید جالب باشد: حتی شیطان هم قدر شنیدهشدن را میداند (نشریه ترجمان)
☑️⭕️تجویز راهبردی:
گوش کردن، آن هم گوش کردن واقعی، با حوصله و بدون سانسور هنری است که مدت هاست از دست داده ایم. این مردم فهیم و صبور حتما دردی دارند. حتما زخمی اند. پس باید به حرف آنان گوش داد. این جامعه می گوید پس از آنکه دخترمان مهسا امینی را از دست دادیم پیش از آنکه نیازمند یک پدر مقتدر باشیم نیازمند مادری هستیم که به حرف هایمان گوش کند. پیشنهاد می کنم همین هایی که بازداشت می شوند را بازجویی نکنیم. بلکه پای صحبت شان بنشینیم، ببینیم دردشان چیست؟ بلافاصله نگوییم می دانیم، گوش کنیم!
از خودمان بپرسیم که چرا مشکل به کف خیابان کشیده می شود؟ چرا باید شاهد زخمی و کشته شدن مردم و نیروی انتظامی باشیم؟ جامعه ای که متشکل نیست، جامعه ای که اتمیزه است. جامعه ای که مسیر شفافی برای بیان انتظارات و مطالبات ندارد. جامعه ای که (به درست یا به غلط) احساس می کند اولویت های کشور با اولویت های شخصی شان همسو نیست. چه می کند؟ برخی می روند و آن هایی که می مانند مسیر انتقاد را برمی گزینند. ولی اگر انتقاد مسیر شفاف، قانونی و کم هزینه نداشته باشد، چاره ای جز به خیابان آمدن دارند؟
وقتی تنها راه شنیده و دیده شدن خیابان باشد، سرنوشت ما همین است. نگذاریم خیابان سرنوشت ما را تعیین کنند. نظام سیاسی ما باید به گونه ای باشد که به صورت سیستماتیک امکان شنیده شدن را فراهم کند وگرنه انتقادها به اعتراض و کدورت به نفرت و سوء تفاهم به سوء تعامل ختم خواهد شد. ما تفاله نیستیم، ما خس و خاشاک نیستیم. مردمی فهیم، صبور و باهوش که یا همکیش همیم و یا همنوع هم. ما همه انسانیم و شایسته شنیده شدن.
@Dr_Lashkarbolouki
ایلانماسک صدرنشین ثروتمندان شد
💰 ایلان ماسک، میلیاردر فناوری، در فهرست جدید فوربس صدرنشین فهرست ۴۰۰ ثروتمند آمریکا قرار گرفت و از دومین فرد ثروتمند این کشور پیشی گرفت. به گزارش بیزینس، این مجله دارایی خالص ماسک را بیش از ۲۵۱ میلیارد دلار تخمین زد که بسیار فراتر از دارنده رتبه دوم، بنیانگذار آمازون، جف بزوس است. فوربس اعلام کرد که ثروت مدیرعامل سابق آمازون تقریبا ۱۵۱ میلیارد دلار است. ثروت ماسک ۵/ ۶۰ میلیارد دلار بیشتر از سال ۲۰۲۱ شده که جهان از همهگیری ویروس کرونا خارج شد و رکورد جدیدی برای فهرست فوربس است.
💰 بخش اعظم ثروت ماسک از خودروساز تسلاست، شرکتی که او یکی از بنیانگذاران آن بوده و هست؛ ماسک حدود یک چهارم سهام این شرکت را در اختیار دارد و بسیاری از بقیه دارایی خالص وی را میتوان به شرکت اکتشاف فضایی اسپیسایکس نسبت داد که طبق گفته فوربس در سه سال گذشته ارزش آن چهار برابر شده است./ایسنا
💰 ایلان ماسک، میلیاردر فناوری، در فهرست جدید فوربس صدرنشین فهرست ۴۰۰ ثروتمند آمریکا قرار گرفت و از دومین فرد ثروتمند این کشور پیشی گرفت. به گزارش بیزینس، این مجله دارایی خالص ماسک را بیش از ۲۵۱ میلیارد دلار تخمین زد که بسیار فراتر از دارنده رتبه دوم، بنیانگذار آمازون، جف بزوس است. فوربس اعلام کرد که ثروت مدیرعامل سابق آمازون تقریبا ۱۵۱ میلیارد دلار است. ثروت ماسک ۵/ ۶۰ میلیارد دلار بیشتر از سال ۲۰۲۱ شده که جهان از همهگیری ویروس کرونا خارج شد و رکورد جدیدی برای فهرست فوربس است.
💰 بخش اعظم ثروت ماسک از خودروساز تسلاست، شرکتی که او یکی از بنیانگذاران آن بوده و هست؛ ماسک حدود یک چهارم سهام این شرکت را در اختیار دارد و بسیاری از بقیه دارایی خالص وی را میتوان به شرکت اکتشاف فضایی اسپیسایکس نسبت داد که طبق گفته فوربس در سه سال گذشته ارزش آن چهار برابر شده است./ایسنا
Forwarded from مدیریت رفتار سازمانی
💢بدبینی سازمانی (Organizational Cynicism)
✍️اخيرا مبحث بدبینی سازمانی، به ویژه در زمینه رفتار سازمانی توجه زیادی را جلب کرده است. در حال حاضر، مطالعات تجربی و نظری زیادی در زمینه بدبینی سازمانی و عوامل سازمانی و مدیریتی مربوط به آن انجام گرفته است
🎯بدبین فردی است که نگاهی بد به بیشتر امور دارد. کانتر و میر ویس در شرحی مختصر، بد بینی را همراه با دروغگویی، به نمایش گذاشتن چهره ای نادرست از دیگران و از بین بردن مزایای آنها دانسته اند و این طرز فکر را که مردم فقط به فکر خودشان هستند، ویژگی انسان بدبین معرفی کرده اند و معتقدند که نگرش های بدبینانه درباره زندگی به موازات نگرش های مرتبط با کارند
⭕️عوامل سازمانی مؤثر بر بدبینی سازمانی
در سراسر دنیا عوامل متعددی به عنوان علل ایجاد بد بینی در سازمان ها معرفی شده است. اگر این عوامل را به دو دسته عوامل سازمانی و مدیریتی دسته بندی کنیم، در این تحقیق سعی شده است به برخی عوامل سازمانی به وجود آورنده بدبینی در سازمان اشاره شود.جیمز ، عواملی را به عنوان پیش بینی کننده های بدبینی سازمانی مطرح کرد.
🔵چهار عاملی که جیمز نام برده است عبارت اند از :
🎯 نقض قراردادهای روان شناختی؛( عدم اعتماد سازمانی)
🎯سیاست های سازمانی؛ ( عملکرد ضعیف سازمان)
🎯استنباط از صداقت وعدالت سازمانی؛
🎯 حمایت سازمانی درک شده توسط کارکنان.( تعدیل نیروی کار)
📝یافته های جیمز نشان داد وقتی کارکنان احساس می کنند رفتارهایشان به انتخاب خودشان نیست (سیاست های سازمان)، با کارکنان باور می کنند تخلف از مقررات و تقابل به مثل بین سازمان و کارکنان به وجود می آید (نقض قراردادهای روانشناختی)، بدبینی آنها نسبت به سازمان بیشتر می شود و بدون توجه به نوع بی عدالتی (توزیعی، رویه ای و تعاملی)، وقتی درک بی عدالتی در سازمان زیاد باشد، بدبینی در سازمان افزایش می یابد.
👈از طرفی، وقتی کارکنان عقیده دارند سازمان برای کمک هایشان ارزش قائل است و نگران رفاه و آسایش آنهاست (حمایت سازمانی) نگرش های بدبینانه کاهش می یابد
⭕️انواع بد بینی سازمانی
اندرسون و با من بدبینی را در سه حالت اندازه گیری کردند: ۱. بدبینی نسبت به یک سازمان خاص و مدیریت آن سازمان؛ ۲. بدبینی کلی نسبت به سازمان های تجاری و مدیران اجراییشان؛ ۳. بدبینی کلی نسبت به ماهیت انسان
⭕️نتایج بدبینی سازمانی
آبراهام از نخستین کسانی بود که تحقیقی تجربی را برای بررسی اثر بدبینی سازمانی رضایت شغلی، تعهد سازمانی، از خودبیگانگی، و رفتار شهروندی سازمانی انجام داد. او در مقاله اش به سه نوع بدبینی اشاره کرد: 1. بدبینی شخصیتی؛ ۲. بدبینی سازمانی؛ ۳. بدبینی اجتماعی .
📝او پیش بینی کرد بدبینی سازمانی با رضایت شغلی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی ارتباط منفی دارد و با از خود بیگانگی ارتباط مثبت دارد.
نتایج مطالعه آبراهام نشان داد هر سه نوع بدبینی با رضایت شغلی ارتباط دارد. بدبینی شخصیتی و بدبینی سازمانی باعث کاهش رضایت شغلی و بد بینی اجتماعی باعث افزایش رضایت شغلی می شود، افرادی که از رفتار انسان درک منفی داشتند (بد بینی شخصیتی) و درباره تلاش ها برای تغییر بدبین بودند (بدبینی سازمانی)، از شغلشان رضایت کمتری داشتند و افرادی که معتقد بودند جامعه از قراردادهای روان شناختی تخطی می کند، از شغلشان رضایت بیشتری داشتند.
⭕️راهکارهای مدیریتی:
1.🎯 حمایت سازمان و مدیریت از کارکنان در جهت کسب اعتماد زیر دستان افزایش یابد.
۲- 🎯زمینه های مشارکت بیشتر کارکنان در تصمیم گیری در حوزه هایی که مستعد ايجاد بدبینی است، فراهم شود
3. 🎯عوامل تأثیرگذار بر رضایت کارکنان شناسایی شود و تسهیلات لازم فراهم شود.
۴.🎯 عدالت در توزیع پاداش ها و جبران خدمات کارکنان رعایت شود و برای کارکنان شفاف سازی شود
۵. 🎯میزان حقوق و مزایای مدیر و منطق پرداخت آن برای کارکنان شفاف باشد.
✍ کانال مدیران فرهیخته
@organizationalbehavior
✍️اخيرا مبحث بدبینی سازمانی، به ویژه در زمینه رفتار سازمانی توجه زیادی را جلب کرده است. در حال حاضر، مطالعات تجربی و نظری زیادی در زمینه بدبینی سازمانی و عوامل سازمانی و مدیریتی مربوط به آن انجام گرفته است
🎯بدبین فردی است که نگاهی بد به بیشتر امور دارد. کانتر و میر ویس در شرحی مختصر، بد بینی را همراه با دروغگویی، به نمایش گذاشتن چهره ای نادرست از دیگران و از بین بردن مزایای آنها دانسته اند و این طرز فکر را که مردم فقط به فکر خودشان هستند، ویژگی انسان بدبین معرفی کرده اند و معتقدند که نگرش های بدبینانه درباره زندگی به موازات نگرش های مرتبط با کارند
⭕️عوامل سازمانی مؤثر بر بدبینی سازمانی
در سراسر دنیا عوامل متعددی به عنوان علل ایجاد بد بینی در سازمان ها معرفی شده است. اگر این عوامل را به دو دسته عوامل سازمانی و مدیریتی دسته بندی کنیم، در این تحقیق سعی شده است به برخی عوامل سازمانی به وجود آورنده بدبینی در سازمان اشاره شود.جیمز ، عواملی را به عنوان پیش بینی کننده های بدبینی سازمانی مطرح کرد.
🔵چهار عاملی که جیمز نام برده است عبارت اند از :
🎯 نقض قراردادهای روان شناختی؛( عدم اعتماد سازمانی)
🎯سیاست های سازمانی؛ ( عملکرد ضعیف سازمان)
🎯استنباط از صداقت وعدالت سازمانی؛
🎯 حمایت سازمانی درک شده توسط کارکنان.( تعدیل نیروی کار)
📝یافته های جیمز نشان داد وقتی کارکنان احساس می کنند رفتارهایشان به انتخاب خودشان نیست (سیاست های سازمان)، با کارکنان باور می کنند تخلف از مقررات و تقابل به مثل بین سازمان و کارکنان به وجود می آید (نقض قراردادهای روانشناختی)، بدبینی آنها نسبت به سازمان بیشتر می شود و بدون توجه به نوع بی عدالتی (توزیعی، رویه ای و تعاملی)، وقتی درک بی عدالتی در سازمان زیاد باشد، بدبینی در سازمان افزایش می یابد.
👈از طرفی، وقتی کارکنان عقیده دارند سازمان برای کمک هایشان ارزش قائل است و نگران رفاه و آسایش آنهاست (حمایت سازمانی) نگرش های بدبینانه کاهش می یابد
⭕️انواع بد بینی سازمانی
اندرسون و با من بدبینی را در سه حالت اندازه گیری کردند: ۱. بدبینی نسبت به یک سازمان خاص و مدیریت آن سازمان؛ ۲. بدبینی کلی نسبت به سازمان های تجاری و مدیران اجراییشان؛ ۳. بدبینی کلی نسبت به ماهیت انسان
⭕️نتایج بدبینی سازمانی
آبراهام از نخستین کسانی بود که تحقیقی تجربی را برای بررسی اثر بدبینی سازمانی رضایت شغلی، تعهد سازمانی، از خودبیگانگی، و رفتار شهروندی سازمانی انجام داد. او در مقاله اش به سه نوع بدبینی اشاره کرد: 1. بدبینی شخصیتی؛ ۲. بدبینی سازمانی؛ ۳. بدبینی اجتماعی .
📝او پیش بینی کرد بدبینی سازمانی با رضایت شغلی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی ارتباط منفی دارد و با از خود بیگانگی ارتباط مثبت دارد.
نتایج مطالعه آبراهام نشان داد هر سه نوع بدبینی با رضایت شغلی ارتباط دارد. بدبینی شخصیتی و بدبینی سازمانی باعث کاهش رضایت شغلی و بد بینی اجتماعی باعث افزایش رضایت شغلی می شود، افرادی که از رفتار انسان درک منفی داشتند (بد بینی شخصیتی) و درباره تلاش ها برای تغییر بدبین بودند (بدبینی سازمانی)، از شغلشان رضایت کمتری داشتند و افرادی که معتقد بودند جامعه از قراردادهای روان شناختی تخطی می کند، از شغلشان رضایت بیشتری داشتند.
⭕️راهکارهای مدیریتی:
1.🎯 حمایت سازمان و مدیریت از کارکنان در جهت کسب اعتماد زیر دستان افزایش یابد.
۲- 🎯زمینه های مشارکت بیشتر کارکنان در تصمیم گیری در حوزه هایی که مستعد ايجاد بدبینی است، فراهم شود
3. 🎯عوامل تأثیرگذار بر رضایت کارکنان شناسایی شود و تسهیلات لازم فراهم شود.
۴.🎯 عدالت در توزیع پاداش ها و جبران خدمات کارکنان رعایت شود و برای کارکنان شفاف سازی شود
۵. 🎯میزان حقوق و مزایای مدیر و منطق پرداخت آن برای کارکنان شفاف باشد.
✍ کانال مدیران فرهیخته
@organizationalbehavior
اندازه اتاقی که در آن فکر می کنید
روی تصمیمات شما تاثیر می گذارد.
حتما تا حالا این جمله را زیاد شنیده اید: خارج از چارچوب فکر کنید! معنی این جمله این است که پیش فرض ها و پیش دانسته ها را کنار بگذارید و مرزها را بشکنید. اما ظاهرا حتی از نظر فیزیکی هم این جمله معنا دارد.
به نوشته آکادمی تفکر، پژوهشگران دانشگاه ميشيگان از دانش آموزان خواستند تا چند مسئله را حل كنند درحالي كه يكبار داخل يك اتاقك مقوايی با ابعاد محدود نشستند و بار ديگر خارج از آن. البته در زمانی كه دانش آموزان داخل اتاقك مقوايی بودند احساس تنگی نمی كردند. نتيجه اين بود كه وقتی دانش آموزان در خارج از چارچوب (اتاقك مقوايی) بودند بهتر توانستند مسايل را حل كنند.
در آزمايش دوم، دانش آموزان را در حاليكه يكبار آزادانه و بارديگر در يك مسير مشخص و تعيين شده راه می رفتند، اقدام به حل مسئله كردند. نتيجه اين بود كه در حالت راه رفتن آزادانه، دانش آموزان داراي تفكر واگراي بيشتري بودند. تفكر واگرا، شرط لازم براي تفكر خلاق است.
بنا به عقيده پژوهشگران، چنانچه محيط هاي آموزشي و كاري داراي چارديواري هاي كمتري بوده و از سالن ها و فضاهاي بازتري استفاده شود، توان خلاقيت دانش آموزان و كارمندان افزايش مي يابد.
تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر کمی به دستاوردهای فکری خود فکر کنیم، به تجربه نیز درخواهیم یافت که فضای فیزیکی کاملا بر نحوه تفکر ما موثر است. شاید به همین خاطر باشد که بسیاری از ثروتمندان و مدیران بخشی از گفتگوهای خود را در فضاهایی باز مانند زمین گلف انجام می دهند و جالب اینجاست که ایده برخی از کسب وکارهای موفق در زمین گلف استارت خورده است.
در همین راستا پیشنهاد می شود این چهار راهکار را تجربه کنید: دو تایش برای زندگی شخصی و دو تایش برای محیط کاری تان:
زندگی شخصی:
1- هر از چند گاهی تا مکان های مرتفع پیاده روی کنید و در حین پیاده روی فکر کنید و مدتی از آن جا به پایین و دور دست بنگرید و در راه بازگشت دوباره فکر کنید و اگر به ایده ای رسیدید صدای خود را ضبط کنید.
2- اتاق نشیمن و خواب خود را برانداز کنید شاید ما پول نداشته باشیم که یک اتاق بزرگ و زیبا و با پنجره هایی بزرگ رو به دریا داشته باشیم اما می توانیم از چراغ های نورانی تر، رنگ های شادتر و خلاقانه تر و تصاویر الهام بخش تراستفاده کنیم.
محیط کاری:
1- هر چند وقت یک بار مکان جلسات خود را تغییر دهید. آن را در بیرون سازمان برگزار کنید. حتما مکانی را انتخاب کنید که سقف بلندی داشته باشد و پنجره های بزرگ رو به بیرون با یک افق دید بسیار مناسب و جایی برای راه رفتن، قدم زدن و گفتگوهای غیر رسمی. گاهی اوقات با تغییر مکان، فضای فکری عوض می شود.
2- سه فاکتور اتاق جلسات خود را مجدد بررسی کنید: آیا اتاق شما به اندازه کافی نور دارد؟ آیا رنگ اتاق شما مهیج و خلاق است یا مرده و بی روح؟ آیا تصاویری که در اتاق جلسات هست به اندازه کافی جذاب، انرژی بخش و الهام بخش است؟ ما ممکن است برای ویدئو پرژکتور، صندلی و میز اتاق جلسات میلیون ها خرج کنیم بد نیست اندکی از هزینه را به سرمایه گذاری در تغییر فضای فیزیکی تخصیص دهیم.
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی
روی تصمیمات شما تاثیر می گذارد.
حتما تا حالا این جمله را زیاد شنیده اید: خارج از چارچوب فکر کنید! معنی این جمله این است که پیش فرض ها و پیش دانسته ها را کنار بگذارید و مرزها را بشکنید. اما ظاهرا حتی از نظر فیزیکی هم این جمله معنا دارد.
به نوشته آکادمی تفکر، پژوهشگران دانشگاه ميشيگان از دانش آموزان خواستند تا چند مسئله را حل كنند درحالي كه يكبار داخل يك اتاقك مقوايی با ابعاد محدود نشستند و بار ديگر خارج از آن. البته در زمانی كه دانش آموزان داخل اتاقك مقوايی بودند احساس تنگی نمی كردند. نتيجه اين بود كه وقتی دانش آموزان در خارج از چارچوب (اتاقك مقوايی) بودند بهتر توانستند مسايل را حل كنند.
در آزمايش دوم، دانش آموزان را در حاليكه يكبار آزادانه و بارديگر در يك مسير مشخص و تعيين شده راه می رفتند، اقدام به حل مسئله كردند. نتيجه اين بود كه در حالت راه رفتن آزادانه، دانش آموزان داراي تفكر واگراي بيشتري بودند. تفكر واگرا، شرط لازم براي تفكر خلاق است.
بنا به عقيده پژوهشگران، چنانچه محيط هاي آموزشي و كاري داراي چارديواري هاي كمتري بوده و از سالن ها و فضاهاي بازتري استفاده شود، توان خلاقيت دانش آموزان و كارمندان افزايش مي يابد.
تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر کمی به دستاوردهای فکری خود فکر کنیم، به تجربه نیز درخواهیم یافت که فضای فیزیکی کاملا بر نحوه تفکر ما موثر است. شاید به همین خاطر باشد که بسیاری از ثروتمندان و مدیران بخشی از گفتگوهای خود را در فضاهایی باز مانند زمین گلف انجام می دهند و جالب اینجاست که ایده برخی از کسب وکارهای موفق در زمین گلف استارت خورده است.
در همین راستا پیشنهاد می شود این چهار راهکار را تجربه کنید: دو تایش برای زندگی شخصی و دو تایش برای محیط کاری تان:
زندگی شخصی:
1- هر از چند گاهی تا مکان های مرتفع پیاده روی کنید و در حین پیاده روی فکر کنید و مدتی از آن جا به پایین و دور دست بنگرید و در راه بازگشت دوباره فکر کنید و اگر به ایده ای رسیدید صدای خود را ضبط کنید.
2- اتاق نشیمن و خواب خود را برانداز کنید شاید ما پول نداشته باشیم که یک اتاق بزرگ و زیبا و با پنجره هایی بزرگ رو به دریا داشته باشیم اما می توانیم از چراغ های نورانی تر، رنگ های شادتر و خلاقانه تر و تصاویر الهام بخش تراستفاده کنیم.
محیط کاری:
1- هر چند وقت یک بار مکان جلسات خود را تغییر دهید. آن را در بیرون سازمان برگزار کنید. حتما مکانی را انتخاب کنید که سقف بلندی داشته باشد و پنجره های بزرگ رو به بیرون با یک افق دید بسیار مناسب و جایی برای راه رفتن، قدم زدن و گفتگوهای غیر رسمی. گاهی اوقات با تغییر مکان، فضای فکری عوض می شود.
2- سه فاکتور اتاق جلسات خود را مجدد بررسی کنید: آیا اتاق شما به اندازه کافی نور دارد؟ آیا رنگ اتاق شما مهیج و خلاق است یا مرده و بی روح؟ آیا تصاویری که در اتاق جلسات هست به اندازه کافی جذاب، انرژی بخش و الهام بخش است؟ ما ممکن است برای ویدئو پرژکتور، صندلی و میز اتاق جلسات میلیون ها خرج کنیم بد نیست اندکی از هزینه را به سرمایه گذاری در تغییر فضای فیزیکی تخصیص دهیم.
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی