Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
چرا روابط ایران با اروپا به این مرحله رسید؟ / چهار عامل بحران در دیپلماسی با قاره سبز
💠 روابط تهران و بروکسل در روزهای اخیر در مدار تصاعد بحران قرار گرفته است. قطعنامه پارلمان اروپا برای گنجانیدن سپاه در لیست گروههای تروریستی در حال فراهم کردن فضا برای بازگشت تهران و پایتختهای اروپایی به بحران میکونوس در دهه ۷۰ شمسی است؛ اگر بروکسل و تروئیکای اروپایی مسیر فشارهای حداکثری را در همراهی با ایالات متحده دنبال کنند.
💠 اگرچه ظواهر امر نشان میدهد شورای اروپا در تصمیم روز دوشنبه خود از قطعنامه پارلمان اروپا عدول خواهد کرد، اما اعمال دور چهارم تحریمها علیه جمهوری اسلامی و همچنین دور بعدی آن در ماه آینده نشان میدهد که روند روابط ایران و اتحادیه در فضای جدیدی قرار گرفته است که بازگشت از این وضعیت نیازمند بازیابی روابط بین دو طرف است. در تبیین این فرآیند که چه شد روابط با بروکسل و تروئیکا به اینجا رسید و چه عوامل و متغیرهایی در این میان نقش داشته است، میتوان به چهار عامل در سطوح کارگزاری و ساختاری اشاره کرد...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3937777
💠 روابط تهران و بروکسل در روزهای اخیر در مدار تصاعد بحران قرار گرفته است. قطعنامه پارلمان اروپا برای گنجانیدن سپاه در لیست گروههای تروریستی در حال فراهم کردن فضا برای بازگشت تهران و پایتختهای اروپایی به بحران میکونوس در دهه ۷۰ شمسی است؛ اگر بروکسل و تروئیکای اروپایی مسیر فشارهای حداکثری را در همراهی با ایالات متحده دنبال کنند.
💠 اگرچه ظواهر امر نشان میدهد شورای اروپا در تصمیم روز دوشنبه خود از قطعنامه پارلمان اروپا عدول خواهد کرد، اما اعمال دور چهارم تحریمها علیه جمهوری اسلامی و همچنین دور بعدی آن در ماه آینده نشان میدهد که روند روابط ایران و اتحادیه در فضای جدیدی قرار گرفته است که بازگشت از این وضعیت نیازمند بازیابی روابط بین دو طرف است. در تبیین این فرآیند که چه شد روابط با بروکسل و تروئیکا به اینجا رسید و چه عوامل و متغیرهایی در این میان نقش داشته است، میتوان به چهار عامل در سطوح کارگزاری و ساختاری اشاره کرد...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3937777
روزنامه دنیای اقتصاد
چهار عامل بحران در دیپلماسی با قاره سبز
روابط تهران و بروکسل که از اواخر ماه مرداد وارد فاز تنش شده بود، در روزهای اخیر در مدار تصاعد بحران قرار گرفته است. قطعنامه پارلمان اروپا برای گنجانیدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروههای تروریستی در حال فراهم کردن فضا برای بازگشت تهران و پایتختهای…
✳️ ...از رموز موفقیت
✅ ثبات قدم ایستادگی در یک کار سخت کوشی و تسلیم نشدن رمز موفقیت است.
⁉️سوال ساده مطرح می شود پس چرا ثابت قدم نیستیم؟
🔹افراد خلاق تجربیات خاص خود را دارند ،این افراد بسیار بلند پرواز هستند و همیشه هم در کار خود موفق نیستند ولی وقتی شکست می خورند زمان زیادی را صرف غصه خوردن نمی کنند.سعی میکنند از آن شکست برای تلاش های بعدی خود درس بگیرند .
👈 کار آنها هم به نظر چیزی شبیه داشتن ثبات قدم است.
🔹افرادی که ثبات قدم بیشتری دارند نسبت به هم سن و سالان خود شادتر و سالم تر و دوست داشتنی تر هستند
🔹گاهی اوقات دست کشیدن از یک کار بهترین انتخاب است .. تسلیم شدن اگر در شرایط درستی انجام شود میتوانند برای شما موفقیت های بسیار بزرگی به همراه داشته باشد ...
✍ از کتاب این راهش نیست اثر اریک باکر،ابراهیم امینی
✅ ثبات قدم ایستادگی در یک کار سخت کوشی و تسلیم نشدن رمز موفقیت است.
⁉️سوال ساده مطرح می شود پس چرا ثابت قدم نیستیم؟
🔹افراد خلاق تجربیات خاص خود را دارند ،این افراد بسیار بلند پرواز هستند و همیشه هم در کار خود موفق نیستند ولی وقتی شکست می خورند زمان زیادی را صرف غصه خوردن نمی کنند.سعی میکنند از آن شکست برای تلاش های بعدی خود درس بگیرند .
👈 کار آنها هم به نظر چیزی شبیه داشتن ثبات قدم است.
🔹افرادی که ثبات قدم بیشتری دارند نسبت به هم سن و سالان خود شادتر و سالم تر و دوست داشتنی تر هستند
🔹گاهی اوقات دست کشیدن از یک کار بهترین انتخاب است .. تسلیم شدن اگر در شرایط درستی انجام شود میتوانند برای شما موفقیت های بسیار بزرگی به همراه داشته باشد ...
✍ از کتاب این راهش نیست اثر اریک باکر،ابراهیم امینی
✳️ چرا با وجود تاکید بر ارتقای فرهنگ و صدور بیانیه های ارزشی در فضای عمومی و سازمانی درجا می زنیم ؟
✅ حقیقتاً فرهنگ از عمل و کنش به دست می آید و تغییر می کند نه از حرف و آنچه به زبان می آوریم.
🔹فرهنگ به مانند کودکی است که شخصیت و آموزش او نه از حرف ها و شعارهای پدر و مادر بلکه ازمشاهده شیوه رفتار و کنش واقعی آنها (یادگیری اجتماعی) شکل می گیرد !
🔹 ارزش های واقعی برای ما آنهایی هستند که با آنها زندگی می کنیم نه آنهایی که شعار آنها را می دهیم.
پس اگر ما در سازمان ها برایمان دروغ گفتن و یا گریز از کار واقعاً رضایت بخش هست و در تعامل با دیگران برآن صحه می گذاریم پس ارزش های واقعی ما همین ها هستند.که فکر می کنیم برایمان کارکرد دارد (نوعی اخلاق نتیجه گرا کوتاه بینانه)فرهنگمان نیز بر اساس این کنش ها و این ارزش های عملی ساخته می شودو چه سخت است تغییر فرهنگ در سطح فرد و گروه و سازمان .
⁉️آیا می شود به شکل دستوری فرهنگ را تغییر داد ؟
شاید موقت بتوان تاثیر گذاشت اما حقیقتا خیر،زیرا ما باید تفاوت رفتار behavior با عمل وکنش action را متوجه باشیم ..رفتار مشترک است بین انسان و حیوان
این رفتار و پاسخ به محرک مثل آزمایش پاولوف و اسکینر و شرطی سازی پاداش است ،به محض از بین رفتن محرک (پاداش یا تنبیه)رفتار نیز برمی گردد به سیاق قبل !
اما کشن ما جنبه پیچیده تری دارد و دارای ریشه های ذهنی است که مناسب سطح انسان است و متاثر از تجارب زیسته ذهنی و عملی و تغییر آن یادگیری می طلبد و صبر !
رستمی کیا
✅ حقیقتاً فرهنگ از عمل و کنش به دست می آید و تغییر می کند نه از حرف و آنچه به زبان می آوریم.
🔹فرهنگ به مانند کودکی است که شخصیت و آموزش او نه از حرف ها و شعارهای پدر و مادر بلکه ازمشاهده شیوه رفتار و کنش واقعی آنها (یادگیری اجتماعی) شکل می گیرد !
🔹 ارزش های واقعی برای ما آنهایی هستند که با آنها زندگی می کنیم نه آنهایی که شعار آنها را می دهیم.
پس اگر ما در سازمان ها برایمان دروغ گفتن و یا گریز از کار واقعاً رضایت بخش هست و در تعامل با دیگران برآن صحه می گذاریم پس ارزش های واقعی ما همین ها هستند.که فکر می کنیم برایمان کارکرد دارد (نوعی اخلاق نتیجه گرا کوتاه بینانه)فرهنگمان نیز بر اساس این کنش ها و این ارزش های عملی ساخته می شودو چه سخت است تغییر فرهنگ در سطح فرد و گروه و سازمان .
⁉️آیا می شود به شکل دستوری فرهنگ را تغییر داد ؟
شاید موقت بتوان تاثیر گذاشت اما حقیقتا خیر،زیرا ما باید تفاوت رفتار behavior با عمل وکنش action را متوجه باشیم ..رفتار مشترک است بین انسان و حیوان
این رفتار و پاسخ به محرک مثل آزمایش پاولوف و اسکینر و شرطی سازی پاداش است ،به محض از بین رفتن محرک (پاداش یا تنبیه)رفتار نیز برمی گردد به سیاق قبل !
اما کشن ما جنبه پیچیده تری دارد و دارای ریشه های ذهنی است که مناسب سطح انسان است و متاثر از تجارب زیسته ذهنی و عملی و تغییر آن یادگیری می طلبد و صبر !
رستمی کیا
📌فهرستی از تحولات جدید در روند ارزی کشور
1⃣بانك مركزى به عامليت صرافی ملی به تنها خريدار اسكناس صادر كنندگان بدل شده.
2⃣هر صرافی مى تواند از منابع خود تا ٥٠٠٠ يورو بدون محدوديت و مدارك(مگر كارت ملی) به نرخ بازار متشكل بعلاوه نيم درصد به متقاضيان ارز بفروشد و بخرد. (خريد قبلا ممنوع بود)
3⃣كسرى منابع صرافان برای رديف ٢، در حراج ساعتی توسط بانك مركزى در بازار متشكل عرضه مى شود. حراج بصورت هلندی و چندقيمتی است. هر صراف به قيمتی كه خودش تقاضا كرده از ميانه به بالا ارز دريافت میكند.
4⃣ميانه نرخ سفارش گذارى صرافان بعنوان نرخ بازار متشكل عمل مي كند. نرخ "كاملا غير دستورى" بدون محدوديت از منبع تا مصرف است.
5⃣ موقعيتهای ارزى بالای ٣٠ هزار به راحتی با فروش ارز توسط صراف به صرافي های بانكی به نرخ برامده از حراج بين خود صرافان بسته مىشود.
6⃣ با توجه به اينكه حراج ساعتی است و كسی كه نرخ بالاتر از ميانه نرخ گذاشته در حراج عدم النفع دارد، عملا نرخ ظرف يك يا دو حراج به يك نرخ مشخص روزانه همگرا مىشود. اتفاقی كه همین امروز هم رخ داده است.
1⃣بانك مركزى به عامليت صرافی ملی به تنها خريدار اسكناس صادر كنندگان بدل شده.
2⃣هر صرافی مى تواند از منابع خود تا ٥٠٠٠ يورو بدون محدوديت و مدارك(مگر كارت ملی) به نرخ بازار متشكل بعلاوه نيم درصد به متقاضيان ارز بفروشد و بخرد. (خريد قبلا ممنوع بود)
3⃣كسرى منابع صرافان برای رديف ٢، در حراج ساعتی توسط بانك مركزى در بازار متشكل عرضه مى شود. حراج بصورت هلندی و چندقيمتی است. هر صراف به قيمتی كه خودش تقاضا كرده از ميانه به بالا ارز دريافت میكند.
4⃣ميانه نرخ سفارش گذارى صرافان بعنوان نرخ بازار متشكل عمل مي كند. نرخ "كاملا غير دستورى" بدون محدوديت از منبع تا مصرف است.
5⃣ موقعيتهای ارزى بالای ٣٠ هزار به راحتی با فروش ارز توسط صراف به صرافي های بانكی به نرخ برامده از حراج بين خود صرافان بسته مىشود.
6⃣ با توجه به اينكه حراج ساعتی است و كسی كه نرخ بالاتر از ميانه نرخ گذاشته در حراج عدم النفع دارد، عملا نرخ ظرف يك يا دو حراج به يك نرخ مشخص روزانه همگرا مىشود. اتفاقی كه همین امروز هم رخ داده است.
حکمرانی.pdf
588.2 KB
دکترسریع القلم ،
حکمرانی.pdf
حکمرانی.pdf
حکمرانی یک تخصص است مثل پزشکی
🔺دکتر محمود سریعالقلم
چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟ چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند…
حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند. ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
🔺دکتر محمود سریعالقلم
چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟ چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند…
حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند. ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
👍1
✳️ غولهای فناوری پس از اخراج کارمندان، چه مزایایی را در اختیار آنها قرار میدهند؟
✅ شرکتهای فناوری در ماههای اخیر دهها هزار نیروی خود را از کار بیکار کردهاند. گوگل، مایکروسافت و آمازون ازجمله بزرگترین شرکتهایی هستند که دست به تعدیل نیرو زدهاند. حالا این کارمندان باید در بازاری نامطمئن بهدنبال شغل جدید باشند، اما حداقل برای چند وقت میتوانند از مزایایی بهرهمند شوند که این شرکتها در اختیار آنها قرار میدهند. در ادامه، به مزایایی که هر شرکت برای کارمندان تعدیلشده خود در نظر گرفته است اشاره میشود.
◀️ آلفابت (گوگل)
«سوندار پیچای»، مدیرعامل آلفابت اعلام کرده است که گوگل ۱۲ هزار کارمند خود را از بخشهای مختلف این شرکت تعدیل میکند و مزایایی را برای پایان خدمت در اختیار آنها قرار میدهد. برای مثال، کارمندان آمریکایی به مدت ۱۶ هفته حقوق دریافت میکنند و بهازای هر سال کار در گوگل، دو هفته حقوق اضافه دریافت خواهند کرد.
بهعلاوه، کارمندان «حداقل» به مدت ۱۶ هفته، سهامی را که قرار بوده است طبق قراردادشان بگیرند، سریعتر دریافت خواهند کرد و از ۶ ماه پوشش خدمات درمانی بهرهمند میشوند.
◀️ مایکروسافت
مایکروسافت اخیراً گفته است که حدود ۱۰ هزار نفر از نیروهای خود را از کار بیکار میکند. کارمندان آمریکایی این شرکت در بسته مزایای پایان خدمت خود از شش ماه خدمات درمانی و دریافت سهام برخوردار میشوند.
◀️ آمازون
آمازون ماههاست که درحال تعدیل نیروهای خود است. آنها به کارمندان خود مزایایی را برای پایان کار ارائه میکنند که شامل هزینه جدایی، مزایای خدمات درمانی و تغییر شغل است.
آنها در بسته مزایای پایان خدمت خود از ۶۰ روز حقوق و مزایای کامل بهرهمند میشوند؛ یعنی حقوق آنها پرداخت میشود، اما دیگر لازم نیست کار کنند. آمازون سپس با توجه به مدتزمانی که افراد در این شرکت مشغول به فعالیت بودهاند، مزایایی را در اختیار آنها قرار میدهد.
◀️ شرکت salesforce
مدیرعامل Salesforce اخیرا با بیش از ۷ هزار کارمند خود خداحافظی کرده است. بااینحال، این نیروها حداقل به مدت پنج ماه حقوق خود را دریافت میکنند و از مزایای بیمه درمان بهرهمند میشوند.
کارمندان Salesforce در خارج از آمریکا هم با حمایتهای مشابهی روبهرو خواهند شد. بنابراین انتظار میرود که این شرکت بین ۱ تا ۱.۴ میلیارد دلار برای تعدیل نیروهای خود هزینه کند.
◀️ متا
«مارک زاکربرگ» در ماه نوامبر گفت که بیش از ۱۱ هزار نیروی این شرکت تعدیل میشوند تا کسبوکار آنها بهینهتر شود. زاکربرگ در همان زمان گفته بود که تمام نیروها در هنگام پایان کار از ۱۶ هفته مزایای پایان خدمت بهرهمند میشوند و بهازای هر یک سال سابقه کار در متا، دو هفته بر این مزایا افزوده میشود.
بهعلاوه، کارمندان برای یک مدتزمان مشخص امکان دسترسی به پاداش سهام و بیمه خدمات درمانی را خواهند داشت.
◀️ توییتر
تعدیل نیرو در توییتر بهفاصله کوتاهی پس از تکمیل خرید این شرکت توسط ایلان ماسک آغاز شد. این شبکه اجتماعی از آن زمان تاکنون هزاران نفر از نیروهای خود را از کار بیکار کرده است.
ایلان ماسک قبلاً گفته بود که کارمندان تعدیلشده به مدت ۳ ماه بسته مزایای پایان کار خود را دریافت میکنند. اما برخی کارمندان میگویند این شرکت فقط یک ماه مزایای پایان کار را به آنها پیشنهاد داده و برای ارائه همین مزایا خواستار امضای توافقی شده است که قابلیت شکایت را از آنها میگیرد.
منبع: CNBC
بازنشراز: کانال آموزه های سازمانی
✅ شرکتهای فناوری در ماههای اخیر دهها هزار نیروی خود را از کار بیکار کردهاند. گوگل، مایکروسافت و آمازون ازجمله بزرگترین شرکتهایی هستند که دست به تعدیل نیرو زدهاند. حالا این کارمندان باید در بازاری نامطمئن بهدنبال شغل جدید باشند، اما حداقل برای چند وقت میتوانند از مزایایی بهرهمند شوند که این شرکتها در اختیار آنها قرار میدهند. در ادامه، به مزایایی که هر شرکت برای کارمندان تعدیلشده خود در نظر گرفته است اشاره میشود.
◀️ آلفابت (گوگل)
«سوندار پیچای»، مدیرعامل آلفابت اعلام کرده است که گوگل ۱۲ هزار کارمند خود را از بخشهای مختلف این شرکت تعدیل میکند و مزایایی را برای پایان خدمت در اختیار آنها قرار میدهد. برای مثال، کارمندان آمریکایی به مدت ۱۶ هفته حقوق دریافت میکنند و بهازای هر سال کار در گوگل، دو هفته حقوق اضافه دریافت خواهند کرد.
بهعلاوه، کارمندان «حداقل» به مدت ۱۶ هفته، سهامی را که قرار بوده است طبق قراردادشان بگیرند، سریعتر دریافت خواهند کرد و از ۶ ماه پوشش خدمات درمانی بهرهمند میشوند.
◀️ مایکروسافت
مایکروسافت اخیراً گفته است که حدود ۱۰ هزار نفر از نیروهای خود را از کار بیکار میکند. کارمندان آمریکایی این شرکت در بسته مزایای پایان خدمت خود از شش ماه خدمات درمانی و دریافت سهام برخوردار میشوند.
◀️ آمازون
آمازون ماههاست که درحال تعدیل نیروهای خود است. آنها به کارمندان خود مزایایی را برای پایان کار ارائه میکنند که شامل هزینه جدایی، مزایای خدمات درمانی و تغییر شغل است.
آنها در بسته مزایای پایان خدمت خود از ۶۰ روز حقوق و مزایای کامل بهرهمند میشوند؛ یعنی حقوق آنها پرداخت میشود، اما دیگر لازم نیست کار کنند. آمازون سپس با توجه به مدتزمانی که افراد در این شرکت مشغول به فعالیت بودهاند، مزایایی را در اختیار آنها قرار میدهد.
◀️ شرکت salesforce
مدیرعامل Salesforce اخیرا با بیش از ۷ هزار کارمند خود خداحافظی کرده است. بااینحال، این نیروها حداقل به مدت پنج ماه حقوق خود را دریافت میکنند و از مزایای بیمه درمان بهرهمند میشوند.
کارمندان Salesforce در خارج از آمریکا هم با حمایتهای مشابهی روبهرو خواهند شد. بنابراین انتظار میرود که این شرکت بین ۱ تا ۱.۴ میلیارد دلار برای تعدیل نیروهای خود هزینه کند.
◀️ متا
«مارک زاکربرگ» در ماه نوامبر گفت که بیش از ۱۱ هزار نیروی این شرکت تعدیل میشوند تا کسبوکار آنها بهینهتر شود. زاکربرگ در همان زمان گفته بود که تمام نیروها در هنگام پایان کار از ۱۶ هفته مزایای پایان خدمت بهرهمند میشوند و بهازای هر یک سال سابقه کار در متا، دو هفته بر این مزایا افزوده میشود.
بهعلاوه، کارمندان برای یک مدتزمان مشخص امکان دسترسی به پاداش سهام و بیمه خدمات درمانی را خواهند داشت.
◀️ توییتر
تعدیل نیرو در توییتر بهفاصله کوتاهی پس از تکمیل خرید این شرکت توسط ایلان ماسک آغاز شد. این شبکه اجتماعی از آن زمان تاکنون هزاران نفر از نیروهای خود را از کار بیکار کرده است.
ایلان ماسک قبلاً گفته بود که کارمندان تعدیلشده به مدت ۳ ماه بسته مزایای پایان کار خود را دریافت میکنند. اما برخی کارمندان میگویند این شرکت فقط یک ماه مزایای پایان کار را به آنها پیشنهاد داده و برای ارائه همین مزایا خواستار امضای توافقی شده است که قابلیت شکایت را از آنها میگیرد.
منبع: CNBC
بازنشراز: کانال آموزه های سازمانی
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
تلسکوپ جیمز وب، نشانههای حیات را در سردترین یخ های جهان پیدا کرد
🔸 آخرین مشاهدات تلسکوپ فضایی جیمز وب از سردترین یخ های جهان به دانشمندان کمک میکند تا معمای شکلکیری حیات در سیارههای قابل سکونت را پیدا کنند.
🔸 دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب، سردترین یخ شناسایی شده را در عمیقترین بخشهای ابر مولکولی بین ستارهای مشاهده و اندازهگیری کردند. براساس تحقیقات جدیدی که روز دوشنبه در مجله Nature Astronomy منتشر شد، دمای این مولکولهای منجمد، به منفی 263 درجه سانتیگراد میرسد.
🔸 ابرهای مولکولی که از مولکولهای یخزده، گازها و ذرات غبار تشکیل شدهاند، زادگاه ستارگان و سیارهها هستند. در این تحقیق، دانشمندان از دوربین مادون قرمز تلسکوپ جیمز وب برای بررسی ابر مولکولی موسوم به Chameleon I استفاده کردند که حدود 500 سال نوری با زمین فاصله دارد./گجت نیوز
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔸 آخرین مشاهدات تلسکوپ فضایی جیمز وب از سردترین یخ های جهان به دانشمندان کمک میکند تا معمای شکلکیری حیات در سیارههای قابل سکونت را پیدا کنند.
🔸 دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب، سردترین یخ شناسایی شده را در عمیقترین بخشهای ابر مولکولی بین ستارهای مشاهده و اندازهگیری کردند. براساس تحقیقات جدیدی که روز دوشنبه در مجله Nature Astronomy منتشر شد، دمای این مولکولهای منجمد، به منفی 263 درجه سانتیگراد میرسد.
🔸 ابرهای مولکولی که از مولکولهای یخزده، گازها و ذرات غبار تشکیل شدهاند، زادگاه ستارگان و سیارهها هستند. در این تحقیق، دانشمندان از دوربین مادون قرمز تلسکوپ جیمز وب برای بررسی ابر مولکولی موسوم به Chameleon I استفاده کردند که حدود 500 سال نوری با زمین فاصله دارد./گجت نیوز
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️سپردن ایران به دست مدیران سوئیسی
علی سرزعیم؛ تحلیل گر اقتصاد سیاسی
از فرط آلودگی هوا، بسیاری از ادارات و دانشگاه ها و مدارس تعطیل شدند. همه ما از خودمان می پرسیم ده سال قبل که اوضاع این طور نبوده، ده سال آینده چطور خواهد شد وقتی که تعداد خودروها به مراتب بیشتر می شود؟ آیا اصلا ادامه زندگی ممکن خواهد بود؟ چرا وضعیت تا این حد نامطلوب است؟ پاسخ مخالفان به این پرسش ساده است: تا وقتی که این گروه از حاکمان بر مسند اداره کشورند چشم اندازی برای بهبود وجود ندارد. لذا تمام هم و غم ما باید معطوف به تغییر حاکمان باشد.
لحظه ای با خود تصور کنیم که معجزه ای شد و فردا صبح مسئولان سوئیس مسئولیت اداره ایران را بر عهده گرفتند. مردم با آنها شرط می کنند که هر کاری می توانند بکنند جز افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و به طور کلی حاملهای انرژی. آنها می گویند باید حمل و نقل عمومی را گسترش دهیم. فرض کنید که تا فردا عصر در چشم برهم زدنی حمل و نقل عمومی زیاد شد. اینک پس فردا شده و شما می خواهید به سر کار بروید. با خود می گویید با خودروی شخصی بروم یا با وسایل حمل و نقل عمومی؟ بخشی از مغز شما (وجدان اخلاقی) شما می گوید حمل و نقل عمومی بهتر است اما بخش دیگر سیستم فکری (نفس خودخواه) شما می گوید بگذار راحت در پارکینگ خانه سوار خودرو شوم و پادکست موردنظر خودم را گوش کنم. می توان حدس زد که بخش دوم مغز شما بر بخش اول (وجدان) غلبه خواهد کرد. از بد قضیه همین وسوسه سراغ دیگر شهروندان نیز خواهد رفت و بیشتر (به جز اقلیتی) افراد از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنند.
عجب! پس چه چیزی فرق کرد؟ فرض کنید معجزه دومی رخ دهد و همه خودروها به خودروهای خارجی تبدیل شوند. اگرچه هر خودرو تا حدودی کمتر از قبل آلایندگی ایجاد می کند اما چون در طی زمان قیمت بنزین و گازوئیل و انرژی ثابت مانده ولی قیمتهای دیگر دچار تورم شده اند، قیمت واقعی بنزین ارزان تر شده و انگیزه سفر درون شهری و برون شهری با خودرو بیشتر می شود و آلایندگی هوا کمتر نخواهد شد.
با این وصف مشکل آلودگی هوا و ترافیک کماکان به قوت خود باقی می ماند. اینجاست که مسئولان سوئیسی در تلویزیون ملی می آیند و به مردم می گویند راه گریزی جز افزایش قیمت بنزین نیست زیرا اگر بنزین خیلی گران نشود انگیزه استفاده از حمل و نقل عمومی به وجود نخواهد آمد. آنها خواهند گفت فاصله قیمت داخل و خارج به حدی رسیده که کنترل قاچاق این اقلام از مرزها غیرممکن است.
به نظر شما واکنش مردم ایران چه خواهد بود؟ آیا مردم ایران به خاطر پاک دستی مسئولان سوئیسی توصیه شان را قبول می کنند؟ یا اینکه:
1) بلافاصله برخی اقتصادخوانده ها در رسانه ها ظاهر می شوند که تورم ناشی از رشد قیمت بنزین مردم را تحت فشار قرار خواهد داد. تجربه های گذشته برای افزایش قیمت بنزین حلال مشکل نبوده و مصرف بنزین بی کشش است.
2) برخی روشنفکران انقلابی به صحنه می آیند که ای مردم چه نشسته اید که نسخه های بانک جهانی دارد به ایران تحمیل می شود در حالی که ایران متفاوت از هر کشور دیگری است.
3) برخی جامعه شناسان صدای خود را بلندخواهند کرد که نئولیبرالیسم دارد کشور ما را به شکل خزنده چپاول می کند.
4) اتحادیه های کارگری بیانیه خواهند داد که اول دستمزد ما را مثل سوئیس کنید بعد قیمت بنزین را بالا ببرید.
5) برخی کارشناسان نمودارهایی نشان خواهند داد که سرانه مصرف بنزین در ایران خیلی بیشتر از کشورهای پیشرفته اروپایی نیست.
6) کسانی خواهند گفت که راه حل قاچاق بنزین و گازوئیل افزایش قیمت بنزین نیست بلکه نیروهای مرزبانی باید وظیفه خود را به درستی به انجام رسانند.
7) برخی تحلیلگران خواهند گفت نباید شوک درمانی کرد و بلکه باید فرهنگ سازی کرد تا مردم وجدان شان چنان تقویت شود که استفاده از حمل و نقل عمومی را ترجیح دهند.
صادقانه جواب بدهید به نظر شما واکنش مردم ایران چه خواهد بود و کدام دیدگاه را قبول خواهند کرد؟ توصیه مسئولان سوئیسی را یا انواع توجیهات هفت گانه فوق را؟ من تصور می کنم که بیشتر مردم گران نکردن بنزین را ترجیح خواهند داد و حتی بخشی از مردم به خیابان خواهند آمد و مسئولان سوئیسی که این وضعیت را ببینند چمدان های خود را جمع می کنند و به سوئیس بر می گردند و ما می مانیم و همان مسئولان ایرانی سابق، قیمت های ثابت بنزین، هوای دودآلودی که خفه مان می کند و ترافیکی که اعصابمان را نابود و عمرمان را تلف می کند.
☑️⭕️تجویز راهبردی
چه باید کرد؟ نکته ای بسیار کلیدی منسوب است به امیرکبیر را می گویم راه حل همان است:
«ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم مملکت مردمِ دانا [هم] میخواهد»
توسعه با مردمان و حاکمان نادان به دست نمی آید. هم نیازمند حاکمان دانا و پاسخگو هستیم و هم مردمان دانا و پرسشگر.
شبکه توسعه
@I_D_Network
علی سرزعیم؛ تحلیل گر اقتصاد سیاسی
از فرط آلودگی هوا، بسیاری از ادارات و دانشگاه ها و مدارس تعطیل شدند. همه ما از خودمان می پرسیم ده سال قبل که اوضاع این طور نبوده، ده سال آینده چطور خواهد شد وقتی که تعداد خودروها به مراتب بیشتر می شود؟ آیا اصلا ادامه زندگی ممکن خواهد بود؟ چرا وضعیت تا این حد نامطلوب است؟ پاسخ مخالفان به این پرسش ساده است: تا وقتی که این گروه از حاکمان بر مسند اداره کشورند چشم اندازی برای بهبود وجود ندارد. لذا تمام هم و غم ما باید معطوف به تغییر حاکمان باشد.
لحظه ای با خود تصور کنیم که معجزه ای شد و فردا صبح مسئولان سوئیس مسئولیت اداره ایران را بر عهده گرفتند. مردم با آنها شرط می کنند که هر کاری می توانند بکنند جز افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و به طور کلی حاملهای انرژی. آنها می گویند باید حمل و نقل عمومی را گسترش دهیم. فرض کنید که تا فردا عصر در چشم برهم زدنی حمل و نقل عمومی زیاد شد. اینک پس فردا شده و شما می خواهید به سر کار بروید. با خود می گویید با خودروی شخصی بروم یا با وسایل حمل و نقل عمومی؟ بخشی از مغز شما (وجدان اخلاقی) شما می گوید حمل و نقل عمومی بهتر است اما بخش دیگر سیستم فکری (نفس خودخواه) شما می گوید بگذار راحت در پارکینگ خانه سوار خودرو شوم و پادکست موردنظر خودم را گوش کنم. می توان حدس زد که بخش دوم مغز شما بر بخش اول (وجدان) غلبه خواهد کرد. از بد قضیه همین وسوسه سراغ دیگر شهروندان نیز خواهد رفت و بیشتر (به جز اقلیتی) افراد از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنند.
عجب! پس چه چیزی فرق کرد؟ فرض کنید معجزه دومی رخ دهد و همه خودروها به خودروهای خارجی تبدیل شوند. اگرچه هر خودرو تا حدودی کمتر از قبل آلایندگی ایجاد می کند اما چون در طی زمان قیمت بنزین و گازوئیل و انرژی ثابت مانده ولی قیمتهای دیگر دچار تورم شده اند، قیمت واقعی بنزین ارزان تر شده و انگیزه سفر درون شهری و برون شهری با خودرو بیشتر می شود و آلایندگی هوا کمتر نخواهد شد.
با این وصف مشکل آلودگی هوا و ترافیک کماکان به قوت خود باقی می ماند. اینجاست که مسئولان سوئیسی در تلویزیون ملی می آیند و به مردم می گویند راه گریزی جز افزایش قیمت بنزین نیست زیرا اگر بنزین خیلی گران نشود انگیزه استفاده از حمل و نقل عمومی به وجود نخواهد آمد. آنها خواهند گفت فاصله قیمت داخل و خارج به حدی رسیده که کنترل قاچاق این اقلام از مرزها غیرممکن است.
به نظر شما واکنش مردم ایران چه خواهد بود؟ آیا مردم ایران به خاطر پاک دستی مسئولان سوئیسی توصیه شان را قبول می کنند؟ یا اینکه:
1) بلافاصله برخی اقتصادخوانده ها در رسانه ها ظاهر می شوند که تورم ناشی از رشد قیمت بنزین مردم را تحت فشار قرار خواهد داد. تجربه های گذشته برای افزایش قیمت بنزین حلال مشکل نبوده و مصرف بنزین بی کشش است.
2) برخی روشنفکران انقلابی به صحنه می آیند که ای مردم چه نشسته اید که نسخه های بانک جهانی دارد به ایران تحمیل می شود در حالی که ایران متفاوت از هر کشور دیگری است.
3) برخی جامعه شناسان صدای خود را بلندخواهند کرد که نئولیبرالیسم دارد کشور ما را به شکل خزنده چپاول می کند.
4) اتحادیه های کارگری بیانیه خواهند داد که اول دستمزد ما را مثل سوئیس کنید بعد قیمت بنزین را بالا ببرید.
5) برخی کارشناسان نمودارهایی نشان خواهند داد که سرانه مصرف بنزین در ایران خیلی بیشتر از کشورهای پیشرفته اروپایی نیست.
6) کسانی خواهند گفت که راه حل قاچاق بنزین و گازوئیل افزایش قیمت بنزین نیست بلکه نیروهای مرزبانی باید وظیفه خود را به درستی به انجام رسانند.
7) برخی تحلیلگران خواهند گفت نباید شوک درمانی کرد و بلکه باید فرهنگ سازی کرد تا مردم وجدان شان چنان تقویت شود که استفاده از حمل و نقل عمومی را ترجیح دهند.
صادقانه جواب بدهید به نظر شما واکنش مردم ایران چه خواهد بود و کدام دیدگاه را قبول خواهند کرد؟ توصیه مسئولان سوئیسی را یا انواع توجیهات هفت گانه فوق را؟ من تصور می کنم که بیشتر مردم گران نکردن بنزین را ترجیح خواهند داد و حتی بخشی از مردم به خیابان خواهند آمد و مسئولان سوئیسی که این وضعیت را ببینند چمدان های خود را جمع می کنند و به سوئیس بر می گردند و ما می مانیم و همان مسئولان ایرانی سابق، قیمت های ثابت بنزین، هوای دودآلودی که خفه مان می کند و ترافیکی که اعصابمان را نابود و عمرمان را تلف می کند.
☑️⭕️تجویز راهبردی
چه باید کرد؟ نکته ای بسیار کلیدی منسوب است به امیرکبیر را می گویم راه حل همان است:
«ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم مملکت مردمِ دانا [هم] میخواهد»
توسعه با مردمان و حاکمان نادان به دست نمی آید. هم نیازمند حاکمان دانا و پاسخگو هستیم و هم مردمان دانا و پرسشگر.
شبکه توسعه
@I_D_Network
👍1
✳️ واژگان آنتی فروش!
✅ خریدار بیشتر احساسی عمل می کند تا منطقی و هر فروشنده ای که به این اصل واقف است و نبض احساسات خریدار را در دست دارد، در کار خود بسیار موفق و استاد است. به همین دلیل است که می گویند اگر می خواهید مشتری را به محصول یا خدمات خود وفادار کنید، باید روی حافظه بلند مدت او کار کنید و فرمول ماندگار کردن چیزی در ذهن انسان این است: اطلاعاتی که او در خصوص محصول یا خدمات (قیمت، جنس، ساخت کجا، گارانتی...) دریافت می کند باید همراه با احساسات و هیجانات مثبتی باشد که در ذهن او ایجاد می کنید.
🔹گذشته از اوضاع ویترین های مجازی (سایت، وبلاگ، اینساگرام،...) و فیزیکی (طرز لباس پوشیدن، حالت بدن، رنگ و لعاب فروشگاه و...) طرز بیان حضوری یا تلفنی شمای فروشنده؛ یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد احساس و هیجان در خریدار است که اگر اصولی و عالی باشد، منجر به احساس و هیجان عالی در او میشود.
🔹دَن لُک؛ کارآفرین و استاد فروش به برخی از شایعترین واژگانی اشاره میکند که در فروش ایجاد اختلال کرده و فروشنده را ناکام می گذارد.
1⃣ راستشو بخواهید...صادقانه عرض می کنم که...
برداشت مشتری از بکاربردن چنین کلماتی اینه که تا الان هرچی شنیده صادقانه نبوده و دروغ بوده!
2⃣ به من اعتماد کنید
اگه آدم قابل اعتمادی هستید آیا لازمه به طرف بگید به من اعتماد کن؟ قطعا این کلمه مخل اعتمادسازیه! یادتون باشه صدای رفتارتون بلندتر از کلماتیه که بکار میبرید.
3⃣ ببخشید که مزاحمتون میشم
تلفن رو جواب میدی فروشنده میگه ببخشید مزاحمتون میشم! خوب مزاحم نشو، چرا اگه میخوای مزاحمم بشی تلفن میکنی و وقت منو تلف میکنی؟ یادتون باشه قبل از بسته شدن معامله، فروشنده در جایگاه پایین تری قرار داره و با عذرخواهی جایگاه خودش رو تضعیف میکنه! حال آنکه هنر در جابجا کردن موقعیته و دست بالا داشتنه. یادت باشه زمان توی فروشنده به اندازه زمان خریدار ارزشمنده. اینکه قراره به شما پولی بده و جنس رو بخره به معنی مهمتر بودن او و وقتش نیست.
اگر به آنچه انجام میدید اعتقاد دارید، عذرخواهی معنی نداره. محصول و خدمات شما قراره مشکلی از مشکلات خریدار رو حل کنه! یک ارزشی با پول قراره معامله بشه، پس گدایی نکنید.
4⃣ پیگیر صحبتی که قبلا داشتیم
مشکل این کلمات اینه که طرف خریدار با خودش فورا فکر میکنه ای بابا این فروشنده قبلا نتونست من رو متقاعد کنه دوباره داره برا همون موضوع وقت منو میگیره!
5⃣ از شما خبری نشد
بعد از آخرین دیدار و گفتگویی که داشتیم دیگه از شما خبری نشد. اگرچه خیلیا این رو بکار میبرن اما یادتون باشه خبر ندادن و یا عدم پاسخ به ایمیل شما رو خریدار میدونه. چرا چیزی که طرف میدونه رو میگید؟! این کار مقاومت طرف رو زیادتر میکنه چرا که به او حس گناهکار و خطاکار بودن میده. بجاش کاری کنید که به رابطه تان ارزش بیفزاید.
6⃣ بخرید!
هرچند آدما عاشق خرید کردن هستند اما کلمه خریدن هزینه کردن را در ذهن خریدار تداعی کرده و اون رو پس میزنه چرا که ایجاد تنش میکنه! میخواهید این ماشین لوکس رو بخرید؟ نه نمیخوام! بجاش بگید میخواهید این ماشین لوکس مال شما باشه؟ این ماشین رو با خودتون ببرید...مال شما! در این خانه سرمایه گذاری کنید!
7⃣ قرارداد
آیا حاضرید برای این معامله با من قرارداد امضا کنید؟ خریدار با خودش میگه وای قرارداد... یعنی ۲۰ صفحه شرط و بند و امضای اون یعنی دردسر برای انجام تعهدات تا آخر عمر. بجاش بگید توافق نامه یا بگید بیا برای این معامله کاغذبازی رو بزاریم کنار! نتیجه؟ همون قراردادی که طرف ازش فراریه رو امضا میکنید و تمومش میکنید.
8⃣ فرد!
میدونم شما فرد پرمشغله یا مهمی هستید! آیا با دوست و یا همسرتون اینگونه حرف میزنید؟ این یک کلمه سرد و بی روحه، بکار نبرید!
9⃣ ما بهتر از...هستیم
اونها مشکلات زیادی دارن و قابل مقایسه با ما نیستند! شما قرار نیست فروشتان را از راه تخریب رقبا پیش ببرید، بجای این کار خودتون رو با ارائه راه حل ها اثبات کنید.
🔟 امیدوارم
محصول ما برای شما مفید باشه! نسبت به چیزی که می فروشید و حرفی که میزنید باید مطئن و محکم باشید. امیدواریم یعنی شک دارم.
🖋اندیشه و حرکت
✅ خریدار بیشتر احساسی عمل می کند تا منطقی و هر فروشنده ای که به این اصل واقف است و نبض احساسات خریدار را در دست دارد، در کار خود بسیار موفق و استاد است. به همین دلیل است که می گویند اگر می خواهید مشتری را به محصول یا خدمات خود وفادار کنید، باید روی حافظه بلند مدت او کار کنید و فرمول ماندگار کردن چیزی در ذهن انسان این است: اطلاعاتی که او در خصوص محصول یا خدمات (قیمت، جنس، ساخت کجا، گارانتی...) دریافت می کند باید همراه با احساسات و هیجانات مثبتی باشد که در ذهن او ایجاد می کنید.
🔹گذشته از اوضاع ویترین های مجازی (سایت، وبلاگ، اینساگرام،...) و فیزیکی (طرز لباس پوشیدن، حالت بدن، رنگ و لعاب فروشگاه و...) طرز بیان حضوری یا تلفنی شمای فروشنده؛ یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد احساس و هیجان در خریدار است که اگر اصولی و عالی باشد، منجر به احساس و هیجان عالی در او میشود.
🔹دَن لُک؛ کارآفرین و استاد فروش به برخی از شایعترین واژگانی اشاره میکند که در فروش ایجاد اختلال کرده و فروشنده را ناکام می گذارد.
1⃣ راستشو بخواهید...صادقانه عرض می کنم که...
برداشت مشتری از بکاربردن چنین کلماتی اینه که تا الان هرچی شنیده صادقانه نبوده و دروغ بوده!
2⃣ به من اعتماد کنید
اگه آدم قابل اعتمادی هستید آیا لازمه به طرف بگید به من اعتماد کن؟ قطعا این کلمه مخل اعتمادسازیه! یادتون باشه صدای رفتارتون بلندتر از کلماتیه که بکار میبرید.
3⃣ ببخشید که مزاحمتون میشم
تلفن رو جواب میدی فروشنده میگه ببخشید مزاحمتون میشم! خوب مزاحم نشو، چرا اگه میخوای مزاحمم بشی تلفن میکنی و وقت منو تلف میکنی؟ یادتون باشه قبل از بسته شدن معامله، فروشنده در جایگاه پایین تری قرار داره و با عذرخواهی جایگاه خودش رو تضعیف میکنه! حال آنکه هنر در جابجا کردن موقعیته و دست بالا داشتنه. یادت باشه زمان توی فروشنده به اندازه زمان خریدار ارزشمنده. اینکه قراره به شما پولی بده و جنس رو بخره به معنی مهمتر بودن او و وقتش نیست.
اگر به آنچه انجام میدید اعتقاد دارید، عذرخواهی معنی نداره. محصول و خدمات شما قراره مشکلی از مشکلات خریدار رو حل کنه! یک ارزشی با پول قراره معامله بشه، پس گدایی نکنید.
4⃣ پیگیر صحبتی که قبلا داشتیم
مشکل این کلمات اینه که طرف خریدار با خودش فورا فکر میکنه ای بابا این فروشنده قبلا نتونست من رو متقاعد کنه دوباره داره برا همون موضوع وقت منو میگیره!
5⃣ از شما خبری نشد
بعد از آخرین دیدار و گفتگویی که داشتیم دیگه از شما خبری نشد. اگرچه خیلیا این رو بکار میبرن اما یادتون باشه خبر ندادن و یا عدم پاسخ به ایمیل شما رو خریدار میدونه. چرا چیزی که طرف میدونه رو میگید؟! این کار مقاومت طرف رو زیادتر میکنه چرا که به او حس گناهکار و خطاکار بودن میده. بجاش کاری کنید که به رابطه تان ارزش بیفزاید.
6⃣ بخرید!
هرچند آدما عاشق خرید کردن هستند اما کلمه خریدن هزینه کردن را در ذهن خریدار تداعی کرده و اون رو پس میزنه چرا که ایجاد تنش میکنه! میخواهید این ماشین لوکس رو بخرید؟ نه نمیخوام! بجاش بگید میخواهید این ماشین لوکس مال شما باشه؟ این ماشین رو با خودتون ببرید...مال شما! در این خانه سرمایه گذاری کنید!
7⃣ قرارداد
آیا حاضرید برای این معامله با من قرارداد امضا کنید؟ خریدار با خودش میگه وای قرارداد... یعنی ۲۰ صفحه شرط و بند و امضای اون یعنی دردسر برای انجام تعهدات تا آخر عمر. بجاش بگید توافق نامه یا بگید بیا برای این معامله کاغذبازی رو بزاریم کنار! نتیجه؟ همون قراردادی که طرف ازش فراریه رو امضا میکنید و تمومش میکنید.
8⃣ فرد!
میدونم شما فرد پرمشغله یا مهمی هستید! آیا با دوست و یا همسرتون اینگونه حرف میزنید؟ این یک کلمه سرد و بی روحه، بکار نبرید!
9⃣ ما بهتر از...هستیم
اونها مشکلات زیادی دارن و قابل مقایسه با ما نیستند! شما قرار نیست فروشتان را از راه تخریب رقبا پیش ببرید، بجای این کار خودتون رو با ارائه راه حل ها اثبات کنید.
🔟 امیدوارم
محصول ما برای شما مفید باشه! نسبت به چیزی که می فروشید و حرفی که میزنید باید مطئن و محکم باشید. امیدواریم یعنی شک دارم.
🖋اندیشه و حرکت
✳️ استراتژی های پرداخت پاداش
✅ مایکل لوبوف در کتاب «بزرگترین اصل مدیریت در دنیا» مینویسد پاداش برانگیزاننده و موثر پاداشی است که این ١٢ ویژگی مهم را دارد:
1⃣ پاداش باید در راستای استراتژی اصلی شرکت باشد. برای مثال، اگر استراتژی اصلی شرکت، کاهش هزینههاست، باید به ایدههایی پاداش بدهیم که به شرکت کمک میکنند هزینههایش را کاهش بدهد
2⃣ پاداش باید با نیازها و آرزوهای کارمندان مرتبط باشد. برای مثال، اگر کارمندان به حضور در دورههای آموزشی کوتاهمدت علاقهمندند، بهترین پاداش هم فراهم کردن امکان حضور کارمندان در چنین دورههایی است
3⃣ پاداش باید بین کارمندان تفاوت معناداری قائل شود. برای مثال، پاداش فروشندهای که مثلا دو برابر بقیه فروخته است، باید حداقل دو برابر پاداش بقیه فروشندگان باشد
4⃣ هر چند پاداشهای رسمی بسیار موثرند اما نباید از پاداشهای غیررسمی مثل تشکر در حضور بقیه کارمندان یا دعوت از کارمند برای صرف یک چای غافل شویم
5⃣ پاداش باید با تجلیل و قدردانی همراه باشد. مثلا نباید صرفا به کارمند یک پاداش مالی بدهیم بلکه باید همراه با پاداش مالی، از کارمند مدنظرمان تشکر هم بکنیم
6⃣ پاداش باید به اندازهای باشد که کارمندان را به رفتار مدنظر شرکت متمایل کند. مثلا نباید توقع داشته باشیم افزایش ٢ درصدی در میزان پورسانت، فروشندگان را تشویق کند تلاششان را دو برابر کنند
7⃣ به هیچ وجه نباید به دلیل رودربایستی یا مسائل انساندوستانه به کارمندانی که رفتار و نتایج درخشانی نداشتهاند، پاداش بدهیم
8⃣ باید دلایل ارائه پاداش و نحوه انتخاب کارمندانی که پاداش به آنها تعلق میگیرد را به صورت کاملا شفاف اعلام کنیم
9⃣ هیچ وقت نباید به صورت محرمانه به کارمندی پاداش بدهیم. پاداش اصولا فرهنگساز است و بهتر است بقیه کارمندان مطلع شوند که چرا به یک کارمند پاداش دادهایم
🔟 پاداش باید فوری پرداخت شود و تا جای ممکن نباید بین رفتار و نتایج درخشان کارمند و زمان ارائه پاداش به او فاصله زیادی بیافتد
1⃣1⃣ پاداشهایی که اثر بلندمدتتری دارند، اثرگذارترند. برای مثال، قدردانی از یک کارمند جلوی بقیه کارمندان با حضور خانواده او و درج خبر آن در روزنامهها، بسیار موثرتر از یک پاداش مالی خشک و خالی است
2⃣1⃣ به طور کلی آثار پاداشهای مالی تا دو هفته باقی میمانند اما آثار پاداشهای غیرمالی مثل یک سفر خانوادگی با خانواده تا سالها باقی میماند.
✅ مایکل لوبوف در کتاب «بزرگترین اصل مدیریت در دنیا» مینویسد پاداش برانگیزاننده و موثر پاداشی است که این ١٢ ویژگی مهم را دارد:
1⃣ پاداش باید در راستای استراتژی اصلی شرکت باشد. برای مثال، اگر استراتژی اصلی شرکت، کاهش هزینههاست، باید به ایدههایی پاداش بدهیم که به شرکت کمک میکنند هزینههایش را کاهش بدهد
2⃣ پاداش باید با نیازها و آرزوهای کارمندان مرتبط باشد. برای مثال، اگر کارمندان به حضور در دورههای آموزشی کوتاهمدت علاقهمندند، بهترین پاداش هم فراهم کردن امکان حضور کارمندان در چنین دورههایی است
3⃣ پاداش باید بین کارمندان تفاوت معناداری قائل شود. برای مثال، پاداش فروشندهای که مثلا دو برابر بقیه فروخته است، باید حداقل دو برابر پاداش بقیه فروشندگان باشد
4⃣ هر چند پاداشهای رسمی بسیار موثرند اما نباید از پاداشهای غیررسمی مثل تشکر در حضور بقیه کارمندان یا دعوت از کارمند برای صرف یک چای غافل شویم
5⃣ پاداش باید با تجلیل و قدردانی همراه باشد. مثلا نباید صرفا به کارمند یک پاداش مالی بدهیم بلکه باید همراه با پاداش مالی، از کارمند مدنظرمان تشکر هم بکنیم
6⃣ پاداش باید به اندازهای باشد که کارمندان را به رفتار مدنظر شرکت متمایل کند. مثلا نباید توقع داشته باشیم افزایش ٢ درصدی در میزان پورسانت، فروشندگان را تشویق کند تلاششان را دو برابر کنند
7⃣ به هیچ وجه نباید به دلیل رودربایستی یا مسائل انساندوستانه به کارمندانی که رفتار و نتایج درخشانی نداشتهاند، پاداش بدهیم
8⃣ باید دلایل ارائه پاداش و نحوه انتخاب کارمندانی که پاداش به آنها تعلق میگیرد را به صورت کاملا شفاف اعلام کنیم
9⃣ هیچ وقت نباید به صورت محرمانه به کارمندی پاداش بدهیم. پاداش اصولا فرهنگساز است و بهتر است بقیه کارمندان مطلع شوند که چرا به یک کارمند پاداش دادهایم
🔟 پاداش باید فوری پرداخت شود و تا جای ممکن نباید بین رفتار و نتایج درخشان کارمند و زمان ارائه پاداش به او فاصله زیادی بیافتد
1⃣1⃣ پاداشهایی که اثر بلندمدتتری دارند، اثرگذارترند. برای مثال، قدردانی از یک کارمند جلوی بقیه کارمندان با حضور خانواده او و درج خبر آن در روزنامهها، بسیار موثرتر از یک پاداش مالی خشک و خالی است
2⃣1⃣ به طور کلی آثار پاداشهای مالی تا دو هفته باقی میمانند اما آثار پاداشهای غیرمالی مثل یک سفر خانوادگی با خانواده تا سالها باقی میماند.
Forwarded from آکادمی مدیریت
⭕️ چگونه میتوان مدیر بهتری بود؟
✍️محمد محرابیون محمدی
یک قاعده وجود دارد. برای آنکه مدیر خوبی باشید، اول باید بتوانید خودتان را مدیریت نمایید. برای مدیریت برخود لازم نیست حتماً مدیر قسمتی باشید یا حتی عضو سازمانی باشید. در مدیریت برخود باید با خودتان رقابت نمایید.
و اما اصول رقابت با خود
1️⃣ هرسال برای خودتان یک هدف تعریف کنید و تمام. مهم نیست به این هدف میرسید یا خیر. داشتن هدف به شما، در نه گفتن کمک کرده و باعث میشود که بتوانید در رویارویی با موضوعات ناخوشایند منطق بهتری داشته باشید.
2️⃣ هر شش ماه یکبار، یک عادت بد را کم کرده و یک عادت خوب را افزایش دهید. بعد از ۵ سال، شما ده عادت بد را کمرنگ کرده و ده عادت خوب را پرورش دادهاید. دیو هم که باشید، احتمالاً فرشته میشوید.
3️⃣ هر فصل برای خودتان سه کتاب مشخص کنید تا بخوانید. یک کتاب رمان (برای دلتان و اینکه جوان بمانید)، یک کتاب معنوی (برای عقایدتان، که با هر بادی عقایدتان نلرزد) و یک کتاب آرامشبخش (برای روانتان، امیدتانکه بهسادگی نشکند، نمیرد). بعد از ۵ سال، ۶۰ کتابخواندهاید. احتمالاً اگر بهتر هم زندگی نکنید، حداقل بیشتر خودتان را دوست خواهید داشت. فرزندتان شما را بیشتر.
4️⃣ هر دوماه یکبار، یک سایت را از مجموعه سایتهایی که مدام بازدید مینمایید، حذف کنید. با حذف هر سایتی انگار یک دوست پرچانه را از زندگیتان حذف کردهاید. همهی شما بارها در زندگیتان علاقهمند بودهاید که دوست پرچانهتان را از بین ببرید و چهبسا له نمایید. از این فرصت استفاده کنید. بعد از یک سال شما هرروز حداقل یک ساعت جلوتر میافتید. حداقلش این است که یک ساعت بیشتر میخوابید.
5️⃣ هرماه یکبار، دوروبرتان را خلوت نمایید. فایلهایتان را دستهبندی کنید. اپ های تان را طبقهبندی کنید. سعی کنید قانون ۳۰ ثانیه را رعایت کنید. با ۳۰ ثانیه وقت گذاشتن به هر چیزی که میخواهید برسید. میخواهد کتاب باشد، نرمافزار باشد یا فایل یا حتی بالاخره به زندگیتان برسید.
6️⃣ هر هفته، حداقل با یکی از افرادی که برای رشد شما زحمتکشیدهاند تماس بگیرید. با این کار در یک سال، حداقل به یاد ۵۰ نفر از افرادی بودهاید که الآن بر شانههای آنها ایستادهاید. سالها بعد اینها به شما برمیگردد. این باعث میشود که در زمانهایی که دنیا تمام تلاش خود را برای تنهایی شما انجام میدهد، تنها نمانید.
7️⃣ هر شب قبل از خواب لیست کارهای فردایتان را بنویسید. برنامهی فردایتان را چک کنید. نگذارید سختی از خواب بیدار شدن با فراموشی کارها و برنامهها بیشتر شود!
8️⃣ در هر نیم ساعت، ۵ دقیقه استراحت کنید. برای ماهایی که الآن هر ده دقیقه یکبار میخواهیم گوشیهایمان را چک نماییم، ۲۵ دقیقه کار مداوم، یک موفقیت بزرگ است. ۲۵ دقیقه کارتان را انجام دهید، ۵ دقیقه به خودتان استراحت بدهید. قاعده ۷۵ دقیقه کار، ۱۵ دقیقه استراحت را بریزید دور. انسان امروزی کم اما به تعداد زیاد میخواهد تا زیاد به تعداد کم. اگر بیشتر علاقهمند بودید مدل ساعت گوجهای را جستجو نمایید. زندگیتان گوجهای! 🍅
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
✍️محمد محرابیون محمدی
یک قاعده وجود دارد. برای آنکه مدیر خوبی باشید، اول باید بتوانید خودتان را مدیریت نمایید. برای مدیریت برخود لازم نیست حتماً مدیر قسمتی باشید یا حتی عضو سازمانی باشید. در مدیریت برخود باید با خودتان رقابت نمایید.
و اما اصول رقابت با خود
1️⃣ هرسال برای خودتان یک هدف تعریف کنید و تمام. مهم نیست به این هدف میرسید یا خیر. داشتن هدف به شما، در نه گفتن کمک کرده و باعث میشود که بتوانید در رویارویی با موضوعات ناخوشایند منطق بهتری داشته باشید.
2️⃣ هر شش ماه یکبار، یک عادت بد را کم کرده و یک عادت خوب را افزایش دهید. بعد از ۵ سال، شما ده عادت بد را کمرنگ کرده و ده عادت خوب را پرورش دادهاید. دیو هم که باشید، احتمالاً فرشته میشوید.
3️⃣ هر فصل برای خودتان سه کتاب مشخص کنید تا بخوانید. یک کتاب رمان (برای دلتان و اینکه جوان بمانید)، یک کتاب معنوی (برای عقایدتان، که با هر بادی عقایدتان نلرزد) و یک کتاب آرامشبخش (برای روانتان، امیدتانکه بهسادگی نشکند، نمیرد). بعد از ۵ سال، ۶۰ کتابخواندهاید. احتمالاً اگر بهتر هم زندگی نکنید، حداقل بیشتر خودتان را دوست خواهید داشت. فرزندتان شما را بیشتر.
4️⃣ هر دوماه یکبار، یک سایت را از مجموعه سایتهایی که مدام بازدید مینمایید، حذف کنید. با حذف هر سایتی انگار یک دوست پرچانه را از زندگیتان حذف کردهاید. همهی شما بارها در زندگیتان علاقهمند بودهاید که دوست پرچانهتان را از بین ببرید و چهبسا له نمایید. از این فرصت استفاده کنید. بعد از یک سال شما هرروز حداقل یک ساعت جلوتر میافتید. حداقلش این است که یک ساعت بیشتر میخوابید.
5️⃣ هرماه یکبار، دوروبرتان را خلوت نمایید. فایلهایتان را دستهبندی کنید. اپ های تان را طبقهبندی کنید. سعی کنید قانون ۳۰ ثانیه را رعایت کنید. با ۳۰ ثانیه وقت گذاشتن به هر چیزی که میخواهید برسید. میخواهد کتاب باشد، نرمافزار باشد یا فایل یا حتی بالاخره به زندگیتان برسید.
6️⃣ هر هفته، حداقل با یکی از افرادی که برای رشد شما زحمتکشیدهاند تماس بگیرید. با این کار در یک سال، حداقل به یاد ۵۰ نفر از افرادی بودهاید که الآن بر شانههای آنها ایستادهاید. سالها بعد اینها به شما برمیگردد. این باعث میشود که در زمانهایی که دنیا تمام تلاش خود را برای تنهایی شما انجام میدهد، تنها نمانید.
7️⃣ هر شب قبل از خواب لیست کارهای فردایتان را بنویسید. برنامهی فردایتان را چک کنید. نگذارید سختی از خواب بیدار شدن با فراموشی کارها و برنامهها بیشتر شود!
8️⃣ در هر نیم ساعت، ۵ دقیقه استراحت کنید. برای ماهایی که الآن هر ده دقیقه یکبار میخواهیم گوشیهایمان را چک نماییم، ۲۵ دقیقه کار مداوم، یک موفقیت بزرگ است. ۲۵ دقیقه کارتان را انجام دهید، ۵ دقیقه به خودتان استراحت بدهید. قاعده ۷۵ دقیقه کار، ۱۵ دقیقه استراحت را بریزید دور. انسان امروزی کم اما به تعداد زیاد میخواهد تا زیاد به تعداد کم. اگر بیشتر علاقهمند بودید مدل ساعت گوجهای را جستجو نمایید. زندگیتان گوجهای! 🍅
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
Forwarded from آکادمی مدیریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM