مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ تا کی باید پای تصمیم اشتباه‌مان بمانیم؟!

✅ مثالی نسبتاً پیش ‌پاافتاده را در نظر بگیرید. داخل سینما در حال تماشای فیلم خسته‌کننده‌ای هستید که امیدی به بهتر شدن آن نیست. آیا بلند می‌شوید و سینما را قبل از تمام شدنِ فیلم ترک می‌کنید؟ اگر فکر می‌کنید استفاده دیگر و بهتری از وقت‌تان باعث افزایش شادکامی‌تان می‌شود، باید سینما را ترک کنید.

🔸وقت و پولی که پیش‌تر بابت سینما خرج کرده‌اید، "هزینه هدر رفته" است. پول و وقت، از دست رفته است و نمی‌توان آنها را برگرداند. بنابراین آن وقت و پول نباید به کاری که می‌خواهید بعداً انجام دهید ربط داشته باشد. اما ظاهراً ربط دارد!

🔸برای اینکه به سینما بروید از سایر کارها زدید، پول بلیط دادید و مقداری از فیلم را نشستید و دیدید. همه اینها عمدتاً شبیه سرمایه‌گذاری هستند‌؛ نه هزینه هدر رفته. و شما می‌خواهید بازده سرمایه‌گذاری‌تان را الان ببینید یا دست‌کم به بازدهی امیدوار باشید. این وضعیت نشان می‌دهد که چرا آدم‌ها در روابط شکست‌خورده و مشاغل خسته‌کننده بیش از حد باقی می‌مانند.

🔸اکراه و بی‌میلی به اینکه گذشته‌ها را هزینه از دست رفته قلمداد کنید در بلندمدت می‌تواند باعث کاهش شادکامی شود. احتمال اینکه بگوئید "کاش زودتر از سینما رفته بودم" خیلی بیشتر از این است که بگوئید "کاش بیشتر سینما مانده بودم".

🔸قول و قرارها مهم هستند، اما تشخیص موعد نقض آنها هم مهم است. اگر بارها جداً به ترک کردن چیزی فکر کرده‌اید، دیگر خیلی برایش وقت نگذارید. اما اگر تصمیم دارید در همان وضعیت بمانید، سعی کنید تصمیم‌تان را نوعی تعهد جدید، و نه در جا زدن، بدانید و تلاش‌تان برای پذیرش این تعهد را مثبت قلمداد کنید.

📖 طرح و نقشه ای برای شادکامی
✍ پل دولان

کانال آموزه های سازمانی
🔲⭕️ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟
مجتبی لشکربلوکی

رویا داشتن حق ماست. هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد. همه ما از بالاترین مقامات تا شهروندان معمولی از وضعیت موجود راضی نیستیم. فقط مشکل اینجاست که تصویر روشن و مشترکی از آینده نداریم. بدیهی است که همه ما امنیت، ثروت و آرامش و مسکن و خانواده خوب می خواهیم. بنابراین تکرار این ها دردی را دوا نمی کند باید کمی شفاف تر از آینده صحبت کنیم.
من رویاهایی دارم برای آینده ایران. می خواهم رویاهایم را بنویسم. تعداد گزاره ها خیلی زیاد بود فعلا در بیست گزاره محدود کردم. از شما می خواهم که این رویا را تکمیل کنید. می دانم خام است. ولی چاره ای نیست باید از جایی شروع کرد. بگویید با کدام موافقید با کدام مخالف؟ در این صفحه می توانید در کمتر از پنج دقیقه اعلام نظر کنید و اگر خواستید کامنت هم بگذارید. جمع بندی نهایی بر اساس گزاره هایی است که بیشترین رای را آورده اند.

۱. در ایران مطلوب من یک یهودی می تواند رئیس بانک مرکزی باشد، یک مسیحی می تواند وزیر بهداشت باشد، یک سنی مذهب وزیر راه، یک کویتی الاصل وزیر نفت و یک تاجیکی الاصل وزیر آموزش و پرورش. سازوکار اطمینان بخشی وجود دارد که نه مذهب نه نژاد نه محل تولد هیچ کدام مانعی برای خدمت به ايران و ایرانی نیست.

۲. در ایران مطلوب من، ۹۰٪ شرکت های بزرگ و ۹۵٪ دانشگاه ها کاملا مردمی هستند. این گونه اهل کسب وکار (مدیران و کارآفرینان) و اهل اندیشه (دانشگاهیان و حوزویان) هیچگونه وام دار و حقوق بگیر دولت نیستند و همین باعث می شود که آزاد و خلاق و موثر باشند و نه محافظه کار و معیشت اندیش.

۳.در دبستان ها آموزش می دهیم که جهان دوست ماست و ما با جهان تعامل می کنیم مگر اينکه خلافش ثابت شود. در ايران مطلوب من به جای «نه شرقی نه غربی»، می گوییم «هم شرقی هم غربی». یعنی حداکثر استفاده از هر چه در غرب و شرق هست برای توسعه ایران.

۴.در ایران مطلوب من، انتخاب دین و دین ورزی آزاد است. اخلاق به عنوان فصل مشترک ادیان و انسانیت به شدت ترویج می شود. تک تک ادیان هم به راحتی تبلیغ و ترویج می شوند و در این تنوع و رنگارنگی دین داری آزادنه رخ می دهد.

۵. فقط یک کانال تلویزیونی دولتی و یک کانال رادیویی دولتی وجود دارد و یک روزنامه دولتی و ما بقی همه خصوصی هستند.

۶.در ایران مطلوب من هر کسی به جرم اقدام علیه امنیت ملی متهم شد در دادگاهی با هیات منصفه مردمي رایش صادر می شود به عبارت دیگر این مردمند که می گویند که کار فلانی آیا خلاف امنیت ملی بود یا نه. مرجع تشخیص خلاف امنیت ملی، مردم خواهند بود.

۷. در ایران مطلوب من، پارلمان دوسطحی داریم (مانند بسیاری از کشورهای دنیا، مجلس سنا داریم که به دور از هیجان و محلی گرایی نگاه بلندمدت و ملی دارد و جلوی طرح های پوپولیستی را می گیرد) و این ظرفیت وجود دارد که دست کم نیمی از پارلمان را زنان تشکیل دهند.

۸.در ايران مطلوب من، در کنار دموکراسی نمایندگی (=انتخابات)، دموکراسی مستقیم (رفراندوم) نیز وجود دارد و سالانه یک رفراندوم برگزار می شود و در هر رفراندم، چند تصمیم مهم به همه پرسی گذاشته می شود.

۹.در ایران مطلوب من، حسن شریعت مداری و حسین شریعت مداری، حسن عباسی و عباس عبدی همه آزاد و محترمند برای بیان نظرات شان. تا زمانی که دست به اسلحه نبرده اند و یا دروغ نگفته اند و یا ترویج خشونت نکرده اند. آزادی مسوولانه فراگیر مبنای گفتگوی اجتماعی ماست.

۱۰. در ايران مطلوب من، انتخابات مجلس به گونه ای است که مردم به احزاب شناسنامه دار و ریشه دار رای می دهند و یا افرادی که توسط احزاب پیشنهاد می شوند و نه به لیست های ناشناخته ای که شب قبل از انتخابات به ناگاه مانند قارچ از زمین می رویند. احزاب می مانند و پاسخگو هستند افراد می آیند و می روند و دست ما هم به ایشان نمی رسد.

(پایان قسمت اول/ گزاره یازده تا بیست در یادداشت بعدی)
🔲⭕️ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟ قسمت دوم

۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، کارخانه داران، کارآفرینان نه زالو هستند و نه زالو صفت . سوخت موتور رشدند و هر چه سود کسب کنند در چارچوب اخلاق و قانون، نوش جانشان. کارآفرین و سرمایه گذار حرمت دارد و سرمایه امنیت.

۱۲. در ايران مطلوب من تمام پرداخت های ما به دولت (مالیات و عوارض) مبتنی بر اطلاعات و شرایط ما منصفانه است و تمام دریافتی های ما از دولت (یارانه و کمک) بر اساس اطلاعات و شرایط اختصاصی. دولت با چشمان کور نه یارانه می دهد و نه مالیات می ستاند. کشورداری مبتنی بر داده!

۱۳. در ایران مطلوب من تامین آموزش و بهداشت به عهده دولت است اما تولید آن نه. دولت سازوکارهای تولید خدمات آموزشی و بهداشتی را تضمین می کند ولی تولید آن بر عهده دولت نیست. دولتی که خودش بهداشت و آموزش ارایه کند هیچ گاه داور و ناظر بی طرفی نیست. چون اگر نقصی باشد خودش مقصر است آنگاه به چه کسی باید شکایت برد؟
۱۴. در ایران مطلوب من قیمت گذاری دولتی نه یکباره که به صورت تدریجی رو به کاهش است. قیمت همه چیز واقعی خواهد شد به ویژه برق، گاز، آب، نفت، بنزین و نان و دارو و ارز و کار. برای همه این ها، بازارهای متشکل، منصفانه، شفاف و رقابتی شکل خواهد گرفت. این باعث می شود اولا: همه به اندازه و درست مصرف کنیم. ثانیاً: اینگونه نباشد که برق ارزان را یک نفر بیست برابر من مصرف کند. سهم او از یارانه مفت و مجانی دولت بیست برابر من باشد. ثالثاً: دولت بتواند به همه یارانه نقدی مستقیم بر اساس اعضای خانوار بدهد و نه یارانه نقدی غیرمستقیم که پولداران به مراتب بیش از فقرا سهم ببرند.

۱۵. در ايران مطلوب من نه عمامه پرانی داریم و نه بریدن کراوات! تنوع پوشش با رعایت عرف و اخلاق، آزاد و محترم است. چه زیباست اگر استاد کرد/بلوچ ما با لباس زیبای کردی یا بلوچی یا ... تدریس کند و وزیرر سیستانی ما با لباس محلی در هیات دولت حضور یابد.

۱۶. در ایران مطلوب من آموزش و پرورش «دیپلمه تست زن» و دانشگاه «مدرک دار مدعی» تولید نمی کند بلکه شهروند باشعور منتقد قاعده پذیرِ تیزبینِ مشارکت‌ورزِ توسعه‌آفرین پرورش می‌دهد.

۱۷. در ایران مطلوب من در مهم‌ترین صندوق‌های بیمه تامین اجتماعی و بازنشستگی، تصمیم گیران اصلی مستمری بگیران و بیمه پردازان هستند و نه دولت! صندوق های متعدد وجود دارد و مردم آزادند که به هر کدام بپیوندند.

۱۸. در ایران مطلوب من، حق مالکیت کاملا رعایت می شود و همین باعث می شود که انگیزه ها فوران کند: ایده، کسب وکار، زمین، سهم در یک استارت آپ، کدی که نوشته می شود، آهنگی که خوانده می شود، فرمولی که کشف می شود، همه و همه محترم و مطمئن هستند و باعث می شود که من براحتی سرمایه گذاری کنم و نگران ایده خواری، زمین خواری، شرکت خواری و سودخواری نباشم. نگران تصاحب و تعرض نباشم و اگر هم تصاحب و تعرضی چه از سوی حکومت و چه از سوی مردم رخ داد، می توانم با خیال راحت و سهولت اعاده مالکیت کنم.

۱۹. سیاست‌های یک‌شبه نداریم. آنقدر یک‌شبه که حتی رئیس جمهورش هم جمعه متوجه شود!

۲۰. تنها چیزی که آزادی را محدود می کند قانون است و قانون، به صورت جمعی، عقلایی و آزادانه نوشته می شود و تغییر می کند. قانون هم آزادی بخش است و هم محدودکننده آزادی. در عوض آنچه به قانون مشروعیت می بخشد همین آزادی است؛ قانونی که در فضای آزاد و مشارکتی تدوین و تصویب می شود. قانون آزادی را حراست می کند و آزادی به قانون مشروعیت می بخشد.


هر چه فکر می کنم در می یابم که ایران مطلوب من گام به گام بدست می آید و هیچ میانبری برای تحقق یکباره آن نیست.

می دانم با برخی از جملات من مخالفی، براحتی مخالفت خود را در این صفحه ابراز کن. رویای مشترک با «گفتگوی انتقادی محترمانه» شکل خواهد گرفت. در ضمن در انتهای پرسشنامه بنویس ايران مطلوب تو چه شکلی است؟

صفحات مجتبی لشکربلوکی در اپلیکیشن بله I تلگرام I اینستاگرام I لینکدین
⭕ همکار سمی

اگه همیشه بعد از تعامل با همکارتون حس میکنین چقد انرژی­تون تخلیه شده و حس منفی دارین، احتمالا دارین یکی از علامت­های همکار سمی رو تجربه میکنین.

یه همکار سمی میتونه محیط کاری رو ناخوشایند کنه، کارایی تیم رو کاهش بده، فرهنگ کاری رو خراب کنه و فضای اعتماد رو از بین ببره. آدم سمی خودش براش مهمه. به دیگران اهمیتی نمیده و ازشون استفاده میکنه.
حالا بریم سه تا راهی که میشه باهاش همکار سمی رو تشخیص داد رو بشناسیم:
1. با بازی کردن نقش قربانی، از مسئولیت پذیری فرار میکنن:
با داشتن ذهنیت قربانی، مدام راجع به این حرف میزنن که چقدر از کارشون، مدیرشون، تیمشون یا شرکتشون بدشون میاد. هرچی بیشتر این نارضایتی رو هم بین بقیه پخش کنن خوشحال ترن. برای پرفورمنس‌­شون هم بهانه­‌تراشی میکنن و اگه حتی ازشون انتقاد سازنده کنیم گارد میگیرن و فکر میکنن که مسئله شخصی داریم باهاشون.
چیکار کنیم:
دایره معاشرت‌مون رو با همکارای مثبت، پرنشاط و مسئولیت­‌پذیر پر کنیم
بعد از کار، فعالیت‌­های مفرح و حال­‌خوب­‌کن داشته باشیم
قدردانی و مدیتیشن رو تمرین کنیم
با دپارتمان منابع انسانی شرکت صحبت کنیم (مثال و موقعیت دقیق رو تعریف کنیم. صرفا رخدادها رو مطرح کنیم تا اینکه به شخصیت‌شون اشاره داشته باشیم)
2. بیشتر از به اشتراک گذاری اطلاعات و داده­‌های مهم، شایعه پراکنی و سخن چینی میکنن
اگه خیلی تشخیص همکار سمی برامون سخت شد یه راه در پیش بگیریم: خودشه، همونی که مدام داره پشت سر دیگران صحبت میکنه. همونی که اطلاعاتی که من برای کار کردن بهشون نیاز دارم رو بهم نمیده.
چیکار کنیم:
وقتی شروع به سخن چینی کردن باهاشون همراهی نکنیم
صرفا روی مثبت صحبت کردن درباره بقیه تمرکز کنیم
مرزبندی­‌هامون رو مدام بهشون بگیم (من علاقه‌­ای به صحبت درباره بقیه/ سیاست­‌های شرکت و... ندارم و ترجیح میدم زمان و انرژیم رو روی کارم بذارم. من دوست دارم توی بحثی که مثبته فقط شرکت کنم. اینی که داری میگی شایعه است یا یه فکته؟)
با همکارایی تعامل کنیم که بیشتر از غیبت، دانش به اشتراک میذارن
3. به جای تعریف کردن به صورت منفعل پرخاشگر (passive aggressive) حرف میزنن
مثل چی: زخم زبون و کنایه زدن. سرزنش کردن. بهانه تراشی. رد کردن فیدبک­‌ها.
چیکار کنیم:
اگه اینها کاری دارن میکنن که من به دستاوردهام شک کنم، کاری که باید انجام بدم اینه که یه نوشته‌­ای از دستاوردها و موفقیت‌­هام ایجاد کنم. نظرات و کامنت­های مثبت کلیدی رو نگهداری کنم و به اینها در شرایطی که حسم منفی شد سر بزنم.

🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
👍1
✳️ هفت عنصر از مدل هفت S مکنزی👆

✅ فرضیه اصلی مدیریت مدل هفت S مکنزی این است که هفت عنصر داخلی در سازمان وجود دارند که باید هماهنگ شوند تا سازمان بتواند موفق باشد.

🔹 عناصر سخت

عناصر سخت قابل لمس هستند، شناسایی آن‌ها آسان بوده و تأثیرگذاری بیشتری دارند، مانند بیانیه‌های استراتژی، برنامه‌های سازمانی، نمودارهای سازمانی و سایر اسناد.

• استراتژی: برنامه شرکت شما برای افزایش مزیت رقابتی
• ساختار: نحوه سازماندهی شرکت شما و اینکه چه کسی به چه کسی گزارش می‌دهد
• سیستم‌ها: رویه‌ها، فرایندها و روال کارمندان که نحوه انجام کار را مشخص می‌کنند

🔹عناصر نرم
توصیف این عناصر دشوارتر است زیرا مهارت‌های کارکنان، ارزش‌های شرکت و فرهنگ سازمان را در بر می‌گیرند که به طور مداوم در حال توسعه و تغییر هستند.

• ارزش‌های مشترک: ارزش‌های اصلی که در فرهنگ سازمانی و اخلاق کار فردی منعکس می‌شوند
• سبک: الگوهای رفتاری معمولی گروه‌هایی مانند مدیران و سایر متخصصان
• کارکنان: کارمندان شرکت شما و توانایی‌های کلی آن‌ها
• مهارت‌ها: صلاحیت‌های اصلی سازمان و قابلیت‌های متمایز آن
👍1
✳️ سندرم ایمپاستر یا خودویرانگری!

✅ سندرم ایمپاستر یا خودویرانگری نوعی شک مداوم به توانایی‌ها و دانش خود است. افرادی که دچار این سندرم می‌شوند، عوامل موفقیت خود را به عوامل بیرونی مانند شانس نسبت می‌دهند.
هرکسی در هر دوره‌ای از زندگی ممکن است به توانمندی‌های خود شک کند، اما افرادی که موفق‌ترند و تحصیلات بیشتری دارند، بیشتر در معرض این سندرم‌اند.

◀️ نشانه‌های سندرم خودویرانگری

▪️وابستگی به تعریف و تجمید دیگران برای اعتبارسنجی
▪️نگرانی بابت برآورده‌نشدن انتظارات خود یا دیگران
▪️بیش از حد کارکردن و تلاش برای کسب نتایج بیشتر از انتظار
▪️تخریب خود پیش از شروع کار یا انجام کار جدید

◀️ انواع سندرم ایمپاستر

▪️کمال‌طلب
این شکل از سندرم ایمپاستر زمانی بروز می‌کند که شما کمال‌طلب باشید. در این حالت، تصور می‌کنید به آن خوبی که دیگران می‌گویند نیستید، چون ویژگی‌های کمال طلبانه شما مانع از باورکردنش می‌شود.

▪️کارشناس
در این حالت، فردی کارشناس تصور می‌کند که بر مبحثی تسلط کافی ندارد. او می‌پندارد هنوز چیزهایی درباره آن مبحث هست که نیاموخته است، پس نمی‌تواند خود را کارشناس بنامد.
▪️استعداد ذاتی
در این حالت، فکر می‌کنید به‌اندازه کافی توانمند نیستید، چون استعداد‌های درونی خود را قبول ندارید. اگر یادگیری یک مهارت یا انجام کاری بیشتر از انتظارتان طول بکشد، به توانایی‌های خود شک می‌کنید.

▪️تک‌نواز
اگر برای رسیدن به جایگاهی از دیگران کمک گرفته باشید، شاید حس کنید که شایسته آن نیستید. این همان سندرم ایمپاستر تک‌نواز است.

▪️اَبرمرد
فکر می‌کنید باید بهترین و سخت‌کوش‌ترین باشید تا لیاقت پیدا کنید. در غیر این صورت، حس می‌کنید که کلاهبردارید و شایسته موفقیت نیستید.

◀️ عامل ایجادکننده سندروم ایمپاستر چیست؟

بر اساس تحقیقات، برخی اختلال‌های روان‌شناختی مانند اختلال نقص توجه و بیش فعالی در بروز این سندرم نقش دارند. افراد از هر طبقه اجتماعی با هر مقدار مهارت و دانش و در هر موقعیتی ممکن است به سندرم ایمپاستر دچار شوند.

برخی ویژگی‌های محیط کاری می‌توانند باعث بروز نشانه‌‌های این سندرم شوند. محیط‌های کاری با ویژگی‌های زیر چنین‌اند:

▪️عدم حمایت و قدردانی از کارکنان
▪️غیربهداشتی‌بودن محیط کار
▪️انتقاد بیش از حد
▪️سوءاستفاده در محیط کار
▪️کاهش انگیزه کارکنان

◀️ درمان سندرم ایمپاستر

برای غلبه بر احساسات خودکم‌بینی، باید مهارت‌ها و توانمندی‌های خود را یادآوری کنید. می‌توانید نقاط قوت‌ خود را شناسایی کنید و ویژگی‌های شخصیتی مثبت خود را نام ببرید. درک اینکه چه کسی هستید و چه ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارید به شما کمک می‌کند که دچار این سندرم نشوید.
همچنین انتخاب هدف‌های بیش از اندازه بلندپروازانه می‌تواند به شکست قطعی و ناراحتی شما منجر شود و عامل بروز سندرم ایمپاستر باشد.
بازنشراز: کانال پژوهش وتوسعه
✳️ قربانی موفقیّت!

✅ کلودیو رانیری در فصل ۱۶ - ۲۰۱۵ توانست تیم فوتبال لسترسیتی، معروف به روباه ها را در اولین فصل حضورش در این‌تیم، به طور غیر منتظره ای قهرمان لیگ برتر انگلیس نماید؛ امّا حدود ۱۰ ماه بعد یعنی دقیقاً ۲۹۸ روز پس از قهرمانی، از سمت خود برکنار شد. 
□در آن فصل، این قهرمانی، بزرگترین افتخار تاریخ ۱۳۳ ساله باشگاه لسترسیتی محسوب می شد و رانیری، مربی سال فیفا نام گرفته بود.

●نتایجی که رانیری پس از قهرمانی، در دومین فصل حضورش در لستر کسب کرد قابل دفاع نبود امّا شاید بتوان یکی از مهمترین دلیل اخراجش را در عدم توانایی وی در پاسخگویی به انتظارت و توقعات ارتقاء یافته جستجو کرد. او با قهرمان کردن تیم، انتظارات مدیران و طرفداران باشگاه را به طرز خارق العاده ای بالا برده برد. لذا، تکرار این وضعیت برای وی یا هر مربی دیگری که جایگزین وی می شد، تقریباً غیرممکن می نمود.

○شاید اگر وی در اولین فصل حضورش در لستر، با یک جایگاه میانه جدولی یا حتی حفظ تیم در لیگ برتر، فصل را به پایان می رساند با این سرعت در فصل بعدی اخراج نمی شد و شغل خود را از دست نمی داد!

■در سازمانهایی که دارای برنامه عملیاتی هستند، به کرّات شاهد این پدیده هستیم که مدیران سطوح پایه و میانی، آگاهانه نسبت به بالا رفتن انتظارات مدیران ارشد از خود نگران اند و هشدار می دهند. لذا، علیرغم اینکه آنها قادر به تحقق اهداف تعیین شده و فراتر از آن هستند امّا در نقطه مشخصی، دست از تلاش بر می دارند و آگاهانه ترمز خود و تیم خود را می کشند! این نقطه توقف، همان نقطه نه خیلی بد نه خیلی خوب است....

□دفاعیه آنها از این تصمیم نیز در نوع خود جالب توجه است: اگر اهداف تعیین شده را بطور تمام و کمال محقق نماییم، انتظارات مدیریت ارشد در دوره بعدی برنامه ریزی، افزایش یافته و اهداف بزرگتری برای ما وضع خواهد کرد و این افزایش مستمر اهداف، حد یقفی نخواهد داشت!

●گاه، دستیابی به اهداف تعیین شده و برجای گذاشتن یک عملکرد عالی از خود، نه تنها تضمینی برای حفظ پُست فعلی نیست بلکه، عدم تکرار این سطح از موفقیّت در آینده، جایگاه مدیر را با خطرات جدی مواجه می سازد. لذا، برخی از مدیران به این نتیجه می رسند که گاه متوسط بودن، حاشیه امن و امنیت شغلی بیشتری را برای آنها به ارمغان خواهد آورد تا عالی بودن! تکرار عملکرد عالی دوره قبل یا بهبود آن، همچون تله ای است در مسیر فعالیت هر مدیر. شاید در طول تاریخ، موفقیّت و شکست به یک اندازه قربانی گرفته باشند....شاید!

○بسیاری از مدیران ارشد در جایگاه هدفگذاری و برنامه ریزی، بر این باورند که تحقق ۱۰۰ درصدی اهداف، بیشتر مواقع ۳ علت بیشتر ندارد: یا اهداف تعیین شده، *عمدی و آگاهانه* دست پایین گرفته شده اند؛ یا توانایی مجریان، *ناآگاهانه* دست کم پنداشته شده است و یا در شناخت فرصتها و تهدیدهای محیطی اشتباهی رخ داده است. لذا، هنگام مواجهه با یک کارنامه عملکرد بی عیب و نقص، بلافاصله و بی محابا فتیله اهداف را برای دوره بعد، بالا می کشند؛ غافل از اینکه همیشه دلایل فوق، صادق و برقرار نیست.

■نظام هدفگذاری و برنامه ریزی باید دارای هوشمندی های خاص خود باشد. یکی از آنها، پرهیز از تعیین اهداف، صرفاً با اتکاء به روند گذشته است. در کنار توجه به عملکرد گذشته، باید احصاء دقیقی از فرصتها، ظرفیت ها، محدودیت ها، کاستی ها، ضعف ها، تهدیدها، چالشها و .... بعمل آورد و آنگاه، به تعیین اهداف همت گماشت.

□هدفگذار باید از خطرات احتمالی موفقیت برای مجریان، آگاه باشد تا بتواند اطمینان خاطر لازم را برای آنها فراهم سازد. در غیر اینصورت، محافظه کاری و راضی شدن به حداقل ها، گریبانگیر مجریان خواهد شد.

●نکته آخر آنکه، عالی شدن سهل الوصول تر از عالی ماندن است. یکی از کارویژه های مدیران ارشد، *پایدارسازی عملکرد ممتاز* زیردستان است نه صرفاً افزایش مستمر اهداف، بگونه ای که فرد به منطقه *ناتوانی و عدم شایستگی* خود وارد شده و در آنجا، زمین گیر شود. بعد از پایدارسازی، نوبت به تعیین اهداف جدید و متعاقب آن، خلق قابلیت های جدید خواهدرسید.
🖊️دکتر مهدی صانعی
بازنشراز:کانال گاهنامه مدیر
👍1
💠 تعمیر موتور تولید جهان

🔸 یونیدو از تعمیر موتور تولید صنعتی جهان خبر داد. آخرین گزارش بازوی صنعتی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد احیای بخش خودروسازی در سال۲۰۲۲، به احیای بخش تولید منجر شده است. برمبنای این گزارش، شاخص تولید صنعتی جهان در اکتبر۲۰۲۲ رشد مناسبی را تجربه کرده که عمده دلیل آن به واسطه جهش مثبت تولید در صنایع پیشرفته و های‌تک و نیز بهبود سطح تولید در چین و بخش‌های شمالی و جنوبی قاره آمریکا بوده است. در عین حال گزارش اخیر یونیدو نشان از کاهش وزن صنایع با سطح تکنولوژی پایین در جهان دارد.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3939872
✳️ دوباره فکر کن!

✅ ما در بسیاری از حیطه های زندگی‌مان هیچگاه به قدری حرفه‌ای نمی‌شویم که در نظرات‌مان تردید کنیم یا بدانیم چه چیزهایی را نمی‌دانیم. ما فقط در حدی اطلاعات داریم که نسبت به اظهارات‌مان مطمئن باشیم و متوجه نمی‌شویم که به قله کوه حماقت رسیده‌ایم، بدون آنکه از سمت دیگر آن پایین برویم!

🔺با کسب کمی تجربه، مقداری از تواضع خود را از دست می‌دهیم و به پیشرفت سریع‌مان افتخار می‌کنیم و این باعث می‌شود احساس تبحر کاذب داشته باشیم. این احساس نقطه شروع چرخه اعتماد به نفس کاذب است؛ چرخه ای که باعث می‌شود در چیزهایی که می‌دانیم تردید نکنیم. ما در حباب تصورات اشتباه تازه‌کاران گیر می‌افتیم؛ جایی که از جهل خود بی‌اطلاع هستیم.

🔺وقتی اطمینان داریم چیزی را می‌دانیم، دیگر دلیلی نمی‌بینیم که به دنبال اشتباهات و شکاف‌های درون اطلاعات‌مان بگردیم، چه برسد به اینکه اشتباهات را اصلاح کنیم.
این همان مشکلی است که باعث می‌شود افراد، دانش خود را زیادی دست بالا بگیرند و در حوزه‌هایی که اطلاعات ندارند اظهارنظر کنند.