مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ سندرم ایمپاستر یا خودویرانگری!

✅ سندرم ایمپاستر یا خودویرانگری نوعی شک مداوم به توانایی‌ها و دانش خود است. افرادی که دچار این سندرم می‌شوند، عوامل موفقیت خود را به عوامل بیرونی مانند شانس نسبت می‌دهند.
هرکسی در هر دوره‌ای از زندگی ممکن است به توانمندی‌های خود شک کند، اما افرادی که موفق‌ترند و تحصیلات بیشتری دارند، بیشتر در معرض این سندرم‌اند.

◀️ نشانه‌های سندرم خودویرانگری

▪️وابستگی به تعریف و تجمید دیگران برای اعتبارسنجی
▪️نگرانی بابت برآورده‌نشدن انتظارات خود یا دیگران
▪️بیش از حد کارکردن و تلاش برای کسب نتایج بیشتر از انتظار
▪️تخریب خود پیش از شروع کار یا انجام کار جدید

◀️ انواع سندرم ایمپاستر

▪️کمال‌طلب
این شکل از سندرم ایمپاستر زمانی بروز می‌کند که شما کمال‌طلب باشید. در این حالت، تصور می‌کنید به آن خوبی که دیگران می‌گویند نیستید، چون ویژگی‌های کمال طلبانه شما مانع از باورکردنش می‌شود.

▪️کارشناس
در این حالت، فردی کارشناس تصور می‌کند که بر مبحثی تسلط کافی ندارد. او می‌پندارد هنوز چیزهایی درباره آن مبحث هست که نیاموخته است، پس نمی‌تواند خود را کارشناس بنامد.
▪️استعداد ذاتی
در این حالت، فکر می‌کنید به‌اندازه کافی توانمند نیستید، چون استعداد‌های درونی خود را قبول ندارید. اگر یادگیری یک مهارت یا انجام کاری بیشتر از انتظارتان طول بکشد، به توانایی‌های خود شک می‌کنید.

▪️تک‌نواز
اگر برای رسیدن به جایگاهی از دیگران کمک گرفته باشید، شاید حس کنید که شایسته آن نیستید. این همان سندرم ایمپاستر تک‌نواز است.

▪️اَبرمرد
فکر می‌کنید باید بهترین و سخت‌کوش‌ترین باشید تا لیاقت پیدا کنید. در غیر این صورت، حس می‌کنید که کلاهبردارید و شایسته موفقیت نیستید.

◀️ عامل ایجادکننده سندروم ایمپاستر چیست؟

بر اساس تحقیقات، برخی اختلال‌های روان‌شناختی مانند اختلال نقص توجه و بیش فعالی در بروز این سندرم نقش دارند. افراد از هر طبقه اجتماعی با هر مقدار مهارت و دانش و در هر موقعیتی ممکن است به سندرم ایمپاستر دچار شوند.

برخی ویژگی‌های محیط کاری می‌توانند باعث بروز نشانه‌‌های این سندرم شوند. محیط‌های کاری با ویژگی‌های زیر چنین‌اند:

▪️عدم حمایت و قدردانی از کارکنان
▪️غیربهداشتی‌بودن محیط کار
▪️انتقاد بیش از حد
▪️سوءاستفاده در محیط کار
▪️کاهش انگیزه کارکنان

◀️ درمان سندرم ایمپاستر

برای غلبه بر احساسات خودکم‌بینی، باید مهارت‌ها و توانمندی‌های خود را یادآوری کنید. می‌توانید نقاط قوت‌ خود را شناسایی کنید و ویژگی‌های شخصیتی مثبت خود را نام ببرید. درک اینکه چه کسی هستید و چه ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارید به شما کمک می‌کند که دچار این سندرم نشوید.
همچنین انتخاب هدف‌های بیش از اندازه بلندپروازانه می‌تواند به شکست قطعی و ناراحتی شما منجر شود و عامل بروز سندرم ایمپاستر باشد.
بازنشراز: کانال پژوهش وتوسعه
✳️ قربانی موفقیّت!

✅ کلودیو رانیری در فصل ۱۶ - ۲۰۱۵ توانست تیم فوتبال لسترسیتی، معروف به روباه ها را در اولین فصل حضورش در این‌تیم، به طور غیر منتظره ای قهرمان لیگ برتر انگلیس نماید؛ امّا حدود ۱۰ ماه بعد یعنی دقیقاً ۲۹۸ روز پس از قهرمانی، از سمت خود برکنار شد. 
□در آن فصل، این قهرمانی، بزرگترین افتخار تاریخ ۱۳۳ ساله باشگاه لسترسیتی محسوب می شد و رانیری، مربی سال فیفا نام گرفته بود.

●نتایجی که رانیری پس از قهرمانی، در دومین فصل حضورش در لستر کسب کرد قابل دفاع نبود امّا شاید بتوان یکی از مهمترین دلیل اخراجش را در عدم توانایی وی در پاسخگویی به انتظارت و توقعات ارتقاء یافته جستجو کرد. او با قهرمان کردن تیم، انتظارات مدیران و طرفداران باشگاه را به طرز خارق العاده ای بالا برده برد. لذا، تکرار این وضعیت برای وی یا هر مربی دیگری که جایگزین وی می شد، تقریباً غیرممکن می نمود.

○شاید اگر وی در اولین فصل حضورش در لستر، با یک جایگاه میانه جدولی یا حتی حفظ تیم در لیگ برتر، فصل را به پایان می رساند با این سرعت در فصل بعدی اخراج نمی شد و شغل خود را از دست نمی داد!

■در سازمانهایی که دارای برنامه عملیاتی هستند، به کرّات شاهد این پدیده هستیم که مدیران سطوح پایه و میانی، آگاهانه نسبت به بالا رفتن انتظارات مدیران ارشد از خود نگران اند و هشدار می دهند. لذا، علیرغم اینکه آنها قادر به تحقق اهداف تعیین شده و فراتر از آن هستند امّا در نقطه مشخصی، دست از تلاش بر می دارند و آگاهانه ترمز خود و تیم خود را می کشند! این نقطه توقف، همان نقطه نه خیلی بد نه خیلی خوب است....

□دفاعیه آنها از این تصمیم نیز در نوع خود جالب توجه است: اگر اهداف تعیین شده را بطور تمام و کمال محقق نماییم، انتظارات مدیریت ارشد در دوره بعدی برنامه ریزی، افزایش یافته و اهداف بزرگتری برای ما وضع خواهد کرد و این افزایش مستمر اهداف، حد یقفی نخواهد داشت!

●گاه، دستیابی به اهداف تعیین شده و برجای گذاشتن یک عملکرد عالی از خود، نه تنها تضمینی برای حفظ پُست فعلی نیست بلکه، عدم تکرار این سطح از موفقیّت در آینده، جایگاه مدیر را با خطرات جدی مواجه می سازد. لذا، برخی از مدیران به این نتیجه می رسند که گاه متوسط بودن، حاشیه امن و امنیت شغلی بیشتری را برای آنها به ارمغان خواهد آورد تا عالی بودن! تکرار عملکرد عالی دوره قبل یا بهبود آن، همچون تله ای است در مسیر فعالیت هر مدیر. شاید در طول تاریخ، موفقیّت و شکست به یک اندازه قربانی گرفته باشند....شاید!

○بسیاری از مدیران ارشد در جایگاه هدفگذاری و برنامه ریزی، بر این باورند که تحقق ۱۰۰ درصدی اهداف، بیشتر مواقع ۳ علت بیشتر ندارد: یا اهداف تعیین شده، *عمدی و آگاهانه* دست پایین گرفته شده اند؛ یا توانایی مجریان، *ناآگاهانه* دست کم پنداشته شده است و یا در شناخت فرصتها و تهدیدهای محیطی اشتباهی رخ داده است. لذا، هنگام مواجهه با یک کارنامه عملکرد بی عیب و نقص، بلافاصله و بی محابا فتیله اهداف را برای دوره بعد، بالا می کشند؛ غافل از اینکه همیشه دلایل فوق، صادق و برقرار نیست.

■نظام هدفگذاری و برنامه ریزی باید دارای هوشمندی های خاص خود باشد. یکی از آنها، پرهیز از تعیین اهداف، صرفاً با اتکاء به روند گذشته است. در کنار توجه به عملکرد گذشته، باید احصاء دقیقی از فرصتها، ظرفیت ها، محدودیت ها، کاستی ها، ضعف ها، تهدیدها، چالشها و .... بعمل آورد و آنگاه، به تعیین اهداف همت گماشت.

□هدفگذار باید از خطرات احتمالی موفقیت برای مجریان، آگاه باشد تا بتواند اطمینان خاطر لازم را برای آنها فراهم سازد. در غیر اینصورت، محافظه کاری و راضی شدن به حداقل ها، گریبانگیر مجریان خواهد شد.

●نکته آخر آنکه، عالی شدن سهل الوصول تر از عالی ماندن است. یکی از کارویژه های مدیران ارشد، *پایدارسازی عملکرد ممتاز* زیردستان است نه صرفاً افزایش مستمر اهداف، بگونه ای که فرد به منطقه *ناتوانی و عدم شایستگی* خود وارد شده و در آنجا، زمین گیر شود. بعد از پایدارسازی، نوبت به تعیین اهداف جدید و متعاقب آن، خلق قابلیت های جدید خواهدرسید.
🖊️دکتر مهدی صانعی
بازنشراز:کانال گاهنامه مدیر
👍1
💠 تعمیر موتور تولید جهان

🔸 یونیدو از تعمیر موتور تولید صنعتی جهان خبر داد. آخرین گزارش بازوی صنعتی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد احیای بخش خودروسازی در سال۲۰۲۲، به احیای بخش تولید منجر شده است. برمبنای این گزارش، شاخص تولید صنعتی جهان در اکتبر۲۰۲۲ رشد مناسبی را تجربه کرده که عمده دلیل آن به واسطه جهش مثبت تولید در صنایع پیشرفته و های‌تک و نیز بهبود سطح تولید در چین و بخش‌های شمالی و جنوبی قاره آمریکا بوده است. در عین حال گزارش اخیر یونیدو نشان از کاهش وزن صنایع با سطح تکنولوژی پایین در جهان دارد.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3939872
✳️ دوباره فکر کن!

✅ ما در بسیاری از حیطه های زندگی‌مان هیچگاه به قدری حرفه‌ای نمی‌شویم که در نظرات‌مان تردید کنیم یا بدانیم چه چیزهایی را نمی‌دانیم. ما فقط در حدی اطلاعات داریم که نسبت به اظهارات‌مان مطمئن باشیم و متوجه نمی‌شویم که به قله کوه حماقت رسیده‌ایم، بدون آنکه از سمت دیگر آن پایین برویم!

🔺با کسب کمی تجربه، مقداری از تواضع خود را از دست می‌دهیم و به پیشرفت سریع‌مان افتخار می‌کنیم و این باعث می‌شود احساس تبحر کاذب داشته باشیم. این احساس نقطه شروع چرخه اعتماد به نفس کاذب است؛ چرخه ای که باعث می‌شود در چیزهایی که می‌دانیم تردید نکنیم. ما در حباب تصورات اشتباه تازه‌کاران گیر می‌افتیم؛ جایی که از جهل خود بی‌اطلاع هستیم.

🔺وقتی اطمینان داریم چیزی را می‌دانیم، دیگر دلیلی نمی‌بینیم که به دنبال اشتباهات و شکاف‌های درون اطلاعات‌مان بگردیم، چه برسد به اینکه اشتباهات را اصلاح کنیم.
این همان مشکلی است که باعث می‌شود افراد، دانش خود را زیادی دست بالا بگیرند و در حوزه‌هایی که اطلاعات ندارند اظهارنظر کنند.
✳️ تجویز راهبردی👆

۱- بین بیست تا سی دقیقه بکوب بروید جلو! یکی از مهم ترین قاتلان وقت، پرش و تغییر مداوم کاری است که داریم انجام می دهیم. بیشترین انرژی ما در رفت و برگشت بین کارهای مختلف صرف می کنیم. به بیان ساده، تک کاری می تواند زمان لازم را برای انجام کارهای مهم تا ۸۰ درصد کاهش داده و کیفیت کار نهایی را به شدت افزایش دهد.
۲- لازم نیست صرفاً با برنامه کتاب بخوانید! هم با برنامه و هم بی برنامه کتاب بخوانیم. با برنامه یعنی اینکه در ابتدای هر دوره زمانی مثلا فصل بگوییم که من می خواهم تا پایان این فصل یا سال به سوالات جواب بدهم. و احتمالا برای پاسخ دادن به این سوالات باید حدود ۵۰۰صفحه کتاب بخوانم.حالا بی برنامه یعنی چه؟ یعنی اینکه همیشه کتاب همراه مان باشد. ما در طول روز به دلایل مختلف علاف می شویم! به جای وقت تلف کردن و دید زدن مردم و ور رفتن با گوشی سریع می رویم سراغ کتاب. حالا اگر شد کتاب کاغذی نشد، کتاب الکترونیکی و صوتی. من بسیاری از مطالعه هایم را در وقت های تلف شده انجام داده ام و خیلی هم چسبیده.
۳- مغزتان را خاموش نکنید. مطالعه عصب شناسان نشان می‌دهد که وقتی ما به حرف کارشناسان و خبرگان گوش می کنیم، بخش هایی از مغز ما کم فعالیت می شود و یا به عبارتی خاموش می شود.حواستان باشد یک نویسنده غیرمعصوم هر چقدر بزرگ و کار درست و خفن باشد باز هم یک انسان است
۴- از قاعده بیست-هشتاد پیروی کنید. به صورت شهودی می‌توان گفت ۲۰ درصد از مطالب کتاب واجد ۸۰ درصد اهمیت هستند و باید ۸۰٪ انرژی روی همان ها گذاشته شود. همه مطالب یک کتاب یک ارزش را ندارند! به مرور که کتاب‌خوانی را بیشتر و بیشتر تجربه کنید، می توانید بو بکشید که کدام بخش های یک کتاب آن ۲۰٪ طلایی است.
۵- رونویسی نکنید. خلاصه نویسی نکنید. شخصی نویسی کنید! باز یکی از چیزهایی که به ما آموخته اند این است که مطالب را خلاصه کنید. تکنیک بهتری وجود دارد: هر وقت یک فصل از کتاب را به پایان بردید، مهم ترین نکات کلیدی آن فصل را با زبان خودتان و برای خودتان بازنویسی کنید. اینگونه ذهنتان بیشتر درگیرِ کتاب خواهد شد و احتمال به خاطرسپاری مفاهیمِ آن هم بیشتر است.
👍2
✳️ ذهن فریبکار من!

🔺عکسی که مشاهده می‌کنید یک عکس سیاه و سفید است! کشیده شدن خطوط رنگی روی این عکس سیاه و سفید باعث خطای دید می شود.
برای متوجه شدن خطای دیدتان می توانید روی عکس زوم کنید تا به سیاه و سفید بودن عکس پی ببرید.
چشم های ما تا این حد ممکن است خطا کنند و ذهن ما را فریب دهند و چیزی را به ما القا کنند که اصلا وجود خارجی ندارد.

🔺فریب دادن ذهن انسان منحصر به خطاهای دیداری نیست. ما به سادگی نمی‌توانیم اطلاعات را از طریق حواس‌مان جمع‌آوری کرده و بر اساس آن تصمیم‌گیری و عمل کنیم؛ در عوض، ذهن ما اطلاعات را به نحوی پردازش می‌کند که ممکن است فریبنده باشد و از هر رویداد روایتی بسازد که خوشایند ما بوده، اما از واقعیت جهان خارج به دور باشد.

🔺در نتیجه، باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که ذهن ما حتی در مواجهه با مسائل بسیار ساده نیز می‌تواند به نحو غیرباورکردنی دچار اشتباه شود.
✍ حسین حسینی پناه
👍1
🔹به جای تمرکز کردن بر روی مسایلی که تحت کنترل و اختیار شما نیستند، بر روی موضوعاتی تمرکز کنید که قابل تغییر می باشند.
👍1
✳️ فعالان اقتصادی به اطلاعات تازه از تنور درآمده مراجع بین المللی توجه داشته باشند؟!

✅ صندوق بین‌المللی پول در آخرین گزارش خود پیش‏بینی کرده رشد اقتصادی جهان در سال۲۰۲۳ به ۹/ ۲% میرسد که نسبت به پیش‌بینی قبلی، ۲/ ۰% افزایش یافته است. روند افزایشی نرخ بهره برای مبارزه با تورم و اثرات اقتصادی درگیری روسیه و اوکراین و شیوع دوباره کرونا در چین، عوامل موثر بر فعالیت‌های اقتصادی است

🔹همچنین نرخ تورم جهانی به ۶/ ۶% خواهد رسید
🔹 رشد آمریکا به۱.۴% کاهش و شرایط یورو با وجود نشانه‌های مثبتی همچون مقاومت در برابر بحران انرژی، زمستان معتدل و یارانه‌های دولتی سخاوتمندانه، همچنان چالش‌برانگیز است
🔹محیط مالی در سال جاری میلادی کماکان بحرانی است به‌ویژه زمانی که بانک‌های مرکزی مسیری ناشناخته را برای سبک کردن ترازنامه خود در پیش می‌گیرند
🔹فعالان اقتصادی لازم است پیش بینی های خود از نرخ های آتی را بروز کنند
✳️ ۱۵ نوع سرمایه که داشتن آن‌ها ما را ثروتمند می‌کند:

1- نگرش مثبت
2- ارتباط موثر
3- ادب
4- یادگیری مادام العمر
5- انضباط شخصی
6- تندرستی واقعی
7- آرامش خاطر
8- خلاقیت
9- عشق ورزیدن به کار
10- داشتن برنامه و هدف
11- داشتن قلب و زبان شاکر
12- درک دیگران
13- استفاده موثر از زمان
14- بخشندگی
15- اعتماد به نفس
4_5821393755260849588.pdf
1.9 MB
تصمیم گیری گروهی
دکترلشکربلوکی
✳️ حسابداری مالی و تخریب جایگاه سرمایه انسانی

✅ هاروارد بیزینس ریویو – ژانویه و فوریه 2023
🔹استهلاک فوری انسان؟!
یک دارایی ثابت چند ساله مستهلک می شود ولی یک انسان در لحظه
🔸عملکرد شرکت ها در حوزه منابع انسانی رفته رفته ارزش سرمایه انسانی را ضایع می کند. سهامداران هر آن چه را که بوی هزینه می دهد بد و آن چه که بوی دارایی می دهدرا خوب می دانند.
🔹هزینه های آموزش و نگهداشت نیروی انسانی نهایتاً در تحلیل های مالی آثار کاهش درآمدی و کاهش بازدهی دارند، زیرا استانداردهای حسابداری مالی بازیافتی را در آتی برای آن ها قائل نیست. برون سپاری تأمین نیروی انسانی به شرکت های اجاره دهنده نیروی کار و تلاش در حفظ حداقل نیروی انسانی از این قبیل اقدامات اند.
🔸یک دستگاه ماشین آلات چند ساله مستهلک ولی یک انسان در لحظه مستهلک می شود!
حسابداری مالی و استانداردهای حاکم بر آن اصولی را برای شناسایی و ثبت رخدادهای مالی وضع کرده اند که تمرکز بر آثار بلند مدت دارد و برای مخارج جاری ارزش آتی قائل نیست. برخورد با سرمایه انسانی از این دست است.
🔸یکی از نظریه پردازی ها این است که استانداردهای حسابداری مالی باید برای سرمایه انسانی در معرض بازبینی قرار گیرند و گرنه همه قدر و منزلتی که برای سرمایه انسانی قائلیم فقط یک لفاظی است.
✍️محمد هادی موقعی
👏2👍1👌1
✳️ سازمان کاتوره ای


✅ خاصیت مولکول های مایع یا گاز این هست که سرعت بسیار بالایی دارن و با شدت بسیار زیادی به هم برخورد می کنند. حالا فرض کنید که یک چیزی مثل یه قطره جوهر یا زعفران آب شده بریزه توی یک مایعی مثل آب(آب توی پارچ).
اینکه این قطره جوهر چطور حرکت میکنه؟ به کدام سمت؟ با چه سرعتی و .... قابل تشخیص نیست. به این نوع حرکات ذرات، توی علم فیزیک "حرکات کاتوره ای" گفته می شه.

🔹حرکات کاتوره ای غیر قابل پیش بینی، با سرعت بالا و درون شاره(مایع و گاز) شکل میگیرن. تنها چیزی که در حرکات کاتوره ای دقیقا قابل پیش بینی هست، اینه که بعد از مدتی اون ذره خارجی کل محیط مایع یا گاز رو آغشته میکنه؛ به عبارتی حرکات کاتوره ای هیچ نظم و حساب کتابی رو تحمل نمیکنن و این جزء ذاتشون هست و بعد از یه مدت کل محیط رو آغشته و همرنگ با خودشون میکنن.

🔹 بعضی سازمان ها و شرکت ها هم ویژگی هایی شبیه حرکات کاتوره ای دارن که اصطلاحاً بهشون میگیم "سازمان های کاتوره ای". توی سازمان های کاتوره ای فرهنگ غنی و قدرتمندی نداره که نتیجه آن وا دادن سازمان به هر تفکر مناسب و نامناسبی خواهد بود. از مدیرانی با شعارهای غیرواقعی به شدت استقبال میکنن و آینده خود را در گرو حضور این قبیل افراد عوام فریب می بینن.

🔹در سازمان های کاتوره ای نه نظمی وجود داره و نه انضباطی، بدین معنا که نه افراد در جای مناسب خود قرار دارند و نه قوانین و مقررات اجرا می شود. به عبارت دیگر، هرج و مرج افراطی زندگی روزمره را فرا گرفته است. توی این سازمان ها ضوابط یعنی یک شوخی. عدالت مفهومی نداره و تا بگی عدالت یا پیگیر عدالت باشی؛ همه فکر میکنن شوخیه و بهت میخندن.
توی این سازمان ها افراد دارای سوء عملکرد، دارای مشکلات اخلاقی، ناشایسته و ... حذف نمیشن بلکه پخش میشن و کل محیط رو یه شکل خودشون در میارن و این یعنی فاجعه، بحران و مصیبت. در سازمان های کاتوره ای حتی اصول و قوانینی که بهش پرداخته میشه و مورد توجه قرار میگیره، قوانینی است در راستای پشتیبانی از سیستم کاتوره ای و این به معنای توسعه یافتن قوانین بد و فراگیری بیشتر کاتوره سازهاست.

🔹سازمان های کاتوره ای از مسببین و سازندگان اصلی مدیران کاتوره ای هستند که این مدیران تمایل وصف ناپذیری به قبول پست و مسئولیت های مدیریتی در هر سمتی بدون توجه به توانمندی و شایستگی های فردی دارند. حتما می پرسید که مدیران کاتوره ای کی هستن و از کجا بشناسیمشون؟

🔹بعضی از ویژگی هاي مدیران کاتوره ای که نقش کاتوره سازی دارند عبارتند از:

▪︎ چنانچه با افرادی مواجه شدید که در فاصله کوتاه زمانی عهده دار منصب و پست های مدیریتی متنوع و متکثر، در شرکت های با ماهیت متفاوت و احتمالا متضاد بوده اند؛ به شما تبریک می گویم. شما به احتمال بسیار زیاد با یک مدیره کاتوره ای مواجه شده اید.
▪︎ مدیران کاتوره ای به واسطه نداشتن تخصص و مهارت به جای پرداختن به موضوعات اساسی و بلند مدت، تمایل زیادی به حرکات نمایشی و اقدامات سطحی و مشخصاً بدون دستاورد دارند.
▪︎ استراتژی غالب مدیران کاتوره ای سفارشی کار کردن و عدم توجه به ضوابط، بهره مندی از کلام های شعارگونه برای ظاهر فریبی، منفعت طلبی شخصی، رفتارهای پوپولیستی و نابود کردن سایرین از طریق رفتارهای غیر حرفه ای، تمایل به انتصابات ضعیف، بودن سر زبان ها حتی از طریق برندسازی شخصی منفی و ... می باشد.

🔹 مدیران کاتوره ای بعد از مدت کوتاهی به واسطه حرکات غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینی که دارند، کل سازمان رو همرنگ خودشون میکنن و شک نکنید که سازمان کاتوره ای محکوم به نابودی است.

🔹 نکته پایانی و جمع بندی:
تجربه نشون داده که سازمان های کاتوره ای تمایل به استفاده از مدیران کاتوره ای دارن. به هر حال در و تخته باید با هم جور بشن و این دور باطل کاتوره ای تا نابودی مطلق می تواند ادامه داشته باشه و برای جدا سازی "کاتوره سازها" از یک سازمان باید کلی انرژی گذاشت.
اما "سازمان های غیر کاتوره ای" دیگه فضای فرهنگی و کاری مثل مایع و گاز ندارن. سازمان به واسطه وجود فرهنگ قوی، قوانین و مقررات و ... حالت ژله ای به خودش میگیره. یعنی حتی اگه یک" مدیر کاتوره ای" هم بهشون تحمیل بشه سخت قبولش میکنن و در صورت اجبار و استمرار، اجازه تسری رفتارهای کاتوره ای به کل ارکان سازمان داده نمیشه و در یک گوشه در هاله ای از مراقبت و ژله محدودسازی می شود.

🔺 سوال مهم:به نظر شما برای جلوگیری از کاتوره ای شدن، چه اقداماتی می توان انجام داد؟

🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
بازنشراز: گاهنامه مدیر
👍2
✳️ احمقانه های مائو

✅ مائو در دوران حکومت خود بر چین اشتباهات احمقانه زیادی را مرتکب شد. قتل عام گنجشکان، کوره‌های خانگی فولاد و...، از جمله اشتباهات احمقانه مائو است. مهم‌ترین این اشتباهات، به طور ویژه طی سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ یعنی دوران اجرای سیاست «یک گام بزرگ به جلو» انجام شد که به نظر می‌رسد تکرار‌نشدنی باشد.

□ *قتل‌عام گنجشکان:* ۱۹۵۸ سالی است که مائو تسه‌تونگ، بنیانگذار جمهوری خلق چین، به این نتیجه رسید که گنجشکان آفت محصولات کشاورزی هستند و وضعیت چین بدون این پرندگان بهتر خواهد شد. در آن سال مائو جنبشی را که آن را «یک گام بزرگ به جلو» (Great Leap Forward) نام نهاده بود، آغاز کرد یعنی مجموعه‌ای عظیم از کمپین‌های اجتماعی و اقتصادی که در کنار مسائل دیگر، کشاورزی در چین را به فعالیتی که دولت در مرکزیت آن است، بدل کرده بود. تحت این شرایط کشاورزی فردی و خصوصی در چین به عنوان بخشی از گذار چین به سمت جامعه کمونیستی، ممنوع شده بود و هیچ‌کس نمی‌توانست به طور شخصی، کشاورزی خود را داشته باشد.

●یکی از اولین اقدامات مائو بعد از تبدیل کشاورزی خصوصی به کشاورزی اشتراکی، ریختن طرحی برای حفاظت از مزارع بود. به مائو گزارش داده بودند که گنجشکان مقدار بسیار زیادی از حبوبات را می‌خورند. مائو پس از دریافت این گزارش دستور داد مردم تمام گنجشکان را از بین ببرند. گفته می‌شود در طول کمپین بزرگ قتل گنجشکان، صدها میلیون گنجشک کشته شدند. مردم این گنجشکان را دنبال می‌کردند و تا زمانی که آنها را از بین نمی‌بردند، دست بر‌نمی‌داشتند. این کمپین، خود بخشی از یک کمپین بزرگ‌تر بود که «کمپین چهار آفت» (Four Pests Campaign) نام داشت. در این کمپین بزرگ‌تر، موش‌ها، مگس‌ها و پشه‌ها در کنار گنجشکان هدف مائو بودند و باید برای بهبود سطح بهداشت و تغذیه مردم چین، از بین می‌رفتند.

○مشکلی که کمپین بزرگ قتل گنجشکان به وجود آورده بود، در سال ۱۹۶۰ خود را نشان داد. به نظر می‌رسید گنجشکان فقط از حبوبات کشاورزی تغذیه نمی‌کردند بلکه حشرات را نیز می‌خوردند. بدون وجود پرندگان، این حشرات قابل کنترل نبودند. در نتیجه، جمعیت حشرات بسیار افزایش یافت و به یک بحران تبدیل شد. به طور ویژه، ملخ‌ها در سراسر کشور شایع شده بودند و هرچه از محصولات کشاورزی را که به آن می‌رسیدند، غارت می‌کردند. بنابراین در کنار ملخ‌ها که به منشأ عظیمی از غذا دسترسی داشتند، چیز زیادی برای انسان‌ها باقی نمانده بود و ملخ‌ها غذای انسان را نابود می‌کردند به طوری که میلیون‌ها نفر از مردم چین در اثر گرسنگی و بی‌غذایی جان خود را از دست دادند. فاجعه تا حدی بود که دولت چین، شروع به واردات گنجشک از اتحاد جماهیر شوروی کرد.

■اگرچه تعداد کسانی که در این قحطی کشته شدند، متفاوت گزارش شده است اما آمارهای رسمی دولت چین این تعداد را ۱۵ میلیون نفر تخمین می‌زند. تعدادی از محققان اعلان کرده‌اند که تلفات این قحطی، بین ۴۵ تا ۷۸ میلیون نفر بوده است.
همچنین هزاران نفر از مردم چین به خاطر غذا یا اعلام مخالفت با سیاست‌های حکومت مائو به قتل رسیدند تا جایی که در زمان قحطی، مردم یکدیگر را می‌خوردند.

□ *کوره‌های خانگی فولاد:*
مائو بدون اینکه هیچ‌گونه دانشی از علم متالورژی داشته باشد، دستور ساخت کوره‌های خانگی فولاد (backyard steel furnaces) که کوچک‌تر از کوره‌های صنعتی بودند را در هر منطقه‌ای از چین صادر کرد؛ کوره‌هایی که با هدف تولید فولاد باکیفیت در ذهن مائو نقش بسته بودند. در نتیجه روستاییان و کشاورزان باید تلاش می‌کردند با استفاده از این کوره‌ها، از آهن ضایعاتی، فولاد تولید کنند. برای تامین سوخت این کوره‌ها، کار به جایی رسیده بود که در محیط، هیچ چوبی یافت نمی‌شد زیرا روستاییان مجبور بودند برای روشن نگه داشتن کوره‌های خانگی فولاد، وسایل چوبی و اسباب و اثاثیه و حتی در‌های خانه خود را درون این کوره‌ها بیندازند. همچنین دیگ‌ها، ماهیتابه‌ها و سایر وسایل فولادی در کوره‌های خانگی ریخته می‌شدند تا به فولاد تبدیل شوند و مائو را به آنچه در ذهن داشت، نزدیک سازند.

□همچنین بسیاری از کشاورزان مرد، همانند کارگران تعداد زیادی از کارخانه‌ها و حتی کارمندان مدارس و بیمارستان‌ها، به منظور افزایش تولید فولاد، به کوره‌های خانگی منتقل شدند. با همه اینها نتیجه این اقدام مائو، چیزی نبود جز اجسام بی‌کیفیت آهنی که تقریباً ارزش اقتصادی نداشت. به گفته دکتر شخصی مائو، او تنها زمانی متوجه اشتباه خود شد که در سال ۱۹۵۹ از کارخانه بزرگ تولید فولاد در ایالت منچوری چین دیدن کرد و فهمید فقط می‌توان در کارخانه‌هایی با مقیاس بزرگ و با سوخت مناسب همچون زغال‌سنگ، فولاد باکیفیت تولید کرد. اگرچه مائو در آن زمان هم تصمیم نگرفت به طور کامل ایده کوره‌های خانگی فولاد را کنار بگذارد و پس از مدت‌زمان زیادی در همان سال، سرانجام به طور کامل از تصمیم خود برگشت.