HRC_Volume 2_Issue 3_Pages 39-18.pdf
756.5 KB
مدل شایستگی رهبران کسب و کار با هدف پایداری در عصر تحول دیجیتال
💢 *حسابداری ذهنی*
هر روز برای سرکار رفتن ۷۰ تومن پول اسنپ میدی ، امروز همکارت میرسونتت ، پیش خودت میگی من که باید ۷۰ تومان رو میدادم، بذار با این پول یه پیتزا بخرم.
و بازهم مثل روزهای دیگه که باید پول اسنپ میدادی این پول از حسابت کم شده.
درنظر بگیرید شما یک پیتزا ۹۰ هزارتومنی سفارش میدی، اما سفارش تحویل داده نمیشه. رستوران برای عذرخواهی ۲۰۰ هزارتومن بهت میده ،شما اون شب یک استیک ۲۰۰ هزار تومنی سفارش میدی کاری که در حالت عادی نمیکردی
چرا اینطور میشه؟
علتش نظریهای بود به نام حسابداری ذهنی که ریچارد تالر تونست باهاش نوبل اقتصاد بگیره
حسابداری ذهنی میگه برای بیشتر مردم فرق میکنه که پولی که خرج میکنن از کجا اومده.
مثلا اینکه برای بدست اوردن پول زحمت کشیده باشی نسبت به اینکه اون پول راحت بدست اومده باشه در مدل خرج کردنشون متفاوته خیلیا بهشون پول ارث یا جایزه بزرگ میرسه، در مدت کوتاهی اون پول رو به باد میدن
اما چند توصیه
*۱.چندین حساب بانکی داشته باشید و پول ها رو تقسیم کنید یک حساب برای مخارج واجب و روزمره، یک حساب برای تفریح، یک حساب روز مبادا*
*۲.وقتی به تفریحی میروید مثلا رستوران خرید لباس یا… برای اینکه درد خرج کردن کم بشه مقدار بیشتر از تخمین پول همراه خودتون ببرید* مثلا قیمت ها رو چک کنید ۳۰۰ هزارتومن میشه شما ۵۰۰ توی کارتت داشته باش
*۳.وقتی میری یک وسیله میخرید مثلا یک گوشی موبایل اگه پول دارید همون موقع آوازم جانبی که دوست دارید و نیاز دارید رو خرید کنید ذهنتون نسبت میگیره*، خرید ۴۰ میلیون با ۴۲ میلیون خیلی تفاوتی ایجاد نمیکنه ولی بعد جداگانه بخواین ۲ میلیون اضافه تر بدید خیلی فشار میاره
*۴.اول خرید کنید و بعد استفاده کنید*
مثلا اگه قرار هست سفر برید کل هزینه رو اول کار پرداخت کنید قبل سفر(رستوران و هتل و بلیط و…) شاید با اینکار هزینتون کمی بیشتر بشه ولی در عوض شما با هربار پول رستوران دادن یا تصفیه حساب هتل دیگه درد از دست دادن پول رو تجربه نمیکنید
*۵.مقایسه کنید*
عموم ادما با راننده تاکسیها سر ۱۰۰۰ تومن چونه میزنن و دعوا میکنن ولی به راحتی ده ها هزارتومن در روز هدر میدن
یا مثلا ساعتها در اینستاگرام وقت خودشون رو به بطالت میگذرونن ولی در رانندگی اگر راننده جلویی آروم بره حس میکنن وقتشون تلف شده
هر وقت اینطور شد یه مقایسه با گذشتشون داشته باشید و ببینید چند برابر این رو اتلاف داشتید.
✍ پوریا بختیاری
هر روز برای سرکار رفتن ۷۰ تومن پول اسنپ میدی ، امروز همکارت میرسونتت ، پیش خودت میگی من که باید ۷۰ تومان رو میدادم، بذار با این پول یه پیتزا بخرم.
و بازهم مثل روزهای دیگه که باید پول اسنپ میدادی این پول از حسابت کم شده.
درنظر بگیرید شما یک پیتزا ۹۰ هزارتومنی سفارش میدی، اما سفارش تحویل داده نمیشه. رستوران برای عذرخواهی ۲۰۰ هزارتومن بهت میده ،شما اون شب یک استیک ۲۰۰ هزار تومنی سفارش میدی کاری که در حالت عادی نمیکردی
چرا اینطور میشه؟
علتش نظریهای بود به نام حسابداری ذهنی که ریچارد تالر تونست باهاش نوبل اقتصاد بگیره
حسابداری ذهنی میگه برای بیشتر مردم فرق میکنه که پولی که خرج میکنن از کجا اومده.
مثلا اینکه برای بدست اوردن پول زحمت کشیده باشی نسبت به اینکه اون پول راحت بدست اومده باشه در مدل خرج کردنشون متفاوته خیلیا بهشون پول ارث یا جایزه بزرگ میرسه، در مدت کوتاهی اون پول رو به باد میدن
اما چند توصیه
*۱.چندین حساب بانکی داشته باشید و پول ها رو تقسیم کنید یک حساب برای مخارج واجب و روزمره، یک حساب برای تفریح، یک حساب روز مبادا*
*۲.وقتی به تفریحی میروید مثلا رستوران خرید لباس یا… برای اینکه درد خرج کردن کم بشه مقدار بیشتر از تخمین پول همراه خودتون ببرید* مثلا قیمت ها رو چک کنید ۳۰۰ هزارتومن میشه شما ۵۰۰ توی کارتت داشته باش
*۳.وقتی میری یک وسیله میخرید مثلا یک گوشی موبایل اگه پول دارید همون موقع آوازم جانبی که دوست دارید و نیاز دارید رو خرید کنید ذهنتون نسبت میگیره*، خرید ۴۰ میلیون با ۴۲ میلیون خیلی تفاوتی ایجاد نمیکنه ولی بعد جداگانه بخواین ۲ میلیون اضافه تر بدید خیلی فشار میاره
*۴.اول خرید کنید و بعد استفاده کنید*
مثلا اگه قرار هست سفر برید کل هزینه رو اول کار پرداخت کنید قبل سفر(رستوران و هتل و بلیط و…) شاید با اینکار هزینتون کمی بیشتر بشه ولی در عوض شما با هربار پول رستوران دادن یا تصفیه حساب هتل دیگه درد از دست دادن پول رو تجربه نمیکنید
*۵.مقایسه کنید*
عموم ادما با راننده تاکسیها سر ۱۰۰۰ تومن چونه میزنن و دعوا میکنن ولی به راحتی ده ها هزارتومن در روز هدر میدن
یا مثلا ساعتها در اینستاگرام وقت خودشون رو به بطالت میگذرونن ولی در رانندگی اگر راننده جلویی آروم بره حس میکنن وقتشون تلف شده
هر وقت اینطور شد یه مقایسه با گذشتشون داشته باشید و ببینید چند برابر این رو اتلاف داشتید.
✍ پوریا بختیاری
👍1
تعداد_کارکنان_منابع_انسانی_بر_اساس_استاندارد_34000_به_همراه_چارت.pdf
261.3 KB
تعدادکارکنان منابع انسانی بر اساس استاندارد34000به همراه چارت.pdf
Forwarded from آکادمی مدیریت
⭕️ در مذاکره رقابتجو هستید یا منعطف؟
🔸آیا از فکر درخواست افزایش حقوق از ترس به خود میلرزید یا وقتی به مواجهه با رئیستان فکر میکنید، دستخوش هیجان میشوید؟ در مذاکره رقابت جو هستید یا منعطف؟
زمانی که صحبت از مذاکره به میان میآید، اغلب افراد یا عاشق آن هستند یا از آن هراس دارند.
رقابتجو میاندیشد: آمادهام، درحالی که منعطف میاندیشد: نجاتم بدهید. پس جریان چیست؟
🔸شاید کسی که بیرون گود باشد فکر کند افرادی که عاشق کشمکش هستند مذاکرهکنندگان خوبی هستند. با این حال رقابتجوها اغلب دچار مشکلی هستند که اندیشمندان آن را «برانگیختگی رقابتی» مینامند، یعنی میلی نامعقول به اینکه به هر قیمتی برنده شوند. میل برنده شدن و عشق کشمکش در آنان چنان شدتی دارد که خطر راندن طرف مذاکره، گروه و همکارانشان را به جان میخرند.
🔸متقابلا افراد منعطف از کشمکش ترس و نفرت دارند. مذاکره را خودبهخود با کشمکش برابر میدانند. اغلب تسلیم خواسته مذاکرهکننده میشوند یا راهی پیدا میکنند تا کاملا از مذاکره اجتناب کنند.
🔸این دو گروه اغلب درک درستی از عملکرد خود در مذاکره ندارند. رقابتجویان خود را پیروز میدانند، در حالی که منعطفان فرض را بر شکست خود میگذارند. هر یک از دوطرف مذاکرهکننده به ندرت به نتیجه مطلوب دست مییابند، یعنی این نتیجه که توافق فقط خوب نباشد بلکه بهترین توافق ممکن باشد. هر مذاکرهکنندهای پشت میز مذاکره باید تلاش کند به این نتیجه مطلوب دست پیدا کند.
🔸البته جواب اینکه چطور میتوان مذاکرهکننده بهتری شد در فاصله بین این دو حد نهایی قرار دارد. در حرف آسان است؟ چند توصیه اینجا وجود دارد:
1⃣ ضعف و قوت خود را بشناسید
خودآگاهی برای مذاکرهکننده خوب به معنای تشخیص یا استفاده از نقاط قوت است، ضمن اینکه باید نقاط ضعف را با دقت مشخص کنید و به حداقل برسانید.
برای مثال نقطه ضعفی شایع این است که نمیدانیم از کجا مذاکره را آغاز کنیم. دستمزد مطلوبتان چه میزان است؟ کمترین حقوقی که مایلید بپذیرید چقدر است؟
2⃣ برنامهریزی کنید و آماده شوید
بزرگ ترین اشتباه اکثر مذاکرهکنندهها این است که به شیوه مطلوبی برنامهریزی نمیکنند. خصوصا افراد رقابتجو، باور دارند که از توانایی ذاتیای برای مذاکره برخوردارند و نیازی به آماده شدن ندارند. برنامهریزی و آمادهسازی کلید موفقیت است، اما انجام آن زمان و توجه میطلبد. برنامهریزی صحیح میتواند منعطف را به پیروز و رقابتجو را به مذاکرهکنندهای نتیجهگرا و اهل همکاری تبدیل کند.
برای برنامهریزی ضروری است اهدافتان را مشخص کنید، اولویتهایتان را در این اهداف درک کنید و پیشبینی کنید که اهداف و پاسخهای طرف مقابل ممکن است چه باشد.
3⃣ احساساتتان را درک کنید
اگر احتمال میدهید هنگام مذاکره احساساتی شوید، شناختن این جنبه از شخصیت شما میتواند عملکردتان را بهبود بخشد. پس از این آگاهی است که آمادگی بروز احساسات منفیتان را خواهید داشت. وقتی با احساساتمان میجنگیم و تلاش میکنیم آن را مهار کنیم، یکباره و در زمانی اشتباه دیو احساسمان را از بند آزاد میکنیم. افراد داد و فریاد راه میاندازند و به سادگی، با خاطری آزرده میز مذاکره را ترک میکنند و بعدا برای کاری که انجام دادهاند خودشان را سرزنش میکنند. بنابراین چاره چیست؟ آمادهسازی، برنامهریزی و...
4⃣ تمرین ضامن موفقیت است
تمرین، تمرین، تمرین... حتی در خلوت خانهتان. گاهی تنها گفتن و تکرار کردن اهدافتان با صدای بلند نه تنها به شما اجازه میدهد که ببینید اهدافتان چطور هستند بلکه باعث میشود ببینید خودتان چطور هستید. لحن صدایتان را طوری بالا و پایین بیاورید که صحبتتان واضح و مشخص باشد.
میتوانید دورهای آموزشی یا سمینار پرورش حرفهای را بگذرانید که به شما یاد میدهد با دیگر شرکتکنندهها تمرین کنید، بازخورد بگیرید و مهارتهای جدید یاد بگیرید.
🔸چه رقابتجو باشید چه منعطف، تمام این توصیهها موثر است. آنها به شما کمک میکند منعطفتر باشید، با تدبیر بیشتری به مذاکرات نزدیک شوید... و شما را به نتیجه مطلوب هدایت میکند.
منبع: extension.harvard. edu
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
🔸آیا از فکر درخواست افزایش حقوق از ترس به خود میلرزید یا وقتی به مواجهه با رئیستان فکر میکنید، دستخوش هیجان میشوید؟ در مذاکره رقابت جو هستید یا منعطف؟
زمانی که صحبت از مذاکره به میان میآید، اغلب افراد یا عاشق آن هستند یا از آن هراس دارند.
رقابتجو میاندیشد: آمادهام، درحالی که منعطف میاندیشد: نجاتم بدهید. پس جریان چیست؟
🔸شاید کسی که بیرون گود باشد فکر کند افرادی که عاشق کشمکش هستند مذاکرهکنندگان خوبی هستند. با این حال رقابتجوها اغلب دچار مشکلی هستند که اندیشمندان آن را «برانگیختگی رقابتی» مینامند، یعنی میلی نامعقول به اینکه به هر قیمتی برنده شوند. میل برنده شدن و عشق کشمکش در آنان چنان شدتی دارد که خطر راندن طرف مذاکره، گروه و همکارانشان را به جان میخرند.
🔸متقابلا افراد منعطف از کشمکش ترس و نفرت دارند. مذاکره را خودبهخود با کشمکش برابر میدانند. اغلب تسلیم خواسته مذاکرهکننده میشوند یا راهی پیدا میکنند تا کاملا از مذاکره اجتناب کنند.
🔸این دو گروه اغلب درک درستی از عملکرد خود در مذاکره ندارند. رقابتجویان خود را پیروز میدانند، در حالی که منعطفان فرض را بر شکست خود میگذارند. هر یک از دوطرف مذاکرهکننده به ندرت به نتیجه مطلوب دست مییابند، یعنی این نتیجه که توافق فقط خوب نباشد بلکه بهترین توافق ممکن باشد. هر مذاکرهکنندهای پشت میز مذاکره باید تلاش کند به این نتیجه مطلوب دست پیدا کند.
🔸البته جواب اینکه چطور میتوان مذاکرهکننده بهتری شد در فاصله بین این دو حد نهایی قرار دارد. در حرف آسان است؟ چند توصیه اینجا وجود دارد:
1⃣ ضعف و قوت خود را بشناسید
خودآگاهی برای مذاکرهکننده خوب به معنای تشخیص یا استفاده از نقاط قوت است، ضمن اینکه باید نقاط ضعف را با دقت مشخص کنید و به حداقل برسانید.
برای مثال نقطه ضعفی شایع این است که نمیدانیم از کجا مذاکره را آغاز کنیم. دستمزد مطلوبتان چه میزان است؟ کمترین حقوقی که مایلید بپذیرید چقدر است؟
2⃣ برنامهریزی کنید و آماده شوید
بزرگ ترین اشتباه اکثر مذاکرهکنندهها این است که به شیوه مطلوبی برنامهریزی نمیکنند. خصوصا افراد رقابتجو، باور دارند که از توانایی ذاتیای برای مذاکره برخوردارند و نیازی به آماده شدن ندارند. برنامهریزی و آمادهسازی کلید موفقیت است، اما انجام آن زمان و توجه میطلبد. برنامهریزی صحیح میتواند منعطف را به پیروز و رقابتجو را به مذاکرهکنندهای نتیجهگرا و اهل همکاری تبدیل کند.
برای برنامهریزی ضروری است اهدافتان را مشخص کنید، اولویتهایتان را در این اهداف درک کنید و پیشبینی کنید که اهداف و پاسخهای طرف مقابل ممکن است چه باشد.
3⃣ احساساتتان را درک کنید
اگر احتمال میدهید هنگام مذاکره احساساتی شوید، شناختن این جنبه از شخصیت شما میتواند عملکردتان را بهبود بخشد. پس از این آگاهی است که آمادگی بروز احساسات منفیتان را خواهید داشت. وقتی با احساساتمان میجنگیم و تلاش میکنیم آن را مهار کنیم، یکباره و در زمانی اشتباه دیو احساسمان را از بند آزاد میکنیم. افراد داد و فریاد راه میاندازند و به سادگی، با خاطری آزرده میز مذاکره را ترک میکنند و بعدا برای کاری که انجام دادهاند خودشان را سرزنش میکنند. بنابراین چاره چیست؟ آمادهسازی، برنامهریزی و...
4⃣ تمرین ضامن موفقیت است
تمرین، تمرین، تمرین... حتی در خلوت خانهتان. گاهی تنها گفتن و تکرار کردن اهدافتان با صدای بلند نه تنها به شما اجازه میدهد که ببینید اهدافتان چطور هستند بلکه باعث میشود ببینید خودتان چطور هستید. لحن صدایتان را طوری بالا و پایین بیاورید که صحبتتان واضح و مشخص باشد.
میتوانید دورهای آموزشی یا سمینار پرورش حرفهای را بگذرانید که به شما یاد میدهد با دیگر شرکتکنندهها تمرین کنید، بازخورد بگیرید و مهارتهای جدید یاد بگیرید.
🔸چه رقابتجو باشید چه منعطف، تمام این توصیهها موثر است. آنها به شما کمک میکند منعطفتر باشید، با تدبیر بیشتری به مذاکرات نزدیک شوید... و شما را به نتیجه مطلوب هدایت میکند.
منبع: extension.harvard. edu
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram