Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
رمز و راز سفتهبازی
👤 دکتر سید محمد طبیبیان
✍️ افراد مختلفی از واژه سفتهبازی استفاده میکنند، کمتر هم تعریفی از آن ارائه میدهند. معمولا هم این واژه را برای یک عمل منفی و زیانبار به کار میبرند و علت بسیاری از مسائل را سفتهبازی میدانند. بهعنوان مثال، یکی از دلایل افزایش قیمت ارز، طلا، ملک و برخی کالاها و مانند آن را سفتهبازی میدانند. با وجود اینکه اصل مفهوم مبهم است، راهحل مسائل را نیز جلوگیری از سفتهبازی پیشنهاد میکنند. مثلا گفته میشود؛ اگر جلوی سفتهبازی گرفته شود، نرخ ارز و طلا و مانند آن افزایش نمییابد و تورم کنترل میشود.
✍️ معاملاتی که معمولا به عنوان سفتهبازی مطرح میشوند، در نوع خود زیانآفرین نیستند، بلکه بسیاری از این معاملات که در نفس خود تقسیم ریسک از طریق بازار خاص خود هستند، برای کارکرد اقتصاد ضروری هم هستند. بسیاری از معاملات که به دلیل اختلاف قیمت در نقاط و بخشهای مختلف بازار انجام میشوند، در واقع لازم و ضروری هستند تا بازار را به سمت تعادل هدایت کنند. در واقع آنچه قابل انتقاد است ایجاد رانت و تقسیم رانت از طریق سازوکارهای دولتی است...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3950055
رمز و راز سفتهبازی
👤 دکتر سید محمد طبیبیان
✍️ افراد مختلفی از واژه سفتهبازی استفاده میکنند، کمتر هم تعریفی از آن ارائه میدهند. معمولا هم این واژه را برای یک عمل منفی و زیانبار به کار میبرند و علت بسیاری از مسائل را سفتهبازی میدانند. بهعنوان مثال، یکی از دلایل افزایش قیمت ارز، طلا، ملک و برخی کالاها و مانند آن را سفتهبازی میدانند. با وجود اینکه اصل مفهوم مبهم است، راهحل مسائل را نیز جلوگیری از سفتهبازی پیشنهاد میکنند. مثلا گفته میشود؛ اگر جلوی سفتهبازی گرفته شود، نرخ ارز و طلا و مانند آن افزایش نمییابد و تورم کنترل میشود.
✍️ معاملاتی که معمولا به عنوان سفتهبازی مطرح میشوند، در نوع خود زیانآفرین نیستند، بلکه بسیاری از این معاملات که در نفس خود تقسیم ریسک از طریق بازار خاص خود هستند، برای کارکرد اقتصاد ضروری هم هستند. بسیاری از معاملات که به دلیل اختلاف قیمت در نقاط و بخشهای مختلف بازار انجام میشوند، در واقع لازم و ضروری هستند تا بازار را به سمت تعادل هدایت کنند. در واقع آنچه قابل انتقاد است ایجاد رانت و تقسیم رانت از طریق سازوکارهای دولتی است...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3950055
روزنامه دنیای اقتصاد
رمز و راز سفتهبازی
افراد مختلفی از واژه سفتهبازی استفاده میکنند، کمتر هم تعریفی از آن ارائه میدهند. معمولا هم این واژه را برای یک عمل منفی و زیانبار به کار میبرند و علت بسیاری از مسائل را سفتهبازی میدانند. بهعنوان مثال، یکی از دلایل افزایش قیمت ارز، طلا، ملک و برخی…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
شرط احیای برجام از دید آژانس
💠 رحمن قهرمانپور کارشناس مسائل بینالملل در رشته توییتی نوشت: در گزارش پادمانی آژانس افزون بر نکات مهم دیگر یک نکته کلیدی آمده است که در فهم بهتر سفر گروسی به تهران موثر است. آژانس گفته به دلیل افزایش دامنه فعالیتهای هستهای ایران (در صورت احیای برجام) آژانس نیازمند تعریف چارچوب جدید نظارتی بر فعالیتهای هستهای ایران است.
💠 به نظرم آژانس با ادبیات فنی، شرط احیای برجام را تعریف یک چارچوب جدید نظارتی گستردهتر تعیین کرده است. از نظر حقوقی این چارچوب جدید نمیتواند به توافق جامع پادمانی CSA محدود شود و باید شامل اقداماتی فراتر از آن و از جمله پروتکل الحاقی و ملحقات توافق جامع مثل کد الحاقی ۳/ ۱ باشد.
💠 این چارچوب جدید میتواند دغدغه آژانس درباره کاهش اطلاعات و آگاهی از دامنه و ماهیت برنامه هستهای ایران را کاهش داده نگرانی از غافلگیری هستهای از جانب ایران را کاهش دهد. غرب نظارتهای قبلی بر برنامه هستهای ایران را به اندازه لازم اعتمادساز نمیداند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3950172
💠 رحمن قهرمانپور کارشناس مسائل بینالملل در رشته توییتی نوشت: در گزارش پادمانی آژانس افزون بر نکات مهم دیگر یک نکته کلیدی آمده است که در فهم بهتر سفر گروسی به تهران موثر است. آژانس گفته به دلیل افزایش دامنه فعالیتهای هستهای ایران (در صورت احیای برجام) آژانس نیازمند تعریف چارچوب جدید نظارتی بر فعالیتهای هستهای ایران است.
💠 به نظرم آژانس با ادبیات فنی، شرط احیای برجام را تعریف یک چارچوب جدید نظارتی گستردهتر تعیین کرده است. از نظر حقوقی این چارچوب جدید نمیتواند به توافق جامع پادمانی CSA محدود شود و باید شامل اقداماتی فراتر از آن و از جمله پروتکل الحاقی و ملحقات توافق جامع مثل کد الحاقی ۳/ ۱ باشد.
💠 این چارچوب جدید میتواند دغدغه آژانس درباره کاهش اطلاعات و آگاهی از دامنه و ماهیت برنامه هستهای ایران را کاهش داده نگرانی از غافلگیری هستهای از جانب ایران را کاهش دهد. غرب نظارتهای قبلی بر برنامه هستهای ایران را به اندازه لازم اعتمادساز نمیداند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3950172
روزنامه دنیای اقتصاد
شرط احیای برجام از دید آژانس
رحمن قهرمانپور کارشناس مسائل بینالملل در رشته توییتی نوشت: در گزارش پادمانی آژانس افزون بر نکات مهم دیگر یک نکته کلیدی آمده است که در فهم بهتر سفر گروسی به تهران موثر است. آژانس گفته به دلیل افزایش دامنه فعالیتهای هستهای ایران (در صورت احیای برجام) آژانس…
👎1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
شاید چین به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل نشود
🔹 چین رشد اقتصادی حدود ۵درصد در سال۲۰۲۳ را هدف قرار داده که یکی از پایینترین اهداف این کشور در دهههای اخیر است. این هدف محافظهکارانه در حالی است که پکن پس از کنار گذاشتن سیاست «کووید صفر»، آزمایش انبوه و قرنطینه در اواخر سال گذشته، به دنبال جوانسازی دومین اقتصاد بزرگ جهان است.
🔹 الجزیره نوشت، اقتصاد چین در سال۲۰۲۲ رسما ۳درصد رشد کرد - بسیار کمتر از هدف حدود ۵/ ۵درصدی- زیرا محدودیتهای شدید همهگیری، رکود بازار املاک، سرکوبهای دولتی شرکتهای خصوصی و جنگ تجاری ایالات متحده و چین باعث رشد بیشتر شد.
🔹 بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که دوران رشد بالای چین - که با چندین دهه رشد دو رقمی در هر سال مشخص می شد - گذشته است. این موضوع باعث شک و تردید در مفروضات طولانی مدتی است که چین بهعنوان بزرگترین اقتصاد جهان از ایالات متحده پیشی در دهههای آینده خواهد گرفت.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3950192
🔹 چین رشد اقتصادی حدود ۵درصد در سال۲۰۲۳ را هدف قرار داده که یکی از پایینترین اهداف این کشور در دهههای اخیر است. این هدف محافظهکارانه در حالی است که پکن پس از کنار گذاشتن سیاست «کووید صفر»، آزمایش انبوه و قرنطینه در اواخر سال گذشته، به دنبال جوانسازی دومین اقتصاد بزرگ جهان است.
🔹 الجزیره نوشت، اقتصاد چین در سال۲۰۲۲ رسما ۳درصد رشد کرد - بسیار کمتر از هدف حدود ۵/ ۵درصدی- زیرا محدودیتهای شدید همهگیری، رکود بازار املاک، سرکوبهای دولتی شرکتهای خصوصی و جنگ تجاری ایالات متحده و چین باعث رشد بیشتر شد.
🔹 بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که دوران رشد بالای چین - که با چندین دهه رشد دو رقمی در هر سال مشخص می شد - گذشته است. این موضوع باعث شک و تردید در مفروضات طولانی مدتی است که چین بهعنوان بزرگترین اقتصاد جهان از ایالات متحده پیشی در دهههای آینده خواهد گرفت.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3950192
روزنامه دنیای اقتصاد
شاید چین به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل نشود
چین رشد اقتصادی حدود 5درصد در سال2023 را هدف قرار داده که یکی از پایینترین اهداف این کشور در دهههای اخیر است. «لی کچیانگ»، نخستوزیر مستعفی چین، روز یکشنبه در افتتاحیه کنگره ملی خلق (NPC) - پارلمان چین که تا 13مارس در پکن گرد هم می آید- از این هدف رونمایی…
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️کوروش تو بخواب! ما هم می خوابیم!
چرا امارات وزارت هوش مصنوعی ایجاد کرد و اولین وزیر هوش مصنوعی جهان را منصوب کرد؟ به خاطر پرستیژ؟ صد در صد نه! سهم هوش مصنوعی در اقتصاد جهان در سال 2030 به بیش از 15 تریلیون دلار می رسد. بنابراین امارات تصمیم گرفته چند برنامه اجرا کند از جمله برنامه تبدیل دوبی به شهر تمام هوشمند و برنامه چاپ سه بعدی دبی! یعنی چه؟ یعنی تا سال 2030، 25 درصد ساختمان های دوبی با استفاده از فناوری سه بعدی ساخته شود و ...
دولت کره قصد دارد علاوه بر سرمایه گذاری ۱.۷ تریلیون وون روی تکنولوژی اتومبیل های خودران، از سرمایه گذاری 35 میلیارد دلاری یک شرکت خصوصی در این زمینه حمایت کند؟ آیا به خاطر این است که خوشی زیر دلشان را زده است و از ماشین های فعلی ناراضی اند؟ قطعا نه! به این خاطر که می دانند آینده خودروها را تکنولوژی های جدید رقم خواهند زد. امروز اگر غفلت کنند فردا را از دست خواهند داد.
گوگل اعلام کرده ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایهگذاری انجام می دهد. از خود سوال کنیم چرا گوگل در ایران ۱۰ نه بلکه فقط ۱ میلیارد دلار سرمایه گذاری نمی دهد؟ همین سرمایه گذاری هاست که باعث شده استارتآپ های هندی در سال قبل درآمد ۱۴.۸ میلیارد دلاری داشته اند. تقریبا ده سال پیش گردش مالی استارتآپهای هندی ۵۵۰ میلیون دلار بود که الان ۲۷ برابر شده. چرا ما مانند هند نشدیم؟ آیا هندی ها از ما باهوش ترند؟
طبق شاخصهای بازارهای سرمایه جهانی، چهار شرکت از ۱۰ برند برتر جهان در حوزه تکنولوژی های پیشرفته، جزو برندهای آسیایی هستند. ده سال قبل یعنی سال ۲۰۱۰ آسیا هیچ نمایندهای در این بخش نداشت. چرا ایران هیچ نماینده ای ندارد؟
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
کوروش آسوده بخواب، زیرا که ما بیداریم! این جمله را ظاهرا محمدرضاشاه در جشنهای ۲۵۰۰ ساله در برابر آرامگاه کوروش خطاب به او گفته است. گاهی اوقات که سرمایهگذاریهای هوشمندانه جهان را با وضعیت خودمان مقایسه میکنم میگویم من اگر امروز بخواهم به کوروش چیزی بگویم احتمالا میشود این: کوروش تو بخواب! ما هم می خوابیم!
براستی زمانی که کشورهای دیگر جهان روی هوش مصنوعی، اتومبیل های خودران، اینترنت اشیاء، چاپ سه و چهار بعدی، روبات ها، بیگ دیتا و واقعیت مجازی سرمایه گذاری های سنگین میلیارد دلاری می کنند. دغدغه ما چیست؟ فیلترینگ یا عدم فیلترینگ اینستاگرام، افزایش یا کاهش قیمت دلار، صف خرید گوشت و مرغ و پوشک بچه، کره و روغن در ماه های مختلف. افق فکری همه تنزل پیدا کرده است به پوشک بچه و قیمت دلار! وقتی در اخبار می خوانم که معاون اول رییس جمهور مملکت بابت تخم مرغ جلسه اضطراری گذاشته، می خواهم سرم را بکوبم به دیوار! فکر نکنید شوخی می کنم کافیست الان در موتور جستجوی گوگل تایپ کنید: معاون اول رییس جمهور و تخم مرغ. می فهمید که واقعا چنین مساله ای بوده و چنان جلسه ای گذاشته شده است.
مدیران ارشد باهوش کشورها فهمیده اند باید در حوزههای آیندهساز سرمایه گذاری کنند. پس باید خودشان مستقیما سرمایهگذاری کنند (مانند دوبی) یا فضا را فراهم کنند که چنین سرمایه گذاری هایی در آن کشور انجام شود (مانند هند) یا هر دو (مانند چین).
چه می توان کرد؟
▫️ هم حاکمان و هم شهروندان، افق فکری خودمان را گسترش دهیم، با جهان آشنا شویم. روندهای جهانی را بشناسیم و به آینده جهان در ده، بیست و پنجاه سال آینده فکر کنیم. با صنایعی میلیارد دلاری آینده یعنی اینترنت اشیاء، چاپ سه بعدی، روبات ها، هوش مصنوعی، ژن درمانی، قطعات یدکی بدن آشنا شویم (گزارش تصویر جهان در سال ۲۰۳۰ به ویژه برای مدیران ارشد کشور، مدیران ارشد کسب وکار و جوانان زیر ۲۵ سال تدوین شده است: لینک دانلود).
▫️شرایطی را فراهم کنیم که سطح دغدغه های مردمان این سرزمین از تخم مرغ و پوشک بچه و قیمت دلار، قرعهکشی خودور بالاتر بیاید و ذهن شان رها شود برای پرداختن به خلق آینده (کارآفرینان) یا سرمایه گذاری روی آینده (سرمایه گذاران). کشور را از مسایل حاشیهای و فرسایشی (مانند تنش با جهان، تخاصم ایدئولوژیک، تحریم، خودی و غیرخودی و فیلترینگ و ...) برهانیم. راهش آنست که اولویتهای کشور را نه در مقابله که در رشد و پیشرفت تعریف کنیم. مردمی که از فردای خود اطمینانی ندارند نمی توانند به ده سال آینده فکر کنند.
3▫️ فعلا تا اطلاع ثانوی دولت هیچ پولی ندارد برای امور توسعهای و سرمایهگذاریهای آینده ساز. باشد! ولی همین دولت/حکومت می تواند بدون یک ریال هزینه، فضای کسب وکار و سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران در حوزههایی مانند بلاک چین، هلث تک، هوش مصنوعی و ... فراهم کند! باور کنیم باور کنیم فراهم کردن بستر سرمایه گذاری داخلی و خارجی بر حوزههای آیندهساز (آن هم بدون یک ریال هزینه) بیش از تخم مرغ و پوشک بچه اهمیت دارد!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
چرا امارات وزارت هوش مصنوعی ایجاد کرد و اولین وزیر هوش مصنوعی جهان را منصوب کرد؟ به خاطر پرستیژ؟ صد در صد نه! سهم هوش مصنوعی در اقتصاد جهان در سال 2030 به بیش از 15 تریلیون دلار می رسد. بنابراین امارات تصمیم گرفته چند برنامه اجرا کند از جمله برنامه تبدیل دوبی به شهر تمام هوشمند و برنامه چاپ سه بعدی دبی! یعنی چه؟ یعنی تا سال 2030، 25 درصد ساختمان های دوبی با استفاده از فناوری سه بعدی ساخته شود و ...
دولت کره قصد دارد علاوه بر سرمایه گذاری ۱.۷ تریلیون وون روی تکنولوژی اتومبیل های خودران، از سرمایه گذاری 35 میلیارد دلاری یک شرکت خصوصی در این زمینه حمایت کند؟ آیا به خاطر این است که خوشی زیر دلشان را زده است و از ماشین های فعلی ناراضی اند؟ قطعا نه! به این خاطر که می دانند آینده خودروها را تکنولوژی های جدید رقم خواهند زد. امروز اگر غفلت کنند فردا را از دست خواهند داد.
گوگل اعلام کرده ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایهگذاری انجام می دهد. از خود سوال کنیم چرا گوگل در ایران ۱۰ نه بلکه فقط ۱ میلیارد دلار سرمایه گذاری نمی دهد؟ همین سرمایه گذاری هاست که باعث شده استارتآپ های هندی در سال قبل درآمد ۱۴.۸ میلیارد دلاری داشته اند. تقریبا ده سال پیش گردش مالی استارتآپهای هندی ۵۵۰ میلیون دلار بود که الان ۲۷ برابر شده. چرا ما مانند هند نشدیم؟ آیا هندی ها از ما باهوش ترند؟
طبق شاخصهای بازارهای سرمایه جهانی، چهار شرکت از ۱۰ برند برتر جهان در حوزه تکنولوژی های پیشرفته، جزو برندهای آسیایی هستند. ده سال قبل یعنی سال ۲۰۱۰ آسیا هیچ نمایندهای در این بخش نداشت. چرا ایران هیچ نماینده ای ندارد؟
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
کوروش آسوده بخواب، زیرا که ما بیداریم! این جمله را ظاهرا محمدرضاشاه در جشنهای ۲۵۰۰ ساله در برابر آرامگاه کوروش خطاب به او گفته است. گاهی اوقات که سرمایهگذاریهای هوشمندانه جهان را با وضعیت خودمان مقایسه میکنم میگویم من اگر امروز بخواهم به کوروش چیزی بگویم احتمالا میشود این: کوروش تو بخواب! ما هم می خوابیم!
براستی زمانی که کشورهای دیگر جهان روی هوش مصنوعی، اتومبیل های خودران، اینترنت اشیاء، چاپ سه و چهار بعدی، روبات ها، بیگ دیتا و واقعیت مجازی سرمایه گذاری های سنگین میلیارد دلاری می کنند. دغدغه ما چیست؟ فیلترینگ یا عدم فیلترینگ اینستاگرام، افزایش یا کاهش قیمت دلار، صف خرید گوشت و مرغ و پوشک بچه، کره و روغن در ماه های مختلف. افق فکری همه تنزل پیدا کرده است به پوشک بچه و قیمت دلار! وقتی در اخبار می خوانم که معاون اول رییس جمهور مملکت بابت تخم مرغ جلسه اضطراری گذاشته، می خواهم سرم را بکوبم به دیوار! فکر نکنید شوخی می کنم کافیست الان در موتور جستجوی گوگل تایپ کنید: معاون اول رییس جمهور و تخم مرغ. می فهمید که واقعا چنین مساله ای بوده و چنان جلسه ای گذاشته شده است.
مدیران ارشد باهوش کشورها فهمیده اند باید در حوزههای آیندهساز سرمایه گذاری کنند. پس باید خودشان مستقیما سرمایهگذاری کنند (مانند دوبی) یا فضا را فراهم کنند که چنین سرمایه گذاری هایی در آن کشور انجام شود (مانند هند) یا هر دو (مانند چین).
چه می توان کرد؟
▫️ هم حاکمان و هم شهروندان، افق فکری خودمان را گسترش دهیم، با جهان آشنا شویم. روندهای جهانی را بشناسیم و به آینده جهان در ده، بیست و پنجاه سال آینده فکر کنیم. با صنایعی میلیارد دلاری آینده یعنی اینترنت اشیاء، چاپ سه بعدی، روبات ها، هوش مصنوعی، ژن درمانی، قطعات یدکی بدن آشنا شویم (گزارش تصویر جهان در سال ۲۰۳۰ به ویژه برای مدیران ارشد کشور، مدیران ارشد کسب وکار و جوانان زیر ۲۵ سال تدوین شده است: لینک دانلود).
▫️شرایطی را فراهم کنیم که سطح دغدغه های مردمان این سرزمین از تخم مرغ و پوشک بچه و قیمت دلار، قرعهکشی خودور بالاتر بیاید و ذهن شان رها شود برای پرداختن به خلق آینده (کارآفرینان) یا سرمایه گذاری روی آینده (سرمایه گذاران). کشور را از مسایل حاشیهای و فرسایشی (مانند تنش با جهان، تخاصم ایدئولوژیک، تحریم، خودی و غیرخودی و فیلترینگ و ...) برهانیم. راهش آنست که اولویتهای کشور را نه در مقابله که در رشد و پیشرفت تعریف کنیم. مردمی که از فردای خود اطمینانی ندارند نمی توانند به ده سال آینده فکر کنند.
3▫️ فعلا تا اطلاع ثانوی دولت هیچ پولی ندارد برای امور توسعهای و سرمایهگذاریهای آینده ساز. باشد! ولی همین دولت/حکومت می تواند بدون یک ریال هزینه، فضای کسب وکار و سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران در حوزههایی مانند بلاک چین، هلث تک، هوش مصنوعی و ... فراهم کند! باور کنیم باور کنیم فراهم کردن بستر سرمایه گذاری داخلی و خارجی بر حوزههای آیندهساز (آن هم بدون یک ریال هزینه) بیش از تخم مرغ و پوشک بچه اهمیت دارد!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Telegram
مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️ تصویری از جهان ده سال آینده ۲۰۳۰
✍️نوشته: دکتر مجتبی لشکربلوکی
این گزارش به این سوالات پاسخ می دهد:
◻️تا ده سال آینده شاهد چه تغییرات بزرگی هستیم؟
◼️فرصت های میلیارد دلاری دهه آینده کدامند؟
◻️در کدام حوزه ها، سرمایه گذاری کنیم؟
◼️آینده چه کشورهایی،…
✍️نوشته: دکتر مجتبی لشکربلوکی
این گزارش به این سوالات پاسخ می دهد:
◻️تا ده سال آینده شاهد چه تغییرات بزرگی هستیم؟
◼️فرصت های میلیارد دلاری دهه آینده کدامند؟
◻️در کدام حوزه ها، سرمایه گذاری کنیم؟
◼️آینده چه کشورهایی،…
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️بالاخره امیدوار باشیم یا نه؟ جواب: پارادکس استاک دیل
مجتبی لشکربلوکی
این روزها زیاد از هم می پرسیم که بالاخره اوضاع مملکت چه می شود؟ امیدوارم باشیم یا نه؟ حق می دهم که افراد این سوال را بپرسند، اما باید بگویم که این سوال احتمالا اشتباه است. چرا؟ توضیح می دهم.
تعریف امید چیست؟ امید یعنی حس انتظار مثبت (توقع) رخداد چیزی یا دستیابی به چیزی یا ممکن دانستن وقوع چیزی یا تحقق چیزی یا دستیابی به چیزی. دقت کردید؟ اصولا «امیدواریِ صرف» معنا ندارد. بلکه باید بگوییم که آنچه در مورد آن صحبت می کنیم چیست. امید به چه چیزی؟ بنابراین من هم امیدوارم و هم ناامید. بگذارید دو مثال بزنم: من به کارآفرینان وطن پرست این سرزمین امیدوارم. اما در عین حال به سیاست مداران سنتی امیدوار نیستم. این باعث شده است که کمتر حرص بخورم، و بدانم که نقطه تمرکزم را کجا بگذارم.
پس امیدواری تنها معنا ندارد بلکه امیدواری به الف و ناامیدی از ب معنادار است. اما حالا سوال پیش می آید که آیا برآیند این ناامیدی ها و امیدواری ها به امور مختلف، چه می شود؟ به آینده کلان ایران امیدوار بمانیم یا نه؟
برای پاسخ به این سوال از مفهوم پارادکس استاک دیل استفاده می کنم. این مفهوم را جیم کالینز، استاد برجسته دانشگاه استنفورد وارد ادبیات مدیریت کرد. استاک دیل، مدیر یک شرکت چند میلیارد دلاری نیست. بلکه استاک دیل نام بلندپایه ترین افسر نظامی است که در جنگ ویتنام اسیر شد. بیش از ۷ سال اسیر بود و در یکی از اردوگاههای زندانیان جنگی. شکنجههای وحشتناکی را در آنجا تجربه کرد. بدون حقوق انسانی، بدون تاریخ آزادی، بدون پشتیبانی. او نه تنها در آن شرایط دوام آورد که جان بسیاری را نجات داد. یک سیستم ارتباطی رمزی بین اسرا درست کرد. برای آنکه اعتراف اجباری نکند صورتش را با تیغ برید و اطلاعات را به صورت محرمانه برای کشورش ارسال می کرد و ... جیمز کالینز با او مصاحبه ای کرد و از او پرسید «چه کسانی در آن سختیها دوام آوردند و چه کسانی دوام نیاوردند و نابود شدند؟»
پاسخ او تکان دهنده بود: خوش بین ها در هم شکستند! کسانی که منتظر بودند به زودی اتفاق مثبتی بیفتد و آنها از این مهلکه رها شوند. خوشبینها میگفتند: حتماً این کریسمس آزاد میشویم و به خانه بازمیگردیم. کریسمس میرسید و آنها آزاد نمیشدند. بعد میگفتند دیگر حتماً تا عید پاک [چند ماه بعد] خلاص خواهیم شد.» عید پاک هم میرسید و اتفاقی نمیافتاد. تکرار این رویه باعث میشد که در هم بشکنند و به تدریج از درون فرو بریزند.
چرا پروفسور کالینز نام این پدیده را پارادکس گذاشته است چون می گوید که امیدواری مثبت باید کنار دیدن واقعیت های منفی باشد. از این جهت پاراداکس است که یک امر منفی (واقعیت های مهلک) کنار یک امر مثبت (امیدواری) قرار می گیرند و همزمان با هم پیش می روند. بدبینی و امیدواری.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر بخواهم آنچه آموختم را فرموله کنم چنین می گویم:
۱) امیدواری بدون زمان: مهم ترین آموزه ای که پارادکس استاک دیل برای من داشت این است که امیدواری بدون زمان داشته باشم. امیدواری بدون زمان یعنی انتظار برای بهبود در آینده ای که نمی دانم چه زمانی فرا می رسد. امیدواری (انتظار) بدون زمان به تنهایی و بدون دو آیتم بعدی بی معناست.
۲) همپذیری اکنون و آرمان: به همان اندازه که ندیدن واقعیت های تلخ، احمقانه و کشنده است، نداشتن امید و نااستواری نیز ابلهانه و کشنده است. با چشمی به شرایط اسفناک موجود نگاه می کنم و با چشمی دیگر به آینده مطلوب مستتر در وضعیت فعلی.
۳) اقدام در دایره امکان: استاک دیل چه کرد؟ فقط امیدوار بود؟ نه! زبان رمزنگاری شده بین اسرا ایجاد کرد. به سایر اسرا آموزش داد که چگونه در مقابل شکنجه ها دوام بیاورند، زنده بمانند و اعتراف هم نکنند. اطلاعات محرمانه به کشور می فرستاد. روحیه می داد. او آنچه ممکن بود را انجام می داد.
پاراداکس استاک دیل نه تنها در مورد ایران که در مورد آینده جهان نیز الهام بخش است. پایان این جهان زیباست. می توان سه گانه معنوی «انتظار، نجات، موعود» را با امیدواری بدون زمان و اقدام در دایره امکان ترکیب کرد. حال ایران ما خوب نیست. جهان نیز از جنگ، تنش و ظلم و تجاوز رنج میبرد (=واقعیت های تلخ) اما می توان امیدوارانه در دایره امکان آنچه می توانيم، انجام دهيم و سعی کنيم جهان را اندکی فقط اندکی بهتر از آنچه تحویل گرفته ايم تحویل دهيم. هیچ کدام از کارهای ما گم نمی شوند. جهان بی حافظه نیست. هر کنشی که امروز انجام می دهم با زنجیره بی نهایتی از روابط علت معلولی به پایان جهان متصل است. می توان با همین خرده اقدامات و انتظار فعال در پایان زیبای جهان و آینده مطلوب ایران حضور داشت. می توان یک منجی کوچک بود. می توان جاودانه شد.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
این روزها زیاد از هم می پرسیم که بالاخره اوضاع مملکت چه می شود؟ امیدوارم باشیم یا نه؟ حق می دهم که افراد این سوال را بپرسند، اما باید بگویم که این سوال احتمالا اشتباه است. چرا؟ توضیح می دهم.
تعریف امید چیست؟ امید یعنی حس انتظار مثبت (توقع) رخداد چیزی یا دستیابی به چیزی یا ممکن دانستن وقوع چیزی یا تحقق چیزی یا دستیابی به چیزی. دقت کردید؟ اصولا «امیدواریِ صرف» معنا ندارد. بلکه باید بگوییم که آنچه در مورد آن صحبت می کنیم چیست. امید به چه چیزی؟ بنابراین من هم امیدوارم و هم ناامید. بگذارید دو مثال بزنم: من به کارآفرینان وطن پرست این سرزمین امیدوارم. اما در عین حال به سیاست مداران سنتی امیدوار نیستم. این باعث شده است که کمتر حرص بخورم، و بدانم که نقطه تمرکزم را کجا بگذارم.
پس امیدواری تنها معنا ندارد بلکه امیدواری به الف و ناامیدی از ب معنادار است. اما حالا سوال پیش می آید که آیا برآیند این ناامیدی ها و امیدواری ها به امور مختلف، چه می شود؟ به آینده کلان ایران امیدوار بمانیم یا نه؟
برای پاسخ به این سوال از مفهوم پارادکس استاک دیل استفاده می کنم. این مفهوم را جیم کالینز، استاد برجسته دانشگاه استنفورد وارد ادبیات مدیریت کرد. استاک دیل، مدیر یک شرکت چند میلیارد دلاری نیست. بلکه استاک دیل نام بلندپایه ترین افسر نظامی است که در جنگ ویتنام اسیر شد. بیش از ۷ سال اسیر بود و در یکی از اردوگاههای زندانیان جنگی. شکنجههای وحشتناکی را در آنجا تجربه کرد. بدون حقوق انسانی، بدون تاریخ آزادی، بدون پشتیبانی. او نه تنها در آن شرایط دوام آورد که جان بسیاری را نجات داد. یک سیستم ارتباطی رمزی بین اسرا درست کرد. برای آنکه اعتراف اجباری نکند صورتش را با تیغ برید و اطلاعات را به صورت محرمانه برای کشورش ارسال می کرد و ... جیمز کالینز با او مصاحبه ای کرد و از او پرسید «چه کسانی در آن سختیها دوام آوردند و چه کسانی دوام نیاوردند و نابود شدند؟»
پاسخ او تکان دهنده بود: خوش بین ها در هم شکستند! کسانی که منتظر بودند به زودی اتفاق مثبتی بیفتد و آنها از این مهلکه رها شوند. خوشبینها میگفتند: حتماً این کریسمس آزاد میشویم و به خانه بازمیگردیم. کریسمس میرسید و آنها آزاد نمیشدند. بعد میگفتند دیگر حتماً تا عید پاک [چند ماه بعد] خلاص خواهیم شد.» عید پاک هم میرسید و اتفاقی نمیافتاد. تکرار این رویه باعث میشد که در هم بشکنند و به تدریج از درون فرو بریزند.
چرا پروفسور کالینز نام این پدیده را پارادکس گذاشته است چون می گوید که امیدواری مثبت باید کنار دیدن واقعیت های منفی باشد. از این جهت پاراداکس است که یک امر منفی (واقعیت های مهلک) کنار یک امر مثبت (امیدواری) قرار می گیرند و همزمان با هم پیش می روند. بدبینی و امیدواری.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر بخواهم آنچه آموختم را فرموله کنم چنین می گویم:
۱) امیدواری بدون زمان: مهم ترین آموزه ای که پارادکس استاک دیل برای من داشت این است که امیدواری بدون زمان داشته باشم. امیدواری بدون زمان یعنی انتظار برای بهبود در آینده ای که نمی دانم چه زمانی فرا می رسد. امیدواری (انتظار) بدون زمان به تنهایی و بدون دو آیتم بعدی بی معناست.
۲) همپذیری اکنون و آرمان: به همان اندازه که ندیدن واقعیت های تلخ، احمقانه و کشنده است، نداشتن امید و نااستواری نیز ابلهانه و کشنده است. با چشمی به شرایط اسفناک موجود نگاه می کنم و با چشمی دیگر به آینده مطلوب مستتر در وضعیت فعلی.
۳) اقدام در دایره امکان: استاک دیل چه کرد؟ فقط امیدوار بود؟ نه! زبان رمزنگاری شده بین اسرا ایجاد کرد. به سایر اسرا آموزش داد که چگونه در مقابل شکنجه ها دوام بیاورند، زنده بمانند و اعتراف هم نکنند. اطلاعات محرمانه به کشور می فرستاد. روحیه می داد. او آنچه ممکن بود را انجام می داد.
پاراداکس استاک دیل نه تنها در مورد ایران که در مورد آینده جهان نیز الهام بخش است. پایان این جهان زیباست. می توان سه گانه معنوی «انتظار، نجات، موعود» را با امیدواری بدون زمان و اقدام در دایره امکان ترکیب کرد. حال ایران ما خوب نیست. جهان نیز از جنگ، تنش و ظلم و تجاوز رنج میبرد (=واقعیت های تلخ) اما می توان امیدوارانه در دایره امکان آنچه می توانيم، انجام دهيم و سعی کنيم جهان را اندکی فقط اندکی بهتر از آنچه تحویل گرفته ايم تحویل دهيم. هیچ کدام از کارهای ما گم نمی شوند. جهان بی حافظه نیست. هر کنشی که امروز انجام می دهم با زنجیره بی نهایتی از روابط علت معلولی به پایان جهان متصل است. می توان با همین خرده اقدامات و انتظار فعال در پایان زیبای جهان و آینده مطلوب ایران حضور داشت. می توان یک منجی کوچک بود. می توان جاودانه شد.
@Dr_Lashkarbolouki
👍1
✳️ کشورها یی که به قدرت اقتصادی دنیاتبدیل شدند..؟
✅ ما در دنیا کشوری پیدا نمیکنیم که توسعه یافته اما هیات حاکمۀ منسجم ندارد ، هرجایی که ما میبینیم به جایی رسیده هیئت حاکمۀ آن مسنجم بودهاند یعنی نشستهاند ، بحث کردهاند ، گفتهاند کجا میخواهیم برویم ،
چگونه میخواهیم برویم ،
با چه ابزاری میخواهیم این راه طی کنیم
بعد همۀ سیستم آن را پذیرفته و به آن پایبند ماندهاند و تغییر دولتها فقط برای این است که مدیرانی جدید کشور را مدیریت کنند
نه اینکه همۀ مفاهیم را هر ۴سال یا ۸ سال از نو تعریف کنند...
@executivemanagement
توسعه ، پیشرفت و تولید ثروت نیاز به دمکراسی ندارد..
اما نیاز به قاعده و قانون دارد .
به عنوان مثال کشور سنگاپور هرگز هیچ ادعایی بر دموکراتیک بودن نداشته و کوانیو بنیانگذار سنگاپور نیز فردی دموکرات و هوادار دموکراسی نبود و تا آخر عمرش هم در پست رهبری حزب حاکم باقی ماند..
اما وقتی او در سال 1959 به قدرت رسید درآمد سرانه سنگاپور کمتر از ۵۰۰ دلار بود و وقتی در سال 2015 از دنیا رفت درآمد سرانه این کشور بیش از ۷۵۰۰۰ هزار دلار گزارش شد..
یعنی جزیرۀ کوچکی که وسعت آن نصف وسعت جزیرۀ قشم خودمان است با ۶ میلیون جمعیت بدون هرگونه منابع زیر زمینی ، آبی و خاکی در سال 2019 حدود ۳۶۴ میلیارد دلار تولید ناخالص داشته که حدود صد میلیارد دلار از ایران با ٨۵ میلیون جمعیت و انواع منابع زیرزمینی کمتر است...
کوانیو و حکومتی که در سنگاپور پایه گذاری کرد نه تنها از بدو استقلال تاکنون بدون کوچکترین نشانهای از نارضایتی شهروندان به کار خود ادامه داده ...
@executivemanagement
بلکه حتی از فساد رایجی که در حکومتهای مشابه به چشم میخورد هم دور مانده است ..
زیرا اندک گروه ِ راس هرم قدرت را رهبرانی استثنایی تشکیل دادهاند که همه از پیشگامان و نخبگان جامعهاند ..
کوانیو در سخنرانی سال 2012 خود میگوید :
ما در تجربه آسیایی خویش به این نتیجه رسیدیم برای داشتن یک حکومت خوب شما باید مردان خوبی برای ادارۀ جامعه داشته باشید و نه حکومتی ضعیف برآمده از صندوق رای ..
در این لحظه میتوانم بگویم این دولت بر پایۀ لیاقت ، دانش و فداکاریهای ٣٠٠ نفر میچرخد که شرایط ایدهآل آحاد جامعه حاصل عملکرد ایشان است پس اگر میخواهید سنگاپور را نابود کنید این ٣٠٠ نفر را برکنار کنید..
بنابراین به این نتیجه میرسیم مسئولیت راس هرم در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک چقدر تعیین کننده است..
یعنی اینکه او چگونه فکر میکند از کدام طبقه نشات گرفته و در نهایت چه تلقی از آیندۀ کشورش دارد و آیا اصلا توسعهیافتگی در چارچوب فکری او میگنجد یا خیر ؟!
مالزیاییها کسی مانند ماهاتیر_محمد داشتند که با توجه بهشناختش از جهان توانست جامعه را متحول کند ..
دن شائوپینگ همین کار را در چین انجام داد..
یا اوزال در ترکیه هم چنین نقشی را ایفا کرد..
ولی ما در ایران بجای اینگونه نخبگان سیاسی انبوهی از قبیلههای سیاسی داریم..
نخبهگرایی سیاسی یعنی بهترینها ، سالمترینها و عاقلترینها بتوانند بیاندیشند ، تصمیم بگیرند و اجرا کنند..
اما قبیلههای سیاسی یعنی افرادی که سالها با هم بودهاند با هم انس گرفتند و یکدیگر را خوب میشناسند در نتیجه با هم کار می کنند..
پس از نظرشان اوضاع فعلی ما خیلی هم مطلوب است..
چون داریم نفت میفروشیم و زندگیمان را می کنیم ..
اما آیا در نظام سیاسی پدرسالار ایران به راستی هیچکس نیست که بخواهد با فراهم کردن آیندهای مطمئنتر برای ایرانیان نامی بزرگ و ماندگار در تاریخ هزاران سالۀ این کشور داشته باشد ؟!
✍ دکترمحمودسریعالقلم
✅ ما در دنیا کشوری پیدا نمیکنیم که توسعه یافته اما هیات حاکمۀ منسجم ندارد ، هرجایی که ما میبینیم به جایی رسیده هیئت حاکمۀ آن مسنجم بودهاند یعنی نشستهاند ، بحث کردهاند ، گفتهاند کجا میخواهیم برویم ،
چگونه میخواهیم برویم ،
با چه ابزاری میخواهیم این راه طی کنیم
بعد همۀ سیستم آن را پذیرفته و به آن پایبند ماندهاند و تغییر دولتها فقط برای این است که مدیرانی جدید کشور را مدیریت کنند
نه اینکه همۀ مفاهیم را هر ۴سال یا ۸ سال از نو تعریف کنند...
@executivemanagement
توسعه ، پیشرفت و تولید ثروت نیاز به دمکراسی ندارد..
اما نیاز به قاعده و قانون دارد .
به عنوان مثال کشور سنگاپور هرگز هیچ ادعایی بر دموکراتیک بودن نداشته و کوانیو بنیانگذار سنگاپور نیز فردی دموکرات و هوادار دموکراسی نبود و تا آخر عمرش هم در پست رهبری حزب حاکم باقی ماند..
اما وقتی او در سال 1959 به قدرت رسید درآمد سرانه سنگاپور کمتر از ۵۰۰ دلار بود و وقتی در سال 2015 از دنیا رفت درآمد سرانه این کشور بیش از ۷۵۰۰۰ هزار دلار گزارش شد..
یعنی جزیرۀ کوچکی که وسعت آن نصف وسعت جزیرۀ قشم خودمان است با ۶ میلیون جمعیت بدون هرگونه منابع زیر زمینی ، آبی و خاکی در سال 2019 حدود ۳۶۴ میلیارد دلار تولید ناخالص داشته که حدود صد میلیارد دلار از ایران با ٨۵ میلیون جمعیت و انواع منابع زیرزمینی کمتر است...
کوانیو و حکومتی که در سنگاپور پایه گذاری کرد نه تنها از بدو استقلال تاکنون بدون کوچکترین نشانهای از نارضایتی شهروندان به کار خود ادامه داده ...
@executivemanagement
بلکه حتی از فساد رایجی که در حکومتهای مشابه به چشم میخورد هم دور مانده است ..
زیرا اندک گروه ِ راس هرم قدرت را رهبرانی استثنایی تشکیل دادهاند که همه از پیشگامان و نخبگان جامعهاند ..
کوانیو در سخنرانی سال 2012 خود میگوید :
ما در تجربه آسیایی خویش به این نتیجه رسیدیم برای داشتن یک حکومت خوب شما باید مردان خوبی برای ادارۀ جامعه داشته باشید و نه حکومتی ضعیف برآمده از صندوق رای ..
در این لحظه میتوانم بگویم این دولت بر پایۀ لیاقت ، دانش و فداکاریهای ٣٠٠ نفر میچرخد که شرایط ایدهآل آحاد جامعه حاصل عملکرد ایشان است پس اگر میخواهید سنگاپور را نابود کنید این ٣٠٠ نفر را برکنار کنید..
بنابراین به این نتیجه میرسیم مسئولیت راس هرم در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک چقدر تعیین کننده است..
یعنی اینکه او چگونه فکر میکند از کدام طبقه نشات گرفته و در نهایت چه تلقی از آیندۀ کشورش دارد و آیا اصلا توسعهیافتگی در چارچوب فکری او میگنجد یا خیر ؟!
مالزیاییها کسی مانند ماهاتیر_محمد داشتند که با توجه بهشناختش از جهان توانست جامعه را متحول کند ..
دن شائوپینگ همین کار را در چین انجام داد..
یا اوزال در ترکیه هم چنین نقشی را ایفا کرد..
ولی ما در ایران بجای اینگونه نخبگان سیاسی انبوهی از قبیلههای سیاسی داریم..
نخبهگرایی سیاسی یعنی بهترینها ، سالمترینها و عاقلترینها بتوانند بیاندیشند ، تصمیم بگیرند و اجرا کنند..
اما قبیلههای سیاسی یعنی افرادی که سالها با هم بودهاند با هم انس گرفتند و یکدیگر را خوب میشناسند در نتیجه با هم کار می کنند..
پس از نظرشان اوضاع فعلی ما خیلی هم مطلوب است..
چون داریم نفت میفروشیم و زندگیمان را می کنیم ..
اما آیا در نظام سیاسی پدرسالار ایران به راستی هیچکس نیست که بخواهد با فراهم کردن آیندهای مطمئنتر برای ایرانیان نامی بزرگ و ماندگار در تاریخ هزاران سالۀ این کشور داشته باشد ؟!
✍ دکترمحمودسریعالقلم
✳️ اصل پریماک: قانون مادر بزرگ!
✅ اصل پریماک که به قانون مادربزرگ نیز معروف است حاصل زحمات دیوید پریماک است.
اصل پریماک میگوید برای تقویت رفتاری که احتمال انجام آن کمتر است میتوانیم از رفتارهایی که احتمال انجام دادن آن بیشتر است استفاده کنیم. در واقع با گره زدن کاری که تمایل کمتری به انجام آن داریم با کاری که تمایل بیشتری به انجام آن داریم، احتمال انجام آن کار کمترمحتمل را تقویت میکنیم. به همین دلیل به آن، تئوری نسبیت تقویت نیز گفته میشود.
اصل پریماک با منوط کردن کاری که مشتاقش هستیم (مثل تماشای تلویزیون)، به کاری که چندان باب میلمان نیست (مثل نوشتن مشق)، احتمال انجام دادن دومی را بالا میبرد. اشتیاق تماشای تلویزیون است که ما را پای نوشتن مشق میکشاند.
قانون مادربزرگ اینقدر ساده و بدیهی است که احتمالاً بدون اینکه نام آن را بدانیم بارها از آن استفاده کردهایم. چه به عنوان والد در فرزندپروری، چه به عنوان معلم سر کلاس درس و چه به عنوان رئیس یک شرکت یا مدیر یک موسسه.
✅ اصل پریماک که به قانون مادربزرگ نیز معروف است حاصل زحمات دیوید پریماک است.
اصل پریماک میگوید برای تقویت رفتاری که احتمال انجام آن کمتر است میتوانیم از رفتارهایی که احتمال انجام دادن آن بیشتر است استفاده کنیم. در واقع با گره زدن کاری که تمایل کمتری به انجام آن داریم با کاری که تمایل بیشتری به انجام آن داریم، احتمال انجام آن کار کمترمحتمل را تقویت میکنیم. به همین دلیل به آن، تئوری نسبیت تقویت نیز گفته میشود.
اصل پریماک با منوط کردن کاری که مشتاقش هستیم (مثل تماشای تلویزیون)، به کاری که چندان باب میلمان نیست (مثل نوشتن مشق)، احتمال انجام دادن دومی را بالا میبرد. اشتیاق تماشای تلویزیون است که ما را پای نوشتن مشق میکشاند.
قانون مادربزرگ اینقدر ساده و بدیهی است که احتمالاً بدون اینکه نام آن را بدانیم بارها از آن استفاده کردهایم. چه به عنوان والد در فرزندپروری، چه به عنوان معلم سر کلاس درس و چه به عنوان رئیس یک شرکت یا مدیر یک موسسه.
✳️ جرات مندی چیست؟
جراتمندی (Assertiveness) نحوهای از گفتوگو دربارهی احساسات، افکار، عقاید و باورها به شیوهای محترمانه، شفاف و صادقانه است. با اینکه بهطور طبیعی برای همه پیش نمیآید، جراتمندی مهارتی است که میتوان (و باید) به فرزندان آموزش داد. این مهارت به آنها کمک میکند تا روی پای خود بایستند و انعطافپذیر باشند.
جراتمندی باعث ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و توانایی آنها برای تشکیل و حفظ روابط قویتر میشود.
بنابراین، کودکان دارای مهارت جراتمندی به احتمال زیاد قادرند:
- احساسات خود را شناسایی کنند.
- برای خود و دیگران حرف بزنند.
- اجتناب و پاسخ به قلدری.
- مخالفت مودبانه.
- تبادل نظر و گفتوگو با دیگران.
- «نه» گفتن بدون احساس گناه.
- تشکیل روابط محکم.
- ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و کنترل احساسات.
رسیدن به جراتمندی
جراتمندی مهارتی است که با افزایش اطلاعات و تمرین کردن قابلیت ارتقا و بهبودی دارد.
۱. بپرسید و علتیابی کنید: بیاموزید خیلی زود گفتههای دیگران را قبول و تایید نکنید. هنگامی که با عقاید و درخواستهای دیگران رو به رو میشوید، از آنها درباره چرایی و علتها سؤال بپرسید، تا در یک فرایند منطقی یکدیگر را متقاعد کنید.
۲. تعریف خود: صحبت کردن در مورد خودتان، افکار، احساسات و تجاربتان، احساس ابراز وجود بیشتری به شما میدهد و میزان جراتمندی را بالا میبرد.
۳. نه گفتن قاطع: گاهی اوقات شرایط به گونهای پیش میرود که افراد سعی دارند شما را بازیچه خود کنند. بهطوری که میخواهند شما به راحتی تسلیم امیال و خواستههای آنان شوید. لازم است زمانی که احساس میکنید دیگران کاری از شما میخواهند که منجر به هدر رفتن وقت و سرمایهتان میشود، با قاطعیت نه بگویید.
۴. روش بازتابی: در مواردی که دیگران چیزی از شما میخواهند که معقولانه است اما شما شرایط انجام آن را ندارید، استفاده از روش بازتابی بسیار کمک کننده است. در این روش ابتدا رضایت و علاقهمندی خود را نسبت به پیشنهاد مطرح شده بیان میکنید و سپس میگویید که در حال حاضر شرایط پذیرش آن را ندارید.
۵. اعلام موضع با جمله سهبخشی
- بخش همدلانه یا بازخورد مثبت: این بخش که با کلمه «من» شروع میشود فضا را دوستانه میکند و از پرخاشگرانه بودن جملهتان جلوگیری میکند. همچنین طرف مقابل معمولا میفهمد که شما علت درخواست و مشکل او را درک کردهاید. مثلا «من میدونم که تو موبایل من رو لازم داری...»
- بخش استدلالی: در این بخش دلیل یا دلایل تصمیم خودتان را اعلام میکنید. این دلایل باید تا حد ممکن کوتاه واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل اضافی به ضرر خودتان تمام میشود. مثلا: «اما چون تصمیم گرفتم موبایلم رو به کسی قرض ندهم؛ یا چون در طول روز به موبایلم احتیاج پیدا میکنم...»
- بخش قاطع اعلام تصمیم: خیلیها به این بخش نمیرسند و به همین خاطر جمله ناتمامشان موجب میشود طرف مقابل سوء استفاده کند و سکوت در این بخش را دلیل بر رضایت بگیرد. در این بخش شما تصمیمتان را بدون تعارف اعلام میکنید: «موبایلمو بهتون نمیدم.»
✍ گاهنامه مدیر
جراتمندی (Assertiveness) نحوهای از گفتوگو دربارهی احساسات، افکار، عقاید و باورها به شیوهای محترمانه، شفاف و صادقانه است. با اینکه بهطور طبیعی برای همه پیش نمیآید، جراتمندی مهارتی است که میتوان (و باید) به فرزندان آموزش داد. این مهارت به آنها کمک میکند تا روی پای خود بایستند و انعطافپذیر باشند.
جراتمندی باعث ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و توانایی آنها برای تشکیل و حفظ روابط قویتر میشود.
بنابراین، کودکان دارای مهارت جراتمندی به احتمال زیاد قادرند:
- احساسات خود را شناسایی کنند.
- برای خود و دیگران حرف بزنند.
- اجتناب و پاسخ به قلدری.
- مخالفت مودبانه.
- تبادل نظر و گفتوگو با دیگران.
- «نه» گفتن بدون احساس گناه.
- تشکیل روابط محکم.
- ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و کنترل احساسات.
رسیدن به جراتمندی
جراتمندی مهارتی است که با افزایش اطلاعات و تمرین کردن قابلیت ارتقا و بهبودی دارد.
۱. بپرسید و علتیابی کنید: بیاموزید خیلی زود گفتههای دیگران را قبول و تایید نکنید. هنگامی که با عقاید و درخواستهای دیگران رو به رو میشوید، از آنها درباره چرایی و علتها سؤال بپرسید، تا در یک فرایند منطقی یکدیگر را متقاعد کنید.
۲. تعریف خود: صحبت کردن در مورد خودتان، افکار، احساسات و تجاربتان، احساس ابراز وجود بیشتری به شما میدهد و میزان جراتمندی را بالا میبرد.
۳. نه گفتن قاطع: گاهی اوقات شرایط به گونهای پیش میرود که افراد سعی دارند شما را بازیچه خود کنند. بهطوری که میخواهند شما به راحتی تسلیم امیال و خواستههای آنان شوید. لازم است زمانی که احساس میکنید دیگران کاری از شما میخواهند که منجر به هدر رفتن وقت و سرمایهتان میشود، با قاطعیت نه بگویید.
۴. روش بازتابی: در مواردی که دیگران چیزی از شما میخواهند که معقولانه است اما شما شرایط انجام آن را ندارید، استفاده از روش بازتابی بسیار کمک کننده است. در این روش ابتدا رضایت و علاقهمندی خود را نسبت به پیشنهاد مطرح شده بیان میکنید و سپس میگویید که در حال حاضر شرایط پذیرش آن را ندارید.
۵. اعلام موضع با جمله سهبخشی
- بخش همدلانه یا بازخورد مثبت: این بخش که با کلمه «من» شروع میشود فضا را دوستانه میکند و از پرخاشگرانه بودن جملهتان جلوگیری میکند. همچنین طرف مقابل معمولا میفهمد که شما علت درخواست و مشکل او را درک کردهاید. مثلا «من میدونم که تو موبایل من رو لازم داری...»
- بخش استدلالی: در این بخش دلیل یا دلایل تصمیم خودتان را اعلام میکنید. این دلایل باید تا حد ممکن کوتاه واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل اضافی به ضرر خودتان تمام میشود. مثلا: «اما چون تصمیم گرفتم موبایلم رو به کسی قرض ندهم؛ یا چون در طول روز به موبایلم احتیاج پیدا میکنم...»
- بخش قاطع اعلام تصمیم: خیلیها به این بخش نمیرسند و به همین خاطر جمله ناتمامشان موجب میشود طرف مقابل سوء استفاده کند و سکوت در این بخش را دلیل بر رضایت بگیرد. در این بخش شما تصمیمتان را بدون تعارف اعلام میکنید: «موبایلمو بهتون نمیدم.»
✍ گاهنامه مدیر
👍2
✳️ آژیر خطر انفجار تورم
✅ سهم پول از کل نقدینگی به بالای ۲۳/۳ درصد رسیده و این بالاترین میزان نسبت از سال ۱۳۹۲ است. معنی این چارت اینه که پول نفت بصورت کاملا حساب شده و سیستماتیک از طریق بانکها رفته به جیب افراد خاص.
چطور؟
درآمد نفت به دلار وارد خزانه میشه، حالا این درآمد چطور باید با برنامهریزی بدون اینکه کسی بفهمه چپاول بشه؟
با یک طرح جالب.
🔹چیزی که بانک مرکزی میتونه بدون پشتوانه چاپ کنه چیه؟
ریال
چیزی که نمیتونه چاپ کنه و درآمد از فروش نفت هست چیه؟
دلار
🔹باید یک جوری با ریال دلار رو از خزانه به نفع عده ای خارج کرد.
راهش اینه که ریال که به سهولت چاپ میشه از بانک مرکزی قرض گرفته بشه، بهره اش هم مهم نیست چون همیشه از تورم عقبه.
همون ریال چاپ شده که هر چقدر بانکها بخوان هست و همیشه چاپ میشه و در اختیارشون قرار میگیره وام میده میلیاردی به خودی ها باهاش میرن دلار میخرن.
و ریال رو میندازن تو چرخه اقتصاد. به مردم بیچاره تو جامعه هم فقط تورم و فقیر شدن میرسه.
هم پول نفت میره تو جیب خودی ها و هم مردم هر روز فقیر تر میشن.
این روند کی متوقف میشه؟
🔹هیچ وقت،
چون بدهی بانکها به حدی رسیده که اگر بانک مرکزی پول چاپ نکنه بهشون نده ورشکست میشن، چون پولهای قبلی که چاپ شده چپاول شده و به شکل دلار رفته تو جیب عده ای و ریال هم تو جیب مردم بی گناه هست که هر روز داره بی ارزش تر میشه.
بانکها هم اگر ورشکست بشن به معنی ندادن ریالهای مردمه و کل اقتصاد فرو میپاشه. فقط دو حالت پیش رو هست
حالت اول
🔹بانکها ورشکست بشن، پول شما که تو بانک هست رفته. برای همین دولت جرات نمیکنه بانکها رو ورشکسته اعلام کنه چون کل مملکت معترض میشن.
حالت دوم
🔹بانکمرکزی تا ابد به چاپ پول ادامه بده،
این بدهی بانکها و چپاول سرمایه ها از بانکها بقدری زیاده که قابل برگشت نیست.
حجمنقدینگی هم برای جبران این بدهی به شکل تصاعدی بالا میره و بانک مجبوره هر ماه پول بیشتری چاپ کنه.
توقف این روند به معنای فروپاشی اقتصادی و ادامه اون به معنای تورم شدیده.
🔹عملا حکومت سالهاست تصمیمگرفته مردم رو قربانی چپاولگران ثروت ملی از طریق بانکها کنه که این هم اصلا عجیب نیست، بنابراین نگه نداشتن ریال امن ترین حالت ممکن برای بی ارزش نشدن دارایی هاست.
🔹و وای به حال کسانی که سرمایه ای ندارن و درآمدشون فقط به ریال هست.
دوران خیلی سخت تری در پیش است...
علیرضا کاظمی
✅ سهم پول از کل نقدینگی به بالای ۲۳/۳ درصد رسیده و این بالاترین میزان نسبت از سال ۱۳۹۲ است. معنی این چارت اینه که پول نفت بصورت کاملا حساب شده و سیستماتیک از طریق بانکها رفته به جیب افراد خاص.
چطور؟
درآمد نفت به دلار وارد خزانه میشه، حالا این درآمد چطور باید با برنامهریزی بدون اینکه کسی بفهمه چپاول بشه؟
با یک طرح جالب.
🔹چیزی که بانک مرکزی میتونه بدون پشتوانه چاپ کنه چیه؟
ریال
چیزی که نمیتونه چاپ کنه و درآمد از فروش نفت هست چیه؟
دلار
🔹باید یک جوری با ریال دلار رو از خزانه به نفع عده ای خارج کرد.
راهش اینه که ریال که به سهولت چاپ میشه از بانک مرکزی قرض گرفته بشه، بهره اش هم مهم نیست چون همیشه از تورم عقبه.
همون ریال چاپ شده که هر چقدر بانکها بخوان هست و همیشه چاپ میشه و در اختیارشون قرار میگیره وام میده میلیاردی به خودی ها باهاش میرن دلار میخرن.
و ریال رو میندازن تو چرخه اقتصاد. به مردم بیچاره تو جامعه هم فقط تورم و فقیر شدن میرسه.
هم پول نفت میره تو جیب خودی ها و هم مردم هر روز فقیر تر میشن.
این روند کی متوقف میشه؟
🔹هیچ وقت،
چون بدهی بانکها به حدی رسیده که اگر بانک مرکزی پول چاپ نکنه بهشون نده ورشکست میشن، چون پولهای قبلی که چاپ شده چپاول شده و به شکل دلار رفته تو جیب عده ای و ریال هم تو جیب مردم بی گناه هست که هر روز داره بی ارزش تر میشه.
بانکها هم اگر ورشکست بشن به معنی ندادن ریالهای مردمه و کل اقتصاد فرو میپاشه. فقط دو حالت پیش رو هست
حالت اول
🔹بانکها ورشکست بشن، پول شما که تو بانک هست رفته. برای همین دولت جرات نمیکنه بانکها رو ورشکسته اعلام کنه چون کل مملکت معترض میشن.
حالت دوم
🔹بانکمرکزی تا ابد به چاپ پول ادامه بده،
این بدهی بانکها و چپاول سرمایه ها از بانکها بقدری زیاده که قابل برگشت نیست.
حجمنقدینگی هم برای جبران این بدهی به شکل تصاعدی بالا میره و بانک مجبوره هر ماه پول بیشتری چاپ کنه.
توقف این روند به معنای فروپاشی اقتصادی و ادامه اون به معنای تورم شدیده.
🔹عملا حکومت سالهاست تصمیمگرفته مردم رو قربانی چپاولگران ثروت ملی از طریق بانکها کنه که این هم اصلا عجیب نیست، بنابراین نگه نداشتن ریال امن ترین حالت ممکن برای بی ارزش نشدن دارایی هاست.
🔹و وای به حال کسانی که سرمایه ای ندارن و درآمدشون فقط به ریال هست.
دوران خیلی سخت تری در پیش است...
علیرضا کاظمی
👍2👌1
Forwarded from مدیران فرهیخته (darabifar)
🔴 گام های مهم برای رسیدن به موفقیت از دیدگاه جف بزوس
🔸جف بزوس موسس و مدیر عامل آمازون، یکی از موفق ترین خرده فروشان آنلاین در جهان است و قطعا بزوس با در نظر گرفتن رموز خود به چنین موفقیتی دست یافته است.
🔹گام اول، احاطه کردن اطراف خود با افراد مناسب همیشه باید اولویت شما باشد
بدون یک تیم خوب و همگام، هرگز به موفقیت نخواهید رسید. افراد، ایدهها و دیدگاههای فردی آنها در توسعه محصول یا خدمات عالی بسیار مهم هستند. افراد مناسب انرژی خوبی به خود ساطع می کنند و به عنوان الهام بخش برای دیگران عمل می کنند.
🔹همچنین مراقب افرادی که شما را احاطه کرده اند، دوستان و خانواده تان باشید و کسانی را که مملو از منفی نگری هستند و عقاید شما را نفی می کنند از اطراف خود حذف کنید؛ همچنین روی ارتقاء هوش هیجانی خود کار کنید و همکاری با دیگران را یاد بگیرید.
🔹گام دوم، همیشه ذهنیتی باز برای یادگیری همه چیز داشته باشید
آماده و باز بودن برای یادگیری چیزهای جدید دومین راز موفقیت در کار است؛ اما لزوماً به این معنا نیست که شما باید همه چیز را بپذیرید.
وقتی چیزهای جدیدی بیاموزید و افق های خود را گسترش دهید؛ کار شما نوآورانه می شود. کتاب بخوانید، با مردم صحبت کنید و سعی کنید به سوالات دشوار پاسخ دهید.
🔹گام سوم، برای یک مسیر طولانی آماده باشید
به خاطر داشته باشید که راه موفقیت هرگز آسان و کوتاه نیست و نخواهد شد! معمولاً به آسانی نمی توان به اهداف؛ به ویژه اهداف بلندمدت رسید. موفقیت آهسته می آید و راه رسیدن به آن طولانی و پر از موانع است و باید پایدار باشید و تسلیم نشوید؛ در این صورت قطعا در کار به موفقیت خواهید رسید.
@wr_management
🔸جف بزوس موسس و مدیر عامل آمازون، یکی از موفق ترین خرده فروشان آنلاین در جهان است و قطعا بزوس با در نظر گرفتن رموز خود به چنین موفقیتی دست یافته است.
🔹گام اول، احاطه کردن اطراف خود با افراد مناسب همیشه باید اولویت شما باشد
بدون یک تیم خوب و همگام، هرگز به موفقیت نخواهید رسید. افراد، ایدهها و دیدگاههای فردی آنها در توسعه محصول یا خدمات عالی بسیار مهم هستند. افراد مناسب انرژی خوبی به خود ساطع می کنند و به عنوان الهام بخش برای دیگران عمل می کنند.
🔹همچنین مراقب افرادی که شما را احاطه کرده اند، دوستان و خانواده تان باشید و کسانی را که مملو از منفی نگری هستند و عقاید شما را نفی می کنند از اطراف خود حذف کنید؛ همچنین روی ارتقاء هوش هیجانی خود کار کنید و همکاری با دیگران را یاد بگیرید.
🔹گام دوم، همیشه ذهنیتی باز برای یادگیری همه چیز داشته باشید
آماده و باز بودن برای یادگیری چیزهای جدید دومین راز موفقیت در کار است؛ اما لزوماً به این معنا نیست که شما باید همه چیز را بپذیرید.
وقتی چیزهای جدیدی بیاموزید و افق های خود را گسترش دهید؛ کار شما نوآورانه می شود. کتاب بخوانید، با مردم صحبت کنید و سعی کنید به سوالات دشوار پاسخ دهید.
🔹گام سوم، برای یک مسیر طولانی آماده باشید
به خاطر داشته باشید که راه موفقیت هرگز آسان و کوتاه نیست و نخواهد شد! معمولاً به آسانی نمی توان به اهداف؛ به ویژه اهداف بلندمدت رسید. موفقیت آهسته می آید و راه رسیدن به آن طولانی و پر از موانع است و باید پایدار باشید و تسلیم نشوید؛ در این صورت قطعا در کار به موفقیت خواهید رسید.
@wr_management
👍1
*قاتلان تصمیم گیری استراتژیك*
#تصمیم_گیری
#حلّ_مسئله
#تفکر_سیستمی
#تفکر_استراتژیک
👈 چه برای زندگی شخصی خود تصمیم گیری می کنید و چه مدیر ارشد یک سازمان هستید یا یک استاندار و رییس جمهور باشید، یکی از مهم ترین مهارت ها، "مهارت تصمیم گیری" است.
در این میان عادت هایی وجود دارند که قاتلان تصمیم گیری استراتژيک هستند.
1️⃣ *عادت خیلی منطقی بودن:*
اگر خیلی منطقی باشید، هیچ ایده خلاقانه ای به ذهن شما نمی رسد.
اگر بخواهید هر ایده ای که کمی عجیب و غریب است را در همان لحظه اول کنار بگذارید، همیشه به همان گزینه های قدیمی خواهید رسید.
2️⃣ عادت انتخاب اولین راهحل:
فکر کردن کار انرژیبری است بنابراین مغز ما متخصص کاهش مصرف انرژی است.
چه کار می کند؟ یکی از کارهایی که می کند این است که وقتی به اولین گزینه رسید، خاموش می شود و سوت پایان جستجو را می کشد! بدین ترتیب شما با سبد کوچکی از گزینه ها روبرو خواهید بود.
3️⃣ عادت فقط یک جواب درست وجود دارد:
اکثر ما فکر می کنیم که یک جواب بهینه وجود دارد و ما باید آن را پیدا کنیم.
در صورتی که ممکن است سه جواب مطلوب وجود داشته باشد.
بنابراین ذهن خود را باز نگاه دارید.
4️⃣ *عادت تفکر تک سناریویی:*
همه ما در صحبت می گوییم که دنیا متغیر است اما در عمل. وقتی تصمیم می گیریم و فقط بر اساس یک آینده (سناریو)، گزینه برتر را انتخاب می کنیم.
در صورتی که باید علاوه بر گزینه برای آینده مورد انتظار، برای آینده های دیگر نیز گزینه های متناسب در ذهن داشته باشیم.
5️⃣ عادت جمع آوری دادههاي خیلی زیاد:
برخی از ما آنقدر اطلاعات جمع آوری می کنیم، که دچار فلج تحلیلی (Paralysis by analysis) می شویم.
کیفیت تصمیم گیری مبتنی بر داده های خیلی کم و خیلی زیاد هر دو در معرض خطر است.
6️⃣ عادت بی توجهی به پیامدهای موج دو و سه:
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند.
آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت.
چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید.
برای رفع این مشکل از ابزار چرخ آینده استفاده می کنند.
این ابزار کمک می کند که پیامدهای موج های بعدی تصمیم امروز مشخص و در نظر گرفته شود.
برگرفته از:کانال تفکر استراتژیک
نگارستان مدیریت
#تصمیم_گیری
#حلّ_مسئله
#تفکر_سیستمی
#تفکر_استراتژیک
👈 چه برای زندگی شخصی خود تصمیم گیری می کنید و چه مدیر ارشد یک سازمان هستید یا یک استاندار و رییس جمهور باشید، یکی از مهم ترین مهارت ها، "مهارت تصمیم گیری" است.
در این میان عادت هایی وجود دارند که قاتلان تصمیم گیری استراتژيک هستند.
1️⃣ *عادت خیلی منطقی بودن:*
اگر خیلی منطقی باشید، هیچ ایده خلاقانه ای به ذهن شما نمی رسد.
اگر بخواهید هر ایده ای که کمی عجیب و غریب است را در همان لحظه اول کنار بگذارید، همیشه به همان گزینه های قدیمی خواهید رسید.
2️⃣ عادت انتخاب اولین راهحل:
فکر کردن کار انرژیبری است بنابراین مغز ما متخصص کاهش مصرف انرژی است.
چه کار می کند؟ یکی از کارهایی که می کند این است که وقتی به اولین گزینه رسید، خاموش می شود و سوت پایان جستجو را می کشد! بدین ترتیب شما با سبد کوچکی از گزینه ها روبرو خواهید بود.
3️⃣ عادت فقط یک جواب درست وجود دارد:
اکثر ما فکر می کنیم که یک جواب بهینه وجود دارد و ما باید آن را پیدا کنیم.
در صورتی که ممکن است سه جواب مطلوب وجود داشته باشد.
بنابراین ذهن خود را باز نگاه دارید.
4️⃣ *عادت تفکر تک سناریویی:*
همه ما در صحبت می گوییم که دنیا متغیر است اما در عمل. وقتی تصمیم می گیریم و فقط بر اساس یک آینده (سناریو)، گزینه برتر را انتخاب می کنیم.
در صورتی که باید علاوه بر گزینه برای آینده مورد انتظار، برای آینده های دیگر نیز گزینه های متناسب در ذهن داشته باشیم.
5️⃣ عادت جمع آوری دادههاي خیلی زیاد:
برخی از ما آنقدر اطلاعات جمع آوری می کنیم، که دچار فلج تحلیلی (Paralysis by analysis) می شویم.
کیفیت تصمیم گیری مبتنی بر داده های خیلی کم و خیلی زیاد هر دو در معرض خطر است.
6️⃣ عادت بی توجهی به پیامدهای موج دو و سه:
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند.
آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت.
چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید.
برای رفع این مشکل از ابزار چرخ آینده استفاده می کنند.
این ابزار کمک می کند که پیامدهای موج های بعدی تصمیم امروز مشخص و در نظر گرفته شود.
برگرفته از:کانال تفکر استراتژیک
نگارستان مدیریت
👍1