✳️ ما ۴ نوع مدیر متمایز را شناسایی کردهایم و دریافتیم که مدیر رابط عملکرد پایدار را تا ۴۵ درصد افزایش میدهد .کدام نوع مدیر عملکرد پایدار را کاهش میدهد؟
💢 *باکلاس های بی شخصیت*
✍️مجتبی لشکربلوکی
♈️ما در جامعهمان یک مشکل جدید پیدا کردهایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کار درست است اما بیشخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند:
1️⃣ *این افراد ساعت لاکچری دارند اما ....*
این افراد ساعت های لاکچری و گران قیمت میبندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس. اما تفاوت بین 8 تا 8:15 را نمیدانند. ساعت را نه برای آن تایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت میبنندند. بدقولاند. در هر جلسهای دیر میرسند. به قولشان وفا نمیکنند. تفاوت 60 دقیقه و 61 دقیقه را درک نمی کنند و بابت تاخیر خجالت نمیکشند.
2️⃣ *مدرک دانشگاهی عالی دارند اما ....*
این افراد مدرک دانشگاهی دارند، اما سطح تحلیلشان، سطح نگاهشان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمیکند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند. از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر میدهند. در یک گفتگوی یک ساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع میگیرند چرخشهای 180 درجهای در کمتر از 15 دقیقه!
3️⃣ *این افراد ماشین های گران قیمت سوار می شوند اما ....*
این افراد ماشین های گران قیمت عمدتا خارجی دارند. اما توجه ندارند که صدای ضبطشان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض میکنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصیشان (همان خیابان عمومی شهر) میاندازند و علایم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی میدانند.
4️⃣ *این افراد خوش صحبت هستند و خوش محضر اما ...*
این افراد از واژههای امروزی استفاده میکنند. علاوه بر اینکه خوب و سلیس صحبت میکنند، زبان خارجی هم بلدند و از برخی اصطلاحات زبان خارجی هم استفاده میکنند، اما دایره واژگان آنها شامل برخی واژه ها نمیشود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمیتوانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمیدانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.
5️⃣ *این افراد سفر خارجی میروند اما ...*
این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونهای است که سفر خارج میروند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آن ها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار میکنند.
6️⃣ *این افراد گوشیهای به روز دارند اما ....*
این ها گوشی های گران قیمت دارند، همچنین شماره گوشیهایشان نیز رُند است اما سواد رسانهای ندارند، هر مطلبی را میخوانند. هر مطلبی را فوروارد میکنند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانهای را نمیدانند. متوجه نیستند که رسانهها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری میکنند. از آن مهمتر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب میکنند.
♈️آنچه گفتم را همه ما کمابیش داریم. حالا یکی هست که همه این ويژگی ها را دارد و دیگری ممکن است دو تا را داشته باشد. ما برای آنکه توسعه یافته شویم، نیازمند انسان.هایی هستیم که روی شخصیتشان کار کردهاند به عبارتی دیگر توسعه یافتهاند. ما زمانی توسعه خواهیم یافت که:
♈️فرق هشت و هشت و ربع را بفهمیم.
♈️قاعده مند فکر و گفتگو (دیالوگ) کنیم.
♈️در زندگی جمعی، انضباط رفتاری نشان دهیم (نمونه اش انضباط ترافیکی)
♈️همانگونه که پول و وسایل و دوچرخه کسی را نمیدزدیم، مطلب و نوشته و ایده و نقاشی دیگران را ندزدیم.
♈️بیاموزیم که خجالت نکشیم و بگوییم «بلد نیستم، باید کمی فکر کنم، دانش من در این زمینه ناقص است و نمیدانم!»
♈️کشورهای پیشرفته را نقد کنیم، حسرت و سرکوفت و ناامیدی را پشت سر بگذاریم و آنچه خوب است را برای کشور خود برداریم.
♈️ساعت باکلاس، سفر خارجی، مدرک دانشگاهی، گوشیهای آخرین مدل و ماشین گران قیمت، توسعه نمیآفریند. برای حرکت باثبات و پایدار به سمت توسعه یافتگی، به ذهنیت توسعه یافته و شخصیت توسعه یافته نیازمندیم.
✍️مجتبی لشکربلوکی
♈️ما در جامعهمان یک مشکل جدید پیدا کردهایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کار درست است اما بیشخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند:
1️⃣ *این افراد ساعت لاکچری دارند اما ....*
این افراد ساعت های لاکچری و گران قیمت میبندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس. اما تفاوت بین 8 تا 8:15 را نمیدانند. ساعت را نه برای آن تایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت میبنندند. بدقولاند. در هر جلسهای دیر میرسند. به قولشان وفا نمیکنند. تفاوت 60 دقیقه و 61 دقیقه را درک نمی کنند و بابت تاخیر خجالت نمیکشند.
2️⃣ *مدرک دانشگاهی عالی دارند اما ....*
این افراد مدرک دانشگاهی دارند، اما سطح تحلیلشان، سطح نگاهشان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمیکند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند. از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر میدهند. در یک گفتگوی یک ساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع میگیرند چرخشهای 180 درجهای در کمتر از 15 دقیقه!
3️⃣ *این افراد ماشین های گران قیمت سوار می شوند اما ....*
این افراد ماشین های گران قیمت عمدتا خارجی دارند. اما توجه ندارند که صدای ضبطشان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض میکنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصیشان (همان خیابان عمومی شهر) میاندازند و علایم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی میدانند.
4️⃣ *این افراد خوش صحبت هستند و خوش محضر اما ...*
این افراد از واژههای امروزی استفاده میکنند. علاوه بر اینکه خوب و سلیس صحبت میکنند، زبان خارجی هم بلدند و از برخی اصطلاحات زبان خارجی هم استفاده میکنند، اما دایره واژگان آنها شامل برخی واژه ها نمیشود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمیتوانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمیدانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.
5️⃣ *این افراد سفر خارجی میروند اما ...*
این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونهای است که سفر خارج میروند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آن ها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار میکنند.
6️⃣ *این افراد گوشیهای به روز دارند اما ....*
این ها گوشی های گران قیمت دارند، همچنین شماره گوشیهایشان نیز رُند است اما سواد رسانهای ندارند، هر مطلبی را میخوانند. هر مطلبی را فوروارد میکنند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانهای را نمیدانند. متوجه نیستند که رسانهها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری میکنند. از آن مهمتر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب میکنند.
♈️آنچه گفتم را همه ما کمابیش داریم. حالا یکی هست که همه این ويژگی ها را دارد و دیگری ممکن است دو تا را داشته باشد. ما برای آنکه توسعه یافته شویم، نیازمند انسان.هایی هستیم که روی شخصیتشان کار کردهاند به عبارتی دیگر توسعه یافتهاند. ما زمانی توسعه خواهیم یافت که:
♈️فرق هشت و هشت و ربع را بفهمیم.
♈️قاعده مند فکر و گفتگو (دیالوگ) کنیم.
♈️در زندگی جمعی، انضباط رفتاری نشان دهیم (نمونه اش انضباط ترافیکی)
♈️همانگونه که پول و وسایل و دوچرخه کسی را نمیدزدیم، مطلب و نوشته و ایده و نقاشی دیگران را ندزدیم.
♈️بیاموزیم که خجالت نکشیم و بگوییم «بلد نیستم، باید کمی فکر کنم، دانش من در این زمینه ناقص است و نمیدانم!»
♈️کشورهای پیشرفته را نقد کنیم، حسرت و سرکوفت و ناامیدی را پشت سر بگذاریم و آنچه خوب است را برای کشور خود برداریم.
♈️ساعت باکلاس، سفر خارجی، مدرک دانشگاهی، گوشیهای آخرین مدل و ماشین گران قیمت، توسعه نمیآفریند. برای حرکت باثبات و پایدار به سمت توسعه یافتگی، به ذهنیت توسعه یافته و شخصیت توسعه یافته نیازمندیم.
👍2
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️چگونه کشورهای دیگر جهان به آزادی رسیدند؟ نظریه دالان باریک!
دکتر محمد فاضلی جامعه شناس معاصر در چهار اپیزود، کتاب «راه باریک آزادی» نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون را تشریح کرده. این مجموعه، شامل توصیفی تاریخی از تاریخ دست یافتن یا نیافتن ملتها به آزادی از یونان باستان تا عربستان، از سوئیس تا آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای جهان است.
شبکه توسعه ایران این مجموعه صوتی ارزشمند را به همه کسانی که دغدغه توسعه دارند را توصیه می کند.
اپیزود ۷۹
راه باریک آزادی – بخش اول
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از یونان باستان تا انگلستان
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از عربستان تا سوئیس
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۲
راه باریک آزادی - درسهایی برای آزادی
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
حمایت از پادکست
صفحه اینستاگرام پادکست
شبکه توسعه ایران
@I_D_Network
دکتر محمد فاضلی جامعه شناس معاصر در چهار اپیزود، کتاب «راه باریک آزادی» نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون را تشریح کرده. این مجموعه، شامل توصیفی تاریخی از تاریخ دست یافتن یا نیافتن ملتها به آزادی از یونان باستان تا عربستان، از سوئیس تا آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای جهان است.
شبکه توسعه ایران این مجموعه صوتی ارزشمند را به همه کسانی که دغدغه توسعه دارند را توصیه می کند.
اپیزود ۷۹
راه باریک آزادی – بخش اول
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از یونان باستان تا انگلستان
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از عربستان تا سوئیس
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۲
راه باریک آزادی - درسهایی برای آزادی
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
حمایت از پادکست
صفحه اینستاگرام پادکست
شبکه توسعه ایران
@I_D_Network
✳️ نکات مدیریتی!
🔹 تعداد زیاد فالورهای شبکههای اجتماعی، دلیلی بر موفق بودن افراد در بازاریابی نیست.
🔹اضطراب و نگرانی ریشه در ترس دارند و هیچ کمکی به پیشرفت شما نمیکنند.
🔹 مدیتیشن بسیاری از نگرانیها و استرسها را رفع میکند.
🔹هرچه بیشتر تلاش کنید، شانس بیشتری خواهید داشت
🔹 مدیریت خوب ارتباط با مشتری، بسیاری از عیوب محصول را جبران میکند.
🔹 برای رسیدن به موفقیت، با مشکلات و سختیهای زیادی روبهرو خواهید شد.
🔹 دوستان خوب و وفادار، بهترین دارایی هستند.
🔹 تعداد زیاد فالورهای شبکههای اجتماعی، دلیلی بر موفق بودن افراد در بازاریابی نیست.
🔹اضطراب و نگرانی ریشه در ترس دارند و هیچ کمکی به پیشرفت شما نمیکنند.
🔹 مدیتیشن بسیاری از نگرانیها و استرسها را رفع میکند.
🔹هرچه بیشتر تلاش کنید، شانس بیشتری خواهید داشت
🔹 مدیریت خوب ارتباط با مشتری، بسیاری از عیوب محصول را جبران میکند.
🔹 برای رسیدن به موفقیت، با مشکلات و سختیهای زیادی روبهرو خواهید شد.
🔹 دوستان خوب و وفادار، بهترین دارایی هستند.
🔵آزمون قمار چیست؟
🔹من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما میفروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.
🔹پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکتهای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!
🔹افراد در ابتدا از اینکه میتوانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان زده میشوند،پول مفت است، ولی در قیمتهای ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که میفهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در میگیرد.آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری میدهند.
🔹ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار میبازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا میگیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت میگوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.
🔹طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است./اقتصاد به زبان ساده
اکونومیست فارسی
🔹من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما میفروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.
🔹پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکتهای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!
🔹افراد در ابتدا از اینکه میتوانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان زده میشوند،پول مفت است، ولی در قیمتهای ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که میفهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در میگیرد.آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری میدهند.
🔹ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار میبازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا میگیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت میگوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.
🔹طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است./اقتصاد به زبان ساده
اکونومیست فارسی
✳️ مجموع درآمدهای دولت در سال ۱۴۰۱ چقدر بود؟
✅ دولت در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد از منابع مختلف کسب کرده است که میتوان به درآمدهای عمومی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال و واگذاری داراییهای مالی و اوراق اشاره کرد.
هر ساله دولتها میتوانند از منابع مختلفی برای کسب درآمد استفاده کنند، این منابع شامل درآمدهای عمومی از جمله، مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود سهام شرکتهای دولتی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال مانند فروش نفت و درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای مالی و اوراق است.
به نظر میرسد دولت از طریق این منابع در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است.
🔹 رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره اظهار کرد که جمع درآمدهای عمومی شامل مالیات، عوارض، حقوق گمرکی و سود سهام شرکتهای دولتی که در بودجه سال گذشته به تصویب رسیده بود ۶۷۱.۶ همت بود که وصولی آن به ۶۹۶ همت یعنی ۱۰۴ درصد رسید. همچنین درآمد مالیاتی مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۴.۵ همت مصوب شد که بیش از ۱۰۴ درصد آن معادل ۴۷۱.۷ همت محقق شد. در حوزه درآمدهای گمرکی نیز ۷۹.۲ همت درآمد گمرکی مصوب شده بود که ۷۵ درصد آن معادل ۵۹.۶ همت محقق شد. سایر درآمدهای دولت نیز ۱۳۷.۹ همت در بودجه سال ۱۴۰۱ مصوب شده بود که بیش از ۱۶۴ همت وصولی داشتیم.
وی به سایر بخشهای درآمدی دولت نیز اینگونه اشاره کرد که در زمینه واگذاری داراییهای سرمایهای و فروش اموال مجموع مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ در این زمینه ۵۵۴.۸ همت مصوب شد که ۸۱ درصد آن معادل ۴۵۰.۷ همت محقق شد. در این میان سهم فروش نفت و میعانات گازی ۴۴۳.۱ همت و سهم فروش اموال مازاد ۷.۶ همت بود.
آخرین بخش درآمدی دولت به واگذاری داراییهای مالی، سهام و سهم شرکه و اوراق مالی اسلامی بر میگردد که به گفته سازمان برنامه وبودجه، دولت در سال گذشته ۴۲۵.۱ هزار میلیارد تومان درآمد از این محل کسب کرد؛ بنابراین مجموع درآمدهای دولت در این حوزهها در سال ۱۴۰۱ به ۱۵۷۱.۸ هزار میلیارد تومان میرسد.
✅ دولت در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد از منابع مختلف کسب کرده است که میتوان به درآمدهای عمومی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال و واگذاری داراییهای مالی و اوراق اشاره کرد.
هر ساله دولتها میتوانند از منابع مختلفی برای کسب درآمد استفاده کنند، این منابع شامل درآمدهای عمومی از جمله، مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود سهام شرکتهای دولتی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال مانند فروش نفت و درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای مالی و اوراق است.
به نظر میرسد دولت از طریق این منابع در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است.
🔹 رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره اظهار کرد که جمع درآمدهای عمومی شامل مالیات، عوارض، حقوق گمرکی و سود سهام شرکتهای دولتی که در بودجه سال گذشته به تصویب رسیده بود ۶۷۱.۶ همت بود که وصولی آن به ۶۹۶ همت یعنی ۱۰۴ درصد رسید. همچنین درآمد مالیاتی مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۴.۵ همت مصوب شد که بیش از ۱۰۴ درصد آن معادل ۴۷۱.۷ همت محقق شد. در حوزه درآمدهای گمرکی نیز ۷۹.۲ همت درآمد گمرکی مصوب شده بود که ۷۵ درصد آن معادل ۵۹.۶ همت محقق شد. سایر درآمدهای دولت نیز ۱۳۷.۹ همت در بودجه سال ۱۴۰۱ مصوب شده بود که بیش از ۱۶۴ همت وصولی داشتیم.
وی به سایر بخشهای درآمدی دولت نیز اینگونه اشاره کرد که در زمینه واگذاری داراییهای سرمایهای و فروش اموال مجموع مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ در این زمینه ۵۵۴.۸ همت مصوب شد که ۸۱ درصد آن معادل ۴۵۰.۷ همت محقق شد. در این میان سهم فروش نفت و میعانات گازی ۴۴۳.۱ همت و سهم فروش اموال مازاد ۷.۶ همت بود.
آخرین بخش درآمدی دولت به واگذاری داراییهای مالی، سهام و سهم شرکه و اوراق مالی اسلامی بر میگردد که به گفته سازمان برنامه وبودجه، دولت در سال گذشته ۴۲۵.۱ هزار میلیارد تومان درآمد از این محل کسب کرد؛ بنابراین مجموع درآمدهای دولت در این حوزهها در سال ۱۴۰۱ به ۱۵۷۱.۸ هزار میلیارد تومان میرسد.
✳️ هنر متقاعدسازی
■یکی از مطرحترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روشهای آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. کتاب او به نام "تاثیرگذاری: روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود.
او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیکها را توضیح میدهند و میتوانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند.
🔹آقای چالدینی اخیراً کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین اودررفته است.
🔹دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) میشود. او به هیچوجه تجارتها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیکها آشنا شوند تا از تجارتهای بیاخلاقی که میخواهند به این روشها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند.
🔸این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه میخواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریدهام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمیخواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشتهاید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت میشود و میتواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخابهای قبلی خود پایبند میمانیم و تصمیمهای جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل میکند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری میکنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح میکنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید میکنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایتهای مختلف با آن روبرو هستیم. سایتهایی که به ما میگویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک میگذارند و برندهای بزرگی را معرفی میکنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک های فروش بر اساس این اصل شکل گرفتهاند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدمها را ببینید که به آسمان نگاه میکنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقهمندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول میکنیم. حالا این فرد میتواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید میکنیم. این اصل دقیقاً توضیح میدهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر میداند، راحتتر حرفهایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد میکنید. اصل قدرت در همهجا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانشآموز به حرف معلم خود گوش میدهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده میشود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندانپزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد میدهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی میشویم که انحصاری هستند و سخت به دست میآیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار میکند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص میکند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار میگیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه میشوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
۷. یگانگی (Unity)
داشتن یک حس هویّت مشترک میتواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهتهای ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزشهای افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
بازنشرازکانال مدیران فرهیخته
■یکی از مطرحترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روشهای آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. کتاب او به نام "تاثیرگذاری: روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود.
او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیکها را توضیح میدهند و میتوانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند.
🔹آقای چالدینی اخیراً کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین اودررفته است.
🔹دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) میشود. او به هیچوجه تجارتها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیکها آشنا شوند تا از تجارتهای بیاخلاقی که میخواهند به این روشها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند.
🔸این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه میخواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریدهام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمیخواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشتهاید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت میشود و میتواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخابهای قبلی خود پایبند میمانیم و تصمیمهای جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل میکند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری میکنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح میکنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید میکنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایتهای مختلف با آن روبرو هستیم. سایتهایی که به ما میگویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک میگذارند و برندهای بزرگی را معرفی میکنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک های فروش بر اساس این اصل شکل گرفتهاند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدمها را ببینید که به آسمان نگاه میکنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقهمندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول میکنیم. حالا این فرد میتواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید میکنیم. این اصل دقیقاً توضیح میدهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر میداند، راحتتر حرفهایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد میکنید. اصل قدرت در همهجا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانشآموز به حرف معلم خود گوش میدهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده میشود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندانپزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد میدهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی میشویم که انحصاری هستند و سخت به دست میآیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار میکند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص میکند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار میگیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه میشوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
۷. یگانگی (Unity)
داشتن یک حس هویّت مشترک میتواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهتهای ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزشهای افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
بازنشرازکانال مدیران فرهیخته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمی شود، نمی شود که زندگی را فقط گذراند ، نمی شود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد، نمی شود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز می کنی،خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..
نمی شود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..
حق داری که خستگی ات را در کنی،
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..
اینطور که نمی شود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمی شود، نمی شود که زندگی را فقط گذراند ، نمی شود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد، نمی شود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز می کنی،خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..
نمی شود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..
حق داری که خستگی ات را در کنی،
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..
اینطور که نمی شود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد ..