مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
اعتماد کارکنان به عنوان یک عامل الزام‌آور عمل می‌کند تا نیروی کار شما را نسبت به چشم‌انداز شرکت متعهد و با انگیزه نگه دارد و در نتیجه باعث افزایش عملکرد محل کار شود.

۶- معرفی برنامه به رسمیت شناختن کارکنان


در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر کارکنان نیاز دارند به رسمیت شناخته شوند چرا که تقریبا ۶۵درصد کارکنان معتقدند تشویق و به رسمیت شناخته شدن آنها هنگام دورکاری اهمیت بیشتری دارد. با وجود این از هر پنج شرکت تنها یک شرکت می‌گوید از زمان شروع همه‌گیری روش‌های جدید را برای شناسایی و پاداش کارکنان خود به‌کار گرفته است. آغاز یک برنامه به رسمیت شناخته شدن کارکنان در محیط دورکار رویکردی عالی است که کارکنان دورکار شما احساس کنند آنها عضوی از تیم هستند، سهم آنها ارزشمند است و دستاوردهای آنها برای همگان قابل مشاهده است.

🔹سخن آخر
حفظ انگیزه در کارکنان دورکار و کمک به آنها برای انجام کارآمد کار خود می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. با این حال، اتخاذ برخی از این تاکتیک‌ها تا حد زیادی می‌تواند در مورد دورکاری مفید باشد.
👍1
✳️ آيا خود را به اندازه‌ی کافی خوب می‌دانید؟

✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟ محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات دارد:

🔹کریستوفر مراک عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.

کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل می‌داند:

▪️احساس شایستگی
▪️احساس ارزشمندی

⚪ احساس شایستگی: شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارت‌ها و توانایی‌های لازم برای موفقیت در حیطه‌هایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبه‌های زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.

🔸این باور فقط در مورد آن حیطه‌هایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفس‌شان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛ اما اگر چیزی که برای‌تان مهم است، موفقیت تحصیلی باشد، مهارت ذکر شده تأثیری در عزت نفس‌تان نخواهد داشت. همین‌طور اگر به بالاترین مقام ممکن در شغلی برسید اما داشتن چنان شغلی به نظرتان ارزشمند نباشد، بعید است که این عالی‌ مقامی به عزت نفس‌تان چیزی اضافه کند.

🔸یکی از منابعی که باعث ایجاد عزت نفس در افراد می شود قابلیت ایجاد تغییر در محیط است. یکی از قدرتمند ترین نیازهای بشر، نیاز به تاثیر گذار بودن (Influence) است. اینکه اثری از خود بر جای بگذاریم، اینکه بتوانیم وضعیت بهتری برای جهان ایجاد کنیم، این موضوع باعث می شود ارزیابی مثبتی از توانایی خود در مواجهه با چالش های زندگی داشته باشیم. از این رو، افزایش عزت نفس نتیجه طبیعیِ تاثیر گذاری است. بالعکس، وقتی حرفهایمان شنیده نمی شود، یا بی اهمیت از کنار نظراتمان می گذرند، حضورمان جدی گرفته نمی شود و احساس می کنیم قادر نیستیم تاثیری در وضعیت موجود ایجاد کنیم؛ به شدت از عزت نفسمان کاسته می شود.

🔸منبع دیگر ایجاد عزت نفس، دستاوردهای فرد (Achievements) می باشد. هر چه مقیاس دستاوردها بزرگتر باشد تاثیر آن در افزایش عزت نفس بیشتر است. اما نکته ای که در این میان بسیار اهمیت دارد، این است که دست آوردها برای افراد مفاهیمی کاملا شخصی هستند. بدین معنی که ممکن است کاری که برای یک نفر کاملا طبیعی و از روی عادت صورت می گیرد، برای فرد دیگر یک دست آورد به حساب بیاید. مثلا نواختن یک آهنگ ساده برای یک کودک ۵ ساله آماتور قطعا یک دست آورد است اما همان آهنگ برای یک نوازنده حرفه ای دست آورد محسوب نمی شود.

🔺احساس ارزشمندی:بحث ارزش‌ها ما را به دومین عامل عزت نفس می‌رساند. در اینجاست که نشان می‌دهید به‌طور کلی چه ارزیابی‌ای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص می‌کند:
▪️چه چیزهایی جزو ارزش‌های شما هستند؟‌
▪️آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان می‌دهید، با این ارزش‌ها انطباق دارند؟

🔸هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.

یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.

⚫در خانواده، احساس ارزشمندی به صورت توجه و مراقبت از کودک به وی القا می شود. برای مثال، یکی از نکاتی که همیشه به خانواده ها توصیه می شود که برای افزایش عزت نفس کودکانشان انجام دهند این است که نظر آنها را در مورد برخی تصمیم ها بپرسند و تا جای ممکن به آنها نشان دهند که نظراتشان محترم است و به آنها توجه می شود. در میان دوستان ممکن است صمیمیت و در میان گذاشتن مسائل شخصی نشان دهنده پذیرفته شدن باشد. مورد توجه قرار گرفتن از طرف جنس مخالف در جوانی، مورد احترام و تشویق قرار گرفتن در محل کار نیز می توانند القاکننده پذیرش باشند.

⚪از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد./گاهنامه مدیر
🔵از چین فرهنگ و کتاب نمی‌آید فقط کالا می‌آید و کانتینر!

🔹در تمام این سالهای اخیر از دل تمدن نوین چینی یک «رمانِ» ماندگار خارج نشده؛ یک فیلمنامه و اثر سینمایی عالمگیر تولید نشده؛ یک اثر موسیقایی که بین المللی شود تولید نشده است. یک «شبکه تلویزیونی» یا روزنامه فاخر که در عرصۀ فرهنگ/سیاست، تحلیگرانِ زبده و خبره داشته باشد شکل نگرفته است.

🔹از هر آنچه که به جوششهای انسانی و خلاقیت انسانی مرتبط می شود هیچ «آثار جدی» ای از میان تمدن نوین چین بیرون نیامده است. هیچ تحلیلگرِ چینی در سطح فرید زکریا، یووال نوح هراری یا نویسنده ای در سطح هاروکی موراکامیِ ژاپنی بیرون نیامده است. از تمدن نوین چینی در این سالها تنها یک چیز بیرون آمده است و آن «کالا» است.

🔹مدیرعامل سابق پاناسونیک، آقای ماتسوشیتا (که از شخصیتهای برجسته در اقتصاد و صنعت ژاپن بود) کتابی نوشت و نام آن کتاب را گذاشت «نخست انسان سپس کالا». پیرمردی که مجموعه معظم پاناسونیک را از یک کارگاه سیم کشی سه نفره بنیان نهاد، در کتابی که محصول تجربه عمرش بود بر اهمیت «انسان و منابع انسانی» تاکید کرد و به اصول بنیادی سرشت انسان اشاره کرد.

🔹در تمدن ژاپنی (به رغم آن نظم سخت پادگانی) اما احترام به انسان و پرداختن به «جوهره خلاقیت انسانی» امری فراموش شده نبود. اما در تمدن چینی، «اصالت» به کالاست و از همینجاست که شاهدیم ازدل تمدن نوین چین، نه موسیقی بیرون آمده، نه شعر، نه رمان، نه سینما، نه هر چیزی و هر امری که به نحوی از انحاء به جوهرۀ خلاقیت بشری مرتبط باشد. از دل تمدن چینی، فقط «کالا» بیرون آمده. کالا و کالا. کانتینر و کانتینر. کشتی و کشتی./ اکونومیست فارسی
👍2
👆🔹🔸در سال ۱۹۶۸ محققان تحقیقاتی بر روی دانش آموزان ۱۲ ساله انجام دادند که در شش رده‌ی مختلف بودند و در آن، اثر هوش، شخصیت، رفتار، حالت های اجتماعی و وضعیت اقتصادی والدینشان را مورد بررسی قرار دادند.
🔹 سپس تا ۴۰ سال بعد همچنان پیگیر رفتار آنها بودند. دانش آموزانی که معلمشان آنها را سخت‌کوش و ساعی می‌دانست و دلشان می‌خواست که شغل های با اعتبار و با پرستیژ داشته باشند در بزرگسالی نتوانسته بودند پول زیادی به دست بیاورند.
🔹بالاترین درآمدها برای بچه های سرکش و شیطان بود. بچه هایی که قوانین را رعایت نمی‌کردند و همیشه با والدین سر جنگ داشتند به عنوان یک بزرگسال پول بیشتری به دست آورده بودند.
🔹 نویسنده تحقیق در مورد اینکه چرا بچه‌های قانون‌شکن ۱۲ ساله در بزرگسالی بیشتر درآمد کسب می‌کنند عنوان کرد که فقط یک دلیل وجود دارد و آن این است که آنها از اینکه در مورد حقوق بیشتری به مذاکره بنشینند نمی‌ترسیدند!
🔹 همچنین دلیل ممکن دیگری که وجود دارد این است که آنها ارزش رقابت را می دانند. تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ در مجله شخصیت و روان شناسی جمعیت چاپ شد عنوان کرد که مردم سازگار، پول کمتری نسبت به بقیه در می آورند.
🔹در کل، بچه هایی که تمایلی به پیروی کردن از قوانین ندارند بیشتر در آینده کارآفرین، خلاق و میلیونر می‌شوند. اگر یک بچه سرکش و مبارز دارید به او یکدل بودن را یاد دهید تا مهربان باشد و وقتی خیلی از مسیر اصلی زندگی اش خارج می شود مراقب نتایج کارش باشد. اما او را از شکستن یک یا دو قانون در زندگی اش دلسرد نکنید!
‌ اگر برای پیشرفت در کار می‌جنگید و می‌خواید زودتر ارزش‌ها و دستاوردهاتون رو اثبات کنید، نحوه تعامل شما با مدیران ارشد، یه نکته کلیدیه و برای پیشرفت در مسیر شغلی عاملی تعیین‌کننده و مهمیه؛ اما یادگیری نحوه برقراری ارتباط موثر با مدیران ارشد (C-suite) می‌تونه یکی از جنبه‌های ظریف و چالش‌برانگیز توسعه حرفه‌ای افراد باشه. برای برقرار ارتباط موثر با مدیران بالادستی چند دستورالعمل مشخص وجود داره که پیروی کردن از اون‌ها می‌تونه به شدت مسیر ارتباط موثر شما رو هموار کنه. تسلط بر این مهارت، یه کارمند رو به عنوان یه شریک قابل اعتماد برای تفکر و بهره‌وری، کنار مدیر قرار می‌ده. به همین خاطر در این مواقع داشتن درک درستی از مدل‌های ارتباطی مهمه.
چگونه داستان‌ها وایرال می‌شوند و وقایع عظیم اقتصادی را رقم می‌زنند؟
2019
Narrative Economics


رابرت شیلر دکترای اقتصاد از MIT، پژوهشگر و نویسنده کتاب ذوق زدگی غیرمنطقی
استاد اقتصاد دانشگاه ییل و مشاوره سیاستگذاری بانکهای مرکزی امریکا و اروپا
ویژگی‌های روانشناختی یک روایت واگیر چیست؟
کدام روایتهای اقتصادی در صد سال اخیر سیر سینوسی عود و فراموشی طی کرده‌اند؟
مولفه‌های جذاب داستانی که بیت‌کوین را موفق کرد، چه بود؟ چرا بیت‌کوین بوی طلا می‌دهد؟
واژه شناسی بیماریهای واگیر چه کمکی به درک سیر سرایت روایت می‌کند؟
نظریه کارآمدی بازار چگونه در مقابل اقتصاد روایت قرار می‌گیرد؟
چگونه یک روایت اقتصادی در یک نسل برای همیشه نهادینه می‌شود؟
https://youtu.be/QQ-hlJZrtGs
narrative economics
مرور و بحث کتاب اقتصاد روایت - رابرت شیلر

@dr_iman_fani
✳️ تکنیک های کشتن افراد در سازمان، بدون خونریزی!

تکنیک های ترور شخصیت در سازمان:

1⃣ تکنیک این که تکراری است

هرگاه ایده ای جدید مطرح شد می گویند این ایده تکراری است و کسی قبلا ایده مشابهی را ارائه کرده است!

2⃣ تکنیک چرا قبلا نه

اگر معلوم شد که هیچکس قبلا چنین ایده ای نداده می گویند حتما دلیلی داشته که هیچ کس چنین ایده ای نداده.

3⃣ تکنیک تعویق

در مورد ایده تصمیم گیری نمی کنند. می گذارند ایده دهنده خسته شود.

4⃣ تکنیک تصاحب

هر ایده ی جدیدی ارائه شد، خود را تنها سخنگوی آن ایده مطرح می کنند و اجازه نمیدهند کس دیگری بجز آنان درباره آن ایده حرف بزند!

5⃣ تکنیک نخود سیاه

کارکنان خوشفکر و خلاق را درگیر تهیه طرح های با جزییات می کنند که دست کم شش ماه تهیه آن طرح طول بکشد. تاکید می کنند که همه فرم های موجود در جریان کاری باید با دقت و جامعیت تکمیل شود و توسط تمامی مدیران تایید و امضا شود.

6⃣ تکنیک فیلتر

تمام نظرات منفی را عینا منتقل می کنند. هیچ کدام از نظرات مثبت را به ایده دهنده منتقل نمی کنند.  
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به این شکل با دقت نگاه کنید سپس به چهار پرسش زیر پاسخ دهید:
۱- قسمت سفید خانه‌ی A را به دو قسمت مساوی تقسیم کنید. ساده است، نیست؟
۲- حالا ناحیه‌ی سفید خانه‌ی B را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید، ساده بود، نه؟
۳- سپس ناحیه‌ی سفید خانه‌ی C را به چهار قسمت مساوی تقسیم نمایید، توانستید؟ پاسخ را نگاه کنید.
۴- و حالا قسمت سفید خانه‌ی D را به هفت قسمت مساوی تقسیم کنید. سخت بود؟ اگر بله، چون عادت کردید به راه حل‌های پیچیده فکر کنید و پاسخ ساده‌ی آن به ذهنتان نرسید.

✅ نتیجه:
در زندگی ساده باشید و مسائل ساده را پیچیده نکنید.
👍4
✳️ خوشبختی از نگاه بزرگان

✅ خوشبختی چیست؟
شاید خوشبختی در خودآگاهی باشد. اینکه استعدادها و توانایی‌های خویش را بشناسی و بتوانی خود را در مسیر موفقیت قرار دهی و کاری کنی که زمان به نفعت بگذرد نه به ضررت.

اینکه اشتباهات خود را بدانی و سعی کنی از آن‌ها درس بگیری و تکرارشان نکنی. اینکه از آدم‌های پوشالی و دروغین زندگی دور شوی و قدر انسان‌های واقعی را بدانی. اینکه درون خود را خالص کنی و به‌فکر چیزهای مثبت باشی. خوداگاهی شاید بزرگترین نعمت زندگی است.
‌
✳️ چرا برخی ازکارکنان در برابر تغییرات مقاومت می کنند؟

🔹نمی توان از اعمال تغییرات جلوگیری کرد، اما چرا برخی ازکارکنان در برابر آن مقاومت می کنند؟
گفته می شود که تغییر و تحول، تنها "ثابت واقعی" است.
به طور کلی، کارکنان به تغییر و دگرگونی روی خوش نشان نمی دهند، به ویژه اگر خودشان آنها را اعمال نکرده باشند.
🔹بیشتر رهبران تمایل دارند که تحت هر شرایطی، با تمام قوا وارد میدان شوند؛ با اینحال افرادی نیز وجود دارند که تمایلی به ایجاد تغییر ندارند و حتی از اعمال آنها در زندگیشان، واهمه دارند؛ گاهی اوقات باید قدردان این افراد باشیم!

🔹کارکنان به روش های مختلفی در برابر تغییر و تحول واکنش نشان می دهند. بعضی از افراد با ترس و واهمه نسبت به آن عکس العمل نشان می دهند. اما گروهی نیز وجود دارند که با انکار کردن، پاسخ می دهند. شاید اگر بدانیم که دلیل مقاومت در برابر تغییر و دگرگونی چیست، بتوانیم روش های بهتری را برای کنترل آن به کار بگیریم.در ادامه با ۵ دلیلی آشنا می شوید که از مقاومت در برابر تغییر و راهکارهای مقابله با آن خبر می دهد:

۱. افراد از متفاوت بودن واهمه دارند، مخصوصاً در حالتی که هیچ نمونه ی قبلی وجود نداشته باشد.
۲. افراد احساس ضعف، استرس و در هم شکستی می کنند.
۳. خروج از وضع موجود، افراد را می ترساند.
۴. افراد به کسانی که تغییرات را ایجاد می کنند، اعتماد ندارند.
۵. افراد می دانند که اعمال تغییرات، مجموعه ای از امکانات و مشکلات جدید را به همراه خواهد داشت.
🙏1