✳️ چرا احساس خوشبختی نمیکنیم؟
✅ چند دهه پیش در هاروارد گروهی از فارغالتحصیلان را به طور رندوم انتخاب کردند و از آنها پرسیدند از دو دنیای زیر کدام را انتخاب میکنید؟
۱. دنیایی که در آن درآمد سالانه شما ۵۰ هزار دلار و درآمد بقیه افراد جامعه ۲۵ هزار دلار باشد.
۲. دنیایی که در آن درآمد سالانه شما ۱۰۰ هزار دلار ولی درآمد بقیه افراد جامعه ۲۵۰ هزار دلار باشد.
فکر میکنید جواب چه بود؟
▪︎اکثرا گزینه اول را انتخاب کردند، یعنی دنیایی که درآمد کمتری داشته باشند، ولی نسبت به بقیه مرفهتر زندگی کنند. آقای لیارد که این آزمایش را انجام داد حیرتزده شد. انتظار نداشت کسی در سطح فارغالتحصیل هاروارد حاضر باشد به زندگی پستتری تن بدهد ولی نسبت به بقیه برتری مالی داشته باشد.
●کمی بررسیها را بیشتر کردند دیدند آدمها احساس رضایت و خوشبختی را معمولا در مقایسه با بقیه افراد جامعه تعریف میکنند. روی همین حساب دیدند کشورهایی که در آن اختلاف طبقاتی فاحش و چشمگیر باشد، حتی اگر ثروت در جامعه موج بزند، مردم احساس خوشبختی نمی کنند، بلکه عصبیتر و افسردهتر هم میشوند.
○آقای استرلین بررسی کرد و دید طی سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۵ میانگین درآمد واقعی سرانه در آمریکا حدود ۴۰٪ بیشتر شد، اما آمریکاییها طی این مدت احساس خوشبختی بیشتری نداشتند. مردم تلویزیون پلاسما، پلیاستیشن و خودرو دوم و سومشان را هم خریدند، ولی ذرهای حس رضایتمندی آنها به زندگی بیشتر نشد.
■استرلین بررسی کرد دید در اقشار ضعیف و فقیر جامعه افزایش درآمد باعث میشود مردم احساس خوشبختی بیشتری کنند، ولی به محض این که درآمدشان به میزان حداقل معیشت برسد، دیگر افزایش درآمد حس خوشبختی به آنها نمیدهد.
□اگر یک میزان مشخصی را به عنوان سقف درآمدی که باعث خوشحالی ما میشود را درنظر بگیریم، پول و درآمد بالاتر از آن خیلی به افزایش خوشبختی و خوشحالی ما کمکی نمیکند چون آدمها به تدریج به هرچیزی عادت میکنند. از طرفی وقتی درآمد زیاد میشود توقع هم بالاتر میرود. به عبارت بهتر، ثروتمندان هزینه بیشتری برای شادی میپردازند.
●روی همین حساب اقتصاد دان ها مفهومی را به اسم «ضریب جینی» تعریف کردند. ضریب جینی شاخصی است که نحوه توزیع ثروت بین آدمها را نشان میدهد. خیلی از افراد مبنای مقایسه خوشبختی بین کشورها را ضریب جینی قرار میدهند.
○دولتها و حکومتها با سیاست های غلط باعث میشوند «ضریب جینی» افزایش پیدا کند و اختلاف طبقاتی بیشتر شود که در نهایت منجر میشود به این که مردم هر چقدر هم ثروتشان بیشتر شود نتوانند احساس خوشبختی کنند.
■دو توصیه به عنوان حرف پایانی:
۱. دست از مقایسه بردارید، هر چقدر هم پیشرفت کنید و پولدار شوید، یک نفر دیگر پیدا میشود که شاید در عین این که نالایقتر از شماست، ولی موفقتر و ثروتمندتر است.
۲. رویافروشها را دنبال نکنید، با دیدن این افراد حس اختلاف طبقاتی بیشتر حس میشود و خوشبختی را از شما میگیرد.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
✅ چند دهه پیش در هاروارد گروهی از فارغالتحصیلان را به طور رندوم انتخاب کردند و از آنها پرسیدند از دو دنیای زیر کدام را انتخاب میکنید؟
۱. دنیایی که در آن درآمد سالانه شما ۵۰ هزار دلار و درآمد بقیه افراد جامعه ۲۵ هزار دلار باشد.
۲. دنیایی که در آن درآمد سالانه شما ۱۰۰ هزار دلار ولی درآمد بقیه افراد جامعه ۲۵۰ هزار دلار باشد.
فکر میکنید جواب چه بود؟
▪︎اکثرا گزینه اول را انتخاب کردند، یعنی دنیایی که درآمد کمتری داشته باشند، ولی نسبت به بقیه مرفهتر زندگی کنند. آقای لیارد که این آزمایش را انجام داد حیرتزده شد. انتظار نداشت کسی در سطح فارغالتحصیل هاروارد حاضر باشد به زندگی پستتری تن بدهد ولی نسبت به بقیه برتری مالی داشته باشد.
●کمی بررسیها را بیشتر کردند دیدند آدمها احساس رضایت و خوشبختی را معمولا در مقایسه با بقیه افراد جامعه تعریف میکنند. روی همین حساب دیدند کشورهایی که در آن اختلاف طبقاتی فاحش و چشمگیر باشد، حتی اگر ثروت در جامعه موج بزند، مردم احساس خوشبختی نمی کنند، بلکه عصبیتر و افسردهتر هم میشوند.
○آقای استرلین بررسی کرد و دید طی سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۵ میانگین درآمد واقعی سرانه در آمریکا حدود ۴۰٪ بیشتر شد، اما آمریکاییها طی این مدت احساس خوشبختی بیشتری نداشتند. مردم تلویزیون پلاسما، پلیاستیشن و خودرو دوم و سومشان را هم خریدند، ولی ذرهای حس رضایتمندی آنها به زندگی بیشتر نشد.
■استرلین بررسی کرد دید در اقشار ضعیف و فقیر جامعه افزایش درآمد باعث میشود مردم احساس خوشبختی بیشتری کنند، ولی به محض این که درآمدشان به میزان حداقل معیشت برسد، دیگر افزایش درآمد حس خوشبختی به آنها نمیدهد.
□اگر یک میزان مشخصی را به عنوان سقف درآمدی که باعث خوشحالی ما میشود را درنظر بگیریم، پول و درآمد بالاتر از آن خیلی به افزایش خوشبختی و خوشحالی ما کمکی نمیکند چون آدمها به تدریج به هرچیزی عادت میکنند. از طرفی وقتی درآمد زیاد میشود توقع هم بالاتر میرود. به عبارت بهتر، ثروتمندان هزینه بیشتری برای شادی میپردازند.
●روی همین حساب اقتصاد دان ها مفهومی را به اسم «ضریب جینی» تعریف کردند. ضریب جینی شاخصی است که نحوه توزیع ثروت بین آدمها را نشان میدهد. خیلی از افراد مبنای مقایسه خوشبختی بین کشورها را ضریب جینی قرار میدهند.
○دولتها و حکومتها با سیاست های غلط باعث میشوند «ضریب جینی» افزایش پیدا کند و اختلاف طبقاتی بیشتر شود که در نهایت منجر میشود به این که مردم هر چقدر هم ثروتشان بیشتر شود نتوانند احساس خوشبختی کنند.
■دو توصیه به عنوان حرف پایانی:
۱. دست از مقایسه بردارید، هر چقدر هم پیشرفت کنید و پولدار شوید، یک نفر دیگر پیدا میشود که شاید در عین این که نالایقتر از شماست، ولی موفقتر و ثروتمندتر است.
۲. رویافروشها را دنبال نکنید، با دیدن این افراد حس اختلاف طبقاتی بیشتر حس میشود و خوشبختی را از شما میگیرد.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
🔸تا حالا شده توی کار احساس کنین مدام خستهاین، انگیزه ندارین و مثل قبل کارآمد نیستین؟ احتمالاً این روزها خیلیهامون این موارد رو تجربه کردیم. به چنین چیزی کارزدگی یا فرسودگی شغلی (Burnout) گفته میشه که معمولاً نتیجه استرس خیلی زیاد و استانداردهای بالای افراده.
🔹البته کارزدگی صرفاً به دلیل استرس زیاد نیست. تحقیقات نشون داده که کارزدگی میتونه ریشه تو عوامل مختلفی مثل محیط کار و میزان تعهد افراد تو کارشون هم داشته باشه. به همین دلیل برای اینکه بتونیم جلوی کارزدگی رو بگیریم و نذاریم که خستگی جسمی و روحی ما بیش از حد بشه نیاز داریم تا ریشه اون رو شناسایی کنیم. تو این پست سه نوع کارزدگی رو به همراه راههایی برای غلبه بر اونها براتون گفتیم
🔹البته کارزدگی صرفاً به دلیل استرس زیاد نیست. تحقیقات نشون داده که کارزدگی میتونه ریشه تو عوامل مختلفی مثل محیط کار و میزان تعهد افراد تو کارشون هم داشته باشه. به همین دلیل برای اینکه بتونیم جلوی کارزدگی رو بگیریم و نذاریم که خستگی جسمی و روحی ما بیش از حد بشه نیاز داریم تا ریشه اون رو شناسایی کنیم. تو این پست سه نوع کارزدگی رو به همراه راههایی برای غلبه بر اونها براتون گفتیم
📌مدیران چگونه می توانند اعتماد کارکنانشان را جلب کنند؟
🔹وفای به عهد و صداقت
🔹حمایت از کارکنان
🔹پذیرفتن مسئولیت نهایی؛ حتی وقتی اختیارات تفویض می شوند.
🔹تلاش مشهود برای پیشرفت کارکنان
🔹فراهم کردن فرصت های یادگیری و رشد برای کارکنان
🔹یکسان بودن حرف و عمل، پایبندی عملی به ارزش ها، شعارها و برنامه ها
🔹توجه به افکار، ایده ها و پیشنهادهای کارکنان
🔹رفتارهای قابل پیش بینی و باثبات
🔹وفای به عهد و صداقت
🔹حمایت از کارکنان
🔹پذیرفتن مسئولیت نهایی؛ حتی وقتی اختیارات تفویض می شوند.
🔹تلاش مشهود برای پیشرفت کارکنان
🔹فراهم کردن فرصت های یادگیری و رشد برای کارکنان
🔹یکسان بودن حرف و عمل، پایبندی عملی به ارزش ها، شعارها و برنامه ها
🔹توجه به افکار، ایده ها و پیشنهادهای کارکنان
🔹رفتارهای قابل پیش بینی و باثبات
✳️ کار کردن با یک مدیر بیاعتماد میتواند به طرزی باورنکردنی موجب نابود شدن انگیزهتان شود.
اگر فکر میکنید مدیرتان به شما اعتماد ندارد، چه باید بکنید؟ نشریه «هاروارد بیزنس ریویو» چند تاکتیک برای تغییر لحن در رابطه شما پیشنهاد کرده است.
🔸نخست، اگر میخواهید رئیستان شما را متحد خود بداند نه یک رقیب، به دنبال راههای کوچکی باشید که نشان دهد شما یک تهدید نیستید. میتوانید به او بگوئید «من کاری که انجام میدهید را تحسین میکنم و امیدوارم به یادگیری از شما ادامه دهم» یا «از راهنمایی شما (در مورد یک موضوع خاص) سپاسگزارم.» تحقیقات نشان داده است که تعریف و قدردانی "واقعی"، در این زمینه بسیار کمک میکند.
🔸سپس، با تأکید بر اینکه هر دوی شما همسو هستید، بین خود و رئیستان اعتماد ایجاد کنید. برای انجام این کار، در مورد اولویتهای او و اینکه چگونه میتوانید به بهترین شکل از آن اهداف حمایت کنید، سوال بپرسید.
ممکن است بگویید: «من میخواهم مطمئن شوم که از نظر شما موفقیت چیست و برای دستیابی به آن، هر چه از دستم بر میآید را انجام میدهم.»
🔸به اشتراک گذاشتن موفقیتهای جمعی در مکالماتتان باعث میشود که از التهاب روابط شما کاسته شود. در نهایت، اگر مشکل همچنان ادامه داشت، با او گفتگوی صریح داشته باشید. ممکن است بپرسید، «آیا کاری وجود دارد که بتوانم به طور متفاوتی برای بهبود روابط کاری خود انجام دهم؟» پاسخ این پرسش را پذیرا باشید. ممکن است با آن موافق نباشید، اما با نشان دادن تمایل به تغییر رویکردتان، رئیس شما نیز به احتمال زیاد همین کار را انجام خواهد داد.
اگر فکر میکنید مدیرتان به شما اعتماد ندارد، چه باید بکنید؟ نشریه «هاروارد بیزنس ریویو» چند تاکتیک برای تغییر لحن در رابطه شما پیشنهاد کرده است.
🔸نخست، اگر میخواهید رئیستان شما را متحد خود بداند نه یک رقیب، به دنبال راههای کوچکی باشید که نشان دهد شما یک تهدید نیستید. میتوانید به او بگوئید «من کاری که انجام میدهید را تحسین میکنم و امیدوارم به یادگیری از شما ادامه دهم» یا «از راهنمایی شما (در مورد یک موضوع خاص) سپاسگزارم.» تحقیقات نشان داده است که تعریف و قدردانی "واقعی"، در این زمینه بسیار کمک میکند.
🔸سپس، با تأکید بر اینکه هر دوی شما همسو هستید، بین خود و رئیستان اعتماد ایجاد کنید. برای انجام این کار، در مورد اولویتهای او و اینکه چگونه میتوانید به بهترین شکل از آن اهداف حمایت کنید، سوال بپرسید.
ممکن است بگویید: «من میخواهم مطمئن شوم که از نظر شما موفقیت چیست و برای دستیابی به آن، هر چه از دستم بر میآید را انجام میدهم.»
🔸به اشتراک گذاشتن موفقیتهای جمعی در مکالماتتان باعث میشود که از التهاب روابط شما کاسته شود. در نهایت، اگر مشکل همچنان ادامه داشت، با او گفتگوی صریح داشته باشید. ممکن است بپرسید، «آیا کاری وجود دارد که بتوانم به طور متفاوتی برای بهبود روابط کاری خود انجام دهم؟» پاسخ این پرسش را پذیرا باشید. ممکن است با آن موافق نباشید، اما با نشان دادن تمایل به تغییر رویکردتان، رئیس شما نیز به احتمال زیاد همین کار را انجام خواهد داد.
🔹این ۱۰ پارادوکس تفکرتان را
نسبت به زندگی تغییر میدهد و میتواند شما را ترغیب کند تا زندگی پرمعناتری داشته باشید🔹تقریبا تمام این پارادوکسها میتوانند درسهای ارزشمندی به شما بیاموزند، به خصوص اگر روی هرکدام از آنها تفکر و تعمق کافی داشته باشید و جملات رو از زوایا و جنبههای مختلف بررسی کنید
نسبت به زندگی تغییر میدهد و میتواند شما را ترغیب کند تا زندگی پرمعناتری داشته باشید🔹تقریبا تمام این پارادوکسها میتوانند درسهای ارزشمندی به شما بیاموزند، به خصوص اگر روی هرکدام از آنها تفکر و تعمق کافی داشته باشید و جملات رو از زوایا و جنبههای مختلف بررسی کنید
.🔸تا حالا شده با کسی حرف بزنین و احساس کنین که منظور هم رو نمیفهمین؟ خیلی وقتا تفاوت دیدگاه یا نوع توضیح دادن ما ممکنه باعث بشه نتونیم به صورت موثر ارتباط برقرار کنیم. حتی ممکنه سوءتفاهم پیش بیاد و ارتباط ما رو دچار مشکل کنه. اما راهحل چیه؟ .
🔹سعی کنین وقتی دارین با کسی صحبت میکنین، حداکثر به ۳ نکته اشاره کنین و نکات زیادی رو نگین که فرد مقابل گیج بشه. سعی کنین اون نکات رو به روشهای مختلفی توضیح بدین که مطمئن بشین قابل درکه و همین طور اونها رو تکرار کنین تا به یاد بمونه.
❓شما این موضوع رو تجربه کردین؟ چه راهحل دیگهای دارین؟
🔹سعی کنین وقتی دارین با کسی صحبت میکنین، حداکثر به ۳ نکته اشاره کنین و نکات زیادی رو نگین که فرد مقابل گیج بشه. سعی کنین اون نکات رو به روشهای مختلفی توضیح بدین که مطمئن بشین قابل درکه و همین طور اونها رو تکرار کنین تا به یاد بمونه.
❓شما این موضوع رو تجربه کردین؟ چه راهحل دیگهای دارین؟
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ امروز به کار میآید
⭕️ رضا نصری حقوقدان در رشته توییتی نوشت: بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت میگوید: «...از دبیر کل درخواست میکند که با مشورت با ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد. در «طرح صلح هرمز» که در سال ۱۳۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل توسط دولت ایران مطرح شد، پیشنهاد به کشورهای همسایه این بود که «مذاکرات منطقهای» تحت لوای این بند از قطعنامه ۵۹۸ - یعنی در بستر حقوقی آن - صورت پذیرد.
⭕️ در واقع، این پیشنهاد نه تنها موجب میشد مذاکرات منطقهای با پشتوانه حقوقی و وزن سیاسی شورای امنیت انجام شود، بلکه دغدغه برخی کشورهای همسایه مانند امارات - که خواهان حضور قدرتهای بزرگ در این مذاکرات احتمالی بودند - را به صورت غیرمستقیم برطرف میکرد.
⭕️ حال که روند عادیسازی روابط ایران و عربستان - و به تبع آن عادیسازی روابط با کشورهای عضو GCC و مصر - رقم خورده، تاکید بر قرار دادن این سلسله مذاکرات تحت پوشش بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ میتواند فواید زیادی در پی داشته باشد. در واقع، اگر سند حاصله از این سلسله مذاکرات احیانا توسط یک قطعنامه جدید - که در آن قطعنامه ۲۲۳۱ نیز ذکر و ادغام شده باشد - مورد تایید و تصویب شورای امنیت قرار گیرد، نهتنها این توافق از زیر ضرب رقابت آمریکا و چین خارج خواهد شد، بلکه میتوان آن را تکمیلکننده برجام تلقی کرد.
⭕️ به عبارت دیگر، این توافق میتواند بحث حساسیتبرانگیز «موضوعات منطقهای» و بحث برنامه موشکی ایران - که همواره بهانه اصلی غرب و پاشنه آشیل ماندگاری برجام تلقی شده - را در عمل بلاموضوع سازد و از این رو احتمال نقض مجدد برجام توسط دولت آینده آمریکا را به شدت کاهش دهد. ضمن اینکه لابی ضدبرجام در واشنگتن را - که لابیهای عربستان سعودی و امارات عمده وزن آن را تشکیل میدادند - به صورت قابل ملاحظهای تضعیف کند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3966375
⭕️ رضا نصری حقوقدان در رشته توییتی نوشت: بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت میگوید: «...از دبیر کل درخواست میکند که با مشورت با ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد. در «طرح صلح هرمز» که در سال ۱۳۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل توسط دولت ایران مطرح شد، پیشنهاد به کشورهای همسایه این بود که «مذاکرات منطقهای» تحت لوای این بند از قطعنامه ۵۹۸ - یعنی در بستر حقوقی آن - صورت پذیرد.
⭕️ در واقع، این پیشنهاد نه تنها موجب میشد مذاکرات منطقهای با پشتوانه حقوقی و وزن سیاسی شورای امنیت انجام شود، بلکه دغدغه برخی کشورهای همسایه مانند امارات - که خواهان حضور قدرتهای بزرگ در این مذاکرات احتمالی بودند - را به صورت غیرمستقیم برطرف میکرد.
⭕️ حال که روند عادیسازی روابط ایران و عربستان - و به تبع آن عادیسازی روابط با کشورهای عضو GCC و مصر - رقم خورده، تاکید بر قرار دادن این سلسله مذاکرات تحت پوشش بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ میتواند فواید زیادی در پی داشته باشد. در واقع، اگر سند حاصله از این سلسله مذاکرات احیانا توسط یک قطعنامه جدید - که در آن قطعنامه ۲۲۳۱ نیز ذکر و ادغام شده باشد - مورد تایید و تصویب شورای امنیت قرار گیرد، نهتنها این توافق از زیر ضرب رقابت آمریکا و چین خارج خواهد شد، بلکه میتوان آن را تکمیلکننده برجام تلقی کرد.
⭕️ به عبارت دیگر، این توافق میتواند بحث حساسیتبرانگیز «موضوعات منطقهای» و بحث برنامه موشکی ایران - که همواره بهانه اصلی غرب و پاشنه آشیل ماندگاری برجام تلقی شده - را در عمل بلاموضوع سازد و از این رو احتمال نقض مجدد برجام توسط دولت آینده آمریکا را به شدت کاهش دهد. ضمن اینکه لابی ضدبرجام در واشنگتن را - که لابیهای عربستان سعودی و امارات عمده وزن آن را تشکیل میدادند - به صورت قابل ملاحظهای تضعیف کند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3966375
روزنامه دنیای اقتصاد
بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ امروز به کار میآید
رضا نصری حقوقدان در رشته توییتی نوشت: بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت میگوید: «...از دبیر کل درخواست میکند که با مشورت با ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد. در «طرح صلح هرمز» که در سال ۱۳۹۸…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 چطور می شود ذخایر بزرگ نفت جهان را داشت اما فقیر بود؟
تفاوت نگاه در کشورهای دارنده ذخایر متمایز کننده بین کشورهایی با درآمد سرانه بالا و پایین هستند.
🔹برندگان: عربستان،امارات، کویت،امریکا و کانادا
🔹بازندگان فرصت ها : ایران و ونزوئلا ،لیبی
🔹تجدید نظر کنندگان: عراق
⁉️حاکمیت خوب،حاکمیت بد
تفاوت نگاه در کشورهای دارنده ذخایر متمایز کننده بین کشورهایی با درآمد سرانه بالا و پایین هستند.
🔹برندگان: عربستان،امارات، کویت،امریکا و کانادا
🔹بازندگان فرصت ها : ایران و ونزوئلا ،لیبی
🔹تجدید نظر کنندگان: عراق
⁉️حاکمیت خوب،حاکمیت بد
✳️ ۳ گانه تاریک: انسان های موفق مزخرف!
■بیائید یک آزمایش فکری انجام دهیم: دو نفر را در نظر بگیرید؛ نفر اول خودخواه، دروغگو، سنگدل و متقلب. و نفر دوم بخشنده، صادق، صمیمی و کاری. شما کدام یک را بیشتر دوست دارید؟ ترجیح میدهید کدام یک رئیس، دوست و یا شریک شما باشد؟ تمایل دارید شبیه کدام باشید؟ دوست دارید موفقیت کدام یک را ببینید؟
□حدس من این است که شما و اکثریت معناداری، فرد دوم را انتخاب می کنید. با اینحال یک تناقض عجیب وجود دارد؛ اگر بیشتر مردم فرد دوم را ترجیح میدهند، پس چرا افراد موفق و قدرتمند بیشتری را میبینیم که شبیه نوع اول هستند؟
●دکتر نوآم اشپانسر در مقالهای پاسخ این تناقض را با استفاده از مفهوم "سهگانه تاریک" میدهد. این واژه برای توصیف سه عارضه شخصیتی در انسانها به کار میرود:
▪️خودشیفتگی(احساس برتری نسبت به دیگران، احساس محق بودن، و عدم تحمل انتقاد)
▪️ماکیاولیسم(رفتارهای فریبنده و پر ادعا با هدف تضعیف دیگران، و تمایل به بازی دادن افراد برای دستیابی به اهداف شخصی)
▪️سایکوپاتی (نبود همدلی، رفتارهای تکانشی، نگرشهای اجتماعی عاری از احساسات، و خصومت بین فردی)
○پژوهشها نشان میدهند افراد سایکوپات کمتر دچار ترس و اضطراب میشوند و به همین دلیل راحتتر میتوانند در شرایط مختلف اهداف خودشان را دنبال کنند. همچنین ویژگیهای خودشیفتگی و ماکیاولیستی باعث میشوند که این افراد در راستای دستیابی به اهدافشان از دیگران سوءاستفاده و بهرهبرداری کنند و به همین دلیل موفقیت کسب نمایند، در مسیر شغلی خود پیشرفت کنند، و در سازمان ها جایگاه های رهبری را صاحب شوند.
■برای سنجش ابعاد "سهگانه تاریک" در خود میتوانید از سوالات زیر استفاده نمائید:
▪️خودشیفتگی:
۱. دوست دارم دیگران تحسینم کنند.
۲. دوست دارم مورد توجه دیگران باشم.
۳. همواره در جستجوی جایگاه و پرستیژ بالا هستم.
۴. دوست دارم دیگران لطف ویژه به من داشته باشند.
▪️ماکیاولیسم:
۵. برای دستیابی به اهداف شخصیام، دیگران را بازی میدهم.
۶. برای دستیابی به اهداف شخصیام، دسیسه میکنم.
۷. برای دستیابی به اهداف شخصیام، از چاپلوسی و تملق استفاده میکنم.
۸. برای دستیابی به اهداف شخصیام، از دیگران بهرهبرداری میکنم.
▪️سایکوپاتی:
۹. نسبت به کارهایم تردید و پشیمانی ندارم.
۱۰. در مورد جنبههای غیراخلاقی کارهایم نگرانی ندارم.
۱۱. سرد و بیعاطفه هستم.
۱۲. بدگمان و عیبجو هستم.
▪︎با اینکه تعدادی از پژوهشها نشان میدهند افرادی که ویژگیهای سهگانه تاریک را دارند، ممکن است در مسیر شغلی و زندگی خود موفقیت هایی کسب کنند؛ اما این موفقیتها، هزینههای فراوانی خواهد داشت. مانند افزایش رفتارهای غیراخلاقی، دروغ، تزویر، خشونت، فریب، خیانت، فساد و... در نهایت نیز با رسوایی به کارشان خاتمه میدهند.
●نکتهی حائز اهمیت این است که این افراد بیشتر در سازمان هایی میتوانند رشد کنند که کمترین مقاومت و اعتراض از سمت دیگران نشان داده می شود؛ در واقع این ما هستیم که ناخواسته چنین افرادی را در سیستم های آموزشی، اقتصادی، سازمانی و اداری خود پرورش میدهیم...!
🖊️دکتر رضا صالح زاده بازنشراز:گاهنامه مدیر
■بیائید یک آزمایش فکری انجام دهیم: دو نفر را در نظر بگیرید؛ نفر اول خودخواه، دروغگو، سنگدل و متقلب. و نفر دوم بخشنده، صادق، صمیمی و کاری. شما کدام یک را بیشتر دوست دارید؟ ترجیح میدهید کدام یک رئیس، دوست و یا شریک شما باشد؟ تمایل دارید شبیه کدام باشید؟ دوست دارید موفقیت کدام یک را ببینید؟
□حدس من این است که شما و اکثریت معناداری، فرد دوم را انتخاب می کنید. با اینحال یک تناقض عجیب وجود دارد؛ اگر بیشتر مردم فرد دوم را ترجیح میدهند، پس چرا افراد موفق و قدرتمند بیشتری را میبینیم که شبیه نوع اول هستند؟
●دکتر نوآم اشپانسر در مقالهای پاسخ این تناقض را با استفاده از مفهوم "سهگانه تاریک" میدهد. این واژه برای توصیف سه عارضه شخصیتی در انسانها به کار میرود:
▪️خودشیفتگی(احساس برتری نسبت به دیگران، احساس محق بودن، و عدم تحمل انتقاد)
▪️ماکیاولیسم(رفتارهای فریبنده و پر ادعا با هدف تضعیف دیگران، و تمایل به بازی دادن افراد برای دستیابی به اهداف شخصی)
▪️سایکوپاتی (نبود همدلی، رفتارهای تکانشی، نگرشهای اجتماعی عاری از احساسات، و خصومت بین فردی)
○پژوهشها نشان میدهند افراد سایکوپات کمتر دچار ترس و اضطراب میشوند و به همین دلیل راحتتر میتوانند در شرایط مختلف اهداف خودشان را دنبال کنند. همچنین ویژگیهای خودشیفتگی و ماکیاولیستی باعث میشوند که این افراد در راستای دستیابی به اهدافشان از دیگران سوءاستفاده و بهرهبرداری کنند و به همین دلیل موفقیت کسب نمایند، در مسیر شغلی خود پیشرفت کنند، و در سازمان ها جایگاه های رهبری را صاحب شوند.
■برای سنجش ابعاد "سهگانه تاریک" در خود میتوانید از سوالات زیر استفاده نمائید:
▪️خودشیفتگی:
۱. دوست دارم دیگران تحسینم کنند.
۲. دوست دارم مورد توجه دیگران باشم.
۳. همواره در جستجوی جایگاه و پرستیژ بالا هستم.
۴. دوست دارم دیگران لطف ویژه به من داشته باشند.
▪️ماکیاولیسم:
۵. برای دستیابی به اهداف شخصیام، دیگران را بازی میدهم.
۶. برای دستیابی به اهداف شخصیام، دسیسه میکنم.
۷. برای دستیابی به اهداف شخصیام، از چاپلوسی و تملق استفاده میکنم.
۸. برای دستیابی به اهداف شخصیام، از دیگران بهرهبرداری میکنم.
▪️سایکوپاتی:
۹. نسبت به کارهایم تردید و پشیمانی ندارم.
۱۰. در مورد جنبههای غیراخلاقی کارهایم نگرانی ندارم.
۱۱. سرد و بیعاطفه هستم.
۱۲. بدگمان و عیبجو هستم.
▪︎با اینکه تعدادی از پژوهشها نشان میدهند افرادی که ویژگیهای سهگانه تاریک را دارند، ممکن است در مسیر شغلی و زندگی خود موفقیت هایی کسب کنند؛ اما این موفقیتها، هزینههای فراوانی خواهد داشت. مانند افزایش رفتارهای غیراخلاقی، دروغ، تزویر، خشونت، فریب، خیانت، فساد و... در نهایت نیز با رسوایی به کارشان خاتمه میدهند.
●نکتهی حائز اهمیت این است که این افراد بیشتر در سازمان هایی میتوانند رشد کنند که کمترین مقاومت و اعتراض از سمت دیگران نشان داده می شود؛ در واقع این ما هستیم که ناخواسته چنین افرادی را در سیستم های آموزشی، اقتصادی، سازمانی و اداری خود پرورش میدهیم...!
🖊️دکتر رضا صالح زاده بازنشراز:گاهنامه مدیر