🔸اگه بخوایم یه مقاله بنویسیم، سخنرانی کنیم یا محصولی رو تبلیغ کنیم باید بتونیم مخاطبمون رو متقاعد کنیم. ارسطو معتقد بوده برای متقاعد کردن سه شیوه مختلف وجود داره. یکی اتوس که بر پایه اعتبار و قدرت گوینده یا نویسندهست. یکی دیگه پاتوس که بر اساس احساسات مخاطبه و آخری هم لوگوس که بر اساس منطق و دلیله.
🔹ممکنه هر کدوم از ما تا به حال از این روشها استفاده کرده باشیم، ولی چیزی که مهمه اینه که برای اینکه بتونیم به خوبی مخاطبمون رو متقاعد کنیم، نیازه که از هر سه روش استفاده کنیم. در واقع ترکیب این ۳ روش رو بهش میگن مثلث بلاغت یا سخنوری. این اصول با اینکه خیلی قدیمی هستن اما هنوز هم استفاده میشن و تأثیرگذارن. توی پست میتونین توضیح بیشتر و مثال از هر کدوم رو ببینین.
🔹ممکنه هر کدوم از ما تا به حال از این روشها استفاده کرده باشیم، ولی چیزی که مهمه اینه که برای اینکه بتونیم به خوبی مخاطبمون رو متقاعد کنیم، نیازه که از هر سه روش استفاده کنیم. در واقع ترکیب این ۳ روش رو بهش میگن مثلث بلاغت یا سخنوری. این اصول با اینکه خیلی قدیمی هستن اما هنوز هم استفاده میشن و تأثیرگذارن. توی پست میتونین توضیح بیشتر و مثال از هر کدوم رو ببینین.
✨ این مطلب کوتاه و گزیده ازیک مقاله مطول ،بسیارشیواو آموزنده است خواندن آنرا از دست ندهید!
🔸ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ.ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ ...!!! ...
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
🔹ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ.
❇️ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ
ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ،ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ
« ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ »
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
💠 ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ،ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ،ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ،ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ.
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ،ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .
ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
این جهان کوه است و فعل ما ندا .. سوی ما آید نداها را صدا
🔸ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ.ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ ...!!! ...
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
🔹ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ.
❇️ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ
ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ،ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ
« ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ »
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
💠 ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ،ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ،ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ،ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ.
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ،ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .
ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
این جهان کوه است و فعل ما ندا .. سوی ما آید نداها را صدا
🌠 ... فکر افزار چهار عمل اصلی منطق بسیار ساده ای دارد و شامل چهار عمل خلق، حذف، افزایش و کاهش است، اما بکارگیری صحیح همین فکرافزار می تواند نتایج عمیق و تاثیرگذاری به همراه دارد.
استفاده از ۴ عمل اصلی با متمرکز کردن توجه روی شکستن مرزها و استانداردهای فعلی به استراتژیست ها برای ایجاد تمایز کمک می کند.
📕ذهن استراتژیست
استفاده از ۴ عمل اصلی با متمرکز کردن توجه روی شکستن مرزها و استانداردهای فعلی به استراتژیست ها برای ایجاد تمایز کمک می کند.
📕ذهن استراتژیست
🇫🇷 شلوار قرمز یعنی فرانسه! داستانِ حافظان وضع موجود
■کم نیستند کسانی که حفظ وضع موجود را بخشی از هویت فردی و ملی میدانند. حافظان وضع موجود از تغییر سراسیمه میشوند؛ آنان از هر تغییری برآشفته میشوند، چرا که حیثیت و غرورشان را در معرض تهدید مییابند.
🔺شلوار قرمز یعنی حیثیت:
زمانی که پیش از جنگ جهانی نخست، در سال ۱۹۱۲، وزیر جنگ فرانسه به نام مسیمی، از جبههی بالکان برمیگشت، دیگر متوجه شده بود که بُرد گلولههای اسلحهها و توپها به شدت افزایش یافته است. او به خوبی دریافته بود که با توجه به پیشرفت فناوری و تسلیحات، نیاز به استتاری بیش از گذشته دارد؛ چرا که دیده شدن هر سرباز، یعنی هدفگیری شدن توسط دشمن و نهایتا” کشته شدن در میدان نبردی که گلولهها برای قلب سربازها بیش از گذشته توانمند شدهاند!
●او لباس کمرنگ بلغارها را دید و تصمیم گرفت تا متناسب با تحولات فناوری، لباس سربازهای فرانسوی را تغییر دهد. سربازان فرانسوی تا آن زمان همچنان لباس آبی پررنگ با شلوارهای قرمز میپوشیدند. او پیشنهاد داد تا سربازان فرانسوی لباس خاکستری-آبی یا خاکستری-سبز بپوشند؛ اما غرور ارتشِ حافظ وضع موجود، قدرتش بیش از واقعیت رشد فناوری بود. نظامیان فرانسوی «غرور نظامی» را در لباس سنتی خود میدیدند. آنها به همان اندازهای در پوشیدن کتِ دامندارِ آبی و شلوار قرمز اصرار داشتند؛ که زمانی در نپذیرفتن توپهای سنگین پافشاری کرده بودند.
○نظامیان فرانسوی «حیثیت ارتش» را در خطر میدیدند؛ چرا که رنگ لباسشان داشت تغییر میکرد! روزنامهی «اکو دو پاری» نوشت: «بهفراموشی سپردن تمام آنچه رنگی است، تمام آنچه به سربازان سیمای درخشان میبخشد؛ هم خلاف سلیقهی فرانسوی است و هم خلاف عملکرد نظامی!»
■مسالهی حیثیت و غرور فرانسوی قابل شوخی کردن نبود؛ و تغییر وضع موجود، گناهی نابخشودنی بود.
موسیو اتیِن، وزیر پیشین جنگ فرانسه، از جانب فرانسه گفت: «حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی فرانسه!»
□بعدترها زمانی که فرانسویها گروه گروه در مقابل اسلحههای آلمانی قتل عام میشدند و مثل برگهای درختی در پاییز بر روی زمین میافتادند؛ هیچ کدامشان شاید نمیدانست که حافظان وضع موجود چگونه آنان را به کشتن دادهاند.
●وزیر جنگ فرانسه، مسیمی، بعدترها اعتراف کرد: «آن چسبیدن کورکورانه و ابلهانه به چشمگیرترین رنگ، عواقبی سخت در پی داشت!».
○انطباقپذیری با تغییرات:
اما در دنیای تغییر فناوری، آنانکه تطبیق با تحولات را نمیتابند، همان کسانی که شلوار قرمز را هویت ملیشان میدانند، هم خود و هم کشورشان را قربانی میکنند.
□وقتی میگوییم در «عصر فناوری» زندگی میکنیم، یعنی فناوری بیش از هر عاملی منجر به تغییرات در زندگی ما میشود. بهبود فناوریهای تسلیحاتی، برد گلولهها را زیاد کرده بود و حالا چسبیدن به شلوار قرمز یعنی قربانی شدن، یعنی شکست! ما هم اگر نمیخواهیم که شلوار قرمز بر پا، جلوی مسلسلها هدف قرار گیریم؛ پس چارهای نیست جز آنکه با حافظان وضع موجود گفتگو کنیم؛ شاید آنان بپذیرند که فناوری تغییر میکند، ما با این تغییرات فناوری نیاز به بازبینی داریم؛ و مدام باید با خود تکرار کنیم: «شلوار قرمز» هیچ ارتباطی به «حیثیت و غرور ملی» ندارد!
■پانوشت: اطلاعات مربوط به این یادداشت از کتاب «توپهای ماه اوت» فصل ۳ استخراج شده است.
دکتر امیر ناظمی/نشر:گاهنامه مدیر
■کم نیستند کسانی که حفظ وضع موجود را بخشی از هویت فردی و ملی میدانند. حافظان وضع موجود از تغییر سراسیمه میشوند؛ آنان از هر تغییری برآشفته میشوند، چرا که حیثیت و غرورشان را در معرض تهدید مییابند.
🔺شلوار قرمز یعنی حیثیت:
زمانی که پیش از جنگ جهانی نخست، در سال ۱۹۱۲، وزیر جنگ فرانسه به نام مسیمی، از جبههی بالکان برمیگشت، دیگر متوجه شده بود که بُرد گلولههای اسلحهها و توپها به شدت افزایش یافته است. او به خوبی دریافته بود که با توجه به پیشرفت فناوری و تسلیحات، نیاز به استتاری بیش از گذشته دارد؛ چرا که دیده شدن هر سرباز، یعنی هدفگیری شدن توسط دشمن و نهایتا” کشته شدن در میدان نبردی که گلولهها برای قلب سربازها بیش از گذشته توانمند شدهاند!
●او لباس کمرنگ بلغارها را دید و تصمیم گرفت تا متناسب با تحولات فناوری، لباس سربازهای فرانسوی را تغییر دهد. سربازان فرانسوی تا آن زمان همچنان لباس آبی پررنگ با شلوارهای قرمز میپوشیدند. او پیشنهاد داد تا سربازان فرانسوی لباس خاکستری-آبی یا خاکستری-سبز بپوشند؛ اما غرور ارتشِ حافظ وضع موجود، قدرتش بیش از واقعیت رشد فناوری بود. نظامیان فرانسوی «غرور نظامی» را در لباس سنتی خود میدیدند. آنها به همان اندازهای در پوشیدن کتِ دامندارِ آبی و شلوار قرمز اصرار داشتند؛ که زمانی در نپذیرفتن توپهای سنگین پافشاری کرده بودند.
○نظامیان فرانسوی «حیثیت ارتش» را در خطر میدیدند؛ چرا که رنگ لباسشان داشت تغییر میکرد! روزنامهی «اکو دو پاری» نوشت: «بهفراموشی سپردن تمام آنچه رنگی است، تمام آنچه به سربازان سیمای درخشان میبخشد؛ هم خلاف سلیقهی فرانسوی است و هم خلاف عملکرد نظامی!»
■مسالهی حیثیت و غرور فرانسوی قابل شوخی کردن نبود؛ و تغییر وضع موجود، گناهی نابخشودنی بود.
موسیو اتیِن، وزیر پیشین جنگ فرانسه، از جانب فرانسه گفت: «حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی فرانسه!»
□بعدترها زمانی که فرانسویها گروه گروه در مقابل اسلحههای آلمانی قتل عام میشدند و مثل برگهای درختی در پاییز بر روی زمین میافتادند؛ هیچ کدامشان شاید نمیدانست که حافظان وضع موجود چگونه آنان را به کشتن دادهاند.
●وزیر جنگ فرانسه، مسیمی، بعدترها اعتراف کرد: «آن چسبیدن کورکورانه و ابلهانه به چشمگیرترین رنگ، عواقبی سخت در پی داشت!».
○انطباقپذیری با تغییرات:
اما در دنیای تغییر فناوری، آنانکه تطبیق با تحولات را نمیتابند، همان کسانی که شلوار قرمز را هویت ملیشان میدانند، هم خود و هم کشورشان را قربانی میکنند.
□وقتی میگوییم در «عصر فناوری» زندگی میکنیم، یعنی فناوری بیش از هر عاملی منجر به تغییرات در زندگی ما میشود. بهبود فناوریهای تسلیحاتی، برد گلولهها را زیاد کرده بود و حالا چسبیدن به شلوار قرمز یعنی قربانی شدن، یعنی شکست! ما هم اگر نمیخواهیم که شلوار قرمز بر پا، جلوی مسلسلها هدف قرار گیریم؛ پس چارهای نیست جز آنکه با حافظان وضع موجود گفتگو کنیم؛ شاید آنان بپذیرند که فناوری تغییر میکند، ما با این تغییرات فناوری نیاز به بازبینی داریم؛ و مدام باید با خود تکرار کنیم: «شلوار قرمز» هیچ ارتباطی به «حیثیت و غرور ملی» ندارد!
■پانوشت: اطلاعات مربوط به این یادداشت از کتاب «توپهای ماه اوت» فصل ۳ استخراج شده است.
دکتر امیر ناظمی/نشر:گاهنامه مدیر
آداب کسب و کار-1.pdf
4.6 MB
آداب کسب وکار
ISO37000.pdf
1.3 MB
ISO37000
راهنمای حکمرانی سزمان ها
راهنمای حکمرانی سزمان ها
Forwarded from فردای اقتصاد
حجم اسکناسهای کشور چقدر است؟
▪️در ماههای اخیر بسیار مشاهده شد که عابربانکها اسکناس ندهند و دریافت اسکناس از بانکها هم با دشواری همراه باشد. اما واقعاً چه اتفاقی برای حجم اسکناسها افتاده؟ از آمارهای پولی منتشرشده میتوان حدس زد تقاضای اسکناس در سال گذشته به طور معناداری بیشتر از سالهای قبل افزایش پیدا کرده است. به طوری که مانده اسکناس در دست اشخاص تا بهمن ۱۴۰۱، ۴۰ درصد بیشتر از بهمن سال قبل بوده است. با این حال، احتمالاً حجم کل اسکناس عرضهشده که کمتر از دو درصد از نقدینگی کشور است، به اندازه تقاضای موجود افزایش نیافته است.
▪️آمارهای پولی که آخرینشان مربوط به بهمنماه است، نشان میدهند کل حجم اسکناس کشور تا پایان بهمنماه به ۱۲۳ همت (هزار میلیارد تومان) رسیده است. از این مقدار، ۱۰۷.۵ همت در دست اشخاص در جریان بوده و ۱۰.۹ همت هم نزد بانکها بوده است. مجموع این دو بخش یعنی ۱۱۸.۴ همت را اسکناس در جریان مینامند که جزء مصارف پایه پولی است و ۱۵ درصد آن را تشکیل میدهد. باقی مصارف پایه پولی را سپردههای بانکها نزد بانک مرکزی تشکیل میدهد.
برای جزئیات بیشتر کلیک کنید
@Feghtesad
▪️در ماههای اخیر بسیار مشاهده شد که عابربانکها اسکناس ندهند و دریافت اسکناس از بانکها هم با دشواری همراه باشد. اما واقعاً چه اتفاقی برای حجم اسکناسها افتاده؟ از آمارهای پولی منتشرشده میتوان حدس زد تقاضای اسکناس در سال گذشته به طور معناداری بیشتر از سالهای قبل افزایش پیدا کرده است. به طوری که مانده اسکناس در دست اشخاص تا بهمن ۱۴۰۱، ۴۰ درصد بیشتر از بهمن سال قبل بوده است. با این حال، احتمالاً حجم کل اسکناس عرضهشده که کمتر از دو درصد از نقدینگی کشور است، به اندازه تقاضای موجود افزایش نیافته است.
▪️آمارهای پولی که آخرینشان مربوط به بهمنماه است، نشان میدهند کل حجم اسکناس کشور تا پایان بهمنماه به ۱۲۳ همت (هزار میلیارد تومان) رسیده است. از این مقدار، ۱۰۷.۵ همت در دست اشخاص در جریان بوده و ۱۰.۹ همت هم نزد بانکها بوده است. مجموع این دو بخش یعنی ۱۱۸.۴ همت را اسکناس در جریان مینامند که جزء مصارف پایه پولی است و ۱۵ درصد آن را تشکیل میدهد. باقی مصارف پایه پولی را سپردههای بانکها نزد بانک مرکزی تشکیل میدهد.
برای جزئیات بیشتر کلیک کنید
@Feghtesad
Forwarded from فردای اقتصاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران به نسخه متفاوتی از دنیا نیاز دارد؟
💢بسیاری از ایدههای عجیب در سیاستگذاری با این توجیه به کار گرفته میشوند که شرایط ایران با سایر کشورهای جهان متفاوت است. بنابراین نمیتوان به تجربه و تئوری اقتصادی که در کشورهای دیگر توسعه پیدا کرده، اتکا کرد.
🔹دکتر فرهاد نیلی معتقد است تلقی متفاوتبودن خاص ایران نیست و برای سیاستمداران بسیاری از کشورها ممکن است وجود داشته باشد. این اقتصاددان با اشاره به تمایل سیاستمداران و مردم کشورهایی مثل فرانسه و برزیل به متمایزشدن در اقتصاد و همچنین خاصبودن تجارب تاریخی بسیاری از کشورها مثل یونان، کره و ویتنام میگوید این تلقی در بسیاری از نقاط جهان وجود دارد، اما زمین واقعیت باعث میشود نهایتاً به دستورالعمل سیاسی اداره کشور تبدیل نشوند.
🔹اما چرا در ایران چنین ایدههایی به تریبونهای رسمی راه پیدا میکنند؟
برای مشاهده ویدئو بدون نیاز به فیلترشکن کلیک کنید
فیلم کامل برنامه حکمرانی خوب با حضور فرهاد نیلی و با موضوع «نسخه علم اقتصاد برای قحطی وام» به زودی در سایت فردای اقتصاد منتشر خواهد شد.
#حکمرانی_خوب
@Feghtesad
💢بسیاری از ایدههای عجیب در سیاستگذاری با این توجیه به کار گرفته میشوند که شرایط ایران با سایر کشورهای جهان متفاوت است. بنابراین نمیتوان به تجربه و تئوری اقتصادی که در کشورهای دیگر توسعه پیدا کرده، اتکا کرد.
🔹دکتر فرهاد نیلی معتقد است تلقی متفاوتبودن خاص ایران نیست و برای سیاستمداران بسیاری از کشورها ممکن است وجود داشته باشد. این اقتصاددان با اشاره به تمایل سیاستمداران و مردم کشورهایی مثل فرانسه و برزیل به متمایزشدن در اقتصاد و همچنین خاصبودن تجارب تاریخی بسیاری از کشورها مثل یونان، کره و ویتنام میگوید این تلقی در بسیاری از نقاط جهان وجود دارد، اما زمین واقعیت باعث میشود نهایتاً به دستورالعمل سیاسی اداره کشور تبدیل نشوند.
🔹اما چرا در ایران چنین ایدههایی به تریبونهای رسمی راه پیدا میکنند؟
برای مشاهده ویدئو بدون نیاز به فیلترشکن کلیک کنید
فیلم کامل برنامه حکمرانی خوب با حضور فرهاد نیلی و با موضوع «نسخه علم اقتصاد برای قحطی وام» به زودی در سایت فردای اقتصاد منتشر خواهد شد.
#حکمرانی_خوب
@Feghtesad
👍1
goopi_bishoori.pdf
2 MB
کتاب بیشعوری
✳️ پیام مدیریتی!
بخواهید تا به شماداده شود
در دانشگاه هاروارد که در رشته های علوم انسانی بهترین دانشگاه جهان محسوب می شود به پایان نامه ها نمره های a/b/c می دهند
🔹بهترین استاد آن دانشگاه به پایان نامه یکی از دانشجو ها که مربوط می شد به موضوع :
"پُست 24 ساعته" نمره ی ضعیف c می دهد
🔹وقتی آن دانشجو به سراغ استاد می رود و دلیل رو جویا می شود استاد در جواب می گوید:
🔹پایان نامه ی تو قشنگه اما تجربه من می گوید پُست 24 ساعته نشدنی است و امکان ندارد محموله های پستی در سراسر جهان ۲۴ ساعته بدست صاحبش برسد.
🔹آن دانشجو حرف استاد بزرگ را قبول نمی کند و خودش دست به کار می شود و در حال حاضر صاحب پست FEDEX و در طول 24 ساعته شبانه روز بسته های پستی در خانه مردم تحویل می دهد.
🔹از بزرگی این شرکت فقط همین را بگوییم که هر 17 دقیقه 1 هواپیمای پست FEDEX تو بزرگترین فرودگاه آمریکا به زمین می نشیند.
بخواهید تا به شماداده شود
در دانشگاه هاروارد که در رشته های علوم انسانی بهترین دانشگاه جهان محسوب می شود به پایان نامه ها نمره های a/b/c می دهند
🔹بهترین استاد آن دانشگاه به پایان نامه یکی از دانشجو ها که مربوط می شد به موضوع :
"پُست 24 ساعته" نمره ی ضعیف c می دهد
🔹وقتی آن دانشجو به سراغ استاد می رود و دلیل رو جویا می شود استاد در جواب می گوید:
🔹پایان نامه ی تو قشنگه اما تجربه من می گوید پُست 24 ساعته نشدنی است و امکان ندارد محموله های پستی در سراسر جهان ۲۴ ساعته بدست صاحبش برسد.
🔹آن دانشجو حرف استاد بزرگ را قبول نمی کند و خودش دست به کار می شود و در حال حاضر صاحب پست FEDEX و در طول 24 ساعته شبانه روز بسته های پستی در خانه مردم تحویل می دهد.
🔹از بزرگی این شرکت فقط همین را بگوییم که هر 17 دقیقه 1 هواپیمای پست FEDEX تو بزرگترین فرودگاه آمریکا به زمین می نشیند.
✳️ روانشناسی قدرت!
✅ برداشت عمومی در ارتباط با علت رفتار غالبا مستبدانه یک صاحب قدرت، این است که فرد مزبور انسانی است که ذاتاً از طبیعتی مالامال از خصلتهای منفی، از قبیل خودبزرگبینی، کیش شخصیت و نگاه از موضع بالا در رابطه خود با انسانهای دیگر است.
🔸اما مطالعاتی که در زمینههای مشترک روانشناسی و علوم سیاسی بعمل آمده، نشان میدهند که چرا افراد قدرتمند در اکثر مواقع و در طول تاریخ به نحوی شگفتانگیز از خود، رفتاری به کلی متفاوت، پیش و پس از به قدرت رسیدن نشان میدهند و رفتار و کردار و حتی نحوه سخن گفتن فرد بطور بارزی پس از رسیدن به قدرت دستخوش تغییر می شود.
🔸ادم گالینسکی، روانشناس اجتماعی در دانشگاه Northwestern University-Kellogg School of Management سالها پیش دست به آزمایشی بدیع زد. او دو گروه از دانشجویان را برگزید و با هر گروه به این ترتیب عمل کرد: با گروه A به بحث و تبادل نظر نشست و از انواع وسائل استفاده نمود تا نقاط قوت روحی آنان را استخراج و برای آنان برجسته نماید. او با تأکید بر قدرتمند بودن این گروه آنان را برای ورود به آزمایش آماده نمود. رفتار گالینسکی با گروه B درست از نقطه عکس آغاز شد و آنان را به لحاظ روانی در شرایطی قرار داد که احساس ضعف و زبونی بر آنان غالب شود و پس از آن هر دو گروه را راهی آزمایش نمود.
🔸گالینسکی و دستیارانش از داوطلبین خواستند که در یک محل گرد هم آیند و سپس به آنان گفتند که حرف E را با یک ماژیک بر روی پیشانی خود بنویسند. تعداد کسانی که در گروه B حرف E را وارونه نوشتند (آنچنانکه این حرف در آینه ظاهر میشود) به نحوی که برای نفراتی که از روبرو به پیشانی آنان نگاه کنند، قابل خواندن باشد سه برابر گروه A بود که اکثریت قریب به اتفاق افراد آن حرف E را از دید و منظر خود نوشتند؛ یعنی برای کسانی که از روبرو آنان را میدیدند وارونه به نظر میآمد و قابل خواندن نبود.
🔹 نتیجهای که دیچر کلتنر، روانشناس اجتماعی از دانشگاه برکلی از آزمایش گالینسکی گرفت این بود که:
قدرت باعث می شود که به نحوی اعجابآور، فرد تازه به قدرت رسیده، از لحظه تکیه زدن به جایگاه قدرت رفتهرفته جهان پیرامون خود را تنها از منظر خود میبیند و بطور اسرارآمیزی تجزیه و تحلیلها و تصمیماتش در جهت حفظ و بقاء قدرت خویش است.
🔹دستیابی به قدرت باعث می شود که فرد به سرعت تمامی مهارتهای خود را در ایجاد رابطه عاطفی با پیروان خود به فراموشی سپرده و دیگر دیدگاههای آنان را نبیند و صدای آنان را نشنود. او تنها چیزهائی را میبیند که دوست دارد ببیند و صداهائی را میشنود که دوست دارد بشنود.
🔸در حقیقت، فرد قدرتمند با دستیابی به قدرت به این نتیجه میرسد که لابد توانائیهای فردی و مهارتهای تخصصی و یا قدرت مدیریت او از دیگران یک سر و گردن بالاتر بوده که توانسته گوی سبقت را از دیگران برباید. او با خود میاندیشد: اگر من برتر از همه نبودم چه دلیلی داشت که به این موفقیت و مقام برسم؟ از این لحظه به بعد او خود را بطور بیوقفه مُحق میداند که وزن به مراتب بیشتری به نظرات خود بدهد و انتخاب مردم را اینگونه تفسیر کند که چون نمیتوانستهاند و یا نمیدانستهاند که چگونه کارها باید سامان داده شود به من روی آوردهاند.
○اما اشکال بزرگتر در اینجاست که وقتی از نظرات مردم سخن به میان میآید خواستهای آنان نیز با نظراتشان درهم میآمیزد. وی هرگز توجه نمیکند که هر چند ممکن است در باب اداره و مدیریت و یافتن راه حل، نظر مردم صائب نباشد (که در آن هم بحث است) اما قرار نیست “خواستههایشان” نیز همپای “نقطه نظرات غیرتخصصیشان” در هم آمیخته و فاقد ارزش و اعتبار گردد.
🔸در نهایت، الزاماً این خصائل فردی که در مسند قدرت نشسته نیست که رفتار او را رقم میزند، بلکه در اکثر موارد این فرآیند رسیدن به قدرت است که از فرد شخصیت جدیدی میسازد. این فرآیند میتواند کاراکتری افتاده و درویش مسلک و همراه مردم را به مستبدی سرسخت و نفوذناپذیرو بیتوجه به خواست مردم مبدل کند. تغییر و تحول یاد شده بخصوص برای آنان که خود را خادمین خداوند و یا مردم میدانند سخت هشدار دهنده است./گاهنامه مدیر
✅ برداشت عمومی در ارتباط با علت رفتار غالبا مستبدانه یک صاحب قدرت، این است که فرد مزبور انسانی است که ذاتاً از طبیعتی مالامال از خصلتهای منفی، از قبیل خودبزرگبینی، کیش شخصیت و نگاه از موضع بالا در رابطه خود با انسانهای دیگر است.
🔸اما مطالعاتی که در زمینههای مشترک روانشناسی و علوم سیاسی بعمل آمده، نشان میدهند که چرا افراد قدرتمند در اکثر مواقع و در طول تاریخ به نحوی شگفتانگیز از خود، رفتاری به کلی متفاوت، پیش و پس از به قدرت رسیدن نشان میدهند و رفتار و کردار و حتی نحوه سخن گفتن فرد بطور بارزی پس از رسیدن به قدرت دستخوش تغییر می شود.
🔸ادم گالینسکی، روانشناس اجتماعی در دانشگاه Northwestern University-Kellogg School of Management سالها پیش دست به آزمایشی بدیع زد. او دو گروه از دانشجویان را برگزید و با هر گروه به این ترتیب عمل کرد: با گروه A به بحث و تبادل نظر نشست و از انواع وسائل استفاده نمود تا نقاط قوت روحی آنان را استخراج و برای آنان برجسته نماید. او با تأکید بر قدرتمند بودن این گروه آنان را برای ورود به آزمایش آماده نمود. رفتار گالینسکی با گروه B درست از نقطه عکس آغاز شد و آنان را به لحاظ روانی در شرایطی قرار داد که احساس ضعف و زبونی بر آنان غالب شود و پس از آن هر دو گروه را راهی آزمایش نمود.
🔸گالینسکی و دستیارانش از داوطلبین خواستند که در یک محل گرد هم آیند و سپس به آنان گفتند که حرف E را با یک ماژیک بر روی پیشانی خود بنویسند. تعداد کسانی که در گروه B حرف E را وارونه نوشتند (آنچنانکه این حرف در آینه ظاهر میشود) به نحوی که برای نفراتی که از روبرو به پیشانی آنان نگاه کنند، قابل خواندن باشد سه برابر گروه A بود که اکثریت قریب به اتفاق افراد آن حرف E را از دید و منظر خود نوشتند؛ یعنی برای کسانی که از روبرو آنان را میدیدند وارونه به نظر میآمد و قابل خواندن نبود.
🔹 نتیجهای که دیچر کلتنر، روانشناس اجتماعی از دانشگاه برکلی از آزمایش گالینسکی گرفت این بود که:
قدرت باعث می شود که به نحوی اعجابآور، فرد تازه به قدرت رسیده، از لحظه تکیه زدن به جایگاه قدرت رفتهرفته جهان پیرامون خود را تنها از منظر خود میبیند و بطور اسرارآمیزی تجزیه و تحلیلها و تصمیماتش در جهت حفظ و بقاء قدرت خویش است.
🔹دستیابی به قدرت باعث می شود که فرد به سرعت تمامی مهارتهای خود را در ایجاد رابطه عاطفی با پیروان خود به فراموشی سپرده و دیگر دیدگاههای آنان را نبیند و صدای آنان را نشنود. او تنها چیزهائی را میبیند که دوست دارد ببیند و صداهائی را میشنود که دوست دارد بشنود.
🔸در حقیقت، فرد قدرتمند با دستیابی به قدرت به این نتیجه میرسد که لابد توانائیهای فردی و مهارتهای تخصصی و یا قدرت مدیریت او از دیگران یک سر و گردن بالاتر بوده که توانسته گوی سبقت را از دیگران برباید. او با خود میاندیشد: اگر من برتر از همه نبودم چه دلیلی داشت که به این موفقیت و مقام برسم؟ از این لحظه به بعد او خود را بطور بیوقفه مُحق میداند که وزن به مراتب بیشتری به نظرات خود بدهد و انتخاب مردم را اینگونه تفسیر کند که چون نمیتوانستهاند و یا نمیدانستهاند که چگونه کارها باید سامان داده شود به من روی آوردهاند.
○اما اشکال بزرگتر در اینجاست که وقتی از نظرات مردم سخن به میان میآید خواستهای آنان نیز با نظراتشان درهم میآمیزد. وی هرگز توجه نمیکند که هر چند ممکن است در باب اداره و مدیریت و یافتن راه حل، نظر مردم صائب نباشد (که در آن هم بحث است) اما قرار نیست “خواستههایشان” نیز همپای “نقطه نظرات غیرتخصصیشان” در هم آمیخته و فاقد ارزش و اعتبار گردد.
🔸در نهایت، الزاماً این خصائل فردی که در مسند قدرت نشسته نیست که رفتار او را رقم میزند، بلکه در اکثر موارد این فرآیند رسیدن به قدرت است که از فرد شخصیت جدیدی میسازد. این فرآیند میتواند کاراکتری افتاده و درویش مسلک و همراه مردم را به مستبدی سرسخت و نفوذناپذیرو بیتوجه به خواست مردم مبدل کند. تغییر و تحول یاد شده بخصوص برای آنان که خود را خادمین خداوند و یا مردم میدانند سخت هشدار دهنده است./گاهنامه مدیر
❤1
✳️ مواجهه با تحقیرشدن در محیط کار
🔹وقتی کسی تحقیر میشود، احساسات ناخوشایندی را تجربه میکند. فرد، برای واکنش به این حالت، به چیزهای مختلفی فکر میکند. مهم این است که در همان لحظات اولیه واکنش شدیدی نشان ندهیم، چراکه این کار فقط فرد تحقیرگر را تشویق میکند کارش را ادامه دهد.
🔹ما در جامعهای زندگی میکنیم که بسیاری از افراد از تحقیر و سرزنشکردن لذت میبرند و دیدن ویرانی شخصیت دیگران برایشان خوشایند است. برای زیستن در چنین شرایطی فقط باید اعتمادبهنفسمان را حفظ و هوشمندانه عمل کنیم.
🔹رابرت استرنبرگ، روانشناس مشهور دانشگاه کورنل، درباره تحقیرشدن تحقیقات زیادی کرده است. او ۱۰ نکته را برای مواجه بهتر با این پدیده نام میبرد که عبارتاند از:
🔹چیزی را مخفی نکنید؛
🔹قوی بمانید و قوی بازگردید؛
🔹از تجربیات پیشینتان برای مواجه با تحقیر کمک بگیرید؛
🔹پیش از برخورد با این مسئله، هوشمندانه برنامهریزی کنید؛
🔹استرستان را با انجام کاری که از آن لذت میبرید کاهش دهید؛
🔹درک کنید که شما تنها فردی نیستید که این وضعیت را تجربه کردهاید؛
🔹از این اتفاق مانند فرصتی برای نشاندادن بزرگی شخصیت خود بهره ببرید؛
🔹از کمکهای عاطفی دیگران برای کاهش احساسات ناخوشایند بهرهمند شوید؛
🔹اغلبِ سرزنشکنندگان از روی بدجنسی تحقیرتان نمیکنند، پس مسئله را شخصی نکنید؛
🔹نادیده بگیرید (این مورد آخر، بهتعبیر استرنبرگ، بهترین سیاست در مواجه با تحقیرشدن است).
🔹وقتی کسی تحقیر میشود، احساسات ناخوشایندی را تجربه میکند. فرد، برای واکنش به این حالت، به چیزهای مختلفی فکر میکند. مهم این است که در همان لحظات اولیه واکنش شدیدی نشان ندهیم، چراکه این کار فقط فرد تحقیرگر را تشویق میکند کارش را ادامه دهد.
🔹ما در جامعهای زندگی میکنیم که بسیاری از افراد از تحقیر و سرزنشکردن لذت میبرند و دیدن ویرانی شخصیت دیگران برایشان خوشایند است. برای زیستن در چنین شرایطی فقط باید اعتمادبهنفسمان را حفظ و هوشمندانه عمل کنیم.
🔹رابرت استرنبرگ، روانشناس مشهور دانشگاه کورنل، درباره تحقیرشدن تحقیقات زیادی کرده است. او ۱۰ نکته را برای مواجه بهتر با این پدیده نام میبرد که عبارتاند از:
🔹چیزی را مخفی نکنید؛
🔹قوی بمانید و قوی بازگردید؛
🔹از تجربیات پیشینتان برای مواجه با تحقیر کمک بگیرید؛
🔹پیش از برخورد با این مسئله، هوشمندانه برنامهریزی کنید؛
🔹استرستان را با انجام کاری که از آن لذت میبرید کاهش دهید؛
🔹درک کنید که شما تنها فردی نیستید که این وضعیت را تجربه کردهاید؛
🔹از این اتفاق مانند فرصتی برای نشاندادن بزرگی شخصیت خود بهره ببرید؛
🔹از کمکهای عاطفی دیگران برای کاهش احساسات ناخوشایند بهرهمند شوید؛
🔹اغلبِ سرزنشکنندگان از روی بدجنسی تحقیرتان نمیکنند، پس مسئله را شخصی نکنید؛
🔹نادیده بگیرید (این مورد آخر، بهتعبیر استرنبرگ، بهترین سیاست در مواجه با تحقیرشدن است).