مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ داستان های مدیریتی(تفکر استقرایی)

✅ مرد مزرعه داری چند غاز می خرد و به شروع به پرورش و غذا دادن آنها میکند، ابتدا حیوان، ترسو و مردد است و نمیتواند لطف هر روزه مرد مزرعه دار را باور کند.

با خود فکر میکند: چه اتفاقی افتاده است؟ چرا او به من غذا می دهد؟

موضوع هفته ها و ماه ها ادامه پیدا می کند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین می رود و بعد از چند ماه غاز مطمئن می شود که: مرد مزرعه دار من را دوست دارد.

مرد مزرعه دار به غذا دادن و مراقبت از غازها ادامه می دهد تا آنجایی که باور غاز اینگونه شکل می یابد که: مرد مزرعه دار دوست من است و من را به شدت دوست دارد.

در حالی که غاز کاملا از خیرخواهی و علاقه مرد مزرعه دار مطمئن شده است، یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده می شود و سرش را می برند.
👤دیوید هیوم

⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی:
این غاز قربانی تفکر استقرایی شده است.

تفکری با گرایش ترسیم نوعی یقین و اطمینان عالم گیر بر پایه مشاهدات منفرد، مشاهداتی که از لحاظ نوع و محتوا یکسان و مکرراند اما بواسطه تکرار در گذشت زمان تبدیل به نوعی باور می گردند.

هر چند گاهی، این تکرار تبدیل به نوعی اعتقاد، قانون، ایمان، روش اجرایی و ... نیز می شوند.

تنها غازها نیستند که در دام این نوع از تفکر گرفتارند، گاهی ما انسان ها نیز در دام محبت و توجه مزرعه دارها گرفتار می شویم، در قفس هایی زندانی می شویم که نه برای امنیت ما که برای انتفاع بیشتر از ما در آنها محصورمان کرده اند.

بسیاری از ما بواسطه تکرار در مشاهده رفتارها عادت به استنتاج و قضاوت های سریع و زودهنگام داریم، با مشاهده تکرار در انجام فرآیندها، اینگونه استنتاج میکنیم که فرآیند در بهترین روش ممکن اجرا میگردد و یا برخی رفتارهای دیگران را دلیل بر وجود نوعی خصیصه اخلاقی آنها می دانیم.

اطراف ما انسانها نیز مزرعه دار ها و قفس های زیادی هستند که نیت غذا دادن شان از سر خیر خواهی نیست‼️ مواظب قفس هایمان باشیم.
داستان های مدیریتی
قفس دوستی
مرکزنوآوری و مدیریت شمس
💠چند نکته در مورد پایه پولی

✍حمید آذرمند

🔹پایه پولی از سمت منابع، سه جزء اصلی دارد که عبارتند از: خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی، خالص بدهی دولت به بانک مرکزی و بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی.
ترکیب پایه پولی طی زمان تغییر می‌کند و عوامل مختلفی مانند سیاست پولی، سیاست مالی دولت، وضعیت نظام بانکی و ادوار تجاری می‌تواند بر آن مؤثر باشد.

🔹با توجه به الزام قانونی خرید ارز نفت توسط بانک مرکزی، معمولاً جزء اصلی پایه پولی ما همان خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی است. در حال حاضر NFA برابر با 571 همت است که 71 درصد پایه پولی را تشکیل می‌دهد.

🔹جزء مهم دیگر پایه پولی، خالص بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی است که رقم آن برابر با 344 همت و سهم آن معادل 43 درصد پایه پولی است. البته اخیراً در آمارهای پولی، قلم مانده عملیات سیاست پولی هم به تفکیک گزارش می‌شود که معادل خرید اوراق دولت و تزریق ریال است و رقم آن در بهمن معادل 119 همت یا 15 درصد پایه پولی بود.
خالص بدهی دولت به بانک مرکزی یا همان تفاضل بدهی دولت و سپرده دولت نزد بانکی مرکزی، می‌تواند رقمی مثبت یا منفی باشد. این رقم الان برابر با منفی 96 همت است.

چند سؤال:

آیا پایه پولی جزئی از نقدینگی است؟

🔹بخشی از اجزای پایه پولی مانند خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و خالص بدهی دولت به بانک مرکزی، عیناً بخشی از نقدینگی محسوب می‌شوند. بقیه نقدینگی مانند خالص دارایی‌های خارجی بانک‌ها، خالص بدهی دولت به بانک‌ها و بدهی بخش غیردولتی به بانک‌ها از طریق عملیات بانکی ایجاد می‌شود.  

آیا بین تغییرات پایه پولی و تورم ارتباطی وجود دارد؟

🔹بیشترین بخش پایه پولی NFA است. سازوکار خلق این قلم به این صورت است که دولت ارز حاصل از فروش نفت و گاز خود را به بانک مرکزی می‌فروشد و ریال آن را دریافت می‌کند. ارز خریداری شده توسط بانک مرکزی به ذخایر خارجی بانک مرکزی اضافه می‌‌شود و ریال در اختیار دولت نیز به عنوان بخشی از پایه پولی در اقتصاد به جریان می‌افتد. این ریال مستقیماً به صورت مخارج دولت صرف پرداخت حقوق و دستمزد و خرید کالا و خدمت می‌شود. به بیان دیگر، این بخش از پایه پولی مستقیماً تبدیل به تقاضای نهایی در بازار می‌شود و روشن است که تغییرات NFA می‌تواند بلافاصله آثار تورمی داشته باشد. حالت استثناء زمانی است که بانک مرکزی ارز خریداری شده از دولت را در بازار بفروشد و ریال آن را جمع کند.
مثال دیگر زمانی است که دولت برای تأمین مالی اوراق منتشر کند و بانک‌ها را ملزم به خرید اوراق کند و بانک‌ها نیز در ازای فروش اوراق به بانک مرکزی، ریال دریافت کنند. این مکانیزم هم به معنی تبدیل ریال خلق شده توسط بانک مرکزی به تقاضای نهایی دولت است که به وضوح اثر تورمی دارد.

🔹تغییرات پایه پولی، اثر دیگری هم دارد. بانک‌ها از بانک مرکزی به طرق مختلف از قبیل اضافه برداشت یا خط اعتباری، ریال دریافت می‌کنند و این ریال با یک ضریب بزرگتر، طی عملیات بانکی به صورت نقدینگی در اقتصاد به گردش در می‌آید و بخشی از آن منجر به تقاضای نهایی در بازارها شده و می‌تواند اثر تورمی داشته باشد.  
در این جا برای سادگی مطلب، از جزئیات فنی صرف‌نظر شده و در مجال دیگر با تفصیل بیشتر توضیح داده خواهد شد. 

@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
👍2
🔳⭕️ای کاش شعور خریدنی بود!
مجتبی لشکربلوکی


قبل از هر چیزی، بگذارید سه مثال ساده را با هم مرور کنیم.
فرض کنید که می‌خواهید فوتبال گل کوچیک بازی کنید، هزاران قاعده نانوشته وجود دارد که باعث می‌شود دو تیم در برابر هم قرار بگیرند و به راحتی بازی کنند و لذت ببرند. مثلا یک قاعده نانوشته ساده: اندازه دروازه‌های دو تیم باید برابر باشد. خیلی بدیهی به نظر می‌رسد؟ نه؟! اما فرض کنید که این قاعده وجود نداشت اول هر بازی باید صدها دقیقه صرف توافق بر سر چنین قواعد بدیهی مشابه می‌شد.
می‌خواهید خانه اجاره کنید؛ قواعدی وجود دارد در مورد رهن و اجاره، در مورد اینکه هزینه‌های تعمیرات خرد و اساسی به عهده چه کسی است. همین قواعد نوشته و نانوشته باعث می‌شود که این تعامل جمعی آسان‌تر انجام شود.
می‌خواهید ازدواج کنید، هر قومی و قبلیه‌ای، ترکیبی از شیربها، مهریه، جهیزیه و تقسیم هزینه ‌های عقد و عروسی را تحت عنوان عرف مشخص و معمولا کمی بالاتر یا پایین‌تر، حول و حوش عرف توافق می‌کنند. 
به این مثال‌ها می‌توانید تاسیس شرکت با چند موسس، رانندگی در اتوبان، سرمایه‌گذاری در بورس، انتخابات و ... را اضافه کنید. در همه این‌ها قواعدی وجود دارند که تعامل ما را شکل می‌دهند. این قواعد عملا برخی رفتارها را ممنوع یا نامقبول می‌کنند و برخی رفتارها را مقبول و مجاز.
نکته همین جاست: در هر زمینه‌ای، اگر قواعد دارای سه ویژگی زیر باشد وضعیت ما بهبود می یابد: قواعد منصفانه، معقول و محترم باشد.
یک مثال دم دستی: مثلا شما در نانوایی، دو صف دارید: صف تکی و صف چندتایی. این هم منصفانه است (هیچ کس احساس بی‌عدالتی نمی‌کند)، هم معقول است (کسی که فقط یک نان می‌خواهد لازم نیست که به اندازه کسی که ۵ نان می‌خواهد منتظر بایستد) و هم محترم است (عموما آن را رعایت می‌کنند).

اگر کمی فکر کنید می‌بینید که در همین جامعه ما قواعدی وجود دارند که یا شرط منصفانه بودن را ندارند یا شرط معقولیت و یا شرط محترم بودن را. به عنوان مثال رانندگی بین خطوط هم منصفانه است هم معقول ولی محترم نیست و کسی آن را رعایت نمی‌کند. هر چقدر درجه منصفانگی، معقولیت و محترم بودن قواعد یک جامعه بیشتر باشد آن جامعه راحت‌تر تعامل می‌کند و سرمایه انسانی، فیزیکی، دانشی و مالی بیشتری انباشت می‌کند و به دنبال آن سریع‌تر مسیر توسعه را طی می‌کند.
اقتصاددانان به این "قواعد منصفانه، معقول و محترم" می‌گویند: نهاد. حالا سوال پیش می‌آید که این نهادها از کجا به دست می‌آیند؟ جواب آن می‌شود «شعور جمعیِ درونی شده».

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
شعور متفاوت از اطلاعات، علم، تکنولوژی، قانون و سامانه است. علم را می‌توان کسب کرد، فناوری را می‌توان خرید، قانون را می‌توان کپی کرد و سامانه را می‌توان ایجاد کرد. اما ای کاش شعور خریدنی بود. کما اینکه ما در طول دویست سال گذشته سازمان‌ها و سازوکارهای جهان پیشرفته را تقلید کردیم (پارلمان، دانشگاه، انتخابات و ...)، قانون‌های مادر را کپی کردیم، فناوری‌های روز دنیا را خریدیم، سامانه.های متعدد ایجاد کردیم؛ اما مسئله این است که شعور جمعی درونی شده یک شبه به دست نمی‌آید. به تعبیر استاد برجسته دانشگاه هاروارد-پروفسور کلیتن کریستنسن- شعور جمعی درونی شده نتیجه یادگیری اشتراکی مردمی هست که با همدیگر کار می‌کنند تا مسائل را حل کنند و حدس بزنند چه چیزهایی نتیجه می‌دهد و چه چیزهایی نه! هر دفعه که آن‌ها با یک مسئله کلنجار می‌روند فقط خود مسئله را حل نمی‌کنند، بلکه در جریان حل آن مسئله، هر آنچه که اهمیت دارد را نیز یاد می‌گیرند.
شعور مفهومی صفر و یکی نیست که ملتی داشته باشد و ملتی نداشته باشد. برداشت من این است که در طول این سال‌ها، شعور جمعی ما عمیقا ارتقا پیدا کرده (بعدها شواهدش را خواهم نوشت)؛ اما هنوز راهی طولانی در پیش داریم. چه می‌توان کرد؟

۱) شعور با دانستن متفاوت است؛ دانستن با خواندن و حفظ کردن حل می‌شود اما شعور نیازمند وجدان کردن (درونی کردن) است. نیازمند تکرار و تکرار و تکرار است. به عبارتی مطلب باید خیس بخورد و هضم شود!

۲) توسعه تجربه های جمعی و تشکیلاتی: شرکت‌ها، خیریه‌ها، انجمن‌ها، حزب‌ها، بنیادها و موسسات همه و همه باعث می‌شوند که ما با هم کار کنیم، با هم مسئله حل کنیم و با هم یاد بگیریم. هر نهاد جمعی، یک کارگاه عملی توسعه است.
۳) درک عمیق تجربیات جهانی و تفاوت‌ها؛ اینکه نباید قوانین و قواعد دیگر جوامع را کپی کرد حرف درستی است اما اینکه در خلا خودمان همه چیز را تست کنیم هم اشتباه دیگری است. راه حل در میانه است. نگاهی عمیق به تجربیات جهانی و یافتن راه حلِ خودمانی (متناسب با شرایط خودمان).

@Dr_Lashkarbolouki
دسترسی به تمام محتواها و گزارش ها
Yek.link/Lashkarbolouki
👍2
🌀 "مطمئن باش که این روزها هر کسی از مشکلی غیر قابل درک رنج می‌برد،
زندگی تشکیل شده از بلاهایی پی‌در‌پی که به قلب انسان مشت می‌کوبد
اما وظیفه در همینجاست؛
باید ادامه دهیم."
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قدرت سخت ،آمریکا یاچین؟!
✳️ مرض راضی کردن!


■یک نفر از شما درخواست یک لطف کوچک کرده است. چقدر پیش می‌آید که بدون ذره‌ای تامل بله بگویید؟ چقدر پیش می‌آید که جواب رد بدهید؟ چقدر پیش می‌آید که بعداً به خاطر آن بله خودتان را سرزنش کنید و چقدر پیش می‌آید که از نه گفتن پشیمان شوید؟
□وقتی که چند سال قبل آمار خودم را در پاسخ به این سئوال‌ها جمع می‌زدم، متوجه شدم که خیلی زیاد پیش می‌آید که پاسخی مثبت بدهم. کارهای کوچکی که غالباً هم زمان بیشتری از تصور اولیه‌ام صرف آنها می‌کردم، ولی آخر به نتایجی می رسیدم که به شکلی محسوس، کم‌فایده‌تر از انتظارم بود. نیّتم این بود که به طرف مقابلم لطفی کرده باشم اما دست آخر به خودم لطمه می‌زدم.

●این *"مرضِ راضی کردن"* از کجا می‌آید؟
در دهه پنجاه میلادی زیست‌شناسان سعی کردند تا متوجه شوند که چرا حیواناتی که حتی باهم رابطه خونی ندارند با یکدیگر همکاری می‌کنند. مثلاً چرا شامپانزه ها گوشت خود را با شامپانزه‌های دیگر قسمت می کنند؟

○وقتی صحبت از حیواناتی باشد که باهم رابطه خونی دارند پاسخ مشخص است: بخش زیادی از ژن‌هایشان با هم مشترک است. این تعامل به حفظ این خزانه‌ی ژنی مشترک کمک می‌کند، حتی اگر به آن معنی باشد که برخی افرادِ خاص متضرر شوند، حتی اگر به معنی از دست رفتن جان‌شان باشد. اما چرا حیواناتی که با یکدیگر رابطه خونی ندارند باید این ریسک را بپذیرند؟
جواب آن در ریاضیات و به طور مشخص در نظریه‌ی بازی‌ها نهفته است.

■رابرت اکسلراد، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، اسم *"معامله به مثل"* را روی آن گذاشته است. یک استراتژی ساده که از چنین دستورالعمل هایی تشکیل شده است:
در ابتدا با حریفت همکاری کن. بعد در ادامه‌ی بازی رفتار حریفت را تقلید کن. پس اگر بعد از اولین حرکتم، حریفم با من همکاری کند، من هم همکاری خواهم کرد. اما اگر حریف همکاری نکند و از من سوء استفاده کند دیگر با او همکاری نخواهم کرد.

□عمل متقابل فقط در بین حیواناتی رخ می‌دهد که دارای حافظه بلندمدت هستند. یک شامپانزه تنها در صورتی می‌تواند با موفقیت این استراتژی را به کار بگیرد که بتواند به خاطر بیاورد آیا یک عضو دیگر گروه قبلاً با او غذایش را قسمت کرده یا نه. تنها معدودی از گونه‌های بسیار پیشرفته‌ی جانوری هستند که قابلیّت به خاطرسپاری دارند. البته این تفکّر استراتژیک در شامپانزه‌ها به صورت خودآگاه نیست بلکه تکامل، این رفتار را در آنها نهادینه کرده است. از آنجا که ما انسان‌ها صرفاً یک گونه‌ی بسیار پیشرفته از حیوانات هستیم، این میل به عمل متقابل در ما هم وجود دارد.

●استراتژی معامله به مثل، همان چیزی است که اقتصاد جهانی را سرپا نگه داشته است. ما هر روز با ده‌ها نفر که با آنها نسبتی نداریم و خیلی‌هایشان آن طرف دنیا هستند همکاری می‌کنیم و از این کار سود زیادی برده ایم.
اما مراقب باشید!
عمل متقابل، خطرات بالقوه خودش را دارد. اگر کسی کار خوبی در حق‌تان بکند، احساس وظیفه می‌کنید که مثلاً با انجام یک لطف در حقش آن را جبران کنید. به این ترتیب شما اجازه می دهید که زمام‌تان دست دیگران بیفتد. به علاوه، یک خطر دیگر و بسیار بزرگتر در کمین شماست: استراتژی معامله به مثل با اولین حرکت شروع می شود؛ با یک اعتماد بدون پیش زمینه یک *بله‌ی خودجوش* در همان گام اول.

○از قضا در بسیاری از موارد این دقیقاً همان چیزی است که بعدها حسرتش را می‌خوریم. به محض اینکه این بله‌ی خودجوش از دهان ما بیرون می‌پرد، عادت داریم که برایش توجیه بتراشیم. سعی می‌کنیم دلایل محکمی برای انجام دادن آن کار پیدا کنیم، ولی به زمانی که برای انجام آن نیاز داریم بی‌توجه هستیم. ما برای دلیل‌های‌مان بیشتر از زمان ارزش قائل‌ایم و این یک خطا در فرایند استدلال است؛ چرا که تعداد دلایل نامحدود است ولی زمان، بی‌تردید محدودیت دارد.

■از زمانی که متوجه شدم این موافقت خودجوش، یک واکنش ریشه‌دار زیستی است، از *پاسخ منفی ۵ ثانیه‌ای* "چارلی مانگر" به عنوان یک ضد تاکتیک استفاده کرده‌ام: *"اگر در ۹۰ درصد موارد هم نه بگویید، چیز زیادی را از دست نداده‌اید."* اگر کسی از من درخواست لطفی بکند قبل از اینکه تصمیم خود را بگیرم، دقیقاً ۵ ثانیه روی آن تامل می‌کنم و اکثراً جوابم منفی است. ترجیح می‌دهم که به طور منظم بیشتر درخواست‌ها را رد کنم و محبوبیتم را به خطر بیندازم تا اینکه روش معکوس را در پیش بگیرم.

●دو هزار سال قبل، سنکا، فیلسوف رومی نوشت: *"همه آنهایی که شما را به خودشان فرا‌می‌خوانند، شما را از خودتان باز می دارند!"* پس به پاسخ منفی ۵ ثانیه‌ای یک فرصت آزمایشی بدهید. این یکی از بهترین قاعده‌های سرانگشتی برای زندگی خوب است.
منبع: هنر خوب زندگی کردن، رولف دوبلی/گاهنامه مدیر
هوش‌مصنوعی چقدر پیشروی می‌کند؟ / انقلاب دومینویی دیجیتال در راه است

👁‍🗨 زلزله‌ای که «هوش مصنوعی» به پا می‌کند، خیلی فراتر از تصورات فعلی مدیران است. این تکنولوژی که نسل جدید آن -ChatGPT- انقلاب دیجیتالی را در شرکت‌های پیشرو شکل داده، نه تنها آینده شغلی گروهی از کارکنان، که حتی بازار سهام را هم دستخوش تغییر خواهد کرد. یکی از بزرگ‌ترین پس‌لرزه‌های این انقلاب، تغییر مقیاس شرکت‌ها است؛ ریزش شرکت‌های بزرگ و رویش شرکت‌های کوچک اما مهم.

👁‍🗨 این تکنولوژی‌‌‌های به اصطلاح «برهم‌‌‌زننده»، چگونه مسیر کسب و کارها را تغییر داده‌‌‌اند؟ هوش مصنوعی چه تاثیری بر بازار کار و اندازه شرکت‌ها خواهد داشت؟ آیا این تکنولوژی، تهدیدی برای شرکت‌های موسوم به «بیگ تک» به شمار می‌رود؟👇

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3972396
❤1
🔑کلید موفقیت چیست؟!

✅ دانشکده روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا دریک پژوهش طولانی و چندین ساله این سوال را بررسی کرده که واقعاً عامل اصلی موفقیت چیست؟!
لی دوک ورث استاد این دانشکده در TED می گوید :
اوایل کارم معلم یک مدرسه بودم، طبق انتظار فکر می کردم که دانش آموزانی که ضریب هوشی بالایی دارند، قطعاً نمرات بهتر و موفقیت بیشتری بدست می آورند، اما دیدم ضریب هوشی اصلا عاملی که بتواند تضمین کننده موفقیت باشد، نیست

🔹این سوال که عامل اصلی موفقیت چیست، برای من از آنجا بوجود آمد!

وقتی به عنوان استاد وارد دانشگاه شدم با یک تیم پژوهشی شروع به مطالعه و پژوهش برای رسیدن به جواب این سوال کردیم.

از دانشگاه افسری گرفته تا شرکت های بزرگ را بررسی کردیم تا ببینیم افراد موفق چه ویژگی دارند؟

🔸ضریب هوشی، هوش اجتماعی بالا، ظاهر خوب، هیچکدام این ها آن عامل مهم و اصلی نبود!
تنها عامل و کلید اصلی موفقیت که به آن رسیدم:

📌ثابت قدمی بود!

✨ ثابت قدمی، پشتکار و تلاش برای اهداف بلند مدت محسوب می شود
ثابت قدمی یعنی جا نزدن، حتی توی آن روزهایی که انگیزه ندارید!
‏
✨ ثابت قدمی یعنی چسبیدن به هدف و ول نکردنش نه برای یک هفته نه برای یک ماه بلکه برای سال ها....

🔺این واقعا سخت است. بگذارید مطلب را با تعبیر شاهکار دکتر لی دوک تمام کنیم؛
✨ ثابت قدمی مثل این می ماند که دارید توی یک دو ماراتن مسابقه استقامت می دهید، در حالی که خیلی ها فکر می کنند زندگی دو سرعته و باید سریع به اهدافمون برسیم؟!
📌۴استراتژی رایج قیمت گذاری
Forwarded from اقتصادسنج
💠چرا سفر سلطان عمان تاثیری روی قیمت دلار نداشت؟/ پیش بینی قیمت دلار در روزهای آینده

🔹️اقتصادسنج
 | سیگنال خبری سفر پادشاه عمان به تهران سوخت و امروز قیمت دلار برخلاف انتظار معامله‌گران روند افزایشی داشت. فعالان بازار ارز معتقدند خوش‌بینی بازار نسبت به رویدادهای سیاسی از بین‌ رفته است و این اسکناس راه خود را می‌رود. در روز جاری خریدار بیشتر از فروشنده بود و معاله‌گران درصدد جبران عقب‌ماندگی خود از بازار بودند.

🔗جزئیات بیشتر در اقتصادسنج

🆔️ @eghtesadsanjj
🌐 eghtesadsanj.ir
✳️ درس های عملی یک خطی مدیران موفق؟!

1- هفده اصل مدیریت:
کسی که به من اعتماد می کند از کسی که مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است .
BY JOHN MAXWELL
2- هشت خوان تحول:
فرآیند "دیدن – حس کردن – متحول شدن " بسی نیرومند تر از فرآیند " تحلیل – تفکر – تحول " است .
BY JOHN KOTTER
3- با بزرگان بازاریابی:
نقش شرکت ایجاد مشتری های جدید است و فقط ۲ عامل درونی می تواند این کار را بکند : بازاریابی و نوآوری .
BY LOURA MAZUR
4- بازاریابی تک به تک:
به جای فروختن محصول، سعی کنید مشکل مشتری را حل کنید. محصولات گذار هستند اما این رابطه است که باقی می ماند.
BY DON PEPPERS
5- بازی های استراتژیک بازاریابی:
اگر خودتان و رقبایتان را می شناسید ، نباید از جنگ بترسید . اگر خود را می شناسید و رقیبتان را نمی شناسید برای هر موفقیتی انتظار شکست را هم داشته باشید . اگر خود و رقیبتان را نمی شناسید شکست خواهید خورد.
BY JOHN ZAGULA

6- بی واسطه از دل:
توجه خود را بر مشتریان متمرکز کنید نه رقیبان. رفتار رقیبان وضع گذشته را نشان می دهد مشتریان نمایانگر آینده ، فرصت های تازه ، اندیشه های و شاهراه پیشرفت هستند.
BY MICHAEL DELL
7- تمایز یا نابودی:
مدیران هوشمند هر روز با این سوال از خواب بر می خیزند که چرا مشتری باید از میان این همه گزینه کالا یا خدمت ما را خریداری کند.
BY JACK TROUT
8- شرکت های بزرگ ، مشکلات بزرگ:
وقتی از دیگران تقلید می کنید شهروند درجه ۲ شناخته می شوید . در دنیای امروز نگریستن به دنیا از پشت میز کار عملی بسیار خطرناک است.
BY JACK TROUT
9- فلسفه نام های تجاری:
بازاریابان امروز به دنبال تصاحب یک تکه از ذهن مشتری هستند. BMW در ذهن شماست نه در پارکینگ شما.
BY THOM BRAUN
10- گاو بنفش:
امنیت خطرناک است . همرنگی امروز جای خود را به تک رنگی داده است.
BY SETH GODIN
11- رهبری پروژه:
هر رفتاری در نظر صاحبش دلیل و معنا دارد . اگر رفتار کسی در نظر ما بی معنا باشد به این دلیل است که با باورهای ما یکسان نیست.
BY JAMES LEWIS
12- مدیریت پروژه به اندازه:
مسئولیت پذیرفتنی است نه واگذار کردنی ، چون یک تعهد درونی است.
BY CURTIS COOK
13- معجزه شش سیگما:
اگر به من بگویی فراموش می کنم. اگر به من نشان دهی به خاطر می سپارم. اگر مرا درگیر کنی آن را درک می کنم.
BY SUBIR CHOWDHURY

14- بابای دارا ، بابای ندار
انسان در بازی گاهی می برد گاهی یاد می گیرد .
BY RIOBERT KIOSAKI
15- ثروت آفرینان:
هیجان انگیزترین اکتشافات پیش روی ماست نه پشت سر ما . اگر امروز چیزی نسازیم فردا هم چیزی که تماشایی باشد نخواهیم داشت .
BY LESTER THUROW
16- جهانی شدن :
جهانی شدن چیزی نیست جز جابجایی فعالیت ها به منظور کسب سود بیشتر . از 100 اقتصاد بزرگ جهان 29 تای انها شرکت هستند نه کشور
BY LESTER THUROW
17- کارراهه بابای دارا :
تنها تفاوت داراها و نادارها این است که اوقات خود را به روش های متفاوت می گذرانند .
BY RIOBERT KIOSAKI
18- آینده مدیریت :
وقتی عمر استراتژی کوتاه است، نوآوری تنها راهی است که شرکت می تواند حضور خود را در آینده تضمین کند .
BY GARY HAMEL
19- باز مهندسی فراگیر :
در بسیاری از سازمان های پویادرخواست رعایت استاندارد همانند درخواست سکوت در یک کنسرت جاز است .
BY JAMES CHAMPY
20- درس هایی از آینده :
آنچه در تصور انسان می گنجد روزی تحقق خواهد یافت . آینده قابل پیش بینی نیست زیرا انسان آن را می سازد .
BY STAN DAVIS
21- روح تشنه :
به فرزندانم در پایان آموزش عالی چنین توصیه کردم . به جای شغل به دنبال مشتری باشید . اگر بتوانید محصولی ارایه کنید که خواهان داشته باشد از بیکاری نجات پیدا می کنید .
BY CHARLES HANDY
22- سازمان فردا:
در شرایط امروز هیچ چیز خطرناک تر از دل بستن به کامیابی های دیروز نیست .
BY THE DRUCKER FOUNDATION
23- راهنمای خودباوری زنان :
خود باوری عبارتست از تمایل به این که خود را فردی شایسته مواجهه با چالش های اساسی زندگی و لایق شادی بدانیم .
BY NATHANIEL BRANDEN
24- سخنرانی موثر
وقتی آدم ها مثل هم فکر می کنند پیداست که هیچ کدام آن قدر که باید فکر نمی کنند .
BY BRIESINGS PUBLISHING group
25- مدیریت ارتباطات :
هیچ کس اهمیت نمی دهد که شما چقدر می دانید . مگر آنکه بداند چقدر به او اهمیت می دهید .
BY JOHN MAXWELL
26- مدیریت بر خود :
آرمان بدون عمل رویاست و عمل بدون آرمان ، کابوس
BY HYRUM SMITH
27- مدیریت جلسه موثر :
فقط کسانی را فرابخوانید که حضورشان در جلسه لازم است ، فقط کسانی را دعوت کنید که به حرف آنها گوش می دهید .
BY ROBERT MILLER
28- مدیریت زمان :
اولین گام در مدیریت زمان هدفمند زیستن است.
تحلیلی بر فقر و خودکشی
میان فقر و خودکشی چه رابطه‌ای وجود دارد؟

✍️ عزت‌اله لطفی / کارشناس ارشد علوم اقتصادی

🖌 پدیده خودکشی امروزه در اکثر کشورهای جهان در میان 10 عامل نخست مرگ‌ومیر رده‌بندی می‌شود و در برخی کشورها نیز خودکشی در محدوده سه عامل اول مرگ‌ومیر جوانان به عنوان سرمایه‌های اصلی جامعه قرار می‌گیرد.

🖌 اهمیت توجه به خودکشی در کشور آنجا مشخص می‌شود که براساس شواهد موجود ایران از حیث خودکشی زنان در سال 2007 پس از دو کشور چین و هندوستان به عنوان سومین کشور جهان در زمینه خودکشی و اقدام به خودکشی زنان شناخته شده است (اجداکیک گروس و همکاران2، 2008). با آنکه خودکشی امری جهانی است اما با وجود این، خودکشی طی سه دهه اخیر رشد معنا‌داری در کشور داشته و به عنوان مثال از سال 1368 تا 1372 به دو برابر افزایش یافته است.

🖌 با توجه به ادبیات موجود در زمینه علل اقتصادی خودکشی می‌توان بیان داشت که پدیده خودکشی دارای علل اقتصادی، اجتماعی، شخصیتی و خانوادگی متفاوتی است که هر یک می‌توانند زمینه‌ساز بروز خودکشی باشند.

🖌 از یک‌سو فراهم‌نبودن شرایط کاری و زندگی مناسب در داخل کشور زمینه را برای مهاجرت سرمایه انسانی توانمند و کارآمد به کشورهای دیگر با هیچ هزینه‌ای از سوی طرف مقابل فراهم می‌کند و از سویی برای افرادی که توانایی مالی لازم برای مهاجرت ندارند سرخوردگی و تمایل به خودکشی و سایر آسیب‌های اجتماعی را به همراه خواهد داشت. بنابراین به نظر می‌رسد باید در اسناد بالادستی کشور سلامت اجتماعی به‌طور ویژه مدنظر قرار گیرد.../تجارت فردا

📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔺در همین روزهایی که سرمان به ثبت نام ساینا،کوئیک و خودرو دست چندم چینی گرم است که بخریم و به یاری حق دو برابر قیمت در بازار بفروشیم بلکه امکان ادامه حیات میسر شود بد نیست در میان این صفوف به هم فشرده دو میلیون نفری نگاهی هم به خودروی برقی لوسید که حالا قرار است در تیراژ ١٠٠.٠٠٠ عدد در عربستان تولید شود بیاندازیم

🔸 ۸۱۹ اسب بخار و برد ۸۳۰کیلومتر با یک بار شارژ

راستی در آخرین امکانات ویژه ثبت نام خودروی داخلی ظاهراً این امکان الحمدالله ایجاد شده که ثبت نام کنندگان بتوانند نوع خودروی مورد نظر خود را برای خرید و تحویل زمانی نامعلوم تغییر دهند .
در مورد انتخاب رنگ اما هنوز خبری در دست نیست!⁉️
👍1
✳️ تئوریِ شب پره/ پرپرک⁉️

در رستورانی، یک شب پره ناگهان از جایی پر می زند و بر روی
یک خانم می نشیند.
آن خانم از روی ترس شروع به فریاد می کند.
وحشت زده بلند می شود و سعی ‌می کندبا بالا پریدن و تکان دادن دست هایش،شب پره را از خود دور کند.
واکنش او مُسری بوده و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت زده می شوند.
بالاخره آن خانم موفق می شود، شب پره را از خود دور کند.
"شب پره" پر می زند و روی خانم دیگری نزدیکی او می نشیند.
این بار نوبت او و افراد نزدیکش می شودکه همان حرکت ها را تکرار کنند !
"پیشخدمت" به سمت آنها می‌دود تا
کمک کند.
در اثر واکنش های خانم دوم، این بار
"شب پره" پر می زند و روی "پیشخدمت"می نشیند.
پیشخدمت محکم می ایستد و به
رفتار شب پره بر روی لباسش نگاه
میکند.
در زمانی مطمئن شب پره را با انگشتانش می گیرد و به خارج
رستوران پرت می کند.
در حالی‌که قهوه‌ام را مزه مزه
می کردم، شاهد این جریانات بودم و
ذهنم درگیر این موضوع شد.
آیا "شب پره" باعث این رفتارِ
"هیستریک" شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا "پیشخدمت" دچاراین رفتار نشد؟
چرا او تقریباً به شکل ایده آلی این
مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟

این "شب پره" نبود که باعث این
ناآرامی و ناراحتی خانم ها شده بود،
بلکه عدم توانایی افراد در برخورد
با "شب پره" موجب ناراحتیشان
شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من می شود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت می کند.

این ترافیک بزرگراه نیست که من
را ناراحت می کند، این ناتوانی من دربرخورد با این پدیده ‌است که موجب ناراحتیم می شود.

من فهمیدم در زندگی نباید " واکنش نشان داد،بلکه باید *"پاسخ"* داد !

آن خانم‌هابه اتفاق رخ داده واکنش" نشان دادند، در حالیکه پیشخدمت"پاسخ داد.

واکنش" ها همیشه غریزی هستند
در حالی‌که "پاسخ" ها همراه با تفکرند!

«این مفهوم مهمی در فهم زندگیست،...»
آدمی که خوشحال است، به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است؛

او به این خاطر خوشحال است که:
دیدگاهش” و پاسخش نسبت به مسائل درست است.
ایلان ماسک بار دیگر ثروتمندترین فرد جهان شد
‌
👤 ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و توییتر بار دیگر عنوان ثروتمندترین فرد جهان را از آن خود کرد. پس از کاهش ۲.۶ درصدی ارزش سهام شرکت فرانسوی کالاهای لوکس LVMH متعلق به «برنار آرنو» در معاملات پاریس، ایلان ماسک توانست با ثروت حدود ۱۹۲ میلیارد دلاری‌اش، از برنارد آرنو سبقت بگیرد و در جایگاه ثروتمندترین فرد جهان قرار گیرد.

👤 اکنون در شاخص میلیاردرهای بلومبرگ، ایلان ماسک با مجموع دارایی خالص 192 میلیارد دلار، در جایگاه اول، آرنو با دارایی خالص 187 میلیارد دلار در جایگاه دوم و «جف بیزوس»، مؤسس آمازون با دارایی خالص 144 میلیارد دلار در جایگاه سوم ثروتمندترین افراد جهان قرار دارند./دیجیاتو

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
✳️ کارمندان خوب به چهار دلیل انگیزه خود را از دست می‌دهند.

✅ انگیزه یعنی اراده انجام کار با شروع به موقع و نه به تعویق انداختن آن، ایستادگی کردن در مقابل انواع حواس‌پرتی‌ها و تلاش ذهنی کافی برای موفق شدن که مجموع این عوامل ۴۰درصد از موفقیت پروژه‌های تیمی را شکل می‌دهند.

🟢در حالی‌که مدیران اغلب نسبت به این مساله که چگونه می‌توانند کارمندانی که فاقد انگیزه هستند را به‌طور موثر هدایت کنند، آگاهی کافی ندارند. بررسی تحقیقات در رابطه با ایجاد انگیزه نشان می‌دهد که کلید حل این مساله برای مدیران ابتدا این است که به ریشه و دلیل انگیزه نداشتن در کارمندان پی ببرند و سپس یک استراتژی هدفمند را دنبال کنند.

🔵دلایل نداشتن انگیزه به چهار دسته تقسیم می‌شوند. هر قسمت را تله انگیزشی می‌نامیم. نام آنها عبارتند از:
۱) عدم تناسب ارزش‌ها
۲) فقدان خودکارآمدی
۳) احساسات ناخوشایند و
۴) خطای تخصیص.

🟡در اینجا به شرح این چهار تله انگیزشی و استراتژی هدفمند هر یک از آنها می‌پردازیم.

🔹تله ۱، عدم تناسب ارزش‌ها: انجام این کار برای من اهمیت ندارد!

وقتی یک کار یا وظیفه با آنچه برای کارکنان ارزش تلقی می‌شود ارتباط نداشته باشد، آنها انگیزه خود را برای انجام آن از دست خواهند داد.

◀️اغلب پیش می‌آید که مدیران فکر می‌کنند آنچه برای خودشان انگیزه ایجاد می‌کند باید برای کارمندانشان هم همان انگیزه را ایجاد کند. با کارمندان خود گفت‌وگوی باز و آزاد داشته باشید و بفهمید موضوعات موردتوجه آنها کدام هستند و چگونه می‌توانید این ارزش‌ها را به کارشان ربط دهید. اینکه یک کار یا وظیفه تا چه اندازه از لحاظ فکری قانع‌کننده است. برای انجام این کار، رابطه میان آن وظیفه و آنچه در نظر کارمند ذاتا جذاب است را پیدا کنید.

🔸تله ۲، فقدان خودکارآمدی: فکر نمی‌کنم قادر به انجام این کار باشم!

وقتی کارمندان به این باور می‌رسند که فاقد ظرفیت‌های لازم برای انجام کار هستند، انگیزه‌ای برای انجام آن نخواهند داشت.

◀️به کارمند احساس اعتماد‌ به‌نفس و شایسته بودن بدهید. این کار به روش‌های گوناگونی انجام می‌شود. یکی از این روش‌ها این است که به زمان گذشته اشاره کنید که در آن توانسته‌اید از پس چالش‌های مشابه برآیید. شاید بتوان به دیگران اشاره کرد که چالش‌های مشابهی داشته‌اند و بر آن غلبه کرده‌اند، همان‌طور که کارمند شما هم می‌تواند چنین کند. همچنین می‌توانید با تقسیم مدیریت شده یک کار به چند وظیفه کوچک‌تر به این هدف دست یابید. خوب است مدیران چنین کارمندانی را در زمان انجام کار مورد حمایت بیشتری قرار دهند.

🔹تله ۳، احساسات ناخوشایند: برای انجام این کار بیش از حد ناراحت هستم!

وقتی کارکنان در احاطه احساسات منفی مثل هیجان، خشم یا افسردگی باشند، برای انجام کار انگیزه‌ای نخواهند داشت.

◀️به آنها بگویید می‌خواهید دلیل ناراحتی‌شان را بدانید و به طریق گوش دادن فعال به سخنان آنها توجه کنید. با آنها موافقت یا مخالفت نکنید. به کارمند نگویید که باورهای خودش باعث ناراحتی‌اش است و هیچ قضاوتی درباره او نکنید. وقتی افراد احساس کنند که دیگران آنها را درک می‌کنند، احساسات منفی‌شان کمی نرم‌تر می‌شود.
گاهی‌اوقات افسردگی از این باور در کارمند نشات می‌گیرد که به اندازه کافی خوب نیست و کنترل امور از دست وی خارج است. در این مواقع خوب است به آنها گوشزد کنید که آنها «درهم‌شکسته» یا «ناکافی» نیستند.

🔸تله ۴، خطاهای تخصیص: نمی‌دانم مشکل از کجا بود!

وقتی کارمندان نمی‌توانند به طور دقیق دلیل کشمکش در کار خود را شناسایی کنند یا زمانی که کشمکش‌های خود را به علت‌هایی ورای کنترل خود نسبت می‌دهند، قادر نخواهند بود انگیزه لازم را برای انجام آن کار داشته باشند.

◀️به کارمند کمک کنید به طور واضح به علت کشمکش در کار خود فکر کند. خطاهای تخصیص زمانی قابل سرزنش هستند که به نظر برسد کارمندان به دنبال بهانه‌ای برای انجام ندادن کار می‌گردند. اینکه به کارمند کمک کنیم تا متوجه شود دقیقا به چه دلیل انجام این کار برای او غیرقابل تحمل است می‌تواند به آنها کمک کند از طفره رفتن اجتناب کنند. اگر آنها از دلایلی که خارج از کنترل آنهاست صبحت به میان آوردند، دلایل دیگری را به آنها بگویید که در کنترل آنهاست.
منبع: hbr/ راهنامه مدیر
👍1
Forwarded from اقتصادسنج
💠 فلک زده ترین کشور جهان کدام است؟/ ایران در چه رتبه ای قرار دارد؟

🔹اقتصادسنج
| شاخص فلاکت هانکه عواملی چون تورم و بیکاری را در مورد کشورهای مختلف جهان محاسبه و آنها را رتبه‌بندی می‌کند. در این رتبه‌بندی زیمبابوه در رتبه اول و سوئیس در رتبه آخر قرار دارد.

🔹وضعیت زندگی انسان‌ها و میزان شادی آنها در یک طیف گسترده قرار می‌گیرد و در مورد هر انسان متفاوت است. اما در حوزه اقتصادی، نقطه مقابل شادی، یعنی فلک‌زدگی، ناشی از تورم بالا، هزینه‌های بالای استقراض و بیکاری است و فقط از طریق رشد اقتصادی می‌توان به کاهش این فلاکت کمک کرد. مقایسه شاخص فلاکت کشورهای جهان می‌تواند میزان شاد یا غمگین بودن کشورهای مختلف را نشان دهد.

🔗جزئیات بیشتر در اقتصادسنج

🆔️ @eghtesadsanjj
🌐 eghtesadsanj.ir
تعادل کار و زندگی

کار ساده‌ای نیست که همه دغدغه‌های شغلی و کاری‌مان را پشت در خانه جا بگذاریم. تفکیک زندگی شخصی و کاری،‌ مهارتی ضروری است که یاد گرفتنش حسابی در زندگی به کارمان می‌آید. این چند نکته کمک‌تان می‌کند زندگی شغلی و شخصی‌تان را به‌خوبی از یکدیگر جدا کنید:

⁣🔸 اگر جزو شرایط شغلی‌تان تعریف نشده ایمیل‌های کاری را چک نکنید و در شبکه‌های پیام‌رسانی چون تلگرام پاسخگوی پیام‌های مربوط به شغل‌تان نباشید.

⁣🔸 با احترام و قاطعیت در ساعتی که در خانه مشغول استراحتید به رییس خود نه بگویید.

⁣🔸 هوشمندانه کار کردن بهتر از سخت کار کردن است. صرف ساعت کاری زیاد در حالی که بدون هیچ بهره‌وری و خلاقیت خاصی است لزوما امتیاز نیست؛ این یعنی ساعت کاری‌تان را فقط در محل کار پر کنید.

⁣🔸 موقع ترک محل کار، فهرست کارهای انجام‌نشده‌‌تان را روی کاغذ بنویسید؛ آن را روی میزتان قرار دهید و تمام.

⁣🔸 بسیاری از افراد پس از ترک محل کار به این فکر می کنند که می‌توانستند با انجام چند کار دیگر، کار خود را بهتر انجام دهند، و به همین منظور دوباره به دفتر کار بازمی‌گردند تا کارشان را تکمیل کنند. فشار کاری کاذب به خود تحمیل نکنید و به خودتان استراحت بدهید.

🔸 جانتان را پای کار نگذارید. روانشناسان می گویند برای اینکه به فردی وظایف زیادی واگذار کنید، کافی است قدرت و مسئولیت زیادی به او بدهید. اگر متوجه سوءاستفاده از این احساس خود شوید، قطعا این رویه را متوقف خواهید کرد.

🔸 ترشح آدرنالین خون را کم کنید. بجای اینکه همواره در عجله و استرس باشید و کارها را یکی پس از دیگری با عجله انجام دهید، می‌توانید اوقات خود را با آرامش در کنار خانواده بگذرانید.

🔸به بازنشستگی فکر کنید. برخی افراد با کار خود ازدواج کرده‌اند و حتی اگرخویش‌فرما هم باشند، دست از کار نمی‌کشند. شاید بهتر باشد در کارهای پاره‌وقت حضور پیدا کنید تا طعم شیرین زندگی را بیشتر احساس کنید.

🔸بلافاصله جواب ایمیل‌ها یا پیام‌های همکاران خود را ندهید. باید این موضوع را برای دیگران مشخص کنید: در خارج ساعت کاری برای امور کاری در دسترس نیستید.

🔸شما باید به قانون خاص خود برای برقراری تعادل در کار و زندگی خود برسید و برپایه‌ آسایش خود، قوانین خاص خود را وضع کنید.

منبع: the guardian

در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
❤1