✳️ مؤلّفه های انسان های خودشكوفا
۱- عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
۲- خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
۳- چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
۴- در كار و زندگى، همّ و غمّشان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
۵- شوخطبعى فراوان دارند.
۶- میتوانند به زندگى نظر آفاقى (=عینى) داشته باشند.
۷- بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
۸- نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
۹- دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
۱۰- میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
۱۱- فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
۱۲- احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت درافتادهاند.
۱۳- احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
۱۴- گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
۱۵- معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
✍ مصطفی ملکیان
۱- عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
۲- خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
۳- چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
۴- در كار و زندگى، همّ و غمّشان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
۵- شوخطبعى فراوان دارند.
۶- میتوانند به زندگى نظر آفاقى (=عینى) داشته باشند.
۷- بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
۸- نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
۹- دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
۱۰- میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
۱۱- فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
۱۲- احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت درافتادهاند.
۱۳- احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
۱۴- گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
۱۵- معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
✍ مصطفی ملکیان
✳️ درمان احساسات بدی که ممکنه تجربشون کنیم :
🔹خشم :
¹- دلیل رو شناسایی کن.
²- روی نفست تمرکز کن.
³- کمی قدم بزن.
🔹غم :
¹- کمی چای بنوش.
²- با گریه خودتو خالی کن.
³- احساساتت رو بنویس.
🔹شرمندگی :
¹- خودعشقورزی رو تمرین کن.
²- با یک دوست حرف بزن.
³- گفتگوی درونی مثبت تری داشته باش.
🔹 اضطراب :
¹- نرمش کن.
²- نفس عمیق بکش.
³- تمرینات مدیتیشن ذهن آگاهی و یوگا رو انجام بده.
🔹افسردگی :
¹- طبیعت گردی کن.
²- آفتاب بگیر.
³- قدم بزن و به خودت برس.
🔹 خستگی :
¹- موبایل رو خاموش کن.
²- چرت بزن.
³- به موزیک آرامش بخش گوش بده، ⁴- مدیتیشن کن.
🔹 تنهایی :
¹- با کسی تماس بگیر.
²- مهربون بودن رو تمرین کن.
³- کتاب بخون.
🔹خشم :
¹- دلیل رو شناسایی کن.
²- روی نفست تمرکز کن.
³- کمی قدم بزن.
🔹غم :
¹- کمی چای بنوش.
²- با گریه خودتو خالی کن.
³- احساساتت رو بنویس.
🔹شرمندگی :
¹- خودعشقورزی رو تمرین کن.
²- با یک دوست حرف بزن.
³- گفتگوی درونی مثبت تری داشته باش.
🔹 اضطراب :
¹- نرمش کن.
²- نفس عمیق بکش.
³- تمرینات مدیتیشن ذهن آگاهی و یوگا رو انجام بده.
🔹افسردگی :
¹- طبیعت گردی کن.
²- آفتاب بگیر.
³- قدم بزن و به خودت برس.
🔹 خستگی :
¹- موبایل رو خاموش کن.
²- چرت بزن.
³- به موزیک آرامش بخش گوش بده، ⁴- مدیتیشن کن.
🔹 تنهایی :
¹- با کسی تماس بگیر.
²- مهربون بودن رو تمرین کن.
³- کتاب بخون.
👍2
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بلای خانمانسوز اقتصاد ایران
▫️معاون پیشین سازمان برنامه و بودجه در نشستی که طی سیامین همایش سیاستهای پولی و ارزی در بانک مرکزی برگزار شد، از ناترازی بودجه به عنوان عاملی که تاثیر منفی بر سیاستهای پولی و بیثباتی اقتصادی دارد، نام برد.
▫️سید حمید پورمحمدی گفت: این ناترازی یا موجب عملیات فرابودجهای میشود یا منتقل به نسل آینده. ناترازی موجب میشود دولت ابتدا به سمت بانکهای عامل برود و سپس سعی کند در قالب سرکوب قیمتی به شرکتهای دولتی، صندوقهای بازنشستگی، بدهی به پیمانکاران و انتشار اوراق فشار بیاورد. این موارد عامل اختلال در بازارهاست.
▫️وی با اشاره به اینکه استقراض از بانک مرکزی در نهایت منجر به افزایش پایه پولی و تورم میشود، افزود: نوسانات تنها آسیب افزایش تورم نیست، بلکه افزایش سطح قیمتها موجب افزایش مداخلات دولت در بازار پول (مثل نرخ سپرده و تسهیلات)، بازار ارز (از جمله کشورهایی هستیم 5 نرخ ارز را تجربه کردهایم) و سرکوب قیمت در بازار انرژی، بازار محصول و بازار کار میشود و این اختلالها زمینهساز توزیع رانت خواهد شد.
📺 @ecoiran_webtv
▫️معاون پیشین سازمان برنامه و بودجه در نشستی که طی سیامین همایش سیاستهای پولی و ارزی در بانک مرکزی برگزار شد، از ناترازی بودجه به عنوان عاملی که تاثیر منفی بر سیاستهای پولی و بیثباتی اقتصادی دارد، نام برد.
▫️سید حمید پورمحمدی گفت: این ناترازی یا موجب عملیات فرابودجهای میشود یا منتقل به نسل آینده. ناترازی موجب میشود دولت ابتدا به سمت بانکهای عامل برود و سپس سعی کند در قالب سرکوب قیمتی به شرکتهای دولتی، صندوقهای بازنشستگی، بدهی به پیمانکاران و انتشار اوراق فشار بیاورد. این موارد عامل اختلال در بازارهاست.
▫️وی با اشاره به اینکه استقراض از بانک مرکزی در نهایت منجر به افزایش پایه پولی و تورم میشود، افزود: نوسانات تنها آسیب افزایش تورم نیست، بلکه افزایش سطح قیمتها موجب افزایش مداخلات دولت در بازار پول (مثل نرخ سپرده و تسهیلات)، بازار ارز (از جمله کشورهایی هستیم 5 نرخ ارز را تجربه کردهایم) و سرکوب قیمت در بازار انرژی، بازار محصول و بازار کار میشود و این اختلالها زمینهساز توزیع رانت خواهد شد.
📺 @ecoiran_webtv
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
بانکهای پرخطا یا بانکهای پرخطر؟
👤 دکتر حمید قنبری
✍️ در روزهای اخیر مطالبی درخصوص اینکه به فعالیت برخی بانکهای ناسالم (بانکهای ناسالم اصلاحناپذیر) خاتمه داده خواهد شد، از زبان دولتمردان و مقامات نظارتی شنیده شده است. اما سوال مهم این است که مقصود از بانک ناسالم چیست؟ بانکی که خطاهای زیادی داشته و دارد؟ یا بانکی که خطرات زیادی دارد؟
✍️ توجه به این پرسش کلیدی، میتواند در تعیین مصادیق بانکهایی که باید با آنها برخورد نظارتی انجام شود، نقش جدی و تعیینکنندهای داشته باشد و در عین حال، بیتوجهی به این موضوع بسیار مهم میتواند باعث اتخاذ تصمیمات نادرستی شود که نه فقط بانکها بلکه کل جامعه به خاطر آن دچار آسیب خواهد شد.
✍️ در پاسخ میگوییم این بانک پرخطر است که باید از فعالیت منع شود. روشن است که خطاها در بسیاری موارد میتوانند به خطرها منتهی شوند.
✍️ عدم رعایت دستورات و الزامات مقامات نظارتی میتواند باعث شود که وضعیت کفایت سرمایه بانک بد و بدتر شود...👇
🔗متن کامل
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3978331
بانکهای پرخطا یا بانکهای پرخطر؟
👤 دکتر حمید قنبری
✍️ در روزهای اخیر مطالبی درخصوص اینکه به فعالیت برخی بانکهای ناسالم (بانکهای ناسالم اصلاحناپذیر) خاتمه داده خواهد شد، از زبان دولتمردان و مقامات نظارتی شنیده شده است. اما سوال مهم این است که مقصود از بانک ناسالم چیست؟ بانکی که خطاهای زیادی داشته و دارد؟ یا بانکی که خطرات زیادی دارد؟
✍️ توجه به این پرسش کلیدی، میتواند در تعیین مصادیق بانکهایی که باید با آنها برخورد نظارتی انجام شود، نقش جدی و تعیینکنندهای داشته باشد و در عین حال، بیتوجهی به این موضوع بسیار مهم میتواند باعث اتخاذ تصمیمات نادرستی شود که نه فقط بانکها بلکه کل جامعه به خاطر آن دچار آسیب خواهد شد.
✍️ در پاسخ میگوییم این بانک پرخطر است که باید از فعالیت منع شود. روشن است که خطاها در بسیاری موارد میتوانند به خطرها منتهی شوند.
✍️ عدم رعایت دستورات و الزامات مقامات نظارتی میتواند باعث شود که وضعیت کفایت سرمایه بانک بد و بدتر شود...👇
🔗متن کامل
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3978331
روزنامه دنیای اقتصاد
بانکهای پرخطا یا بانکهای پرخطر؟
در روزهای اخیر مطالبی درخصوص اینکه به فعالیت برخی بانکهای ناسالم (بانکهای ناسالم اصلاحناپذیر) خاتمه داده خواهد شد، از زبان دولتمردان و مقامات نظارتی شنیده شده است. نفس اینکه نظارت بانکی تقویت شود و مقام نظارتی اختیارات بیشتری داشته باشد و آن اختیارات را…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
مقابله با اثر دومینویی خردهاسترسها
👈 وقتی استرسهای کوچک، مشکلات بزرگ ایجاد میکنند؛
🔸 آیا تا به حال حس کردهاید منشأ استرستان که شما را از پا درآورده، یک مساله بزرگ نیست بلکه چند مساله کوچک است که روی هم تلنبار شدهاند؟ مثل یک مشتری شاکی، همکار بدقول، تماس از طرف مدرسه بچهها، ترافیک غیرمنتظره یا حتی ظرفهای کثیف هماتاقی در سینک.
🔸 کارن دیلن، سردبیر سابق مجله کسبوکار هاروارد و راب کراس، استاد دانشگاه بابسون، اینها را «خرده-استرس» مینامند؛ چیزهای کوچک آزاردهنده که میتوانند به مرور زمان، مثل گوله برفی بزرگ و بزرگتر شوند و بدون آنکه متوجه باشیم در عملکرد، بازدهی و سلامت جسمی و روانی ما اختلال ایجاد کنند.
🔸 کارن و راب که نویسنده کتابی بهنام «تاثیرخردهاسترسها» هستند، اخیرا مهمان نشریه هاروارد بوده و توضیح میدهند که چرا این اتفاق میافتد و چه چارهای برایش میتوان اندیشید...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3978237
👈 وقتی استرسهای کوچک، مشکلات بزرگ ایجاد میکنند؛
🔸 آیا تا به حال حس کردهاید منشأ استرستان که شما را از پا درآورده، یک مساله بزرگ نیست بلکه چند مساله کوچک است که روی هم تلنبار شدهاند؟ مثل یک مشتری شاکی، همکار بدقول، تماس از طرف مدرسه بچهها، ترافیک غیرمنتظره یا حتی ظرفهای کثیف هماتاقی در سینک.
🔸 کارن دیلن، سردبیر سابق مجله کسبوکار هاروارد و راب کراس، استاد دانشگاه بابسون، اینها را «خرده-استرس» مینامند؛ چیزهای کوچک آزاردهنده که میتوانند به مرور زمان، مثل گوله برفی بزرگ و بزرگتر شوند و بدون آنکه متوجه باشیم در عملکرد، بازدهی و سلامت جسمی و روانی ما اختلال ایجاد کنند.
🔸 کارن و راب که نویسنده کتابی بهنام «تاثیرخردهاسترسها» هستند، اخیرا مهمان نشریه هاروارد بوده و توضیح میدهند که چرا این اتفاق میافتد و چه چارهای برایش میتوان اندیشید...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3978237
روزنامه دنیای اقتصاد
مقابله با اثر دومینویی خردهاسترسها
آیا تا به حال حس کردهاید منشأ استرستان که شما را از پا درآورده، یک مساله بزرگ نیست بلکه چند مساله کوچک است که روی هم تلنبار شدهاند؟ مثل یک مشتری شاکی، همکار بدقول، تماس از طرف مدرسه بچهها، ترافیک غیرمنتظره یا حتی ظرفهای کثیف هماتاقی در…
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 این کاغذ پارهها چه به روز ما آورد
▫️موسی غنینژاد یکی از عوامل درجا زدن اقتصاد ایران را تحریمها و تنش در عرصه بین المللی میداند.
▫️این اقتصاددان ضمن نقد رویکرد احمدی نژاد در عرصه سیاست خارجه میگوید چرا یک سیاستمدار باید شعارهای بیهوده در مورد هولوکاست بدهد.
📺 @ecoiran_webtv
▫️موسی غنینژاد یکی از عوامل درجا زدن اقتصاد ایران را تحریمها و تنش در عرصه بین المللی میداند.
▫️این اقتصاددان ضمن نقد رویکرد احمدی نژاد در عرصه سیاست خارجه میگوید چرا یک سیاستمدار باید شعارهای بیهوده در مورد هولوکاست بدهد.
📺 @ecoiran_webtv
پولها به کدام سو می روند؟ آمار جهانی تایید می کند استرالیا و امارات متحده عربی مقصد مهاجرتی بیشترین ثروتمندان جهان طی دو سال گذشته بوده است سنگاپور ، آمریکا ، سوییس ، کانادا ، یونان و فرانسه در رتبه های بعدی هستند سرمایه آهوی باد پاست - جایی می رود که امن باشد - امنیت جانی و مالی تضمین شده باشد - جایی می رود که سبک زندگی چالش بین جامعه و حاکمیت نباشد - جایی می رود که ابتدایی ترین ابزار کار و کسب مثل اینترنت محدود نباشد - جایی می رود که افق آینده ترسیم شده باشد بیچاره کشورهایی که با هزار دردسر و چالش، دسترسی به منابع محدود ارزی خود پیدا کنند و مثل آب خوردن ارز بدست آمده از در خروجی به جای امن فرار کند/#حامد_پاک_طینت
*برق انداختن تایر خودرو با استفاده از کوکاکولا چه درسی برای کارآفرینان دارد؟*
🔴یک محصول یا سرویس اگر برای یک هدف خاص طراحی و ساخته باشد باز هم لزومی ندارد که همه مردم از آن برای آن هدف خاص استفاده کنند. بسیاری از محصولات و راهکارهای موجود توسط بسیاری از مصرف کنندگان و کاربران به روش هایی غیر از آنچه تولید کننده در ذهن داشته بکار گرفته می شود.
🟢کاربران و مشتریان برایشان خیلی مهم نیست که محصول من و شما برای چه هدفی ساخته شده یا اصلا چطوری کار می کند. آنچه برای کاربر مهم است، رفع نیاز و انجام شدن کاری است که دارد. به محض اینکه روشی پیدا کنند که کارشان انجام شود این روش را به صورت پیش فرض می پذیرند و برای همیشه البته تا زمانی که راه حل بهتری پیدا نکرده اند انجام می دهند.
🔵برای مثال خیلی ها امروز از شبکه های پیام رسان مانند تلگرام برای خرید و فروش کالا و خدمات استفاده می کنند در حالیکه امکانات خرید و فروش و پرداخت و … را ندارد و اصلا با این هدف ساخته نشده اند.
🟡یا دکمه فلاشر خودروها با هدف اعلام احتیاط به خودروهای کناری و پشت تر تعبیه شده است اما امروز استفاده های دیگری دارد. برای نمونه در حمل و نقل مقامات و تشریفات و یا وقتی یک سری خودرو دنبال ماشین عروس به راه می افتند.
🟣نمونه های دیگری از این موارد به صورت تاریخی وجود دارد که ماهیت کار و هدف محصولات را دگرگون کرده است:
🟤کلینکس در ابتدا به عنوان یک حوله صورت مخصوص پاک کردن آرایش، تولید، معرفی و تبلیغ شد. اما پس از مدتی تولید کنندگان دیدند مردم دارند از آن به عنوان دستمال دست برای فین کردن استفاده می کنند. در نتیجه از آن به بعد را به عنوان دستمال دست یک بار مصرف تبلیغ کردند و فروش آن چندین برابر شد.
🟠ماینوکسیدیل (minoxidil) در ابتدا نام قرصی بود که برای درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگرفت. اما یکی از عوارض جانبی مصرف این دارو رشد ناخواسته مو بود. این عارضه جانبی محققان را تشویق کرد داروی موضعی ماینوکسیدیل را برای درمان ریزش مو تولید کنند و نتایج تحقیقات نشان دهنده این دارو در درمان ریزش مو اثر دارد و برای رفع مشکل ریزش مو در اختیار افراد قرار گرفته است.
🔵کوکا کولا به عنوان یک نوشیدنی معرف همه است اما بسیاری امروزه از آن برای برق انداختن تایر و لاستیک ماشین هایشان استفاده می کنند.
⚪چرا مردم از محصولات طور دیگری غیر از آن هدفی که برایشان در نظر گرفته شده استفاده می کنند؟
🔴وقتی نیاز یا کاری برای مردم پیش می آید آن ها ابتدا به صورت خودکار سراغ چیزهایی می روند که در دست و بالشان هست، حتی اگر آن چیزها برای آن کار طراحی نشده باشند. همچنین وقتی یک چیزی در انجام کار مورد نظر جواب داد مردم بر استفاده از آن اصرار می ورزند و به آن عادت می کنند حتی اگر استفاده شان از آن اشتباه باشد.
🟡گاهی اوقات هم آنچه که در دسترس مردم هست برای انجام کاری که پیش آمده کافی نیست یا آینکه مردم نمی توانند از آن به طور کامل استفاده کنند. در نتیجه محصولات و راه حل های مختلف را با هم ترکیب می کنند تا بلکه کارشان راه بیافتد.
🟢نکته مهم توجه به این استفاده های غیرمتعارف از محصولات و خدمات است. درک اینکه چرا مردم از یک محصول برای یک کاربرد نامتعارف استفاده می کنند فضای جدیدی را برای نوآوری و خلق محصولات و خدمات جدید بوجود می آورد. فرصتی که کارآفرینان، مدیران محصول و بازاریاب ها با بررسی عمیق تر نحوه استفاده مشتریان از محصول نباید آن را از دست بدهند.
✍راهنامه مدیر
🔴یک محصول یا سرویس اگر برای یک هدف خاص طراحی و ساخته باشد باز هم لزومی ندارد که همه مردم از آن برای آن هدف خاص استفاده کنند. بسیاری از محصولات و راهکارهای موجود توسط بسیاری از مصرف کنندگان و کاربران به روش هایی غیر از آنچه تولید کننده در ذهن داشته بکار گرفته می شود.
🟢کاربران و مشتریان برایشان خیلی مهم نیست که محصول من و شما برای چه هدفی ساخته شده یا اصلا چطوری کار می کند. آنچه برای کاربر مهم است، رفع نیاز و انجام شدن کاری است که دارد. به محض اینکه روشی پیدا کنند که کارشان انجام شود این روش را به صورت پیش فرض می پذیرند و برای همیشه البته تا زمانی که راه حل بهتری پیدا نکرده اند انجام می دهند.
🔵برای مثال خیلی ها امروز از شبکه های پیام رسان مانند تلگرام برای خرید و فروش کالا و خدمات استفاده می کنند در حالیکه امکانات خرید و فروش و پرداخت و … را ندارد و اصلا با این هدف ساخته نشده اند.
🟡یا دکمه فلاشر خودروها با هدف اعلام احتیاط به خودروهای کناری و پشت تر تعبیه شده است اما امروز استفاده های دیگری دارد. برای نمونه در حمل و نقل مقامات و تشریفات و یا وقتی یک سری خودرو دنبال ماشین عروس به راه می افتند.
🟣نمونه های دیگری از این موارد به صورت تاریخی وجود دارد که ماهیت کار و هدف محصولات را دگرگون کرده است:
🟤کلینکس در ابتدا به عنوان یک حوله صورت مخصوص پاک کردن آرایش، تولید، معرفی و تبلیغ شد. اما پس از مدتی تولید کنندگان دیدند مردم دارند از آن به عنوان دستمال دست برای فین کردن استفاده می کنند. در نتیجه از آن به بعد را به عنوان دستمال دست یک بار مصرف تبلیغ کردند و فروش آن چندین برابر شد.
🟠ماینوکسیدیل (minoxidil) در ابتدا نام قرصی بود که برای درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگرفت. اما یکی از عوارض جانبی مصرف این دارو رشد ناخواسته مو بود. این عارضه جانبی محققان را تشویق کرد داروی موضعی ماینوکسیدیل را برای درمان ریزش مو تولید کنند و نتایج تحقیقات نشان دهنده این دارو در درمان ریزش مو اثر دارد و برای رفع مشکل ریزش مو در اختیار افراد قرار گرفته است.
🔵کوکا کولا به عنوان یک نوشیدنی معرف همه است اما بسیاری امروزه از آن برای برق انداختن تایر و لاستیک ماشین هایشان استفاده می کنند.
⚪چرا مردم از محصولات طور دیگری غیر از آن هدفی که برایشان در نظر گرفته شده استفاده می کنند؟
🔴وقتی نیاز یا کاری برای مردم پیش می آید آن ها ابتدا به صورت خودکار سراغ چیزهایی می روند که در دست و بالشان هست، حتی اگر آن چیزها برای آن کار طراحی نشده باشند. همچنین وقتی یک چیزی در انجام کار مورد نظر جواب داد مردم بر استفاده از آن اصرار می ورزند و به آن عادت می کنند حتی اگر استفاده شان از آن اشتباه باشد.
🟡گاهی اوقات هم آنچه که در دسترس مردم هست برای انجام کاری که پیش آمده کافی نیست یا آینکه مردم نمی توانند از آن به طور کامل استفاده کنند. در نتیجه محصولات و راه حل های مختلف را با هم ترکیب می کنند تا بلکه کارشان راه بیافتد.
🟢نکته مهم توجه به این استفاده های غیرمتعارف از محصولات و خدمات است. درک اینکه چرا مردم از یک محصول برای یک کاربرد نامتعارف استفاده می کنند فضای جدیدی را برای نوآوری و خلق محصولات و خدمات جدید بوجود می آورد. فرصتی که کارآفرینان، مدیران محصول و بازاریاب ها با بررسی عمیق تر نحوه استفاده مشتریان از محصول نباید آن را از دست بدهند.
✍راهنامه مدیر
شورشی ها، پیتزا سرو می کنند!
🔸آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستورانهای شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستورانها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقههای گردشگری است. این رستورانها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فستفودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی میکنند.
🔸پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکتهای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر میرسد پسربچهها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بیمعطلی گفت: پیتزا!
🔸خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابلتصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچهها هیچگاه حرکت متفاوت و محبتآمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
🔸فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.
🔸ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف میکند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما میآورند.
🔸نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را میتوانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها میتوانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفهاش بود، آن کاری را که میتوانست انجام دهد، انجام داد!
◀️ معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود میکند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنتها.
هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار میتوان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنتها و قواعد میگویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجرههای جدیدی پیش روی ما باز میشود.
بازنشراز Iran_ims
🔸آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستورانهای شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستورانها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقههای گردشگری است. این رستورانها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فستفودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی میکنند.
🔸پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکتهای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر میرسد پسربچهها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بیمعطلی گفت: پیتزا!
🔸خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابلتصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچهها هیچگاه حرکت متفاوت و محبتآمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
🔸فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.
🔸ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف میکند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما میآورند.
🔸نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را میتوانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها میتوانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفهاش بود، آن کاری را که میتوانست انجام دهد، انجام داد!
◀️ معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود میکند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنتها.
هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار میتوان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنتها و قواعد میگویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجرههای جدیدی پیش روی ما باز میشود.
بازنشراز Iran_ims
✳️ استخدام به سبک "سیلیکونولی"
✅ مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
🟢اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔵اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟
🟡این نکات را در نظر داشته باشید:
*متکی به دادهها باشید.*
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
*تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید.*
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
*پتانسیلها را بسنجید.*
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
*نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید.*
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
*چندجانبه ارزیابی کنید.*
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
*هوش هیجانی را فراموش نکنید.*
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
*هرگز ایرادهای کاراکتری[شخصیتی] را نادیده نگیرید.*
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
از: مدیریت منابع انسانی/راهنامه مدیر
✅ مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
🟢اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔵اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟
🟡این نکات را در نظر داشته باشید:
*متکی به دادهها باشید.*
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
*تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید.*
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
*پتانسیلها را بسنجید.*
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
*نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید.*
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
*چندجانبه ارزیابی کنید.*
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
*هوش هیجانی را فراموش نکنید.*
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
*هرگز ایرادهای کاراکتری[شخصیتی] را نادیده نگیرید.*
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
از: مدیریت منابع انسانی/راهنامه مدیر
👍1
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️من اگر معلم انشا بودم ....
مجتبی لشکربلوکی
نمی دانم این روزها در مدارس ما وضعیت درس و امتحان انشا چگونه است؟ اما زمان ما که افتضاح بود. سال های سال انشا نوشتیم دریغ از اینکه بدانیم هدف چیست؟ دریغ از اینکه طریقه درست فکر کردن، نوشتن، بیان مساله، مقدمه چینی، نتیجه گیری را به ما بیاموزند. دریغ از یک بازخورد درست! دریغ از اینکه به صورت یک جدول بگویند که بر اساس این ده مولفه امتیاز تو چنین بوده است.
من اگر بخواهم سطح سواد واقعی یک نظام آموزشی را فقط و فقط بر اساس یک آزمون بسنجم بر اساس آزمون انشا می سنجم.
چرا؟
چون دقیقا در انشا است که می توان فهمید که آیا دانش آموزی که سال هاست به او فرمول های ریاضی خورانده ایم و چپانده ایم آیا سواد محاسباتی پیدا کرده و اهل حساب شده یا اینکه فقط فرمول و تابع حفظ کرده؟ آیا می تواند حساب و کتاب کند و گزینه ای را بر گزینه ای دیگر ترجیح بدهد؟ آیا در متن انشایش از تحلیل آماری، در نظر گرفتن احتمالات، تصاعد حسابی و هندسی و ارزش زمانی پول نشانه ای وجود دارد یا نه؟
از متن انشا می توان مطمئن شد که دانش آموز ما در اثر گذراندن دروس علوم (فیزیک و شیمی و زیست) توانسته نگاهی علمی- تجربی مبتنی بر واقعیت ها به جهان هستی داشته باشد یا نه؟ آیا آزمایش گری، ابطال پذیری و جستجوی حقیقت در متن او موج می زند یا اینکه مبتنی بر باورهای رایج، خرافات و اندیشه های آزمون نشده است؟
من از انشا می توانم بفهمم که آیا دانش آموز در ادبیات فقط دستور زبان یاد گرفته یا اینکه می تواند منظورش را به شیوایی بیان کند؟ آیا این همه شعر و غزل و دوبیتی که حفظ کرده، قدرت بیان و تبیین او را افزوده است؟
من از انشا می توانم بفهمم که .... دیگر ادامه نمی دهم فکر می کنم ایده اصلی پشت حرف من را گرفته اید. تمام دروس دیگر در انشا باید خودش را نشان دهد وگرنه اطلاعات و داده وارد مغزها کرده ایم اما دانش و فرهیختگی تحویل نگرفته ایم. به همین خاطر است که آزمون GRE که مبنای پذیرش دانشگاه های آمریکاست، یکی از مهم ترین بخش هایش نگارش تحلیلی است.
(یادآوری: ظاهرا انشا بدون همزه درست تر از انشاء است. البته هر دو مقبول است).
☑️⭕️تجویز راهبردی
اگر معلم انشا بودم:
1- بیش از آنکه روی محتوای اندیشه تمرکز کنم. روی بیان اندیشه (شیوه انتقال اندیشه، سازماندهی، مقدمه چینی، ساختار منطقی نوشتن) و مهم تر از آن روی تبیین اندیشه (یعنی شیوه اندیشیدن، چگونگی استدلال آوری، کفایت شواهد و مدارک پشت هر ایده) تاکید می کردم.
2- بیست درصد از زنگ انشا را به تدریس تفکر انتقادی (موشکافانه Critical Thinking) و آموزش مغالطه ها تخصیص می دادم. دانش آموزی که مدام مطلب بنویسد اما نداند که چگونه باید موشکافانه به امور نگاه کند از کجا باید بهتر شود و ارتقا پیدا کند؟
3- دانش آموزان را تشویق می کردم که انشا (اندیشه) هم کلاسی هایشان را خوب گوش کنند و جلسه بعدی انشای او را نقد کنند. موضوع انشا جلسه بعدی: نقد انشا آرمین است! در یک گام بالاتر مسابقاتی مانند National Speech and Debate Tournament توی مدرسه هم راه می انداختم تا تیمها له یا علیه یک ایده سخنرانی کنند.
4- دانش آموزان را تشویق می کردم که انشا دسته جمعی بنویسند و از آن به صورت جمعی دفاع کنند.
5- موضوعاتی را به عنوان موضوع انشا انتخاب می کردم که درد روزگار ماست:
مثلا:
◽️اگر یک استاندار فکر کند که همه شهروندان حرف و خواسته اشتباه دارند چه باید بکند؟ به عقیده خودش عمل کند و برای همه مردم تصمیم بگیرد یا اینکه به عقیده مردم احترام بگذارد؟
◽️چون همه دروغ می گویند، یا چون همه دزدی می کنند، پس من هم دروغ می گویم و می دزدم! این جمله را نقد کنید!
◽️سعدی گفته: «تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز» این جمله برای ایران امروز ما چه معنی ای دارد؟
◽️فکر می کنید چرا با داشتن رتبه اول مجموع ذخایر گاز و نفت در جهان، هنوز یک کشور پیشرفته نیستیم؟
◽️آیا فکر می کنید بدون این که جامعه عوض شود و ما همین مردم باشیم، می توان به یک کشور پیشرفته تبدیل شد؟
◽️فکر می کنید نسل ما چه اشتباهاتی کرده که نسل شما نباید انجام دهد؟
◽️نسل ما چه کارهایی نکرده است که نسل شما باید آن را انجام دهد؟
◽️فکر می کنید نسل ما چه خطایی کرد و کجا به خطا رفتیم که کار ما به این جا کشید؟
◽️فرض کنید تا صد سال دیگر، همین دولت با همین سطح از توانمندی باشد و کیفیت اداره کشور تغییر نکند، من و شما به عنوان شهروند چه می توانیم بکنیم که اوضاع بهتر شود؟
◽️با توجه به ظرفیت های کشور و تصویری که از آینده دارید باید در چه حوزه هایی، مهارت هایی، رشته هایی، صنایعی سرمایه گذاری کرد، چرا؟
انشا مهم ترین درس و مهم ترین زنگ است. انشا سرآغاز دوباره اندیشیدن است. زنگ انشا، زنگ توسعه است.
@Dr_Lashkarbolouki
دسترسی به تمام جستارها، محتواها و کتاب های رایگان
YeK.link/Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
نمی دانم این روزها در مدارس ما وضعیت درس و امتحان انشا چگونه است؟ اما زمان ما که افتضاح بود. سال های سال انشا نوشتیم دریغ از اینکه بدانیم هدف چیست؟ دریغ از اینکه طریقه درست فکر کردن، نوشتن، بیان مساله، مقدمه چینی، نتیجه گیری را به ما بیاموزند. دریغ از یک بازخورد درست! دریغ از اینکه به صورت یک جدول بگویند که بر اساس این ده مولفه امتیاز تو چنین بوده است.
من اگر بخواهم سطح سواد واقعی یک نظام آموزشی را فقط و فقط بر اساس یک آزمون بسنجم بر اساس آزمون انشا می سنجم.
چرا؟
چون دقیقا در انشا است که می توان فهمید که آیا دانش آموزی که سال هاست به او فرمول های ریاضی خورانده ایم و چپانده ایم آیا سواد محاسباتی پیدا کرده و اهل حساب شده یا اینکه فقط فرمول و تابع حفظ کرده؟ آیا می تواند حساب و کتاب کند و گزینه ای را بر گزینه ای دیگر ترجیح بدهد؟ آیا در متن انشایش از تحلیل آماری، در نظر گرفتن احتمالات، تصاعد حسابی و هندسی و ارزش زمانی پول نشانه ای وجود دارد یا نه؟
از متن انشا می توان مطمئن شد که دانش آموز ما در اثر گذراندن دروس علوم (فیزیک و شیمی و زیست) توانسته نگاهی علمی- تجربی مبتنی بر واقعیت ها به جهان هستی داشته باشد یا نه؟ آیا آزمایش گری، ابطال پذیری و جستجوی حقیقت در متن او موج می زند یا اینکه مبتنی بر باورهای رایج، خرافات و اندیشه های آزمون نشده است؟
من از انشا می توانم بفهمم که آیا دانش آموز در ادبیات فقط دستور زبان یاد گرفته یا اینکه می تواند منظورش را به شیوایی بیان کند؟ آیا این همه شعر و غزل و دوبیتی که حفظ کرده، قدرت بیان و تبیین او را افزوده است؟
من از انشا می توانم بفهمم که .... دیگر ادامه نمی دهم فکر می کنم ایده اصلی پشت حرف من را گرفته اید. تمام دروس دیگر در انشا باید خودش را نشان دهد وگرنه اطلاعات و داده وارد مغزها کرده ایم اما دانش و فرهیختگی تحویل نگرفته ایم. به همین خاطر است که آزمون GRE که مبنای پذیرش دانشگاه های آمریکاست، یکی از مهم ترین بخش هایش نگارش تحلیلی است.
(یادآوری: ظاهرا انشا بدون همزه درست تر از انشاء است. البته هر دو مقبول است).
☑️⭕️تجویز راهبردی
اگر معلم انشا بودم:
1- بیش از آنکه روی محتوای اندیشه تمرکز کنم. روی بیان اندیشه (شیوه انتقال اندیشه، سازماندهی، مقدمه چینی، ساختار منطقی نوشتن) و مهم تر از آن روی تبیین اندیشه (یعنی شیوه اندیشیدن، چگونگی استدلال آوری، کفایت شواهد و مدارک پشت هر ایده) تاکید می کردم.
2- بیست درصد از زنگ انشا را به تدریس تفکر انتقادی (موشکافانه Critical Thinking) و آموزش مغالطه ها تخصیص می دادم. دانش آموزی که مدام مطلب بنویسد اما نداند که چگونه باید موشکافانه به امور نگاه کند از کجا باید بهتر شود و ارتقا پیدا کند؟
3- دانش آموزان را تشویق می کردم که انشا (اندیشه) هم کلاسی هایشان را خوب گوش کنند و جلسه بعدی انشای او را نقد کنند. موضوع انشا جلسه بعدی: نقد انشا آرمین است! در یک گام بالاتر مسابقاتی مانند National Speech and Debate Tournament توی مدرسه هم راه می انداختم تا تیمها له یا علیه یک ایده سخنرانی کنند.
4- دانش آموزان را تشویق می کردم که انشا دسته جمعی بنویسند و از آن به صورت جمعی دفاع کنند.
5- موضوعاتی را به عنوان موضوع انشا انتخاب می کردم که درد روزگار ماست:
مثلا:
◽️اگر یک استاندار فکر کند که همه شهروندان حرف و خواسته اشتباه دارند چه باید بکند؟ به عقیده خودش عمل کند و برای همه مردم تصمیم بگیرد یا اینکه به عقیده مردم احترام بگذارد؟
◽️چون همه دروغ می گویند، یا چون همه دزدی می کنند، پس من هم دروغ می گویم و می دزدم! این جمله را نقد کنید!
◽️سعدی گفته: «تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز» این جمله برای ایران امروز ما چه معنی ای دارد؟
◽️فکر می کنید چرا با داشتن رتبه اول مجموع ذخایر گاز و نفت در جهان، هنوز یک کشور پیشرفته نیستیم؟
◽️آیا فکر می کنید بدون این که جامعه عوض شود و ما همین مردم باشیم، می توان به یک کشور پیشرفته تبدیل شد؟
◽️فکر می کنید نسل ما چه اشتباهاتی کرده که نسل شما نباید انجام دهد؟
◽️نسل ما چه کارهایی نکرده است که نسل شما باید آن را انجام دهد؟
◽️فکر می کنید نسل ما چه خطایی کرد و کجا به خطا رفتیم که کار ما به این جا کشید؟
◽️فرض کنید تا صد سال دیگر، همین دولت با همین سطح از توانمندی باشد و کیفیت اداره کشور تغییر نکند، من و شما به عنوان شهروند چه می توانیم بکنیم که اوضاع بهتر شود؟
◽️با توجه به ظرفیت های کشور و تصویری که از آینده دارید باید در چه حوزه هایی، مهارت هایی، رشته هایی، صنایعی سرمایه گذاری کرد، چرا؟
انشا مهم ترین درس و مهم ترین زنگ است. انشا سرآغاز دوباره اندیشیدن است. زنگ انشا، زنگ توسعه است.
@Dr_Lashkarbolouki
دسترسی به تمام جستارها، محتواها و کتاب های رایگان
YeK.link/Lashkarbolouki
👍2
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بلایی که مجمع تشخیص بر سر افایتیاف آورد
▫️موسی غنینژاد ضمن اشاره به اهمیت افایتیاف از رویکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به آن انتقاد میکند.
▫️این اقتصاددان معتقد است در نبود افایتیاف ما از نظام بانکی جهانی محروم شدیم که برای عمده صادرات ما مسئله ساز شده است.
برنامه کامل را از سایت اکو ایران ببینید
برنامه کامل را از یوتیوب ببینید
📺 @ecoiran_webtv
▫️موسی غنینژاد ضمن اشاره به اهمیت افایتیاف از رویکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به آن انتقاد میکند.
▫️این اقتصاددان معتقد است در نبود افایتیاف ما از نظام بانکی جهانی محروم شدیم که برای عمده صادرات ما مسئله ساز شده است.
برنامه کامل را از سایت اکو ایران ببینید
برنامه کامل را از یوتیوب ببینید
📺 @ecoiran_webtv
✳️ در مذاکرات خشمگین شویم یا خیر؟
✅ دیوید گلدویچ در کتاب «مذاکره برد-برد» مینویسد: بسیاری از مردم خشم را همچون دیوی میپندارند که در موقعیتهای پرتنش به ناگاه ظاهر میشود و ما را به سمت ترس، انتقام و یا تنبیه سوق میدهد. به همین دلیل، کنترل خشم، بسیار سختتر از بقیه احساسات است.
🔵با این حال، بروز خشم همیشه بد نیست و گاهی اوقات کاری منطقی و درست است، اگر بتوانیم خشممان را کنترل شده و از روی عمد بروز بدهیم. در فضای مذاکره میتوانیم از خشم در مواقع زیر کمک بگیریم:
۱. بیشتر مذاکرهکنندگان از خشم برای ایجاد ترس در طرف مقابل استفاده میکنند تا بتوانند تا حدی بر او مسلط شوند.
۲. بعضی وقتها هم از خشم برای اثبات درست بودن نظراتمان و نشان دادن میزان قدرت و تسلطمان استفاده میکنیم.
۳. به طور کلی خشم یک نوع ابزار دفاعی است. بنابراین وقتی در مذاکره خشمگین میشویم، باید این سوال را از خودمان بپرسیم که میخواهیم از خودمان در برابر چه چیزی دفاع کنیم؟ چه تهدیدی در برابرمان قرار گرفته است که باید با استفاده از خشم آن را خنثی کنیم؟
۴. میتوانیم از خشم برای سنجش میزان قدرت و نیاز طرف مقابل به مذاکره هم استفاده کنیم. به بیان دیگر، میتوانیم خشممان را بروز بدهیم و واکنش طرف مقابل را بسنجیم. اگر واکنش تندی نشان نداد میتوانیم نتیجه بگیریم که احتمالا به مذاکره نیاز دارد.
۵. بعضی وقتها از خشم برای کنترل اشتهای سیری ناپذیر طرف مقابل برای گرفتن امتیازهای بیشتر استفاده میکنیم و با بروز خشم به او پیغام میدهیم که قرار نیست سرمان کلاه برود.
۶. اگر احساس کنیم طرف مقابل تصور میکند در موضع ضعف قرار داریم، میتوانیم با بروز خشممان به او نشان بدهیم که اتفاقا برعکس در موضع قدرت قرار داریم.
۷. گاهی اوقات میتوانیم از خشم برای به هم زدن تمرکز طرف مقابلمان و خشمگین کردن او استفاده کنیم تا وقتی از خشمگین شدن خود پشیمان شد، از او امتیاز بگیریم./راهنامه مدیر
✅ دیوید گلدویچ در کتاب «مذاکره برد-برد» مینویسد: بسیاری از مردم خشم را همچون دیوی میپندارند که در موقعیتهای پرتنش به ناگاه ظاهر میشود و ما را به سمت ترس، انتقام و یا تنبیه سوق میدهد. به همین دلیل، کنترل خشم، بسیار سختتر از بقیه احساسات است.
🔵با این حال، بروز خشم همیشه بد نیست و گاهی اوقات کاری منطقی و درست است، اگر بتوانیم خشممان را کنترل شده و از روی عمد بروز بدهیم. در فضای مذاکره میتوانیم از خشم در مواقع زیر کمک بگیریم:
۱. بیشتر مذاکرهکنندگان از خشم برای ایجاد ترس در طرف مقابل استفاده میکنند تا بتوانند تا حدی بر او مسلط شوند.
۲. بعضی وقتها هم از خشم برای اثبات درست بودن نظراتمان و نشان دادن میزان قدرت و تسلطمان استفاده میکنیم.
۳. به طور کلی خشم یک نوع ابزار دفاعی است. بنابراین وقتی در مذاکره خشمگین میشویم، باید این سوال را از خودمان بپرسیم که میخواهیم از خودمان در برابر چه چیزی دفاع کنیم؟ چه تهدیدی در برابرمان قرار گرفته است که باید با استفاده از خشم آن را خنثی کنیم؟
۴. میتوانیم از خشم برای سنجش میزان قدرت و نیاز طرف مقابل به مذاکره هم استفاده کنیم. به بیان دیگر، میتوانیم خشممان را بروز بدهیم و واکنش طرف مقابل را بسنجیم. اگر واکنش تندی نشان نداد میتوانیم نتیجه بگیریم که احتمالا به مذاکره نیاز دارد.
۵. بعضی وقتها از خشم برای کنترل اشتهای سیری ناپذیر طرف مقابل برای گرفتن امتیازهای بیشتر استفاده میکنیم و با بروز خشم به او پیغام میدهیم که قرار نیست سرمان کلاه برود.
۶. اگر احساس کنیم طرف مقابل تصور میکند در موضع ضعف قرار داریم، میتوانیم با بروز خشممان به او نشان بدهیم که اتفاقا برعکس در موضع قدرت قرار داریم.
۷. گاهی اوقات میتوانیم از خشم برای به هم زدن تمرکز طرف مقابلمان و خشمگین کردن او استفاده کنیم تا وقتی از خشمگین شدن خود پشیمان شد، از او امتیاز بگیریم./راهنامه مدیر
💢یکی از کهن الگوهای یونگ،پرسونا یا نقاب است.نقاب آن تصویری است که دوست داریم به دیگران نشان دهیم .آنجور که دوست داریم دیگران درباره ی ما قضاوت کنند.
همان تصویری که مایلیم از ما در ذهنشان بماند.
نقاب را همه دارند و این لازمه زندگی اجتماعی است اما مشکل آنجاست که ما نقاب را با حقیقت خود اشتباه بگیریم.
فکر کنیم نقابی که به چهره زده ایم حقیقت وجودی ماست.
بدترین و مخرب ترین نقابی که ممکن است باورش کنیم،نقاب دانایی است،
تقریبا همگی هم مبتلایش هستیم تک و توک آدمی یافت می شودکه بداند نمی داند.
کسی مثل سقراط جرات زل زدن به نادانی اش را داشته باشد.
نادرند آدم هایی که این شجاعت را داشته باشند.
📗جهل مرکب
👤سقراط
همان تصویری که مایلیم از ما در ذهنشان بماند.
نقاب را همه دارند و این لازمه زندگی اجتماعی است اما مشکل آنجاست که ما نقاب را با حقیقت خود اشتباه بگیریم.
فکر کنیم نقابی که به چهره زده ایم حقیقت وجودی ماست.
بدترین و مخرب ترین نقابی که ممکن است باورش کنیم،نقاب دانایی است،
تقریبا همگی هم مبتلایش هستیم تک و توک آدمی یافت می شودکه بداند نمی داند.
کسی مثل سقراط جرات زل زدن به نادانی اش را داشته باشد.
نادرند آدم هایی که این شجاعت را داشته باشند.
📗جهل مرکب
👤سقراط
کارشناسان از ۱۰ نوآوری بزرگ خبر می دهند که موجب تحول در روند درمان بیماری ها و نجات جان انسان ها خواهد شد. مجله نیوزویک» در شماره ۲۳ ژوئن در این باره نوشته است:
گرچه درمان و داروها ریشه در علم دارند اما توسعه آنها هرگز به طور کامل تحت تاثیر علم نبوده است جسم و ذهن انسان به قدری پیچیده است که پیشرفت در روند درمان و ساخت دارو بیش از پیش به فناوری وابسته شده است.
به عنوان مثال بررسی نقاشی های حاصل از مشاهدات نزدیک لئوناردو داوینچی به پزشکان درک بهتری از آناتومی انسان داد یا این که کشف اشعه ایکس امکان مشاهده ساختار مولکول DNA را برای دانشمندان فراهم کرد.
به تازگی هم پیشرفت و توسعه هوش مصنوعی دریچه های تازه ای به روی دانشمندان حوزه دارو و درمان گشوده است. در حال حاضر ما با مجموعه ای از توآوری ها در حوزه ساخت دارو جمع آوری داده های خانوادگی( برای شناسایی و رهگیری بیماری ها)، ارائه اپلیکیشن های مشاوره درمانی تولید ارزان تر داروها و واکسن ها روبه رو هستیم که قرار است چهره صنعت دارو و درمان را دگرگون کنند. https://t.me/ExecutiveManagement
گرچه درمان و داروها ریشه در علم دارند اما توسعه آنها هرگز به طور کامل تحت تاثیر علم نبوده است جسم و ذهن انسان به قدری پیچیده است که پیشرفت در روند درمان و ساخت دارو بیش از پیش به فناوری وابسته شده است.
به عنوان مثال بررسی نقاشی های حاصل از مشاهدات نزدیک لئوناردو داوینچی به پزشکان درک بهتری از آناتومی انسان داد یا این که کشف اشعه ایکس امکان مشاهده ساختار مولکول DNA را برای دانشمندان فراهم کرد.
به تازگی هم پیشرفت و توسعه هوش مصنوعی دریچه های تازه ای به روی دانشمندان حوزه دارو و درمان گشوده است. در حال حاضر ما با مجموعه ای از توآوری ها در حوزه ساخت دارو جمع آوری داده های خانوادگی( برای شناسایی و رهگیری بیماری ها)، ارائه اپلیکیشن های مشاوره درمانی تولید ارزان تر داروها و واکسن ها روبه رو هستیم که قرار است چهره صنعت دارو و درمان را دگرگون کنند. https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
تازه ترین جنون و شیدایی سیلیکون ولی»، انقلاب هوش مصنوعی است که چهره جهان را تغییر خواهد داد. اما آیا هوش مصنوعی قادر به نجات سیلیکون ولی خواهد بود؟ مجله "بیزنس ویک" در شماره ۱۹ ژوئن ویژه آسیا در این باره نوشته است: اواخر ماه می، ۳۰۰ کارآفرین سرمایه گذار ریسک پذیر و روزنامه نگار در باشگاه اجتماعیShack15 واقع در ساختمان «فری» شهر سانفرانسیسکو گرد هم آمدند تا درباره آینده روشن هوش مصنوعی گفت و گو کنند. به گفته یکی حاضران در گردهمایی در حالی که همه از مرگ سانفرانسیسکو سخن می گویند و آن را ترک می کنند ما شاهد اتفاقی مهم و تغییری بزرگ هستیم. بانک جی پی مورگان چیس پیش بینی کرده است در سال جاری ۴۵ درصد از رشد شاخص اس اندپی ۵۰۰ مربوط به هیجان حاصل از فعالیت های هوش مصنوعی خواهد بود. در راستای توسعه صنعت هوش مصنوعی شرکت مایکروسافت در ماه ژانویه مبلغ ۱۰ میلیارد دلار به عنوان سرمایه گذاری در اختیار استارتاپ های حوزه هوش مصنوعی قرار داد مجموعه تحولات نشانگر آن است که صنعت هوش مصنوعی تا چند سال آینده بارشد چشمگیری روبه رو خواهد شد.
✳️ داستانک مديریتی
یکی از دوستان می گفت ﭘﺪﺭ بزرگ ﺧﺪﺍﺑﯿﺎﻣﺮﺯ ﻣﻦ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺐﻫﺎ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﺩ، ﻣﯽﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﯼ ﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﺒﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ.
ﺍﻭ ﺣﺮﯾﺺ ﻧﺒﻮﺩ.ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺝﻣﯽﮐﺮﺩ.ﺍﻣﺎ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻗﺪﻡﺁﺧﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﻣﯽﺩﺍﺭﯼ.
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺍﻭ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ خسته می ﺷﻮﻡ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ او، ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﻡ.ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ ﭘﺪﺭ بزرگم ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽﮔﻔﺖ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺁﺧﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﯾﺎ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﯾﺎﻣﺴﺨﺮﻩﺑﯿﺎﯾﺪﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ.ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻮﺩ.اﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺍﺑﺮ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﻣﻪ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﻓﻠﮏ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ،ﺣﺮﻓﯽ ﺭﺍﺑﺸﻨﻮﯼ ﻭ ﺍﺯغفلت ﺑﺮﺧﯿﺰﯼ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ :
ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ…ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ که کار می کنم ﻭ ﺧﺴﺘﻪ می شوم وﻣﯽﮔویم : ﺑﺎشد .ﻓﻘﻂ ﯾﮏ دقیقه بیشتر کار می کنم.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩﻡﻣﯽﺳﻮﺯﻧﺪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ : ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﺍﮔﺮﺍﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ: ﯾﮏ قدم ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﻄﻔﯽﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ : ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ «ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ»ﻗﺎﻧﻮﻥﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﻢ ، ﯾﮏ بار دیگر تلاش می کنم .
ﭘﺪر بزرگم ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﻪ ﺟﺴﻤﺖ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ، نه تو
یکی از دوستان می گفت ﭘﺪﺭ بزرگ ﺧﺪﺍﺑﯿﺎﻣﺮﺯ ﻣﻦ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺐﻫﺎ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﺩ، ﻣﯽﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﯼ ﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﺒﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ.
ﺍﻭ ﺣﺮﯾﺺ ﻧﺒﻮﺩ.ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺝﻣﯽﮐﺮﺩ.ﺍﻣﺎ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻗﺪﻡﺁﺧﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﻣﯽﺩﺍﺭﯼ.
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺍﻭ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ خسته می ﺷﻮﻡ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ او، ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﻡ.ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ ﭘﺪﺭ بزرگم ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽﮔﻔﺖ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺁﺧﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﯾﺎ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﯾﺎﻣﺴﺨﺮﻩﺑﯿﺎﯾﺪﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ.ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻮﺩ.اﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺍﺑﺮ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﻣﻪ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﻓﻠﮏ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ،ﺣﺮﻓﯽ ﺭﺍﺑﺸﻨﻮﯼ ﻭ ﺍﺯغفلت ﺑﺮﺧﯿﺰﯼ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ :
ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ…ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ که کار می کنم ﻭ ﺧﺴﺘﻪ می شوم وﻣﯽﮔویم : ﺑﺎشد .ﻓﻘﻂ ﯾﮏ دقیقه بیشتر کار می کنم.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩﻡﻣﯽﺳﻮﺯﻧﺪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ : ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﺍﮔﺮﺍﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ: ﯾﮏ قدم ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﻄﻔﯽﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ : ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ «ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ»ﻗﺎﻧﻮﻥﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﻢ ، ﯾﮏ بار دیگر تلاش می کنم .
ﭘﺪر بزرگم ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﻪ ﺟﺴﻤﺖ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ، نه تو