ارزش بازار ۳۱ شرکت بزرگ دنیا را ببینید، بعد آن را با سایر اقتصاد خودمان مقایسه کنید و بعد ببینید کدام اقتصاد روبه افول است! تولید ناخالص ایران : ۳۵۹ میلیارد دلار (۲۰۲۱) با گنده و بزرگ صحبت کردن اقتصاد رشد نمیکند با سرمایه گذاری، امنیت سرمایه گذاری و اولویت بودن اقتصاد میتوان امیدوار بود که فعلا نیست ؟!
👍2
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ حرفگوشکن نباشید!
🔹تا حالا چقدر برایتان اتفاق افتاده که در یک جلسه کاری نظرتان خلاف نظر ریاست بوده است، ولی به دلایل نامعلومی از حرف رئیس حمایت کردید؟ اگر این اتفاق برای شما رخ داده جای نگرانی نیست. این یک پدیده معمول در دنیاست که به «سوگیری اتوریته» معروف میباشد. این سوگیری مانع از تصمیمگیری مستقل در افراد شده و باعث میشود تا آنها بدون چون و چرا حرفهای فرد بالاتر از خودشان را قبول کنند.
◀️ سوگیری اتوریته چیست؟
سوگیری اتوریته یعنی ما طوری از افرادی مثل رئیس، خانواده و … حرفشنوی داشته باشیم که حاضر باشیم در انجام یک کار یا گرفتن یک تصمیم، نظر آنها را به جای نظر خودمان قبول کنیم و نتوانیم در مقابل آنها مقاومت کنیم. چه این نظر درست باشد چه غلط، ما آن را انجام خواهیم داد. این سوگیری محدود به اتفاقات بزرگ نیست و تقریباً همه ما در زمانهای مختلف آن را تجربه کردیم.
🔸برای مثال: حتماً اکثر ما در اتاقهای فکری بودیم و روی یک موضوع اجماع نظر کردیم؛ ولی در نهایت نظر بنیانگذار یا مدیرعامل برای موضوع در نظر گرفته شده است؛ در زندگی تصمیم داشتیم رشته تحصیلی مورد علاقه خودمان را بخوانیم، اما به خاطر نظرات خانواده از آرزوهایمان فاصله گرفتیم؛ حتماً شده در شبکههای اجتماعی تحتتأثیر تبلیغ یک فرد معروف یا اینفلوئنسر خریدی را انجام داده باشیم.
🔸این مثالها به ما چند چیز را نشان میهد:
▪️اتوریته در زندگی همه وجود داشته و با نقشهای مختلف مثل رئیس یا پدر و مادر یا …، تصمیمات ما را تغییر میدهد.
▪️این سوگیری باعث میشود گاهی با پیروی غلط، مسیر یک کسبوکار و یا زندگی افراد رو به نابودی برود.
▪️این سوگیری مثل یک ویروس در بلندمدت قدرت تصمیمگیری و استقلال فکری را از افراد خواهد گرفت.
◀️ چگونه از پس سوگیری اتوریته بربیاییم؟
هرچه بتوانید اعتبار مقام بالاتر خود را در ذهنتان منطقیتر کنید و آن را در صورت لزوم کاهش دهید، میتوانید در صورت لزوم نظر او را اعمال نکنید. در چنین شرایطی از خودتان بپرسید که آیا مقامهای بالاتر از شما هم محدودیتهایی در تصمیمگیری دارند؟ اگر این چنین است، ممکن است آنها هم اشتباه کنند. پس خودتان را متقاعد کنید تا تصمیم صحیح را بگیرید.
▪️سعی کنید همیشه با دلیل، مدرک و آمار صحیح تصمیم بگیرید تا در صورت چالش با مقامات بالاتر بتوانید با دلایل محکم از نظر خود دفاع کرده و آنها را متقاعد کنید.
▪️قبل از پذیرفتن هر حرف یا کاری از خودتان بپرسید: «اگه فرد دیگری (فرد غیر اتوریته) این حرف را به شما زده بود، باز هم گوش میدادید و به نظرتان منطقی بود؟»
🖋تکرسا
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔹تا حالا چقدر برایتان اتفاق افتاده که در یک جلسه کاری نظرتان خلاف نظر ریاست بوده است، ولی به دلایل نامعلومی از حرف رئیس حمایت کردید؟ اگر این اتفاق برای شما رخ داده جای نگرانی نیست. این یک پدیده معمول در دنیاست که به «سوگیری اتوریته» معروف میباشد. این سوگیری مانع از تصمیمگیری مستقل در افراد شده و باعث میشود تا آنها بدون چون و چرا حرفهای فرد بالاتر از خودشان را قبول کنند.
◀️ سوگیری اتوریته چیست؟
سوگیری اتوریته یعنی ما طوری از افرادی مثل رئیس، خانواده و … حرفشنوی داشته باشیم که حاضر باشیم در انجام یک کار یا گرفتن یک تصمیم، نظر آنها را به جای نظر خودمان قبول کنیم و نتوانیم در مقابل آنها مقاومت کنیم. چه این نظر درست باشد چه غلط، ما آن را انجام خواهیم داد. این سوگیری محدود به اتفاقات بزرگ نیست و تقریباً همه ما در زمانهای مختلف آن را تجربه کردیم.
🔸برای مثال: حتماً اکثر ما در اتاقهای فکری بودیم و روی یک موضوع اجماع نظر کردیم؛ ولی در نهایت نظر بنیانگذار یا مدیرعامل برای موضوع در نظر گرفته شده است؛ در زندگی تصمیم داشتیم رشته تحصیلی مورد علاقه خودمان را بخوانیم، اما به خاطر نظرات خانواده از آرزوهایمان فاصله گرفتیم؛ حتماً شده در شبکههای اجتماعی تحتتأثیر تبلیغ یک فرد معروف یا اینفلوئنسر خریدی را انجام داده باشیم.
🔸این مثالها به ما چند چیز را نشان میهد:
▪️اتوریته در زندگی همه وجود داشته و با نقشهای مختلف مثل رئیس یا پدر و مادر یا …، تصمیمات ما را تغییر میدهد.
▪️این سوگیری باعث میشود گاهی با پیروی غلط، مسیر یک کسبوکار و یا زندگی افراد رو به نابودی برود.
▪️این سوگیری مثل یک ویروس در بلندمدت قدرت تصمیمگیری و استقلال فکری را از افراد خواهد گرفت.
◀️ چگونه از پس سوگیری اتوریته بربیاییم؟
هرچه بتوانید اعتبار مقام بالاتر خود را در ذهنتان منطقیتر کنید و آن را در صورت لزوم کاهش دهید، میتوانید در صورت لزوم نظر او را اعمال نکنید. در چنین شرایطی از خودتان بپرسید که آیا مقامهای بالاتر از شما هم محدودیتهایی در تصمیمگیری دارند؟ اگر این چنین است، ممکن است آنها هم اشتباه کنند. پس خودتان را متقاعد کنید تا تصمیم صحیح را بگیرید.
▪️سعی کنید همیشه با دلیل، مدرک و آمار صحیح تصمیم بگیرید تا در صورت چالش با مقامات بالاتر بتوانید با دلایل محکم از نظر خود دفاع کرده و آنها را متقاعد کنید.
▪️قبل از پذیرفتن هر حرف یا کاری از خودتان بپرسید: «اگه فرد دیگری (فرد غیر اتوریته) این حرف را به شما زده بود، باز هم گوش میدادید و به نظرتان منطقی بود؟»
🖋تکرسا
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
👍2
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ مدیریت استراتژیک مدرن
🔸فِرِد آر دیوید در کتاب «مدیریت استراتژیک؛ مفاهیم و مورد کاویها» مینویسد: میتوانیم مدیریت استراتژیک را «هنر» و «علم» طراحی، اجرا و ارزیابی تصمیماتی میانبخشی تعریف کنیم که یک شرکت را قادر میسازد به اهداف خود برسد
🔹با در نظر گرفتن این تعریف، مدیریت استراتژیک به معنای ایجاد همافزایی و هماهنگی بین واحدهای مختلف شرکت مثل بازاریابی، فروش، تولید، مالی، منابع انسانی و غیره است تا در نهایت شرکت بتواند:
1️⃣ برای دستیابی به اهداف مدنظرش، تصمیمات بهتری بگیرد
2️⃣ تصمیمات مدنظرش را برای رسیدن به نتایج بهتری در آینده، به خوبی اجرا کند
3️⃣ روش اجرای تصمیمات و میزان دستیابی به هدفهای مدنظرش را ارزیابی و اصلاح کند
🔹بر این اساس میتوانیم بگوییم که مدیریت استراتژیک و برنامهریزی استراتژیک مترادف هم هستند و میتوانیم آنها را به جای یکدیگر به کار بگیریم. با این حال، برخیها معتقدند «مدیریت استراتژیک» هر سه مرحله طراحی، اجرا و ارزیابی استراتژیها را پوشش میدهد ولی «برنامهریزی استراتژیک» فقط مرحله طراحی استراتژیها را پوشش میدهد
🔹با این حال، تعریفی که از مدیریت استراتژیک ارائه کردم، یک تعریف کلاسیک است. در دیدگاه مدرن، مدیریت استراتژیک یعنی «کشف و یا خلق فرصتهای جدید برای توسعه بیشتر شرکت در آینده و ایجاد بسترها و توانمندیهای لازم در داخل شرکت برای بهرهمندی از آن فرصتها»
🔹بر اساس این تعریف، مهمترین وظیفه مدیریت استراتژیک مدرن، رصد روندها و تغییرات بازار است تا بتوانیم فرصتهای آینده بازار را سریعتر، بهتر و عمیقتر از رقبایمان بشناسیم و قبل از آنها از آن فرصتها استفاده کنیم
🖋مارکتینگ آز
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸فِرِد آر دیوید در کتاب «مدیریت استراتژیک؛ مفاهیم و مورد کاویها» مینویسد: میتوانیم مدیریت استراتژیک را «هنر» و «علم» طراحی، اجرا و ارزیابی تصمیماتی میانبخشی تعریف کنیم که یک شرکت را قادر میسازد به اهداف خود برسد
🔹با در نظر گرفتن این تعریف، مدیریت استراتژیک به معنای ایجاد همافزایی و هماهنگی بین واحدهای مختلف شرکت مثل بازاریابی، فروش، تولید، مالی، منابع انسانی و غیره است تا در نهایت شرکت بتواند:
1️⃣ برای دستیابی به اهداف مدنظرش، تصمیمات بهتری بگیرد
2️⃣ تصمیمات مدنظرش را برای رسیدن به نتایج بهتری در آینده، به خوبی اجرا کند
3️⃣ روش اجرای تصمیمات و میزان دستیابی به هدفهای مدنظرش را ارزیابی و اصلاح کند
🔹بر این اساس میتوانیم بگوییم که مدیریت استراتژیک و برنامهریزی استراتژیک مترادف هم هستند و میتوانیم آنها را به جای یکدیگر به کار بگیریم. با این حال، برخیها معتقدند «مدیریت استراتژیک» هر سه مرحله طراحی، اجرا و ارزیابی استراتژیها را پوشش میدهد ولی «برنامهریزی استراتژیک» فقط مرحله طراحی استراتژیها را پوشش میدهد
🔹با این حال، تعریفی که از مدیریت استراتژیک ارائه کردم، یک تعریف کلاسیک است. در دیدگاه مدرن، مدیریت استراتژیک یعنی «کشف و یا خلق فرصتهای جدید برای توسعه بیشتر شرکت در آینده و ایجاد بسترها و توانمندیهای لازم در داخل شرکت برای بهرهمندی از آن فرصتها»
🔹بر اساس این تعریف، مهمترین وظیفه مدیریت استراتژیک مدرن، رصد روندها و تغییرات بازار است تا بتوانیم فرصتهای آینده بازار را سریعتر، بهتر و عمیقتر از رقبایمان بشناسیم و قبل از آنها از آن فرصتها استفاده کنیم
🖋مارکتینگ آز
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
👍1
Forwarded from انجمن مدیران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 بهترین روش برای ترویج صداقت در کسبوکارها چیست
🔹الکساندر واگنر، استاد دانشگاه زوریخ و اقتصاددان، به تحلیل اقتصاد، اخلاق و روانشناسیِ انجامِ کارهای درست میپردازد. او در یک سفرِ درونکاوانه به سوی شیبهای لغزندهی فریب سرک میکشد و به شما کمک میکند که نحوهی عملکرد افراد را بهتر درک کنید.
👤Alexander Wagner
➕ همراه با زیرنویس فارسی
#TED
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔹الکساندر واگنر، استاد دانشگاه زوریخ و اقتصاددان، به تحلیل اقتصاد، اخلاق و روانشناسیِ انجامِ کارهای درست میپردازد. او در یک سفرِ درونکاوانه به سوی شیبهای لغزندهی فریب سرک میکشد و به شما کمک میکند که نحوهی عملکرد افراد را بهتر درک کنید.
👤Alexander Wagner
➕ همراه با زیرنویس فارسی
#TED
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ تجربه دیوانهکننده مدیریت یک کارمند بینظم!
#Harvard_business_review
🔸مدیریت یک کارمند بینظم یک تجربه دیوانهکننده است. چطور میتوانیم به کارمندی که ذهنش آشفته و برنامههایش قاطی و درهم و برهم است کمک کنیم که رویهاش را تغییر دهد؟ چطور به او گوشزد کنیم که حواسش به جلسات، مناسبتها و ایمیلها باشد؟ و آیا اصلا امکانش هست که به کسی که ذاتا تمایل به بینظمی دارد کمک کنیم؟
🔹«الیزابت گریس ساندرز»، نویسنده کتاب «چطور زمان خود را مثل پول سرمایهگذاری کنیم» در این باره میگوید: «وقتی با یک آدم بینظم سر و کار دارید، مطمئن نیستید آیا قرار است دسته گل به آب بدهد یا کارش را به موقع انجام دهد و همین شما را عصبی میکند.» شاید درکش برایتان سخت باشد که چطور بعضی از آدمها به این سبک عادت دارند.
🔹«لیندا هیل»، استاد مدرسه کسب وکار هاروارد معتقد است که هدف شما باید این باشد: توضیح اینکه «تیم به چه چیزهایی نیاز دارد» و «شما بهعنوان رئیس برای آنکه بازدهی داشته باشید به چه چیزهایی نیاز دارید.»
در اینجا چند استراتژی را با هم مرور میکنیم.
▪️ابعاد مشکل را بررسی کنید
هیل توصیه میکند که علت و تاثیرات بینظمی کارمندتان را بررسی کنید. ابتدا ببینید نشانههایش چیست؟ آیا وقتی به اتاقش میروید، کوهی از کاغذ روی هم تلنبار شده؟ آیا از کارهایش عقب است؟ آیا دیر به جلسهها میرسد؟ سپس از خودتان بپرسید: «آیا رویکرد این کارمند، صرفا یک تفاوت در سبک کار کردن است یا دارد آسیب میزند؟»
هیل میگوید: «اگر کارمند شما بینظم، اما در عین حال قابل اعتماد است، لازم نیست اقدامی کنید.» ساندرز هم با او موافق است: «ببینید کدام مسائل قابل مذاکره هستند و از کدام مسائل میتوانید چشمپوشی کنید.»
▪️همدلی کنید
سپس باید ریشه آن رفتار را پیدا کنید. آیا کارمندتان همیشه اینجوری بوده؟ یا بهتازگی این رفتار را از خودش نشان میدهد؟ شاید دچار اختلال «کمتوجهی- بیشفعالی» (ADHD) است یا مشکل دیگری دارد که منظم بودن را برایش تبدیل به یک چالش کرده است.
حداقل این را به خودتان بقبولانید که نظم یک مهارت است که هر کسی آن را ندارد. شاید منظم بودن برای شما مثل آب خوردن باشد اما برای بعضیها سخت است.
▪️با کارمندتان صحبت کنید
ساندرز میگوید اگر گرایشهای کارمندتان به بازدهی تیم لطمه میزند، باید یک چیزی بگویید. به او کمک کنید که پیامدهای بینظمیاش را ببیند و درک کند. شاید به خاطر تاخیر او در انجام کارها، شرکت مجبور شود هزینه بدهد. شاید رفتار او در آینده برای بقیه دردسرساز شود. یا در مشتریان ذهنیت بد ایجاد کند. با او درباره راههای حل مشکل صحبت کنید.
▪️روشهای موثر را به اشتراک بگذارید
ساندرز میگوید سیستمها و روشهای خود را برایش توضیح دهید. بگویید که خودتان چطور کارها را پیگیری و به خود یادآوری میکنید. این میتواند شامل «لیست کارها، بایگانی، نامگذاری فایلها و بازنگری پروژه» باشد. شاید برای شما، اینها ساده باشند اما ممکن است او هرگز به این کارها حتی فکر نکرده باشد.
ساندرز در ادامه میگوید: «اشتراکگذاری خوب است اما نباید حالت دستوری پیدا کند. مغز آدمها با هم فرق دارد (از نظر نحوه فکر کردن و یادگیری، واکنش و...) پس باید به آنها فضایی برای مانور بدهید که اگر خواستند کارها را به روش خودشان انجام دهند.»
▪️توصیههای کاری ارائه دهید
ساندرز پیشنهاد میکند که به جای بازخواست او، از درِ خیرخواهی وارد شوید. بگویید که صلاح او را میخواهید. بگویید که اصلاح رفتارش در یک زمینه خاص چقدر به نفعش است. در این صورت او تمایل بیشتری به تغییر رفتار خواهد داشت.
هیل میگوید: «به او یادآوری کنید که اگر نظم را رعایت کند، ذهنیت دیگران دربارهاش بهتر خواهد شد.» حتی اگر خودش به این روش عادت دارد و میتواند کارش را انجام دهد، شاید بقیه همکارها از هرج و مرج خوششان نیاید.
▪️تقسیم کارها به خرده وظایف
هیل میگوید یکی از ویژگیهای مشترک کارمندان بینظم، ناتوانی در تخصیص زمان است. آنها نمیتوانند کارها را اولویتبندی کنند چون نمیدانند از کجا شروع کنند. ساندرز میگوید: «اگر کارمند شما هم همین مشکل را دارد، به او کمک کنید که کارها را به وظایف کوچکتر تقسیم کند.»
▪️صبور باشید
و در آخر، این را بدانید که این مشکل یکشبه حل نمیشود. ساندرز میگوید: «خیلیها را دیدهام که در این زمینه اصلاح شدهاند اما این سخت و زمانبر است.» به او بیاحترامی نکنید، به خصوص اگر میبینید دارد تلاش میکند. در عوض، تلاشهایش را ببینید و موفقیتهایش را جشن بگیرید.
🖋آکادمی مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
#Harvard_business_review
🔸مدیریت یک کارمند بینظم یک تجربه دیوانهکننده است. چطور میتوانیم به کارمندی که ذهنش آشفته و برنامههایش قاطی و درهم و برهم است کمک کنیم که رویهاش را تغییر دهد؟ چطور به او گوشزد کنیم که حواسش به جلسات، مناسبتها و ایمیلها باشد؟ و آیا اصلا امکانش هست که به کسی که ذاتا تمایل به بینظمی دارد کمک کنیم؟
🔹«الیزابت گریس ساندرز»، نویسنده کتاب «چطور زمان خود را مثل پول سرمایهگذاری کنیم» در این باره میگوید: «وقتی با یک آدم بینظم سر و کار دارید، مطمئن نیستید آیا قرار است دسته گل به آب بدهد یا کارش را به موقع انجام دهد و همین شما را عصبی میکند.» شاید درکش برایتان سخت باشد که چطور بعضی از آدمها به این سبک عادت دارند.
🔹«لیندا هیل»، استاد مدرسه کسب وکار هاروارد معتقد است که هدف شما باید این باشد: توضیح اینکه «تیم به چه چیزهایی نیاز دارد» و «شما بهعنوان رئیس برای آنکه بازدهی داشته باشید به چه چیزهایی نیاز دارید.»
در اینجا چند استراتژی را با هم مرور میکنیم.
▪️ابعاد مشکل را بررسی کنید
هیل توصیه میکند که علت و تاثیرات بینظمی کارمندتان را بررسی کنید. ابتدا ببینید نشانههایش چیست؟ آیا وقتی به اتاقش میروید، کوهی از کاغذ روی هم تلنبار شده؟ آیا از کارهایش عقب است؟ آیا دیر به جلسهها میرسد؟ سپس از خودتان بپرسید: «آیا رویکرد این کارمند، صرفا یک تفاوت در سبک کار کردن است یا دارد آسیب میزند؟»
هیل میگوید: «اگر کارمند شما بینظم، اما در عین حال قابل اعتماد است، لازم نیست اقدامی کنید.» ساندرز هم با او موافق است: «ببینید کدام مسائل قابل مذاکره هستند و از کدام مسائل میتوانید چشمپوشی کنید.»
▪️همدلی کنید
سپس باید ریشه آن رفتار را پیدا کنید. آیا کارمندتان همیشه اینجوری بوده؟ یا بهتازگی این رفتار را از خودش نشان میدهد؟ شاید دچار اختلال «کمتوجهی- بیشفعالی» (ADHD) است یا مشکل دیگری دارد که منظم بودن را برایش تبدیل به یک چالش کرده است.
حداقل این را به خودتان بقبولانید که نظم یک مهارت است که هر کسی آن را ندارد. شاید منظم بودن برای شما مثل آب خوردن باشد اما برای بعضیها سخت است.
▪️با کارمندتان صحبت کنید
ساندرز میگوید اگر گرایشهای کارمندتان به بازدهی تیم لطمه میزند، باید یک چیزی بگویید. به او کمک کنید که پیامدهای بینظمیاش را ببیند و درک کند. شاید به خاطر تاخیر او در انجام کارها، شرکت مجبور شود هزینه بدهد. شاید رفتار او در آینده برای بقیه دردسرساز شود. یا در مشتریان ذهنیت بد ایجاد کند. با او درباره راههای حل مشکل صحبت کنید.
▪️روشهای موثر را به اشتراک بگذارید
ساندرز میگوید سیستمها و روشهای خود را برایش توضیح دهید. بگویید که خودتان چطور کارها را پیگیری و به خود یادآوری میکنید. این میتواند شامل «لیست کارها، بایگانی، نامگذاری فایلها و بازنگری پروژه» باشد. شاید برای شما، اینها ساده باشند اما ممکن است او هرگز به این کارها حتی فکر نکرده باشد.
ساندرز در ادامه میگوید: «اشتراکگذاری خوب است اما نباید حالت دستوری پیدا کند. مغز آدمها با هم فرق دارد (از نظر نحوه فکر کردن و یادگیری، واکنش و...) پس باید به آنها فضایی برای مانور بدهید که اگر خواستند کارها را به روش خودشان انجام دهند.»
▪️توصیههای کاری ارائه دهید
ساندرز پیشنهاد میکند که به جای بازخواست او، از درِ خیرخواهی وارد شوید. بگویید که صلاح او را میخواهید. بگویید که اصلاح رفتارش در یک زمینه خاص چقدر به نفعش است. در این صورت او تمایل بیشتری به تغییر رفتار خواهد داشت.
هیل میگوید: «به او یادآوری کنید که اگر نظم را رعایت کند، ذهنیت دیگران دربارهاش بهتر خواهد شد.» حتی اگر خودش به این روش عادت دارد و میتواند کارش را انجام دهد، شاید بقیه همکارها از هرج و مرج خوششان نیاید.
▪️تقسیم کارها به خرده وظایف
هیل میگوید یکی از ویژگیهای مشترک کارمندان بینظم، ناتوانی در تخصیص زمان است. آنها نمیتوانند کارها را اولویتبندی کنند چون نمیدانند از کجا شروع کنند. ساندرز میگوید: «اگر کارمند شما هم همین مشکل را دارد، به او کمک کنید که کارها را به وظایف کوچکتر تقسیم کند.»
▪️صبور باشید
و در آخر، این را بدانید که این مشکل یکشبه حل نمیشود. ساندرز میگوید: «خیلیها را دیدهام که در این زمینه اصلاح شدهاند اما این سخت و زمانبر است.» به او بیاحترامی نکنید، به خصوص اگر میبینید دارد تلاش میکند. در عوض، تلاشهایش را ببینید و موفقیتهایش را جشن بگیرید.
🖋آکادمی مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
❤2
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
حقوق نجومی شرکتهای آمریکایی به کارمندان مسلط به ChatGPT
💰 ۹۱ درصد از شرکتهایی که در حال حاضر در ایالاتمتحده به دنبال نیروی کار میگردند، به دنبال استخدام کارمندانی با تجربه کار با روبات ChatGPT هستند و شرکتهای هوش مصنوعی و روباتیک از ۱۲۰تا ۱۸۵ هزار دلار به این کارمندان حقوق میدهند.
💰 شرکتهایی که به دنبال کارمندانی با تجربه برخورد با سیستمهای هوش مصنوعی مشابه ChatGPT هستند دریافتهاند که چتبات هوشمند به رشد بهرهوری کارمندان کمک کرده و در زمان صرفهجویی میکند. این شامل شرکتهایی است که در زمینه بازاریابی فعالیت میکنند. برنامهنویسی نیز یکی دیگر از رشتههایی است که نیاز به تجربه در برخورد با ChatGPT نیز دارد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3980211
💰 ۹۱ درصد از شرکتهایی که در حال حاضر در ایالاتمتحده به دنبال نیروی کار میگردند، به دنبال استخدام کارمندانی با تجربه کار با روبات ChatGPT هستند و شرکتهای هوش مصنوعی و روباتیک از ۱۲۰تا ۱۸۵ هزار دلار به این کارمندان حقوق میدهند.
💰 شرکتهایی که به دنبال کارمندانی با تجربه برخورد با سیستمهای هوش مصنوعی مشابه ChatGPT هستند دریافتهاند که چتبات هوشمند به رشد بهرهوری کارمندان کمک کرده و در زمان صرفهجویی میکند. این شامل شرکتهایی است که در زمینه بازاریابی فعالیت میکنند. برنامهنویسی نیز یکی دیگر از رشتههایی است که نیاز به تجربه در برخورد با ChatGPT نیز دارد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3980211
Forwarded from فردای اقتصاد
آینده پوتین به روایت اکونومیست
🔺از زمانی که مشخص شد حمله روسیه به اوکراین دچار تزلزل شدهاست، نقشه ژنرالها برای این جنگ دچار بحران شد و از همان زمان معلوم بود که اختلافات آنها در صحنه نبرد، میتواند فرماندهان روس را به جان یکدیگر بیاندازد.
🔺از نظر تاکتیکی، جنگ برای روسیه سختتر خواهد شد و از بُعد استراتژیک برای مسکو، پیروزی در جنگ دشوارتر میشود و قدرت ولادیمیر پوتین عمیقا زیر سوال میرود.
🔺در دنیای پوتین، رهبران قدرتمند هیچگاه با خطاکاران مدارا نمیکنند و از دیکتاتور کوچکتر همسایه درخواست کمک نمیکنند.
🔺در نظام روسی، پوتین بر مجموعهای از گروههای رقیب که رقابت مرگباری با یکدیگر دارند، حکومت و آنها را مدیریت میکند. او بر یک صلح مسلح نظارت میکند. ناتوانی پوتین در جلوگیری از شورش، به معنی شکست او در انجام مهمترین وظیفهاش به شمار میرود.
🔺پوتین با مقایسه تحولات اخیر با انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷، نقطه ضعف خود را لو داد. حتی اگر او بتواند قدرت خود را دوباره احیا کند، باید با توسل مستاصلانه به خشونت و سرکوب این کار را انجام دهد.
برای خواندن مقاله کامل اکونومیست اینجا را کلیک کنید.
@feghtesad
🔺از زمانی که مشخص شد حمله روسیه به اوکراین دچار تزلزل شدهاست، نقشه ژنرالها برای این جنگ دچار بحران شد و از همان زمان معلوم بود که اختلافات آنها در صحنه نبرد، میتواند فرماندهان روس را به جان یکدیگر بیاندازد.
🔺از نظر تاکتیکی، جنگ برای روسیه سختتر خواهد شد و از بُعد استراتژیک برای مسکو، پیروزی در جنگ دشوارتر میشود و قدرت ولادیمیر پوتین عمیقا زیر سوال میرود.
🔺در دنیای پوتین، رهبران قدرتمند هیچگاه با خطاکاران مدارا نمیکنند و از دیکتاتور کوچکتر همسایه درخواست کمک نمیکنند.
🔺در نظام روسی، پوتین بر مجموعهای از گروههای رقیب که رقابت مرگباری با یکدیگر دارند، حکومت و آنها را مدیریت میکند. او بر یک صلح مسلح نظارت میکند. ناتوانی پوتین در جلوگیری از شورش، به معنی شکست او در انجام مهمترین وظیفهاش به شمار میرود.
🔺پوتین با مقایسه تحولات اخیر با انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷، نقطه ضعف خود را لو داد. حتی اگر او بتواند قدرت خود را دوباره احیا کند، باید با توسل مستاصلانه به خشونت و سرکوب این کار را انجام دهد.
برای خواندن مقاله کامل اکونومیست اینجا را کلیک کنید.
@feghtesad
✳️ یکباربرای همیشه؟!
🔺مدیر عاملانی که همه گزینههای ممکن را پیش روی خود نگاه میدارند، معمولا هیچکدام را اجرا نخواهند کرد. بنگاههایی که همه قسمتهای بازار را هدف میگیرند، معمولا دستآخر به هیچکدام دست نمییابند. فروشندهای که همه معاملهها را تعقیب میکند در انتها هیچ معاملهای را جوش نخواهد داد.
🔺ما گرفتار یک اجبار وسواسی برای برداشتن هر تعداد هندوانه ممکن با یک دست هستیم و سوار هیچ کاری نیستیم، ولی گزینهها را پیش رویمان باز نگه میداریم. این موضوع به راحتی میتواند به قیمت موفقیتمان تمام شود. باید یاد بگیریم که درها را ببندیم.
🔺یک استراتژی کسبوکار در درجه اول بیانیهای است برای چیزهایی که نباید مشغولشان شویم. یک استراتژی مشابه برای زندگیتان قرار دهید:
چیزهایی را که نباید در زندگی دنبال کنید، روی کاغذ بیاورید و هر وقت گزینهای مطرح شد آن را با فهرست آنچه که نباید سراغشان بروید، بسنجید. این کار نه تنها شما را از به دردسر افتادن حفظ میکند، بلکه کلی از زمانتان را برای اندیشیدن آزاد خواهد کرد.
🔺یک بار این فکر سخت را به سرانجام برسانید و بعد به جای آنکه هر بار که دری گشودهشد، بنشینید و ذهنتان را مشغول کنید، فقط به این لیست مراجعه کنید.
◀️ بسیاری از دروازهها ارزش وارد شدن را ندارند حتی وقتی که دستگیرههای درشان بهراحتی بچرخد و باز شود.
👤 رولف دوبلی
🔺مدیر عاملانی که همه گزینههای ممکن را پیش روی خود نگاه میدارند، معمولا هیچکدام را اجرا نخواهند کرد. بنگاههایی که همه قسمتهای بازار را هدف میگیرند، معمولا دستآخر به هیچکدام دست نمییابند. فروشندهای که همه معاملهها را تعقیب میکند در انتها هیچ معاملهای را جوش نخواهد داد.
🔺ما گرفتار یک اجبار وسواسی برای برداشتن هر تعداد هندوانه ممکن با یک دست هستیم و سوار هیچ کاری نیستیم، ولی گزینهها را پیش رویمان باز نگه میداریم. این موضوع به راحتی میتواند به قیمت موفقیتمان تمام شود. باید یاد بگیریم که درها را ببندیم.
🔺یک استراتژی کسبوکار در درجه اول بیانیهای است برای چیزهایی که نباید مشغولشان شویم. یک استراتژی مشابه برای زندگیتان قرار دهید:
چیزهایی را که نباید در زندگی دنبال کنید، روی کاغذ بیاورید و هر وقت گزینهای مطرح شد آن را با فهرست آنچه که نباید سراغشان بروید، بسنجید. این کار نه تنها شما را از به دردسر افتادن حفظ میکند، بلکه کلی از زمانتان را برای اندیشیدن آزاد خواهد کرد.
🔺یک بار این فکر سخت را به سرانجام برسانید و بعد به جای آنکه هر بار که دری گشودهشد، بنشینید و ذهنتان را مشغول کنید، فقط به این لیست مراجعه کنید.
◀️ بسیاری از دروازهها ارزش وارد شدن را ندارند حتی وقتی که دستگیرههای درشان بهراحتی بچرخد و باز شود.
👤 رولف دوبلی
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
⭕️ پیشبینی تورم کل جهان در 2023؛ جایگاه ایران در میان کشورهای دنیا
🔸 پیشبینی تورم کالاهای اساسی و غذایی در سال 2023 نسبت به سال گذشته میلادی چگونه خواهد بود؟ پیش بینی ها نشان میهد رشد شاخص کل قیمت کالای اساسی در سال 2023 در جهان افتی 21.2 درصدی نسبت به سال قبل میلادی داشته باشد؛ این شاخص برای سال 2022 برابر با 41.8 درصد بوده است
🔸 گزارش منتشر شده نشان میدهد «ونزوئلا»، «لبنان» و «زیمباوه» سه کشور با بیشترین رشد شاخص گروه اقلام غذایی (بالاترین تورم غذایی) در ماه مه 2023 نسبت به مدت مشابه سال قبل را به خود اختصاص دادهاند
🔸 براساس این گزارش ایران پنجمین کشور دارای بالاترین تورم غذایی در جهان بوده است. از سوی دیگر در این دوره زمانی بوده است. در این دوره سه کشور «مجارستان»، «ترکیه» و «لائو» در کمترین تورم غذایی را خواهند داشت.
⬅️ گزارش کامل
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔸 پیشبینی تورم کالاهای اساسی و غذایی در سال 2023 نسبت به سال گذشته میلادی چگونه خواهد بود؟ پیش بینی ها نشان میهد رشد شاخص کل قیمت کالای اساسی در سال 2023 در جهان افتی 21.2 درصدی نسبت به سال قبل میلادی داشته باشد؛ این شاخص برای سال 2022 برابر با 41.8 درصد بوده است
🔸 گزارش منتشر شده نشان میدهد «ونزوئلا»، «لبنان» و «زیمباوه» سه کشور با بیشترین رشد شاخص گروه اقلام غذایی (بالاترین تورم غذایی) در ماه مه 2023 نسبت به مدت مشابه سال قبل را به خود اختصاص دادهاند
🔸 براساس این گزارش ایران پنجمین کشور دارای بالاترین تورم غذایی در جهان بوده است. از سوی دیگر در این دوره زمانی بوده است. در این دوره سه کشور «مجارستان»، «ترکیه» و «لائو» در کمترین تورم غذایی را خواهند داشت.
⬅️ گزارش کامل
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️چرا بعضیها فاشیست هستند؟
مجتبی لشکربلوکی
یک جنگل تمام عیار است! وقتی ایدئولوژیها، مکاتب و نظامهای عقیدتی و اجتماعی جهان را نگاه میکنی، یک جنگل به تمام معناست. حتما همه ما تا کنون عناوین زیر را خوانده یا شنیدهایم: نئولیبرالیسم، کمونیسم، سوسیالیسم، مارکسیسم، مونارشیسم، ناسیونالیسم، فاشیسم و نازیسم. چه میشود که یکی به سمت سوسیالیسم سبز گرایش دارد و دیگری به سمت لیبرالیسم اجتماعی؟
این مسئله ریشه در سلسله مراتب ارزشها دارد. تا این میزان که من بررسی کردهام، ۱۱ طیف ارزشی وجود دارند که ترجیحات ما را رقم میزنند. همه ما کموبیش به دو طرف طیف ارزشها دلبستگیهایی داریم اما مسئله اینجاست که:
• در هر طیف ارزشی به کدام سو نزدیکتریم؟ و در صورتی که تضادی بین دو سر طیف رخ داد به کدام طرف میغلطیم.
• و اینکه ترتیب اهمیت این ارزشها نزد ما چیست؟
به عنوان مثال شما بین «آزادی کامل افراد برای انتخابهای شخصی بدون توجه به دیگران» و «حاکمیت کامل یک نظام رفتاری همسان و استاندارد منجر به نظم» کدام را انتخاب میکنید؟ از یک سو آزادی کامل افراد مزایایی دارد و البته معایبی و برعکس. فرض کنید که شما در این طیف بیشتر به آزادی تمایل دارید و همسرتان به همسانی. در یک طیف ارزشی دیگر شما جهانگرا هستید و همسرتان در طیف مخالف شما. به همین راحتی مسیر شما و همسرتان از هم جدا میشود. حالا اگر جایی بین آزادی و خودمختاری [ارزش شماره یک] و جهانگرایی [ارزش شماره دو]، تضاد وجود داشت کدام را انتخاب میکنید؟ جواب هر چه باشد، این سلسله مراتب ارزشهای شما را نشان میدهد. همین نظام ارزشهاست که باعث میشود کسی یا حکومتی فاشیست شود و شخصی یا حکومت لیبرالیست!
حالا حسابش را بکنید که هر کدام از ما آدمیان، ارزشهای متفاوت با سلسله مراتب متفاوت داریم که ریشههای متفاوتی دارند. این ارزشهای متفاوت منجر به این میشود که تصویر ما از جامعه آرمانی متفاوت باشد. بنابراین یکی لیبرال میشود و دیگری کمونیست، یک فاشیست میشود دیگری نئولیبرال.
اما آن ۱۱ طیف ارزشی چیست؟
◽️دموکراسی در برابر اقتدار
◽️جهانگرایی در برابر خودبسندگی (انزواگرایی)
◽️نظامیگری در برابر سازشپذیری
◽️امنیت و نظم در برابر آزادی و خودمختاری
◽️بازار (مالکیت خصوصی و هرکس به اندازه موفقیتش) در برابر برابری (مالکیت اشتراکی و هرکس به اندازه همه)
◽️دینی بودن دولت در برابر سکولار بودن (جدایی دین و دولت)
◽️سنت (حفظ نهادهای موجود) در برابر پیشرفت (تغییر نهادهای موجود)
◽️پذیرش چندفرهنگی در برابر همگونسازی
◽️فدرالیسم در برابر مرکزگرایی
◽️اصالت محیط زیست [انسان در طبیعت] در برابر اصالت انسان [طبیعت برای انسان]
◽️برابری نژادی در مقابل برتری نژادی
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
اینکه در طیف ارزشی من کدام را انتخاب میکنم (نظم یا آزادی، مالکیت خصوصی یا مالکیت عمومی، برابری نژادی یا برتری نژادی و...) و اینکه بین خود این ارزشها کدام در بالاترین رتبه اهمیت قرار میگیرد، باعث میشود که ناخودآگاه مثلا به «سوسیالیسم سبز» احساس قرابت کنم و از ناسیونالیسم یا کاپیتالیسم متنفر باشم.
ارزشهای ما دستکم ۵ ریشه دارند:
۱. تیپ روانشناسی ما (مثلا میزان تمایل به آزادی یا فرمانبَری)
۲. تربیت خانوادگی
۳. شرایط جغرافیایی و زمینه فرهنگی
۴. موقعیت و منافع شخصی
۵. آگاهی و انتخاب عقلایی
حال چه باید کرد؟ زور ما فقط به پنجمین ریشه میرسد!
◾️گام اول باید دید که تحلیل تجارب جهانی چه آموختههایی برای ما دارد؟ نظامهای کاپیتالیستی، کمونیستی، توتالیتر، سوسیال دموکرات هر کدام به چه نتایجی رسیدند؟ تجربه آلمان (پیشانازی و پسانازی)، سنگاپور، مالزی، چین، هند، شوروی سابق، آمریکا و فرانسه چه نکاتی دارد؟ آیا در بزریل، شیلی، دانمارک، سوئد نکاتی برای آموختن وجود دارد؟
◾️در گام بعدی باید گفتگوی آزاد فراگیر انجام داد، به همان شیوهای که هابرماس معتقد است (عقلانیت تفاهمی). هر کسی آزادانه بگوید چه می خواهد و چرا؟ و سعی کند دیگران را متقاعد کند. تنها ابزار متقاعدسازی گفتگو باشد و استدلال؛ و نه اجبار و فریب.
◾️در گام آخر: بعد از آنکه متوجه شدیم که تجربیات جهانی چه میگوید و اینکه کدام یک از رویکردها برای کشور ما مناسبتر است، حال باید دست به انتخاب زد. هرگاه اکثریت جامعه در مورد شیوه مطلوب حکمرانی اقتصادی-سیاسی به یک جمعبندی شخصی رسیدند آنگاه باید فهمید که کدام رویکرد بیشترین اقبال را دارد. این پایان ماجرا نیست. چرخه یادگیری و تحلیل تجارب (عقلانیت ابزاری)، گفتگو (عقلانیت تفاهمی) و انتخاب (عقلانیت جمعی) همواره باید ادامه داشته باشد. به جای آنکه درگیر توهین و تهمت شویم، چرخه تحلیل و تفاهم را شروع کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
دسترسی به تمام جستارها، محتواها و کتاب های رایگان
YeK.link/Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
یک جنگل تمام عیار است! وقتی ایدئولوژیها، مکاتب و نظامهای عقیدتی و اجتماعی جهان را نگاه میکنی، یک جنگل به تمام معناست. حتما همه ما تا کنون عناوین زیر را خوانده یا شنیدهایم: نئولیبرالیسم، کمونیسم، سوسیالیسم، مارکسیسم، مونارشیسم، ناسیونالیسم، فاشیسم و نازیسم. چه میشود که یکی به سمت سوسیالیسم سبز گرایش دارد و دیگری به سمت لیبرالیسم اجتماعی؟
این مسئله ریشه در سلسله مراتب ارزشها دارد. تا این میزان که من بررسی کردهام، ۱۱ طیف ارزشی وجود دارند که ترجیحات ما را رقم میزنند. همه ما کموبیش به دو طرف طیف ارزشها دلبستگیهایی داریم اما مسئله اینجاست که:
• در هر طیف ارزشی به کدام سو نزدیکتریم؟ و در صورتی که تضادی بین دو سر طیف رخ داد به کدام طرف میغلطیم.
• و اینکه ترتیب اهمیت این ارزشها نزد ما چیست؟
به عنوان مثال شما بین «آزادی کامل افراد برای انتخابهای شخصی بدون توجه به دیگران» و «حاکمیت کامل یک نظام رفتاری همسان و استاندارد منجر به نظم» کدام را انتخاب میکنید؟ از یک سو آزادی کامل افراد مزایایی دارد و البته معایبی و برعکس. فرض کنید که شما در این طیف بیشتر به آزادی تمایل دارید و همسرتان به همسانی. در یک طیف ارزشی دیگر شما جهانگرا هستید و همسرتان در طیف مخالف شما. به همین راحتی مسیر شما و همسرتان از هم جدا میشود. حالا اگر جایی بین آزادی و خودمختاری [ارزش شماره یک] و جهانگرایی [ارزش شماره دو]، تضاد وجود داشت کدام را انتخاب میکنید؟ جواب هر چه باشد، این سلسله مراتب ارزشهای شما را نشان میدهد. همین نظام ارزشهاست که باعث میشود کسی یا حکومتی فاشیست شود و شخصی یا حکومت لیبرالیست!
حالا حسابش را بکنید که هر کدام از ما آدمیان، ارزشهای متفاوت با سلسله مراتب متفاوت داریم که ریشههای متفاوتی دارند. این ارزشهای متفاوت منجر به این میشود که تصویر ما از جامعه آرمانی متفاوت باشد. بنابراین یکی لیبرال میشود و دیگری کمونیست، یک فاشیست میشود دیگری نئولیبرال.
اما آن ۱۱ طیف ارزشی چیست؟
◽️دموکراسی در برابر اقتدار
◽️جهانگرایی در برابر خودبسندگی (انزواگرایی)
◽️نظامیگری در برابر سازشپذیری
◽️امنیت و نظم در برابر آزادی و خودمختاری
◽️بازار (مالکیت خصوصی و هرکس به اندازه موفقیتش) در برابر برابری (مالکیت اشتراکی و هرکس به اندازه همه)
◽️دینی بودن دولت در برابر سکولار بودن (جدایی دین و دولت)
◽️سنت (حفظ نهادهای موجود) در برابر پیشرفت (تغییر نهادهای موجود)
◽️پذیرش چندفرهنگی در برابر همگونسازی
◽️فدرالیسم در برابر مرکزگرایی
◽️اصالت محیط زیست [انسان در طبیعت] در برابر اصالت انسان [طبیعت برای انسان]
◽️برابری نژادی در مقابل برتری نژادی
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
اینکه در طیف ارزشی من کدام را انتخاب میکنم (نظم یا آزادی، مالکیت خصوصی یا مالکیت عمومی، برابری نژادی یا برتری نژادی و...) و اینکه بین خود این ارزشها کدام در بالاترین رتبه اهمیت قرار میگیرد، باعث میشود که ناخودآگاه مثلا به «سوسیالیسم سبز» احساس قرابت کنم و از ناسیونالیسم یا کاپیتالیسم متنفر باشم.
ارزشهای ما دستکم ۵ ریشه دارند:
۱. تیپ روانشناسی ما (مثلا میزان تمایل به آزادی یا فرمانبَری)
۲. تربیت خانوادگی
۳. شرایط جغرافیایی و زمینه فرهنگی
۴. موقعیت و منافع شخصی
۵. آگاهی و انتخاب عقلایی
حال چه باید کرد؟ زور ما فقط به پنجمین ریشه میرسد!
◾️گام اول باید دید که تحلیل تجارب جهانی چه آموختههایی برای ما دارد؟ نظامهای کاپیتالیستی، کمونیستی، توتالیتر، سوسیال دموکرات هر کدام به چه نتایجی رسیدند؟ تجربه آلمان (پیشانازی و پسانازی)، سنگاپور، مالزی، چین، هند، شوروی سابق، آمریکا و فرانسه چه نکاتی دارد؟ آیا در بزریل، شیلی، دانمارک، سوئد نکاتی برای آموختن وجود دارد؟
◾️در گام بعدی باید گفتگوی آزاد فراگیر انجام داد، به همان شیوهای که هابرماس معتقد است (عقلانیت تفاهمی). هر کسی آزادانه بگوید چه می خواهد و چرا؟ و سعی کند دیگران را متقاعد کند. تنها ابزار متقاعدسازی گفتگو باشد و استدلال؛ و نه اجبار و فریب.
◾️در گام آخر: بعد از آنکه متوجه شدیم که تجربیات جهانی چه میگوید و اینکه کدام یک از رویکردها برای کشور ما مناسبتر است، حال باید دست به انتخاب زد. هرگاه اکثریت جامعه در مورد شیوه مطلوب حکمرانی اقتصادی-سیاسی به یک جمعبندی شخصی رسیدند آنگاه باید فهمید که کدام رویکرد بیشترین اقبال را دارد. این پایان ماجرا نیست. چرخه یادگیری و تحلیل تجارب (عقلانیت ابزاری)، گفتگو (عقلانیت تفاهمی) و انتخاب (عقلانیت جمعی) همواره باید ادامه داشته باشد. به جای آنکه درگیر توهین و تهمت شویم، چرخه تحلیل و تفاهم را شروع کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
دسترسی به تمام جستارها، محتواها و کتاب های رایگان
YeK.link/Lashkarbolouki
✳️ خصوصیات یک مدیر اجرایی موثر
✅ یک مدیر اجرایی تاثیرگذار به آن مفهومی که به طور رایج استفاده میشود، لازم نیست حتماً یک «رهبر» باشد. برای مثال، هری ترومن ذرهای کاریزما نداشت و جزء موثرترین مدیران تاریخ آمریکا بود.
🔵طی بیش از ۶۵ سال فعالیت حرفهای ام در حوزه مشاوره، با مدیرعامل های مختلفی کار کرده ام.
آنها به معنی رایج کلمه، رهبر نبودند.
در میان آنها، از برونگرا تا تقریبا منزوی، از بردبار تا سختگیر و از سخاوتمند تا صرفه جو وجود داشتند.
🟡عاملی که همهی آنها را به مدیران موثری تبدیل میکرد، پیروی از ۸ روش بود:
۱. می پرسیدند چه کاری باید انجام شود؟
۲. می پرسیدند صلاح سازمان در چیست؟
۳. برنامه اقدام تدوین میکردند.
۴. مسئولیت تصمیم های خود را بر عهده میگرفتند.
۵. مسئولیت ایجاد ارتباطات را عهده دار میشدند.
۶. بیش از مشکلات روی فرصت ها تمرکز داشتند.
۷. جلسات پرباری برگزار میکردند.
۸. به جای «من»، «ما» میگفتند و می اندیشیدند.
🔹 دو مورد نخست، دانش مورد نیاز مدیران را در اختیارشان قرار میداد.
🔸 چهار مورد بعدی به آنها کمک میکرد تا این دانش را به اقدام موثر تبدیل کنند.
🔹دو روش آخر تضمین میکردند که همه سازمان احساس مسئولیت و پاسخگویی دارند.
منبع: کتاب درباره رهبری HBR
✅ یک مدیر اجرایی تاثیرگذار به آن مفهومی که به طور رایج استفاده میشود، لازم نیست حتماً یک «رهبر» باشد. برای مثال، هری ترومن ذرهای کاریزما نداشت و جزء موثرترین مدیران تاریخ آمریکا بود.
🔵طی بیش از ۶۵ سال فعالیت حرفهای ام در حوزه مشاوره، با مدیرعامل های مختلفی کار کرده ام.
آنها به معنی رایج کلمه، رهبر نبودند.
در میان آنها، از برونگرا تا تقریبا منزوی، از بردبار تا سختگیر و از سخاوتمند تا صرفه جو وجود داشتند.
🟡عاملی که همهی آنها را به مدیران موثری تبدیل میکرد، پیروی از ۸ روش بود:
۱. می پرسیدند چه کاری باید انجام شود؟
۲. می پرسیدند صلاح سازمان در چیست؟
۳. برنامه اقدام تدوین میکردند.
۴. مسئولیت تصمیم های خود را بر عهده میگرفتند.
۵. مسئولیت ایجاد ارتباطات را عهده دار میشدند.
۶. بیش از مشکلات روی فرصت ها تمرکز داشتند.
۷. جلسات پرباری برگزار میکردند.
۸. به جای «من»، «ما» میگفتند و می اندیشیدند.
🔹 دو مورد نخست، دانش مورد نیاز مدیران را در اختیارشان قرار میداد.
🔸 چهار مورد بعدی به آنها کمک میکرد تا این دانش را به اقدام موثر تبدیل کنند.
🔹دو روش آخر تضمین میکردند که همه سازمان احساس مسئولیت و پاسخگویی دارند.
منبع: کتاب درباره رهبری HBR
✳️ پوشیدن لباسهای آراسته میتواند شما را به موفقیت برساند؟!
✅ تحقیقات نشان داده است که پوشیدن لباس زیبا و آراسته در محل کارتان میتواند بسیار تاثیرگذار باشد. پوشیدن لباسهای مناسب در دفتر کار میتواند بر نحوه درک مردم از شخصیت شما، حس اعتماد بهنفس و چگونگی طرز تفکر شما تاثیر بگذارد.
🟢 محققان بر روی ۱۲۸ نفر مرد بین ۱۸ تا ۳۲ ساله تحقیقاتی انجام دادند. در این تحقیقات، محققان از شرکتکنندگان خواستند تا در مذاکرات خرید و فروش شرکت کنند.
در این تحقیق افراد شرکتکننده از نظر لباسهایی که پوشیده بودند به سه دسته تقسیم شدند: دسته اول افرادی بودند که لباسهای خوبی به تن نداشتند (شلوار ورزشی و دمپایی). این دسته از افراد سودی فرضی معادل ۶۸۰ هزار دلار به دست آوردند، در حالی که دسته دوم که کتوشلوار پوشیده بودند درآمدی معادل ۲.۱ میلیون دلار کسب کردند و دسته سوم افرادی که لباسهای معمولی به تن داشتند درآمدی معادل ۱.۵۸ میلیون دلار به دست آوردند.
🔵 به گفته یکی از محققان این مطالعه، این تفاوتها در مقدار سود به دست آمده نشان دهنده این است که شرکتکنندگانی که به خوبی لباس نپوشیده بودند اغلب تسلیم شرکتکنندگانی میشدند که کت و شلوار به تن داشتند و شرکتکنندگانی که کت و شلوار به تن داشتند این احترام را نسبت به خود حس میکردند، که این حس باعث میشد عقبنشینی کمتری را از خود نشان دهند و به مراتب اعتماد بهنفس آنها را افزایش میداد.
🟡 در تحقیقاتی دیگر، شرکتکنندگانی که لباس آراسته پوشیده بودند، تفکر خلاقانه و آیندهنگری خاصی همانند مدیران داشتند، در حالیکه افرادی که لباس مناسب به تن نداشتند خود را با جزئیات کوچک درگیر میکردند.
🟣 مایکل ال.اسلپاین، یکی از نویسندگان محقق و استادیار دانشگاه تجارت کلمبیا میگوید: "افرادی که لباس آراسته و زیبا میپوشند احساس قدرتمند بودن میکنند و زمانی که شخصی حس میکند قدرتمند است، دیگر مجبور نیست بر روی جزئیات توجه کند."
🟤 این تحقیقات میتوانند بر روی سبک لباس پوشیدن روزمره ما تاثیر بگذارد، زیرا امروزه که پوشیدن لباسهای عادی در محل کار مرسوم است، شما میتوانید با پوشیدن لباسهایی زیبا و آراسته بر افزایش احتمال موفقیت خود تاثیر بگذارید؛ اما با این حال اطمینان حاصل کنید که از قانون کمی بالاتر استفاده کنید. این قانون به این معنا است که اگر بیشتر افراد در محل کار شما پیراهن معمولی به تن دارند، شما میتوانید با یک تک کت به سرکار بروید و اگر بیشتر افراد در محل کار شما تک کت میپوشند شما میتوانید کت و شلوار بپوشید.
منبع: Businessinsider
بازنشراز: راهنامه مدیر
✅ تحقیقات نشان داده است که پوشیدن لباس زیبا و آراسته در محل کارتان میتواند بسیار تاثیرگذار باشد. پوشیدن لباسهای مناسب در دفتر کار میتواند بر نحوه درک مردم از شخصیت شما، حس اعتماد بهنفس و چگونگی طرز تفکر شما تاثیر بگذارد.
🟢 محققان بر روی ۱۲۸ نفر مرد بین ۱۸ تا ۳۲ ساله تحقیقاتی انجام دادند. در این تحقیقات، محققان از شرکتکنندگان خواستند تا در مذاکرات خرید و فروش شرکت کنند.
در این تحقیق افراد شرکتکننده از نظر لباسهایی که پوشیده بودند به سه دسته تقسیم شدند: دسته اول افرادی بودند که لباسهای خوبی به تن نداشتند (شلوار ورزشی و دمپایی). این دسته از افراد سودی فرضی معادل ۶۸۰ هزار دلار به دست آوردند، در حالی که دسته دوم که کتوشلوار پوشیده بودند درآمدی معادل ۲.۱ میلیون دلار کسب کردند و دسته سوم افرادی که لباسهای معمولی به تن داشتند درآمدی معادل ۱.۵۸ میلیون دلار به دست آوردند.
🔵 به گفته یکی از محققان این مطالعه، این تفاوتها در مقدار سود به دست آمده نشان دهنده این است که شرکتکنندگانی که به خوبی لباس نپوشیده بودند اغلب تسلیم شرکتکنندگانی میشدند که کت و شلوار به تن داشتند و شرکتکنندگانی که کت و شلوار به تن داشتند این احترام را نسبت به خود حس میکردند، که این حس باعث میشد عقبنشینی کمتری را از خود نشان دهند و به مراتب اعتماد بهنفس آنها را افزایش میداد.
🟡 در تحقیقاتی دیگر، شرکتکنندگانی که لباس آراسته پوشیده بودند، تفکر خلاقانه و آیندهنگری خاصی همانند مدیران داشتند، در حالیکه افرادی که لباس مناسب به تن نداشتند خود را با جزئیات کوچک درگیر میکردند.
🟣 مایکل ال.اسلپاین، یکی از نویسندگان محقق و استادیار دانشگاه تجارت کلمبیا میگوید: "افرادی که لباس آراسته و زیبا میپوشند احساس قدرتمند بودن میکنند و زمانی که شخصی حس میکند قدرتمند است، دیگر مجبور نیست بر روی جزئیات توجه کند."
🟤 این تحقیقات میتوانند بر روی سبک لباس پوشیدن روزمره ما تاثیر بگذارد، زیرا امروزه که پوشیدن لباسهای عادی در محل کار مرسوم است، شما میتوانید با پوشیدن لباسهایی زیبا و آراسته بر افزایش احتمال موفقیت خود تاثیر بگذارید؛ اما با این حال اطمینان حاصل کنید که از قانون کمی بالاتر استفاده کنید. این قانون به این معنا است که اگر بیشتر افراد در محل کار شما پیراهن معمولی به تن دارند، شما میتوانید با یک تک کت به سرکار بروید و اگر بیشتر افراد در محل کار شما تک کت میپوشند شما میتوانید کت و شلوار بپوشید.
منبع: Businessinsider
بازنشراز: راهنامه مدیر
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
تورمدرمانی با رشد اقتصادی؟
❓روز گذشته رئیسجمهور وعده مهار تورم از طریق رشد تولید را داد. این در حالی است که در ادبیات متعارف اقتصادی سالهاست که رشد و تورم از عوامل متفاوتی نشأت میگیرند و راهکارهای مشخصی برای ارتقای رشد و مهار تورم وجود دارد.
❓اظهارات جدید رئیسجمهور موجب شده بار دیگر نگرانیها بابت بازگشت دوباره به ریل سیاستگذاری غیراصولی افزایش یابد. به نظر میرسد قرار است دولت با نسخههای آزمودهشده تلاش کند تا به نام تولید، موتور تورمی کشور را بار دیگر به راه بیندازد.
❓رشد و تورم دو مقوله با جنسهایی متفاوتند؛ درحالیکه رشد اقتصادی به بخشهای واقعی اقتصاد، مانند سطح سرمایهگذاری وابسته است، تورم پدیدهای پولی است و چاره آن را باید در نظام بانکی کشور پیگیری کرد. بدون شک استفاده از ابزارهای پولی انبساطی با هدف بهبود رشد و ایجاد رونق اقتصادی، آنهم در شرایطی که اقتصاد ایران درگیر محدودیتهای واقعی است، نه تنها به اهداف مد نظر خود نمیرسد، بلکه تنها بر رشد سطح قیمتها در جامعه دامن میزند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3981173
❓روز گذشته رئیسجمهور وعده مهار تورم از طریق رشد تولید را داد. این در حالی است که در ادبیات متعارف اقتصادی سالهاست که رشد و تورم از عوامل متفاوتی نشأت میگیرند و راهکارهای مشخصی برای ارتقای رشد و مهار تورم وجود دارد.
❓اظهارات جدید رئیسجمهور موجب شده بار دیگر نگرانیها بابت بازگشت دوباره به ریل سیاستگذاری غیراصولی افزایش یابد. به نظر میرسد قرار است دولت با نسخههای آزمودهشده تلاش کند تا به نام تولید، موتور تورمی کشور را بار دیگر به راه بیندازد.
❓رشد و تورم دو مقوله با جنسهایی متفاوتند؛ درحالیکه رشد اقتصادی به بخشهای واقعی اقتصاد، مانند سطح سرمایهگذاری وابسته است، تورم پدیدهای پولی است و چاره آن را باید در نظام بانکی کشور پیگیری کرد. بدون شک استفاده از ابزارهای پولی انبساطی با هدف بهبود رشد و ایجاد رونق اقتصادی، آنهم در شرایطی که اقتصاد ایران درگیر محدودیتهای واقعی است، نه تنها به اهداف مد نظر خود نمیرسد، بلکه تنها بر رشد سطح قیمتها در جامعه دامن میزند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3981173
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
متغیرهای راهبردی تاثیرگذار بر مذاکرات ایران و آمریکا
👤 دکتر ابراهیم متقی
✍️ مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط را میتوان بخشی از سازوکارهای کنش دیپلماتیک برای حل و فصل چالشهای موجود در روابط ایران و آمریکا دانست. ایران و آمریکا در فضای رقابت پردامنه منطقهای قرار دارند؛ اما هیچیک از دو کشور تمایلی به درگیری نظامی و امنیتی ندارند. ایالاتمتحده سیاست منطقهای خود را برمبنای «موازنه فراساحلی» قرار داده است. چنین رویکردی به معنای اجتناب از درگیری مستقیم با ایران خواهد بود.
✍️ مقامات ایران و آمریکا به این موضوع واقف بودند که در فضای ملتهب و بحران امنیتی کشورها یا در وضعیت همکاریهای متقابل قرار گیرند؛ در غیر اینصورت با تضادهای پرمخاطره روبهرو خواهند شد. در شرایط موجود، ایران از قابلیت لازم برای بازدارندگی در برابر اقدامات تهاجمی اسرائیل و آمریکا برخوردار است. در چنین شرایطی ایالاتمتحده نمیتواند از سیاست تهدید و دیپلماسی اجبار به گونه پردامنه استفاده کند. آمریکا ترجیح میدهد زمینه حل و فصل مسالمتآمیز چالشهای موجود فراهم شود...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3981107
متغیرهای راهبردی تاثیرگذار بر مذاکرات ایران و آمریکا
👤 دکتر ابراهیم متقی
✍️ مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط را میتوان بخشی از سازوکارهای کنش دیپلماتیک برای حل و فصل چالشهای موجود در روابط ایران و آمریکا دانست. ایران و آمریکا در فضای رقابت پردامنه منطقهای قرار دارند؛ اما هیچیک از دو کشور تمایلی به درگیری نظامی و امنیتی ندارند. ایالاتمتحده سیاست منطقهای خود را برمبنای «موازنه فراساحلی» قرار داده است. چنین رویکردی به معنای اجتناب از درگیری مستقیم با ایران خواهد بود.
✍️ مقامات ایران و آمریکا به این موضوع واقف بودند که در فضای ملتهب و بحران امنیتی کشورها یا در وضعیت همکاریهای متقابل قرار گیرند؛ در غیر اینصورت با تضادهای پرمخاطره روبهرو خواهند شد. در شرایط موجود، ایران از قابلیت لازم برای بازدارندگی در برابر اقدامات تهاجمی اسرائیل و آمریکا برخوردار است. در چنین شرایطی ایالاتمتحده نمیتواند از سیاست تهدید و دیپلماسی اجبار به گونه پردامنه استفاده کند. آمریکا ترجیح میدهد زمینه حل و فصل مسالمتآمیز چالشهای موجود فراهم شود...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3981107
روزنامه دنیای اقتصاد
متغیرهای راهبردی تاثیرگذار بر مذاکرات ایران و آمریکا
ایران و آمریکا در 45سال گذشته بیشترین سطح تنش دیپلماتیک و چالشهای امنیتی را در ارتباط با یکدیگر تجربه کردهاند. هریک از دو کشور به این موضوع اشاره دارد که دیگری نوعی چالش و مخاطره امنیت ملی محسوب میشود. سند امنیت ملی آمریکا در تمامی چهاردهه گذشته به…
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
اقتصاددان تنها
چرا عبدالناصر همتی سکوت نمیکند؟
عبدالناصر همتی این روزها شمایل یک سیاستمدار تنها را دارد. نه دفتری دارد، نه رانندهای و نه همراه و بادیگاردی. عضو هیچ حزبی نیست و در گعدههای سیاسی شرکت نمیکند. همکاران قدیمش ماهی یکبار در دفتر رئیسجمهور سابق جمع میشوند اما همتی حوصله حضور در این نشستها را ندارد. از سران اصلاحطلب دلخور است؛ هنوز دلش با حسن روحانی و سیدحسن خمینی صاف نشده و حتی رابطهاش با اسحاق جهانگیری مثل قبل نیست. اینها شاید نشانههایی از افسردگی سیاسی یا گوشهگیری یک سیاستمدار باشد اما واقعیت این است که عبدالناصر همتی نه افسرده است و نه گوشهگیر.
دو سال از انتخابات ریاستجمهوری سال 1400 میگذرد، انتخاباتی که به پیروزی عبدالناصر همتی منجر نشد اما از او منتقدی خستگیناپذیر ساخت. رئیسکل پیشین بانک مرکزی از زمان تشکیل دولت سیزدهم هرگز عرصه عمومی را ترک نکرده و همچون هفتههای منتهی به انتخابات، به نقد سیاستهای اقتصادی دولت سیزدهم میپردازد.
نقدهای تندوتیز او گاهی اصلاحطلبان را نشانه میرود، گاهی دولت اصولگرایان را مینوازد و گاهی حتی سیاستهای دولت حسن روحانی را. همتی هم در توئیتر فعال است و هم با رسانهها گفتوگو میکند و گاهی هم در کلابهاوس به اظهارنظر میپردازد اما هرچه هست، همتی همچنان فعال است و برای نقد سیاستهای اقتصادی دولت رئیسی آمادگی کامل دارد.
همین کنشگری و حاضرجوابیاش باعث شده تا رسانههای اصولگرا از هیچ فرصتی برای تخریب عملکرد رئیسکل پیشین بانک مرکزی چشمپوشی نکنند. آنها معتقدند عبدالناصر همتی با عملکرد ضعیفی که در دولت روحانی داشته، صلاحیت اظهارنظر درباره عملکرد اقتصادی دولت سیزدهم را ندارد. به عقیده مدافعان دولت، عبدالناصر همتی با فراموشی «عملکرد فاجعهبار» خود، روی حافظه ضعیف ایرانیان حساب ویژهای باز کرده و میخواهد با «مانور سیاسی» بر ضعفهای موجود، خود را احیا و کارنامه ضعیفش را پاک کند.
چرا عبدالناصر همتی سکوت نمیکند؟
متن کامل این گزارش را در سایت تجارتفردا بخوانید.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
چرا عبدالناصر همتی سکوت نمیکند؟
عبدالناصر همتی این روزها شمایل یک سیاستمدار تنها را دارد. نه دفتری دارد، نه رانندهای و نه همراه و بادیگاردی. عضو هیچ حزبی نیست و در گعدههای سیاسی شرکت نمیکند. همکاران قدیمش ماهی یکبار در دفتر رئیسجمهور سابق جمع میشوند اما همتی حوصله حضور در این نشستها را ندارد. از سران اصلاحطلب دلخور است؛ هنوز دلش با حسن روحانی و سیدحسن خمینی صاف نشده و حتی رابطهاش با اسحاق جهانگیری مثل قبل نیست. اینها شاید نشانههایی از افسردگی سیاسی یا گوشهگیری یک سیاستمدار باشد اما واقعیت این است که عبدالناصر همتی نه افسرده است و نه گوشهگیر.
دو سال از انتخابات ریاستجمهوری سال 1400 میگذرد، انتخاباتی که به پیروزی عبدالناصر همتی منجر نشد اما از او منتقدی خستگیناپذیر ساخت. رئیسکل پیشین بانک مرکزی از زمان تشکیل دولت سیزدهم هرگز عرصه عمومی را ترک نکرده و همچون هفتههای منتهی به انتخابات، به نقد سیاستهای اقتصادی دولت سیزدهم میپردازد.
نقدهای تندوتیز او گاهی اصلاحطلبان را نشانه میرود، گاهی دولت اصولگرایان را مینوازد و گاهی حتی سیاستهای دولت حسن روحانی را. همتی هم در توئیتر فعال است و هم با رسانهها گفتوگو میکند و گاهی هم در کلابهاوس به اظهارنظر میپردازد اما هرچه هست، همتی همچنان فعال است و برای نقد سیاستهای اقتصادی دولت رئیسی آمادگی کامل دارد.
همین کنشگری و حاضرجوابیاش باعث شده تا رسانههای اصولگرا از هیچ فرصتی برای تخریب عملکرد رئیسکل پیشین بانک مرکزی چشمپوشی نکنند. آنها معتقدند عبدالناصر همتی با عملکرد ضعیفی که در دولت روحانی داشته، صلاحیت اظهارنظر درباره عملکرد اقتصادی دولت سیزدهم را ندارد. به عقیده مدافعان دولت، عبدالناصر همتی با فراموشی «عملکرد فاجعهبار» خود، روی حافظه ضعیف ایرانیان حساب ویژهای باز کرده و میخواهد با «مانور سیاسی» بر ضعفهای موجود، خود را احیا و کارنامه ضعیفش را پاک کند.
چرا عبدالناصر همتی سکوت نمیکند؟
متن کامل این گزارش را در سایت تجارتفردا بخوانید.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
هفته نامه تجارت فردا
اقتصاددان تنها
عبدالله رجبی راد / نویسنده نشریه
عبدالناصر همتی این روزها شمایل یک سیاستمدار تنها را دارد. نه دفتری دارد، نه رانندهای و نه همراه و
*قدرت شگفت انگیز عادت های اتمی: تاثیر بهبودهای کوچک*
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در یکی از روزهای سال ۲۰۰۳، سرنوشت بریتیش سایکلینگ(British Cycling) عوض شد. این سازمان که نهاد حاکم بر دوچرخه سواری حرفه ای در بریتانیای کبیر است، دیو بریلزفورد (Dave Brailsford) را به عنوان مربی و مدیر اجرائی جدید خود استخدام کرد. در آن زمان، دوچرخه سواران حرفه ای در بریتانیای کبیر، حدودا صد سال عملکرد متوسط را تجربه کرده بودند. از سال ۱۹۰۸، آنها فقط یک مدال طلای المپیک را کسب کرده بودند و در توردو فرانس- بزرگترین مسابقه ی دوچرخه سواری دنیا- عملکرد بدتری هم داشتند؛ طی ۱۱۰ سال هیچ دوچرخه سوار بریتانیایی نتوانسته بود این مسابقه را ببرد!
https://chat.whatsapp.com/GYZlSr2BFYFFVH3wa2H142
□عملکرد دوچرخه سواران انگلیسی آن قدر ناامید کننده بود که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان دوچرخه اروپا از فروش دوچرخه به این تیم امتناع می کرد، زیرا می ترسید که اگر سایر حرفه ایی ها ببینند انگلیسی ها از تجهیزات این تولید کننده استفاده می کنند، به فروشش لطمه بخورد.
●بریلزفورد استخدام شد تا دوچرخه سواری بریتانیا را به مسیر جدیدی ببرد. آنچه او را از مربی های پیشین جدا می کند، تعهد بی وقفه اش به یک استراتژی است که از آن تحت عنوان *«اجتماع سودهای حاشیه ای»* یاد می کند. این استراتژی به دنبال بهبودهای کوچک و جزئی در کلیه کارهایی است که باید انجام شوند.
○بریلزفورد می گوید: *«کلیت این اصل از جایی می آید که اگر هر آنچه به راندن یک دوچرخه مربوط می شود را جدا کنید و سپس همان ها را به میزان ۱ درصد بهبود ببخشید، پس از تجمع همه این اجزا کنار هم، به سود قابل توجهی دست خواهید یافت.»*
■بریلیزفورد و مربیانش کار خود را با تغییرات کوچکی آغاز کردند که احتمالا از یک تیم دوچرخه سواری حرفه ای انتظار دارید. آنها صندلی دوچرخه ها را دوباره طراحی کردند تا راحت تر شود و الکل روی تایرها مالیدند تا چسبندگی بهتری داشته باشد. لباسهای مختلف دوچرخه سواری را در تونل باد تست کردند و از دوچرخه سواران فضای آزاد خواستند از لباس دوچرخه سواری پیست داخل سالن استفاده کنند، زیرا در آزمایشها ثابت شده بود این لباسها به خاطر وزن کمتر و آیرودینامیک بودن، عملکرد بهتری دارند. از دوچرخه سواران خواستند لباس مخصوصی بپوشند که با جریان الکتریسیته گرم می شد تا دمای عضلاتشان در حین دوچرخه سواری ایده آل بماند و همچنین از سنسور های بازخورد زیستی استفاده کردند تا نحوه پاسخ هر ورزشکار به تمرینهای اختصاصی را پایش کنند.
□آنها همین جا متوقف نشدند. بریلزفورد و تیمش به کار خود برای یافتن بهبود های ۱ درصدی در بخش های غیرمنتظره و نادیده شده ادامه دادند. آنها ژلهای ماساژ مختلف را آزمایش کردند تا متوجه شوند کدام یک برای رفع خستگی و بازیابی قدرت ماهیچه ها سریعتر عمل می کند. آنها یک جراح را استخدام کردند تا نحوه شستشوی صحیح دستها را به دوچرخه سواران آموزش دهد تا شانس ابتلا به سرما خوردگی شان کاهش یابد. همچنین، بهترین نوع بالش و تشک را تعیین کردند که هر دوچرخه سوار بهترین خواب شب را داشته باشد. آنها حتی داخل کامیون حمل دوچرخه ها را با رنگ سفید نقاشی کردند که به آنها کمک می کرد تا کمترین ذره گرد و غبار را مشاهده کنند. این گرد و غبارها ممکن بود به چشم نیایند ولی می توانستند باعث کاهش کارآیی دوچرخه ها شوند که به بهترین نحو تنظیم شده بودند.
●وقتی این نکات و صدها بهبود کوچک دیگر در کنار یکدیگر جمع شدند، نتایج سریعتر از آنچه تصور می شد از راه رسیدند! تنها ۵ سال پس از قبول مسئولیت بریلزفورد، تیم دوچرخه سواری انگلستان سلطان مسابقات دوچرخه سواری جاده و پیست در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن شد. جایی که آنها ۶۰ درصد از مدال های طلای موجود را از آن خود کردند. چهار سال بعد وقتی المپیک به لندن آمد، بریتانیایی ها شرایط را بهتر کردند، زیرا ۹ رکورد المپیک و ۷ رکورد جهانی را ثبت کردند!
○همان سال، بردلی ویگینز(Bradley Wiggins) به اولین دوچرخه سوار بریتانیایی تبدیل شد که توردوفرانس را برد. سال بعد هم تیمی اش کریس فروم (Chris Froome) برنده مسابقه شد و به پیروزی خود در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ادامه داد و باعث شد تیم بریتانیا ۵ پیروزی توردو فرانس را طی ۶ سال کسب کند.
■در طول یک دوره ده ساله از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷، دوچرخه سواران بریتانیایی ۱۷۸ قهرمانی جهانی و ۶۶ مدال المپیک و پارالمپیک را بردند و ۵ پیروزی توردوفرانس را نیز بدست آوردند!
□این اتفاق چگونه رخ داد؟ چرا تجمع بهبود های کوچک منجر به نتایج قابل توجهی شد و چگونه می توانید این رویکرد را در زندگی و کسب و کار خود تکرار کنید؟
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در یکی از روزهای سال ۲۰۰۳، سرنوشت بریتیش سایکلینگ(British Cycling) عوض شد. این سازمان که نهاد حاکم بر دوچرخه سواری حرفه ای در بریتانیای کبیر است، دیو بریلزفورد (Dave Brailsford) را به عنوان مربی و مدیر اجرائی جدید خود استخدام کرد. در آن زمان، دوچرخه سواران حرفه ای در بریتانیای کبیر، حدودا صد سال عملکرد متوسط را تجربه کرده بودند. از سال ۱۹۰۸، آنها فقط یک مدال طلای المپیک را کسب کرده بودند و در توردو فرانس- بزرگترین مسابقه ی دوچرخه سواری دنیا- عملکرد بدتری هم داشتند؛ طی ۱۱۰ سال هیچ دوچرخه سوار بریتانیایی نتوانسته بود این مسابقه را ببرد!
https://chat.whatsapp.com/GYZlSr2BFYFFVH3wa2H142
□عملکرد دوچرخه سواران انگلیسی آن قدر ناامید کننده بود که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان دوچرخه اروپا از فروش دوچرخه به این تیم امتناع می کرد، زیرا می ترسید که اگر سایر حرفه ایی ها ببینند انگلیسی ها از تجهیزات این تولید کننده استفاده می کنند، به فروشش لطمه بخورد.
●بریلزفورد استخدام شد تا دوچرخه سواری بریتانیا را به مسیر جدیدی ببرد. آنچه او را از مربی های پیشین جدا می کند، تعهد بی وقفه اش به یک استراتژی است که از آن تحت عنوان *«اجتماع سودهای حاشیه ای»* یاد می کند. این استراتژی به دنبال بهبودهای کوچک و جزئی در کلیه کارهایی است که باید انجام شوند.
○بریلزفورد می گوید: *«کلیت این اصل از جایی می آید که اگر هر آنچه به راندن یک دوچرخه مربوط می شود را جدا کنید و سپس همان ها را به میزان ۱ درصد بهبود ببخشید، پس از تجمع همه این اجزا کنار هم، به سود قابل توجهی دست خواهید یافت.»*
■بریلیزفورد و مربیانش کار خود را با تغییرات کوچکی آغاز کردند که احتمالا از یک تیم دوچرخه سواری حرفه ای انتظار دارید. آنها صندلی دوچرخه ها را دوباره طراحی کردند تا راحت تر شود و الکل روی تایرها مالیدند تا چسبندگی بهتری داشته باشد. لباسهای مختلف دوچرخه سواری را در تونل باد تست کردند و از دوچرخه سواران فضای آزاد خواستند از لباس دوچرخه سواری پیست داخل سالن استفاده کنند، زیرا در آزمایشها ثابت شده بود این لباسها به خاطر وزن کمتر و آیرودینامیک بودن، عملکرد بهتری دارند. از دوچرخه سواران خواستند لباس مخصوصی بپوشند که با جریان الکتریسیته گرم می شد تا دمای عضلاتشان در حین دوچرخه سواری ایده آل بماند و همچنین از سنسور های بازخورد زیستی استفاده کردند تا نحوه پاسخ هر ورزشکار به تمرینهای اختصاصی را پایش کنند.
□آنها همین جا متوقف نشدند. بریلزفورد و تیمش به کار خود برای یافتن بهبود های ۱ درصدی در بخش های غیرمنتظره و نادیده شده ادامه دادند. آنها ژلهای ماساژ مختلف را آزمایش کردند تا متوجه شوند کدام یک برای رفع خستگی و بازیابی قدرت ماهیچه ها سریعتر عمل می کند. آنها یک جراح را استخدام کردند تا نحوه شستشوی صحیح دستها را به دوچرخه سواران آموزش دهد تا شانس ابتلا به سرما خوردگی شان کاهش یابد. همچنین، بهترین نوع بالش و تشک را تعیین کردند که هر دوچرخه سوار بهترین خواب شب را داشته باشد. آنها حتی داخل کامیون حمل دوچرخه ها را با رنگ سفید نقاشی کردند که به آنها کمک می کرد تا کمترین ذره گرد و غبار را مشاهده کنند. این گرد و غبارها ممکن بود به چشم نیایند ولی می توانستند باعث کاهش کارآیی دوچرخه ها شوند که به بهترین نحو تنظیم شده بودند.
●وقتی این نکات و صدها بهبود کوچک دیگر در کنار یکدیگر جمع شدند، نتایج سریعتر از آنچه تصور می شد از راه رسیدند! تنها ۵ سال پس از قبول مسئولیت بریلزفورد، تیم دوچرخه سواری انگلستان سلطان مسابقات دوچرخه سواری جاده و پیست در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن شد. جایی که آنها ۶۰ درصد از مدال های طلای موجود را از آن خود کردند. چهار سال بعد وقتی المپیک به لندن آمد، بریتانیایی ها شرایط را بهتر کردند، زیرا ۹ رکورد المپیک و ۷ رکورد جهانی را ثبت کردند!
○همان سال، بردلی ویگینز(Bradley Wiggins) به اولین دوچرخه سوار بریتانیایی تبدیل شد که توردوفرانس را برد. سال بعد هم تیمی اش کریس فروم (Chris Froome) برنده مسابقه شد و به پیروزی خود در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ادامه داد و باعث شد تیم بریتانیا ۵ پیروزی توردو فرانس را طی ۶ سال کسب کند.
■در طول یک دوره ده ساله از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷، دوچرخه سواران بریتانیایی ۱۷۸ قهرمانی جهانی و ۶۶ مدال المپیک و پارالمپیک را بردند و ۵ پیروزی توردوفرانس را نیز بدست آوردند!
□این اتفاق چگونه رخ داد؟ چرا تجمع بهبود های کوچک منجر به نتایج قابل توجهی شد و چگونه می توانید این رویکرد را در زندگی و کسب و کار خود تکرار کنید؟
*منبع: کتاب عادتهای اتمی(Atomic Habits) اثر جیمز کلیر*
_______
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
_______
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_______
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
_______
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
Telegram
گاهنامه مدیر(دکتر مهدی صانعی)
هدف گاهنامه مدیر، ارتقاء دانش و بینش مخاطبان (هوش راهبردی) از طریق نشر پیامهای دارای مضامین مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
بنیانگذار: دکتر مهدی صانعی
اینستاگرام: gahname_modir
بنیانگذار: دکتر مهدی صانعی
اینستاگرام: gahname_modir
👍1
Forwarded from ققنوس (Saeed Attar)
ما و آینده اقتصاد جهانی در ۴ سناریو
(گزارش مک کنزی)
● در ۱۰۰ سال گذشته، اقتصاد جهان حداقل ۴ بحران بزرگ را از سر گذرانده است (۱۹۲۹، ۱۹۷۳، ۱۹۹۷ و ۲۰۰۷).همه این بحرانها به ایران هم سرایت کرده و کم و بیش آسیبهایی به اقتصاد کشور وارد شده است. در آخرین بحران (بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸)، ما روزانه بیش از ۲.۵ میلیون بشکه نفت ۱۰۰ دلاری میفروختیم و با پس انداز سالهای قبلمان و باقیمانده سرمایه اجتماعی و منابع محیط زیستی مان، جامعه ۷۳ میلیون را اداره میکردیم. با این وجود، آن بحران هم بر اقتصاد کشور ما تاثیر منفی گذاشت (یک پژوهش در این مورد).
● امروز که جهان، به همپیوسته تر از همه ادوار گذشته اش است، هر چیز خوب و بدی، به سرعت در جهان شیوع پیدا میکند (جهانی شدن بحران کرونا، نمونه اخیر چنین به هم پیوستگی است). ما امروز، نه پول چندانی در صندوق توسعه ملی (یا همان صندوق ذخیره ارزی) داریم، نه در حجم آن سالها نفت میفروشیم (متوسط ۱ میلیون بشکه نفت در روز)، نه نفت قیمت بالایی دارد (که به دلیل تحریم ها، حتی مجبور به فروش آن به زیر قیمت روز هم هستیم) و نه جامعه ۸۷ میلیونیِ خسته از حداقل یک دهه افول اقتصادی و تنش سیاسی، تاب آوری چندان بالایی دارد. در این شرایط، اگر تا پیش از ورود به یک بحران بزرگ جهانی دیگر، حداقلهای لازم برای افزایش "کارآمدی در اقتصاد" و بهبود "مشروعیت در سیاست" را تدارک نبینیم؛ اگر همچنان از همه ظرفیت های جامعه مان استفاده نکنیم. دنیا که عطسه کند، ما سرمای بدی میخوریم.
●موسسه جهانی مک کنزی، گزارشی تحقیقی در مورد وضعیت اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۳۰ منتشر و در آن، ۴ سناریو محتمل را بررسی کرده است. در ۳ سناربو از ۴ مورد، جهان در سالهای آینده عطسه های بزرگی خواهد کرد. نکات مهم این گزارش:
۱. در طی ۲ دهه گذشته، ترازنامه جهانی (یعنی صورت مالی شامل دارایی، بدهی و سرمایه گذاری)، بسیار سریع تر از تولید ناخالص داخلی رشد کرده است. این یعنی در سالهای گذشته، قیمت دارایی ها افزایش یافته اما سطح بهره وری و رشد واقعی اقتصاد متناسب با آن نبوده است. نتیجه اینکه، در دنیا ۱۶۰ تریلیون دلار ثروت کاغذی (Paper Wealth) به وجود آمده (ثروتی که افراد روی کاغذ دارند که عملا هیچ است یعنی حباب است). میزان نابرابری در کشورها نیز افزایش یافته است. در این دو دهه، به ازاء ۱ دلار سرمایه گذاری، ۱.۹ دلار بدهی ایجاد شده است. این یعنی بدهی در جهان، افزایش بیش از حدی داشته و دنیا در گودال بدهی افتاده است. همه اینها، جهان را در آستانه تکانهای شدید اقتصادی شدیدی قرار داده است.
۲. تا ۷ سال دیگر، چهار سناریو پیش روی جهان است:
سناریو یک. بازگشت به دوران گذشته (مسیر انباشت بحرانها): در این حالت، جهان وضعیت کنونی را ادامه میدهد (کاهش رشد اقتصادی (۱ درصد به طور متوسط)، افزایش بدهی ها، تشدید نابرابری ها، افزایش ۴۰ تریلیون دلاری در ثروت کاغذی خانوارها). با ادامه روند کنونی، اقتصاد جهان (و احتمالا اقتصاد ما) در سالهای پس از ۲۰۳۰، با بحرانهای به مراتب شدیدتری مواجه میشود...
سناربو دو. بالاتر به مدت طولانی تر (Higher for Longer) (مسیر تداوم بحران تورم): در این حالت (مشابه بحران ۱۹۷۳)، بحران تورم جهانی تا سالها باقی می ماند و علیرغم آسیبهایش، مشکل عدم توازن ترازنامه جهانی و بدهی های زیاد تا حد زیادی حل میشوند (و بحران تورم در اقتصاد ما، احتمالا با نرخ های بالاتر و طولانی تر ادامه خواهد یافت). قیمت ها در بازار مسکن نیز کاهش پیدا میکند (سقوط بازار مسکن)...
سناریو سه. تنظیم مجدد ترازنامه (Balance Sheet Reset) (مسیر تشدید بحران رکود): در این حالت، ارزش دارایی ها سقوط کرده و رکود طولانی مدتی حاکم خواهد شد (مشابه وضعیت ژاپن در بحران دهه ۱۹۹۰). این سناریو، به معنای کاهش تورم به بهای سقوط تقریبا تمام بخشهای اقتصاد و ورشکستگی موسسات مالی است (مثلا کاهش حداقل ۳۰ درصدی در ارزش املاک و سهام در امریکا). در مجموع، ۲۰ درصد (معادل ۳۰ تریلیون دلار) از ثروت خانوارها کم خواهد شد.
سناریو چهار. افزایش بهره وری (مسیر رشد بالا و تورم پائین): در این حالت که باید برای رسیدن به آن تلاش کرد، سرمایه گذاری مولد، تقویت شده و رشد بهره وری افزایش پیدا میکند (مشابه اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰). پذیرش گسترده فناوری های دیجیتال و اتوماسیون، رشد واقعی اقتصاد را سرعت میدهد و موج جدیدی از رشد اقتصادهای نوظهور، نیروی کار جهانی را جذب میکند و رشد سریع عرضه، فشار تورمی را مهار میکند. ارزش بازار سهام و مسکن نیز با شیبی آرام کاهش می یابد و ثروت واقعی خانوارها، ۱۶ تریلیون دلار افزایش پیدا کرده و از میزان نابرابری ها کاسته میشود. متاسفانه به دلیل آنکه اقتصاد جهانی هنوز آماده افتادن در این مسیر نیست، ۳ سناریوی قبلی، محتمل ترین وضعیتها در سالهای پیش رو هستند.
✏سعیدعطار/ققنوس
https://t.me/iransaeedattar
(گزارش مک کنزی)
● در ۱۰۰ سال گذشته، اقتصاد جهان حداقل ۴ بحران بزرگ را از سر گذرانده است (۱۹۲۹، ۱۹۷۳، ۱۹۹۷ و ۲۰۰۷).همه این بحرانها به ایران هم سرایت کرده و کم و بیش آسیبهایی به اقتصاد کشور وارد شده است. در آخرین بحران (بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸)، ما روزانه بیش از ۲.۵ میلیون بشکه نفت ۱۰۰ دلاری میفروختیم و با پس انداز سالهای قبلمان و باقیمانده سرمایه اجتماعی و منابع محیط زیستی مان، جامعه ۷۳ میلیون را اداره میکردیم. با این وجود، آن بحران هم بر اقتصاد کشور ما تاثیر منفی گذاشت (یک پژوهش در این مورد).
● امروز که جهان، به همپیوسته تر از همه ادوار گذشته اش است، هر چیز خوب و بدی، به سرعت در جهان شیوع پیدا میکند (جهانی شدن بحران کرونا، نمونه اخیر چنین به هم پیوستگی است). ما امروز، نه پول چندانی در صندوق توسعه ملی (یا همان صندوق ذخیره ارزی) داریم، نه در حجم آن سالها نفت میفروشیم (متوسط ۱ میلیون بشکه نفت در روز)، نه نفت قیمت بالایی دارد (که به دلیل تحریم ها، حتی مجبور به فروش آن به زیر قیمت روز هم هستیم) و نه جامعه ۸۷ میلیونیِ خسته از حداقل یک دهه افول اقتصادی و تنش سیاسی، تاب آوری چندان بالایی دارد. در این شرایط، اگر تا پیش از ورود به یک بحران بزرگ جهانی دیگر، حداقلهای لازم برای افزایش "کارآمدی در اقتصاد" و بهبود "مشروعیت در سیاست" را تدارک نبینیم؛ اگر همچنان از همه ظرفیت های جامعه مان استفاده نکنیم. دنیا که عطسه کند، ما سرمای بدی میخوریم.
●موسسه جهانی مک کنزی، گزارشی تحقیقی در مورد وضعیت اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۳۰ منتشر و در آن، ۴ سناریو محتمل را بررسی کرده است. در ۳ سناربو از ۴ مورد، جهان در سالهای آینده عطسه های بزرگی خواهد کرد. نکات مهم این گزارش:
۱. در طی ۲ دهه گذشته، ترازنامه جهانی (یعنی صورت مالی شامل دارایی، بدهی و سرمایه گذاری)، بسیار سریع تر از تولید ناخالص داخلی رشد کرده است. این یعنی در سالهای گذشته، قیمت دارایی ها افزایش یافته اما سطح بهره وری و رشد واقعی اقتصاد متناسب با آن نبوده است. نتیجه اینکه، در دنیا ۱۶۰ تریلیون دلار ثروت کاغذی (Paper Wealth) به وجود آمده (ثروتی که افراد روی کاغذ دارند که عملا هیچ است یعنی حباب است). میزان نابرابری در کشورها نیز افزایش یافته است. در این دو دهه، به ازاء ۱ دلار سرمایه گذاری، ۱.۹ دلار بدهی ایجاد شده است. این یعنی بدهی در جهان، افزایش بیش از حدی داشته و دنیا در گودال بدهی افتاده است. همه اینها، جهان را در آستانه تکانهای شدید اقتصادی شدیدی قرار داده است.
۲. تا ۷ سال دیگر، چهار سناریو پیش روی جهان است:
سناریو یک. بازگشت به دوران گذشته (مسیر انباشت بحرانها): در این حالت، جهان وضعیت کنونی را ادامه میدهد (کاهش رشد اقتصادی (۱ درصد به طور متوسط)، افزایش بدهی ها، تشدید نابرابری ها، افزایش ۴۰ تریلیون دلاری در ثروت کاغذی خانوارها). با ادامه روند کنونی، اقتصاد جهان (و احتمالا اقتصاد ما) در سالهای پس از ۲۰۳۰، با بحرانهای به مراتب شدیدتری مواجه میشود...
سناربو دو. بالاتر به مدت طولانی تر (Higher for Longer) (مسیر تداوم بحران تورم): در این حالت (مشابه بحران ۱۹۷۳)، بحران تورم جهانی تا سالها باقی می ماند و علیرغم آسیبهایش، مشکل عدم توازن ترازنامه جهانی و بدهی های زیاد تا حد زیادی حل میشوند (و بحران تورم در اقتصاد ما، احتمالا با نرخ های بالاتر و طولانی تر ادامه خواهد یافت). قیمت ها در بازار مسکن نیز کاهش پیدا میکند (سقوط بازار مسکن)...
سناریو سه. تنظیم مجدد ترازنامه (Balance Sheet Reset) (مسیر تشدید بحران رکود): در این حالت، ارزش دارایی ها سقوط کرده و رکود طولانی مدتی حاکم خواهد شد (مشابه وضعیت ژاپن در بحران دهه ۱۹۹۰). این سناریو، به معنای کاهش تورم به بهای سقوط تقریبا تمام بخشهای اقتصاد و ورشکستگی موسسات مالی است (مثلا کاهش حداقل ۳۰ درصدی در ارزش املاک و سهام در امریکا). در مجموع، ۲۰ درصد (معادل ۳۰ تریلیون دلار) از ثروت خانوارها کم خواهد شد.
سناریو چهار. افزایش بهره وری (مسیر رشد بالا و تورم پائین): در این حالت که باید برای رسیدن به آن تلاش کرد، سرمایه گذاری مولد، تقویت شده و رشد بهره وری افزایش پیدا میکند (مشابه اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰). پذیرش گسترده فناوری های دیجیتال و اتوماسیون، رشد واقعی اقتصاد را سرعت میدهد و موج جدیدی از رشد اقتصادهای نوظهور، نیروی کار جهانی را جذب میکند و رشد سریع عرضه، فشار تورمی را مهار میکند. ارزش بازار سهام و مسکن نیز با شیبی آرام کاهش می یابد و ثروت واقعی خانوارها، ۱۶ تریلیون دلار افزایش پیدا کرده و از میزان نابرابری ها کاسته میشود. متاسفانه به دلیل آنکه اقتصاد جهانی هنوز آماده افتادن در این مسیر نیست، ۳ سناریوی قبلی، محتمل ترین وضعیتها در سالهای پیش رو هستند.
✏سعیدعطار/ققنوس
https://t.me/iransaeedattar
McKinsey & Company
The future of wealth and growth hangs in the balance
The future of the global economy’s growth hangs in the balance. In this article, we look at four possible scenarios when it comes to global wealth.