✳️ گزارش جامع «جذب و استخدام ایران» امسال رو به تازگی منتشر کردیم. توی این گزارش کلی اطلاعات جذاب از شرکتها و میزان حقوقها وجود داره.
فقط این نکته رو هم یادآوری کنیم دادههای بخش حقوق و دستمزد این گزارش، بر اساس اطلاعات 69 هزار نفر از متخصصان که به صورت خوداظهاری گردآوری شده، به دست اومده
فقط این نکته رو هم یادآوری کنیم دادههای بخش حقوق و دستمزد این گزارش، بر اساس اطلاعات 69 هزار نفر از متخصصان که به صورت خوداظهاری گردآوری شده، به دست اومده
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سوپراستار اقتصاد چین
👁🗨 بلوار کوانتوم جایی در چین است که با قدم زدن در آن میتوان شرکتهای متعددی را دید که به معنای واقعی کلمه روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند؛ شرکتهایی که تا چند سال قبل وجود خارجی نداشتند. اکونومیست در گزارشی به شهری پرداخت که در کانون توجه سیاستگذاران چینی قرار گرفته و قرار است مدل آتی این کشور را شکل دهد. شهر «هِفِی»، پایتخت استان آنهویی، با در خود جای دادن تعداد زیادی از شرکتهای حوزه فناوری، ترکیبی از سرمایهگذاری دولت محلی و شرکتهای خصوصی را نشان میدهد که از آن تحت عنوان بهترین حالت سرمایهداری دولتی یاد میکنند.
❓سیاستگذاران محلی چینی چگونه از یک شهر فقیر یک الگوی توسعه خلق کردند؟
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
👁🗨 بلوار کوانتوم جایی در چین است که با قدم زدن در آن میتوان شرکتهای متعددی را دید که به معنای واقعی کلمه روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند؛ شرکتهایی که تا چند سال قبل وجود خارجی نداشتند. اکونومیست در گزارشی به شهری پرداخت که در کانون توجه سیاستگذاران چینی قرار گرفته و قرار است مدل آتی این کشور را شکل دهد. شهر «هِفِی»، پایتخت استان آنهویی، با در خود جای دادن تعداد زیادی از شرکتهای حوزه فناوری، ترکیبی از سرمایهگذاری دولت محلی و شرکتهای خصوصی را نشان میدهد که از آن تحت عنوان بهترین حالت سرمایهداری دولتی یاد میکنند.
❓سیاستگذاران محلی چینی چگونه از یک شهر فقیر یک الگوی توسعه خلق کردند؟
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
سوپراستار اقتصاد چین
بلوار کوانتوم جایی در چین است که با قدم زدن در آن میتوان شرکتهای متعددی را دید که به معنای واقعی کلمه روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند؛ شرکتهایی که تا چند سال قبل وجود خارجی نداشتند. اکونومیست در گزارشی به شهری پرداخت که در کانون توجه سیاستگذاران چینی قرار…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
بیماری هلندی واقعی
👤 دکتر جعفر خیرخواهان
✍️ «به پشتوانه عظیمِ اقتصادیای که ما داریم؛ نفت، وضع مالی شما از تمام دنیا به جز چند کشور، محکمتر است.» این بخشی از نطق مرحوم هاشمی رفسنجانی در تابستان۱۳۵۸ بود و در ادامه آن گفت: «۱۰میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم. اصلا ترس از کمبود نداشته باشید.»
✍️ همانگونه که کاملا مشخص است هدف اصلی این نوع سخنان و تاکیدهای مکرر که ما نفت داریم، انتقال این پیام به جامعه بود که ما ثروتمندیم و آسودهخاطر و راحت باشید که جای هیچ نگرانی نیست.
✍️ حال به کشوری دیگر یعنی نروژ بنگریم که چند سال پیش از انقلاب ایران در سال1357 و حتی پیش از اینکه نخستین شوک نفتی در سال1353 شاه ایران را سرمست کند، با کشف یک میدان عظیم نفتی به ناگهان صاحب ثروت نفتی شد.
✍️ مسوولان نروژی با نگاه به تجربه و عملکرد ناموفق شوک اول نفتی کشورهای عضو اوپک و نیز اتحاد جماهیر شوروی به جای اینکه از این کشف عظیم و پیوستن به کشورهای صادرکننده نفت خوشحال و مسرور شوند، دچار تشویش و دلنگرانی شدند. آنها در نهایت امر به یک کلمه رسیدند: احتیاط.
✍️ مردان (و زنان) نروژی که سکان اداره کشور را در دست داشتند با نگاه به آیندهای بلندمدتتر 50سال و 100سال بعد که در آن میتوانستند کودکان و نوههای خود را ببینند و به سرنوشت آنها اندیشه کنند، به ابتکار تاسیس صندوق توسعه نروژ و صندوقی برای آیندگان رسیدند...
✍️ چرا افزایش درآمد یک کشور باید «بیماری» باشد؟...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
بیماری هلندی واقعی
👤 دکتر جعفر خیرخواهان
✍️ «به پشتوانه عظیمِ اقتصادیای که ما داریم؛ نفت، وضع مالی شما از تمام دنیا به جز چند کشور، محکمتر است.» این بخشی از نطق مرحوم هاشمی رفسنجانی در تابستان۱۳۵۸ بود و در ادامه آن گفت: «۱۰میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم. اصلا ترس از کمبود نداشته باشید.»
✍️ همانگونه که کاملا مشخص است هدف اصلی این نوع سخنان و تاکیدهای مکرر که ما نفت داریم، انتقال این پیام به جامعه بود که ما ثروتمندیم و آسودهخاطر و راحت باشید که جای هیچ نگرانی نیست.
✍️ حال به کشوری دیگر یعنی نروژ بنگریم که چند سال پیش از انقلاب ایران در سال1357 و حتی پیش از اینکه نخستین شوک نفتی در سال1353 شاه ایران را سرمست کند، با کشف یک میدان عظیم نفتی به ناگهان صاحب ثروت نفتی شد.
✍️ مسوولان نروژی با نگاه به تجربه و عملکرد ناموفق شوک اول نفتی کشورهای عضو اوپک و نیز اتحاد جماهیر شوروی به جای اینکه از این کشف عظیم و پیوستن به کشورهای صادرکننده نفت خوشحال و مسرور شوند، دچار تشویش و دلنگرانی شدند. آنها در نهایت امر به یک کلمه رسیدند: احتیاط.
✍️ مردان (و زنان) نروژی که سکان اداره کشور را در دست داشتند با نگاه به آیندهای بلندمدتتر 50سال و 100سال بعد که در آن میتوانستند کودکان و نوههای خود را ببینند و به سرنوشت آنها اندیشه کنند، به ابتکار تاسیس صندوق توسعه نروژ و صندوقی برای آیندگان رسیدند...
✍️ چرا افزایش درآمد یک کشور باید «بیماری» باشد؟...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
بیماری هلندی واقعی
«به پشتوانه عظیمِ اقتصادیای که ما داریم؛ نفت، وضع مالی شما از تمام دنیا به جز چند کشور، محکمتر است.» این بخشی از نطق مرحوم هاشمی رفسنجانی در تابستان1358 بود و در ادامه آن گفت: «10میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم. اصلا ترس از کمبود نداشته باشید.» همانگونه…
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
غول مرحله آخر
❓چرا اثرگذاری ذینفعان روی سیاستگذار بیش از اقتصاددانان است؟
🖌 اقتصاد ایران سالهاست که از تورم بالا رنج میبرد، تورمی که در پنج سال اخیر به بیش از دو برابر جهش کرده و فشار زیادی بر گرده خانوار و کسبوکارها سوار کرده است. ما در حالی تسلیم و برده تورم شدهایم که به گفته مسعود نیلی، اقتصاددان، تورم در دنیا به یک «متغیر تحت کنترل سیاستگذار» تبدیل شده است و از سالهای قبل اجماع تقریباً کاملی روی مفهوم تورم و مهار آن از طریق مهار رشد نقدینگی شکل گرفته که به کنترل نرخ تورم در سطح زیر پنج درصد بهطور متوسط در اغلب کشورهای جهان منجر شده است. اما چرا اقتصاد ایران در کنترل تورم ناتوان است؟
🖌 مسعود نیلی در گفتوگوی اخیر خود با تجارت فردا گفته است: «سیاستگذار واژه مهار تورم را به دفعات استفاده میکند، اما تمایلی به واژه مهار نقدینگی که برای مهار تورم لازم و ضروری است، نشان نمیدهد. چرا؟ چون ذینفعان رشد بالای نقدینگی، گروههای قدرتمندی هستند که برای تصمیمگیرنده تصور نادرست ایجاد میکنند... متاسفانه عوامل اقتصاد سیاسی رشد نقدینگی در کشور ما بسیار قدرتمندند و خطر آن بسیار جدی است. انگیزههای اقتصاد سیاسی به قدری قوی است که هر کسی هم اگر به دنبال اصلاح وضعیت کنونی باشد، بسیاری از ذینفعان وضعیت تورمی موجود با او مخالفت میکنند و اجازه اصلاح نمیدهند. در واقع ذینفعان رشد نقدینگی بسیار قوی در اقتصاد ایران وجود دارند.»
🖌 این گفتههای هشدارآمیز نشان از آن دارد که سیاستگذار بیش از آنکه به توصیههای اقتصاددانان بیندیشد و آثار سیاستها و تصمیمهای خود را براساس روشهای علمی بسنجد، تحت تاثیر ذینفعان قرار گرفته است، ذینفعانی که از شرایط تورمی و تسهیلاتی که دولت در این شرایط فراهم میکند مانند سرکوب قیمتها، کنترل نرخ ارز، پایین نگه داشتن نرخ سود، تسهیلات تکلیفی، انرژی ارزان و... سود میبرد و قاعدتاً تمایلی به تغییر این تعادل ندارد و در نتیجه در برابر هر عاملی که بخواهد این بازی و تعادل را برهم بزند، ایستادگی میکند. به نظر میرسد اقتصاددانان از هر مانعی هم گذر کنند، در رساندن توصیه خود به سیاستگذار در برابر بزرگترین مانع، یا همان غول مرحله آخر، ناموفق میمانند.
🖌 به همین بهانه در این گزارش روابط سیاستمداران، اقتصاددانان و ذینفعان را به اجمال بررسی میکنیم که میتوانید متن کامل آن را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
❓چرا اثرگذاری ذینفعان روی سیاستگذار بیش از اقتصاددانان است؟
🖌 اقتصاد ایران سالهاست که از تورم بالا رنج میبرد، تورمی که در پنج سال اخیر به بیش از دو برابر جهش کرده و فشار زیادی بر گرده خانوار و کسبوکارها سوار کرده است. ما در حالی تسلیم و برده تورم شدهایم که به گفته مسعود نیلی، اقتصاددان، تورم در دنیا به یک «متغیر تحت کنترل سیاستگذار» تبدیل شده است و از سالهای قبل اجماع تقریباً کاملی روی مفهوم تورم و مهار آن از طریق مهار رشد نقدینگی شکل گرفته که به کنترل نرخ تورم در سطح زیر پنج درصد بهطور متوسط در اغلب کشورهای جهان منجر شده است. اما چرا اقتصاد ایران در کنترل تورم ناتوان است؟
🖌 مسعود نیلی در گفتوگوی اخیر خود با تجارت فردا گفته است: «سیاستگذار واژه مهار تورم را به دفعات استفاده میکند، اما تمایلی به واژه مهار نقدینگی که برای مهار تورم لازم و ضروری است، نشان نمیدهد. چرا؟ چون ذینفعان رشد بالای نقدینگی، گروههای قدرتمندی هستند که برای تصمیمگیرنده تصور نادرست ایجاد میکنند... متاسفانه عوامل اقتصاد سیاسی رشد نقدینگی در کشور ما بسیار قدرتمندند و خطر آن بسیار جدی است. انگیزههای اقتصاد سیاسی به قدری قوی است که هر کسی هم اگر به دنبال اصلاح وضعیت کنونی باشد، بسیاری از ذینفعان وضعیت تورمی موجود با او مخالفت میکنند و اجازه اصلاح نمیدهند. در واقع ذینفعان رشد نقدینگی بسیار قوی در اقتصاد ایران وجود دارند.»
🖌 این گفتههای هشدارآمیز نشان از آن دارد که سیاستگذار بیش از آنکه به توصیههای اقتصاددانان بیندیشد و آثار سیاستها و تصمیمهای خود را براساس روشهای علمی بسنجد، تحت تاثیر ذینفعان قرار گرفته است، ذینفعانی که از شرایط تورمی و تسهیلاتی که دولت در این شرایط فراهم میکند مانند سرکوب قیمتها، کنترل نرخ ارز، پایین نگه داشتن نرخ سود، تسهیلات تکلیفی، انرژی ارزان و... سود میبرد و قاعدتاً تمایلی به تغییر این تعادل ندارد و در نتیجه در برابر هر عاملی که بخواهد این بازی و تعادل را برهم بزند، ایستادگی میکند. به نظر میرسد اقتصاددانان از هر مانعی هم گذر کنند، در رساندن توصیه خود به سیاستگذار در برابر بزرگترین مانع، یا همان غول مرحله آخر، ناموفق میمانند.
🖌 به همین بهانه در این گزارش روابط سیاستمداران، اقتصاددانان و ذینفعان را به اجمال بررسی میکنیم که میتوانید متن کامل آن را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
هفته نامه تجارت فردا
غول مرحله آخر
رضا طهماسبی / دبیر تحریریه نشریه
اقتصاد ایران سالهاست که از تورم بالا رنج میبرد، تورمی که در پنج سال اخیر به بیش از دو برابر جهش
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
چرا علی رغم تورم عجیب ۸۵درصدی، بقیه شاخصهای اقتصادی ترکیه شباهتی به اقتصاد تحریمزده ایران ندارد؟
۱- فضای بسیار مناسب برای سرمایهگذاری و شروع کسبوکار جدید باعث ترغیب سرمایهگذاری در حوزههای مختلف اقتصادی در ترکیه میشود.
۲- کاهش ارزش پول ملی برای کشوری با زیرساختهای گردشگری توسعهیافته، فرصت بینظیری فراهم میآورد برای جذب هرچه بیشتر توریست از کشورهای مختلف.
۳- زیرساختهای لازم برای تولید و صادرات از ترکیه باعث شده بهرغم تورم بالا در طی دوسال گذشته رونق اقتصادی بسیار مناسبی برای شرکتهای ترکیه فراهم شود.
۴- فضای عمومی کسبوکار و سیاستهای مهاجرتی و قوانین ترکیه کاملا سرمایهپذیر هستند، ولی مهاجرپذیر نیستند.
۵- اقدامات سریع تیم اقتصادی دولت جدید ترکیه که با افزایش نرخ بهره، افزایش مالیات، افزایش صادرات صنعتی و مذاکرات جدی برای سرمایهگذاری خارجی تا سقف ۱۰۰میلیارد دلار شروع شده، توانسته است طی مدت کوتاهی از عمر تیم اقتصادی با کم شدن تدریجی تورم رکود اقتصادی چندانی نیز در پی نداشته باشد.
۶- بهدلیل سیاستهای حزب حاکم ترکیه و تفکر توسعهگرایی و اقتصادمحور این حزب، تقریبا تمام بحرانهای منطقهای به نفع اقتصاد ترکیه رقم خورده است.
۷- تجارب قریب به دو دهه حکمرانی حزب حاکم و شخص رئیسجمهور ترکیه نشان داده است که هر کجا منافع ملی ترکیه حکم کند، سیاستها میتواند از انعطاف بالایی برخوردار باشد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3992779
۱- فضای بسیار مناسب برای سرمایهگذاری و شروع کسبوکار جدید باعث ترغیب سرمایهگذاری در حوزههای مختلف اقتصادی در ترکیه میشود.
۲- کاهش ارزش پول ملی برای کشوری با زیرساختهای گردشگری توسعهیافته، فرصت بینظیری فراهم میآورد برای جذب هرچه بیشتر توریست از کشورهای مختلف.
۳- زیرساختهای لازم برای تولید و صادرات از ترکیه باعث شده بهرغم تورم بالا در طی دوسال گذشته رونق اقتصادی بسیار مناسبی برای شرکتهای ترکیه فراهم شود.
۴- فضای عمومی کسبوکار و سیاستهای مهاجرتی و قوانین ترکیه کاملا سرمایهپذیر هستند، ولی مهاجرپذیر نیستند.
۵- اقدامات سریع تیم اقتصادی دولت جدید ترکیه که با افزایش نرخ بهره، افزایش مالیات، افزایش صادرات صنعتی و مذاکرات جدی برای سرمایهگذاری خارجی تا سقف ۱۰۰میلیارد دلار شروع شده، توانسته است طی مدت کوتاهی از عمر تیم اقتصادی با کم شدن تدریجی تورم رکود اقتصادی چندانی نیز در پی نداشته باشد.
۶- بهدلیل سیاستهای حزب حاکم ترکیه و تفکر توسعهگرایی و اقتصادمحور این حزب، تقریبا تمام بحرانهای منطقهای به نفع اقتصاد ترکیه رقم خورده است.
۷- تجارب قریب به دو دهه حکمرانی حزب حاکم و شخص رئیسجمهور ترکیه نشان داده است که هر کجا منافع ملی ترکیه حکم کند، سیاستها میتواند از انعطاف بالایی برخوردار باشد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3992779
روزنامه دنیای اقتصاد
سال سرنوشتسازبرای اقتصاد ترکیه
شاید بتوان گفت شروع داستان تورم در اقتصاد ترکیه از سال2022 آغاز شده و پس از چند دهه رشد اقتصادی مداوم و تورم ملایم و اندک، مواجهه با تورم عجیب 85درصدی و بی سابقه ماجرایی آشنا برای ایرانیها بهدلیل چند دهه تورم مزمن بوده است. اما به غیر از تورم بالا بقیه…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
شکنندگی قرارداد اجتماعی در ایران؟
🔺 افزایش سرقت، بحث پرچالش پوشش، مهاجرت، شدتگرفتن نابرابری و افزایش فقر از نشانههای مهم یک جامعه تبدار و مملو از تنش است. جامعه در حالت معمول باید محیط مساعدی برای همکاری میان افراد و اقشار و گروههای مختلف باشد؛ اما تجمیع بحرانهای اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی و اجتماعی موجب میشود تا نوعی از استیصال در بین آحاد مختلف جامعه فراگیر شود.
🔺 این استیصال در ترکیب با سرعت تحولات جهانی و شتاب کشورهای منطقه برای بهبود شرایط خود موجب شده تا جامعه ایران در وضعیتی غیرطبیعی قرار گیرد؛ شرایطی که برخی جامعهشناسان آن را «ناوضعیت» میدانند و از منظر اقتصاددانان و تحلیلگران اقتصاد اجتماعی، فضایی بغرنج ایجاد کرده است. فضایی که نهتنها شوق چندانی برای ساختن، برنامهریزی و ایستادن برنمیانگیزد بلکه ترس، ابهام، اضطراب و نگرانی درباره آینده را شدت میبخشد.
🔺 پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» با دستمایه قرار دادن وضعیت حاد اجتماعی ایران که نمودهای آن در ماهها و سالهای اخیر هویدا شده، سعی کرده است به طرح این پرسش بپردازد که چطور به اینجا رسیدیم و چگونه میتوانیم از این وضعیت خارج شویم؟
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔺 افزایش سرقت، بحث پرچالش پوشش، مهاجرت، شدتگرفتن نابرابری و افزایش فقر از نشانههای مهم یک جامعه تبدار و مملو از تنش است. جامعه در حالت معمول باید محیط مساعدی برای همکاری میان افراد و اقشار و گروههای مختلف باشد؛ اما تجمیع بحرانهای اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی و اجتماعی موجب میشود تا نوعی از استیصال در بین آحاد مختلف جامعه فراگیر شود.
🔺 این استیصال در ترکیب با سرعت تحولات جهانی و شتاب کشورهای منطقه برای بهبود شرایط خود موجب شده تا جامعه ایران در وضعیتی غیرطبیعی قرار گیرد؛ شرایطی که برخی جامعهشناسان آن را «ناوضعیت» میدانند و از منظر اقتصاددانان و تحلیلگران اقتصاد اجتماعی، فضایی بغرنج ایجاد کرده است. فضایی که نهتنها شوق چندانی برای ساختن، برنامهریزی و ایستادن برنمیانگیزد بلکه ترس، ابهام، اضطراب و نگرانی درباره آینده را شدت میبخشد.
🔺 پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» با دستمایه قرار دادن وضعیت حاد اجتماعی ایران که نمودهای آن در ماهها و سالهای اخیر هویدا شده، سعی کرده است به طرح این پرسش بپردازد که چطور به اینجا رسیدیم و چگونه میتوانیم از این وضعیت خارج شویم؟
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
❤1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
موتور محرکه اقتصاد جرم
👤 سپیده کاوه
✍️ پژوهشهای علمی فراوانی در داخل کشور به بررسی عوامل اثرگذار بر میزان ارتکاب جرم پرداختهاند که در جمعبندی جامع، عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر را بر میزان بروز جرم در جامعه ایران دارند.
✍️ در دودهه گذشته، میزان جرائم مختلف بهطور فزایندهای در کشور افزایش یافته است. از این میان، آمارهای مرتبط با سرقت با روند صعودی قابلتوجهی رشد کرده است. این در حالی است که متوسط نرخ تورم در حال حاضر به 46درصد رسیده که 20درصد از متوسط نرخ تورم در 50سال گذشته بالاتر است. بنابراین موتور محرکه جرم و جنایت و بهخصوص سرقت با توان مضاعف در حال پیشروی و حرکت به سوی ناامنی اجتماعی است.
✍️ تورم از یکسو سبب کاهش قدرت خرید افراد و کوچکتر شدن سبد مصرفی و سفره خانوار و از طرف دیگر سبب افزایش نابرابریهای طبقانی میشود. تورم سبب افزایش ارزش دفتری داراییهای افراد شده و فاصله بین کسی که آن داراییها را دارد و آنکه ندارد، بیشتر میشود.
✍️ نابرابری اجتماعی و نابرابری درآمدی از دیگر عوامل تشویقکننده سرقت و جرم هستند. بنابراین تورم سبب افزایش انگیزه و ارزش مالی سرقتها هم میشود. با در نظر گرفتن اثر چندگانه تورم، حتی بدون در نظر گرفتن گسترش فقر، افزایش هولناک خرده جرم و سرقت کاملا قابل پیشبینی و توجیه است.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
موتور محرکه اقتصاد جرم
👤 سپیده کاوه
✍️ پژوهشهای علمی فراوانی در داخل کشور به بررسی عوامل اثرگذار بر میزان ارتکاب جرم پرداختهاند که در جمعبندی جامع، عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر را بر میزان بروز جرم در جامعه ایران دارند.
✍️ در دودهه گذشته، میزان جرائم مختلف بهطور فزایندهای در کشور افزایش یافته است. از این میان، آمارهای مرتبط با سرقت با روند صعودی قابلتوجهی رشد کرده است. این در حالی است که متوسط نرخ تورم در حال حاضر به 46درصد رسیده که 20درصد از متوسط نرخ تورم در 50سال گذشته بالاتر است. بنابراین موتور محرکه جرم و جنایت و بهخصوص سرقت با توان مضاعف در حال پیشروی و حرکت به سوی ناامنی اجتماعی است.
✍️ تورم از یکسو سبب کاهش قدرت خرید افراد و کوچکتر شدن سبد مصرفی و سفره خانوار و از طرف دیگر سبب افزایش نابرابریهای طبقانی میشود. تورم سبب افزایش ارزش دفتری داراییهای افراد شده و فاصله بین کسی که آن داراییها را دارد و آنکه ندارد، بیشتر میشود.
✍️ نابرابری اجتماعی و نابرابری درآمدی از دیگر عوامل تشویقکننده سرقت و جرم هستند. بنابراین تورم سبب افزایش انگیزه و ارزش مالی سرقتها هم میشود. با در نظر گرفتن اثر چندگانه تورم، حتی بدون در نظر گرفتن گسترش فقر، افزایش هولناک خرده جرم و سرقت کاملا قابل پیشبینی و توجیه است.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
موتور محرکه اقتصاد جرم
در مطالعات انجامشده در اقتصاد جرم و بهطور خاص سرقت، ترکیبی از متغیرهای نابرابری درآمدی، نرخ بیکاری و نرخ تورم بهعنوان متغیرهای اثرگذار مورد سنجش قرار میگیرند؛ اما وضعیت اقتصادی کنونی ایران مصداق ضربالمثل «آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری» شده و تمام…
✳️ نحوه سؤال کردن مدیران باهوش و کارآمد در محل کار
✅ خیلی از ما در زندگیمان با پرسشهایی مواجه می شویم که پاسخ آنها را می دانیم، اما با این حال دوست داریم نظر دیگران را هم جویا شویم. گاهی بعد از پرسیدن این سؤالات احساس کم هوشی کردهایم، در بیشتر مواقع واکنش دیگران سبب ایجاد چنین احساسی در ما شده است. مهم این است چطور از دیگران سؤال بپرسیم.
🟢افراد باهوش از دیگران سؤالاتی می پرسند که پاسخهای خوب و متنوعی دارد و می توانند چیزهای خوبی از آنها یاد بگیرند. مشکل اینجاست که ما سؤالات محدودکنندهای داریم. بگونهای سؤال می کنیم که پاسخ آن از قبل مشخص است. حتی در خیلی موارد اصلاً به پاسخ طرف مقابلمان توجه نداریم. چون طوری سؤال میپرسیم که پاسخ آن واضح و روشن است.
🔹سؤالات اشتباه در محیط کار و بهترین جایگزین برای آنها:
۱. سؤالاتی که برای دریافت تائید دیگران پرسیده می شود.
🔵این سؤالات تنها ذهن طرف مقابل را محدود می کند. پس او به جای فکر کردن و ارائه بهترین راه حل، تنها پاسخ دلخواهتان را به شما می دهد. مانند اینکه بپرسیم: "بهتر نیست آن سفارش را همین طور که هست تحویل دهیم؟ به نظر شما باز هم باید منتظر بمانیم؟" خیلی از این سؤالات تنها یک پاسخ دارند و پاسختان کاملاً واضح و روشن است.
می توانید این سؤالات را بدین صورت مطرح کنید:
"به نظر شما درباره این سفارشها چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ فکر می کنید بهتر است چه کار کنیم؟"
این سؤالات پاسخ اصلی را در بر ندارد و هر یک از آنها به طرف مقابل امکان می دهد درباره پاسخ خوب فکر کنند. برای این سؤالات پاسخهای زیادی هم وجود دارد.
*۲. سؤالاتی که تنها دو گزینه پیش روی طرف مقابل قرار می دهد.*
🟤تصور کنید می خواهید یک سفارش به دست مشتری برسانید اما در بین راه متوجه می شوید کیفیت مطلوبی ندارد. درباره آن چاره اندیشی می کنید و فقط دو راه حل برای آن دارید که هر دو جوانب مثبت و منفی دارند. اکنون از اعضای گروهتان سؤال می کنید و دو راه حل مقابلشان می گذارید. "به نظر شما باید تمام کار را از اول شروع کنیم؟ یا باید ادامه دهیم و امیدوار باشیم مشتری متوجه نقصان سفارش نمی شود؟"
اعضای تیم یکی از این دو راه حل را انتخاب می کنند؛ زیرا تنها دو راه حل محدود وجود دارد و ذهنشان به همین دو راه معطوف است. قطعاً راه حل بهتری هم وجود دارد که شما به آن توجه نکردهاید. پس با پرسش اشتباه و محدودتان، قدرت تفکر درباره راه سوم را از اعضای تیم گرفتهاید. نباید ذهن اعضای گروهتان را تنها با چند راه حل محدود کنید.
*۳. سؤالاتی که واقعاً برای دانستن پرسیده نشدهاند.*
🟡فکر می کنید اگر درباره چیزی سؤال کنید ضعف خود را نشان دادهاید؟ آیا بهعنوان یک مدیر ضعیف و آسیب پذیر جلوه می کنید؟ شاید حق با شما باشد. بهترین راه این است که به جای سؤال پرسیدن، توضیح بخواهید. سؤال خود را به این صورت مطرح کنید: "راه حل شما مرا تحت تأثیر قرار داد. تصور کنید من هیچ اطلاعی در این باره ندارم، چطور می توانید آن را برایم توضیح دهید؟"
*نکاتی درباره نحوه بیان سؤال:*
*۱. سؤال خود را در قالب یک جمله بیان کنید.*
⚫باید سؤالاتتان را واضح و با جزئیات بپرسید، اما تنها به یک جمله محدود شوند. برای مثال: "چطور می توان کیفیت محصول را بهبود داد؟"
*۲. تنها وقتی برای سؤالاتتان گزینهای مطرح کنید که هیچ گزینه دیگری ممکن نیست.*
⚪البته این موضوع در بیشتر مواقع صادق نیست؛ زیرا معمولاً برای هر مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد.
*۳. پاسخ را در سؤالات خود نگنجانید.*
🟣اگر پاسخ را می دانید، نیاز نیست آن را در سؤالتان بگنجانید. پس سؤالاتی که می پرسید، نباید پاسخهای احتمالی داشته باشد.
*۴. تا جای ممکن کمتر حرف بزنید.*
🔴وقتی از دیگران سؤال می کنید به معنای آن است که می خواهید چیزی که درباره این موضوع می دانند یا حدس می زنند را بدانید. پس ساکت بمانید و تنها گوش دهید. وقتی از فردی به روش درست سؤال می پرسید، باید انتظار داشته باشید چیزهای زیادی از پاسخهای او یاد بگیرید.
✏️ منبع: inc/ راهنامه مدیر
✅ خیلی از ما در زندگیمان با پرسشهایی مواجه می شویم که پاسخ آنها را می دانیم، اما با این حال دوست داریم نظر دیگران را هم جویا شویم. گاهی بعد از پرسیدن این سؤالات احساس کم هوشی کردهایم، در بیشتر مواقع واکنش دیگران سبب ایجاد چنین احساسی در ما شده است. مهم این است چطور از دیگران سؤال بپرسیم.
🟢افراد باهوش از دیگران سؤالاتی می پرسند که پاسخهای خوب و متنوعی دارد و می توانند چیزهای خوبی از آنها یاد بگیرند. مشکل اینجاست که ما سؤالات محدودکنندهای داریم. بگونهای سؤال می کنیم که پاسخ آن از قبل مشخص است. حتی در خیلی موارد اصلاً به پاسخ طرف مقابلمان توجه نداریم. چون طوری سؤال میپرسیم که پاسخ آن واضح و روشن است.
🔹سؤالات اشتباه در محیط کار و بهترین جایگزین برای آنها:
۱. سؤالاتی که برای دریافت تائید دیگران پرسیده می شود.
🔵این سؤالات تنها ذهن طرف مقابل را محدود می کند. پس او به جای فکر کردن و ارائه بهترین راه حل، تنها پاسخ دلخواهتان را به شما می دهد. مانند اینکه بپرسیم: "بهتر نیست آن سفارش را همین طور که هست تحویل دهیم؟ به نظر شما باز هم باید منتظر بمانیم؟" خیلی از این سؤالات تنها یک پاسخ دارند و پاسختان کاملاً واضح و روشن است.
می توانید این سؤالات را بدین صورت مطرح کنید:
"به نظر شما درباره این سفارشها چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ فکر می کنید بهتر است چه کار کنیم؟"
این سؤالات پاسخ اصلی را در بر ندارد و هر یک از آنها به طرف مقابل امکان می دهد درباره پاسخ خوب فکر کنند. برای این سؤالات پاسخهای زیادی هم وجود دارد.
*۲. سؤالاتی که تنها دو گزینه پیش روی طرف مقابل قرار می دهد.*
🟤تصور کنید می خواهید یک سفارش به دست مشتری برسانید اما در بین راه متوجه می شوید کیفیت مطلوبی ندارد. درباره آن چاره اندیشی می کنید و فقط دو راه حل برای آن دارید که هر دو جوانب مثبت و منفی دارند. اکنون از اعضای گروهتان سؤال می کنید و دو راه حل مقابلشان می گذارید. "به نظر شما باید تمام کار را از اول شروع کنیم؟ یا باید ادامه دهیم و امیدوار باشیم مشتری متوجه نقصان سفارش نمی شود؟"
اعضای تیم یکی از این دو راه حل را انتخاب می کنند؛ زیرا تنها دو راه حل محدود وجود دارد و ذهنشان به همین دو راه معطوف است. قطعاً راه حل بهتری هم وجود دارد که شما به آن توجه نکردهاید. پس با پرسش اشتباه و محدودتان، قدرت تفکر درباره راه سوم را از اعضای تیم گرفتهاید. نباید ذهن اعضای گروهتان را تنها با چند راه حل محدود کنید.
*۳. سؤالاتی که واقعاً برای دانستن پرسیده نشدهاند.*
🟡فکر می کنید اگر درباره چیزی سؤال کنید ضعف خود را نشان دادهاید؟ آیا بهعنوان یک مدیر ضعیف و آسیب پذیر جلوه می کنید؟ شاید حق با شما باشد. بهترین راه این است که به جای سؤال پرسیدن، توضیح بخواهید. سؤال خود را به این صورت مطرح کنید: "راه حل شما مرا تحت تأثیر قرار داد. تصور کنید من هیچ اطلاعی در این باره ندارم، چطور می توانید آن را برایم توضیح دهید؟"
*نکاتی درباره نحوه بیان سؤال:*
*۱. سؤال خود را در قالب یک جمله بیان کنید.*
⚫باید سؤالاتتان را واضح و با جزئیات بپرسید، اما تنها به یک جمله محدود شوند. برای مثال: "چطور می توان کیفیت محصول را بهبود داد؟"
*۲. تنها وقتی برای سؤالاتتان گزینهای مطرح کنید که هیچ گزینه دیگری ممکن نیست.*
⚪البته این موضوع در بیشتر مواقع صادق نیست؛ زیرا معمولاً برای هر مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد.
*۳. پاسخ را در سؤالات خود نگنجانید.*
🟣اگر پاسخ را می دانید، نیاز نیست آن را در سؤالتان بگنجانید. پس سؤالاتی که می پرسید، نباید پاسخهای احتمالی داشته باشد.
*۴. تا جای ممکن کمتر حرف بزنید.*
🔴وقتی از دیگران سؤال می کنید به معنای آن است که می خواهید چیزی که درباره این موضوع می دانند یا حدس می زنند را بدانید. پس ساکت بمانید و تنها گوش دهید. وقتی از فردی به روش درست سؤال می پرسید، باید انتظار داشته باشید چیزهای زیادی از پاسخهای او یاد بگیرید.
✏️ منبع: inc/ راهنامه مدیر
🔸شما در طی روز با چند نفر در ارتباط هستین؟ بیایین با هم تعدادی از اونها رو بشمریم.
🔹خانواده، دوستان، همکاران و مدیرانمون و… . این لیست میتونه بسته به هر فردی بیشتر یا کمتر بشه، اما یه نکته مهم داره و اونم اینه که «مهارت ارتباط» با دیگران برای هر کسی مهم و ضروریه.
🔸داشتن ارتباط موثر با دیگران باعث میشه بتونیم منظورمون رو راحتتر بهشون برسونیم، اعتماد دیگران به ما بیشتر بشه و همینطور از سوتفاهمهایی که برامون ممکنه پیش بیاد جلوگیری کنیم. اما چطوری میشه با دیگران ارتباط موثر داشت؟
🔹خانواده، دوستان، همکاران و مدیرانمون و… . این لیست میتونه بسته به هر فردی بیشتر یا کمتر بشه، اما یه نکته مهم داره و اونم اینه که «مهارت ارتباط» با دیگران برای هر کسی مهم و ضروریه.
🔸داشتن ارتباط موثر با دیگران باعث میشه بتونیم منظورمون رو راحتتر بهشون برسونیم، اعتماد دیگران به ما بیشتر بشه و همینطور از سوتفاهمهایی که برامون ممکنه پیش بیاد جلوگیری کنیم. اما چطوری میشه با دیگران ارتباط موثر داشت؟
👍1
✳️ چه چیزی باعث رضایت از زندگی می شود؟
✅ رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد است. او بخاطر مدیریت پژوهش گستردهای که در این دانشگاه دربارهی رشد انسان در دوران بزرگسالی در حال انجام است، شناخته میشود؛ پژوهشی که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از آغاز آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
□در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند.
●همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
○بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
■اما اگر بتوانیم کل زندگیها را - آنطور که در طول زمان اتفاق میافتد - ببینیم چه؟ چه میشود اگر بتوانیم تمام مسیری که مردم از زمان نوجوانی تا سن پیری طی کردهاند را مطالعه کنیم تا ببینیم چه چیزی واقعاً مردم را شاد میکند؟
□ما این کار را کردیم. پژوهش دانشگاه هاروارد در حوزهی دورهی رشد بزرگسالی، شاید طولانیترین پژوهش دربارهی زندگی بزرگسالی باشد که تاکنون انجام شده است. ما ۷۵ سال، زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال زیر نظر گرفتیم و از آنها دربارهی کارشان، زندگیشان در خانه و سلامتیشان میپرسیدیم و البته که در تمام این مسیر نمیدانستیم داستان زندگی آنان چطور به پایان خواهد رسید.
●پژوهشهایی مانند این بسیار نادر است. چنین پژوهشهایی اغلب در طول یک دهه از بین رفته است چرا که تعداد زیادی از آدمها از جریان پژوهش خارج شدهاند یا بودجهی پروژه قطع شده یا پژوهشگران جدا شده یا مردهاند و هیچکسی ادامهی کار آنان را پیگیری نکرده است. اما با ترکیبی از شانس و با مقاومت و اصرار چند نسل از پژوهشگران، این پژوهش به سرانجام رسیده است.
○حدود ۶۰ نفر از ۷۲۴ مرد اصلی شرکتکننده در این پژوهش هنوز زندهاند و با اینکه بیشترشان بالای ۹۰ سال سن دارند، همچنان در این پروژه حضور دارند. حالا ما مطالعه روی بیش از ۲۰۰۰ نفر از بچههای این مردان را آغاز کردهایم و من چهارمین مدیر این پژوهش هستم!
■ما از سال ۱۹۳۸ زندگی دو گروه از آدمها را زیر نظر گرفتهایم: کار گروه اول در این پژوهش زمانی آغاز شد که آنها دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروادر بودند و در طول جنگ جهانی دوم، دانشگاه را تمام کردند. تعداد زیادی از آنان برای خدمت به جنگ رفتند. دستهی دومی که ما زیر نظر گرفتیم، گروهی از پسران از فقیرترین محلههای بوستون بود؛ پسرانی که مخصوصاً به دلیل تعلق داشتن به خانوادههای مشکلدار و محروم دههی ۱۹۳۰ بوستون، برای این پژوهش انتخاب شدند. بیشتر آنان مستأجر اتاقهایی بودند که حتی آب گرم و سرد نداشت.
□زمانی که آنان وارد روند پژوهش شدند، با همهشان مصاحبه شد و آزمایشهای پزشکی دادند و ما به خانههایشان رفتیم و با والدینشان هم مصاحبه کردیم. سپس این نوجوانان به بزرگسالی رسیدند و به عرصههای مختلف زندگی قدم گذاشتند. آنها کارگر کارخانه، وکیل، بنّا یا پزشک شدند. یک نفر از آنان رئیسجمهوری ایالات متحده شد و عدهای دیگر الکلی و بعضیها به شیزوفرنی مبتلا شدند. عدهای پلههای ترقی را طی کردند و بالا رفتند و عدهای راه را معکوس طی کردند.
●بنیانگذاران این پژوهش هرگز در عمیقترین رویایشان هم تصور نمیکردند که ۷۵ سال بعد، من، اینجا، بایستم و به شما بگویم این مطالعه همچنان ادامه دارد! هر دو سال یکبار پژوهشگران این پروژه افراد مورد مطالعه را فرا میخواندند و از آنان میپرسیدند که آیا مایلند به دستهی جدیدی از سؤالات ما دربارهی زندگیشان جواب بدهند؟ خیلی از آنها که در شهر بوستون زندگی میکردند میپرسیدند «چرا باز هم میخواهید روی من مطالعه کنید؟ زندگی من آنقدرها جذاب نیست».
✅ رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد است. او بخاطر مدیریت پژوهش گستردهای که در این دانشگاه دربارهی رشد انسان در دوران بزرگسالی در حال انجام است، شناخته میشود؛ پژوهشی که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از آغاز آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
□در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند.
●همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
○بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
■اما اگر بتوانیم کل زندگیها را - آنطور که در طول زمان اتفاق میافتد - ببینیم چه؟ چه میشود اگر بتوانیم تمام مسیری که مردم از زمان نوجوانی تا سن پیری طی کردهاند را مطالعه کنیم تا ببینیم چه چیزی واقعاً مردم را شاد میکند؟
□ما این کار را کردیم. پژوهش دانشگاه هاروارد در حوزهی دورهی رشد بزرگسالی، شاید طولانیترین پژوهش دربارهی زندگی بزرگسالی باشد که تاکنون انجام شده است. ما ۷۵ سال، زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال زیر نظر گرفتیم و از آنها دربارهی کارشان، زندگیشان در خانه و سلامتیشان میپرسیدیم و البته که در تمام این مسیر نمیدانستیم داستان زندگی آنان چطور به پایان خواهد رسید.
●پژوهشهایی مانند این بسیار نادر است. چنین پژوهشهایی اغلب در طول یک دهه از بین رفته است چرا که تعداد زیادی از آدمها از جریان پژوهش خارج شدهاند یا بودجهی پروژه قطع شده یا پژوهشگران جدا شده یا مردهاند و هیچکسی ادامهی کار آنان را پیگیری نکرده است. اما با ترکیبی از شانس و با مقاومت و اصرار چند نسل از پژوهشگران، این پژوهش به سرانجام رسیده است.
○حدود ۶۰ نفر از ۷۲۴ مرد اصلی شرکتکننده در این پژوهش هنوز زندهاند و با اینکه بیشترشان بالای ۹۰ سال سن دارند، همچنان در این پروژه حضور دارند. حالا ما مطالعه روی بیش از ۲۰۰۰ نفر از بچههای این مردان را آغاز کردهایم و من چهارمین مدیر این پژوهش هستم!
■ما از سال ۱۹۳۸ زندگی دو گروه از آدمها را زیر نظر گرفتهایم: کار گروه اول در این پژوهش زمانی آغاز شد که آنها دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروادر بودند و در طول جنگ جهانی دوم، دانشگاه را تمام کردند. تعداد زیادی از آنان برای خدمت به جنگ رفتند. دستهی دومی که ما زیر نظر گرفتیم، گروهی از پسران از فقیرترین محلههای بوستون بود؛ پسرانی که مخصوصاً به دلیل تعلق داشتن به خانوادههای مشکلدار و محروم دههی ۱۹۳۰ بوستون، برای این پژوهش انتخاب شدند. بیشتر آنان مستأجر اتاقهایی بودند که حتی آب گرم و سرد نداشت.
□زمانی که آنان وارد روند پژوهش شدند، با همهشان مصاحبه شد و آزمایشهای پزشکی دادند و ما به خانههایشان رفتیم و با والدینشان هم مصاحبه کردیم. سپس این نوجوانان به بزرگسالی رسیدند و به عرصههای مختلف زندگی قدم گذاشتند. آنها کارگر کارخانه، وکیل، بنّا یا پزشک شدند. یک نفر از آنان رئیسجمهوری ایالات متحده شد و عدهای دیگر الکلی و بعضیها به شیزوفرنی مبتلا شدند. عدهای پلههای ترقی را طی کردند و بالا رفتند و عدهای راه را معکوس طی کردند.
●بنیانگذاران این پژوهش هرگز در عمیقترین رویایشان هم تصور نمیکردند که ۷۵ سال بعد، من، اینجا، بایستم و به شما بگویم این مطالعه همچنان ادامه دارد! هر دو سال یکبار پژوهشگران این پروژه افراد مورد مطالعه را فرا میخواندند و از آنان میپرسیدند که آیا مایلند به دستهی جدیدی از سؤالات ما دربارهی زندگیشان جواب بدهند؟ خیلی از آنها که در شهر بوستون زندگی میکردند میپرسیدند «چرا باز هم میخواهید روی من مطالعه کنید؟ زندگی من آنقدرها جذاب نیست».
البته اهالی هاروارد هرگز این سؤال را نپرسیدند!
○برای داشتن تصویر روشنی از این زندگیها، فقط به فرستادن پرسشنامه اکتفا نکردیم، بلکه در اتاق نشیمنشان با آنان مصاحبه کردیم. سوابق پزشکی آنان را از دکترشان گرفتیم، از آنان آزمایش خون گرفتیم، مغزشان را اسکن کردیم و با فرزندانشان صحبت کردیم. هنگامی که آنان با همسرشان دربارهی عمیقترین نگرانیهایشان صحبت میکرند تصویرشان را روی نوار ویدئو ضبط کردیم و ۱۰ سال پیش که از همسرانشان خواستیم به پژوهش ما بپیوندید، خیلی از آنها گفتند «میدونی؟ دیگه دیره»!
■خب ما چه چیزی آموختیم؟ از صدها هزار برگه اطلاعاتی که راجع به این زندگیها جمع کردیم چه درسهایی گرفتیم؟ راستش این درسها دربارهی ثروت، شهرت یا سختتر و سختتر کار کردن نیست!
□روشنترین پیامی که ما از این مطالعهی هفتاد و پنجساله گرفتیم این است:
🔸روابط خوب، ما را شادتر و سالمتر نگه میدارد.
●ما سه درس بزرگ دربارهی روابط بدست آوردهایم؛
▪︎اول اینکه روابط اجتماعی واقعاً برای ما خوب است و تنهایی کشنده است. به نظر میرسد افرادی که اجتماعیتر هستند، بیشتر با خانواده، با دوستان و با اجتماع در ارتباطند، شادتر و از نظر فیزیکی سالمترند و نسبت به کسانی که کمتر با دیگران ارتباط میگیرند، عمر طولانیتری دارند. همچنین مشخص شد که تجربهی تنهایی، تجربهای زهرآگین است. کسانی که بیش از آنکه بخواهند از دیگران جدا شدهاند، متوجه میشوند که کمتر از دیگران شادند و سلامتی آنها در میانسالی زودتر به خطر میافتد. عملکرد مغز آنان زودتر تنزل پیدا میکند و نسبت به کسانی که تنها نیستند، زندگی کوتاهتری دارند. و واقعیت غمانگیز این است که در هر دورهای از زمان بیش از یکپنجم آمریکاییها از تنهایی خود خبر میدهند.
همه میدانیم که در یک جمع هم میشود تنها ماند و حتی ممکن است در یک رابطهی زناشویی هم تنها بود! ▪︎پس دومین درس بزرگی که آموختهایم این است که فقط تعداد دوستانی که دارید مهم نیست و مهم نیست که در یک رابطهی تعهدآور حضور دارید یا نه، بلکه کیفیت روابط نزدیک است که اهمیت دارد.
مشخص شد که زندگی وسط جر و بحث واقعاً برای سلامتی مضر است؛ مثلا مشخص شده که ازدواجهای پرتنش و بدون احساس برای سلامتی از طلاق گرفتن بدتر است و بالعکس، زندگی در صلحوصفا و روابط گرم در میانسالی، سلامتی را حفظ میکند.
زمانی که ما افراد تحت نظرمان را تا هشتمین دههی زندگیشان دنبال کرده بودیم، خواستیم برگردیم و به میانسالی آنان نگاهی بیندازیم تا ببینیم آیا توانسته بودیم پیشبینی کنیم که چه کسی در هشتادسالگی شاد و سالم زندگی میکند و چه کسی نه؟ وقتی تمام اطلاعاتی که در پنجاهسالگی از آنها داشتیم کنار هم گذاشتیم، این سطح کلسترول آنها در میانسالی نبود که بر مبنای آن دوران پیریشان را پیشبینی کنیم! آدمهایی که در پنجاه سالگی بیشترین رضایت را از روابطشان داشتند، در هشتادسالگی سالمترین آدمها بودند. همچنین به نظر میرسد که روابط نزدیکِ خوب، همچون یک سپر در برابر سنگها و تیرهای پیری از ما محافظت میکند. در میان این مردان آنهایی که شادترین زندگی مشترک را داشتند، گزارش دادند که در هشتادسالگی، حتی در روزهایی که از نظر جسمی درد زیادی را تحمل میکردند، همچنان حالوهوای شادی داشتند. اما کسانی که روابط ناکامی داشتند، در روزهایی که از درد جسمانی گزارش میدادند، آن درد با ناراحتی احساسی آنان تشدید شده بود.
▪︎و سومین درس بزرگی که ما دربارهی روابط و سلامتیمان آموختیم، این بود که روابط خوب فقط از جسم ما محافظت نمیکند بلکه از مغزمان هم محافظت میکند. مشخص شده که داشتن یک رابطهی وابستهی امن با یک فرد دیگر در هشتادسالگی، محافظتکننده است و افرادی که در رابطه هستند، جایی که واقعاً احساس کنند در زمان نیاز میتوانند روی طرف مقابل حساب کنند، حافظه این افراد، طولانیتر و قویتر میماند و افرادی که در رابطهی خود احساس میکنند نمیتوانند در زمان نیاز به فرد دیگری تکیه کنند، از دست دادن حافظه را زودتر تجربه میکنند و «روابط خوب» آنان در همهی ایام مناسب نبوده است. تعدادی از زوجهای هشتادسالهی ما میتوانستند همیشه با هم جر و بحث کنند اما تا زمانی که واقعاً میتوانستند روی همدیگر حساب کنند، دیگر این مشاجرات برای حافظهی آنان عوارضی نداشت.
○پس این پیام که روابط نزدیکِ خوب برای سلامتی و آسایش ما خوبند، بینشی است که قدمتی به اندازهی کوهها دارد! پس چرا فهمیدن آن اینقدر سخت و رد کردن آن اینقدر راحت است؟ چون ما انسانیم و چیزی که ما واقعاً دوست داریم یک اصلاح سریع است؛ چیزی که به دست آوردن آن زندگی ما را بهبود ببخشد و آن را به همان شکل حفظ کنیم. روابط، پیچیده و گیجکنندهاند و کار سخت رسیدگی به خانواده و دوستان، جذاب و فرینده نیست؛ کاری مادامالعمر است و تمامشدنی نیست.
○برای داشتن تصویر روشنی از این زندگیها، فقط به فرستادن پرسشنامه اکتفا نکردیم، بلکه در اتاق نشیمنشان با آنان مصاحبه کردیم. سوابق پزشکی آنان را از دکترشان گرفتیم، از آنان آزمایش خون گرفتیم، مغزشان را اسکن کردیم و با فرزندانشان صحبت کردیم. هنگامی که آنان با همسرشان دربارهی عمیقترین نگرانیهایشان صحبت میکرند تصویرشان را روی نوار ویدئو ضبط کردیم و ۱۰ سال پیش که از همسرانشان خواستیم به پژوهش ما بپیوندید، خیلی از آنها گفتند «میدونی؟ دیگه دیره»!
■خب ما چه چیزی آموختیم؟ از صدها هزار برگه اطلاعاتی که راجع به این زندگیها جمع کردیم چه درسهایی گرفتیم؟ راستش این درسها دربارهی ثروت، شهرت یا سختتر و سختتر کار کردن نیست!
□روشنترین پیامی که ما از این مطالعهی هفتاد و پنجساله گرفتیم این است:
🔸روابط خوب، ما را شادتر و سالمتر نگه میدارد.
●ما سه درس بزرگ دربارهی روابط بدست آوردهایم؛
▪︎اول اینکه روابط اجتماعی واقعاً برای ما خوب است و تنهایی کشنده است. به نظر میرسد افرادی که اجتماعیتر هستند، بیشتر با خانواده، با دوستان و با اجتماع در ارتباطند، شادتر و از نظر فیزیکی سالمترند و نسبت به کسانی که کمتر با دیگران ارتباط میگیرند، عمر طولانیتری دارند. همچنین مشخص شد که تجربهی تنهایی، تجربهای زهرآگین است. کسانی که بیش از آنکه بخواهند از دیگران جدا شدهاند، متوجه میشوند که کمتر از دیگران شادند و سلامتی آنها در میانسالی زودتر به خطر میافتد. عملکرد مغز آنان زودتر تنزل پیدا میکند و نسبت به کسانی که تنها نیستند، زندگی کوتاهتری دارند. و واقعیت غمانگیز این است که در هر دورهای از زمان بیش از یکپنجم آمریکاییها از تنهایی خود خبر میدهند.
همه میدانیم که در یک جمع هم میشود تنها ماند و حتی ممکن است در یک رابطهی زناشویی هم تنها بود! ▪︎پس دومین درس بزرگی که آموختهایم این است که فقط تعداد دوستانی که دارید مهم نیست و مهم نیست که در یک رابطهی تعهدآور حضور دارید یا نه، بلکه کیفیت روابط نزدیک است که اهمیت دارد.
مشخص شد که زندگی وسط جر و بحث واقعاً برای سلامتی مضر است؛ مثلا مشخص شده که ازدواجهای پرتنش و بدون احساس برای سلامتی از طلاق گرفتن بدتر است و بالعکس، زندگی در صلحوصفا و روابط گرم در میانسالی، سلامتی را حفظ میکند.
زمانی که ما افراد تحت نظرمان را تا هشتمین دههی زندگیشان دنبال کرده بودیم، خواستیم برگردیم و به میانسالی آنان نگاهی بیندازیم تا ببینیم آیا توانسته بودیم پیشبینی کنیم که چه کسی در هشتادسالگی شاد و سالم زندگی میکند و چه کسی نه؟ وقتی تمام اطلاعاتی که در پنجاهسالگی از آنها داشتیم کنار هم گذاشتیم، این سطح کلسترول آنها در میانسالی نبود که بر مبنای آن دوران پیریشان را پیشبینی کنیم! آدمهایی که در پنجاه سالگی بیشترین رضایت را از روابطشان داشتند، در هشتادسالگی سالمترین آدمها بودند. همچنین به نظر میرسد که روابط نزدیکِ خوب، همچون یک سپر در برابر سنگها و تیرهای پیری از ما محافظت میکند. در میان این مردان آنهایی که شادترین زندگی مشترک را داشتند، گزارش دادند که در هشتادسالگی، حتی در روزهایی که از نظر جسمی درد زیادی را تحمل میکردند، همچنان حالوهوای شادی داشتند. اما کسانی که روابط ناکامی داشتند، در روزهایی که از درد جسمانی گزارش میدادند، آن درد با ناراحتی احساسی آنان تشدید شده بود.
▪︎و سومین درس بزرگی که ما دربارهی روابط و سلامتیمان آموختیم، این بود که روابط خوب فقط از جسم ما محافظت نمیکند بلکه از مغزمان هم محافظت میکند. مشخص شده که داشتن یک رابطهی وابستهی امن با یک فرد دیگر در هشتادسالگی، محافظتکننده است و افرادی که در رابطه هستند، جایی که واقعاً احساس کنند در زمان نیاز میتوانند روی طرف مقابل حساب کنند، حافظه این افراد، طولانیتر و قویتر میماند و افرادی که در رابطهی خود احساس میکنند نمیتوانند در زمان نیاز به فرد دیگری تکیه کنند، از دست دادن حافظه را زودتر تجربه میکنند و «روابط خوب» آنان در همهی ایام مناسب نبوده است. تعدادی از زوجهای هشتادسالهی ما میتوانستند همیشه با هم جر و بحث کنند اما تا زمانی که واقعاً میتوانستند روی همدیگر حساب کنند، دیگر این مشاجرات برای حافظهی آنان عوارضی نداشت.
○پس این پیام که روابط نزدیکِ خوب برای سلامتی و آسایش ما خوبند، بینشی است که قدمتی به اندازهی کوهها دارد! پس چرا فهمیدن آن اینقدر سخت و رد کردن آن اینقدر راحت است؟ چون ما انسانیم و چیزی که ما واقعاً دوست داریم یک اصلاح سریع است؛ چیزی که به دست آوردن آن زندگی ما را بهبود ببخشد و آن را به همان شکل حفظ کنیم. روابط، پیچیده و گیجکنندهاند و کار سخت رسیدگی به خانواده و دوستان، جذاب و فرینده نیست؛ کاری مادامالعمر است و تمامشدنی نیست.
■از میان افرادی که در پژوهش ۷۵ ساله ما مشارکت داشتند، کسانی در دوران بازنشستگی خوشحالتر بودند که فعالانه تلاش کردند همکارانشان را با همبازیهای جدید جایگزین کنند. درست مثل نسلی که اوایل هزارهی جدید متولد شدهاند و در این بررسی حضور داشتهاند، خیلی از مردان ما هم وقتی جوان بودند واقعاً معتقد بودند که شهرت، ثروت و موفقیت، چیزهایی است که برای رسیدن به یک زندگی خوب باید به دنبالشان رفت. اما در طول این ۷۵ سال بارها و بارها پژوهش ما نشان داد افرادی که زندگی خود را به بهترین شکل گذراندهاند، کسانی بودهاند که به رابطه با خانواده، دوستان و اجتماع تکیه داشتهاند.
□اتکا به یک رابطه باید چطور باشد؟ فرصتها عملاً بیانتها هستند؛ میتواند چیزی بسادگی وقتگذرانی با آدمها باشد یا جان بخشیدن به یک رابطهی کهنه با انجام دادن یک کار جدید در کنار یکدیگر یا قدمزدنهای طولانی و قرارهای شبانه یا نزدیک شدن به یک عضو خانواده که سالها با او حرف نمیزدید، چراکه این دشمنیهای خانوادگی که متدوال هم هستند، عوارض بدی برای آدمهای کینهای دارند.
●دوست دارم با نقل قولی از مارک تواین بحث را تمام کنم. بیش از یک قرن پیش، او به دنبال برگشتن به زندگی خود بود و این را نوشت: «وقتی نیست. برای بحثهای بیهوده، عذرخواهیها، دلسوزاندنها، حسابکشیها، زندگی خیلی کوتاه است. فقط برای دوست داشتن وقت هست، و برای حرفزدن از آن؛ هرچند کوتاه». زندگی خوب، با روابط خوب ساخته میشود.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
□اتکا به یک رابطه باید چطور باشد؟ فرصتها عملاً بیانتها هستند؛ میتواند چیزی بسادگی وقتگذرانی با آدمها باشد یا جان بخشیدن به یک رابطهی کهنه با انجام دادن یک کار جدید در کنار یکدیگر یا قدمزدنهای طولانی و قرارهای شبانه یا نزدیک شدن به یک عضو خانواده که سالها با او حرف نمیزدید، چراکه این دشمنیهای خانوادگی که متدوال هم هستند، عوارض بدی برای آدمهای کینهای دارند.
●دوست دارم با نقل قولی از مارک تواین بحث را تمام کنم. بیش از یک قرن پیش، او به دنبال برگشتن به زندگی خود بود و این را نوشت: «وقتی نیست. برای بحثهای بیهوده، عذرخواهیها، دلسوزاندنها، حسابکشیها، زندگی خیلی کوتاه است. فقط برای دوست داشتن وقت هست، و برای حرفزدن از آن؛ هرچند کوتاه». زندگی خوب، با روابط خوب ساخته میشود.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
✳️ پرورش برند از خانه و
محل تولدش!
✅ برایان تیل در کتاب خود به نام «خلق برندهای مردمپسند» مینویسد: به خوبی میدانید که پرورش و آموزش درست یک کودک از خانه آغاز میشود. به همین دلیل است که میگویند پرورش درست یک برند هم از خانه آن برند شروع میشود. خانه هر برندی، سازمان و شرکتی است که مالک آن برند است. پس برای خلق یک برند قوی و موفق، شما هم باید کارتان را از خانه آن برند آغاز کنید.
🟢این اصل به ما یادآوری میکند چطور میتوان توقع داشت که مشتریان یک برند، آن را به خوبی بشناسند و به آن وفادار باشند. در حالی که افراد داخل خانه برند، آن را به خوبی نمیشناسند؟ یا به آن وفادار نیستند؟ به همین دلیل، مراقبت از برند و پرورش آن باید به تعهد اصلی مدیران ارشد شرکت تبدیل شود زیرا اگر مدیران ارشد به اهمیت پرورش و مدیریت برند خود واقف نباشند، پیام برند توسط کل سازمان درک نخواهد شد.
🔵در حقیقت، اگر مدیران ارشد به پیام و معنای اصلی برند پایبند نباشند، آیا میتوانیم توقع داشته باشیم که بقیه سازمان و بازار به آن پایبند باشند؟ نتیجه این که پایبندی شفاف مدیران ارشد به مفاهیم و ارزشهای برند، باعث پایبندی دیگران به برند میشود. از همه مهمتر، حمایت و مراقبت از برند باید به صورت عمیق در فرهنگ و روح شرکت جاری شود به این معنا که همه کارمندان، به خصوص آنهایی که به طور مستقیم با مشتریان در تعامل هستند، باید با برند «زندگی کنند».
🟤در حقیقت، بسیاری اوقات میشنویم که مسئولیت اصلی برند با واحد بازاریابی است. اما واقعیت ماجرا این است که واحد بازاریابی، تنها گروهی نیست که با بازارها و مشتریان شرکت در تماس است. بنابراین هر فعالیت یا واحدی که با بازارها و مشتریان در تماس است، باید مراقب و حامی برند باشد. اگر اعضا و کارمندان یک شرکت نتوانند ارزشها و معانی یک برند را به یکدیگر منتقل کنند، چگونه میتوانند آنها را به بازارها و مشتریان منتقل و القاء کنند؟
🟡به عنوان مثال، شرکت هتلهای ماریوت توانسته اسم و رسم خوبی برای خود در صنعت خدمات ایجاد کند. اما فرهنگ «ارائه خدمات عالی به مهمانان» فقط در میان کارمندانی که به صورت مستقیم با مهمانان در تماس هستند، جاری نیست. این فرهنگ حتی بر نوع رفتار کارمندان با یکدیگر نیز حاکم است.
⚪این فرهنگ از زمانی آغاز شد که جِی. دبلیو ماریوت، بنیانگذار هتلهای ماریوت، ساعتها مینشست و به مشکلات شخصی کارمندانش گوش میداد زیرا عمیقا معتقد بود که وقتی کارمندان با یکدیگر به خوبی رفتار میکنند، میتوانند با مشتریان هم به خوبی رفتار کنند.
از: مارکتینگ آز/ راهنامه مدیر
✅ برایان تیل در کتاب خود به نام «خلق برندهای مردمپسند» مینویسد: به خوبی میدانید که پرورش و آموزش درست یک کودک از خانه آغاز میشود. به همین دلیل است که میگویند پرورش درست یک برند هم از خانه آن برند شروع میشود. خانه هر برندی، سازمان و شرکتی است که مالک آن برند است. پس برای خلق یک برند قوی و موفق، شما هم باید کارتان را از خانه آن برند آغاز کنید.
🟢این اصل به ما یادآوری میکند چطور میتوان توقع داشت که مشتریان یک برند، آن را به خوبی بشناسند و به آن وفادار باشند. در حالی که افراد داخل خانه برند، آن را به خوبی نمیشناسند؟ یا به آن وفادار نیستند؟ به همین دلیل، مراقبت از برند و پرورش آن باید به تعهد اصلی مدیران ارشد شرکت تبدیل شود زیرا اگر مدیران ارشد به اهمیت پرورش و مدیریت برند خود واقف نباشند، پیام برند توسط کل سازمان درک نخواهد شد.
🔵در حقیقت، اگر مدیران ارشد به پیام و معنای اصلی برند پایبند نباشند، آیا میتوانیم توقع داشته باشیم که بقیه سازمان و بازار به آن پایبند باشند؟ نتیجه این که پایبندی شفاف مدیران ارشد به مفاهیم و ارزشهای برند، باعث پایبندی دیگران به برند میشود. از همه مهمتر، حمایت و مراقبت از برند باید به صورت عمیق در فرهنگ و روح شرکت جاری شود به این معنا که همه کارمندان، به خصوص آنهایی که به طور مستقیم با مشتریان در تعامل هستند، باید با برند «زندگی کنند».
🟤در حقیقت، بسیاری اوقات میشنویم که مسئولیت اصلی برند با واحد بازاریابی است. اما واقعیت ماجرا این است که واحد بازاریابی، تنها گروهی نیست که با بازارها و مشتریان شرکت در تماس است. بنابراین هر فعالیت یا واحدی که با بازارها و مشتریان در تماس است، باید مراقب و حامی برند باشد. اگر اعضا و کارمندان یک شرکت نتوانند ارزشها و معانی یک برند را به یکدیگر منتقل کنند، چگونه میتوانند آنها را به بازارها و مشتریان منتقل و القاء کنند؟
🟡به عنوان مثال، شرکت هتلهای ماریوت توانسته اسم و رسم خوبی برای خود در صنعت خدمات ایجاد کند. اما فرهنگ «ارائه خدمات عالی به مهمانان» فقط در میان کارمندانی که به صورت مستقیم با مهمانان در تماس هستند، جاری نیست. این فرهنگ حتی بر نوع رفتار کارمندان با یکدیگر نیز حاکم است.
⚪این فرهنگ از زمانی آغاز شد که جِی. دبلیو ماریوت، بنیانگذار هتلهای ماریوت، ساعتها مینشست و به مشکلات شخصی کارمندانش گوش میداد زیرا عمیقا معتقد بود که وقتی کارمندان با یکدیگر به خوبی رفتار میکنند، میتوانند با مشتریان هم به خوبی رفتار کنند.
از: مارکتینگ آز/ راهنامه مدیر
👍1👎1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
برجام زنده میشود؟
👤 دکتر هادی خسروشاهین
✍️ برخی گمانهها نشاندهنده قول و قرارهای ضمنی میان ایران و غرب برای آغاز مذاکرات هستهای در ماههای پایانی۲۰۲۳ است. اما با این حال تردیدهای سیاسی درباره عملیاتی شدن این گزینه وجود دارد.
✍️ در اینجا میخواهم به یک مانع مهم فنی برای آغاز گفتوگوها و در مرحله بعدی به سرانجام رسیدن مذاکرات اشاره کنم: روز ۱۸اکتبر. در این روز قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و به چه دلیل میتواند به مانعی در راه رسیدن توافق تبدیل شود؟
✍️ سرفصل و زمانبندی که موضوع اصلی بحث من در این مقاله است، چهارمین تاریخ کلیدی برجام یعنی «روز انتقال» است و در نهایت آخرین تاریخ کلیدی برجام، «روز پایان قطعنامه شورای امنیت» است. در ۱۸اکتبر۲۰۲۵ قطعنامه مزبور خاتمه خواهد یافت و غرب نیز اقدامات مشخصشده در بند۲۵ از ضمیمه۵ برجام را انجام خواهد داد. این اقدامات عبارتند از: پایان دادن به کلیه تحریمهای وضعشده علیه برنامه هستهای ایران. در واقع تمام تحریمهایی که در روز انتقال تعلیق میشوند، لغو خواهند شد و از همه مهمتر احتمال استفاده از مکانیسم اسنپبک نیز در این روز از میان میرود.
✍️ اما «روز انتقال» ۸سال بعد از روز پذیرش خواهد بود؛ البته منوط به اینکه مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی هستهای برای دومینبار گزارش نتیجهگیری جامعتر خود را منتشر و اعلام کند که کلیه مواد هستهای ایران صرفا برای اهداف صلحآمیز مورد استفاده قرار میگیرند. در این روز که مصادف با ۱۸اکتبر۲۰۲۳ است، قرار است چه اتفاقاتی بیفتد؟
✍️ اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا اقدامات مندرج در بندهای ۲۰ و ۲۱ ضمیمه ۵ برجام را عملیاتی میکنند. یعنی تحریمهایی که در روز اجرا تعلیق شده بودند، در این تاریخ لغو خواهند شد و تحریمهایی که در آن روز تعلیق نشده بودند، در این روز تعلیق خواهند شد. همچنین اشخاص و نهادهایی که در پیوستهای۲ و ۴ از ضمیمه۲ برجام نام آنها ذکر شده است، در این تاریخ از فهرست تحریمها خارج خواهند شد. البته اقدامات کشورها در این حوزه خاص باید ظرف کمتر از ۳ماه انجام و نهایی شود.
✍️ اما برخلاف تحریمهای سازمان ملل این دسته از محدودیتها بهطور خودکار لغو نمیشوند و اجرای آن اولا به گزارش نتیجهگیری جامعتر مدیر کل بستگی دارد و ثانیا به عزم و اراده کشورها برای عمل به تعهداتشان بر اساس برجام و قطعنامه۲۲۳۱. با توجه به شواهد موجود، احتمالا اروپا و آمریکا از عمل به تکالیف خود خودداری خواهند کرد و حتی در زمینه تحریمهای سازمان ملل به قانونگذاری و اعمال تحریمهای ثانویه خواهند پرداخت. بر این اساس باید چند ملاحظه مهم را در نظر گرفت. اول اینکه با عبور از تاریخ ۱۸اکتبر و عدم لغو یا تعلیق تحریمهای مرتبط به اروپا و آمریکا؛ در عمل و از حیث فنی اجرای برجام با مشکلات عدیدهای مواجه خواهد شد.
✍️ نکته دوم اینکه عبور از تاریخ ۱۸اکتبر و روز انتقال بهطور بالقوه به منشأ اختلافات سیاسی و پیچیدهتر شدن مذاکرات تبدیل میشود. این خود میتواند چالشهای موجود برای احیای برجام را دوچندان کند و مسیر را به سمت توافق احتمالی دیگر سوق دهد.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
برجام زنده میشود؟
👤 دکتر هادی خسروشاهین
✍️ برخی گمانهها نشاندهنده قول و قرارهای ضمنی میان ایران و غرب برای آغاز مذاکرات هستهای در ماههای پایانی۲۰۲۳ است. اما با این حال تردیدهای سیاسی درباره عملیاتی شدن این گزینه وجود دارد.
✍️ در اینجا میخواهم به یک مانع مهم فنی برای آغاز گفتوگوها و در مرحله بعدی به سرانجام رسیدن مذاکرات اشاره کنم: روز ۱۸اکتبر. در این روز قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و به چه دلیل میتواند به مانعی در راه رسیدن توافق تبدیل شود؟
✍️ سرفصل و زمانبندی که موضوع اصلی بحث من در این مقاله است، چهارمین تاریخ کلیدی برجام یعنی «روز انتقال» است و در نهایت آخرین تاریخ کلیدی برجام، «روز پایان قطعنامه شورای امنیت» است. در ۱۸اکتبر۲۰۲۵ قطعنامه مزبور خاتمه خواهد یافت و غرب نیز اقدامات مشخصشده در بند۲۵ از ضمیمه۵ برجام را انجام خواهد داد. این اقدامات عبارتند از: پایان دادن به کلیه تحریمهای وضعشده علیه برنامه هستهای ایران. در واقع تمام تحریمهایی که در روز انتقال تعلیق میشوند، لغو خواهند شد و از همه مهمتر احتمال استفاده از مکانیسم اسنپبک نیز در این روز از میان میرود.
✍️ اما «روز انتقال» ۸سال بعد از روز پذیرش خواهد بود؛ البته منوط به اینکه مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی هستهای برای دومینبار گزارش نتیجهگیری جامعتر خود را منتشر و اعلام کند که کلیه مواد هستهای ایران صرفا برای اهداف صلحآمیز مورد استفاده قرار میگیرند. در این روز که مصادف با ۱۸اکتبر۲۰۲۳ است، قرار است چه اتفاقاتی بیفتد؟
✍️ اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا اقدامات مندرج در بندهای ۲۰ و ۲۱ ضمیمه ۵ برجام را عملیاتی میکنند. یعنی تحریمهایی که در روز اجرا تعلیق شده بودند، در این تاریخ لغو خواهند شد و تحریمهایی که در آن روز تعلیق نشده بودند، در این روز تعلیق خواهند شد. همچنین اشخاص و نهادهایی که در پیوستهای۲ و ۴ از ضمیمه۲ برجام نام آنها ذکر شده است، در این تاریخ از فهرست تحریمها خارج خواهند شد. البته اقدامات کشورها در این حوزه خاص باید ظرف کمتر از ۳ماه انجام و نهایی شود.
✍️ اما برخلاف تحریمهای سازمان ملل این دسته از محدودیتها بهطور خودکار لغو نمیشوند و اجرای آن اولا به گزارش نتیجهگیری جامعتر مدیر کل بستگی دارد و ثانیا به عزم و اراده کشورها برای عمل به تعهداتشان بر اساس برجام و قطعنامه۲۲۳۱. با توجه به شواهد موجود، احتمالا اروپا و آمریکا از عمل به تکالیف خود خودداری خواهند کرد و حتی در زمینه تحریمهای سازمان ملل به قانونگذاری و اعمال تحریمهای ثانویه خواهند پرداخت. بر این اساس باید چند ملاحظه مهم را در نظر گرفت. اول اینکه با عبور از تاریخ ۱۸اکتبر و عدم لغو یا تعلیق تحریمهای مرتبط به اروپا و آمریکا؛ در عمل و از حیث فنی اجرای برجام با مشکلات عدیدهای مواجه خواهد شد.
✍️ نکته دوم اینکه عبور از تاریخ ۱۸اکتبر و روز انتقال بهطور بالقوه به منشأ اختلافات سیاسی و پیچیدهتر شدن مذاکرات تبدیل میشود. این خود میتواند چالشهای موجود برای احیای برجام را دوچندان کند و مسیر را به سمت توافق احتمالی دیگر سوق دهد.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
برجام زنده میشود؟
همکاریهای موردی و موضوعی ایران و آژانس از اواخر ماه مه و نهایی شدن مساله تبادل زندانیان در 10اوت در چارچوب توافق محدودسازی تنش، بار دیگر امیدها را در بین محافل رسانهای و سیاسی ایجاد کرده است که گزینه احیای برجام میتواند بار دیگر روی میز قرار گیرد. حتی…
❤1
🔸احتمالاً هممون اون لحظهای رو تجربه کردیم که برای رسیدن به چیزایی که میخوایم و اینکه در آینده زندگی بهتری داشته باشیم باید تصمیمهای سختی رو میگرفتیم
🔹مثلاً فرض کنین بهجای اینکه تفریح کنین و دوستانتون رو ببینین، توی خونه موندین و درس خوندین تا روی توسعه فردیتون کار کنین. یا با وجود اینکه خیلی خسته بودین و دلتون نمیخواسته ورزش کنین باز هم به باشگاه رفتین چون میدونستین که در نهایت این کار باعث میشه چندین سال دیگه جسم سالمتری داشته باشین
🔸این نشون میده که این ما هستیم که قبول میکنیم تصمیمهای سختی رو الان بگیریم تا در آینده زندگی بهتری داشته باشیم یا اینکه مسیر آسونی رو انتخاب کنیم و در آینده با چالشهای مختلفی روبهرو شویم.
🔹مثلاً فرض کنین بهجای اینکه تفریح کنین و دوستانتون رو ببینین، توی خونه موندین و درس خوندین تا روی توسعه فردیتون کار کنین. یا با وجود اینکه خیلی خسته بودین و دلتون نمیخواسته ورزش کنین باز هم به باشگاه رفتین چون میدونستین که در نهایت این کار باعث میشه چندین سال دیگه جسم سالمتری داشته باشین
🔸این نشون میده که این ما هستیم که قبول میکنیم تصمیمهای سختی رو الان بگیریم تا در آینده زندگی بهتری داشته باشیم یا اینکه مسیر آسونی رو انتخاب کنیم و در آینده با چالشهای مختلفی روبهرو شویم.