✳️ شش روش آموزش فروشندگان
🔹۱. آموزش مشارکتی
در این شیوه، گروههای سه تا پنج نفرهای از فروشندگانمان تشکیل میدهیم و پس از آموزش یک مفهوم فروش به آن گروه، از اعضای گروه میخواهیم راجع به مفهوم آموزش داده شده بحث و تبادل تجربه کنند و سپس مفهوم مورد نظر را به بقیه گروهها آموزش دهند.
🔹۲. ایفای نقش ساختارمند
در این شیوه، گروههای شش تا هشت نفرهای از فروشندگانمان تشکیل میدهیم و از دو عضو گروه میخواهیم خودشان را در شرایط خاصی فرض و طبق آن شرایط برای بقیه اعضای گروه نقش بازی کنند. مثلا دو عضو گروه را مشخص میکنیم و از یکی میخواهیم نقش فروشنده و از دیگری میخواهیم نقش یک مشتری سختگیر را بازی کنند.
بعد از اتمام نقش بازی، بقیه اعضای گروه باید نظراتشان را به دو نفری که نقش بازی کردهاند، اعلام کنند.
🔹۳. قضایای موردی
در این شیوه، گروههای سه تا پنج نفرهای از فروشندگانمان تشکیل و به هر گروه یک قضیه موردی (Case Study) متفاوت میدهیم و از آنها میخواهیم تا راجع به آن قضیه موردی با یکدیگر گفتگو و نتیجه را به بقیه گروهها اعلام کنند.
🔹۴. بازی فروش
در این شیوه، فروشندگانمان را متناسب با نوع بازی مورد نظرمان به دو یا چند گروه تقسیم میکنیم و مسابقهای را بین گروهها راه میاندازیم. مثلا فروشندگانمان را به دو گروه فروشنده و مشتری تقسیم میکنیم و از آنها میخواهیم یک به یک با هم رو در رو شوند و فروشنده سعی کند محصولی را به مشتری بفروشد. اگر فروشنده موفق شود محصول را بفروشد، یک امتیاز به تیم فروشندگان میدهیم ولی اگر نتواند، یک امتیاز به تیم مشتریان میدهیم.
🔹۵. آزمونچهها
آزمونچه، آزمونهای شفاهی کوتاهی هستند که برای سنجش میزان تسلط فروشندگان به مفاهیم فروش بکار برده میشوند. برای این کار میتوانیم فروشندگان را دور هم جمع کنیم و از هر فروشنده سوالی کوتاه درباره محصولات، رقبا، مشتریان، شرایط بازار و غیره بپرسیم تا هم میزان تسلط او به شغلش را بسنجیم و هم مطالب برای بقیه فروشندگان مرور شود. برای افزایش اثربخشی آزمونچهها میتوانیم برای کسی که بیشترین پاسخهای درست را میدهد، جایزه کوچکی در نظر بگیریم.
🔹۶. مناظره
در این شیوه، فروشندگانمان را به دو گروه تقسیم و یک موضوع هم برای مناظره تعیین میکنیم. مثلا میتوانیم از دو گروه بخواهیم راجع به «بهترین روش برای فروش به یک مشتری سختگیر» با هم مناظره کنند.
راهنامه مدیر
🔹۱. آموزش مشارکتی
در این شیوه، گروههای سه تا پنج نفرهای از فروشندگانمان تشکیل میدهیم و پس از آموزش یک مفهوم فروش به آن گروه، از اعضای گروه میخواهیم راجع به مفهوم آموزش داده شده بحث و تبادل تجربه کنند و سپس مفهوم مورد نظر را به بقیه گروهها آموزش دهند.
🔹۲. ایفای نقش ساختارمند
در این شیوه، گروههای شش تا هشت نفرهای از فروشندگانمان تشکیل میدهیم و از دو عضو گروه میخواهیم خودشان را در شرایط خاصی فرض و طبق آن شرایط برای بقیه اعضای گروه نقش بازی کنند. مثلا دو عضو گروه را مشخص میکنیم و از یکی میخواهیم نقش فروشنده و از دیگری میخواهیم نقش یک مشتری سختگیر را بازی کنند.
بعد از اتمام نقش بازی، بقیه اعضای گروه باید نظراتشان را به دو نفری که نقش بازی کردهاند، اعلام کنند.
🔹۳. قضایای موردی
در این شیوه، گروههای سه تا پنج نفرهای از فروشندگانمان تشکیل و به هر گروه یک قضیه موردی (Case Study) متفاوت میدهیم و از آنها میخواهیم تا راجع به آن قضیه موردی با یکدیگر گفتگو و نتیجه را به بقیه گروهها اعلام کنند.
🔹۴. بازی فروش
در این شیوه، فروشندگانمان را متناسب با نوع بازی مورد نظرمان به دو یا چند گروه تقسیم میکنیم و مسابقهای را بین گروهها راه میاندازیم. مثلا فروشندگانمان را به دو گروه فروشنده و مشتری تقسیم میکنیم و از آنها میخواهیم یک به یک با هم رو در رو شوند و فروشنده سعی کند محصولی را به مشتری بفروشد. اگر فروشنده موفق شود محصول را بفروشد، یک امتیاز به تیم فروشندگان میدهیم ولی اگر نتواند، یک امتیاز به تیم مشتریان میدهیم.
🔹۵. آزمونچهها
آزمونچه، آزمونهای شفاهی کوتاهی هستند که برای سنجش میزان تسلط فروشندگان به مفاهیم فروش بکار برده میشوند. برای این کار میتوانیم فروشندگان را دور هم جمع کنیم و از هر فروشنده سوالی کوتاه درباره محصولات، رقبا، مشتریان، شرایط بازار و غیره بپرسیم تا هم میزان تسلط او به شغلش را بسنجیم و هم مطالب برای بقیه فروشندگان مرور شود. برای افزایش اثربخشی آزمونچهها میتوانیم برای کسی که بیشترین پاسخهای درست را میدهد، جایزه کوچکی در نظر بگیریم.
🔹۶. مناظره
در این شیوه، فروشندگانمان را به دو گروه تقسیم و یک موضوع هم برای مناظره تعیین میکنیم. مثلا میتوانیم از دو گروه بخواهیم راجع به «بهترین روش برای فروش به یک مشتری سختگیر» با هم مناظره کنند.
راهنامه مدیر
✳️ مخالفت با قدرتمندان سازمانی!
نوشته جالبی از سایت هاروارد بیزنس ریویو به چگونگی بیان نظر مخالف در برابر کسی که از شما قدرتمندتر است پرداخته است. به نظر می رسد مسئله ای است که بسیاری در سازمان/شرکت با آن روبه رو می شوند.
اغاب توصیه باتجربه ها در کشور ما این است که سرت به کار خودت باشد، بگو چشم و کارت را انجام بده، راهی بدی هم نیست.
در اینجا چند باید و نباید را HBR در این باره گفته است بیان می کنیم، شاید بتواند برای فرهنگ خاص ایران هم گاهی اوقات کارساز باشد:
⭕️ باید ها
۱- بگویید که نظر متفاوتی دارید و اجازه بخواهید که آن را شرح دهید.
۲- نظر اولیه را که نسبت به آن نقد دارید را یک بار دیگر بیان کنید که نشان دهید آن را گرفته اید.
۳- آرام سخن بگویید (سریع و باهیجان صحبت نکنید)
⭕️ نبایدها
۱- فکر نکنید که با مخالفت با رئیس زمین و زمان به هم می ریزد، پیامدها اغلب بسیار ملایمتر از چیزی هستند که به نظر می آیند.
۲- نظر خود را همچون واقعیت و فکت جلوه ندهید، باید آن را با شواهد مناسب پشتیبانی کرد، ولی از قطعیت بیش ازحد بپرهیزید.
۳- از واژه هایی که بار قضاوت دارند بپرهیزید، توصیه می شود از صفت ها در گفته خود بسیار کم استفاده کنید.
نوشته جالبی از سایت هاروارد بیزنس ریویو به چگونگی بیان نظر مخالف در برابر کسی که از شما قدرتمندتر است پرداخته است. به نظر می رسد مسئله ای است که بسیاری در سازمان/شرکت با آن روبه رو می شوند.
اغاب توصیه باتجربه ها در کشور ما این است که سرت به کار خودت باشد، بگو چشم و کارت را انجام بده، راهی بدی هم نیست.
در اینجا چند باید و نباید را HBR در این باره گفته است بیان می کنیم، شاید بتواند برای فرهنگ خاص ایران هم گاهی اوقات کارساز باشد:
⭕️ باید ها
۱- بگویید که نظر متفاوتی دارید و اجازه بخواهید که آن را شرح دهید.
۲- نظر اولیه را که نسبت به آن نقد دارید را یک بار دیگر بیان کنید که نشان دهید آن را گرفته اید.
۳- آرام سخن بگویید (سریع و باهیجان صحبت نکنید)
⭕️ نبایدها
۱- فکر نکنید که با مخالفت با رئیس زمین و زمان به هم می ریزد، پیامدها اغلب بسیار ملایمتر از چیزی هستند که به نظر می آیند.
۲- نظر خود را همچون واقعیت و فکت جلوه ندهید، باید آن را با شواهد مناسب پشتیبانی کرد، ولی از قطعیت بیش ازحد بپرهیزید.
۳- از واژه هایی که بار قضاوت دارند بپرهیزید، توصیه می شود از صفت ها در گفته خود بسیار کم استفاده کنید.
✳️ تکنیک LOCATE در کشف نیازهای مشتریان
◀ LISTEN
➖به صحبت های مشتری خوب گوش دهید.
◀ OBSERVE
➖به مشتری نگاه کنید. مشتری،محیط کار و حتی خانواده او را ازنظر بگذرانید.
◀ COMBINE
➖صحبت ها، دیدگاه ها و شنیده ها را با شرایط محیط ترکیب کنید.
◀ ASK QUESTION
➖ازسوال کردن خسته نشوید چرا که هر پرسشی میتواند یکی از نیازهای مشتری را برای شما آشکار کند که تا کنون از آن مطلع نبودید
◀ TALK TO OTHERS
➖با دیگران راجع به نیاز مشتری خود صحبت کنید.
مثلا برای خرید یک دستگاه آب سرد کن خوب حتی ممکن است آبدارچی یک شرکت بتواند راهنمای خوبی باشد.
◀ EMPATHIZE
➖ازچشم مشتری به مسئله نگاه کنید و سعی کنید احساس او را درک کنید.
راهنامه مدیر
◀ LISTEN
➖به صحبت های مشتری خوب گوش دهید.
◀ OBSERVE
➖به مشتری نگاه کنید. مشتری،محیط کار و حتی خانواده او را ازنظر بگذرانید.
◀ COMBINE
➖صحبت ها، دیدگاه ها و شنیده ها را با شرایط محیط ترکیب کنید.
◀ ASK QUESTION
➖ازسوال کردن خسته نشوید چرا که هر پرسشی میتواند یکی از نیازهای مشتری را برای شما آشکار کند که تا کنون از آن مطلع نبودید
◀ TALK TO OTHERS
➖با دیگران راجع به نیاز مشتری خود صحبت کنید.
مثلا برای خرید یک دستگاه آب سرد کن خوب حتی ممکن است آبدارچی یک شرکت بتواند راهنمای خوبی باشد.
◀ EMPATHIZE
➖ازچشم مشتری به مسئله نگاه کنید و سعی کنید احساس او را درک کنید.
راهنامه مدیر
👍2
✳️ ۱۰ اقدامی که نباید هنگام اخراج کارکنان انجام داد!
✅ اخراج کارکنان نه تنها برای کسی که اخراج میشود استرسزا است، بلکه برای کسی که اخراج میکند هم سخت و پرتنش است. فارغ از آنکه چگونه به کارکنان درباره عملکردشان بازخور میدهید، هیچ کسی باور نمیکند که واقعاً در حال اخراج شدن است. کارکنان فکر میکنند که به اندازهای که باید سختکوش و تلاشگر باشند، هستند. بنابراین معمولاً افراد فکر میکنند اخراج چیزی است که برای آنها اتفاق نمیافتد!
🟢اما گذشته از اینکه چه کارهایی را هنگام اخراج کردن کسی از شرکت باید انجام دهید، در اینجا میخواهیم درباره ۱۰ اقدامی که نباید انجام دهید، صحبت کنیم.
🔺فرد را پیش از آنکه جلسه رو در رو با او برگزار نکردهاید، اخراج نکنید.
🔺فرد را بدون آنکه به او پیشتر اخطار داده باشید، اخراج نکنید.
🔺هرگز فرد را بدون وجود شاهدی در جلسه، اخراج نکنید. اگر در جلسه اخراج فرد شاهدی وجود نداشته باشد، ممکن است فردی که اخراجش کردهاید به دلایل مختلف و براساس ادعاهای موجه و غیرموجه، بخواهد علیه شما اقدام دعوی کند.
🔺بیش از آنچه که مورد نیاز است، استدلال و دلیل برای اخراج فرد ارائه نکنید.
🔺اجازه ندهید فرد فکر کند هنوز تصمیم نهایی برای اخراج او را نگرفتهاید.
🔺اجازه ندهید فرد پیش از تحویل داراییها و لوازم شغلی، شرکت را ترک کند.
🔺اجازه ندهید فردی که اخراجش کردهاید، امکان دسترسی به محلِ کار یا همکارانش را داشته باشد.
🔺اجازه ندهید فردی که اخراجش کردهاید، به اطلاعات شرکت دسترسی پیدا کند.
🔺جلسه اخراج را با ارائه نکات منفی ختم نکنید. جلسه را با ارائه نکات مثبت پایان دهید. برای مثال در صورت امکان کمکها یا راهنماییهایی برای یافتن شغلی جدید به او ارائه دهید.
🔺بدون در دست داشتن چکلیستی در دست، کسی را اخراج نکنید. پیش از آنکه در جلسه اخراج حضور پیدا کنید، چکلیستی از اقدامهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید.
🔺نکته آخری که نباید فراموش کنید آن است که فکر نکنید به محض آنکه فرد از شرکت بیرون رفت، همه چیز تمام شده است!
🟤تجربه اخراج کردن کسی مسلماً تجربه خوشآیندی نیست، اما میتوانید با اتخاذ رویکردی حمایتگر و مؤثر، از تلخی این تجربه کمی بکاهید. رویکردی که شما برای اخراج کسی در پیش میگیرید، نه تنها بر فردی که در حال اخراجش هستید اثرگذار است و در خاطرش خواهد ماند، بلکه سایر کارکنانی که شاهد این اقدام هستند، سریعاً این رویکرد را یاد خواهند گرفت.
🟡در عصر الکترونیک و عصری که در سیطره شبکههای اجتماعی است، ممکن است همه کارکنان شرکت در کمتر از نیم ساعت، از خبر اخراج فردی از شرکت آگاه شوند. از آنجایی که روایت اصلی اخراج فرد نزد شما به صورت محرمانه محفوظ خواهد ماند، افرادی که خبر اخراج را میشوند، روایتهایی از این اقدام که فکر میکنند مناسبتر است را به همدیگر تعریف میکنند. بنابراین مهم است که اقدام فردی که اخراج کردهاید و نحوه واکنش وی در شبکههای اجتماعی را رصد کنید تا مبادا اقدامش خلاف واقعیت باشد و به شهرت سازمان شما آسیب بزند و روحیه سایر کارکنان را تضعیف کند./ راهنامه مدیر
✅ اخراج کارکنان نه تنها برای کسی که اخراج میشود استرسزا است، بلکه برای کسی که اخراج میکند هم سخت و پرتنش است. فارغ از آنکه چگونه به کارکنان درباره عملکردشان بازخور میدهید، هیچ کسی باور نمیکند که واقعاً در حال اخراج شدن است. کارکنان فکر میکنند که به اندازهای که باید سختکوش و تلاشگر باشند، هستند. بنابراین معمولاً افراد فکر میکنند اخراج چیزی است که برای آنها اتفاق نمیافتد!
🟢اما گذشته از اینکه چه کارهایی را هنگام اخراج کردن کسی از شرکت باید انجام دهید، در اینجا میخواهیم درباره ۱۰ اقدامی که نباید انجام دهید، صحبت کنیم.
🔺فرد را پیش از آنکه جلسه رو در رو با او برگزار نکردهاید، اخراج نکنید.
🔺فرد را بدون آنکه به او پیشتر اخطار داده باشید، اخراج نکنید.
🔺هرگز فرد را بدون وجود شاهدی در جلسه، اخراج نکنید. اگر در جلسه اخراج فرد شاهدی وجود نداشته باشد، ممکن است فردی که اخراجش کردهاید به دلایل مختلف و براساس ادعاهای موجه و غیرموجه، بخواهد علیه شما اقدام دعوی کند.
🔺بیش از آنچه که مورد نیاز است، استدلال و دلیل برای اخراج فرد ارائه نکنید.
🔺اجازه ندهید فرد فکر کند هنوز تصمیم نهایی برای اخراج او را نگرفتهاید.
🔺اجازه ندهید فرد پیش از تحویل داراییها و لوازم شغلی، شرکت را ترک کند.
🔺اجازه ندهید فردی که اخراجش کردهاید، امکان دسترسی به محلِ کار یا همکارانش را داشته باشد.
🔺اجازه ندهید فردی که اخراجش کردهاید، به اطلاعات شرکت دسترسی پیدا کند.
🔺جلسه اخراج را با ارائه نکات منفی ختم نکنید. جلسه را با ارائه نکات مثبت پایان دهید. برای مثال در صورت امکان کمکها یا راهنماییهایی برای یافتن شغلی جدید به او ارائه دهید.
🔺بدون در دست داشتن چکلیستی در دست، کسی را اخراج نکنید. پیش از آنکه در جلسه اخراج حضور پیدا کنید، چکلیستی از اقدامهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید.
🔺نکته آخری که نباید فراموش کنید آن است که فکر نکنید به محض آنکه فرد از شرکت بیرون رفت، همه چیز تمام شده است!
🟤تجربه اخراج کردن کسی مسلماً تجربه خوشآیندی نیست، اما میتوانید با اتخاذ رویکردی حمایتگر و مؤثر، از تلخی این تجربه کمی بکاهید. رویکردی که شما برای اخراج کسی در پیش میگیرید، نه تنها بر فردی که در حال اخراجش هستید اثرگذار است و در خاطرش خواهد ماند، بلکه سایر کارکنانی که شاهد این اقدام هستند، سریعاً این رویکرد را یاد خواهند گرفت.
🟡در عصر الکترونیک و عصری که در سیطره شبکههای اجتماعی است، ممکن است همه کارکنان شرکت در کمتر از نیم ساعت، از خبر اخراج فردی از شرکت آگاه شوند. از آنجایی که روایت اصلی اخراج فرد نزد شما به صورت محرمانه محفوظ خواهد ماند، افرادی که خبر اخراج را میشوند، روایتهایی از این اقدام که فکر میکنند مناسبتر است را به همدیگر تعریف میکنند. بنابراین مهم است که اقدام فردی که اخراج کردهاید و نحوه واکنش وی در شبکههای اجتماعی را رصد کنید تا مبادا اقدامش خلاف واقعیت باشد و به شهرت سازمان شما آسیب بزند و روحیه سایر کارکنان را تضعیف کند./ راهنامه مدیر
✳️ تفکر جعبه سیاه چیست؟
✅ در سال های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴، طی چند حادثهی مرموز، هواپیماهای خط هواپیمایی "بریتیش دی هاویلند کومت"، اولین خط هوایی مسافری و تجاری دنیا، وسط آسمان از کار می افتادند. اما کارشناسان دلیل این سقوط ها را پیدا نکردند و پرونده این خط هوایی کاملا پیچیده شد.
🟢 در نهایت مشکل پیدا شد: تَرَک های ریز ایجاد شده در گوشهی پنجره های مربعی شکل هواپیما، به تمام بدنه گسترش یافته و باعث متلاشی شدن هواپیما می شدند.
این اتفاق ها دستاورد مهمی داشت: بعد از آن فجایع، دیوید وارن، کارشناس حوادث پیشنهاد داد یک دستگاه تقریبا خراب نشدنیِ ثبت اطلاعاتِ پرواز که بعدا جعبه سیاه نامیده شد، در هواپیما تعبیه شود؛ ایده ای که بعدا به مرحله اجرا گذاشته شد.
🔵 هیچ صنعتی به اندازه هوانوردی اشتباهات را جدی نمیگیرد. با هر سقوط، پروازهای بعدی ایمنتر می شوند. این اصل که اسمش را "تفکر جعبه سیاهی" می گذاریم، یک ابزار گران بهای ذهنی است که در هر حوزه ای از زندگی کاربرد دارد.
🟤 انسان دقیقا در نقطه مقابل صنعت هوانوردی قرار دارد. عده بسیار کمی واقعیت شکست را میپذیرند و جعبه سیاه خودشان را تحلیل میکنند. این کار دقیقا به دو چیز احتیاج دارد:
🔸پذیرش بی قیدوشرط
🔹تفکر جعبه سیاهی
🟡 پذیرش بی قید و شرط شکستها، کمبودها و باختها چگونه امکانپذیر میشود؟
🔸بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یافتن یک دوست یا شریک قابل اعتماد است که تمام معایب تان را همانطور که هست نشانتان دهد. با گذشت زمان یاد میگیرید که قضاوت های دیگران درباره خودتان را جدی بگیرید.
🟠 در کنار پذیرش بی قیدوشرط، یک جعبه سیاه هم احتیاج دارید. جعبه سیاه خودتان را بسازید. هر وقت که تصمیم بزرگی می گیرید، آنچه را که در فکرتان میگذرد، یادداشت کنید؛ فرضیات، سلسله افکار و نتیجه گیریهای تان را.
اگر تصمیم تان در نهایت به درد نخور از آب درآمد، به اطلاعات ثبت شده پروازتان نگاه کنید و دقیق تحلیل کنید چه چیزی باعث بروز اشتباه شده است. با تشریح هر افتضاحی که به بار آورده اید، زندگی تان بهتر می شود.
⚫ تفکر جعبه سیاهی نه فقط در مورد اشخاص بلکه درباره دنیای تجارت هم مصداق دارد. این موضوع باید در سازوکار مرسوم هر سازمان گنجانده شود. پذیرش بی قیدوشرط و تفکر جعبه سیاهی به خودی خود کافی نیستند. باید اشکالات را اصلاح کنید، آن هم به شکلی که در آینده دوباره رخ ندهند.
⚪ بنابراین واقعیت را بی قیدوشرط بپذیرید. شاید در وهله اول دردناک باشد، ولی در آینده ارزش خود را نشان خواهد داد. نکته کلیدی این است که کشف کنید چرا چنین اتفاقی افتاده است و به شکل ریشه ای با موضوع برخورد کنید./راهنامه مدیر
✅ در سال های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴، طی چند حادثهی مرموز، هواپیماهای خط هواپیمایی "بریتیش دی هاویلند کومت"، اولین خط هوایی مسافری و تجاری دنیا، وسط آسمان از کار می افتادند. اما کارشناسان دلیل این سقوط ها را پیدا نکردند و پرونده این خط هوایی کاملا پیچیده شد.
🟢 در نهایت مشکل پیدا شد: تَرَک های ریز ایجاد شده در گوشهی پنجره های مربعی شکل هواپیما، به تمام بدنه گسترش یافته و باعث متلاشی شدن هواپیما می شدند.
این اتفاق ها دستاورد مهمی داشت: بعد از آن فجایع، دیوید وارن، کارشناس حوادث پیشنهاد داد یک دستگاه تقریبا خراب نشدنیِ ثبت اطلاعاتِ پرواز که بعدا جعبه سیاه نامیده شد، در هواپیما تعبیه شود؛ ایده ای که بعدا به مرحله اجرا گذاشته شد.
🔵 هیچ صنعتی به اندازه هوانوردی اشتباهات را جدی نمیگیرد. با هر سقوط، پروازهای بعدی ایمنتر می شوند. این اصل که اسمش را "تفکر جعبه سیاهی" می گذاریم، یک ابزار گران بهای ذهنی است که در هر حوزه ای از زندگی کاربرد دارد.
🟤 انسان دقیقا در نقطه مقابل صنعت هوانوردی قرار دارد. عده بسیار کمی واقعیت شکست را میپذیرند و جعبه سیاه خودشان را تحلیل میکنند. این کار دقیقا به دو چیز احتیاج دارد:
🔸پذیرش بی قیدوشرط
🔹تفکر جعبه سیاهی
🟡 پذیرش بی قید و شرط شکستها، کمبودها و باختها چگونه امکانپذیر میشود؟
🔸بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یافتن یک دوست یا شریک قابل اعتماد است که تمام معایب تان را همانطور که هست نشانتان دهد. با گذشت زمان یاد میگیرید که قضاوت های دیگران درباره خودتان را جدی بگیرید.
🟠 در کنار پذیرش بی قیدوشرط، یک جعبه سیاه هم احتیاج دارید. جعبه سیاه خودتان را بسازید. هر وقت که تصمیم بزرگی می گیرید، آنچه را که در فکرتان میگذرد، یادداشت کنید؛ فرضیات، سلسله افکار و نتیجه گیریهای تان را.
اگر تصمیم تان در نهایت به درد نخور از آب درآمد، به اطلاعات ثبت شده پروازتان نگاه کنید و دقیق تحلیل کنید چه چیزی باعث بروز اشتباه شده است. با تشریح هر افتضاحی که به بار آورده اید، زندگی تان بهتر می شود.
⚫ تفکر جعبه سیاهی نه فقط در مورد اشخاص بلکه درباره دنیای تجارت هم مصداق دارد. این موضوع باید در سازوکار مرسوم هر سازمان گنجانده شود. پذیرش بی قیدوشرط و تفکر جعبه سیاهی به خودی خود کافی نیستند. باید اشکالات را اصلاح کنید، آن هم به شکلی که در آینده دوباره رخ ندهند.
⚪ بنابراین واقعیت را بی قیدوشرط بپذیرید. شاید در وهله اول دردناک باشد، ولی در آینده ارزش خود را نشان خواهد داد. نکته کلیدی این است که کشف کنید چرا چنین اتفاقی افتاده است و به شکل ریشه ای با موضوع برخورد کنید./راهنامه مدیر
✳️ چهار رویکرد اصلی به مارکتینگ
✅ این قبیل سوالات که «مارکتینگ واقعا چیست؟» و «وظیفه اصلی آن چیست؟»، سوالاتیاند که سالهای سال است ذهن مدیران، کارآفرینان و کارشناسان بازاریابی را به خود مشغول کرده است.
🟢 یکی از راههای درک و شناخت عمیقتر و بهتر مارکتینگ این است که رویکردهای اصلی شرکتها به مارکتینگ را بشناسیم. چهار رویکرد اصلی به مارکتینگ عبارتند از:
🔺۱. رویکرد شرکتمحوری
(Self-centered marketing):
🔵 در این رویکرد، مارکتینگ به این معناست: کمک به تیم فروش شرکت برای جذب مشتریان جدید و افزایش هر چه بیشتر فروش شرکت. بر همین اساس، مارکتینگ باید مشکلات به شرکت کمک کند تا به اهداف فروش و سودآوری خود برسد.
🟤 مشکل اساسی این رویکرد آن است که واحد مارکتینگ توجه چندانی به نیازها، خواستهها و رضایت مشتریان و تحرکات و برنامههای رقبا ندارد و در نتیجه، بعد از مدتی، شرکت با مشکلات شدیدی مواجه میشود
⚫ مشکل دیگر این رویکرد آن است که برنامهها و استراتژیهای مارکتینگ بر اساس سلیقه شخصی مدیران طراحی و اجرا میشوند و در نتیجه شرکت علیرغم هزینههای بالایی که در مارکتینگ انجام میدهد، به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا نمیکند
🔺 ۲. رویکرد مشتریمحور
(Customer oriented marketing):
🟡 در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای شناسایی نیازها و خواستههای مشتریان و برآورده کردن آنها به بهترین شکل ممکن. این رویکرد به ما کمک میکند تا رضایت و وفاداری مشتریانمان را افزایش بدهیم و به همین دلیل، نسبت به رویکرد شرکتمحور بسیار بهتر است.
🟠 اما این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به رقبا، بعد از مدتی به مشکل میخورد و باعث میشود از رقبا عقب بیافتیم
🔺 ۳. رویکرد رقیبمحور
(Competitors-oriented marketing)
🔴 در این رویکرد، مارکتینگ عبارت است از: تلاش برای حمله به رقبا و گرفتن سهم بازار از آنها و دفاع از شرکت در مقابل حملات رقبا. بر این اساس، تمام تلاش واحد مارکتینگ معطوف به تحلیل برنامهها و استراتژیهای بازاریابی رقبا و چگونگی «مشتریدزدی» از آنهاست.
🟢 برای این منظور، واحد مارکتینگ باید به این سوال به خوبی پاسخ بدهد: «چگونه میتوانیم مشتریان رقبا را راضی کنیم به جای آنها از ما بخرند؟»
🔵 این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به نیازها و خواستههای مشتریان، بعد از مدتی به مشکل میخورد و شرکت علیرغم جذب تعداد زیادی مشتری، به دلیل عدم جلب رضایت آنها، با دشواریهای زیادی مواجه میشود.
🔺 ۴. رویکرد بازارمحور
(market-driven marketing):
🟤 در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای افزایش فروش شرکت، شناسایی و برآورده کردن نیازهای مشتریان و حمله به رقبا برای گرفتن سهم بازار از آنها.
⚫ در حقیقت میتوانیم بگوییم رویکرد بازارمحور، مجموع سه رویکرد قبلی است و به ما کمک میکند به اهداف مهممان در بازار به صورت همزمان توجه کنیم و توجه به یک هدف باعث نشود از اهداف دیگرمان غفلت کنیم.
از: مارکتینگ آز/ راهنامه مدیر
✅ این قبیل سوالات که «مارکتینگ واقعا چیست؟» و «وظیفه اصلی آن چیست؟»، سوالاتیاند که سالهای سال است ذهن مدیران، کارآفرینان و کارشناسان بازاریابی را به خود مشغول کرده است.
🟢 یکی از راههای درک و شناخت عمیقتر و بهتر مارکتینگ این است که رویکردهای اصلی شرکتها به مارکتینگ را بشناسیم. چهار رویکرد اصلی به مارکتینگ عبارتند از:
🔺۱. رویکرد شرکتمحوری
(Self-centered marketing):
🔵 در این رویکرد، مارکتینگ به این معناست: کمک به تیم فروش شرکت برای جذب مشتریان جدید و افزایش هر چه بیشتر فروش شرکت. بر همین اساس، مارکتینگ باید مشکلات به شرکت کمک کند تا به اهداف فروش و سودآوری خود برسد.
🟤 مشکل اساسی این رویکرد آن است که واحد مارکتینگ توجه چندانی به نیازها، خواستهها و رضایت مشتریان و تحرکات و برنامههای رقبا ندارد و در نتیجه، بعد از مدتی، شرکت با مشکلات شدیدی مواجه میشود
⚫ مشکل دیگر این رویکرد آن است که برنامهها و استراتژیهای مارکتینگ بر اساس سلیقه شخصی مدیران طراحی و اجرا میشوند و در نتیجه شرکت علیرغم هزینههای بالایی که در مارکتینگ انجام میدهد، به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا نمیکند
🔺 ۲. رویکرد مشتریمحور
(Customer oriented marketing):
🟡 در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای شناسایی نیازها و خواستههای مشتریان و برآورده کردن آنها به بهترین شکل ممکن. این رویکرد به ما کمک میکند تا رضایت و وفاداری مشتریانمان را افزایش بدهیم و به همین دلیل، نسبت به رویکرد شرکتمحور بسیار بهتر است.
🟠 اما این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به رقبا، بعد از مدتی به مشکل میخورد و باعث میشود از رقبا عقب بیافتیم
🔺 ۳. رویکرد رقیبمحور
(Competitors-oriented marketing)
🔴 در این رویکرد، مارکتینگ عبارت است از: تلاش برای حمله به رقبا و گرفتن سهم بازار از آنها و دفاع از شرکت در مقابل حملات رقبا. بر این اساس، تمام تلاش واحد مارکتینگ معطوف به تحلیل برنامهها و استراتژیهای بازاریابی رقبا و چگونگی «مشتریدزدی» از آنهاست.
🟢 برای این منظور، واحد مارکتینگ باید به این سوال به خوبی پاسخ بدهد: «چگونه میتوانیم مشتریان رقبا را راضی کنیم به جای آنها از ما بخرند؟»
🔵 این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به نیازها و خواستههای مشتریان، بعد از مدتی به مشکل میخورد و شرکت علیرغم جذب تعداد زیادی مشتری، به دلیل عدم جلب رضایت آنها، با دشواریهای زیادی مواجه میشود.
🔺 ۴. رویکرد بازارمحور
(market-driven marketing):
🟤 در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای افزایش فروش شرکت، شناسایی و برآورده کردن نیازهای مشتریان و حمله به رقبا برای گرفتن سهم بازار از آنها.
⚫ در حقیقت میتوانیم بگوییم رویکرد بازارمحور، مجموع سه رویکرد قبلی است و به ما کمک میکند به اهداف مهممان در بازار به صورت همزمان توجه کنیم و توجه به یک هدف باعث نشود از اهداف دیگرمان غفلت کنیم.
از: مارکتینگ آز/ راهنامه مدیر
👍1
آزمون انتخاب کارشناس رسمی استاندارد،سازمان ملی استاندارو ایران https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/krinso_registration_manual.pdf
دفترچه راهنمای ثبت نام آزمون کشوری انتخاب کارشناس رسمی استاندارد
https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%88%D9%8A%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%D9%8A.pdf
دوره های آموزشی موظف کارشناسان رسمی استانذارد (اشخاص حقيقی)
https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%D9%8A%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%85%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%B3%D8%A7%D9%841402.rar
منابع عمومی آزمون کشوری انتخاب کارشناس رسمی استاندارد
https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%D9%8A%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%85%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%B3%D8%A7%D9%841402.rar
منابع اختصاصی آزمون کشوری انتخاب کارشناس رسمی استاندارد
دفترچه راهنمای ثبت نام آزمون کشوری انتخاب کارشناس رسمی استاندارد
https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%88%D9%8A%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%D9%8A.pdf
دوره های آموزشی موظف کارشناسان رسمی استانذارد (اشخاص حقيقی)
https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%D9%8A%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%85%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%B3%D8%A7%D9%841402.rar
منابع عمومی آزمون کشوری انتخاب کارشناس رسمی استاندارد
https://qmqc.ir/wp-content/uploads/2023/08/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%D9%8A%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%85%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%B3%D8%A7%D9%841402.rar
منابع اختصاصی آزمون کشوری انتخاب کارشناس رسمی استاندارد
✳️ راه درست شکست خوردن
✅ دانشکده اسمیت، دانشکده دخترانهای در ماساچوست، برنامهای به نام «خوب شکست خوردن» ایجاد کرده است تا به دانشجویانش آموزش دهد که همه ما باید برای یادگیری ایستادگی به خرج دهیم.
ریچل سیمونز که این برنامه را راهاندازی کرده است، در مقالهای در نیویورک تایمز میگوید: «آنچه در تلاش هستیم تا یاد بگیریم این است که شکست اشکال یادگیری نیست، بلکه ویژگی آن است.»
در واقع وقتی دانشجویان در این برنامه ثبتنام میکنند، یک «گواهی شکست» دریافت میکنند که اظهار میکند آنها به این وسیله در یک رابطه، پروژه، تست یا هر ابتکار دیگری برای خرابکاری یا شکست مجاز هستند.
دانشجویانی که برای مدیریت شکست آماده هستند، کمتر ضعیفند و نسبت به کسانی که انتظار عملکرد بینقص را دارند جسورانهتر رفتار میکنند.
این درسی است که ارزش بهکارگیری در کسبوکار را نیز دارد. پاتریک دایل، مدیر ارشد اجرایی پیتزا دومینو از سال ۲۰۱۰، یکی از موفقترین دورههای هفت ساله رهبری کسبوکار را در هر زمینهای داشته است. اما او معتقد است که همه پیروزیهای شرکتش بهخاطر میل او برای مواجهه و به چالش کشیدن احتمال اشتباهات و گامهای غلط است.
دایل در یک ارائه برای مدیران ارشد اجرایی دیگر، دو چالش بزرگ را توصیف کرد که در مسیر شرکتها و افرادی وجود دارد که نسبت به شکست صادقتر هستند:
به گفته او، اولین چالش آن چیزی است که او «سوگیری حذف» مینامد؛ واقعیتی که اکثر افراد با یک ایده جدید، پیگیری ایدهشان را دنبال نمیکنند چون اگر آنها چیزی را امتحان کنند و آن کار به سرانجام نرسد، این عقبنشینی ممکن است به شغل آنها آسیب برساند.
دومین چالش فائق آمدن بر آن چیزی است که او «ضررگریزی» مینامد؛ گرایشی که موجب میشود افراد ترجیح دهند بهجای تلاش برای برنده شدن، چیزی را از دست ندهند؛ چون برای اکثر ما «درد از دست دادن دو برابر لذت بهدست آوردن است.»
دایل میگوید «اجازه برای شکست خوردن، انرژیبخش و شرط ضروری برای موفقیت است» و شاید این مهمترین درس برای همه باشد:
"بدون شکست خوردن هیچ نوع یادگیری وجود ندارد و بدون شکست هیچ موفقیتی ممکن نخواهد بود."
✅ دانشکده اسمیت، دانشکده دخترانهای در ماساچوست، برنامهای به نام «خوب شکست خوردن» ایجاد کرده است تا به دانشجویانش آموزش دهد که همه ما باید برای یادگیری ایستادگی به خرج دهیم.
ریچل سیمونز که این برنامه را راهاندازی کرده است، در مقالهای در نیویورک تایمز میگوید: «آنچه در تلاش هستیم تا یاد بگیریم این است که شکست اشکال یادگیری نیست، بلکه ویژگی آن است.»
در واقع وقتی دانشجویان در این برنامه ثبتنام میکنند، یک «گواهی شکست» دریافت میکنند که اظهار میکند آنها به این وسیله در یک رابطه، پروژه، تست یا هر ابتکار دیگری برای خرابکاری یا شکست مجاز هستند.
دانشجویانی که برای مدیریت شکست آماده هستند، کمتر ضعیفند و نسبت به کسانی که انتظار عملکرد بینقص را دارند جسورانهتر رفتار میکنند.
این درسی است که ارزش بهکارگیری در کسبوکار را نیز دارد. پاتریک دایل، مدیر ارشد اجرایی پیتزا دومینو از سال ۲۰۱۰، یکی از موفقترین دورههای هفت ساله رهبری کسبوکار را در هر زمینهای داشته است. اما او معتقد است که همه پیروزیهای شرکتش بهخاطر میل او برای مواجهه و به چالش کشیدن احتمال اشتباهات و گامهای غلط است.
دایل در یک ارائه برای مدیران ارشد اجرایی دیگر، دو چالش بزرگ را توصیف کرد که در مسیر شرکتها و افرادی وجود دارد که نسبت به شکست صادقتر هستند:
به گفته او، اولین چالش آن چیزی است که او «سوگیری حذف» مینامد؛ واقعیتی که اکثر افراد با یک ایده جدید، پیگیری ایدهشان را دنبال نمیکنند چون اگر آنها چیزی را امتحان کنند و آن کار به سرانجام نرسد، این عقبنشینی ممکن است به شغل آنها آسیب برساند.
دومین چالش فائق آمدن بر آن چیزی است که او «ضررگریزی» مینامد؛ گرایشی که موجب میشود افراد ترجیح دهند بهجای تلاش برای برنده شدن، چیزی را از دست ندهند؛ چون برای اکثر ما «درد از دست دادن دو برابر لذت بهدست آوردن است.»
دایل میگوید «اجازه برای شکست خوردن، انرژیبخش و شرط ضروری برای موفقیت است» و شاید این مهمترین درس برای همه باشد:
"بدون شکست خوردن هیچ نوع یادگیری وجود ندارد و بدون شکست هیچ موفقیتی ممکن نخواهد بود."
👍2
آینده بریکس چه میشود؟
آینده بریکس چه میشود؟
◽️۲۲ آگوست پانزدهمین نشست سالانه بریکس شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی در ژوهانسبورگ برگزار میشود. برای اولین بار، یکی از سران کشورها حضور نمییابد.
◽️سیریل رامافوسا، رئیسجمهور آفریقای جنوبی برای میزبانی از ولادیمیر پوتین چالش جدی داشت. وی از طرفی خود را مسئول میدانست که همتای روس خود را صحیح و سالم میزبانی کند اما از سوی دیگر به عنوان یکی از امضاکنندگان اساسنامه رم، وظیفه دارد آقای پوتین را بازداشت و به دادگاه لاهه بفرستد.
◽️به هر حال، آقای پوتین در این مراسم شرکت نخواهد کرد. اما مساله بریکس اکنون فراتر از اینهاست و سوال اساسی آن است که چه چیزی اعضا را کنار هم نگه خواهد داشت و این گروه چه اهمیتی در آینده خواهند داشت؟ بریکس چگونه متولد شد؟
💢 منتخب اکونومیست را هر روز در رادیو فردای اقتصاد بشنوید
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
◽️۲۲ آگوست پانزدهمین نشست سالانه بریکس شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی در ژوهانسبورگ برگزار میشود. برای اولین بار، یکی از سران کشورها حضور نمییابد.
◽️سیریل رامافوسا، رئیسجمهور آفریقای جنوبی برای میزبانی از ولادیمیر پوتین چالش جدی داشت. وی از طرفی خود را مسئول میدانست که همتای روس خود را صحیح و سالم میزبانی کند اما از سوی دیگر به عنوان یکی از امضاکنندگان اساسنامه رم، وظیفه دارد آقای پوتین را بازداشت و به دادگاه لاهه بفرستد.
◽️به هر حال، آقای پوتین در این مراسم شرکت نخواهد کرد. اما مساله بریکس اکنون فراتر از اینهاست و سوال اساسی آن است که چه چیزی اعضا را کنار هم نگه خواهد داشت و این گروه چه اهمیتی در آینده خواهند داشت؟ بریکس چگونه متولد شد؟
💢 منتخب اکونومیست را هر روز در رادیو فردای اقتصاد بشنوید
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
👍1
Forwarded from فردای اقتصاد
آیا باید مشکلتان را با منابع انسانی مطرح کنید؟
💢 کار در یک محیط سمی میتواند به سرعت احساسات شما را در مورد شغلتان نابود کند – و حتی تصمیمگیری برای صحبت در مورد آن میتواند کاملاً ترسناک باشد. در چنین وضعیتی زمان مراجعه به بخش منابع انسانی و مطرح کردن مشکل چه زمانی است؟ و چگونه میتوانید خود را برای گفتگو آماده کنید؟ نشریه هاروارد بیزنس ریویو سه پرسش را مطرح کرده است که باید قبل از ارائه گزارش رسمی مشکلتان به منابع انسانی، از خود بپرسید.
🔻 آیا من آنچه که اتفاق افتاده است را مستند کردهام؟ اگر قصد دارید یک حادثه را به منابع انسانی گزارش کنید، به سوابق دقیق نیاز دارید تا به وضوح ادعاهای خود را بیان کنید. موارد زیر را حتماً مستند کنید: آنچه گفته شده یا انجام شده است، تاریخ و زمان حادثه و اینکه آیا شاهدانی بودهاند یا خیر.
🔹 هدف من چیست؟ قبل از برقراری ارتباط با منابع انسانی، هدف خاصی را تعریف کنید. به عنوان مثال، همکار شما ممکن است به آموزش توسعه حرفهای برای بهبود رفتار خود نیاز داشته باشد. یا، اگر یک مشکل عملکردی مداوم وجود داشته باشد، منابع انسانی ممکن است با مدیر شما برای ایجاد یک برنامه بهبود عملکرد همکاری کند.
🔻 آیا چیزی که من تجربه میکنم مخالف قانون است؟ دپارتمانهای منابع انسانی مسئولیت دارند اطمینان حاصل کنند که شرکتها به قوانین و مقررات استخدامی پایبند هستند. همچنین یک کارفرما موظف است که هرگونه شکایت در مورد آزار و اذیت را بررسی کند. آزار و اذیت میتواند شامل تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت، ناتوانی جسمی، یا سایر وضعیتهای اشخاص باشد یا حتی تلافی بخاطر گزارش یک موضوع.
برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید
#کارآفرینان_و_مدیران
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
💢 کار در یک محیط سمی میتواند به سرعت احساسات شما را در مورد شغلتان نابود کند – و حتی تصمیمگیری برای صحبت در مورد آن میتواند کاملاً ترسناک باشد. در چنین وضعیتی زمان مراجعه به بخش منابع انسانی و مطرح کردن مشکل چه زمانی است؟ و چگونه میتوانید خود را برای گفتگو آماده کنید؟ نشریه هاروارد بیزنس ریویو سه پرسش را مطرح کرده است که باید قبل از ارائه گزارش رسمی مشکلتان به منابع انسانی، از خود بپرسید.
🔻 آیا من آنچه که اتفاق افتاده است را مستند کردهام؟ اگر قصد دارید یک حادثه را به منابع انسانی گزارش کنید، به سوابق دقیق نیاز دارید تا به وضوح ادعاهای خود را بیان کنید. موارد زیر را حتماً مستند کنید: آنچه گفته شده یا انجام شده است، تاریخ و زمان حادثه و اینکه آیا شاهدانی بودهاند یا خیر.
🔹 هدف من چیست؟ قبل از برقراری ارتباط با منابع انسانی، هدف خاصی را تعریف کنید. به عنوان مثال، همکار شما ممکن است به آموزش توسعه حرفهای برای بهبود رفتار خود نیاز داشته باشد. یا، اگر یک مشکل عملکردی مداوم وجود داشته باشد، منابع انسانی ممکن است با مدیر شما برای ایجاد یک برنامه بهبود عملکرد همکاری کند.
🔻 آیا چیزی که من تجربه میکنم مخالف قانون است؟ دپارتمانهای منابع انسانی مسئولیت دارند اطمینان حاصل کنند که شرکتها به قوانین و مقررات استخدامی پایبند هستند. همچنین یک کارفرما موظف است که هرگونه شکایت در مورد آزار و اذیت را بررسی کند. آزار و اذیت میتواند شامل تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت، ناتوانی جسمی، یا سایر وضعیتهای اشخاص باشد یا حتی تلافی بخاطر گزارش یک موضوع.
برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید
#کارآفرینان_و_مدیران
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
Forwarded from فردای اقتصاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان برند/ از فقر تا ثروت خالق خمیردندانهای کلگیت
💢 بیش از ۲۰۰ سال پیش، مرد فقیری بنام ویلیام کلگیت با ساختن شمع و صابون امرار معاش میکرد. اما کسب و کار کوچکی که به او اجازه میداد غذایی بر سر سفرهاش بیاورد، توانست به یکی از موفقترین شرکتهای چند میلیارد دلاری جهان تبدیل شود و او یکی از ثروتمندترین افراد جهان شد. داستان باورنکردنی موفقیت او را در این ویدئو تماشا کنید.
برای مشاهده این ویدئو بدون نیاز به فیلترشکن اینجا کلیک کنید
مشاهده این ویدئو هم پیشنهاد میشود:
🔗 کریستیانو رونالدو چگونه با فقر و بیماری، ابرستاره شد؟
#داستان_برند
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
💢 بیش از ۲۰۰ سال پیش، مرد فقیری بنام ویلیام کلگیت با ساختن شمع و صابون امرار معاش میکرد. اما کسب و کار کوچکی که به او اجازه میداد غذایی بر سر سفرهاش بیاورد، توانست به یکی از موفقترین شرکتهای چند میلیارد دلاری جهان تبدیل شود و او یکی از ثروتمندترین افراد جهان شد. داستان باورنکردنی موفقیت او را در این ویدئو تماشا کنید.
برای مشاهده این ویدئو بدون نیاز به فیلترشکن اینجا کلیک کنید
مشاهده این ویدئو هم پیشنهاد میشود:
🔗 کریستیانو رونالدو چگونه با فقر و بیماری، ابرستاره شد؟
#داستان_برند
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
👍1
✳️ جمعیت ایران به کدام سو
می رود؟
یک عامل اساسی جهش جمعیت در ایران، افت سریع مرگومیر بوده که باعث شده شکاف تولد و مرگومیر به سرعت زیاد شود. اما این شکاف در حال پرشدن است.
مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی پیرامون تحولات جمعیتی ایران و پیشبینی آینده در این زمینه منتشر کرده است. از نکات جالب این گزارش، نمایش گذار جمعیتشناختی ایران از ۱۲۵۵ تا ۱۴۲۰ است که به کمک تخمین جمعیت پیش از نخستین سرشماری و پیشبینی وضعیت پیش رو به دست آمده است.
بر این گزارش، آغاز گذار مرگومیر در ایران به اوایل قرن گذشته برمیگردد که در آن زمان نرخ مرگومیر، ۳۲ در هزار نفر بوده است. اما از سال ۱۳۳۵ روند کاهشی مشخصی رخ داده و نرخ را به شش نفر در هزار نفر رسانده است.
تا سال ۱۳۶۵ در عین حال که نرخ باروری بالاست، نرخ مرگومیر کاهشی است و در نتیجه جمعیت با سرعت فزایندهای زیاد میشود. اما پس از ۱۳۶۵ نرخ باروری هم افت شدیدی میکند و نهایتاً از سال ۱۳۹۵ دوره جدیدی آغاز شده که نرخ تولد و مرگ، هردو بسیار پایین است و حتی پیشبینی میشود تا ۱۴۲۰ شیب مرگومیر صعودی شود.
می رود؟
مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی پیرامون تحولات جمعیتی ایران و پیشبینی آینده در این زمینه منتشر کرده است. از نکات جالب این گزارش، نمایش گذار جمعیتشناختی ایران از ۱۲۵۵ تا ۱۴۲۰ است که به کمک تخمین جمعیت پیش از نخستین سرشماری و پیشبینی وضعیت پیش رو به دست آمده است.
بر این گزارش، آغاز گذار مرگومیر در ایران به اوایل قرن گذشته برمیگردد که در آن زمان نرخ مرگومیر، ۳۲ در هزار نفر بوده است. اما از سال ۱۳۳۵ روند کاهشی مشخصی رخ داده و نرخ را به شش نفر در هزار نفر رسانده است.
تا سال ۱۳۶۵ در عین حال که نرخ باروری بالاست، نرخ مرگومیر کاهشی است و در نتیجه جمعیت با سرعت فزایندهای زیاد میشود. اما پس از ۱۳۶۵ نرخ باروری هم افت شدیدی میکند و نهایتاً از سال ۱۳۹۵ دوره جدیدی آغاز شده که نرخ تولد و مرگ، هردو بسیار پایین است و حتی پیشبینی میشود تا ۱۴۲۰ شیب مرگومیر صعودی شود.
❤2
✳️ خصوصیات یک مدیر اجرایی موثر
✅ یک مدیر اجرایی تاثیرگذار به آن مفهومی که به طور رایج استفاده میشود، لازم نیست حتماً یک «رهبر» باشد.
🟢 برای مثال، هری ترومن ذرهای کاریزما نداشت و جز موثرترین مدیران تاریخ آمریکا بود.
🔵 طی بیش از ۶۵ سال فعالیت حرفهای ام در حوزه مشاوره، با مدیرعامل های مختلفی کار کرده ام.
آنها به معنی رایج کلمه، رهبر نبودند.
در میان آنها، از برونگرا تا تقریبا منزوی، از بردبار تا سختگیر و از سخاوتمند تا صرفه جو وجود داشتند.
🟤 عاملی که همهی آنها را به مدیران موثری تبدیل میکرد، پیروی از ۸ روش بود:
۱. می پرسیدند چه کاری باید انجام شود؟
۲. می پرسیدند صلاح سازمان در چیست؟
۳. برنامه اقدام تدوین میکردند.
۴. مسئولیت تصمیم های خود را بر عهده میگرفتند.
۵. مسئولیت ایجاد ارتباطات را عهده دار میشدند.
۶. بیش از مشکلات روی فرصت ها تمرکز داشتند.
۷. جلسات پرباری برگزار میکردند.
۸. به جای «من»، «ما» میگفتند و می اندیشیدند.
🟡 دو روش نخست دانش مورد نیاز مدیران را در اختیارشان قرار میداد.
🟣 چهار روش بعدی به آنها کمک میکرد تا این دانش را به اقدام موثر تبدیل کنند.
⚪ دو روش آخر تضمین میکردند که همه سازمان احساس مسئولیت و پاسخگویی دارند.
منبع: کتاب رهبری - انتشارات دانشکده کسب و کار هاروارد
راهنامه مدیر
✅ یک مدیر اجرایی تاثیرگذار به آن مفهومی که به طور رایج استفاده میشود، لازم نیست حتماً یک «رهبر» باشد.
🟢 برای مثال، هری ترومن ذرهای کاریزما نداشت و جز موثرترین مدیران تاریخ آمریکا بود.
🔵 طی بیش از ۶۵ سال فعالیت حرفهای ام در حوزه مشاوره، با مدیرعامل های مختلفی کار کرده ام.
آنها به معنی رایج کلمه، رهبر نبودند.
در میان آنها، از برونگرا تا تقریبا منزوی، از بردبار تا سختگیر و از سخاوتمند تا صرفه جو وجود داشتند.
🟤 عاملی که همهی آنها را به مدیران موثری تبدیل میکرد، پیروی از ۸ روش بود:
۱. می پرسیدند چه کاری باید انجام شود؟
۲. می پرسیدند صلاح سازمان در چیست؟
۳. برنامه اقدام تدوین میکردند.
۴. مسئولیت تصمیم های خود را بر عهده میگرفتند.
۵. مسئولیت ایجاد ارتباطات را عهده دار میشدند.
۶. بیش از مشکلات روی فرصت ها تمرکز داشتند.
۷. جلسات پرباری برگزار میکردند.
۸. به جای «من»، «ما» میگفتند و می اندیشیدند.
🟡 دو روش نخست دانش مورد نیاز مدیران را در اختیارشان قرار میداد.
🟣 چهار روش بعدی به آنها کمک میکرد تا این دانش را به اقدام موثر تبدیل کنند.
⚪ دو روش آخر تضمین میکردند که همه سازمان احساس مسئولیت و پاسخگویی دارند.
منبع: کتاب رهبری - انتشارات دانشکده کسب و کار هاروارد
راهنامه مدیر
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
چرا رشد اقتصادی مهم است؟
👤 البرز نظامی
✍️ در ادبیات اقتصاد جریان اصلی، یکی از پاسخهایی که به مساله تجدد و توسعه ارائه شده است، مقوله «رشد اقتصادی» است. دیوید رومر، اقتصاددان آمریکایی، در ابتدای کتاب اقتصادکلان پیشرفته خود بیان میکند که تاریخ جهان را میتوان به دو دوره تقسیم کرد: دوره پیش از انقلاب صنعتی و دوره پس از انقلاب صنعتی. او بیان میکند که تمایز این دو دوره در پدیدهای به نام رشد اقتصادی خیرهکننده خلاصه میشود. مسالهای که باعث میشود تا سطح درآمد سرانه نسبت به دوران پیش از خود رشد چشمگیری کند و به دنبال آن، کیفیت زندگی تغییری غیر قابل بازگشت داشته باشد.
✍️ رومر بیان میکند که این ارتقای سطح زندگی آنچنان است که برای نیاکان ما قابل تصور نیست. به بیانی دقیقتر، متوسط درآمد سرانه در ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی، ۱۰ تا ۳۰ برابر قرن گذشته و ۵۰ تا ۳۰۰ برابر دو قرن پیش است.
✍️ لکن، باید توجه داشت که مساله رشد چشمگیر اقتصادی و افزایش درآمد سرانه در سراسر کشورهای دنیا بهصورت یکسان رخ نمیدهد، تغییر سهمی که باعث میشود تا برخی کشورها از برخی دیگر «عقب» بمانند و به این سبب، در سطح استاندارد زندگی و رفاهی میان کشورها در زمینههایی همچون بهداشت، آموزش، طول عمر و نرخ مرگومیر اختلاف بسیاری به وجود بیاید.
✍️ حال اگر بخواهیم یک گام فراتر برویم، باید بیان کنیم که ادبیات جریان اصلی به این سطح محدود نیست. یکی از نظریات مهم و کموبیش قدیمی در ادبیات اقتصادی، «نظریه مدرنیزاسیون» لیپست است که در سال۱۹۵۹ ارائه شد...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
چرا رشد اقتصادی مهم است؟
👤 البرز نظامی
✍️ در ادبیات اقتصاد جریان اصلی، یکی از پاسخهایی که به مساله تجدد و توسعه ارائه شده است، مقوله «رشد اقتصادی» است. دیوید رومر، اقتصاددان آمریکایی، در ابتدای کتاب اقتصادکلان پیشرفته خود بیان میکند که تاریخ جهان را میتوان به دو دوره تقسیم کرد: دوره پیش از انقلاب صنعتی و دوره پس از انقلاب صنعتی. او بیان میکند که تمایز این دو دوره در پدیدهای به نام رشد اقتصادی خیرهکننده خلاصه میشود. مسالهای که باعث میشود تا سطح درآمد سرانه نسبت به دوران پیش از خود رشد چشمگیری کند و به دنبال آن، کیفیت زندگی تغییری غیر قابل بازگشت داشته باشد.
✍️ رومر بیان میکند که این ارتقای سطح زندگی آنچنان است که برای نیاکان ما قابل تصور نیست. به بیانی دقیقتر، متوسط درآمد سرانه در ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی، ۱۰ تا ۳۰ برابر قرن گذشته و ۵۰ تا ۳۰۰ برابر دو قرن پیش است.
✍️ لکن، باید توجه داشت که مساله رشد چشمگیر اقتصادی و افزایش درآمد سرانه در سراسر کشورهای دنیا بهصورت یکسان رخ نمیدهد، تغییر سهمی که باعث میشود تا برخی کشورها از برخی دیگر «عقب» بمانند و به این سبب، در سطح استاندارد زندگی و رفاهی میان کشورها در زمینههایی همچون بهداشت، آموزش، طول عمر و نرخ مرگومیر اختلاف بسیاری به وجود بیاید.
✍️ حال اگر بخواهیم یک گام فراتر برویم، باید بیان کنیم که ادبیات جریان اصلی به این سطح محدود نیست. یکی از نظریات مهم و کموبیش قدیمی در ادبیات اقتصادی، «نظریه مدرنیزاسیون» لیپست است که در سال۱۹۵۹ ارائه شد...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
چرا رشد اقتصادی مهم است؟
با قدری سادهسازی، میتوان ادعا کرد که یکی از نقاط عطف تاریخ میهن ما، ابتدای قرن نوزده میلادی است. در سالهای بین 1804 تا 1813 و همچنین 1826 تا 1828 میلادی، جنگهای معروف ایران و روس رخ میدهد. جنگهایی که برای ایرانیان آنچنان شوک بزرگی محسوب میشود که همچنان،…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
آدام اسمیت در آینه اهل سیاست
💠 در پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» به آدام اسمیت پرداخته شده است. در این پرونده سعی شده است که به جای رجوع به اقتصاددانان، بیشتر به پژوهشگران اندیشه سیاسی مراجعه شود. این رجوع هم دلیل دارد؛ علت این است که ابعاد اهمیت آدام اسمیت در نزد سیاستپژوهان فهمیده شود. علاوهبر این، نویسندگان این پرونده، به ابعاد فلسفی آدام اسمیت، بهویژه در بعد فلسفه اخلاق توجه ویژهای کردهاند.
💠 این مساله با توجه به اینکه آدام اسمیت آن هنگام که به نگارش کتاب مشهور خویش که بهاختصار در ایران با عنوان «ثروت ملل» شناخته میشود پرداخت، مشغول تدریس فلسفه اخلاق در دانشگاههای بریتانیا بود.
💠 علاوه بر این آدام اسمیت در شکلگیری نظریه دولت مدرن در جهان امروز تاثیرگذار بود. این تاثیرگذاری نه مستقیم بلکه با نفوذ بر آرای هگل در بسط نظام فلسفی او حضور دارد. پس با این اوصاف آدام اسمیت اهمیت ویژهای برای اهل نظر در سیاست دارد و نمیتوان او را بیارتباط با نظریههای سیاسی و فلسفه سیاست دانست. این نگاه، میتواند آدام اسمیت را برای اهل اقتصاد به موضوعی جذابتر بدل کند.
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
💠 در پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» به آدام اسمیت پرداخته شده است. در این پرونده سعی شده است که به جای رجوع به اقتصاددانان، بیشتر به پژوهشگران اندیشه سیاسی مراجعه شود. این رجوع هم دلیل دارد؛ علت این است که ابعاد اهمیت آدام اسمیت در نزد سیاستپژوهان فهمیده شود. علاوهبر این، نویسندگان این پرونده، به ابعاد فلسفی آدام اسمیت، بهویژه در بعد فلسفه اخلاق توجه ویژهای کردهاند.
💠 این مساله با توجه به اینکه آدام اسمیت آن هنگام که به نگارش کتاب مشهور خویش که بهاختصار در ایران با عنوان «ثروت ملل» شناخته میشود پرداخت، مشغول تدریس فلسفه اخلاق در دانشگاههای بریتانیا بود.
💠 علاوه بر این آدام اسمیت در شکلگیری نظریه دولت مدرن در جهان امروز تاثیرگذار بود. این تاثیرگذاری نه مستقیم بلکه با نفوذ بر آرای هگل در بسط نظام فلسفی او حضور دارد. پس با این اوصاف آدام اسمیت اهمیت ویژهای برای اهل نظر در سیاست دارد و نمیتوان او را بیارتباط با نظریههای سیاسی و فلسفه سیاست دانست. این نگاه، میتواند آدام اسمیت را برای اهل اقتصاد به موضوعی جذابتر بدل کند.
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
بقا در جهان «ووکا»
🎯 اغلب گفته میشود که ما در جهانی به شدت نامطمئن زندگی میکنیم که پیشبینی و تعیین مسیر، توسعه کسبوکارها را دشوار میسازد.
🎯 از دهه ۱۹۸۰ میلادی بود که ارتش آمریکا کلیدواژهای با نام ووکا (VUCA) برای توصیف جهان پس از جنگ سرد استفاده کرد. ووکا ساخته شده از حروف آغازین چهار واژه است: متلاطم، غیرمطمئن، پیچیده و مبهم. این اصطلاح بعدها به حوزه کسبوکار رخنه کرد تا از آن برای توصیف ابهامهای محیط عملیاتی استفاده شود.
🎯 اکنون آن را به عنوان یک استعاره و توصیف حیاتی برای دشواری روزافزون مدیریت کسبوکارها در محیطهای مبهم و پرمخاطره استفاده میکنند.
❓کسبوکارها برای فعالیت در محیط متلاطم، غیرمطمئن، پیچیده و مبهم به چه توانمندیها و رویههایی نیاز دارند؟👇
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🎯 اغلب گفته میشود که ما در جهانی به شدت نامطمئن زندگی میکنیم که پیشبینی و تعیین مسیر، توسعه کسبوکارها را دشوار میسازد.
🎯 از دهه ۱۹۸۰ میلادی بود که ارتش آمریکا کلیدواژهای با نام ووکا (VUCA) برای توصیف جهان پس از جنگ سرد استفاده کرد. ووکا ساخته شده از حروف آغازین چهار واژه است: متلاطم، غیرمطمئن، پیچیده و مبهم. این اصطلاح بعدها به حوزه کسبوکار رخنه کرد تا از آن برای توصیف ابهامهای محیط عملیاتی استفاده شود.
🎯 اکنون آن را به عنوان یک استعاره و توصیف حیاتی برای دشواری روزافزون مدیریت کسبوکارها در محیطهای مبهم و پرمخاطره استفاده میکنند.
❓کسبوکارها برای فعالیت در محیط متلاطم، غیرمطمئن، پیچیده و مبهم به چه توانمندیها و رویههایی نیاز دارند؟👇
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
بقا در جهان «ووکا»
جهان به طور دائم در حال تغییر است. این واقعیتی است که بسیاری از کسبوکارها پذیرفتهاند و بسیاری از کارآفرینان نیز آماده بهره بردن از فرصتهای این تغییرات دائمی هستند. متلاطم، غیرقابل پیشبینی و پرابهام از دیگر واژههایی است که بیش از «تغییر» میتوانند…
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
خروج از حلقه دنبالهروی
👤 دکتر علی سرزعیم
✍️ چند دهه است، قاعده بازی که در عرصه صنعت در دنیا وجود داشت تغییر کرده است. در قرن بیستم شرکتها فناوری خاصی را کسب کرده و سعی میکردند آن را در انحصار خود نگه دارند تا بتوانند محصولات خود را با استفاده از آن فناوری ویژه تولید و به کشورهای مختلف صادر کنند. از زمانی به بعد این راهبرد تغییر کرد. آنها حاضر بودند فناوری خود را به کشورهای در حال توسعه بفروشند و کشورهای در حال توسعه خوشحال بودند که اینک میتوانند آن محصولات را خود تولید کنند و دیگر چنین محصولاتی را وارد نکنند و حتی محصولات خود را به بازارهای هدف آن کشورهای غربی صادر کنند.
✍️ کشورهای در حال توسعه از خود نمیپرسیدند که راز واگذاری این فناوریها چیست و چرا کشورهای غربی حاضرند با دست خود بازار محصولات خود را خراب کنند؟ آیا دیوانه هستند یا از عقلانیت اقتصادی تهی شدهاند؟
✍️ واقعیت آن است که کشورهای توسعهیافته دیدگاه جدیدی پیدا کردهاند و آن، این است که به جای رقابت بر سر فروش محصول، پیوسته فناوریهای جدیدی خلق کرده و آن فناوریها را به کشورهای مختلف صادر کنند. در واقع کشورهای در حال توسعه پس از خرید یک فناوری زمانی به طول میانجامد تا روی آن مسلط شوند و با استفاده از آن دست به تولید بزنند. در این فاصله کشورهای توسعهیافته فناوری جدیدی را خلق کرده و با استفاده از آن فناوری، محصول جدید یا همان محصول را با هزینه کمتر و کیفیت بیشتر تولید میکنند. پس از چندی دوباره آن کشور در حال توسعه باید هزینه اکتساب فناوری جدید را بپردازد.
✍️ راه گریز از این حلقه معیوب و دنبالهروی تحقیرآمیز چیست؟ راه آن این است که شرکتهای صنعتی در کشورهای در حال توسعه وظیفه خود را تنها تولید محصول تلقی نکنند، بلکه ایجاد و خلق فناوریهای جدید را جزو وظایف اصلی خود قلمداد کنند. این امر تنها وقتی ممکن میشود که فعالیت تحقیق و توسعه در شرکتهای صنعتی کشورهای در حال توسعه جدی گرفته شود و مسوولان این شرکتها چنین فعالیتی را کسبوکاری سودآور (البته در بلندمدت) تلقی کنند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3993944
خروج از حلقه دنبالهروی
👤 دکتر علی سرزعیم
✍️ چند دهه است، قاعده بازی که در عرصه صنعت در دنیا وجود داشت تغییر کرده است. در قرن بیستم شرکتها فناوری خاصی را کسب کرده و سعی میکردند آن را در انحصار خود نگه دارند تا بتوانند محصولات خود را با استفاده از آن فناوری ویژه تولید و به کشورهای مختلف صادر کنند. از زمانی به بعد این راهبرد تغییر کرد. آنها حاضر بودند فناوری خود را به کشورهای در حال توسعه بفروشند و کشورهای در حال توسعه خوشحال بودند که اینک میتوانند آن محصولات را خود تولید کنند و دیگر چنین محصولاتی را وارد نکنند و حتی محصولات خود را به بازارهای هدف آن کشورهای غربی صادر کنند.
✍️ کشورهای در حال توسعه از خود نمیپرسیدند که راز واگذاری این فناوریها چیست و چرا کشورهای غربی حاضرند با دست خود بازار محصولات خود را خراب کنند؟ آیا دیوانه هستند یا از عقلانیت اقتصادی تهی شدهاند؟
✍️ واقعیت آن است که کشورهای توسعهیافته دیدگاه جدیدی پیدا کردهاند و آن، این است که به جای رقابت بر سر فروش محصول، پیوسته فناوریهای جدیدی خلق کرده و آن فناوریها را به کشورهای مختلف صادر کنند. در واقع کشورهای در حال توسعه پس از خرید یک فناوری زمانی به طول میانجامد تا روی آن مسلط شوند و با استفاده از آن دست به تولید بزنند. در این فاصله کشورهای توسعهیافته فناوری جدیدی را خلق کرده و با استفاده از آن فناوری، محصول جدید یا همان محصول را با هزینه کمتر و کیفیت بیشتر تولید میکنند. پس از چندی دوباره آن کشور در حال توسعه باید هزینه اکتساب فناوری جدید را بپردازد.
✍️ راه گریز از این حلقه معیوب و دنبالهروی تحقیرآمیز چیست؟ راه آن این است که شرکتهای صنعتی در کشورهای در حال توسعه وظیفه خود را تنها تولید محصول تلقی نکنند، بلکه ایجاد و خلق فناوریهای جدید را جزو وظایف اصلی خود قلمداد کنند. این امر تنها وقتی ممکن میشود که فعالیت تحقیق و توسعه در شرکتهای صنعتی کشورهای در حال توسعه جدی گرفته شود و مسوولان این شرکتها چنین فعالیتی را کسبوکاری سودآور (البته در بلندمدت) تلقی کنند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3993944
روزنامه دنیای اقتصاد
خروج از حلقه دنبالهروی
چند دهه است، قاعده بازی که در عرصه صنعت در دنیا وجود داشت تغییر کرده است. در قرن بیستم شرکتها فناوری خاصی را کسب کرده و سعی میکردند آن را در انحصار خود نگه دارند تا بتوانند محصولات خود را با استفاده از آن فناوری ویژه تولید و به کشورهای مختلف صادر کنند.…