🔸فرض کنین توی شرکتتون مدیرعامل شدین. احتمالاً یکی از سوالایی که ممکنه براتون پیش بیاد اینه که یه مدیرعامل چه ویژگیها و مهارتهایی رو باید داشته باشه؟
🔹خیلیها فکر میکنن برای مدیریت یه شرکت باید تو روی مهارتهای تخصصی صنعتی که داخلش هستن کار کنن. مثلاً اگه شرکت تو حوزه آیتی (IT) فعاله دنبال مهارتها و دانشهای این حوزه برن.
🔸این خیلی خوبه که یه مدیرعامل درباره حوزه تخصصی شرکتش اطلاعات جامعی رو داشته باشه، اما برای مدیریت یه سازمان ما نیاز به یه سری ویژگیها و مهارتهای دیگه هم داریم. مثلاً باید آیندهنگری داشته باشیم تا بتونیم بهترین تصمیمها رو بگیریم.
🔹خیلیها فکر میکنن برای مدیریت یه شرکت باید تو روی مهارتهای تخصصی صنعتی که داخلش هستن کار کنن. مثلاً اگه شرکت تو حوزه آیتی (IT) فعاله دنبال مهارتها و دانشهای این حوزه برن.
🔸این خیلی خوبه که یه مدیرعامل درباره حوزه تخصصی شرکتش اطلاعات جامعی رو داشته باشه، اما برای مدیریت یه سازمان ما نیاز به یه سری ویژگیها و مهارتهای دیگه هم داریم. مثلاً باید آیندهنگری داشته باشیم تا بتونیم بهترین تصمیمها رو بگیریم.
راهنامه مدیر 2.pdf
1.4 MB
منتخبی از پیام های مدیریتی!
✳️ آیا واقعا بازاریابی می کنید؟
✅ حداقل ده فرایند وجود دارند که اگر همگی آنها به دنبال یکدیگر انجام شوند، می توان گفت که بازاریابی انجام شده است:
۱. شناخت یک نیاز در جامعه
۲. پیدا کردن محصول یا خدمتی که نیاز را برطرف کند.
۳. قیمت گذاری صحیح
۴. مطالعات بازار
۵. تشکیل بانکهای اطلاعاتی
۶. تبلیغات (محصول و برند)
۷. مدیریت ارتباط با مشتریان و تامین کنندگان (SRM و CRM)
۸. خدمات پس از فروش
۹. روابط عمومی و نظرسنجی
۱۰. بازنگری، توسعه و ارتقاء (مداوم) محصول یا خدمت
🟢مشکل ۹۹% افراد و کسب و کارها در این است که فقط فرایند ۶ (تبلیغات) را انجام می دهند و نام آن را بازاریابی می گذارند./راهنامه مدیر
✅ حداقل ده فرایند وجود دارند که اگر همگی آنها به دنبال یکدیگر انجام شوند، می توان گفت که بازاریابی انجام شده است:
۱. شناخت یک نیاز در جامعه
۲. پیدا کردن محصول یا خدمتی که نیاز را برطرف کند.
۳. قیمت گذاری صحیح
۴. مطالعات بازار
۵. تشکیل بانکهای اطلاعاتی
۶. تبلیغات (محصول و برند)
۷. مدیریت ارتباط با مشتریان و تامین کنندگان (SRM و CRM)
۸. خدمات پس از فروش
۹. روابط عمومی و نظرسنجی
۱۰. بازنگری، توسعه و ارتقاء (مداوم) محصول یا خدمت
🟢مشکل ۹۹% افراد و کسب و کارها در این است که فقط فرایند ۶ (تبلیغات) را انجام می دهند و نام آن را بازاریابی می گذارند./راهنامه مدیر
ده_تکنولوژی_برتر_نوظهور_در_سال_۲۰۲۳.pdf
1.8 MB
۱۰ فناوری برتر۲۰۲۳
✳️ مدیریت عالی در سازمان جهانی
✅ مدیریت عالی در سازمان های جهانی به معنای رهبری و مدیریت موثر و کارآمد سازمان هایی است که در سطح جهانی فعالیت می کنند. این سازمان ها با چالش های پیچیده ای روبرو هستند، از جمله رقابت جهانی، مقررات بین المللی و نیاز به هماهنگ سازی فعالیت های خود در سراسر مرزها.
مدیریت عالی در سازمان های جهانی مستلزم برخورداری از مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص است. این مهارت ها و ویژگی ها عبارتند از:
🔸بینش استراتژیک:
مدیران عالی در سازمان های جهانی باید بتوانند چشم انداز واضحی برای سازمان خود ارائه دهند و راهبردهایی برای دستیابی به این چشم انداز توسعه دهند.
🔸رهبری:
مدیران عالی باید بتوانند دیگران را به دنبال خود بکشند و اعتماد و انگیزه آنها را جلب کنند.
🔸مهارت های ارتباطی:
مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با ذینفعان داخلی و خارجی سازمان ارتباط برقرار کنند.
🔸توانایی حل مسئله:
مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با مشکلات و چالش های پیچیده مقابله کنند.
🔸توانایی سازگاری:
مدیران عالی باید بتوانند با تغییرات سریع و غیرمنتظره سازگار شوند.
در اینجا چند نمونه از مدیریت عالی در سازمان های جهانی آورده شده است:
🔹سازمان ملل متحد:
سازمان ملل متحد یک سازمان بین المللی است که با هدف حفظ صلح و امنیت جهانی، توسعه اقتصادی و اجتماعی و حمایت از حقوق بشر فعالیت می کند. مدیریت عالی در سازمان ملل متحد مستلزم هماهنگی و همکاری بین نمایندگان کشورهای مختلف است. نمونه ای از مدیریت عالی در سازمان ملل متحد، رهبری کوفی عنان، دبیرکل سابق این سازمان است. عنان در طول دوران تصدی خود، نقش مهمی در حل برخی از پیچیده ترین بحران های جهان ایفا کرد، از جمله جنگ در بوسنی و هرزگوین و جنگ در عراق.
🔹اتحادیه اروپا:
اتحادیه اروپا یک سازمان بین دولتی است که با هدف تقویت همکاری بین کشورهای اروپایی فعالیت می کند. مدیریت عالی در اتحادیه اروپا مستلزم هماهنگی و همکاری بین دولت های ملی اروپایی است. نمونه ای از مدیریت عالی در اتحادیه اروپا، رهبری ژاک شانکر، رئیس سابق کمیسیون اروپا است. شانکر در طول دوران تصدی خود، نقش مهمی در توسعه اتحادیه اروپا ایفا کرد، از جمله ایجاد منطقه پولی واحد اروپا.
🔹شرکت های چند ملیتی:
شرکت های چند ملیتی شرکت هایی هستند که در کشورهای مختلف جهان فعالیت می کنند. مدیریت عالی در شرکت های چند ملیتی مستلزم هماهنگ سازی فعالیت های شرکت در سراسر مرزها است. نمونه ای از مدیریت عالی در شرکت های چند ملیتی، رهبری جف بزوس، مدیرعامل آمازون است. بزوس در طول دوران تصدی خود، آمازون را به یکی از بزرگترین شرکت های جهان تبدیل کرد.
مدیریت عالی در سازمان های جهانی یک چالش مهم است. با این حال، با داشتن مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص، مدیران عالی می توانند سازمان های خود را به موفقیت برسانند.
✅ مدیریت عالی در سازمان های جهانی به معنای رهبری و مدیریت موثر و کارآمد سازمان هایی است که در سطح جهانی فعالیت می کنند. این سازمان ها با چالش های پیچیده ای روبرو هستند، از جمله رقابت جهانی، مقررات بین المللی و نیاز به هماهنگ سازی فعالیت های خود در سراسر مرزها.
مدیریت عالی در سازمان های جهانی مستلزم برخورداری از مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص است. این مهارت ها و ویژگی ها عبارتند از:
🔸بینش استراتژیک:
مدیران عالی در سازمان های جهانی باید بتوانند چشم انداز واضحی برای سازمان خود ارائه دهند و راهبردهایی برای دستیابی به این چشم انداز توسعه دهند.
🔸رهبری:
مدیران عالی باید بتوانند دیگران را به دنبال خود بکشند و اعتماد و انگیزه آنها را جلب کنند.
🔸مهارت های ارتباطی:
مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با ذینفعان داخلی و خارجی سازمان ارتباط برقرار کنند.
🔸توانایی حل مسئله:
مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با مشکلات و چالش های پیچیده مقابله کنند.
🔸توانایی سازگاری:
مدیران عالی باید بتوانند با تغییرات سریع و غیرمنتظره سازگار شوند.
در اینجا چند نمونه از مدیریت عالی در سازمان های جهانی آورده شده است:
🔹سازمان ملل متحد:
سازمان ملل متحد یک سازمان بین المللی است که با هدف حفظ صلح و امنیت جهانی، توسعه اقتصادی و اجتماعی و حمایت از حقوق بشر فعالیت می کند. مدیریت عالی در سازمان ملل متحد مستلزم هماهنگی و همکاری بین نمایندگان کشورهای مختلف است. نمونه ای از مدیریت عالی در سازمان ملل متحد، رهبری کوفی عنان، دبیرکل سابق این سازمان است. عنان در طول دوران تصدی خود، نقش مهمی در حل برخی از پیچیده ترین بحران های جهان ایفا کرد، از جمله جنگ در بوسنی و هرزگوین و جنگ در عراق.
🔹اتحادیه اروپا:
اتحادیه اروپا یک سازمان بین دولتی است که با هدف تقویت همکاری بین کشورهای اروپایی فعالیت می کند. مدیریت عالی در اتحادیه اروپا مستلزم هماهنگی و همکاری بین دولت های ملی اروپایی است. نمونه ای از مدیریت عالی در اتحادیه اروپا، رهبری ژاک شانکر، رئیس سابق کمیسیون اروپا است. شانکر در طول دوران تصدی خود، نقش مهمی در توسعه اتحادیه اروپا ایفا کرد، از جمله ایجاد منطقه پولی واحد اروپا.
🔹شرکت های چند ملیتی:
شرکت های چند ملیتی شرکت هایی هستند که در کشورهای مختلف جهان فعالیت می کنند. مدیریت عالی در شرکت های چند ملیتی مستلزم هماهنگ سازی فعالیت های شرکت در سراسر مرزها است. نمونه ای از مدیریت عالی در شرکت های چند ملیتی، رهبری جف بزوس، مدیرعامل آمازون است. بزوس در طول دوران تصدی خود، آمازون را به یکی از بزرگترین شرکت های جهان تبدیل کرد.
مدیریت عالی در سازمان های جهانی یک چالش مهم است. با این حال، با داشتن مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص، مدیران عالی می توانند سازمان های خود را به موفقیت برسانند.
✳️نمونه های مدیریت عالی در شرکت های IT
✅در شرکت هایی مانند گوگل، آمازون و مایکروسافت، مدیران عالی باید مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص را داشته باشند تا بتوانند سازمان های خود را به موفقیت برسانند. این مهارت ها و ویژگی ها عبارتند از:
بینش استراتژیک: مدیران عالی باید بتوانند چشم انداز واضحی برای سازمان خود ارائه دهند و راهبردهایی برای دستیابی به این چشم انداز توسعه دهند. در شرکت های فناوری، این به معنای درک سریع تغییرات صنعت و نوآوری های جدید است.
رهبری: مدیران عالی باید بتوانند دیگران را به دنبال خود بکشند و اعتماد و انگیزه آنها را جلب کنند. در شرکت های فناوری، این به معنای ایجاد فرهنگ شرکتی مبتنی بر نوآوری و کارآفرینی است.
مهارت های ارتباطی: مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با ذینفعان داخلی و خارجی سازمان ارتباط برقرار کنند. در شرکت های فناوری، این به معنای برقراری ارتباط با سرمایه گذاران، مشتریان و کارکنان است.
توانایی حل مسئله: مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با مشکلات و چالش های پیچیده مقابله کنند. در شرکت های فناوری، این به معنای توانایی نوآوری در پاسخ به تغییرات سریع بازار است.
توانایی سازگاری: مدیران عالی باید بتوانند با تغییرات سریع و غیرمنتظره سازگار شوند. در شرکت های فناوری، این به معنای توانایی پاسخگویی به نیازهای جدید مشتریان و رقابت با شرکت های نوظهور است.
در اینجا چند نمونه از مدیریت عالی در شرکت های فناوری آورده شده است:
لاری پیج، بنیانگذار و مدیر عامل سابق گوگل: پیج در طول دوران تصدی خود، گوگل را به یکی از بزرگترین شرکت های فناوری جهان تبدیل کرد. او با استفاده از بینش استراتژیک خود، گوگل را در زمینه های جستجوی اینترنتی، تبلیغات آنلاین و هوش مصنوعی پیشرو کرد.
جف بزوس، مدیرعامل آمازون: بزوس در طول دوران تصدی خود، آمازون را به یکی از بزرگترین خرده فروشان جهان تبدیل کرد. او با استفاده از رهبری و مهارت های نوآوری خود، آمازون را به یک رهبر جهانی در زمینه تجارت الکترونیک تبدیل کرد.
بیل گیتس، بنیانگذار و مدیرعامل سابق مایکروسافت: گیتس در طول دوران تصدی خود، مایکروسافت را به یکی از بزرگترین شرکت های نرم افزاری جهان تبدیل کرد. او با استفاده از بینش استراتژیک و مهارت های مدیریتی خود، مایکروسافت را به یک رهبر جهانی در زمینه نرم افزارهای اداری و سیستم عامل های رایانه ای تبدیل کرد.
🔺مدیریت عالی در شرکت های فناوری یک چالش مهم است. با این حال، با داشتن مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص، مدیران عالی می توانند سازمان های خود را به موفقیت برسانند.
✅در شرکت هایی مانند گوگل، آمازون و مایکروسافت، مدیران عالی باید مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص را داشته باشند تا بتوانند سازمان های خود را به موفقیت برسانند. این مهارت ها و ویژگی ها عبارتند از:
بینش استراتژیک: مدیران عالی باید بتوانند چشم انداز واضحی برای سازمان خود ارائه دهند و راهبردهایی برای دستیابی به این چشم انداز توسعه دهند. در شرکت های فناوری، این به معنای درک سریع تغییرات صنعت و نوآوری های جدید است.
رهبری: مدیران عالی باید بتوانند دیگران را به دنبال خود بکشند و اعتماد و انگیزه آنها را جلب کنند. در شرکت های فناوری، این به معنای ایجاد فرهنگ شرکتی مبتنی بر نوآوری و کارآفرینی است.
مهارت های ارتباطی: مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با ذینفعان داخلی و خارجی سازمان ارتباط برقرار کنند. در شرکت های فناوری، این به معنای برقراری ارتباط با سرمایه گذاران، مشتریان و کارکنان است.
توانایی حل مسئله: مدیران عالی باید بتوانند به طور موثر با مشکلات و چالش های پیچیده مقابله کنند. در شرکت های فناوری، این به معنای توانایی نوآوری در پاسخ به تغییرات سریع بازار است.
توانایی سازگاری: مدیران عالی باید بتوانند با تغییرات سریع و غیرمنتظره سازگار شوند. در شرکت های فناوری، این به معنای توانایی پاسخگویی به نیازهای جدید مشتریان و رقابت با شرکت های نوظهور است.
در اینجا چند نمونه از مدیریت عالی در شرکت های فناوری آورده شده است:
لاری پیج، بنیانگذار و مدیر عامل سابق گوگل: پیج در طول دوران تصدی خود، گوگل را به یکی از بزرگترین شرکت های فناوری جهان تبدیل کرد. او با استفاده از بینش استراتژیک خود، گوگل را در زمینه های جستجوی اینترنتی، تبلیغات آنلاین و هوش مصنوعی پیشرو کرد.
جف بزوس، مدیرعامل آمازون: بزوس در طول دوران تصدی خود، آمازون را به یکی از بزرگترین خرده فروشان جهان تبدیل کرد. او با استفاده از رهبری و مهارت های نوآوری خود، آمازون را به یک رهبر جهانی در زمینه تجارت الکترونیک تبدیل کرد.
بیل گیتس، بنیانگذار و مدیرعامل سابق مایکروسافت: گیتس در طول دوران تصدی خود، مایکروسافت را به یکی از بزرگترین شرکت های نرم افزاری جهان تبدیل کرد. او با استفاده از بینش استراتژیک و مهارت های مدیریتی خود، مایکروسافت را به یک رهبر جهانی در زمینه نرم افزارهای اداری و سیستم عامل های رایانه ای تبدیل کرد.
🔺مدیریت عالی در شرکت های فناوری یک چالش مهم است. با این حال، با داشتن مجموعه ای از مهارت ها و ویژگی های خاص، مدیران عالی می توانند سازمان های خود را به موفقیت برسانند.
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌 برای بهرهوری بیشتر کارمندان در آستانه بازنشستگی چه کنیم؟
▫️میانگین سنی نیروی کار در جهان رو به افزایش بوده و سرعت رشد آن در کشورهای توسعه یافته بیشتر است.
با وجود این، سرمایهگذاری روی این افراد میتواند به بهبود عملکرد سازمانها منجر شود.
▫️کارمندان مسنتر به کارفرمایان خود وفادارتر هستند، به داشتن حقوق بالا چندان اهمیتی نمیدهند، تجربیات خود را به جوانترها منتقل میکنند و میتوانند مهارتهای جدید فناوری اطلاعات را فرابگیرند.
مجمع جهانی اقتصاد
▫️میانگین سنی نیروی کار در جهان رو به افزایش بوده و سرعت رشد آن در کشورهای توسعه یافته بیشتر است.
با وجود این، سرمایهگذاری روی این افراد میتواند به بهبود عملکرد سازمانها منجر شود.
▫️کارمندان مسنتر به کارفرمایان خود وفادارتر هستند، به داشتن حقوق بالا چندان اهمیتی نمیدهند، تجربیات خود را به جوانترها منتقل میکنند و میتوانند مهارتهای جدید فناوری اطلاعات را فرابگیرند.
مجمع جهانی اقتصاد
✳️ تخم مرغ کریستف کلمب
✅ در آوریل سال 1493 ,کریستف کلمب پس از کشف دنیای جدیدش در حال صرف شام با مردان مهربان اسپانیایی بود که یکی از آنان گفت:"حتی اگر ارباب شما این قاره جدید را کشف نکرده بودند,در این جا یعنی اسپانیا ,که سرزمینی غنی از مردان بزرگ و با لیاقت در گیتی شناسی و ادبیات است. شخصی پیدا می شد که ایده ای مشابه با نتیجه ای مشابه داشته باشد.
کریستف کلمب ,غرورش جریحه دار شد ولی برای جواب دادن عجله نکرد ,در آن لحظه خواست تخم مرغی برایش بیاورند.سپس آن را روی میز گذاشت و گفت: "آقایان ,شرط می بندم که هیچ کدام از شما نمی تواند این تخم مرغ را در حالت ایستاده روی میز قرار دهد ,البته همان طوری که من این کار را بدون هیچ کمکی انجام خواهم داد.
همگی تلاششان را برای نگه داشتن تخم مرغ روی سطح پهن تر آن کردند.ولی بیهوده بود,بعد رو به آقای کلمب گفتند :"غیر ممکن است,غیر ممکن است؟
کریستف کلمب تخم مرغ را از آنها گرفت و ضربه ای کوچکی به انتهای آن زد و ترک ظریفی در آن قسمت ایجاد شد که به واسطه آن توانست تخم مرغ را روی میز در حالت ایستاده نگه دارد.
مهمانان گفتند:"مطمئنا هرکسی می توانست با یک ضربه و ایجاد ترک در انتهای تخم مرغ آن را در این وظعیت نگه دارد.
▪︎هرکسی می توانست ولی هیچ کس این کار را نکرد .
در مورد کشف دنیای جدید من هم همین طور است؛هرکسی می توانست آن را کشف کند ,ولی هیچ کس به آن فکر هم نکرد!
🔹این حکایت بیانگر این امر است که حتی اگر ما قادر به انجام کارهای بزرگ باشیم ,تعداد کمی از ما به فکر استفاده از استعداد و نیروهایمان برای انجام آن کارهای بزرگ می افتیم
🔸حالا شما چه کار بزرگی درزندگی شخصی وشغلی خود باید انجام بدهید؟رسالت شما چیست؟
به همان فکر کنید!
✅ در آوریل سال 1493 ,کریستف کلمب پس از کشف دنیای جدیدش در حال صرف شام با مردان مهربان اسپانیایی بود که یکی از آنان گفت:"حتی اگر ارباب شما این قاره جدید را کشف نکرده بودند,در این جا یعنی اسپانیا ,که سرزمینی غنی از مردان بزرگ و با لیاقت در گیتی شناسی و ادبیات است. شخصی پیدا می شد که ایده ای مشابه با نتیجه ای مشابه داشته باشد.
کریستف کلمب ,غرورش جریحه دار شد ولی برای جواب دادن عجله نکرد ,در آن لحظه خواست تخم مرغی برایش بیاورند.سپس آن را روی میز گذاشت و گفت: "آقایان ,شرط می بندم که هیچ کدام از شما نمی تواند این تخم مرغ را در حالت ایستاده روی میز قرار دهد ,البته همان طوری که من این کار را بدون هیچ کمکی انجام خواهم داد.
همگی تلاششان را برای نگه داشتن تخم مرغ روی سطح پهن تر آن کردند.ولی بیهوده بود,بعد رو به آقای کلمب گفتند :"غیر ممکن است,غیر ممکن است؟
کریستف کلمب تخم مرغ را از آنها گرفت و ضربه ای کوچکی به انتهای آن زد و ترک ظریفی در آن قسمت ایجاد شد که به واسطه آن توانست تخم مرغ را روی میز در حالت ایستاده نگه دارد.
مهمانان گفتند:"مطمئنا هرکسی می توانست با یک ضربه و ایجاد ترک در انتهای تخم مرغ آن را در این وظعیت نگه دارد.
▪︎هرکسی می توانست ولی هیچ کس این کار را نکرد .
در مورد کشف دنیای جدید من هم همین طور است؛هرکسی می توانست آن را کشف کند ,ولی هیچ کس به آن فکر هم نکرد!
🔹این حکایت بیانگر این امر است که حتی اگر ما قادر به انجام کارهای بزرگ باشیم ,تعداد کمی از ما به فکر استفاده از استعداد و نیروهایمان برای انجام آن کارهای بزرگ می افتیم
🔸حالا شما چه کار بزرگی درزندگی شخصی وشغلی خود باید انجام بدهید؟رسالت شما چیست؟
به همان فکر کنید!
👍1
فایل نهایی هوش مصنوعی.pdf
4.8 MB
هوش مصنوعی & هوش انسانی
✳️ ارائه بازخورد
🔹به کارمندان خود بگویید که چگونه کار می کنند. بازخورد مثبت و سازنده را در زمان مناسب ارائه دهید تا کارکنان احساس ارزش و دیده شدن کنند. اگر مشتری شما از یک کارمند تعریف کرد ، پیام را به اشتراک بگذارید و درباره آنچه کارمند شما به خوبی انجام داده بازخورد واضحی ارائه دهید.
🔹دادن بازخورد مثبت آسان به نظر می رسد، اما در مقابل آن ارائه بازخورد انتقادی می تواند برای مدیران جدید چالش باشد. به یاد داشته باشید که نمونه های خاصی ارائه دهید تا کارمند شما بداند چگونه پیشرفت کند.
🔹فرهنگ انتقاد کردن و انتقاد پذیری را نیز خودتان می توانید در فرهنگ سازمانی رشد دهید. برای این منظور می توانید اول از خودتان شروع کنید و با پیاده سازی بازخورد ۳۶۰ درجه علاوه بر اینکه باعث پیشرفت سازمان شوید، بتوانید انتقاد کردن و انتقاد پذیری را نیز یاد دهید.
🔹به کارمندان خود بگویید که چگونه کار می کنند. بازخورد مثبت و سازنده را در زمان مناسب ارائه دهید تا کارکنان احساس ارزش و دیده شدن کنند. اگر مشتری شما از یک کارمند تعریف کرد ، پیام را به اشتراک بگذارید و درباره آنچه کارمند شما به خوبی انجام داده بازخورد واضحی ارائه دهید.
🔹دادن بازخورد مثبت آسان به نظر می رسد، اما در مقابل آن ارائه بازخورد انتقادی می تواند برای مدیران جدید چالش باشد. به یاد داشته باشید که نمونه های خاصی ارائه دهید تا کارمند شما بداند چگونه پیشرفت کند.
🔹فرهنگ انتقاد کردن و انتقاد پذیری را نیز خودتان می توانید در فرهنگ سازمانی رشد دهید. برای این منظور می توانید اول از خودتان شروع کنید و با پیاده سازی بازخورد ۳۶۰ درجه علاوه بر اینکه باعث پیشرفت سازمان شوید، بتوانید انتقاد کردن و انتقاد پذیری را نیز یاد دهید.
✳️ 👆عامل بنیادین رضایت اززندگی چیست؟
✅ رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد مشهور دانشگاه هاروارد است. او پژوهشی را آغاز کرد که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از شروع آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
🔹در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند. 🔹همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
🔹بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
✅ رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد مشهور دانشگاه هاروارد است. او پژوهشی را آغاز کرد که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از شروع آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
🔹در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند. 🔹همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
🔹بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
✳️👆چگونه به مدیرتان "نه" بگویید؟
✅ زمانی که تازه به سر کاری رفته اید ، ممکن است برای گفتن «بله» به همه چیز تحت فشار باشید. منطقی هم هست. شما تازه وارد هستید و دارید تلاش می کنید که به عنوان آدمی مطلوب برای سازمان شناخته شوید اما به یاد داشته باشید: باید انرژی خود را برای کارهای مهمتری ذخیره کنید ، کارهایی که به نفع شما و جاه طلبی های شما باشد و این ذخیره کردن انرژی مهمتر از این است که به انجام کارهایی بپردازید که خارج از توان شماست . ما به شما سه استراتژی برای "نه" گفتن به مدیران را نشان می دهیم :
1️⃣ به این فکر کنید که آیا درخواست مدیرتان برای انجام این کار به شما کمک می کند یا به شما آسیب می رساند.
«بله» گفتن به کارهایی که خارج از منطقه امن شماست واقعا فکر خوبی است اما دقت کنید که اگر به هر کاری " بله" بگوئید در واقع دارید جایی دیگر بدون آنکه متوجه باشید به یکسری کار خوب دیگر " نه " می گوئید ، انعطاف بیش از حد واقعا باعث کاهش عملکرد شما می شود .2️⃣ فقط «نه» نگویید، دلیل آن را هم توضیح دهید.
زمانی که مدیر شما می خواهد مسئولیتی را به عهده بگیرید نه گفتن به آن چالش کمی نیست. به همین دلیل مهم است که منطق پشت پاسخ خود را مشخص کنید . صرف گفتن «نه» موقعیتی را برای مدیر ایجاد می کند که نمی فهمد چرا کاری را نمی پذیرید یا پروژه ای را رد می کنید. باید دلیل "نه " گفتن را به وضوح توضیح دهید .
3️⃣ استدلال خود را با داده ها پشتیبانی کنید.
نباید مسئولیتی را قبول کنید که بیش از حدِ توانمندی های شماست و نمیتوانید آن ها را با بهترین شکل انجام دهید ، قبول کردن این مسئولیت ها باعث می شود که شما به نتایجی پایین تر از انتظار برسید اما برای رد درخواست مدیر باید از آمار و داده ها کمک بگیرید و از آنها به عنوان شواهدی برای رد درخواستش استفاده کنید .
✅ زمانی که تازه به سر کاری رفته اید ، ممکن است برای گفتن «بله» به همه چیز تحت فشار باشید. منطقی هم هست. شما تازه وارد هستید و دارید تلاش می کنید که به عنوان آدمی مطلوب برای سازمان شناخته شوید اما به یاد داشته باشید: باید انرژی خود را برای کارهای مهمتری ذخیره کنید ، کارهایی که به نفع شما و جاه طلبی های شما باشد و این ذخیره کردن انرژی مهمتر از این است که به انجام کارهایی بپردازید که خارج از توان شماست . ما به شما سه استراتژی برای "نه" گفتن به مدیران را نشان می دهیم :
1️⃣ به این فکر کنید که آیا درخواست مدیرتان برای انجام این کار به شما کمک می کند یا به شما آسیب می رساند.
«بله» گفتن به کارهایی که خارج از منطقه امن شماست واقعا فکر خوبی است اما دقت کنید که اگر به هر کاری " بله" بگوئید در واقع دارید جایی دیگر بدون آنکه متوجه باشید به یکسری کار خوب دیگر " نه " می گوئید ، انعطاف بیش از حد واقعا باعث کاهش عملکرد شما می شود .2️⃣ فقط «نه» نگویید، دلیل آن را هم توضیح دهید.
زمانی که مدیر شما می خواهد مسئولیتی را به عهده بگیرید نه گفتن به آن چالش کمی نیست. به همین دلیل مهم است که منطق پشت پاسخ خود را مشخص کنید . صرف گفتن «نه» موقعیتی را برای مدیر ایجاد می کند که نمی فهمد چرا کاری را نمی پذیرید یا پروژه ای را رد می کنید. باید دلیل "نه " گفتن را به وضوح توضیح دهید .
3️⃣ استدلال خود را با داده ها پشتیبانی کنید.
نباید مسئولیتی را قبول کنید که بیش از حدِ توانمندی های شماست و نمیتوانید آن ها را با بهترین شکل انجام دهید ، قبول کردن این مسئولیت ها باعث می شود که شما به نتایجی پایین تر از انتظار برسید اما برای رد درخواست مدیر باید از آمار و داده ها کمک بگیرید و از آنها به عنوان شواهدی برای رد درخواستش استفاده کنید .
✳️ ویژگی رهبران
✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد: رهبران باشخصیت این پنج شخصیت اصلی را دارند:
۱. صداقت
رهبران واقعی همواره گفتار و رفتاری صادقانه دارند و ظاهر و باطنشان یکی است. رهبران بزرگ چه با دیگران و چه با خودشان رو راست هستند، هیچ گاه دیگران یا خودشان را فریب نمیدهند و هیچ حرف یا رفتار نادرستی از ایشان سر نمیزند.
۲. انتخاب درست
انسان را میتوانیم «موجود انتخابکننده» بنامیم، چون هر کدام از ما روزانه صدها نوع انتخاب انجام میدهیم. وقتی یک حرف یا رفتار را انتخاب میکنیم، به این معناست که دهها حرف یا رفتار دیگر را کنار میگذاریم. به همین دلیل، انتخابهای ما نشان میدهند که چه چیزهایی برای ما مهم هستند و چه چیزهایی بیاهمیت. رهبران بزرگ همواره به خصوص در شرایط سخت «گفتار و رفتار درست» را انتخاب میکنند، حتی اگر این کار هزینههای بالایی برایشان داشته باشد.
۳. پایبندی به ارزشها
رهبران بزرگ در تمام شرایط به ارزشهای شرکتشان پایبندند و تحت هیچ شرایطی این ارزشها را زیر پا نمیگذارند. برای مثال، توماس واتسون، شرکت آیبیاِم را بر اساس سه ارزش مهم پایهگذاری کرد: احترام به تمام کارمندان، ارائه بهترین خدمات به مشتریان، انجام تمام کارها به بهترین نحو ممکن. وی با پایبندی به این ارزشها توانست آیبیاِم را به بزرگترین شرکت کامپیوتری در دنیا تبدیل کند
۴. تسلط بر نفس
رهبران بزرگ تسلط بالایی بر نفس خویش دارند به این معنا که تا جای ممکن منطقی و به دور از احساسات تصمیمگیری و رفتار میکنند و در رهبری کسب و کارشان، مسائل و علائق شخصیشان را دخالت نمیدهند.
۵. استقامت
آلبرت گِرِی، از معروفترین مشاوران مدیریت در آمریکا، پس از ۱۳ سال مطالعۀ زندگی رهبران بزرگ، خلاصه تحقیقاتش را در این جمله خلاصه کرد: «رهبران بزرگ، بر خلاف رهبران معمولی، استقامت بالایی برای رسیدن به موفقیت دارند و هیچ گاه دست از تلاش برنمیدارند»
دِنیس وِیتلی، یکی دیگر از مشاوران مدیریت در آمریکا، خصوصیت استقامت در رهبران بزرگ را این گونه تعریف میکند: «رهبران بزرگ برای رسیدن به اهدافشان سخت تلاش میکنند، ولی رهبران معمولی برای خلاص شدن از استرس و انتقاد دیگران»/ راهنامه مدیر
✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد: رهبران باشخصیت این پنج شخصیت اصلی را دارند:
۱. صداقت
رهبران واقعی همواره گفتار و رفتاری صادقانه دارند و ظاهر و باطنشان یکی است. رهبران بزرگ چه با دیگران و چه با خودشان رو راست هستند، هیچ گاه دیگران یا خودشان را فریب نمیدهند و هیچ حرف یا رفتار نادرستی از ایشان سر نمیزند.
۲. انتخاب درست
انسان را میتوانیم «موجود انتخابکننده» بنامیم، چون هر کدام از ما روزانه صدها نوع انتخاب انجام میدهیم. وقتی یک حرف یا رفتار را انتخاب میکنیم، به این معناست که دهها حرف یا رفتار دیگر را کنار میگذاریم. به همین دلیل، انتخابهای ما نشان میدهند که چه چیزهایی برای ما مهم هستند و چه چیزهایی بیاهمیت. رهبران بزرگ همواره به خصوص در شرایط سخت «گفتار و رفتار درست» را انتخاب میکنند، حتی اگر این کار هزینههای بالایی برایشان داشته باشد.
۳. پایبندی به ارزشها
رهبران بزرگ در تمام شرایط به ارزشهای شرکتشان پایبندند و تحت هیچ شرایطی این ارزشها را زیر پا نمیگذارند. برای مثال، توماس واتسون، شرکت آیبیاِم را بر اساس سه ارزش مهم پایهگذاری کرد: احترام به تمام کارمندان، ارائه بهترین خدمات به مشتریان، انجام تمام کارها به بهترین نحو ممکن. وی با پایبندی به این ارزشها توانست آیبیاِم را به بزرگترین شرکت کامپیوتری در دنیا تبدیل کند
۴. تسلط بر نفس
رهبران بزرگ تسلط بالایی بر نفس خویش دارند به این معنا که تا جای ممکن منطقی و به دور از احساسات تصمیمگیری و رفتار میکنند و در رهبری کسب و کارشان، مسائل و علائق شخصیشان را دخالت نمیدهند.
۵. استقامت
آلبرت گِرِی، از معروفترین مشاوران مدیریت در آمریکا، پس از ۱۳ سال مطالعۀ زندگی رهبران بزرگ، خلاصه تحقیقاتش را در این جمله خلاصه کرد: «رهبران بزرگ، بر خلاف رهبران معمولی، استقامت بالایی برای رسیدن به موفقیت دارند و هیچ گاه دست از تلاش برنمیدارند»
دِنیس وِیتلی، یکی دیگر از مشاوران مدیریت در آمریکا، خصوصیت استقامت در رهبران بزرگ را این گونه تعریف میکند: «رهبران بزرگ برای رسیدن به اهدافشان سخت تلاش میکنند، ولی رهبران معمولی برای خلاص شدن از استرس و انتقاد دیگران»/ راهنامه مدیر
✳️ داده کاویData Mining
در سالهای اخیر بعضی تحقیقات بازاریابی در فروشگاههای آمریکا نشان داده اند مشتریانی که برای خرید شیر به فروشگاه میآیند معمولاً نان هم خریداری میکنند. مدیران بسیاری از فروشگاهها پس از این اتفاق تصمیم گرفتند نان و شیر را با فاصله از هم قرار داده و بین این دو، کالاهای کم مصرف را بگذارند. با این روش، میزان فروش این کالاها افزایش یافت و به رونق آن فروشگاهها کمک زیادی کرد. داده اولیه در این تحقیقات نوع خریدهای مردم بوده و دانشی که این داده را قابل استفاده کرده، علم داده کاوی (Data Mining) است.
▪︎امروزه شرکتها از طریق ارائه خدمات و ارتباط مستمر با مشتری، اطلاعات زیادی به دست میآورند که اگر راه استفاده از این دادهها را بدانند، سود بسیاری خواهند برد. داده کاوی (Data Mining) به زبان ساده یک روش حل مسئله است که با تحلیل حجم زیادی از داده ها، الگوهای تکرارشونده ای را از آنها استخراج میکند. سپس با پیداکردن ارتباطات بین اتفاقات مختلف و این الگوها، راه حل هایی برای چالشها ارائه میدهد. در واقع دیتا ماینینگ از اطلاعاتی که ممکن است کاربردی نداشته باشند، نتایج ارزشمندی کشف کرده و آنها را قابل استفاده میکند.
در سالهای اخیر بعضی تحقیقات بازاریابی در فروشگاههای آمریکا نشان داده اند مشتریانی که برای خرید شیر به فروشگاه میآیند معمولاً نان هم خریداری میکنند. مدیران بسیاری از فروشگاهها پس از این اتفاق تصمیم گرفتند نان و شیر را با فاصله از هم قرار داده و بین این دو، کالاهای کم مصرف را بگذارند. با این روش، میزان فروش این کالاها افزایش یافت و به رونق آن فروشگاهها کمک زیادی کرد. داده اولیه در این تحقیقات نوع خریدهای مردم بوده و دانشی که این داده را قابل استفاده کرده، علم داده کاوی (Data Mining) است.
▪︎امروزه شرکتها از طریق ارائه خدمات و ارتباط مستمر با مشتری، اطلاعات زیادی به دست میآورند که اگر راه استفاده از این دادهها را بدانند، سود بسیاری خواهند برد. داده کاوی (Data Mining) به زبان ساده یک روش حل مسئله است که با تحلیل حجم زیادی از داده ها، الگوهای تکرارشونده ای را از آنها استخراج میکند. سپس با پیداکردن ارتباطات بین اتفاقات مختلف و این الگوها، راه حل هایی برای چالشها ارائه میدهد. در واقع دیتا ماینینگ از اطلاعاتی که ممکن است کاربردی نداشته باشند، نتایج ارزشمندی کشف کرده و آنها را قابل استفاده میکند.