Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
رویای رشد اقتصادی
🌀 دعوا بر سر ناتوانی برنامه هفتم توسعه در تحقق هدف ۸درصدی رشد اقتصادی بالا گرفته و برای نمونه رئیس مرکز پژوهشهای مجلس از عدمامکان دستیابی کشور به این نرخ طی ۵سال آتی سخن گفته است؛ موردی که کم و بیش در صحبتهای محمد قاسمی، رئیس مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران نیز دیده میشود.
🌀 «باشگاه اقتصاددانان» در پرونده امروز خود سراغ پژوهشگران اقتصادی رفته و از آنها در مورد اهمیت رشد اقتصادی فراگیر و مستمر پرسیده است. یادداشتهای این پرونده پاسخهای درخور تاملی در مورد رشد اقتصادی ایران در سالهای آتی ارائه دادهاند. اینجا بخوانید👇
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🌀 دعوا بر سر ناتوانی برنامه هفتم توسعه در تحقق هدف ۸درصدی رشد اقتصادی بالا گرفته و برای نمونه رئیس مرکز پژوهشهای مجلس از عدمامکان دستیابی کشور به این نرخ طی ۵سال آتی سخن گفته است؛ موردی که کم و بیش در صحبتهای محمد قاسمی، رئیس مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران نیز دیده میشود.
🌀 «باشگاه اقتصاددانان» در پرونده امروز خود سراغ پژوهشگران اقتصادی رفته و از آنها در مورد اهمیت رشد اقتصادی فراگیر و مستمر پرسیده است. یادداشتهای این پرونده پاسخهای درخور تاملی در مورد رشد اقتصادی ایران در سالهای آتی ارائه دادهاند. اینجا بخوانید👇
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
رشد اقتصادی؛ رویا یا واقعیت؟
🔸 با وجود توزیع منابع قابلتوجه در اقتصاد به صورت یارانههای آشکار و پنهان، کاهش ۳۳درصدی درآمد سرانه طی دهه ۹۰ سبب شد تا وضعیت رفاهی خانوارهای ایرانی بهطور مستمر بدتر شود، بهطوری که نرخ فقر طی این دهه رشد نزدیک به ۱۲واحد درصدی داشت و جمعیت افراد فقیر طی یکدهه حدود ۱۱میلیون نفر افزایش یافت.
🔸 ضمن اینکه با توجه به کاهش مستمر فاصله جمعیت غیرفقیر با خط فقر، در صورت تحمیل شوکهای جدید، تهدید فقر فراگیر بسیار جدی خواهد بود. بنابراین در حال حاضر برای جلوگیری از تهدید فقر فراگیر و بهبود نسبی وضعیت طبقات متوسط درآمدی، اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحقق رشدهای اقتصادی بالا و پایدار است.
🔸 در دهههای اخیر مثالهای موفقی از رشد اقتصادی بالا و پایدار در دنیا وجود داشتهاند. بهترین مثال در این مورد میتواند کشور چین باشد. حتی برخی کشورهای شرق آسیا مثل کرهجنوبی، هنگکنگ، تایوان و سنگاپور برای دورهای رشدهای اقتصادی بالا و پایدار را تجربه کردند و به ببرهای آسیایی معروف شدند. سوال این است که چرا این گربه در غرب آسیا نمیتواند یک ببر یا شیر باشد؟...👇
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔸 با وجود توزیع منابع قابلتوجه در اقتصاد به صورت یارانههای آشکار و پنهان، کاهش ۳۳درصدی درآمد سرانه طی دهه ۹۰ سبب شد تا وضعیت رفاهی خانوارهای ایرانی بهطور مستمر بدتر شود، بهطوری که نرخ فقر طی این دهه رشد نزدیک به ۱۲واحد درصدی داشت و جمعیت افراد فقیر طی یکدهه حدود ۱۱میلیون نفر افزایش یافت.
🔸 ضمن اینکه با توجه به کاهش مستمر فاصله جمعیت غیرفقیر با خط فقر، در صورت تحمیل شوکهای جدید، تهدید فقر فراگیر بسیار جدی خواهد بود. بنابراین در حال حاضر برای جلوگیری از تهدید فقر فراگیر و بهبود نسبی وضعیت طبقات متوسط درآمدی، اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحقق رشدهای اقتصادی بالا و پایدار است.
🔸 در دهههای اخیر مثالهای موفقی از رشد اقتصادی بالا و پایدار در دنیا وجود داشتهاند. بهترین مثال در این مورد میتواند کشور چین باشد. حتی برخی کشورهای شرق آسیا مثل کرهجنوبی، هنگکنگ، تایوان و سنگاپور برای دورهای رشدهای اقتصادی بالا و پایدار را تجربه کردند و به ببرهای آسیایی معروف شدند. سوال این است که چرا این گربه در غرب آسیا نمیتواند یک ببر یا شیر باشد؟...👇
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
رشد اقتصادی؛ رویا یا واقعیت؟
با وجود توزیع منابع قابلتوجه در اقتصاد به صورت یارانههای آشکار و پنهان، کاهش ۳۳درصدی درآمد سرانه طی دهه 90 سبب شد تا وضعیت رفاهی خانوارهای ایرانی بهطور مستمر بدتر شود، بهطوری که نرخ فقر طی این دهه رشد نزدیک به ۱۲واحد درصدی داشت و جمعیت افراد فقیر طی یکدهه…
✳️ عبارات اثرگذار در مذاکره
✅ هفت عبارت زیر بیشترین تاثیر را روی مخاطبانتان میگذارند:
۱- نمیدانم، اما اجازه بدهید دربارهاش تحقیق کنم
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که مخاطب سوالی از ما میکند ولی جواب آن را نمیدانیم. در چنین موقعیتی بهتر است به جای ارائه اطلاعات نادرست یا دست به سر کردن مخاطب، صادقانه بگوییم که پاسخ مخاطب را نمیدانیم ولی تلاش میکنیم پاسخ سوالش را پیدا کنیم
۲- ممنون که این نکته را به ما یادآوری کردید
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که مخاطب بابت یک موضوعی از ما شکایت میکند یا ایده مهمی را با ما در میان میگذارد و میخواهیم او تشکر کنیم
۳- مطمئنا درخواستتان را پیگیری میکنم
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که مخاطب یک درخواست ویژه دارد که فراتر از اختیارات ماست یا برای بررسی آن به زمان بیشتری نیاز داریم و نمیخواهیم خیلی زود به مخاطب جواب بدهیم
۴-از شما بابت این مشکل عذرخواهی میکنم
از این عبارت برای عذرخواهی از مخاطب شاکی، به خصوص زمانی که متوجه شدهایم اشکال از مجموعه ماست، استفاده میکنیم
۵- خیلی زود شما را مطلع میکنم
از این عبارت برای پاسخگویی به یک مخاطب عجول و کم حوصله استفاده میکنیم
۶- خوشحال میشم کمکتون کنم
از این عبارت برای خوشامدگویی به مخاطب و اعلام آمادگی برای کمک به او استفاده میکنیم
۷- خیلی دوست داشتم کمکتون کنم ولی ...
از این عبارت برای عذرخواهی از مخاطب بابت این که نتوانستهایم خواستهاش را برآورده کنیم، استفاده میکنیم.
✅ هفت عبارت زیر بیشترین تاثیر را روی مخاطبانتان میگذارند:
۱- نمیدانم، اما اجازه بدهید دربارهاش تحقیق کنم
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که مخاطب سوالی از ما میکند ولی جواب آن را نمیدانیم. در چنین موقعیتی بهتر است به جای ارائه اطلاعات نادرست یا دست به سر کردن مخاطب، صادقانه بگوییم که پاسخ مخاطب را نمیدانیم ولی تلاش میکنیم پاسخ سوالش را پیدا کنیم
۲- ممنون که این نکته را به ما یادآوری کردید
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که مخاطب بابت یک موضوعی از ما شکایت میکند یا ایده مهمی را با ما در میان میگذارد و میخواهیم او تشکر کنیم
۳- مطمئنا درخواستتان را پیگیری میکنم
از این عبارت زمانی استفاده میکنیم که مخاطب یک درخواست ویژه دارد که فراتر از اختیارات ماست یا برای بررسی آن به زمان بیشتری نیاز داریم و نمیخواهیم خیلی زود به مخاطب جواب بدهیم
۴-از شما بابت این مشکل عذرخواهی میکنم
از این عبارت برای عذرخواهی از مخاطب شاکی، به خصوص زمانی که متوجه شدهایم اشکال از مجموعه ماست، استفاده میکنیم
۵- خیلی زود شما را مطلع میکنم
از این عبارت برای پاسخگویی به یک مخاطب عجول و کم حوصله استفاده میکنیم
۶- خوشحال میشم کمکتون کنم
از این عبارت برای خوشامدگویی به مخاطب و اعلام آمادگی برای کمک به او استفاده میکنیم
۷- خیلی دوست داشتم کمکتون کنم ولی ...
از این عبارت برای عذرخواهی از مخاطب بابت این که نتوانستهایم خواستهاش را برآورده کنیم، استفاده میکنیم.
✴️ پیوستن به بریکس به سود کشورهای در حال توسعه است؟
▪︎عجماوغلو معتقد است پیوستن به بریکس به سود اقتصادهای نوظهور نیست.
بحثها حول اضافهشدن ایران به بریکس باعث شده سؤالهای زیادی درمورد ماهیت این گروه و فواید اضافهشدن به آن در ایران مطرح شود. اما در دنیا و از دید اقتصاددانان، اضافهشدن کشورهای جدید به بریکس چه نکاتی در بر دارد؟
▪︎دارون عجم اوغلو، اقتصاددان مطرحی که در ایران بیشتر با کتاب «چرا ملتها شکست میخورند؟» شناخته میشود، یادداشتی در سایت پراجکتسیندیکیت نوشته و گسترش بریکس را ارزیابی کرده است. این اقتصاددان توسعه معتقد است گسترش اعلام شده نشان دهنده یک فرصت بزرگ از دست رفته است. جهان نیاز ندارد کشورهای بیشتری تحت نفوذ چین و روسیه قرار گیرند یا در برابر ایالات متحده، متحد شوند. بلکه به یک گروه سوم واقعاً مستقل نیاز دارد تا وزنه تعادلی در برابر محور چین-روسیه و قدرت ایالات متحده ایجاد کند.
▪︎هزینه افزایش روابط با چین
این استاد دانشگاه MIT معتقد است افزایش روابط کشورهای در حال توسعه با چین -از طریق سازوکار جدیدی مثل بریکس- چندان به نفعشان نخواهد بود. چرا که سرمایهگذاران چینی معمولاً در کشورهای هدفشان به کاهش شفافیت، فساد و مگاپروژههای بدون صرفهای دامن میزنند که با وامهای بزرگی تأمین مالی میشوند؛ وامهایی که به سختی قابل بازپرداخت خواهند بود.
طبق نظر عجماوغلو ،همانطور که در پژوهشهای خودش هم نشان داده، یکی از مهمترین نهادهایی که یک اقتصاد نوظهور باید داشته باشد تا رشد آیندهاش را تضمین کند، دموکراسی است. پیوستن به بریکس این نگرانی را به وجود میآورد که اقتصادهای نوظهور بیشتر به سمت مخالف نهادهای دموکراتیک سوق داده شوند و در نتیجه از این نهاد ضروری رشد بیبهره بمانند.
▪︎نیاز به صدای مستقل برای کشورهای در حال توسعه
نکته مهم دیگری که نویسنده اشاره میکند این است که در شرایط حاضر، یعنی وقتی تنشها میان امریکا و چین افزایش مییابد، به نفع اقتصادهای نوظهور است که قطب سوم و مستقلی برای خود ایجاد کنند تا نماینده خواستهها و دیدگاههای آنها باشد. بعید است در دوقطبی حاضر هیچ طرفی دلش به حال کشورهای در حال توسعه بسوزد و از منافع آنها دفاع کند.
نویسنده امیدوار است سایر اقتصادهای نوظهور بزرگ مانند اندونزی، ترکیه، مکزیک، کلمبیا، مالزی، نیجریه، بنگلادش و کنیا یک بلوک واقعا مستقل را تشکیل دهند، با این امید که در نهایت آرژانتین، برزیل، هند و آفریقای جنوبی را برای پیوستن به خود جذب کنند. اگرچه هر یک از این کشورها اخیراً مشکلات خاص خود را با فرآیندهای دموکراتیک داشتهاند، تجربه آنها در مورد دموکراسی، همراه با اندازه اقتصادی آنها، زمینههای مشترکی را به آنها میدهد.
▪︎عجماوغلو معتقد است پیوستن به بریکس به سود اقتصادهای نوظهور نیست.
بحثها حول اضافهشدن ایران به بریکس باعث شده سؤالهای زیادی درمورد ماهیت این گروه و فواید اضافهشدن به آن در ایران مطرح شود. اما در دنیا و از دید اقتصاددانان، اضافهشدن کشورهای جدید به بریکس چه نکاتی در بر دارد؟
▪︎دارون عجم اوغلو، اقتصاددان مطرحی که در ایران بیشتر با کتاب «چرا ملتها شکست میخورند؟» شناخته میشود، یادداشتی در سایت پراجکتسیندیکیت نوشته و گسترش بریکس را ارزیابی کرده است. این اقتصاددان توسعه معتقد است گسترش اعلام شده نشان دهنده یک فرصت بزرگ از دست رفته است. جهان نیاز ندارد کشورهای بیشتری تحت نفوذ چین و روسیه قرار گیرند یا در برابر ایالات متحده، متحد شوند. بلکه به یک گروه سوم واقعاً مستقل نیاز دارد تا وزنه تعادلی در برابر محور چین-روسیه و قدرت ایالات متحده ایجاد کند.
▪︎هزینه افزایش روابط با چین
این استاد دانشگاه MIT معتقد است افزایش روابط کشورهای در حال توسعه با چین -از طریق سازوکار جدیدی مثل بریکس- چندان به نفعشان نخواهد بود. چرا که سرمایهگذاران چینی معمولاً در کشورهای هدفشان به کاهش شفافیت، فساد و مگاپروژههای بدون صرفهای دامن میزنند که با وامهای بزرگی تأمین مالی میشوند؛ وامهایی که به سختی قابل بازپرداخت خواهند بود.
طبق نظر عجماوغلو ،همانطور که در پژوهشهای خودش هم نشان داده، یکی از مهمترین نهادهایی که یک اقتصاد نوظهور باید داشته باشد تا رشد آیندهاش را تضمین کند، دموکراسی است. پیوستن به بریکس این نگرانی را به وجود میآورد که اقتصادهای نوظهور بیشتر به سمت مخالف نهادهای دموکراتیک سوق داده شوند و در نتیجه از این نهاد ضروری رشد بیبهره بمانند.
▪︎نیاز به صدای مستقل برای کشورهای در حال توسعه
نکته مهم دیگری که نویسنده اشاره میکند این است که در شرایط حاضر، یعنی وقتی تنشها میان امریکا و چین افزایش مییابد، به نفع اقتصادهای نوظهور است که قطب سوم و مستقلی برای خود ایجاد کنند تا نماینده خواستهها و دیدگاههای آنها باشد. بعید است در دوقطبی حاضر هیچ طرفی دلش به حال کشورهای در حال توسعه بسوزد و از منافع آنها دفاع کند.
نویسنده امیدوار است سایر اقتصادهای نوظهور بزرگ مانند اندونزی، ترکیه، مکزیک، کلمبیا، مالزی، نیجریه، بنگلادش و کنیا یک بلوک واقعا مستقل را تشکیل دهند، با این امید که در نهایت آرژانتین، برزیل، هند و آفریقای جنوبی را برای پیوستن به خود جذب کنند. اگرچه هر یک از این کشورها اخیراً مشکلات خاص خود را با فرآیندهای دموکراتیک داشتهاند، تجربه آنها در مورد دموکراسی، همراه با اندازه اقتصادی آنها، زمینههای مشترکی را به آنها میدهد.
✴️ در تله نقطه حداکثر تأمل گرفتار نشوید!
✅ بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکر کردن. اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔹ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔹البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔹البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔹اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
✳️ اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔹پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔹لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
✅ بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکر کردن. اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔹ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔹البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔹البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔹اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
✳️ اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔹پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔹لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
👍1
Forwarded from مهدی صانعی
*مدیر محصولگرا هستیم یا مشتریگرا؟*
🔴امروزه، بحث مشتریگرایی، یکی از مباحث رایج بین شرکتهاست و همه شرکتها مدعیاند که ما مشتریگرا هستیم. ولی بررسی رفتارهای واقعی مدیران ارشد شرکتها نشان میدهد مدیران ارشد اکثر شرکتها بیشتر سرگرم رسیدگی به ویژگیها و مشکلات محصول و خط تولیدشان هستند تا این که با مشتریان شرکت همصحبت شوند. به همین دلیل، این مدیران ارشد را میتوان مدیران محصولگرا نامید.
🟢در مقابل، مدیران مشتریگرا، مدیرانی هستند که بخش قابل توجهی از وقتشان را به گفتگو با مشتریان شرکت و رسیدگی شخصی به مشکلات، نظرات و خواستههای آنها میگذرانند و در حقیقت، مشتریگرایی را نه در گفتار بلکه در رفتار نشان میدهند.
🔵برای مثال به این دو نمونه از مدیران مشتریگرا توجه کنید:
۱. در شرکت بیمه USAA، مدیران ارشد تمام واحدهای شرکت موظفند هفتهای دو تا سه ساعت در مرکز تماس شرکت حضور پیدا کنند و با مشتریان شرکت گفتگو کنند و نتایج گفتگوشان با مشتریان را به هیات مدیره شرکت ارائه نمایند.
۲. در فروشگاههای زنجیرهای تِسکو هم مدیران ارشد تمام واحدهای شرکت موظفند در سال یک هفته در یکی از فروشگاههای شرکت کار کنند و نتیجه تعاملشان با مشتریان را به مدیرعامل شرکت گزارش نمایند.
🟡این قبیل رفتارها هم بینش مدیران ارشد نسبت به مشتریان را بهروز و کامل میکند و هم به بقیه کارمندان و مدیران شرکت نشان میدهد که مشتریگرا بودن و توجه به مشتریان چقدر برای شرکت جدی و مهم است.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/HN2FB54dqIjAz0UvoG0BNI
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🔴امروزه، بحث مشتریگرایی، یکی از مباحث رایج بین شرکتهاست و همه شرکتها مدعیاند که ما مشتریگرا هستیم. ولی بررسی رفتارهای واقعی مدیران ارشد شرکتها نشان میدهد مدیران ارشد اکثر شرکتها بیشتر سرگرم رسیدگی به ویژگیها و مشکلات محصول و خط تولیدشان هستند تا این که با مشتریان شرکت همصحبت شوند. به همین دلیل، این مدیران ارشد را میتوان مدیران محصولگرا نامید.
🟢در مقابل، مدیران مشتریگرا، مدیرانی هستند که بخش قابل توجهی از وقتشان را به گفتگو با مشتریان شرکت و رسیدگی شخصی به مشکلات، نظرات و خواستههای آنها میگذرانند و در حقیقت، مشتریگرایی را نه در گفتار بلکه در رفتار نشان میدهند.
🔵برای مثال به این دو نمونه از مدیران مشتریگرا توجه کنید:
۱. در شرکت بیمه USAA، مدیران ارشد تمام واحدهای شرکت موظفند هفتهای دو تا سه ساعت در مرکز تماس شرکت حضور پیدا کنند و با مشتریان شرکت گفتگو کنند و نتایج گفتگوشان با مشتریان را به هیات مدیره شرکت ارائه نمایند.
۲. در فروشگاههای زنجیرهای تِسکو هم مدیران ارشد تمام واحدهای شرکت موظفند در سال یک هفته در یکی از فروشگاههای شرکت کار کنند و نتیجه تعاملشان با مشتریان را به مدیرعامل شرکت گزارش نمایند.
🟡این قبیل رفتارها هم بینش مدیران ارشد نسبت به مشتریان را بهروز و کامل میکند و هم به بقیه کارمندان و مدیران شرکت نشان میدهد که مشتریگرا بودن و توجه به مشتریان چقدر برای شرکت جدی و مهم است.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/HN2FB54dqIjAz0UvoG0BNI
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
Forwarded from مهدی صانعی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*معنای همدلی در سازمان*
______________________
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______________________
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/HN2FB54dqIjAz0UvoG0BNI
_____________________________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
______________________
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______________________
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/HN2FB54dqIjAz0UvoG0BNI
_____________________________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
Forwarded from مهدی صانعی
*راهنمای جامع از بین بردن انگیزه کارکنان!*
🔴فهرستی که در ادامه خواهید خواند، لیستی جامع از مهمترین و پر بسامدترین عللی است که میتوانند بهترین کارکنان شما را وادار به ترک شرکت کنند. اگر میخواهید انگیزه کارکنان خود را از بین ببرید، می توانید به بیتوجهی نسبت به این موارد ادامه دهید:
🟢گوش نکردن به صحبت ها و دغدغههای نیروها
گوش نکردن به دغدغه ها و درد دل های نیروی انسانی شما، باعث استیصال و از بین رفتن ایمان آنها به رهبر سازمانشان خواهد شد. یک مدیر کاربلد به خوبی میداند هر یک از اعضای تیمش چه اوضاعی دارد، در زمان مناسب راهنماییهای لازم را به او میکند و در صورت نیاز پشت او میایستد.
🔵استفاده نکردن از استعدادهای فردی کارکنان
نیروی با استعداد شما در صورتی که احساس کند استعدادهایش بلااستفاده مانده اند، در نهایت شرکت شما را به دنبال عرصه بهتری برای درخشش بیشتر ترک خواهد کرد.
🟤ناسپاسی بابت کارهای انجام شده
یک رهبر خوب برای شناخت و به رسمیت شناختن زحمات و موفقیتهای اعضای تیمش زمان میگذارد. توجه نکردن به این زحمات و قدرناشناسی نسبت به تلاش هر یک از اعضای تیم، عملکرد آنها را کاهش خواهد داد و در نهایت بر پیشرفت سازمان شما اثر منفی خواهد داشت.
🟠پنهانکاری و دریغ کردن اطلاعات
دریغ کردن واقعیت ها از کارکنان، مساوی خلق نسخه های ساخته و پرداخته شده ی خود آنان از واقعیت خواهد بود. عدم انتقال اطلاعات حیاتی و مهم به کارکنان و دور نگه داشتن آنها از آنچه در سازمان می گذرد، تنها به از بین رفتن وفاداری آنها نسبت به شما و کل سازمان منجر خواهد شد.
🟣ارائه پاسخ های سربالا
رهبران موفق، از ارائه پاسخ های صریح و سرراست و اطلاعات مثبت یا منفی به کارکنان خود ترسی ندارند. عدم توانایی در ارائه پاسخ درست در زمان درست، به بیاعتمادی اعضای تیم منجر خواهد شد و راه ارتباطی آنان با شما را مسدود خواهد کرد. این بیاعتمادی عملکرد آنها را کاهش خواهد داد و به کل سازمان آسیب خواهد رساند.
🟡عدم انتقادپذیری
رهبران کاربلد به خوبی میدانند اجازه انتقاد و اظهارنظر دادن به اعضای تیم تا چه حد اهمیت دارد. دریغ کردن حق نظر از اعضای تیم، اعتماد آنان را از بین خواهد برد و باعث می شود در زمان لازم همراهی آنان را نداشته باشید.
⚫مقایسه اعضای تیم با یکدیگر
به رخ کشیدن موفقیتهای برخی اعضای تیم پیش اعضای دیگر، یا نشان دادن عملکرد ضعیف برخی از آنها به دیگران غیر از نابود کردن انگیزه کارکنان شما نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.
⚪سوگلی داشتن در میان اعضای تیم
امتیاز دادن مداوم به برخی اعضای مشخص و دعوت از آنها در جلسات و نظرخواهیها، یا تقدیرهای چندباره از تلاش های آنان، حس بدی در دیگر اعضای تیم به وجود خواهد آورد. از طرف دیگر، این کار مشارکت دیگر کارکنان را به شدت کاهش خواهد داد.
🔴غرق کردن کارکنان در کاغذبازی
هرچه انجام کارهایی مثل مرخصی گرفتن یا تأیید فرایند های کاری سخت تر باشد، انگیزه کارکنان شما پایینتر خواهد بود. پیچیده و زمانبر کردن کارها در هر مرحلهای، اشتیاق کارکنان شما را از بین خواهد برد.
🟢متهم کردن کارکنان
متهم کردن کارکنان در مواقعی که اوضاع خوب پیش نمیرود، ریسک پذیری و خلاقیت و توان حل مسأله آنان را از آنها خواهد گرفت و به خلق یک محیط کاری منفی و خالی از احترام دامن خواهد زد.
🔵بیعدالتی و تبعیض در پرداخت حقوق
نارضایتی کارمند از حقوق خود معمولاً با احساس ناعادلانه بودن دستمزد شروع می شود. مطالعات نشان میدهند حقوق ناکافی، ناعادلانه یا نابرابر، علت شمارهی یک ترک محل کار در میان کارکنان است.
🟡فراهم نکردن فرصت رشد و پیشرفت
ساختار سازمان خود را طوری بنا کنید که هر کسی بتواند به مسیر رشد و پیشرفت دسترسی داشته باشد. گیر انداختن نیروی انسانی در بنبست های شغلی، آنان را به فکر ترک شرکت شما خواهد انداخت.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🔴فهرستی که در ادامه خواهید خواند، لیستی جامع از مهمترین و پر بسامدترین عللی است که میتوانند بهترین کارکنان شما را وادار به ترک شرکت کنند. اگر میخواهید انگیزه کارکنان خود را از بین ببرید، می توانید به بیتوجهی نسبت به این موارد ادامه دهید:
🟢گوش نکردن به صحبت ها و دغدغههای نیروها
گوش نکردن به دغدغه ها و درد دل های نیروی انسانی شما، باعث استیصال و از بین رفتن ایمان آنها به رهبر سازمانشان خواهد شد. یک مدیر کاربلد به خوبی میداند هر یک از اعضای تیمش چه اوضاعی دارد، در زمان مناسب راهنماییهای لازم را به او میکند و در صورت نیاز پشت او میایستد.
🔵استفاده نکردن از استعدادهای فردی کارکنان
نیروی با استعداد شما در صورتی که احساس کند استعدادهایش بلااستفاده مانده اند، در نهایت شرکت شما را به دنبال عرصه بهتری برای درخشش بیشتر ترک خواهد کرد.
🟤ناسپاسی بابت کارهای انجام شده
یک رهبر خوب برای شناخت و به رسمیت شناختن زحمات و موفقیتهای اعضای تیمش زمان میگذارد. توجه نکردن به این زحمات و قدرناشناسی نسبت به تلاش هر یک از اعضای تیم، عملکرد آنها را کاهش خواهد داد و در نهایت بر پیشرفت سازمان شما اثر منفی خواهد داشت.
🟠پنهانکاری و دریغ کردن اطلاعات
دریغ کردن واقعیت ها از کارکنان، مساوی خلق نسخه های ساخته و پرداخته شده ی خود آنان از واقعیت خواهد بود. عدم انتقال اطلاعات حیاتی و مهم به کارکنان و دور نگه داشتن آنها از آنچه در سازمان می گذرد، تنها به از بین رفتن وفاداری آنها نسبت به شما و کل سازمان منجر خواهد شد.
🟣ارائه پاسخ های سربالا
رهبران موفق، از ارائه پاسخ های صریح و سرراست و اطلاعات مثبت یا منفی به کارکنان خود ترسی ندارند. عدم توانایی در ارائه پاسخ درست در زمان درست، به بیاعتمادی اعضای تیم منجر خواهد شد و راه ارتباطی آنان با شما را مسدود خواهد کرد. این بیاعتمادی عملکرد آنها را کاهش خواهد داد و به کل سازمان آسیب خواهد رساند.
🟡عدم انتقادپذیری
رهبران کاربلد به خوبی میدانند اجازه انتقاد و اظهارنظر دادن به اعضای تیم تا چه حد اهمیت دارد. دریغ کردن حق نظر از اعضای تیم، اعتماد آنان را از بین خواهد برد و باعث می شود در زمان لازم همراهی آنان را نداشته باشید.
⚫مقایسه اعضای تیم با یکدیگر
به رخ کشیدن موفقیتهای برخی اعضای تیم پیش اعضای دیگر، یا نشان دادن عملکرد ضعیف برخی از آنها به دیگران غیر از نابود کردن انگیزه کارکنان شما نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.
⚪سوگلی داشتن در میان اعضای تیم
امتیاز دادن مداوم به برخی اعضای مشخص و دعوت از آنها در جلسات و نظرخواهیها، یا تقدیرهای چندباره از تلاش های آنان، حس بدی در دیگر اعضای تیم به وجود خواهد آورد. از طرف دیگر، این کار مشارکت دیگر کارکنان را به شدت کاهش خواهد داد.
🔴غرق کردن کارکنان در کاغذبازی
هرچه انجام کارهایی مثل مرخصی گرفتن یا تأیید فرایند های کاری سخت تر باشد، انگیزه کارکنان شما پایینتر خواهد بود. پیچیده و زمانبر کردن کارها در هر مرحلهای، اشتیاق کارکنان شما را از بین خواهد برد.
🟢متهم کردن کارکنان
متهم کردن کارکنان در مواقعی که اوضاع خوب پیش نمیرود، ریسک پذیری و خلاقیت و توان حل مسأله آنان را از آنها خواهد گرفت و به خلق یک محیط کاری منفی و خالی از احترام دامن خواهد زد.
🔵بیعدالتی و تبعیض در پرداخت حقوق
نارضایتی کارمند از حقوق خود معمولاً با احساس ناعادلانه بودن دستمزد شروع می شود. مطالعات نشان میدهند حقوق ناکافی، ناعادلانه یا نابرابر، علت شمارهی یک ترک محل کار در میان کارکنان است.
🟡فراهم نکردن فرصت رشد و پیشرفت
ساختار سازمان خود را طوری بنا کنید که هر کسی بتواند به مسیر رشد و پیشرفت دسترسی داشته باشد. گیر انداختن نیروی انسانی در بنبست های شغلی، آنان را به فکر ترک شرکت شما خواهد انداخت.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
Forwarded from مهدی صانعی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*چرا ما کارهای یادداشت شده را انجام نمی دهیم؟*
______________________
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______________________
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
_____________________________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
______________________
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______________________
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
_____________________________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
Forwarded from مهدی صانعی
*نکات شگفت انگیز درباره اثر دانینگ کروگر*
🔸🔴اثر دانینگ کروگر نوعی تعصب شناختی است که در آن فرد معتقد است که باهوشتر و تواناتر است از آنچه واقعیت دارد. اساسا، افراد کمتوان مهارت لازم برای شناخت بیلیاقتی خود را ندارند. ترکیبی از خودآگاهی ضعیف و توانایی شناختی پایین باعث میشود که تواناییهای خود را بیش از حد ارزیابی و در مورد آن اغراق کنند.
🟢این اثر به نام محققان دیوید دانینگ و جاستین کروگر، دو روانشناس اجتماعی که اولین بار آن را توصیف کردند، نامگذاری شدهاست. آنها در مطالعه اصلی خود در مورد این پدیده روانشناختی، یک سری تحقیقات انجام دادند.
افرادی که در آزمون گرامر، شوخ طبعی و منطق کمترین امتیاز را کسب کردند نیز تمایل داشتند که عملکرد خود را به طور چشمگیری بیش از حد ارزیابی کنند.
🔵دانینگ و کروگر میگویند که این پدیده از همان چیزی ناشی میشود که آنها “بار دوگانه” می نامند. به این معنی که مردم نه تنها بیکفایت هستند، بلکه بیلیاقتی آنها توانایی ذهنیشان را در برای اینکه چقدر ناتوان هستند از آنها میرباید.
🟤افراد بی کفایت معمولا:
▪️سطح مهارت خود را بیش از حد ارزیابی میکنند.
▪️در شناخت مهارت و تخصص اصیل افراد دیگر ناتوان هستند.
▪️نمی توانند اشتباهات و عدم مهارت خود را تشخیص دهند.
🟣دانینگ خاطرنشان کردهاست که دانش و مهارت لازم برای توانایی انجام یک کار دقیقاً همان خصوصیات لازم است برای اینکه فرد تشخیص دهد که در انجام آن کار مهارت کافی ندارد. بنابراین اگر شخصی فاقد این تواناییها باشد، نه تنها در انجام آن وظیفه بد است بلکه نسبت به ناتوانی خود نیز نادان است.
🟠یکی دیگر از عوامل موثر در بروز اثر دانینگ-کروگر این است که گاهی اوقات داشتن دانش اندک در مورد یک موضوع باعث میشود که فرد به اشتباه باور کند که همه چیز را در مورد آن چیز میداند. چنانچه میگویند، داشتن دانش کم، میتواند چیز خطرناکی باشد. ممکن است فردی کمترین میزان آگاهی را در مورد موضوعی داشته باشد، اما به لطف اثر دانینگ-کروگر، معتقد باشد که یک متخصص است.
⚫چه کسی تحت تأثیر اثر دونینگ-کروگر قرار دارد؟
🔸متأسفانه همه ما تحت تاثیر این تعصب هستیم. زیرا هر چقدر هم آگاه یا باتجربه باشیم، باز هم دارای حوزههایی هستیم که در آنها بیاطلاع و بی کفایت به شمار میرویم. شما ممکن است در بسیاری از زمینهها ماهر باشید، اما هیچ کس در همه امور متخصص نیست.
🔹افرادی که در یک زمینه متخصص واقعی هستند، ممکن است به اشتباه باور داشته باشند که هوش و دانش آنها به حوزههای دیگری که در آن کمتر آگاهی و دانش دارند نیز میرسد. به عنوان مثال یک دانشمند درخشان ممکن است نویسنده بسیار ضعیفی باشد. البته اثر دانینگ-کروگر با ضریب هوشی پایین مترادف نیست.
⚪اگر افراد بی کفایت تمایل دارند که خود را خبره بدانند، متخصصان واقعی در مورد تواناییهای خود چه نظری دارند؟
🔸دانینگ و کروگر دریافتند که افرادی که در انتهای طیف شایستگی هستند دیدگاههای واقعبینانهتری از دانش و توانایی خود دارند. با این حال، این متخصصان در واقع تمایل داشتند تواناییهای خود را در مقایسه با عملکرد دیگران دست کم بگیرند.
اساسا، این افرادِ بسیار توانمند میدانند که آنها از حد میانگین بهتر هستند، اما اطمینان ندارند که عملکردشان در مقایسه با دیگران بالاتر است. مشکل در این مورد این نیست که متخصصها نمیدانند چقدر آگاه هستند، بلکه این است که آنها معمولا بر این باورند که دیگران نیز دانش دارند.
🟡آیا راهی برای غلبه بر اثر دانینگ کروگر وجود دارد؟
🔸دانینگ پیشنهاد داده است که یادگیری بیشتر در مورد خطاهای ذهنی و اشتباهاتی که همه ما مستعد آن هستیم، ممکن است یک گام در جهت اصلاح چنین الگوهایی باشد.
دانینگ و کروگر اظهار داشتند که با افزایش تجربه در مورد یک موضوع، اعتماد به نفس معمولاً به سطوح واقعبینانهتری کاهش مییابد. افراد در حین اینکه در مورد موضوع مورد علاقه خود اطلاعات بیشتری کسب میکنند، کمبود دانش و توانایی خود را تشخیص میدهند.
🔴چه کاری میتوانید انجام دهید تا ارزیابی واقعیتری را از تواناییهای خود در یک حوزه خاص به دست بیاورید؟
▪️به جای اینکه فرض کنید همه چیزهای لازم را درباره یک موضوع میدانید، به مطالعه و کسب دانش ادامه دهید. این کار میتواند با این فرضیه که شما یک متخصص هستید، مبارزه کند.
▪️از افراد دیگر بپرسید که شما در چه سطحی قرار دارید. استراتژی موثر دیگر شامل درخواست انتقاد سازنده از دیگران است.
▪️آنچه میدانید، و اعتقادات و انتظارات خود را زیر سوال ببرید. به دنبال اطلاعاتی باشید که ایدههای شما را به چالش میکشند.
🔸🔴اثر دانینگ کروگر نوعی تعصب شناختی است که در آن فرد معتقد است که باهوشتر و تواناتر است از آنچه واقعیت دارد. اساسا، افراد کمتوان مهارت لازم برای شناخت بیلیاقتی خود را ندارند. ترکیبی از خودآگاهی ضعیف و توانایی شناختی پایین باعث میشود که تواناییهای خود را بیش از حد ارزیابی و در مورد آن اغراق کنند.
🟢این اثر به نام محققان دیوید دانینگ و جاستین کروگر، دو روانشناس اجتماعی که اولین بار آن را توصیف کردند، نامگذاری شدهاست. آنها در مطالعه اصلی خود در مورد این پدیده روانشناختی، یک سری تحقیقات انجام دادند.
افرادی که در آزمون گرامر، شوخ طبعی و منطق کمترین امتیاز را کسب کردند نیز تمایل داشتند که عملکرد خود را به طور چشمگیری بیش از حد ارزیابی کنند.
🔵دانینگ و کروگر میگویند که این پدیده از همان چیزی ناشی میشود که آنها “بار دوگانه” می نامند. به این معنی که مردم نه تنها بیکفایت هستند، بلکه بیلیاقتی آنها توانایی ذهنیشان را در برای اینکه چقدر ناتوان هستند از آنها میرباید.
🟤افراد بی کفایت معمولا:
▪️سطح مهارت خود را بیش از حد ارزیابی میکنند.
▪️در شناخت مهارت و تخصص اصیل افراد دیگر ناتوان هستند.
▪️نمی توانند اشتباهات و عدم مهارت خود را تشخیص دهند.
🟣دانینگ خاطرنشان کردهاست که دانش و مهارت لازم برای توانایی انجام یک کار دقیقاً همان خصوصیات لازم است برای اینکه فرد تشخیص دهد که در انجام آن کار مهارت کافی ندارد. بنابراین اگر شخصی فاقد این تواناییها باشد، نه تنها در انجام آن وظیفه بد است بلکه نسبت به ناتوانی خود نیز نادان است.
🟠یکی دیگر از عوامل موثر در بروز اثر دانینگ-کروگر این است که گاهی اوقات داشتن دانش اندک در مورد یک موضوع باعث میشود که فرد به اشتباه باور کند که همه چیز را در مورد آن چیز میداند. چنانچه میگویند، داشتن دانش کم، میتواند چیز خطرناکی باشد. ممکن است فردی کمترین میزان آگاهی را در مورد موضوعی داشته باشد، اما به لطف اثر دانینگ-کروگر، معتقد باشد که یک متخصص است.
⚫چه کسی تحت تأثیر اثر دونینگ-کروگر قرار دارد؟
🔸متأسفانه همه ما تحت تاثیر این تعصب هستیم. زیرا هر چقدر هم آگاه یا باتجربه باشیم، باز هم دارای حوزههایی هستیم که در آنها بیاطلاع و بی کفایت به شمار میرویم. شما ممکن است در بسیاری از زمینهها ماهر باشید، اما هیچ کس در همه امور متخصص نیست.
🔹افرادی که در یک زمینه متخصص واقعی هستند، ممکن است به اشتباه باور داشته باشند که هوش و دانش آنها به حوزههای دیگری که در آن کمتر آگاهی و دانش دارند نیز میرسد. به عنوان مثال یک دانشمند درخشان ممکن است نویسنده بسیار ضعیفی باشد. البته اثر دانینگ-کروگر با ضریب هوشی پایین مترادف نیست.
⚪اگر افراد بی کفایت تمایل دارند که خود را خبره بدانند، متخصصان واقعی در مورد تواناییهای خود چه نظری دارند؟
🔸دانینگ و کروگر دریافتند که افرادی که در انتهای طیف شایستگی هستند دیدگاههای واقعبینانهتری از دانش و توانایی خود دارند. با این حال، این متخصصان در واقع تمایل داشتند تواناییهای خود را در مقایسه با عملکرد دیگران دست کم بگیرند.
اساسا، این افرادِ بسیار توانمند میدانند که آنها از حد میانگین بهتر هستند، اما اطمینان ندارند که عملکردشان در مقایسه با دیگران بالاتر است. مشکل در این مورد این نیست که متخصصها نمیدانند چقدر آگاه هستند، بلکه این است که آنها معمولا بر این باورند که دیگران نیز دانش دارند.
🟡آیا راهی برای غلبه بر اثر دانینگ کروگر وجود دارد؟
🔸دانینگ پیشنهاد داده است که یادگیری بیشتر در مورد خطاهای ذهنی و اشتباهاتی که همه ما مستعد آن هستیم، ممکن است یک گام در جهت اصلاح چنین الگوهایی باشد.
دانینگ و کروگر اظهار داشتند که با افزایش تجربه در مورد یک موضوع، اعتماد به نفس معمولاً به سطوح واقعبینانهتری کاهش مییابد. افراد در حین اینکه در مورد موضوع مورد علاقه خود اطلاعات بیشتری کسب میکنند، کمبود دانش و توانایی خود را تشخیص میدهند.
🔴چه کاری میتوانید انجام دهید تا ارزیابی واقعیتری را از تواناییهای خود در یک حوزه خاص به دست بیاورید؟
▪️به جای اینکه فرض کنید همه چیزهای لازم را درباره یک موضوع میدانید، به مطالعه و کسب دانش ادامه دهید. این کار میتواند با این فرضیه که شما یک متخصص هستید، مبارزه کند.
▪️از افراد دیگر بپرسید که شما در چه سطحی قرار دارید. استراتژی موثر دیگر شامل درخواست انتقاد سازنده از دیگران است.
▪️آنچه میدانید، و اعتقادات و انتظارات خود را زیر سوال ببرید. به دنبال اطلاعاتی باشید که ایدههای شما را به چالش میکشند.
👍1
⁉️ علم و شبهعلم/ عدالت یا عدالت اجتماعی؟
◻️مفاهیم بنیادینی مثل عدالت، آزادی، رشد اقتصادی یا رفاه اجتماعی معمولا در ایران با معنایی متفاوت و بعضا متضاد با خاستگاه معنایی خود به کار برده میشوند. به عنوان مثال، وقتی سؤال میشود رشد اقتصادی مقدم است یا عدالت؛ کمتر کسی پاسخ میدهد که این پرسش غلط است و اختلاف نظر درباره یک پرسش نادرست در بیشتر اوقات حتی به نزاع لفظی هم کشیده میشود. در سالهای اخیر هم این پاسخ به مد روز تبدیل شده است که ابتدا باید با سیاستهای رشدساز، کیک اقتصاد را بزرگتر کرد و سپس درباره سهم هر فرد (یعنی عدالت به زعم خودشان) صحبت کرد. ◻️البته این شایعترین اشتباه درباره عدالت نیست که سیاستهای بازتوزیعی را با عدالت یکی میگیرد. رایجترین اشتباه، یکسانانگاری اصطلاح «عدالت اجتماعی» با مفهوم بنیادین عدالت است که باعث رواج اقتصاد دستوری شده است. البته خیلیها با تساهل، اصطلاح «عدالت اجتماعی» را به جای عدالت به کار میبرند اما این تساهل نباید باعث غفلت از خاستگاه این مفهوم شود که ریشه در مکتب سوسیالیسم دارد و در واقع رقیقسازی شدهی «عدالت سوسیالیستی» است.
◻️تفاوت اصلی «عدالت» با «عدالت اجتماعی» در این نکته است که موضوع اولی، رفتار فرد یا حکومت است ولی موضوع دومی رفتار جامعه است. مفهوم «عدالت اجتماعی» براساس این ایده شکل گرفته است که میتوان جامعه را به گونهای سازماندهی کرد که «توزیع برابر درآمدها» به صورت اتوماتیک تحقق یابد. به عبارت دیگر، عدالت اجتماعی به دنبال آن نیست که قواعدی بر جامعه حاکم باشد که براساس آن قواعد، حق هر کسی به او داده شود و حقی را که متعلق به او نیست داده نشود؛ بلکه به دنبال آن است جامعه عادل باشد و فارغ از اراده افراد به گونهای سازماندهی شود تا توزیع برابر درآمدها تحقق یابد.
◻️خاستگاه تمام سیاستهای دستوری در اقتصاد به ویژه قیمتگذاری و توزیع رانت، یکسانانگاری مفهوم «عدالت اجتماعی» با مفهوم عدالت است که باعث مداخلات وسیع دولت در اقتصاد شده است که نه عادلانه بلکه سوسیالیستی است و تمام مصائب سوسیالیسم را بر زندگی مردم تحمیل میکند. این نوع سیاستها باعث تغییر رفتار اکثر فعالان اقتصادی میشود و تابع هدف آنها را به جای «خلق ارزش» برای کسب سود به «جذب رانت» تبدیل میکند؛ پیامدی که در اقتصاد ایران نیز به وضوح قابل مشاهده است.
علی میرزاخانی
◻️مفاهیم بنیادینی مثل عدالت، آزادی، رشد اقتصادی یا رفاه اجتماعی معمولا در ایران با معنایی متفاوت و بعضا متضاد با خاستگاه معنایی خود به کار برده میشوند. به عنوان مثال، وقتی سؤال میشود رشد اقتصادی مقدم است یا عدالت؛ کمتر کسی پاسخ میدهد که این پرسش غلط است و اختلاف نظر درباره یک پرسش نادرست در بیشتر اوقات حتی به نزاع لفظی هم کشیده میشود. در سالهای اخیر هم این پاسخ به مد روز تبدیل شده است که ابتدا باید با سیاستهای رشدساز، کیک اقتصاد را بزرگتر کرد و سپس درباره سهم هر فرد (یعنی عدالت به زعم خودشان) صحبت کرد. ◻️البته این شایعترین اشتباه درباره عدالت نیست که سیاستهای بازتوزیعی را با عدالت یکی میگیرد. رایجترین اشتباه، یکسانانگاری اصطلاح «عدالت اجتماعی» با مفهوم بنیادین عدالت است که باعث رواج اقتصاد دستوری شده است. البته خیلیها با تساهل، اصطلاح «عدالت اجتماعی» را به جای عدالت به کار میبرند اما این تساهل نباید باعث غفلت از خاستگاه این مفهوم شود که ریشه در مکتب سوسیالیسم دارد و در واقع رقیقسازی شدهی «عدالت سوسیالیستی» است.
◻️تفاوت اصلی «عدالت» با «عدالت اجتماعی» در این نکته است که موضوع اولی، رفتار فرد یا حکومت است ولی موضوع دومی رفتار جامعه است. مفهوم «عدالت اجتماعی» براساس این ایده شکل گرفته است که میتوان جامعه را به گونهای سازماندهی کرد که «توزیع برابر درآمدها» به صورت اتوماتیک تحقق یابد. به عبارت دیگر، عدالت اجتماعی به دنبال آن نیست که قواعدی بر جامعه حاکم باشد که براساس آن قواعد، حق هر کسی به او داده شود و حقی را که متعلق به او نیست داده نشود؛ بلکه به دنبال آن است جامعه عادل باشد و فارغ از اراده افراد به گونهای سازماندهی شود تا توزیع برابر درآمدها تحقق یابد.
◻️خاستگاه تمام سیاستهای دستوری در اقتصاد به ویژه قیمتگذاری و توزیع رانت، یکسانانگاری مفهوم «عدالت اجتماعی» با مفهوم عدالت است که باعث مداخلات وسیع دولت در اقتصاد شده است که نه عادلانه بلکه سوسیالیستی است و تمام مصائب سوسیالیسم را بر زندگی مردم تحمیل میکند. این نوع سیاستها باعث تغییر رفتار اکثر فعالان اقتصادی میشود و تابع هدف آنها را به جای «خلق ارزش» برای کسب سود به «جذب رانت» تبدیل میکند؛ پیامدی که در اقتصاد ایران نیز به وضوح قابل مشاهده است.
علی میرزاخانی
تمامیت👆
امروزه بسیاری از سازمانها از کلمه تمامیت در لیست ارزش های خود استفاده میکنند. اما این کلمه در عمل چه معنایی دارد و چگونه منابع انسانی می تواند فقدان تمامیت و صداقت را در کارمندان تشخیص دهد؟ تمامیت یک اصل بنیادی است که روابط بر پایه آن شکل میگیرد و یکی از ارزشهای اساسی است که کارفرمایان در زمان استخدام در کار جویان جستجو می کند.
✅ وقتی می خواهید کسی را استخدام کنید در وی به دنبال سه ویژگی میگردید : تمامیت ، هوش و انرژی. وقتی افرادی بدون تمامیت را استخدام میکنید انگار میخواهید آنها لال و تنبل باشند! تام سرسی در ستون خود در CBS Money Watch ، این موضوع را به خوبی توضیح داده است. او می گوید:
✅ وقتی فردی را با انرژی بالا ، هوش بالا ، اما یکپارچگی کم استخدام می کنید ، یک دزد باهوش و با انرژی را استخدام کرده اید!
✅ هنگامی که فردی با هوش بالا ، یکپارچگی بالا ، اما انرژی کم استخدام کنید ، یک مغازه دار خواهید داشت ، نه یک موتور رشد کسب و کار!
✅ وقتی فردی را با انرژی بالا ، صداقت بالا ، اما هوش کم استخدام می کنید ، یک کارمند قدرتمند خواهید داشت ، اما نابیناست و نمیتواند موانع را ببیند و مشکلات را حل کند.
امروزه بسیاری از سازمانها از کلمه تمامیت در لیست ارزش های خود استفاده میکنند. اما این کلمه در عمل چه معنایی دارد و چگونه منابع انسانی می تواند فقدان تمامیت و صداقت را در کارمندان تشخیص دهد؟ تمامیت یک اصل بنیادی است که روابط بر پایه آن شکل میگیرد و یکی از ارزشهای اساسی است که کارفرمایان در زمان استخدام در کار جویان جستجو می کند.
✅ وقتی می خواهید کسی را استخدام کنید در وی به دنبال سه ویژگی میگردید : تمامیت ، هوش و انرژی. وقتی افرادی بدون تمامیت را استخدام میکنید انگار میخواهید آنها لال و تنبل باشند! تام سرسی در ستون خود در CBS Money Watch ، این موضوع را به خوبی توضیح داده است. او می گوید:
✅ وقتی فردی را با انرژی بالا ، هوش بالا ، اما یکپارچگی کم استخدام می کنید ، یک دزد باهوش و با انرژی را استخدام کرده اید!
✅ هنگامی که فردی با هوش بالا ، یکپارچگی بالا ، اما انرژی کم استخدام کنید ، یک مغازه دار خواهید داشت ، نه یک موتور رشد کسب و کار!
✅ وقتی فردی را با انرژی بالا ، صداقت بالا ، اما هوش کم استخدام می کنید ، یک کارمند قدرتمند خواهید داشت ، اما نابیناست و نمیتواند موانع را ببیند و مشکلات را حل کند.
❤1
🔸فرض کنین توی شرکتتون مدیرعامل شدین. احتمالاً یکی از سوالایی که ممکنه براتون پیش بیاد اینه که یه مدیرعامل چه ویژگیها و مهارتهایی رو باید داشته باشه؟
🔹خیلیها فکر میکنن برای مدیریت یه شرکت باید تو روی مهارتهای تخصصی صنعتی که داخلش هستن کار کنن. مثلاً اگه شرکت تو حوزه آیتی (IT) فعاله دنبال مهارتها و دانشهای این حوزه برن.
🔸این خیلی خوبه که یه مدیرعامل درباره حوزه تخصصی شرکتش اطلاعات جامعی رو داشته باشه، اما برای مدیریت یه سازمان ما نیاز به یه سری ویژگیها و مهارتهای دیگه هم داریم. مثلاً باید آیندهنگری داشته باشیم تا بتونیم بهترین تصمیمها رو بگیریم.
🔹خیلیها فکر میکنن برای مدیریت یه شرکت باید تو روی مهارتهای تخصصی صنعتی که داخلش هستن کار کنن. مثلاً اگه شرکت تو حوزه آیتی (IT) فعاله دنبال مهارتها و دانشهای این حوزه برن.
🔸این خیلی خوبه که یه مدیرعامل درباره حوزه تخصصی شرکتش اطلاعات جامعی رو داشته باشه، اما برای مدیریت یه سازمان ما نیاز به یه سری ویژگیها و مهارتهای دیگه هم داریم. مثلاً باید آیندهنگری داشته باشیم تا بتونیم بهترین تصمیمها رو بگیریم.
👍2