Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️ایران سرزمین پر خاطره، کم آرزو
مجتبی لشکربلوکی
قبل از اینکه به ایران بپردازم، بگذارید از عربستان مثال بزنم تا بتوانم منظورم را بهتر منتقل کنم. عربستان در سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ (حدود هفت سال پیش) یک برنامه چشم اندازی بلندپروازانه ای را منتشر کرد با افق ۲۰۳۰ که حدودا هفت سال دیگر به پایان می رسد. این چشم انداز تصویر روشنی ارایه می کرد که عربستان در آینده چه خواهد شد. عربستان به سند چشم انداز خشک و خالی هم بسنده نکرد بلکه اولا هدف گذاری کمی انجام داد نه اینکه حرف های کلی و مبهم و چندپهلوی کیفی بزنند. دوم اینکه ۱۱ طرح ملی و حدود ۸۰ پروژه ملی را تعریف کرد. سوم اینکه فرایند تدوین آن به یک سو، تبلیغ جهانی کرد. به گونه ای که اکنون تمام رسانه ها و شرکت های بزرگ مشاوره دنیا آن را ردگیری می کنند. این سند یک سایت اختصاصی هم دارد. این سند هیچگاه فراموش نشد. تعهدی در کل مدیران ارشد عربستان ایجاد کرد که دیگر نه می توانستند آن را کتمان کنند، نه فراموش و نه آنکه از آن سر باز بزنند ... حالا که چند سالی است از انتشار این سند گذشته بد نیست نگاه کنیم به برخی ادعاها که آیا عملی شده اند یا نه؟
عربستان متعهد شده که سهم زنان را در بازار کار از ۲۲ به ۳۰ درصد برساند. امروز که صحبت می کنیم عربستان نرسیده به ۲۰۳۰ نه تنها این هدف را محقق کرده بلکه از آن عبور کرده و بر قله ۳۴ درصدی ایستاده. یا عربستان هدف بسیار جسورانه ای را گذاشته و آن اینکه درآمد غیرنفتی اش شش برابر شود! امروز که در میانه این برنامه هستیم، درآمد غیرنفتی عربستان ۲.۵ برابر شده. نرخ بیکاری از ۱۱ درصد به ۸ رسیده و تنها یک درصد با هدف نهایی فاصله دارد. البته عربستان در همه اهداف موفق نبوده و ناکامی هم داشته. مساله چیز دیگری است. مساله این است که آیا در کشور تعهد جمعی نسبت به تصویر مشترک از آینده وجود دارد یا نه؟ تصویری که اگر رسیدیم همه با هم خوشحال شویم و اگر نرسیدیم همه با هم تلاش بیشتری کنیم. بن سلمان جمله جالبی دارد: ثروت حقیقی ما، آرزو و جاه طلبی مردمان ماست. حتی در یک کشور پادشاهی غیردموکرات اقتدارگرا نیز به این باور رسیده اند که آرزوی مشترک جمعی نقشی کلیدی دارد.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اما ایران؛ ما کشوری هستیم پرخاطره و کم آرزو. وقتی به گذشته نگاه می کنیم در بخش بزرگی از تاریخ، عظمت و شکوه است و تمدن وفرهنگ. در حوزه کشورداری امپراطوری بوده ایم. در حوزه فرهنگ حافظ و مولانا و فردوسی داریم. در حوزه هنر فقط به عنوان نمونه معماری های ایرانی هنوز که هنوز است مسحورکننده است. در حوزه دین، تاریخ بلند یگانه پرستی ایرانیان غیرقابل انکار است. در حوزه فناوری ابداع اولین یخچال، آسیاب و سیستم تهویه هوا را به ایرانیان نسبت می دهند. در حوزه علم بوعلی سینا افتخار ماست. معمولا وقتی به گذشته نگاه می کنیم غرورآفرین است. تاریخ ما بلند است و سنگین و مثبت. اما اما اما کشور را نمی توان با خاطره ها و گذشته ها اداره کرد.
به تجربه دریافته ام فرآیند گفتگو برای دستیابی به تصویر مشترک از آینده از فرآورده (خود تصویر مشترک) مهم تر است.به قول آن شاعر: من و تو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم. گفتنی ها کم نیست.
بگذارید با یک مثال کمی این را روشن کنم. به طراحی ماشین نگاه کنید. شما وقتی پشت فرمان ماشین مینشینید، سه آیینه کوچک وجود دارد یکی سمت راننده، یک سمت شاگرد و دیگری در وسط که تصویر پشت سر شما را نشان می دهد و در عوض شما سه شیشه بزرگ در پیش رو و دو طرف خود دارید تصویر دو طرف (وضعیت موجود) و تصویر پیش رو (آینده) شما را نشان می دهد. حرفم این است نمی توان با نگاه کردن به گذشته به آینده رسید.
خب خواهید گفت وظیفه دولت است. من می گویم نه. وظیفه همه ماست. تصویرسازی از آینده قابل برون سپاری و دگرسپاری نیست. وظیفه همه ماست. تصویر از آینده از درون جامعه می جوشد. شکل می گیرد. در ذهن ها می نشیند و سپس روزی روزگاری پنجره فرصتی باز می شود تا این تصویر از آینده امکان بروز و ظهور پیدا کند. ما باید مشق شب خود را انجام دهیم. ما باید ذهن ها، قلب ها و تخیل مان را آماده و گرم نگاه داریم. باید با هم گفتگو کنیم. با بگوییم و بنویسیم که ما چه می خواهیم؟ چه سبک زندگی را دوست داریم. دولت مطلوب ما چگونه است؟
فکر می کنید که واضح است؟ به شما قول می دهم که نه! وقتی کمی از کلیات که پوزیسیون و اپوزیسیون و مذهبی و غیرمذهبی که در آن مشترکند گذر کنیم می فهمیم که نه فهم مشترکی داریم و نه تصویر مشترکی و در نتیجه نه عزم مشترکی. به عنوان نمونه نگاه کنید به این تمرین اولیه که سعی کردیم یک تصویر خام و اولیه از آینده ارایه کنیم. گفتگو باید کرد. مشق باید نوشت. خط باید زد و دوباره از نو نوشت و از نو گفتگو کرد.
شبکه توسعه
@I_D_Network
به نقل از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
قبل از اینکه به ایران بپردازم، بگذارید از عربستان مثال بزنم تا بتوانم منظورم را بهتر منتقل کنم. عربستان در سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ (حدود هفت سال پیش) یک برنامه چشم اندازی بلندپروازانه ای را منتشر کرد با افق ۲۰۳۰ که حدودا هفت سال دیگر به پایان می رسد. این چشم انداز تصویر روشنی ارایه می کرد که عربستان در آینده چه خواهد شد. عربستان به سند چشم انداز خشک و خالی هم بسنده نکرد بلکه اولا هدف گذاری کمی انجام داد نه اینکه حرف های کلی و مبهم و چندپهلوی کیفی بزنند. دوم اینکه ۱۱ طرح ملی و حدود ۸۰ پروژه ملی را تعریف کرد. سوم اینکه فرایند تدوین آن به یک سو، تبلیغ جهانی کرد. به گونه ای که اکنون تمام رسانه ها و شرکت های بزرگ مشاوره دنیا آن را ردگیری می کنند. این سند یک سایت اختصاصی هم دارد. این سند هیچگاه فراموش نشد. تعهدی در کل مدیران ارشد عربستان ایجاد کرد که دیگر نه می توانستند آن را کتمان کنند، نه فراموش و نه آنکه از آن سر باز بزنند ... حالا که چند سالی است از انتشار این سند گذشته بد نیست نگاه کنیم به برخی ادعاها که آیا عملی شده اند یا نه؟
عربستان متعهد شده که سهم زنان را در بازار کار از ۲۲ به ۳۰ درصد برساند. امروز که صحبت می کنیم عربستان نرسیده به ۲۰۳۰ نه تنها این هدف را محقق کرده بلکه از آن عبور کرده و بر قله ۳۴ درصدی ایستاده. یا عربستان هدف بسیار جسورانه ای را گذاشته و آن اینکه درآمد غیرنفتی اش شش برابر شود! امروز که در میانه این برنامه هستیم، درآمد غیرنفتی عربستان ۲.۵ برابر شده. نرخ بیکاری از ۱۱ درصد به ۸ رسیده و تنها یک درصد با هدف نهایی فاصله دارد. البته عربستان در همه اهداف موفق نبوده و ناکامی هم داشته. مساله چیز دیگری است. مساله این است که آیا در کشور تعهد جمعی نسبت به تصویر مشترک از آینده وجود دارد یا نه؟ تصویری که اگر رسیدیم همه با هم خوشحال شویم و اگر نرسیدیم همه با هم تلاش بیشتری کنیم. بن سلمان جمله جالبی دارد: ثروت حقیقی ما، آرزو و جاه طلبی مردمان ماست. حتی در یک کشور پادشاهی غیردموکرات اقتدارگرا نیز به این باور رسیده اند که آرزوی مشترک جمعی نقشی کلیدی دارد.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اما ایران؛ ما کشوری هستیم پرخاطره و کم آرزو. وقتی به گذشته نگاه می کنیم در بخش بزرگی از تاریخ، عظمت و شکوه است و تمدن وفرهنگ. در حوزه کشورداری امپراطوری بوده ایم. در حوزه فرهنگ حافظ و مولانا و فردوسی داریم. در حوزه هنر فقط به عنوان نمونه معماری های ایرانی هنوز که هنوز است مسحورکننده است. در حوزه دین، تاریخ بلند یگانه پرستی ایرانیان غیرقابل انکار است. در حوزه فناوری ابداع اولین یخچال، آسیاب و سیستم تهویه هوا را به ایرانیان نسبت می دهند. در حوزه علم بوعلی سینا افتخار ماست. معمولا وقتی به گذشته نگاه می کنیم غرورآفرین است. تاریخ ما بلند است و سنگین و مثبت. اما اما اما کشور را نمی توان با خاطره ها و گذشته ها اداره کرد.
به تجربه دریافته ام فرآیند گفتگو برای دستیابی به تصویر مشترک از آینده از فرآورده (خود تصویر مشترک) مهم تر است.به قول آن شاعر: من و تو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم. گفتنی ها کم نیست.
بگذارید با یک مثال کمی این را روشن کنم. به طراحی ماشین نگاه کنید. شما وقتی پشت فرمان ماشین مینشینید، سه آیینه کوچک وجود دارد یکی سمت راننده، یک سمت شاگرد و دیگری در وسط که تصویر پشت سر شما را نشان می دهد و در عوض شما سه شیشه بزرگ در پیش رو و دو طرف خود دارید تصویر دو طرف (وضعیت موجود) و تصویر پیش رو (آینده) شما را نشان می دهد. حرفم این است نمی توان با نگاه کردن به گذشته به آینده رسید.
خب خواهید گفت وظیفه دولت است. من می گویم نه. وظیفه همه ماست. تصویرسازی از آینده قابل برون سپاری و دگرسپاری نیست. وظیفه همه ماست. تصویر از آینده از درون جامعه می جوشد. شکل می گیرد. در ذهن ها می نشیند و سپس روزی روزگاری پنجره فرصتی باز می شود تا این تصویر از آینده امکان بروز و ظهور پیدا کند. ما باید مشق شب خود را انجام دهیم. ما باید ذهن ها، قلب ها و تخیل مان را آماده و گرم نگاه داریم. باید با هم گفتگو کنیم. با بگوییم و بنویسیم که ما چه می خواهیم؟ چه سبک زندگی را دوست داریم. دولت مطلوب ما چگونه است؟
فکر می کنید که واضح است؟ به شما قول می دهم که نه! وقتی کمی از کلیات که پوزیسیون و اپوزیسیون و مذهبی و غیرمذهبی که در آن مشترکند گذر کنیم می فهمیم که نه فهم مشترکی داریم و نه تصویر مشترکی و در نتیجه نه عزم مشترکی. به عنوان نمونه نگاه کنید به این تمرین اولیه که سعی کردیم یک تصویر خام و اولیه از آینده ارایه کنیم. گفتگو باید کرد. مشق باید نوشت. خط باید زد و دوباره از نو نوشت و از نو گفتگو کرد.
شبکه توسعه
@I_D_Network
به نقل از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Telegram
مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️گزارش ایران پلاس ۲۰ تقدیم می شود؛ بیست تصویر از آینده
آنچه در این فایل آمده، گزارش یک هم آفرینی چند هزار نفره است در مورد بیست تصویر از ایران آینده.
در یک هم اندیشی مجازی ۵۵۶۱ نفر شرکت کردند و موافقت یا مخالفت خود را با بیست تصویر از آینده ایران مطرح…
آنچه در این فایل آمده، گزارش یک هم آفرینی چند هزار نفره است در مورد بیست تصویر از ایران آینده.
در یک هم اندیشی مجازی ۵۵۶۱ نفر شرکت کردند و موافقت یا مخالفت خود را با بیست تصویر از آینده ایران مطرح…
IRAN+20 Report.pdf
3.3 MB
گزارش ایران ۲۰+
بیست تصویر ازایران بالقوه
بیست تصویر ازایران بالقوه
✳️ مصیبت های بیش شایستگی!
✅ دوستی داشتیم که در امور مربوط به قهوه متخصص درجه یکی بود؛ از کشت و برداشت آن گرفته تا درست کردن و دم کردن آن. یک دیوار مدرک داشت و سابقهی کار در شرکتهای درست و حسابی تولید قهوه.
□به ایران که برگشت خیالش راحت بود که روی هوا میزنندش! چنین نشد! هی رفت مصاحبه و سرخورده برگشت.
●در یک شبنشینی که داشت از این رفت و برگشتهایش حرف میزد، دوست دیگری اصطلاحی را به کار برد که تا آن زمان نشنیده بودمش. گفت فلانی تو overqualified هستی! من پرسیدم که یعنی چه و او توضیح داد که این یک اصطلاح رایج است برای وقتی که تواناییهای کسی بیش از نیاز مورد نظر باشد.
○فرض کنید یک موقعیت شغلی داریم که یک لیسانسه برایش کافیست. اگر کسی با مدرک دکتری مراجعه کند، برای جایگاهی که در نظر داریم، زیادیست.
■این اصطلاح را چند روزی مزهمزه کردم و کمکم تعمیمش دادم به روابط انسانی. انگار یکدفعه جوابی پیدا کردم برای بعضی سوالهایم.
□اینکه جامعه آنهایی را که underqualified [پایین تر از ویژگی های مورد نیاز]باشند پس بزند طبیعی به نظر میرسد، اما چرا گاهی خلاف این است؟ یاد دوست دیگری افتادم که با تمام ویژگیهای درخشانش همیشه از جمعها کنار گذاشته میشود و آشنای دیگری که با وجود خصلتهای ناپسندش همیشه در هر جمعی که میرویم دعوت است.
●انگار ما در روابطمان هم گاهی چنین عمل میکنیم؛ آنهایی که بیش از ما هستند را کنار میگذاریم و همیشه اینطور نیست که اگر کسی تیکهای اخلاق، ادب، هنر و موفقیت را بزند در اجتماع محبوب بشود.
○ما کسی را که یادمان بیندازد که در مهمانیهایمان از لیوان یکبار مصرف استفاده نکنیم را پس از مدتی طرد میکنیم. همچنین کسی را که وقتش را به اندازهی ما در شبکههای اجتماعی تلف نمیکند. کسی را که اهل مطالعهست به زندگی نکردن متهم میکنیم و آن را که گیاهخوار است به نمایشی بودن! چرا که حداقل بخشی از آنها برای ما overqualified هستند.
■ما نیازشان نداریم! دیدنشان یادمان میآورد که کم کاری میکنیم، که کافی نیستیم و از برخی اخلاقیات تهی شدهایم. شاید همین است که مثل گرگهای گرسنه مینشینیم پشت گوشیهایمان تا اشتباهی، شکستی یا خطایی از کسی که قلههایی را فتح کرده سر بزند تا بیرحمانه بدریمش! خواه در ظاهر جنبش حامیان زنان، خواه در ظاهر ملیگرایی و تعصب روی خلیج فارس!
□ما باید او را همقد خودمان کنیم تا مجبور نباشیم قد خودمان را بالاتر بکشیم!
🖊️سهیل سرگلزایی
گاهنامه مدیر
✅ دوستی داشتیم که در امور مربوط به قهوه متخصص درجه یکی بود؛ از کشت و برداشت آن گرفته تا درست کردن و دم کردن آن. یک دیوار مدرک داشت و سابقهی کار در شرکتهای درست و حسابی تولید قهوه.
□به ایران که برگشت خیالش راحت بود که روی هوا میزنندش! چنین نشد! هی رفت مصاحبه و سرخورده برگشت.
●در یک شبنشینی که داشت از این رفت و برگشتهایش حرف میزد، دوست دیگری اصطلاحی را به کار برد که تا آن زمان نشنیده بودمش. گفت فلانی تو overqualified هستی! من پرسیدم که یعنی چه و او توضیح داد که این یک اصطلاح رایج است برای وقتی که تواناییهای کسی بیش از نیاز مورد نظر باشد.
○فرض کنید یک موقعیت شغلی داریم که یک لیسانسه برایش کافیست. اگر کسی با مدرک دکتری مراجعه کند، برای جایگاهی که در نظر داریم، زیادیست.
■این اصطلاح را چند روزی مزهمزه کردم و کمکم تعمیمش دادم به روابط انسانی. انگار یکدفعه جوابی پیدا کردم برای بعضی سوالهایم.
□اینکه جامعه آنهایی را که underqualified [پایین تر از ویژگی های مورد نیاز]باشند پس بزند طبیعی به نظر میرسد، اما چرا گاهی خلاف این است؟ یاد دوست دیگری افتادم که با تمام ویژگیهای درخشانش همیشه از جمعها کنار گذاشته میشود و آشنای دیگری که با وجود خصلتهای ناپسندش همیشه در هر جمعی که میرویم دعوت است.
●انگار ما در روابطمان هم گاهی چنین عمل میکنیم؛ آنهایی که بیش از ما هستند را کنار میگذاریم و همیشه اینطور نیست که اگر کسی تیکهای اخلاق، ادب، هنر و موفقیت را بزند در اجتماع محبوب بشود.
○ما کسی را که یادمان بیندازد که در مهمانیهایمان از لیوان یکبار مصرف استفاده نکنیم را پس از مدتی طرد میکنیم. همچنین کسی را که وقتش را به اندازهی ما در شبکههای اجتماعی تلف نمیکند. کسی را که اهل مطالعهست به زندگی نکردن متهم میکنیم و آن را که گیاهخوار است به نمایشی بودن! چرا که حداقل بخشی از آنها برای ما overqualified هستند.
■ما نیازشان نداریم! دیدنشان یادمان میآورد که کم کاری میکنیم، که کافی نیستیم و از برخی اخلاقیات تهی شدهایم. شاید همین است که مثل گرگهای گرسنه مینشینیم پشت گوشیهایمان تا اشتباهی، شکستی یا خطایی از کسی که قلههایی را فتح کرده سر بزند تا بیرحمانه بدریمش! خواه در ظاهر جنبش حامیان زنان، خواه در ظاهر ملیگرایی و تعصب روی خلیج فارس!
□ما باید او را همقد خودمان کنیم تا مجبور نباشیم قد خودمان را بالاتر بکشیم!
🖊️سهیل سرگلزایی
گاهنامه مدیر
✳️ با این ۷ راهکار میتوانید هر چیزی را بفروشید!
✅ موسسه هاتویت، یکی از پیشروترین و موفق ترین موسسههای فعال در آموزش فروشندگی وبازاریابی است که در آمریکا، کانادا، استرالیا، چین، سنگاپور و برزیل نیز فعالیت میکند.
🔹 این موسسه ۳۰ سال پیش توسط یک روان شناس انگلیسی به نام نیل راکهم تاسیس گردید و از آن زمان تا کنون با ارائه و آموزش جدیدترین شیوههای فروشندگی و همچنین مهارتهای فروشندگی، مدیریت فروش، مذاکره، آینده پژوهی یکی از قدرتمندترین و موفق ترین موسسههای آموزشی بینالمللی در این زمینه محسوب میشود.
🔹 متخصصان هاتویت میگویند ۷ راهکار وجود دارد که اگر یک فروشنده به همهی آنها عمل کند قادر خواهد بود هر چیزی را بفروشد.
۱ - تحقیق در مورد نیاز مشتری:
قبل از اقدام به فروش باید در مورد مشتریان خود و نیازهای آنها تحقیق کنید.
▫️به عنوان مثال اگر فروشندهی لوازم و تجهیزات پزشکی هستید و مشتریان شما بیمارستانها هستند، باید قبل از ملاقات با نمایندگان خرید این بیمارستانها، نیازهای آنها را شناسایی و بعد وارد مذاکره شوید.
۲ - از خریدار در مورد اهداف و مقاصدی که از خرید محصول شما دنبال میکند، سؤال کنید.
زمانی که برای اولین بار با یک خریدار صحبت میکنید از او در مورد نیازهایش بپرسید و اینکه از محصول شما برای چه مقاصدی و چگونه میخواهد استفاده کند.
۳ - از دانش خود برای پرسیدن سوالات عمیق و بینش مند استفاده کنید.
شما باید برای مشتری خود نقش یک همراه یا تسهیل کننده را ایفا کنید و وی را در مورد روش های استفاده از محصول خود آگاه کنید.
۴ - به دقت گوش کنید.
یک فروشنده باید بیشتر شنونده باشد و اجازه دهد تا خریدار بیشتر حرف بزند.
۵ - همانند یک مشاور رفتار کنید.
اجازه دهید مشتری هنگام صحبت با شما احساس کند که دارد از یک مشاور متخصص برای بهبود و توسعه کسب و کار خود راهنمایی و مشاوره میگیرد.
۶ - اگر با یک تیم خریدار سر و کار دارید با هر یک از اعضا تیم به طور جداگانه صحبت کنید.
بعد از اینکه با رهبر گروه صحبت کردید، به افراد دیگر گروه نیز نزدیک شوید و با هر یک جداگانه صحبت کنید تا ا اعتماد بین شما و همه اعضا تیم برقرار شود.
۷ - محصول خود را به عنوان راه حلی برای مشکلات مشتری ارائه و معرفی کنید.
نیازهای مشتری را بر کیفیت محصول خود ارجح بدانید و بیش از آنکه در مورد کیفیت محصول خود حرف بزنید در مورد اینکه این محصول چگونه میتواند پاسخ گوی نیاز مشتری باشد توضیح دهید.
✅ موسسه هاتویت، یکی از پیشروترین و موفق ترین موسسههای فعال در آموزش فروشندگی وبازاریابی است که در آمریکا، کانادا، استرالیا، چین، سنگاپور و برزیل نیز فعالیت میکند.
🔹 این موسسه ۳۰ سال پیش توسط یک روان شناس انگلیسی به نام نیل راکهم تاسیس گردید و از آن زمان تا کنون با ارائه و آموزش جدیدترین شیوههای فروشندگی و همچنین مهارتهای فروشندگی، مدیریت فروش، مذاکره، آینده پژوهی یکی از قدرتمندترین و موفق ترین موسسههای آموزشی بینالمللی در این زمینه محسوب میشود.
🔹 متخصصان هاتویت میگویند ۷ راهکار وجود دارد که اگر یک فروشنده به همهی آنها عمل کند قادر خواهد بود هر چیزی را بفروشد.
۱ - تحقیق در مورد نیاز مشتری:
قبل از اقدام به فروش باید در مورد مشتریان خود و نیازهای آنها تحقیق کنید.
▫️به عنوان مثال اگر فروشندهی لوازم و تجهیزات پزشکی هستید و مشتریان شما بیمارستانها هستند، باید قبل از ملاقات با نمایندگان خرید این بیمارستانها، نیازهای آنها را شناسایی و بعد وارد مذاکره شوید.
۲ - از خریدار در مورد اهداف و مقاصدی که از خرید محصول شما دنبال میکند، سؤال کنید.
زمانی که برای اولین بار با یک خریدار صحبت میکنید از او در مورد نیازهایش بپرسید و اینکه از محصول شما برای چه مقاصدی و چگونه میخواهد استفاده کند.
۳ - از دانش خود برای پرسیدن سوالات عمیق و بینش مند استفاده کنید.
شما باید برای مشتری خود نقش یک همراه یا تسهیل کننده را ایفا کنید و وی را در مورد روش های استفاده از محصول خود آگاه کنید.
۴ - به دقت گوش کنید.
یک فروشنده باید بیشتر شنونده باشد و اجازه دهد تا خریدار بیشتر حرف بزند.
۵ - همانند یک مشاور رفتار کنید.
اجازه دهید مشتری هنگام صحبت با شما احساس کند که دارد از یک مشاور متخصص برای بهبود و توسعه کسب و کار خود راهنمایی و مشاوره میگیرد.
۶ - اگر با یک تیم خریدار سر و کار دارید با هر یک از اعضا تیم به طور جداگانه صحبت کنید.
بعد از اینکه با رهبر گروه صحبت کردید، به افراد دیگر گروه نیز نزدیک شوید و با هر یک جداگانه صحبت کنید تا ا اعتماد بین شما و همه اعضا تیم برقرار شود.
۷ - محصول خود را به عنوان راه حلی برای مشکلات مشتری ارائه و معرفی کنید.
نیازهای مشتری را بر کیفیت محصول خود ارجح بدانید و بیش از آنکه در مورد کیفیت محصول خود حرف بزنید در مورد اینکه این محصول چگونه میتواند پاسخ گوی نیاز مشتری باشد توضیح دهید.
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
Telegraph
دانشگاه های کشور در سالِ 1410 شمسی
80 درصد اعتبار یک دانشگاه یا دانشکده به «توانِ آموزش و پژوهشِ اساتید» آن مربوط می شود. در عرف جهانی، کیفیتِ اساتید، زمینه را برای جذب امکانات و همینطور دانشجویان برجسته فراهم می آورد. اما «اساتیدِ با کیفیت و برجسته» چگونه ظهور می کنند؟ داشتنِ مدرکِ دکتری…
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
Telegraph
گفت و گو با دکتر محمود سریع القلم
گفت و گو با دکتر محمود سریع القلم ( منتشر شده در خبر آنلاین) * اندیشمندان، متناسب با دغدغهها، سوالها و مسائلی که دارند، تلاش می کنند به راه حل برسند. مهمترین مسئله ای که در شرایط کنونی برای ایران قائل هستید و دائما به آن می اندیشید چیست؟ دکتر سریع القلم:…
✳️ چگونه یک مدیر کاریزماتیک باشیم؟
✅ جذبه مدیریتی داشتن محبوبیت و قدرت پیدا کردن در بین دیگران است. یکی از مهمترین فوایدش اینست که در کاهش استرس به مدیر کمک میکند. مدیرانی که جذبهی مدیریتی دارند و بر لحظه تمرکز میکنند، بهتر میتوانند به روشهای مختلف با انواع چالشها روبهرو شوند.
🟢 سه عامل "جذبه مدیریتی" را بوجود میآورد:
۱. متانت: چطور رفتار میکنید؟
۲. ظاهر: چطور به نظر میرسید؟
۳. ارتباط: چطور صحبت میکنید؟
🔵 هیولت میگوید: طرز رفتار شما نشان دهنده اعتماد به نفس و تواناییتان برای منتقل کردن افکار و ایدههایتان است. او میگوید: اینروزها ما برای رهبرانی ارزش قائلیم که آرام و با اعتماد به نفس هستند، نه آنهایی که از سختگیری برای پیدا کردن دنبالهرو استفاده میکنند.
🟤 وی معتقد است این مدیران:
• آرامتر هستند.
• درک و تفکر شفافی دارند.
• شجاعت بیشتری مییابند.
• انرژی و اشتیاق بیشتری دارند.
• بهتر با تغییرات مواجه میشوند.
• تمرکز بیشتری بر اولویتها دارند.
• قدرت مجاب کردن شان بالاتر است.
• توانایی بیشتری در کنترل اختلافات دارند.
📚از کتاب «Executive Presence» اثر سیلویا آن هیولِت
راهنامه مدیر
✅ جذبه مدیریتی داشتن محبوبیت و قدرت پیدا کردن در بین دیگران است. یکی از مهمترین فوایدش اینست که در کاهش استرس به مدیر کمک میکند. مدیرانی که جذبهی مدیریتی دارند و بر لحظه تمرکز میکنند، بهتر میتوانند به روشهای مختلف با انواع چالشها روبهرو شوند.
🟢 سه عامل "جذبه مدیریتی" را بوجود میآورد:
۱. متانت: چطور رفتار میکنید؟
۲. ظاهر: چطور به نظر میرسید؟
۳. ارتباط: چطور صحبت میکنید؟
🔵 هیولت میگوید: طرز رفتار شما نشان دهنده اعتماد به نفس و تواناییتان برای منتقل کردن افکار و ایدههایتان است. او میگوید: اینروزها ما برای رهبرانی ارزش قائلیم که آرام و با اعتماد به نفس هستند، نه آنهایی که از سختگیری برای پیدا کردن دنبالهرو استفاده میکنند.
🟤 وی معتقد است این مدیران:
• آرامتر هستند.
• درک و تفکر شفافی دارند.
• شجاعت بیشتری مییابند.
• انرژی و اشتیاق بیشتری دارند.
• بهتر با تغییرات مواجه میشوند.
• تمرکز بیشتری بر اولویتها دارند.
• قدرت مجاب کردن شان بالاتر است.
• توانایی بیشتری در کنترل اختلافات دارند.
📚از کتاب «Executive Presence» اثر سیلویا آن هیولِت
راهنامه مدیر
👍2👌1
Forwarded from مهدی صانعی
*خطرناکترین زمان روز!*
🔴جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند. این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خود می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد.
🟢این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر این انرژی کاهش مییابد تا اینکه در ساعتهای ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود میرسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند.
🔵من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟ این یکی از مهمترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری!
🟡خطرناکترین زمان روز چه زمانی است؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🔴جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند. این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خود می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد.
🟢این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر این انرژی کاهش مییابد تا اینکه در ساعتهای ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود میرسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند.
🔵من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟ این یکی از مهمترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری!
🟡خطرناکترین زمان روز چه زمانی است؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧