✳️👆 هر شغلی گاهی اوقات کمی خسته کننده است. مهم نیست که چقدر کارتان را دوست دارید یا چقدر برایتان معنا دارد، احتمالاً چند مورد در لیست کارهای روزانه وجود دارد که احساس می کنید کسالت بار هستند .تحقیقات نشان می دهد که ما به دو دلیل در حین انجام یک کار خسته می شویم :
1️⃣ وقتی متوجه می شویم این کار به توجه بیش از حد ما نیاز ندارد، به این معنی که ما منابع شناختی بیشتری از آنچه برای انجام کار لازم است در دسترس داریم.
2️⃣ کار با اهداف ما همسو نیست، بنابراین ممکن است هیچ معنایی در کاری که انجام میدهیم نبینیم.
⬅️ به گفته گرگ مک کئون، نویسنده تحسین شده، در واقع هیچ چیز مانع از انجام کارهای خسته کننده نمی شود. او معتقد است کارهایی وجود دارد که میتوانیم انجام دهیم تا تقریباً هر فعالیتی را شاد کنیم، باید بدانید که کمی خلاقیت می تواند حتی پیش پا افتاده ترین مسئولیت ها را به لحظات شادی تبدیل کند. تنها کاری که باید انجام دهید این است که خسته کننده ترین کار خود را بردارید و آن را با چیزی محرک تر همراه کنید.
🏁 برای شروع به این فکر کنید که کدام کار خسته کننده با چه فعالیتی جفت می شود ؟به کاری فکر کنید که باید به طور منظم به عنوان بخشی از شغل (یا زندگی شخصی ) خود انجام دهید و آن را به طرز باورنکردنی کسل کننده می بینید. بعد، به چیزی فکر کنید که واقعاً از آن لذت می برید و می توانید آن را با این فعالیت جفت کنید. چند نمونه را ببینید :
🔸️ زمان پاسخ دادن به ایمیل ها به موزیک گوش دهید.
🔸️زمان شستن ظرف به کتاب صوتی گوش دهید.
🔸️اگر نوشتن گزارشی سخت بر عهده شماست ، هر یکساعت به خودتان پیاده روی کوتاهی جایزه بدهید .
🔸️اگر داده های زیادی را باید وارد کنید آن را به مسابقه ای بین همکارانتان تبدیل کنید وبازنده را وادار کنید برای همه قهوه بخرد .
✅ دائم یک کار خسته کننده را با چیزی که آن را لذت بخش تر می کند ، جفت کنید . اگر به اندازه کافی این کار را انجام دهید، ممکن است در واقع مشتاقانه منتظر فعالیتی باشید که زمانی احساس می کردید زندگی را از شما می گیرد.
☑ در کارهای خسته کننده ، خسته نشوید. از این نکات برای ایجاد تغییرات کوچک در لیست کارهای خود استفاده کنید و شادی بیشتری را در زندگی روزمره خود بیاورید. کیفیت زندگی شما، در محل کار و خانه، ممکن است بیش از آنچه تصورش را بکنید بهبود یابد.
1️⃣ وقتی متوجه می شویم این کار به توجه بیش از حد ما نیاز ندارد، به این معنی که ما منابع شناختی بیشتری از آنچه برای انجام کار لازم است در دسترس داریم.
2️⃣ کار با اهداف ما همسو نیست، بنابراین ممکن است هیچ معنایی در کاری که انجام میدهیم نبینیم.
⬅️ به گفته گرگ مک کئون، نویسنده تحسین شده، در واقع هیچ چیز مانع از انجام کارهای خسته کننده نمی شود. او معتقد است کارهایی وجود دارد که میتوانیم انجام دهیم تا تقریباً هر فعالیتی را شاد کنیم، باید بدانید که کمی خلاقیت می تواند حتی پیش پا افتاده ترین مسئولیت ها را به لحظات شادی تبدیل کند. تنها کاری که باید انجام دهید این است که خسته کننده ترین کار خود را بردارید و آن را با چیزی محرک تر همراه کنید.
🏁 برای شروع به این فکر کنید که کدام کار خسته کننده با چه فعالیتی جفت می شود ؟به کاری فکر کنید که باید به طور منظم به عنوان بخشی از شغل (یا زندگی شخصی ) خود انجام دهید و آن را به طرز باورنکردنی کسل کننده می بینید. بعد، به چیزی فکر کنید که واقعاً از آن لذت می برید و می توانید آن را با این فعالیت جفت کنید. چند نمونه را ببینید :
🔸️ زمان پاسخ دادن به ایمیل ها به موزیک گوش دهید.
🔸️زمان شستن ظرف به کتاب صوتی گوش دهید.
🔸️اگر نوشتن گزارشی سخت بر عهده شماست ، هر یکساعت به خودتان پیاده روی کوتاهی جایزه بدهید .
🔸️اگر داده های زیادی را باید وارد کنید آن را به مسابقه ای بین همکارانتان تبدیل کنید وبازنده را وادار کنید برای همه قهوه بخرد .
✅ دائم یک کار خسته کننده را با چیزی که آن را لذت بخش تر می کند ، جفت کنید . اگر به اندازه کافی این کار را انجام دهید، ممکن است در واقع مشتاقانه منتظر فعالیتی باشید که زمانی احساس می کردید زندگی را از شما می گیرد.
☑ در کارهای خسته کننده ، خسته نشوید. از این نکات برای ایجاد تغییرات کوچک در لیست کارهای خود استفاده کنید و شادی بیشتری را در زندگی روزمره خود بیاورید. کیفیت زندگی شما، در محل کار و خانه، ممکن است بیش از آنچه تصورش را بکنید بهبود یابد.
🌞 اثر اخلاقی صبح!
🔸به نظر شما آیا در طول روز میزان رفتارهای اخلاقی افراد تغییر می کند؟ افراد صبح ها اخلاقیتر عمل میکنند یا بعدازظهرها؟
🔸در پژوهشی، طی چندین مطالعه این موضوع مورد بررسی قرار گرفت. به عنوان نمونه در یک آزمایش تعدادی دانشجو شرکت داشتند. هر دانشجو پشت یک کامپیوتر نشسته بود. صفحه کامپیوتر به دو قسمت تقسیم شده بود و در هر قسمت تعدادی نقطه وجود داشت. از آزمایششوندگان خواسته میشد انتخاب کنند که در سمت چپ صفحه نقاط بیشتری وجود دارند یا در سمت راست. بعد از انتخاب، مبلغی به عنوان جایزه به آنها تعلق میگرفت.
🔸مشارکتکنندگان بعد از چند بار انجام این بازی و به مرور زمان متوجه میشدند که صرفنظر از اینکه جواب درست داده باشند یا خیر، هر موقع سمت راست را انتخاب میکنند، ۵ دلار به دست می آورند و هر موقع سمت چپ را انتخاب میکنند، نیم دلار. به عبارت دیگر حتی با گفتن جواب غلط و انتخاب سمت راست، ۵ دلار کسب می کردند. این موضوع فرصت دروغ گویی و تقلب را فراهم می آورد.
🔸نتایج نشان داد که افراد در صبح (۸ صبح تا ۱۲ ظهر) به طور معناداری اخلاقیتر عمل کرده بودند تا بعدازظهر (۱۲ ظهر تا ۶ بعدازظهر) و میزان تقلب در صبح کمتر بود. پژوهشگران، این پدیده را "اثر اخلاقی صبح" نام نهادهاند. نتایج این پژوهش که توسط دکتر مریم کوچکی و یکی از همکارانش انجام شده، در نشریه بسیار معتبر Psychological Science به چاپ رسیده است. با در نظر گرفتن مطالبی که بیان شد به نکات زیر توجه نمائید:
▪️بلافاصله بعد از شروع روز و بیداری افراد، زندگی روزانه نیازمند به کارگیری ظرفیت خود-کنترلی می باشد. اینکه صبحانه چه چیزی بخورند، کجا بروند و چرا، چه چیزی بگویند و به چه کسی، عصبانی بشوند یا نشوند و ... تمام اینها امیال و خواسته های آنها را تنظیم و کنترل می.کند و به مرور زمان از انتخاب کردن و کنترل خودشان خسته می شوند و به همین دلیل هرچه به بعدازظهر نزدیکتر می شوند، رفتارهای غیراخلاقی بیشتری نشان میدهند.
▪️با توجه به مطالب بیان شده در قسمت قبل، تقویت اراده از طریق افزایش ظرفیت خود-کنترلی میتواند بر شدت نتایج به دست آمده تاثیرگذار باشد و احتمال انجام رفتارهای غیراخلاقی در بعدازظهر را کاهش دهد.
▪️یکی از راهکارهای محتمل برای کاهش رفتارهای غیراخلاقی، میتواند استراحت کافی در طول روز و چرت بعد از ظهر باشد.
▪️این یافته به ویژه در سازمانهای خدماتی که بقای آنها وابسته به رضایت مشتری است، بسیار حیاتی میباشد و بنابراین مدیران سازمانها بایستی احتمال افزایش رفتارهای غیراخلاقی کارکنان در ساعات مشخصی از روز را موردتوجه قرار دهند.
▪️در حالت کلی بهتر است اقدامات سازمانی که نیازمند تصمیمگیری های اخلاقی میباشند، ترجیحا در صبح انجام شوند.
🔸به نظر شما آیا در طول روز میزان رفتارهای اخلاقی افراد تغییر می کند؟ افراد صبح ها اخلاقیتر عمل میکنند یا بعدازظهرها؟
🔸در پژوهشی، طی چندین مطالعه این موضوع مورد بررسی قرار گرفت. به عنوان نمونه در یک آزمایش تعدادی دانشجو شرکت داشتند. هر دانشجو پشت یک کامپیوتر نشسته بود. صفحه کامپیوتر به دو قسمت تقسیم شده بود و در هر قسمت تعدادی نقطه وجود داشت. از آزمایششوندگان خواسته میشد انتخاب کنند که در سمت چپ صفحه نقاط بیشتری وجود دارند یا در سمت راست. بعد از انتخاب، مبلغی به عنوان جایزه به آنها تعلق میگرفت.
🔸مشارکتکنندگان بعد از چند بار انجام این بازی و به مرور زمان متوجه میشدند که صرفنظر از اینکه جواب درست داده باشند یا خیر، هر موقع سمت راست را انتخاب میکنند، ۵ دلار به دست می آورند و هر موقع سمت چپ را انتخاب میکنند، نیم دلار. به عبارت دیگر حتی با گفتن جواب غلط و انتخاب سمت راست، ۵ دلار کسب می کردند. این موضوع فرصت دروغ گویی و تقلب را فراهم می آورد.
🔸نتایج نشان داد که افراد در صبح (۸ صبح تا ۱۲ ظهر) به طور معناداری اخلاقیتر عمل کرده بودند تا بعدازظهر (۱۲ ظهر تا ۶ بعدازظهر) و میزان تقلب در صبح کمتر بود. پژوهشگران، این پدیده را "اثر اخلاقی صبح" نام نهادهاند. نتایج این پژوهش که توسط دکتر مریم کوچکی و یکی از همکارانش انجام شده، در نشریه بسیار معتبر Psychological Science به چاپ رسیده است. با در نظر گرفتن مطالبی که بیان شد به نکات زیر توجه نمائید:
▪️بلافاصله بعد از شروع روز و بیداری افراد، زندگی روزانه نیازمند به کارگیری ظرفیت خود-کنترلی می باشد. اینکه صبحانه چه چیزی بخورند، کجا بروند و چرا، چه چیزی بگویند و به چه کسی، عصبانی بشوند یا نشوند و ... تمام اینها امیال و خواسته های آنها را تنظیم و کنترل می.کند و به مرور زمان از انتخاب کردن و کنترل خودشان خسته می شوند و به همین دلیل هرچه به بعدازظهر نزدیکتر می شوند، رفتارهای غیراخلاقی بیشتری نشان میدهند.
▪️با توجه به مطالب بیان شده در قسمت قبل، تقویت اراده از طریق افزایش ظرفیت خود-کنترلی میتواند بر شدت نتایج به دست آمده تاثیرگذار باشد و احتمال انجام رفتارهای غیراخلاقی در بعدازظهر را کاهش دهد.
▪️یکی از راهکارهای محتمل برای کاهش رفتارهای غیراخلاقی، میتواند استراحت کافی در طول روز و چرت بعد از ظهر باشد.
▪️این یافته به ویژه در سازمانهای خدماتی که بقای آنها وابسته به رضایت مشتری است، بسیار حیاتی میباشد و بنابراین مدیران سازمانها بایستی احتمال افزایش رفتارهای غیراخلاقی کارکنان در ساعات مشخصی از روز را موردتوجه قرار دهند.
▪️در حالت کلی بهتر است اقدامات سازمانی که نیازمند تصمیمگیری های اخلاقی میباشند، ترجیحا در صبح انجام شوند.
✳️ ۴ نوع آزادی که مدیران باید برای کارمندان فراهم کنند!
🔹 یک مدیر، باید شرایط را برای شکوفایی کارکنان، با هر هویتی، فراهم کند. این موضوع مستلزم پرورش این چهار آزادی اساسی است – که نشریه هاروارد بیزنس ریویو معرفی کرده است:
🔹آزادی در ابراز اصل وجودی. باید در سازمان سیاستهای عدم تبعیض تنظیم و اجرا شود و برنامههایی برای غلبه بر تعصبات در استخدام، ارتقاء شغلی، فرصتهای کاری و تعاملات روزمره ایجاد شود. فرهنگ اتحاد افراد تیم باید از طریق آموزش و ایجاد روابط، هم در درون و هم در بین گروههای هویتی پرورش داده شود تا افراد اصل خود را آزادانه ابراز کنند.
🔹آزادی برای تبدیل شدن به بهترینٍ خودمان. امکان دسترسی برابر به برنامههای توسعه که نقاط قوت افراد را تشخیص میدهند و بر آنها تمرکز میکنند، موجب میشود کمبودهایی که اغلب گروههای به حاشیه رانده شده با آن مواجه هستند، جبران شود و فرهنگی ساخته شود که بازخورد مثبت، عینی و سازنده را تشویق کند.
🔹آزادی برای دور شدن از محیط کار. مدیران باید تنوع را چنان در تیم خود افزایش دهند تا فشار را از روی اعضای گروههایی که به طور سنتی کارشان کمتر دیده میشود از بین ببرند. مزایای انعطافپذیری شغلی باید ارائه شود، از جمله توانایی انتخاب برنامه شخصی. مدیران باید تشویق شوند که به کارمندان اعتماد کنند تا در روزهایی که نیاز هست، دورکاری کنند یا ساعات کمتری کار کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹آزادی در شکست خوردن. فرهنگ ایمنی روانی باید انقدر درست ایجاد شده باشد که در آن کسی بخاطر شکست تحقیر نشود و مبادرت به ریسکهای هوشمند مستوجب پاداش باشد. همچنین تلاشهای ضدتبعیض و ضدتعصب برای ایده شکست به کار بروند تا اطمینان حاصل شود که هیچ کس به دلیل شکست به طور ناعادلانه مجازات نمیشود.
🔹 یک مدیر، باید شرایط را برای شکوفایی کارکنان، با هر هویتی، فراهم کند. این موضوع مستلزم پرورش این چهار آزادی اساسی است – که نشریه هاروارد بیزنس ریویو معرفی کرده است:
🔹آزادی در ابراز اصل وجودی. باید در سازمان سیاستهای عدم تبعیض تنظیم و اجرا شود و برنامههایی برای غلبه بر تعصبات در استخدام، ارتقاء شغلی، فرصتهای کاری و تعاملات روزمره ایجاد شود. فرهنگ اتحاد افراد تیم باید از طریق آموزش و ایجاد روابط، هم در درون و هم در بین گروههای هویتی پرورش داده شود تا افراد اصل خود را آزادانه ابراز کنند.
🔹آزادی برای تبدیل شدن به بهترینٍ خودمان. امکان دسترسی برابر به برنامههای توسعه که نقاط قوت افراد را تشخیص میدهند و بر آنها تمرکز میکنند، موجب میشود کمبودهایی که اغلب گروههای به حاشیه رانده شده با آن مواجه هستند، جبران شود و فرهنگی ساخته شود که بازخورد مثبت، عینی و سازنده را تشویق کند.
🔹آزادی برای دور شدن از محیط کار. مدیران باید تنوع را چنان در تیم خود افزایش دهند تا فشار را از روی اعضای گروههایی که به طور سنتی کارشان کمتر دیده میشود از بین ببرند. مزایای انعطافپذیری شغلی باید ارائه شود، از جمله توانایی انتخاب برنامه شخصی. مدیران باید تشویق شوند که به کارمندان اعتماد کنند تا در روزهایی که نیاز هست، دورکاری کنند یا ساعات کمتری کار کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹آزادی در شکست خوردن. فرهنگ ایمنی روانی باید انقدر درست ایجاد شده باشد که در آن کسی بخاطر شکست تحقیر نشود و مبادرت به ریسکهای هوشمند مستوجب پاداش باشد. همچنین تلاشهای ضدتبعیض و ضدتعصب برای ایده شکست به کار بروند تا اطمینان حاصل شود که هیچ کس به دلیل شکست به طور ناعادلانه مجازات نمیشود.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مروری بر ۲ سوگیری شناختی
✅ سوگیریهای شناختی (Cognitive bias) یا خطاهای شناختی، خطاهایی هستند ذهنی که به صورتی نظاممند به گرایش، نگرش، وهم یا باوری غلط منجر میشوند و در تصمیمگیری، استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و شناخت افراد تاثیر میگذارند. به بیانی دیگر، میتوان گفت که هر گونه اشکال و اشتباه در تصمیمگیری، ارزیابی اطلاعات و به خاطر آوری که به شکل الگوی فکری درآمده باشد را «سوگیری شناختی» یا «اشتباه ادراکی» میگویند.
□آنگونه که رولف دوبلی میگوید: اگر بتوانیم «خطاهای بزرگ فکر و ذهن» را بشناسیم و از آنها در زندگی خصوصی، روابط اجتماعی و کار دوری کنیم. احتمالاً جهشی بزرگ به سمت موفقیت خواهیم داشت. برای چنین جهشی، نیاز نیست که زرنگتر، بسیار پرکارتر یا مجهز به ایدههای نو و ابزارهایی خاص باشید. همه چیزی که نیاز دارید دوری از خطاهای ذهن است، یعنی دوری از تفکر نادرست. در ادامه، ۲ خطای شناختی را مرور می کنیم.
۱. خوشهانگاری
■خوشهانگاری (clustering illusion) نوعی سوگیری شناختی است که ذهن تمایل دارد رد و نشان یک ارتباط را در میان اجزای یک مجموعه پیدا کند در حالی که آن اجزا تصادفی گرد هم آمدهاند. مثلاً وقتی شخص به ابرها یا به رگههای شاخه درختان نگاه میکند، در آنها شکلهای معنادار میبیند.
□دليل نامگذاری اين سوگيری شناختی اين است که در علوم دادهکاوی و آمار، در اثر اين سوگيری، محقق ممکن است تعدادی داده تصادفی را اشتباهی خوشهای از دادههای مرتبط يا مشابه بپندارد.
●تامِس گیلوویچ، استاد روانشناسی دانشگاه کُرنل، یکی از پژوهشگرانی است که دربارة خوشهانگاری تحقیقات مفصلی انجام داده است. بر طبق تحقیقات وی این وهم ناشی از نیاز انسان به دوراندیشی است و در حقیقت با این کار میکوشد در مجموعهای از دادههای غیر مرتبط، ارتباطی معنادار بیابد.
○کشف ارتباط یعنی پیشبینیپذیری بالاتر. قدرت پیشبینی بالاتر یعنی تقویت عاقبتاندیشی. همه اینها باعث میشود تا در بیارتباطی ارتباط ببیند و دچار خوشهانگاری شود و الگوهایی را میبیند که در واقع وجود ندارند.
■دلیل دیگر این است که مغز پیش از هر چیز موجودات و اشیا را به صورت طرحهای کلی درک میکند و سپس به جزییات توجه میکند، مثلاً از هیبت چیزی که از دور میبیند سریعا درک میکند یک سگ آنجاست. ادراک اینچنینی بسیار مفید است اما همین نوع ادراک باعث میشود طرحهایی را ببینیم که وجود ندارند.
□این قضیه حتی درباره درک شنیداری انسان نیز صادق است. مثلاً انسان وقتی به سر و صدای بخاری یا کولر گوش میدهد گاهی اوقات گمان کند صداهایی معنادار میشنود.
●یکی دیگر از نمونههای خوشهانگاری مفهومی است که به "مغالطه دست گرم" مشهور است. در این مغالطه برخی تصور میکنند که مثلاً وقتی یک بازیکن بسکتبال پرتابش به گل تبدیل میشود، اصطلاحا دستش گرم میشود و احتمال اینکه پرتاب بعدیاش گل شود افزایش مییابد. پژوهشها نشان دادهاند ارتباط مثبتی میان نتایج پرتابهای مکرر وجود ندارد. خوشهانگاری در ورزشهای دیگر نیز بین طرفداران شایع است.
○مثال این نوع سوگیری به مغالطه قمارباز مشهور است. مغالطه قمارباز باور غلطی است که بر اساس آن فرد به اشتباه میپندارد احتمال یک پیشآمد مستقل در یک سلسله اعمال تصادفی به پیشآمدهای قبلی وابسته است. بر این اساس مثلاً یک تخته نردباز ممکن است بعد از اینکه دو بار جفت شش میآورد به غلط تصور کند احتمال آنکه در پرتاب بعدی هم جفت شش بیاید افزایش مییابد. یا مثلاً یک پوکر باز بعد از این که سه بار پشت سر هم به لطف برگ آخر دستش رنگ میشود در دست بعدی به غلط فکر کند احتمال رنگ بالاست. قمارباز به راحتی میتواند دچار این وهم شود و شکستهای سنگینی بخورد در حالی که به راحتی میشود از دام خوشهانگاری گریخت.
■کشف شکلهای معنادار در ابرها لذتبخش است. اما اگر خوشهانگاری مبنای تصمیمگیری شود دیگر نمیتوان به نتایج لذتبخش امیدوار بود. بهتر است احتمال هر پیشآمدی را ابتدا مستقل بررسی کنیم و بعد تصمیم بگیریم تا در تله خوشهانگاری نیفتیم.
۲. تازگی انگاری
■تازگیانگاری (Recency illusion) نوعی سوگیری شناختی است که طی آن ذهن وزن بیشتری برای اطلاعات تازه قائل میشود تا دادههای قبلی. تجربه تازگیانگاری برای هر کسی آشناست. گاهی اوقات وقتی برای نخستین بار با موضوعی آشنا میشویم به غلط گمان میکنیم آن موضوع برای بقیه نیز تازگی دارد اما بعد میفهمیم که سالیان زیادی از عمر آن موضوع میگذرد.
بازنشراز:گاهنامه مدیر
✅ سوگیریهای شناختی (Cognitive bias) یا خطاهای شناختی، خطاهایی هستند ذهنی که به صورتی نظاممند به گرایش، نگرش، وهم یا باوری غلط منجر میشوند و در تصمیمگیری، استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و شناخت افراد تاثیر میگذارند. به بیانی دیگر، میتوان گفت که هر گونه اشکال و اشتباه در تصمیمگیری، ارزیابی اطلاعات و به خاطر آوری که به شکل الگوی فکری درآمده باشد را «سوگیری شناختی» یا «اشتباه ادراکی» میگویند.
□آنگونه که رولف دوبلی میگوید: اگر بتوانیم «خطاهای بزرگ فکر و ذهن» را بشناسیم و از آنها در زندگی خصوصی، روابط اجتماعی و کار دوری کنیم. احتمالاً جهشی بزرگ به سمت موفقیت خواهیم داشت. برای چنین جهشی، نیاز نیست که زرنگتر، بسیار پرکارتر یا مجهز به ایدههای نو و ابزارهایی خاص باشید. همه چیزی که نیاز دارید دوری از خطاهای ذهن است، یعنی دوری از تفکر نادرست. در ادامه، ۲ خطای شناختی را مرور می کنیم.
۱. خوشهانگاری
■خوشهانگاری (clustering illusion) نوعی سوگیری شناختی است که ذهن تمایل دارد رد و نشان یک ارتباط را در میان اجزای یک مجموعه پیدا کند در حالی که آن اجزا تصادفی گرد هم آمدهاند. مثلاً وقتی شخص به ابرها یا به رگههای شاخه درختان نگاه میکند، در آنها شکلهای معنادار میبیند.
□دليل نامگذاری اين سوگيری شناختی اين است که در علوم دادهکاوی و آمار، در اثر اين سوگيری، محقق ممکن است تعدادی داده تصادفی را اشتباهی خوشهای از دادههای مرتبط يا مشابه بپندارد.
●تامِس گیلوویچ، استاد روانشناسی دانشگاه کُرنل، یکی از پژوهشگرانی است که دربارة خوشهانگاری تحقیقات مفصلی انجام داده است. بر طبق تحقیقات وی این وهم ناشی از نیاز انسان به دوراندیشی است و در حقیقت با این کار میکوشد در مجموعهای از دادههای غیر مرتبط، ارتباطی معنادار بیابد.
○کشف ارتباط یعنی پیشبینیپذیری بالاتر. قدرت پیشبینی بالاتر یعنی تقویت عاقبتاندیشی. همه اینها باعث میشود تا در بیارتباطی ارتباط ببیند و دچار خوشهانگاری شود و الگوهایی را میبیند که در واقع وجود ندارند.
■دلیل دیگر این است که مغز پیش از هر چیز موجودات و اشیا را به صورت طرحهای کلی درک میکند و سپس به جزییات توجه میکند، مثلاً از هیبت چیزی که از دور میبیند سریعا درک میکند یک سگ آنجاست. ادراک اینچنینی بسیار مفید است اما همین نوع ادراک باعث میشود طرحهایی را ببینیم که وجود ندارند.
□این قضیه حتی درباره درک شنیداری انسان نیز صادق است. مثلاً انسان وقتی به سر و صدای بخاری یا کولر گوش میدهد گاهی اوقات گمان کند صداهایی معنادار میشنود.
●یکی دیگر از نمونههای خوشهانگاری مفهومی است که به "مغالطه دست گرم" مشهور است. در این مغالطه برخی تصور میکنند که مثلاً وقتی یک بازیکن بسکتبال پرتابش به گل تبدیل میشود، اصطلاحا دستش گرم میشود و احتمال اینکه پرتاب بعدیاش گل شود افزایش مییابد. پژوهشها نشان دادهاند ارتباط مثبتی میان نتایج پرتابهای مکرر وجود ندارد. خوشهانگاری در ورزشهای دیگر نیز بین طرفداران شایع است.
○مثال این نوع سوگیری به مغالطه قمارباز مشهور است. مغالطه قمارباز باور غلطی است که بر اساس آن فرد به اشتباه میپندارد احتمال یک پیشآمد مستقل در یک سلسله اعمال تصادفی به پیشآمدهای قبلی وابسته است. بر این اساس مثلاً یک تخته نردباز ممکن است بعد از اینکه دو بار جفت شش میآورد به غلط تصور کند احتمال آنکه در پرتاب بعدی هم جفت شش بیاید افزایش مییابد. یا مثلاً یک پوکر باز بعد از این که سه بار پشت سر هم به لطف برگ آخر دستش رنگ میشود در دست بعدی به غلط فکر کند احتمال رنگ بالاست. قمارباز به راحتی میتواند دچار این وهم شود و شکستهای سنگینی بخورد در حالی که به راحتی میشود از دام خوشهانگاری گریخت.
■کشف شکلهای معنادار در ابرها لذتبخش است. اما اگر خوشهانگاری مبنای تصمیمگیری شود دیگر نمیتوان به نتایج لذتبخش امیدوار بود. بهتر است احتمال هر پیشآمدی را ابتدا مستقل بررسی کنیم و بعد تصمیم بگیریم تا در تله خوشهانگاری نیفتیم.
۲. تازگی انگاری
■تازگیانگاری (Recency illusion) نوعی سوگیری شناختی است که طی آن ذهن وزن بیشتری برای اطلاعات تازه قائل میشود تا دادههای قبلی. تجربه تازگیانگاری برای هر کسی آشناست. گاهی اوقات وقتی برای نخستین بار با موضوعی آشنا میشویم به غلط گمان میکنیم آن موضوع برای بقیه نیز تازگی دارد اما بعد میفهمیم که سالیان زیادی از عمر آن موضوع میگذرد.
بازنشراز:گاهنامه مدیر
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️ایران ملت موزائیکی، موزائیک بعدی چیست؟
مجتبی لشکربلوکی
استاد برجسته فرهنگ و تمدنی ایرانی، دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن تعبیر و نوشته جالبی در مورد ایران دارد: ما ملتِ «موزائیک» هستیم، یعنی از ذره ذرههای حوادث، ماهیت یافتهایم. زمانی «ابرقدرت» بودهایم و زمانی دیگر فروافتاده و زیر دست. در سرزمینی زندگی کردهایم که به قول حافظ «رباط دو در» بوده. [کاروانسرا که دری برای ورود و دری برای خروج دارد به معنی تغییرپذیری، عدم ثبات، ورود و خروج بسیار] درجه حرارت هوا از مکانی به مکانی و از فصلی به فصلی، تا پنجاه درجه تفاوت میکرده، تَرسالی یا خشکسالی میتوانسته است شبحی از بهشت یا دوزخ را در برابرِ ما نهد. یک روز همه چیز بوده و روز دیگر میتوانسته است هیچ چیز نباشد. اندیشهها و معتقدات بر حسبِ عوارضِ بیرونی و «مَنویّاتِ» فرمانروایان رنگ به رنگ میشده.
ما از رسوب تاریخ سر برآوردهایم، در دست تندبادها به جلو رانده شدهایم و بخشِ عمده استعداد و تلاشِ ما در این راه به کار افتاده که موجودیتِ خود را نگه داریم. بنابراین آنچه در ما عیب گرفته شده، از نوع تَذَبذُب [دو دلی و ناپایداری و حزب باد بودن]، تقیّه، افراط و تفریط، تکروی، بیراههجویی، اکنونبینی [بیتوجهی به آینده]، کمتوجهی به منطق؛ بدانیم که اینها کم و بیش زائیده مقتضیات [تاریخی و جغرافیایی] بودهاند، پس برای تصحیح یا تعدیلِ آنها باید مقتضیاتِ تغییرپذیر را تغییر داد.
یکی از عوامل عمدهای که همواره در چگونگیِ سِیرِ تاریخیِ ایران اثر داشته، جغرافیاست؛ یعنی ما در میانِ دو موجِ شرق و غرب قرار داشتهایم.
[اما] اکنون دنیا رو به راهی دارد که بعضی از عوارضِ فیزیکی به دستِ بشر قابلتغییر شدهاند، به همراه آنها روحیهها نیز میتوانند تأثیرپذیر از مقتضیاتِ تازه گردند. (به نقل از کانال سخنرانیها)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
سه درس عمیق در این نوشته دکتر محمد اسلامی ندوشن (ادیب، حقوقدان و ایرانپژوه) هست که قابلتامل است:
درس اول: اگر امروز ایران و ایرانی چنین شده است، رسوب تاریخ و جغرافیاست. تا به حال جاهایی که موزائیک میکنند را دیدهاید؟ موزاییکها دانه به دانه چیده میشوند و جلو میروند. سرگذشت ایران نیز چنین است. هر سالی که گذشته، هر جنگی که رخ داده، هر شاهی که به تخت نشسته، هر شاهی که از تخت به زیر کشیده شده، هر چپاولی که شدهایم یا کردهایم، هر کدام از اینها موزائیکی به دیگر موزائیکها اضافه کرده است. تاریخ و جغرافیا (از جغرافیای سیاسی بگیر تا جغرافیای طبیعی تا مذهبی) در ما رسوب کردهاند. شرح مفصل اینکه چگونه تاریخ و جغرافیا بر جان و روان ایرانی نشسته و سپس در توسعهنیافتگی ما خود را نشان داده در کتاب «چرا عقب ماندیم و چگونه پیشرفت کنیم» [نسخه صوتی کتاب را اینجا گوش کنید] آمده است.
درس دوم: خصلتهای منفی ایرانیان از جمله کوتاهنگری، حزب باد بودن و پنهانکاری زائیده تاریخ و جغرافیای ما بودهاند. ایراد از ذات ما نیست. اینها تغییرپذیرند.
درس سوم: در دنیا چیزهایی را میشود تغییر داد و چیزهایی را نه. دکتر ندوشن دست میگذارد روی فاکتورهای تغییرپذیر و میگوید برای تصحیح یا تعدیلِ وضعیت امروزین باید مقتضیاتِ تغییرپذیر را تغییر داد. درست است که تاریخ و جغرافیا بر ما موثر بوده و هست، اما قفلشدگی به تاریخ و جبر جغرافیا نداریم. میتوان و باید مسیر دیگری را رقم زد.
چه ظرفیتهایی پیش روی ما هست؟
بگذارید با یک جمله بامزه و غیرمنتظره از لی کوان یو از معمار و بنیانگذار سنگاپور مدرن شروع کنم: لی کوان یو، بنیانگذار سنگاپور مدرن: «کولر برای ما سنگاپوریها مهمترین اختراع بود، شاید یکی از اختراعات برجسته کل تاریخ. کولر با ایجاد امکان توسعه در مناطق استوایی، ماهیت تمدن را تغییر داد. بدون کولر فقط در ساعات اولیه صبح یا در هنگام غروب میتوانید کار کنید. اولین کاری که من با نخستوزیری انجام دادم نصب تهویه مطبوع در ساختمانهایی بود که خدمات ملکی در آنجا کار میکرد. این کلید کاراییِ بخش دولتی بود.»
به نظرم یکی از آن مقتضیات تغییرپذیری که دکتر ندوشن میگوید، استفاده از فناوری به ویژه فناوریهای سیستمساز یا نهادساز است. دنیا اکنون تکنولوژیهای متعددی اعم از ساخت و تولید، ارتباط و اطلاعات، پزشکی و کشاورزی در اختیار ما گذاشته است. استفاده هوشمندانه از اینها میتواند منجر به افزایش کارایی، بهینگی تخصیص منابع، شفافیت و فسادستیزی شود و گرامر زندگی جمعی و رفتار ما را تغییر دهد و پس از مدتی خصلتهایی مانند عدم شفافیت، چندلایگی، پنهانکاری، کوتاهمدتنگری و ... نیز تغییر میکند. فناوری مرز ناممکنها را به صورت پیوسته به عقب میراند. ما محکوم به ادامه تاریخ و جبر جغرافیا نیستیم. به شرط آن که حسرت پارامترهای تغییرناپذیر را رها کنیم و بر پارامترهای تغییرپذیر متمرکز شویم.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
استاد برجسته فرهنگ و تمدنی ایرانی، دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن تعبیر و نوشته جالبی در مورد ایران دارد: ما ملتِ «موزائیک» هستیم، یعنی از ذره ذرههای حوادث، ماهیت یافتهایم. زمانی «ابرقدرت» بودهایم و زمانی دیگر فروافتاده و زیر دست. در سرزمینی زندگی کردهایم که به قول حافظ «رباط دو در» بوده. [کاروانسرا که دری برای ورود و دری برای خروج دارد به معنی تغییرپذیری، عدم ثبات، ورود و خروج بسیار] درجه حرارت هوا از مکانی به مکانی و از فصلی به فصلی، تا پنجاه درجه تفاوت میکرده، تَرسالی یا خشکسالی میتوانسته است شبحی از بهشت یا دوزخ را در برابرِ ما نهد. یک روز همه چیز بوده و روز دیگر میتوانسته است هیچ چیز نباشد. اندیشهها و معتقدات بر حسبِ عوارضِ بیرونی و «مَنویّاتِ» فرمانروایان رنگ به رنگ میشده.
ما از رسوب تاریخ سر برآوردهایم، در دست تندبادها به جلو رانده شدهایم و بخشِ عمده استعداد و تلاشِ ما در این راه به کار افتاده که موجودیتِ خود را نگه داریم. بنابراین آنچه در ما عیب گرفته شده، از نوع تَذَبذُب [دو دلی و ناپایداری و حزب باد بودن]، تقیّه، افراط و تفریط، تکروی، بیراههجویی، اکنونبینی [بیتوجهی به آینده]، کمتوجهی به منطق؛ بدانیم که اینها کم و بیش زائیده مقتضیات [تاریخی و جغرافیایی] بودهاند، پس برای تصحیح یا تعدیلِ آنها باید مقتضیاتِ تغییرپذیر را تغییر داد.
یکی از عوامل عمدهای که همواره در چگونگیِ سِیرِ تاریخیِ ایران اثر داشته، جغرافیاست؛ یعنی ما در میانِ دو موجِ شرق و غرب قرار داشتهایم.
[اما] اکنون دنیا رو به راهی دارد که بعضی از عوارضِ فیزیکی به دستِ بشر قابلتغییر شدهاند، به همراه آنها روحیهها نیز میتوانند تأثیرپذیر از مقتضیاتِ تازه گردند. (به نقل از کانال سخنرانیها)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
سه درس عمیق در این نوشته دکتر محمد اسلامی ندوشن (ادیب، حقوقدان و ایرانپژوه) هست که قابلتامل است:
درس اول: اگر امروز ایران و ایرانی چنین شده است، رسوب تاریخ و جغرافیاست. تا به حال جاهایی که موزائیک میکنند را دیدهاید؟ موزاییکها دانه به دانه چیده میشوند و جلو میروند. سرگذشت ایران نیز چنین است. هر سالی که گذشته، هر جنگی که رخ داده، هر شاهی که به تخت نشسته، هر شاهی که از تخت به زیر کشیده شده، هر چپاولی که شدهایم یا کردهایم، هر کدام از اینها موزائیکی به دیگر موزائیکها اضافه کرده است. تاریخ و جغرافیا (از جغرافیای سیاسی بگیر تا جغرافیای طبیعی تا مذهبی) در ما رسوب کردهاند. شرح مفصل اینکه چگونه تاریخ و جغرافیا بر جان و روان ایرانی نشسته و سپس در توسعهنیافتگی ما خود را نشان داده در کتاب «چرا عقب ماندیم و چگونه پیشرفت کنیم» [نسخه صوتی کتاب را اینجا گوش کنید] آمده است.
درس دوم: خصلتهای منفی ایرانیان از جمله کوتاهنگری، حزب باد بودن و پنهانکاری زائیده تاریخ و جغرافیای ما بودهاند. ایراد از ذات ما نیست. اینها تغییرپذیرند.
درس سوم: در دنیا چیزهایی را میشود تغییر داد و چیزهایی را نه. دکتر ندوشن دست میگذارد روی فاکتورهای تغییرپذیر و میگوید برای تصحیح یا تعدیلِ وضعیت امروزین باید مقتضیاتِ تغییرپذیر را تغییر داد. درست است که تاریخ و جغرافیا بر ما موثر بوده و هست، اما قفلشدگی به تاریخ و جبر جغرافیا نداریم. میتوان و باید مسیر دیگری را رقم زد.
چه ظرفیتهایی پیش روی ما هست؟
بگذارید با یک جمله بامزه و غیرمنتظره از لی کوان یو از معمار و بنیانگذار سنگاپور مدرن شروع کنم: لی کوان یو، بنیانگذار سنگاپور مدرن: «کولر برای ما سنگاپوریها مهمترین اختراع بود، شاید یکی از اختراعات برجسته کل تاریخ. کولر با ایجاد امکان توسعه در مناطق استوایی، ماهیت تمدن را تغییر داد. بدون کولر فقط در ساعات اولیه صبح یا در هنگام غروب میتوانید کار کنید. اولین کاری که من با نخستوزیری انجام دادم نصب تهویه مطبوع در ساختمانهایی بود که خدمات ملکی در آنجا کار میکرد. این کلید کاراییِ بخش دولتی بود.»
به نظرم یکی از آن مقتضیات تغییرپذیری که دکتر ندوشن میگوید، استفاده از فناوری به ویژه فناوریهای سیستمساز یا نهادساز است. دنیا اکنون تکنولوژیهای متعددی اعم از ساخت و تولید، ارتباط و اطلاعات، پزشکی و کشاورزی در اختیار ما گذاشته است. استفاده هوشمندانه از اینها میتواند منجر به افزایش کارایی، بهینگی تخصیص منابع، شفافیت و فسادستیزی شود و گرامر زندگی جمعی و رفتار ما را تغییر دهد و پس از مدتی خصلتهایی مانند عدم شفافیت، چندلایگی، پنهانکاری، کوتاهمدتنگری و ... نیز تغییر میکند. فناوری مرز ناممکنها را به صورت پیوسته به عقب میراند. ما محکوم به ادامه تاریخ و جبر جغرافیا نیستیم. به شرط آن که حسرت پارامترهای تغییرناپذیر را رها کنیم و بر پارامترهای تغییرپذیر متمرکز شویم.
@Dr_Lashkarbolouki
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨یک روز بامدیرعامل اپل
✳️ تعارض سازنده چیست؟
✅ بسیاری از ما تعارض در محیط کار را تجربه کردهایم؛ یا مستقیماً درگیر آن بودهایم یا تعارض میان همکارانمان را مشاهده کردهایم.
🟢 تعارض در محیط کار نهتنها برای طرفین درگیر بلکه برای کل تیم مضر است و تأثیری منفی بر بهرهوری کارکنان دارد. با این حال، تعارض در محیط کار امری رایج است و ۲۶% از کارکنان در سال گذشته آن را تجربه کردهاند.
🔵 بسیاری از ما تعارض را مخرب میدانیم و بهنظرمان میتواند به خشم، ناامیدی، تضاد و پیامدهای منفی منتهی شود.
🟠 اما، به گفته دکتر لوئیز دوسه، روانشناس دانشگاه اوهایو، تعارض زمانی میتواند مثبت باشد که:
۱. به افراد کمک کند دیدگاهها و ایدههای مختلف را ببینند؛
۲. منجر به مشارکت و همکاری بیشتر شود؛
۳. به شفافسازی یا ارزیابی مجدد مسائل کمک کند؛
۴. روابط میانفردی را تقویت کند.
Source: Betterup (2023)
راهنامه مدیر
✅ بسیاری از ما تعارض در محیط کار را تجربه کردهایم؛ یا مستقیماً درگیر آن بودهایم یا تعارض میان همکارانمان را مشاهده کردهایم.
🟢 تعارض در محیط کار نهتنها برای طرفین درگیر بلکه برای کل تیم مضر است و تأثیری منفی بر بهرهوری کارکنان دارد. با این حال، تعارض در محیط کار امری رایج است و ۲۶% از کارکنان در سال گذشته آن را تجربه کردهاند.
🔵 بسیاری از ما تعارض را مخرب میدانیم و بهنظرمان میتواند به خشم، ناامیدی، تضاد و پیامدهای منفی منتهی شود.
🟠 اما، به گفته دکتر لوئیز دوسه، روانشناس دانشگاه اوهایو، تعارض زمانی میتواند مثبت باشد که:
۱. به افراد کمک کند دیدگاهها و ایدههای مختلف را ببینند؛
۲. منجر به مشارکت و همکاری بیشتر شود؛
۳. به شفافسازی یا ارزیابی مجدد مسائل کمک کند؛
۴. روابط میانفردی را تقویت کند.
Source: Betterup (2023)
راهنامه مدیر
✳️ اگر کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم!
✅ جري مدير يك رستوران است. او هميشه در حالت روحي خوبي به سر مي برد. هنگامي كه شخصي از او مي پرسد كه چگونه اين روحيه را حفظ مي كند، معمولا پاسخ مي دهد: «اگر من كمي بهتر از اين بودم دوقلو مي شدم.»هنگامي كه او محل كارش را تغيير مي دهد بسياري از پيشخدمتهاي رستوران نيز كارشان را ترك مي كنند تا بتوانند با او از رستوراني به رستوران ديگر همكاري داشته باشند. چرا؟ براي اينكه جري ذاتاً يك فرد روحيه دهنده است. اگر كارمندي روز بدي داشته باشد، جري هميشه هست تا به او بگويد كه چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه كند.
□مشاهده اين سبك رفتار واقعاً كنجكاوي مرا تحريك كرد، بنابراين يك روز به سراغ او رفتم و پرسيدم: «من نمي فهمم! هيچكس نمي تواند هميشه آدم مثبتي باشد. تو چطور اينكار را مي كني؟» جري پاسخ داد: «هر روز صبح كه از خواب بيدار مي شوم به خودم مي گويم، امروز دو انتخاب دارم. مي توانم در حالت روحي خوبي باشم و يا مي توانم حالت روحي بد را برگزينم. من هميشه حالت روحي خوب را انتخاب مي كنم. هر وقت كه اتفاق بدي رخ مي دهد، مي توانم انتخاب كنم كه نقش قرباني را بازي كنم يا انتخاب كنم كه از آن رويداد درسي بگيرم. هر وقت كه شخصي براي شكايت نزد من مي آيد، مي توانم انتخاب كنم كه شكايت او را بپذيرم و يا انتخاب كنم كه روي مثبت زندگي را مورد توجه قرار دهم. من هميشه روي مثبت زندگي را انتخاب مي كنم.»
🔸من اعتراض كردم: «امّا اين كار هميشه به اين سادگي نيست.»
جري گفت: «همينطور است. كلّ زندگي انتخاب كردن است. وقتي شما همه موضوعات اضافي و دست و پاگير را كنار مي گذاريد، هر موقعيتي، موقعيت انتخاب و تصميم گيري است. شما مي توانيد انتخاب كنيد كه چگونه به موقعيت ها واكنش نشان دهيد. شما انتخاب مي كنيد كه افراد چطور حالت روحي شما را تحت تاثير قرار دهند. شما انتخاب مي كنيد كه در حالت روحي خوب يا بدي باشيد. اين انتخاب شماست كه چطور زندگي كنيد.»
🔸چند سال بعد، من آگاه شدم كه جري تصادفاً كاري انجام داده است كه هرگز در صنعت رستوران داري نبايد انجام داد. او درب پشتي رستورانش را باز گذاشته بود.
و بعد... صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد. آنها چه مي خواستند؟ درحاليكه او داشت گاوصندوق را باز مي كرد به علت عصبي شدن دستش لرزيد و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت كرده و به او شليك كردند. خوشبختانه، جري را سريعاً پيدا كردند و به بيمارستان رساندند. پس از ۱۸ ساعت جراحي و هفته ها مراقبت هاي ويژه، جري از بيمارستان ترخيص شد در حاليكه بخش هايي از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت. من جري را شش ماه پس از آن واقعه ديدم. هنگامي كه از او پرسيدم كه چطور است؟ پاسخ داد: «اگر من اندكي بهتر بودم دوقلو مي شدم. مي خواهي جاي گلوله را ببيني؟»
■من از ديدن زخم هاي او امتناع كردم، امّا از او پرسيدم هنگامي كه سرقت اتفاق افتاد در فكرت چه مي گذشت. جري پاسخ داد: «اولين چيزي كه از فكرم گذشت اين بود كه بايد درب پشت را مي بستم. بعد، هنگامي كه آنها به من شليك كردند همانطور كه روي زمين افتاده بودم، به خاطر آوردم كه دو انتخاب دارم: مي توانستم انتخاب كنم كه زنده بمانم يا بميرم. من انتخاب كردم كه زنده بمانم.» پرسيدم: «نترسيده بودي؟» جري ادامه داد: «كادر پزشكي عالي بودند. آنها مرتباً به من مي گفتند كه خوب خواهم شد. امّا وقتي كه مرا به سوي اتاق اورژانس مي بردند و من در چهره دكترها و پرستارها وضعيت را مي ديدم، واقعاً ترسيده بودم. من از چشمان آنها مي خواندم كه اين مرد مردني است. مي دانستم كه بايد كاري كنم.»
□پرسيدم: «چكار كردي؟». جري گفت: «خوب، آنجا يك پرستار تنومند بود كه با صداي بلند از من مي پرسيد آيا به چيزي حساسيت دارم يا نه؟ من پاسخ دادم، بله. دكترها و پرستاران ناگهان دست از كار كشيدند و منتظر پاسخ من شدند. يك نفس عميق كشيدم و پاسخ دادم، گلوله. در حاليكه آنها مي خنديدند گفتم، من انتخاب كردم كه زنده بمانم. لطفاً مرا مثل يك آدم زنده عمل كنيد نه مثل مرده ها.» به لطف مهارت دكترها و البته به خاطر طرز فكر حيرت انگيزش، جري زنده ماند.
●من از او آموختم كه هر روز شما اين انتخاب را داريد كه از زندگي خود لذّت ببريد و يا از آن متنفّر باشيد. طرز فكر تنها چيزي است كه واقعاً مال شماست، و هيچكس نمي تواند آنرا كنترل كرده و يا از شما بگيرد. بنابراين، اگر بتوانيد از آن محافظت كنيد، ساير امور زندگي ساده تر مي شوند.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
✅ جري مدير يك رستوران است. او هميشه در حالت روحي خوبي به سر مي برد. هنگامي كه شخصي از او مي پرسد كه چگونه اين روحيه را حفظ مي كند، معمولا پاسخ مي دهد: «اگر من كمي بهتر از اين بودم دوقلو مي شدم.»هنگامي كه او محل كارش را تغيير مي دهد بسياري از پيشخدمتهاي رستوران نيز كارشان را ترك مي كنند تا بتوانند با او از رستوراني به رستوران ديگر همكاري داشته باشند. چرا؟ براي اينكه جري ذاتاً يك فرد روحيه دهنده است. اگر كارمندي روز بدي داشته باشد، جري هميشه هست تا به او بگويد كه چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه كند.
□مشاهده اين سبك رفتار واقعاً كنجكاوي مرا تحريك كرد، بنابراين يك روز به سراغ او رفتم و پرسيدم: «من نمي فهمم! هيچكس نمي تواند هميشه آدم مثبتي باشد. تو چطور اينكار را مي كني؟» جري پاسخ داد: «هر روز صبح كه از خواب بيدار مي شوم به خودم مي گويم، امروز دو انتخاب دارم. مي توانم در حالت روحي خوبي باشم و يا مي توانم حالت روحي بد را برگزينم. من هميشه حالت روحي خوب را انتخاب مي كنم. هر وقت كه اتفاق بدي رخ مي دهد، مي توانم انتخاب كنم كه نقش قرباني را بازي كنم يا انتخاب كنم كه از آن رويداد درسي بگيرم. هر وقت كه شخصي براي شكايت نزد من مي آيد، مي توانم انتخاب كنم كه شكايت او را بپذيرم و يا انتخاب كنم كه روي مثبت زندگي را مورد توجه قرار دهم. من هميشه روي مثبت زندگي را انتخاب مي كنم.»
🔸من اعتراض كردم: «امّا اين كار هميشه به اين سادگي نيست.»
جري گفت: «همينطور است. كلّ زندگي انتخاب كردن است. وقتي شما همه موضوعات اضافي و دست و پاگير را كنار مي گذاريد، هر موقعيتي، موقعيت انتخاب و تصميم گيري است. شما مي توانيد انتخاب كنيد كه چگونه به موقعيت ها واكنش نشان دهيد. شما انتخاب مي كنيد كه افراد چطور حالت روحي شما را تحت تاثير قرار دهند. شما انتخاب مي كنيد كه در حالت روحي خوب يا بدي باشيد. اين انتخاب شماست كه چطور زندگي كنيد.»
🔸چند سال بعد، من آگاه شدم كه جري تصادفاً كاري انجام داده است كه هرگز در صنعت رستوران داري نبايد انجام داد. او درب پشتي رستورانش را باز گذاشته بود.
و بعد... صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد. آنها چه مي خواستند؟ درحاليكه او داشت گاوصندوق را باز مي كرد به علت عصبي شدن دستش لرزيد و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت كرده و به او شليك كردند. خوشبختانه، جري را سريعاً پيدا كردند و به بيمارستان رساندند. پس از ۱۸ ساعت جراحي و هفته ها مراقبت هاي ويژه، جري از بيمارستان ترخيص شد در حاليكه بخش هايي از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت. من جري را شش ماه پس از آن واقعه ديدم. هنگامي كه از او پرسيدم كه چطور است؟ پاسخ داد: «اگر من اندكي بهتر بودم دوقلو مي شدم. مي خواهي جاي گلوله را ببيني؟»
■من از ديدن زخم هاي او امتناع كردم، امّا از او پرسيدم هنگامي كه سرقت اتفاق افتاد در فكرت چه مي گذشت. جري پاسخ داد: «اولين چيزي كه از فكرم گذشت اين بود كه بايد درب پشت را مي بستم. بعد، هنگامي كه آنها به من شليك كردند همانطور كه روي زمين افتاده بودم، به خاطر آوردم كه دو انتخاب دارم: مي توانستم انتخاب كنم كه زنده بمانم يا بميرم. من انتخاب كردم كه زنده بمانم.» پرسيدم: «نترسيده بودي؟» جري ادامه داد: «كادر پزشكي عالي بودند. آنها مرتباً به من مي گفتند كه خوب خواهم شد. امّا وقتي كه مرا به سوي اتاق اورژانس مي بردند و من در چهره دكترها و پرستارها وضعيت را مي ديدم، واقعاً ترسيده بودم. من از چشمان آنها مي خواندم كه اين مرد مردني است. مي دانستم كه بايد كاري كنم.»
□پرسيدم: «چكار كردي؟». جري گفت: «خوب، آنجا يك پرستار تنومند بود كه با صداي بلند از من مي پرسيد آيا به چيزي حساسيت دارم يا نه؟ من پاسخ دادم، بله. دكترها و پرستاران ناگهان دست از كار كشيدند و منتظر پاسخ من شدند. يك نفس عميق كشيدم و پاسخ دادم، گلوله. در حاليكه آنها مي خنديدند گفتم، من انتخاب كردم كه زنده بمانم. لطفاً مرا مثل يك آدم زنده عمل كنيد نه مثل مرده ها.» به لطف مهارت دكترها و البته به خاطر طرز فكر حيرت انگيزش، جري زنده ماند.
●من از او آموختم كه هر روز شما اين انتخاب را داريد كه از زندگي خود لذّت ببريد و يا از آن متنفّر باشيد. طرز فكر تنها چيزي است كه واقعاً مال شماست، و هيچكس نمي تواند آنرا كنترل كرده و يا از شما بگيرد. بنابراين، اگر بتوانيد از آن محافظت كنيد، ساير امور زندگي ساده تر مي شوند.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
👍2
Forwarded from مهدی صانعی
*مدیریت اقتضایی*
🔴این نظریه توسط آقای استونر در سال ۱۹۹۵ مطرح شد و بیان می دارد که در مدیریت چیزی بنام بهترین شیوه وجود ندارد. هیچ برنامه، ساختار سازمانی، رهبری، شیوه کنترل و غیره ... که متناسب با همه ی موقعیت های مختلف باشد را نمي توان جستجو و پیداکرد.
🟢این نظریه بر این اندیشه است که چون موقعیت ها مختلف است نتایج نیز مختلف است؛ از این رو تأکید این نظریه بر تناسب بین شیوه انجام کارهای سازمانی و ویژگی موقعیت هاست.
🔵مدیرت اقتضایی مستلزم توانایی مدیر در تشخیص موقعیت ها و سازگار کردن رفتارها و اقدامات با نیازهای خاص آن موقعیت است.
🟤در اینجا این سوال مطرح میشود که وظیفه یک مدیر کارآمد در سیستم مدیریت اقتضایی چیست؟ در جواب به این سوال باید گفت وظیفه مدیر در سیستم مدیریت اقتضایی عبارت است از: تشخیص اینکه چه نوع تصمیم و یا اقدامی را در موقعیت، شرایط و زمانهای خاص جهت تحقق اهداف مدیریتی اجرا نماید.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🔴این نظریه توسط آقای استونر در سال ۱۹۹۵ مطرح شد و بیان می دارد که در مدیریت چیزی بنام بهترین شیوه وجود ندارد. هیچ برنامه، ساختار سازمانی، رهبری، شیوه کنترل و غیره ... که متناسب با همه ی موقعیت های مختلف باشد را نمي توان جستجو و پیداکرد.
🟢این نظریه بر این اندیشه است که چون موقعیت ها مختلف است نتایج نیز مختلف است؛ از این رو تأکید این نظریه بر تناسب بین شیوه انجام کارهای سازمانی و ویژگی موقعیت هاست.
🔵مدیرت اقتضایی مستلزم توانایی مدیر در تشخیص موقعیت ها و سازگار کردن رفتارها و اقدامات با نیازهای خاص آن موقعیت است.
🟤در اینجا این سوال مطرح میشود که وظیفه یک مدیر کارآمد در سیستم مدیریت اقتضایی چیست؟ در جواب به این سوال باید گفت وظیفه مدیر در سیستم مدیریت اقتضایی عبارت است از: تشخیص اینکه چه نوع تصمیم و یا اقدامی را در موقعیت، شرایط و زمانهای خاص جهت تحقق اهداف مدیریتی اجرا نماید.
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
Forwarded from مهدی صانعی
*نحوه مصرف محصولتان را بررسی کنید.*
🔴جیم بلیت در کتاب خود به نام «۱۰۰ ایده بزرگ بازاریابی» مینویسد: جای تعجب است که بیشتر شرکتها، نمیدانند پس از آن که محصولشان از کارخانه خارج شد و به دست مشتری رسید، چه اتفاقاتی رخ میدهد و محصول چگونه مصرف میشود!
🟢در حالی که آگاهی از نحوه مصرف محصول توسط مشتریان، اطلاعات بسیار ارزشمندی، به خصوص در فرایند اصلاح محصول یا توسعه محصول جدید به حساب میآید.
🔵برای مثال، شرکت فیشِر پِرایس، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسباببازی در دنیاست و جایگاه بسیار خوبی در بازار عروسک و اسباببازیهای نوزاد دارد. این شرکت که دفتر مرکزی آن در شیکاگو است، بسیاری از ایدههای جدید خود را از ارائه اسباببازیهای رایگان به کودکان پیشدبستانی میگیرد. این اسباببازیهای رایگان، یا به بازار عرضه شدهاند یا نمونههای اولیه اسباببازیهایی هستند که قرار است در آینده عرضه شوند.
🟡نکتهای که بچهها نمیدانند و به آن اهمیت نمیدهند، این است که آنها بخشی از یک تحقیقات بازاریابی رسمی هستند. محققان آموزش دیده و حرفهای، رفتار بچهها با اسباببازیها را زیر نظر میگیرند تا ببینند بچهها از کدام اسباببازیها بیشتر خوششان میآید، سمت کدام اسباببازیها نمیروند، با کدامها فقط چند دقیقه بازی میکنند و بعد آن را کنار میگذارند، به کدام اسباببازی میچسبند و دوست ندارند آن را کنار بگذارند و از همه مهمتر این که چگونه با اسباببازیها بازی میکنند.
🟣این تحقیق میدانی و مشاهدهای، اطلاعات بسیار ارزشمندی را برای توسعه اسباببازیهای جدید و اصلاح اسباببازیهای فعلی در اختیار شرکت قرار میدهد.
از: مارکتینگ آز
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🔴جیم بلیت در کتاب خود به نام «۱۰۰ ایده بزرگ بازاریابی» مینویسد: جای تعجب است که بیشتر شرکتها، نمیدانند پس از آن که محصولشان از کارخانه خارج شد و به دست مشتری رسید، چه اتفاقاتی رخ میدهد و محصول چگونه مصرف میشود!
🟢در حالی که آگاهی از نحوه مصرف محصول توسط مشتریان، اطلاعات بسیار ارزشمندی، به خصوص در فرایند اصلاح محصول یا توسعه محصول جدید به حساب میآید.
🔵برای مثال، شرکت فیشِر پِرایس، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسباببازی در دنیاست و جایگاه بسیار خوبی در بازار عروسک و اسباببازیهای نوزاد دارد. این شرکت که دفتر مرکزی آن در شیکاگو است، بسیاری از ایدههای جدید خود را از ارائه اسباببازیهای رایگان به کودکان پیشدبستانی میگیرد. این اسباببازیهای رایگان، یا به بازار عرضه شدهاند یا نمونههای اولیه اسباببازیهایی هستند که قرار است در آینده عرضه شوند.
🟡نکتهای که بچهها نمیدانند و به آن اهمیت نمیدهند، این است که آنها بخشی از یک تحقیقات بازاریابی رسمی هستند. محققان آموزش دیده و حرفهای، رفتار بچهها با اسباببازیها را زیر نظر میگیرند تا ببینند بچهها از کدام اسباببازیها بیشتر خوششان میآید، سمت کدام اسباببازیها نمیروند، با کدامها فقط چند دقیقه بازی میکنند و بعد آن را کنار میگذارند، به کدام اسباببازی میچسبند و دوست ندارند آن را کنار بگذارند و از همه مهمتر این که چگونه با اسباببازیها بازی میکنند.
🟣این تحقیق میدانی و مشاهدهای، اطلاعات بسیار ارزشمندی را برای توسعه اسباببازیهای جدید و اصلاح اسباببازیهای فعلی در اختیار شرکت قرار میدهد.
از: مارکتینگ آز
______
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/I8B3qHvyvW5JbXA4Egp4r7
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
✳️ کارفرماها در رزومهها بهدنبال چه مهارتهایی هستند؟
✅ بخش مهارتها در رزومه به کارفرماها نشان میدهد که کارجو تواناییهای لازم برای موفقیت در شغل مربوطه را دارد یا خیر. معمولا کارفرماها به این بخش توجه ویژهای دارند. پس از بررسی مهارتها مشخص میشود که آیا به مرحله بعدی استخدام راه پیدا میکند یا نه.
🔸مهارتها به دو گروه مهارتهای سخت و نرم تقسیم میشوند. مهارتهای سخت، همان تواناییهای فنی هستند که کمک میکنند وظایف شغل مربوطه را انجام دهید. آنها معمولا از طریق دورههای آموزشی، دانشگاهی و تجربه به دست میآیند. مثل مدیریت پروژه و کدنویسی.
مهارتهای نرم، مهارتهای ارتباطی- انسانیاند. آنها فنی نیستند و مربوط به «نحوه» کار کردن هستند. یادگیریشان سخت است چون معمولا جزو ویژگیهای شخصیتی هستند. از جمله این مهارتها میتوان به خلاقیت، کار گروهی، مدیریت زمان، انعطافپذیری، توانایی حل اختلاف و مشکلات اشاره کرد.
در اینجا به ۱۰ گروه از مهارتهایی را که میتوانید در رزومه بگنجانید اشاره میشود:
1⃣ گوش دادن فعال
این یعنی توانایی تمرکز کامل روی فردی که با تو در حال گفتوگوست. این مهارت کمک میکند پیام او را درک کنید، اطلاعاتی که میدهد را دریافت کنید و پس از فکر کردن، سنجیده پاسخ دهید.
2⃣ مهارتهای ارتباطی
اینها مهارتهایی هستند که موقع ارائه و دریافت اطلاعات مختلف، استفاده میکنید، مثلا موقع تبادل ایده، بیان احساسات یا توضیح شرایط. مانند گوش دادن، صحبت کردن، مشاهده و همدلی.
3⃣ مهارتهای کامپیوتری
این یعنی توانایی یادگیری و اجرای تکنولوژیهای مختلف. مهارتهای سختافزاری به شما کمک میکنند از کامپیوتر استفاده کنید. مهارتهای نرمافزاری هم به شما کمک میکنند از برنامهها و اپلیکیشنها به شکلی موثر استفاده کنید. کارفرماها بعضی از مهارتهای نرمافزاری را پیشنیاز استخدام میدانند، مثل ورد و اکسل.
4⃣ مهارتهای خدمات مشتری
یعنی ویژگیها و روشهایی که کمک میکنند به نیازهای مشتری رسیدگی کنید تا تجربه مثبتی برایش ایجاد شود. به طور کلی، این مهارتها به شدت وابسته به حل مشکل و ارتباطگیری هستند. خدمات مشتری معمولا یک مهارت نرم تلقی میشود.
5⃣ مهارتهای میانفردی
این مهارتها، ویژگیهای شخصیتی هستند که هنگام تعامل با دیگران به آنها تکیه میکنید و میتوانند در طیف وسیعی از شرایط و سناریوها به کمک تو بیایند. توسعه این مهارتها از لازمههای همکاری موثر با دیگران، حل مشکلات و رهبری پروژهها و تیمهاست.
6⃣ مهارتهای رهبری سازمان
این مهارتها به سرپرستان این امکان را میدهند که گروهها را برای نیل به یک هدف مشترک، سازماندهی کنند. مهارتهای رهبری کمک میکنند در دیگران انگیزه ایجاد کنید تا کارها را به اتمام برسانند و طبق برنامهریزیها و مهلتها، به اهداف تعیینشده برسند.
8⃣ مهارتهای مدیریتی
این مهارتها ویژگیهایی هستند که کمک میکنند هم کارها و هم افراد را مدیریت کنید. یک مدیر خوب، منظم و اهل برنامهریزی و دلسوز است و برای حمایت از تیمها یا پروژهها، ارتباطات شفاف را فراموش نمیکند. مدیران باید هم مهارتهای نرم را بلد باشند و هم یکسری مهارتهای مربوط به حوزه کاری خودشان را.
8⃣ مهارتهای حل مساله
این مهارتها به شما کمک میکنند ریشه مشکل را پیدا و فورا یک راهحل موثر برای همه طرفین پیدا کنید. حل موثر مساله، ممکن است نیازمند مهارتهای فنی خاصی در حوزه کاریتان نیز باشد.
9⃣ مهارتهای مدیریت زمان
این مهارتها کمک میکنند وظایف و پروژهها را قبل از اتمام مهلت انجام دهید و همزمان، میان کار و زندگیتان بالانس برقرار کنید.
🔟 مهارتهای قابل انتقال
اینها مهارتهایی هستند که به درد هر کارفرمایی میخورند و اگر شغل یا حتی مسیر حرفهایتان را تغییر دهید، باز هم به کارتان میآیند. این مهارتها معمولا نرم هستند، مثل انعطافپذیری، سازماندهی و کار تیمی. مهارتهای قابل انتقال کمک میکنند هنگام درخواست برای یک شغل جدید، بهخصوص در یک حوزه کاری متفاوت، از تجربیات قبلیتان به نفع خود استفاده کنید.
◀️ کارفرماها معمولا دنبال کارجویی هستند که ترکیب مناسبی از هر دو گروه مهارتها را داشته باشد؛ یعنی هم مهارتهای نرم و هم سخت. در بسیاری از موارد، مهارتهای نرم به شما کمک میکنند مهارتهای سخت خودتان را ارتقا دهید.
منبع: Indeed
کانال آموزه های سازمانی
✅ بخش مهارتها در رزومه به کارفرماها نشان میدهد که کارجو تواناییهای لازم برای موفقیت در شغل مربوطه را دارد یا خیر. معمولا کارفرماها به این بخش توجه ویژهای دارند. پس از بررسی مهارتها مشخص میشود که آیا به مرحله بعدی استخدام راه پیدا میکند یا نه.
🔸مهارتها به دو گروه مهارتهای سخت و نرم تقسیم میشوند. مهارتهای سخت، همان تواناییهای فنی هستند که کمک میکنند وظایف شغل مربوطه را انجام دهید. آنها معمولا از طریق دورههای آموزشی، دانشگاهی و تجربه به دست میآیند. مثل مدیریت پروژه و کدنویسی.
مهارتهای نرم، مهارتهای ارتباطی- انسانیاند. آنها فنی نیستند و مربوط به «نحوه» کار کردن هستند. یادگیریشان سخت است چون معمولا جزو ویژگیهای شخصیتی هستند. از جمله این مهارتها میتوان به خلاقیت، کار گروهی، مدیریت زمان، انعطافپذیری، توانایی حل اختلاف و مشکلات اشاره کرد.
در اینجا به ۱۰ گروه از مهارتهایی را که میتوانید در رزومه بگنجانید اشاره میشود:
1⃣ گوش دادن فعال
این یعنی توانایی تمرکز کامل روی فردی که با تو در حال گفتوگوست. این مهارت کمک میکند پیام او را درک کنید، اطلاعاتی که میدهد را دریافت کنید و پس از فکر کردن، سنجیده پاسخ دهید.
2⃣ مهارتهای ارتباطی
اینها مهارتهایی هستند که موقع ارائه و دریافت اطلاعات مختلف، استفاده میکنید، مثلا موقع تبادل ایده، بیان احساسات یا توضیح شرایط. مانند گوش دادن، صحبت کردن، مشاهده و همدلی.
3⃣ مهارتهای کامپیوتری
این یعنی توانایی یادگیری و اجرای تکنولوژیهای مختلف. مهارتهای سختافزاری به شما کمک میکنند از کامپیوتر استفاده کنید. مهارتهای نرمافزاری هم به شما کمک میکنند از برنامهها و اپلیکیشنها به شکلی موثر استفاده کنید. کارفرماها بعضی از مهارتهای نرمافزاری را پیشنیاز استخدام میدانند، مثل ورد و اکسل.
4⃣ مهارتهای خدمات مشتری
یعنی ویژگیها و روشهایی که کمک میکنند به نیازهای مشتری رسیدگی کنید تا تجربه مثبتی برایش ایجاد شود. به طور کلی، این مهارتها به شدت وابسته به حل مشکل و ارتباطگیری هستند. خدمات مشتری معمولا یک مهارت نرم تلقی میشود.
5⃣ مهارتهای میانفردی
این مهارتها، ویژگیهای شخصیتی هستند که هنگام تعامل با دیگران به آنها تکیه میکنید و میتوانند در طیف وسیعی از شرایط و سناریوها به کمک تو بیایند. توسعه این مهارتها از لازمههای همکاری موثر با دیگران، حل مشکلات و رهبری پروژهها و تیمهاست.
6⃣ مهارتهای رهبری سازمان
این مهارتها به سرپرستان این امکان را میدهند که گروهها را برای نیل به یک هدف مشترک، سازماندهی کنند. مهارتهای رهبری کمک میکنند در دیگران انگیزه ایجاد کنید تا کارها را به اتمام برسانند و طبق برنامهریزیها و مهلتها، به اهداف تعیینشده برسند.
8⃣ مهارتهای مدیریتی
این مهارتها ویژگیهایی هستند که کمک میکنند هم کارها و هم افراد را مدیریت کنید. یک مدیر خوب، منظم و اهل برنامهریزی و دلسوز است و برای حمایت از تیمها یا پروژهها، ارتباطات شفاف را فراموش نمیکند. مدیران باید هم مهارتهای نرم را بلد باشند و هم یکسری مهارتهای مربوط به حوزه کاری خودشان را.
8⃣ مهارتهای حل مساله
این مهارتها به شما کمک میکنند ریشه مشکل را پیدا و فورا یک راهحل موثر برای همه طرفین پیدا کنید. حل موثر مساله، ممکن است نیازمند مهارتهای فنی خاصی در حوزه کاریتان نیز باشد.
9⃣ مهارتهای مدیریت زمان
این مهارتها کمک میکنند وظایف و پروژهها را قبل از اتمام مهلت انجام دهید و همزمان، میان کار و زندگیتان بالانس برقرار کنید.
🔟 مهارتهای قابل انتقال
اینها مهارتهایی هستند که به درد هر کارفرمایی میخورند و اگر شغل یا حتی مسیر حرفهایتان را تغییر دهید، باز هم به کارتان میآیند. این مهارتها معمولا نرم هستند، مثل انعطافپذیری، سازماندهی و کار تیمی. مهارتهای قابل انتقال کمک میکنند هنگام درخواست برای یک شغل جدید، بهخصوص در یک حوزه کاری متفاوت، از تجربیات قبلیتان به نفع خود استفاده کنید.
◀️ کارفرماها معمولا دنبال کارجویی هستند که ترکیب مناسبی از هر دو گروه مهارتها را داشته باشد؛ یعنی هم مهارتهای نرم و هم سخت. در بسیاری از موارد، مهارتهای نرم به شما کمک میکنند مهارتهای سخت خودتان را ارتقا دهید.
منبع: Indeed
کانال آموزه های سازمانی
👍1
✳️ ارتقای رشد اقتصادی جهان
✅ سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۰۲۳ را به سه درصد افزایش داد.
🔹به گزارش ایسنا به نقل از بیزنس، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه پیشبینیهای خود برای رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۳ را ارتقا داد و این نرخ سه درصد تعیین شد با این حال، انتظار میرود تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال آینده به ۲.۷ درصد کاهش یابد.
🔹نرخ رشد اقتصادی در ایالاتمتحده به ۲.۲ درصد برای سال جاری و به ۱.۳ درصد در سال ۲۰۲۴ بازنگری شد.
🔹در مقابل، بر اساس گزارشها، انتظار میرود منطقه یورو رشد تولید ناخالص داخلی ۰.۶ درصد در سال ۲۰۲۳ و ۱.۱ درصد در سال ۲۰۲۴ داشته باشد.
🔹پیشبینیهای سازمان نشان میدهد که اقتصاد چین در سال ۲۰۲۳ به میزان ۵.۱ درصد و در سال بعد ۴.۶ درصد رشد کند که نشاندهنده کاهش اندکی نسبت به پیشبینی قبلی است.
🔹سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در این گزارش توضیح داد: «تاثیر سیاستهای پولی سختتر بهطور فزایندهای قابل مشاهده است، اعتماد کسبوکار و مصرفکننده کاهش یافته و بازگشت مجدد در چین کمرنگ شده است».
✅ سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۰۲۳ را به سه درصد افزایش داد.
🔹به گزارش ایسنا به نقل از بیزنس، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه پیشبینیهای خود برای رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۳ را ارتقا داد و این نرخ سه درصد تعیین شد با این حال، انتظار میرود تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال آینده به ۲.۷ درصد کاهش یابد.
🔹نرخ رشد اقتصادی در ایالاتمتحده به ۲.۲ درصد برای سال جاری و به ۱.۳ درصد در سال ۲۰۲۴ بازنگری شد.
🔹در مقابل، بر اساس گزارشها، انتظار میرود منطقه یورو رشد تولید ناخالص داخلی ۰.۶ درصد در سال ۲۰۲۳ و ۱.۱ درصد در سال ۲۰۲۴ داشته باشد.
🔹پیشبینیهای سازمان نشان میدهد که اقتصاد چین در سال ۲۰۲۳ به میزان ۵.۱ درصد و در سال بعد ۴.۶ درصد رشد کند که نشاندهنده کاهش اندکی نسبت به پیشبینی قبلی است.
🔹سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در این گزارش توضیح داد: «تاثیر سیاستهای پولی سختتر بهطور فزایندهای قابل مشاهده است، اعتماد کسبوکار و مصرفکننده کاهش یافته و بازگشت مجدد در چین کمرنگ شده است».
نود دقیقه با پیتر دراکر.pdf
5.4 MB
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download Acrobat Reader for mobile: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
✴️ جامعه ای مبتلا به سندروم اردک🦆
✅ فرد مبتلا به سندروم اردک را به طور خلاصه می توان اینگونه معرفی نمود:
از بیرون فردی شاد و بی نقص اما از درون کاملا ویران و پر از نگرانی و تشویش مانند اردکی شناور روی برکه ای زیبا که از دید ما کاملا بی حرکت و آرام به نظر می رسد
اما پاهایش در زیر آب به سختی در تلاش اند تا روی آب شناور بماند
افراد مبتلا به سندروم اردک را می توان در بین به اصطلاح روشنفکران توییتر،
بلاگرهای اینستاگرام
و خوشبخت های فضای مجازی یافت
که اغلب سعی در ارائه تصویری بی نقص و آرام از زندگی خود دارند اما در واقع دچار مشکلات زیادی در زندگی هستند و یا حداقل برای ارائه این تصویر مانند اردکی که مثال زدیم رنج و سختی زیادی را تحمل می کنند اما هیچگاه مشکلات خود را آشکار نمی کنند.
به دلیل آنکه فرد مبتلا به سندروم اردک تصویری به دور از واقعیت های دنیا به نمایش می گذارد و به دلیل قیاس های پی در پی افراد دیگر با آن مدل زندگی باعث آسیب های زیادی به سلامت روان جامعه و دروازه ورود به بیماری هایی چون
افسردگی و اضطراب حاد می شود.
✅ فرد مبتلا به سندروم اردک را به طور خلاصه می توان اینگونه معرفی نمود:
از بیرون فردی شاد و بی نقص اما از درون کاملا ویران و پر از نگرانی و تشویش مانند اردکی شناور روی برکه ای زیبا که از دید ما کاملا بی حرکت و آرام به نظر می رسد
اما پاهایش در زیر آب به سختی در تلاش اند تا روی آب شناور بماند
افراد مبتلا به سندروم اردک را می توان در بین به اصطلاح روشنفکران توییتر،
بلاگرهای اینستاگرام
و خوشبخت های فضای مجازی یافت
که اغلب سعی در ارائه تصویری بی نقص و آرام از زندگی خود دارند اما در واقع دچار مشکلات زیادی در زندگی هستند و یا حداقل برای ارائه این تصویر مانند اردکی که مثال زدیم رنج و سختی زیادی را تحمل می کنند اما هیچگاه مشکلات خود را آشکار نمی کنند.
به دلیل آنکه فرد مبتلا به سندروم اردک تصویری به دور از واقعیت های دنیا به نمایش می گذارد و به دلیل قیاس های پی در پی افراد دیگر با آن مدل زندگی باعث آسیب های زیادی به سلامت روان جامعه و دروازه ورود به بیماری هایی چون
افسردگی و اضطراب حاد می شود.
✳️ وفاداری واقعی مشتری
✅ سایمون سینک در کتاب معروف خود به نام «با چرا شروع کنید» مینویسد:
❌اشتباهی که خیلی از شرکتها مرتکب میشوند این است که وفاداری را با تکرار خرید اشتباه میگیرند
👈وفاداری یعنی مشتری در هر حالی، حتی اگر پیشنهاد خوبی از رقبا دریافت کند، باز هم ترجیح بدهد از ما خرید کند. اما تکرار خرید یعنی مشتری تا زمانی از ما خرید میکند که از نظر مالی به نفع او است و از رقبا، پیشنهاد بهتری دریافت نکرده است
👈از سوی دیگر، وفاداری واقعی یعنی مشتری وقتی شرکتمان در شرایط نابسامانی قرار دارد هم نه تنها ما را رها نکند، بلکه کاری کند ما از وضعیت بدی که در آن گیر کردهایم، بیرون بیاییم
👈برای مثال، پس از حوادث 11 سپتامبر، برخی مشتریان به نشانه ابراز حمایت خود، چکهایی به شرکت هواپیمایی Southwest Airlines فرستادند تا شرکت را از ورشکستگی نجات دهند
یکی از مشتریان که یک چک هزار دلاری فرستاده بود، همراه چک این یادداشت را هم برای شرکت ارسال کرده بود: «طی این چند سال خیلی به من خوبی کردید، خواستم توی این شرایط سخت، با کمکی ناچیز، ازتون تشکر کنم»
این چکها در ظاهر تاثیر چندانی روی وضعیت مالی Southwest Airlines نمیگذاشتند اما در باطن چندین میلیارد دلار سود برای شرکت به دنبال داشتند چون نشان میدادند شرکت چه مشتریان وفاداری دارد و این وفاداری بدون شک روی ارزش مالی برند سَوت وِست تاثیر میگذارد
👈نکته بسیار مهم دیگر این که از یادداشت همراه چک هزار دلاری متوجه میشویم، وقتی میتوانیم مشتریانی وفادار داشته باشیم که به وعدههای برندمان در هر حالی عمل کنیم نه این که بگوییم اگر به این وعده عمل کنیم، سودمان کم میشود.
✅ سایمون سینک در کتاب معروف خود به نام «با چرا شروع کنید» مینویسد:
❌اشتباهی که خیلی از شرکتها مرتکب میشوند این است که وفاداری را با تکرار خرید اشتباه میگیرند
👈وفاداری یعنی مشتری در هر حالی، حتی اگر پیشنهاد خوبی از رقبا دریافت کند، باز هم ترجیح بدهد از ما خرید کند. اما تکرار خرید یعنی مشتری تا زمانی از ما خرید میکند که از نظر مالی به نفع او است و از رقبا، پیشنهاد بهتری دریافت نکرده است
👈از سوی دیگر، وفاداری واقعی یعنی مشتری وقتی شرکتمان در شرایط نابسامانی قرار دارد هم نه تنها ما را رها نکند، بلکه کاری کند ما از وضعیت بدی که در آن گیر کردهایم، بیرون بیاییم
👈برای مثال، پس از حوادث 11 سپتامبر، برخی مشتریان به نشانه ابراز حمایت خود، چکهایی به شرکت هواپیمایی Southwest Airlines فرستادند تا شرکت را از ورشکستگی نجات دهند
یکی از مشتریان که یک چک هزار دلاری فرستاده بود، همراه چک این یادداشت را هم برای شرکت ارسال کرده بود: «طی این چند سال خیلی به من خوبی کردید، خواستم توی این شرایط سخت، با کمکی ناچیز، ازتون تشکر کنم»
این چکها در ظاهر تاثیر چندانی روی وضعیت مالی Southwest Airlines نمیگذاشتند اما در باطن چندین میلیارد دلار سود برای شرکت به دنبال داشتند چون نشان میدادند شرکت چه مشتریان وفاداری دارد و این وفاداری بدون شک روی ارزش مالی برند سَوت وِست تاثیر میگذارد
👈نکته بسیار مهم دیگر این که از یادداشت همراه چک هزار دلاری متوجه میشویم، وقتی میتوانیم مشتریانی وفادار داشته باشیم که به وعدههای برندمان در هر حالی عمل کنیم نه این که بگوییم اگر به این وعده عمل کنیم، سودمان کم میشود.
✳️ شرکتی برای تمام نسلها!
✅ شرکت "بای رایت مارکت" که یک شرکت تولیدکننده موادغذایی در سانفرانسیسکو است از بسیاری جهات شرکت منحصر بهفردی به حساب میآید.
🟢 این شرکت علاوه بر اینکه به کارکنانش حتی کارکنان پارهوقتش حقوق خوبی میدهد و پوشش بیمهای کاملی برای همه آنها فراهم میکند، این امکان را به کارکنان خود میدهد تا بهعنوان کارمندان مادامالعمر شرکت در آنجا فعالیت کنند.
🔵 این به آن معناست که آنها میتوانند بلافاصله پس از بازنشستگی خود یا هر زمانی که خودشان صلاح بدانند یکی از فرزندانشان که دارای صلاحیتها و تواناییهای لازم باشد را به جای خود وارد شرکت کنند.
🟤 در بای رایت مارکت تمهیداتی اندیشیده شده تا حقوق و مزایایی که در ابتدای ورود فرزندان کارمندان مادامالعمر به آنها پرداخت میشود برابر باشد با آخرین حقوق و مزایایی که پدران یا مادرانشان از شرکت دریافت میکردند که این گزینه برای جلب نظر افراد جوانی که میخواهند به تازگی وارد شرکت شوند بسیار عالی بهنظر میرسد؛ چرا که پرداختی اولیه به آنها در ابتدای ورودشان به شرکت برابر است با پرداختی به کارکنان با تجربه و کارکشته.
🟡 البته فرزندانی که بخواهند به جای پدران یا مادرانشان وارد شرکت شوند باید از سالها قبل با شرکت در ارتباط باشند و مثلا دوران تعطیلات تابستانی مدارس یا دانشگاه خود را در شرکت سپری کنند و در دورههای آموزشی یا اردوهای آشنایی با شرکت حضور فعال داشته باشند تا بتوانند ضمن مهارتآموزی، مقدمات حضور خود در شرکت را بهعنوان نیروی کار فراهم سازند.
⚫ در نتیجهی حاکم بودن چنین فرهنگی در شرکت بای رایت مارکت طی سالیان اخیر، ما شاهد حضور چند نسل از یک خانواده در شرکت هستیم که مزایای بسیاری برای کارکنان و خود شرکت داشته است بهطوریکه تا حد زیادی از هزینههای آموزش و آمادهسازی نیروهای تازه وارد به شرکت کاسته شده و ورود این کارکنان به شرکت با کمترین چالش و مشکلی صورت میپذیرد.
🟣 در واقع شعار «شرکتی برای تمام نسلها» در شرکت بایرایت مارکت کاملا مصداق پیدا میکند و تمام کارکنان شرکت و اعضای خانوادهشان نزدیکی زیادی با شرکت احساس میکنند که بخش عمدهای از این احساس نزدیکی ناشی از کمکهایی است که شرکت به شکلهای مختلف به کارکنانش بهویژه در شرایط اضطراری میکند و بخشی از فرهنگ سازمانی شرکت با محوریت «کمک به کارکنان» محسوب میشود.
⚪ بهعنوان مثال چند سال پیش هنگامی که یکی از کارکنان شرکت بهخاطر تصادف شدید دچار شکستگی از ناحیه پا شد مدیران شرکت تصمیم گرفتند تا به خرج شرکت ترتیبی دهند که او و خانوادهاش از آپارتمانشان در طبقه سوم به آپارتمانی دیگر در طبقه همکف نقل مکان کند تا رفت و آمد برای او راحتتر شود./راهنامه مدیر
✅ شرکت "بای رایت مارکت" که یک شرکت تولیدکننده موادغذایی در سانفرانسیسکو است از بسیاری جهات شرکت منحصر بهفردی به حساب میآید.
🟢 این شرکت علاوه بر اینکه به کارکنانش حتی کارکنان پارهوقتش حقوق خوبی میدهد و پوشش بیمهای کاملی برای همه آنها فراهم میکند، این امکان را به کارکنان خود میدهد تا بهعنوان کارمندان مادامالعمر شرکت در آنجا فعالیت کنند.
🔵 این به آن معناست که آنها میتوانند بلافاصله پس از بازنشستگی خود یا هر زمانی که خودشان صلاح بدانند یکی از فرزندانشان که دارای صلاحیتها و تواناییهای لازم باشد را به جای خود وارد شرکت کنند.
🟤 در بای رایت مارکت تمهیداتی اندیشیده شده تا حقوق و مزایایی که در ابتدای ورود فرزندان کارمندان مادامالعمر به آنها پرداخت میشود برابر باشد با آخرین حقوق و مزایایی که پدران یا مادرانشان از شرکت دریافت میکردند که این گزینه برای جلب نظر افراد جوانی که میخواهند به تازگی وارد شرکت شوند بسیار عالی بهنظر میرسد؛ چرا که پرداختی اولیه به آنها در ابتدای ورودشان به شرکت برابر است با پرداختی به کارکنان با تجربه و کارکشته.
🟡 البته فرزندانی که بخواهند به جای پدران یا مادرانشان وارد شرکت شوند باید از سالها قبل با شرکت در ارتباط باشند و مثلا دوران تعطیلات تابستانی مدارس یا دانشگاه خود را در شرکت سپری کنند و در دورههای آموزشی یا اردوهای آشنایی با شرکت حضور فعال داشته باشند تا بتوانند ضمن مهارتآموزی، مقدمات حضور خود در شرکت را بهعنوان نیروی کار فراهم سازند.
⚫ در نتیجهی حاکم بودن چنین فرهنگی در شرکت بای رایت مارکت طی سالیان اخیر، ما شاهد حضور چند نسل از یک خانواده در شرکت هستیم که مزایای بسیاری برای کارکنان و خود شرکت داشته است بهطوریکه تا حد زیادی از هزینههای آموزش و آمادهسازی نیروهای تازه وارد به شرکت کاسته شده و ورود این کارکنان به شرکت با کمترین چالش و مشکلی صورت میپذیرد.
🟣 در واقع شعار «شرکتی برای تمام نسلها» در شرکت بایرایت مارکت کاملا مصداق پیدا میکند و تمام کارکنان شرکت و اعضای خانوادهشان نزدیکی زیادی با شرکت احساس میکنند که بخش عمدهای از این احساس نزدیکی ناشی از کمکهایی است که شرکت به شکلهای مختلف به کارکنانش بهویژه در شرایط اضطراری میکند و بخشی از فرهنگ سازمانی شرکت با محوریت «کمک به کارکنان» محسوب میشود.
⚪ بهعنوان مثال چند سال پیش هنگامی که یکی از کارکنان شرکت بهخاطر تصادف شدید دچار شکستگی از ناحیه پا شد مدیران شرکت تصمیم گرفتند تا به خرج شرکت ترتیبی دهند که او و خانوادهاش از آپارتمانشان در طبقه سوم به آپارتمانی دیگر در طبقه همکف نقل مکان کند تا رفت و آمد برای او راحتتر شود./راهنامه مدیر
👍1
✳️ بلند پروازی کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تغییر چهره منطقه خاورمیانه و حتی جهان است. این کشورها به دنبال صدور الگوی خود به جهان هستند اما این منطقه با خطرات بزرگی مواجه است. نشریه اکونومیست در تازه ترین شماره خود به بررسی وضعیت منطقه خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخته و نوشته است : اگر تصور می کنید که خاورمیانه دچار رکود ،است باید در افکارتان تجدید نظر کنید با توجه به افزایش قیمت نفت برنت به بیش از ۹۰ دلار هم اکنون کشورهای حاشیه خلیج فارس در زمره ثروتمندترین اقتصادهای جهان به شمار می روند این اقتصادها مشغول سرمایه گذاری ثروت ۳٫۵ تریلیون دلاری سوخت های فسیلی در همه جا از مدل های هوش مصنوعی خانگی و احداث شهرهای پیشرفته در بیابان گرفته تا پر کردن صندوق های ثروت بزرگ در سراسر جهان هستند که چشم بازارهای سرمایه دنیا را خیره کرده است و آنها به دنبال سهمی از آن هستند با ورود این سرمایه ها و استفاده از ابزار دیپلماسی بین دشمنان قدیمی فضای آشوب و بی نظمی به سمت آرامش در حال حرکت است.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement