✳️ این چهار عکس عجیب در کنار هم کریدورهای ترانزیتی دنیا پیرامون ایران را به زیبایی به تصویر کشیده است - این حد از رقابت در این منطقه شگفت انگیز است👆
چهار کریدور جدید تعریف و دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری شده است و حداکثر تا دو سال آینده به بهره برداری میرسند.
کریدور چین به اروپا از طریق خزر در شمال ایران( عکس شماره ۱)
کریدور هند به اروپا در جنوب ایران ( عکس شماره ۲)
کریدور آسیا به اروپا از طرق فاو عراق به ترکیه در غرب ایران ( عکس شماره ۳)
کریدور بندر گوار پاکستان به چین در شرق ایران ( عکس شماره ۴)
توطئه ای در ارتباط با اینکه ایران در هیچیک از این کریدورها حضور ندارد در کار نیست !
هیچ عقل سلیمی حاضر نیست کالایش را از سرزمینی که تحریم است عبور دهد
فقط همین !
چهار کریدور جدید تعریف و دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری شده است و حداکثر تا دو سال آینده به بهره برداری میرسند.
کریدور چین به اروپا از طریق خزر در شمال ایران( عکس شماره ۱)
کریدور هند به اروپا در جنوب ایران ( عکس شماره ۲)
کریدور آسیا به اروپا از طرق فاو عراق به ترکیه در غرب ایران ( عکس شماره ۳)
کریدور بندر گوار پاکستان به چین در شرق ایران ( عکس شماره ۴)
توطئه ای در ارتباط با اینکه ایران در هیچیک از این کریدورها حضور ندارد در کار نیست !
هیچ عقل سلیمی حاضر نیست کالایش را از سرزمینی که تحریم است عبور دهد
فقط همین !
✳️ چگونه با فرهنگ پرکاریِ مخرب مبارزه کنیم؟
✅ بسیاری از افراد مشغلهی بیش از حد را یک ارزش میدانند، فرهنگ ساعات کاری طولانی را میستایند، جلسات پر تعداد و بیش از حد طولانی و چندمشغلهای مزمن را یک دلیل برای اعتبار خود قلمداد میکنند. اما وسواس ما برای مشغول ماندن، یک طرز فکر نادرست است - و در واقع میتواند به بهای قربانی شدن بهرهوریمان تمام شود. نشریه هاروارد بیزنس ریویو نحوه معکوس کردن این روند مخرب را آورده است:
🔹باید برای خروجی و نتیجه، پاداش قائل شد نه برای فعالیت. در محیطهای کاری باید کارکنانی شناسایی شوند که کارآمد هستند و کار با بالاترین کیفیت را تولید میکنند - نه فقط آنهایی که بیشترین ساعات را ثبت میکنند.
🔸کارهای کم ارزش را حذف کنید و کار عمیق را بیشتر کنید. یک ممیزی انجام دهید تا مشخص شود چقدر در هفته برای کارهای کمعمق و سطحی وقت صرف میکنید در مقابل زمانی که عمیقاً روی کارهای با ارزش متمرکز میشوید، چقدر است. اگر نتایج، کارهای کمارزش را بیشتر نشان میدهد، باید کارهای پردردسری را که مانع بهرهوری واقعی میشود، از اولویت بردارید، محول یا حذف کنید.
🔹به افراد کمک کنید در کار مقوله ساعت را فراموش کنند. اگر میخواهید افراد واقعاً پیشرفت کنند، باید زمانی را به ذهن آنها اختصاص دهید. آنها را تشویق کنید که زودتر کارشان را تمام کنند تا وقت بیشتری برایشان باقی بماند، آخر هفته ها کمتر کار کنند و در واقع از زمان تعطیلات اختصاص داده شده خود استفاده کنند.
🔸رفتار درست الگوسازی شود. جسورترین رهبران کسانی نیستند که نیمه شبها کار میکنند. بلکه کسانی هستند که با یک درنگ هنجارهای درست را تعیین میکنند. وقتی نشان میدهید که مشغله کاری شما پیشنیاز موفقیت نیست، احتمال بیشتری وجود دارد که دیگران هم از آن پیروی کنند./ راهنامه مدیر
✅ بسیاری از افراد مشغلهی بیش از حد را یک ارزش میدانند، فرهنگ ساعات کاری طولانی را میستایند، جلسات پر تعداد و بیش از حد طولانی و چندمشغلهای مزمن را یک دلیل برای اعتبار خود قلمداد میکنند. اما وسواس ما برای مشغول ماندن، یک طرز فکر نادرست است - و در واقع میتواند به بهای قربانی شدن بهرهوریمان تمام شود. نشریه هاروارد بیزنس ریویو نحوه معکوس کردن این روند مخرب را آورده است:
🔹باید برای خروجی و نتیجه، پاداش قائل شد نه برای فعالیت. در محیطهای کاری باید کارکنانی شناسایی شوند که کارآمد هستند و کار با بالاترین کیفیت را تولید میکنند - نه فقط آنهایی که بیشترین ساعات را ثبت میکنند.
🔸کارهای کم ارزش را حذف کنید و کار عمیق را بیشتر کنید. یک ممیزی انجام دهید تا مشخص شود چقدر در هفته برای کارهای کمعمق و سطحی وقت صرف میکنید در مقابل زمانی که عمیقاً روی کارهای با ارزش متمرکز میشوید، چقدر است. اگر نتایج، کارهای کمارزش را بیشتر نشان میدهد، باید کارهای پردردسری را که مانع بهرهوری واقعی میشود، از اولویت بردارید، محول یا حذف کنید.
🔹به افراد کمک کنید در کار مقوله ساعت را فراموش کنند. اگر میخواهید افراد واقعاً پیشرفت کنند، باید زمانی را به ذهن آنها اختصاص دهید. آنها را تشویق کنید که زودتر کارشان را تمام کنند تا وقت بیشتری برایشان باقی بماند، آخر هفته ها کمتر کار کنند و در واقع از زمان تعطیلات اختصاص داده شده خود استفاده کنند.
🔸رفتار درست الگوسازی شود. جسورترین رهبران کسانی نیستند که نیمه شبها کار میکنند. بلکه کسانی هستند که با یک درنگ هنجارهای درست را تعیین میکنند. وقتی نشان میدهید که مشغله کاری شما پیشنیاز موفقیت نیست، احتمال بیشتری وجود دارد که دیگران هم از آن پیروی کنند./ راهنامه مدیر
✳️ سخنرانی امیر قطر در سازمان ملل راباید چند مرتبه گوش کرد زیرا:
✅ عناوین مهم آن به اختصار به شرح زیر است:
شروع کلام تاکید برعصر نوآوری بویژه نو آوری پزشکی و زیست محیطی و آینده با پدیده هوش مصنوعی
تسلیت و ابراز همدری با مردم لیبی و سودان و نيجر
دعوت از سران برای شرکت در نمایشگاه صنایع غذایی و کشاورزی در ماه آیندهدر قطر
دعوت از سران برای شرکت در نمایشگاه وب یا تکنولوزی۲۰۲۴ قطر
تاکید بر خردورزی نوع آوری صلح و تعامل در جهان و پیشگام بودن و آمادگی قطر در صرف وقت و هزینه برای آن
گلایه مندی از ابر قدرت ها برای ایجاد تفرقه و جنگ در خاورمیانه برای منافع خود در فلسطین سوریه یمن
گلایه از طالبان برای عمل نکردن به تعهداتش
آپارتاید خواندن رژیم غاصب صهیونیستی در نهایت ادب
تاکید بر توسعه پایدار و ابراز سرمایه گذاری به روی انرژی های تجدید پذیر اعلیرغم داشتن منابع عظیم گاز
استقبال از تنش زدایی در منطقه
هشدار هوشمندانه به مسلمانان جهان
در قبال حرکت احمقانه آتش زدن قرآن که در تله بی دینان و اسلام هراسی نیفتند
انتقاد از سران اروپا بخاطر توهین به قرآن کریم با بهانه واهی آزادی افکار
تاکید بر تمامیت ارضی اوکراین و ترغیب طرفین به صلح
اعلام اولویت سرمایه گذاری برای برندینگ و شکوفایی قطر در برنامه ریزی های مدون ده ساله
تاثیر برگزاری جام جهانی بعنوان پل تمدنی میان شرق و غرب و تکرار رویداد های مشابه در قطر
هوشمند و با استعداد خواندن مردم خاور میانه و اجتناب از التهاب در آنجا توسط ابر قدرت ها بخاطر منافع غارت منابع
✅ عناوین مهم آن به اختصار به شرح زیر است:
شروع کلام تاکید برعصر نوآوری بویژه نو آوری پزشکی و زیست محیطی و آینده با پدیده هوش مصنوعی
تسلیت و ابراز همدری با مردم لیبی و سودان و نيجر
دعوت از سران برای شرکت در نمایشگاه صنایع غذایی و کشاورزی در ماه آیندهدر قطر
دعوت از سران برای شرکت در نمایشگاه وب یا تکنولوزی۲۰۲۴ قطر
تاکید بر خردورزی نوع آوری صلح و تعامل در جهان و پیشگام بودن و آمادگی قطر در صرف وقت و هزینه برای آن
گلایه مندی از ابر قدرت ها برای ایجاد تفرقه و جنگ در خاورمیانه برای منافع خود در فلسطین سوریه یمن
گلایه از طالبان برای عمل نکردن به تعهداتش
آپارتاید خواندن رژیم غاصب صهیونیستی در نهایت ادب
تاکید بر توسعه پایدار و ابراز سرمایه گذاری به روی انرژی های تجدید پذیر اعلیرغم داشتن منابع عظیم گاز
استقبال از تنش زدایی در منطقه
هشدار هوشمندانه به مسلمانان جهان
در قبال حرکت احمقانه آتش زدن قرآن که در تله بی دینان و اسلام هراسی نیفتند
انتقاد از سران اروپا بخاطر توهین به قرآن کریم با بهانه واهی آزادی افکار
تاکید بر تمامیت ارضی اوکراین و ترغیب طرفین به صلح
اعلام اولویت سرمایه گذاری برای برندینگ و شکوفایی قطر در برنامه ریزی های مدون ده ساله
تاثیر برگزاری جام جهانی بعنوان پل تمدنی میان شرق و غرب و تکرار رویداد های مشابه در قطر
هوشمند و با استعداد خواندن مردم خاور میانه و اجتناب از التهاب در آنجا توسط ابر قدرت ها بخاطر منافع غارت منابع
✳️ ۱۰ خطای شناختی مسبب روحیات منفی
✅ اغلب کسانی که این خطاهای شناختی را مطالعه نموده اند معتقدند که این معلومات زندگیشان را متحول کرده است.
با این حال توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و بجا هستند تشخیص افکار سالم از ناسالم و اینکه چگونه با موقعیت های به راستی منفی بر خورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه، رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد.
1️⃣ تفکر هیچ یا همه چیز
همه چیز راسفید و در غیر اینصورت سیاه می بینید، به نظر شما هر چیزی کمتر از کامل، شکست تلقی می شود.
2️⃣ تعمیم مبالغه آمیز
هر حادثه منفی و شکستی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا باکلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کنید. (من همیشه بدشانسم) و...
3️⃣ فیلتر ذهنی
تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید. به جزئی از حادثه منفی توجه دارید و بقیه را فراموش می کنید. شبیه چکیدن قطره جوهر که کل بشکه آبی را کدر می کند.
4️⃣ بی توجهی به امر مثبت
با بی ارزش شمردن تجربه ها و کارهای خوب خود، اصراربر مهم نبودن آنهادارید. کارهای خوب خود را بی اهمیت میخوانید و می گویید هرکسی میتواند این کار را انجام دهد.
5️⃣ نتیجه گیری شتابزده
بی آنکه زمینه و دلیل محکمی وجود داشته باشد، شتابزده نتیجه گیری می کنید .(فلانی با من برخورد بدی خواهد داشت)(آبرویم خواهد رفت)(از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد).
6️⃣ درشت نمایی
از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست بر آورد می کنید.
7️⃣ استدلال احساسی
فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده واقعیت هاست. (ازسوارشدن درهواپیما وحشت دارم، حتما پرواز با هواپیما بسیار خطر ناک است).
8️⃣ باید ها
انتظاردارید که اوضاع آنطورکه شما میخواهید و انتظار دارید، باشد. باید ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را عمل کنند.
9️⃣ بر چسب زدن
به جای اینکه بگویید اشتباه کردم به خود برچسب منفی می زنیدو می گویید من بازنده هستم. این بر چسب ها (احمق، شکست خورده، بازنده و...) منجر به خشم اضطراب و دلسردی وکمی عزت نفس می شود.
🔟 شخصی سازی و سرزنش
خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید. (زنی از آموزگار پسرش شنید که او خوب درس نمی خواند، با خود گفت: این نشان میدهد من مادر بدی هستم) شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود.
🔹نمی توان در تمام لحظات زندگی شاد بود و یا اختیار کامل احساسات خود را دردست گرفت و نمی توان همیشه منطقی بود. همه نواقص و اشکالاتی دارند. ولی با مطالعه خطاهای شناختی ذکر شده و تشخیص افکار منفی سالم و ناسالم می توانید افکار خود را که منجر به احساسات بد یاخوب شما می شوند کنترل کرده و لحظات زندگی خود را خودتان به شادی و آرامش رقم بزنید./فما
✅ اغلب کسانی که این خطاهای شناختی را مطالعه نموده اند معتقدند که این معلومات زندگیشان را متحول کرده است.
با این حال توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و بجا هستند تشخیص افکار سالم از ناسالم و اینکه چگونه با موقعیت های به راستی منفی بر خورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه، رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد.
1️⃣ تفکر هیچ یا همه چیز
همه چیز راسفید و در غیر اینصورت سیاه می بینید، به نظر شما هر چیزی کمتر از کامل، شکست تلقی می شود.
2️⃣ تعمیم مبالغه آمیز
هر حادثه منفی و شکستی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا باکلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کنید. (من همیشه بدشانسم) و...
3️⃣ فیلتر ذهنی
تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید. به جزئی از حادثه منفی توجه دارید و بقیه را فراموش می کنید. شبیه چکیدن قطره جوهر که کل بشکه آبی را کدر می کند.
4️⃣ بی توجهی به امر مثبت
با بی ارزش شمردن تجربه ها و کارهای خوب خود، اصراربر مهم نبودن آنهادارید. کارهای خوب خود را بی اهمیت میخوانید و می گویید هرکسی میتواند این کار را انجام دهد.
5️⃣ نتیجه گیری شتابزده
بی آنکه زمینه و دلیل محکمی وجود داشته باشد، شتابزده نتیجه گیری می کنید .(فلانی با من برخورد بدی خواهد داشت)(آبرویم خواهد رفت)(از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد).
6️⃣ درشت نمایی
از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست بر آورد می کنید.
7️⃣ استدلال احساسی
فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده واقعیت هاست. (ازسوارشدن درهواپیما وحشت دارم، حتما پرواز با هواپیما بسیار خطر ناک است).
8️⃣ باید ها
انتظاردارید که اوضاع آنطورکه شما میخواهید و انتظار دارید، باشد. باید ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را عمل کنند.
9️⃣ بر چسب زدن
به جای اینکه بگویید اشتباه کردم به خود برچسب منفی می زنیدو می گویید من بازنده هستم. این بر چسب ها (احمق، شکست خورده، بازنده و...) منجر به خشم اضطراب و دلسردی وکمی عزت نفس می شود.
🔟 شخصی سازی و سرزنش
خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید. (زنی از آموزگار پسرش شنید که او خوب درس نمی خواند، با خود گفت: این نشان میدهد من مادر بدی هستم) شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود.
🔹نمی توان در تمام لحظات زندگی شاد بود و یا اختیار کامل احساسات خود را دردست گرفت و نمی توان همیشه منطقی بود. همه نواقص و اشکالاتی دارند. ولی با مطالعه خطاهای شناختی ذکر شده و تشخیص افکار منفی سالم و ناسالم می توانید افکار خود را که منجر به احساسات بد یاخوب شما می شوند کنترل کرده و لحظات زندگی خود را خودتان به شادی و آرامش رقم بزنید./فما
👍2
✳️ نقش روابط عمومی در کنترل بحرانهای برند
✅ برایان تیل در کتاب خود به نام «خلق برندهای مردمپسند» مینویسد:
واقعیت این است که همیشه اتفاقات بدی برای برندهای مختلف رخ میدهد. مثلا کیفیت برخی از محصولات به خوبی کنترل نمیشود و مشتری هنگام استفاده از محصول با مشکل مواجه میشود و به ناگهان، بدترین کابوس یک برند به واقعیت تبدیل میشود: مواجه شدن با یک بحران واقعی که آبروی برند را به خطر میاندازد.
🟢 معمولاً در این شرایط، مدیران برند و شرکت وحشتزده میشوند و این دو کلمه ناگوار را به زبان میآورند: «توضیحی نداریم». اما اگر این شرایط بسیار وخیم به خوبی مدیریت شوند، برند میتواند بهترین نتایج را به دست آورد.
🔵 برندی که با بحران مواجه شده است، برای مدیریت بحران دو راه بیشتر پیشرو ندارد: یا مستقیم با آن بحران شاخ به شاخ شود یا از گسترش آن جلوگیری کند.
🟤 مواجهه مستقیم و جنگیدن با بحرانهای رخ داده برای یک برند کار بسیار مشکلی است. به جای این روش، تایید بحران و بیان واقعیت به بازار به منظور جلوگیری از گسترش بحران، روشی است که جواب میدهد.
🟣 یکی از بهترین مثالها در بکارگیری این روش، بحرانی بود که برای برند تایلِنول رخ داد. در آن بحران، چند نفر به دلیل مسمومیت ناشی از مصرف قرصهای مُسکن این شرکت جان خود را از دست دادند.
🟠 در آن زمان، تایلِنول ضمن تایید این بحران، تلاش کرد تا مشکل را حل و خسارات وارد شده به مشتریان را جبران کند. این رویکرد علاوه بر جلب اعتماد مشتریان، احترامی همیشگی را برای شرکت به ارمغان آورد.
⚫ یا به عنوان مثالی دیگر، همین چند سال پیش، رستوران زنجیرهای تاکو بِل با بحران مصرف گوشتهای مسموم مواجه شد. در آن زمان، چند رستوران شرکت از گوشتهای آلوده استفاده کرده بودند و در نتیجه شرکت مجبور شد ظرف مدت چند روز ۹ رستوران خود را تعطیل کند. این رستورانها تا زمان رفع کامل نگرانیها تعطیل ماندند و بعد از اطمینان شرکت به سلامت کامل آنها، بازگشایی شدند.
از: مارکتینگ آز/ راهنامه مدیر
✅ برایان تیل در کتاب خود به نام «خلق برندهای مردمپسند» مینویسد:
واقعیت این است که همیشه اتفاقات بدی برای برندهای مختلف رخ میدهد. مثلا کیفیت برخی از محصولات به خوبی کنترل نمیشود و مشتری هنگام استفاده از محصول با مشکل مواجه میشود و به ناگهان، بدترین کابوس یک برند به واقعیت تبدیل میشود: مواجه شدن با یک بحران واقعی که آبروی برند را به خطر میاندازد.
🟢 معمولاً در این شرایط، مدیران برند و شرکت وحشتزده میشوند و این دو کلمه ناگوار را به زبان میآورند: «توضیحی نداریم». اما اگر این شرایط بسیار وخیم به خوبی مدیریت شوند، برند میتواند بهترین نتایج را به دست آورد.
🔵 برندی که با بحران مواجه شده است، برای مدیریت بحران دو راه بیشتر پیشرو ندارد: یا مستقیم با آن بحران شاخ به شاخ شود یا از گسترش آن جلوگیری کند.
🟤 مواجهه مستقیم و جنگیدن با بحرانهای رخ داده برای یک برند کار بسیار مشکلی است. به جای این روش، تایید بحران و بیان واقعیت به بازار به منظور جلوگیری از گسترش بحران، روشی است که جواب میدهد.
🟣 یکی از بهترین مثالها در بکارگیری این روش، بحرانی بود که برای برند تایلِنول رخ داد. در آن بحران، چند نفر به دلیل مسمومیت ناشی از مصرف قرصهای مُسکن این شرکت جان خود را از دست دادند.
🟠 در آن زمان، تایلِنول ضمن تایید این بحران، تلاش کرد تا مشکل را حل و خسارات وارد شده به مشتریان را جبران کند. این رویکرد علاوه بر جلب اعتماد مشتریان، احترامی همیشگی را برای شرکت به ارمغان آورد.
⚫ یا به عنوان مثالی دیگر، همین چند سال پیش، رستوران زنجیرهای تاکو بِل با بحران مصرف گوشتهای مسموم مواجه شد. در آن زمان، چند رستوران شرکت از گوشتهای آلوده استفاده کرده بودند و در نتیجه شرکت مجبور شد ظرف مدت چند روز ۹ رستوران خود را تعطیل کند. این رستورانها تا زمان رفع کامل نگرانیها تعطیل ماندند و بعد از اطمینان شرکت به سلامت کامل آنها، بازگشایی شدند.
از: مارکتینگ آز/ راهنامه مدیر
✳️ فروشنده بیشخصیت؟!
✅ بسیاری از فروشندگان به گونهای رفتار میکنند که جایگاهشان به عنوان یک فروشنده حرفهای خدشهدار میشود و به مرور به یک فروشنده بیشخصیت تبدیل میشوند.
مهمترین خطاهایی که شخصیت فروشندگان را زیر سوال میبرند عبارتند از:
1️⃣در زمان بروز مشکل، بهانه میآورند، دیگران و شرایط را مقصر میدانند و هیچ مسئولیتی را در قبال مشکل به وجود آمده نمیپذیرند
2️⃣به محض بروز مشکل، دست از تلاش برمیدارند و یا رابطهشان را با مشتریای که با او به مشکل خوردهاند، قطع میکنند
3️⃣خیلی کم برای حفظ مشتریان ناراضی یا شروع مجدد رابطه با آنها تلاش میکنند
4️⃣هنگام طرح استراتژیها و کمپینهای جدید، بدون هیچ دلیل منطقیای، استراتژی یا کمپین جدید را از پیش شکستخورده معرفی میکنند
5️⃣خیلی سخت خودشان را با تغییراتی که شرکت در استراتژیها و کمپینهای فروش ایجاد میکند، تطبیق میدهند و آن تغییرات را میپذیرند
6️⃣مرتب تواناییشان برای انجام وظایف فروشندگی را زیر سوال میبرند و خودشان را دست کم میگیرند
7️⃣در زمان بروز مشکل، خیلی سریع کنترل احساساتشان را از دست میدهند و عصبانی میشوند
8️⃣انتقادات و پیشنهادات مدیر فروش و سایر فروشندگان را به سختی میپذیرند و همواره در مقابل انتقادات درست اطرافیانشان موضع میگیرند
9️⃣به ندرت بابت لطف و کمک دیگران از آنها تشکر میکنند و آن لطف و کمک را وظیفۀ آنها میدانند
🔟موفقیتهای شرکت و سایر فروشندگان راکوچک جلوه می دهند.
✅ بسیاری از فروشندگان به گونهای رفتار میکنند که جایگاهشان به عنوان یک فروشنده حرفهای خدشهدار میشود و به مرور به یک فروشنده بیشخصیت تبدیل میشوند.
مهمترین خطاهایی که شخصیت فروشندگان را زیر سوال میبرند عبارتند از:
1️⃣در زمان بروز مشکل، بهانه میآورند، دیگران و شرایط را مقصر میدانند و هیچ مسئولیتی را در قبال مشکل به وجود آمده نمیپذیرند
2️⃣به محض بروز مشکل، دست از تلاش برمیدارند و یا رابطهشان را با مشتریای که با او به مشکل خوردهاند، قطع میکنند
3️⃣خیلی کم برای حفظ مشتریان ناراضی یا شروع مجدد رابطه با آنها تلاش میکنند
4️⃣هنگام طرح استراتژیها و کمپینهای جدید، بدون هیچ دلیل منطقیای، استراتژی یا کمپین جدید را از پیش شکستخورده معرفی میکنند
5️⃣خیلی سخت خودشان را با تغییراتی که شرکت در استراتژیها و کمپینهای فروش ایجاد میکند، تطبیق میدهند و آن تغییرات را میپذیرند
6️⃣مرتب تواناییشان برای انجام وظایف فروشندگی را زیر سوال میبرند و خودشان را دست کم میگیرند
7️⃣در زمان بروز مشکل، خیلی سریع کنترل احساساتشان را از دست میدهند و عصبانی میشوند
8️⃣انتقادات و پیشنهادات مدیر فروش و سایر فروشندگان را به سختی میپذیرند و همواره در مقابل انتقادات درست اطرافیانشان موضع میگیرند
9️⃣به ندرت بابت لطف و کمک دیگران از آنها تشکر میکنند و آن لطف و کمک را وظیفۀ آنها میدانند
🔟موفقیتهای شرکت و سایر فروشندگان راکوچک جلوه می دهند.
✳️ دسته بندی نام های تجاری
✅ نامهای تجاری را میتوان به ۹ دسته اصلی زیر تقسیم کرد:
۱. نامهای مبدا: این نامها معمولا بر اساس کشور، شهر یا موسسان برند، انتخاب میشوند. برای مثال، دی اچ ال، بیانگر ابتدای نام سه شریکی است که این شرکت پستی را راه انداختهاند. یا مک دونالد، نام فامیل برادرانی است که این فست فود زنجیرهای را تاسیس کردهاند.
۲. نامهای احساسی: نامهایی هستند که بر اساس احساسی که برند میخواهد به مشتریان هدفش منتقل کند، انتخاب میشوند. برای مثال، اوبر، مبدع تاکسیهای اینترنتی، به معنای «خیلی عالی» است و میخواهد همین احساس را به مشتریانش منتقل کند.
۳. نامهای توصیفی: نامهایی هستند که کسب و کار برند را به صورت شفاف توصیف میکنند. برای مثال، نامهایی مثل رِنت اِ کار (به معنای یک خودرو اجاره کن) و برگر کینگ (به معنای پادشاه برگر)، کسب و کار اصلی برند را بیان میکنند.
۴. نامهای مخفف: نامهایی هستند که مخفف چند نام یا صفت میباشند. برای مثال، آی بی اِم (IBM) مخفف International Business Machines میباشد.
۵. نامهای سرزنده: نامهایی هستند که در نگاه اول، هیچ ارتباطی با برند یا کسب و کار آن ندارند، ولی احساس خوبی را به مشتریان منتقل میکنند و راحت به خاطر سپرده میشوند. اپل، معروفترین نامی است که در این گروه قرار میگیرد.
۶. نامهای ابداعی: نامهایی هستند که قبلا وجود نداشتهاند و توسط شرکت ابداع شدهاند و معمولا هم معنای خاصی نمیدهند. برای مثال، کُداک و زیراکس از جمله نامهای ابداعی موفق در جهان هستند.
۷. نامهای ترتیبی: نامهایی هستند که از ترکیب نام اصلی برند و یک عدد، به وجود میآیند و معمولا نسل محصول را نشان میدهند. برای مثال، مزدا ۳ یا آی فون ۱۲، نامهای ترتیبی هستند که نسل محصول را نشان میدهند.
۸. نامهای ترکیبی: نامهایی هستند که از ترکیب دو یا چند کلمه به وجود میآیند. مثلا فدکس که نام بزرگترین شرکت پستی آمریکا است، ترکیبی از دو کلمه فدرال و اکسپرس است.
۹. نامهای استعارهای: نامهایی هستند که از اسطورههای تاریخی، ادبی و غیره نشات میگیرند. برای مثال به نام نایکی اشاره کرد که نام الهه پیروزی در یونان باستان است.
راهنامه مدیر
✅ نامهای تجاری را میتوان به ۹ دسته اصلی زیر تقسیم کرد:
۱. نامهای مبدا: این نامها معمولا بر اساس کشور، شهر یا موسسان برند، انتخاب میشوند. برای مثال، دی اچ ال، بیانگر ابتدای نام سه شریکی است که این شرکت پستی را راه انداختهاند. یا مک دونالد، نام فامیل برادرانی است که این فست فود زنجیرهای را تاسیس کردهاند.
۲. نامهای احساسی: نامهایی هستند که بر اساس احساسی که برند میخواهد به مشتریان هدفش منتقل کند، انتخاب میشوند. برای مثال، اوبر، مبدع تاکسیهای اینترنتی، به معنای «خیلی عالی» است و میخواهد همین احساس را به مشتریانش منتقل کند.
۳. نامهای توصیفی: نامهایی هستند که کسب و کار برند را به صورت شفاف توصیف میکنند. برای مثال، نامهایی مثل رِنت اِ کار (به معنای یک خودرو اجاره کن) و برگر کینگ (به معنای پادشاه برگر)، کسب و کار اصلی برند را بیان میکنند.
۴. نامهای مخفف: نامهایی هستند که مخفف چند نام یا صفت میباشند. برای مثال، آی بی اِم (IBM) مخفف International Business Machines میباشد.
۵. نامهای سرزنده: نامهایی هستند که در نگاه اول، هیچ ارتباطی با برند یا کسب و کار آن ندارند، ولی احساس خوبی را به مشتریان منتقل میکنند و راحت به خاطر سپرده میشوند. اپل، معروفترین نامی است که در این گروه قرار میگیرد.
۶. نامهای ابداعی: نامهایی هستند که قبلا وجود نداشتهاند و توسط شرکت ابداع شدهاند و معمولا هم معنای خاصی نمیدهند. برای مثال، کُداک و زیراکس از جمله نامهای ابداعی موفق در جهان هستند.
۷. نامهای ترتیبی: نامهایی هستند که از ترکیب نام اصلی برند و یک عدد، به وجود میآیند و معمولا نسل محصول را نشان میدهند. برای مثال، مزدا ۳ یا آی فون ۱۲، نامهای ترتیبی هستند که نسل محصول را نشان میدهند.
۸. نامهای ترکیبی: نامهایی هستند که از ترکیب دو یا چند کلمه به وجود میآیند. مثلا فدکس که نام بزرگترین شرکت پستی آمریکا است، ترکیبی از دو کلمه فدرال و اکسپرس است.
۹. نامهای استعارهای: نامهایی هستند که از اسطورههای تاریخی، ادبی و غیره نشات میگیرند. برای مثال به نام نایکی اشاره کرد که نام الهه پیروزی در یونان باستان است.
راهنامه مدیر
Forwarded from فردای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان برند/ شرکت هوآوی چگونه متولد شد؟
💢 تولد برند چینی هوآوی در سال ۱۹۸۷ از یک آپارتمان کوچک در شنزن شکل گرفت. فردی به نام رن ژنگفی، معاون سابق بخش مهندسی ارتش آزادیبخش خلق چین، هوآوی را تاسیس کرد. اما این برند چگونه توانست از یک آپارتمان کوچک به کل جهان نفوذ کند؟
🔻در این #داستان_برند میخواهیم سفری داشته باشیم به ۳۰ سال پیش تا داستان شکلگیری شرکت هوآوی، یکی از پیشتازان تکنولوژی در جهان را مرور کنیم. با ما همراه باشید.
برای مشاهده ویدئو بدون نیاز به فیلترشکن اینجا کلیک کنید
تماشای این ویدئو هم به شما پیشنهاد میشود:
🔗 از فقر تا ثروت خالق خمیردندانهای کلگیت
#داستان_برند
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
💢 تولد برند چینی هوآوی در سال ۱۹۸۷ از یک آپارتمان کوچک در شنزن شکل گرفت. فردی به نام رن ژنگفی، معاون سابق بخش مهندسی ارتش آزادیبخش خلق چین، هوآوی را تاسیس کرد. اما این برند چگونه توانست از یک آپارتمان کوچک به کل جهان نفوذ کند؟
🔻در این #داستان_برند میخواهیم سفری داشته باشیم به ۳۰ سال پیش تا داستان شکلگیری شرکت هوآوی، یکی از پیشتازان تکنولوژی در جهان را مرور کنیم. با ما همراه باشید.
برای مشاهده ویدئو بدون نیاز به فیلترشکن اینجا کلیک کنید
تماشای این ویدئو هم به شما پیشنهاد میشود:
🔗 از فقر تا ثروت خالق خمیردندانهای کلگیت
#داستان_برند
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad