✳️ دولت رئیسی همچنان عاجز از کاهش تورم
✅ مرکز آمار ایران نرخ تورم در شهریورماه امسال را ۴۶.۱ درصد اعلام کرد،این در حالی است که همین مرکز نرخ تورم در شهریور ۱۴۰۰(ماه پایانی دولت روحانی) عدد ۴۵/۸ درصد اعلام کرده بود
🔹 به عبارتی به استناد گزارش رسمی مرکز آمار، بعد از دو سال ادعای دولت رئیسی مبنی بر کاهش تورم نسبت به آخر دولت روحانی کاملا خلاف واقع است/بامدادنو
✅ مرکز آمار ایران نرخ تورم در شهریورماه امسال را ۴۶.۱ درصد اعلام کرد،این در حالی است که همین مرکز نرخ تورم در شهریور ۱۴۰۰(ماه پایانی دولت روحانی) عدد ۴۵/۸ درصد اعلام کرده بود
🔹 به عبارتی به استناد گزارش رسمی مرکز آمار، بعد از دو سال ادعای دولت رئیسی مبنی بر کاهش تورم نسبت به آخر دولت روحانی کاملا خلاف واقع است/بامدادنو
🔸احتمالاً شما هم تو زندگیتون اهدافی دارین و به این فکر کردین که به کجا میخواین برسین. اینکه به این موضوع فکر کنین خیلی خوبه، اما هدف و نتیجه تنها چیز مهم نیست. تا حالا به این فکر کردین که تو مسیر رسیدن به اون هدف چه اتفاقاتی براتون میفته؟
🔹مثلا اینکه چقدر تو این مسیر و فرایند رشد کردین، چقدر آدم بهتر و آگاهتری شدین؟ چقدر ارزشاتون تغییر کرده و چقدر دیدگاههای بهتر و جامعتری به زندگی و مسائل مربوط به اون پیدا کردین؟
🔸این که شما تو مسیر کار و زندگی تبدیل به چه آدمی میشین خیلی مهمتر از نتیجه و مقصد اون مسیره، چون حتی اگه به اون نتیجه هم نرسین، رشد کردین و فرد بهتر و توانمندتری شدین.
🔹مثلا اینکه چقدر تو این مسیر و فرایند رشد کردین، چقدر آدم بهتر و آگاهتری شدین؟ چقدر ارزشاتون تغییر کرده و چقدر دیدگاههای بهتر و جامعتری به زندگی و مسائل مربوط به اون پیدا کردین؟
🔸این که شما تو مسیر کار و زندگی تبدیل به چه آدمی میشین خیلی مهمتر از نتیجه و مقصد اون مسیره، چون حتی اگه به اون نتیجه هم نرسین، رشد کردین و فرد بهتر و توانمندتری شدین.
✳️چگونه در مصاحبه شغلی به سوال «بزرگترین نقطه ضعف شما چیست» پاسخ دهیم؟
✅ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در مصاحبه شغلی، این سوال را بشنوید: «بزرگترین نقطه ضعف شما چیست؟». بعضی کارجوها از شنیدن این سوال تعجب میکنند و بعضی دستپاچه میشوند. علتش هم این است که تصور همه ما این است که مصاحبه باید حول محور توانمندیها و مهارتهای کارجو باشد، نه نقطه ضعفهایش. اما گاهی مسئول مصاحبه تصمیم میگیرد مسیر مصاحبه را عوض کند و شما باید برای شنیدن این سوال، آماده باشید و نترسید.
🔸صحبت از نقطهضعفها قرار نیست ذهنیت مسئول مصاحبه را نسبت به شما تغییر دهد. به هر حال، همه ما کاستیهایی داریم. فقط باید به شکلی مثبت و سنجیده درباره نقطهضعفها صحبت کنید. تجربه نشان داده که این کار سختی است اما اگر یک برنامه عملی داشته باشید و در کنارش، به خودآگاهی برسید، میتوانید از این فرصت استفاده کنید تا با جوابی هوشمندانه، از سایر کارجوها متمایز شوید.
🔸راه پاسخ به این سوال شایع این است که از قبل آماده شوید و نقاط ضعفی را شناسایی کنید که نشان از قدرت شما دارند. این به مسئول مصاحبه نشان میدهد که به قدر کافی دارای خودآگاهی هستید که نقاطِ نیازمند به اصلاحِ خود را بشناسید.
🔸وقتی در مصاحبه از شما درباره نقاط ضعفتان سوال میشود، میتوانید جوابتان را طوری انتخاب کنید تا مسیر گفتوگو به سمتی برود که درباره اقداماتی که برای بهبود نقطهضعفتان و تبدیل آن به نقطه قوت انجام دادهاید، صحبت کنید. چند مورد از نقاطضعفی که ممکن است داشته باشید و بهتر است دربارهشان صحبت کنید، از این قرارند:
▪️درگیر جزئیات میشوم.
▪️نمیتوانم پروژهها را رها کنم.
▪️در «نه» گفتن به دیگران، ناتوانم.
▪️از تمام شدن مهلت پروژهها میترسم.
▪️در بعضی زمینهها تجربه کمی دارم.
▪️بعضی وقتها اعتماد به نفس ندارم.
▪️کمک خواستن از دیگران برایم سخت است.
▪️کار با بعضی آدمها و شخصیتها برایم سخت است.
▪️نمیتوانم میان کار و زندگیام توازن برقرار کنم.
▪️از ابهام خوشم نمیآید.
🔸مثلاً اگر بگویید: "در فلان زمینه به تجربه بیشتری نیاز دارم."، زمینهای که در آن تجربه ندارید هرچه باشد، صحبت از آن به مسوول مصاحبه نشان میدهد که خودآگاه هستید و دوست دارید خودتان را به چالش بکشید. بسیاری از مردم در بعضی زمینهها تجربه زیادی ندارند، مثلا ارتباط کلامی، رهبری تیم، تفسیر دادهها و برنامهای خاص مثل پاورپوینت. اگر کسب تجربه در یک حوزه خاص، جزو نقطه ضعفهای شماست، حواستان باشد که آن حوزه، جزو لازمههای شغل مربوطه نباشد.
منبع: Indeed
کانال آموزه های سازمانی
✅ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در مصاحبه شغلی، این سوال را بشنوید: «بزرگترین نقطه ضعف شما چیست؟». بعضی کارجوها از شنیدن این سوال تعجب میکنند و بعضی دستپاچه میشوند. علتش هم این است که تصور همه ما این است که مصاحبه باید حول محور توانمندیها و مهارتهای کارجو باشد، نه نقطه ضعفهایش. اما گاهی مسئول مصاحبه تصمیم میگیرد مسیر مصاحبه را عوض کند و شما باید برای شنیدن این سوال، آماده باشید و نترسید.
🔸صحبت از نقطهضعفها قرار نیست ذهنیت مسئول مصاحبه را نسبت به شما تغییر دهد. به هر حال، همه ما کاستیهایی داریم. فقط باید به شکلی مثبت و سنجیده درباره نقطهضعفها صحبت کنید. تجربه نشان داده که این کار سختی است اما اگر یک برنامه عملی داشته باشید و در کنارش، به خودآگاهی برسید، میتوانید از این فرصت استفاده کنید تا با جوابی هوشمندانه، از سایر کارجوها متمایز شوید.
🔸راه پاسخ به این سوال شایع این است که از قبل آماده شوید و نقاط ضعفی را شناسایی کنید که نشان از قدرت شما دارند. این به مسئول مصاحبه نشان میدهد که به قدر کافی دارای خودآگاهی هستید که نقاطِ نیازمند به اصلاحِ خود را بشناسید.
🔸وقتی در مصاحبه از شما درباره نقاط ضعفتان سوال میشود، میتوانید جوابتان را طوری انتخاب کنید تا مسیر گفتوگو به سمتی برود که درباره اقداماتی که برای بهبود نقطهضعفتان و تبدیل آن به نقطه قوت انجام دادهاید، صحبت کنید. چند مورد از نقاطضعفی که ممکن است داشته باشید و بهتر است دربارهشان صحبت کنید، از این قرارند:
▪️درگیر جزئیات میشوم.
▪️نمیتوانم پروژهها را رها کنم.
▪️در «نه» گفتن به دیگران، ناتوانم.
▪️از تمام شدن مهلت پروژهها میترسم.
▪️در بعضی زمینهها تجربه کمی دارم.
▪️بعضی وقتها اعتماد به نفس ندارم.
▪️کمک خواستن از دیگران برایم سخت است.
▪️کار با بعضی آدمها و شخصیتها برایم سخت است.
▪️نمیتوانم میان کار و زندگیام توازن برقرار کنم.
▪️از ابهام خوشم نمیآید.
🔸مثلاً اگر بگویید: "در فلان زمینه به تجربه بیشتری نیاز دارم."، زمینهای که در آن تجربه ندارید هرچه باشد، صحبت از آن به مسوول مصاحبه نشان میدهد که خودآگاه هستید و دوست دارید خودتان را به چالش بکشید. بسیاری از مردم در بعضی زمینهها تجربه زیادی ندارند، مثلا ارتباط کلامی، رهبری تیم، تفسیر دادهها و برنامهای خاص مثل پاورپوینت. اگر کسب تجربه در یک حوزه خاص، جزو نقطه ضعفهای شماست، حواستان باشد که آن حوزه، جزو لازمههای شغل مربوطه نباشد.
منبع: Indeed
کانال آموزه های سازمانی
✳️ انضباط شخصی، توانایی وادار ساختن خود به آنچه باید انجام دهید است، چه آن را دوست داشته باشید یا نداشته باشید.
زیگ زیگلار میگوید: «اگر به خودتان سخت بگیرید، زندگی به شما آسان خواهد گرفت؛ ولی اگر بر آسان گرفتن به خود پافشاری کنید، زندگی به شما بسیار سخت خواهد گرفت.»
زیگ زیگلار میگوید: «اگر به خودتان سخت بگیرید، زندگی به شما آسان خواهد گرفت؛ ولی اگر بر آسان گرفتن به خود پافشاری کنید، زندگی به شما بسیار سخت خواهد گرفت.»
✳️ برآورده سازی قدرت
✅ ويليام گلاسر در كتاب تئوري انتخاب مي گويد افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:
۱. شکل اول: power on
يعني قدرتشان را بر ديگري اعمال مي كنند و با كنترل ديگري يا ديگران احساس قدرت مي كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايي كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
۲. شكل دوم: power with
يعني قدرت را با ديگران تجربه مي كنند مثل وقتي كه شما قرار است تصميمي بگيريد كه نتيجه آن بر روي همسر يا فرزندتان هم اثر ميگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر ميگيريد و حتي به نظر آنها عمل ميكنيد.
در واقع به ديگري هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيري ميدهيد.
۳. شكل سوم: power within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت دروني خويش را افزايش مي دهد.
مثل وقتي كه فردي با بالا بردن دانش يا مهارتي در خود احساس توانمندي و قدرت ميكند حتي اگر از ديگران هم تحسيني دريافت نكند اهميتي نميدهد.
افرادي كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمي بازي كرده اند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادي مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياري در طول تاريخ و یا كساني كه حتي مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
✅ ويليام گلاسر در كتاب تئوري انتخاب مي گويد افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:
۱. شکل اول: power on
يعني قدرتشان را بر ديگري اعمال مي كنند و با كنترل ديگري يا ديگران احساس قدرت مي كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايي كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
۲. شكل دوم: power with
يعني قدرت را با ديگران تجربه مي كنند مثل وقتي كه شما قرار است تصميمي بگيريد كه نتيجه آن بر روي همسر يا فرزندتان هم اثر ميگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر ميگيريد و حتي به نظر آنها عمل ميكنيد.
در واقع به ديگري هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيري ميدهيد.
۳. شكل سوم: power within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت دروني خويش را افزايش مي دهد.
مثل وقتي كه فردي با بالا بردن دانش يا مهارتي در خود احساس توانمندي و قدرت ميكند حتي اگر از ديگران هم تحسيني دريافت نكند اهميتي نميدهد.
افرادي كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمي بازي كرده اند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادي مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياري در طول تاريخ و یا كساني كه حتي مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ شرکت هوآوی چگونه متولد شد؟
✅ تولد برند چینی هوآوی در سال ۱۹۸۷ از یک آپارتمان کوچک در شنزن شکل گرفت. فردی به نام رن ژنگفی، معاون سابق بخش مهندسی ارتش آزادیبخش خلق چین، هوآوی را تاسیس کرد. اما این برند چگونه توانست از یک آپارتمان کوچک به کل جهان نفوذ کند؟
🟢میخواهیم سفری داشته باشیم به ۳۰ سال پیش تا داستان شکلگیری شرکت هوآوی، یکی از پیشتازان تکنولوژی در جهان را مرور کنیم..
✅ تولد برند چینی هوآوی در سال ۱۹۸۷ از یک آپارتمان کوچک در شنزن شکل گرفت. فردی به نام رن ژنگفی، معاون سابق بخش مهندسی ارتش آزادیبخش خلق چین، هوآوی را تاسیس کرد. اما این برند چگونه توانست از یک آپارتمان کوچک به کل جهان نفوذ کند؟
🟢میخواهیم سفری داشته باشیم به ۳۰ سال پیش تا داستان شکلگیری شرکت هوآوی، یکی از پیشتازان تکنولوژی در جهان را مرور کنیم..
👍1
✳️ حل مساله به روش دانکر
✅ یک روش خلاقانه برای حل مسئله وجود دارد که از رویکردی جالب برای بیان مسئله و تعریف آن استفاده می کند و به واسطه همین رویکرد برای تعریف مسئله، راهکارها و راهحلهایی را پیش روی حل کننده مسئله نمایان می سازد که به طریقی دیگر شاید نشود.
□روش دانکر از جمله روش های تعریف مسئله و بیان آن به شمار می آید. شنیده اید که نیمی از پیمودن راه و مسیر حل مسئله در گرو تشخیص دقیق و بیان صحیح مسئله (مسئله اصلی) می باشد. آن چه به صورت کلی و در نگاه اول با آن روبهرو هستید، مسئله ظاهری یا مسئله ادراک شده perceived problem است. شما پیش از برداشتن گام های بعدی برای حل مسئله بایستی اطمینان حاصل کنید که می دانید مسئله اصلی چیست؟ متوجه شده اید که اصل مسئله کجاست؟ و مشکل اساسی چه چیزی هست؟
●در غیر این صورت، گمراهی و تلاش برای حل یک مسئله اشتباهی و یا ابهام در رفع مشکل، کمترین پیامد و آسیب این وضعیت خواهد بود.
○در روش دانکر به شما گفته می شود آنچه به عنوان مسئله ادراک شده یا مسئله ظاهری (وضعیت حاضر)، بیان گردیده یا خودتان تشخیص داده اید را در نظر بگیرید، حالا به جای آن که راهکارهایی برای حل این مسئله و راهحل هایی جهت رسیدن به وضعیت و موقعیتی که این مسئله، حل شده باشد، بیابید، تصور کنید که به آن شرایط نرسیده و آن مسئله اولیه و ظاهری حل نشود، چه کار باید بکنید که شرایط کلی، ok و مناسب باشد و مشکلی پیش نیاید.
■درست است و حق با شماست. به جای توضیح بیشتر و احتمالا ابهام بیشتر، بگذارید با هم مثالی را مرور کنیم. تصور بکنید که یک شرکت کشت و صنعت برای نگهداری و مدیریت بخشی از آب مورد نیاز خود، یک استخر بزرگ در محدوده زمین های کشاورزی و نزدیک به کارخانه ایجاد کرده است. بعد از آبگیری و استفاده از آن، تعداد زیاد موش های صحرایی مرده در سطح آب استخر مشاهده می شود که بنا به مسایل بهداشتی برای شرکت، مسئلهساز است. حل این مسئله به یکی از واحدهای سازمان سپرده می شود.
□مسئله اولیه و ظاهری (وضعیت فعلی) در این داستان چیست؟ حضور و وجود موش در آب استخر که منجر به از بین رفتن موش ها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب می شود.
●راه حل های اولیه چه می تواند باشد؟ … بله، بسیار زیاد هستند.
▪︎بلندتر کردن دیواره لبه استخر
▪︎تغییر طرح دیواره به صورتی که موش ها نتوانند از آن بالا بیایند و داخل استخر بروند.
▪︎ایجاد تور سیمی
▪︎وصل کردن برق به تور سیمی
▪︎سم ریختن اطراف آن
▪︎پایین بردن دیواره در زیر زمین و داخل خاک که از طریق سوراخ کردن و تونل زدن هم موش ها نتوانند وارد شوند. و . . .
○مسئول حل مسئله یا تیم مسئول پس از فهرست کردن ایده های حل مسئله، به ارزیابی راهکارها می پردازد. یعنی با بررسی شرایط فنی و اجرایی، هزینه و زمان پیاده سازی هر یک از طرح ها و همچنین برآورد و پیش بینی اثربخشی احتمالی هر یک از آنها با در پیش گرفتن رویکرد منطقی و تحلیلی می تواند یکی از آنها را انتخاب کند تا اجرا شوند.
■روش حل مسئله ای که تاکنون استفاده شده روش عادی و روتین حل مسئله است یعنی روش تفکر همگرا، روش تفکر تحلیلی و منطقی.
امّا حالا تیم تصمیم می گیرد روش خلاقانه حل مسئله را هم امتحان کند و از روش دیاگرام دانکر برای تعریف و بیان دقیق مسئله اصلی استفاده کنند.
□بالاتر دیدید که روش دیاگرام دانکر، می گوید؛ تصور کنید که مسئله ظاهری و اولیه، پابرجا باشد و ما به وضعیت مطلوب اولیه نرسیم اما کاری کنید که به صورت کلی مشکلی پیش نیاید و شرایط خوب و مناسب باشد. (هنوز هم باید حس ابهام را داشته باشید). بیایید تصور کنیم….
●باید بپذیریم که موش ها بیایند و در استخر بیفتند. حالا کاری کنید که مسئله حادی پیش نیاید و شرایط ok باشد. می دانید که موش ها شناگران بدی نیستند. یعنی خود به خود غرق نمی شوند. چون نمی توانند خارج شوند، دست و پا زده، انرژیشان تحلیل رفته و غرق می شوند.
○شاید این که خودشان می آیند را نتوانیم به روشی ساده و کم هزینه متوقف کنیم (بیشتر روش های بالا کلی مواد، تجهیزات و خدمات نیاز دارند) اما میتوانیم کمکشان کنیم بعد از این که آبی نوشیدند و تنی به آب زدند، بتوانند خارج شوند.
■با رویکرد خلاقانه دانکر به نظر می آید که مسئله اصلی که باید روی حل آن متمرکز شد نه جلوگیری از ورود که باید تسهیل خروج موشها باشد. یعنی باید کاری بکنیم بدون این که مسئله ظاهری اولیه (ورود و حضور موش ها) حل بشود، مسئله و مشکل خاصی پیش نیاید که در این جا مشکلات بهداشتی وجود موش های مرده در آب است.
□از همین رو و با استفاده از بیان و تعریفی از مسئله که روش دانکر به ما داد، چند تخته در قسمت های مختلف در سطح آب گذاشته شد که یک سر آن بالاتر از لبه استخر قرار داده شد. نتایج میدانی در کوتاه مدت نشان داد که تعداد موش های مرده مشاهده شده در سطح آب با روند بسیار خوبی کاهش پیدا کردند./ گاهنامه مدیر
✅ یک روش خلاقانه برای حل مسئله وجود دارد که از رویکردی جالب برای بیان مسئله و تعریف آن استفاده می کند و به واسطه همین رویکرد برای تعریف مسئله، راهکارها و راهحلهایی را پیش روی حل کننده مسئله نمایان می سازد که به طریقی دیگر شاید نشود.
□روش دانکر از جمله روش های تعریف مسئله و بیان آن به شمار می آید. شنیده اید که نیمی از پیمودن راه و مسیر حل مسئله در گرو تشخیص دقیق و بیان صحیح مسئله (مسئله اصلی) می باشد. آن چه به صورت کلی و در نگاه اول با آن روبهرو هستید، مسئله ظاهری یا مسئله ادراک شده perceived problem است. شما پیش از برداشتن گام های بعدی برای حل مسئله بایستی اطمینان حاصل کنید که می دانید مسئله اصلی چیست؟ متوجه شده اید که اصل مسئله کجاست؟ و مشکل اساسی چه چیزی هست؟
●در غیر این صورت، گمراهی و تلاش برای حل یک مسئله اشتباهی و یا ابهام در رفع مشکل، کمترین پیامد و آسیب این وضعیت خواهد بود.
○در روش دانکر به شما گفته می شود آنچه به عنوان مسئله ادراک شده یا مسئله ظاهری (وضعیت حاضر)، بیان گردیده یا خودتان تشخیص داده اید را در نظر بگیرید، حالا به جای آن که راهکارهایی برای حل این مسئله و راهحل هایی جهت رسیدن به وضعیت و موقعیتی که این مسئله، حل شده باشد، بیابید، تصور کنید که به آن شرایط نرسیده و آن مسئله اولیه و ظاهری حل نشود، چه کار باید بکنید که شرایط کلی، ok و مناسب باشد و مشکلی پیش نیاید.
■درست است و حق با شماست. به جای توضیح بیشتر و احتمالا ابهام بیشتر، بگذارید با هم مثالی را مرور کنیم. تصور بکنید که یک شرکت کشت و صنعت برای نگهداری و مدیریت بخشی از آب مورد نیاز خود، یک استخر بزرگ در محدوده زمین های کشاورزی و نزدیک به کارخانه ایجاد کرده است. بعد از آبگیری و استفاده از آن، تعداد زیاد موش های صحرایی مرده در سطح آب استخر مشاهده می شود که بنا به مسایل بهداشتی برای شرکت، مسئلهساز است. حل این مسئله به یکی از واحدهای سازمان سپرده می شود.
□مسئله اولیه و ظاهری (وضعیت فعلی) در این داستان چیست؟ حضور و وجود موش در آب استخر که منجر به از بین رفتن موش ها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب می شود.
●راه حل های اولیه چه می تواند باشد؟ … بله، بسیار زیاد هستند.
▪︎بلندتر کردن دیواره لبه استخر
▪︎تغییر طرح دیواره به صورتی که موش ها نتوانند از آن بالا بیایند و داخل استخر بروند.
▪︎ایجاد تور سیمی
▪︎وصل کردن برق به تور سیمی
▪︎سم ریختن اطراف آن
▪︎پایین بردن دیواره در زیر زمین و داخل خاک که از طریق سوراخ کردن و تونل زدن هم موش ها نتوانند وارد شوند. و . . .
○مسئول حل مسئله یا تیم مسئول پس از فهرست کردن ایده های حل مسئله، به ارزیابی راهکارها می پردازد. یعنی با بررسی شرایط فنی و اجرایی، هزینه و زمان پیاده سازی هر یک از طرح ها و همچنین برآورد و پیش بینی اثربخشی احتمالی هر یک از آنها با در پیش گرفتن رویکرد منطقی و تحلیلی می تواند یکی از آنها را انتخاب کند تا اجرا شوند.
■روش حل مسئله ای که تاکنون استفاده شده روش عادی و روتین حل مسئله است یعنی روش تفکر همگرا، روش تفکر تحلیلی و منطقی.
امّا حالا تیم تصمیم می گیرد روش خلاقانه حل مسئله را هم امتحان کند و از روش دیاگرام دانکر برای تعریف و بیان دقیق مسئله اصلی استفاده کنند.
□بالاتر دیدید که روش دیاگرام دانکر، می گوید؛ تصور کنید که مسئله ظاهری و اولیه، پابرجا باشد و ما به وضعیت مطلوب اولیه نرسیم اما کاری کنید که به صورت کلی مشکلی پیش نیاید و شرایط خوب و مناسب باشد. (هنوز هم باید حس ابهام را داشته باشید). بیایید تصور کنیم….
●باید بپذیریم که موش ها بیایند و در استخر بیفتند. حالا کاری کنید که مسئله حادی پیش نیاید و شرایط ok باشد. می دانید که موش ها شناگران بدی نیستند. یعنی خود به خود غرق نمی شوند. چون نمی توانند خارج شوند، دست و پا زده، انرژیشان تحلیل رفته و غرق می شوند.
○شاید این که خودشان می آیند را نتوانیم به روشی ساده و کم هزینه متوقف کنیم (بیشتر روش های بالا کلی مواد، تجهیزات و خدمات نیاز دارند) اما میتوانیم کمکشان کنیم بعد از این که آبی نوشیدند و تنی به آب زدند، بتوانند خارج شوند.
■با رویکرد خلاقانه دانکر به نظر می آید که مسئله اصلی که باید روی حل آن متمرکز شد نه جلوگیری از ورود که باید تسهیل خروج موشها باشد. یعنی باید کاری بکنیم بدون این که مسئله ظاهری اولیه (ورود و حضور موش ها) حل بشود، مسئله و مشکل خاصی پیش نیاید که در این جا مشکلات بهداشتی وجود موش های مرده در آب است.
□از همین رو و با استفاده از بیان و تعریفی از مسئله که روش دانکر به ما داد، چند تخته در قسمت های مختلف در سطح آب گذاشته شد که یک سر آن بالاتر از لبه استخر قرار داده شد. نتایج میدانی در کوتاه مدت نشان داد که تعداد موش های مرده مشاهده شده در سطح آب با روند بسیار خوبی کاهش پیدا کردند./ گاهنامه مدیر
👍3🙏1
✳️ شوخی و سرگرمی، بخشی از فرهنگ سازمانی
✅ پروفسور "جنیفر ایکر" استاد دانشکده کسبوکار استنفورد و نائومی بگدوناس، سخنران این دانشگاه که با یکدیگر کلاسی را با عنوان «شوخطبعی: کسبوکار جدی» برگزار میکنند، دریافتهاند که سرگرمی و شوخطبعی نقش یک استراتژی قدرتمند را در حفظ کارمندان بازی میکند.
🟢 همچنین استرس محیط کار را کاهش میدهد و کمک میکند مشکلات سازمانی، با راهحلهای نوآورانهای حل شوند.
🔵 طبق تحقیقات علمی، این استراتژی کارایی بالایی دارد؛ زیرا خندیدن ترشح هورمون اکسیتوسین را افزایش میدهد. اکسیتوسین نهتنها احساسات خوب انسان را تقویت میکند، بلکه تمایل به روابط اجتماعی را نیز افزایش میدهد و میزان اعتماد را بالا میبرد. بگدوناس «طنز و شوخطبعی» را سرمایه قدرتمند کسبوکار میداند./راهنامه مدیر
✅ پروفسور "جنیفر ایکر" استاد دانشکده کسبوکار استنفورد و نائومی بگدوناس، سخنران این دانشگاه که با یکدیگر کلاسی را با عنوان «شوخطبعی: کسبوکار جدی» برگزار میکنند، دریافتهاند که سرگرمی و شوخطبعی نقش یک استراتژی قدرتمند را در حفظ کارمندان بازی میکند.
🟢 همچنین استرس محیط کار را کاهش میدهد و کمک میکند مشکلات سازمانی، با راهحلهای نوآورانهای حل شوند.
🔵 طبق تحقیقات علمی، این استراتژی کارایی بالایی دارد؛ زیرا خندیدن ترشح هورمون اکسیتوسین را افزایش میدهد. اکسیتوسین نهتنها احساسات خوب انسان را تقویت میکند، بلکه تمایل به روابط اجتماعی را نیز افزایش میدهد و میزان اعتماد را بالا میبرد. بگدوناس «طنز و شوخطبعی» را سرمایه قدرتمند کسبوکار میداند./راهنامه مدیر
👍1
ساختار مدیریت صنعتی ژاپن.pdf
4.7 MB
✳️ ساختارمدیریت صنعتی ژاپن
👆چارچوب گُست
GOST(Goals, Objectives, Strategies, Tactics) ابزاری است برای تعیین اهداف بلندمدت، اهداف کوتاهمدت، استراتژی و تاکتیکها
🔰 هدف بلندمدت:
یک هدف است. چیزی را توصیف میکند که شما بهطورکلی تلاش میکنید تا به آن دست یابید.
🔰 *هدف کوتاهمدت:*
هدف کوتاهمدت نیز چیزی را توصیف میکند که به طور خاص در تلاش برای دستیابی به آن هستید.
🔰 *استراتژی:*
برنامه کلی تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف بلندمدت و کوتاهمدت است.
🔰 *تاکتیکها:*
بهطور خاص به چگونگی انجام کار میپردازند.
به عنوان مثال:
🔰 *هدف بلندمدت:* پیروز شدن در رقابت فروش در منطقه جنوب ایران.
🔰 *هدف کوتاهمدت:* دستیابی به فروش 25 میلیاردی تا پایان فصل سوم امسال.
🔰 *استراتژی:* متمرکز نمودن فعالیتهای فروش بر افزایش سهم شرکت از کیف پول مشتریان کنونی.
🔰 *تاکتیکها:*
1⃣ همکاری مدیران ناحیهای فروش با نمایندگان فروش برای گذاشتن قرار ملاقات با پنج مشتری برتر در هر زیرناحیه
2⃣ تهیه کاربرگ فروشی که ارزش پولی استفاده از محصولاتمان را به صورت ترکیبی نشان میدهد
3⃣ فیلمبرداری از سه تن از مشتریان، زمانی که در حال استفاده از دو یا چند عدد از محصولاتمان به صورت ترکیبی باشند
4⃣ خرید آیپد و قراردادن کاربرگهای جدید فروش و ویدیوها در اسلایدهای ارائه برای استفاده در زمان ملاقات با مشتریان
5⃣ ایجاد فهرستی به منظور کمک به مدیران ناحیهای فروش در افزایش سهم شرکت از کیف پول
GOST(Goals, Objectives, Strategies, Tactics) ابزاری است برای تعیین اهداف بلندمدت، اهداف کوتاهمدت، استراتژی و تاکتیکها
🔰 هدف بلندمدت:
یک هدف است. چیزی را توصیف میکند که شما بهطورکلی تلاش میکنید تا به آن دست یابید.
🔰 *هدف کوتاهمدت:*
هدف کوتاهمدت نیز چیزی را توصیف میکند که به طور خاص در تلاش برای دستیابی به آن هستید.
🔰 *استراتژی:*
برنامه کلی تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف بلندمدت و کوتاهمدت است.
🔰 *تاکتیکها:*
بهطور خاص به چگونگی انجام کار میپردازند.
به عنوان مثال:
🔰 *هدف بلندمدت:* پیروز شدن در رقابت فروش در منطقه جنوب ایران.
🔰 *هدف کوتاهمدت:* دستیابی به فروش 25 میلیاردی تا پایان فصل سوم امسال.
🔰 *استراتژی:* متمرکز نمودن فعالیتهای فروش بر افزایش سهم شرکت از کیف پول مشتریان کنونی.
🔰 *تاکتیکها:*
1⃣ همکاری مدیران ناحیهای فروش با نمایندگان فروش برای گذاشتن قرار ملاقات با پنج مشتری برتر در هر زیرناحیه
2⃣ تهیه کاربرگ فروشی که ارزش پولی استفاده از محصولاتمان را به صورت ترکیبی نشان میدهد
3⃣ فیلمبرداری از سه تن از مشتریان، زمانی که در حال استفاده از دو یا چند عدد از محصولاتمان به صورت ترکیبی باشند
4⃣ خرید آیپد و قراردادن کاربرگهای جدید فروش و ویدیوها در اسلایدهای ارائه برای استفاده در زمان ملاقات با مشتریان
5⃣ ایجاد فهرستی به منظور کمک به مدیران ناحیهای فروش در افزایش سهم شرکت از کیف پول
👍1
✳️ کتابخوانی و رؤیاپردازی؛ تضمین آینده دنیای ما
📙چرا آیندهٔ ما به بقای کتابخانهها، کتابخوانی و رؤیاپردازی وابسته است!؟ این سؤالی است که نیل گیمن، از سرشناسترین نویسندههای ادبیات کودک و نوجوان جهان، در سخنرانی خود به آن پاسخ داده است:
چند سال پیش صحبتهای مختصری درباره این ایده که ما در جهان پساباسوادی زندگی میکنیم صورت گرفت؛ جهانی که در آن توانایی درک کلمات نوشتاری به گونهای حشو و زاید بود. اما آن روزها رفتهاند. واژهها مهمتر از همیشه هستند. ما جهان را با کلمات سیر میکنیم.
سال ۲۰۰۷ در اولین همایش «ادبیات علمیتخیلی و فانتزی چین» شرکت کردم. یک جا یکی از مقامات بلندپایهٔ چینی را کنار کشیدم و از او پرسیدم: چرا ادبیات علمیتخیلی!!؟ این ژانر مدتهاست جایگاهش را از دست داده است!! او به من گفت: خیلی ساده است. چینیها در «ساختن ابزار» باهوش هستند، بهشرطی که دیگران برنامه را به آنها بدهند. اما خلاقیت و ابداع ندارند. آنها نمیتوانستند تخیل کنند.
بنابراین هیأتی را به آمریکا به کمپانیهای اپل، مایکروسافت و گوگل فرستادند و از افرادی که آنجا درباره آینده ایدههای خلاقانه داشتند، سوال کردند. آنها متوجه شدند که تمام این افراد در کودکی ادبیات علمیتخیلی میخواندند!!
... من نگرانم از اینکه مردم قرن بیستویکم دربارهٔ «معنای کتابخانهها» و هدف از ایجاد آنها دچار سوءتفاهم شده باشند. اگر شما یک کتابخانه را [فقط] «قفسه کتابها» بدانید، ممکن است تفکری قدیمی و منسوخ در دنیایی بهنظر برسد که بیشترِ کتابهای چاپی در قالب دیجیتالی هم موجودند. اما اصولاً همین بهمعنای درکنکردن مسئلهٔ اصلی است.
... کتابخانه صندوقچهای از اطلاعات است که به هر شهروند حق دسترسی برابر به درونمایهاش را میدهد. سواد خواندن در دنیای پیامک و ایمیل و اطلاعات نوشتاری، بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده. ما نیاز داریم بخوانیم و بنویسیم، ما به شهروندان جهانی نیاز داریم که به راحتی بتوانند بخوانند، بفهمند که چرا میخوانند، نکات باریک را درک کنند و بتوانند منظورشان را به دیگران بفهمانند.
👈کتابخانهها واقعا دروازههای آینده هستند. بنابراین خیلی تأسفبرانگیز است که در سراسر جهان مشاهده میکنیم که مقامات محلی بستن کتابخانه را به عنوان راه آسانی برای صرفهجویی در منابع مالی به کار گرفتهاند، بدون اینکه متوجه باشند دارند از آینده میدزدند تا برای امروز خرج کنند. آنها درهایی را میبندند که باید باز باشند.
... همه ما کودکان و بزرگسالان، نویسندگان و خوانندگان باید رویاپردازی کنیم. ما باید تخیل خود را به کار بیاندازیم. خیلی آسان است که وانمود کنیم هیچکس نمیتواند چیزی را تغییر دهد. اینکه ما در جهانی هستیم که جامعه عظیمی دارد و هر فرد خیلی کمتر از هیچ است؛ یک اتم، یک دانه برنج در یک مرزعه. اما حقیقت این است که افراد هستند که دنیایشان را بارها و بارها تغییر میدهند. افراد، آینده را میسازند و آنها این کار را با تخیل اینکه چیزها میتوانند متفاوت باشند، انجام میدهند.
... آلبرت اینشتین در پاسخ به این سوال که چطور میتوانیم بچههای باهوشی داشته باشیم، خیلی ساده اما خردمندانه گفت: اگر میخواهید فرزندان باهوشی داشته باشید، قصههای جن و پری برایشان بخوانید!!
📙چرا آیندهٔ ما به بقای کتابخانهها، کتابخوانی و رؤیاپردازی وابسته است!؟ این سؤالی است که نیل گیمن، از سرشناسترین نویسندههای ادبیات کودک و نوجوان جهان، در سخنرانی خود به آن پاسخ داده است:
چند سال پیش صحبتهای مختصری درباره این ایده که ما در جهان پساباسوادی زندگی میکنیم صورت گرفت؛ جهانی که در آن توانایی درک کلمات نوشتاری به گونهای حشو و زاید بود. اما آن روزها رفتهاند. واژهها مهمتر از همیشه هستند. ما جهان را با کلمات سیر میکنیم.
سال ۲۰۰۷ در اولین همایش «ادبیات علمیتخیلی و فانتزی چین» شرکت کردم. یک جا یکی از مقامات بلندپایهٔ چینی را کنار کشیدم و از او پرسیدم: چرا ادبیات علمیتخیلی!!؟ این ژانر مدتهاست جایگاهش را از دست داده است!! او به من گفت: خیلی ساده است. چینیها در «ساختن ابزار» باهوش هستند، بهشرطی که دیگران برنامه را به آنها بدهند. اما خلاقیت و ابداع ندارند. آنها نمیتوانستند تخیل کنند.
بنابراین هیأتی را به آمریکا به کمپانیهای اپل، مایکروسافت و گوگل فرستادند و از افرادی که آنجا درباره آینده ایدههای خلاقانه داشتند، سوال کردند. آنها متوجه شدند که تمام این افراد در کودکی ادبیات علمیتخیلی میخواندند!!
... من نگرانم از اینکه مردم قرن بیستویکم دربارهٔ «معنای کتابخانهها» و هدف از ایجاد آنها دچار سوءتفاهم شده باشند. اگر شما یک کتابخانه را [فقط] «قفسه کتابها» بدانید، ممکن است تفکری قدیمی و منسوخ در دنیایی بهنظر برسد که بیشترِ کتابهای چاپی در قالب دیجیتالی هم موجودند. اما اصولاً همین بهمعنای درکنکردن مسئلهٔ اصلی است.
... کتابخانه صندوقچهای از اطلاعات است که به هر شهروند حق دسترسی برابر به درونمایهاش را میدهد. سواد خواندن در دنیای پیامک و ایمیل و اطلاعات نوشتاری، بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده. ما نیاز داریم بخوانیم و بنویسیم، ما به شهروندان جهانی نیاز داریم که به راحتی بتوانند بخوانند، بفهمند که چرا میخوانند، نکات باریک را درک کنند و بتوانند منظورشان را به دیگران بفهمانند.
👈کتابخانهها واقعا دروازههای آینده هستند. بنابراین خیلی تأسفبرانگیز است که در سراسر جهان مشاهده میکنیم که مقامات محلی بستن کتابخانه را به عنوان راه آسانی برای صرفهجویی در منابع مالی به کار گرفتهاند، بدون اینکه متوجه باشند دارند از آینده میدزدند تا برای امروز خرج کنند. آنها درهایی را میبندند که باید باز باشند.
... همه ما کودکان و بزرگسالان، نویسندگان و خوانندگان باید رویاپردازی کنیم. ما باید تخیل خود را به کار بیاندازیم. خیلی آسان است که وانمود کنیم هیچکس نمیتواند چیزی را تغییر دهد. اینکه ما در جهانی هستیم که جامعه عظیمی دارد و هر فرد خیلی کمتر از هیچ است؛ یک اتم، یک دانه برنج در یک مرزعه. اما حقیقت این است که افراد هستند که دنیایشان را بارها و بارها تغییر میدهند. افراد، آینده را میسازند و آنها این کار را با تخیل اینکه چیزها میتوانند متفاوت باشند، انجام میدهند.
... آلبرت اینشتین در پاسخ به این سوال که چطور میتوانیم بچههای باهوشی داشته باشیم، خیلی ساده اما خردمندانه گفت: اگر میخواهید فرزندان باهوشی داشته باشید، قصههای جن و پری برایشان بخوانید!!
👍2
📚 از کتاب قصه هائی به پداران؛ فرزندان؛ نوه ها پائولو کوئیلو
✅ توانایی راستین:
رامان یوگی استاد مسلم هنر تیراندازی با کمان بود. روزی محبوبترین شاگردش را به دیدن هنرنمایی اش دعوت کرد. شاگردش بیش از صد بار این برنامه را دیده بود. اما تصمیم گرفت از دستور استادش اطاعت کند.
به بیشهای در کنار صومعه رفتند به درخت بلوطی زیبایی رسیدند و رامان از میان حلقه گل دور گردنش گلی برداشت و روی شاخهای درخت بلوط گذاشت بعد خورجینش را باز کرد و سه چیز بیرون آورد.
کمان زیبای اعلایش را یک پیکان و دستمال سفیدی با گلدوزی گل یاس.
در فاصله ۱۰۰ قدمی گل رو به هدفش ایستاد و از شاگردش خواست با دستمال گلدوزی شده چشمهایش را ببندد. شاگرد دستور استادش را انجام داد.
استاد پرسید تا حالا چند بار مرا در حال تمرین هنر اصیل و باستانی تیراندازی دیدهای شاگرد پاسخ داد هر روز و همیشه از ۳۰۰ قدمی گل سرخ را زدهاید.
رامان یوگی چشم بسته جای پایش را روی زمین محکم کرد زه کمان را با تمام نیرو کشید به طرف گل سرخ روی شاخه بلوط نشانه رفت و پیکان را رها کرد.
پیکان سوت کشان هوا را شکافت اما با فاصله زیادی به خطا رفت و حتی به درخت هم نخورد.
رامان یوکی دستمال را از روی چشمهایش برداشت و پرسید به هدف خورد؟
شاگرد پاسخ داد به خطا رفت با فاصله خیلی زیاد.
به نظرم میخواستی قدرت تمرکز فکر را یادم بدهید! و نشان بدهید که میتوانید معجزه کنید! رامان پاسخ داد: درس بسیار مهمی درباره قدرت تمرکز فکر به تو دادم وقتی که چیزی را میخواهی فقط روی آن تمرکز کن !
هیچ کس هرگز به هدفی که نمیبیند نخواهد رسید
✅ توانایی راستین:
رامان یوگی استاد مسلم هنر تیراندازی با کمان بود. روزی محبوبترین شاگردش را به دیدن هنرنمایی اش دعوت کرد. شاگردش بیش از صد بار این برنامه را دیده بود. اما تصمیم گرفت از دستور استادش اطاعت کند.
به بیشهای در کنار صومعه رفتند به درخت بلوطی زیبایی رسیدند و رامان از میان حلقه گل دور گردنش گلی برداشت و روی شاخهای درخت بلوط گذاشت بعد خورجینش را باز کرد و سه چیز بیرون آورد.
کمان زیبای اعلایش را یک پیکان و دستمال سفیدی با گلدوزی گل یاس.
در فاصله ۱۰۰ قدمی گل رو به هدفش ایستاد و از شاگردش خواست با دستمال گلدوزی شده چشمهایش را ببندد. شاگرد دستور استادش را انجام داد.
استاد پرسید تا حالا چند بار مرا در حال تمرین هنر اصیل و باستانی تیراندازی دیدهای شاگرد پاسخ داد هر روز و همیشه از ۳۰۰ قدمی گل سرخ را زدهاید.
رامان یوگی چشم بسته جای پایش را روی زمین محکم کرد زه کمان را با تمام نیرو کشید به طرف گل سرخ روی شاخه بلوط نشانه رفت و پیکان را رها کرد.
پیکان سوت کشان هوا را شکافت اما با فاصله زیادی به خطا رفت و حتی به درخت هم نخورد.
رامان یوکی دستمال را از روی چشمهایش برداشت و پرسید به هدف خورد؟
شاگرد پاسخ داد به خطا رفت با فاصله خیلی زیاد.
به نظرم میخواستی قدرت تمرکز فکر را یادم بدهید! و نشان بدهید که میتوانید معجزه کنید! رامان پاسخ داد: درس بسیار مهمی درباره قدرت تمرکز فکر به تو دادم وقتی که چیزی را میخواهی فقط روی آن تمرکز کن !
هیچ کس هرگز به هدفی که نمیبیند نخواهد رسید