مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
ادامه👆
●همین استراتژی را در شرکت گلیچ، شرکت نیوزیلندی که در زمینه تکنولوژی فعال است، می‌توان مشاهده کرد. این شرکت جلسات منظمی برگزار می‌کند که در آن گروه‌های کاری، در حضور همه کارمندان و مدیران شرکت، از یکدیگر برای همکاری و کمکشان تشکر می‌کنند. این روال قدردانی در شرکت محیط کاری ایده‌آلی را برای همه ایجاد کرده به طوری‌که تمرکز بر روی پروژه‌ها بیشتر شده و انگیزه افراد برای پیشبرد اهداف شرکت افزایش یافته است.
○مایک رابینز، مشاور راهبردی و نویسنده کتاب‌هایی در زمینه روانشناسی و تجارت، معتقد است برخی روش‌های قدردانی از کارمندان در عمل بازدهی ندارند و رضایتمندی پرسنل را به همراه نمی‌آورند. دلیل این امر نیز این است که توجه شرکت‌ها فقط به عملکرد کاری یک کارمند است نه به ارزش‌های انسانی او. هرگاه در محیط کاری، قابلیت‌های یک انسان، به عنوان یک شهروند با خصوصیات تحسین‌برانگیز اخلاقی و انسانی، مورد ستایش قرار گرفت نه صرفاً توانایی کاری او، می‌توان انتظار رشد و پیشرفت در آن شرکت داشت.
■مایک رابینز در کتاب «خود را به طور کامل به سر کار بیاورید» خاطر نشان می‌کند که «باید محیطی کاری ایجاد کرد که مردم احساس ارزشمندی کنند به خاطر کسی که هستند نه به خاطر کاری که می‌کنند».
□اینکه به مشتری خود بگویید که وفاداری و تعهد آنها چقدر برای شما باارزش است و شما همیشه سپاسگزار حمایت آنها هستید، می‌تواند قدم مهمی در شکل‌گیری ارتباط حرفه‌ای در دنیای تجارت باشد. بیان این سپاسگزاری با کلمات می‌تواند تاثیر‌گذار باشد، ولی نشان دادن آن در عمل تاثیر گسترده و غیر‌قابل تغییری به همراه دارد. راه‌های زیادی برای ابراز قدردانی نسبت به مشتریان یک تجارت وجود دارد از جمله، کارت‌های عضویت یا طرح‌های دسترسی زودهنگام به محصولات، ولی هدایای گاه و بیگاه و ارتباطات ظریف شخصی با مشتری به طور قطع با تاثیر عمیق‌تری همراه است. در مجموع وقتی قدردانی به استراتژی اصلی در روابط انسانی یک کسب‌و‌کار تبدیل شود، رضایت مشتری اجتناب‌ناپذیر، سوددهی شرکت رو به رشد و تعداد مشتریان رو به افزایش است.
●نتایج تحقیقی که دورا باک، ژاکلین ایستمن و بنجامین مک کی در سال ۲۰۱۳ در خصوص رابطه قدردان بودن با درک اقتصادی افراد انجام دادند، نشان داد که شرکت‌ها و فروشگاه‌ها با تکیه بر ایجاد ارتباط قوی با مشتریان که بر اساس قدرشناسی از آنها شکل گرفته، می‌توانند از دوران سخت اقتصادی گذر کنند. برای آنها قدرشناسی از مشتریان و ارزش دادن به انتخابشان، ابزاری برای تضمین فروش و بقا در روزهای سخت است.
○ابراز قدرشناسی یک شرکت به مشتریان خود، پیام قوی به آنها منتقل می‌کند که خرید شما از ما، تاثیر مثبت فراوانی بر روی شرکت می‌گذارد. به همین دلیل است که پیتر اکونومی نویسنده و روزنامه‌نگار، معتقد است: دیدگاه «یک مدل برای همه» معمولاً در استراتژی قدردانی از مشتریان جواب نمی‌دهد. باید در ابراز قدرشناسی دقیق بود، طوری که مشتری بداند وجود خود او، به تنهایی، چقدر برای شرکت ارزشمند است.
■شرکت‌ها روش‌های خلاقانه‌ای برای ابراز قدردانی خود نسبت به مشتریان وفادار اجرا می‌کنند. برای مثال شرکت AT&T با تدوین ویدئوهای کوتاهی که مشتریانش از ستایش یک گروه موسیقی تهیه کرده بودند، دو هزار کلیپ کوتاه ساخت و به نام مشتریان وفادار خود پخش کرد. شرکت اسکوشیبل که تولید‌کننده حیوانات عروسکی است، برای حفظ ارتباط و توجه به سلیقه مشتریان، به آنها اجازه می‌دهد که در انتخاب کاراکتر عروسک برای تولیدات بعدی شرکت مشارکت داشته باشند.
□شرکت سوپ کمپبل در حال سقوط بود که داگلاس کونانت در سال ۲۰۰۱ بر صندلی مدیر عاملی این شرکت نشست، ولی ۱۰ سال بعد وقتی در سال ۲۰۱۱ پست خود را ترک کرد، این شرکت در اوج سوددهی به سر می‌برد. شرکت کمپبل توانسته بود در طول این ۱۰ سال جایزه گالوپ، برای بهترین محل کار را دریافت کند و همچنین به یکی از شرکت‌های مطرح در حمایت از زنان و اقلیت‌ها تبدیل شود. ولی راز موفقیت داگلاس کونانت در این ۱۰ سال چه بود؟ او در طول سال‌ها مدیریت خود در این شرکت بیش از ۳۰ هزار پیام تشکر نوشت و برای کارمندان و مشتریانش فرستاد. کونانت نه ای‌میل زد و نه پیام کوتاه فرستاد، او تقریباً روزانه ۱۰ کارت را با دست خط خود می‌نوشت و از تلاش یک کارمند یا حمایت یک مشتری قدردانی می‌کرد. کونانت توانسته بود در طول این ۱۰ سال، با کمترین هزینه ممکن و فقط با ارزش دادن به تلاش پرسنل و حمایت مشتری‌ها، شرکت کمپبل را از خطر ورشکستگی نجات دهد. شاید این دست‌نوشته‌های قدردانی تنها عامل رشد شرکت محسوب نشوند ولی نمی‌توان تاثیر آن را در ایجاد انگیزه در بین کارمندان و مشتریان نادیده گرفت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥ابتدا شما را به دیدن این فیلم کوتاه یک دقیقه ای دعوت می کنم
💠 توسعه از یک شروع می شود

یک نفر شروع می کند و بقیه می پیوندند. یک آغاز توسعه است. هر کدام از ما می تواند در حوزه خودش  "یک" آغازین باشد. حتی اگر شکست هم بخوریم و دیگران همراه نشدند باز هم موفق شده ایم. چون ترس درونی خود را شکست دادیم. چون به بی تفاوتی نه گفتیم و چون جسارت را تمرین کردیم. ما یک گام به جلو برداشته ایم.

اگر یک آغازین هم نیستیم می توانیم آن یک نفر دوم و سوم باشیم ولی در هر صورت باشیم!
ذهن توسعه یافته
👍2
✳️ اصل بقای سختی

✅ هایدگر فیلسوف آلمانی میگوید: اگر بخواهم با شما رو راست باشم باید بگویم، که زندگی به شکل گُریزناپذیری سخت است و این ربطی به جایی که هستید و جوری که زندگی میکنید، ندارد. من به آن می‌گویم: “اصل بقای سختی”. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود ولی نابود نمی شود.
🔸برای همین هم در يک زندگیِ خیلی خوب و عادی، جایی‌که هیچ کسی به هیچ کسی به خاطر عقایدش شلیک نمیکند و همه چیز آرام است؛ آدم‌های زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی می‌خورند که بتوانند خودشان را هر روز صبح از داخل رختخواب بیرون بکشند.
خیلی‌‌ها معتقدند که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخود فرنگیِ غیر ارگانیک و گِلوتِن، ما‌ها را اینجوری کرده و قدیم‌ها مردم خوشبخت‌تر بودند. شما بشنوید و باور نکنید.
🔹هزار‌ها سال پیش شاهزاده‌ای هندی به نام سیزارتا یا همان بودا گفت که “زندگی رنج است.” رنج، یا به زبان بودا “دوکا”. هایدگر به این  می گوید: “اضطراب وجودی”. این‌ها را نگفتم که ناامیدتان کنم.
🔸چیزهای خوب و دلنشین هم در دنیا کم نیست. می توانید از آنها در این راه کمک بگیرید. هر وقت داشتید در چاه غم فرو می رفتید مثل “رَسَن” به آن چنگ بیندازید و بیایید بیرون. یکی از این طناب‌ها؛ موسیقی است. اگر توانستید سازی بزنید؛ اگر نتوانستید به آن گوش کنید.
🔹وقت هایی که شاد هستید، موسیقی گوش کنید و وقت هایی که غمگین بودید، بیشتر موسیقی گوش کنید. آنجا که از هر حرکتی عاجز ماندید؛ برقصید، رقصیدن بهترین و مفید‌ترین کاری است که می توانید برای روحتان بکنید. هرجا ریتمی شنیدید که میشد با آن رقصید، خودتان را تکان بدهید، حتی اگر ریتم چکیدن قطره‌های آب از شیروانی باشد. رقص از نظر علمی، هم ارتعاش شدن با جریان هستی است. با خودتان و برای خودتان برقصید. راستی اگر صدای خوبی داشتید موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخوانید، اما اگر نداشتید هم مهم نیست.
🔸چیز دیگری که می توانید بخوانید کتاب است. خواندن کتاب به شما کمک می کند زندگی های دیگری را که هیچ وقت نمی توانستید تجربه کنید را تجربه کنید.
🔸فیلم هم همین کار را در یک ابعاد دیگری می کند. اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالا‌تر از فیلم است، چون قوه تخیلتان رو به کار می گیرد؛ و روند ذهنی‌تر و عمیق تری است. تا می توانید کتاب بخوانید. وسط کتاب ها حتما چند صفحه هم برای مطالعه در مورد ستاره‌ها و کهکشان ها وقت بگذارید، چون کمکتان می کند که ابعاد چیز‌ها را بهتر درک کنید.
🔸یادتان نرود که در کل هستی کجا ایستاده‌اید. برای همین، قدیم ها بیشتر فیلسوف ها ستاره‌شناس هم بودند. شاید نخواهید یا نتوانید منجّم بشوید. ولی همیشه می توانید وقت هایی که غمگین هستید، به آسمان نگاه کنید و ببینید که غم‌هایتان در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچک است.
🔸طناب های دیگری هم هست؛ چیزهایی مثل *نقاشی کردن*، *عکاسی*، *کاشتن یک درخت*، *آشپزی با ادویه‌های جدید*،  *سفر کردن*، *حرکت…*
🔸ما برای نشستن خلق نشده‌ایم. صندلی یکی از خطرناک‌ترین اختراعات بشریست. به جای نشستن *قدم* بزنید؛ *بدوید*، *شنا* کنید. اگر مجبور شدید بنشینید؛ برای خودتان، همنشین‌هایی پیدا کنید و از مصاحبتشان لذت ببرید. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسان نیست. اما اگر دوست خوبی باشید؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورتان جمع خواهند شد. در ضمن، دایره دوستهایتان را به آدمها محدود نکنید.
🔸شما می توانید تقریباً با همه موجودات زنده دنیا دوست باشید؛ *گل‌ها*، *علف‌ها*، *ماهی‌ها*، *پرنده‌ها*، و بله حتی *گربه‌ها*. حیوانها گاهی حتی از آدمها هم دوست های بهتری هستند.
○در زندگی چاه غم زیاد است ولی طناب هم هست؛ سَرِ رَسَن را ول نکنید. اما مراقب باشید که به طناب های پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی غرور و موقعیت و موفقیت آویزان نشوید، چون از داخل چاه بیرونتان نمی آورند و بدتر رهايتان میکنند.
■ته چاه… بگردید و طناب های خودتان را پیدا کنید و اگر نتوانستید پیدایش کنید؛ *“ببافیدش”*. آدم های انگشت شماری طناب بافی بلدند، دانشمندها، کاشف‌ها، مربی های فوتبال، کمدین ها و هنرمندها همه طناب باف هستند و طناب‌هایی را بافتند که آدم های دیگر هم می توانند سرش را بگیرند و با آن از داخل چاه بیرون بیایند.
🔹اگر ما امروز از سیاه سرفه نمی میریم برای این است که طنابی را گرفتیم که لویی پاستور سال ها پیش بافته است. “سمفونی شماره پنج” طنابی است که بتهوون با نُت‌ها به هم پیوند زده است.  “صد سال تنهایی” طنابی است که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته است.
●بیشتر طناب های رهایی را یک روزی کسی که شاید ته چاه زندانی بوده بافته است. باید از آنها استفاده کنیم.
✳️ راه درستِ شکست خوردن!

🔴دانشکده اسمیت، دانشکده دخترانه‌ای در ماساچوست، برنامه‌ای به نام «خوب شکست خوردن» ایجاد کرده است تا به دانش‌آموزانش آموزش دهد که همه ما باید برای یادگیری، ایستادگی به خرج دهیم.
ریچل سیمونز که این برنامه را راه‌اندازی کرده است، در مقاله‌ای در نیویورک تایمز می‌گوید: «آنچه در تلاش هستیم تا یاد بگیریم این است که شکست اِشکال یادگیری نیست، بلکه ویژگی آن است.»

🟢در واقع، وقتی دانش‌آموزان در این برنامه ثبت‌نام می‌کنند، یک *گواهی شکست* دریافت می‌کنند که اظهار می‌کند آنها به این وسیله در یک رابطه، پروژه، تست یا هر ابتکار دیگری برای خرابکاری یا شکست مجاز هستند!

🟤دانش‌آموزانی که برای مدیریت شکست آماده هستند، کمتر ضعیفند و نسبت به کسانی که انتظار عملکرد بی‌نقص را دارند جسورانه‌تر رفتار می‌کنند.

🔵این درسی است که ارزش به‌کارگیری در کسب‌و‌کار را نیز دارد. پاتریک دایل، مدیر ارشد اجرایی پیتزا دومینو از سال ۲۰۱۰، یکی از موفق‌ترین دوره‌های هفت ساله رهبری کسب‌و‌کار را در هر زمینه‌ای داشته است. اما او معتقد است که همه پیروزی‌های شرکتش به‌خاطر میل او برای مواجهه و به چالش کشیدن احتمال اشتباهات و گام‌های غلط است.

🟣دایل در یک ارائه برای مدیران ارشد اجرایی دیگر، دو چالش بزرگ را توصیف کرد که در مسیر شرکت‌ها و افرادی وجود دارد که نسبت به شکست صادق‌تر هستند:

▪️اولین چالش آن چیزی است که او «سوگیری حذف» می‌نامد؛ واقعیتی که اکثر افراد با یک ایده جدید، پیگیری ایده‌شان را دنبال نمی‌کنند چون اگر آنها چیزی را امتحان کنند و آن کار به سرانجام نرسد، این عقب‌نشینی ممکن است به شغل آنها آسیب برساند.

▪️دومین چالش فائق آمدن بر آن چیزی است که او «ضررگریزی» می‌نامد؛ گرایشی که موجب می‌شود افراد ترجیح دهند به‌جای تلاش برای برنده شدن، چیزی را از دست ندهند؛ چون برای اکثر ما «درد از دست دادن دو برابر لذت به‌دست آوردن است.»

⚪دایل می‌گوید: «اجازه برای شکست خوردن، انرژی‌بخش و شرط ضروری برای موفقیت است» و شاید این مهم‌ترین درس برای همه باشد:
"بدون شکست خوردن هیچ نوع یادگیری وجود ندارد و بدون شکست هیچ موفقیتی ممکن نخواهد بود."
▪︎برگرفته از HBR
✳️ اصول برندینگ در بوئینگ

🔴دیوید لِین کِلِر در کتاب خود به نام «مدیریت استراتژیک برند» می‌نویسد: برخی از شرکت‌های تولیدکننده محصولات و خدمات صنعتی به اشتباه تصور می‌کنند برندینگ مخصوص شرکت‌های مصرفی است و مشتریان کالاهای صنعتی اهمیت چندانی به برند نمی‌دهند.

🟢اما بازاریاب‌های صنعتی این موضوع را کاملا رد می‌کنند چون به خوبی می‌دانند داشتن یک برند قوی، چه در بازارهای مصرفی و چه در بازارهای صنعتی، یک امر لازم و حیاتی است.

🔵با این حال، معتقدند که برندینگ در بازارهای صنعتی متفاوت از برندینگ در بازارهای مصرفی است به گونه‌ای که برندینگ در بازارهای صنعتی معمولا بر اساس اصولی است که تمام کارمندان و واحدهای مختلف شرکت در تعامل‌شان با مشتری باید رعایت کنند.

⚪برای مثال، برندینگ در بوئینگ که کالاهای صنعتی مختلف از هواپیمای تجاری گرفته تا ماهواره را تولید می‌کند، بر اساس این اصول انجام می‌شود:

۱. اصل «روح بوئینگ» که به کارمندان و واحدهای بوئینگ تاکید می‌کند «چرا در بازار حضور داریم و قرار است چگونه در بازار موفق شویم.»

۲. اصل «عملکرد دقیق» که به کارمندان و واحدهای بوئینگ نشان می‌دهد «کار باکیفیت و در شأن بوئینگ چگونه است و چگونه باید اصول کیفیت را رعایت کنند.»

۳. اصل «آینده بوئینگ» که با کارمندان و واحدهای بوئینگ درباره «آینده‌ای که بوئینگ در حال حرکت به آن سمت است و مسئولیت هر واحد و کارمند برای رسیدن به آن آینده» صحبت می‌کند.

🟣اگر شما هم یک شرکت صنعتی هستید، برای تبدیل شدن به یک برند قوی در صنعت‌تان، ابتدا باید اصول اساسی برندینگ‌تان را مشخص و آن را بارها و بارها با کارمندان‌تان مرور کنید و از آنها بخواهید به آن اصول پایبند باشند
❤1
تامین-مالی.pdf
2.3 MB
📚کتاب آشنایی با مدل های تامین مالی شرکت ها
♒️ اضطراب موقعیت

❓نمی‌دانم اولین‌بار چه کسی در گوش ما خواند که باید همیشه برنده باشیم، در واقع به ما آموختند که با برنده شدن چیزهای زیادی را به دست می‌آوریم، مثل محبت، تحسین، توجه، احترام و...

همین شد که ما ترسیدیم از باختن و به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست، آنجا ترسناک می‌شود که اراده دوباره بلند شدن را از دست می‌دهیم و خودمان را سرزنش می‌کنیم.

دروغ چرا، صادقانه می‌گویم که من بیشتر باخته‌ام تا برنده شوم و با هربار باختن چیزهایی را از دست داده‌ام، آدم‌هایی را..

حالا که سی و یک ساله هستم اما دیگر پذیرفته‌ام که این باختن حقیقت زندگی‌ست، مثل مرگ که تلخ است اما واقعیت جهان است. دیگر برایم مهم نیست که وقتی برنده می‌شوم کسی باشد که حلقه گلی به گردنم بیندازد و اگر ببازم طردم کند...
حالا می‌دانم که تنهای تنها باید با حقیقت برد و باخت کنار بیایم و برآیندش می‌شود زندگی من!

📚 اضطراب موقعیت
👤 آلن دو باتن
✳️ آی کیو را فراموش کنید؛ موفقیت فقط به ویژگی‌های شخصیتی شما بستگی دارد!

✅ بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفق‌ترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان می‌پرسیم که آیا واقعا این‌قدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟

🔸حتی برخی از ما به خاطر ترس از کم‌هوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصت‌های شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.

🔸جیمز هکمن، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و همکارانش در تحقیقات جدیدی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرم‌آور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد!

🔸این محققان برای دست‌یابی به نتیجه‌ای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و آمریکا را براساس داده‌هایی مربوط به نمرات و آزمون‌های IQ، نتیجه تست‌های استاندارد و ارزیابی شخصیت جمع‌آوری کردند. بعد، محاسبه کردند هر یک از این عوامل چقدر در پیش‌بینی آینده‌ای نزدیک موثر هستند.

🔸به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
مطالعه‌ی جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان می‌دهد فقط ۱ یا ۲ درصد! به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟

🔸ویژگی‌های شخصیتی مانند وظیفه‌شناسی، مسئولیت‌پذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربه‌های جدید بودن (Openness) خصوصیت‌هایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت می‌رسانند.

🔸شما می‌توانید شخصیت خود را تغییر دهید؟!
اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطاف‌پذیر است.

🔸تحقیقات هاکمن نشان می‌دهد از کودکی می‌توان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگی‌های شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگ‌سالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطاف‌پذیر است.

🔸خلاصه‌ی این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازه‌ی کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟» بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر می‌کنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
‍ ✳️ جمعیت انسان در حال افزایش است اما نرخ رشد در حال کاهش است.
✅ آیا کاهش جمعیت جهان را به جای بهتری تبدیل می‌کند؟
 
✴️ مجمع جهانی اقتصاد پیش‌بینی کرده است که جمعیت جهان در سال ۲۱۰۰ به ۱۰ میلیارد و ۹۰۰ میلیون نفر خواهد رسید.
جمعیت جهان هم‌اکنون هشت میلیارد نفر است
در حالی که جمعیت جهان در حال افزایش است، نرخ رشد آن  در حال کند شدن است.  
الجزیره نوشته است که در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۳۴ میلیون نوزاد در جهان متولد شدند اما این رقم در واقع کمترین سطح مواليد در جهان از سال ۲۰۰۱ به این سو است. 

در عین حال شمار مرگ‌ومیر در جهان نیز در حال افزایش بوده است و از کمتر از ۵۰ میلیون نفر در دهه ۱۹۹۰ به ۵۸ میلیون مورد در سال ۲۰۱۹ رسیده است.

⏪  نرخ رشد جمعیت جهان ۰.۸ درصد تخمین زده شده است. 

سازمان ملل متحد نیز در گزارش ۲۰۲۲ خود پیش‌بینی کرد که جمعیت ده‌ها کشور جهان تا سال ۲۰۵۰ کاهش خواهد یافت.
وبسایت «ساینتیفیک آمریکن» نوشته است که این خبر خوبی است. 

🔸این وبسایت می‌گوید که کاهش جمعیت فشار نوع بشر بر کره زمین را کاهش خواهد داد و ردپای مخرب انسان در اکوسیستم جهان کم خواهد شد.

🔸در مقابل این نظر برخی اقتصاددانان قرار دارند که درباره عواقب اقتصادی این روند نظر داده‌اند: جمعیت کمتر به معنی کالای کمتر است، پس کاهش جمعیت به معنی رشد کمتر اقتصاد یا حتی سقوط آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍3
🔸 بلوغ عاطفی به این معنیه که فرد بتونه احساسات و خودش و عوامل استراس‌زا رو به‌ شیوه درست و سالمی مدیریت کنه
🔹افرادی که به بلوغ عاطفی رسیدن می‌تونن با چالش‌ها و سختی‌های زندگی بهتر کنار بیان و این کمکشون می‌کنه که راحت‌تر بتونن به موفقیت برسن. همین‌طور این افراد توی ارتباطات خودشون هم موفق‌تر هستن. اما اون‌ها چه ویژگی‌هایی دارن؟
🙏3👍1
✳️ آموزش اقتصاد به زبان ساده
*فردگرایی روش شناختی*

💠«چگونه درباره اقتصاد فکر کنیم» پر بایلند
فردگرایی روش شناختی چیست؟
🔹کنش فردی تحت تاثیر انگیزه‌ای است و آن انگیزه هدفی است که فرد کنشگر آن را ارزشمند می‌داند. اگر افراد دیگر نیز آن هدف را ارزشمند بدانند، آنگاه این افراد همکاری می‌کنند، اما این امر کنش فردی را بی‌اعتبار نمی‌کند. شاید یک گروه در یک کنسرت موسیقی با یکدیگر همکاری کنند، اما این همکاری حاصل کنش فرد به فرد گروه است. گروه به خودی خود، کنشی انجام نمی‌دهد.
🔹اینکه چهار نفر برای بلند کردن و جابجایی یک پیانو با هم همکاری می‌کنند، به این معنا نیست که گروه پیانو را بلند کرده است، بلکه به این معناست که چهار نفر با کنش‌های فردی، خود را برای رسیدن به یک هدف مشترک هماهنگ کرده‌اند. به عبارت دیگر، اقتصاد از نظر روش شناختی ، فردگرایانه است.
🔹چیز‌هایی به مانند کسب و کار، گروه‌ها و دولت وجود دارند و بر زندگی افراد تاثیر می‌گذارند . اما ما بدون درک اینکه افراد به کسب‌وکارها، گروه‌ها و دولت‌ها شکل می‌دهند، از درک آن‌ها عاجز هستیم. با فهم این نکته، متوجه می‌شویم که کنشگران درون یک گروه ممکن است اهدافی داشته باشند که با اهداف اعلام شده گروه در تضاد باشد و بنابراین تنش‌هایی وجود دارد و برخی افراد ممکن است به گونه‌ای عمل کنند که اهداف اعلام شده گروه را تضعیف کند. اگر فرض می‌کردیم خود گروه عمل می‌کند، وجود تنش و مخالف در گروه امکان‌پذیر نبود.
اهمیت کنش انسانی
🔹علم اقتصاد از منطق برای فهم فرآیند‌هایی که به اقتصاد و انگیزه‌هایی که به رفتار ما شکل می‌دهند استفاه می‌کند. انگیزه کنش ما شخصی است و در دنیای بیرون قابل مشاهده نیست، به همین دلیل ارزش، امری ذهنی (سوبژکتیو) است.
ذهنی بودن ارزش به اقتصاد‌دان‌ها این امکان را می‌دهد که نظریه اقتصادی واقع‌بینانه و معتبری تدوین کنند.
🔹ذهنی بودن ارزش به ما می‌گوید که قیمت‌ها نتیجه ارزش‌گذاری‌های شخصی فرد به فرد جامعه است. از آنجایی که افراد بین گزینه‌های متعدد اما محدود انتخاب می‌کنند، باید گزینه‌های خود را رتبه‌بندی کنند. آنها این کار را به صورت ذهنی انجام می‌دهند و بر اساس ارزش پیش‌بینی شده‌ای که انتظار دارند از نتیجه عمل برای آنها فراهم می‌شود.
🔹صرفا یک چیز برای ما ارزشی ندارد، بلکه رضایت و مطلوبیتی که انتظار داریم برای ما به ارمغان آورند دلیلی است که ما آنها را ارزشمند می‌دانیم. چرا برای ما ارزش یک لیوان آب هنگامی که در کویر تشنه هستیم با زمانی که روی مبل خانه دراز کشیده‌ایم، فرق می‌کند؟ دلیل این امر این است که در ذهن ما ارزش یک چیز وابسته به مطلوبیتی است که برای ما در موقعیت فعلی‌مان به ارمغان می‌آورد. وقتی روی مبل دراز کشیده‌ایم، رضایتی که از نوشیدن آب به دست می‌آوریم با زمانی که در بیابان جان ما به آن لیوان آب وابسته است قابل مقایسه نیست!
ذهنی بودن ارزش و کنش‌ انسانی
🔹به زبان ساده، کنش باعث اتصال ارزش‌گذاری دنیای ذهنی ما با جهان واقعی می‌شود. کنش پلی میان ارزش‌گذاری شخصی و جهان واقعی است. نکته حائز اهمیت این است که ما این ارزش‌گذاری ذهنی را نمی‌توانیم بسنجیم. اینکه بگویم میزان لذت بردن من از نوشیدن آب در این موقعیت ۱۰ است و در موقعیت دیگر ۷.۲۵، غیر ممکن است.
🔹با فهم کنش به مثابه نقطه شروع استدلال اقتصادی این واقعیت که ارزش ذهنی است، برای درک تولید کالاها و خدمات و سایر پدیده‌های اقتصادی مشکلی ایجاد نمی‌کند. ما مجبور نیستیم بدانیم که مردم برای چه چیزی یا چرا ارزش قائل هستند، فقط باید بدانیم که آنها در ذهن خود سلسله مراتب ارزشی دارند و بر این اساس عمل می‌کنند. تمامی پدیده‌های اقتصادی به مانند تخصیص منابع، قیمت‌ها و چرخه‌های تجاری، همگی نتیجه کنش انسانی هستند، کنشی که معنادار و هدفمند است.
✳️استراتژیست کیست؟

✅ امروزه مدیرانی که از تفکر استراتژیک برخوردار باشند قادرند سازمان‌هایی ایجاد کنند که بلندمدت گرا و همه جانبه نگر باشند. مدیران استراتژیست یک یا چند ویژگی از ویژگی‌های ذیل را از خود نشان می‌دهند.

۱. چشم انداز دارند: آنها تصوری از آینده در ذهن خود دارند و برای دست یافتن به آن تلاش می‌کنند.

۲. تجزیه و تحلیل گرند: آنها موضوعات را به اجزای سازنده شان می‌شکنند و هر مسئله‌ای را با دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند.

۳. روابط را می‌بینند: آنها به طور بخشی تصمیم نمی‌گیرند. می‌دانند که هر مسئله‌ای ابعاد گوناگونی دارد و تأثیرات آن وسیع است. به علاوه موضوعات بسیاری هستند که می‌توانند آن را تحت تأثیر خود قرار دهند.

۴. پرسشگرند: فرضیات بدیهی را به چالش می‌کشند. از نظر آنان اگر کاری تا به امروز به شیوه یکسانی انجام می‌گرفته از این پس می‌تواند به شکل متفاوتی انجام شود. آنها به موضوعات و علل آنها جور دیگری می‌نگرند.

۵. خلاقند: آنها موضوعات ظاهراً نامرتبط را به هم متصل می‌کنند و راه‌حل‌های جدیدی برای مسائل پیدا می‌کنند.

۶. هم افزایی ایجاد می‌کنند: آنها منابع و قابلیت‌های موجود را به گونه‌ای با هم ترکیب می‌کنند که نتیجه از مجموع اجزا بزرگتر و مؤثرتر باشد.

۷. مزیت خلق می‌کنند: آنها قادرند به منابع و قابلیت‌های برتر و عملکرد و نتایجی بهتر از رقبا دست پیدا کنند.
راهنامه مدیر
DOC-20220327-WA0002.pdf
2.5 MB
معرفی کتاب hr management & leadership نوشته harald meier
هر سازمانی، چه انتفاعی و چه غیرانتفاعی، به کارکنان با انگیزه نیاز دارد. مدیریت منابع انسانی اغلب به عنوان یک عملکرد اصلی در نظر گرفته نمی شود و اکثر مدیران نیز آموزش رهبری سیستماتیک و پایدار را دریافت نمی کنند. در این کتاب مبانی ضروری مدیریت منابع انسانی و رهبری مدرن به صورت سیستماتیک و همیشه همراه با مثال های کاربردی ارائه شده است. تمرکز بر دامنه عمل به عنوان یک مدیر مسئول در هر سطح سلسله مراتبی و فرآیندی یا در مدیریت منابع انسانی است.
✳️ در کدام پله از نردبان پاسخگویی قرار دارید؟

🔸 "پله اول"- ردّ و انکار کردن:
در این مرحله افراد وانمود می‌کنند که مشکلی وجود ندارد.
نه این‌که نسبت به مشکل بی‌اطلاع باشند، بلکه به صورت آگاهانه آن را نادیده می گیرند.

🔸 "پله دوم"- مقصر دانستن:
افراد وجود مشکل را تایید می‌کنند، اما مسئولیت آن را بر عهده نمی‌گیرند و دیگران را مقصر می‌دانند.

🔸"پله سوم"- بهانه آوردن و عذر تراشی:
افراد در این پله با تظاهر به سردرگمی و بی کفایتی، از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کنند و تمایل به پذیرش مسائل و شرایط سخت ندارند.

🔸"پله چهارم"- صبر کردن و انتظار داشتن:
افراد در این پله می‌دانند مشکلی وجود دارد که نیاز به انجام اقداماتی دارد، اما آن‌ها تصمیم می‌گیرند کاری انجام ندهند به این امید که مشکل به نحو غیرمنتظره‌ای حل شود.

🔸 "پله پنجم"- تصدیق واقعیت:
افراد دید واقع‌بینانه تری به مشکل داشته و واقعیت شرایط و رویدادها را تصدیق می‌کنند.

🔸 "پله ششم"- به عهده گرفتن:
افراد حل مشکل را مسئولیت خود می‌دانند و تعهد و مسئولیت خود را انجام می‌دهند.
آن‌ها دیگر بهانه تراشی نکرده و دیگران را مقصر نمی‌دانند.

🔸 "پله هفتم"- یافتن راه‌حل:
افراد در این پله فعالانه به دنبال یافتن و بکارگیری راه‌حل موثر برای مسئله هستند و حتی اگر خودشان نتوانند مشکل را حل کنند، به فردی که توانایی آن را دارد کمک می کنند تا مشکل حل شود.

🔸 "پله هشتم" - اجرا و پیاده‌سازی راه‌حل:
افراد در این پله نقش کلیدی و محوری را در حل مسائل دارند.
حتی اگر تصمیم‌گیر نهایی نباشند، نسبت به حل مشکل احساس مسئولیت کرده و متعهد به دستیابی به موفقیت هستند.
🔹اگر در یکی از چهار پله‌ی اول قرار دارید، یعنی شما فاقد شایستگی پاسخگویی می‌باشید.
پله پنجم تا هشتم، بیانگر سطوح پاسخگویی است.