مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
درگذشت مفسر تاریخ انقلاب صنعتی

نیکلاس نیک‌کرافت، استاد تاریخ اقتصادی در دانشگاه مدرسه اقتصادی لندن پس از سپری کردن یک دوره طولانی بیماری در سن ۷۴سالگی درگذشت.

او به‌دلیل مطالعاتش در زمینه تفسیر مجدد انقلاب صنعتی به شهرت رسید. کرافت در جریان مطالعات خود به این نتیجه رسید که رشد اقتصادی بریتانیا در جریان انقلاب صنعتی به‌صورت قابل توجهی کمتر از چیزی بوده که عموما تصور شده است...

🔹 استاد مدرسه اقتصادی لندن در چه حوزه‌ای تحقیق می‌کرد؟ اینجا بخوانید👇

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4009600
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

تهدیدات اقتصاد حاصل‌جمع صفر

👤 دکتر جعفر خیرخواهان

✍️ با اینکه رشد اقتصادی همه چیز نیست، اما پژوهش‌های اقتصادی در کشورها و فرهنگ‌های گوناگون (و نیز تجربه سال‌های اخیر ایران) نشان می‌دهد عدم رشد اقتصادی می‌تواند نابودکننده همه‌چیز باشد.

✍️ اگر سال‌های بزرگ شدن فرد در هنگام رشد اقتصادی، فراوانی و تحرک اجتماعی به سمت بالا بوده باشد، دستگاه ذهنی وی حاصل‌جمع مثبت‌تر است و باور به امکان بزرگ شدن کیک اقتصاد به جای صرفا بازتوزیع بخش‌هایی از آن افزایش می‌یابد. به بیان دیگر، وقتی نگرش‌های اکثریت گسترده شهروندان در شرایط اقتصادی رو به بهبود شکل می‌گیرد، این تفاوت در رفاه مادی در طی زمان معمولا به پرورش و گسترش یک ویژگی اخلاقی مثبت کمک می‌کند. این ویژگی همان «حال خوب» جامعه است که به شکل افزایش اعتماد، همکاری، خوش‌بینی، اطمینان و امید به آینده نمود پیدا می‌کند.

✍️ اما در نقطه مقابل، اقتصادهای با بازی حاصل‌جمع صفر را داریم که رشد نمی‌کنند یا رشد بسیار اندکی دارند. تفکر حاصل‌جمع صفر به این باور فرد اطلاق می‌شود که منابع و پاداش‌ها ثابت هستند. بنابراین اگر گروهی نفع ببرد، گروهی دیگر چیزی از دست می‌دهد و در چنین جامعه‌ای، نتایج برد-برد ناممکن است...

🔗متن کامل سرمقاله

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
هویت خالق بیت کوین بالاخره فاش شد؟

🔹 بالاخره پس از سال‌ها خالق بیت کوین پیدا شد. تا پیش از این همه تصور می‌کردند که فرد ژاپنی به نام ساتوشی ناکاوتو خالق این واحد پولی دیجیتالی است.

🔹 این فرد که تا به حال در رسانه‌ها ظاهر نشده بود بالاخره با بی‌بی‌سی مصاحبه‌ای انجام داد. اما نکته جالب اینجاست که خالق بیت کوین این فرد ژاپنی نبود؛ بلکه یک کارآفرین استرالیایی به نام «کریگ رایت» نام اصلی خالق بیت کوین است. عصرایران

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
ظهور شبکه خرده‌ائتلاف‌ها

💠 مجله فارن پالیسی در مفهوم پردازی جدید از ائتلاف‌های نوظهور با منطق سیال و پویای تحولات به انتشار دیدگاهی از مفاهیم جدید روابط بین‌الملل تحت عنوان ظهور شبکه خرده ائتلاف‌ها پرداخته و آن را جایگزینی هوشمند و چابک برای چندجانبه‌گرایی دست و پا گیر و ائتلاف‌های رسمی عنوان کرده است.

💠 این فرمت که بر موضوعات خاص و منافع مشترک و اغلب داوطلبانه مبتنی است، به میدان آزمایش قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است.

💠 جلد مجله پاییز 2023 فارن پالیسی، اهرمی از دستان به هم پیوسته را نشان می‌دهد که در حال باز کردن سطوح به هم فشرده است. متن روی جلد چنین است: اتحادهایی که اکنون اهمیت دارند: چندجانبه‌گرایی در بن‌بست قرار دارد، اما بلوک‌های قدرتمند از خرده ائتلاف‌ها (Minilaterals) در حال پیشبرد امور هستند و جایگزین هوشمندی برای چندجانبه‌گرایی دست‌وپاگیر و ائتلاف‌های رسمی به شمار می‌روند...👇

🔗متن کامل را اینجا بخوانید

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from شبکه توسعه via @like
🔲⭕ سندروم آتیلا: شتردزدان و تخم‌مرغ‌دزدان

🖋️محمد فاضلی - جامعه‌شناس

⭕خلاصه داستان
آتیلا آدم کم‌سواد، ناتوان و درمانده یه لا قبایی بود که در رومانی کمونیستی و فقیر دوران چائوشسکو با بدبختی از مرز غیرقانونی و گذشت و به امید زندگی بهتر راهی مجارستان شد. آتیلا دروازه‌بان درجه چندم هاکی هم بود، اونقدر درجه چند که باشگاهش در مجارستان فقط ی جای خواب تو ورزشگاه بهش داده بود بدون دستمزد، اما خب بدن ورزیده‌ای داشت.
آتیلا در زمان فروپاشی کمونیسم و شیر تو شیر شدن اوضاع مملکت که مقامات رژیم سابق و رژیم بعد از فروپاشی هر کدام به نحوی داشتن فساد و اختلاس و دزدی می‌کردند، استعداد خاص خودش را کشف می‌کند: استفاده از قابلیت و توانمندی بدنی برای دزدی از بانک‌ها، دفاتر پست و هر جایی که در آن پول نقد وجود داشت. آتیلا اندروش به این ترتیب راه دزدی از این مراکز را پیش می‌گیرد. آتیلا بعد از چند دزدی به مجرم سریالی سرقت بانک‌ها، بیمه‌ها، دفاتر پست و ... تبدیل می‌شود.

☑️⭕نکته جامعه‌شناختی جالب داستان آتیلا آمبروش (Attila Ambrus) این است که وقتی پلیس مجارستان در مقطعی تصویری بازسازی‌شده از او را منتشر می‌کند تا مردم هر اطلاعی درباره او را به پلیس منتقل کنند، با بازخورد منفی مردم مواجه می‌شود. روایتی در بین مردم شکل گرفته بود مبنی بر این‌که شاید این دزد ناشناخته، رابین‌هودی عمل می‌کند و پول‌ها را بین فقرا تقسیم می‌کند. گروه‌هایی از مردم می‌گفتند باز هم دم این دزد گرم که مردانه می‌دزدد، مقامات که خیلی شیک و مجلسی اختلاس می‌کنند. خلاصه، پلیس نتوانست از حمایت مردمی برای مقابله با آتیلا اندروش برخوردار شود. آتیلا اندروش حتی به گونه‌ای قهرمان مردمی هم می‌شود.

⭕ داستان آتیلا آمبروش یکی از جذاب‌ترین داستان‌های واقعی است که در «پادکست کانال بی» (Channel B Podcast) (اپیزودهای 69 تا 72) منتشر شده و شنیدنی است؛ اما این داستان واقعی غیر از جذابیت داستانی، نتیجه جامعه‌شناختی مهمی دارد.

☑️⭕ نتیجه جامعه‌شناختی
نتیجه جامعه‌شناختی داستان آتیلا آمبروش را با عبارت #سندروم_آتیلا می‌توان نشان داد. سندروم آتیلا وضعیتی است که جامعه‌ای بر اثر شدت گرفتن «ادراک فساد» یا «مشاهده فساد» رهبران سیاسی، مقامات دولتی و کارگزاران حکومت، به ستایش دزدی و فساد شهروندان عادی روی می‌آورند. شاید این ستایش را آشکارا بیان نکنند، اما پیش خود می‌گویند «مقامات که با ناجوانمردی، در مقیاس کلان، از جیب میلیون‌ها نفر، در پناه حمایت قانونی و بدون پاسخ‌گویی دزدی می‌کنند؛ پس من چرا باید از برداشتن سهم‌ام از منابع کشور خجالت بکشم؟»

⭕ #سندروم_آتیلا می‌تواند به نقطه‌ای برسد که دزدان خرده‌پا مثل آتیلا را تقدیس و ستایش کند، و حتی افسانه‌هایی حول خیرخواهی و شجاعت آن‌ها بسازد. دستگیری آتیلا معلوم کرد که همه پول‌های دزدی را برای قمار و مشروب‌ مصرف می‌کرده و هیچ کنش رابین‌هودی هم نداشته است، اما افسانه‌های رابین‌هودی حول او شکل گرفته بود.

⭕جامعه وقتی دچار #سندروم_آتیلا می‌شود که بر اثر شدت مشاهده کردار ناشایست حاکمان، هر فردی شروع می‌کند توانایی ذهنی تبدیل شدن به یک آتیلا را در خود تقویت کند. #سندروم_آتیلا نقطه آغاز و البته بخشی از فرایند فروپاشی اخلاقی، کارآمدی و همه‌گیر شدن فساد است؛ لحظه‌ای است که اخلاق انسجام‌بخش رو به نابودی می‌رود.

⭕#سندروم_آتیلا نقطه بی‌بازگشت نیست اما بازگشتن از آن هم دشوار است. سندروم آتیلا بیان معکوسی از یک ضرب‌المثل هم هست. گفته‌اند «تخم‌مرغ دزد شتر دزد می‌شود.» روایت جامعه‌شناختی‌تر این است: «شتردزدها مردم را تخم‌مرغ دزد می‌کنند.» وقتی شتردزدی پدیده رایج قدرتمندان شود، آن‌چه به ذهن شهروند درمانده‌ای در سطح آتیلا می‌رسد، تخم‌مرغ دزدی است. خودش و بقیه نیز تار و پود ذهنی توجیه آن‌را فراهم خواهند کرد.

⭕#سندروم_آتیلا صورتی از زمینه‌سازی شتردزدی فرادستان برای تخم‌مرغ‌دزدی فرودستان است.
(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
شبکه توسعه
@I_D_Network
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️رعایای پدرسوخته
🖋️دکتر مجتبی لشکربلوکی

میگویند روزی امیرکبیر که از حیف و میل شدن سفره‌ های دربار به تنگ آمده بود. به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت میخورند میل کند! شاه پرسید مگر رعیت ما چه می خورند؟! امیرکبیر گفت: ماست و خیار !
ناصرالدین شاه سرآشپز را صدا زد گفت: که برای ناهار فردایمان ماست و خیار درست کنید. سرآشپز دستور تهیه مواد زیر را به تدارک‌ چی برای ماست خیار شاهی داد :
ماست پر چرب اعلا، خیار قلمی ورامین، گردوی مغز سفید بانه، پیاز اعلای همدان، کشمش بدون ‌هسته، نان دو آتیشۀ خاش‌ خاش، سبزی‌های بهاری اعلا و...

ناصرالدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار خورد به امیرکبیر گفت: رعایای پدرسوخته چه غذاهایی میخورند و ما بی‌خبریم!


☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
در ذهن برخی به درستی این ابهام ایجاد شده است که آیا فضای فکری-زیستی حاکمان با فضای فکری-زیستی مردمان یکی است؟ آیا یک نفر از مدیران ارشد کشور هست که دخترش یا پسرش به خاطر بیکاری به زندان و اعتیاد و تن فروشی گرفتار شده باشد؟ به نظرم این ذهنیت (تفاوت فضای فکری-زیستی حاکمان و مردمان) به راحتی قابل رد کردن نیست.
شما کدامیک از مدیران ارشد را دیده اید که در صف مرغ و تخم مرغ باشند؟ کدامیک از مدیران ارشد کارخانه شان به خاطر تلاطمات سیاسی و اقتصادی ناشی از سیاست ها و تصمیمات تا مرز خودکشی رفته اند؟ کدام مدیر ارشد در دوران مسوولیت به خاطر چک برگشتی به زندان رفته است؟ اصلا آیا کسانی که توصیه می کنند مردم اشکنه بخورند یا لنگ بپوشند یا یک وعده در روز غذا بخورند. آیا خودشان هم اشکنه می خورند و لنگ می پوشند و یک وعده در روز غذا می خورند؟


⭕وقتی فضای فکری - زیستی حاکمان و مردمان یکی نیست؛ اولویت های کشورداری متفاوت خواهد شد. مردم الف می خواهند و حاکمان ب را هدف گیری می کنند و به همین خاطر اولویت های مردمان و حاکمان دو بردار غیرهمجهت خواهد شد. اصولا برای آنکه اولویت های کشور با اولویت های مردم یکی شود بنابر تجربیات بشری دست کم دو راهکار بنیادین وجود دارد:

۱. نظام حزبی جایگزین نظام قارچی شود. در نظام حزبی، عمر احزاب بلندتر از عمر افراد است. افراد شب انتخابات چون قارچ سر برمی آورند بر مسند و مصدر می نشینند و بعد از دوران مسوولیت در افق محو می شوند. اما احزاب شناسنامه دار قبل از انتخابات هستند، در زمان مسوولیت هستند و بعد از انتخابات هم هستند. اما افراد (یک نماینده یا یک مدیر) بعد از دوران مسوولیت به کنجی می خزد و فراموش می شود و اگر هم فراموش نشود دیوار حاشا بلند است. احزاب باقی می مانند و پاسخگو هستند و مجبورند عملکردی مطلوب و کاملا در راستای خواسته های جامعه داشته باشند. احزاب چون می خواهند در بلندمدت بمانند باید فضای فکری-زیستی شان مرتبط و همسو با جامعه باشد.

۲. سازوکارهای مدنی: نظامی از تشکل ها، اصناف، رسانه ها، شخصیت های حقوقی که به نیابت از بخش خاصی از جامعه در حال رایزنی، گمانه زنی، همفکری، انتقال مساله به بدنه حاکمیت هستند. این تشکل ها باعث می شود که حکومت نه تنها درد مردم را بفهمد، از آن مهم تر، اولویت هایشان را به ترتیب اهمیت درک کند. که حکومت درک کند که اکنون مساله الف در رده اول اهمیت قرار دارد و مساله ب در رده هشتم. و اگر چیزی قرار است قربانی شود این ب و ج و د است که باید در پای الف قربانی شود.

راهکارها می تواند بیش از این ها باشد اما اگر کسی دلش برای این سرزمین می سوزد باید تلاش کند برای جامعه متشکل (شکل دهی به جامعه اتمیزه در قالب اصناف و تشکل های حرفه ای مستقل از حکومت اما مرتبط با حکومت و تمرین حکمرانی شبکه ای) و نظام سیاسی متشکل (احزاب حرفه ای شناسنامه دار به گونه ای مردم در انتخابات به احزاب رای بدهند و نه فقط به افراد). سریع نگوییم که از دست ما کاری برنمی آید. کمترین کنشی که می توان کرد این است که آگاهی را گسترش دهیم. روزی تحصیل دختران در این مملکت تابو بود (افغانستان امروز را بخاطر بیاورید)، تحصیل دختران از سمت بالای حکومت تسهیل نشد، بلکه از پایین جامعه عده ای شروع کردند به تردید در اینکه چرا باید دختران محروم باشند؟ و این شد که تلاش آن آدم ها امروز شده است نسلی از دختران و همسران و مادران تحصیل کرده، جهان دیده و خوشفکر. توسعه از تردید شروع می شود. تردید در باورها و پندارهای قبلی و با عبور تکمیل می شود: عبور از عادت ها و نهادهای غلط.

شبکه توسعه
@I_D_Network
به نقل از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
❤1
✳️ فروش زیاد به شرکت‌های کوچک

✅ فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» می‌نویسد:
شرکت‌های کوچک، در اکثر کشورها در حال رشد هستند به گونه‌ای که در آمریکا، نیمی از نیروی کار در این قبیل شرکت‌ها استخدام می‌شوند و ۶۰ تا ۸۰ درصد شرکت‌های تازه تاسیس در صنایع مختلف، جزء شرکت‌های کوچک به حساب می‌آیند.

🔸شرکت‌های کوچک همانند شرکت‌های بزرگ به تکنولوژی، محصولات و خدمات صنعتی مختلف نیاز دارند با این تفاوت که حجم و فرایند خرید آنها کاملا متفاوت از شرکت‌های بزرگ است.

🔸به همین دلیل، شرکت‌های تولیدکننده تکنولوژی‌ها، محصولات و خدمات صنعتی باید استراتژی بازاریابی جداگانه‌ای را برای فروش به شرکت‌های کوچک در نظر بگیرند.

🔸برای آشنایی با استراتژی فروش به شرکت‌های کوچک، بیایید نگاهی به استراتژی دو شرکتی معروف بیاندازیم:

۱. شرکت آی‌بی‌اِم
آی‌بی‌اِم قصد دارد تا چند سال آینده سهم فروش به شرکت‌های کوچک از کل فروش خود را به ۲۰ درصد برساند. برای این منظور، آی‌بی‌اِم سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای خاصی را برای شرکت‌های کوچک طراحی کرده است. علاوه بر این، ساختار سازمانی مجزایی را برای فروش به شرکت‌های کوچک ایجاد کرده و در کنار این ساختار، از فروشندگان مستقل و فریلنسر نیز استفاده می‌کند.

۲. امِریکن اکسپرس
این شرکت کارت‌های اعتباری ویژه‌ای را برای شرکت‌های کوچک طراحی کرده است تا با کمک آن بتوانند خریدهایشان را به صورت اعتباری و با اقساط کمتر ولی بلندمدت‌تر انجام بدهند. در کنار این کار، شرکت وب‌سایت ویژه‌ای را برای شرکت‌های کوچک راه‌اندازی کرده تا با کمک آن بتوانند محصولات و خدمات شرکت‌های بزرگ را به صورت اعتباری بخرند.
از: مارکتینگ آز
👍2
✳️ تکنیک فریب دوست داشتنی!

✅ چند سال پیش شرکت دوچرخه‌سازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخه‌هایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب می‌بیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر می‌شد.

📌 این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانه‌ای که در بسته‌بندی‌اش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بسته‌بندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیب‌دیدگی دوچرخه‌های «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.

📌 مالک این شرکت، «Taco Carlier» می‌گوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکایی‌ها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث می‌شود که شرکت‌های پستی و تحویل‌دهندگان بسته‌ها، با یک بسته‌پستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»

📌 نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخه‌ها، ثابت ماند!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای رسوخ به مغزها ابتدا قفل قلب را باز کنید
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️هشت سیاست که مانع رشد اقتصاد ایران شد
دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان

رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ می‌شود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفته‌اند. در واقع می‌توان گفت فارغ از نوسانات کوتاه‌مدت، عملکرد بلندمدت راضی‌کننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاست‌های بلندمدت می‌سازند، نه منابع طبیعی یا شوک‌های مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاست‌های بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت می‌گیرند. این هشت سیاست عبارتند از:

◻️ اول: درگیری با تنش‌های خارجی است که طی دهه‌های گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
◻️ دوم: کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین می‌شود.
◻️ سوم: تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایین‌تر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
◻️ چهارم: نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سال‌های نظام تک‌نرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
◻️ پنجم: قیمت‌گذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمت‌گذاری قاطعانه نزند، بی‌عرضه تلقی می‌شود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمت‌ها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمت‌ها بپردازد.
◻️ ششم: نظام تعرفه‌ای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفه‌های بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفه‌ای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
◻️ هفتم: عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
◻️ هشتم: نظام بنگاه‌داری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیت‌های حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.

چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاست‌های اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آن‌ها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفه‌ای تجارت یا اصلاح قیمت حامل‌های انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاه‌مدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشان‌دهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آن‌ها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.

سیاست‌های مخرب هشت‌گانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاست‌ها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم می‌داند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد می‌شود») را مسلم می‌دانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزش‌های انقلاب فرض می‌کرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]

☑️⭕️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی هم‌زمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی می‌شود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز می‌شود. هم‌زمانی این‌ها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث می‌شود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمی‌خواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخ‌های اداری متفاوت با نرخ بازار دست می‌زند و واردات انواع کالاها را به نرخ‌های متفاوت ارز گره می‌زند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنش‌های خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری می‌شود و به انوع فساد دامن می‌زند.

ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود.  (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.

شبکه توسعه
@I_D_Network
Forwarded from تفكر انتقادي
♻️«دانای کل» و سرکوب تفکر انتقادی

✍️ زهره سعیدی

🔘دانای کل به کسی اطلاق می‌شود که پاسخ تمام پرسش‌ها را می‌داند. هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کند. به جای دیگری تصمیم می‌گیرد. راه درست را به دیگران نشان می‌دهد. دیگران به او تکیه دارند، از او در تصمیم‌گیری تبعیت می‌کنند و به اتکای او از مسؤولیت خویش شانه خالی می‌کنند.

🔘دانای کل یک فرد نیست بلکه نوعی تشخص است که هر کس می‌تواند در موقعیت‌های گوناگونِ زندگی از خود بروز دهد. چه، کسی که خود را دانای کل می‌پندارد و از دیگران توقع اطاعتِ محض دارد و چه، کسی که از یک دانای کل، بدون چون و چرا پیروی می‌کند، هر دو باعث سرکوب توانایی تفکرورزی و مانع تقویت تفکر انتقادی می‌شوند. هر کسی در هر موقعیتی که قرار دارد ممکن است دانای کل اطرافیان خود باشد و خواسته یا ناخواسته توانایی تفکرورزی را در آنها سرکوب کند.

🔘والدین با اطاعت‌طلبیِ صرف از فرزندانشان، با تحمیل افکار خود بر آنها و با رفتار تحکم‌آمیز خویش، اولین قدم را در سرکوب توانایی تفکرورزی فرزندان خود برمی‌دارند. معلمان با تشویق دانش‌آموزان به حرف‌شنوی و اطاعت‌پذیری، روحیه کنجکاوی و پرسش‌گری آنها را به حاشیه می‌برند. مدیران با نقدناپذیری و خودمطلق‌بینی، پرسش‌گری و مطالبه‌گری را سرکوب می‌کنند. رهبران با خودداناپنداری و نادان‌پنداری دیگران بیشترین نقش را در سرکوب تفکرورزی و ممانعت از تفکر انتقادی ایفا می‌کنند.

🔘وظیفه هر یک از ما این است که اولاً دانای کل اطرافیان خود نباشیم و اجازه فکر کردن، اظهار نظر، پرسش‌گری و نقد را از آنها نگیریم. ثانیاً اجازه ندهیم دیگران دانای کل ما شوند، به جای ما فکر کنند، به جای ما تصمیم بگیرند و ما به اتکای آنها از مسؤولیت افکار و کردار خویش شانه خالی کنیم.
1402/07/19

https://t.me/TeachingCriticalThinking
✳️ ... فردی را فرض کنید که هر روز صبح در زندگی جدیدی چشم باز می‌کند.
گاهی کارمندی معمولی که از خواب بلند می‌شود و نان و پنیری می‌خورد و سوییچ پرایدش را بر می‌دارد و سر کار می‌رود و گاهی فردی ثروتمند که خدمتکارش سینی صبحانه اشرافی‌اش را به اتاقش می‌آورد و او پس از خوردن به این فکر می‌کند که سوییچ کدام ماشین لوکسش را بردارد؟
گاهی هم در کپرهای فرسوده حاشیه چابهار از شدت گرمای طاقت فرسا از خواب بیدار می‌شود.
او می‌داند که مالک هیچ چیز نیست نه مالک آن ثروت‌ و نه مالک آن چادر پاره و چند کاسه و بشقاب. هر چه هست امانتی کوتاه مدت در دست اوست برای گذراندن «تنها» یک روز.
وقتی که سوار ماشین گران قیمتش است می‌داند که فردا آن را ندارد و وقتی در سرما مشغول کارگری است می‌داند که فردا مالک این کفش سوراخ پلاستیکی هم نیست.
از ثروتش لذت می‌برد و فقرش هم او را از پای در نمی‌آورد.

⭕️تحلیل :
یک انسان خودساخته نگاهش به دارایی‌هایش مانند آن انسان فرضی است. او خدا را مالک همه چیز می‌داند که بخشی از دارایی‌اش را تا مدتی معین به امانت نزد او سپرده است.
این نوع نگاه به اموال و مالکیت آن‌ها چند حسن دارد:
یک. کمک به نیازمندان را برای او ساده می‌کند.
دو. دلبستگی او به ثروت و دارایی‌اش را کم می‌کند.
سه. از دست دادن دارایی‌ها او را به یاس و ناامیدی مبتلا نمی‌کند.
چهار.برای حفظ و افزایش روزی خود به خدا توکل می‌کند و از دیگران مستغنی است. (عزت نفس پیدا می‌کند.)
پنج: از وضع زندگی خود راضی است و از شرایط فعلی خود لذت می‌برد.
شش. به واسطه اموال خود به دیگران فخر نمی‌فروشد.
هفت. تمام هم و غم و وقت و انرژی خود را در جهت گسترش ثروت قرار نمی‌دهد و سایر جنبه‌های زندگی را نیز توسعه خواهد داد.

⭕️ گاهی خود را به جای آن آدم فرضی قرار دهیم و آن‌گونه به دارایی‌های خود نگاه کنیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
...تجربه؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاب آوری، میوه ثبات قدم و استمرارهوشمندانه است!
✳️ آشنایی بابرخی سندروم سازمانی

💢 *پارادوکس آبلین*
  *(Abeliene Paradox)*
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می‌ گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می‌ کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.

💢 *سندرم در اینجا اختراع نشده است*
  *(Not Invented Here Syndrome)*
گاهی اوقات برخی تیم‌ ها از پذیرش تکنیک‌ ها و فناوری‌ هایی که خود ایجاد نکرده‌اند سر باز می‌ زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر می‌شوند که حتی از انجام بهترين روش‌ها و ایده‌ ها امتناع می‌ورزند. این سندرم موجب بسته ‌شدن فضای سازمان می‌ شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه می‌کند.

💢 *سندرم غفلت جمعی*
  *(Pluralistic Ignorance Syndrome)*
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار می‌کنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. این نمونه‌ ای بارز از پدیده‌ ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.

💢 *سندرم سیب لک‌ دار*
  *(Bad Apple Syndrome)*
می دانیم که اندازه ‌ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر می‌گذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده‌ ی فساد می‌توان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا نگیرد.

💢 *سندرم سکوت*
  *(Silence Syndrome)*
سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که می‌تواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ‌ورزند.
این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهره‌گیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش‌ ها، می‌توان شکست سازمان یا بالا بودن هزینه‌های ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم‌ گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیم‌گیری‌ ها را انتظار داشت. صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ‌ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
✳️ براساس تحقیقات، مشخص شده موارد زير ويژگی های مشترك افراد موفق است:

✅ در يك برگه سفيد، ويژگي هاي زير را بنويسيد و هر كدام كه با شما سازگار تر است تيك بزنيد.

🔹هر چه قدر از اين ويژگی هاي مثبت بيشتر به سمت ويژگي های منفي متمايل باشيد، از مسير موفقيت و نيل به اهداف خود دورتر هستيد:

١- از ديگران تعريف و تمجيد مي كنيد يا دائما انتقاد مي كنيد؟
٢- بيشتر قدردانی و تشكر مي كنيد يا حس حق به جانب داريد؟
٣- بخشش و گذشت داريد يا موضوعی به مدت طولانی در دل شما مي ماند؟
٤- مسئوليت شكست را مي پذيريد يا ديگران را به خاطر ناكامی های خود سرزنش مي كنيد؟
٥- هر روز ساعتي را مطالعه مي كنيد يا فقط تلوزيون تماشا مي كنيد؟
٦- درباره آينده صحبت مي كنيد يا هميشه از شرايط بد گله مي كنيد؟
٧- عادت به نوشتن وقايع داريد يا به ذهن مي سپاريد؟
٨- برنامه هاي شما از پيش مشخص است يا برنامه خاصي نداريد؟
٩- ديگران از شما چيزهايي ياد مي گيرند يا با شما وقتشان تلف مي شود؟
١٠- داراي يك ليست اهداف كوتاه مدت هستيد يا معتقيد در اين مملكت امكان پذير نيست؟!
١١-فكر مي كنيد خيلي نياز به آموزش داريد يا معتقديد تقريبا همه چيزهايی كه لازم است مي دانيد؟
١٢-سخت كوش هستيد يا معتقديد دنيا ارزش سخت كوشی ندارد؟
✳️ استراتژی شرکت های چند کسب و کاری

✅ مهم‌‌ترین ویژگی‌‌های استراتژیست‌ها:

طراحی استراتژی به معنای انجام کار درست و اجرای آن به معنای انجام درست کارهاست. هر دو طرف معادله استراتژی باید منطبق و همسو با یکدیگر باشند و خوب مدیریت شوند. مهم‌ ترین ویژگی‌ های استراتژیست ها عبارتند از:

➊ علاقه‌ مندی:
به آنچه که در واحد، شرکت، صنعت و محیط کسب و کار می‌ گذرد حساس هستند.

➋ انعطاف پذیری:
وقتی لازمست، میتوانند رویکردها و ایده‌ های خود را تغییر دهند.

➌آینده‌ نگری:
همواره می‌اندیشند که گروه کاری و یا شرکت در چند ماه آتی چه تغییراتی خواهد کرد.

➍ مثبت اندیشی:
چالش ها و فرصتها را به خوبی میشناسند و معتقدند موفقیت ممکن است.

➎استقبال از تغییر:
از ایده‌های جدید سرپرست‌ها،همکاران، کارکنان و ذینفعان بیرونی استقبال می‌کنند.

➏عمق بخشی:
پیوسته دانش و تجربه خود را توسعه داده و ارتباطات و الگوهای میان حوزه‌های مختلف را درک می کنند.

📔 استراتژی شرکت‌های چند کسب و کاری
👤 دیوید کالیس
🎓استاد دانشگاه هاروارد
Forwarded from فردای اقتصاد
چگونه رئیس خود را به حامی شغلی خود تبدیل کنیم؟

💢 داشتن یک حامی، همکار ارشدی که روی رشد و پیشرفت شغلی شما سرمایه‌گذاری کند، می‌تواند به شما کمک کند تا در حرفه خود پیشرفت کنید. و گر چه پیدا کردن یک حامی ممکن است طاقت فرسا به نظر برسد، اما لازم نیست زیاد به آن فکر کنید. می‌توانید با یک مدیر ارشد شروع کنید که کار و سوابق شما را بهتر از هر کسی می‌داند و او کسی نیست جز رییس شما. نشریه معتبر هاروارد بیزنس ری‌ویو نحوه تبدیل رئیس‌تان به حامی شما را به شما چنین یاد می‌دهد:

🔻 نخست، ایجاد اعتبار و اعتماد. شما می‌توانید این کار را به سه روش انجام دهید: انجام وظایف خود به نحو عالی، ابتکار عمل برای یادگیری مهارت‌های جدید، بر عهده گرفتن مسئولیت‌های جدید، و جستجوی فعالانه نظرات برای بهبود. با گذشت زمان، اعتباری که ایجاد می‌کنید، این حق را برای شما به ارمغان می‌آورد که درخواست خود را مطرح کنید.

🔹وقتی از رییستان می‌خواهید که حامی شما باشد، به سادگی در مورد آنچه می‌خواهید صادق باشید. در یک جلسه انفرادی، از او بپرسید که آیا مایل است حامی شما باشد و به رشد شما در سازمان کمک کند. همچنین ممکن است بخواهید یک مورد اقدام خاص را که فکر می‌کنید برای پیشرفت شغلی شما مفید باشد، اضافه کنید. و اگر او موافق است، فعالانه اطلاعات او در مورد پیشرفت، دستاوردها و اهداف خود را به روزرسانی کنید. به یاد داشته باشید: دستاوردهای شما همچنین بازتابی از رهبری مدیر شما است. فراموش نکنید که از او برای سرمایه‌گذاری روی شما قدردانی کنید.

برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید

در همین رابطه:

🔗 چگونه برای توسعه شغلی خود تلاش کنید؟

#کارآفرینان_و_مدیران

◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
👍1
✳️ تعامل سازنده برای حفظ منافع*

✅ بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم

🔹اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را اما اکنون بیش از 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد!  جزو 8 شرکت‌برترخدمات‌فناوری‌اطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.

🔹کشوری در همسایگی ما هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالدو و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.

🔺این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.

🔺اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.

چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.

خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.


برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.

شاید یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده ام این شعر از ايرج جنتي عطايي باشد (شما هم با دقت بخوانید):
میون این همه کوچه که به هم پیوسته. کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته

توی این کوچه به دنیا اومدیم. توی این کوچه داریم پا میگیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید. تو همین کوچه بن بست بمیریم

اما ما عاشق رودیم مگه نه؟ نمیتونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟ نباید آیه حسرت بخونیم .

خداوند نیز نگران این است که ما در کوچه بن بست بمانیم و بمیریم از این رو گفته است: بروید و در زمین خداوند سیر کنید!/ذهن توسعه یافته
*انتخاب عنوان مطلب با کانال "مدیریت اجرایی" است.
✳️ برترین شرکت ها در زمینه رضایتمندی کارکنان

✅ نشریه فوربس در جدیدترین گزارش خود که با همکاری یک موسسه آماری و با ارزیابی ۷۰۰ شرکت در دنیا صورت داده،
برترین شرکت ها از لحاظ بهترین شرایط کاری برای کارکنان شامل حقوق و محیط کاری و غیره در سال ۲۰۳۳ را منتشر ساخته است.

بر اساس این تحقیق ۲۰ شرکت زیر بالاترین امتیاز را کسب کرده اند.

1.Samsung Electronic ( 270.000 employees )
2.Microsoft ( 221.000 employees)
3.Alphabet ( 191.000 employees)
4. Apple (164.000 employees)
5. Ferrari ( 5.000 employees)
6. IBM
7.Adobe
8. Costco Wholesale
9. BMW Group
10. CISCO System
11. AIRBUS
12. Adidas
13.Lockheed Martin
14. Rolex
15. Dell Technologies
16. Rossmann
17. Pay Pal
18. Delta Air Line
19. Bosh
20. Nike

🔸 کشورهای میزبان ۲۰ شرکت برتر فوق :
۱. کره جنوبی : ردیف ۱
۲. ایتالیا : ردیف ۵
۳. سوئیس : ردیف ۱۴
۴. هلند : ردیف ۱۱
۵. آلمان : ردیف های ۹ ،۱۲ ، ۱۶ ، ۱۹
۶. آمریکا :
ردیف های ۲،۳،۴،۶،۷،۸،۱۰،۱۳،۱۵،۱۷،۱۸،۲۰
🔸 این رتبه بندی نشان می دهد، یکی از شاخص های موفقیت اقتصادی شرکت ها، به موازات جنبه های تکنولوژی و مدیریت بازار، مدیریت منابع انسانی و محیط کاری مساعد است.

🔸اداره سازمانی با ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار کارمند که در شهرها و حتی کشورهای مختلف مستقر هستند، نیازمند نظام اجرایی بسیار کارآمد می باشد.

یکی از شرکت‌های بین المللی نفتی ۱۰۰ هزار کارمند فعال در ۱۰۰ مناطق جهان دارد.
مدیریت امور پرسنلی این حجم از کارمند در نقاط پراکنده و اداره امور جاری مانند محاسبه کارکرد، تهیه بلیط هواپیما و هتل برای مأموریت‌ها و غیره قطعا متکی به یک سیستم کارآمد اداری است که تصور آن در ایران سخت است.

در گزارش تحقیقی چند سال قبل "سازمانهای نوین در شرکت های بین المللی نفتی " رویکرد تحولگرایی در شرکت‌هایی که در بالاترین استانداردهای سازمانی قرار دارند، را تشریح کرده ام.

🔸 در کشور ما متاسفانه، توجه علمی و تخصصی به جنبه سازمان و مدیریت کارکنان، در پایین ترین سطح ممکن بوده و اگرچه در همه شرکت ها، واحدی بنام "منابع انسانی " وجود دارد، ولی نظامی منطبق با علم روز مدیریت منابع انسانی و سیستمی برای ارزیابی و ارزش‌گذاری برای حفظ نیروهای توانمند موجود و جذب نیروهای توانمند جدید برای جایگزینی کارکنان ناکارآمد به اجرا گذاشته نمی گردد.

البته بعضا سیستم‌های اداری بعنوان یک کالا خریداری شده و به کار گرفته می شوند که بعلت " فقدان پشتوانه علمی" ، خود عامل کندی و اختلال در امور شرکتها هستند!

🔺 بنابراین کارآمدی و بهره وری شرکتهای ایرانی بجای ارتقا‌ء ، روز به روز در حال افول است.
و برآیند آن، فقدان استحکام و آسیب پذیر بودن زیرساختهای اقتصاد ملی و فاصله گرفتن شدید شرکتهای ایرانی از رقبای خارجی است./رضا پاکدامن