This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاب آوری، میوه ثبات قدم و استمرارهوشمندانه است!
✳️ آشنایی بابرخی سندروم سازمانی
💢 *پارادوکس آبلین*
*(Abeliene Paradox)*
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.
💢 *سندرم در اینجا اختراع نشده است*
*(Not Invented Here Syndrome)*
گاهی اوقات برخی تیم ها از پذیرش تکنیک ها و فناوری هایی که خود ایجاد نکردهاند سر باز می زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر میشوند که حتی از انجام بهترين روشها و ایده ها امتناع میورزند. این سندرم موجب بسته شدن فضای سازمان می شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه میکند.
💢 *سندرم غفلت جمعی*
*(Pluralistic Ignorance Syndrome)*
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار میکنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می دهند. این نمونه ای بارز از پدیده ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.
💢 *سندرم سیب لک دار*
*(Bad Apple Syndrome)*
می دانیم که اندازه ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر میگذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده ی فساد میتوان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا نگیرد.
💢 *سندرم سکوت*
*(Silence Syndrome)*
سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که میتواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ورزند.
این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهرهگیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش ها، میتوان شکست سازمان یا بالا بودن هزینههای ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیمگیری ها را انتظار داشت. صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
💢 *پارادوکس آبلین*
*(Abeliene Paradox)*
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.
💢 *سندرم در اینجا اختراع نشده است*
*(Not Invented Here Syndrome)*
گاهی اوقات برخی تیم ها از پذیرش تکنیک ها و فناوری هایی که خود ایجاد نکردهاند سر باز می زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر میشوند که حتی از انجام بهترين روشها و ایده ها امتناع میورزند. این سندرم موجب بسته شدن فضای سازمان می شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه میکند.
💢 *سندرم غفلت جمعی*
*(Pluralistic Ignorance Syndrome)*
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار میکنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می دهند. این نمونه ای بارز از پدیده ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.
💢 *سندرم سیب لک دار*
*(Bad Apple Syndrome)*
می دانیم که اندازه ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر میگذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده ی فساد میتوان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا نگیرد.
💢 *سندرم سکوت*
*(Silence Syndrome)*
سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که میتواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ورزند.
این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهرهگیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش ها، میتوان شکست سازمان یا بالا بودن هزینههای ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیمگیری ها را انتظار داشت. صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
✳️ براساس تحقیقات، مشخص شده موارد زير ويژگی های مشترك افراد موفق است:
✅ در يك برگه سفيد، ويژگي هاي زير را بنويسيد و هر كدام كه با شما سازگار تر است تيك بزنيد.
🔹هر چه قدر از اين ويژگی هاي مثبت بيشتر به سمت ويژگي های منفي متمايل باشيد، از مسير موفقيت و نيل به اهداف خود دورتر هستيد:
١- از ديگران تعريف و تمجيد مي كنيد يا دائما انتقاد مي كنيد؟
٢- بيشتر قدردانی و تشكر مي كنيد يا حس حق به جانب داريد؟
٣- بخشش و گذشت داريد يا موضوعی به مدت طولانی در دل شما مي ماند؟
٤- مسئوليت شكست را مي پذيريد يا ديگران را به خاطر ناكامی های خود سرزنش مي كنيد؟
٥- هر روز ساعتي را مطالعه مي كنيد يا فقط تلوزيون تماشا مي كنيد؟
٦- درباره آينده صحبت مي كنيد يا هميشه از شرايط بد گله مي كنيد؟
٧- عادت به نوشتن وقايع داريد يا به ذهن مي سپاريد؟
٨- برنامه هاي شما از پيش مشخص است يا برنامه خاصي نداريد؟
٩- ديگران از شما چيزهايي ياد مي گيرند يا با شما وقتشان تلف مي شود؟
١٠- داراي يك ليست اهداف كوتاه مدت هستيد يا معتقيد در اين مملكت امكان پذير نيست؟!
١١-فكر مي كنيد خيلي نياز به آموزش داريد يا معتقديد تقريبا همه چيزهايی كه لازم است مي دانيد؟
١٢-سخت كوش هستيد يا معتقديد دنيا ارزش سخت كوشی ندارد؟
✅ در يك برگه سفيد، ويژگي هاي زير را بنويسيد و هر كدام كه با شما سازگار تر است تيك بزنيد.
🔹هر چه قدر از اين ويژگی هاي مثبت بيشتر به سمت ويژگي های منفي متمايل باشيد، از مسير موفقيت و نيل به اهداف خود دورتر هستيد:
١- از ديگران تعريف و تمجيد مي كنيد يا دائما انتقاد مي كنيد؟
٢- بيشتر قدردانی و تشكر مي كنيد يا حس حق به جانب داريد؟
٣- بخشش و گذشت داريد يا موضوعی به مدت طولانی در دل شما مي ماند؟
٤- مسئوليت شكست را مي پذيريد يا ديگران را به خاطر ناكامی های خود سرزنش مي كنيد؟
٥- هر روز ساعتي را مطالعه مي كنيد يا فقط تلوزيون تماشا مي كنيد؟
٦- درباره آينده صحبت مي كنيد يا هميشه از شرايط بد گله مي كنيد؟
٧- عادت به نوشتن وقايع داريد يا به ذهن مي سپاريد؟
٨- برنامه هاي شما از پيش مشخص است يا برنامه خاصي نداريد؟
٩- ديگران از شما چيزهايي ياد مي گيرند يا با شما وقتشان تلف مي شود؟
١٠- داراي يك ليست اهداف كوتاه مدت هستيد يا معتقيد در اين مملكت امكان پذير نيست؟!
١١-فكر مي كنيد خيلي نياز به آموزش داريد يا معتقديد تقريبا همه چيزهايی كه لازم است مي دانيد؟
١٢-سخت كوش هستيد يا معتقديد دنيا ارزش سخت كوشی ندارد؟
✳️ استراتژی شرکت های چند کسب و کاری
✅ مهمترین ویژگیهای استراتژیستها:
طراحی استراتژی به معنای انجام کار درست و اجرای آن به معنای انجام درست کارهاست. هر دو طرف معادله استراتژی باید منطبق و همسو با یکدیگر باشند و خوب مدیریت شوند. مهم ترین ویژگی های استراتژیست ها عبارتند از:
➊ علاقه مندی:
به آنچه که در واحد، شرکت، صنعت و محیط کسب و کار می گذرد حساس هستند.
➋ انعطاف پذیری:
وقتی لازمست، میتوانند رویکردها و ایده های خود را تغییر دهند.
➌آینده نگری:
همواره میاندیشند که گروه کاری و یا شرکت در چند ماه آتی چه تغییراتی خواهد کرد.
➍ مثبت اندیشی:
چالش ها و فرصتها را به خوبی میشناسند و معتقدند موفقیت ممکن است.
➎استقبال از تغییر:
از ایدههای جدید سرپرستها،همکاران، کارکنان و ذینفعان بیرونی استقبال میکنند.
➏عمق بخشی:
پیوسته دانش و تجربه خود را توسعه داده و ارتباطات و الگوهای میان حوزههای مختلف را درک می کنند.
📔 استراتژی شرکتهای چند کسب و کاری
👤 دیوید کالیس
🎓استاد دانشگاه هاروارد
✅ مهمترین ویژگیهای استراتژیستها:
طراحی استراتژی به معنای انجام کار درست و اجرای آن به معنای انجام درست کارهاست. هر دو طرف معادله استراتژی باید منطبق و همسو با یکدیگر باشند و خوب مدیریت شوند. مهم ترین ویژگی های استراتژیست ها عبارتند از:
➊ علاقه مندی:
به آنچه که در واحد، شرکت، صنعت و محیط کسب و کار می گذرد حساس هستند.
➋ انعطاف پذیری:
وقتی لازمست، میتوانند رویکردها و ایده های خود را تغییر دهند.
➌آینده نگری:
همواره میاندیشند که گروه کاری و یا شرکت در چند ماه آتی چه تغییراتی خواهد کرد.
➍ مثبت اندیشی:
چالش ها و فرصتها را به خوبی میشناسند و معتقدند موفقیت ممکن است.
➎استقبال از تغییر:
از ایدههای جدید سرپرستها،همکاران، کارکنان و ذینفعان بیرونی استقبال میکنند.
➏عمق بخشی:
پیوسته دانش و تجربه خود را توسعه داده و ارتباطات و الگوهای میان حوزههای مختلف را درک می کنند.
📔 استراتژی شرکتهای چند کسب و کاری
👤 دیوید کالیس
🎓استاد دانشگاه هاروارد
Forwarded from فردای اقتصاد
چگونه رئیس خود را به حامی شغلی خود تبدیل کنیم؟
💢 داشتن یک حامی، همکار ارشدی که روی رشد و پیشرفت شغلی شما سرمایهگذاری کند، میتواند به شما کمک کند تا در حرفه خود پیشرفت کنید. و گر چه پیدا کردن یک حامی ممکن است طاقت فرسا به نظر برسد، اما لازم نیست زیاد به آن فکر کنید. میتوانید با یک مدیر ارشد شروع کنید که کار و سوابق شما را بهتر از هر کسی میداند و او کسی نیست جز رییس شما. نشریه معتبر هاروارد بیزنس ریویو نحوه تبدیل رئیستان به حامی شما را به شما چنین یاد میدهد:
🔻 نخست، ایجاد اعتبار و اعتماد. شما میتوانید این کار را به سه روش انجام دهید: انجام وظایف خود به نحو عالی، ابتکار عمل برای یادگیری مهارتهای جدید، بر عهده گرفتن مسئولیتهای جدید، و جستجوی فعالانه نظرات برای بهبود. با گذشت زمان، اعتباری که ایجاد میکنید، این حق را برای شما به ارمغان میآورد که درخواست خود را مطرح کنید.
🔹وقتی از رییستان میخواهید که حامی شما باشد، به سادگی در مورد آنچه میخواهید صادق باشید. در یک جلسه انفرادی، از او بپرسید که آیا مایل است حامی شما باشد و به رشد شما در سازمان کمک کند. همچنین ممکن است بخواهید یک مورد اقدام خاص را که فکر میکنید برای پیشرفت شغلی شما مفید باشد، اضافه کنید. و اگر او موافق است، فعالانه اطلاعات او در مورد پیشرفت، دستاوردها و اهداف خود را به روزرسانی کنید. به یاد داشته باشید: دستاوردهای شما همچنین بازتابی از رهبری مدیر شما است. فراموش نکنید که از او برای سرمایهگذاری روی شما قدردانی کنید.
برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید
در همین رابطه:
🔗 چگونه برای توسعه شغلی خود تلاش کنید؟
#کارآفرینان_و_مدیران
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
💢 داشتن یک حامی، همکار ارشدی که روی رشد و پیشرفت شغلی شما سرمایهگذاری کند، میتواند به شما کمک کند تا در حرفه خود پیشرفت کنید. و گر چه پیدا کردن یک حامی ممکن است طاقت فرسا به نظر برسد، اما لازم نیست زیاد به آن فکر کنید. میتوانید با یک مدیر ارشد شروع کنید که کار و سوابق شما را بهتر از هر کسی میداند و او کسی نیست جز رییس شما. نشریه معتبر هاروارد بیزنس ریویو نحوه تبدیل رئیستان به حامی شما را به شما چنین یاد میدهد:
🔻 نخست، ایجاد اعتبار و اعتماد. شما میتوانید این کار را به سه روش انجام دهید: انجام وظایف خود به نحو عالی، ابتکار عمل برای یادگیری مهارتهای جدید، بر عهده گرفتن مسئولیتهای جدید، و جستجوی فعالانه نظرات برای بهبود. با گذشت زمان، اعتباری که ایجاد میکنید، این حق را برای شما به ارمغان میآورد که درخواست خود را مطرح کنید.
🔹وقتی از رییستان میخواهید که حامی شما باشد، به سادگی در مورد آنچه میخواهید صادق باشید. در یک جلسه انفرادی، از او بپرسید که آیا مایل است حامی شما باشد و به رشد شما در سازمان کمک کند. همچنین ممکن است بخواهید یک مورد اقدام خاص را که فکر میکنید برای پیشرفت شغلی شما مفید باشد، اضافه کنید. و اگر او موافق است، فعالانه اطلاعات او در مورد پیشرفت، دستاوردها و اهداف خود را به روزرسانی کنید. به یاد داشته باشید: دستاوردهای شما همچنین بازتابی از رهبری مدیر شما است. فراموش نکنید که از او برای سرمایهگذاری روی شما قدردانی کنید.
برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید
در همین رابطه:
🔗 چگونه برای توسعه شغلی خود تلاش کنید؟
#کارآفرینان_و_مدیران
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
👍1
✳️ تعامل سازنده برای حفظ منافع*
✅ بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم
🔹اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را اما اکنون بیش از 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد! جزو 8 شرکتبرترخدماتفناوریاطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.
🔹کشوری در همسایگی ما هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالدو و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.
🔺این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.
🔺اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.
چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.
خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.
برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.
شاید یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده ام این شعر از ايرج جنتي عطايي باشد (شما هم با دقت بخوانید):
میون این همه کوچه که به هم پیوسته. کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته
توی این کوچه به دنیا اومدیم. توی این کوچه داریم پا میگیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید. تو همین کوچه بن بست بمیریم
اما ما عاشق رودیم مگه نه؟ نمیتونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟ نباید آیه حسرت بخونیم .
خداوند نیز نگران این است که ما در کوچه بن بست بمانیم و بمیریم از این رو گفته است: بروید و در زمین خداوند سیر کنید!/ذهن توسعه یافته
*انتخاب عنوان مطلب با کانال "مدیریت اجرایی" است.
✅ بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم
🔹اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را اما اکنون بیش از 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد! جزو 8 شرکتبرترخدماتفناوریاطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.
🔹کشوری در همسایگی ما هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالدو و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.
🔺این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.
🔺اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.
چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.
خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.
برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.
شاید یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده ام این شعر از ايرج جنتي عطايي باشد (شما هم با دقت بخوانید):
میون این همه کوچه که به هم پیوسته. کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته
توی این کوچه به دنیا اومدیم. توی این کوچه داریم پا میگیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید. تو همین کوچه بن بست بمیریم
اما ما عاشق رودیم مگه نه؟ نمیتونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟ نباید آیه حسرت بخونیم .
خداوند نیز نگران این است که ما در کوچه بن بست بمانیم و بمیریم از این رو گفته است: بروید و در زمین خداوند سیر کنید!/ذهن توسعه یافته
*انتخاب عنوان مطلب با کانال "مدیریت اجرایی" است.
✳️ برترین شرکت ها در زمینه رضایتمندی کارکنان
✅ نشریه فوربس در جدیدترین گزارش خود که با همکاری یک موسسه آماری و با ارزیابی ۷۰۰ شرکت در دنیا صورت داده،
برترین شرکت ها از لحاظ بهترین شرایط کاری برای کارکنان شامل حقوق و محیط کاری و غیره در سال ۲۰۳۳ را منتشر ساخته است.
بر اساس این تحقیق ۲۰ شرکت زیر بالاترین امتیاز را کسب کرده اند.
1.Samsung Electronic ( 270.000 employees )
2.Microsoft ( 221.000 employees)
3.Alphabet ( 191.000 employees)
4. Apple (164.000 employees)
5. Ferrari ( 5.000 employees)
6. IBM
7.Adobe
8. Costco Wholesale
9. BMW Group
10. CISCO System
11. AIRBUS
12. Adidas
13.Lockheed Martin
14. Rolex
15. Dell Technologies
16. Rossmann
17. Pay Pal
18. Delta Air Line
19. Bosh
20. Nike
🔸 کشورهای میزبان ۲۰ شرکت برتر فوق :
۱. کره جنوبی : ردیف ۱
۲. ایتالیا : ردیف ۵
۳. سوئیس : ردیف ۱۴
۴. هلند : ردیف ۱۱
۵. آلمان : ردیف های ۹ ،۱۲ ، ۱۶ ، ۱۹
۶. آمریکا :
ردیف های ۲،۳،۴،۶،۷،۸،۱۰،۱۳،۱۵،۱۷،۱۸،۲۰
🔸 این رتبه بندی نشان می دهد، یکی از شاخص های موفقیت اقتصادی شرکت ها، به موازات جنبه های تکنولوژی و مدیریت بازار، مدیریت منابع انسانی و محیط کاری مساعد است.
🔸اداره سازمانی با ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار کارمند که در شهرها و حتی کشورهای مختلف مستقر هستند، نیازمند نظام اجرایی بسیار کارآمد می باشد.
یکی از شرکتهای بین المللی نفتی ۱۰۰ هزار کارمند فعال در ۱۰۰ مناطق جهان دارد.
مدیریت امور پرسنلی این حجم از کارمند در نقاط پراکنده و اداره امور جاری مانند محاسبه کارکرد، تهیه بلیط هواپیما و هتل برای مأموریتها و غیره قطعا متکی به یک سیستم کارآمد اداری است که تصور آن در ایران سخت است.
در گزارش تحقیقی چند سال قبل "سازمانهای نوین در شرکت های بین المللی نفتی " رویکرد تحولگرایی در شرکتهایی که در بالاترین استانداردهای سازمانی قرار دارند، را تشریح کرده ام.
🔸 در کشور ما متاسفانه، توجه علمی و تخصصی به جنبه سازمان و مدیریت کارکنان، در پایین ترین سطح ممکن بوده و اگرچه در همه شرکت ها، واحدی بنام "منابع انسانی " وجود دارد، ولی نظامی منطبق با علم روز مدیریت منابع انسانی و سیستمی برای ارزیابی و ارزشگذاری برای حفظ نیروهای توانمند موجود و جذب نیروهای توانمند جدید برای جایگزینی کارکنان ناکارآمد به اجرا گذاشته نمی گردد.
البته بعضا سیستمهای اداری بعنوان یک کالا خریداری شده و به کار گرفته می شوند که بعلت " فقدان پشتوانه علمی" ، خود عامل کندی و اختلال در امور شرکتها هستند!
🔺 بنابراین کارآمدی و بهره وری شرکتهای ایرانی بجای ارتقاء ، روز به روز در حال افول است.
و برآیند آن، فقدان استحکام و آسیب پذیر بودن زیرساختهای اقتصاد ملی و فاصله گرفتن شدید شرکتهای ایرانی از رقبای خارجی است./رضا پاکدامن
✅ نشریه فوربس در جدیدترین گزارش خود که با همکاری یک موسسه آماری و با ارزیابی ۷۰۰ شرکت در دنیا صورت داده،
برترین شرکت ها از لحاظ بهترین شرایط کاری برای کارکنان شامل حقوق و محیط کاری و غیره در سال ۲۰۳۳ را منتشر ساخته است.
بر اساس این تحقیق ۲۰ شرکت زیر بالاترین امتیاز را کسب کرده اند.
1.Samsung Electronic ( 270.000 employees )
2.Microsoft ( 221.000 employees)
3.Alphabet ( 191.000 employees)
4. Apple (164.000 employees)
5. Ferrari ( 5.000 employees)
6. IBM
7.Adobe
8. Costco Wholesale
9. BMW Group
10. CISCO System
11. AIRBUS
12. Adidas
13.Lockheed Martin
14. Rolex
15. Dell Technologies
16. Rossmann
17. Pay Pal
18. Delta Air Line
19. Bosh
20. Nike
🔸 کشورهای میزبان ۲۰ شرکت برتر فوق :
۱. کره جنوبی : ردیف ۱
۲. ایتالیا : ردیف ۵
۳. سوئیس : ردیف ۱۴
۴. هلند : ردیف ۱۱
۵. آلمان : ردیف های ۹ ،۱۲ ، ۱۶ ، ۱۹
۶. آمریکا :
ردیف های ۲،۳،۴،۶،۷،۸،۱۰،۱۳،۱۵،۱۷،۱۸،۲۰
🔸 این رتبه بندی نشان می دهد، یکی از شاخص های موفقیت اقتصادی شرکت ها، به موازات جنبه های تکنولوژی و مدیریت بازار، مدیریت منابع انسانی و محیط کاری مساعد است.
🔸اداره سازمانی با ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار کارمند که در شهرها و حتی کشورهای مختلف مستقر هستند، نیازمند نظام اجرایی بسیار کارآمد می باشد.
یکی از شرکتهای بین المللی نفتی ۱۰۰ هزار کارمند فعال در ۱۰۰ مناطق جهان دارد.
مدیریت امور پرسنلی این حجم از کارمند در نقاط پراکنده و اداره امور جاری مانند محاسبه کارکرد، تهیه بلیط هواپیما و هتل برای مأموریتها و غیره قطعا متکی به یک سیستم کارآمد اداری است که تصور آن در ایران سخت است.
در گزارش تحقیقی چند سال قبل "سازمانهای نوین در شرکت های بین المللی نفتی " رویکرد تحولگرایی در شرکتهایی که در بالاترین استانداردهای سازمانی قرار دارند، را تشریح کرده ام.
🔸 در کشور ما متاسفانه، توجه علمی و تخصصی به جنبه سازمان و مدیریت کارکنان، در پایین ترین سطح ممکن بوده و اگرچه در همه شرکت ها، واحدی بنام "منابع انسانی " وجود دارد، ولی نظامی منطبق با علم روز مدیریت منابع انسانی و سیستمی برای ارزیابی و ارزشگذاری برای حفظ نیروهای توانمند موجود و جذب نیروهای توانمند جدید برای جایگزینی کارکنان ناکارآمد به اجرا گذاشته نمی گردد.
البته بعضا سیستمهای اداری بعنوان یک کالا خریداری شده و به کار گرفته می شوند که بعلت " فقدان پشتوانه علمی" ، خود عامل کندی و اختلال در امور شرکتها هستند!
🔺 بنابراین کارآمدی و بهره وری شرکتهای ایرانی بجای ارتقاء ، روز به روز در حال افول است.
و برآیند آن، فقدان استحکام و آسیب پذیر بودن زیرساختهای اقتصاد ملی و فاصله گرفتن شدید شرکتهای ایرانی از رقبای خارجی است./رضا پاکدامن
✳️ ۲۰ سوال مهمی که برای توسعه فردی خودتان باید به آنها پاسخ دهید
✅ توسعه فردی راهی است برای ارزیابی تواناییهای شخصی. اگر بتوانید اهدافی برای خود داشته باشید و تواناییهایتان را در جهت رسیدن به آنها تقویت کنید، در مسیر درستی از توسعه فردی قرار خواهید گرفت.
بهکمک توسعه خود میتوانید تصمیمات بهتری در زندگی بگیرید. سفر توسعه فردی با پرسیدن چند سؤال شروع میشود. در ادامه با آنها آشنا میشوید.
🔺کجا مفید هستم و کاری برای دیگران از دستم برمیآید؟
هر زمان که در زمینهای به دیگران کمک میکنیم، در آن حیطه به مهارت بیشتری هم میرسیم؛ پس اهمیت کمک به دیگران در جهت توسعه فردی را دستکم نگیرید.
🔺رسیدن به هدف بدون سختکوشی و نظارت بر خود ممکن است؟
هیچ موفقیتی بدون روزهای سخت و تلاشهای بیدریغ نصیبمان نمیشود. اگر میخواهیم به توسعه فردی برسیم، باید تلاشی خالصانه داشته باشیم.
🔺ارزشهای مهم زندگی من چهچیزهاییاند؟
اگر بنای توسعه فردی داریم، باید ارزشهایمان را بهدقت مشخص و مسیر حرکت خود را مبتنی بر این ارزشها تعیین کنیم.
🔺مهمترین چیز در زندگی من چیست؟
تعیین مهمترین خواستهتان بسیار اهمیت دارد. اگر آن را بشناسیم، اهداف و مسیرهای دیگر زندگیمان هم پیرامونش تشکیل میشود.
🔺حاضرم برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشم؟
نابُرده رنج گنج میسر نمیشود. اگر بدانیم که قرار است برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشیم، دردهای مسیر رشد را سادهتر تحمل خواهیم کرد.
🔺به نیمه پر لیوان هم نگاه میکنم؟
هر زمان که با شرایطی دشوار مواجه هستیم، باید از خود بپرسیم آیا در آن، دریچهای رو به روشنایی هم وجود دارد. در بسیاری از موارد میتوان از عمق ناخوشیها به نکاتی مطلوب رسید.
🔺دلیل من برای زیستن چیست؟
برای داشتن زندگی معنادار باید دلیلی در کار باشد که ما را در پیچوتابهای مسیر زندگی به جلو میراند.
🔺بنا به برنامههای فعلیام، ۵ سال آینده کجای این جهان خواهم بود؟
اگر میخواهیم چشماندازی درباره آیندهمان مثلا در ۵ سال بعدی داشته باشیم، باید ببینیم در حال حاضر چه میکنیم. آیا مسیر فعلیمان ما را به خواستههایی میرساند که برای آیندهمان در نظر داریم؟
🔺برای توسعه فردی باید وقت کمتر یا بیشتری روی چهچیزهایی بگذارم؟
بهرهوری واقعی یعنی انجامدادن کارهای مهم و درست. پس اگر قصد توسعه فردی داریم، باید یاد بگیریم که اولویتبندیهای درستی را پیش بگیریم.
🔺آیا مغزمان خودش را به آن راه میزند؟
در زندگی از ذهن ناخودآگاهمان هم گول میخوریم. یکی از کارهای مهمی که در مسیر توسعه فردی باید انجام داد این است که با خودمان روراست باشیم.
🔺اگر پول در زندگیام مطرح نبود، چه میکردم؟
بیشتر ما مدام در حال کاریم و میخواهیم پول درآوریم و معتقدیم نبود پول بزرگترین مانع رسیدنمان به زندگی رؤیایی است. اما دقیقا نمیدانیم آن زندگی رؤیایی چیست که به بهانه نبود پول از ما دور و دورتر میشود.
🔺هدف من در زندگی چیست؟
هدفمندی زندگیمان را مطابق آرزوهایمان پیش میبرد.
🔺چهچیزهایی به من انگیزه میدهد؟
برای اینکه بتوانیم میزان زیادی از تمرکز و تلاش را صرف هر کاری کنیم، به انگیزه نیاز داریم؛ پس باید از خودمان بپرسیم دلایل انگیزشمان در زندگی چیست.
🔺چطور میتوانم شادی بیشتری به زندگیام اضافه کنم؟
در مسیر ساختن زندگی باید علاوه بر کار و تلاش، به تفریح هم دقت داشته باشیم. باید از خود بپرسیم که چه تفریحی را در اوقات آزادمان میپسندیم.
🔺آیا آماده تغییرکردن هستم؟
اگر بنای توسعه شخصی داریم، باید حتما نسبت به تغییر منعطف شویم؛ پس لازم است ببینیم آماده تغییرکردن هستیم یا خیر.
🔺جنبههای مثبت زندگیِ اکنون من چیست؟
زمانی که در مسیر توسعه فردی قدم برمیداریم، باید جنبههای مثبت زندگی و شخصیتمان را شناسایی کنیم و از دستشان ندهیم.
🔺چه موانعی در زندگیام هست که ریشه در گذشته دارد؟
گاهی برخی از چیزهایی که مربوط به گذشته میشوند در زندگیمان موانعی جدی برای حرکت بهسوی آیندهاند. پس بهتر است گذشته را کنار بزنیم و ارزشهای فعلیمان را شناسایی کنیم.
🔺برای چه بخشهایی از مسیرم به کمک نیاز دارم؟
در راه توسعه فردی به کمک هم نیاز داریم، چون برخی از بخشهای مسیر سخت و تهدیدبرانگیز است؛ منبع کمکیمان ممکن است دوست، همسر، والدین یا حتی یک ابزار فناوری باشد.
🔺آیا به ندای درونم گوش میسپارم؟
در بسیاری از موارد، اعتمادکردن به ندای درونی و شهامت غریزی کار درستی است. باید از خود بپرسیم چقدر به ندای درونمان در جهت توسعه فردی گوش میدهیم.
🔺آیا به اندازه کافی تلاش کردهام؟
برای توسعه فردی باید تکلیفمان با خودمان روشن باشد و ببینیم چقدر تلاش کردهایم و چقدر کم گذاشتهایم.
منبع: greatperformersacademy
کانال آموزه های سازمانی
✅ توسعه فردی راهی است برای ارزیابی تواناییهای شخصی. اگر بتوانید اهدافی برای خود داشته باشید و تواناییهایتان را در جهت رسیدن به آنها تقویت کنید، در مسیر درستی از توسعه فردی قرار خواهید گرفت.
بهکمک توسعه خود میتوانید تصمیمات بهتری در زندگی بگیرید. سفر توسعه فردی با پرسیدن چند سؤال شروع میشود. در ادامه با آنها آشنا میشوید.
🔺کجا مفید هستم و کاری برای دیگران از دستم برمیآید؟
هر زمان که در زمینهای به دیگران کمک میکنیم، در آن حیطه به مهارت بیشتری هم میرسیم؛ پس اهمیت کمک به دیگران در جهت توسعه فردی را دستکم نگیرید.
🔺رسیدن به هدف بدون سختکوشی و نظارت بر خود ممکن است؟
هیچ موفقیتی بدون روزهای سخت و تلاشهای بیدریغ نصیبمان نمیشود. اگر میخواهیم به توسعه فردی برسیم، باید تلاشی خالصانه داشته باشیم.
🔺ارزشهای مهم زندگی من چهچیزهاییاند؟
اگر بنای توسعه فردی داریم، باید ارزشهایمان را بهدقت مشخص و مسیر حرکت خود را مبتنی بر این ارزشها تعیین کنیم.
🔺مهمترین چیز در زندگی من چیست؟
تعیین مهمترین خواستهتان بسیار اهمیت دارد. اگر آن را بشناسیم، اهداف و مسیرهای دیگر زندگیمان هم پیرامونش تشکیل میشود.
🔺حاضرم برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشم؟
نابُرده رنج گنج میسر نمیشود. اگر بدانیم که قرار است برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشیم، دردهای مسیر رشد را سادهتر تحمل خواهیم کرد.
🔺به نیمه پر لیوان هم نگاه میکنم؟
هر زمان که با شرایطی دشوار مواجه هستیم، باید از خود بپرسیم آیا در آن، دریچهای رو به روشنایی هم وجود دارد. در بسیاری از موارد میتوان از عمق ناخوشیها به نکاتی مطلوب رسید.
🔺دلیل من برای زیستن چیست؟
برای داشتن زندگی معنادار باید دلیلی در کار باشد که ما را در پیچوتابهای مسیر زندگی به جلو میراند.
🔺بنا به برنامههای فعلیام، ۵ سال آینده کجای این جهان خواهم بود؟
اگر میخواهیم چشماندازی درباره آیندهمان مثلا در ۵ سال بعدی داشته باشیم، باید ببینیم در حال حاضر چه میکنیم. آیا مسیر فعلیمان ما را به خواستههایی میرساند که برای آیندهمان در نظر داریم؟
🔺برای توسعه فردی باید وقت کمتر یا بیشتری روی چهچیزهایی بگذارم؟
بهرهوری واقعی یعنی انجامدادن کارهای مهم و درست. پس اگر قصد توسعه فردی داریم، باید یاد بگیریم که اولویتبندیهای درستی را پیش بگیریم.
🔺آیا مغزمان خودش را به آن راه میزند؟
در زندگی از ذهن ناخودآگاهمان هم گول میخوریم. یکی از کارهای مهمی که در مسیر توسعه فردی باید انجام داد این است که با خودمان روراست باشیم.
🔺اگر پول در زندگیام مطرح نبود، چه میکردم؟
بیشتر ما مدام در حال کاریم و میخواهیم پول درآوریم و معتقدیم نبود پول بزرگترین مانع رسیدنمان به زندگی رؤیایی است. اما دقیقا نمیدانیم آن زندگی رؤیایی چیست که به بهانه نبود پول از ما دور و دورتر میشود.
🔺هدف من در زندگی چیست؟
هدفمندی زندگیمان را مطابق آرزوهایمان پیش میبرد.
🔺چهچیزهایی به من انگیزه میدهد؟
برای اینکه بتوانیم میزان زیادی از تمرکز و تلاش را صرف هر کاری کنیم، به انگیزه نیاز داریم؛ پس باید از خودمان بپرسیم دلایل انگیزشمان در زندگی چیست.
🔺چطور میتوانم شادی بیشتری به زندگیام اضافه کنم؟
در مسیر ساختن زندگی باید علاوه بر کار و تلاش، به تفریح هم دقت داشته باشیم. باید از خود بپرسیم که چه تفریحی را در اوقات آزادمان میپسندیم.
🔺آیا آماده تغییرکردن هستم؟
اگر بنای توسعه شخصی داریم، باید حتما نسبت به تغییر منعطف شویم؛ پس لازم است ببینیم آماده تغییرکردن هستیم یا خیر.
🔺جنبههای مثبت زندگیِ اکنون من چیست؟
زمانی که در مسیر توسعه فردی قدم برمیداریم، باید جنبههای مثبت زندگی و شخصیتمان را شناسایی کنیم و از دستشان ندهیم.
🔺چه موانعی در زندگیام هست که ریشه در گذشته دارد؟
گاهی برخی از چیزهایی که مربوط به گذشته میشوند در زندگیمان موانعی جدی برای حرکت بهسوی آیندهاند. پس بهتر است گذشته را کنار بزنیم و ارزشهای فعلیمان را شناسایی کنیم.
🔺برای چه بخشهایی از مسیرم به کمک نیاز دارم؟
در راه توسعه فردی به کمک هم نیاز داریم، چون برخی از بخشهای مسیر سخت و تهدیدبرانگیز است؛ منبع کمکیمان ممکن است دوست، همسر، والدین یا حتی یک ابزار فناوری باشد.
🔺آیا به ندای درونم گوش میسپارم؟
در بسیاری از موارد، اعتمادکردن به ندای درونی و شهامت غریزی کار درستی است. باید از خود بپرسیم چقدر به ندای درونمان در جهت توسعه فردی گوش میدهیم.
🔺آیا به اندازه کافی تلاش کردهام؟
برای توسعه فردی باید تکلیفمان با خودمان روشن باشد و ببینیم چقدر تلاش کردهایم و چقدر کم گذاشتهایم.
منبع: greatperformersacademy
کانال آموزه های سازمانی
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
Logiscm00139 Business Plan.pdf
3 MB
🟤عنوان:
How to write a business plan
چگونه یک طرح کسب و کار بنویسیم؟
🟤 نویسنده/ناشر: NOLO
🟤 توضیحات:
A business plan is a strategic roadmap that outlines the goals, strategies, and financial projections of a business venture. It serves as a blueprint for success, providing a comprehensive overview of the organization's objectives, operations, and growth plans. A well-crafted business plan is essential for entrepreneurs, startups, and established companies alike to secure funding, attract investors, and drive sustainable growth.
How to write a business plan
چگونه یک طرح کسب و کار بنویسیم؟
🟤 نویسنده/ناشر: NOLO
🟤 توضیحات:
A business plan is a strategic roadmap that outlines the goals, strategies, and financial projections of a business venture. It serves as a blueprint for success, providing a comprehensive overview of the organization's objectives, operations, and growth plans. A well-crafted business plan is essential for entrepreneurs, startups, and established companies alike to secure funding, attract investors, and drive sustainable growth.
👍1
✳️ با پراکندگی ذهنی چه کنیم؟
✅ ما آدمها هیچوقت راضی نمیشویم که فقط «یک کار» را انجام بدهیم. یعنی دلمان میخواهد همزمان بدن را آرنولدی کنیم و زبان کاتالونیایی یاد بگیریم و در همین حال هم دلمان بدجوری هوس پیتزا کرده است. تمایلات کُنتور ندارند؛ هر کدام به صورت جداگانه تلاشش را میکند تا ما را به آن سمتی که خودش دوست دارد، هدایت کند.
🔺نفرین ایدهی خفن!
تصور کنید الان ۲۰ سال پیش است و شما هم نبوغ گودزیلایی دارید و ایدهی استارت زدن گوگل، آمازون و فیسبوک به ذهنتان خطور کرده است. سه تا از بهترین ایدههای کسبوکار قرن در مُخ شما آمادهی بارگیری هستند و اگر هر کدامشان را کلید بزنید به چنان ثروتی دست خواهید یافت که به اِزایش در کل جهان، پولِ چاپ شده وجود ندارد. اما اگر تصمیم بگیرید که هر سه را با هم راه بیندازید به هیچ جا نخواهید رسید!
🔹داشتن ایدههای خفن کافی نیست. چیزی که زیاد است ایدهی خوفناک است. مشکل اینجاست که تجمع بیش از حد این ایدهها، مانع کسب است. به همین دلیل است که اگر هیئتی از آدمهای باهوش را جمع کنیم و همهشان را در کالبد یک نفر بتپانیم، آن فرد را باید آدمی احمق نامید!
🔸پس نوابغ چطور به چیزهای غیرممکن دست مییابند؟
بیایید برای خودتان هدف دیوانهوار و بلندپروازانهای متصور شوید. مثلا هدف این باشد که روی مریخ فرود بیایید، کتابی بنویسید که جایزهی ادبی پولیتزر را بگیرد، ترکیب رنگ سوپرماشین بعدی فِراری را بسازید، یا سیخ کباب مدرنی بسازید که وسط کباب کوبیده را هم مغز پخت کند!
🔹احتمالا بهترین ترفندی که برای رسیدن به موفقیت وجود دارد، این است که تمام توجه و تمرکزتان را بر روی یک هدف بگذارید. الگویی که از ادیسون تا انیشتین، در همهی انسانهای موفق میتوان یافت. اگر بتوانید به صورت مداوم، فقط روی یک هدف متمرکز شوید، از نظر تئوری، به بالاترین حد ممکن برای تحقق آن هدف خواهید رسید.
🔸اغلب آدمها به خاطر پتانسیلشان نیست که شکست میخورند. به این خاطر شکست میخورند که پتانسیلشان صرف توجه به جهتهای بیشماری شده و هدر میرود.
🔹چگونه حریف خودمان بشویم؟
اگر تعداد چیزهایی که نداریم زیاد باشد و بخواهیم یکجا به دنبال همهاش برویم، حتما شکست خواهیم خورد. اما اگر دنبال این هستید که هر چه سریعتر به موفقیت برسید تمام انرژیتان را جمع کنید و فقط در یک مسیر راه بروید:
۱. هدف را بالا بگیرید.
اگر اهدافتان خیلی سطحی و کمارزش باشند، خیلی سریع اهداف دیگر جایشان را میگیرند.
۲. منوی سهگانه درست کنید.
اجزای مختلف زندگیتان را به ۳ قسمت تقسیم کنید – مثلا مسائل کاری، خانه و تعطیلات. برای هر کدامشان فقط یک هدف در زمان واحد تعریف کنید. مثلا تا فلان تاریخ آن پروژه را تمام کنم، و تا فلان تاریخ انباری خانه را تمیز کنم. اگر مجبور شدید که برای هر کدامشان بیشتر از یک هدف در آن واحد اختصاص بدهید، حداقل در جریان باشید که هدف اضافه شده، به اندازهی یک چهارم، شانس موفقیت بقیه را کم میکند.
۳. بگذاریدش کنار!
هر چیزی که در بالای هرم اولویتهایتان نیست را میتوان به تایم دیگری منتقل کرد. مارک زاکربرگ هم اول فیسبوک را درست کرد، بعد رفت زبان چینی یاد گرفت. اهداف عین همدیگر میمانند، این شمایید که به صورت لحظهای احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کنید.
۴. پینوکیو نشوید.
پینوکیو را بردند شهر بازی و خرش کردند. شما که داستان پینوکیو را دیدهاید مواظب باشید گول خودتان را نخورید. بعضی چیزها هستند که به شما احساس آرامش و راحتی میدهند و دائم هم جلوی چشمتان هستند. مثلا اگر وسط کاری هستید که شما را به هدفتان میرساند، پلیاستیشن بهتان چشمک زد، گولش را نخورید.
۵. زنبورهایتان را در یک خط پرواز دهید.
شاید قادر نباشید در آن واحد گوگل را خلق کنید، سرطان را درمان کنید و روی سیارهی مریخ فرود بیایید، اما میتوانید به صورت همزمان مدیرکل و ورزشکار موفقی باشید. موفقیت و آمادگی جسمانی مکمل یکدیگرند. این دو تا را مثل دو زنبور در نظر بگیرید که در یک جهت بال میزنند و به هم که برسند قویتر میشوند./ راهنامه مدیر
✅ ما آدمها هیچوقت راضی نمیشویم که فقط «یک کار» را انجام بدهیم. یعنی دلمان میخواهد همزمان بدن را آرنولدی کنیم و زبان کاتالونیایی یاد بگیریم و در همین حال هم دلمان بدجوری هوس پیتزا کرده است. تمایلات کُنتور ندارند؛ هر کدام به صورت جداگانه تلاشش را میکند تا ما را به آن سمتی که خودش دوست دارد، هدایت کند.
🔺نفرین ایدهی خفن!
تصور کنید الان ۲۰ سال پیش است و شما هم نبوغ گودزیلایی دارید و ایدهی استارت زدن گوگل، آمازون و فیسبوک به ذهنتان خطور کرده است. سه تا از بهترین ایدههای کسبوکار قرن در مُخ شما آمادهی بارگیری هستند و اگر هر کدامشان را کلید بزنید به چنان ثروتی دست خواهید یافت که به اِزایش در کل جهان، پولِ چاپ شده وجود ندارد. اما اگر تصمیم بگیرید که هر سه را با هم راه بیندازید به هیچ جا نخواهید رسید!
🔹داشتن ایدههای خفن کافی نیست. چیزی که زیاد است ایدهی خوفناک است. مشکل اینجاست که تجمع بیش از حد این ایدهها، مانع کسب است. به همین دلیل است که اگر هیئتی از آدمهای باهوش را جمع کنیم و همهشان را در کالبد یک نفر بتپانیم، آن فرد را باید آدمی احمق نامید!
🔸پس نوابغ چطور به چیزهای غیرممکن دست مییابند؟
بیایید برای خودتان هدف دیوانهوار و بلندپروازانهای متصور شوید. مثلا هدف این باشد که روی مریخ فرود بیایید، کتابی بنویسید که جایزهی ادبی پولیتزر را بگیرد، ترکیب رنگ سوپرماشین بعدی فِراری را بسازید، یا سیخ کباب مدرنی بسازید که وسط کباب کوبیده را هم مغز پخت کند!
🔹احتمالا بهترین ترفندی که برای رسیدن به موفقیت وجود دارد، این است که تمام توجه و تمرکزتان را بر روی یک هدف بگذارید. الگویی که از ادیسون تا انیشتین، در همهی انسانهای موفق میتوان یافت. اگر بتوانید به صورت مداوم، فقط روی یک هدف متمرکز شوید، از نظر تئوری، به بالاترین حد ممکن برای تحقق آن هدف خواهید رسید.
🔸اغلب آدمها به خاطر پتانسیلشان نیست که شکست میخورند. به این خاطر شکست میخورند که پتانسیلشان صرف توجه به جهتهای بیشماری شده و هدر میرود.
🔹چگونه حریف خودمان بشویم؟
اگر تعداد چیزهایی که نداریم زیاد باشد و بخواهیم یکجا به دنبال همهاش برویم، حتما شکست خواهیم خورد. اما اگر دنبال این هستید که هر چه سریعتر به موفقیت برسید تمام انرژیتان را جمع کنید و فقط در یک مسیر راه بروید:
۱. هدف را بالا بگیرید.
اگر اهدافتان خیلی سطحی و کمارزش باشند، خیلی سریع اهداف دیگر جایشان را میگیرند.
۲. منوی سهگانه درست کنید.
اجزای مختلف زندگیتان را به ۳ قسمت تقسیم کنید – مثلا مسائل کاری، خانه و تعطیلات. برای هر کدامشان فقط یک هدف در زمان واحد تعریف کنید. مثلا تا فلان تاریخ آن پروژه را تمام کنم، و تا فلان تاریخ انباری خانه را تمیز کنم. اگر مجبور شدید که برای هر کدامشان بیشتر از یک هدف در آن واحد اختصاص بدهید، حداقل در جریان باشید که هدف اضافه شده، به اندازهی یک چهارم، شانس موفقیت بقیه را کم میکند.
۳. بگذاریدش کنار!
هر چیزی که در بالای هرم اولویتهایتان نیست را میتوان به تایم دیگری منتقل کرد. مارک زاکربرگ هم اول فیسبوک را درست کرد، بعد رفت زبان چینی یاد گرفت. اهداف عین همدیگر میمانند، این شمایید که به صورت لحظهای احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کنید.
۴. پینوکیو نشوید.
پینوکیو را بردند شهر بازی و خرش کردند. شما که داستان پینوکیو را دیدهاید مواظب باشید گول خودتان را نخورید. بعضی چیزها هستند که به شما احساس آرامش و راحتی میدهند و دائم هم جلوی چشمتان هستند. مثلا اگر وسط کاری هستید که شما را به هدفتان میرساند، پلیاستیشن بهتان چشمک زد، گولش را نخورید.
۵. زنبورهایتان را در یک خط پرواز دهید.
شاید قادر نباشید در آن واحد گوگل را خلق کنید، سرطان را درمان کنید و روی سیارهی مریخ فرود بیایید، اما میتوانید به صورت همزمان مدیرکل و ورزشکار موفقی باشید. موفقیت و آمادگی جسمانی مکمل یکدیگرند. این دو تا را مثل دو زنبور در نظر بگیرید که در یک جهت بال میزنند و به هم که برسند قویتر میشوند./ راهنامه مدیر
✳️ برنامه ریزی معکوس؟!
از بهترین روش و تکنیک برنامه ریزی
✅ از کاربردی ترین سبک های برنامه ریزی که دیدم، سبک "برنامه ریزی معکوس" هست، روش این برنامه ریزی اینجوریه که:
۱) از خودت بپرس
۱۰ سال بعد میخوای کجا باشی؟
۲)توی ۵ سال آینده برای رسیدن به اون هدف ده سالهای که تعیین کردی چه کارهایی باید انجام بدی؟
۳)امسال باید روی چه کارهایی تمرکز کنی؟
۴) برای رسیدن به هدف امسالت، چه کارهایی باید توی این ماه انجام بدی؟
۵) توی این هفته چه کارهایی تورو به هدف یک ماههت نزدیک تر میکنه؟
۶)تنها کاری که امروز باید انجام بدی چیه؟
همین یک قدم رو بردار
به قول جیمز کلییر نویسنده کتاب"قدرت شروع ناقص" موفقیت های بزرگ یهویی بدست نمیان، عادت های روزانه شماست که نتایج بزرگ رو می سازه...
از بهترین روش و تکنیک برنامه ریزی
✅ از کاربردی ترین سبک های برنامه ریزی که دیدم، سبک "برنامه ریزی معکوس" هست، روش این برنامه ریزی اینجوریه که:
۱) از خودت بپرس
۱۰ سال بعد میخوای کجا باشی؟
۲)توی ۵ سال آینده برای رسیدن به اون هدف ده سالهای که تعیین کردی چه کارهایی باید انجام بدی؟
۳)امسال باید روی چه کارهایی تمرکز کنی؟
۴) برای رسیدن به هدف امسالت، چه کارهایی باید توی این ماه انجام بدی؟
۵) توی این هفته چه کارهایی تورو به هدف یک ماههت نزدیک تر میکنه؟
۶)تنها کاری که امروز باید انجام بدی چیه؟
همین یک قدم رو بردار
به قول جیمز کلییر نویسنده کتاب"قدرت شروع ناقص" موفقیت های بزرگ یهویی بدست نمیان، عادت های روزانه شماست که نتایج بزرگ رو می سازه...
👍1
✳️ درس آموخته های ایجاد شرکتی که افراد از کار کردن در آن لذت ببرند :
۱- کارمندان شما بزرگسال اند و با آنها نباید به واسطه فرآیندها و دستورالعمل ها ، مثل یک بچه برخورد کنید .
۲- کار مدیریت ، کنترل آدم ها نیست ، بلکه ساختن تیم های خوب است .
۳- آدم ها کاری را می خواهند که معنی داشته باشد .
۴- در شرکت شما همه باید کسب و کار را بفهمند .
۵- در شرکت شما همه باید بتوانند با حقیقت کنار بیایند .
۶- زندگی شرکت شما باید از ارزش هایش جدا باشد .
۷- فکر ، همه استارت آپ ها احمقانه است .
۸- همه شرکت ها باید مشتاق تغییر باشند .
۱- کارمندان شما بزرگسال اند و با آنها نباید به واسطه فرآیندها و دستورالعمل ها ، مثل یک بچه برخورد کنید .
۲- کار مدیریت ، کنترل آدم ها نیست ، بلکه ساختن تیم های خوب است .
۳- آدم ها کاری را می خواهند که معنی داشته باشد .
۴- در شرکت شما همه باید کسب و کار را بفهمند .
۵- در شرکت شما همه باید بتوانند با حقیقت کنار بیایند .
۶- زندگی شرکت شما باید از ارزش هایش جدا باشد .
۷- فکر ، همه استارت آپ ها احمقانه است .
۸- همه شرکت ها باید مشتاق تغییر باشند .
✳️ تکنیک فریب دوست داشتنی!
✅ چند سال پیش شرکت دوچرخهسازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخههایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب میبیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر میشد.
🔸این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانهای که در بستهبندیاش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بستهبندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیبدیدگی دوچرخههای «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.
🔸مالک این شرکت، «Taco Carlier» میگوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکاییها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث میشود که شرکتهای پستی و تحویلدهندگان بستهها، با یک بستهپستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»
🔸نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخهها، ثابت ماند!/راهنامه مدیر
✅ چند سال پیش شرکت دوچرخهسازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخههایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب میبیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر میشد.
🔸این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانهای که در بستهبندیاش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بستهبندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیبدیدگی دوچرخههای «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.
🔸مالک این شرکت، «Taco Carlier» میگوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکاییها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث میشود که شرکتهای پستی و تحویلدهندگان بستهها، با یک بستهپستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»
🔸نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخهها، ثابت ماند!/راهنامه مدیر
👍1
✳️ اثر جیلتینگ
(jilting effect)
✅ تصور کنید فردی سیگاری هستید و روزانه سیگار وینستون می کشید. خبردار می شوید که سیگار با کیفیتتر و بهتر "مارلبورو" که تاکنون واردات آن ممنوع بوده، قرار است تحریم آن برداشته شود و شما با خوشحالی به مغازهدار سر کوچه می سپارید که یک جعبه برای شما کنار بگذارد.
🔸همانطور که مشتاقانه گرفتن و کشیدن سیگار مارلبورو را پیشبینی می کنید، کماکان با سیگار همیشگیتان (وینستون) وقت می گذرانید تا اینکه متوجه می شوید ممنوعیت واردات مارلبورو مجددا برقرار شده و در نهایت شما به سیگار مارلبورو نمی رسید. *مطابق با این مثال شما اصطلاحاً "جیلت" شده اید!*
🔸"جیلتینگ" به معنی پیشبینی دریافت یک گزینه بسیار جذاب نسبت به محصول فعلی می باشد در صورتی که این اتفاق نیفتد.
*سئوال این است که این تجربه جیلت، باعث خواهد شد که کماکان به سیگار وینستون وفادار بمانید یا احتمال اینکه سیگار دیگری استفاده کنید بیشتر خواهد شد؟*
🔸مطابق با نتایج پژوهش ها، تجربه جیلت باعث خواهد شد تا علاقه مصرفکنندگان نسبت به محصولی که همیشه مصرف می کردند (در مثال فوق سیگار وینستون) کمتر شود و احتمال تغییر محصول از طرف آنها افزایش یاید.
🔸وقتی مصرفکننده انتظار دریافت یک محصول جدید مطلوب را پیشبینی می کند، به صورت ذهنی نسبت به گزینه فعلی تفکرات منفی می کند؛ به این مفهوم که عیب های محصول فعلی در ذهنش پررنگتر می شود. حال وقتی به هر دلیل محصول جدید به دستش نمی رسد، تمایل بیشتری به تغییر محصول فعلی خودش و شیفت به سمت محصولات دیگر خواهد داشت.
🔸نتایج این پژوهش برای مدیران برند و بازاریابی کاربرد فراوانی دارد. وقتی یک برند معروف، نوید اضافه کردن ویژگی های برجستهای در محصولش را می دهد اما موفق به برآورده کردن انتظارات نمی گردد، در واقع باعث ایجاد حس جیلت در مصرف کنندگان می شود و این موضوع به رقیبان این برند، این فرصت را فراهم می کند تا آن مصرفکنندگان را به سمت محصولات خودشان شیفت دهند.
🔸 *اثر جیلتینگ* در زمینه های دیگر نیز می تواند تاثیرگذار باشد. به طور مثال کارمندی که پیشنهاد شغلی بهتری نسبت به شغل فعلیاش دریافت می کند اما وقتی شغل جدید را بدست نمی آورد، تمایل بیشتری خواهد داشت تا شغل فعلی را تغییر دهد.
(jilting effect)
✅ تصور کنید فردی سیگاری هستید و روزانه سیگار وینستون می کشید. خبردار می شوید که سیگار با کیفیتتر و بهتر "مارلبورو" که تاکنون واردات آن ممنوع بوده، قرار است تحریم آن برداشته شود و شما با خوشحالی به مغازهدار سر کوچه می سپارید که یک جعبه برای شما کنار بگذارد.
🔸همانطور که مشتاقانه گرفتن و کشیدن سیگار مارلبورو را پیشبینی می کنید، کماکان با سیگار همیشگیتان (وینستون) وقت می گذرانید تا اینکه متوجه می شوید ممنوعیت واردات مارلبورو مجددا برقرار شده و در نهایت شما به سیگار مارلبورو نمی رسید. *مطابق با این مثال شما اصطلاحاً "جیلت" شده اید!*
🔸"جیلتینگ" به معنی پیشبینی دریافت یک گزینه بسیار جذاب نسبت به محصول فعلی می باشد در صورتی که این اتفاق نیفتد.
*سئوال این است که این تجربه جیلت، باعث خواهد شد که کماکان به سیگار وینستون وفادار بمانید یا احتمال اینکه سیگار دیگری استفاده کنید بیشتر خواهد شد؟*
🔸مطابق با نتایج پژوهش ها، تجربه جیلت باعث خواهد شد تا علاقه مصرفکنندگان نسبت به محصولی که همیشه مصرف می کردند (در مثال فوق سیگار وینستون) کمتر شود و احتمال تغییر محصول از طرف آنها افزایش یاید.
🔸وقتی مصرفکننده انتظار دریافت یک محصول جدید مطلوب را پیشبینی می کند، به صورت ذهنی نسبت به گزینه فعلی تفکرات منفی می کند؛ به این مفهوم که عیب های محصول فعلی در ذهنش پررنگتر می شود. حال وقتی به هر دلیل محصول جدید به دستش نمی رسد، تمایل بیشتری به تغییر محصول فعلی خودش و شیفت به سمت محصولات دیگر خواهد داشت.
🔸نتایج این پژوهش برای مدیران برند و بازاریابی کاربرد فراوانی دارد. وقتی یک برند معروف، نوید اضافه کردن ویژگی های برجستهای در محصولش را می دهد اما موفق به برآورده کردن انتظارات نمی گردد، در واقع باعث ایجاد حس جیلت در مصرف کنندگان می شود و این موضوع به رقیبان این برند، این فرصت را فراهم می کند تا آن مصرفکنندگان را به سمت محصولات خودشان شیفت دهند.
🔸 *اثر جیلتینگ* در زمینه های دیگر نیز می تواند تاثیرگذار باشد. به طور مثال کارمندی که پیشنهاد شغلی بهتری نسبت به شغل فعلیاش دریافت می کند اما وقتی شغل جدید را بدست نمی آورد، تمایل بیشتری خواهد داشت تا شغل فعلی را تغییر دهد.
✳️ هشت سیاست که مانع رشد اقتصاد ایران شد
✍️ دکتر مسعود نیلی
🔸رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود.تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
1️⃣ درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم)که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است.در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
❓چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
❓سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
❓هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
🔺ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
✍️ دکتر مسعود نیلی
🔸رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود.تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
1️⃣ درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم)که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است.در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
❓چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
❓سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
❓هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
🔺ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
✳️ نقش نویز در تصمیم گیری
✅ واژۀ «سوگیری» عموماً در گفتوگوها به معنای قضاوتهای غلط و تصمیمات ناخوشایند به کار میرود. این واژه را وقتی استفاده میکنیم که تبعیضی در کار باشد، مثل سوگیری علیه زنان. اما معنای این واژه گستردهتر از این است: سوگیری عبارت است از هر خطای پیشبینیپذیری که قضاوتتان را به سمتوسوی خاصی متمایل میسازد. مثلاً وقتی پیشبینیهای فروش مدام خوشبینانه باشند یا تصمیمات سرمایهگذاری بیشازحد محتاطانه، میتوانیم بگوییم پای سوگیری در میان است.
□جامعه توجه زیادی خرج مشکل سوگیری کرده و البته بیراه هم نیست. اما وقتی بحث قضاوتهای غلط یا تصمیمهای ناخوشایند به میان میآید، نوع دیگری از خطا نیز مطرح است که توجه خیلی کمتری به آن معطوف می شود: "نویز".
●برای مشاهدۀ تفاوت میان سوگیری و نویز، ترازوی خانهتان را در نظر بگیرید. اگر متوسط اعدادی که نشان میدهد زیادی بالا (یا پایین) باشد، ترازو سوگیری دارد. اگر چند بار پشتسر هم روی آن بروید و هر بار عدد متفاوتی را نشان دهد، نویز دارد (ترازوهای ارزان احتمالاً هم سوگیر باشند و هم نویزدار). میتوان گفت سوگیری میانگین خطاهاست و نویز دامنۀ تغییراتشان.
○نویز، با آنکه عاملی است عمدتاً مغفول، اما از منابع اصلی سوءعملکرد در جامعه به شمار میآید. مثلاً در پژوهشی در سال ۱۹۸۱ از ۲۰۸ قاضی فدرال خواستند برای شانزده پروندۀ مشابه حکمی مناسب صادر کنند. پروندهها با ویژگیهای تخلف (دزدی یا شیادی، با خشونت یا بدون خشونت) و متهم (جوان یا پیر، سابقهدار یا فاقد سوءسابقه، شریکجرم یا مجرم اصلی) توصیف شدند. شاید تصور کنید که حکم قضات در چنین مواردی تا حد زیادی شباهت داشته، چون هیچ اطلاعات انحرافیای در میان نبوده و فقط اطلاعات مرتبط را در دسترس داشتهاند.
■اما قضات نظر یکسانی نداشتند. میانگین تفاوت حکمِ دو قاضیِ تصادفاً انتخابشده برای جرمی مشابه بیش از ۳.۵ سال بود. با توجه به اینکه میانگین کل حکمها هفت سال بود، این سهونیم سال اختلاف واقعاً حجمی نگرانکننده از نویز است.
□نویز در دادگاههای واقعی قطعاً بدتر است، چون پروندههای واقعی پیچیدهترند و قضاوتشان نسبت به پروندههای آزمایشی دشوارتر. سخت میتوان از این نتیجهگیری پرهیز کرد: صدور حکم تاحدی مثل قرعهکشی است، چون مجازات ممکن است بسته به قاضیِ گماشته برای پرونده و حالواحوال آن روزش متغیر باشد و حکم تا حد چند سال مجازات را تغییر دهد. نظام قضایی به شکلی ناپذیرفتنی نویزدار است.
●نظام نویزدار دیگری را، این بار در بخش خصوصی، در نظر بگیرید. در سال ۲۰۱۵، پژوهشی دربارۀ بیمهگرها در یک شرکت بزرگ بیمهای انجام دادیم. به ۴۸ بیمهگر، خلاصههایی واقعگرایانه از خطراتی نشان دادند و آنها نیز ارزشگذاریشان کردند، درست نظیر آنچه در کار واقعیشان انجام میدادند. به نظرتان اختلاف ارزشهایی که دو بیمهگر کارکشته برای خطر مشابه در نظر گرفتند چقدر است؟ مدیران شرکت بیمه گفتند انتظار اختلافی ۱۰ درصدی دارند. اما تفاوتی معمول که ما میان دو بیمهگر یافتیم، در کمال شگفتی، ۵۵ درصد از متوسط ارزش بود، یعنی بیش از پنج برابر بیشتر از آنچه مدیران انتظار داشتند.
○بسیاری از پژوهشهای دیگر نیز حاکی از وجود نویز در قضاوتهای حرفهای است. پرتوشناسها در خوانش تصاویر و متخصصان قلب در تصمیمات مربوط به جراحی اختلاف نظر دارند. وجود نویز در پیشبینیهای اقتصادی شهرۀ خاص و عام است. گاهی کارشناسانِ اثر انگشت دربارۀ وجود «همخوانی» اختلافنظر دارند. هر جا قضاوتی هست، نویز هم هست، بیش از آنچه خیال میکنید.
■نویز هم، مانند سوگیری، به خطا میانجامد، اما این دو خطا جدا و مستقل از هماند. اگر بعضی مسئولانِ استخدام در شرکتی خواهان استخدام مردان و برخی دیگر خواهان استخدام بانوان باشند، تصمیمات استخدامی این شرکت ممکن است بدون سوگیری باشد، اما نویز خواهد داشت و تصمیمات بد زیادی پیش خواهد آمد. همینطور، اگر یک سیاست بیمهای بیش از حد گران و دیگری بیش از حد ارزان باشد (و تفاوت آنها از ارزش واقعی به یک اندازه باشد)، شرکت دو بار اشتباه کرده است، گرچه در کل سوگیری وجود ندارد.
□نویز از کجا ناشی میشود؟ بنا به شواهد زیادی، شرایط نامربوط ممکن است بر قضاوتها تأثیر بگذارند. مثلاً در صدور حکم کیفری، حال قاضی، میزان خستگی و حتی آبوهوا همگی اثری جزئی ولی محسوس بر تصمیمات دارند.
●منبع دیگر نویز این است که مردم معمولاً گرایشهای کلی متفاوتی دارند. شدت حکمهای صادره از قضاتِ مختلف غالباً تفاوت دارد: بعضی قاضیها «اهل اعدام» هستند و برخی آسانگیر.
✅ واژۀ «سوگیری» عموماً در گفتوگوها به معنای قضاوتهای غلط و تصمیمات ناخوشایند به کار میرود. این واژه را وقتی استفاده میکنیم که تبعیضی در کار باشد، مثل سوگیری علیه زنان. اما معنای این واژه گستردهتر از این است: سوگیری عبارت است از هر خطای پیشبینیپذیری که قضاوتتان را به سمتوسوی خاصی متمایل میسازد. مثلاً وقتی پیشبینیهای فروش مدام خوشبینانه باشند یا تصمیمات سرمایهگذاری بیشازحد محتاطانه، میتوانیم بگوییم پای سوگیری در میان است.
□جامعه توجه زیادی خرج مشکل سوگیری کرده و البته بیراه هم نیست. اما وقتی بحث قضاوتهای غلط یا تصمیمهای ناخوشایند به میان میآید، نوع دیگری از خطا نیز مطرح است که توجه خیلی کمتری به آن معطوف می شود: "نویز".
●برای مشاهدۀ تفاوت میان سوگیری و نویز، ترازوی خانهتان را در نظر بگیرید. اگر متوسط اعدادی که نشان میدهد زیادی بالا (یا پایین) باشد، ترازو سوگیری دارد. اگر چند بار پشتسر هم روی آن بروید و هر بار عدد متفاوتی را نشان دهد، نویز دارد (ترازوهای ارزان احتمالاً هم سوگیر باشند و هم نویزدار). میتوان گفت سوگیری میانگین خطاهاست و نویز دامنۀ تغییراتشان.
○نویز، با آنکه عاملی است عمدتاً مغفول، اما از منابع اصلی سوءعملکرد در جامعه به شمار میآید. مثلاً در پژوهشی در سال ۱۹۸۱ از ۲۰۸ قاضی فدرال خواستند برای شانزده پروندۀ مشابه حکمی مناسب صادر کنند. پروندهها با ویژگیهای تخلف (دزدی یا شیادی، با خشونت یا بدون خشونت) و متهم (جوان یا پیر، سابقهدار یا فاقد سوءسابقه، شریکجرم یا مجرم اصلی) توصیف شدند. شاید تصور کنید که حکم قضات در چنین مواردی تا حد زیادی شباهت داشته، چون هیچ اطلاعات انحرافیای در میان نبوده و فقط اطلاعات مرتبط را در دسترس داشتهاند.
■اما قضات نظر یکسانی نداشتند. میانگین تفاوت حکمِ دو قاضیِ تصادفاً انتخابشده برای جرمی مشابه بیش از ۳.۵ سال بود. با توجه به اینکه میانگین کل حکمها هفت سال بود، این سهونیم سال اختلاف واقعاً حجمی نگرانکننده از نویز است.
□نویز در دادگاههای واقعی قطعاً بدتر است، چون پروندههای واقعی پیچیدهترند و قضاوتشان نسبت به پروندههای آزمایشی دشوارتر. سخت میتوان از این نتیجهگیری پرهیز کرد: صدور حکم تاحدی مثل قرعهکشی است، چون مجازات ممکن است بسته به قاضیِ گماشته برای پرونده و حالواحوال آن روزش متغیر باشد و حکم تا حد چند سال مجازات را تغییر دهد. نظام قضایی به شکلی ناپذیرفتنی نویزدار است.
●نظام نویزدار دیگری را، این بار در بخش خصوصی، در نظر بگیرید. در سال ۲۰۱۵، پژوهشی دربارۀ بیمهگرها در یک شرکت بزرگ بیمهای انجام دادیم. به ۴۸ بیمهگر، خلاصههایی واقعگرایانه از خطراتی نشان دادند و آنها نیز ارزشگذاریشان کردند، درست نظیر آنچه در کار واقعیشان انجام میدادند. به نظرتان اختلاف ارزشهایی که دو بیمهگر کارکشته برای خطر مشابه در نظر گرفتند چقدر است؟ مدیران شرکت بیمه گفتند انتظار اختلافی ۱۰ درصدی دارند. اما تفاوتی معمول که ما میان دو بیمهگر یافتیم، در کمال شگفتی، ۵۵ درصد از متوسط ارزش بود، یعنی بیش از پنج برابر بیشتر از آنچه مدیران انتظار داشتند.
○بسیاری از پژوهشهای دیگر نیز حاکی از وجود نویز در قضاوتهای حرفهای است. پرتوشناسها در خوانش تصاویر و متخصصان قلب در تصمیمات مربوط به جراحی اختلاف نظر دارند. وجود نویز در پیشبینیهای اقتصادی شهرۀ خاص و عام است. گاهی کارشناسانِ اثر انگشت دربارۀ وجود «همخوانی» اختلافنظر دارند. هر جا قضاوتی هست، نویز هم هست، بیش از آنچه خیال میکنید.
■نویز هم، مانند سوگیری، به خطا میانجامد، اما این دو خطا جدا و مستقل از هماند. اگر بعضی مسئولانِ استخدام در شرکتی خواهان استخدام مردان و برخی دیگر خواهان استخدام بانوان باشند، تصمیمات استخدامی این شرکت ممکن است بدون سوگیری باشد، اما نویز خواهد داشت و تصمیمات بد زیادی پیش خواهد آمد. همینطور، اگر یک سیاست بیمهای بیش از حد گران و دیگری بیش از حد ارزان باشد (و تفاوت آنها از ارزش واقعی به یک اندازه باشد)، شرکت دو بار اشتباه کرده است، گرچه در کل سوگیری وجود ندارد.
□نویز از کجا ناشی میشود؟ بنا به شواهد زیادی، شرایط نامربوط ممکن است بر قضاوتها تأثیر بگذارند. مثلاً در صدور حکم کیفری، حال قاضی، میزان خستگی و حتی آبوهوا همگی اثری جزئی ولی محسوس بر تصمیمات دارند.
●منبع دیگر نویز این است که مردم معمولاً گرایشهای کلی متفاوتی دارند. شدت حکمهای صادره از قضاتِ مختلف غالباً تفاوت دارد: بعضی قاضیها «اهل اعدام» هستند و برخی آسانگیر.
👍2
○منبع سوم نویز، کمتر به شهود افراد مربوط میشود، اما معمولاً بیشترین میزان نویز از همینجا سرچشمه میگیرد: مردم، علاوهبر گرایشهای کلی متفاوت (همچون سختگیری و آسانگیری)، الگوهای ارزیابی متفاوتی هم دارند (مثلاً اینکه کدام موارد به نظرشان سزاوار سختگیری یا آسانگیری است). بیمهگرها در دیدگاه خود نسبت به آنچه پرخطر است با هم اختلافنظر دارند و پزشکان در اینکه کدام امراض نیازمند درمان هستند. ما همیشه تفاوتهای فردی را میستاییم، اما گاهی فراموش میکنیم که، وقتی انتظار یکپارچگی میرود، تفاوت فردی به نقطهضعف تبدیل میگردد.
■وقتی از وجود نویز آگاه شویم، میتوانیم دنبال راههایی برای کاستن از آن باشیم. مثلاً میتوان میانگینی از قضاوتهای مستقل از سوی افراد مختلفی گرفت (که کاری رایج در بحث پیشبینی است). دستورالعملها، نظیر آنچه در پزشکی استفاده میشود، میتوانند به حرفهایها کمک کنند به تصمیمات بهتر و یکدستتری برسند. چنانکه پژوهشهای استخدام مکرراً نشان دادهاند، تعیین ساختار و چهارچوب مشخص در هنگام مصاحبههای استخدامی و دیگر انواع ارزیابی معمولاً به قضاوتهای بهتری دربارۀ داوطلبان شغلی میانجامد.
□با اینحال، اگر در وهلۀ اول وجود نویز را نپذیریم، هیچ راهکاری برای کاهش نویز به کار بسته نخواهد شد. نویز مسئلهای است غالباً مغفول، اما مشکلی جدی است که به خطاهای مکرر و بیعدالتی گسترده منجر میشود. سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی، اگر نویز را جدی بگیرند، تصمیمات بهتری خواهند گرفت.
منبع: ترجمان. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
■وقتی از وجود نویز آگاه شویم، میتوانیم دنبال راههایی برای کاستن از آن باشیم. مثلاً میتوان میانگینی از قضاوتهای مستقل از سوی افراد مختلفی گرفت (که کاری رایج در بحث پیشبینی است). دستورالعملها، نظیر آنچه در پزشکی استفاده میشود، میتوانند به حرفهایها کمک کنند به تصمیمات بهتر و یکدستتری برسند. چنانکه پژوهشهای استخدام مکرراً نشان دادهاند، تعیین ساختار و چهارچوب مشخص در هنگام مصاحبههای استخدامی و دیگر انواع ارزیابی معمولاً به قضاوتهای بهتری دربارۀ داوطلبان شغلی میانجامد.
□با اینحال، اگر در وهلۀ اول وجود نویز را نپذیریم، هیچ راهکاری برای کاهش نویز به کار بسته نخواهد شد. نویز مسئلهای است غالباً مغفول، اما مشکلی جدی است که به خطاهای مکرر و بیعدالتی گسترده منجر میشود. سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی، اگر نویز را جدی بگیرند، تصمیمات بهتری خواهند گرفت.
منبع: ترجمان. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
⁉️ ۷.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان
✅عددی که دربالا ملاحظه می فرمایید در زبان فارسی هفت هزار هزار میلیارد تومان خوانده می شود و از شما چه پنهان این عدد ، میزان نقدینگی در کشور است در پایان شهریور ماه ۱۴۰۲ از آن گذر کرده ایم
حجم نقدینگی به رغم شعارهای بسیار، دو ماه است که مجدداً روند صعودی به خود گرفته و رکورد جدیدی را به ثبت رسانده است
جهت استحضار فعالان اقتصادی ، طی یک سال گذشته ۱۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ( به فارسی هزار و پانصد هزار میلیارد تومان ) به حجم نقدینگی کشور اضافه شده است...
🔺 به کجاچنین شتابان
✅عددی که دربالا ملاحظه می فرمایید در زبان فارسی هفت هزار هزار میلیارد تومان خوانده می شود و از شما چه پنهان این عدد ، میزان نقدینگی در کشور است در پایان شهریور ماه ۱۴۰۲ از آن گذر کرده ایم
حجم نقدینگی به رغم شعارهای بسیار، دو ماه است که مجدداً روند صعودی به خود گرفته و رکورد جدیدی را به ثبت رسانده است
جهت استحضار فعالان اقتصادی ، طی یک سال گذشته ۱۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ( به فارسی هزار و پانصد هزار میلیارد تومان ) به حجم نقدینگی کشور اضافه شده است...
🔺 به کجاچنین شتابان
👍2