✳️ افت چند پلهای ایران در شاخص توسعه انسانی
✅ امید به زندگی آب رفت!
⭕️ شاخص توسعه انسانی در سال 2021 حاکی از این است که در این سال، ایران با مقدار شاخص برابر با 0.774 در رتبه 76 جهان قرار گرفته است. این در حالی است که در سال 2019 کشور با رقم شاخص 0.783 در رتبهی 70 قرار داشت یعنی ایران در این دو سال 6 پله سقوط کرده است.
⭕️ توسعه انسانی یکی از شاخصهای مهم توسعه است که رفاه زندگی انسانها و وضعیت اجتماعی آنها را مد نظر قرار میدهد.
⭕️ بررسی اجزای شاخص توسعه انسانی در سال 2021 نیز نشان میدهد بیشترین میزان امید به زندگی در جهان برابر با 85.5 سال و مربوط به هنگکنگ است.
⬅️ ادامه مطلب؛
https://www.eghtesadnews.com/بخش-اخبار-اقتصادی-67/607564-افت-چند-پله-ای-ایران-در-شاخص-توسعه-انسانی-امید-به-زندگی-آب-رفت
@executivemanagement
کانال مدیریت اجرایی به منظوردستیابی مدیران،کارشناسان ,دانشجویان وسایرفراگیران به روزآمدترین اطلاعات وارتقای دانش،مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت وسازمان زیر نظر دکتر امیرصادقی(مشاورارشد مدیریت ،تحلیل گر وتوسعه دهنده کسب وکار) فعالیت می نماید.
✅ امید به زندگی آب رفت!
⭕️ شاخص توسعه انسانی در سال 2021 حاکی از این است که در این سال، ایران با مقدار شاخص برابر با 0.774 در رتبه 76 جهان قرار گرفته است. این در حالی است که در سال 2019 کشور با رقم شاخص 0.783 در رتبهی 70 قرار داشت یعنی ایران در این دو سال 6 پله سقوط کرده است.
⭕️ توسعه انسانی یکی از شاخصهای مهم توسعه است که رفاه زندگی انسانها و وضعیت اجتماعی آنها را مد نظر قرار میدهد.
⭕️ بررسی اجزای شاخص توسعه انسانی در سال 2021 نیز نشان میدهد بیشترین میزان امید به زندگی در جهان برابر با 85.5 سال و مربوط به هنگکنگ است.
⬅️ ادامه مطلب؛
https://www.eghtesadnews.com/بخش-اخبار-اقتصادی-67/607564-افت-چند-پله-ای-ایران-در-شاخص-توسعه-انسانی-امید-به-زندگی-آب-رفت
@executivemanagement
کانال مدیریت اجرایی به منظوردستیابی مدیران،کارشناسان ,دانشجویان وسایرفراگیران به روزآمدترین اطلاعات وارتقای دانش،مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت وسازمان زیر نظر دکتر امیرصادقی(مشاورارشد مدیریت ،تحلیل گر وتوسعه دهنده کسب وکار) فعالیت می نماید.
23858-full (1).pdf
1.4 MB
✳️ مشکلات شاخص ادراک فساد و نحوه درست تحلیل آن
گزارش پیشرو به نحوه محاسبه شاخص ادراک فساد، تفاوت ادراک فساد با تجربه فساد، هفت مشکل جدی شاخص ادراک فساد، عوامل موثر بر ادراک فساد در سطح خرد و کلان و یک پیشنهاد مشخص برای سیاستگذاران میپردازد. محتوای این گزارش در مرتبه اول برای سیاستگذاران، پژوهشگران، کنشگران، متولیان اداری حوزه مبارزه با فساد و در مرتبه دوم برای علاقهمندان به این حوزه تدارک دیده شده است. دو توصیه اصلی گزارش ابتدا آن است که ادراک فساد همانند وسعت و تجربه فساد به رسمیت شناخته شود و سیاستگذاری مناسب در جهت بهبود ادراک فساد انجام شود. علاوه بر این، با ناکافی و ناقص دانستن دادههای مرتبط با شاخص ادراک فساد، توصیه شده است که آمارهای ملی مرتبط با فساد به صورت منظم و قابل اعتماد منتشر شود.
هفت مشکل شاخص ادراک فساد که باید در تحلیل وضعیت کشورها مدنظر قرار داد
گزارش پیشرو به نحوه محاسبه شاخص ادراک فساد، تفاوت ادراک فساد با تجربه فساد، هفت مشکل جدی شاخص ادراک فساد، عوامل موثر بر ادراک فساد در سطح خرد و کلان و یک پیشنهاد مشخص برای سیاستگذاران میپردازد. محتوای این گزارش در مرتبه اول برای سیاستگذاران، پژوهشگران، کنشگران، متولیان اداری حوزه مبارزه با فساد و در مرتبه دوم برای علاقهمندان به این حوزه تدارک دیده شده است. دو توصیه اصلی گزارش ابتدا آن است که ادراک فساد همانند وسعت و تجربه فساد به رسمیت شناخته شود و سیاستگذاری مناسب در جهت بهبود ادراک فساد انجام شود. علاوه بر این، با ناکافی و ناقص دانستن دادههای مرتبط با شاخص ادراک فساد، توصیه شده است که آمارهای ملی مرتبط با فساد به صورت منظم و قابل اعتماد منتشر شود.
✳️ هفت مشکل شاخص ادراک فساد که باید در تحلیل وضعیت کشورها مدنظر قرار داد
شاخص ادراک فساد به عنوان یکی از مشهورترین شاخصهای فساد در جهان تاثیر قابل توجهی در برجستهسازی موضوع فساد داشته است. هر سال که رتبهبندیهای جدید اعلام میشود، مباحث گستردهای در کشور حول آن شکل میگیرد. مهمترین برداشت از شاخص ادراک فساد در کشور سیر صعودی رتبه ایران است. نکته مهم اما آن است که اکثر افراد و حتی متخصصان دانشگاهی و اداری تحلیلی اشتباه از شاخص ادراک فساد دارند.
گروه مشاوران اقتصادی و صنعتی
شاخص ادراک فساد به عنوان یکی از مشهورترین شاخصهای فساد در جهان تاثیر قابل توجهی در برجستهسازی موضوع فساد داشته است. هر سال که رتبهبندیهای جدید اعلام میشود، مباحث گستردهای در کشور حول آن شکل میگیرد. مهمترین برداشت از شاخص ادراک فساد در کشور سیر صعودی رتبه ایران است. نکته مهم اما آن است که اکثر افراد و حتی متخصصان دانشگاهی و اداری تحلیلی اشتباه از شاخص ادراک فساد دارند.
گروه مشاوران اقتصادی و صنعتی
یک رهبر واقعی کیست؟
✅ "یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکستها و ناکامیها را بلد باشد." ... این جمله را عبدالکلام رئیسجمهور وقت هندوستان در سال ۲۰۰۸ و در اجلاس اقتصادی فیلادلفیا گفت.
🔸خبرنگاری از او پرسید: آیا میتوانید از بین تجربههای خودتان مثالی بزنید دربارۀ اینکه رهبران چگونه باید شکستها را مدیریت کنند؟
🔹پاسخ عبدالکلام چنین بود:
در سال ۱۹۷۳ من بهعنوان مدیر پروژۀ پرتاب نخستین ماهوارۀ هند برگزیده شدم و بودجه و نیروی انسانی کافی دراختیار من قرار داده شد. در عین حال بهطور شفاف و صریح گفتند که ماهواره باید تا سال ۱۹۸۰ به فضا ارسال شود و هزاران نفر در قالب نهادهای علمی و فنی برای رسیدن به این هدف همکاری میکردند تا اینکه برای انجام کار آماده شدیم و من بهعنوان مدیر پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم.
🔸یک دقیقه قبل از پرتاب ماهواره، رایانه برنامۀ پرتاب را متوقف و اعلام کرد که بعضی از مولفههای کنترلی درست کار نمیکند؛ اما کارشناسان و خبرگان ِ فن که اطراف من بودند اطمینان دادند که مشکلی نیست و آنها همه محاسبات لازم را کردهاند.
🔹من هم با توجه به حرف آنها کنترل شبکه را از «کامپیوتری» به حالت «دستی» تغییر دادم و دکمه پرتاب موشک را زدم اما ماهواره به جای آنکه در مدار زمین قرار بگیرد در خلیج بنگال سقوط کرد و این یک شکست بزرگ بود!
🔸آن روز، پروفسور داوان، رئیس سازمان فضایی هند از قبل ترتیب یک اجلاس مطبوعاتی را داده بود و روزنامهنگارانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند. پروفسور داوان خودش در اجلاس مطبوعاتی شرکت کرد و مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و گفت: گروه پروژه بسیار سخت کار کردهاند اما از نظر فناوری به پشتیبانی بیشتری نیاز داریم و قول داد که سال بعد پرتاب موفق خواهد شد...
🔹در واقع، من مدیر پروژه بودم و این شکست به خاطر اشتباه من حاصل شده بود اما او به عنوان رئیس سازمان مسئولیتش را بر عهده گرفت!
🔸سال بعد دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمایش کردیم و این بار همه چیز موفقیتآمیز بود و تمام ملت هند غرق در افتخار شدند. این بار پروفسور داوان به من گفت: «امروز تو باید اجلاس مطبوعاتی را برگزار کنی!»
🔹این بهترین درس مدیریتی من بود که از لابهلای کتابها بیرون نیامد و از یک تجربه حاصل شد زیرا آن روز فهمیدم که موفقیت یک کار جمعیست و افتخار آن متعلق به تمام اعضای سازمان و گروه است. ولی مسئولیت پذیرفتن شکست قطعا به گردن سرمربیست و اوست که باید این وظیفه را بر عهده بگیرد./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ "یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکستها و ناکامیها را بلد باشد." ... این جمله را عبدالکلام رئیسجمهور وقت هندوستان در سال ۲۰۰۸ و در اجلاس اقتصادی فیلادلفیا گفت.
🔸خبرنگاری از او پرسید: آیا میتوانید از بین تجربههای خودتان مثالی بزنید دربارۀ اینکه رهبران چگونه باید شکستها را مدیریت کنند؟
🔹پاسخ عبدالکلام چنین بود:
در سال ۱۹۷۳ من بهعنوان مدیر پروژۀ پرتاب نخستین ماهوارۀ هند برگزیده شدم و بودجه و نیروی انسانی کافی دراختیار من قرار داده شد. در عین حال بهطور شفاف و صریح گفتند که ماهواره باید تا سال ۱۹۸۰ به فضا ارسال شود و هزاران نفر در قالب نهادهای علمی و فنی برای رسیدن به این هدف همکاری میکردند تا اینکه برای انجام کار آماده شدیم و من بهعنوان مدیر پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم.
🔸یک دقیقه قبل از پرتاب ماهواره، رایانه برنامۀ پرتاب را متوقف و اعلام کرد که بعضی از مولفههای کنترلی درست کار نمیکند؛ اما کارشناسان و خبرگان ِ فن که اطراف من بودند اطمینان دادند که مشکلی نیست و آنها همه محاسبات لازم را کردهاند.
🔹من هم با توجه به حرف آنها کنترل شبکه را از «کامپیوتری» به حالت «دستی» تغییر دادم و دکمه پرتاب موشک را زدم اما ماهواره به جای آنکه در مدار زمین قرار بگیرد در خلیج بنگال سقوط کرد و این یک شکست بزرگ بود!
🔸آن روز، پروفسور داوان، رئیس سازمان فضایی هند از قبل ترتیب یک اجلاس مطبوعاتی را داده بود و روزنامهنگارانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند. پروفسور داوان خودش در اجلاس مطبوعاتی شرکت کرد و مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و گفت: گروه پروژه بسیار سخت کار کردهاند اما از نظر فناوری به پشتیبانی بیشتری نیاز داریم و قول داد که سال بعد پرتاب موفق خواهد شد...
🔹در واقع، من مدیر پروژه بودم و این شکست به خاطر اشتباه من حاصل شده بود اما او به عنوان رئیس سازمان مسئولیتش را بر عهده گرفت!
🔸سال بعد دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمایش کردیم و این بار همه چیز موفقیتآمیز بود و تمام ملت هند غرق در افتخار شدند. این بار پروفسور داوان به من گفت: «امروز تو باید اجلاس مطبوعاتی را برگزار کنی!»
🔹این بهترین درس مدیریتی من بود که از لابهلای کتابها بیرون نیامد و از یک تجربه حاصل شد زیرا آن روز فهمیدم که موفقیت یک کار جمعیست و افتخار آن متعلق به تمام اعضای سازمان و گروه است. ولی مسئولیت پذیرفتن شکست قطعا به گردن سرمربیست و اوست که باید این وظیفه را بر عهده بگیرد./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍3
✳️ ده اصل اساسی استراتژی از نگاه ویلیام کوهن:
۱) کاملاً به یک هدف معین و روشن متعهد باشید.
۲) ابتکار عمل را در دست بگیرید و آن را حفظ کنید.
۳) برای تجمیع و تمرکز منابع خود صرفه جویی کنید.
۴) از موقعیت یابی استراتژیک بهره ببرید.
۵) کارهای غیر منتظره انجام دهید.
۶) همه چیز را ساده بگیرید.
۷) همزمان راه حل ها و جایگزین های چند گانه فراهم کنید.
۸) برای دستیابی به هدف از مسیرهای غیر مستقیم استفاده کنید.
۹) زمان بندی وترتیب گذاری را اعمال کنید.
۱۰) از موفقیت خود بهره برداری کنید.
مدیران فرهیخته
۱) کاملاً به یک هدف معین و روشن متعهد باشید.
۲) ابتکار عمل را در دست بگیرید و آن را حفظ کنید.
۳) برای تجمیع و تمرکز منابع خود صرفه جویی کنید.
۴) از موقعیت یابی استراتژیک بهره ببرید.
۵) کارهای غیر منتظره انجام دهید.
۶) همه چیز را ساده بگیرید.
۷) همزمان راه حل ها و جایگزین های چند گانه فراهم کنید.
۸) برای دستیابی به هدف از مسیرهای غیر مستقیم استفاده کنید.
۹) زمان بندی وترتیب گذاری را اعمال کنید.
۱۰) از موفقیت خود بهره برداری کنید.
مدیران فرهیخته
👍3❤1
62988035_-562957552.pdf
2.3 MB
برنامه بدهی های عمومی
✳️ اثرات جنگ بر بازارهای مالی؟
✅ رشد و رونق اقتصادی در هر جامعهای مستلزم وجود پیشنیازها و بسترهای متعدد است، اما میتوان این پیشنیازها را به دو گروه کلی تقسیم کرد:
۱- پیشنیازهای اقتصادی که عمدهترین و رایجترین آنها عبارتند از: نیروی انسانی در ابعاد مختلف (نیروهای کار ساده، نیمهماهر، ماهر، متخصص، نیروهای با دانش مدیریت و با داشتن روحیه آنتروپرونری یا فرصت جوئی اقتصادی)، منابع طبیعی (منابع زیر زمین، روی زمین و بالای زمین) و سرمایه (مالی و فیزیکی.) همچنین وجود بازارهای داخلی و خارجی از جمله پیشنیازهای لازم برای رشد و رونق اقتصادی است.
۲- پیشنیازهای غیراقتصادی؛ که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
۲-۱- نگرش مثبت (به لحاظ نگرش فلسفی، فرهنگی سنتی،...) به رونق تولید و رشد اقتصادی؛
۲-۲- وجود ثبات داخلی و خارجی در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، مدیریتی، تقنینی...
۲-۳- نبود ریسک سرمایهگذاری
۲-۴- بوروکراسی مناسب و روان و پویا ؛
۲-۵- همسوئی و همراهی ارکان نظام تصمیمگیری (قوا و دستگاههای حاکمیتی) .
۳- ویژگی مهم کشور ایران آنست که تقریبا از تمامی پیشنیازهای اقتصادی بهوفور برخوردار است: منابع انسانی (ماهر و متخصص، جوان، وطندوست، با انگیزه...)، منابع طبیعی کافی (نفت و گاز و حدود ۷۰ منبع ارزشمند دیگر)، منابع مالی داخلی و خارجی (از جمله انبوه سرمایههای ایرانیان خارج از کشور که علاقهمند به وطن هستند و آماده سرمایهگذاری در کشور هستند، اگر موانع برداشته شوند) و نیز تجربه اجرای پنج برنامه موفق پیش از انقلاب و برنامه جامعتر ششم که به دلیل وقوع انقلاب فرصت اجرا نیافت و نیز انبوهی تجربههای موفق اجرایی پس از انقلاب.
۴- بنابراین میتوان گفت که بخش قابلتوجهی از ناکامیهای سه دهه گذشته در حوزههای اقتصادی (و بهتبع آن حوزههای اجتماعی و سیاسی)، به دلیل نبود پیشنیازهای غیراقتصادی است، بههمیندلیل در بسیاری از نوشتههای پیشین تاکید کردهام که در نبود بسترهای مناسب غیراقتصادی برای پیشرفت و رفاه اقتصادی، امکان حل کامل مشکلات اقتصادی با نسخههای صرفا اقتصادی غیرممکن است، بنابراین برای حل مشکلات اقتصادی ضروری است که تمرکز و تاکید بر رفع موانع غیراقتصادی گذاشته شود؛ هرچند این مهم زمانبر، دشوار پر هزینه و بعضا با مقاومتهای سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی همراه خواهد بود.
۵- مهمترین عامل غیراقتصادی که میتوان گفت منشأ بروز سایر موانع است، بینش و نگرش غیرتولیدی و غیرتوسعهای در دیدگاه ارزشی اغلب تصمیمگیران و تصمیمسازان کشور.....
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بورس-6/4016783-اثرات-جنگ-بر-بازارهای-مالی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رشد و رونق اقتصادی در هر جامعهای مستلزم وجود پیشنیازها و بسترهای متعدد است، اما میتوان این پیشنیازها را به دو گروه کلی تقسیم کرد:
۱- پیشنیازهای اقتصادی که عمدهترین و رایجترین آنها عبارتند از: نیروی انسانی در ابعاد مختلف (نیروهای کار ساده، نیمهماهر، ماهر، متخصص، نیروهای با دانش مدیریت و با داشتن روحیه آنتروپرونری یا فرصت جوئی اقتصادی)، منابع طبیعی (منابع زیر زمین، روی زمین و بالای زمین) و سرمایه (مالی و فیزیکی.) همچنین وجود بازارهای داخلی و خارجی از جمله پیشنیازهای لازم برای رشد و رونق اقتصادی است.
۲- پیشنیازهای غیراقتصادی؛ که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
۲-۱- نگرش مثبت (به لحاظ نگرش فلسفی، فرهنگی سنتی،...) به رونق تولید و رشد اقتصادی؛
۲-۲- وجود ثبات داخلی و خارجی در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، مدیریتی، تقنینی...
۲-۳- نبود ریسک سرمایهگذاری
۲-۴- بوروکراسی مناسب و روان و پویا ؛
۲-۵- همسوئی و همراهی ارکان نظام تصمیمگیری (قوا و دستگاههای حاکمیتی) .
۳- ویژگی مهم کشور ایران آنست که تقریبا از تمامی پیشنیازهای اقتصادی بهوفور برخوردار است: منابع انسانی (ماهر و متخصص، جوان، وطندوست، با انگیزه...)، منابع طبیعی کافی (نفت و گاز و حدود ۷۰ منبع ارزشمند دیگر)، منابع مالی داخلی و خارجی (از جمله انبوه سرمایههای ایرانیان خارج از کشور که علاقهمند به وطن هستند و آماده سرمایهگذاری در کشور هستند، اگر موانع برداشته شوند) و نیز تجربه اجرای پنج برنامه موفق پیش از انقلاب و برنامه جامعتر ششم که به دلیل وقوع انقلاب فرصت اجرا نیافت و نیز انبوهی تجربههای موفق اجرایی پس از انقلاب.
۴- بنابراین میتوان گفت که بخش قابلتوجهی از ناکامیهای سه دهه گذشته در حوزههای اقتصادی (و بهتبع آن حوزههای اجتماعی و سیاسی)، به دلیل نبود پیشنیازهای غیراقتصادی است، بههمیندلیل در بسیاری از نوشتههای پیشین تاکید کردهام که در نبود بسترهای مناسب غیراقتصادی برای پیشرفت و رفاه اقتصادی، امکان حل کامل مشکلات اقتصادی با نسخههای صرفا اقتصادی غیرممکن است، بنابراین برای حل مشکلات اقتصادی ضروری است که تمرکز و تاکید بر رفع موانع غیراقتصادی گذاشته شود؛ هرچند این مهم زمانبر، دشوار پر هزینه و بعضا با مقاومتهای سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی همراه خواهد بود.
۵- مهمترین عامل غیراقتصادی که میتوان گفت منشأ بروز سایر موانع است، بینش و نگرش غیرتولیدی و غیرتوسعهای در دیدگاه ارزشی اغلب تصمیمگیران و تصمیمسازان کشور.....
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بورس-6/4016783-اثرات-جنگ-بر-بازارهای-مالی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
اثرات جنگ بر بازارهای مالی؟
رشد و رونق اقتصادی در هر جامعهای مستلزم وجود پیشنیازها و بسترهای متعدد است، اما میتوان این پیشنیازها را به دو گروه کلی تقسیم کرد:
✳️ استراتژي لبخندها
✅ درباره مدیریت ژاپنی و مدیریت آمریکائی بسیار خوانده و شنیده اید؛ اما راز و رمز موفقیت و اقتدار کشورهائی همچون مالزي که طی دهه هاي گذشته، جهش بی نظیري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگیر مورد بررسی و کالبد شکافی مدیریتی قرار نگرفته و یا اگر هم انجام شده باشد، شهرت نیافت و در دسترس قرار نگرفت. در مالزي « بهره وري » عامل اصلی توسعه ملی کشور محسوب می شود و مدیران این کشور ملزم هستند توسعه ملی را از طریق ارتقاي « بهره وري کل عوامل » دنبال کنند.
آنها معتقدند مردم با افزایش بهره وري می توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسیله آن سازمان ها می توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند که سود این بهره وري در سطح کشور به مردم خواهد رسید و این چرخه پیوسته ادامه پیدا خواهد کرد. راهکار کشور مالزي براي توسعه، استراتژي لبخندهاست. آنان براي این کار از حروف واژه SMILES که به معنی لبخندهاست بهره برده و براي هر کدام از حروف این کلمه تعریفی را مطرح می کنند که افراد با به کارگیري آنها در پایان لبخند خواهند زد:
⚡️ S : Strategy
به معنی آینده نگري، دوراندیشی، راه رسیدن به هدف
⚡️ M : Measurement
به معنی اندازه گیري
⚡️ I : Innovation
به معنی نوآوري
⚡️ L : Learning
به معنی دانش اندوزي
⚡️ E : Enviroment
به معنی نگهداري محیط زیست و دوست داشتن آن
⚡️ S : Salary
به معنی حقوق و دستمزد است
🔻بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پدید خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقیت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت.
🔻 سازمان هاي موفق، کشور را سعادتمند می کنند و کشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و این امر،خوشبختی، شادي، نشاط و لبخند به همراه می آورد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ درباره مدیریت ژاپنی و مدیریت آمریکائی بسیار خوانده و شنیده اید؛ اما راز و رمز موفقیت و اقتدار کشورهائی همچون مالزي که طی دهه هاي گذشته، جهش بی نظیري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگیر مورد بررسی و کالبد شکافی مدیریتی قرار نگرفته و یا اگر هم انجام شده باشد، شهرت نیافت و در دسترس قرار نگرفت. در مالزي « بهره وري » عامل اصلی توسعه ملی کشور محسوب می شود و مدیران این کشور ملزم هستند توسعه ملی را از طریق ارتقاي « بهره وري کل عوامل » دنبال کنند.
آنها معتقدند مردم با افزایش بهره وري می توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسیله آن سازمان ها می توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند که سود این بهره وري در سطح کشور به مردم خواهد رسید و این چرخه پیوسته ادامه پیدا خواهد کرد. راهکار کشور مالزي براي توسعه، استراتژي لبخندهاست. آنان براي این کار از حروف واژه SMILES که به معنی لبخندهاست بهره برده و براي هر کدام از حروف این کلمه تعریفی را مطرح می کنند که افراد با به کارگیري آنها در پایان لبخند خواهند زد:
⚡️ S : Strategy
به معنی آینده نگري، دوراندیشی، راه رسیدن به هدف
⚡️ M : Measurement
به معنی اندازه گیري
⚡️ I : Innovation
به معنی نوآوري
⚡️ L : Learning
به معنی دانش اندوزي
⚡️ E : Enviroment
به معنی نگهداري محیط زیست و دوست داشتن آن
⚡️ S : Salary
به معنی حقوق و دستمزد است
🔻بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پدید خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقیت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت.
🔻 سازمان هاي موفق، کشور را سعادتمند می کنند و کشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و این امر،خوشبختی، شادي، نشاط و لبخند به همراه می آورد.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1👏1
🔸بهنظرتون چه تفاوتی بین احساسات، هیجانات و خلقوخو وجود داره؟
🔹این سه مفهوم ممکنه بهنظر یکسان بیان و خیلی وقتها اونها رو بهجای هم استفاده کنیم، اما تفاوتهای زیادی با همدیگه دارن
🔸مثلاً هیجانات معمولاً یک پاسخ کوتاه و شدید به رخدادها یا محرکهای بیرونی هستن. در حالی که احساسات نمود و واکنش ذهنی و شخصی ما نسبت به اون هیجانات هستن که از تجربههای پیشین، باورهامون و ... تأثیر میگیرن. از طرف دیگه خلقوخو معمولاً علت یا محرک خاصی نداره و میتونه تحت تأثیر عوامل عمومی و کلی مثل آبوهوا، نور، تغذیه و ... باشه
🔹دونستن تفاوت بین این سه مفهوم کمکمون میکنه تا خودآگاهی و هوش عاطفی ما بالا بره و بتونیم درستتر خودمون و ارتباطاتمون رو مدیریت کنیم.
❓بهنظرتون دیگه چه تفاوتهایی بین این مفهوم وجود دارد؟
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹این سه مفهوم ممکنه بهنظر یکسان بیان و خیلی وقتها اونها رو بهجای هم استفاده کنیم، اما تفاوتهای زیادی با همدیگه دارن
🔸مثلاً هیجانات معمولاً یک پاسخ کوتاه و شدید به رخدادها یا محرکهای بیرونی هستن. در حالی که احساسات نمود و واکنش ذهنی و شخصی ما نسبت به اون هیجانات هستن که از تجربههای پیشین، باورهامون و ... تأثیر میگیرن. از طرف دیگه خلقوخو معمولاً علت یا محرک خاصی نداره و میتونه تحت تأثیر عوامل عمومی و کلی مثل آبوهوا، نور، تغذیه و ... باشه
🔹دونستن تفاوت بین این سه مفهوم کمکمون میکنه تا خودآگاهی و هوش عاطفی ما بالا بره و بتونیم درستتر خودمون و ارتباطاتمون رو مدیریت کنیم.
❓بهنظرتون دیگه چه تفاوتهایی بین این مفهوم وجود دارد؟
https://t.me/ExecutiveManagement
🔸خیلی وقتها ما اهداف بزرگی توی ذهنمون داریم یا میخوایم کارهای مختلفی بکنیم ولی موقع اقدام و انجام دادن کار، انگیزه کافی نداریم. ممکنه اینجور مواقع خودمون رو سرزنش کنیم یا سعی کنیم از راههای مختلف انگیزهمون بیشتر کنیم.
🔹 اما اولین قدم اینه که بفهمیم دلیل اینکه انگیزه نداریم چیه. شاید هدفمون زیادی بزرگه، شاید خستهایم یا حتی میترسیم. وقتی دلیل انگیزه نداشتنمون رو بفهمیم، میتونیم راهکاری متناسب با اون رو پیش بگیریم. توی این پست ۵ دلیل انگیزه نداشتن و راهکارهای اون بیان شده.
❓برای شما هم این اتفاق پیش اومده؟ به نظرتون چه دلایل دیگهای میتونه وجود داشته باشه؟ راهکار شما چیست؟
🔹 اما اولین قدم اینه که بفهمیم دلیل اینکه انگیزه نداریم چیه. شاید هدفمون زیادی بزرگه، شاید خستهایم یا حتی میترسیم. وقتی دلیل انگیزه نداشتنمون رو بفهمیم، میتونیم راهکاری متناسب با اون رو پیش بگیریم. توی این پست ۵ دلیل انگیزه نداشتن و راهکارهای اون بیان شده.
❓برای شما هم این اتفاق پیش اومده؟ به نظرتون چه دلایل دیگهای میتونه وجود داشته باشه؟ راهکار شما چیست؟
✳️ *چرا کارکنان خوب استعفا میدهند و کارکنان بد ترفیع میگیرند؟*
✅ کسانی که دچار ترس هستند معمولا دور و بر خود را با آدمهای مثل خودشان پر میکنند. البته منطق اقتصادی ایجاب میکند که نهتنها برای جایگاههای مدیریتی، بلکه برای همه جایگاهها، شایستهترین گزینه را انتخاب کنید. اما گاهی سازمانها خلاف این منطق عمل میکنند.
🔸بزرگترین ترس مدیران ترسو چیست؟ آنها از اینکه کسبوکارشان شکست بخورد نمیترسند چون به راحتی میتوانند شکست را توجیه کنند یا بهانهتراشی کنند. میتوانند بگویند: «تقصیر هیات مدیره بود یا سقوط ارزش سهام باعث شکستمان شد.» هر بهانهای میتوانند بیاورند. اما آنها یک ترس بزرگتر دارند. بزرگترین ترس آنها این است که از طرف یکی از کارکنانشان به چالش کشیده شوند یا دستشان جلوی کارکنان رو شود. حس خودخواهی در آنها غالب است.
🔹در سازمانهای مبتنی بر ترس، کارکنان بیکفایت به جایگاههای مهم راه پیدا میکنند چون این افراد نمیتوانند مدیر را به چالش بکشند، پس تهدید محسوب نمیشوند. در یک محیط کاری مسموم، بهترین کاری که میتوانی انجام دهی این است که تهدید به حساب نیایی. انگار این یکی از مهمترین شرایط استخدام است.
🔸اگر به محیطهای مبتنی بر ترس دقت کنی، میبینی که اعضای ارشد، ظاهرا به موفقیت کسبوکار اهمیت میدهند چون دائما دربارهاش حرف میزنند اما در عمل، تنها چیزی که برایشان مهم است، حفظ جایگاه قدرتشان است. آنها ترجیح میدهند کسبوکارشان به خاک سیاه بنشیند، اما هرگز به اشتباهات یا نارساییهای خود اعتراف نکنند.
🔹در شرکتهایی که دارای فرهنگ سالم هستند، افراد درباره مشکلات مذاکره میکنند. مدیران میدانند که کارکنان هوشمند، قرار نیست همیشه با آنها موافقت کنند. اختلاف نظر یک امر طبیعی است و ممکن است هنگام تصمیمگیریهای مهم مدیریتی، بعضی از کارکنان با آنها مخالفت کنند اما این مدیران، هرگز راه مذاکره را نمیبندند. آنها کسی را به خاطر اظهار نظر مخالف، سرزنش نمیکنند چون میدانند یک مذاکره سالم و سازنده، به نفع سازمان و به ضرر رقیبانشان است.
🔹اما در سازمانهای ناسالم، هیچ مذاکرهای صورت نمیگیرد. هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. اگر اطاعت نکنید، اخراج میشوید و وقتی احساس میکنید طاقتتان تمام شده و دیگر نمیتوانید شرایط نابسامان را تحمل کنید، به ناچار سازمان را ترک میکنید.
🔸به همین علت است که کارکنان خوب، زودتر از بقیه استعفا میدهند. آنها هم اعتماد بهنفس بیشتری دارند و هم دهها فرصت شغلی بهتر در انتظارشان است. اما کارکنانی که دچار ترس هستند، میمانند و تحمل میکنند. وقتی در دل ترس هستیم به سختی میتوانیم آن را ببینیم. باید از ترس عبور کنیم تا بتوانیم راهمان را ادامه دهیم و قدرتمندتر شویم. بیرون آمدن از منطقه امن، اولش ترسناک است اما وقتی قدم اول را برداشتی، دیگر احساس ترس نخواهی کرد. هرگز خودت را در موقعیتی قرار نده که مجبور شوی برای امرار معاش و پرداخت قبضها، یک شغل ناخوشایند را تحمل کنی.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کسانی که دچار ترس هستند معمولا دور و بر خود را با آدمهای مثل خودشان پر میکنند. البته منطق اقتصادی ایجاب میکند که نهتنها برای جایگاههای مدیریتی، بلکه برای همه جایگاهها، شایستهترین گزینه را انتخاب کنید. اما گاهی سازمانها خلاف این منطق عمل میکنند.
🔸بزرگترین ترس مدیران ترسو چیست؟ آنها از اینکه کسبوکارشان شکست بخورد نمیترسند چون به راحتی میتوانند شکست را توجیه کنند یا بهانهتراشی کنند. میتوانند بگویند: «تقصیر هیات مدیره بود یا سقوط ارزش سهام باعث شکستمان شد.» هر بهانهای میتوانند بیاورند. اما آنها یک ترس بزرگتر دارند. بزرگترین ترس آنها این است که از طرف یکی از کارکنانشان به چالش کشیده شوند یا دستشان جلوی کارکنان رو شود. حس خودخواهی در آنها غالب است.
🔹در سازمانهای مبتنی بر ترس، کارکنان بیکفایت به جایگاههای مهم راه پیدا میکنند چون این افراد نمیتوانند مدیر را به چالش بکشند، پس تهدید محسوب نمیشوند. در یک محیط کاری مسموم، بهترین کاری که میتوانی انجام دهی این است که تهدید به حساب نیایی. انگار این یکی از مهمترین شرایط استخدام است.
🔸اگر به محیطهای مبتنی بر ترس دقت کنی، میبینی که اعضای ارشد، ظاهرا به موفقیت کسبوکار اهمیت میدهند چون دائما دربارهاش حرف میزنند اما در عمل، تنها چیزی که برایشان مهم است، حفظ جایگاه قدرتشان است. آنها ترجیح میدهند کسبوکارشان به خاک سیاه بنشیند، اما هرگز به اشتباهات یا نارساییهای خود اعتراف نکنند.
🔹در شرکتهایی که دارای فرهنگ سالم هستند، افراد درباره مشکلات مذاکره میکنند. مدیران میدانند که کارکنان هوشمند، قرار نیست همیشه با آنها موافقت کنند. اختلاف نظر یک امر طبیعی است و ممکن است هنگام تصمیمگیریهای مهم مدیریتی، بعضی از کارکنان با آنها مخالفت کنند اما این مدیران، هرگز راه مذاکره را نمیبندند. آنها کسی را به خاطر اظهار نظر مخالف، سرزنش نمیکنند چون میدانند یک مذاکره سالم و سازنده، به نفع سازمان و به ضرر رقیبانشان است.
🔹اما در سازمانهای ناسالم، هیچ مذاکرهای صورت نمیگیرد. هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. اگر اطاعت نکنید، اخراج میشوید و وقتی احساس میکنید طاقتتان تمام شده و دیگر نمیتوانید شرایط نابسامان را تحمل کنید، به ناچار سازمان را ترک میکنید.
🔸به همین علت است که کارکنان خوب، زودتر از بقیه استعفا میدهند. آنها هم اعتماد بهنفس بیشتری دارند و هم دهها فرصت شغلی بهتر در انتظارشان است. اما کارکنانی که دچار ترس هستند، میمانند و تحمل میکنند. وقتی در دل ترس هستیم به سختی میتوانیم آن را ببینیم. باید از ترس عبور کنیم تا بتوانیم راهمان را ادامه دهیم و قدرتمندتر شویم. بیرون آمدن از منطقه امن، اولش ترسناک است اما وقتی قدم اول را برداشتی، دیگر احساس ترس نخواهی کرد. هرگز خودت را در موقعیتی قرار نده که مجبور شوی برای امرار معاش و پرداخت قبضها، یک شغل ناخوشایند را تحمل کنی.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ ایده پردازی با روش ستاره افشانی
هر وقت که بخواهید ایدهی جدیدی را بررسی و واکاوی کنید، ارزشش را دارد که یک تمرین جامع، کامل و نظاممند برای طرح سوالات احتمالی انجام دهید. اینکار را ستارهافشانی مینامند.
🔸ستارهافشانی نوعی از طوفان فکری است؛ اما با این تفاوت که به جای جواب و راه حل، با طرح سوال سر و کار دارد. از ستارهافشانی میشود در یک مسئله چندبار استفاده کرد؛ به این شکل که وقتی سری اول سوالها را جواب دادید، در مورد جواب سوالات اول هم دوباره ستارهافشانی کرده و برای موشکافی آنها سوالات جدیدی مطرح کنید.
🔹مثلا فرض کنید که یکی از همکارانتان طراحی جدیدی برای کفش اسکیت پیشنهاد داده است. یکی از سوالاتی که میتوانید در مورد این طرح بپرسید این است که مشتری این کفشها چه کسانیاند؟ جواب چیست؟ اسکیتبازها. اما برای اینکه مطمئن شوید که مخاطب تبلیغاتتان را درست هدف میگیرید، باید از این جواب گنگ یک قدم فراتر بروید. «کدام دسته از اسکیتبازها؟» جواب: «آنهایی که زیاد پرش انجام میدهند و بنابراین کفشی لازم دارند که تحملش بیشتر باشد.» به همین شکل میشود سوالها را تا هرجا که لازم است ادامه داد.
🔸این کار باعث میشود برای فعالیتهای بازاریابی روی یک قشر خاص متمرکز شویم. در مورد اسکیتها، پرسیدن سوالات جدید باعث شد در تبلیغات آن اسکیتبازهایی را هدف بگیریم که برای مسابقات نمایشی کار میکنند، نه کسانی که صرفا یک زمین اسکیت دارند و فقط میخواهند برای اجاره دادن به مردم چند جفت کفش اسکیت آماده داشته باشند.
🔹نحوهی استفاده:
برای اینکه متوجه شوید این تکنیک ساده اما موثر تا چه حد قدرتمند و تاثیرگذار است، مسئله و مشکلی را انتخاب کنید و یا یک محصول ویژه را مد نظر بگیرید. سپس مراحل زیر را اجرا کنید:
🔸مرحلهی اول:
یک ورق کاغذ بردارید و یک ستاره بزرگ ششپر وسط آن بکشید. ایده، مسئله یا محصول مورد نظرتان را وسط این ستاره بنویسید.
🔹مرحلهی دوم:
در هر پر ستاره، یکی از کلمات زیر را بنویسید: «چه کسی؟» «چه چیزی؟» «کجا؟» «چرا؟» «چه زمانی؟» و «چطور؟»
🔸مرحلهی سوم:
برای درآوردن سوالهایی که میشود در مورد محصول یا ایده پرسید، طوفان فکری انجام بدهید؛ به این شکل که ببینید با هر کدام از کلماتی که در نوکهای ستاره نوشته شده، چه سوالاتی میتوان پرسید. این سوالها مانند اشعههایی هستند که از ستارهی وسط کاغذ به اطراف میتابند. دنبال این نباشید که جواب سوالها را همانجا پیدا کنید. به جای آن سعی کنید تا میتوانید سوال طرح کنید.
🔹مرحلهی چهارم:
بسته به اندازهی مسئله، ممکن است لازم باشد برای کاویدن جواب سوالات طرح شده هم یک ستارهافشانی دیگر انجام بدهید. با این کار، چند ستارهی دیگر هم اطراف ستارهی اصلی ساخته و یک انفجار ستارهای تمام عیار راه بیاندازید!/راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
هر وقت که بخواهید ایدهی جدیدی را بررسی و واکاوی کنید، ارزشش را دارد که یک تمرین جامع، کامل و نظاممند برای طرح سوالات احتمالی انجام دهید. اینکار را ستارهافشانی مینامند.
🔸ستارهافشانی نوعی از طوفان فکری است؛ اما با این تفاوت که به جای جواب و راه حل، با طرح سوال سر و کار دارد. از ستارهافشانی میشود در یک مسئله چندبار استفاده کرد؛ به این شکل که وقتی سری اول سوالها را جواب دادید، در مورد جواب سوالات اول هم دوباره ستارهافشانی کرده و برای موشکافی آنها سوالات جدیدی مطرح کنید.
🔹مثلا فرض کنید که یکی از همکارانتان طراحی جدیدی برای کفش اسکیت پیشنهاد داده است. یکی از سوالاتی که میتوانید در مورد این طرح بپرسید این است که مشتری این کفشها چه کسانیاند؟ جواب چیست؟ اسکیتبازها. اما برای اینکه مطمئن شوید که مخاطب تبلیغاتتان را درست هدف میگیرید، باید از این جواب گنگ یک قدم فراتر بروید. «کدام دسته از اسکیتبازها؟» جواب: «آنهایی که زیاد پرش انجام میدهند و بنابراین کفشی لازم دارند که تحملش بیشتر باشد.» به همین شکل میشود سوالها را تا هرجا که لازم است ادامه داد.
🔸این کار باعث میشود برای فعالیتهای بازاریابی روی یک قشر خاص متمرکز شویم. در مورد اسکیتها، پرسیدن سوالات جدید باعث شد در تبلیغات آن اسکیتبازهایی را هدف بگیریم که برای مسابقات نمایشی کار میکنند، نه کسانی که صرفا یک زمین اسکیت دارند و فقط میخواهند برای اجاره دادن به مردم چند جفت کفش اسکیت آماده داشته باشند.
🔹نحوهی استفاده:
برای اینکه متوجه شوید این تکنیک ساده اما موثر تا چه حد قدرتمند و تاثیرگذار است، مسئله و مشکلی را انتخاب کنید و یا یک محصول ویژه را مد نظر بگیرید. سپس مراحل زیر را اجرا کنید:
🔸مرحلهی اول:
یک ورق کاغذ بردارید و یک ستاره بزرگ ششپر وسط آن بکشید. ایده، مسئله یا محصول مورد نظرتان را وسط این ستاره بنویسید.
🔹مرحلهی دوم:
در هر پر ستاره، یکی از کلمات زیر را بنویسید: «چه کسی؟» «چه چیزی؟» «کجا؟» «چرا؟» «چه زمانی؟» و «چطور؟»
🔸مرحلهی سوم:
برای درآوردن سوالهایی که میشود در مورد محصول یا ایده پرسید، طوفان فکری انجام بدهید؛ به این شکل که ببینید با هر کدام از کلماتی که در نوکهای ستاره نوشته شده، چه سوالاتی میتوان پرسید. این سوالها مانند اشعههایی هستند که از ستارهی وسط کاغذ به اطراف میتابند. دنبال این نباشید که جواب سوالها را همانجا پیدا کنید. به جای آن سعی کنید تا میتوانید سوال طرح کنید.
🔹مرحلهی چهارم:
بسته به اندازهی مسئله، ممکن است لازم باشد برای کاویدن جواب سوالات طرح شده هم یک ستارهافشانی دیگر انجام بدهید. با این کار، چند ستارهی دیگر هم اطراف ستارهی اصلی ساخته و یک انفجار ستارهای تمام عیار راه بیاندازید!/راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👏2
🔻 مهارتهای انطباقپذیری یا سازگاری با محیط و شرایط سخت، زمینه رو برای بقا، توسعه فردی ، خلاقیت، یادگیری و موفقیت شما فراهم میکنند
🔹 شما باید همیشه بدون ترس و البته با مثبتاندیشی و یادگیری پیوسته پذیرای تغییرات باشید
🔸مهارتهایی که در این پست به آنها اشاره شده، قابلیت انطباقپذیری شما رو در زندگی تا حد قابل توجهی افزایش میدهند.
🔹 شما باید همیشه بدون ترس و البته با مثبتاندیشی و یادگیری پیوسته پذیرای تغییرات باشید
🔸مهارتهایی که در این پست به آنها اشاره شده، قابلیت انطباقپذیری شما رو در زندگی تا حد قابل توجهی افزایش میدهند.