✳️ معجزه رودخانه هادسون و سفسطه برنامه ریزی
✅ در پانزدم ژانویه ۲۰۰۹، هواپیمای ایرباسِ پرواز شماره 1549 US Airways در ابتدای پرواز از فرودگاه لاگوآردیای نیویورک با دسته ای از غازهای کانادایی برخورد میکند و موتورهایش از کار میافتد.
🟢بهدلیل عدم دسترسی به هیچکدام از فرودگاههای نزدیک جهت فرود اضطراری، خلبانان این پرواز هواپیما را روی رودخانه هادسون فرود آوردند و تمامی ۱۵۵ سرنشین این هواپیما جان سالم به در بردند.
🔵امّا بعضیها به ایشان خرده گرفتند که سه فرودگاه نزدیک ایشان بوده است و نباید روی رودخانه فرود میآمدند. شبیهسازیهای کامپیوتری نشان دادند که امکان فرود اضطراری روی دو تا از فرودگاههای نزدیک وجود داشته است.
🟤خلبان پرواز مذکور، در دفاع از خود گفت که شبیهسازی صورتگرفته عناصر انسانی را مورد غفلت قرار داده است و هماهنگی بعد از حادثه برای پیگیری فرآیندهای اضطراری خودش ۳۵ ثانیه به طول کشیده است.
🟡وقتی که ۳۵ ثانیه انسانی در مدل در نظر گرفته شد، نتیجه شبیهسازی این شد که هواپیما قبل از رسیدن به هر کدام از فرودگاهها سقوط میکرد!
🟣بعد از آن، این حادثه به معجزه در رودخانه هادسون(Miracle on the Hudson) مشهور شد و خلبانان نیز چندین جایزه ملی دریافت کردند.
🟠بسیاری از مدلهای اقتصادی در دانش اقتصاد کلاسیک شبیه همان شبیهسازی اولیه پرواز است که جنبههای انسانی را مورد غفلت قرار میدهند.
⚫این مدلها بیشتر از آنکه توصیف کننده رفتار انسانها باشند، توصیفکننده رفتار ماشینهایی بسیار هوشمند هستند که با آنچه در دنیای واقعی اتفاق میافتد فاصله دارند. ساخت مدلهای واقعیتر میتواند ما را در سیاستگذاریای بهتر کمک کند.
⚪همچنین در برنامهریزیها هم ممکن است خودمان یا دیگرانی که برایشان برنامهریزی میکنیم را ماشینهای بینقص و دقیق در نظر بگیریم و موقع اجرا متوجه شویم که آنچه در عمل اجرا شده با آنچه روی کاغذ برنامهریزی کردهایم به کلی متفاوت است. این سوگیری را سفسطه برنامهریزی (Fallacy of Planning) هم میگویند. / راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در پانزدم ژانویه ۲۰۰۹، هواپیمای ایرباسِ پرواز شماره 1549 US Airways در ابتدای پرواز از فرودگاه لاگوآردیای نیویورک با دسته ای از غازهای کانادایی برخورد میکند و موتورهایش از کار میافتد.
🟢بهدلیل عدم دسترسی به هیچکدام از فرودگاههای نزدیک جهت فرود اضطراری، خلبانان این پرواز هواپیما را روی رودخانه هادسون فرود آوردند و تمامی ۱۵۵ سرنشین این هواپیما جان سالم به در بردند.
🔵امّا بعضیها به ایشان خرده گرفتند که سه فرودگاه نزدیک ایشان بوده است و نباید روی رودخانه فرود میآمدند. شبیهسازیهای کامپیوتری نشان دادند که امکان فرود اضطراری روی دو تا از فرودگاههای نزدیک وجود داشته است.
🟤خلبان پرواز مذکور، در دفاع از خود گفت که شبیهسازی صورتگرفته عناصر انسانی را مورد غفلت قرار داده است و هماهنگی بعد از حادثه برای پیگیری فرآیندهای اضطراری خودش ۳۵ ثانیه به طول کشیده است.
🟡وقتی که ۳۵ ثانیه انسانی در مدل در نظر گرفته شد، نتیجه شبیهسازی این شد که هواپیما قبل از رسیدن به هر کدام از فرودگاهها سقوط میکرد!
🟣بعد از آن، این حادثه به معجزه در رودخانه هادسون(Miracle on the Hudson) مشهور شد و خلبانان نیز چندین جایزه ملی دریافت کردند.
🟠بسیاری از مدلهای اقتصادی در دانش اقتصاد کلاسیک شبیه همان شبیهسازی اولیه پرواز است که جنبههای انسانی را مورد غفلت قرار میدهند.
⚫این مدلها بیشتر از آنکه توصیف کننده رفتار انسانها باشند، توصیفکننده رفتار ماشینهایی بسیار هوشمند هستند که با آنچه در دنیای واقعی اتفاق میافتد فاصله دارند. ساخت مدلهای واقعیتر میتواند ما را در سیاستگذاریای بهتر کمک کند.
⚪همچنین در برنامهریزیها هم ممکن است خودمان یا دیگرانی که برایشان برنامهریزی میکنیم را ماشینهای بینقص و دقیق در نظر بگیریم و موقع اجرا متوجه شویم که آنچه در عمل اجرا شده با آنچه روی کاغذ برنامهریزی کردهایم به کلی متفاوت است. این سوگیری را سفسطه برنامهریزی (Fallacy of Planning) هم میگویند. / راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزینه فرصت چیست؟
◻️فکر میکنید اگر برای مثال در یک سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیون تومان از دست بدهید فقط همین مقدار ضرر کردهاید؟ مفهوم اقتصادی هزینه فرصت توضیح میدهد که چرا به احتمال زیاد ضرر شما بسیار بیشتر بوده است.
◻️تماشای این ویدئوها، قدرت تجزیه و تحلیل مباحث اقتصادی و پیشبینی تحولاتی همانند تورم، شوکهای اقتصادی، فراز و فرود قیمتها و حباب بازارها را برای همه افراد افزایش میدهد.
https://t.me/ExecutiveManagement
◻️فکر میکنید اگر برای مثال در یک سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیون تومان از دست بدهید فقط همین مقدار ضرر کردهاید؟ مفهوم اقتصادی هزینه فرصت توضیح میدهد که چرا به احتمال زیاد ضرر شما بسیار بیشتر بوده است.
◻️تماشای این ویدئوها، قدرت تجزیه و تحلیل مباحث اقتصادی و پیشبینی تحولاتی همانند تورم، شوکهای اقتصادی، فراز و فرود قیمتها و حباب بازارها را برای همه افراد افزایش میدهد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ پیشتازی چین در عرصه نوآوریها
✅ تارنمای شکه خبری «بلومبرگ» با استناد به داده های ردیابی شده از سوی سازمان جهانی مالکیت فکری گزارش داد، چین به طور چشمگیری برتری خود را نسبت به ایالات متحده در ثبت اختراعات هوش مصنوعی افزایش داده است.
شرکتها و مؤسسات چینی در سال ۲۰۲۲ برای ۲۹۸۵۳ پتنت مرتبط با هوش مصنوعی ارائه دادند، این در حالی است که رقم فوق در سال گذشته ۲۹ هزار مورد ثبت شده بود. جالب اینجاست که آمار اعلام شده جدید در مورد چین نزدیک به ۸۰ درصد بیشتر از پرونده های ایالات متحده است که در مدت مشابه ارائه شد و تعداد آن به ۱۶۸۰۵ مورد رسید. علاوه بر این دولت آمریکا با کاهش سالانه ۵.۵ درصدی در ارائه درخواست ها برای ثبت اختراع در این حوزه مواجه بوده است.
ژاپن و کره جنوبی به ترتیب برای ۸۸۷۰ و ۷۸۹۹ پتنت هوش مصنوعی، در کنار دو کشور فوق رهبران این عرصه در سال ۲۰۲۲ بوده اند.
بر اساس این داده ها، چین بیش از ۴۰ درصد از برنامه های کاربردی هوش مصنوعی جهان را در سال گذشته به خود اختصاص داده است.
پس از اینکه «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین تلاش کرد تا تحقیقات علمی بنیادین در کشورش تسریع شود، شرکت های چینی به طور قابل توجهی سرمایه گذاری در هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی را افزایش داده اند. هدف پکن از این جهش، تقویت خوداتکایی به خود در زمینههای حیاتی از جمله ساخت تراشه، اکتشاف فضایی و علوم نظامی است.
این اقدامات در بحبوحه آخرین تلاش های واشنگتن برای محدود کردن دسترسی چین به فناوری های پیشرفته و نیمه هادی ها اتخاذ شده است.
شرکت فنآوری چندملیتی چینی «بایدو» در حال حاضر با غولهای فناوری مانند گروه علیبابا و تنسنت، و همچنین استارتآپهای کوچک، از جمله بایچوان و ژیپو، رقابت میکند تا بتواند یک پاسخ محلی در خور توجه را به ربات مولد هوش مصنوعی ChatGPT رقیب از ایالات متحده ایجاد کند.
شرکتهای فناوری از چین مانند Huawei Technologies پیش از این سابقه نوآوری پیشرو در بخشهای شبکه، ابررایانه و تشخیص تصویر را به ثبت رساندهاند.
این کشور آسیایی از سال ۲۰۱۷ و زمانی که شرکتهای چینی الگوریتمهایی را در طیف گستردهای از کسبوکارها، از خرید آنلاین تا حملونقل به کار گرفتند، از نظر تعداد پرونده اختراعات در حوزه هوش مصنوعی از ایالات متحده پیشی گرفته است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تارنمای شکه خبری «بلومبرگ» با استناد به داده های ردیابی شده از سوی سازمان جهانی مالکیت فکری گزارش داد، چین به طور چشمگیری برتری خود را نسبت به ایالات متحده در ثبت اختراعات هوش مصنوعی افزایش داده است.
شرکتها و مؤسسات چینی در سال ۲۰۲۲ برای ۲۹۸۵۳ پتنت مرتبط با هوش مصنوعی ارائه دادند، این در حالی است که رقم فوق در سال گذشته ۲۹ هزار مورد ثبت شده بود. جالب اینجاست که آمار اعلام شده جدید در مورد چین نزدیک به ۸۰ درصد بیشتر از پرونده های ایالات متحده است که در مدت مشابه ارائه شد و تعداد آن به ۱۶۸۰۵ مورد رسید. علاوه بر این دولت آمریکا با کاهش سالانه ۵.۵ درصدی در ارائه درخواست ها برای ثبت اختراع در این حوزه مواجه بوده است.
ژاپن و کره جنوبی به ترتیب برای ۸۸۷۰ و ۷۸۹۹ پتنت هوش مصنوعی، در کنار دو کشور فوق رهبران این عرصه در سال ۲۰۲۲ بوده اند.
بر اساس این داده ها، چین بیش از ۴۰ درصد از برنامه های کاربردی هوش مصنوعی جهان را در سال گذشته به خود اختصاص داده است.
پس از اینکه «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین تلاش کرد تا تحقیقات علمی بنیادین در کشورش تسریع شود، شرکت های چینی به طور قابل توجهی سرمایه گذاری در هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی را افزایش داده اند. هدف پکن از این جهش، تقویت خوداتکایی به خود در زمینههای حیاتی از جمله ساخت تراشه، اکتشاف فضایی و علوم نظامی است.
این اقدامات در بحبوحه آخرین تلاش های واشنگتن برای محدود کردن دسترسی چین به فناوری های پیشرفته و نیمه هادی ها اتخاذ شده است.
شرکت فنآوری چندملیتی چینی «بایدو» در حال حاضر با غولهای فناوری مانند گروه علیبابا و تنسنت، و همچنین استارتآپهای کوچک، از جمله بایچوان و ژیپو، رقابت میکند تا بتواند یک پاسخ محلی در خور توجه را به ربات مولد هوش مصنوعی ChatGPT رقیب از ایالات متحده ایجاد کند.
شرکتهای فناوری از چین مانند Huawei Technologies پیش از این سابقه نوآوری پیشرو در بخشهای شبکه، ابررایانه و تشخیص تصویر را به ثبت رساندهاند.
این کشور آسیایی از سال ۲۰۱۷ و زمانی که شرکتهای چینی الگوریتمهایی را در طیف گستردهای از کسبوکارها، از خرید آنلاین تا حملونقل به کار گرفتند، از نظر تعداد پرونده اختراعات در حوزه هوش مصنوعی از ایالات متحده پیشی گرفته است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ پیش بینی ایلان ماسک
✅ ایلان ماسک میلیاردر حوزه فناوری در دیداری که با نخستوزیر بریتانیا داشته، پیش بینی کرده است که هوش مصنوعی در نهایت به این معنا خواهد بود که در آینده هیچ کس مجبور به کار کردن نیست.
ریشی سوناک و ایلان ماسک طی روزهای گذشته در یک گفت و گوی غیرمعمول و دوستانه در مورد خطرات ناشی از هوش مصنوعی، نحوه برخورد دولتها با آنها و اینکه چگونه این فناوری ممکن است بر مشاغل تأثیر بگذارد، صحبت کردند و ماسک پیش بینی کرد که این فناوری میتواند بیشتر شغلها را در آینده نزدیک منسوخ کند.
این مصاحبه ۵۰ دقیقهای شامل پیشبینی آقای ماسک بود مبنی بر اینکه این فناوری شغلهای روزانه را بیهوده خواهد کرد و همچنین درباره رباتهای انساننما هشدار داد که میتوانند شما را در هر جایی تعقیب و پیدا کنند.
ایلان ماسک و ریشی سوناک همچنین در مورد اینکه چگونه لندن یک مرکز پیشرو برای صنعت هوش مصنوعی است و اینکه چگونه این فناوری میتواند یادگیری را متحول کند صحبت کردند.
وقتی سوناک از ایلان ماسک پرسید که هوش مصنوعی چگونه بر مشاغل تأثیر میگذارد، ماسک پیش بینی کرد که نیروی کار انسانی منسوخ خواهد شد. او ادامه داد: من فکر میکنم ما در اینجا شاهد مخربترین نیروی تاریخ هستیم. ما برای اولین بار چیزی خواهیم داشت که باهوشتر از باهوشترین انسان خواهد بود.
زمانی فرا میرسد که به هیچ شغلی نیاز نیست. اگر میخواهید شغلی برای رضایت شخصی داشته باشید، میتوانید شغلی داشته باشید، اما هوش مصنوعی قادر به انجام همه کارها خواهد بود.
ایلان ماسک برای نزدیک به یک دهه هشدار داده است که هوش مصنوعی میتواند بقای نسل بشر را تهدید کند، موضوعی که او با سوناک در مورد آن صحبت کرد.|عصر ایران
✅ ایلان ماسک میلیاردر حوزه فناوری در دیداری که با نخستوزیر بریتانیا داشته، پیش بینی کرده است که هوش مصنوعی در نهایت به این معنا خواهد بود که در آینده هیچ کس مجبور به کار کردن نیست.
ریشی سوناک و ایلان ماسک طی روزهای گذشته در یک گفت و گوی غیرمعمول و دوستانه در مورد خطرات ناشی از هوش مصنوعی، نحوه برخورد دولتها با آنها و اینکه چگونه این فناوری ممکن است بر مشاغل تأثیر بگذارد، صحبت کردند و ماسک پیش بینی کرد که این فناوری میتواند بیشتر شغلها را در آینده نزدیک منسوخ کند.
این مصاحبه ۵۰ دقیقهای شامل پیشبینی آقای ماسک بود مبنی بر اینکه این فناوری شغلهای روزانه را بیهوده خواهد کرد و همچنین درباره رباتهای انساننما هشدار داد که میتوانند شما را در هر جایی تعقیب و پیدا کنند.
ایلان ماسک و ریشی سوناک همچنین در مورد اینکه چگونه لندن یک مرکز پیشرو برای صنعت هوش مصنوعی است و اینکه چگونه این فناوری میتواند یادگیری را متحول کند صحبت کردند.
وقتی سوناک از ایلان ماسک پرسید که هوش مصنوعی چگونه بر مشاغل تأثیر میگذارد، ماسک پیش بینی کرد که نیروی کار انسانی منسوخ خواهد شد. او ادامه داد: من فکر میکنم ما در اینجا شاهد مخربترین نیروی تاریخ هستیم. ما برای اولین بار چیزی خواهیم داشت که باهوشتر از باهوشترین انسان خواهد بود.
زمانی فرا میرسد که به هیچ شغلی نیاز نیست. اگر میخواهید شغلی برای رضایت شخصی داشته باشید، میتوانید شغلی داشته باشید، اما هوش مصنوعی قادر به انجام همه کارها خواهد بود.
ایلان ماسک برای نزدیک به یک دهه هشدار داده است که هوش مصنوعی میتواند بقای نسل بشر را تهدید کند، موضوعی که او با سوناک در مورد آن صحبت کرد.|عصر ایران
✳️ انسان در جستجوی معنا
(خلاصه کتاب)
✅ ویکتور فرانکل (Viktor Frankl) در سال ۱۹۰۵ در وین اتریش به دنیا آمد. وی پایهگذار یکی از مهمترین روشهای درمانی در علم پزشکی است که به آن معنادرمانی (لوگوتراپی) میگویند.
🔸از آنجا که ویکتور فرانکل یهودی بود، در سال ۱۹۴۲ به اردوگاه کار اجباری از آشویتس تبعید شد و سختترین و سرنوشتسازترین روزهای عمرش را در این اردوگاه سپری کرد. او مدتی هم در اردوگاه کار اجباری داخائو سپری کرد. او در سال ۱۹۴۵ آزاد شد و تجربیات خود در این سالهای تبعید را نوشت و در سال ۱۹۴۶ تحت عنوان «انسان در جستجوی معنا» منتشر کرد. در ادامه بخشی از مهمترین درسها و آموزههای این کتاب را مرور می کنیم.
❇️ درس اول: بی تفاوتی، اولین گام برای برگشتن به زندگی.
▪︎زندانیهایی که وارد اردوگاه کار اجباری آشویتس میشدند، دو دسته بودند. یک دسته را به بخش کار اجباری میفرستادند و دسته دیگر را به بخش اعدام میبردند. کسانی که اعدام میشدند که تکلیفشان مشخص بود ولی کسانی که در اردوگاه کار اجباری بودند، وقتی صحنه اعدام را میدیدند، سرشار از ناامیدی و سرخوردگی میشدند و به همین خاطر بخشی از آنها ترجیح میدادند که خودکشی کنند. به همین خاطر به سمت فنسهای برقدار اطراف اردگاه میرفتند و با خودکشی خودشان را از این وضع نجات میدادند.
▪︎کسانی که دست به خودکشی نمیزدند، بعد از مدتی با بیتفاوتی روبرو میشدند و همه چیز برایشان عادی میشد. در نتیجه ترجیح میدادند که به هر شکل ممکن این وضع را تحمل کنند و زندگی خود را ادامه دهند. ویکتور فرانکل، یکی از همین افراد بود. البته دغدغه اصلی آنها، رسیدن به نیازمندیهای اولیه زندگی مثل آب و غذا بود. این دغدغه به قدری شدید بود که وقتی تیفوس در زندان شیوع پیدا کرد، بسیاری اصلاً احساس انزجار و ترحم نداشتند و اتفاقاً خوشحال بودند؛ چون میدانستند که غذای بیشتری به آنها خواهد رسید.
▪︎زندانیها هیچ تصوری از آینده نداشتند و نمیدانستند که چه زمانی از زندان آزاد میشوند. این وضعیت باعث شده بود که زندانیها به یک مرده متحرک تبدیل شوند. این بخش از کتاب واقعاً دردآور است و به ما یاد میدهد که انسان توانایی عادت کردن به هر چیزی را دارد. اتفاقا خود فرانکل هم این موضوع را در قالب یک جمله به ما یاد میدهد:
▪︎عریانی تنها تحفه ما از اردوگاه بود! جز بدنهای برهنه چیز دیگری نداشتیم. انسان این قابلیت را دارد که به هر چیزی عادت کند. اکنون اگر کسی از ما در مورد حقیقته گفته داستایوسکی بپرسد که میگفت: «بشر موجودی است که میتواند به همه چیز عادت کند.» پاسخ خواهیم داد: «بله، بشر موجودی است که به همه چیز خو میگیرد؛ اما نپرسید چگونه.»
❇️ درس دوم: زنده بودن و نفس کشیدن، خودش یک هدیه است
▪︎وقتی جنگ تمام شد و زندانیها را از اردوگاههای کار اجباری آزاد میکردند، برای هیچ کدام از آنها قابل باور نبود و نمیتوانستند به این راحتی باور کنند که آزاد شدهاند و باید به خانه برگردند. خیلی از آنها وقتی به جامعه برمیگشتند، چندان استقبالی از آنها نشد و مردم به آنها میگفتند که ما هم خیلی سختی کشیدهایم و تجربیات شما در اردوگاه کار اجباری خیلی هم عجیب و غریب نیست.
▪︎این روند ادامه داشت تا اینکه افراد آزادشده فهمیدند که واقعاً زنده بودن و نفس کشیدن هم خودش غنیمتی است و زمان آن رسیده است که تجربیات گذشته را کنار بگذارند و به زندگی عادی برگردند تا بتوانند وطن خودشان را از نو بسازند. در واقع آنها فهمیدند که باید خودشان را تغییر دهند تا بتوانند با شرایط سازگار شوند.
▪︎فرانکل مینویسد: وقتی قادر به تغییردادن وضعیتی نباشید، باید خودتان را تغییر دهید.
❇️ درس سوم: عشق در هر شرایطی ناجی انسان است.
▪︎عشق یکی از مهمترین سرمایههای انسان در زندگی است. سوالی که برای بسیاری وجود دارد این است که در آن شرایط سخت و طاقتفرسا چه چیزی از انسانها محافظت میکرد؟ بعضی از زندانیها با تصور کردن عزیزانشون و یاد کردن از خاطرات خوش و زیبای گذشته از سلامت روان و اعصاب خودشان حفاظت میکردند و با این کار خودشان را با شرایط سختی که در آن قرار داشتند، وفق میدادند.
▪︎کسانی که اندکی عشق، شور و نشاط در ذهن خود داشتند و خاطرات خوشی از گذشته در ذهن خود نگه داشته بودند، میتوانستند از خودشان محافظت کنند. جالب است بدانید که زندانیها لباس گرمی برای حفاظت از خودشان در برابر سرمای استخوانسوز زمستان نداشتند و لباسشان در تابستان و زمستان یکسان بود. در چنین شرایطی نیروی عشق خودش را نشان میداد و به همه ثابت میکرد که چه قدرت و توانایی شگفت انگیزی دارد.
(خلاصه کتاب)
✅ ویکتور فرانکل (Viktor Frankl) در سال ۱۹۰۵ در وین اتریش به دنیا آمد. وی پایهگذار یکی از مهمترین روشهای درمانی در علم پزشکی است که به آن معنادرمانی (لوگوتراپی) میگویند.
🔸از آنجا که ویکتور فرانکل یهودی بود، در سال ۱۹۴۲ به اردوگاه کار اجباری از آشویتس تبعید شد و سختترین و سرنوشتسازترین روزهای عمرش را در این اردوگاه سپری کرد. او مدتی هم در اردوگاه کار اجباری داخائو سپری کرد. او در سال ۱۹۴۵ آزاد شد و تجربیات خود در این سالهای تبعید را نوشت و در سال ۱۹۴۶ تحت عنوان «انسان در جستجوی معنا» منتشر کرد. در ادامه بخشی از مهمترین درسها و آموزههای این کتاب را مرور می کنیم.
❇️ درس اول: بی تفاوتی، اولین گام برای برگشتن به زندگی.
▪︎زندانیهایی که وارد اردوگاه کار اجباری آشویتس میشدند، دو دسته بودند. یک دسته را به بخش کار اجباری میفرستادند و دسته دیگر را به بخش اعدام میبردند. کسانی که اعدام میشدند که تکلیفشان مشخص بود ولی کسانی که در اردوگاه کار اجباری بودند، وقتی صحنه اعدام را میدیدند، سرشار از ناامیدی و سرخوردگی میشدند و به همین خاطر بخشی از آنها ترجیح میدادند که خودکشی کنند. به همین خاطر به سمت فنسهای برقدار اطراف اردگاه میرفتند و با خودکشی خودشان را از این وضع نجات میدادند.
▪︎کسانی که دست به خودکشی نمیزدند، بعد از مدتی با بیتفاوتی روبرو میشدند و همه چیز برایشان عادی میشد. در نتیجه ترجیح میدادند که به هر شکل ممکن این وضع را تحمل کنند و زندگی خود را ادامه دهند. ویکتور فرانکل، یکی از همین افراد بود. البته دغدغه اصلی آنها، رسیدن به نیازمندیهای اولیه زندگی مثل آب و غذا بود. این دغدغه به قدری شدید بود که وقتی تیفوس در زندان شیوع پیدا کرد، بسیاری اصلاً احساس انزجار و ترحم نداشتند و اتفاقاً خوشحال بودند؛ چون میدانستند که غذای بیشتری به آنها خواهد رسید.
▪︎زندانیها هیچ تصوری از آینده نداشتند و نمیدانستند که چه زمانی از زندان آزاد میشوند. این وضعیت باعث شده بود که زندانیها به یک مرده متحرک تبدیل شوند. این بخش از کتاب واقعاً دردآور است و به ما یاد میدهد که انسان توانایی عادت کردن به هر چیزی را دارد. اتفاقا خود فرانکل هم این موضوع را در قالب یک جمله به ما یاد میدهد:
▪︎عریانی تنها تحفه ما از اردوگاه بود! جز بدنهای برهنه چیز دیگری نداشتیم. انسان این قابلیت را دارد که به هر چیزی عادت کند. اکنون اگر کسی از ما در مورد حقیقته گفته داستایوسکی بپرسد که میگفت: «بشر موجودی است که میتواند به همه چیز عادت کند.» پاسخ خواهیم داد: «بله، بشر موجودی است که به همه چیز خو میگیرد؛ اما نپرسید چگونه.»
❇️ درس دوم: زنده بودن و نفس کشیدن، خودش یک هدیه است
▪︎وقتی جنگ تمام شد و زندانیها را از اردوگاههای کار اجباری آزاد میکردند، برای هیچ کدام از آنها قابل باور نبود و نمیتوانستند به این راحتی باور کنند که آزاد شدهاند و باید به خانه برگردند. خیلی از آنها وقتی به جامعه برمیگشتند، چندان استقبالی از آنها نشد و مردم به آنها میگفتند که ما هم خیلی سختی کشیدهایم و تجربیات شما در اردوگاه کار اجباری خیلی هم عجیب و غریب نیست.
▪︎این روند ادامه داشت تا اینکه افراد آزادشده فهمیدند که واقعاً زنده بودن و نفس کشیدن هم خودش غنیمتی است و زمان آن رسیده است که تجربیات گذشته را کنار بگذارند و به زندگی عادی برگردند تا بتوانند وطن خودشان را از نو بسازند. در واقع آنها فهمیدند که باید خودشان را تغییر دهند تا بتوانند با شرایط سازگار شوند.
▪︎فرانکل مینویسد: وقتی قادر به تغییردادن وضعیتی نباشید، باید خودتان را تغییر دهید.
❇️ درس سوم: عشق در هر شرایطی ناجی انسان است.
▪︎عشق یکی از مهمترین سرمایههای انسان در زندگی است. سوالی که برای بسیاری وجود دارد این است که در آن شرایط سخت و طاقتفرسا چه چیزی از انسانها محافظت میکرد؟ بعضی از زندانیها با تصور کردن عزیزانشون و یاد کردن از خاطرات خوش و زیبای گذشته از سلامت روان و اعصاب خودشان حفاظت میکردند و با این کار خودشان را با شرایط سختی که در آن قرار داشتند، وفق میدادند.
▪︎کسانی که اندکی عشق، شور و نشاط در ذهن خود داشتند و خاطرات خوشی از گذشته در ذهن خود نگه داشته بودند، میتوانستند از خودشان محافظت کنند. جالب است بدانید که زندانیها لباس گرمی برای حفاظت از خودشان در برابر سرمای استخوانسوز زمستان نداشتند و لباسشان در تابستان و زمستان یکسان بود. در چنین شرایطی نیروی عشق خودش را نشان میداد و به همه ثابت میکرد که چه قدرت و توانایی شگفت انگیزی دارد.
▪︎در آن فضا یک عده از زندانیها با تماشای غروب آفتاب یا با شنیدن صدای یک پرنده به آرامش میرسیدند. همچنین وقتی زمان ناهار فرامیرسید، دور هم جمع میشدند و همین در کنار هم بودن، برایش زیبا و لذتبخش بود. در این زمان برای هم جک تعریف میکردند و از حس شوخطبعی برای نیرو و قدرت کمک میخواستند. این موضوع نشان میدهد که حس طنز و شوخطبعی تا چه اندازه میتواند انرژیزا باشد.
▪︎شوخ طبعی بیش از هر حس دیگری میتواند بشر را از انزوا بیرون بکشاند و توانایی او را برای تحمل شرایط ناگوار بالا ببرد.
❇️ درس چهارم: آزادی تنها چیزی است که نمی توان از انسان گرفت.
▪︎آزادی یکی از مهمترین داراییهای هر انسان است. بعضی انسانها با تمام وجود و در هر شرایطی پای این دارایی مهم میایستند و برخی دیگر خیلی ارزان آن را کنار میگذارند. در دوران حضور فرانکل در اردوگاه کار اجباری هم این بحث وجود داشت. در آن دوران یک سری زندانیها خیلی راحت میپذیرفتند که به اردوگاه دیگری منتقل شوند و برخی دیگر زمین و زمان را به هم میدوختند تا این انتقال صورت نگیرد.
▪︎در اردوگاه کار اجباری انجام مراسم مذهبی به کلی قدغن بود ولی برخی افراد با این وجود پای عقاید خود میایستادند و تا حد امکان از قدرت آزادی خود استفاده میکردند. درست است که در اردوگاه شرایط خیلی سخت بود ولی برخی افراد انسانیت خود را حفظ میکردند و غذای خود را به افرادی که نیاز به غذای بیشتر داشتند میبخشیدند.
▪︎فرانکل مینویسد: همه چیز را میتوانیم از یک انسان بگیریم جز آزادی! آزادی کلمهای است که زندگی را معنادار و هدفمند میکند. زندگی بدون معنا نیست؛ رنج هم جزئی از زندگی است. پس در رنج هم معنایی نهفته است. رنج آدمی بخش انکارناپذیری از زندگی اوست. حتی اگر در قالب سرنوشت و مرگ خود را نشان دهد. زندگی بدون رنج و مرگ کامل نیست. وقتی انسان متوجه میشود که رنج بخش جدایی ناپذیری از سرنوشتش است، ناگزیر آن را به عنوان وظیفهای انفرادی و منحصر به فرد میپذیرد. رنج میتواند باعث موفقیت و پیشرفت بشر شود.
❇️ درس پنجم: جستجو و یافتن معنای زندگی، بزرگترین انگیزه زندگی است.
▪︎ویکتور فرانکل در تمام مدتی که در اردوگاه به سر میبرد، متوجه شد که انسانها وقتی میخواهند به چیزی که دنبال آن هستند برسند باید ابتدا معنای زندگیشان را درک کنند. مثلاً کسی که در آن لحظه زندانی بود باید در ذهن خودش به دوام آوردن به امید حضور دوباره در کنار همسر و فرزندانش فکر کند و این موضوع را به معنای زندگی خودش تبدیل کند.
▪︎این مشاهدات به فرانکل ثابت کرد که یافتن معنای زندگی، میتواند بزرگترین انگیزه زندگی برای عمل باشد. پژوهشی که در دانشگاه جان هاپکینز انجام شد هم این موضوع را به خوبی نشان داد. در این پژوهش از دانشجویان خواستند که اولویت زندگی خود را مشخص کنند. ۷۸ درصد آنها گفتند که اولویت زندگیشان، پیدا کردن معنا و هدف زندگی است. معنادرمانی فرانکل به افراد کمک میکند که معنای زندگی خود را درک کنند و از پوچی و بیمعنایی دور شوند.
❇️ درس ششم: معنای زندگی هر کس به زمان و مکان فعلی او بستگی دارد.
▪︎قرار نیست که ما به صورت مداوم یک معنای مشخص را برای زندگی خودمان در نظر بگیریم. معنای زندگی ما به زمان و مکانی بستگی دارد که در آن حضور داریم. ممکن است که یک نفر در سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی یک معنای مشخص را دنبال کند و در دهههای بعدی معنای دیگری را برای زندگی خودش در نظر بگیرد.
به عنوان مثال، نمیتوانیم از یک شطرنجباز بپرسیم که بهترین حرکت چیست. مسلماً شطرنجباز در پاسخ به این سوال خواهد گفت: «بهترین حرکت به شرایط بازی بستگی دارد. بهترین حرکت را موقعیت بازی مشخص میکند.» این موضوع درباره معنای زندگی هم صدق میکند. معنای زندگی ما به انتخابها، تصمیمها و رفتارهای ما بستگی دارد.
❇️ درس هفتم: برای از بین بردن ترسها باید با آنها مواجه شویم.
▪︎معنا درمانی فقط به پیدا کردن معنای زندگی کمکی نمیکند، این مفهوم در از بین بردن ترسهای انسان هم خیلی موثر و کاربردی است. در رواندرمانی عادی، بیمار مورد آزمایش قرار میگیرد و ترسهای او بر اساس محیط، رویدادها و شرایط بیرونی و درونی شخص تفسیر میشود. این در حالی است که معنا درمانی از شخص میخواهد که با ترسهای خودش روبرو شود، آنها را با تمام وجود بپذیرد و سپس برای کنترل کردن آنها تلاش کند. تا زمانی که با ترسهای خود روبرو نشویم، مسلماً به عنوان یک مانع در زندگی ما باقی میمانند. پس باید دل را به دریا بزنیم.
▪︎مثلاً کسی که میترسد در برابر دیگران عصبانی و سرخ شود، هر وقت در جمع دیگران قرار میگیرد میترسد که عصبانی شود و همین ترس باعث سرخ شدن او میشود. این فرد باید با این ترس مواجه شود و از عصبانی و سپس سرخ شدن نترسد. وقتی این اتفاق چند بار افتاد، متوجه میشود که سرخ شدن در اثر عصبانیت برای او مشکلی ندارد.
▪︎شوخ طبعی بیش از هر حس دیگری میتواند بشر را از انزوا بیرون بکشاند و توانایی او را برای تحمل شرایط ناگوار بالا ببرد.
❇️ درس چهارم: آزادی تنها چیزی است که نمی توان از انسان گرفت.
▪︎آزادی یکی از مهمترین داراییهای هر انسان است. بعضی انسانها با تمام وجود و در هر شرایطی پای این دارایی مهم میایستند و برخی دیگر خیلی ارزان آن را کنار میگذارند. در دوران حضور فرانکل در اردوگاه کار اجباری هم این بحث وجود داشت. در آن دوران یک سری زندانیها خیلی راحت میپذیرفتند که به اردوگاه دیگری منتقل شوند و برخی دیگر زمین و زمان را به هم میدوختند تا این انتقال صورت نگیرد.
▪︎در اردوگاه کار اجباری انجام مراسم مذهبی به کلی قدغن بود ولی برخی افراد با این وجود پای عقاید خود میایستادند و تا حد امکان از قدرت آزادی خود استفاده میکردند. درست است که در اردوگاه شرایط خیلی سخت بود ولی برخی افراد انسانیت خود را حفظ میکردند و غذای خود را به افرادی که نیاز به غذای بیشتر داشتند میبخشیدند.
▪︎فرانکل مینویسد: همه چیز را میتوانیم از یک انسان بگیریم جز آزادی! آزادی کلمهای است که زندگی را معنادار و هدفمند میکند. زندگی بدون معنا نیست؛ رنج هم جزئی از زندگی است. پس در رنج هم معنایی نهفته است. رنج آدمی بخش انکارناپذیری از زندگی اوست. حتی اگر در قالب سرنوشت و مرگ خود را نشان دهد. زندگی بدون رنج و مرگ کامل نیست. وقتی انسان متوجه میشود که رنج بخش جدایی ناپذیری از سرنوشتش است، ناگزیر آن را به عنوان وظیفهای انفرادی و منحصر به فرد میپذیرد. رنج میتواند باعث موفقیت و پیشرفت بشر شود.
❇️ درس پنجم: جستجو و یافتن معنای زندگی، بزرگترین انگیزه زندگی است.
▪︎ویکتور فرانکل در تمام مدتی که در اردوگاه به سر میبرد، متوجه شد که انسانها وقتی میخواهند به چیزی که دنبال آن هستند برسند باید ابتدا معنای زندگیشان را درک کنند. مثلاً کسی که در آن لحظه زندانی بود باید در ذهن خودش به دوام آوردن به امید حضور دوباره در کنار همسر و فرزندانش فکر کند و این موضوع را به معنای زندگی خودش تبدیل کند.
▪︎این مشاهدات به فرانکل ثابت کرد که یافتن معنای زندگی، میتواند بزرگترین انگیزه زندگی برای عمل باشد. پژوهشی که در دانشگاه جان هاپکینز انجام شد هم این موضوع را به خوبی نشان داد. در این پژوهش از دانشجویان خواستند که اولویت زندگی خود را مشخص کنند. ۷۸ درصد آنها گفتند که اولویت زندگیشان، پیدا کردن معنا و هدف زندگی است. معنادرمانی فرانکل به افراد کمک میکند که معنای زندگی خود را درک کنند و از پوچی و بیمعنایی دور شوند.
❇️ درس ششم: معنای زندگی هر کس به زمان و مکان فعلی او بستگی دارد.
▪︎قرار نیست که ما به صورت مداوم یک معنای مشخص را برای زندگی خودمان در نظر بگیریم. معنای زندگی ما به زمان و مکانی بستگی دارد که در آن حضور داریم. ممکن است که یک نفر در سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی یک معنای مشخص را دنبال کند و در دهههای بعدی معنای دیگری را برای زندگی خودش در نظر بگیرد.
به عنوان مثال، نمیتوانیم از یک شطرنجباز بپرسیم که بهترین حرکت چیست. مسلماً شطرنجباز در پاسخ به این سوال خواهد گفت: «بهترین حرکت به شرایط بازی بستگی دارد. بهترین حرکت را موقعیت بازی مشخص میکند.» این موضوع درباره معنای زندگی هم صدق میکند. معنای زندگی ما به انتخابها، تصمیمها و رفتارهای ما بستگی دارد.
❇️ درس هفتم: برای از بین بردن ترسها باید با آنها مواجه شویم.
▪︎معنا درمانی فقط به پیدا کردن معنای زندگی کمکی نمیکند، این مفهوم در از بین بردن ترسهای انسان هم خیلی موثر و کاربردی است. در رواندرمانی عادی، بیمار مورد آزمایش قرار میگیرد و ترسهای او بر اساس محیط، رویدادها و شرایط بیرونی و درونی شخص تفسیر میشود. این در حالی است که معنا درمانی از شخص میخواهد که با ترسهای خودش روبرو شود، آنها را با تمام وجود بپذیرد و سپس برای کنترل کردن آنها تلاش کند. تا زمانی که با ترسهای خود روبرو نشویم، مسلماً به عنوان یک مانع در زندگی ما باقی میمانند. پس باید دل را به دریا بزنیم.
▪︎مثلاً کسی که میترسد در برابر دیگران عصبانی و سرخ شود، هر وقت در جمع دیگران قرار میگیرد میترسد که عصبانی شود و همین ترس باعث سرخ شدن او میشود. این فرد باید با این ترس مواجه شود و از عصبانی و سپس سرخ شدن نترسد. وقتی این اتفاق چند بار افتاد، متوجه میشود که سرخ شدن در اثر عصبانیت برای او مشکلی ندارد.
منبع: کتاب انسان در جستجوی معنا/گاهنامه مدیر
✳️ نوآوری در مدیریت
✅ نوآوری در مدیریت به معنای ایجاد و انتقال ایدهها، فرآیندها، محصولات یا خدمات جدید است که منجر به بهبود عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش برای مشتریان، کارکنان و سایر ذینفعان میشود. این تعریف، تأکید بر این دارد که نوآوری باید به عنوان یک فرآیند گستردهتر از تکنولوژی در نظر گرفته شود و باید در تمامی ابعاد سازمانی، از رهبری و مدیریت تا کارکنان و فرآیندها، ترویج یابد.
نوآوری در مدیریت به عنوان یک رویکرد استراتژیک، به سازمانها کمک میکند تا با تغییرات محیطی و رقابت فشرده، از راهکارهای جدید برای بهبود عملکرد و افزایش اثربخشی استفاده کنند.
این نوع نوآوری میتواند شامل تغییرات در ساختار سازمانی، فرآیندهای کاری، استراتژیها، مدل کسبوکار، فرهنگ سازمانی و حتی روشهای ارتباطی داخلی و خارجی باشد.
نوآوری در مدیریت به سازمانها کمک میکند تا بهبودهای پایدار و مستمری را در عملکرد خود اعمال کنند. این نوع نوآوری میتواند به عنوان یک فرآیند مداوم در سازمان ترویج یابد که منجر به افزایش توانایی سازمان در مقابله با چالشهای جدید و بهبود پایدار عملکرد آن شود.
برای موفقیت لازم است مدیریت سازمانها فضایی را برای ایدهپروری و آزادی بیان ایدههای جدید فراهم کنند. همچنین، با ایجاد یک فرهنگ سازمانی که از خلاقیت و نوآوری حمایت کند و از دستورالعملها و فرآیندهای اجرایی منعطف استفاده کند، میتواند اساس موفقیت در نوآوری در مدیریت باشد.
به طور کلی، نوآوری در مدیریت به عنوان یک روش برای افزایش توانایی سازمان در مقابله با تغییرات و بهبود عملکرد و عملکرد سازمانی، بسیار ارزشمند است و باید به عنوان یک اولویت استراتژیک در سازمانها مورد توجه قرار گیرد.
✅ نوآوری در مدیریت به معنای ایجاد و انتقال ایدهها، فرآیندها، محصولات یا خدمات جدید است که منجر به بهبود عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش برای مشتریان، کارکنان و سایر ذینفعان میشود. این تعریف، تأکید بر این دارد که نوآوری باید به عنوان یک فرآیند گستردهتر از تکنولوژی در نظر گرفته شود و باید در تمامی ابعاد سازمانی، از رهبری و مدیریت تا کارکنان و فرآیندها، ترویج یابد.
نوآوری در مدیریت به عنوان یک رویکرد استراتژیک، به سازمانها کمک میکند تا با تغییرات محیطی و رقابت فشرده، از راهکارهای جدید برای بهبود عملکرد و افزایش اثربخشی استفاده کنند.
این نوع نوآوری میتواند شامل تغییرات در ساختار سازمانی، فرآیندهای کاری، استراتژیها، مدل کسبوکار، فرهنگ سازمانی و حتی روشهای ارتباطی داخلی و خارجی باشد.
نوآوری در مدیریت به سازمانها کمک میکند تا بهبودهای پایدار و مستمری را در عملکرد خود اعمال کنند. این نوع نوآوری میتواند به عنوان یک فرآیند مداوم در سازمان ترویج یابد که منجر به افزایش توانایی سازمان در مقابله با چالشهای جدید و بهبود پایدار عملکرد آن شود.
برای موفقیت لازم است مدیریت سازمانها فضایی را برای ایدهپروری و آزادی بیان ایدههای جدید فراهم کنند. همچنین، با ایجاد یک فرهنگ سازمانی که از خلاقیت و نوآوری حمایت کند و از دستورالعملها و فرآیندهای اجرایی منعطف استفاده کند، میتواند اساس موفقیت در نوآوری در مدیریت باشد.
به طور کلی، نوآوری در مدیریت به عنوان یک روش برای افزایش توانایی سازمان در مقابله با تغییرات و بهبود عملکرد و عملکرد سازمانی، بسیار ارزشمند است و باید به عنوان یک اولویت استراتژیک در سازمانها مورد توجه قرار گیرد.
✳️ فنون ارایه بداهه (درجلسات ومذاکرت)
🔹 فن P.R.E.P:
۱- یک نکته مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Point)
۲- توضیح یا دلیلی برای آن بیان میکنید (Reason)
۳- مثالی در ارتباط با موضوع و نکته خود میزنید (Example)
۴- دوباره نکته را تکرار میکنید یا نتیجه میگیرید (Point)
🔸 فن I.P.C.C:
۱- یک مشکل، معضل یا مسئله مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Issue)
۲- مزایا و معایب مسئله را بیان میکنید یا از جهات مختلف به آن میپردازید. (Pros or Cons)
۳- نتیجهگیری میکنید. (Conclusion)
🔹 فن W5:
در این تکنیک شما باید 5 سوال زیر را در مورد موضوعتان بپرسید:
۱- چه کسی؟ (Who)
۲- چه چیزی؟ (What)
۳- چه زمانی؟ (When)
۴- کجا؟ (Where)
۵- چرا؟ (Why)
🔺دقت کنید
که لازم نیست بیان کنید از چه فنی استفاده میکنید؛ بلکه هرچه زیرکانهتر و هوشمندانهتر از فنون استفاده کنید، جذابتر خواهد بود. حتی اگر بتوانید ساختار را طوری بچینید که ترکیبی از فنون باشد یا ایده خودتان باشد، زیباتر خواهد بود. ولی اگر برایتان سخت است، همین فنون را انتخاب کنید.
🔸 با استفاده از یکی از این ساختارها یک ارایه 3 دقیقهای بداهه بسازید. روی نقاط شروع و پایان خود کار کنید تا جملاتی جذاب و شنیدنی بسازید.
🔸به طور اتفاقی یک کلمه انتخاب کنید و تمرین کنید. برای اینکه پیشینه ذهنی در مورد کلمات نداشته باشید، میتوانید از دوستان خود بخواهید کلمات را برایتان انتخاب کنند. بهتر است بایستید و سخنرانی کنید، از خود فیلم بگیرید و بعد نقاط ضعف و قوت خود را بررسی کنید.
✅ با اعتماد به نفس حرف بزنید. اگر هنوز استرس دارید به روش بازیگران به مخاطب نشان دهید که استرس ندارید.
🔹 فن P.R.E.P:
۱- یک نکته مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Point)
۲- توضیح یا دلیلی برای آن بیان میکنید (Reason)
۳- مثالی در ارتباط با موضوع و نکته خود میزنید (Example)
۴- دوباره نکته را تکرار میکنید یا نتیجه میگیرید (Point)
🔸 فن I.P.C.C:
۱- یک مشکل، معضل یا مسئله مرتبط با موضوع بداهه را عنوان میکنید (Issue)
۲- مزایا و معایب مسئله را بیان میکنید یا از جهات مختلف به آن میپردازید. (Pros or Cons)
۳- نتیجهگیری میکنید. (Conclusion)
🔹 فن W5:
در این تکنیک شما باید 5 سوال زیر را در مورد موضوعتان بپرسید:
۱- چه کسی؟ (Who)
۲- چه چیزی؟ (What)
۳- چه زمانی؟ (When)
۴- کجا؟ (Where)
۵- چرا؟ (Why)
🔺دقت کنید
که لازم نیست بیان کنید از چه فنی استفاده میکنید؛ بلکه هرچه زیرکانهتر و هوشمندانهتر از فنون استفاده کنید، جذابتر خواهد بود. حتی اگر بتوانید ساختار را طوری بچینید که ترکیبی از فنون باشد یا ایده خودتان باشد، زیباتر خواهد بود. ولی اگر برایتان سخت است، همین فنون را انتخاب کنید.
🔸 با استفاده از یکی از این ساختارها یک ارایه 3 دقیقهای بداهه بسازید. روی نقاط شروع و پایان خود کار کنید تا جملاتی جذاب و شنیدنی بسازید.
🔸به طور اتفاقی یک کلمه انتخاب کنید و تمرین کنید. برای اینکه پیشینه ذهنی در مورد کلمات نداشته باشید، میتوانید از دوستان خود بخواهید کلمات را برایتان انتخاب کنند. بهتر است بایستید و سخنرانی کنید، از خود فیلم بگیرید و بعد نقاط ضعف و قوت خود را بررسی کنید.
✅ با اعتماد به نفس حرف بزنید. اگر هنوز استرس دارید به روش بازیگران به مخاطب نشان دهید که استرس ندارید.
👏3
📕 از کتاب یک مرد اوریانا فالاچی
✅ عادت، ناجوانمردانهترین بیماری است، زیرا هر بداقبالی را به ما میقبولاند، هر دردی را و هر مرگی را.
در اثر عادت، در کنار افرادِ نفرتانگیز زندگی میکنیم، به تحمل زنجیرها رضا میدهیم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم. به درد، به تنهائی و به همه چیز تسلیم میشویم.
عادت، بیرحمترین زهرِ زندگیست.
زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و از بیخبریِ ما سیراب میشود و وقتی کشف میکنیم که چطور مسمومِ آن شدهایم، میبینیم که هر ذرهٔ بدنمان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ عادت، ناجوانمردانهترین بیماری است، زیرا هر بداقبالی را به ما میقبولاند، هر دردی را و هر مرگی را.
در اثر عادت، در کنار افرادِ نفرتانگیز زندگی میکنیم، به تحمل زنجیرها رضا میدهیم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم. به درد، به تنهائی و به همه چیز تسلیم میشویم.
عادت، بیرحمترین زهرِ زندگیست.
زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و از بیخبریِ ما سیراب میشود و وقتی کشف میکنیم که چطور مسمومِ آن شدهایم، میبینیم که هر ذرهٔ بدنمان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ اگر فرزندتان...؟!
🔸اگر فرزند شما با تشویق زندگی کند
میآموزد که قدردانی کند
🔹اگر با بردباری زندگی کند
میآموزد که صبور باشد
🔸اگر با دوستی و مهربانی زندگی کند
میآموزد که زندگی را زیبا ببیند
🔹اگر با احساس امنیت زندگی کند
میآموزد که به خود و همه اعتماد کند
🔸اگر با صداقت و انصاف زندگی کند
میآموزد که راستگو و درستکار باشد
🔹اگر با تعاون و تعامل زندگی کند
میآموزد که همکاری داشته باشد
🔸اگر با بینش و شناخت زندگی کند
میآموزد که با مسائل و مشکلات برخورد آگاهانه داشته باشد
🔹اگر با عشق بدون قید و شرط زندگی کند
میآموزد که عشق بورزد
🔸اگر با آگاهی به توانائی هایش زندگی کند
میآموزد که در زندگی هدف داشته باشد
🔹اگر با شرمندگی زندگی کند
میآموزد که احساس گناه کند
🔸اگر با حسادت زندگی کند
میآموزد که حسود باشد
🔹اگر با احساس ترحم زندگی کند
میآموزد که احساس بدبختی کند
🔸اگر با ترس زندگی کند
میآموزد که همیشه بهراسد
🔹اگر با عناد و دشمنی زندگی کند
میآموزد که زورگو باشد
🔸اگر با انتقاد زندگی کند
میآموزد که دائم دیگران را محکوم کند
🔹اگر شما با آرامش زندگی کنید،
فرزند شما میآموزد که بدون اضطراب زندگی کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
🔸اگر فرزند شما با تشویق زندگی کند
میآموزد که قدردانی کند
🔹اگر با بردباری زندگی کند
میآموزد که صبور باشد
🔸اگر با دوستی و مهربانی زندگی کند
میآموزد که زندگی را زیبا ببیند
🔹اگر با احساس امنیت زندگی کند
میآموزد که به خود و همه اعتماد کند
🔸اگر با صداقت و انصاف زندگی کند
میآموزد که راستگو و درستکار باشد
🔹اگر با تعاون و تعامل زندگی کند
میآموزد که همکاری داشته باشد
🔸اگر با بینش و شناخت زندگی کند
میآموزد که با مسائل و مشکلات برخورد آگاهانه داشته باشد
🔹اگر با عشق بدون قید و شرط زندگی کند
میآموزد که عشق بورزد
🔸اگر با آگاهی به توانائی هایش زندگی کند
میآموزد که در زندگی هدف داشته باشد
🔹اگر با شرمندگی زندگی کند
میآموزد که احساس گناه کند
🔸اگر با حسادت زندگی کند
میآموزد که حسود باشد
🔹اگر با احساس ترحم زندگی کند
میآموزد که احساس بدبختی کند
🔸اگر با ترس زندگی کند
میآموزد که همیشه بهراسد
🔹اگر با عناد و دشمنی زندگی کند
میآموزد که زورگو باشد
🔸اگر با انتقاد زندگی کند
میآموزد که دائم دیگران را محکوم کند
🔹اگر شما با آرامش زندگی کنید،
فرزند شما میآموزد که بدون اضطراب زندگی کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🙏1
✅ 👆 معنی عالی بودن از زبان جیم کالينز یک شرکت عالی چگونه شرکتی است؟! برای عالی بودن باید به سه دستاورد رسیده باشید: اول برتری در دستاوردها. دوم تمایز در تاثیر سوم وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد. اگر شما یک تیم ورزشی باشید و جام قهرمانی را از آن خود نکنید شما عالی نیستید. شما باید راهی برای پیروز شدن در بازی که انتخاب کرده اید بیابید. نتایج قابل قبول به درد شما نمی خورد. خوب بودن کافی نیست شما باید عالی باشید. تمایز در تاثیر: اگر قرار باشد شما بعنوان یک شرکت یا سازمان یا یک موسسه نباشید چه کسی دلش برایتان تنگ خواهد شد؟ باید به گونه ای باشید که هیچ سازمانی نتواند جای خالی شما را پر کند. عالی بودن به این معنا است که اگر روزی نباشید جای خالی شما به وضوح مشخص باشد. بزرگ بودن به معنی عالی بودن نیست و عالی بودن به معنی بزرگ بودن نیست. رستوران های محلی مارولیس بزرگ نیستند اما تصور کنید اگر این رستوران ها نباشند چه اتفاقی خواهد افتاد، چه چیزی میتواند جای آن ها را پر کند؟ وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد. سازمان های عالی نسل های مختلفی از رهبران و مهندسان عالی دارند که با رفتن آنها شرکت افول نمی کند. اگر عملکرد عالی سازمان وابسته به افراد باشد سازمان شما عالی نیست.
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁉️ سوالات از کارجو
😄طنز
😄طنز
✳️ نوآوری از دیدگاه دانشگاه MIT
✅ دانشگاه MIT (موسسه فناوری ماساچوست) نوآوری را به عنوان فرآیندی تعریف میکند که از طریق آن ایدههای خلاقانه و جدید به واقعیت تبدیل میشوند و ارزشهای جدید را برای جامعه ایجاد میکنند. نوآوری از دیدگاه MIT، شامل تولید و به کارگیری دانش و فناوریهای جدید، استفاده از روشهای نوین در حل مسائل و ارتقاء فرآیندهای موجود، ایجاد تغییرات و تحولات مثبت در ساختارها و سیستمهای مختلف و تولید ارزش برای افراد و جوامع است. در MIT، نوآوری به عنوان یک فرآیند پویا و پیچیده در نظر گرفته میشود که نیازمند ترکیبی از دانش، خلاقیت و تفکر است. این دانشگاه با توجه به روحیه کارآفرینی و تمرکز بر تحقیقات پیشرفته، بر اهمیت نوآوری در توسعه فناوری و ارزشهای جدید تأکید میکند.
در این دانشگاه تولید و به کارگیری دانش و فناوریهای جدید از اهمیت بالایی برخوردار است و تلاش میکند تا ایدههای خلاقانه و جدید را به واقعیت تبدیل کند و آنها را به دستاوردهای قابل اجرا و قابل استفاده در جامعه تبدیل نماید. این دانشگاه به دنبال ایجاد تغییراتی است که باعث بهبود عملکرد سیستمها و ساختارها و افزایش بهرهوری و کاهش هدررفت منابع شود.
🔸هدف نهایی نوآوری در MIT، بهبود کیفیت زندگی انسانها و حل چالشهای جامعه است. این دانشگاه با ترکیب دانش، فناوری و خلاقیت، سعی در پیدا کردن راهحلهای نوآورانه برای مسائل و چالشهای موجود در جامعه دارد. این راهحلها ممکن است شامل توسعه فناوریهای جدید، بهبود فرآیندهای موجود و ایجاد تغییرات ساختاری باشند که بهبود کیفیت زندگی افراد و ایجاد ارزش برای جامعه را به همراه داشته باشند.
دانشگاه MIT با توجه به دیدگاه خود درباره نوآوری، تلاش میکند تا فضای مناسبی را برای توسعه و پیشرفت فناوری و ایدههای خلاقانه فراهم کند و دانشجویان و پژوهشگران را در این راستا یاری کند. این دانشگاه به عنوان یک مرجع برتر در حوزه نوآوری شناخته شده است و تلاش میکند تا با همکاری با صنعت و جوامع مختلف، نوآوری را به عمل بیاورد و به تحقق توسعه پایدار کمک کند.
مرکز مشاوره و توسعه نوآوری ایران
✅ دانشگاه MIT (موسسه فناوری ماساچوست) نوآوری را به عنوان فرآیندی تعریف میکند که از طریق آن ایدههای خلاقانه و جدید به واقعیت تبدیل میشوند و ارزشهای جدید را برای جامعه ایجاد میکنند. نوآوری از دیدگاه MIT، شامل تولید و به کارگیری دانش و فناوریهای جدید، استفاده از روشهای نوین در حل مسائل و ارتقاء فرآیندهای موجود، ایجاد تغییرات و تحولات مثبت در ساختارها و سیستمهای مختلف و تولید ارزش برای افراد و جوامع است. در MIT، نوآوری به عنوان یک فرآیند پویا و پیچیده در نظر گرفته میشود که نیازمند ترکیبی از دانش، خلاقیت و تفکر است. این دانشگاه با توجه به روحیه کارآفرینی و تمرکز بر تحقیقات پیشرفته، بر اهمیت نوآوری در توسعه فناوری و ارزشهای جدید تأکید میکند.
در این دانشگاه تولید و به کارگیری دانش و فناوریهای جدید از اهمیت بالایی برخوردار است و تلاش میکند تا ایدههای خلاقانه و جدید را به واقعیت تبدیل کند و آنها را به دستاوردهای قابل اجرا و قابل استفاده در جامعه تبدیل نماید. این دانشگاه به دنبال ایجاد تغییراتی است که باعث بهبود عملکرد سیستمها و ساختارها و افزایش بهرهوری و کاهش هدررفت منابع شود.
🔸هدف نهایی نوآوری در MIT، بهبود کیفیت زندگی انسانها و حل چالشهای جامعه است. این دانشگاه با ترکیب دانش، فناوری و خلاقیت، سعی در پیدا کردن راهحلهای نوآورانه برای مسائل و چالشهای موجود در جامعه دارد. این راهحلها ممکن است شامل توسعه فناوریهای جدید، بهبود فرآیندهای موجود و ایجاد تغییرات ساختاری باشند که بهبود کیفیت زندگی افراد و ایجاد ارزش برای جامعه را به همراه داشته باشند.
دانشگاه MIT با توجه به دیدگاه خود درباره نوآوری، تلاش میکند تا فضای مناسبی را برای توسعه و پیشرفت فناوری و ایدههای خلاقانه فراهم کند و دانشجویان و پژوهشگران را در این راستا یاری کند. این دانشگاه به عنوان یک مرجع برتر در حوزه نوآوری شناخته شده است و تلاش میکند تا با همکاری با صنعت و جوامع مختلف، نوآوری را به عمل بیاورد و به تحقق توسعه پایدار کمک کند.
مرکز مشاوره و توسعه نوآوری ایران
✳️ سامانه های بازخورد مشتريان و كاركنان را با يكديگر تركيب كنيد!
✅ معمولاً شركت ها از مشتريان در مورد كالاها و خدمات خود بازخورد ميگيرند. ولي معدود شركتهايي همان سوالات را از كاركنان خود ميپرسند. این از دست دادن یک فرصت استثنائی است.
شهود زیادی می تواند از مربوط کردن سیستم بازخوردهای مشتریان و کارکنان بدست بیاید، بویژه در زمانی که دیدگاه کارکنان و مشتریان با یکدیگر همگرا نیست.
🔹اگر از مشتریان خود میپرسید: "آیا مشکل شما حل شد؟" یا "آیا ما توانستیم مشکل شما را به راحتی حل کنیم؟"
از کارکنان تان همزمان بپرسید:
" آیا توانستی مشکل مشتری را حل کنی؟" یا " آیا منابع و ابزارهای لازم را برای حل مشکل مشتری در اختیار داشتی؟"
🔸توجه به ترکیب پاسخها به این سوالات شهود جدیدی در مورد مشتریان به شما خواهد داد. همینطور مدیران میتوانند از این دادهها استفاده کنند تا نیروی انسانی خود را بهتر هدایت کنند، دسترسیهای بیشتری به ابزارها، منابع و اطلاعات مورد نیاز برای حل مشکلات مشتریان فراهم کنند و کارکنانی را که پتانسیلهای رهبری و ایده های نوآورانه دارند، شناسایی کنند.
🔹ترکیب این دو سیستم یک حلقه یادگیری قدرتمندی در سازمان ایجاد میکند و باعث میشود تا کارکنان، بیشتر درگیر کار شوند و شرکت با سرعت بیشتری به نیازها و انتظارات در حال تغییر مشتریان پاسخ دهد.
منبع: کتاب Listen to Your Employee, Not Just Your Customers/ راهنامه مدیر
✅ معمولاً شركت ها از مشتريان در مورد كالاها و خدمات خود بازخورد ميگيرند. ولي معدود شركتهايي همان سوالات را از كاركنان خود ميپرسند. این از دست دادن یک فرصت استثنائی است.
شهود زیادی می تواند از مربوط کردن سیستم بازخوردهای مشتریان و کارکنان بدست بیاید، بویژه در زمانی که دیدگاه کارکنان و مشتریان با یکدیگر همگرا نیست.
🔹اگر از مشتریان خود میپرسید: "آیا مشکل شما حل شد؟" یا "آیا ما توانستیم مشکل شما را به راحتی حل کنیم؟"
از کارکنان تان همزمان بپرسید:
" آیا توانستی مشکل مشتری را حل کنی؟" یا " آیا منابع و ابزارهای لازم را برای حل مشکل مشتری در اختیار داشتی؟"
🔸توجه به ترکیب پاسخها به این سوالات شهود جدیدی در مورد مشتریان به شما خواهد داد. همینطور مدیران میتوانند از این دادهها استفاده کنند تا نیروی انسانی خود را بهتر هدایت کنند، دسترسیهای بیشتری به ابزارها، منابع و اطلاعات مورد نیاز برای حل مشکلات مشتریان فراهم کنند و کارکنانی را که پتانسیلهای رهبری و ایده های نوآورانه دارند، شناسایی کنند.
🔹ترکیب این دو سیستم یک حلقه یادگیری قدرتمندی در سازمان ایجاد میکند و باعث میشود تا کارکنان، بیشتر درگیر کار شوند و شرکت با سرعت بیشتری به نیازها و انتظارات در حال تغییر مشتریان پاسخ دهد.
منبع: کتاب Listen to Your Employee, Not Just Your Customers/ راهنامه مدیر