✳️ مفهوم استرتژی در نوآوری
✅ استراتژی در نوآوری به مجموعهای از تصمیمات، برنامهریزیها و تعیین راهبردها و رویکردهایی گفته میشود که سازمان را در ایجاد و پشتیبانی از فعالیتهای نوآورانه هدایت و کمک میکند تا نوآوری را به طور موثر و پایدار در سازمان پیادهسازی کند. استراتژی نوآوری باید با تصمیمگیریها، هدفگذاریها و تعیین رویههای عملیاتی مشخص در سازمان، بهبود فرآیندهای نوآوری و ایجاد مزیت رقابتی مناسب برای سازمان همراه باشد.
استراتژی نوآوری باید شامل موارد زیر باشد:
۱- هدفگذاری
۲- تعیین رویههای عملیاتی
۳- ایجاد مزیت رقابتی
۴- تعیین منابع و سرمایهگذاری
۵- ایجاد فرهنگ نوآوری
۶- همکاری با سایر سازمانها
۷- ارزیابی و اندازهگیری
با توجه به اهمیت نوآوری، استراتژی نوآوری باید به طور جامع و هماهنگ تعیین شود تا سازمان بتواند به بهترین شکل ممکن رشد و توسعه را تجربه کند.
استراتژی نوآوری باید با توجه به شرایط سازمان، نیازها و منابع موجود تعیین شود و به طور جامع و منطقی با سایر استراتژیها و اهداف سازمان هماهنگی داشته باشد. اجرای موفق استراتژی نوآوری نیازمند رهبری قوی، مدیریت منابع مؤثر و ایجاد فرهنگ نوآوری در سازمان است و با توجه به اهمیت نوآوری در سازمان، استراتژی نوآوری باید به طور جامع و هماهنگ تعیین شود تا سازمان بتواند به بهترین شکل ممکن رشد و توسعه را تجربه کند./مرکزمشاوره وتوسعه نوآوری
✅ استراتژی در نوآوری به مجموعهای از تصمیمات، برنامهریزیها و تعیین راهبردها و رویکردهایی گفته میشود که سازمان را در ایجاد و پشتیبانی از فعالیتهای نوآورانه هدایت و کمک میکند تا نوآوری را به طور موثر و پایدار در سازمان پیادهسازی کند. استراتژی نوآوری باید با تصمیمگیریها، هدفگذاریها و تعیین رویههای عملیاتی مشخص در سازمان، بهبود فرآیندهای نوآوری و ایجاد مزیت رقابتی مناسب برای سازمان همراه باشد.
استراتژی نوآوری باید شامل موارد زیر باشد:
۱- هدفگذاری
۲- تعیین رویههای عملیاتی
۳- ایجاد مزیت رقابتی
۴- تعیین منابع و سرمایهگذاری
۵- ایجاد فرهنگ نوآوری
۶- همکاری با سایر سازمانها
۷- ارزیابی و اندازهگیری
با توجه به اهمیت نوآوری، استراتژی نوآوری باید به طور جامع و هماهنگ تعیین شود تا سازمان بتواند به بهترین شکل ممکن رشد و توسعه را تجربه کند.
استراتژی نوآوری باید با توجه به شرایط سازمان، نیازها و منابع موجود تعیین شود و به طور جامع و منطقی با سایر استراتژیها و اهداف سازمان هماهنگی داشته باشد. اجرای موفق استراتژی نوآوری نیازمند رهبری قوی، مدیریت منابع مؤثر و ایجاد فرهنگ نوآوری در سازمان است و با توجه به اهمیت نوآوری در سازمان، استراتژی نوآوری باید به طور جامع و هماهنگ تعیین شود تا سازمان بتواند به بهترین شکل ممکن رشد و توسعه را تجربه کند./مرکزمشاوره وتوسعه نوآوری
✳️ کدام روش ارزیابی/ارزشیابی مشاغل را انتخاب کنیم؟
✅ یکی از سوالهای پرتکرار درخصوص معیارهای انتخاب روش ارزیابی/ارزشیابی مشاغل و برتری یک روش (توسعه داده شده در داخل یا خارج از کشور) نسبت به بقیه روشها است. قاعدتا پاسخ به این سوال ساده نخواهد بود و نیاز به بینشی عمیق دارد، ولی نگاه به فراگیری روشها در سازمانها میتواند راهگشا باشد.
🔸در گزارش سال 2020 موسسه WorldatWork درخصوص پیمایش ارزیابی مشاغل، نتایج جالبی وجود دارد که با هم مرور میکنیم.
۱- ۸۴ درصد از شرکت های مورد بررسی یکی از روش های رتبه بندی، طبقه بندی، عوامل امتیازی، ابعاد شغلی یا قیمت گذاری مبتنی بر بازار را برای ارزیابی مشاغل بکار گرفته اند.
۲- قریب به اتفاق شرکت های مورد بررسی روش قیمت گذاری مبتنی بر بازار را به عنوان روش ارزیابی مشاغل انتخاب کرده اند (به طور میانگین ۶۹ درصد در میان مشاغل جدول).
۳- بعد از روش غالب قیمت گذاری مبتنی بر بازار، روش عوامل امتیاز با میانگین ۱۹درصد و طبقه بندی با ۷ درصد فراوانی قرار دارند. میزان استفاده بقیه روش ها ۵ درصد و کمتر است.
۴- برای ارزیابی (مبتنی بر بازار) مشاغل سطوح بالای سازمان بیشتر از داده های پیمایش حقوق و دستمزد ملی، صنعت و بخش بندی شرکت ها براساس درآمد استفاده شده، در حالی که برای مشاغل سطوح پایین سازمان به داده های پیمایش محلی رجوع شده است.
۵- یک سوم شرکت های مورد بررسی، ۸۰ درصد مشاغل شان با داده های حقوق و دستمزد ترازیابی مطابقت داشته است.
توصیه مهم در این گزارش این است که با اتخاذ متدولوژی ارزیابی مشاغل، به طور متوسط ۴۳ درصد از خطای پرداخت/سطح بندی جلوگیری می شود که این میزان تصحیح خطا به ۴۵ درصد در سطوح بالای سازمان نیز می رسد.
🔹 توضیح تکمیلی: بین متد به عنوان روش انجام کار/تحقیق و متدولوژی به عنوان انتخاب استراتژیک رویکرد انجام کار/تحقیق تفاوت قائم می شویم و در ارزیابی مشاغل اتخاذ رویکرد متناسب بر انتخاب روش اولویت دارد.
منظور از رویکرد در اینجا ارزیابی مشاغل مبتنی بر ارزش مشاغل (Job-Worth) در مقابل ارزیابی مشاغل مبتنی بر ارزش بازار (Market-Driven) است.
روند کلی حرکت به سمت سیستمهای پرداخت مبتنی بر بازار است که نیاز به دادههای دقیق مقایسهای بازار و بینش بازار محوری در فرآیندهای منابع انسانی (HR ouside in) دارد./کانال معماری مدیریت منابع انسانی
✅ یکی از سوالهای پرتکرار درخصوص معیارهای انتخاب روش ارزیابی/ارزشیابی مشاغل و برتری یک روش (توسعه داده شده در داخل یا خارج از کشور) نسبت به بقیه روشها است. قاعدتا پاسخ به این سوال ساده نخواهد بود و نیاز به بینشی عمیق دارد، ولی نگاه به فراگیری روشها در سازمانها میتواند راهگشا باشد.
🔸در گزارش سال 2020 موسسه WorldatWork درخصوص پیمایش ارزیابی مشاغل، نتایج جالبی وجود دارد که با هم مرور میکنیم.
۱- ۸۴ درصد از شرکت های مورد بررسی یکی از روش های رتبه بندی، طبقه بندی، عوامل امتیازی، ابعاد شغلی یا قیمت گذاری مبتنی بر بازار را برای ارزیابی مشاغل بکار گرفته اند.
۲- قریب به اتفاق شرکت های مورد بررسی روش قیمت گذاری مبتنی بر بازار را به عنوان روش ارزیابی مشاغل انتخاب کرده اند (به طور میانگین ۶۹ درصد در میان مشاغل جدول).
۳- بعد از روش غالب قیمت گذاری مبتنی بر بازار، روش عوامل امتیاز با میانگین ۱۹درصد و طبقه بندی با ۷ درصد فراوانی قرار دارند. میزان استفاده بقیه روش ها ۵ درصد و کمتر است.
۴- برای ارزیابی (مبتنی بر بازار) مشاغل سطوح بالای سازمان بیشتر از داده های پیمایش حقوق و دستمزد ملی، صنعت و بخش بندی شرکت ها براساس درآمد استفاده شده، در حالی که برای مشاغل سطوح پایین سازمان به داده های پیمایش محلی رجوع شده است.
۵- یک سوم شرکت های مورد بررسی، ۸۰ درصد مشاغل شان با داده های حقوق و دستمزد ترازیابی مطابقت داشته است.
توصیه مهم در این گزارش این است که با اتخاذ متدولوژی ارزیابی مشاغل، به طور متوسط ۴۳ درصد از خطای پرداخت/سطح بندی جلوگیری می شود که این میزان تصحیح خطا به ۴۵ درصد در سطوح بالای سازمان نیز می رسد.
🔹 توضیح تکمیلی: بین متد به عنوان روش انجام کار/تحقیق و متدولوژی به عنوان انتخاب استراتژیک رویکرد انجام کار/تحقیق تفاوت قائم می شویم و در ارزیابی مشاغل اتخاذ رویکرد متناسب بر انتخاب روش اولویت دارد.
منظور از رویکرد در اینجا ارزیابی مشاغل مبتنی بر ارزش مشاغل (Job-Worth) در مقابل ارزیابی مشاغل مبتنی بر ارزش بازار (Market-Driven) است.
روند کلی حرکت به سمت سیستمهای پرداخت مبتنی بر بازار است که نیاز به دادههای دقیق مقایسهای بازار و بینش بازار محوری در فرآیندهای منابع انسانی (HR ouside in) دارد./کانال معماری مدیریت منابع انسانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ لابیگری واقعا بد است؟
✅ اگرچه ما لابیگری را بیشتر به عنوان یک عبارت منفی استفاده میکنیم اما در بسیاری از کشورها این کار یک اقدام قانونی برای فشار بر قانونگذاران محسوب میشود. پس چرا در طول تاریخ این کار کم کم رنگ و بوی منفی به خود گرفته است؟
◻️تماشای این ویدئوها، قدرت تجزیه و تحلیل مباحث اقتصادی و پیشبینی تحولاتی همانند تورم، شوکهای اقتصادی، فراز و فرود قیمتها و حباب بازارها را برای همه افراد افزایش میدهد.
✅ اگرچه ما لابیگری را بیشتر به عنوان یک عبارت منفی استفاده میکنیم اما در بسیاری از کشورها این کار یک اقدام قانونی برای فشار بر قانونگذاران محسوب میشود. پس چرا در طول تاریخ این کار کم کم رنگ و بوی منفی به خود گرفته است؟
◻️تماشای این ویدئوها، قدرت تجزیه و تحلیل مباحث اقتصادی و پیشبینی تحولاتی همانند تورم، شوکهای اقتصادی، فراز و فرود قیمتها و حباب بازارها را برای همه افراد افزایش میدهد.
✳️ ۱۴ اصل رهبری آمازون
✅ شرکت آمازون یک سری اصولی دارد که آنها را اصول رهبری نامیده است و تمامی سیاستها و تصمیمگیریهای مدیران آمازون، از جمله استخدام کارکنان، بر مبنای همین اصول است.
🔸۱۴ اصل رهبری آمازون عبارتست از:
۱- دغدغه مشتریان را داشته باشید.
۲- خود را مالک سازمان بدانید.
۳- نوآوری داشته باشید و سادهسازی کنید.
۴- حق با رهبران است.
۵- یاد بگیرید و کنجکاو باشید.
۶- بهترینها را استخدام کنید و توسعه دهید.
۷- بر استانداردهای بالا پافشاری کنید.
۸- بزرگ فکر کنید.
۹- روی عملتان تعصب داشته باشید.
۱۰- صرفهجویی کنید.
۱۱- اعتماد دیگران را کسب کنید.
۱۲- به مسائل عمیق بنگرید.
۱۳- استقامت داشته باشید؛ مخالفت کنید و متعهد شوید.
۱۴- نتیجهگرا باشید.
✅ شرکت آمازون یک سری اصولی دارد که آنها را اصول رهبری نامیده است و تمامی سیاستها و تصمیمگیریهای مدیران آمازون، از جمله استخدام کارکنان، بر مبنای همین اصول است.
🔸۱۴ اصل رهبری آمازون عبارتست از:
۱- دغدغه مشتریان را داشته باشید.
۲- خود را مالک سازمان بدانید.
۳- نوآوری داشته باشید و سادهسازی کنید.
۴- حق با رهبران است.
۵- یاد بگیرید و کنجکاو باشید.
۶- بهترینها را استخدام کنید و توسعه دهید.
۷- بر استانداردهای بالا پافشاری کنید.
۸- بزرگ فکر کنید.
۹- روی عملتان تعصب داشته باشید.
۱۰- صرفهجویی کنید.
۱۱- اعتماد دیگران را کسب کنید.
۱۲- به مسائل عمیق بنگرید.
۱۳- استقامت داشته باشید؛ مخالفت کنید و متعهد شوید.
۱۴- نتیجهگرا باشید.
WhatsApp.com
مرکز مشاوره و توسعه نوآوری ایران/Iran Innovation Development Consulting Center
WhatsApp Group Invite
👏1
✳️ برای فروش بیشتر، گزینه های پیش روی مشتری را کمتر کنید!
✅ شما به یک بازارچه فروش محصولات خانگی رفته اید. دو مغازه فروش مربا وجود دارد.
مغازه اول چهار مدل مربا دارد: مربای هویج، سیب و به و مربای آلبالو. مغازه دوم مرباها را ردیف کرده است. مربای هویچ، آلبالو، بهارنارنج، پرتقال، پرتقال-لیمو، سیب-نارنج و و و و ... (بیش از بیست مدل)
🔹فکر می کنید مردم از کدام یک خرید بیشتری خواهند کرد؟ پژوهش های میدانی در این زمینه بارها انجام شده است و نتیجه این بود: افرادی که از مغازه اول خرید کردند به مراتب بیشتر از افرادی بودند که از دومی که اتفاقا تنوع محصولات بیشتری هم داشت خرید کردند.
🔸این مساله در دنیای مدیریت استراتژيک، سرمایه گذاری و بازاریابی بسیار کلیدی است. بگذارید سه مثال دیگر بزنم.
🔹زمانی می خواهید تصمیم گیری کنید که وارد حوزه بیمه گری شوید یا اینکه وارد حوزه معدن داری. اما زمانی هم ممکن است بین ۴۰ رشته صنعتی مختلف باید دست به انتخاب بزنید. در حالت دوم، هم هزینه روانی شما بالا می رود هم زمان انتخاب افزایش پیدا می کند و هم اینکه احتمال اشتباه افزایش پیدا می کند.
🔹می خواهید موبایل/خودرو/لب تاپ بخرید، وقتی تعداد گزینه ها زیاد است، پس از مدتی گشتوگذار احساس میکنند که دیگر مغز آنها کشش و توانایی تجزیهوتحلیل گزینهها را ندارد و در اغلب موارد به خرید همان مدل قبلی یا توصیه شده اکتفا میکنید.
🔸یا مثلا می خواهید برای بیمه عمر و بازنشستگی تصمیم گیری کنید، اگر با تعداد خیلی زیادی گزینه نزدیک به هم روبرو باشید اصلا ممکن است تصمیم گیری را به تعویق بیاندازید.
🔺علل مسخ شدگی در برابر گزینه های زیاد چیست؟
🔸تعدد گزینه ها، زمان بررسی را افزایش می دهد و مغز ما برای پردازش انرژی زیادی می طلبد.
🔹مقایسه بین دو یا سه گزینه کاملاً متفاوت با یکدیگر کار بسیار سادهای است. اما زمانی که تعداد گزینهها افزایش پیدا میکند، تفاوت موجود بین گزینهها بسیار کاهش پیدا میکند.
🔸وقتی ما گزینه های مختلف را می بینیم، علاقه پیدا می کنیم که گزینه کامل را پیدا کنیم. مثلا در سرمایه گذاری گزینه ای که هم نقدینگی پیوسته تولید کند، هم خوشنام باشد، هم کم ریسک باشد، هم پر استرس نباشد و هم درآمد بالا ایجاد کند، که البته تا آنجا که اطلاع داریم خداوند چنین گزینه ای را خلق نکرده است.
🟡 تجویز راهبردی:
این مساله ای است که من به عنوان یک شهروند، پدر/مادر، کارمند، مدیر ارشد سازمان یا کشور حتی دبیر کل سازمان ملل با آن روبرو هستم. چه باید بکنم؟
🔺سه پیشنهاد وجود دارد:
🔶افسانه گزینه کامل را رها کنید. هیچ گزینه ای نیست که همه مختصات آن عالی باشد. اگر هم باشد حتما هزینه بدست آوردنش بالاست بنابراین باز هم ناقص است. رها کردن این افسانه باعث می شود مغز شما یک نفس راحت بکشد.
🔷قبل از اینکه در معرض گزینه های متعدد قرار بگیرید، اهداف و معیارهای خود را مشخص کنید. وقتی شما با معیارهای روشن به بازار مراجعه می کنید دست کم می دانید چه نمی خواهید!
🔶از معیارهای قطعی برای حذف استفاده کنید. یعنی با استفاده از چند معیار روشن از لیست بلند گزینه ها، گزینه ها را حذف کنید و به لیست کوتاه برسید. اینگونه می توانید با تمرکز روی گزینه های کمتر و صرف زمان و انرژی کمتر، این کار را آسان تر و سریع تر انجام دهید. به عنوان مثال وقتی می دانید که برای خرید موبایل نمی خواهید بیشتر از ۱۵ میلیون تومان خرج کنید و همچنین باید دو سیم کارته باشد تعداد گزینه های شما از هزار تا به ۵ گزینه تقلیل پیدا می کند.
⚪تجربه نشان داده است که ما مجبوریم که تصمیم گیری کنیم. بنابراین از تصمیم گیری فرار نکنید. مغز انسان هر چه قدر بیشتر تصمیم گیری کند، پیچیده تر، توانمندتر و بهتر خواهد شد. از عضلات مغز خود کار بکشید...
✅ شما به یک بازارچه فروش محصولات خانگی رفته اید. دو مغازه فروش مربا وجود دارد.
مغازه اول چهار مدل مربا دارد: مربای هویج، سیب و به و مربای آلبالو. مغازه دوم مرباها را ردیف کرده است. مربای هویچ، آلبالو، بهارنارنج، پرتقال، پرتقال-لیمو، سیب-نارنج و و و و ... (بیش از بیست مدل)
🔹فکر می کنید مردم از کدام یک خرید بیشتری خواهند کرد؟ پژوهش های میدانی در این زمینه بارها انجام شده است و نتیجه این بود: افرادی که از مغازه اول خرید کردند به مراتب بیشتر از افرادی بودند که از دومی که اتفاقا تنوع محصولات بیشتری هم داشت خرید کردند.
🔸این مساله در دنیای مدیریت استراتژيک، سرمایه گذاری و بازاریابی بسیار کلیدی است. بگذارید سه مثال دیگر بزنم.
🔹زمانی می خواهید تصمیم گیری کنید که وارد حوزه بیمه گری شوید یا اینکه وارد حوزه معدن داری. اما زمانی هم ممکن است بین ۴۰ رشته صنعتی مختلف باید دست به انتخاب بزنید. در حالت دوم، هم هزینه روانی شما بالا می رود هم زمان انتخاب افزایش پیدا می کند و هم اینکه احتمال اشتباه افزایش پیدا می کند.
🔹می خواهید موبایل/خودرو/لب تاپ بخرید، وقتی تعداد گزینه ها زیاد است، پس از مدتی گشتوگذار احساس میکنند که دیگر مغز آنها کشش و توانایی تجزیهوتحلیل گزینهها را ندارد و در اغلب موارد به خرید همان مدل قبلی یا توصیه شده اکتفا میکنید.
🔸یا مثلا می خواهید برای بیمه عمر و بازنشستگی تصمیم گیری کنید، اگر با تعداد خیلی زیادی گزینه نزدیک به هم روبرو باشید اصلا ممکن است تصمیم گیری را به تعویق بیاندازید.
🔺علل مسخ شدگی در برابر گزینه های زیاد چیست؟
🔸تعدد گزینه ها، زمان بررسی را افزایش می دهد و مغز ما برای پردازش انرژی زیادی می طلبد.
🔹مقایسه بین دو یا سه گزینه کاملاً متفاوت با یکدیگر کار بسیار سادهای است. اما زمانی که تعداد گزینهها افزایش پیدا میکند، تفاوت موجود بین گزینهها بسیار کاهش پیدا میکند.
🔸وقتی ما گزینه های مختلف را می بینیم، علاقه پیدا می کنیم که گزینه کامل را پیدا کنیم. مثلا در سرمایه گذاری گزینه ای که هم نقدینگی پیوسته تولید کند، هم خوشنام باشد، هم کم ریسک باشد، هم پر استرس نباشد و هم درآمد بالا ایجاد کند، که البته تا آنجا که اطلاع داریم خداوند چنین گزینه ای را خلق نکرده است.
🟡 تجویز راهبردی:
این مساله ای است که من به عنوان یک شهروند، پدر/مادر، کارمند، مدیر ارشد سازمان یا کشور حتی دبیر کل سازمان ملل با آن روبرو هستم. چه باید بکنم؟
🔺سه پیشنهاد وجود دارد:
🔶افسانه گزینه کامل را رها کنید. هیچ گزینه ای نیست که همه مختصات آن عالی باشد. اگر هم باشد حتما هزینه بدست آوردنش بالاست بنابراین باز هم ناقص است. رها کردن این افسانه باعث می شود مغز شما یک نفس راحت بکشد.
🔷قبل از اینکه در معرض گزینه های متعدد قرار بگیرید، اهداف و معیارهای خود را مشخص کنید. وقتی شما با معیارهای روشن به بازار مراجعه می کنید دست کم می دانید چه نمی خواهید!
🔶از معیارهای قطعی برای حذف استفاده کنید. یعنی با استفاده از چند معیار روشن از لیست بلند گزینه ها، گزینه ها را حذف کنید و به لیست کوتاه برسید. اینگونه می توانید با تمرکز روی گزینه های کمتر و صرف زمان و انرژی کمتر، این کار را آسان تر و سریع تر انجام دهید. به عنوان مثال وقتی می دانید که برای خرید موبایل نمی خواهید بیشتر از ۱۵ میلیون تومان خرج کنید و همچنین باید دو سیم کارته باشد تعداد گزینه های شما از هزار تا به ۵ گزینه تقلیل پیدا می کند.
⚪تجربه نشان داده است که ما مجبوریم که تصمیم گیری کنیم. بنابراین از تصمیم گیری فرار نکنید. مغز انسان هر چه قدر بیشتر تصمیم گیری کند، پیچیده تر، توانمندتر و بهتر خواهد شد. از عضلات مغز خود کار بکشید...
👍3
✳️ تعریف نوآوری رقابتی
✅ نوآوری رقابتی به معنای استفاده از نوآوری به عنوان یک ابزار برای ایجاد مزیت رقابتی در بازار است. این نوع نوآوری به تغییرات و ابتکاراتی اشاره دارد که سازمان را قادر میسازد تا در مقابل رقبا برتری داشته باشد و به ارزش اضافی برای مشتریان خود دست یابد. در نوآوری رقابتی، تمرکز بر ایجاد و اجرای تغییراتی است که بهبود کارایی، کیفیت، قابلیت تطبیق با تغییرات بازار، ایجاد محصولات یا خدمات جدید و ایجاد تجربه مشتری برتر را ممکن سازد.
برای داشتن نوآوری رقابتی، سازمانها نیاز به رویکردها و راهبردهایی دارند که به آنها کمک کند تا بهبود مداوم و نوآورانه در عملکرد خود داشته باشند. برخی از عوامل کلیدی برای داشتن نوآوری رقابتی عبارتند از:
۱- فرهنگ نوآور
۲- تحقیق و توسعه
۳- همکاری با سایر سازمانها
۴- توجه به نیازهای مشتریان
۵- رشد و توسعه پایدار
۶- افزایش بهرهوری و کارایی
۷- ایجاد مزیت رقابتی پایدار
۸- تشویق خلاقیت و ابتکار
در نهایت، نوآوری رقابتی برای سازمانها و مدیران بسیار حیاتی است. اما بسیاری از سازمانها و مدیران فقط ادعا میکنند که در حال نوآوری هستند، بدون برنامه و رویکرد مشخصی برای این موضوع. این ادعاهای بیربط و بیمعنی میتوانند منجر به از دست دادن اعتماد و معتبر بودن سازمان در نظر مشتریان، کارکنان و سایر ذی نفعان شوند. به طور کلی، نوآوری رقابتی میتواند به سازمانها کمک کند تا مزیت رقابتی برتری کسب کنند، رشد و توسعه پایدار داشته باشند، بهرهوری را افزایش داده و مزیت رقابتی پایداری را ایجاد کنند.
✅ نوآوری رقابتی به معنای استفاده از نوآوری به عنوان یک ابزار برای ایجاد مزیت رقابتی در بازار است. این نوع نوآوری به تغییرات و ابتکاراتی اشاره دارد که سازمان را قادر میسازد تا در مقابل رقبا برتری داشته باشد و به ارزش اضافی برای مشتریان خود دست یابد. در نوآوری رقابتی، تمرکز بر ایجاد و اجرای تغییراتی است که بهبود کارایی، کیفیت، قابلیت تطبیق با تغییرات بازار، ایجاد محصولات یا خدمات جدید و ایجاد تجربه مشتری برتر را ممکن سازد.
برای داشتن نوآوری رقابتی، سازمانها نیاز به رویکردها و راهبردهایی دارند که به آنها کمک کند تا بهبود مداوم و نوآورانه در عملکرد خود داشته باشند. برخی از عوامل کلیدی برای داشتن نوآوری رقابتی عبارتند از:
۱- فرهنگ نوآور
۲- تحقیق و توسعه
۳- همکاری با سایر سازمانها
۴- توجه به نیازهای مشتریان
۵- رشد و توسعه پایدار
۶- افزایش بهرهوری و کارایی
۷- ایجاد مزیت رقابتی پایدار
۸- تشویق خلاقیت و ابتکار
در نهایت، نوآوری رقابتی برای سازمانها و مدیران بسیار حیاتی است. اما بسیاری از سازمانها و مدیران فقط ادعا میکنند که در حال نوآوری هستند، بدون برنامه و رویکرد مشخصی برای این موضوع. این ادعاهای بیربط و بیمعنی میتوانند منجر به از دست دادن اعتماد و معتبر بودن سازمان در نظر مشتریان، کارکنان و سایر ذی نفعان شوند. به طور کلی، نوآوری رقابتی میتواند به سازمانها کمک کند تا مزیت رقابتی برتری کسب کنند، رشد و توسعه پایدار داشته باشند، بهرهوری را افزایش داده و مزیت رقابتی پایداری را ایجاد کنند.
👆 پ.ن
✳️ جیمز کلیر در کتاب پرطرفدار و پرفروش «عادتهای اتمی» به دلایلی اشاره کرده که چرا تغییر عادت دشوار است
🔹 دلیل اول به این خاطر است که ما تلاش میکنیم چیز اشتباهی رو تغییر بدیم و دلیل دوم این است که ما عادتهامون رو به روش اشتباه تغییر میدیم. او در ادامه برای توضیح هرچه بهتر این مفهوم به ۳ لایه موثر در تغییر رفتار اشاره میکند.
🔸 لایه اول تغییر در خروجی و نتایج است. لایه دوم تغییر در فرایند است و لایه سوم که لایه عمیقتری است، تغییر در شخصیت و هویت است. جیمز کلیر برای هر سه مورد ( همونطور که در تصویر بالا مشخص است) مثال میزند و به طور کلی اینطور جمعبندی میکند: نتایج و خروجی درباره چیزی است که بدست میآورید. فرایند مربوط به کاری است که انجام میدهید و هویت و شخصیت مربوط به چیزی است که به آن باور و اعتقاد دارید.
🔹 وقتی شما قصد تغییر و بهتر شدن دارید، هیچ کدام از این لایهها برتری نسبت به هم ندارند و تغییر در همه آنها در نوع خود مفید و سودمند است. مساله مهم اما، مسیر و جهت تغییر است.
🔸 خیلی از افراد مسیر تغییر رفتار خود را با تمرکز بر آنچه که میخواهند به دست بیاورند یا همان خروجی کار شروع میکنند. این کار موجب تمایل به عادتهای خروجیمحور خواهد شد. درحالیکه از نظر جیمز کلیر جایگزین بهتر برای چنین رویکردی، تمرکز و تاکید بر عادتهای شخصیتمحور است. بدین ترتیب توجه ما معطوف به «آن شخصی که میخواهیم بشویم» خواهد شد، نه نتایج کوتاهمدتی که از کارهایمان میگیریم.
✳️ جیمز کلیر در کتاب پرطرفدار و پرفروش «عادتهای اتمی» به دلایلی اشاره کرده که چرا تغییر عادت دشوار است
🔹 دلیل اول به این خاطر است که ما تلاش میکنیم چیز اشتباهی رو تغییر بدیم و دلیل دوم این است که ما عادتهامون رو به روش اشتباه تغییر میدیم. او در ادامه برای توضیح هرچه بهتر این مفهوم به ۳ لایه موثر در تغییر رفتار اشاره میکند.
🔸 لایه اول تغییر در خروجی و نتایج است. لایه دوم تغییر در فرایند است و لایه سوم که لایه عمیقتری است، تغییر در شخصیت و هویت است. جیمز کلیر برای هر سه مورد ( همونطور که در تصویر بالا مشخص است) مثال میزند و به طور کلی اینطور جمعبندی میکند: نتایج و خروجی درباره چیزی است که بدست میآورید. فرایند مربوط به کاری است که انجام میدهید و هویت و شخصیت مربوط به چیزی است که به آن باور و اعتقاد دارید.
🔹 وقتی شما قصد تغییر و بهتر شدن دارید، هیچ کدام از این لایهها برتری نسبت به هم ندارند و تغییر در همه آنها در نوع خود مفید و سودمند است. مساله مهم اما، مسیر و جهت تغییر است.
🔸 خیلی از افراد مسیر تغییر رفتار خود را با تمرکز بر آنچه که میخواهند به دست بیاورند یا همان خروجی کار شروع میکنند. این کار موجب تمایل به عادتهای خروجیمحور خواهد شد. درحالیکه از نظر جیمز کلیر جایگزین بهتر برای چنین رویکردی، تمرکز و تاکید بر عادتهای شخصیتمحور است. بدین ترتیب توجه ما معطوف به «آن شخصی که میخواهیم بشویم» خواهد شد، نه نتایج کوتاهمدتی که از کارهایمان میگیریم.
👏1
✳️👆آلفابت، شرکت مادر گوگل، درآمد 1.55 دلاری به ازای هر سهم و درآمد 76.7 میلیارد دلاری را گزارش کرد که به ترتیب از برآورد اجماع FactSet 1.45 و 75.9 میلیارد دلار پیشی گرفت. با این حال، احتمالاً به دلیل کاهش رشد فروش ابری، سهام رو به کاهش بوده است. درآمد کسب و کار ابری گوگل به 8.4 میلیارد دلار رسید که کمتر از 8.6 میلیارد دلار مورد انتظار بود.گوگل با تشدید رقابت در هوش مصنوعی و رایانش ابری و مواجهه با چالشهای ضدانحصار جهانی، برای تقویت موقعیت خود در بازار و مقابله با رقبا، روی هوش مصنوعی مولد سرمایهگذاری کرده است. گوگل به صورت استراتژیک بر روی ادغام هوش مصنوعی در عملکرد جستجوی خود تمرکز می کند، با استفاده از تجربه مولد جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی که در حال حاضر به صورت انتخابی در دسترس است. ساندار پیچای، مدیر عامل شرکت، توسعه این ویژگی را در دهه آینده و اطمینان از ادغام یکپارچه آن با فرصت های تبلیغاتی را متصور است. ماه گذشته، گوگل قصد خود را برای کاهش چند صد موقعیت شغلی در بخش استخدام خود، مطابق با اقدامات مداوم خود در صرفه جویی در هزینه، تایید کرد. این تصمیم به دنبال اقدام قبلی آلفابت در ژانویه است که تقریباً 12000 نقش یا 6٪ از کل کارمندان خود را حذف کرد.
👍1
✳️ نوآوری از دیدگاه فیلیپ کاتلر
✅ فیلیپ کاتلر، یکی از مشهورترین استادان و نویسندگان در زمینه مدیریت و بازاریابی است که به بررسی نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها پرداخته است. او معتقد است که نوآوری باید به عنوان یک فرآیند گستردهتر از تنها تکنولوژی و محصولات جدید در نظر گرفته شود و باید به همهجانبهای سازمان، از فرآیندها و ساختار سازمانی تا فرهنگ سازمانی، تعمیق یابد. او به نوآوری به عنوان یک فرآیند پویا و پیوسته نگاه میکند که نه تنها به ایجاد محصولات یا خدمات جدید منجر میشود، بلکه به تغییر و تحول در ساختارها، فرآیندها و روابط اجتماعی نیز منجر میشود.
او بر این باور است که نوآوری نه تنها نیازمند ایدههای خلاقانه است، بلکه نیازمند یک فرآیند ساختارمند و مدیریت شده نیز میباشد.
وی معتقد است که برای موفقیت در نوآوری، باید به دنبال ارتقاء فرآیندهای خلاقیت و همچنین ایجاد یک فضای کاری که ایدهها آزادانه مطرح شوند، باشد. دیدگاه فیلیپ کاتلر نسبت به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی، که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
کاتلر به نوآوری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و توسعه سازمانها و جوامع نگاه میکند. او بر این باور است که نوآوری میتواند بهبود عملکرد سازمانها، افزایش تولید و بهبود کیفیت زندگی افراد منجر شود.
وی به اهمیت ایجاد یک فرهنگ نوآوری در سازمانها تأکید دارد و معتقد است که این فرهنگ باید از رهبری و مدیریت سازمان شروع شود و در تمامی سطوح سازمانی ترویج یابد. او به عنوان یک استاد و نویسنده برجسته، به ارائه راهکارهای عملی برای ایجاد فرهنگ نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها میپردازد.
به طور کلی، با توجه به دیدگاه فیلیپ کاتلر به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
✅ فیلیپ کاتلر، یکی از مشهورترین استادان و نویسندگان در زمینه مدیریت و بازاریابی است که به بررسی نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها پرداخته است. او معتقد است که نوآوری باید به عنوان یک فرآیند گستردهتر از تنها تکنولوژی و محصولات جدید در نظر گرفته شود و باید به همهجانبهای سازمان، از فرآیندها و ساختار سازمانی تا فرهنگ سازمانی، تعمیق یابد. او به نوآوری به عنوان یک فرآیند پویا و پیوسته نگاه میکند که نه تنها به ایجاد محصولات یا خدمات جدید منجر میشود، بلکه به تغییر و تحول در ساختارها، فرآیندها و روابط اجتماعی نیز منجر میشود.
او بر این باور است که نوآوری نه تنها نیازمند ایدههای خلاقانه است، بلکه نیازمند یک فرآیند ساختارمند و مدیریت شده نیز میباشد.
وی معتقد است که برای موفقیت در نوآوری، باید به دنبال ارتقاء فرآیندهای خلاقیت و همچنین ایجاد یک فضای کاری که ایدهها آزادانه مطرح شوند، باشد. دیدگاه فیلیپ کاتلر نسبت به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی، که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
کاتلر به نوآوری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و توسعه سازمانها و جوامع نگاه میکند. او بر این باور است که نوآوری میتواند بهبود عملکرد سازمانها، افزایش تولید و بهبود کیفیت زندگی افراد منجر شود.
وی به اهمیت ایجاد یک فرهنگ نوآوری در سازمانها تأکید دارد و معتقد است که این فرهنگ باید از رهبری و مدیریت سازمان شروع شود و در تمامی سطوح سازمانی ترویج یابد. او به عنوان یک استاد و نویسنده برجسته، به ارائه راهکارهای عملی برای ایجاد فرهنگ نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها میپردازد.
به طور کلی، با توجه به دیدگاه فیلیپ کاتلر به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.