✳️ برای فروش بیشتر، گزینه های پیش روی مشتری را کمتر کنید!
✅ شما به یک بازارچه فروش محصولات خانگی رفته اید. دو مغازه فروش مربا وجود دارد.
مغازه اول چهار مدل مربا دارد: مربای هویج، سیب و به و مربای آلبالو. مغازه دوم مرباها را ردیف کرده است. مربای هویچ، آلبالو، بهارنارنج، پرتقال، پرتقال-لیمو، سیب-نارنج و و و و ... (بیش از بیست مدل)
🔹فکر می کنید مردم از کدام یک خرید بیشتری خواهند کرد؟ پژوهش های میدانی در این زمینه بارها انجام شده است و نتیجه این بود: افرادی که از مغازه اول خرید کردند به مراتب بیشتر از افرادی بودند که از دومی که اتفاقا تنوع محصولات بیشتری هم داشت خرید کردند.
🔸این مساله در دنیای مدیریت استراتژيک، سرمایه گذاری و بازاریابی بسیار کلیدی است. بگذارید سه مثال دیگر بزنم.
🔹زمانی می خواهید تصمیم گیری کنید که وارد حوزه بیمه گری شوید یا اینکه وارد حوزه معدن داری. اما زمانی هم ممکن است بین ۴۰ رشته صنعتی مختلف باید دست به انتخاب بزنید. در حالت دوم، هم هزینه روانی شما بالا می رود هم زمان انتخاب افزایش پیدا می کند و هم اینکه احتمال اشتباه افزایش پیدا می کند.
🔹می خواهید موبایل/خودرو/لب تاپ بخرید، وقتی تعداد گزینه ها زیاد است، پس از مدتی گشتوگذار احساس میکنند که دیگر مغز آنها کشش و توانایی تجزیهوتحلیل گزینهها را ندارد و در اغلب موارد به خرید همان مدل قبلی یا توصیه شده اکتفا میکنید.
🔸یا مثلا می خواهید برای بیمه عمر و بازنشستگی تصمیم گیری کنید، اگر با تعداد خیلی زیادی گزینه نزدیک به هم روبرو باشید اصلا ممکن است تصمیم گیری را به تعویق بیاندازید.
🔺علل مسخ شدگی در برابر گزینه های زیاد چیست؟
🔸تعدد گزینه ها، زمان بررسی را افزایش می دهد و مغز ما برای پردازش انرژی زیادی می طلبد.
🔹مقایسه بین دو یا سه گزینه کاملاً متفاوت با یکدیگر کار بسیار سادهای است. اما زمانی که تعداد گزینهها افزایش پیدا میکند، تفاوت موجود بین گزینهها بسیار کاهش پیدا میکند.
🔸وقتی ما گزینه های مختلف را می بینیم، علاقه پیدا می کنیم که گزینه کامل را پیدا کنیم. مثلا در سرمایه گذاری گزینه ای که هم نقدینگی پیوسته تولید کند، هم خوشنام باشد، هم کم ریسک باشد، هم پر استرس نباشد و هم درآمد بالا ایجاد کند، که البته تا آنجا که اطلاع داریم خداوند چنین گزینه ای را خلق نکرده است.
🟡 تجویز راهبردی:
این مساله ای است که من به عنوان یک شهروند، پدر/مادر، کارمند، مدیر ارشد سازمان یا کشور حتی دبیر کل سازمان ملل با آن روبرو هستم. چه باید بکنم؟
🔺سه پیشنهاد وجود دارد:
🔶افسانه گزینه کامل را رها کنید. هیچ گزینه ای نیست که همه مختصات آن عالی باشد. اگر هم باشد حتما هزینه بدست آوردنش بالاست بنابراین باز هم ناقص است. رها کردن این افسانه باعث می شود مغز شما یک نفس راحت بکشد.
🔷قبل از اینکه در معرض گزینه های متعدد قرار بگیرید، اهداف و معیارهای خود را مشخص کنید. وقتی شما با معیارهای روشن به بازار مراجعه می کنید دست کم می دانید چه نمی خواهید!
🔶از معیارهای قطعی برای حذف استفاده کنید. یعنی با استفاده از چند معیار روشن از لیست بلند گزینه ها، گزینه ها را حذف کنید و به لیست کوتاه برسید. اینگونه می توانید با تمرکز روی گزینه های کمتر و صرف زمان و انرژی کمتر، این کار را آسان تر و سریع تر انجام دهید. به عنوان مثال وقتی می دانید که برای خرید موبایل نمی خواهید بیشتر از ۱۵ میلیون تومان خرج کنید و همچنین باید دو سیم کارته باشد تعداد گزینه های شما از هزار تا به ۵ گزینه تقلیل پیدا می کند.
⚪تجربه نشان داده است که ما مجبوریم که تصمیم گیری کنیم. بنابراین از تصمیم گیری فرار نکنید. مغز انسان هر چه قدر بیشتر تصمیم گیری کند، پیچیده تر، توانمندتر و بهتر خواهد شد. از عضلات مغز خود کار بکشید...
✅ شما به یک بازارچه فروش محصولات خانگی رفته اید. دو مغازه فروش مربا وجود دارد.
مغازه اول چهار مدل مربا دارد: مربای هویج، سیب و به و مربای آلبالو. مغازه دوم مرباها را ردیف کرده است. مربای هویچ، آلبالو، بهارنارنج، پرتقال، پرتقال-لیمو، سیب-نارنج و و و و ... (بیش از بیست مدل)
🔹فکر می کنید مردم از کدام یک خرید بیشتری خواهند کرد؟ پژوهش های میدانی در این زمینه بارها انجام شده است و نتیجه این بود: افرادی که از مغازه اول خرید کردند به مراتب بیشتر از افرادی بودند که از دومی که اتفاقا تنوع محصولات بیشتری هم داشت خرید کردند.
🔸این مساله در دنیای مدیریت استراتژيک، سرمایه گذاری و بازاریابی بسیار کلیدی است. بگذارید سه مثال دیگر بزنم.
🔹زمانی می خواهید تصمیم گیری کنید که وارد حوزه بیمه گری شوید یا اینکه وارد حوزه معدن داری. اما زمانی هم ممکن است بین ۴۰ رشته صنعتی مختلف باید دست به انتخاب بزنید. در حالت دوم، هم هزینه روانی شما بالا می رود هم زمان انتخاب افزایش پیدا می کند و هم اینکه احتمال اشتباه افزایش پیدا می کند.
🔹می خواهید موبایل/خودرو/لب تاپ بخرید، وقتی تعداد گزینه ها زیاد است، پس از مدتی گشتوگذار احساس میکنند که دیگر مغز آنها کشش و توانایی تجزیهوتحلیل گزینهها را ندارد و در اغلب موارد به خرید همان مدل قبلی یا توصیه شده اکتفا میکنید.
🔸یا مثلا می خواهید برای بیمه عمر و بازنشستگی تصمیم گیری کنید، اگر با تعداد خیلی زیادی گزینه نزدیک به هم روبرو باشید اصلا ممکن است تصمیم گیری را به تعویق بیاندازید.
🔺علل مسخ شدگی در برابر گزینه های زیاد چیست؟
🔸تعدد گزینه ها، زمان بررسی را افزایش می دهد و مغز ما برای پردازش انرژی زیادی می طلبد.
🔹مقایسه بین دو یا سه گزینه کاملاً متفاوت با یکدیگر کار بسیار سادهای است. اما زمانی که تعداد گزینهها افزایش پیدا میکند، تفاوت موجود بین گزینهها بسیار کاهش پیدا میکند.
🔸وقتی ما گزینه های مختلف را می بینیم، علاقه پیدا می کنیم که گزینه کامل را پیدا کنیم. مثلا در سرمایه گذاری گزینه ای که هم نقدینگی پیوسته تولید کند، هم خوشنام باشد، هم کم ریسک باشد، هم پر استرس نباشد و هم درآمد بالا ایجاد کند، که البته تا آنجا که اطلاع داریم خداوند چنین گزینه ای را خلق نکرده است.
🟡 تجویز راهبردی:
این مساله ای است که من به عنوان یک شهروند، پدر/مادر، کارمند، مدیر ارشد سازمان یا کشور حتی دبیر کل سازمان ملل با آن روبرو هستم. چه باید بکنم؟
🔺سه پیشنهاد وجود دارد:
🔶افسانه گزینه کامل را رها کنید. هیچ گزینه ای نیست که همه مختصات آن عالی باشد. اگر هم باشد حتما هزینه بدست آوردنش بالاست بنابراین باز هم ناقص است. رها کردن این افسانه باعث می شود مغز شما یک نفس راحت بکشد.
🔷قبل از اینکه در معرض گزینه های متعدد قرار بگیرید، اهداف و معیارهای خود را مشخص کنید. وقتی شما با معیارهای روشن به بازار مراجعه می کنید دست کم می دانید چه نمی خواهید!
🔶از معیارهای قطعی برای حذف استفاده کنید. یعنی با استفاده از چند معیار روشن از لیست بلند گزینه ها، گزینه ها را حذف کنید و به لیست کوتاه برسید. اینگونه می توانید با تمرکز روی گزینه های کمتر و صرف زمان و انرژی کمتر، این کار را آسان تر و سریع تر انجام دهید. به عنوان مثال وقتی می دانید که برای خرید موبایل نمی خواهید بیشتر از ۱۵ میلیون تومان خرج کنید و همچنین باید دو سیم کارته باشد تعداد گزینه های شما از هزار تا به ۵ گزینه تقلیل پیدا می کند.
⚪تجربه نشان داده است که ما مجبوریم که تصمیم گیری کنیم. بنابراین از تصمیم گیری فرار نکنید. مغز انسان هر چه قدر بیشتر تصمیم گیری کند، پیچیده تر، توانمندتر و بهتر خواهد شد. از عضلات مغز خود کار بکشید...
👍3
✳️ تعریف نوآوری رقابتی
✅ نوآوری رقابتی به معنای استفاده از نوآوری به عنوان یک ابزار برای ایجاد مزیت رقابتی در بازار است. این نوع نوآوری به تغییرات و ابتکاراتی اشاره دارد که سازمان را قادر میسازد تا در مقابل رقبا برتری داشته باشد و به ارزش اضافی برای مشتریان خود دست یابد. در نوآوری رقابتی، تمرکز بر ایجاد و اجرای تغییراتی است که بهبود کارایی، کیفیت، قابلیت تطبیق با تغییرات بازار، ایجاد محصولات یا خدمات جدید و ایجاد تجربه مشتری برتر را ممکن سازد.
برای داشتن نوآوری رقابتی، سازمانها نیاز به رویکردها و راهبردهایی دارند که به آنها کمک کند تا بهبود مداوم و نوآورانه در عملکرد خود داشته باشند. برخی از عوامل کلیدی برای داشتن نوآوری رقابتی عبارتند از:
۱- فرهنگ نوآور
۲- تحقیق و توسعه
۳- همکاری با سایر سازمانها
۴- توجه به نیازهای مشتریان
۵- رشد و توسعه پایدار
۶- افزایش بهرهوری و کارایی
۷- ایجاد مزیت رقابتی پایدار
۸- تشویق خلاقیت و ابتکار
در نهایت، نوآوری رقابتی برای سازمانها و مدیران بسیار حیاتی است. اما بسیاری از سازمانها و مدیران فقط ادعا میکنند که در حال نوآوری هستند، بدون برنامه و رویکرد مشخصی برای این موضوع. این ادعاهای بیربط و بیمعنی میتوانند منجر به از دست دادن اعتماد و معتبر بودن سازمان در نظر مشتریان، کارکنان و سایر ذی نفعان شوند. به طور کلی، نوآوری رقابتی میتواند به سازمانها کمک کند تا مزیت رقابتی برتری کسب کنند، رشد و توسعه پایدار داشته باشند، بهرهوری را افزایش داده و مزیت رقابتی پایداری را ایجاد کنند.
✅ نوآوری رقابتی به معنای استفاده از نوآوری به عنوان یک ابزار برای ایجاد مزیت رقابتی در بازار است. این نوع نوآوری به تغییرات و ابتکاراتی اشاره دارد که سازمان را قادر میسازد تا در مقابل رقبا برتری داشته باشد و به ارزش اضافی برای مشتریان خود دست یابد. در نوآوری رقابتی، تمرکز بر ایجاد و اجرای تغییراتی است که بهبود کارایی، کیفیت، قابلیت تطبیق با تغییرات بازار، ایجاد محصولات یا خدمات جدید و ایجاد تجربه مشتری برتر را ممکن سازد.
برای داشتن نوآوری رقابتی، سازمانها نیاز به رویکردها و راهبردهایی دارند که به آنها کمک کند تا بهبود مداوم و نوآورانه در عملکرد خود داشته باشند. برخی از عوامل کلیدی برای داشتن نوآوری رقابتی عبارتند از:
۱- فرهنگ نوآور
۲- تحقیق و توسعه
۳- همکاری با سایر سازمانها
۴- توجه به نیازهای مشتریان
۵- رشد و توسعه پایدار
۶- افزایش بهرهوری و کارایی
۷- ایجاد مزیت رقابتی پایدار
۸- تشویق خلاقیت و ابتکار
در نهایت، نوآوری رقابتی برای سازمانها و مدیران بسیار حیاتی است. اما بسیاری از سازمانها و مدیران فقط ادعا میکنند که در حال نوآوری هستند، بدون برنامه و رویکرد مشخصی برای این موضوع. این ادعاهای بیربط و بیمعنی میتوانند منجر به از دست دادن اعتماد و معتبر بودن سازمان در نظر مشتریان، کارکنان و سایر ذی نفعان شوند. به طور کلی، نوآوری رقابتی میتواند به سازمانها کمک کند تا مزیت رقابتی برتری کسب کنند، رشد و توسعه پایدار داشته باشند، بهرهوری را افزایش داده و مزیت رقابتی پایداری را ایجاد کنند.
👆 پ.ن
✳️ جیمز کلیر در کتاب پرطرفدار و پرفروش «عادتهای اتمی» به دلایلی اشاره کرده که چرا تغییر عادت دشوار است
🔹 دلیل اول به این خاطر است که ما تلاش میکنیم چیز اشتباهی رو تغییر بدیم و دلیل دوم این است که ما عادتهامون رو به روش اشتباه تغییر میدیم. او در ادامه برای توضیح هرچه بهتر این مفهوم به ۳ لایه موثر در تغییر رفتار اشاره میکند.
🔸 لایه اول تغییر در خروجی و نتایج است. لایه دوم تغییر در فرایند است و لایه سوم که لایه عمیقتری است، تغییر در شخصیت و هویت است. جیمز کلیر برای هر سه مورد ( همونطور که در تصویر بالا مشخص است) مثال میزند و به طور کلی اینطور جمعبندی میکند: نتایج و خروجی درباره چیزی است که بدست میآورید. فرایند مربوط به کاری است که انجام میدهید و هویت و شخصیت مربوط به چیزی است که به آن باور و اعتقاد دارید.
🔹 وقتی شما قصد تغییر و بهتر شدن دارید، هیچ کدام از این لایهها برتری نسبت به هم ندارند و تغییر در همه آنها در نوع خود مفید و سودمند است. مساله مهم اما، مسیر و جهت تغییر است.
🔸 خیلی از افراد مسیر تغییر رفتار خود را با تمرکز بر آنچه که میخواهند به دست بیاورند یا همان خروجی کار شروع میکنند. این کار موجب تمایل به عادتهای خروجیمحور خواهد شد. درحالیکه از نظر جیمز کلیر جایگزین بهتر برای چنین رویکردی، تمرکز و تاکید بر عادتهای شخصیتمحور است. بدین ترتیب توجه ما معطوف به «آن شخصی که میخواهیم بشویم» خواهد شد، نه نتایج کوتاهمدتی که از کارهایمان میگیریم.
✳️ جیمز کلیر در کتاب پرطرفدار و پرفروش «عادتهای اتمی» به دلایلی اشاره کرده که چرا تغییر عادت دشوار است
🔹 دلیل اول به این خاطر است که ما تلاش میکنیم چیز اشتباهی رو تغییر بدیم و دلیل دوم این است که ما عادتهامون رو به روش اشتباه تغییر میدیم. او در ادامه برای توضیح هرچه بهتر این مفهوم به ۳ لایه موثر در تغییر رفتار اشاره میکند.
🔸 لایه اول تغییر در خروجی و نتایج است. لایه دوم تغییر در فرایند است و لایه سوم که لایه عمیقتری است، تغییر در شخصیت و هویت است. جیمز کلیر برای هر سه مورد ( همونطور که در تصویر بالا مشخص است) مثال میزند و به طور کلی اینطور جمعبندی میکند: نتایج و خروجی درباره چیزی است که بدست میآورید. فرایند مربوط به کاری است که انجام میدهید و هویت و شخصیت مربوط به چیزی است که به آن باور و اعتقاد دارید.
🔹 وقتی شما قصد تغییر و بهتر شدن دارید، هیچ کدام از این لایهها برتری نسبت به هم ندارند و تغییر در همه آنها در نوع خود مفید و سودمند است. مساله مهم اما، مسیر و جهت تغییر است.
🔸 خیلی از افراد مسیر تغییر رفتار خود را با تمرکز بر آنچه که میخواهند به دست بیاورند یا همان خروجی کار شروع میکنند. این کار موجب تمایل به عادتهای خروجیمحور خواهد شد. درحالیکه از نظر جیمز کلیر جایگزین بهتر برای چنین رویکردی، تمرکز و تاکید بر عادتهای شخصیتمحور است. بدین ترتیب توجه ما معطوف به «آن شخصی که میخواهیم بشویم» خواهد شد، نه نتایج کوتاهمدتی که از کارهایمان میگیریم.
👏1
✳️👆آلفابت، شرکت مادر گوگل، درآمد 1.55 دلاری به ازای هر سهم و درآمد 76.7 میلیارد دلاری را گزارش کرد که به ترتیب از برآورد اجماع FactSet 1.45 و 75.9 میلیارد دلار پیشی گرفت. با این حال، احتمالاً به دلیل کاهش رشد فروش ابری، سهام رو به کاهش بوده است. درآمد کسب و کار ابری گوگل به 8.4 میلیارد دلار رسید که کمتر از 8.6 میلیارد دلار مورد انتظار بود.گوگل با تشدید رقابت در هوش مصنوعی و رایانش ابری و مواجهه با چالشهای ضدانحصار جهانی، برای تقویت موقعیت خود در بازار و مقابله با رقبا، روی هوش مصنوعی مولد سرمایهگذاری کرده است. گوگل به صورت استراتژیک بر روی ادغام هوش مصنوعی در عملکرد جستجوی خود تمرکز می کند، با استفاده از تجربه مولد جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی که در حال حاضر به صورت انتخابی در دسترس است. ساندار پیچای، مدیر عامل شرکت، توسعه این ویژگی را در دهه آینده و اطمینان از ادغام یکپارچه آن با فرصت های تبلیغاتی را متصور است. ماه گذشته، گوگل قصد خود را برای کاهش چند صد موقعیت شغلی در بخش استخدام خود، مطابق با اقدامات مداوم خود در صرفه جویی در هزینه، تایید کرد. این تصمیم به دنبال اقدام قبلی آلفابت در ژانویه است که تقریباً 12000 نقش یا 6٪ از کل کارمندان خود را حذف کرد.
👍1
✳️ نوآوری از دیدگاه فیلیپ کاتلر
✅ فیلیپ کاتلر، یکی از مشهورترین استادان و نویسندگان در زمینه مدیریت و بازاریابی است که به بررسی نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها پرداخته است. او معتقد است که نوآوری باید به عنوان یک فرآیند گستردهتر از تنها تکنولوژی و محصولات جدید در نظر گرفته شود و باید به همهجانبهای سازمان، از فرآیندها و ساختار سازمانی تا فرهنگ سازمانی، تعمیق یابد. او به نوآوری به عنوان یک فرآیند پویا و پیوسته نگاه میکند که نه تنها به ایجاد محصولات یا خدمات جدید منجر میشود، بلکه به تغییر و تحول در ساختارها، فرآیندها و روابط اجتماعی نیز منجر میشود.
او بر این باور است که نوآوری نه تنها نیازمند ایدههای خلاقانه است، بلکه نیازمند یک فرآیند ساختارمند و مدیریت شده نیز میباشد.
وی معتقد است که برای موفقیت در نوآوری، باید به دنبال ارتقاء فرآیندهای خلاقیت و همچنین ایجاد یک فضای کاری که ایدهها آزادانه مطرح شوند، باشد. دیدگاه فیلیپ کاتلر نسبت به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی، که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
کاتلر به نوآوری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و توسعه سازمانها و جوامع نگاه میکند. او بر این باور است که نوآوری میتواند بهبود عملکرد سازمانها، افزایش تولید و بهبود کیفیت زندگی افراد منجر شود.
وی به اهمیت ایجاد یک فرهنگ نوآوری در سازمانها تأکید دارد و معتقد است که این فرهنگ باید از رهبری و مدیریت سازمان شروع شود و در تمامی سطوح سازمانی ترویج یابد. او به عنوان یک استاد و نویسنده برجسته، به ارائه راهکارهای عملی برای ایجاد فرهنگ نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها میپردازد.
به طور کلی، با توجه به دیدگاه فیلیپ کاتلر به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
✅ فیلیپ کاتلر، یکی از مشهورترین استادان و نویسندگان در زمینه مدیریت و بازاریابی است که به بررسی نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها پرداخته است. او معتقد است که نوآوری باید به عنوان یک فرآیند گستردهتر از تنها تکنولوژی و محصولات جدید در نظر گرفته شود و باید به همهجانبهای سازمان، از فرآیندها و ساختار سازمانی تا فرهنگ سازمانی، تعمیق یابد. او به نوآوری به عنوان یک فرآیند پویا و پیوسته نگاه میکند که نه تنها به ایجاد محصولات یا خدمات جدید منجر میشود، بلکه به تغییر و تحول در ساختارها، فرآیندها و روابط اجتماعی نیز منجر میشود.
او بر این باور است که نوآوری نه تنها نیازمند ایدههای خلاقانه است، بلکه نیازمند یک فرآیند ساختارمند و مدیریت شده نیز میباشد.
وی معتقد است که برای موفقیت در نوآوری، باید به دنبال ارتقاء فرآیندهای خلاقیت و همچنین ایجاد یک فضای کاری که ایدهها آزادانه مطرح شوند، باشد. دیدگاه فیلیپ کاتلر نسبت به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی، که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
کاتلر به نوآوری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و توسعه سازمانها و جوامع نگاه میکند. او بر این باور است که نوآوری میتواند بهبود عملکرد سازمانها، افزایش تولید و بهبود کیفیت زندگی افراد منجر شود.
وی به اهمیت ایجاد یک فرهنگ نوآوری در سازمانها تأکید دارد و معتقد است که این فرهنگ باید از رهبری و مدیریت سازمان شروع شود و در تمامی سطوح سازمانی ترویج یابد. او به عنوان یک استاد و نویسنده برجسته، به ارائه راهکارهای عملی برای ایجاد فرهنگ نوآوری و تغییرات مثبت در سازمانها میپردازد.
به طور کلی، با توجه به دیدگاه فیلیپ کاتلر به نوآوری به عنوان یک فرآیند چند بعدی که نه تنها به ایدهپردازی بلکه به مدیریت و اجرا نیز تأکید دارد، او را یکی از متفکران برجسته در زمینه نوآوری میسازد.
✳️ گروه بندی مشتریان:
🔸سفیر (AMBASSADOR):
مشتریانی که فعالانه به ترویج، تبلیغ و تعریف شما می پردازند. به مطبوعات نامه می نویسند. شما را به دیگران توصیه می کنند و با دادن کارت ویزیت شما به دیگران از آنها می خواهند که با شما کار کنند. این نوع مشتریان، خود را شریک شما می دانند و شعارشان این است: "بیایید آینده را با هم بسازیم".
🔹هوادار (ADVOCATE):
با دوستان و همکاران خود از شما به نیکی و مثبت یاد می کند. صمیمانه شما را در برابر دیگران تأیید می کند و شعارش این است: "اصرار دارم با شما کار کنم".
🔸وفادار (LOYAL):
بارها به طرف شما می آید. مکرر خرید می کند و آخرین محصولات شما را حتی با قیمت نسبتاً گران تر می خرد. برای بهبود محصولات، پیشنهاد و نظر می دهد و به سادگی به طرف رقبایتان نمی رود. شعار او چنین است: "ترجیح می دهم ارتباطم را با شما حفظ کنم".
🔹آشنا (ACQUAINTANCE):
از شما چیزهایی شنیده اما عقیده محکمی ندارد. اگر محصولتان مناسب باشد، ممکن است از شما بخرد و به سادگی امکان دارد از رقیب شما خریداری کند. شعارش این است: "می دانم هستید. با شما آشنا هستم".
🔸بیگانه (STRANGER):
ایده و نظری در مورد شما ندارد: "بین شما و دیگران تفاوتی نمی بینم".
🔹دلخور (SULKY):
قصد ندارد دیگر با شما کار کند: "به شما اعتماد ندارم و دیگر نمی خواهم با شما کار کنم".
🔸عصبانی (ANGRY):
تجربه بدی از شما دارد و به شدت و فعالانه شما را رد می کند. به شعار او دقت کنید:
"شما به من ضربه زده اید. شما نمی توانید جبران کنید".
🔹قاتل (TERRORIST):
این آخری واقعاً خطرناک است. پای یک قاتل در میان است! مصمم است شهرت شما را خدشه دار کند. شعارش این چنین است: "در جستجوی انتقام هستم. دیگران را از انجام هر کار مثبتی برای شما دلسرد می کنم".
راهنامه مدیر
🔸سفیر (AMBASSADOR):
مشتریانی که فعالانه به ترویج، تبلیغ و تعریف شما می پردازند. به مطبوعات نامه می نویسند. شما را به دیگران توصیه می کنند و با دادن کارت ویزیت شما به دیگران از آنها می خواهند که با شما کار کنند. این نوع مشتریان، خود را شریک شما می دانند و شعارشان این است: "بیایید آینده را با هم بسازیم".
🔹هوادار (ADVOCATE):
با دوستان و همکاران خود از شما به نیکی و مثبت یاد می کند. صمیمانه شما را در برابر دیگران تأیید می کند و شعارش این است: "اصرار دارم با شما کار کنم".
🔸وفادار (LOYAL):
بارها به طرف شما می آید. مکرر خرید می کند و آخرین محصولات شما را حتی با قیمت نسبتاً گران تر می خرد. برای بهبود محصولات، پیشنهاد و نظر می دهد و به سادگی به طرف رقبایتان نمی رود. شعار او چنین است: "ترجیح می دهم ارتباطم را با شما حفظ کنم".
🔹آشنا (ACQUAINTANCE):
از شما چیزهایی شنیده اما عقیده محکمی ندارد. اگر محصولتان مناسب باشد، ممکن است از شما بخرد و به سادگی امکان دارد از رقیب شما خریداری کند. شعارش این است: "می دانم هستید. با شما آشنا هستم".
🔸بیگانه (STRANGER):
ایده و نظری در مورد شما ندارد: "بین شما و دیگران تفاوتی نمی بینم".
🔹دلخور (SULKY):
قصد ندارد دیگر با شما کار کند: "به شما اعتماد ندارم و دیگر نمی خواهم با شما کار کنم".
🔸عصبانی (ANGRY):
تجربه بدی از شما دارد و به شدت و فعالانه شما را رد می کند. به شعار او دقت کنید:
"شما به من ضربه زده اید. شما نمی توانید جبران کنید".
🔹قاتل (TERRORIST):
این آخری واقعاً خطرناک است. پای یک قاتل در میان است! مصمم است شهرت شما را خدشه دار کند. شعارش این چنین است: "در جستجوی انتقام هستم. دیگران را از انجام هر کار مثبتی برای شما دلسرد می کنم".
راهنامه مدیر
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
💢 نشانههای یک رئیس خوب
🔸رابرت ساتن، استاد دانشکده مدیریت دانشگاه استنفورد، در مقاله خود به نام «چگونه در شرایط بد اقتصادی، رئیس خوبی باشیم؟» مینویسد: اگر بخواهیم رو راست باشیم، رئیس خوب بودن حتی در شرایط خوب اقتصادی هم سخت است، چه برسد به شرایط بد اقتصادی
🔹برای همین، تمرین «رئیس خوب بودن در شرایط بد اقتصادی»، تمرینی بسیار واجب برای هر مدیری است که میخواهد شرکتش شرایط بد اقتصادی را با موفقیت پشت سر بگذارد و در بازار باقی بماند. برای این منظور باید این اصول را رعایت کنیم:
1️⃣ مخفی کاری نکنید
خیلی از مدیران به اشتباه تصور میکنند وقتی شرایط اقتصادی نامناسب میشود، نباید درباره آینده کارمندان و شرکت با آنها گفتگو کنند بلکه باید همه چیز را مخفی کنند
🔹در حالی که وقتی شما همه چیز را از کارمندان مخفی میکنید، به بازار شایعات منفی و مخرب دامن میزنید. در حالی که تحقیقات نشان میدهد وقتی یک کارمند میداند که مثلا شش ماه دیگر بیکار میشود، خیلی بهتر از وقتی است که ناگهان به او میگویند از هفته آینده نمیتواند به شرکت بیاید
2️⃣ مشورتپذیر باشید
تحقیقات مختلف این واقعیت را ثابت کردهاند که در شرایط بد اقتصادی، معمولا مدیران ارشد شرکتها به بهانه محرمانه بودن شرایط شرکت، مدیران عملیاتی و کارمندان شرکت را در تصمیمگیریها دخالت نمیدهند و خودشان تصمیمگیری میکنند. این تحقیقات نشان میدهند در چنین شرایطی، مدیران ارشد معمولا راحتترین تصمیم را میگیرند، نه معقولترین تصمیمی که میتواند به شرکت کمک کند
🔹اگر در شرایط بد اقتصادی بخواهیم یک مدیر خود رأی باشیم، قطعا با مشکل مواجه میشویم. اما اگر هنگام تصمیمگیری، نظرات و ایدههای افراد مختلف را بگیریم و شرایط محیطی را به خوبی تحلیل کنیم تا به یک تصمیم درست و با کمترین خطا برسیم، به احتمال زیاد میتوانیم شرایط بد اقتصادی را پشت سر بگذاریم
3️⃣ صبور باشید
یکی از ویژگیهای شرایط بد اقتصادی این است که مدیران و کارمندان عملیاتی، مرتب راجع به آینده شرکت از مدیران ارشد سوال میپرسند و این کار باعث فشار مضاعف به مدیران ارشد میشود. برای مثال، در تحقیقی که از شرکت بازیهای کامپیوتری آتاری انجام دادیم، متوجه شدیم که وقتی شرایط شرکت بد شد و شرکت رو به ورشکستگی رفت، مدیران ارشد آن درهای مخفیانهای را برای رفت و آمد درست کرده بودند تا با کارمندان و سوالات آنها درباره آینده شغلی شان و شرکت مواجه نشوند.
اما مدیران ارشد حرفهای، خلاف این رفتار را دارند و با صبوری به سوالات و ابهامات مدیران و کارمندان زیردستشان پاسخ میدهند
🔹از طرف دیگر، اشتباهی که بسیاری از مدیران ارشد در شرایط بد اقتصادی میکنند، این است که به ناگهان غیب میشوند و مثلا برای چند هفته در شرکت آفتابی نمیشوند. این کار هم جز کمک به شایعهسازی، هیچ کمکی به شرکت نمیکند
4️⃣ شفافسازی کنید
تحقیقات نشان میدهد هر چقدر در شرایط بد اقتصادی، شفافتر عمل کنیم و دلایل اتخاذ تصمیمات و استراتژیهای شرکت را برای بقیه مدیران و کارمندان توضیح بدهیم، احتمال عبور موفق شرکت از شرایط بد اقتصادی، بالاتر میرود
🔸رابرت ساتن، استاد دانشکده مدیریت دانشگاه استنفورد، در مقاله خود به نام «چگونه در شرایط بد اقتصادی، رئیس خوبی باشیم؟» مینویسد: اگر بخواهیم رو راست باشیم، رئیس خوب بودن حتی در شرایط خوب اقتصادی هم سخت است، چه برسد به شرایط بد اقتصادی
🔹برای همین، تمرین «رئیس خوب بودن در شرایط بد اقتصادی»، تمرینی بسیار واجب برای هر مدیری است که میخواهد شرکتش شرایط بد اقتصادی را با موفقیت پشت سر بگذارد و در بازار باقی بماند. برای این منظور باید این اصول را رعایت کنیم:
1️⃣ مخفی کاری نکنید
خیلی از مدیران به اشتباه تصور میکنند وقتی شرایط اقتصادی نامناسب میشود، نباید درباره آینده کارمندان و شرکت با آنها گفتگو کنند بلکه باید همه چیز را مخفی کنند
🔹در حالی که وقتی شما همه چیز را از کارمندان مخفی میکنید، به بازار شایعات منفی و مخرب دامن میزنید. در حالی که تحقیقات نشان میدهد وقتی یک کارمند میداند که مثلا شش ماه دیگر بیکار میشود، خیلی بهتر از وقتی است که ناگهان به او میگویند از هفته آینده نمیتواند به شرکت بیاید
2️⃣ مشورتپذیر باشید
تحقیقات مختلف این واقعیت را ثابت کردهاند که در شرایط بد اقتصادی، معمولا مدیران ارشد شرکتها به بهانه محرمانه بودن شرایط شرکت، مدیران عملیاتی و کارمندان شرکت را در تصمیمگیریها دخالت نمیدهند و خودشان تصمیمگیری میکنند. این تحقیقات نشان میدهند در چنین شرایطی، مدیران ارشد معمولا راحتترین تصمیم را میگیرند، نه معقولترین تصمیمی که میتواند به شرکت کمک کند
🔹اگر در شرایط بد اقتصادی بخواهیم یک مدیر خود رأی باشیم، قطعا با مشکل مواجه میشویم. اما اگر هنگام تصمیمگیری، نظرات و ایدههای افراد مختلف را بگیریم و شرایط محیطی را به خوبی تحلیل کنیم تا به یک تصمیم درست و با کمترین خطا برسیم، به احتمال زیاد میتوانیم شرایط بد اقتصادی را پشت سر بگذاریم
3️⃣ صبور باشید
یکی از ویژگیهای شرایط بد اقتصادی این است که مدیران و کارمندان عملیاتی، مرتب راجع به آینده شرکت از مدیران ارشد سوال میپرسند و این کار باعث فشار مضاعف به مدیران ارشد میشود. برای مثال، در تحقیقی که از شرکت بازیهای کامپیوتری آتاری انجام دادیم، متوجه شدیم که وقتی شرایط شرکت بد شد و شرکت رو به ورشکستگی رفت، مدیران ارشد آن درهای مخفیانهای را برای رفت و آمد درست کرده بودند تا با کارمندان و سوالات آنها درباره آینده شغلی شان و شرکت مواجه نشوند.
اما مدیران ارشد حرفهای، خلاف این رفتار را دارند و با صبوری به سوالات و ابهامات مدیران و کارمندان زیردستشان پاسخ میدهند
🔹از طرف دیگر، اشتباهی که بسیاری از مدیران ارشد در شرایط بد اقتصادی میکنند، این است که به ناگهان غیب میشوند و مثلا برای چند هفته در شرکت آفتابی نمیشوند. این کار هم جز کمک به شایعهسازی، هیچ کمکی به شرکت نمیکند
4️⃣ شفافسازی کنید
تحقیقات نشان میدهد هر چقدر در شرایط بد اقتصادی، شفافتر عمل کنیم و دلایل اتخاذ تصمیمات و استراتژیهای شرکت را برای بقیه مدیران و کارمندان توضیح بدهیم، احتمال عبور موفق شرکت از شرایط بد اقتصادی، بالاتر میرود
❤1👍1
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
دِوِن، یکی از مهندسان نرمافزار گوگل که در دههی ۲۰ سالگیاش به سر میبرد، به مجلهی فورچون گفته است که روزانه تقریبا یک ساعت برای گوگل کار میکند و در انتهای سال ۱۵۰٬۰۰۰ دلار درآمد به جیب میزند.
دون معمولا ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشود، دوش میگیرد، صبحانه میخورد و سپس تا ساعت ۱۱:۰۰ یا ۱۲:۰۰۰ برای گوگل کار میکند. او در ادامهی روز مشغول انجام کارهای استارتاپ خودش میشود.
دون میگوید که نمیتواند خودش را به کارِ سخت قانع کند؛ چون همکارانش شبها تا دیروقت بیدار میمانند و جایگاه شغلیشان در گوگل بهتر نمیشود.
مجلهی فورچون میگوید برای حفاظت از موقعیت شغلی مهندس یادشده، از نام مستعار دون برای او استفاده کرده است. این مجله فیش حقوقی دون را بررسی و دستمزد ۱۵۰٬۰۰۰ دلاری را تأیید کرده است.
دون معمولا ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشود، دوش میگیرد، صبحانه میخورد و سپس تا ساعت ۱۱:۰۰ یا ۱۲:۰۰۰ برای گوگل کار میکند. او در ادامهی روز مشغول انجام کارهای استارتاپ خودش میشود.
دون میگوید که نمیتواند خودش را به کارِ سخت قانع کند؛ چون همکارانش شبها تا دیروقت بیدار میمانند و جایگاه شغلیشان در گوگل بهتر نمیشود.
مجلهی فورچون میگوید برای حفاظت از موقعیت شغلی مهندس یادشده، از نام مستعار دون برای او استفاده کرده است. این مجله فیش حقوقی دون را بررسی و دستمزد ۱۵۰٬۰۰۰ دلاری را تأیید کرده است.
✳️ پرورش ایده
✅ پرورش ایده به معنای توسعه و تقویت فرایند تولید ایدههای جدید و نوآورانه است. این فرایند شامل استفاده از روشها و راهبردهای مختلف برای تحریک و تسهیل فرآیند تولید ایده در یک فرد یا گروه میشود. هدف اصلی پرورش ایده، ایجاد یک محیط برای تشویق خلاقیت و ارائه فرصتهای مناسب برای تولید ایدههای نوآورانه میباشد.
در فرایند پرورش ایده، افراد ترغیب میشوند تا از محدودیتهای موجود فکری خارج شده و به دنبال راهکارهای جدید و خلاقانه برای حل مسائل یا بهبود فرآیندها و محصولات باشند. این فرآیند به گسترش دیدگاهها، ایدهپردازی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و انتخاب بهترین ایدهها و در نهایت تبدیل آنها به عملیات قابل اجرا میپردازد.
فرایند پرورش ایده به وسیله استفاده از تکنیکهای مختلفی مانند: تشکیل اتاق فکر، جلسات برگزاری ایدهپردازی، جلسات برنامهریزی استراتژیک، تحقیقات بازار، استفاده از روشهای خلاقیت مانند برگرداندن مسئله، تفكر معکوس، تفكر طراحی و غیره انجام میشود و البته گاهی بهرهگیری از تکنولوژیهای مدرن و ابزارهای دیجیتالی نیز میتواند در پرورش ایده مؤثر باشد.
راه های پرورش ایده؛
پرورش ایده یک فرآیند خلاقانه است که میتواند به توسعه نوآوری و ایجاد ارزش برای شما و سازمان شما کمک کند.
در اینجا، چند راه برای پرورش ایدهها را برای شما نام میبریم:
۱- محیط مستقل و مشوقدهنده ایجاد کنید
۲- تشویق به تفکر خارج از الگو و روش
۳- تشکیل گروههای تیمی چند تخصصی
۴- استفاده از تکنیکهای خلاقیت
۵- تشویق به انعطافپذیری و آزمون فرضیه
۶- ایجاد و استفاده از مکانیزمهای پاداش و تشویق
۷- ایجاد فضای امن برای خطا و شکست
۸- تشویق یادگیری و بهبود مستمر
۹- مشارکت و همکاری با جوامع خارجی
۱۰- ایجاد حلقه های بازخورد
۱۱- استفاده از فناوری و ابزارهای مدرن
۱۲- تشکیل یک فرهنگ نوآوری
۱۳- و ...
با اجرای این روشها، میتوانید محیطی ایجاد کنید که تولید ایده را تقویت کند، نوآوری را تشویق کند و سازمان شما را به جلو سوق دهد.
باید یادآور شویم، پرورش ایده به عنوان یک فرآیند مستمر و پیوسته در سازمانها و گروههای کاری ترویج داده میشود، زیرا ایدههای نوآورانه میتوانند به بهبود عملکرد، رشد و توسعه سازمان، ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای مشتریان منجر شوند.
✅ پرورش ایده به معنای توسعه و تقویت فرایند تولید ایدههای جدید و نوآورانه است. این فرایند شامل استفاده از روشها و راهبردهای مختلف برای تحریک و تسهیل فرآیند تولید ایده در یک فرد یا گروه میشود. هدف اصلی پرورش ایده، ایجاد یک محیط برای تشویق خلاقیت و ارائه فرصتهای مناسب برای تولید ایدههای نوآورانه میباشد.
در فرایند پرورش ایده، افراد ترغیب میشوند تا از محدودیتهای موجود فکری خارج شده و به دنبال راهکارهای جدید و خلاقانه برای حل مسائل یا بهبود فرآیندها و محصولات باشند. این فرآیند به گسترش دیدگاهها، ایدهپردازی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و انتخاب بهترین ایدهها و در نهایت تبدیل آنها به عملیات قابل اجرا میپردازد.
فرایند پرورش ایده به وسیله استفاده از تکنیکهای مختلفی مانند: تشکیل اتاق فکر، جلسات برگزاری ایدهپردازی، جلسات برنامهریزی استراتژیک، تحقیقات بازار، استفاده از روشهای خلاقیت مانند برگرداندن مسئله، تفكر معکوس، تفكر طراحی و غیره انجام میشود و البته گاهی بهرهگیری از تکنولوژیهای مدرن و ابزارهای دیجیتالی نیز میتواند در پرورش ایده مؤثر باشد.
راه های پرورش ایده؛
پرورش ایده یک فرآیند خلاقانه است که میتواند به توسعه نوآوری و ایجاد ارزش برای شما و سازمان شما کمک کند.
در اینجا، چند راه برای پرورش ایدهها را برای شما نام میبریم:
۱- محیط مستقل و مشوقدهنده ایجاد کنید
۲- تشویق به تفکر خارج از الگو و روش
۳- تشکیل گروههای تیمی چند تخصصی
۴- استفاده از تکنیکهای خلاقیت
۵- تشویق به انعطافپذیری و آزمون فرضیه
۶- ایجاد و استفاده از مکانیزمهای پاداش و تشویق
۷- ایجاد فضای امن برای خطا و شکست
۸- تشویق یادگیری و بهبود مستمر
۹- مشارکت و همکاری با جوامع خارجی
۱۰- ایجاد حلقه های بازخورد
۱۱- استفاده از فناوری و ابزارهای مدرن
۱۲- تشکیل یک فرهنگ نوآوری
۱۳- و ...
با اجرای این روشها، میتوانید محیطی ایجاد کنید که تولید ایده را تقویت کند، نوآوری را تشویق کند و سازمان شما را به جلو سوق دهد.
باید یادآور شویم، پرورش ایده به عنوان یک فرآیند مستمر و پیوسته در سازمانها و گروههای کاری ترویج داده میشود، زیرا ایدههای نوآورانه میتوانند به بهبود عملکرد، رشد و توسعه سازمان، ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای مشتریان منجر شوند.
👏1
✳️ تمدنِ موجِ پنجمی آغاز شده است !
✅ کل اروپا و آمریکا همچنین کشورهای پیشرفتهی دیگر نظیر ژاپن و هند و کانادا درگیر هوش مصنوعی Chat-GPT شدهاند.
تقریباً نقل مجلس همهی محافل در این کشورها، Chat-GPT است.
این یکی از گامهای اولیه است و میگویند اثراتش هزاران برابر بیشتر از ورود موبایل و شبکههای اجتماعی است.
با آغاز به کار Chat-GPT وارد تمدن موج پنجمی شدیم.
نمودهای اقتصادی نیز مؤید این نظریه هستند.
بعد از این باید موج پنجمی فکر کرد.
سبکسازی یکی از ویژگیهای این موج است.
باید با کمترین نیروها بیشترین بهرهوری را داشت.
باید در مصرف انرژی بیشترین صرفهجویی را داشت.
حتی برخورد انسانها با یکدیگر هم باید موج پنجمی باشد.
دیگر نمیتوانید به سبک گذشته با همسرتان دعوا کنید.
این نوع جدید تمدن، هم ویرانگر است هم سازنده.
مانند سیلی که در ابتدا ویرانی به همراه میآورد، شروع تمدن موج پنجمی هم چنین خواهد بود.
بنیان خیلی از بیزینسها را از بیخ خواهد کَند. پیشبینی میشود ۵۰ تا ۸۰% شرکتها – افراد – سازمانها و دولتها، به خاطر نابهرهوری امکان ادامه حیات نخواهند داشت.
به طور کل کلیه شرکتها و سازمانهایی که گران اداره میشوند از بازار حذف خواهند شد.
سیستمهایی که کُند عمل میکنند از بازار حذف خواهند شد.
کسانی که نمیتوانند مثل گذشته فکر نکنند، حذف خواهند شد.
شرکت گوگل از کارکنانش خواسته که ۶ ساعت از روز را مطابق برنامههای شرکت کار کنند و ۲ ساعت مطابق میل خودشان در مسیر ارتقای گوگل فکر یا کار کنند.
همین ابتکار باعث شده است که بهرهوری گوگل به مراتب افزایش پیدا کند.
بعد از این شهرهای ساحلی بندری بیشتر توسعه پیدا خواهند کرد چون مثلا آمریکا به خاطر ۷ میلیون کیلومتر اتوبانهایش، گران اداره میشود و جابهجایی بار در آن مقرون به صرفه نیست.
اما چین به خاطر تمرکز بر خط ساحلی و استقرار دهها منطقهی آزاد تجاری در نوار ساحلی، به بیشترین خطوط دریایی حمل و نقل دسترسی دارد و موفق است.
ایران بازار سنگ آهن خود با چین را که سالیانه بالغ بر یک و نیم میلیارد دلار بود به خاطر هزینههای بالای حمل و نقل از دست داد.
هر تن سنگ آهن با ۱۷ دلار هزینه از بافق به بندرعباس میرسید و با کشتیهای ۷۰-۸۰ هزارتنی به چین حمل میشد.
استرالیا با خرید ۴ کشتی ۶۰۰,۰۰۰ تنی هزینه حمل را از معادن استرالیا تا چین به ۴ دلار رساند که بسیار رقابتی بود و ایران را به طور کل از دور خارج کرد.
در تمدن موج پنجمی شرکتهای کوچک و متوسط به سرعت حذف خواهند شد.
کشتیهای بزرگ، کشتیهای کوچک را خواهند خورد – کارخانجات بزرگ، کارخانجات کوچک را نابود خواهند کرد – دامپروریهای بزرگ، دامپروریهای کوچک را نابود خواهند کرد و دوران بیزینسهای خرد به پایان خواهد رسید.
این شکل جدید اقتصاد، فرهنگ و بینش انسانها را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و حرص و طمع کاهش پیدا خواهد کرد.
وای چه شگفتانگیز خواهد شد که عنقریباً کامپیوترهای کوانتومی هم به بازار بیایند، صندلیهای پرنده هم جایگزین خودروها شوند و هیچکس در تصادفات کشته نشود،
تراشههای متعددی به بازار بیایند و با کاشت در مغز، انسان را به اَبَر انسان تبدیل کنند.
خیلی نزدیک است که بساط سرطان از کرهی زمین برچیده شود و برای کسی که مادر و خواهر و همسر و دیگر عزیزانش را با سرطان از دست داده، این رویا محقق شود.
شاید همین شخص شما که این مقاله را میخوانید به زودی یکی از مسافران کرات دیگر آسمانی باشید.
بلی با ورود هوش مصنوعی این راه آغاز شده است.
به زودی فروش رباتها بیزینس موفقی خواهد بود.
یک ربات خواهد توانست به تنهایی، نظافت – پخت و پز – آشپزی – آموزش – تزریق عشق و احساس و عواطف – کارهای بانکی و خرید شما را انجام دهد و بیکاری را به جوامع بفروشد.
در این حال دومین بیزینس موفق، سرگرم کردن انسانها خواهد بود.
بدین ترتیب دروازههای جدیدی از تمدن برای ورود ما آماده میشوند.
✅ کل اروپا و آمریکا همچنین کشورهای پیشرفتهی دیگر نظیر ژاپن و هند و کانادا درگیر هوش مصنوعی Chat-GPT شدهاند.
تقریباً نقل مجلس همهی محافل در این کشورها، Chat-GPT است.
این یکی از گامهای اولیه است و میگویند اثراتش هزاران برابر بیشتر از ورود موبایل و شبکههای اجتماعی است.
با آغاز به کار Chat-GPT وارد تمدن موج پنجمی شدیم.
نمودهای اقتصادی نیز مؤید این نظریه هستند.
بعد از این باید موج پنجمی فکر کرد.
سبکسازی یکی از ویژگیهای این موج است.
باید با کمترین نیروها بیشترین بهرهوری را داشت.
باید در مصرف انرژی بیشترین صرفهجویی را داشت.
حتی برخورد انسانها با یکدیگر هم باید موج پنجمی باشد.
دیگر نمیتوانید به سبک گذشته با همسرتان دعوا کنید.
این نوع جدید تمدن، هم ویرانگر است هم سازنده.
مانند سیلی که در ابتدا ویرانی به همراه میآورد، شروع تمدن موج پنجمی هم چنین خواهد بود.
بنیان خیلی از بیزینسها را از بیخ خواهد کَند. پیشبینی میشود ۵۰ تا ۸۰% شرکتها – افراد – سازمانها و دولتها، به خاطر نابهرهوری امکان ادامه حیات نخواهند داشت.
به طور کل کلیه شرکتها و سازمانهایی که گران اداره میشوند از بازار حذف خواهند شد.
سیستمهایی که کُند عمل میکنند از بازار حذف خواهند شد.
کسانی که نمیتوانند مثل گذشته فکر نکنند، حذف خواهند شد.
شرکت گوگل از کارکنانش خواسته که ۶ ساعت از روز را مطابق برنامههای شرکت کار کنند و ۲ ساعت مطابق میل خودشان در مسیر ارتقای گوگل فکر یا کار کنند.
همین ابتکار باعث شده است که بهرهوری گوگل به مراتب افزایش پیدا کند.
بعد از این شهرهای ساحلی بندری بیشتر توسعه پیدا خواهند کرد چون مثلا آمریکا به خاطر ۷ میلیون کیلومتر اتوبانهایش، گران اداره میشود و جابهجایی بار در آن مقرون به صرفه نیست.
اما چین به خاطر تمرکز بر خط ساحلی و استقرار دهها منطقهی آزاد تجاری در نوار ساحلی، به بیشترین خطوط دریایی حمل و نقل دسترسی دارد و موفق است.
ایران بازار سنگ آهن خود با چین را که سالیانه بالغ بر یک و نیم میلیارد دلار بود به خاطر هزینههای بالای حمل و نقل از دست داد.
هر تن سنگ آهن با ۱۷ دلار هزینه از بافق به بندرعباس میرسید و با کشتیهای ۷۰-۸۰ هزارتنی به چین حمل میشد.
استرالیا با خرید ۴ کشتی ۶۰۰,۰۰۰ تنی هزینه حمل را از معادن استرالیا تا چین به ۴ دلار رساند که بسیار رقابتی بود و ایران را به طور کل از دور خارج کرد.
در تمدن موج پنجمی شرکتهای کوچک و متوسط به سرعت حذف خواهند شد.
کشتیهای بزرگ، کشتیهای کوچک را خواهند خورد – کارخانجات بزرگ، کارخانجات کوچک را نابود خواهند کرد – دامپروریهای بزرگ، دامپروریهای کوچک را نابود خواهند کرد و دوران بیزینسهای خرد به پایان خواهد رسید.
این شکل جدید اقتصاد، فرهنگ و بینش انسانها را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و حرص و طمع کاهش پیدا خواهد کرد.
وای چه شگفتانگیز خواهد شد که عنقریباً کامپیوترهای کوانتومی هم به بازار بیایند، صندلیهای پرنده هم جایگزین خودروها شوند و هیچکس در تصادفات کشته نشود،
تراشههای متعددی به بازار بیایند و با کاشت در مغز، انسان را به اَبَر انسان تبدیل کنند.
خیلی نزدیک است که بساط سرطان از کرهی زمین برچیده شود و برای کسی که مادر و خواهر و همسر و دیگر عزیزانش را با سرطان از دست داده، این رویا محقق شود.
شاید همین شخص شما که این مقاله را میخوانید به زودی یکی از مسافران کرات دیگر آسمانی باشید.
بلی با ورود هوش مصنوعی این راه آغاز شده است.
به زودی فروش رباتها بیزینس موفقی خواهد بود.
یک ربات خواهد توانست به تنهایی، نظافت – پخت و پز – آشپزی – آموزش – تزریق عشق و احساس و عواطف – کارهای بانکی و خرید شما را انجام دهد و بیکاری را به جوامع بفروشد.
در این حال دومین بیزینس موفق، سرگرم کردن انسانها خواهد بود.
بدین ترتیب دروازههای جدیدی از تمدن برای ورود ما آماده میشوند.
✳️ رموز موفقیت،چکاری نباید انجام داد؟
✅ در بیشتر مواقع وقتی می خواهیم از رموز موفقیت یک قهرمان در ورزش، کارآفرینی، کنکور، تحصیلات و...بدانیم، سوال کلیشه ای که می پرسیم این است که: "لطفا برای ما توضیح دهید که برای رسیدن به این مقام و موفقیت چه کارهایی انجام داده اید؟"
🔸قهرمان ما هم پاسخ می دهد: " روزی ۱۸ ساعت تمرین، کار یا مطالعه کردم و این کار و آن کار را انجام دادم..."
🔹در حالی که سوال درست تر این است که: " لطفا برای ما توضیح دهید که برای رسیدن به این مقام و موفقیت چه کارهایی انجام نداده اید؟"
که در پاسخ خواهیم شنید: "فلان غذاها و نوشیدنی ها را نخوردم، با خیلی آدم هایی که در مسیر رسیدن به هدفم نبودند معاشرت نکردم، با دوستانم به سینما نرفتم، به میهمانی هایی که هرشب تا نیمه شب برگزار می شود نرفتم، از اینترنت و تبلت و چَت فاصله گرفتم و..." که مجموعه ای از ده ها کار انجام نشده است!
🟡پس پشت سر هر کار موفق و دستاورد ارزشمندی، ده ها و صدها و شاید هزاران کار است که انجام نشده است!
🟤انسان های موفق برای رسیدن به هدف، بی رحمانه و بدون تعارف به بسیاری از پیشنهادها ، ایده ها، و کارها محکم "نه" می گویند همان گونه که اسطوره خلاقیت و کارآفرینی- استیو جابز- می گوید:
"آدمها فکر می کنند تمرکز یعنی "بله" گفتن به چیزی که باید روی آنها تمرکز کنید؛ اما این معنی تمرکز نیست بلکه معنی آن، "نه" گفتن به صد تا ایده خوب دیگر می باشد! باید با دقت از میان آنها انتخاب کنید.
من به خیلی از کارهایی که انجام نداده ایم به همان اندازه افتخار می کنم که به کارهایی که انجام داده ایم! نو آوری به معنی "نه" گفتن به هزار تا کار است! "/ راهنامه مدیر
✅ در بیشتر مواقع وقتی می خواهیم از رموز موفقیت یک قهرمان در ورزش، کارآفرینی، کنکور، تحصیلات و...بدانیم، سوال کلیشه ای که می پرسیم این است که: "لطفا برای ما توضیح دهید که برای رسیدن به این مقام و موفقیت چه کارهایی انجام داده اید؟"
🔸قهرمان ما هم پاسخ می دهد: " روزی ۱۸ ساعت تمرین، کار یا مطالعه کردم و این کار و آن کار را انجام دادم..."
🔹در حالی که سوال درست تر این است که: " لطفا برای ما توضیح دهید که برای رسیدن به این مقام و موفقیت چه کارهایی انجام نداده اید؟"
که در پاسخ خواهیم شنید: "فلان غذاها و نوشیدنی ها را نخوردم، با خیلی آدم هایی که در مسیر رسیدن به هدفم نبودند معاشرت نکردم، با دوستانم به سینما نرفتم، به میهمانی هایی که هرشب تا نیمه شب برگزار می شود نرفتم، از اینترنت و تبلت و چَت فاصله گرفتم و..." که مجموعه ای از ده ها کار انجام نشده است!
🟡پس پشت سر هر کار موفق و دستاورد ارزشمندی، ده ها و صدها و شاید هزاران کار است که انجام نشده است!
🟤انسان های موفق برای رسیدن به هدف، بی رحمانه و بدون تعارف به بسیاری از پیشنهادها ، ایده ها، و کارها محکم "نه" می گویند همان گونه که اسطوره خلاقیت و کارآفرینی- استیو جابز- می گوید:
"آدمها فکر می کنند تمرکز یعنی "بله" گفتن به چیزی که باید روی آنها تمرکز کنید؛ اما این معنی تمرکز نیست بلکه معنی آن، "نه" گفتن به صد تا ایده خوب دیگر می باشد! باید با دقت از میان آنها انتخاب کنید.
من به خیلی از کارهایی که انجام نداده ایم به همان اندازه افتخار می کنم که به کارهایی که انجام داده ایم! نو آوری به معنی "نه" گفتن به هزار تا کار است! "/ راهنامه مدیر
👏3