مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ 👆 از قشنگ‌ترین مقالاتی که به تازگی خوندم، پژوهش جیمز فولر(Fowler) از دانشگاه هاروارد بود.
دکتر فولر دنبال این بود ببینه “راسته که حال خوب و بد بین آدم‌ها می‌چرخه!؟” و این درسته که “کمال همنشین، نه تنها در من، که در غم و شادی من هم اثر داره!” اگر آره این اثر چیه و چقدر موندگاره! ‏
🔸برای رسیدن به جواب، پژوهشگران از داده‌های یک مطالعه طولی و عمیقی که از سال ۱۹۴۸ شروع شده و در اون اطلاعات زندگی ۵۲۰۹ نفر هر ساله مورد بررسی قرار می‌گرفت استفاده کردن و طی بازه زمانی ۲۰ سال، این گروه از افراد رو از جنبه‌های مختلفی مورد بررسی قرار دادن. ●روش کارشون هم این مدلی بود که بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۳، هر ساله میرفتن سراغ آدم‌ها و از اونها در مورد حس و حال‌شون نسبت به خودشون، به زندگی، به آد‌م‌های دیگه و دایره شبکه‌های ارتباطی و اجتماعی که داشتن و آدم‌هایی که بیشترین ارتباط رو باهاشون داشتن می‌پرسیدن... ○خروجی اولیه پژوهش نشون میداد که بله؛ حال آدم‌ها یه چیز مسریه و آدم‌ها به راحتی حال خوب و بدشون رو به همدیگه منتقل می‌کنن و وقتی حال رفیق/ عزیز خوب باشه و بگه و بخنده ما هم شارژ میشم و حالمون بهتر میشه.
🔹اما؛ سوال اصلی اینجا بود که اثرات حس و حال دیگران رو حس و حال ما و بالعکس، مقطعیه یا موندگار!؟ تا کجا پیش میره! و در بین احساسات، کدوم حس‌ها قدرت سرایت بیشتری داره!؟
🔸تحلیل یافته‌ها نشون میداد؛ به طور میانگین چیزی در حدود ۲۵ درصد از حس و حال و خلق ما در زندگی، به صورت مستقیمی برگرفته از حس و حال دیگرانه و ما به عنوان موجوداتی اجتماعی، شدیدا از حس و حال اطرافیان‌مون (چه لبخند یه غریبه تو خیابون باشه چه غم یه عزیز) تاثیر می‌گیریم.
🔹اما نکته جالب‌تر این بود که برعکس تصور ما، دیدن که شادی نسبت به غم قدرت سرایت و موندگاری بیشتری داره و قرار داشتن در دایره شادی و معاشرت با آدم‌های اهل بگو و بخند (حتی اگر آدم ناشادی هم باشیم) خلق ما رو بیشتر و موندگارتر تحت تاثیر قرار میده… ‏○و از اون جالب‌تر اینکه مشخص شد؛ شادی یک فرد به صورتی مسری تا سه مرحله قابل انتقاله. یعنی یکی تو خیابون می‌پیچه جلوی من، من با بلند کردن دست و یه لبخند نشون میدم که مشکلی نیست! اون میره محل کار، با دیدن همکارش لبخند دریافت شده رو تحویل میده و...
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدیریت نوآوری مدل لومیت

✅ مدل مدیریت نوآوری لومیت یک مدل مشهور در حوزه مدیریت نوآوری است که توسط دانشمندان نوآوری بنام "پیتور دراکر" و "تونی داونز" در سال ۱۹۹۲ توسعه یافت. این مدل بر اساس تجربیات و تحقیقات در زمینه مدیریت نوآوری ارائه شده است و شامل سه مرحله اصلی است:

۱. مرحله تولید: در این مرحله، ایده‌ها و نوآوری‌ها از منابع مختلفی مانند کارکنان، مشتریان، تحقیقات و توسعه و فناوری جمع‌آوری می‌شوند. هدف این مرحله، ایجاد یک مجموعه ایده‌های متنوع و مبتنی بر نیازها و فرصت‌های موجود است.
۲. مرحله انتخاب: در این مرحله، از بین ایده‌ها و نوآوری‌های جمع‌آوری شده، انتخاب بهترین واقع می‌شود. این انتخاب بر اساس معیارهایی مانند استراتژی‌ها، فرصت‌های بازار، توانایی و منابع سازمان و سایر عوامل مشخص می‌شود.
۳. مرحله اجرا: در این مرحله، ایده‌های انتخاب شده به عملیات عملیاتی و تجاری سازمان انتقال می‌یابند. این شامل توسعه محصولات و خدمات نوآورانه، بهبود فرآیندهای کسب و کار، ایجاد روش‌های جدید بازاریابی و استراتژی‌های تجاری است.
۴. مرحله توسعه: در این مرحله، ایده‌ها و نوآوری‌های انتخاب شده مورد بررسی و توسعه قرار می‌گیرند. این شامل تحقیق و توسعه، طراحی و تولید نمونه‌های اولیه و ارزیابی فنی و تجاری است.
۵. مرحله اجرا و عملیات: در این مرحله، نوآوری‌های توسعه یافته به فعالیت‌های عملیاتی سازمان انتقال می‌یابند. این شامل تولید و عرضه محصولات و خدمات نوآورانه، بهبود فرآیندهای کسب و کار و استراتژی‌های عملیاتی است.
۶. مرحله انتقال: در این مرحله، نوآوری‌های توسعه یافته به بخش‌های مختلف سازمان منتقل می‌شوند. این شامل انتقال فناوری، انتقال دانش و ایجاد فرصت‌های یادگیری سازمانی است.
۷. مرحله ارزیابی و بهبود: در این مرحله، عملکرد نوآوری‌ها و اثربخشی آنها ارزیابی می‌شود و اقدامات بهبودی برای بهبود فرآیند نوآوری و افزایش عملکرد انجام می‌شود.

مدل مدیریت نوآوری لومیت با تأکید بر مراحل مختلف فرآیند نوآوری، به سازمان‌ها کمک می‌کند تا نوآوری را به صورت سازمان‌دهی شده و جامع مدیریت کنند. با اجرای این مدل، سازمان‌ها قادر خواهند بود نوآوری‌های خود را بهبود داده و رشد و توسعه پایدار را تسهیل کنند.
مدل مدیریت نوآوری لومیت به عنوان یک روش سازماندهی شده برای مدیریت فرآیند نوآوری در سازمان‌ها استفاده می‌شود. این مدل می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا از طریق بهره‌برداری از ایده‌ها و نوآوری‌ها، رشد و توسعه را تسهیل کرده و رقابت‌پذیری خود را افزایش دهند.
با ادامه دادن مدل مدیریت نوآوری لومیت، می‌توانید به طور مستمر و پیوسته به فرآیند نوآوری در سازمان خود بپردازید.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اثر دانینگ-کروگر
( Dunning–Kruger effect)

✅ نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفه‌ای است که از توهم برتری رنج می‌برند و به اشتباه، توانایی‌شان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی می‌کنند.

این جانب‌داری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفه‌ای در شناسایی ناتوانی‌هاشان نسبت داده می‌شود. برخلاف آن، افراد حرفه‌ای گرایش بیشتری به دست‌کم‌گرفتن شایستگی خود دارند و به اشتباه تصور می‌کنند، کاری که برای ایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان خواهد بود.

🔸 دیوید دانینگ و جاستین کروگر از دانشگاه کرنل این‌گونه نتیجه می‌گیرند: «تخمین نادرست فرد بی‌لیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی می‌شود؛ در حالی‌که تخمین نادرست افراد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران نشئت می‌گیرد.»
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👏1
✳️ بدترين انتخاب؟!

🔹 داستان اول:
قورباغه های برکه ای که برای دفع مارها (که آرامش را از زندگی آنها ربوده بودند) دعوتنامه ای برای لک لک ها می فرستند. لک لک ها که بعنوان منجی قورباغه ها به برکه می آیند مدتی بعد که تعداد مارها کم می شود گرسنه می مانند و تصمیم به تست کردن خوراک قورباغه می گیرند. از بد روزگار این خوراک به مذاق شان خوشتر از خوراک مار می آید و قورباغه خوار می شوند! این چنین می شود که مارها دوباره شانس بقا می یابند و تکثیر می شوند و حالا قورباغه ها می مانند و دو صیاد: هم مارهای سابق، هم لک لک های لاحق ! دیگر هیچکس منجی نیست. تنها دژخیم دارند این قورباغه های قربانی!

🔸 داستان دوم:
با نام "ماموران دفع ملخ" و باز همین حکایت روایت شده بود. روستایی گرفتار حمله ملخ می شود  و  کشتزارهایش ویران می شوند.
ملخ ها دو سه روزی می مانند و کشت و زرع را می بلعند و می روند. چند ماه بعد سر و کله هفت مامور دولت پیدا می شود که آمده اند برای دفع ملخ!
ماموران دولت به جای دو سه روزی که ملخ ها مقیم روستا شده بودند ماه ها در روستا ماندند که اگر ملخ ها برگشتند آنها را با سبوس سم زده قلع و قمع نمایند. سر و کله هیچ ملخی دیگر پیدا نمی شود اما ماموران مسلح دولت به اندازه چندین هجوم ملخ روستائیان را تاراج می کنند! این بار روستائیان بیچاره برخلاف قورباغه های آن برکه دعوتنامه ای هم برای این دژخیمان ارسال نکرده بودند!
                                                                  
🔺 اصطلاح "دفع افسد به فاسد" را همه مان شنیده ایم ، حکیمی گفته است انتخاب بین خیر و شر هنر نیست چرا که هر حیوانی آنچه برای زندگیش خیر است انتخاب می کند و آنچه برای زندگیش شر است دفع می کند. سپس این حکیم می افزاید هنر این است که بین دو شر آن را برگزینی که فساد کمتری دارد ( همان دفع افسد به فاسد) و بین دو خیر آن را برگزینی که صالح تر است (همان انتخاب اصلح!)  اما برخی از ما معکوس قاعده دفع افسد به فاسد عمل می کنیم ، برای دفع مارها از لک لک ها کمک می طلبیم و برای دفع ملخ ها از ماموران دفع ملخ دعوت می کنیم. اینجاست که درد را با دردی سنگین تر یا ماندگارتر علاج می کنیم! 

✅ نمونه های این انتخاب ها در زندگی ما کم نیستند:

● درمان اضطراب با الکل، درمان افسردگی با کوکائین، درمان روزمرگی و تکرار با حشیش، درمان دیر راه افتادن با رانندگی بی احتیاط و پرسرعت، انتقام گرفتن از پدر و مادر با خودزنی، لج بازی با همسر از طریق خیانت

اگر قرار باشد نگاهی مقطعی
(Cross-Sectional)
به مسائل و فرایند حل مساله داشته باشیم بارها پیش می آید که افسد را جایگزین فاسد کنیم. برای دفع افسد به فاسد و نیز برای انتخاب اصلح باید نگاهی طولی (Longitudinal) به زندگی ، مساله ها و حل مساله داشته باشیم، علاوه بر این باید بتوانیم تکانه های مغز غریزی مان را که تنها به لذت فوری و دفع آنی تنش می اندیشد مهار کنیم و استراتژیک بیاندیشیم.

🔺نگاه طولی به زندگی زمانی به دست می آید که تاریخ بخوانیم:

● تاریخ تکامل موجودات، تاریخ تکامل انسان، تاریخ معاصر جهان، تاریخ معاصر ایران و تاریخ زندگی های انسان های پشیمان (أنفس لوّامة) و انسان های شادمان (أنفس راضیةً مرضیّةً) نه آن گونه که قصه های زیبای خفته و سیندرلا می گویند بلکه آن گونه که قصه های مبتنی بر اسناد و مدارک رویت می کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ مسیر واقعی به سوی موفقیت

✅ موفقیت هرگز یک شبه حاصل نمی‌شود و لازمه دستیابی به آن، پیمودن یک مسیر و گذر از موانع و سختی‌هاست. همه ما در زندگی، دست کم مراحلی از این مسیر را تجربه کرده‌ایم. در تصویر فوق مسیر کامل دستیابی به موفقیت را مشاهده می‌کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍4
✳️ اثر قیمت صفر
فریب قیمت صفر را نخورید!


✅ تصور کنید یکی از همکاران شما در محیط کار، همه کارمندان را با یک جعبه شیرینی و فنجان قهوه مهمان میکند. همه از این اتفاق خوشحال و راضی هستند.اما تصور کنید همین شخص روز بعد با همان شیرینی سرکار بیاید. اما این بار هر شیرینی را ۱۰۰۰ تومان بفروشد. با وجود قیمت بسیار ارزان، فقط تعداد محدودی از او شیرینی میخرند.
به عبارتی بهتر، تقاضا برای یک کالا، در قیمت صفر و قیمتی نزدیک به صفر بسیار متفاوت است. اثر قیمت صفر یا Zero Price Effect یک اثر مهم اقتصادی است. نکته اینجاست که در ذهن عموم مردم قیمت یک ریال با کالای رایگان بسیار متفاوت است.
اثر قیمت صفر به طور کلی یعنی با کاهش قیمت، تقاضا رفته رفته افزایش پیدا می کند، اما با رسیدن به قیمت صفر، شاهد رشدی عجیب در حجم تقاضا خواهیم بود.
قیمت صفر باعث می شود تصمیمات احمقانه بگیریم.
تصمیم می گیرید شیرینیجات مصرف نکنید. تصمیمی کاملا عاقلانه است، برای کاهش وزن. چون به این نتیجه رسیده اید که لذت مصرف شیرینی به رنج دیابت و بیماری قلبی نمی ارزد و می دانید هزینه مالی و جانی ناشی از این بیماری ها خیلی تلخ تر از طعم یک شیرینی است.
اما همکارتان یک شیرینی مجانی تعارف می کند. پیش خودتان می گویید که مدت هاست شیرینی نخوردم و از این به بعد هم نیت خوردن شیرینی را ندارم، پس ایرادی ندارد اگر امروز این پیشنهاد رایگان را بپذیرم. حتی شاید دلتان بخواهد دو تا بردارید! چرا یک دفعه آدمی به این حد منطقی و عاقل، به آدمی غیرمنطقی، احساسی و هیجانی تبدیل میشود؟
اثر قیمت صفر قادر است تصمیم های منطقی ما را کنار بزند و از ما انسانی غیرمنطقی بسازد. جالب اینجاست که اگر آن شیرینی هزار تومان قیمت داشت، آن را نمی خریدید.

🔺اما چند توصیه:
۱.در دنیا هیچ چیز رایگانی وجود ندارد:
زمانی که با چیزی رایگان مواجه می شوید باید به آن شک کنید، چون در واقع هزینه های پنهان دیگری باید برای آن پرداخت کنید. برای مثال اگر تلویزیون به صورت رایگان فوتبال پخش می کند، توجه شما را مصرف میکند تا بتواند تبلیغات را به نمایش بگذارد.

۲.در دام بازاریاب ها نیوفتید:
شعارهایی مثل “یکی بخر ، دوتا ببر” یا “بسته های عیدانه همراه اول و ایرانسل” یا اینکه در فودکورت ها یک تکه پیتزا رایگان برای تست به شما داده می شود، همگی برای به کار گیری اثر عدد صفر هستند. شما آن کالا را مصرف می کنید چون هزینه های برایش پرداخت نمی کنید ولی برای ادامه دادن وسوسه می شوید.

۳.با برچسب قیمت صفر وسوسه نشوید:
بسیاری از کارهای ما مثل رانندگی برچسب قیمت صفر دارند. اکثر متخصصان جامعه، راننده شخصی ندارند یا اسنپ نمی گیرند ولی ساعت ها در ترافیک میمانند. در صورتی که می توانند در آن زمان خیلی بیشتر از پول اسنپ و حقوق راننده شخصی پول در بیاورند.

۴.دچار هزینه روانی نشوید:
می توانید هر روز خودتان غذا درست کنید یا ماهانه یک میلیون به آشپز بدهید و این زمان را به انجام کار دیگری بپردازید که ۱.۲۰۰ درآمد ماهانه دارد. ولی عموم افراد این پیشنهاد را قبول نمی کنند چون رنج از دست دادن یک میلیون، از لذت به دست آوردن ۱.۲۰۰ بیشتر است./ پوریا بختیاری
👌1
✳️ رهبری از دیدگاه پیتر دراکر

✅ رهبری به معنای دارابودن شخصیتی جذاب که قادر باشد چرب زبانی را به نحو احسن به خدمت گیرد، نیست. نیز، تعبیر رهبری، دوستی با دیگران و تحت تأثیر قرار دادن دیگران نمی باشد، در واقع چنین تعبیری، تعریف چاپلوسی و چرب زبانی است. رهبری به معنای درست کلمه، عبارتست از ارتقا و نقطه نظر افراد و دیدگاه های بالاتر و نیز افزایش استاندارد اعلی در خصوص عملکرد افراد و شکل گیری شخصیتی فراتر از حد معمول.

🔹رهبری بالا بردن نقطه نظر و افق دید به مرحله ی اولی و متعالی است، نیز بالا بردن عملکرد اجرایی فرد به استاندارد بالاتر می باشد. رهبری ساختن شخصیت فرد فرای محدودیت های نرمال و عادی است.

🔸هیچ جایگزینی برای رهبری وجود ندارد. مدیریت نمی‌تواند رهبر خلق کند. فقط می‌تواند شرایطی را ایجاد کند که ویژگی‌های بالقوه‌ی رهبری تأثیر‌گذار در آن شرایط وجود داشته باشند و آن شرایط می‌تواند به طور بالقوه مانع ایجاد رهبر شود.

📚از کتاب ۱۰۰ نکته مدیریتی از دیدگاه موشکافانه ی پیتر دراکر
✳️ اثرنزدیکی زمانی

✅ یکی تحقیق نشان داده است که وقتی افراد در تابستان در حال ساختن خانه باشند، تاکید بیش از حد بر این خواهند داشت که خانه استخر داشته باشد. چرا که گرمای تابستان بر ذهن آن ها تاثیر گذاشته و اهمیت استخر را بیش از حد فرض می کنند. این در حالی است که خانه هایی که در زمستان نقشه آن ها کشیده می شود، معمولا فاقد استخر هستند!
آیا نیازهای ما تغییر کرده است؟ خیر! چه چیزی تغییر کرده است؟ زمان تصمیم گیری. نقشه خانه ای که قرار است در آن سال ها در آن زندگی کنیم -هم زمستان و هم تابستان- بسته به این که در چه فصلی (=زمان تصمیم گیری) احداث می شود تحت تاثیر قرار خواهد گرفت!

🔹به این پدیده می گویند: اثر نزدیکی زمانی (immediacy effect)
این پدیده زیر مجموعه خطاهایی است که در آن انسان اکنون را ارزشمندتر از آینده می داند. به عنوان مثال، وقتی شما تشنه هستید، به نظرتان آب خیلی مهم خواهد بود؛ ولی اگر تشنگی شما رفع شود، ارزش آب را کمتر فرض خواهید کرد و حاضر نیستید که زحمت برداشتن یک بطری آب را به دوش بکشید. یعنی انسان ها در ارزش گذاری، به وضعیت کنونی خودشان رجوع می کنند. این نوع ارزش گذاری یک خطا است، چرا که ارزش آن چیز تغییری نکرده است، بلکه این تصور انسان از آن چیز بوده است که ارزش آن را در ذهن زیاد و یا کم کرده است.
🔸مغز ما یاد گرفته است که از یک سری میان بر استفاده کند تا زمان تحلیل و تصمیم گیری و در نتیجه انرژی خود را کاهش دهد. در بسیاری موارد این تکنیک جواب می دهد و ما سریع می توانیم تصمیم گیری کنیم و کار ما راه می افتد. اما یادمان باشد باید مغزمان را عادت دهیم که در تصمیم های مهم از سیستم میان بر و کم انرژی به سیستم دقیق و عمیق و با حوصله سوئیچ کند. چگونه؟ یکی از مهم ترین ويژگی های مغز انسان این است که می تواند شبیه سازی آینده نگرانه کند. یعنی می تواند سناریوهای مختلفی را از آینده در ذهن خود تولید و تجسم کند. بنابراین می توان در هنگام تصمیم گیری های مهم، آینده های متفاوت را تصویر کرد و سپس گزینه ای را که انتخاب کرده ایم را در آن سناریو تجسم کنیم (مثلا خانه ای بدون استخر در تابستان یا ماشین بدون آب در یک سفر بلندمدت) و آنگاه دست به انتخاب بزنیم
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
👤 تیلور سوئیفت؛ پوتین، شی جین پینگ و باربی را شکست داد و به عنوان شخصیت سال ۲۰۲۳ TIME انتخاب شد

🔹 دنیای اقتصاد: تیلور سوئیفت، ستاره موسیقی پاپ آمریکا، که با انتشار آلبوم جدید و اجرای تور جهانی خود، توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد روز چهارشنبه از سوی مجله تایم به عنوان شخصیت سال ۲۰۲۳ انتخاب شد.

🔹 سام جیکوبز سردبیر مجله تایم درباره این انتخاب می‌گوید: «شخصیت سال تایم معمولاً حاکم بر حوزه های سنتی قدرت بوده است... اغلب یک سیاستمدار یا یک تاجر و غول صنعت... یا شخصی که تأثیر منحصر به فردش در سراسر جهان آشکار شده است.

🔹 تیلور سوئیفت نقشه سفر خود را ترسیم کرد و نتایج را با جهان به اشتراک گذاشت: او متعهد شد که رویاها، احساسات و تجربیات مردم، به ویژه زنانی را که احساس می‌کردند نادیده گرفته شده‌اند اعتبار بخشد. تیلور سوئیفت برای ساختن دنیایی برای خودش که مکانی برای خیلی‌ها شد، برای تبدیل داستانش به یک افسانه جهانی، برای شادی بخشیدن به جامعه‌ای که شدیداً به آن نیاز داشت، شخصیت سال ۲۰۲۳ تایم شد.

🔹 سال گذشته، ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین از سوی مجله تایم به عنوان «شخصیت سال ۲۰۲۲» انتخاب شد.

#دنیای_اقتصاد #تیلور_سوئیفت #تایم

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ وقتی همه خواب بودند!

✅ وارد سالن می‌شوید، چراغ‌ها خاموش است، نور روی پرده نمایش افتاده است و عده‌ای در سالن نشسته‌اند. برخی چُرت می‌زنند، بعضی‌ها مشغول پرسه‌زنی در شبکه‌های اجتماعی و وب‌گردی هستند و عده‌ای هم مشغول بازی با گوشی تلفن همراه خود. البته تعدادی هم به پرده نمایش چشم دوخته‌اند، ولی انگار فکرشان جای دیگری است!

🔸مدتی می‌گذرد، فردی از گوشه سالن که از بازی با موبایلش خسته شده زیر لب می‌گوید: «آقا خسته نباشید، مغزمون دیگه نمی‌کشه!». کم کم سایرین هم با او همراه می‌شوند و گرداننده پرده نمایش، رخصت آنتِراک می‌دهد.

🔹این فضا وصف سالن سینما یا نمایش پرده‌خوانی نیست، بلکه فضای عمومی دوره‌های آموزشی در بسیاری از سازمان‌هاست. دوره‌هایی که با هزینه‌های بالا برگزار می‌شوند، اما گویی کارکنان در قبال آن هیچ تعهدی ندارند و فقط برای داشتن شرایط ارتقاء یا دریافت مزایای خاص در آن شرکت می‌کنند. کلاس‌هایی که کارکنان در آن چرت می‌زنند، خسته و کلافه‌اند و انگار شوقی برای یادگیری در آن‌ها وجود ندارد.

🔸اما چه می‌شود کرد تا دوره‌های آموزشی را به جای تبدیل شدن به محل چُرت‌زدن، به محیطی برای یادگیریِ مشتاقانه تبدیل کرد؟

🔹نکته نخست: زمانی کارمندان با اشتیاق به دوره آموزشی می‌روند و انگیزه یادگیری دارند که برای انجام کارهای خود به آن دوره احساس نیاز کرده باشند.

🔸نکته دوم: کارکنان باید ضرر ناتوانی در انجام سریع و اثربخش امور، ناشی از عدم یادگیری و به‌روزرسانی دانش کاری خود را احساس کنند. یعنی باید بدانند که اگر شایستگی‌های خود را با مشارکت فعالانه در دوره‌های آموزشی ارتقا ندهند، حتی ممکن است از کار اخراج شوند و با افراد شایسته‌تری جایگزین شوند.

🔹نکته سوم: دوره‌های آموزشی باید متناسب با نیاز و هم‌راستا با اهداف و راهبردهای سازمان باشند. دوره‌های آموزشی که فقط برای بالا بردن سرانه آموزش و خرج بودجه انجام می‌پذیرد، هیچ فایده‌ای برای سازمان ندارد.

🔸نکته چهارم: از روش‌های متنوع آموزشی برای یاد دادن استفاده کنید. به جرات می‌توان گفت بیش از ۷۰ درصد دوره‌های آموزشی موجود با یک سخنرانی کلاسی شروع شده و با همان تمام می‌شود. آموزش‌های حین کار، منتورینگ، عضویت در تیم‌های کاری، سناریوسازی، کارگاه‌‌ها، استفاده از فیلم‌های آموزشی، بازی‌های مدیریتی و … همگی در یادگیری و ماندگاری موضوع تاثیرگذاری بیشتری دارند و فضای یادگیری هم جذاب‌تر می‌شود.

🔹نکته پنجم: آموزش‌های ارائه‌شده باید در انجام وظایف جاری کارکنانتان به کار بیاید. اگر کارکنان را به بهترین دوره‌ها بفرستید ولی در بلندمدت استفاده از موارد آموخته شده را از او نخواهید، یعنی دور ریختن پول سازمان.

🔸به نظر می‌رسد رعایت پنج نکته مذکور بتواند در بیدار کردن کارکنان خواب‌آلود در دوره‌های آموزشی مفید واقع شود!
✳️ مراحل پیشرفت در حوزه نوآوری؛

✅ نوآوری یک فرآیند پویا و مداوم است که در طول زمان تکامل می یابد. در اینجا چند مرحله متداول پیشرفت در زمینه نوآوری آورده شده است:
۱-  تولید ایده.
۲-  تحقیق و توسعه (R&D) .
۳-  اثبات وساخت نمونه اولیه (MVP).
۴-  آزمایش و بازخورد.
۵-  افزایش مقیاس و تولید.
۶-  تجاری سازی و ورود به بازار.
۷-  بهبود مستمر و تکرار.
۸-  اختلال و تحول.
۹-  نوآوری مشارکتی.
۱۰-  فرهنگ نوآوری پایدار.

شایان ذکر است که این مراحل همیشه خطی یا کاملاً متوالی نیستند. بسته به عوامل مختلفی مانند ماهیت نوآوری، نوع صنعت، محدودیت‌های بودجه و پویایی بازار می‌توانند همپوشانی داشته باشند و متفاوت باشند.
👍1
منوی سرمایه‌گذاری بازنشستگان

🔺با توجه به قوانین جدید دولت درخصوص بیمه بازنشستگی، در بسیاری از محافل علمی و سیاسی کشور بحث‌‌‌های گسترده‌‌‌ای درخصوص این قوانین و تبعات آن بر نیروی کار کشور مطرح شده است.

🔺از اینرو‌ سیستم بازنشستگی کشورهای آمریکا و هلند (که سال‌هاست با پدیده پیری جمعیت و چالش‌‌‌های آن دست‌‌‌وپنجه نرم می‌کنند) بررسی شد تا ایده‌‌‌ای کلی در راستای بهبود نظام بازنشستگی کشور و قوانین موجود در این زمینه به‌‌‌دست آید.

❓مقصد نهایی طرح‌‌‌های بازنشستگی در آمریکا کجاست؟

🔺طرح‌‌‌های بازنشستگی، طرح‌‌‌هایی در جهت تامین منفعت کارمندان پس از بازنشستگی هستند که توسط کارفرماها، خود کارمندان (یا اتحادیه‌‌‌های آنها) یا هر دو اجرا می‌‌‌شوند. این طرح‌‌‌ها حقوق بازنشستگی فرد یا درآمد او پس از پایان کار تحت پوشش کارفرما را تامین می‌کنند.

🔺بیشتر طرح‌‌‌های خصوصی بازنشستگی یکی از سه‌حالت طرح بازنشستگی فردی (IRA)، طرح مزایای تعریف‌‌‌شده و طرح مشارکت تعریف‌‌‌شده هستند. طرح IRA  توسط خود کارکنان انجام می‌شود، اما کارفرمایان نیز می‌‌‌توانند در یافتن و تنظیم این طرح‌‌‌ها به کارمندان خود کمک کنند.

🔺قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارکنان (ERISA) دو نوع طرح بازنشستگی مزایای تعریف‌‌‌شده و مشارکت تعریف‌‌‌شده را پوشش می‌دهد.

🔺ویژگی هر دوی این طرح‌‌‌ها این است که شخص کارمند نمی‌‌‌تواند برای آنها اقدام کند و کارفرما باید طرح مورد نظر را انتخاب کرده و کارمندان خود را تحت پوشش آن درآورد...👇

🔗متن کامل

#دنیای_اقتصاد #بورس

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ آیا جملات انگیزشی، ما را به موفقیت می‌رساند؟

✅ فرقی نمی‌کند در کتاب‌فروشی‌ها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکه‌های اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بی‌شماری جمله‌ی انگیزشی پیدا می‌کنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قله‌های موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، می‌توانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه می‌کند که گویی در یک‌قدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جمله‌های انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد می‌کند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بی‌اعتنا‌ شدن بیشتر آن‌ها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطراف‌شان می‌شود؛ چرا که در ذهن آن‌ها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آن‌ها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامون‌شان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روان‌شناسان نیز همین موضوع را تایید می‌کند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد می‌کند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد می‌کند. به‌عبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری می‌کند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجام‌دادن کار‌هایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آن‌چنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا می‌کند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمی‌کند.
🔸هر انسانی در حد توانایی‌هایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که می‌تواند بسته به میزان این داشته‌ها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانه‌تر چه؟ بر هیچ‌کس پوشیده نیست که جرقه‌ی ایجاد اهداف بلندپروازانه، به‌خاطر داشتن انگیزه یا انگیزه‌هایی در ذهن فرد ایجاد می‌شود و همان انگیزه‌ها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزه‌های کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود توانایی‌های فوق‌العاده‌ای می‌بینید که برای رسیدن به آرزوهای‌تان کافی است، دست به طناب پوسیده‌ی جملات انگیزشی نگیرید. 
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سال‌ها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جمله‌ی انگیزشی زیبا را می‌بینند و آن‌را بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار می‌دهند و آن‌را در صفحه‌ی خود منتشر می‌کنند، تنها همان جمله را خوانده‌اند. آن‌ها هرگز ده‌ها یا صدها جمله‌ی قبل و بعد آن‌ در کتاب منبع را نخوانده‌اند و درک درستی از منظور نویسنده‌ی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهام‌بخش ما باشد؟
همچنان‌‌ که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمی‌رساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهام‌بخش ما برای رسیدن به اهداف‌مان باشد.
🔸این‌که برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرار‌کردن جملات مثبت انگیزشی می‌توانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب می‌شوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت می‌رساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامه‌ریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزه‌ای می‌کند که برای رسیدن به اهداف‌تان، هر هزینه‌ای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایده‌هایی ایجاد می‌کند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس توانایی‌های ذهنی و دانش خود را دست‌کم نگیرید، با بزرگ‌تر‌های با تجربه‌تر مشورت کنید و با کمک آن‌ها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکته‌ی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بوده‌اند؟ اگر این جمله‌ها موثر و کارآمد بود، قطعا موفق‌ترین و خوشبخت‌ترین افراد در جهان نویسندگان بوده‌اند!
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ بازاریابی در شرایط کاهش قدرت خرید

✅ آمارها نشان می‌دهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکت‌ها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژی‌های بازاریابی‌شان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژی‌های گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایج‌ترین آنهاست:
🔺روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگی‌های آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح‌ می‌دهند پول‌ محدودشان را خرج محصولی کنند که می‌ارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصول‌تان ارزش پولی که می‌دهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی‌ محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه می‌کنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوان‌ها» و «کاهش هزینه‌های درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.

🔺خدمات ارزش افزوده به مشتریان‌تان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک می‌کند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزوده‌ای که می‌توانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.

🔺کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمده‌فروشی و خرده‌فروشی‌ها افزایش می‌یابد و دود آن به چشم مشتری نهایی می‌رود؛ پس اگر می‌توانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکت‌های تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمع‌های مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولات‌شان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسب‌تر می‌فروشند.

🔺محصول‌تان را لخت کنید.
🔸حذف برخی از ویژگی‌های غیرضروری می‌تواند هزینه تمام شده و در نتیجه قیمت فروش محصول را کاهش بدهد.
🔹برای این کار، ویژگی‌ها و منافع محصول که از نظر مشتریان غیرضروری هستند را شناسایی و حذف کنید ولی یادتان باشد که باید قیمت محصول لخت شده خیلی کمتر از محصول عادی باشد تا مشتری متقاعد شود که می‌ارزد آن را بخرد.
🔷مثلا خیلی از شرکت‌های هواپیمایی خدماتی مثل پذیرایی داخل هواپیما، بار همراه داخل کابین، تلویزیون‌های پشت صندلی و غیره را حذف کرده ولی قیمت خود را به نصف سایر شرکت‌های هواپیمایی کاهش داده‌اند.

🔺بسته‌های کوچک‌تر عرضه کنید.
🔸 کاهش قدرت خرید در کنار کم شدن تعداد افراد یک خانواده یعنی خانواده‌ها مقدار کمتری از یک محصول را مصرف می‌کنند؛ پس شما هم باید با این روند همراه شوید و محصولات‌تان را در بسته‌بندی‌های کوچک‌تر و در نتیجه ارزان‌تر عرضه کنید.
🔹برای مثال، بسیاری از تولیدکنندگان تنقلات، وزن بسته‌بندی محصولات‌شان و در نتیجه قیمت آن را کم کرده‌اند.
🔷این استراتژی با حقه رایج که وزن بسته‌بندی را کم ولی قیمت آن را ثابت نگه می‌دارند یا حتی افزایش می‌دهند، متفاوت است. در این استراتژی، مشتری متوجه تغییر سایز بسته‌بندی و در نتیجه کاهش قیمت آن می‌شود.

🔺سبد برند داشته باشید نه یک برند.
🔸سعی کنید چهار نوع برند داشته باشید: برند لوکس (High-end) با کیفیت و قیمت بالا؛ برند معمولی (Mid-end) با کیفیت و قیمت متوسط؛ برند ارزان (Low-end) با کیفیت و قیمت پایین؛ و برند فروشگاهی (Store Brand) بر اساس سفارش فروشگاه‌های زنجیره‌ای و واسطه‌های بزرگ.

🔺بسته‌های قیمتی عرضه کنید.
🔸بسته قیمتی (Price Pack) بسته‌ای از انواع محصولات شرکت است که با قیمتی کمتر از مجموع قیمت تک تک محصولات فروخته می‌شود؛ این بسته به این دلیل که شرکت می‌تواند در قالب آن محصولات کم فروش را در کنار محصولات پرفروش عرضه کند، به نفع شرکت‌ها و از این نظر که مشتری هزینه کمتری می‌پردازد هم به نفع مشتریان است.
🔹مثلا یک شرکت تولیدکننده سس‌ می‌تواند چند نوع سس پرفروش و کم فروش خود را به صورت یک بسته عرضه ولی قیمت آن را کمتر از مجموع قیمت تک تک سس‌ها تعیین کند.

🔺از بازاریابی مشترک غافل نشوید.
🔸بازاریابی مشترک (Joint Marketing) عبارت است از همکاری در تبلیغات و برندینگ با سایر شرکت‌ها با هدف کاهش هزینه‌های بازاریابی
🔹شرکت‌ می‌تواند مثلا بیلبوردی با شرکت دیگری که محصول یا خدمت مکمل عرضه می‌کند، اجاره کند و هزینه کمتری بپردازد و این هزینه را به صورت تخفیف به مشتریانش بدهد
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ سندروم خر ژان بوریدان

✅ قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف می‌گذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمی‌تواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف می‌شود.

🔸ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینه‌ها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.

🔹برای همین تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید. این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند.

🔸برای نمونه فرض کنید یک خانمِ در آستانه‌ نامزدی هستید. همسرتان از شما می‌پرسد: «عزیزم ترجیح می‌دهی یک حلقه نامزدی الماس ۵۰۰ میلیونی داشته باشی یا با همین پول برای کلبه‌ ییلاقی‌مان اسباب‌واثاثیه بخریم؟!»

🔹هر دو گزینه‌ جایگزین برای شما بسیار جذابند پس تصمیم می‌گیرید برای انتخاب از بین آنها از تکنیک خر ژان بوریدان استفاده کنید. نکته‌ منفی در خرید حلقه‌ نامزی چیست؟ ممکن است گم یا دزدیده شود. به اندازه‌ وسایل خانه به کار نمی‌آید. مردم ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت با او ازدواج کرده‌اید یا او مجبور شده رضایت شما را با این جواهر بزرگ جلب کند. ممکن است به دوستان‌تان احساس بدی بدهد چون حلقه شان به زیبایی و ارزشمندی شما نیست. ممکن است نگران صدمه دیدنش باشید و در ضمن همه که نمی فهمند این سنگ واقعا این قدر ارزش دارد اصلا خیلی ها متوجه انگشتر شما نمی شوند و…

🔸اما نکات منفی برای خرید اسباب‌واثاثیه چیست؟ وسایل منزل نهایتا فرسوده می‌شوند در حالی که حلقه قاعدتا باید یک عمر با شما بماند. ممکن است نگران لک شدن یا خراب شدن آنها شوید. لوازم خانه به اندازه‌ حلقه «رمانتیک» نیستند و… نکات منفی حلقه به نکات منفی وسایل برتری دارد. پس از خیر حلقه می گذرید.

🔹حالا این مساله را حل کنید! ريیس به شما سه انتخاب می دهد:
الف) به ازای هر ساعت کار مقداری به حقوق شما اضافه کند.
ب) ساعات کمتری در هفته کار کنید تا به این شکل پرداختی به ازای هر ساعت کار شما افزایش یابد و می توانید یک کار دیگر به صورت پاره وقت انجام دهید.
پ) هر سال مسافرتی طولانی داشته باشید که هزینه‌هایش را شرکت پرداخت می‌کند و باقی سال را با همان حقوق قبل کار کنید.

🔸از نظر ارزش اقتصادی گزینه‌ها دقیقا هم‌ارزش هستند، شما کدام را انتخاب می کنيد؟

🔺تحلیل و تجویز راهبردی:
موقعیت هایی وجود دارند که ذهن قفل می کند و فلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید. مثلا می خواهید خانه بخرید. خانه قبلی تان را تخلیه کرده اید و حالا باید ظرف یک هفته از بین گزینه های موجود یک خانه جدید انتخاب کنید. نمی توانید بگذارید برای یک ماه بعد. پس اضطرار (فورس) زمانی وجود دارد. از طرفی گزینه های موجود هم گیج کننده هستند. وضعیت می شود باتلاق تصمیم گیری هر چه بیشتر فکر می کنید به نتیجه مشخصی نمی رسید. ذهن تان بین گزینه های مختلف مانند پاندول معلق است و هر لحظه به گزینه ای متمایل می شود و سپس به گزینه ای دیگر.

🔸در چنین وضعیتی شما دچار فلج تحلیلی شده است. یعنی فلج ذهنی به خاطر تحلیل بیش از حد. این مساله راه حل های مختلفی دارد از جمله تکنیک خر ژان بوریدان. شما سعی می کنید با تمرکز بر نکات منفی و مواردی که از خطوط قرمز شما رد می شوند گزینه های نامطلوب را حذف کنید. دقت کنید در روش تصمیم گیری بر اساس اهداف، گزینه ای را انتخاب می کنیم که بیشترین امتیاز مثبت را بیاورد. در این تکنیک اما گزینه ها را حذف می کنیم. گزینه هایی که نامطلوبیت های غیرقابل تحمل دارند.

🔹کسانی که ارزش های مشخصی در زندگی دارند و اهداف روشنی برای زندگی خود ترسیم کرده اند، کمتر در موقعیت خر ژان بوریدان گیر می کنند. پس پیش از هر چیزی با خود خلوت کنید ارزش ها (خطوط قرمز) و اهداف (خطوط سبز) خود را تعیین کنید.
👤مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
‌✳️ در سال ۲۰۱۸ موسسه Predictive Index تحقیق گسترده‌ای را درباره خصوصیات مدیران بد انجام داد. در این تحقیق از بیش از ۵ هزار نفر از کارکنان پرسیده شد مدیران آنها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق ۲۰ ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارند، عبارتند از:
▪️انتظارات واضحی را بیان نمی‌کنند.
▪️تبعیض قائل می‌شوند.
▪️به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی‌دهند.
▪️پشت سر دیگران حرف می زنند.
▪️علاقه مند به بازخورد نیستند.
▪️همواره می‌خواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
▪️خودآگاهی ضعیفی دارند.
▪️به اعتماد دیگران خیانت می‌کنند.
▪️به دیگران گوش نمی دهند.
▪️نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار می‌دهند.
▪️مهارت کلامی ضعیفی دارند.
▪️از کارکنان خود حمایت نمی‌کنند.
▪️انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمی‌کنند.
▪️از کارِ خوب دیگران قدردانی نمی‌کنند.
▪️دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها می‌کنند.
▪️بی‌حوصله و کم‌صبر هستند.
▪️موجب آزردگی خاطر دیگران می‌شوند.
▪️منفعل هستند.
▪️به تعهدات خود عمل نمی‌کنند.
▪️به راحتی تهدید و مرعوب می‌شوند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدل کسب‌وکار Canvas - الگویی برای طراحی مدل‌ کسب‌وکار نوپاها به صورت بصری و منسجم؛

✅ مدل کسب‌وکار Canvas یک الگوی بصری و منسجم است که برای طراحی مدل کسب‌وکار نوپاها و استارتاپ‌ها استفاده می‌شود. این الگو توسط الکساندر اُستروالدر در سال ۲۰۱۰ ابداع شده و به سادگی و قابلیت استفاده آسان برای توصیف و تجزیه و تحلیل مدل کسب‌وکارها معروف است.
مدل کسب‌وکار Canvas شامل ۹ بخش اصلی است که هر کدام یک جنبه مهم از مدل کسب‌وکار را پوشش می‌دهد. این بخش‌ها عبارت‌اند از:

۱. شرکت‌کنندگان کلیدی: نشان می‌دهد با چه کسانی همکاری می‌کنید تا مدل کسب‌وکار شما بهتر عمل کند و نیازهای مشتریان را برآورده کند.
۲. فعالیت‌های کلیدی: فعالیت‌های اصلی شرکت‌تان را تعریف می‌کند که برای ارائه محصول یا خدمات خود به مشتریان لازم است.
۳. منابع کلیدی: منابعی را مشخص می‌کند که برای انجام فعالیت‌های کلیدی شما نیاز است، از جمله منابع مالی، فیزیکی، انسانی و فناوری.
۴. پیشنهاد ارزش: این بخش نشان می‌دهد که چه مشکل یا نیازی را برای مشتریان خود حل می‌کنید و چه مزایایی برای آن‌ها ایجاد می‌کنید.
۵. روابط با مشتری: نشان می‌دهد که چگونه با مشتریان خود ارتباط برقرار می‌کنید و چه نوع روابطی با آن‌ها دارید.
۶. کانال‌ها: راه‌هایی را تعریف می‌کند که از طریق آن‌ها محصول یا خدمات خود را به مشتریان می‌رسانید.
۷. قطعه‌بندی مشتری: نشان می‌دهد که با چه گروه‌هایی از مشتریان هدف خود در ارتباط هستید و نیازهای آن‌ها را برآورده می‌کنید.
۸. ساختار هزینه: هزینه‌های مرتبط با اجرای مدل کسب‌وکار را مشخص می‌کند، از جمله هزینه‌های ثابت، متغیر و هزینه‌های مرتبط با منابع کلیدی و فعالیت‌های کلیدی.
۹. منابع درآمدی: منابع درآمدی را مشخص می‌کند که از طریق آن‌ها درآمد کسب می‌کنید، مانند فروش محصولات، اشتراک‌گذاری درآمد و ...

با استفاده از مدل کسب‌وکار Canvas، شما می‌توانید مدل کسب‌وکار خود را به صورت بصری و منسجم طراحی کنید و تمام جنبه‌های آن را در یک نگاه مشاهده کنید. این الگو به شما کمک می‌کند تا بهتر بفهمید که چگونه می‌توانید از منابع خود بهره‌وری کنید و بهترین راه‌های ارائه محصول یا خدمات خود را به مشتریان انتخاب کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1