✳️ قاتلان تصمیم گیری استراتژیك
✅ چه برای زندگی شخصی خود تصمیم گیری می کنید و چه مدیر ارشد یک سازمان هستید یا یک استاندار و رییس جمهور باشید، یکی از مهم ترین مهارت ها، مهارت تصمیم گیری است. در این میان عادت هایی وجود دارند که قاتلان تصمیم گیری استراتژيک هستند.
1️⃣ عادت خیلی منطقی بودن
اگر خیلی منطقی باشید، هیچ ایده خلاقانه ای به ذهن شما نمی رسد. اگر بخواهید هر ایده ای که کمی عجیب و غریب است را در همان لحظه اول کنار بگذارید، همیشه به همان گزینه های قدیمی خواهید رسید.
2️⃣ عادت انتخاب اولین راهحل
فکر کردن کار انرژی بری است بنابراین مغز ما متخصص کاهش مصرف انرژی است. چه کار می کند؟ یکی از کارهایی که می کند این است که وقتی به اولین گزینه رسید، خاموش می شود و سوت پایان جستجو را می کشد! بدین ترتیب شما با سبد کوچکی از گزینه ها روبرو خواهید بود.
3️⃣ عادت فقط یک جواب درست وجود دارد
اکثر ما فکر می کنیم که یک جواب بهینه وجود دارد و ما باید آن را پیدا کنیم. در صورتی که ممکن است سه جواب مطلوب وجود داشته باشد. بنابراین ذهن خود را باز نگاه دارید.
4️⃣ عادت تفکر تک سناریویی
همه ما در صحبت می گوییم که دنیا متغیر است اما در عمل. وقتی تصمیم می گیریم فقط بر اساس یک آینده (سناریو)، گزینه برتر را انتخاب می کنیم. در صورتی که باید علاوه بر گزینه برای آینده مورد انتظار، برای آینده های دیگر نیز گزینه های متناسب در ذهن داشته باشیم.
5️⃣ عادت جمع آوری داده های خیلی زیاد
برخی از ما آنقدر اطلاعات جمع آوری می کنیم، که دچار فلج تحلیلی (Paralysis by analysis) می شویم. کیفیت تصمیم گیری مبتنی بر داده های خیلی کم و خیلی زیاد هر دو در معرض خطر است.
6️⃣ عادت بی توجهی به پیامدهای موج دو و سه
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند. آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت. چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید. برای رفع این مشکل از ابزار چرخ آینده استفاده می کنند این ابزار کمک می کند که پیامدهای موج های بعدی تصمیم امروز مشخص و در نظر گرفته شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چه برای زندگی شخصی خود تصمیم گیری می کنید و چه مدیر ارشد یک سازمان هستید یا یک استاندار و رییس جمهور باشید، یکی از مهم ترین مهارت ها، مهارت تصمیم گیری است. در این میان عادت هایی وجود دارند که قاتلان تصمیم گیری استراتژيک هستند.
1️⃣ عادت خیلی منطقی بودن
اگر خیلی منطقی باشید، هیچ ایده خلاقانه ای به ذهن شما نمی رسد. اگر بخواهید هر ایده ای که کمی عجیب و غریب است را در همان لحظه اول کنار بگذارید، همیشه به همان گزینه های قدیمی خواهید رسید.
2️⃣ عادت انتخاب اولین راهحل
فکر کردن کار انرژی بری است بنابراین مغز ما متخصص کاهش مصرف انرژی است. چه کار می کند؟ یکی از کارهایی که می کند این است که وقتی به اولین گزینه رسید، خاموش می شود و سوت پایان جستجو را می کشد! بدین ترتیب شما با سبد کوچکی از گزینه ها روبرو خواهید بود.
3️⃣ عادت فقط یک جواب درست وجود دارد
اکثر ما فکر می کنیم که یک جواب بهینه وجود دارد و ما باید آن را پیدا کنیم. در صورتی که ممکن است سه جواب مطلوب وجود داشته باشد. بنابراین ذهن خود را باز نگاه دارید.
4️⃣ عادت تفکر تک سناریویی
همه ما در صحبت می گوییم که دنیا متغیر است اما در عمل. وقتی تصمیم می گیریم فقط بر اساس یک آینده (سناریو)، گزینه برتر را انتخاب می کنیم. در صورتی که باید علاوه بر گزینه برای آینده مورد انتظار، برای آینده های دیگر نیز گزینه های متناسب در ذهن داشته باشیم.
5️⃣ عادت جمع آوری داده های خیلی زیاد
برخی از ما آنقدر اطلاعات جمع آوری می کنیم، که دچار فلج تحلیلی (Paralysis by analysis) می شویم. کیفیت تصمیم گیری مبتنی بر داده های خیلی کم و خیلی زیاد هر دو در معرض خطر است.
6️⃣ عادت بی توجهی به پیامدهای موج دو و سه
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند. آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت. چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید. برای رفع این مشکل از ابزار چرخ آینده استفاده می کنند این ابزار کمک می کند که پیامدهای موج های بعدی تصمیم امروز مشخص و در نظر گرفته شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
فین_تک_چیست؟_مقاله_مکینزی_ژانویه_2024.pdf
1.7 MB
فین تک چیست؟
سبب شناسی توسعه نیافتگی چاپ دوم.pdf
5.7 MB
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download the Acrobat Reader app: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
پنج رویکرد به استراتژی
1⃣ حیطه سنتی
🟩وضعیت محیط را می توانم پیش بینی کنم، اما نمی توانم آن را تغییر دهم:
🔶استراتژیستهایی که چهارچوب های سنتی را برای تحلیل استراتژیک انتخاب می کنند، اعتقاد دارند که محیط کسب و کار پیش بینی پذیر، مبانی رقابت ثابت و مزیتی که سازمان ایجاد می کند پایدار است.
🔷اما سازمان از هیچ قابلیتی برای اثر گذاری بر محیط برخوردار نیست. حال سازمان باید جایگاه بهینه خود را در این فضا ایجاد و تثبیت نماید.
🔶بر اساس اینگونه از تحلیل ها سازمان باید ابتدا محیط رقابتی خود را شناسائی کند و سپس قابلیت های استراتژیکی را برای خود ایجاد نماید که در این محیط بتواند به سهم بیشتری از بازار دست بیابد.
2⃣ حیطه انطباق پذیری
🟫وضعیت محیط را نمی توانم پیش بینی کنم و نمی توانم آن را تغییر دهم:
🔷مدیران وقتی از چهارچوب های انطباق پذیر استفاده می کنند که نگرش آنان نسبت به محیط آنگونه است که نه آن را می توان پیش بینی کرد و نه آن را تغییر داد.
🔶وقتی مزیت های رقابتی سازمان بصورت کوتاه مدت اثر می کند و پیش بینی آینده محیط نیز سخت است، روش عاقلانه برای سازمان ها آن است که از استراتژی هایی تبعیت کنند که خود را به سرعت با وضعیت محیط منطبق کند و از قابلیت تغییر بالایی برخوردار باشد.
🔷بر مبنای این نگرش، یادگیری سازمانی باید بسیار تقویت گردد و سازمان یادگیرنده بتواند به سرعت خود را با ویژگی های جدید تطبیق دهد.
3⃣ حیطه بلند پروازانه
🟨وضعیت محیط را می توانم پیش بینی کنم و نیز می توان آن را تغییر دهم:
🔶رهبرانی که از این سبک از تحلیل استراتژیک استفاده می کنند، اعتقاد دارند با انجام رویکردهایشان از توان تاثیر گذاری بالایی بر محیط و تغییر آن برخوردارند. آنها چشم اندازی روشن برای تغییر محیط را در فراروی دیدگاه خود می بینند. آنها معمولا اولین نوع از محصول را به بازار عرضه می کنند و رویکردهای آنها مبتنی بر روش های خلاقانه است.
🔷البته ممکن است همین محیط برای دیگران کاملا غیر قابل پیش بینی و تاثیر گذاری به نظر برسد اما آنها قابلیت خلق بازار جدید برای سازمان خود را احساس می کنند. رویکرد استراتژیک در این حالت مبتنی بر خلق محیط جدید به جای منطبق نمودن سازمان خود با آن است که این دیدگاه با چهارچوب های سنتی در تعارض و تقابل کامل است.
4⃣ حیطه شکل پذیر
⬛وضعیت محیط را نمی توانم پیش بینی کنم اما می توانم آن را تغییر دهم:
🔶وقتی که وضعیت محیط غیر قابل پیش بینی اما شکل پذیر است، وضعیت بسیار مناسبی برای ایجاد محیط کسب و کار جدید فراهم خواهد بود. البته این شکل دهی باید ابتدا به ساکن توسط سازمان انجام گردد و تبعیت از قوانین بازار شکل داده شده با این رویکرد امکان پذیر نیست.
🔷در این وضعیت سازمان باید قابلیت های همکاری مشترک با دیگر بنگاه ها را در خود ایجاد نماید. چون این شکل دهی دامنه ای بسیار گسترده تر از بازار و در سطح اکوسیستم کسب و کار را شامل می شود و ریسک پذیری انجام آن باید میان بنگاه های متعدد تقسیم گردد.
🔶رهبرانی که اینگونه از راهبردها را دنبال می کنند باید از قدرت بالای به اشتراک گذاری اهداف بین بنگاه های مختلف با ارزش ها و رویکردهای متفاوت برخوردار باشند. بنیاد استراتژی های شکل پذیر با استراتژی هایی رویایی، شکل پذیر و سنتی کاملا متفاوت است.
5⃣ حیطه بازآفرینی
🟥فضای کسب و کار بسیار بغرنج و نامساعد:
🔷کاربرد چهارچوبهای استراتژیک مبتنی بر بازآفرینی، زمانی است که سازمان ناگذیر است تمهیداتی را برای استمرار بقا و رقابت در شرایط بسیار دشوار و آزاردهنده کسب و کار بیاندیشد. در این وضعیت موانع و هزینه های خروج از صنعت برای بنگاه کسب و کار بسیار سنگین است و مدیران سازمان باید بتوانند این هزینه ها و ریسک ها را با توجه به منافع سهامدارانشان به حداقل کاهش دهند.
🔶وضعیت نامساعد این چنینی ممکن است در اثر بروز یک شوک محیطی به صنعت یا بحران داخلی ایجاد شده و رویکردهای استراتژیک، ارزش پیشنهادی و مدل کسب و کار سازمان را در تقابل با وضعیت محیطی و نیازمندی های آن قرار داده باشد. این وضعیت نشان می دهد که ادامه کسب و کار با روش فعلی نمی تواند پایدار بماند و چهارچوب استراتژیکی مورد نیاز است که بتواند ضمن بیرون آوردن بنگاه از این وضعیت شانس دیگری را برای ادامه تلاش سازمان فراهم آورد.
🔷این گونه از تحلیل ها و رویکردهای استراتژیک مبتنی بر بررسی دقیق و سریع وضعیت محیطی، تلاش برای کاهش هزینه های سازمان و کوچک و چابک سازی آن و بازنگری در تخصیص منابع خواهد بود. بحران های اقتصادی اخیر، کاربرد استراتژی های مبتنی بر بازآفرینی را افزایش داده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
1⃣ حیطه سنتی
🟩وضعیت محیط را می توانم پیش بینی کنم، اما نمی توانم آن را تغییر دهم:
🔶استراتژیستهایی که چهارچوب های سنتی را برای تحلیل استراتژیک انتخاب می کنند، اعتقاد دارند که محیط کسب و کار پیش بینی پذیر، مبانی رقابت ثابت و مزیتی که سازمان ایجاد می کند پایدار است.
🔷اما سازمان از هیچ قابلیتی برای اثر گذاری بر محیط برخوردار نیست. حال سازمان باید جایگاه بهینه خود را در این فضا ایجاد و تثبیت نماید.
🔶بر اساس اینگونه از تحلیل ها سازمان باید ابتدا محیط رقابتی خود را شناسائی کند و سپس قابلیت های استراتژیکی را برای خود ایجاد نماید که در این محیط بتواند به سهم بیشتری از بازار دست بیابد.
2⃣ حیطه انطباق پذیری
🟫وضعیت محیط را نمی توانم پیش بینی کنم و نمی توانم آن را تغییر دهم:
🔷مدیران وقتی از چهارچوب های انطباق پذیر استفاده می کنند که نگرش آنان نسبت به محیط آنگونه است که نه آن را می توان پیش بینی کرد و نه آن را تغییر داد.
🔶وقتی مزیت های رقابتی سازمان بصورت کوتاه مدت اثر می کند و پیش بینی آینده محیط نیز سخت است، روش عاقلانه برای سازمان ها آن است که از استراتژی هایی تبعیت کنند که خود را به سرعت با وضعیت محیط منطبق کند و از قابلیت تغییر بالایی برخوردار باشد.
🔷بر مبنای این نگرش، یادگیری سازمانی باید بسیار تقویت گردد و سازمان یادگیرنده بتواند به سرعت خود را با ویژگی های جدید تطبیق دهد.
3⃣ حیطه بلند پروازانه
🟨وضعیت محیط را می توانم پیش بینی کنم و نیز می توان آن را تغییر دهم:
🔶رهبرانی که از این سبک از تحلیل استراتژیک استفاده می کنند، اعتقاد دارند با انجام رویکردهایشان از توان تاثیر گذاری بالایی بر محیط و تغییر آن برخوردارند. آنها چشم اندازی روشن برای تغییر محیط را در فراروی دیدگاه خود می بینند. آنها معمولا اولین نوع از محصول را به بازار عرضه می کنند و رویکردهای آنها مبتنی بر روش های خلاقانه است.
🔷البته ممکن است همین محیط برای دیگران کاملا غیر قابل پیش بینی و تاثیر گذاری به نظر برسد اما آنها قابلیت خلق بازار جدید برای سازمان خود را احساس می کنند. رویکرد استراتژیک در این حالت مبتنی بر خلق محیط جدید به جای منطبق نمودن سازمان خود با آن است که این دیدگاه با چهارچوب های سنتی در تعارض و تقابل کامل است.
4⃣ حیطه شکل پذیر
⬛وضعیت محیط را نمی توانم پیش بینی کنم اما می توانم آن را تغییر دهم:
🔶وقتی که وضعیت محیط غیر قابل پیش بینی اما شکل پذیر است، وضعیت بسیار مناسبی برای ایجاد محیط کسب و کار جدید فراهم خواهد بود. البته این شکل دهی باید ابتدا به ساکن توسط سازمان انجام گردد و تبعیت از قوانین بازار شکل داده شده با این رویکرد امکان پذیر نیست.
🔷در این وضعیت سازمان باید قابلیت های همکاری مشترک با دیگر بنگاه ها را در خود ایجاد نماید. چون این شکل دهی دامنه ای بسیار گسترده تر از بازار و در سطح اکوسیستم کسب و کار را شامل می شود و ریسک پذیری انجام آن باید میان بنگاه های متعدد تقسیم گردد.
🔶رهبرانی که اینگونه از راهبردها را دنبال می کنند باید از قدرت بالای به اشتراک گذاری اهداف بین بنگاه های مختلف با ارزش ها و رویکردهای متفاوت برخوردار باشند. بنیاد استراتژی های شکل پذیر با استراتژی هایی رویایی، شکل پذیر و سنتی کاملا متفاوت است.
5⃣ حیطه بازآفرینی
🟥فضای کسب و کار بسیار بغرنج و نامساعد:
🔷کاربرد چهارچوبهای استراتژیک مبتنی بر بازآفرینی، زمانی است که سازمان ناگذیر است تمهیداتی را برای استمرار بقا و رقابت در شرایط بسیار دشوار و آزاردهنده کسب و کار بیاندیشد. در این وضعیت موانع و هزینه های خروج از صنعت برای بنگاه کسب و کار بسیار سنگین است و مدیران سازمان باید بتوانند این هزینه ها و ریسک ها را با توجه به منافع سهامدارانشان به حداقل کاهش دهند.
🔶وضعیت نامساعد این چنینی ممکن است در اثر بروز یک شوک محیطی به صنعت یا بحران داخلی ایجاد شده و رویکردهای استراتژیک، ارزش پیشنهادی و مدل کسب و کار سازمان را در تقابل با وضعیت محیطی و نیازمندی های آن قرار داده باشد. این وضعیت نشان می دهد که ادامه کسب و کار با روش فعلی نمی تواند پایدار بماند و چهارچوب استراتژیکی مورد نیاز است که بتواند ضمن بیرون آوردن بنگاه از این وضعیت شانس دیگری را برای ادامه تلاش سازمان فراهم آورد.
🔷این گونه از تحلیل ها و رویکردهای استراتژیک مبتنی بر بررسی دقیق و سریع وضعیت محیطی، تلاش برای کاهش هزینه های سازمان و کوچک و چابک سازی آن و بازنگری در تخصیص منابع خواهد بود. بحران های اقتصادی اخیر، کاربرد استراتژی های مبتنی بر بازآفرینی را افزایش داده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تجربه کارکنان (EX)
✅ تجربه کارکنان تقریبا تمام آن چیزی است که یک کارمند با آن در یک سازمان مواجه میشود. درواقع، تجربه کارکنان از همان لحظهای که یک فرد برای کار به شرکت شما مراجعه میکند، شروع میشود و تا آخرین روزی که شما را ترک میکند، ادامه دارد.
در دنیای مدرن امروزی، روشهای سنتی منابع انسانی از مدیریت سرمایه انسانی (HCM: human capital management) به مدیریت تجربه انسانی (HXM:human experience management) تغییر کرده است.
اخیرا شاهد موجی بهنام «استعفای بزرگ» بودهایم که در آن میلیونها نفر از شغل خود استعفا دادهاند. تازهترین تحقیق منتشرشده از سوی مککنزی نشان میدهد که «نرخ ترک کار داوطلبانه» فقط در آمریکا، 25 درصد نسبت به دوره قبل از شیوع پاندمی کرونا، رشد داشته است. درواقع برخی از کارکنان احساس میکنند دیگر فرصت رشد و پیشرفت بیشتر در سازمان برایشان وجود ندارد. بعضی دیگر علاقهای به کار در مشاغل و سازمانهایی که گزینههای کار هیبریدی یا دورکاری را در اختیار کارکنان خود قرار نمیدهند، ندارند. برخی دیگر هم دچار فرسودگی شغلی شده و کار را ترک میکنند.
منبع : SAP
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تجربه کارکنان تقریبا تمام آن چیزی است که یک کارمند با آن در یک سازمان مواجه میشود. درواقع، تجربه کارکنان از همان لحظهای که یک فرد برای کار به شرکت شما مراجعه میکند، شروع میشود و تا آخرین روزی که شما را ترک میکند، ادامه دارد.
در دنیای مدرن امروزی، روشهای سنتی منابع انسانی از مدیریت سرمایه انسانی (HCM: human capital management) به مدیریت تجربه انسانی (HXM:human experience management) تغییر کرده است.
اخیرا شاهد موجی بهنام «استعفای بزرگ» بودهایم که در آن میلیونها نفر از شغل خود استعفا دادهاند. تازهترین تحقیق منتشرشده از سوی مککنزی نشان میدهد که «نرخ ترک کار داوطلبانه» فقط در آمریکا، 25 درصد نسبت به دوره قبل از شیوع پاندمی کرونا، رشد داشته است. درواقع برخی از کارکنان احساس میکنند دیگر فرصت رشد و پیشرفت بیشتر در سازمان برایشان وجود ندارد. بعضی دیگر علاقهای به کار در مشاغل و سازمانهایی که گزینههای کار هیبریدی یا دورکاری را در اختیار کارکنان خود قرار نمیدهند، ندارند. برخی دیگر هم دچار فرسودگی شغلی شده و کار را ترک میکنند.
منبع : SAP
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️👆 بازاریابی در شرایط کاهش قدرت خرید
✅ آمارها نشان میدهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکتها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژیهای بازاریابیشان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژیهای گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایجترین آنهاست:
🔸روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگیهای آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح میدهند پول محدودشان را خرج محصولی کنند که میارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصولتان ارزش پولی که میدهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه میکنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوانها» و «کاهش هزینههای درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.
🟤خدمات ارزش افزوده به مشتریانتان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک میکند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزودهای که میتوانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.
🟠کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمدهفروشی و خردهفروشیها افزایش مییابد و دود آن به چشم مشتری نهایی میرود؛ پس اگر میتوانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکتهای تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمعهای مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولاتشان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسبتر میفروشند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آمارها نشان میدهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکتها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژیهای بازاریابیشان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژیهای گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایجترین آنهاست:
🔸روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگیهای آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح میدهند پول محدودشان را خرج محصولی کنند که میارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصولتان ارزش پولی که میدهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه میکنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوانها» و «کاهش هزینههای درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.
🟤خدمات ارزش افزوده به مشتریانتان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک میکند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزودهای که میتوانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.
🟠کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمدهفروشی و خردهفروشیها افزایش مییابد و دود آن به چشم مشتری نهایی میرود؛ پس اگر میتوانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکتهای تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمعهای مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولاتشان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسبتر میفروشند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ آقای دارن هاردی در کتابش از اثر کار های کوچک می گوید که در صورت تداوم و استمرار موجب نتایج بزرگی در زندگی می شود.
اما اثر پروانه ای از یک انتخاب حیاتی میگوید که به طور کلی سرنوشت را تحت تاثیر قرار می دهد.
اثر پروانه ای از یک تصمیم ( اقدام ) یا تغییر می گوید که به طور کلی تحول ایجاد کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
اما اثر پروانه ای از یک انتخاب حیاتی میگوید که به طور کلی سرنوشت را تحت تاثیر قرار می دهد.
اثر پروانه ای از یک تصمیم ( اقدام ) یا تغییر می گوید که به طور کلی تحول ایجاد کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1