✳️ پنج ویژگی هویتی که دنیای شما را تغییر می دهد؟!
✅ شخصیتشناسی پردرآمدها
🔹زمانی این باور وجود داشت که درآمد افراد نتیجه تحصیلات، و مهارت و تجربه کاریشان است. ویژگی شخصیتی هرگز در مطالعات درآمدی گنجانده نمیشد. شاید فقط نقش هوش بر درآمد را بررسی میکردند.
🔹 طی چند دهه اخیر، دیدگاه سنتی به درآمدزایی به سرعت تغییر کرد و به تدریج نقش عوامل روانی، رفتاری و ویژگیهای شخصیتی و نقش آنها در موفقیت افراد در بازار کار مورد توجه قرار گرفت.
🔹دکتر جیمز هکمن، اقتصاددان مشهور آمریکایی، و همکارانش، سال ۲۰۰۶ طی پژوهشی علمی نشان دادند که چگونه سماجت، انگیزه، و جذابیت میتواند در موفقیت افراد و افزایش درآمد آنها نقش موثر داشته باشد.
🔹اگر از درآمدتان، که نسبت به همکاران مشابه پایینتر است، ناراضی هستید نیمنگاهی به ویژگیهای شخصیتی خودتان بیندازید. گاهی حتی ممکن است خصوصیات مثبت که همیشه به آن افتخار کردهاید به مانع اصلی پیشرفت شما در محیطهای کاری تبدیل شوند.
🔹چند دهه پیش روانشناسان الگوی پنج ویژگی بزرگ (Big Five) را به عنوان ساختاری ثابت در دنیا برای توصیف ویژگیهای شخصیتی مختلف و تفاوتهای انسانی ارائه دادند که عبارتند از:
1️⃣پذیرای تجربههای جدید بودن
2️⃣وظیفهشناسی،
3️⃣برونگرایی
4️⃣ انعطافپذیری
5️⃣ روانرنجوری
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شخصیتشناسی پردرآمدها
🔹زمانی این باور وجود داشت که درآمد افراد نتیجه تحصیلات، و مهارت و تجربه کاریشان است. ویژگی شخصیتی هرگز در مطالعات درآمدی گنجانده نمیشد. شاید فقط نقش هوش بر درآمد را بررسی میکردند.
🔹 طی چند دهه اخیر، دیدگاه سنتی به درآمدزایی به سرعت تغییر کرد و به تدریج نقش عوامل روانی، رفتاری و ویژگیهای شخصیتی و نقش آنها در موفقیت افراد در بازار کار مورد توجه قرار گرفت.
🔹دکتر جیمز هکمن، اقتصاددان مشهور آمریکایی، و همکارانش، سال ۲۰۰۶ طی پژوهشی علمی نشان دادند که چگونه سماجت، انگیزه، و جذابیت میتواند در موفقیت افراد و افزایش درآمد آنها نقش موثر داشته باشد.
🔹اگر از درآمدتان، که نسبت به همکاران مشابه پایینتر است، ناراضی هستید نیمنگاهی به ویژگیهای شخصیتی خودتان بیندازید. گاهی حتی ممکن است خصوصیات مثبت که همیشه به آن افتخار کردهاید به مانع اصلی پیشرفت شما در محیطهای کاری تبدیل شوند.
🔹چند دهه پیش روانشناسان الگوی پنج ویژگی بزرگ (Big Five) را به عنوان ساختاری ثابت در دنیا برای توصیف ویژگیهای شخصیتی مختلف و تفاوتهای انسانی ارائه دادند که عبارتند از:
1️⃣پذیرای تجربههای جدید بودن
2️⃣وظیفهشناسی،
3️⃣برونگرایی
4️⃣ انعطافپذیری
5️⃣ روانرنجوری
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تئوری دوعاملی هرزبرگ
✳️ کمال گرایی و پیشرفت گرایی
🙏1
🔺 چرا باید میلیون ها نفر را فقیر کنیم تا کسری بودجه مان کنترل شود!
پیمان مولوی، دانش آموخته حسابداری و اقتصاد مالی از دانشگاه Essex انگلستان و دبیر کل پیشین انجمن اقتصاددانان ایران:
🔸هیچ گاه متوجه نمی شوم چرا کشوری باید عامدا از ارزش پول خود بکاهد تا کسری بودجه اش را جبران کند. چرا باید میلیونها نفر را فقیر کنیم تا کسری بودجه مان کنترل شود!
🔸 ممکن است برای کمک به شرکتها تصمیم به افزایش نرخ دلار گرفته باشند/ بانک مرکزی توضیح دهد، آیا نوسانات دلار برای جبران کسری بودجه انجام می شود؟
🔸چرا مردم و فعالان اقتصادی باید هزینه عدم بهره وری، ناکارآمدی ها، هزینه های غیرضروری، معافیت های مالیاتی غیرمتعارف را بپردازند! این وضعیت که منجر به التهاب در بازارهای دیگر هم می شود، بسیار نگران کننده است.
🔸مگر دلیل کسری بودجه این نیست که رشد اقتصادی نداریم! متوسط رشد ریالی 12سال اخیر ما از صفر به سمت یک درصد متمایل شده است.
پیمان مولوی، دانش آموخته حسابداری و اقتصاد مالی از دانشگاه Essex انگلستان و دبیر کل پیشین انجمن اقتصاددانان ایران:
🔸هیچ گاه متوجه نمی شوم چرا کشوری باید عامدا از ارزش پول خود بکاهد تا کسری بودجه اش را جبران کند. چرا باید میلیونها نفر را فقیر کنیم تا کسری بودجه مان کنترل شود!
🔸 ممکن است برای کمک به شرکتها تصمیم به افزایش نرخ دلار گرفته باشند/ بانک مرکزی توضیح دهد، آیا نوسانات دلار برای جبران کسری بودجه انجام می شود؟
🔸چرا مردم و فعالان اقتصادی باید هزینه عدم بهره وری، ناکارآمدی ها، هزینه های غیرضروری، معافیت های مالیاتی غیرمتعارف را بپردازند! این وضعیت که منجر به التهاب در بازارهای دیگر هم می شود، بسیار نگران کننده است.
🔸مگر دلیل کسری بودجه این نیست که رشد اقتصادی نداریم! متوسط رشد ریالی 12سال اخیر ما از صفر به سمت یک درصد متمایل شده است.
👏2
✳️ ویژگی های ضروری برای رهبری!
✳️ اخلاق بازار!
✅ یکی از نقدهای رایج به بازار این است که از نظر اخلاقی انسان را تباه کرده و به سمت خودخواهی، فساد، چپاولگری، و فرومایگی میراند. حتی آدام اسمیت که به طرفداری از بازار آزاد شهرت دارد هم فکر میکرد زندگی در جامعه بازاری دارای هزینههای اخلاقی است.
🔸به نظر ارسطو دنبال سود بودن در نهایت راه به جایی جز سواستفاده از دیگران نمیبرند. به عقیده منتقدین بازار، پیشرفتهای اقتصادی ناشی از صنعت، خلاقیت، و نوآوری متاثر از جاهطلبی، حسادت، و در نهایت خودفریبی بوده و از درون این وضعیت هم نابرابری، بیعدالتی، و حکومتهای استبدادی زاده میشوند.
🔹حالا دو اقتصاددان به نامهای ویرجیل استور و جینی چوی در کتاب “آیا بازار اخلاق را تباه میکند؟” به این سوال قدیمی پرداخته و میپرسند اگر واقعا بازار باعث تباهی است آنگاه ما باید شاهد افت اخلاقیات در جوامع بازاری در مقایسه با جوامع غیربازاری باشیم.
آمار چنین چیزی را نشان نمیدهند، بلکه بالعکس، مردم در جوامع بازاری در مقایسه با جوامع غیربازاری خیّرتر بوده، میزان فساد و تعصب کمتری داشته، و بیشتر به همدیگر اعتماد میکنند.
نگاهی به وضعیت جمعیتی جهان نشان میدهد که مهاجرت همیشه از جوامع غیرتجاریتر به سمت جوامع تجاریتر صورت میگیرد که نمایانگر مطلوبیت بالاتر این جوامع است. همچنین بررسی شاخص آزادی اقتصادی که نماینده میزان دوری و نزدیکی یک کشور به بازار آزاد است بما میگوید مردم این جوامع وقت و پول بیشتری برای مصرف کالاها و انجام کارهای مورد علاقه خود دارند. به علاوه عمده خرج کرد جوامع بازاری هم برخلاف گذشته بیشتر توسط زنان و برای خانواده و دوستانشان صورت میگیرد که نشان از افزایش رفاه دارد. همچنین لازم به ذکر است که نابرابری ثروتی یک پدیده بازاری یا مربوط به دوران صنعتی شدن نیست و پیش از کاپیتالیسم وضع بدتر بود. اتفاقا مردم در جوامع بازاری ثروتمندتر، سالمتر، شادتر، و دارای ارتباطات بهتر هستند که دستاورد اخلاقی مهمی است.
🔸 اما چه چیزی باعث بهبود اوضاع شده است؟
تقسیم کار در بازار موجب افزایش ثروت گشته و بازتر شدن فضا به روی کارآفرینی به توسعه اقتصادی میانجامد. جوامع بازاری از نظر شاخصهای رفاهی و ثروت بهتر از جوامع غیربازاری هستند زیرا بازار افراد را مجبور میکند برای موفقیت دست به رقابت در ارائه خدمات بهتر بزنند. از طرف دیگر بازار به فضیلتهای اخلاقی عواملش خصوصا حسابگری وابسته است زیرا این ویژگی کارآفرینان را تشویق میکند فرصتهای موجود در بازار را تشخیص داده و در مورد آینده تصمیمات عاقلانه بگیرند. در این راستا در جوامع تجاری خصوصیاتی همچون سختکوشی، صرفهجویی، صداقت، قابل اطمینان بودن، و توانایی قضاوتِ بهتر هستند که پاداش میگیرند.
اما از دید بعضی منتقدین افزایش تعداد کالاها و خدمات در دسترس به معنی کاهش اهمیت کلوبها، اتحادیهها، و مکانهایی است که مردم دور هم جمع میشوند. به عقیده آنها در بازار آزاد پیوندهای اجتماعی جای خود را به رقابت داده، جامعه به گروههای رقیب تقسیم میشود، و وفاداری به جامعه با نفع شخصی جایگزین میگردد. به نظر آنها نظم اقتصادی مدرن انسانها را تبدیل به جزایر دور افتاده و تنها کرده است؛ اینکه ما انسانها قبلا اهل فضیلت بودیم و به یکدیگر اهمیت میدادیم ولی همه نگرانیِ امروز ما منفعت شخصی خودمان است.
اما در عمل بازار خود یک فضای اجتماعی است که به ایجاد و تسهیل روابط انسانی کمک میکند. افراد در محل کار خود بدلیل تجربیات و شرایط مشترک روابط محکمی با همکاران خود تشکیل میدهند. محل کار در بسیاری موارد بستر ایجاد روابط عاشقانه و آشنایی با همسر آینده است.
بازار جایی است که روابط مشتری و فروشنده یا استاد و شاگرد میتواند به دوستی بیانجامد. از طرف دیگر مثلا یک بیزینس خانوادگی نه فقط در تامین نیاز مالی یک خانواده بلکه همچنین در برآوردن نیازهای روانی و هویتی اعضای آن نقش بسزایی بازی میکند. در دنیای مدرن حتی خرید کردن و مصرف فرصتی برای فعالیتی اجتماعی و ارتباط با دیگران است.
🔹نقدهایی همچون نابودی جامعه و اخلاق توسط بازار صحت ندارند زیرا نقش و تاثیر بازار در تقویت روابط اجتماعی را نادیده گرفتهاند. از دید اخلاقی، خباثتها در تمام جنبههای روابط اجتماعی وجود دارند و وسوسه کسب سود به قیمت ضرر دیگران، سواستفاده از نادانی مردم، و برخورد مملو از بیتفاوتی با سایر انسانها در دیگر موقعیتهای اجتماعی از جمله عالم سیاست و مذهب هم به همان میزان قابل مشاهدهاند. از این منظر بازار به تنهایی نمیتواند تعیین کننده فساد اخلاقی یک جامعه باشد زیرا جوامع پیچیده هستند و نتیجه نهایی هر جامعهای وابسته با فاکتورهای بسیاری است./ قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ یکی از نقدهای رایج به بازار این است که از نظر اخلاقی انسان را تباه کرده و به سمت خودخواهی، فساد، چپاولگری، و فرومایگی میراند. حتی آدام اسمیت که به طرفداری از بازار آزاد شهرت دارد هم فکر میکرد زندگی در جامعه بازاری دارای هزینههای اخلاقی است.
🔸به نظر ارسطو دنبال سود بودن در نهایت راه به جایی جز سواستفاده از دیگران نمیبرند. به عقیده منتقدین بازار، پیشرفتهای اقتصادی ناشی از صنعت، خلاقیت، و نوآوری متاثر از جاهطلبی، حسادت، و در نهایت خودفریبی بوده و از درون این وضعیت هم نابرابری، بیعدالتی، و حکومتهای استبدادی زاده میشوند.
🔹حالا دو اقتصاددان به نامهای ویرجیل استور و جینی چوی در کتاب “آیا بازار اخلاق را تباه میکند؟” به این سوال قدیمی پرداخته و میپرسند اگر واقعا بازار باعث تباهی است آنگاه ما باید شاهد افت اخلاقیات در جوامع بازاری در مقایسه با جوامع غیربازاری باشیم.
آمار چنین چیزی را نشان نمیدهند، بلکه بالعکس، مردم در جوامع بازاری در مقایسه با جوامع غیربازاری خیّرتر بوده، میزان فساد و تعصب کمتری داشته، و بیشتر به همدیگر اعتماد میکنند.
نگاهی به وضعیت جمعیتی جهان نشان میدهد که مهاجرت همیشه از جوامع غیرتجاریتر به سمت جوامع تجاریتر صورت میگیرد که نمایانگر مطلوبیت بالاتر این جوامع است. همچنین بررسی شاخص آزادی اقتصادی که نماینده میزان دوری و نزدیکی یک کشور به بازار آزاد است بما میگوید مردم این جوامع وقت و پول بیشتری برای مصرف کالاها و انجام کارهای مورد علاقه خود دارند. به علاوه عمده خرج کرد جوامع بازاری هم برخلاف گذشته بیشتر توسط زنان و برای خانواده و دوستانشان صورت میگیرد که نشان از افزایش رفاه دارد. همچنین لازم به ذکر است که نابرابری ثروتی یک پدیده بازاری یا مربوط به دوران صنعتی شدن نیست و پیش از کاپیتالیسم وضع بدتر بود. اتفاقا مردم در جوامع بازاری ثروتمندتر، سالمتر، شادتر، و دارای ارتباطات بهتر هستند که دستاورد اخلاقی مهمی است.
🔸 اما چه چیزی باعث بهبود اوضاع شده است؟
تقسیم کار در بازار موجب افزایش ثروت گشته و بازتر شدن فضا به روی کارآفرینی به توسعه اقتصادی میانجامد. جوامع بازاری از نظر شاخصهای رفاهی و ثروت بهتر از جوامع غیربازاری هستند زیرا بازار افراد را مجبور میکند برای موفقیت دست به رقابت در ارائه خدمات بهتر بزنند. از طرف دیگر بازار به فضیلتهای اخلاقی عواملش خصوصا حسابگری وابسته است زیرا این ویژگی کارآفرینان را تشویق میکند فرصتهای موجود در بازار را تشخیص داده و در مورد آینده تصمیمات عاقلانه بگیرند. در این راستا در جوامع تجاری خصوصیاتی همچون سختکوشی، صرفهجویی، صداقت، قابل اطمینان بودن، و توانایی قضاوتِ بهتر هستند که پاداش میگیرند.
اما از دید بعضی منتقدین افزایش تعداد کالاها و خدمات در دسترس به معنی کاهش اهمیت کلوبها، اتحادیهها، و مکانهایی است که مردم دور هم جمع میشوند. به عقیده آنها در بازار آزاد پیوندهای اجتماعی جای خود را به رقابت داده، جامعه به گروههای رقیب تقسیم میشود، و وفاداری به جامعه با نفع شخصی جایگزین میگردد. به نظر آنها نظم اقتصادی مدرن انسانها را تبدیل به جزایر دور افتاده و تنها کرده است؛ اینکه ما انسانها قبلا اهل فضیلت بودیم و به یکدیگر اهمیت میدادیم ولی همه نگرانیِ امروز ما منفعت شخصی خودمان است.
اما در عمل بازار خود یک فضای اجتماعی است که به ایجاد و تسهیل روابط انسانی کمک میکند. افراد در محل کار خود بدلیل تجربیات و شرایط مشترک روابط محکمی با همکاران خود تشکیل میدهند. محل کار در بسیاری موارد بستر ایجاد روابط عاشقانه و آشنایی با همسر آینده است.
بازار جایی است که روابط مشتری و فروشنده یا استاد و شاگرد میتواند به دوستی بیانجامد. از طرف دیگر مثلا یک بیزینس خانوادگی نه فقط در تامین نیاز مالی یک خانواده بلکه همچنین در برآوردن نیازهای روانی و هویتی اعضای آن نقش بسزایی بازی میکند. در دنیای مدرن حتی خرید کردن و مصرف فرصتی برای فعالیتی اجتماعی و ارتباط با دیگران است.
🔹نقدهایی همچون نابودی جامعه و اخلاق توسط بازار صحت ندارند زیرا نقش و تاثیر بازار در تقویت روابط اجتماعی را نادیده گرفتهاند. از دید اخلاقی، خباثتها در تمام جنبههای روابط اجتماعی وجود دارند و وسوسه کسب سود به قیمت ضرر دیگران، سواستفاده از نادانی مردم، و برخورد مملو از بیتفاوتی با سایر انسانها در دیگر موقعیتهای اجتماعی از جمله عالم سیاست و مذهب هم به همان میزان قابل مشاهدهاند. از این منظر بازار به تنهایی نمیتواند تعیین کننده فساد اخلاقی یک جامعه باشد زیرا جوامع پیچیده هستند و نتیجه نهایی هر جامعهای وابسته با فاکتورهای بسیاری است./ قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👏1