مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ ویژگی های ضروری برای رهبری!
✳️ اخلاق بازار!

✅ یکی از نقدهای رایج به بازار این است که از نظر اخلاقی انسان را تباه کرده و به سمت خودخواهی، فساد، چپاول‌گری، و فرومایگی می‌راند. حتی آدام اسمیت که به طرفداری از بازار آزاد شهرت دارد هم فکر می‌کرد زندگی در جامعه بازاری دارای هزینه‌های اخلاقی است.
🔸به نظر ارسطو دنبال سود بودن در نهایت راه به جایی جز سواستفاده از دیگران نمی‌برند. به عقیده منتقدین بازار، پیشرفت‌های اقتصادی ناشی از صنعت، خلاقیت، و نوآوری متاثر از جاه‌طلبی، حسادت، و در نهایت خودفریبی بوده و از درون این وضعیت هم نابرابری، بی‌عدالتی، و حکومت‌های استبدادی زاده می‌شوند.
🔹حالا دو اقتصاددان به نام‌های ویرجیل استور و جینی چوی در کتاب “آیا بازار اخلاق را تباه می‌کند؟” به این سوال قدیمی پرداخته و می‌پرسند اگر واقعا بازار باعث تباهی است آنگاه ما باید شاهد افت اخلاقیات در جوامع بازاری در مقایسه با جوامع غیربازاری باشیم.
آمار چنین چیزی را نشان نمی‌دهند، بلکه بالعکس، مردم در جوامع بازاری در مقایسه با جوامع غیربازاری خیّرتر بوده، میزان فساد و تعصب کمتری داشته، و بیشتر به همدیگر اعتماد می‌کنند.
نگاهی به وضعیت جمعیتی جهان نشان می‌دهد که مهاجرت همیشه از جوامع غیرتجاری‌تر به سمت جوامع تجاری‌تر صورت می‌گیرد که نمایانگر مطلوبیت بالاتر این جوامع است. همچنین بررسی شاخص آزادی اقتصادی که نماینده میزان دوری و نزدیکی یک کشور به بازار آزاد است بما می‌گوید مردم این جوامع وقت و پول بیشتری برای مصرف کالاها و انجام کارهای مورد علاقه خود دارند. به علاوه عمده خرج کرد جوامع بازاری هم برخلاف گذشته بیشتر توسط زنان و برای خانواده و دوستان‌شان صورت می‌گیرد که نشان از افزایش رفاه دارد. همچنین لازم به ذکر است که نابرابری ثروتی یک پدیده بازاری یا مربوط به دوران صنعتی شدن نیست و پیش از کاپیتالیسم وضع بدتر بود. اتفاقا مردم در جوامع بازاری ثروتمندتر، سالم‌تر، شادتر، و دارای ارتباطات بهتر هستند که دستاورد اخلاقی مهمی است.
🔸 اما چه چیزی باعث بهبود اوضاع شده است؟
تقسیم کار در بازار موجب افزایش ثروت گشته و بازتر شدن فضا به روی کارآفرینی به توسعه اقتصادی می‌انجامد. جوامع بازاری از نظر شاخص‌های رفاهی و ثروت بهتر از جوامع غیربازاری هستند زیرا بازار افراد را مجبور می‌کند برای موفقیت دست به رقابت در ارائه خدمات بهتر بزنند. از طرف دیگر بازار به فضیلت‌های اخلاقی عواملش خصوصا حساب‌گری وابسته است زیرا این ویژگی کارآفرینان را تشویق می‌کند فرصت‌های موجود در بازار را تشخیص داده و در مورد آینده تصمیمات عاقلانه بگیرند. در این راستا در جوامع تجاری خصوصیاتی همچون سخت‌کوشی، صرفه‌جویی، صداقت، قابل اطمینان بودن، و توانایی قضاوتِ بهتر هستند که پاداش می‌گیرند.
اما از دید بعضی منتقدین افزایش تعداد کالاها و خدمات در دسترس به معنی کاهش اهمیت کلوب‌ها، اتحادیه‌ها، و مکان‌هایی است که مردم دور هم جمع می‌شوند. به عقیده آنها در بازار آزاد پیوندهای اجتماعی جای خود را به رقابت داده، جامعه به گروه‌های رقیب تقسیم می‌شود، و وفاداری به جامعه با نفع شخصی جایگزین می‌گردد. به نظر آنها نظم اقتصادی مدرن انسان‌ها را تبدیل به جزایر دور افتاده و تنها کرده است؛ اینکه ما انسان‌ها قبلا اهل فضیلت بودیم و به یکدیگر اهمیت می‌دادیم ولی همه نگرانیِ امروز ما منفعت شخصی خودمان است.
اما در عمل بازار خود یک فضای اجتماعی است که به ایجاد و تسهیل روابط انسانی کمک می‌کند. افراد در محل کار خود بدلیل تجربیات و شرایط مشترک روابط محکمی با همکاران خود تشکیل می‌دهند. محل کار در بسیاری موارد بستر ایجاد روابط عاشقانه و آشنایی با همسر آینده است.
بازار جایی است که روابط مشتری و فروشنده یا استاد و شاگرد می‌تواند به دوستی بیانجامد. از طرف دیگر مثلا یک بیزینس خانوادگی نه فقط در تامین نیاز مالی یک خانواده بلکه همچنین در برآوردن نیازهای روانی و هویتی اعضای آن نقش بسزایی بازی می‌کند. در دنیای مدرن حتی خرید کردن و مصرف فرصتی برای فعالیتی اجتماعی و ارتباط با دیگران است.
🔹نقدهایی همچون نابودی جامعه و اخلاق توسط بازار صحت ندارند زیرا نقش و تاثیر بازار در تقویت روابط اجتماعی را نادیده گرفته‌اند. از دید اخلاقی، خباثت‌ها در تمام جنبه‌های روابط اجتماعی وجود دارند و وسوسه کسب سود به قیمت ضرر دیگران، سواستفاده از نادانی مردم، و برخورد مملو از بی‌تفاوتی با سایر انسان‌ها در دیگر موقعیت‌های اجتماعی از جمله عالم سیاست و مذهب هم به همان میزان قابل مشاهده‌اند. از این منظر بازار به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده فساد اخلاقی یک جامعه باشد زیرا جوامع پیچیده هستند و نتیجه نهایی هر جامعه‌ای وابسته با فاکتورهای بسیاری است./ قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👏1
ده مهارت رهبری، اُلریش-2022.pdf
596.1 KB
مهارت های رهبری!
❤3
👍1👏1
✳️ من شایسته این تدریس نیستم!

✅ ‌قرار بر این شد که یکی از دروس مقدماتی رشته مهندسی عمران را برای دانشجویانِ سال اول تدریس کنم. عنوان درس این بود:
CE 1210: Introduction to Smart Infrastructure
همچنان که از عنوان مشخص است هدف از این درس ایجاد یک «آشنایی اولیه» برای دانشجوی سال اول است تا که بداند این رشته مهندسی که انتخاب کرده اساسا چیست؟ و چه افق‌های کار و اشتغال در آینده دارا خواهد بود؟ و در احداث زیربناهای کشور چه نقشی خواهد داشت؟

🔷 مدیر گروه گفت: لطفا خیلی روی بحث سازه مانور نده (!) و درباره گرایشهای دیگر عمران مثل ژئوتکنیک هم برای بچه ها به قدر کافی صحبت کن.
توضیح دادم که مدتهاست درگیر پروژه یا کار ژئوتکنیکی نبوده ام و لذا برای یکی از جلسات کلاس از یک مهندس با «تجربه در صنعت» (و با سابقه ژئوتکنیک) دعوت خواهم کرد.

🔷 بدین منظور ایمیلی زدم به خانم دکتر Jennie Watson-Lamprey که مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور مطرح SLATE در سانفرانسیسکو است. این شرکت SLATE پروژه های بزرگی در این حوزه دارد. از جمله پروژه های آنها برج ملنیوم است که اخیرا در سانفرانسیسکو کج شده و به خاطر مشکلات ژئوتکنیک، ترکهایی در دیوار و سقف برخی آپارتمانها شکل‌گرفته و صدها پرونده حقوقی در دادگاه دارد. اکنون شرکت خانم Jennie در حال بررسی اشکالات طراحیِ مشاور قبلی این پروژه است که ببینند در‌کجا اشتباه شده و چطور می شود راهکاری برای تقویت فونداسیون برج داد. عملا شرکت ایشان درگیر کارهایی در این سطح و تراز است.

🔷وقتی ایمیل دعوتنامه را فرستادم بلافاصله با پاسخ جالب خانم Jennie مواجه شدم. نوشته بود:

«سلام محمدرضا؛ وای که چقدر خوشحال شدم از اینکه دیدم به یاد من بوده ای. باورم نمیشه که من رو در خاطر داشتی. راستش خیلی مشتاقم که در این کلاس، تدریس درباره ژئوتکنیک داشته باشم ولی من شایسته این تدریس نیستم چون که چندسالی هست که عمدتا درگیر امور مدیریتِ شرکت مهندسی مشاور هستم و عملا من دیگه چندان آدم فنی ای محسوب نمی شوم. بنابراین پیشنها می کنم که مدیر فنی شرکت ما (آقای Nathaniel Wagner) این تدریس را انجام دهد.»

🔷‌جمله ای که نوشته بود دقیقا این بود:
I would do a disservice to your students to accept.

https://t.me/ExecutiveManagement
قدری جا خوردم.
کنجکاو شدم و مجددا رفتم و رزومه خانم Jennie را بررسی کردم. بله درست است! ایشان لیسانس را در دانشگاه کلومبیا بوده، و سپس کارشناسی ارشد و دکترای ژئوتکنیک را از دانشگاه برکلی گرفته (یکی از بهترین دپارتمانهای ژئوتکنیک دنیا) ولی با وجود این سابقه، به دلیل اینکه مدتی است که عمدتا درگیر کارهای مدیریتی است خودش را «شایسته» تدریس (آنهم فقط یک جلسه!) در کلاس درس نمی داند.
واقعا به فکر فرو رفتم. آیا من هم با خودم همین قدر صادق هستم؟ آیا من هم اگر فردی متخصص تر/شایسته تر از خودم وجود داشته باشد، از پذیرفتنِ کار امتناع خواهم کرد؟
آیا من هم جرأت دارم اینقدر به صراحت و مکتوب بنویسم که شایسته ی فلان کار نیستم؟
یا اینکه بلافاصله چنگ می اندازم که کار را روی هوا بگیرم؟ و از هر فرصتی برای مطرح شدن استفاده خواهم کرد؟…

🔷 این فکر ها آمد و رفت.
گفتم: پرینت ایمیل Jennie را می گیرم و یادگاری برای پسرم نگه می دارم. اینکه بداند در دنیا اینگونه انسانهایی هم هستند. فقط  آدمهای «شکارگر» در این دنیا نیستند. بلکه حضور دارند آدمهایی که اصول رفتار حرفه ای برایشان مهمتر از بیزینس و شکارگری است.

🔷 سه هفته بعد، آن جلسه ی کلاس برگزار شد و مدیر فنی شرکت (یعنی آقای  Nathaniel) آمد و به بچه ها درباره مبانی ژئوتکنیک حرف زد. درباره زندگی حرفه ای یک مهندس ژئوتکنیک سخن گفت و توضیح داد که چرا به سمت این حرفه آمده ‌و درآمدش چقدر است و …

🔷 رفتارهای توسعه یافته در افراد باعث توسعه یک کشور می شود. وقتی که کسی خودش ، خودش را متخصص و واجد صلاحیت نداند «مسئولیت» قبول نمی کند. از نشانه های توسعه یافتگی‌ این است که برای «علم و تجربه» احترام قائل باشیم. آن کسی که بدون هیچ تجربه فنی سکان مدیریت یک مجموعه عظیم خودروسازی را به عهده می گیرد، شخصیت توسعه نیافته ای دارد. با خودش صادق نیست. او نمی تواند باعث توسعه کشورش شود.
آن استاد دانشگاهی که همزمان با وظایف دانشگاهی (و بجای تمرکز بر تربیت دانشجو و پژوهش) همزمان در چندین شرکت مهاب قدس و سابیر و توانیر و پتروپارس و نظام مهندسی و … سمَت مدیریتی دارد و دائم خارج دانشگاه رفت و آمد دارد، شخصیت توسعه نیافته دارد. او نمی تواند «دانشجویان توسعه آفرین» تربیت کند.
توسعه یک کشور، محصول شخصیتهای توسعه یافته است.
بازنشرازکانال:ذهن موفق
محمدرضا اسلامی, استاد دانشگاه پلی تکنیک کالیفرنیا
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کارمندان از کدام رفتار مدیر خود بیشتر شاکی می شوند؟

✅ بر اساس نظرسنجی انجام شده توسط یک مجموعه معتبر که بصورت آنلاین و با مشارکت افراد شاغل در آمریکا انجام شد، مشخص شد که بیش از 90 درصد از مدیران، مهارت های برقراری ارتباط با کارمندان را ندارند و بسیاری از مشکلات پیش آمده، به همین خاطر می باشد. از جمله مصادیق این ادعا عبارتند از:

● ارج ننهادن به موفقیت کارکنان
● ابهام در هنگام محول کردن کارها
● کمبود وقت برای ملاقات با کارکنان
● خودداری از برقراری رابطه دوستانه با زیردستان
● استفاده از ایده های دیگران با نام خود
● عدم ارائه نقد سازنده
● ندانستن نام کارمند
● خودداری از گفتگوی تلفنی یا حضوری با کارمندان
✳️ امروزه روز، رصدخانه ضروری است؟!

✅ استراتژیست ها باید به صورت پیوسته عوامل زیر را رصد کنند:

🔸 فناوری:
دسترسی روزافزون همه به تکنولوژی باعث پیشرفت می‌شود، اما هر صنعتی فرم تغییرات فنی خود را دارد. مواد جدید؛ چاپ سه بعدی؛ فناوری نانو و ... همگی می توانند تحولات بنیادینی را رقم بزنند.

🔹 رفتارها، نیازها و ارزش‌های مشتری:
بهترین نوآوری‌ها هم از فناوری‌های جدید و هم از الگوی رفتاری، نیازها و ارزش‌های مشتری‌ها استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، Uber و Airbnb در ایجاد و رشد اقتصاد به یکدیگر کمک می‌کنند.

🔸 فضای رقابتی:
این روزها، رقبا از ناکجاآباد می‌آیند، زیرا شرکت‌ها می‌توانند تقریباً از هر عنصر زنجیره خود – از تحقیق و توسعه گرفته تا تولید و فروش و بازاریابی – به راحتی برون‌سپاری کنند. مدل‌های جدید تجاری رقبای جدیدی ایجاد می‌کنند که اغلب می‌توانند ما را از میدان به درکنند.

🔹 تأمین‌کنندگان، شرکای تجاری و کانال‌ها:
مهم است که از توانایی‌های در حال تحول تأمین‌کنندگان، شرکای تجاری بالقوه و کانال‌های فروش خودآگاه باشید. این افراد را از اهداف خود آگاه کنید و اینکه چگونه می‌توانند به شما کمک کنند تا در نوک قلهٔ تغییرات بازار خود بمانید.

https://t.me/ExecutiveManagement