✳️ جهان جدید مدیران مالی
✅ در حالی که وارد سال ۲۰۲۴ شدهایم که کسب و کارها باید برنامههای استراتژیک خود را ادامه دهند و از سرمایهگذاریهای بیسود صرفنظر کنند و سرمایهگذاریهای کلیدی به موقع را در اولویت قرار دهند.
🔸توانایی چابک ماندن بیش از هر زمان دیگری مهم است و آنهایی که توانستند استراتژیهای خود را به سمت این مدل پایدارتر هدایت کنند، برای رویارویی با چشمانداز اقتصادی پویا مجهزتر خواهند بود.
🔻 در زیر، ما به چهار روند اساسی که تیمهای مالی موفق برای رسیدن به موفقیت در سال ۲۰۲۴ با آنها مواجه خواهند شد، میپردازیم:
1️⃣ مدیران عامل به مدیر مالی به عنوان یک متحد نگاه خواهند کرد
در دورههای چالشبرانگیز اقتصاد، مدیرعامل به یک تیم مالی نیاز دارد تا نشاندهنده اهداف راهبردی برای بقیه سازمان باشد.
2️⃣ دفتر مالی به مکان جذابتری برای فارغالتحصیلان تبدیل خواهد شد
مدیران مالی و تیم مالی از حباب «فقط مالی» خارج می شوند پس گروه جدیدی از متخصصان جوان و ماهر را دور هم جمع می شوند که مسوولیتهای سنتی متخصصان مالی را تغییر میدهند. نه تنها این، بلکه متخصصان جوانی که وارد این حوزه میشوند، ترکیبی از شایستگی مالی و توانایی فناوری خواهند داشت.
3️⃣ کسب و کارها مدال هوش مصنوعی خواهند داشت
اکنون بیش از هر زمان دیگری، رهبران مالی نیاز به مدرنسازی با فناوری برای حذف فرآیندهای دستی دارند و در عین حال باید نظارت و کنترل را افزایش دهند. سال گذشته سالی بود که ابزارهای هوش مصنوعی واقعا برای بسیاری از مشاغل مطرح شد و اکنون یک تمایز رقابتی برای تیمهای مالی است. هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی میتوانند برای حسابهای پرداختنی (AP) و امور مالی فرصت های خوبی ایجاد کند.
4️⃣تیم مالی با یک چالش مدیریتی متفاوت روبهرو خواهد شد
در سال ۲۰۲۴ شاهد خواهیم بود که بسیاری از کسب و کارها مجبور به عقبنشینی از توسعه بینالمللی یا جاهطلبیهای مبتنی بر محصول هستند. دانستن اینکه چه چیزی را باید عقبنشینی کنید و چه چیزی را به سرمایهگذاران ارائه نکنید، نیاز به یک رهبر استراتژیک دارد که در زمینههای کسب و کار با بهترین بهرهوری و حاشیه سود قابل مشاهده باشد./ قواعدبازی
✅ در حالی که وارد سال ۲۰۲۴ شدهایم که کسب و کارها باید برنامههای استراتژیک خود را ادامه دهند و از سرمایهگذاریهای بیسود صرفنظر کنند و سرمایهگذاریهای کلیدی به موقع را در اولویت قرار دهند.
🔸توانایی چابک ماندن بیش از هر زمان دیگری مهم است و آنهایی که توانستند استراتژیهای خود را به سمت این مدل پایدارتر هدایت کنند، برای رویارویی با چشمانداز اقتصادی پویا مجهزتر خواهند بود.
🔻 در زیر، ما به چهار روند اساسی که تیمهای مالی موفق برای رسیدن به موفقیت در سال ۲۰۲۴ با آنها مواجه خواهند شد، میپردازیم:
1️⃣ مدیران عامل به مدیر مالی به عنوان یک متحد نگاه خواهند کرد
در دورههای چالشبرانگیز اقتصاد، مدیرعامل به یک تیم مالی نیاز دارد تا نشاندهنده اهداف راهبردی برای بقیه سازمان باشد.
2️⃣ دفتر مالی به مکان جذابتری برای فارغالتحصیلان تبدیل خواهد شد
مدیران مالی و تیم مالی از حباب «فقط مالی» خارج می شوند پس گروه جدیدی از متخصصان جوان و ماهر را دور هم جمع می شوند که مسوولیتهای سنتی متخصصان مالی را تغییر میدهند. نه تنها این، بلکه متخصصان جوانی که وارد این حوزه میشوند، ترکیبی از شایستگی مالی و توانایی فناوری خواهند داشت.
3️⃣ کسب و کارها مدال هوش مصنوعی خواهند داشت
اکنون بیش از هر زمان دیگری، رهبران مالی نیاز به مدرنسازی با فناوری برای حذف فرآیندهای دستی دارند و در عین حال باید نظارت و کنترل را افزایش دهند. سال گذشته سالی بود که ابزارهای هوش مصنوعی واقعا برای بسیاری از مشاغل مطرح شد و اکنون یک تمایز رقابتی برای تیمهای مالی است. هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی میتوانند برای حسابهای پرداختنی (AP) و امور مالی فرصت های خوبی ایجاد کند.
4️⃣تیم مالی با یک چالش مدیریتی متفاوت روبهرو خواهد شد
در سال ۲۰۲۴ شاهد خواهیم بود که بسیاری از کسب و کارها مجبور به عقبنشینی از توسعه بینالمللی یا جاهطلبیهای مبتنی بر محصول هستند. دانستن اینکه چه چیزی را باید عقبنشینی کنید و چه چیزی را به سرمایهگذاران ارائه نکنید، نیاز به یک رهبر استراتژیک دارد که در زمینههای کسب و کار با بهترین بهرهوری و حاشیه سود قابل مشاهده باشد./ قواعدبازی
سایت خبری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
جهان جدید مدیران مالی
با به پایان رسیدن سال چالش برانگیز ۲۰۲۳، مدیران مالی خود را آماده میکنند تا در سال ۲۰۲۴، در میان بالابودن نرخ بهره و کاهش اشتیاق سرمایهگذاران، چشمانداز فوقالعاده رقابتی دیگری را دنبال کنند؛ چهرهای که شاید در سالهای اخیر قابل پیشبینی نبود. این امر…
✳️ اگر یک گاو داشته باشید،چگونه باآن کسب درآمد می کنید؟
✅ احتمالا پاسخی که به ذهن اکثر افراد میرسد این است که شیر گاو را یا کره، پنیر و... گرفته از آن را میفروشیم. یا اینکه گوشت آن گاو را میفروشیم. اما بیایید به راههای دیگر نیز نگاهی بیندازیم.
✅ احتمالا پاسخی که به ذهن اکثر افراد میرسد این است که شیر گاو را یا کره، پنیر و... گرفته از آن را میفروشیم. یا اینکه گوشت آن گاو را میفروشیم. اما بیایید به راههای دیگر نیز نگاهی بیندازیم.
✳️ ثروتمندترین کشورهای جهان در ۳ معیار
✅ موفقیت اقتصادی یک کشور را چگونه میسنجید؟
معیار کلاسیک «تولید ناخالص داخلی سرانه»، رونق اقتصادی فردی را نشان می دهد. تولید ناخالص داخلی (GDP) مجموع ارزش پولی یا بازاری همه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در مرزهای یک کشور طی یک دوره زمانی خاص است. این شاخص به عنوان معیاری که کل تولید داخلی را در خود جای داده شناخته میشود و نشانگر امتیاز یک کشور در زمینه سلامت اقتصادی است.اما مقایسه کشورها با این معیار ، به سادگی همه داستان سلاملت و رشد اقتصادی را بیان نمی کند. برای دریافت ایده بهتر از استانداردهای زندگی شهروندان یک کشور، باید ببینید که پول شما تا چه اندازه همراه با تعدیل بهره وری نیروی کار ارزش و قدرت خرید دارد.
نموداری که در پست بالا مشاهده کردید، ثروتمندترین کشورهای جهان با سه معیار مختلف بر اساس دادههای The Economist و Sondre Solstad نشان میدهد. همه ارقام به دلار آمریکا هستند.
ثروتمندترین کشورهای جهان، بر اساس تولید ناخالص داخلی سرانه
همانطور که جدول زیر نشان می دهد، کشورهای کوچکتر بسیار بهتر عمل می کنند - از بین 10 کشور ثروتمند برتر، هشت کشور زیر 10 میلیون نفر جمعیت دارند. لوکزامبورگ که بخش فعالیتهای مالی آن 25 درصد از تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل می دهد، ثروتمندترین کشور جهان از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه است.
این کشور با جمعیت تنها 660000 نفر، بهشت مالیاتی نیز در نظر گرفته می شود و به دلیل سیاست های مالیاتی مطلوب، سرمایه گذاری خارجی را تشویق می کند. با توجه به ثروت قابل توجه کشور کوچک، شهروندان آن از آموزش، مراقبت های بهداشتی و حمل و نقل رایگان برخوردار هستند.
برمودا مانند لوکزامبورگ به عنوان بهشت مالیاتی شناخته می شود. چندین شرکت چندملیتی، میلیاردها نفر را در این کشور جزیرهای پناه می دهند - از جمله گوگل که در سال 2017 مبلغ 23 میلیارد دلار را به یک شرکت انتقال داد تا هزینه های مالیات خارجی را کاهش دهد.
سنگاپور با سرانه تولید ناخالص داخلی 82808 دلاری، ثروتمندترین کشور آسیا به دلیل نقش آن به عنوان یک مرکز جهانی برای امور مالی، تجارت و گردشگری است.
یک لنز جدید: برابری قدرت خرید (Purchasing Power Parity -PPP)
روش دیگری برای مقایسه کشورها، محاسبه «تولید ناخالص داخلی سرانه را بر اساس قیمت نسبی کالاها و خدمات» است تا تفاوت در هزینه زندگی و قدرت پول محلی را در نظر بگیرد. محاسبه شاخص ppp برابری قدرت خرید (یا آنگونه که تلفظ میشود: «پرچس پاور پریتی») مشخص میکند اگر تمام کشورها از یک ارز استفاده میکردند، برای خرید کالاها و خدمات چقدر هزینه داشتند. به بیان دیگر این شاخص نرخی است که یک ارز باید به آن مبادله شود تا قدرت خرید یک ارز دیگر را داشته باشد.
🔹این مقایسه واضح تری از استانداردهای زندگی در بین کشورها ارائه می دهد زیرا ارزش یک دلار می تواند کالاهای بیشتری را در کشورهای مختلف خریداری کند. در زیر نشان میدهیم که چگونه کشورها بر اساس این معیار، که به عنوان تولید ناخالص داخلی سرانه تعدیل شده با برابری قدرت خرید (PPP) شناخته میشود، عملکرد متفاوتی دارند:
نگاهی به ثروتمندترین کشورهای جهان به این صورت نشان می دهد که استانداردهای زندگی در سنگاپور بالا است، زیرا واحد پول آنها میتواند فراتر از سایر کشورها باشد. اغلب کشورهای ثروتمندتر در نتیجه بهره وری نیروی کار بالاتر، فناوری پیشرفته و عوامل دیگر، قیمتهای بالاتری خواهند داشت.
به همین ترتیب، امارات متحده عربی با پیشی گرفتن از سوئیس و آمریکا، به 10 کشور برتر صعود می کند. این کشور به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت در سراسر جهان، در سال 2022 صد میلیارد دلار درآمد نفتی به دست آورد که معادل حدود صد هزار دلار برای هر شهروند است.
ثروتمندترین کشورهای جهان، با ساعت کار تنظیم شده است
چگونه رتبه بندی هنگام محاسبه بهره وری تغییر می کند؟
تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) که بر اساس ساعات کار به ازای هر نفر محاسبه می شود، یک شاخص اقتصادی کلیدی است که هم تولید اقتصادی و هم ورودی نیروی کار در یک کشور را در نظر می گیرد. اقتصادهایی که دارای نیروی کار با کیفیت و مولد با استانداردهای زندگی قوی هستند، با استفاده از این معیار، رتبه خوبی دارند.
تولید ناخالص داخلی سرانه بر اساس PPP تنظیم شده بر اساس ساعات کار به ازای هر نفر، درک جامع تری از بهره وری اقتصادی را با در نظر گرفتن نه تنها تولید (GDP) بلکه همچنین ورودی نیروی کار ارائه می دهد.
✅ موفقیت اقتصادی یک کشور را چگونه میسنجید؟
معیار کلاسیک «تولید ناخالص داخلی سرانه»، رونق اقتصادی فردی را نشان می دهد. تولید ناخالص داخلی (GDP) مجموع ارزش پولی یا بازاری همه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در مرزهای یک کشور طی یک دوره زمانی خاص است. این شاخص به عنوان معیاری که کل تولید داخلی را در خود جای داده شناخته میشود و نشانگر امتیاز یک کشور در زمینه سلامت اقتصادی است.اما مقایسه کشورها با این معیار ، به سادگی همه داستان سلاملت و رشد اقتصادی را بیان نمی کند. برای دریافت ایده بهتر از استانداردهای زندگی شهروندان یک کشور، باید ببینید که پول شما تا چه اندازه همراه با تعدیل بهره وری نیروی کار ارزش و قدرت خرید دارد.
نموداری که در پست بالا مشاهده کردید، ثروتمندترین کشورهای جهان با سه معیار مختلف بر اساس دادههای The Economist و Sondre Solstad نشان میدهد. همه ارقام به دلار آمریکا هستند.
ثروتمندترین کشورهای جهان، بر اساس تولید ناخالص داخلی سرانه
همانطور که جدول زیر نشان می دهد، کشورهای کوچکتر بسیار بهتر عمل می کنند - از بین 10 کشور ثروتمند برتر، هشت کشور زیر 10 میلیون نفر جمعیت دارند. لوکزامبورگ که بخش فعالیتهای مالی آن 25 درصد از تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل می دهد، ثروتمندترین کشور جهان از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه است.
این کشور با جمعیت تنها 660000 نفر، بهشت مالیاتی نیز در نظر گرفته می شود و به دلیل سیاست های مالیاتی مطلوب، سرمایه گذاری خارجی را تشویق می کند. با توجه به ثروت قابل توجه کشور کوچک، شهروندان آن از آموزش، مراقبت های بهداشتی و حمل و نقل رایگان برخوردار هستند.
برمودا مانند لوکزامبورگ به عنوان بهشت مالیاتی شناخته می شود. چندین شرکت چندملیتی، میلیاردها نفر را در این کشور جزیرهای پناه می دهند - از جمله گوگل که در سال 2017 مبلغ 23 میلیارد دلار را به یک شرکت انتقال داد تا هزینه های مالیات خارجی را کاهش دهد.
سنگاپور با سرانه تولید ناخالص داخلی 82808 دلاری، ثروتمندترین کشور آسیا به دلیل نقش آن به عنوان یک مرکز جهانی برای امور مالی، تجارت و گردشگری است.
یک لنز جدید: برابری قدرت خرید (Purchasing Power Parity -PPP)
روش دیگری برای مقایسه کشورها، محاسبه «تولید ناخالص داخلی سرانه را بر اساس قیمت نسبی کالاها و خدمات» است تا تفاوت در هزینه زندگی و قدرت پول محلی را در نظر بگیرد. محاسبه شاخص ppp برابری قدرت خرید (یا آنگونه که تلفظ میشود: «پرچس پاور پریتی») مشخص میکند اگر تمام کشورها از یک ارز استفاده میکردند، برای خرید کالاها و خدمات چقدر هزینه داشتند. به بیان دیگر این شاخص نرخی است که یک ارز باید به آن مبادله شود تا قدرت خرید یک ارز دیگر را داشته باشد.
🔹این مقایسه واضح تری از استانداردهای زندگی در بین کشورها ارائه می دهد زیرا ارزش یک دلار می تواند کالاهای بیشتری را در کشورهای مختلف خریداری کند. در زیر نشان میدهیم که چگونه کشورها بر اساس این معیار، که به عنوان تولید ناخالص داخلی سرانه تعدیل شده با برابری قدرت خرید (PPP) شناخته میشود، عملکرد متفاوتی دارند:
نگاهی به ثروتمندترین کشورهای جهان به این صورت نشان می دهد که استانداردهای زندگی در سنگاپور بالا است، زیرا واحد پول آنها میتواند فراتر از سایر کشورها باشد. اغلب کشورهای ثروتمندتر در نتیجه بهره وری نیروی کار بالاتر، فناوری پیشرفته و عوامل دیگر، قیمتهای بالاتری خواهند داشت.
به همین ترتیب، امارات متحده عربی با پیشی گرفتن از سوئیس و آمریکا، به 10 کشور برتر صعود می کند. این کشور به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت در سراسر جهان، در سال 2022 صد میلیارد دلار درآمد نفتی به دست آورد که معادل حدود صد هزار دلار برای هر شهروند است.
ثروتمندترین کشورهای جهان، با ساعت کار تنظیم شده است
چگونه رتبه بندی هنگام محاسبه بهره وری تغییر می کند؟
تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) که بر اساس ساعات کار به ازای هر نفر محاسبه می شود، یک شاخص اقتصادی کلیدی است که هم تولید اقتصادی و هم ورودی نیروی کار در یک کشور را در نظر می گیرد. اقتصادهایی که دارای نیروی کار با کیفیت و مولد با استانداردهای زندگی قوی هستند، با استفاده از این معیار، رتبه خوبی دارند.
تولید ناخالص داخلی سرانه بر اساس PPP تنظیم شده بر اساس ساعات کار به ازای هر نفر، درک جامع تری از بهره وری اقتصادی را با در نظر گرفتن نه تنها تولید (GDP) بلکه همچنین ورودی نیروی کار ارائه می دهد.
👍1
این شاخص، همبستگی بین میانگین ساعات کار و سطح تولید ناخالص داخلی سرانه نقش کارایی نیروی کار و جبران خسارت را در عملکرد اقتصادی برجسته می کند. در نتیجه، ترکیب تولید ناخالص داخلی سرانه بر اساس PPP و تعدیل ساعتهای کار به ازای هر نفر، چشمانداز متفاوتی را در مورد رفاه اقتصادی یک کشور با در نظر گرفتن تولید و ورودی نیروی کار ارائه میدهد.
در این مورد نروژ بهترین رتبه جهانی را دارد. این نمایش قوی احتمالاً تحت تأثیر ساعات کار کمتر در مقایسه با جمعیت آمریکا به دلیل کمک هزینه تعطیلات بیشتر و سایر عوامل است.
در همین حال، ایالات متحده از نظر تعدیل ساعات کار در جایگاه یازدهم قرار دارد و کشورهای عمدتاً اروپای غربی در رتبه بندی بالاتر هستند.
نکته مهم این است که ثروتمندترین کشورهای جهان را نمی توان تنها با یک معیار درک کرد. تنها با نگاه کردن به طیفی از معیارها است که می توانیم ببینیم که کشورها چگونه در رتبه بندی بسته به معیار و معیارهای انتخابی متفاوت هستند.
بازنشراز: کانال بنیادهم آفرینی آینده
در این مورد نروژ بهترین رتبه جهانی را دارد. این نمایش قوی احتمالاً تحت تأثیر ساعات کار کمتر در مقایسه با جمعیت آمریکا به دلیل کمک هزینه تعطیلات بیشتر و سایر عوامل است.
در همین حال، ایالات متحده از نظر تعدیل ساعات کار در جایگاه یازدهم قرار دارد و کشورهای عمدتاً اروپای غربی در رتبه بندی بالاتر هستند.
نکته مهم این است که ثروتمندترین کشورهای جهان را نمی توان تنها با یک معیار درک کرد. تنها با نگاه کردن به طیفی از معیارها است که می توانیم ببینیم که کشورها چگونه در رتبه بندی بسته به معیار و معیارهای انتخابی متفاوت هستند.
بازنشراز: کانال بنیادهم آفرینی آینده
✳️ ابراز کردن خود
✅ بیش از هزار سال است که فلاسفه به ما میگویند:
انسانها یک تمایل ذاتی دارند تا به دیگران نشان دهند که واقعا چه کسی هستند.
حالا زندگی سازمانی بهگونهای است که عموماً تمایلات انسانی را سرکوب میکند و در نتیجه افراد با یک خشم درونی مواجه میشوند. حتی امروزه، با وجود تلاشهایی که برای ابراز و ارتقاء خلاقیت و نوآوری میشود، همچنان عناوین دست و پاگیر و بوروکراتیک سازمانی و شغلی، وظایف غیر منعطف و سیستمهای ارزیابی استانداردشده وجود دارد که بهجای هیجان و ابراز خود، ایجاد اضطراب و تشویش میکنند.
هیچ یک از ما تمایلی به انجام و تکرار هزاربارهی رفتارها و کارهای از پیش تعیینشده نداریم. همهی ما یک تمایل درونی و عمیق برای استفاده از مهارتها و دیدگاههای یکتای خود بهمنظور تصمیمگیری برای بهبود کارهای تیمی داریم. وقتی به افراد امکان تفکر در مورد بهترین جنبهها و خصیصههای آنها داده میشود، سسیستم جستجوی مغزشان فعال میشود. تحقیقات نشان میدهد که وقتی فردی توانمندیهای منحصر به خود را تشخیص دهد و از آنها استفاده کند، احساس سرزنده بودن بیشتری دارد.
رهبران میتوانند بدون آنکه مجبور به تغییر چارچوبهای شغلی باشند، به کارمندان کمک کنند تا خودشان را به بهترین نحو نشان دهند. مثلاً از کارمندانی که تازه استخدام میشوند بخواهند تا بهترین ساعات روز را که عملکرد بهینهای دارند و از بودن در کنار سایر کارمندان احساس خوبی دارند مشخص کنند. همچنین مهارتها و توانمندیهای فردی ارزشمندشان را معرفی کنند. یک تحقیق که در این زمینه انجام شده نشان داده است که کارمندان تازهواردی که به این روش به سازمان وارد میشوند توانستهاند رضایتمندی بیشتری از جانب مشتریها به دست آورند.
کارمندان میخواهند به توانمندیها، مهارتها و دیدگاههای خاص آنها بها داده شود و هر چه مدیر بتواند این کار را بهتر انجام دهد و به کارمندان خاطرنشان کند که نقش آنها در سازمان، مهم و ارزشمند است، میتوانند به نتایج ارزشمندتری دست یابند.
بازنشراز: مشاوران کسب و کار
✅ بیش از هزار سال است که فلاسفه به ما میگویند:
انسانها یک تمایل ذاتی دارند تا به دیگران نشان دهند که واقعا چه کسی هستند.
حالا زندگی سازمانی بهگونهای است که عموماً تمایلات انسانی را سرکوب میکند و در نتیجه افراد با یک خشم درونی مواجه میشوند. حتی امروزه، با وجود تلاشهایی که برای ابراز و ارتقاء خلاقیت و نوآوری میشود، همچنان عناوین دست و پاگیر و بوروکراتیک سازمانی و شغلی، وظایف غیر منعطف و سیستمهای ارزیابی استانداردشده وجود دارد که بهجای هیجان و ابراز خود، ایجاد اضطراب و تشویش میکنند.
هیچ یک از ما تمایلی به انجام و تکرار هزاربارهی رفتارها و کارهای از پیش تعیینشده نداریم. همهی ما یک تمایل درونی و عمیق برای استفاده از مهارتها و دیدگاههای یکتای خود بهمنظور تصمیمگیری برای بهبود کارهای تیمی داریم. وقتی به افراد امکان تفکر در مورد بهترین جنبهها و خصیصههای آنها داده میشود، سسیستم جستجوی مغزشان فعال میشود. تحقیقات نشان میدهد که وقتی فردی توانمندیهای منحصر به خود را تشخیص دهد و از آنها استفاده کند، احساس سرزنده بودن بیشتری دارد.
رهبران میتوانند بدون آنکه مجبور به تغییر چارچوبهای شغلی باشند، به کارمندان کمک کنند تا خودشان را به بهترین نحو نشان دهند. مثلاً از کارمندانی که تازه استخدام میشوند بخواهند تا بهترین ساعات روز را که عملکرد بهینهای دارند و از بودن در کنار سایر کارمندان احساس خوبی دارند مشخص کنند. همچنین مهارتها و توانمندیهای فردی ارزشمندشان را معرفی کنند. یک تحقیق که در این زمینه انجام شده نشان داده است که کارمندان تازهواردی که به این روش به سازمان وارد میشوند توانستهاند رضایتمندی بیشتری از جانب مشتریها به دست آورند.
کارمندان میخواهند به توانمندیها، مهارتها و دیدگاههای خاص آنها بها داده شود و هر چه مدیر بتواند این کار را بهتر انجام دهد و به کارمندان خاطرنشان کند که نقش آنها در سازمان، مهم و ارزشمند است، میتوانند به نتایج ارزشمندتری دست یابند.
بازنشراز: مشاوران کسب و کار
👍1
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️سایهروشن یک شاه یا یک ملت؟
امیر ناظمی
نام مظفرالدینشاه اغلب چهره پیرمردی مریض و ناتوان را به یاد میآورد که عاشق سفر فرنگ است؛ چهره شاهی نامحبوب، ناتوان و غیرجذاب، به آن اندازه که در فیلم «ناصرالدینشاه آکتور سینما» که روایتی است از تاریخ سینمای ایران، به جای او این ناصرالدینشاه است که نماد حاکمیت میشود، در حالی که ورود سینما به ایران حاصل سفر اوست.
اما واقعیتهای تاریخی این احساس جمعی را پرسشبرانگیز میکند. در حقیقت در دوران کوتاه مظفرالدینشاه تغییراتی بنیادین در ایران به وجود آمد. کارنامه عملی او با شخصیتی که ما در ذهن داریم، گویی دو انسان مختلف هستند.
برخی از مهمترین جنبههای مظفرالدینشاه که باید به آن توجه کرد به خوبی میتواند این تفاوت را آشکار کند.
◻️مشروطه: انقلابی با کمترین هزینه
انقلاب مشروطه در دوران مظفرالدینشاه به پیروزی رسید (۱۲۸۵)، هرچند محمدعلیشاه فرزند او با بر هم زدن مشروطه و به توپ بستن مجلس منجر به شکلگیری دوباره مبارزهی مشروطهخواهان شد و در این دورهی دوم است که محاصره تبریز و فتح تهران روی میدهد.
مظفرالدینشاه بدون مقاومتی جدی در برابر خواسته مردم، فرمان مشروطه را امضا کرد. در مهمترین درگیری مشروطهخواهان کفنپوشبا نیروهای دولتی در اسفند۱۲۸۴ تنها ۲۲نفر کشته میشوند! و کل کشتهها حداکثر ۱۰۰ نفر برآورد میشوند.
در حالی که فرزندش محمدعلیشاه فقط در به توپ بستن مجلس ۲۵۰ را میکشد و در محاصره تبریز و فتح تهران و درگیریهای اصفهان و رشت بیش از هزاران نفر کشته میشوند.
◻️پشتیبان آموزش مدرن
اگر مدرسهی دارالفنون را نهاد تربیت نخستین پزشکان و مهندسان ایرانی بدانیم، مدرسهی علوم سیاسی که در زمان مظفرالدینشاه تاسیس شد را میتوان مهمترین نهاد تربیت متخصصان علوم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران دانست.
بزرگترین تکنوبوروکراتهای ایرانی معلمان و دانشجویان این مدرسه بودهاند، از مشیرالدوله و فروغی و دهخدا تا حتی عالیخانی. مدرسه علوم سیاسی به همت مشیرالدوله که بعدترها به صدراعظمی رسید تاسیس شد.
مدرسه فلاحت یادگار دیگر این دوره است و پس از فوت مظفرالدینشاه برای ۱۱ سال تعطیل میشود. کمک مظفرالدینشاه به شکلگیری نظام آموزشی مدرن در ایران در قالب کمک به مدارس خصوصی، مانند مدارس رشدیه هم بود. مدارسی که اغلب به عنوان نخستین نهاد آموزش عمومی تاریخ ایران نام برده میشود.
◻️باز بودن در برابر نوآوری
او از نوآوریهای جهانی نیز استقبال میکرد:
۱)ورود صنعت سینما: دوربین سینما سوغات نخستین سفر فرنگ اوست.
۲)ورود خودرو: خرید ۲خودرو از «رنو» توسط او و ورود به ایران
۳)شبکه تلفن: نخستین پروانه ایجاد شبکه تلفن
◻️کارگزاران شایسته
مظفرالدینشاه با رسیدن به سلطنت به سرعت اتابک، صدراعظم مستبدی که هم صدراعظم پدرش بود و هم صدراعظم فرزندش ماند، را از کار برکنار کرد. ۴ نفر از مهمترین کارگزاران او علیقلی مخبرالدوله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، محسن مشیرالدوله و علی امینالدوله بودند؛ که از بزرگان توسعهخواه خاندانهای پیشروی ایران، یعنی خاندان هدایت، فرمانفرما و امینی بودند.
در زمان صدراعظمی مشیرالدوله است که فرمان مشروطه نوشته میشود و با حمایت اوست که خواستههای ترقیخواهانهی مشروطهخواهان قدرت میگیرد.
مشروطه همچنین تا حد زیادی مدیون دوران آزادی بیان در زمان امینالدوله است. هرچند به دلیل مخالفت روحانیون مجبور به برکناری امینالدوله و بازگرداندن دوباره اتابک میشود، اما در نهایت تکنوبوروکراتهای توسعهخواه در این رقابت میبرند.
سایهروشن تصویر
مظفرالدینشاه تنها شاه ایران در ۱۳۰ سال آخر منتهی به انقلاب۵۷ است که به پادشاهی مرده است. ناصرالدینشاه ترور شد، محمدعلیشاه، احمدشاه، رضاشاه و محمدرضاشاه تمامی خلع شدهاند.
تصویر غالبی که از مظفرالدینشاه در فیلمها ارائه میشود، پیرمرد علیلی است، در حالی او در ۴۳سالگی به قدرت رسید و در ۵۳ سالگی نیز از دنیا رفت. او فاصلهی بسیاری با یک شاه توسعهخواه یا خوب دارد، اما تصویری که از او نیز ارائه میشود، فاصلهی بسیاری با حقیقت دارد.
فارغ از اینکه شخصیت او چه بود، میتوان کارنامه او را در مقایسه با دیگر همتایان تاریخی او مقایسه کرد. پادشاهی که برای مشروطهخواهی در برابر مردم نایستاد، آموزش مدرن را ایجاد کرد، به فناوریها و هنرها خوشآمد گفت و در نهایت بسیاری از بهترین و قدرتمندترین ایرانیان را در دولتهای خود به کار گرفت.
☑️⭕️یک پرسش
چرا تصویر مظفرالدینشاه با واقعیت کارنامه او تا این اندازه متفاوت است؟
آیا همچنان تصویر ما ایرانیان از یک حاکم مقتدر، حاکمی بیرحم است که در برابر مردم میایستد؟
شبکه توسعه
http://t.me/I_D_Network
امیر ناظمی
نام مظفرالدینشاه اغلب چهره پیرمردی مریض و ناتوان را به یاد میآورد که عاشق سفر فرنگ است؛ چهره شاهی نامحبوب، ناتوان و غیرجذاب، به آن اندازه که در فیلم «ناصرالدینشاه آکتور سینما» که روایتی است از تاریخ سینمای ایران، به جای او این ناصرالدینشاه است که نماد حاکمیت میشود، در حالی که ورود سینما به ایران حاصل سفر اوست.
اما واقعیتهای تاریخی این احساس جمعی را پرسشبرانگیز میکند. در حقیقت در دوران کوتاه مظفرالدینشاه تغییراتی بنیادین در ایران به وجود آمد. کارنامه عملی او با شخصیتی که ما در ذهن داریم، گویی دو انسان مختلف هستند.
برخی از مهمترین جنبههای مظفرالدینشاه که باید به آن توجه کرد به خوبی میتواند این تفاوت را آشکار کند.
◻️مشروطه: انقلابی با کمترین هزینه
انقلاب مشروطه در دوران مظفرالدینشاه به پیروزی رسید (۱۲۸۵)، هرچند محمدعلیشاه فرزند او با بر هم زدن مشروطه و به توپ بستن مجلس منجر به شکلگیری دوباره مبارزهی مشروطهخواهان شد و در این دورهی دوم است که محاصره تبریز و فتح تهران روی میدهد.
مظفرالدینشاه بدون مقاومتی جدی در برابر خواسته مردم، فرمان مشروطه را امضا کرد. در مهمترین درگیری مشروطهخواهان کفنپوشبا نیروهای دولتی در اسفند۱۲۸۴ تنها ۲۲نفر کشته میشوند! و کل کشتهها حداکثر ۱۰۰ نفر برآورد میشوند.
در حالی که فرزندش محمدعلیشاه فقط در به توپ بستن مجلس ۲۵۰ را میکشد و در محاصره تبریز و فتح تهران و درگیریهای اصفهان و رشت بیش از هزاران نفر کشته میشوند.
◻️پشتیبان آموزش مدرن
اگر مدرسهی دارالفنون را نهاد تربیت نخستین پزشکان و مهندسان ایرانی بدانیم، مدرسهی علوم سیاسی که در زمان مظفرالدینشاه تاسیس شد را میتوان مهمترین نهاد تربیت متخصصان علوم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران دانست.
بزرگترین تکنوبوروکراتهای ایرانی معلمان و دانشجویان این مدرسه بودهاند، از مشیرالدوله و فروغی و دهخدا تا حتی عالیخانی. مدرسه علوم سیاسی به همت مشیرالدوله که بعدترها به صدراعظمی رسید تاسیس شد.
مدرسه فلاحت یادگار دیگر این دوره است و پس از فوت مظفرالدینشاه برای ۱۱ سال تعطیل میشود. کمک مظفرالدینشاه به شکلگیری نظام آموزشی مدرن در ایران در قالب کمک به مدارس خصوصی، مانند مدارس رشدیه هم بود. مدارسی که اغلب به عنوان نخستین نهاد آموزش عمومی تاریخ ایران نام برده میشود.
◻️باز بودن در برابر نوآوری
او از نوآوریهای جهانی نیز استقبال میکرد:
۱)ورود صنعت سینما: دوربین سینما سوغات نخستین سفر فرنگ اوست.
۲)ورود خودرو: خرید ۲خودرو از «رنو» توسط او و ورود به ایران
۳)شبکه تلفن: نخستین پروانه ایجاد شبکه تلفن
◻️کارگزاران شایسته
مظفرالدینشاه با رسیدن به سلطنت به سرعت اتابک، صدراعظم مستبدی که هم صدراعظم پدرش بود و هم صدراعظم فرزندش ماند، را از کار برکنار کرد. ۴ نفر از مهمترین کارگزاران او علیقلی مخبرالدوله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، محسن مشیرالدوله و علی امینالدوله بودند؛ که از بزرگان توسعهخواه خاندانهای پیشروی ایران، یعنی خاندان هدایت، فرمانفرما و امینی بودند.
در زمان صدراعظمی مشیرالدوله است که فرمان مشروطه نوشته میشود و با حمایت اوست که خواستههای ترقیخواهانهی مشروطهخواهان قدرت میگیرد.
مشروطه همچنین تا حد زیادی مدیون دوران آزادی بیان در زمان امینالدوله است. هرچند به دلیل مخالفت روحانیون مجبور به برکناری امینالدوله و بازگرداندن دوباره اتابک میشود، اما در نهایت تکنوبوروکراتهای توسعهخواه در این رقابت میبرند.
سایهروشن تصویر
مظفرالدینشاه تنها شاه ایران در ۱۳۰ سال آخر منتهی به انقلاب۵۷ است که به پادشاهی مرده است. ناصرالدینشاه ترور شد، محمدعلیشاه، احمدشاه، رضاشاه و محمدرضاشاه تمامی خلع شدهاند.
تصویر غالبی که از مظفرالدینشاه در فیلمها ارائه میشود، پیرمرد علیلی است، در حالی او در ۴۳سالگی به قدرت رسید و در ۵۳ سالگی نیز از دنیا رفت. او فاصلهی بسیاری با یک شاه توسعهخواه یا خوب دارد، اما تصویری که از او نیز ارائه میشود، فاصلهی بسیاری با حقیقت دارد.
فارغ از اینکه شخصیت او چه بود، میتوان کارنامه او را در مقایسه با دیگر همتایان تاریخی او مقایسه کرد. پادشاهی که برای مشروطهخواهی در برابر مردم نایستاد، آموزش مدرن را ایجاد کرد، به فناوریها و هنرها خوشآمد گفت و در نهایت بسیاری از بهترین و قدرتمندترین ایرانیان را در دولتهای خود به کار گرفت.
☑️⭕️یک پرسش
چرا تصویر مظفرالدینشاه با واقعیت کارنامه او تا این اندازه متفاوت است؟
آیا همچنان تصویر ما ایرانیان از یک حاکم مقتدر، حاکمی بیرحم است که در برابر مردم میایستد؟
شبکه توسعه
http://t.me/I_D_Network
👍1
Forwarded from اقتصاد به زبان ساده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳مدل رشد اقتصادی سولو
✅ مدل رشد اقتصادی سولو، که به نام رابرت سولو، برنده جایزه نوبل، نامگذاری شده است. مدل سولو به ما کمک میکند تا پویاییهای رشد را بهتر درک کنیم. مدل سولو همچنین به ما کمک میکند تا بین دو نوع رشد تمایز قائل شویم: رشد سریعی که جبرانکننده عقبماندگیهاست و رشد روی مرز و لبه فناوری.
✅ همانطور که خواهیم دید، اولی میتواند بسیار سریعتر از دومی باشد. حال ممکن است بپرسید «مدل اقتصادی چیست؟» مدل اقتصادی یک چارچوب سادهشده است که به ما کمک میکند تا یک واقعیت پیچیدهتر را درک کنیم. ما از یک نسخه فوقالعاده ساده از مدل سولو استفاده خواهیم کرد که رشد اقتصادی را تنها به چند متغیر کلیدی و کمی ریاضیات پایه خلاصه میکند.
✅ هر چند این مدل ساده است، اما می تواند بینش عمیقی در مورد علل رشد به ما ارائه دهد. بخش کلیدی مدل یک تابع تولید است؛ یک توصیف سادهشده از این که چطور منابع و ورودیها به خروجی تولید تبدیل میشوند. اجازه دهید نگاهی به ورودیهای تابع تولیدمان بیاندازیم.
✅ اولین ورودی کلیدی ما مردم هستیم. اینجا از حرف "L" برای نشان دادن نیروی کار استفاده میکنیم. هرچه افراد تحصیلکردهتر باشند، کارکردنشان موثرتر است. بنابراین می توانیم L را در "e" به عنوان سطح تحصیلات ضرب کنیم.
✅ این دو متغیر با هم نشاندهنده سرمایه انسانی هستند. بعدی سرمایه فیزیکی است که با حرف "K" نشان داده میشود. K همه کارخانهها و ابزار و غیره است.
✅ آخرین و البته نه کم اهمیتترین، ایدهها هستند که با حرف "A" نشان داده میشوند. A نشاندهنده تمام دانش ما در مورد چگونگی ترکیب سرمایه و کار برای تولید محصول ارزشمند است؛ از نحوه حمل و نقل وسایل بدون نیاز به حمل بر روی کمر گرفته تا نحوه جلوگیری از گسترش بیماریها، تا روش جمعزدن ۱۰۰۰ عدد در کسری از ثانیه. A به معنای ایدهها است و ایدههای بهتر به این معناست که ما میتوانیم خروجی بیشتری از همان مقدار مشخص ورودی سرمایه و نیروی کار به دست آوریم.
✅ میتوانیم به سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و ایدهها فکر کنیم که با هم برای تولید خروجی استفاده میشوند. این همان ایده تابع تولید ما است.
📊 اقتصاد را به زبان ساده در این کانال بیاموزیم👇
@eghtesaderooz
@eghtesaderooz
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️ما ناقص العقلیم! شما چطور؟
مجتبی لشکربلوکی
چند روز پیش داشتم روزنوشته های زینب در ژاپن رو می خوندم. نوشته ای از ایشان توجهم رو جلب کرد. زینب به همراه خانواده اش هم در ژاپن درس می خواند و هم کار می کند. اما نوشته ایشان را اول با هم بخوانیم:
دیروز استادمون چیز جالبی گفت برای شما هم حتماً جالبه. می گفت توی برخی کشورهای اروپایی برنامه مرخصی با حقوق برای زایمان برای آقایان وجود داره. مثلاً توی نروژ آقایون شش ماه مرخصی با حقوق برای زایمان همسرشون دارن. یکی از مطالعاتی که انجام شده، این بود که ببینند تأثیر این طرح روی علاقه به افزایش تعداد فرزندان چه میزان است؟
تصور کنید مرد شش ماه کنار زن و بچه می خوره و می خوابه حقوقش هم سر وقت واریز میشه چی از این بهتر؟!
اومدن تو کشورهای مختلف اروپایی قبل و بعد از این شش ماه از مردها سوال کردن نظرشون چیه و آیا دلشون میخواد تعداد بچه هاشون بیشتر بشه یا نه؟
نتایج غافلگیرکننده بود! همهشون اول خیلی خوشحال بودن و می گفتند ذوق زده اند که بالاخره بعد از مدتها کار و نداشتن فرصت برای خانواده، میتوانند پیش زن و بچهشون باشند و باهم وقت بگذرونند و اصلا دلشون میخواهد هرسال بچه دار بشند که نصف سال بمونند خونه!!
اما بعد از شش ماه، همه مردها عصبی و پریشان و پکر، که ما اصلاً غلط کردیم زن گرفتیم که اصلاً بچه دار بشیم! ما رو چه به بچه:)) معلوم شد طوری پدرشون درآمده و به خاطر بچه تو سر و کله هم زدن و دنیای واقعی آن قدر با خیالات و تصورات فانتزیشون فرق داشته که کلا از بدنیا اومدن همون یکی هم پشیمونن! این به کنار؛ نه تنها تمایل به فرزندآوری از طریق این طرحها، حداقل در این افراد تحت تحقیق، اصلا افزایش پیدا نکرده، که حتی تمایل به طلاق و جدایی بعد از استفاده این طرح رو هم بیشتر کرده:))
استادمون گفت خیلی طرح ها هست که روی کاغذ خیلی درخشان و عالی و موفقند اما واقعیت همیشه ما رو غافلگیر میکنه. الان هم ممکنه خیلی از شماها فکر کنید خونه و درآمد و امکانات میتواند باعث افزایش جمعیت بشه درصورتی که ممکنه اصلأ افراد با داشتن اونها دلشون نخواد بچه دار بشند.
حکومت فقط وظیفه داره با مدیریت، شرایط رو فراهم کنه، و اختیار انتخاب رو به خود مردم بسپره. (رفرنس: زینب در ژاپن)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
ما دو گونه کشورداری یا حکمرانی (در سطح کشور) و مدیریت (در سطح سازمان و گروه) داریم:
حکمرانی مبتنی بر شواهد که چنین مختصاتی دارد:
➕ حقیقت لزوما شفاف نیست.
➕ هیچ کدام از ما عقل کل نیست.
➕ سیاست ما، تصمیم ما، دستور ما مقدس نیست. بلکه می تواند در معرض خطا و اشتباه باشد
➕ در طول زمان از چهار مرحله می گذریم: کاوش (بررسی، جستجو، مطالعه)، آزمایش (ایده مان را به صورت محدود تست می کنیم)، پایش (نتایج آزمایش را بررسی می کنیم) و اگر مثبت بود گسترش و البته باز هم پایش!
در آن سوی طیف مدیریت یا حکمرانی دیگری داریم به نام حکمرانی مبتنی بر شهود و چنین مختصاتی دارد:
➕ ما میدانیم راه درست چیست. نیازی به تحقیق، بررسی و مشورت نیست.
➕ تصمیم ما درست است و برحق.
➕اجرا میکنیم، اگه نشد دوباره بیشتر تلاش میکنیم و با عددسازی و پوشاندن حقیقت سعی می کنیم که زمان بخریم (تکنیک فریب و خرید زمان). اگه نشد توجیه میکنیم! یا اشکال از تیم قبلی است و یا دشمنان نمیگذارند (تکنیک حواله به دیگری) یا به وعده آینده را می دهيم (تکنیک فرار به جلو). هر کاری میکنیم جز پذیرش اشتباه و شکست.
و اینگونه است که سازمان ها و کشورهای شواهدمحور با تواضع، شکست را می پذیرند، خودشان را با قوانین هستی (سنت های الهی) تطبیق می دهند و به پیش می روند.
و سازمان ها و کشورهای شهود محور هم با اعتماد به سقف کاذب بدون توجه به واقعیت ها، اطلاعات و تحلیل به قهقرا می روند.
کشورداری شواهدمحور در برابر کشورداری شهودمحور! مساله این است!
یکی از بهترین آموزه هایی که در طول دوران کار حرفهایام آموخته ام این است: یکی از مدیران ارشد کشور در جلسات هم اندیشی زمانی که می خواست طرحی را ارایه کند و از دیگران نظر بگیرد این را می گفت: این به عقل ناقص ما رسیده، به عقل ناقص شما چه می رسد! :)
هر چند بیانش طنزآمیز بود اما پشت این جمله حکمتی عمیق برای همه مدیران و حاکمان نهفته است.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
چند روز پیش داشتم روزنوشته های زینب در ژاپن رو می خوندم. نوشته ای از ایشان توجهم رو جلب کرد. زینب به همراه خانواده اش هم در ژاپن درس می خواند و هم کار می کند. اما نوشته ایشان را اول با هم بخوانیم:
دیروز استادمون چیز جالبی گفت برای شما هم حتماً جالبه. می گفت توی برخی کشورهای اروپایی برنامه مرخصی با حقوق برای زایمان برای آقایان وجود داره. مثلاً توی نروژ آقایون شش ماه مرخصی با حقوق برای زایمان همسرشون دارن. یکی از مطالعاتی که انجام شده، این بود که ببینند تأثیر این طرح روی علاقه به افزایش تعداد فرزندان چه میزان است؟
تصور کنید مرد شش ماه کنار زن و بچه می خوره و می خوابه حقوقش هم سر وقت واریز میشه چی از این بهتر؟!
اومدن تو کشورهای مختلف اروپایی قبل و بعد از این شش ماه از مردها سوال کردن نظرشون چیه و آیا دلشون میخواد تعداد بچه هاشون بیشتر بشه یا نه؟
نتایج غافلگیرکننده بود! همهشون اول خیلی خوشحال بودن و می گفتند ذوق زده اند که بالاخره بعد از مدتها کار و نداشتن فرصت برای خانواده، میتوانند پیش زن و بچهشون باشند و باهم وقت بگذرونند و اصلا دلشون میخواهد هرسال بچه دار بشند که نصف سال بمونند خونه!!
اما بعد از شش ماه، همه مردها عصبی و پریشان و پکر، که ما اصلاً غلط کردیم زن گرفتیم که اصلاً بچه دار بشیم! ما رو چه به بچه:)) معلوم شد طوری پدرشون درآمده و به خاطر بچه تو سر و کله هم زدن و دنیای واقعی آن قدر با خیالات و تصورات فانتزیشون فرق داشته که کلا از بدنیا اومدن همون یکی هم پشیمونن! این به کنار؛ نه تنها تمایل به فرزندآوری از طریق این طرحها، حداقل در این افراد تحت تحقیق، اصلا افزایش پیدا نکرده، که حتی تمایل به طلاق و جدایی بعد از استفاده این طرح رو هم بیشتر کرده:))
استادمون گفت خیلی طرح ها هست که روی کاغذ خیلی درخشان و عالی و موفقند اما واقعیت همیشه ما رو غافلگیر میکنه. الان هم ممکنه خیلی از شماها فکر کنید خونه و درآمد و امکانات میتواند باعث افزایش جمعیت بشه درصورتی که ممکنه اصلأ افراد با داشتن اونها دلشون نخواد بچه دار بشند.
حکومت فقط وظیفه داره با مدیریت، شرایط رو فراهم کنه، و اختیار انتخاب رو به خود مردم بسپره. (رفرنس: زینب در ژاپن)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
ما دو گونه کشورداری یا حکمرانی (در سطح کشور) و مدیریت (در سطح سازمان و گروه) داریم:
حکمرانی مبتنی بر شواهد که چنین مختصاتی دارد:
➕ حقیقت لزوما شفاف نیست.
➕ هیچ کدام از ما عقل کل نیست.
➕ سیاست ما، تصمیم ما، دستور ما مقدس نیست. بلکه می تواند در معرض خطا و اشتباه باشد
➕ در طول زمان از چهار مرحله می گذریم: کاوش (بررسی، جستجو، مطالعه)، آزمایش (ایده مان را به صورت محدود تست می کنیم)، پایش (نتایج آزمایش را بررسی می کنیم) و اگر مثبت بود گسترش و البته باز هم پایش!
در آن سوی طیف مدیریت یا حکمرانی دیگری داریم به نام حکمرانی مبتنی بر شهود و چنین مختصاتی دارد:
➕ ما میدانیم راه درست چیست. نیازی به تحقیق، بررسی و مشورت نیست.
➕ تصمیم ما درست است و برحق.
➕اجرا میکنیم، اگه نشد دوباره بیشتر تلاش میکنیم و با عددسازی و پوشاندن حقیقت سعی می کنیم که زمان بخریم (تکنیک فریب و خرید زمان). اگه نشد توجیه میکنیم! یا اشکال از تیم قبلی است و یا دشمنان نمیگذارند (تکنیک حواله به دیگری) یا به وعده آینده را می دهيم (تکنیک فرار به جلو). هر کاری میکنیم جز پذیرش اشتباه و شکست.
و اینگونه است که سازمان ها و کشورهای شواهدمحور با تواضع، شکست را می پذیرند، خودشان را با قوانین هستی (سنت های الهی) تطبیق می دهند و به پیش می روند.
و سازمان ها و کشورهای شهود محور هم با اعتماد به سقف کاذب بدون توجه به واقعیت ها، اطلاعات و تحلیل به قهقرا می روند.
کشورداری شواهدمحور در برابر کشورداری شهودمحور! مساله این است!
یکی از بهترین آموزه هایی که در طول دوران کار حرفهایام آموخته ام این است: یکی از مدیران ارشد کشور در جلسات هم اندیشی زمانی که می خواست طرحی را ارایه کند و از دیگران نظر بگیرد این را می گفت: این به عقل ناقص ما رسیده، به عقل ناقص شما چه می رسد! :)
هر چند بیانش طنزآمیز بود اما پشت این جمله حکمتی عمیق برای همه مدیران و حاکمان نهفته است.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
👍2
✳️ آموزه مدیریتی در خصوص استراتژی
✅ قدرت واقعی در دستان کشورها، سازمان ها وشرکت هایی است که طرح و برنامه های استراتژیک دارند.
آنان دولت ها،سازمان ها وشرکت های نقطه بین و در بند تاکتیک ها را به بازی خواهند گرفت و پیروزی از آن کنترلگران فضاها است.
🔸وجه دیگر معنای این سخن آن است که دولت ه،سازمان ها وشرکت هایی که بدون وارسی و شناخت فضاهای پیرامونی و بدون داشتن اهداف استراتژیک، تن به تحرکات می دهند، خواه و ناخواه در دام استراتژی های بزرگ رقیبان و یا بازیگران زیرکتر قرار می گیرند.
سهل است که حتی استراتژیست ها باورمندند که تصمیم سازی های استراتژیک، نمی تواند همواره ثابت و پابرجا نیست. بلکه پیاپی باید منطبق بر جهان رو به دگرگونی، تغییر کند.
🔹 روشن است که استراتژی بر خلاف هدف هایش، پایدار نیست.
به این دلیل که باید برای هر موقعیت و گاه حتی وضعیت، دگرگونی هایی در آن بوجود آید؛ آن استراتژی که پوشش دهنده ی شرایط و به ویژه فضا باشد.
🔸ژنرال آندره بوفر در این زمینه باورمند است که: « استراتژی دکترینی بسته نیست؛ بلکه شیوه ی اندیشه ای است که هدفش دسته بندی کردن و سامان دادن به رخدادها بر پایه اولویت ها و سپس گزینش بهترین تاکتیک ها است.
در واقع برای هر وضعیتی، استراتژی ویژه ای که پوشش دهنده ی آن وضعیت باشد، گریزناپذیر است.
یک استراتژی که برای وضعیتی ویژه بهترین است، به اغلب احتمال برای وضعیت متفاوت دیگر، شوم ترین خواهد بود».
🔹ژنرال شوپ، فرمانده پیشین تفنگداران آمریکا، سخنی شگرف در باره لزوم داشتن شناخت همه جانبه از هدف استراتژی حریفان برای تصمیم سازی های ملی دارد:
«نداشتن آگاهی از پشت پرده اهداف استراتژیک، همانند این است که، برای مسابقه با چشمان بسته وارد رینگ بوکس شویم».
🔸گزاره ای روشن تر از این را «جومینی» می گوید: «کسی که از نیت واقعی دشمن آگاه نیست، چگونه می تواند مردمش را راهبر باشد؟!».
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ قدرت واقعی در دستان کشورها، سازمان ها وشرکت هایی است که طرح و برنامه های استراتژیک دارند.
آنان دولت ها،سازمان ها وشرکت های نقطه بین و در بند تاکتیک ها را به بازی خواهند گرفت و پیروزی از آن کنترلگران فضاها است.
🔸وجه دیگر معنای این سخن آن است که دولت ه،سازمان ها وشرکت هایی که بدون وارسی و شناخت فضاهای پیرامونی و بدون داشتن اهداف استراتژیک، تن به تحرکات می دهند، خواه و ناخواه در دام استراتژی های بزرگ رقیبان و یا بازیگران زیرکتر قرار می گیرند.
سهل است که حتی استراتژیست ها باورمندند که تصمیم سازی های استراتژیک، نمی تواند همواره ثابت و پابرجا نیست. بلکه پیاپی باید منطبق بر جهان رو به دگرگونی، تغییر کند.
🔹 روشن است که استراتژی بر خلاف هدف هایش، پایدار نیست.
به این دلیل که باید برای هر موقعیت و گاه حتی وضعیت، دگرگونی هایی در آن بوجود آید؛ آن استراتژی که پوشش دهنده ی شرایط و به ویژه فضا باشد.
🔸ژنرال آندره بوفر در این زمینه باورمند است که: « استراتژی دکترینی بسته نیست؛ بلکه شیوه ی اندیشه ای است که هدفش دسته بندی کردن و سامان دادن به رخدادها بر پایه اولویت ها و سپس گزینش بهترین تاکتیک ها است.
در واقع برای هر وضعیتی، استراتژی ویژه ای که پوشش دهنده ی آن وضعیت باشد، گریزناپذیر است.
یک استراتژی که برای وضعیتی ویژه بهترین است، به اغلب احتمال برای وضعیت متفاوت دیگر، شوم ترین خواهد بود».
🔹ژنرال شوپ، فرمانده پیشین تفنگداران آمریکا، سخنی شگرف در باره لزوم داشتن شناخت همه جانبه از هدف استراتژی حریفان برای تصمیم سازی های ملی دارد:
«نداشتن آگاهی از پشت پرده اهداف استراتژیک، همانند این است که، برای مسابقه با چشمان بسته وارد رینگ بوکس شویم».
🔸گزاره ای روشن تر از این را «جومینی» می گوید: «کسی که از نیت واقعی دشمن آگاه نیست، چگونه می تواند مردمش را راهبر باشد؟!».
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ نگاهی به فلسفه کاتالاکسی: ظهور نظم در همکاری خودخوش
✅ در قلمرو همکاری و تقسیم کار اجتماعی، مفهوم کاتالاکسی یک لنز منحصر به فرد در اختیار میگذارد که از طریق آن میتوان نظم خودانگیخته (یا خودجوش) را که از تعاملات غیرمتمرکز پدید میآید، درک کرد.
تعبیر کاتالاکسی (Catalaxy) که توسط اقتصاددان برنده جایزه نوبل، فردریش هایک ابداع شده است، نظمی را توصیف میکند که نه از طراحی عمدی یا اقتدار مرکزی، بلکه از رفتار خودسازماندهی افرادی ناشی میشود که منافع خود را در چارچوبی از قوانین دنبال میکنند.
کاتالاکسی رویکرد سنتی از بالا به پایین به سازمان اجتماعی را به چالش میکشد و در عوض بر ظهور نظم از پایین به بالا از طریق مبادلات و تعاملات داوطلبانه تأکید میکند. در هسته اصلی آن این شناخت نهفته است که هیچ برنامهریز مرکزی دانش یا توانایی هماهنگ کردن فعالیتهای بیشمار افراد در جامعه را ندارد. در عوض، کاتالاکسی دانش پراکنده و ضمنی توزیع شده بین افراد را تأیید میکند که اقدامات و تصمیمات آنها را هدایت میکند.
مفهوم نظم خودانگیخته درباره بسیاری از نهادهای اجتماعی به کار میرود، اما در عمل، کاتالاکسی قانع کننده ترین بیان خود را در بازار آزاد مییابد. به تعبیر دیگر، کاتالاکسی به بازار آزاد اطلاق میشود.
کاتالاکسی (Catallaxy) کلمهای یونانی و به معنای «دشمن را دوست ساختن» است. هایک، با ظرافت از این کلمه در توصیف بازار آزاد و به جای «اقتصاد بازار» استفاده میکند. او معتقد است که کلمه «اقتصاد» (economy) همانطور که در فارسی هم اندکی چنین است، معنای «مدیریت خانه» را میدهد که به نوعی از وجود نوعی از کنترل و نوعی از اهداف مشخص و مشترک و بطور خلاصه از رگههایی از «نا آزادی» حکایت میکند. اما واژهٔ کاتالاکسی علاوه بر آنکه در زبان یونانی به معنای مبادلهاست، به معنای آزادی عمل بخشیدن به آحاد اجتماع و به معنای دشمن را به دوست تبدیل کردن نیز هست. این سه معنا دقیقاً معانی هستند که او از اقتصاد بازار آزاد مراد میکند. بطور دقیق، بازار از نظر هایک، دشمن را به دوست تبدیل میکند چرا که با بسط معاملات بر اساس سود دو طرفه و بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد و مذهب و… سبب گسترش صلح و دوستی در میان مردمان میشود.
در اقتصاد بازار، افراد بیشماری با ترجیحات، منابع و اطلاعات خود درگیر مبادلات میشوند. شبکه حاصل از معاملات، نظمی خودجوش را تشکیل میدهد، جایی که قیمتها به عنوان سیگنال عمل میکنند و فعالیتهای غیرمتمرکز تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را هماهنگ میکنند. به این ترتیب، بازار دانش پراکنده افراد را منتقل میکند، منابع را به طور کارآمد تخصیص میدهد و نوآوری را تقویت میکند.
فراتر از قلمرو اقتصاد، کاتالاکسی بینشهایی را در مورد هماهنگی اجتماعی به طور گستردهتر ارائه میدهد. از تکامل زبان تا هنجارهای فرهنگی، بسیاری از وجوه جامعه انسانی الگوهای نظم خود به خودی ناشی از تعاملات غیرمتمرکز را نشان میدهند. به عنوان مثال، زبان به طور ارگانیک از طریق تعامل گویندگان بیشماری تکامل مییابد، بدون اینکه هیچ مرجع مرکزی توسعه آن را دیکته کند. به طور مشابه، شیوهها و هنجارهای فرهنگی از طریق کنشهای انباشته افراد در یک جامعه پدیدار میشوند و تکامل مییابند.
متفکران متعددی در نظریهپردازی نظم خودجوش و کاتالاکسی مشارکت داشتهاند، که هر کدام بینشهای منحصربهفردی را در مورد چگونگی پدید آمدن نظم از تعاملات غیرمتمرکز ارائه میکنند.
🔺برخی از چهره های برجسته عبارتند از:
1. فردریش هایک
هایک شاید تاثیرگذارترین متفکر بر مفهوم نظم خودانگیخته باشد. او در آثاری مانند «استفاده از دانش در جامعه» و «قانون، قانونگذاری و آزادی» استدلال کرد که نظم خودجوش از اقدامات غیرمتمرکز افرادی که در چارچوب قوانینی مانند حقوق مالکیت و قراردادها عمل میکنند، پدید میآید. وی بر محدودیتهای برنامه ریزی مرکزی و اهمیت فرآیندهای بازار در هماهنگی دانش پراکنده تاکید کرد.
2. آدام اسمیت
اثر مهم آدام اسمیت «ثروت ملل» که اغلب به عنوان پدر اقتصاد مدرن شناخته میشود، پایه و اساس درک نظم خود به خودی بازارها را بنا نهاد. اسمیت توصیف کرد که چگونه افرادی که به دنبال منافع شخصی خود در بازار رقابتی هستند، به طور ناخواسته رفاه عمومی را از طریق مکانیسم دست نامرئی ارتقا میدهند.
3. کارل منگر
به عنوان یکی از بنیانگذاران مکتب اقتصاد اتریش، کارل منگر از طریق نظریه پیدایش پول به درک نظم خودانگیخته کمک کرد. منگر استدلال میکرد که پول بهطور خودجوش از معاملات بازار غیرمتمرکز به وجود میآید، زیرا افراد بهجای تحمیل شدن توسط قدرت مرکزی، به دنبال وسیلهای برای مبادله برای تسهیل تجارت هستند.
✅ در قلمرو همکاری و تقسیم کار اجتماعی، مفهوم کاتالاکسی یک لنز منحصر به فرد در اختیار میگذارد که از طریق آن میتوان نظم خودانگیخته (یا خودجوش) را که از تعاملات غیرمتمرکز پدید میآید، درک کرد.
تعبیر کاتالاکسی (Catalaxy) که توسط اقتصاددان برنده جایزه نوبل، فردریش هایک ابداع شده است، نظمی را توصیف میکند که نه از طراحی عمدی یا اقتدار مرکزی، بلکه از رفتار خودسازماندهی افرادی ناشی میشود که منافع خود را در چارچوبی از قوانین دنبال میکنند.
کاتالاکسی رویکرد سنتی از بالا به پایین به سازمان اجتماعی را به چالش میکشد و در عوض بر ظهور نظم از پایین به بالا از طریق مبادلات و تعاملات داوطلبانه تأکید میکند. در هسته اصلی آن این شناخت نهفته است که هیچ برنامهریز مرکزی دانش یا توانایی هماهنگ کردن فعالیتهای بیشمار افراد در جامعه را ندارد. در عوض، کاتالاکسی دانش پراکنده و ضمنی توزیع شده بین افراد را تأیید میکند که اقدامات و تصمیمات آنها را هدایت میکند.
مفهوم نظم خودانگیخته درباره بسیاری از نهادهای اجتماعی به کار میرود، اما در عمل، کاتالاکسی قانع کننده ترین بیان خود را در بازار آزاد مییابد. به تعبیر دیگر، کاتالاکسی به بازار آزاد اطلاق میشود.
کاتالاکسی (Catallaxy) کلمهای یونانی و به معنای «دشمن را دوست ساختن» است. هایک، با ظرافت از این کلمه در توصیف بازار آزاد و به جای «اقتصاد بازار» استفاده میکند. او معتقد است که کلمه «اقتصاد» (economy) همانطور که در فارسی هم اندکی چنین است، معنای «مدیریت خانه» را میدهد که به نوعی از وجود نوعی از کنترل و نوعی از اهداف مشخص و مشترک و بطور خلاصه از رگههایی از «نا آزادی» حکایت میکند. اما واژهٔ کاتالاکسی علاوه بر آنکه در زبان یونانی به معنای مبادلهاست، به معنای آزادی عمل بخشیدن به آحاد اجتماع و به معنای دشمن را به دوست تبدیل کردن نیز هست. این سه معنا دقیقاً معانی هستند که او از اقتصاد بازار آزاد مراد میکند. بطور دقیق، بازار از نظر هایک، دشمن را به دوست تبدیل میکند چرا که با بسط معاملات بر اساس سود دو طرفه و بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد و مذهب و… سبب گسترش صلح و دوستی در میان مردمان میشود.
در اقتصاد بازار، افراد بیشماری با ترجیحات، منابع و اطلاعات خود درگیر مبادلات میشوند. شبکه حاصل از معاملات، نظمی خودجوش را تشکیل میدهد، جایی که قیمتها به عنوان سیگنال عمل میکنند و فعالیتهای غیرمتمرکز تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را هماهنگ میکنند. به این ترتیب، بازار دانش پراکنده افراد را منتقل میکند، منابع را به طور کارآمد تخصیص میدهد و نوآوری را تقویت میکند.
فراتر از قلمرو اقتصاد، کاتالاکسی بینشهایی را در مورد هماهنگی اجتماعی به طور گستردهتر ارائه میدهد. از تکامل زبان تا هنجارهای فرهنگی، بسیاری از وجوه جامعه انسانی الگوهای نظم خود به خودی ناشی از تعاملات غیرمتمرکز را نشان میدهند. به عنوان مثال، زبان به طور ارگانیک از طریق تعامل گویندگان بیشماری تکامل مییابد، بدون اینکه هیچ مرجع مرکزی توسعه آن را دیکته کند. به طور مشابه، شیوهها و هنجارهای فرهنگی از طریق کنشهای انباشته افراد در یک جامعه پدیدار میشوند و تکامل مییابند.
متفکران متعددی در نظریهپردازی نظم خودجوش و کاتالاکسی مشارکت داشتهاند، که هر کدام بینشهای منحصربهفردی را در مورد چگونگی پدید آمدن نظم از تعاملات غیرمتمرکز ارائه میکنند.
🔺برخی از چهره های برجسته عبارتند از:
1. فردریش هایک
هایک شاید تاثیرگذارترین متفکر بر مفهوم نظم خودانگیخته باشد. او در آثاری مانند «استفاده از دانش در جامعه» و «قانون، قانونگذاری و آزادی» استدلال کرد که نظم خودجوش از اقدامات غیرمتمرکز افرادی که در چارچوب قوانینی مانند حقوق مالکیت و قراردادها عمل میکنند، پدید میآید. وی بر محدودیتهای برنامه ریزی مرکزی و اهمیت فرآیندهای بازار در هماهنگی دانش پراکنده تاکید کرد.
2. آدام اسمیت
اثر مهم آدام اسمیت «ثروت ملل» که اغلب به عنوان پدر اقتصاد مدرن شناخته میشود، پایه و اساس درک نظم خود به خودی بازارها را بنا نهاد. اسمیت توصیف کرد که چگونه افرادی که به دنبال منافع شخصی خود در بازار رقابتی هستند، به طور ناخواسته رفاه عمومی را از طریق مکانیسم دست نامرئی ارتقا میدهند.
3. کارل منگر
به عنوان یکی از بنیانگذاران مکتب اقتصاد اتریش، کارل منگر از طریق نظریه پیدایش پول به درک نظم خودانگیخته کمک کرد. منگر استدلال میکرد که پول بهطور خودجوش از معاملات بازار غیرمتمرکز به وجود میآید، زیرا افراد بهجای تحمیل شدن توسط قدرت مرکزی، به دنبال وسیلهای برای مبادله برای تسهیل تجارت هستند.
❤1