مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🔲⭕️پروژه جاودانگی شما چیست؟
مجتبی لشکربلوکی


انسان تا سال ۲۰۴۵ به مرز جاودانگی و نامیرایی می رسد. این ادعا یا دست کم امیدی است که دیمیتری ایتسکوف دارد. هر چقدر موضوع جاودانگی و نامیرایی انسان دور از ذهن به نظر می رسد. اما از نظر تئوری، جاودانگی حداقل برای دیمیتری ایتسکوف غیرممکن نیست. دیمیتری ایتسکوف کیست؟ یک بیزنس من جوان، نیکوکار و میلیاردر روسی است. او ایده جاودانگی را دنبال می کند. چگونه؟ ایجاد سیستم‌های روباتیک پیشرفته، رابط‌های مغز و کامپیوتر و بدن‌های مصنوعی با هدف انتقال آگاهی و اطلاعات مغز یک انسان به مغز و بدنی مصنوعی است.
اگر نخواهیم خیلی پیچیده صحبت کنیم؛ او می خواهد یک بدن ماشینی رباتیک درست کند. همچنین می خواهد آگاهی، حافظه و هوشمندی را از مغز انسان به ربات منتقل کند. او امیدوار است تا با انتقال یک کپی روباتیک از بدن انسان و انتقال هوشیاری و آگاهی مغز انسان به آن جسم روباتیک بتواند زندگی پس از مرگ را برای انسان فراهم نموده و او را جاودانه نماید.

این اولین تلاش بشریت است؟ قطعا نه! تلاش انسان برای جاودانه شدن و نامیرایی از آغاز بشریت با ما بوده است.
پروفسور ارنست بکر، انسان شناس فرهنگی آمریکایی، استاد دانشگاه های برکلی، سایمون فریزر و چند دانشگاه دیگر کتابی دارد به نام انکار مرگ که در سال 1973 با رویکرد روانشناسی و فلسفی به چگونگی واکنش مردم به مرگ می پردازد. او می گوید بیشتر کارهای ما آدم ها برای نادیده گرفتن یا اجتناب از مرگ است!
او معتقد است تقریباً هر کاری که ما انسان‌ها انجام می‌دهیم ناشی از ترس ما از مردن است. او ادعا می‌کند که این وحشت باعث می‌شود ما در «پروژه‌های جاودانگی» شرکت کنیم، فعالیت‌هایی که با هدف تأمین «بودن همیشگی» ما در جهان است.
پروژه جاودانگی چیست؟ بکر آن را اینگونه توصیف می کند: کاری که در آن ما چیزی را ایجاد می‌کنیم یا بخشی از آن می‌شویم که احساس می‌کنیم بیشتر از خود ما روی زمین باقی خواهد ماند. با انجام این کار، احساس می کنیم که در مقایسه با بدن فیزیکی که در نهایت می میرد، بخشی از چیزی ابدی می شویم که هرگز نمی میرد.
پروژه جاودانگی می تواند ریشه فرزندآوری، خلق اثر هنری، ثروت اندوزی، ساختن امپراطوری و تقرییا هر کار دیگر مهم ما باشد!
خب تا اینجا فهمیدیم که همه ما دانسته و نادانسته، خواسته و ناخواسته درگیر پروژه جاودانگی هستیم. این را اینجا نگاه دارید. دوباره برمی گردیم!

عموم ادیان آسمانی جهان، یک تصویر آرمانی از سرنوشت بشریت ارایه کرده اند. جایی که منجی موعودی می آید که هر کدام از ادیان نام آن را به زبان خود چیزی گذاشته اند اما انگار فصل مشترک آنان این است که فردی آسمانی که جان جهان است می آید و انسان دوباره از نو تعریف می شوند و زمین به آسمان وصل می شود. خدا آنچنان نزدیک می شود که گویی در ما نفس می کشد. آیا ما آن روز خواهیم بود؟ جسماً شاید باشیم شاید هم نه! اما اگر از منظر پروژه جاودانگی نگاه کنیم می توانیم آن روز آن جا باشیم.

بگذارید یک مثال ساده و پیش پا افتاده را با هم مرور کنیم: من امروز ۱۰۰ کتاب خوب برای کودکان یک منطقه محروم می فرستم، یک کودک یک کتاب را می خواند و زندگی اش متحول می شود (یک سال بعد). او بعدها می شود یک تاجر موفق (سی سال بعد)، سپس او خیریه ای تاسیس می کند (چهل سال بعد)، خیریه او باعث می شود که ده ها دختر از تن فروشی، ده ها پسر از شرافت فروشی نجات پیدا کنند (پنجاه سال بعد). یکی از ان دختران می شود معلم مدرسه ای و برای بچه های مدرسه الهام بخش است (شصت سال بعد) و ... من آن روز مرده ام. تمام سلول های بدنم تجزیه شده اند و به خاک تبدیل شده اند اما من همان خانم معلمی هستم که عاشقانه درس می دهد. همان کودکی دبستانی هستم که بعدها تبدیل می شوم به یک پزشک شرافتمند که نیمی از زمانش را صرف درمان رایگان می کند. همان نوجوان دبیرستانی هستم که فرصت می کند شعر بگوید و دنیا را رنگی تر کند. دقت کنید که صحبت از تناسخ و بازگشت به دنیا در قالب دیگری نمی کنم بلکه صحبت از جاودانه شدن و نامیرایی است به واسطه نیکویی و دانایی و زیبایی.

☑️⭕️تجویز راهبردی
اگر اینگونه بنگریم لازم نیست که در دوران ظهور آن ابرانسان حضور فیزیکی داشته باشیم. فقط کافیست که «پروژه های درست، مهم و متعالی» انتخاب کنیم و بگذاریم هستی این چرخه نیکوکاری را ادامه بدهد و ما را به انتهای جهان پیوند دهد!
حالا که از پروفسور بکر صحبت کردیم بد نیست که به پایان زندگی او اشاره کنیم: زندگی بکر مارس ۱۹۷۴ در سن ۴۹ سالگی به پایان رسید، جالب است که فقط دو ماه پس از مرگش، جایزه بسیار معتبر پولیتزر را برای ادبیات غیرداستانی عمومی دریافت کرد. برای دیمیتری ایتسکوف آرزوی موفقیت می کنیم اما یادمان باشد چه چیزی را می خواهیم جاودانه کنیم!

https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
🟢هفت توصیه استراتژی بحران در مجله HBR

1- اولویت بقاء است نه سود
2- هزینه ها را کاهش دهید
3- نیروهای کار آمد خود را حفظ کنید
4- طرح های توسعه کسب و کار خود را توقف دهید
5- سبد محصولات خود را بازنگری کنید
6- فروش را متوقف نکنید
7- مطالعه ، مشاوره و آموزش را جدی بگیرید.


@bashgahemodiran باشگاه مدیران ایران 🕊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چرا کارها را بیش از موعد طول می دهیم؟

✅ گلدرات (Eliyahu M. Goldratt) در تئوری محدودیت ها، علل زیر را جهت طولانی شدن زمان انجام کارها نسبت به برآورد اولیه ذکر می کند:
🟩قانون مورفی (Murphy’s Law):
اگر اتفاق بدی بتواند بیفتد حتما رخ خواهد داد؛ آن هم در بدترین شرایط ممکن. اتفاقات بد حتما مجال رخ دادن پیدا میکنند آن هم در لحظه ای که نباید رخ دهند.

🟦قانون پارکینسون (Parkinson’s Law):
کار تمام مدت در اختیار را پر می کند. به عبارتی به اندازه ای که وقت هست کار به تعویق می افتد. اگر تا فردا وقت داریم چرا باید کار را امروز تمام کنیم؟

🟫خود ایمن سازی (self-secure): افراد بیم دارند زودترین زمان تکمیل کار را گزارش کنند، چون استانداردهای بعدی مدیران بر همین مبنا شکل خواهد گرفت. اگر کار زود تمام شود بعدا همین توقع خواهد رفت، پس چرا برای خود زمان نخریم؟

🟫باتوم رها شده (Dropped Baton): تحویل کار در زودترین زمان، لزوماً توسط پرسنل بعدی تحویل گرفته نخواهد شد، چون آمادگی لازم را ندارند. افراد به خود میگویند چرا مورد سرزنش دیگران قرار گیرند؟

🟧کارهای همزمان بیش از حد:
این موضوع باعث افزایش مدت زمان انجام کار خواهد شد. انجام آشفته و همزمان کارها به جای هم افزایی، کاهندگی عملکرد و افزایش بیش از موعد کار را در پی خواهد داشت.

🟨گلوگاه های منابع:
تاخیرات ممکن است به دلیل بحرانی بودن منابع حادث شود. به عبارتی برخی مواقع پیش بینی های شما در رابطه با منابع، فرآیندها، حمایت ها، فرصت ها و ... اشتباه از آب در می آید.

🟪سندروم دانشجویی (Student Syndrome):
گرایش به عدم شروع تا زمانی که کاملاً مجبور نشویم در انسان ها وجود دارد. مانند بسیاری دانشجویان که تا آخرین دقایق انجام تکالیف را به تاخیر می اندازند. /راهنامه مدیر
👍4❤1
✳️ سال‌های خطرناک جهان، عصر بی‌ثباتی فزاینده

✅ مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (International Institute for Strategic Studies)در گزارش سالانه خود می‌گوید به‌دلیل افزایش هزینه‌های نظامی در واکنش به حمله روسیه به اوکراین، حمله حماس به اسرائیل و افزایش قدرت چین در دریای جنوبی چین، جهان وارد دوره‌ای از تشدید بی‌ثباتی شده است.

🔸این اندیشکده مستقر در لندن که در ۶۵سال گذشته ارزیابی سالانه خود را از وضعیت نظامی جهان منتشر کرده است، در گزارش امسال خود افزایش تنش در قطب شمال، تداوم برنامه‌های هسته‌ای نظامی در کره شمالی و موجی از کودتا در منطقه ساحل در آفریقا را از جمله سایر عوامل موثر در وخامت وضعیت امنیتی جهان می‌داند.

در بخشی از این گزارش عنوان شده است «از شرایط نظامی‌ و امنیتی فعلی جهان چنین بر می‌آید که دهه خطرناکی در پیش رو است که ویژگی‌های آن کاربرد گستاخانه‌تر قدرت نظامی برای تحقق سیاست‌ها و از سوی دیگر تمایل کشورهای دموکراتیک برای همکاری نظامی قوی‌تر دو جانبه یا چند جانبه در واکنش به این وضعیت است.»

ارزیابی این پژوهشکده نشان می‌دهد که سال گذشته مجموع هزینه‌های نظامی در جهان با رشد ۹ درصدی به ۲.۲ تریلیون دلار رسید که عامل آن تهاجم نظامی روسیه به اوکراین و نگرانی از تحمیل اراده قدرت‌های نظامی نظیر چین و سایرین به کشورهای همسایه است.

این اندیشکده تصریح دارد که درصد افزایش مخارج نظامی در میان اعضای #ناتو بیش از سایر کشورها بوده است.

این پژوهشکده می‌گوید از سال ۲۰۱۴ که روسیه شبه‌جزیره کریمه را به قلمرو خود ملحق کرد بودجه نظامی اعضای ناتو به غیر از آمریکا به‌طور متوسط ۳۲ درصد افزایش یافته است. در حالی که در سال ۲۰۱۴ فقط دو عضو اروپایی ناتو حد نصاب تعیین‌شده از سوی این پیمان، دو درصد تولید ناخالص ملی، را به هزینه‌های دفاعی اختصاص می‌دادند ولی در سال گذشته هزینه دفاعی ۱۰ کشور اروپایی به این حد نصاب رسید.

یکی از یافته‌های گزارش این است که ارتش روسیه در طول تهاجم نظامی به اوکراین حدود سه هزار تانک رزمی و مهم خود را از دست داده است که تقریبا معادل کل تانک‌های عملیاتی است که ارتش روسیه قبل از شروع حمله در اختیار داشت.

شواهد حاکی است که ارتش روسیه حدود دو هزار تانک قدیمی را که در انبارها بودند مرمت کرده و به خدمت گرفته است. در مقابل ارتش اوکراین از حامیان غربی این کشور مهمات و تسلیحات مورد نیاز برای دفاع در برابر روسیه را دریافت کرده است.

موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) در بخش دیگری از گزارش خود می‌گوید: ارتش اوکراین به استفاده خلاقانه از تسلیحات غربی ادامه داده و با استفاده از تسلیحات ساخت داخل نظیر شناورهای بدون سرنشین توانسته است ناوگان روسیه در دریای سیاه را به عقب‌نشینی وادار کند.

این گزارش می‌افزاید که تجارب جنگ اوکراین روی برنامه‌ریزی نظامی بسیاری از کشورها تأثیر گذاشته است و اکثر کشورها به این نتیجه رسیده‌اند که با افزایش تولید و انبار کردن اسلحه و مهمات باید خود را برای جنگ احتمالی طولانی آماده کنند.

www.tahririeh.com/news/28876/
✳️ *آزمایش جالب دانشگاه استنفورد درباره "ناهماهنگی شناختی": چرا ذهن ما به سمت "توجیه" می رود؟*
✅ بیایید به سال ۱۹۵۷ در دانشگاه استنفورد برویم؛ جایی که دو روان شناس  با نام های ليون فستینگر و جیمز کارلسمیت، آزمایش مهمی انجام می دهند.
🔸این آزمایش شامل چند مرحله می شد. در قسمت اول تمام شرکت کنندگان باید فعالیتی به شدت حوصله سر بر را به صورت انفرادی، به مدت دو ساعت انجام می دادند: هر فرد باید در ۳۰ دقیقه ی اول ۱۲ قرقره را در ظرفی قرار می داد، آن را خالی می کرد  و سپس موظف به پر کردن مجدد آن بود.

●بعد آزمایشگر از او می خواست که برای بقیه ی زمان، ۴۸ مکعب روی یک صفحه را یکی یکی به سمت عقربه های ساعت بچرخاند و بار بعد خلاف عقربه.

○وقتی دو ساعت تمام می شد، آزمایشگر به او می گفت که به شرکت کننده ی بعدی که پشت در است اطلاعات این آزمایش را بدهد. البته باید به او بگوید که آزمایش بسیار جالبی انجام داده و بسیار از آن لذت برده و خوش گذشته است.

■آزمایشگر به شرکت کننده می گفت: اگر به نفر بعدی بگویی که از آزمایش لذت برده ای، مقداری پول به تو خواهم داد(همین جا بگویم که گروه شرکت کننده بعدی وجود نداشت و کسی که پشت در بود و قرار بود به او گفته شود که آزمایش جالبی بود، همکار آزمایش کنننده ها بود.)

□آزمایشگر به نیمی از شرکت کنندگان یک دلار و به نیم دیگر ۲۰ دلار داد. بعد از دادن پول، آزمایشگر از همه ی افراد  ۴ سوال زیر را می پرسد و کار شرکت کننده به پایان می رسد:

۱. آیا وظایف جالب و لذت‌بخش بودند؟
احساسات خود را در این درباره از مقیاس ۵- تا ۵+ ارزیابی کنید که ۵- به معنای بسیار خسته کننده، ۵+ به معنای بسیار جالب و لذت‌بخش بودن و صفر به معنای خنثی بودن است.

۲. آیا این آزمایش به شما فرصتی برای یادگیری در مورد توانایی شخصی خود در انجام وظایف داد؟
احساسات خود را درباره این موضوع از مقیاس ۰ تا ۱۰ ارزیابی کنید که ۰ به معنای این است که چیزی یادگیری نشده و ۱۰ به معنای یادگیری بسیار زیاد است.

۳. آیا فکر می‌کنید نتایج این آزمایش ممکن است ارزش علمی داشته باشند؟
نظر خود را در این مورد از مقیاس ۰ تا ۱۰ ارزیابی کنید که ۰ به معنای عدم ارزش علمی یا اهمیتی نداشتن و ۱۰ به معنای داشتن ارزش و اهمیت بسیار زیاد است.

۴. آیا تمایلی به شرکت در یک آزمایش مشابه دیگر دارید؟
تمایل خود را به شرکت مجدد در یک آزمایش مشابه را از مقیاس ۵- تا ۵+ ارزیابی کنید، به این صورت که ۵- به معنای عدم تمایل به شرکت، ۵+ به معنای تمایل کامل به شرکت و صفر به معنای عدم احساس خاصی باشد.

●محققین پاسخ افراد را به این چهار سوال بررسی کردند که در حقیقت بخش کلیدی این آزمایش است. شاید حدس بزنید که جواب ها واضح است: اگر آزمایش حوصله سر بر بوده، پس همه همین طور گزارش کرده اند. اما نتایج نشان می دهد به طرز چشمگیری، افرادی که تنها یک دلار گرفته بودند، در پاسخ به این سوالات میزان لذت بیشتری از آزمایش نشان دادند.

○هدف اصلی آزمایش گران چه بود؟
همه ی شرکت کنندگان می دانستند که فعالیتی بسیار حوصله سر بر و خسته کننده ای انجام داده اند اما در ازای ۲۰ و یا ۱ دلار  مجبور بودند به شرکت کننده بعدی حرفی خلاف نظر حقیقی شان را بیان کنند.

■گروه اول که بیست دلار گرفته بود، دلیل و انگیزه مالی مناسبی برای این کار داشت که برغم حوصله سر بودن  فعالیت، بگوید خیلی هم جالب بود. اما در پاسخ به سوالات چهارگانه، کمتر  از گروه یک دلاری اعلام کردند که فعالیت جذاب بود. در واقع آنها ماجرا راداین گونه خلاصه کرده اند: واقعاً فعالیتی حوصله بر بود ولی ۲۰ دلار می ارزید که به نفر بعدی بگوییم فعالیت جالبی بود.

□برای گروه دوم اما یک دلار دلیل کافی برای دروغ گفتن نبود. در ذهن آنها این گزاره شکل گرفته بود که یک دلار دلیل خوبی برای دروغ گفتن نیست. بنابراین ذهن باید دنبال دلیل دیگری بگردد.

●در واقع آنها دچار "ناهماهنگی شناختی" شدند: "باور"شان این بود که آزمایش حوصله سر بر بوده است و این باور با "رفتار"شان (گفتن جذاب بودن آزمایش به فرد دیگر) هم راستا نبود. پول خوبی هم نگرفته بودند که بگویند به خاطر این پول، دروغ گفتیم.

○در دسترس ترین و راحت ترین کار برای فرار از مخمصه این بود که ذهن فرد را به این باور برساند که واقعاً تحقیق جذابی بود و از آن لذت برده؛ در این صورت باور با رفتار همخوان می شود. به همین دلیل، گروه یک دلاری، اعلام رضایت بیشتری داشتند.

■وقتی انسان دچار ناهماهنگی شناختی می شود و کاری انجام می دهد که با باورهایش نمی خواند، یکی از سه راه را پیش رو دارد: تغییر باور، تغییر رفتار، خلق یک باور جدید برای توجیه رفتار. (جلوتر تفاوت هر سه را توضیح می دهم).
👍1
□برای انسان مهم است که میان ارزش و رفتارش یکپارچگی باشد؛ مثلا اگر می گوییم سلامتی ارزش است و در راستای آن باور داریم ورزش کردن، داشتن تغذیه ی 
مناسب و سیگار نکشیدن مهم است اما در عین حال سیگار می کشیم، ورزش نمی کنیم و تغذیه ی مناسب هم نداریم، دچار ناهاهنگی شناختی(Cognitive dissonance)هستیم؛ چه به زبان بیاوریم چه نه، این موضوع گوشه ی ذهن مان می نشیند و حس ناخوشایندی در ما بوجود می آورد.

●آزمایشی که مطرح شد، معروف ترین آزمایش در حوزه ی ناهماهنگی شناختی است: حس ناخوشایندی که مغز می خواهد از آن فرار کند. این بسیار طبیعی است که همه ی ما می خواهیم تصویر مثبتی از خود داشته باشیم و برای نگه داشتن این تصویر مثبت، ذهن راهکار های بسیاری را می داند.
حال برویم سراغ کارکردهایی که ذهن دارد تا از این ناهماهنگی خلاص شود.

○فردی را در نظر بگیرید که به دکتر مراجعه می کند و دکتر به او می گوید که سیگار بسیار برای او مضر است و احتمالا سرطان می گیرد. نباید سیگار کشیدن را ادامه بدهد. این جاست که فرد حس ناخوشایندی را تجربه می کند؛ "ناهماهنگی شناختی" و ذهن به تکاپوی عبور از آن می افتد و سه راه بیشتر هم ندارد:

▪︎اول اینکه رفتار را تغییر بدهد؛ یعنی دیگر سیگار نکشد.
▪︎دومین کار اینکه می تواند باور را تغییر بدهد؛ مثلا به خود بگوید که نه سیگار آنقدر ها هم بد نیست و دکترها خیلی مواقع اشتباه می کنند و اینطور سیگار کشیدن را توجیه کند.
▪︎و یا می تواند در کنار باور موجود، باور جدیدی خلق کند؛ مثلاً بگوید درست است که سیگار سلامتی را به خطر می اندازد ولی خیلی آرامش بخش است و به سلامت روان من کمک می کند و به این ترتیب، بدون این که باورش را عوض کند یا رفتارش را تغییر دهد، آن را توجیه کند.

■قطعاً، در اینجا گزینه اول بهترین است ولی در هر سه مورد، فرد از ناهماهنگی شناختی خلاص می شود. نکته اینجاست که چون تغییر رفتار سخت است و تغییر باور دشوار، خیلی هایمان ترجیح می دهیم، هر دو را با خلق باور جدیدی نگه داریم و بدین ترتیب، پدیده ویرانگر "توجیه" شکل می گیرد.

□مثال های بی شماری از ناهماهنگی شناختی وجود دارد؛ وقتی عمیقا به دوستی اعتماد دارید و او از شما سوءاستفاده مالی می کند اما بر آن سرپوش می گذارید و با این توجیه که در شرایط اضطراری بوده از کنار ماجرا می گذرید و به دوستی پر ضرر با او ادامه می دهید، وقتی خرید احساسی می کنید و لباسی بسیار گران بدون نیاز داشتن می خرید و خودتان را قانع می کنید که آن را نیاز داشتید یا آنقدر ها هم گران نبوده و واقعیت را نمی پذیرید. وقتی شریک عاطفی تان مدام سرزنش تان می کند اما به خود می گویید اشکال ندارد عوضش بسیار مهربان است و صدها مثال دیگر.

●همین الان به حداقل سه نمونه از توجیهات خود در زمینه ناهماهنگی شناختی فکر کنید. آیا فکر نمی کنید که در تمام این موارد ذهن کوشیده است تا همه چیز را دوباره هماهنگ کند؟

○آیا شما هم در اغلب موارد، به جای اصلاح رفتار یا بازبینی در باور، به خلق باور و توجیه می پردازید؟

■توصیه اصلی این است: سعی کنید به جای حل کردن سریع و سطحی مسائل با استفاده از ضلع سوم (خلق باور جدید و توجیه) دو ضلع دیگر (تغییر رفتار/ تغییر باور) را هم در معادله وارد کنید و موضوعات را عمیق تر موشکافی کنید. ریشه ی بسیاری از اعتیاد ها و بسیاری مشکلاتی که با آن ها سر و کله می زنیم همین نکته ی کوچک است. مدتی این تعارض را تحمل کنید. خودتان را به چالش بکشید و با خودتان رو راست باشید!‌ از نتایج آن شگفت زده و البته خرسند خواهید شد.

https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ ده مفهوم مهم در اقتصاد
توسط پروفسور منکیو استاد دانشگاه هاروارد مدرس: دکتر مسعود نیلی
✍ برنامه ريزي استراتژيك
❤2