🔸فراتر از آن، ویژگیهایی که OKR دارد، کاری میکند که اگر حتی رسیدن به هدفی هم دشوار باشد، به دلیل داشتن نقشهراه، اعضای تیم بتوانند بدون حواسپرتی روی اهداف مختلف تمرکز کنند و بازدهیشان بالا برود. در نهایت OKR به شرکتها یک چارچوب زمانی مشخص میدهد تا تمام بخشهای سازمان بتوانند به صورت دستهجمعی روی بازۀ زمانی تعیینشده تمرکز کنند و بدانند چه زمانی باید به چه هدفی برسند.
🔹در کتاب «مهمها را بسنجید» تاکید شده است بهترین بازه زمانی برای هر OKR سه ماه است. وقتی سه ماه یکبار جلسات همگانی میگذارید میتوانید ببینید:
▪︎تا چه حد افراد تیم در رسیدن به OKR موفق بودهاند؟
▪︎چقدر پیشرفت داشتهاید؟
▪︎نقص کارتان کجاست؟
▪︎کدام گروه چه مشکلی دارد؟
▪︎ایده و طرح برای اصلاح برنامهها چیست؟
▪︎او کی آر OKR سه ما بعدی چه باشد؟
این گونه است که OKR مانع هدر رفت بودجهها میشود.
🔹شفاف بودن با اعضای شرکت، باعث افزایش انگیزه و احساس مهم بودن در آنها میشود. اگر پیشرفتهای افراد در محیط کار دیده شود و همکارانشان آنها را تشویق کنند، انگیزۀ بیشتری برای رسیدن به اهداف خود خواهند داشت.
🔴ترفند ۲۰ درصد زمان:
کار دیکتهای باعث کشته شدن انگیزۀ کارمندان و تبدیل شدن آنها به رباتهایی بدون فکر و خلاقیت میشود. با دیکته کردن کارها، همچنین، رویکردی از بالا به پایین در شرکتها شکل میگیرد که مانع از استقلال در محل کار و در نتیجه، دلزدگی کارکنان میشود. در چنین شرایطی برای حل مشکل در شرکتی که دچار این رتبه بندی نامناسب شده است، باید یک رویکرد ترکیبی از جایگاه بالا به پایین و پایین به بالا شکل بگیرد. این کار، همکاری، شفافیت و نوآوری در سازمان را تقویت میکند.
🔹یکی از راههای انجام این کار، روشی است که گوگل انجام میدهد به نام «ترفند ۲۰% زمان». مهندسان گوگل در هر هفته ۲۰ درصد از زمان کار هفتگی خود را که تقریباً معادل یک روز میشود، صرف فکر کردن و کمک کردن به توسعۀ پروژههای OKR سطح بالای گوگل میکنند. این بسیار کارآمدتر از «نظام پیشنهادها» است. چون خط فکری و مبنای اصلی برای کارکنان بر اساس OKR مشخص است. جالب است که بدانید سرویس Gmail حاصل همین ترفند ۲۰% زمان است.
🔹هیچ چیز غیرممکن نیست!
نویسنده کتاب «مهمها را بسنجید» مینویسد هنگامی که یک سازمان در کنار سیستم OKR تمرکز و همسویی مناسبی داشته باشد، هیچ کاری نیست که برایش غیرممکن باشد. با وجود چنین چیزهایی میتوان چالشهای پرخطری برای یک شرکت در نظر گرفت که گاهی سکوی پرش و موفقیت آن کسبوکار می شوند. به این چالشها در سیستم OKR ، «اهداف کششی» یا «اهداف دستنیافتنی» میگویند.
اهداف کششی اگر با دقت و صحیح انتخاب شوند، باعث میشوند استعدادهای کارمندان شکوفا شود و خلاقیت گروه افزایش پیدا کند. کارمندانی که درگیر اهداف کششی میشوند، اغلب انگیزه، بهرهوری و مشارکت بالاتری دارند.
🔹اهداف متعهدانه شامل کارهای روزانه، مانند کنترل بخش فروش یا استخدام میشوند در حالی که اهداف کششی دربارۀ آیندۀ شرکت و طرحهای بزرگ تر هستند. گوگل معمولاً به ۱۰۰ درصد اهداف متعهدانه و ۶۰ درصد اهداف کششی خود میرسد. از آنجایی که تمام شرکتها مانند گوگل اطمینان مالی و حمایت کافی ندارند، بنابراین نمیتوانند سرمایه زیادی را برای OKRهایی با اهداف کششی هزینه کنند. برای آنها وارد شدن به بازی اهداف کششی میتواند باعث سقوط و ورشکستگی شود.
🔻اگر آن اهداف کششی، شکستها و تمرکزی که تیم باید داشته باشد، نباشد، شرکت رشد فوق العاده نخواهد کرد. پس میتوان نتیجه گرفت که تعیین اهداف صحیح کششی و در کنار آن، تنظیم اهداف متعهدانه، میتواند به پیشرفت شرکتها و کسبوکارها کمک کند؛ به شرط آن که برای هر کدام OKR مشخصی تعریف شود.
🔻بهبود روابط منابع انسانی با OKR:
از آنجایی که OKRها بر اساس تواناییهای شخصی افراد گروه تنظیم میشوند، به خودیِخود، نوعی احساس ارزشمند بودن در کارمندان ایجاد میگردد که همین باعث افزایش بهرهوری خواهد شد؛ اما سوی دیگر این سکه، مدیران و مسئولان وجود دارند که باید علاوه بر کارهای شرکت و هزاران مورد دیگر، کار بررسی عملکرد سالانه کارمندان را نیز انجام دهند.
🔻بررسی عملکرد هر کارمند برای مدیران، اگر به طرز صحیحی انجام شود، حدود ۷.۵ ساعت به ازای هر نفر از مدیر زمان میگیرد. اگر مدیری ۳۰ نیرو داشته باشد احتمالاً بیش از ۹۰ روز از وی زمان خواهد گرفت. بررسی عملکرد سالانه هزینهای دارد که به ادعای مسئولین منابع انسانی، فقط ۶% ارزش انجام دادن را دارد.
خوشبختانه باز هم OKR در این زمینه میتواند به شما کمک کند.
🔹در کتاب کتاب «مهمها را بسنجید» به مبحثی اشاره میگردد به نام CRF که لازمۀ کارآیی OKR است. یعنی گفتگو، بازخورد و قدردانی
🔹در کتاب «مهمها را بسنجید» تاکید شده است بهترین بازه زمانی برای هر OKR سه ماه است. وقتی سه ماه یکبار جلسات همگانی میگذارید میتوانید ببینید:
▪︎تا چه حد افراد تیم در رسیدن به OKR موفق بودهاند؟
▪︎چقدر پیشرفت داشتهاید؟
▪︎نقص کارتان کجاست؟
▪︎کدام گروه چه مشکلی دارد؟
▪︎ایده و طرح برای اصلاح برنامهها چیست؟
▪︎او کی آر OKR سه ما بعدی چه باشد؟
این گونه است که OKR مانع هدر رفت بودجهها میشود.
🔹شفاف بودن با اعضای شرکت، باعث افزایش انگیزه و احساس مهم بودن در آنها میشود. اگر پیشرفتهای افراد در محیط کار دیده شود و همکارانشان آنها را تشویق کنند، انگیزۀ بیشتری برای رسیدن به اهداف خود خواهند داشت.
🔴ترفند ۲۰ درصد زمان:
کار دیکتهای باعث کشته شدن انگیزۀ کارمندان و تبدیل شدن آنها به رباتهایی بدون فکر و خلاقیت میشود. با دیکته کردن کارها، همچنین، رویکردی از بالا به پایین در شرکتها شکل میگیرد که مانع از استقلال در محل کار و در نتیجه، دلزدگی کارکنان میشود. در چنین شرایطی برای حل مشکل در شرکتی که دچار این رتبه بندی نامناسب شده است، باید یک رویکرد ترکیبی از جایگاه بالا به پایین و پایین به بالا شکل بگیرد. این کار، همکاری، شفافیت و نوآوری در سازمان را تقویت میکند.
🔹یکی از راههای انجام این کار، روشی است که گوگل انجام میدهد به نام «ترفند ۲۰% زمان». مهندسان گوگل در هر هفته ۲۰ درصد از زمان کار هفتگی خود را که تقریباً معادل یک روز میشود، صرف فکر کردن و کمک کردن به توسعۀ پروژههای OKR سطح بالای گوگل میکنند. این بسیار کارآمدتر از «نظام پیشنهادها» است. چون خط فکری و مبنای اصلی برای کارکنان بر اساس OKR مشخص است. جالب است که بدانید سرویس Gmail حاصل همین ترفند ۲۰% زمان است.
🔹هیچ چیز غیرممکن نیست!
نویسنده کتاب «مهمها را بسنجید» مینویسد هنگامی که یک سازمان در کنار سیستم OKR تمرکز و همسویی مناسبی داشته باشد، هیچ کاری نیست که برایش غیرممکن باشد. با وجود چنین چیزهایی میتوان چالشهای پرخطری برای یک شرکت در نظر گرفت که گاهی سکوی پرش و موفقیت آن کسبوکار می شوند. به این چالشها در سیستم OKR ، «اهداف کششی» یا «اهداف دستنیافتنی» میگویند.
اهداف کششی اگر با دقت و صحیح انتخاب شوند، باعث میشوند استعدادهای کارمندان شکوفا شود و خلاقیت گروه افزایش پیدا کند. کارمندانی که درگیر اهداف کششی میشوند، اغلب انگیزه، بهرهوری و مشارکت بالاتری دارند.
🔹اهداف متعهدانه شامل کارهای روزانه، مانند کنترل بخش فروش یا استخدام میشوند در حالی که اهداف کششی دربارۀ آیندۀ شرکت و طرحهای بزرگ تر هستند. گوگل معمولاً به ۱۰۰ درصد اهداف متعهدانه و ۶۰ درصد اهداف کششی خود میرسد. از آنجایی که تمام شرکتها مانند گوگل اطمینان مالی و حمایت کافی ندارند، بنابراین نمیتوانند سرمایه زیادی را برای OKRهایی با اهداف کششی هزینه کنند. برای آنها وارد شدن به بازی اهداف کششی میتواند باعث سقوط و ورشکستگی شود.
🔻اگر آن اهداف کششی، شکستها و تمرکزی که تیم باید داشته باشد، نباشد، شرکت رشد فوق العاده نخواهد کرد. پس میتوان نتیجه گرفت که تعیین اهداف صحیح کششی و در کنار آن، تنظیم اهداف متعهدانه، میتواند به پیشرفت شرکتها و کسبوکارها کمک کند؛ به شرط آن که برای هر کدام OKR مشخصی تعریف شود.
🔻بهبود روابط منابع انسانی با OKR:
از آنجایی که OKRها بر اساس تواناییهای شخصی افراد گروه تنظیم میشوند، به خودیِخود، نوعی احساس ارزشمند بودن در کارمندان ایجاد میگردد که همین باعث افزایش بهرهوری خواهد شد؛ اما سوی دیگر این سکه، مدیران و مسئولان وجود دارند که باید علاوه بر کارهای شرکت و هزاران مورد دیگر، کار بررسی عملکرد سالانه کارمندان را نیز انجام دهند.
🔻بررسی عملکرد هر کارمند برای مدیران، اگر به طرز صحیحی انجام شود، حدود ۷.۵ ساعت به ازای هر نفر از مدیر زمان میگیرد. اگر مدیری ۳۰ نیرو داشته باشد احتمالاً بیش از ۹۰ روز از وی زمان خواهد گرفت. بررسی عملکرد سالانه هزینهای دارد که به ادعای مسئولین منابع انسانی، فقط ۶% ارزش انجام دادن را دارد.
خوشبختانه باز هم OKR در این زمینه میتواند به شما کمک کند.
🔹در کتاب کتاب «مهمها را بسنجید» به مبحثی اشاره میگردد به نام CRF که لازمۀ کارآیی OKR است. یعنی گفتگو، بازخورد و قدردانی
🔴این مدل از کنار هم قرار گرفتن سه واژه گفتگو (Conversation)، بازخورد (Feedback) و قدردانی (Recognition) است.
✅گفتگو
برای مدیریت پیوسته عملکرد، لازم است که مدیران و کارکنان یک ارتباط خوب و غنی با یکدیگر داشته باشند تا بتوانند اقداماتشان را با هم هماهنگ کنند و کارها را به شیوه درست پیش ببرند. در حین این گفتگوهاست که خطاها و مشکلات موجود در مسیر موفقیت آشکار و راه حلی برای رفع آن پیدا میشود.
در روشهای قدیمی ارزیابی، سازمانها به صورت سالانه عملکرد خود را پایش میکردند و به همین خاطر مشکلات موجود در سازمان خیلی زود شناسایی و رفع نمیشد ولی در روش CFR، اوضاع فرق میکند؛ چون مدیر با کارکنان به صورت پیوسته در ارتباط است و همه تلاشش را میکند که موانع را از سر راه همکارانش بردارد.
✅بازخورد
در این مرحله اعضای سازمان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند تا میزان پیشرفت پروژه را ارزیابی کنند و ببینند که باید برای پیشرفت، چه اقداماتی انجام دهند. در صورتی که مرحله بازخورد در میان نباشد، اعضای سازمان نمیتوانند از فعالیت یکدیگر مطلع شوند و به همین دلیل در مسیر پیشرفت پروژه به مشکل میخورند. فرض کنید که یکی از واحدهای یک شرکت در حال تولید یک قطعه است. این واحد باید بتواند با واحد مدلسازی هماهنگ شود تا بتواند مدل قطعه را از این واحد تحویل بگیرند و در نهایت قطعه را بر اساس مدل آن تولید کند. اگر ارتباطی بین این واحد و واحد مدلسازی وجود نداشته باشد، بدون شک فرایند تولید قطعه به مشکل میخورد و کل سازمان با مشکل روبرو خواهد شد.
✅قدردانی
در این بخش، لازم است افراد و گروههای شایسته در سازمان مورد تقدیر قرار بگیرند؛ زیرا مسؤولیت خود را به بهترین شکل و در بهترین زمان ممکن به انجام رساندهاند. این کار ساده میتواند به این افراد انگیزه بیشتری برای تلاش مداوم ببخشد و از طرفی سایر افرادی که چنین حرکاتی را از سوی سازمان میبینند، خشنود میشوند و تلاش میکنند تا خودشان هم مورد تقدیر قرار بگیرند.
🔺جمع بندی:
بعضی از سازمانهایی که سیستم OKR را پیاده کردهاند، بر این باور هستند که این روش در ایران جواب نمیدهد. یک سری از متخصصان ایرانی تصمیم گرفتند مشکلات را در چند مورد از شرکتهای ایرانی مجری OKR بررسی کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که مهارت برقراری ارتباط موثر، حلقه گمشدهای است که جلوی اثربخشی این سیستم را میگیرد. در واقع برخی از کارمندان و مدیران، تمایلی به ارتباط و نقد یکدیگر ندارند و به همین دلیل نمیتوانند اهداف سازمان را عملی کنند. مهارت ارتباط مؤثر؛ بهترین راهکاری برای فرهنگسازی پیادهسازی سیستم OKR در سازمانها خواهد بود.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅گفتگو
برای مدیریت پیوسته عملکرد، لازم است که مدیران و کارکنان یک ارتباط خوب و غنی با یکدیگر داشته باشند تا بتوانند اقداماتشان را با هم هماهنگ کنند و کارها را به شیوه درست پیش ببرند. در حین این گفتگوهاست که خطاها و مشکلات موجود در مسیر موفقیت آشکار و راه حلی برای رفع آن پیدا میشود.
در روشهای قدیمی ارزیابی، سازمانها به صورت سالانه عملکرد خود را پایش میکردند و به همین خاطر مشکلات موجود در سازمان خیلی زود شناسایی و رفع نمیشد ولی در روش CFR، اوضاع فرق میکند؛ چون مدیر با کارکنان به صورت پیوسته در ارتباط است و همه تلاشش را میکند که موانع را از سر راه همکارانش بردارد.
✅بازخورد
در این مرحله اعضای سازمان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند تا میزان پیشرفت پروژه را ارزیابی کنند و ببینند که باید برای پیشرفت، چه اقداماتی انجام دهند. در صورتی که مرحله بازخورد در میان نباشد، اعضای سازمان نمیتوانند از فعالیت یکدیگر مطلع شوند و به همین دلیل در مسیر پیشرفت پروژه به مشکل میخورند. فرض کنید که یکی از واحدهای یک شرکت در حال تولید یک قطعه است. این واحد باید بتواند با واحد مدلسازی هماهنگ شود تا بتواند مدل قطعه را از این واحد تحویل بگیرند و در نهایت قطعه را بر اساس مدل آن تولید کند. اگر ارتباطی بین این واحد و واحد مدلسازی وجود نداشته باشد، بدون شک فرایند تولید قطعه به مشکل میخورد و کل سازمان با مشکل روبرو خواهد شد.
✅قدردانی
در این بخش، لازم است افراد و گروههای شایسته در سازمان مورد تقدیر قرار بگیرند؛ زیرا مسؤولیت خود را به بهترین شکل و در بهترین زمان ممکن به انجام رساندهاند. این کار ساده میتواند به این افراد انگیزه بیشتری برای تلاش مداوم ببخشد و از طرفی سایر افرادی که چنین حرکاتی را از سوی سازمان میبینند، خشنود میشوند و تلاش میکنند تا خودشان هم مورد تقدیر قرار بگیرند.
🔺جمع بندی:
بعضی از سازمانهایی که سیستم OKR را پیاده کردهاند، بر این باور هستند که این روش در ایران جواب نمیدهد. یک سری از متخصصان ایرانی تصمیم گرفتند مشکلات را در چند مورد از شرکتهای ایرانی مجری OKR بررسی کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که مهارت برقراری ارتباط موثر، حلقه گمشدهای است که جلوی اثربخشی این سیستم را میگیرد. در واقع برخی از کارمندان و مدیران، تمایلی به ارتباط و نقد یکدیگر ندارند و به همین دلیل نمیتوانند اهداف سازمان را عملی کنند. مهارت ارتباط مؤثر؛ بهترین راهکاری برای فرهنگسازی پیادهسازی سیستم OKR در سازمانها خواهد بود.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرمول موفقیت؟!
✳️ بیشترین وقت رو با چه کسانی می گذرونی!
✅ این جمله از Jim Rohn که «تو متوسط ۵ نفری هستی که بیشترین زمان رو باهاشون میگذرونی»، چشمم رو به این واقعیت باز کرد: افرادی که باهاشون وقت میگذرونیم، اونایی که دوست صداشون میکنیم، همهشون روی تصمیماتی که در زندگی میگیریم تأثیر میذارن، پس در رسیدن یا نرسیدن ما به موفقیت هم اثرگذار هستن.
□متأسفانه، همه اطرافیانمون ما رو برای بهتر شدن حمایت نمیکنن. بعضیها ما رو از دنبال کردن رویاهامون دور میکنن، یا از پذیرفتن ریسکها منصرفمون میکنن. قرار هم نیست که همیشه متوجه بشیم این اتفاق داره میفته. پس مهمه که حواسمون باشه و آگاهانه افرادی رو که باهاشون وقت میگذرونیم انتخاب کنیم، تا وقت گذروندن با آدمهای سمّی –مثل این ۵ شخصیتی که حین انتخاب هدف باید ازشون دوری کرد- رو محدود و قطع کنیم:
۱. شاکیها
شاکیها افرادی هستن که همیشه از زندگی و شغل و هر چیز دیگهای دارن شکایت میکنن و به نظرشون همه چیز خیلی بده. با شاکیها رفت و آمد کردن حتماً برات هزینه داره: شاید قبل از اینکه متوجه بشی تو هم مثل اونها منفیاندیش و شاکی شده باشی. این بدبینی مُسریه.
۲. حق به جانبها
اینها افرادی هستن که فکر میکنن شایستگیِ داشتن همه چیز رو در زندگی دارن، در عین حال که قرار نیست هیچ تلاشی برای رسیدن بهش بکنن. اینها همون کسانی هستن که با حرفها و رفتارهاشون تو رو از تعقیب رویاهات دور نگه میدارن.
●این نگرش میتونه برای کسی که تلاش میکنه تا به موفقیت برسه کشنده باشه. این طرز فکر عزم و اراده تو رو مسدود میکنه و میتونه انگیزهات رو ازبین ببره. این رو بدون که: تو، یا هر کس دیگه، به خودی خود شایسته هیچ چیزی نیستی. اگه زندگی خوبی رو میخوای، باید خودت بسازیش.
۳. مطیعها
این نوع افراد عمومیترین و متداولترین شخصیتهای جامعه هستن. مطیعها هر محدودیت و مرزی که براشون تعریف میشه رو قبول میکنن. اونها هیچ رویایی برای دنبال کردنش ندارن. هیچ کاری برخلاف وضعیتی که براشون تعریف شده انجام نمیدن. اونها تقریباً شبیه به رباتها زندگی میکنن.(از خواب بیدار میشن، ۴۰ ساعت در هفته کاری رو انجام میدن که ازش متنفرن، برمیگردن خونه، میخوابن و این چرخه رو چندباره انجام میدن).
●آدمهایی هستن که با این سبک از زندگی راضی میشن و خوشحال به نظر میرسن؛ این کاملاً قابل قبوله. اما شخصی که داره رویاهاش رو دنبال میکنه، نمیتونه به سادگی یه زندگی متوسط رو بپذیره. بنابراین، در عین حال که داری در شغل تمام وقتت کار میکنی، تلاش مضاعفی برای شروع حرکت به سمت رویاهات داشته باش. در آخر میتونی کار روزمرهات رو ترک کنی و تمام وقت پیگیر چیزی باشی که نسبت بهش شور و اشتیاق داری.
۴. عشقِ مهمونیها
پنچ روز از هفته رو در حال برنامهریزی و برگزاری مهمونی و تفریح هستن و دلشون میخواد هر شب برن بیرون. درسته، عشقِ مهمونیها آدمهای بامزه و شادی هستن، اما حواست رو جمع کن! اونها میتونن جوری از مسیر منحرفت کنن که به سختی بشه جبرانش کرد.
●حق با شماست! هر کسی باید زمانهایی برای استراحت و تفریح داشته باشه و با دوستان و خانواده خوش بگذرونه؛ اما قرار نیست این کارها به اولویتهای اول زندگی تبدیل بشن. اگه با شیوه اونها پیش بری، تمرکز روی چیزهای مفید رو از دست میدی و تو هم تبدیل به کسی میشی که فقط داره مهمونبازی میکنه! برای رشد شخصیتی، اول از همه لازمه که بزرگ بشی.
۵. شکاکها
شکاکها میتونن نابودت کنن! اونها به حرفها و برنامههات گوش میدن، اما اولین کسانی هستن که بهت میگن این افکار احتمالاً ایدههای خوبی نیستن و ناامیدت میکنن. برای کسی که داره به دنبال رویاها و آرزوهاش حرکت میکنه، این میتونه بسیار دلسردکننده باشه، پس شکاکهای دور و برت رو بشناس! این کار میتونه به موفقیتات در آینده کمک کنه. خیلی خیلی مهمه که در اطرافت افراد حمایتکننده باشن، افرادی که ازت حمایت میکنن و وقتی انگیزه لازم رو از دست دادی بهت انرژی و قوت قلب میدن./ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این جمله از Jim Rohn که «تو متوسط ۵ نفری هستی که بیشترین زمان رو باهاشون میگذرونی»، چشمم رو به این واقعیت باز کرد: افرادی که باهاشون وقت میگذرونیم، اونایی که دوست صداشون میکنیم، همهشون روی تصمیماتی که در زندگی میگیریم تأثیر میذارن، پس در رسیدن یا نرسیدن ما به موفقیت هم اثرگذار هستن.
□متأسفانه، همه اطرافیانمون ما رو برای بهتر شدن حمایت نمیکنن. بعضیها ما رو از دنبال کردن رویاهامون دور میکنن، یا از پذیرفتن ریسکها منصرفمون میکنن. قرار هم نیست که همیشه متوجه بشیم این اتفاق داره میفته. پس مهمه که حواسمون باشه و آگاهانه افرادی رو که باهاشون وقت میگذرونیم انتخاب کنیم، تا وقت گذروندن با آدمهای سمّی –مثل این ۵ شخصیتی که حین انتخاب هدف باید ازشون دوری کرد- رو محدود و قطع کنیم:
۱. شاکیها
شاکیها افرادی هستن که همیشه از زندگی و شغل و هر چیز دیگهای دارن شکایت میکنن و به نظرشون همه چیز خیلی بده. با شاکیها رفت و آمد کردن حتماً برات هزینه داره: شاید قبل از اینکه متوجه بشی تو هم مثل اونها منفیاندیش و شاکی شده باشی. این بدبینی مُسریه.
۲. حق به جانبها
اینها افرادی هستن که فکر میکنن شایستگیِ داشتن همه چیز رو در زندگی دارن، در عین حال که قرار نیست هیچ تلاشی برای رسیدن بهش بکنن. اینها همون کسانی هستن که با حرفها و رفتارهاشون تو رو از تعقیب رویاهات دور نگه میدارن.
●این نگرش میتونه برای کسی که تلاش میکنه تا به موفقیت برسه کشنده باشه. این طرز فکر عزم و اراده تو رو مسدود میکنه و میتونه انگیزهات رو ازبین ببره. این رو بدون که: تو، یا هر کس دیگه، به خودی خود شایسته هیچ چیزی نیستی. اگه زندگی خوبی رو میخوای، باید خودت بسازیش.
۳. مطیعها
این نوع افراد عمومیترین و متداولترین شخصیتهای جامعه هستن. مطیعها هر محدودیت و مرزی که براشون تعریف میشه رو قبول میکنن. اونها هیچ رویایی برای دنبال کردنش ندارن. هیچ کاری برخلاف وضعیتی که براشون تعریف شده انجام نمیدن. اونها تقریباً شبیه به رباتها زندگی میکنن.(از خواب بیدار میشن، ۴۰ ساعت در هفته کاری رو انجام میدن که ازش متنفرن، برمیگردن خونه، میخوابن و این چرخه رو چندباره انجام میدن).
●آدمهایی هستن که با این سبک از زندگی راضی میشن و خوشحال به نظر میرسن؛ این کاملاً قابل قبوله. اما شخصی که داره رویاهاش رو دنبال میکنه، نمیتونه به سادگی یه زندگی متوسط رو بپذیره. بنابراین، در عین حال که داری در شغل تمام وقتت کار میکنی، تلاش مضاعفی برای شروع حرکت به سمت رویاهات داشته باش. در آخر میتونی کار روزمرهات رو ترک کنی و تمام وقت پیگیر چیزی باشی که نسبت بهش شور و اشتیاق داری.
۴. عشقِ مهمونیها
پنچ روز از هفته رو در حال برنامهریزی و برگزاری مهمونی و تفریح هستن و دلشون میخواد هر شب برن بیرون. درسته، عشقِ مهمونیها آدمهای بامزه و شادی هستن، اما حواست رو جمع کن! اونها میتونن جوری از مسیر منحرفت کنن که به سختی بشه جبرانش کرد.
●حق با شماست! هر کسی باید زمانهایی برای استراحت و تفریح داشته باشه و با دوستان و خانواده خوش بگذرونه؛ اما قرار نیست این کارها به اولویتهای اول زندگی تبدیل بشن. اگه با شیوه اونها پیش بری، تمرکز روی چیزهای مفید رو از دست میدی و تو هم تبدیل به کسی میشی که فقط داره مهمونبازی میکنه! برای رشد شخصیتی، اول از همه لازمه که بزرگ بشی.
۵. شکاکها
شکاکها میتونن نابودت کنن! اونها به حرفها و برنامههات گوش میدن، اما اولین کسانی هستن که بهت میگن این افکار احتمالاً ایدههای خوبی نیستن و ناامیدت میکنن. برای کسی که داره به دنبال رویاها و آرزوهاش حرکت میکنه، این میتونه بسیار دلسردکننده باشه، پس شکاکهای دور و برت رو بشناس! این کار میتونه به موفقیتات در آینده کمک کنه. خیلی خیلی مهمه که در اطرافت افراد حمایتکننده باشن، افرادی که ازت حمایت میکنن و وقتی انگیزه لازم رو از دست دادی بهت انرژی و قوت قلب میدن./ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
در مقاله ای با عنوان "شش عادتی که بی سروصدا ویران کننده اند" در سال ۲۰۲۳ در مجله روانشناسی psychology today منتشر شد؛
۱ چک کردن دائمی موبایل
۲ اهمال کاری یعنی عقب انداختن کارها بدون دلیل خاصی و دقیقه نود انجام دادن
۳ مقایسه دائمی خود با بقیه
۴ تمرکز روی نکات منفی
۵ تعیین نکردن حد و مرز
۶ غفلت از خود مراقبتی
۱ چک کردن دائمی موبایل
۲ اهمال کاری یعنی عقب انداختن کارها بدون دلیل خاصی و دقیقه نود انجام دادن
۳ مقایسه دائمی خود با بقیه
۴ تمرکز روی نکات منفی
۵ تعیین نکردن حد و مرز
۶ غفلت از خود مراقبتی
👍4👏1
✳️ چرا حتی خودخواهترین افراد هم، باید نسبت به گسترش «فقر» حساس باشند؟
✅ فقر، پدیدهای دردناک و وضعیتی ناعادلانه است که بشریت همواره با آن روبرو بوده است. صرف نظر از مسئولیت وجدانی و انسانی هر یک از ما در برابر سرنوشت همنوعان خود، که ما را موظف میکند در حدّ توان برای کاهش و التیام دردهای فقرا تلاش کنیم، منافع دیگری نیز از ارتقاء و بهبود کیفیت زندگی فقیران نصیب غیرفقیران و به طور کلی، جامعه بشری خواهد شد. در زیر برخی از این منافع را بر میشمریم:
🔹اول: زندگیهای هدررفته
فقر به معنای هدر رفتن زندگی افرادی است که اگر قادر به بهرهبرداری کامل از توانمندیهای بالقوهی خود بودند، به شکوفایی میرسیدند و جامعه را نیز از میوههای استعداد خود بهرهمند میکردند.
🔸دوم: ایفای نقش مخرب اجتماعی
فقرا، نه تنها از استعدادهای نهفتهی خویش برای ارتقاء زندگی خود، خانواده، و جامعه استفاده نمیکنند، بلکه بالاجبار و از سر ناچاری، بعضا با درگیر شدن در فعالیتهای مخربی چون تکدیگری سازمانیافته، اعتیاد، فحشاء، سرقت، و سایر فعالیتهای مجرمانه به سلامت جامعه آسیب میزنند.
🔹سوم: گسترش بیماریها
افراد فقیر مستعد انواع بیماریها هستند که علاوه بر خود و اطرافیان، میتوانند تمام جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهند. مثلا بیماریهایی چون ایدز و مالاریا در کشورهای فقیر آفریقایی شیوع بیشتری دارد و عدم آگاهی و توجه فقرا نسبت به سلامتی خود، باعث تهدید سلامت در سطح جهانی میشود.
🔸چهارم: سوء استفاده سیاسی
شرایط سخت زندگی و ناامیدی موجود در جوامع فقیر، راه را برای مدعیان حمایت و نجات باز میکند. بنابراین، جوامع فقیر بستر مناسبی برای گسترش عقاید افراطی سیاسی همچون کمونیزم، فاشیزیم، و افراطگرایی مذهبی هستند. به عنوان نمونه، مشاهده میکنیم که القاعده و طالبان پیروان خود را در فقیرنشینترین مناطق مناطق اسلامی جستجو میکنند و بسیاری از بمبگذاران انتحاری، با امید به وعدهی کمک مالی به سایر اعضای خانواده، خود را قربانی میکنند.
🔹پنجم: منافع کسبوکارها از توسعه مناطق فقیرنشین
کمک به رشد اقتصادی مناطق فقیرنشین، در واقع به معنای گسترش بازار برای انواع کسبوکارها در سایر کشورهاست. افزایش تولید هم به نوبهی خود، باعث کاهش قیمت تمامشده محصولات و ارزانتر تمام شدن محصولات صنعتی خواهد شد که امکان برخورداری از آنها را برای تعداد بیشتری از مردم جهان، به ویژه در مناطق محروم فراهم خواهد کرد.
🔸ششم: بحران مهاجرت
امروزه، در بسیاری از کشورهای دنیا، ساکنان شهرهای بزرگ با معضل هجوم گسترده افراد کمدرآمد از روستاها و شهرهای کوچک مواجه هستند؛ پدیدهای که تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را ایجاد نموده است. همچنین بسیاری از ساکنان کشورهای پیشرفته، از هزینههای اقتصادی و اجتماعی مهاجرانی که به امید یافتن زندگی بهتر، به طور قانونی یا غیرقانونی از مناطق فقیرنشین به این کشورها کوچ کردهاند رنج میبرند.
✴️ بنابراین واقعیت آن است که عوارض ناشی از گسترش فقر، میتواند به افراد غیرفقیر نیز آسیب وارد کند. در نتیجه علاوه بر مسؤولیتهای اخلاقی و انسانی در قبال فقر، حتی با در نظر گرفتن خودخواهانهترین نگرشها نیز، همه ما موظف به تلاش برای ریشهکن کردن پدیدهی شوم «فقر» هستیم.
◀️این متن، خلاصهایست از فصل اول کتاب:
Up & Out of poverty; The social marketing solution
✍️ فیلیپ کاتلر
بازنشراز کانال قواعدبازی
✅ فقر، پدیدهای دردناک و وضعیتی ناعادلانه است که بشریت همواره با آن روبرو بوده است. صرف نظر از مسئولیت وجدانی و انسانی هر یک از ما در برابر سرنوشت همنوعان خود، که ما را موظف میکند در حدّ توان برای کاهش و التیام دردهای فقرا تلاش کنیم، منافع دیگری نیز از ارتقاء و بهبود کیفیت زندگی فقیران نصیب غیرفقیران و به طور کلی، جامعه بشری خواهد شد. در زیر برخی از این منافع را بر میشمریم:
🔹اول: زندگیهای هدررفته
فقر به معنای هدر رفتن زندگی افرادی است که اگر قادر به بهرهبرداری کامل از توانمندیهای بالقوهی خود بودند، به شکوفایی میرسیدند و جامعه را نیز از میوههای استعداد خود بهرهمند میکردند.
🔸دوم: ایفای نقش مخرب اجتماعی
فقرا، نه تنها از استعدادهای نهفتهی خویش برای ارتقاء زندگی خود، خانواده، و جامعه استفاده نمیکنند، بلکه بالاجبار و از سر ناچاری، بعضا با درگیر شدن در فعالیتهای مخربی چون تکدیگری سازمانیافته، اعتیاد، فحشاء، سرقت، و سایر فعالیتهای مجرمانه به سلامت جامعه آسیب میزنند.
🔹سوم: گسترش بیماریها
افراد فقیر مستعد انواع بیماریها هستند که علاوه بر خود و اطرافیان، میتوانند تمام جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهند. مثلا بیماریهایی چون ایدز و مالاریا در کشورهای فقیر آفریقایی شیوع بیشتری دارد و عدم آگاهی و توجه فقرا نسبت به سلامتی خود، باعث تهدید سلامت در سطح جهانی میشود.
🔸چهارم: سوء استفاده سیاسی
شرایط سخت زندگی و ناامیدی موجود در جوامع فقیر، راه را برای مدعیان حمایت و نجات باز میکند. بنابراین، جوامع فقیر بستر مناسبی برای گسترش عقاید افراطی سیاسی همچون کمونیزم، فاشیزیم، و افراطگرایی مذهبی هستند. به عنوان نمونه، مشاهده میکنیم که القاعده و طالبان پیروان خود را در فقیرنشینترین مناطق مناطق اسلامی جستجو میکنند و بسیاری از بمبگذاران انتحاری، با امید به وعدهی کمک مالی به سایر اعضای خانواده، خود را قربانی میکنند.
🔹پنجم: منافع کسبوکارها از توسعه مناطق فقیرنشین
کمک به رشد اقتصادی مناطق فقیرنشین، در واقع به معنای گسترش بازار برای انواع کسبوکارها در سایر کشورهاست. افزایش تولید هم به نوبهی خود، باعث کاهش قیمت تمامشده محصولات و ارزانتر تمام شدن محصولات صنعتی خواهد شد که امکان برخورداری از آنها را برای تعداد بیشتری از مردم جهان، به ویژه در مناطق محروم فراهم خواهد کرد.
🔸ششم: بحران مهاجرت
امروزه، در بسیاری از کشورهای دنیا، ساکنان شهرهای بزرگ با معضل هجوم گسترده افراد کمدرآمد از روستاها و شهرهای کوچک مواجه هستند؛ پدیدهای که تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را ایجاد نموده است. همچنین بسیاری از ساکنان کشورهای پیشرفته، از هزینههای اقتصادی و اجتماعی مهاجرانی که به امید یافتن زندگی بهتر، به طور قانونی یا غیرقانونی از مناطق فقیرنشین به این کشورها کوچ کردهاند رنج میبرند.
✴️ بنابراین واقعیت آن است که عوارض ناشی از گسترش فقر، میتواند به افراد غیرفقیر نیز آسیب وارد کند. در نتیجه علاوه بر مسؤولیتهای اخلاقی و انسانی در قبال فقر، حتی با در نظر گرفتن خودخواهانهترین نگرشها نیز، همه ما موظف به تلاش برای ریشهکن کردن پدیدهی شوم «فقر» هستیم.
◀️این متن، خلاصهایست از فصل اول کتاب:
Up & Out of poverty; The social marketing solution
✍️ فیلیپ کاتلر
بازنشراز کانال قواعدبازی
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
💢مهمترین
خصیصه یک سرمایه گذار، خلق و خوی وی می باشد است، نه ذهن وی.
شما به خلق و خویی نیاز دارید که نه از بودن با عموم مردم، زیادی لذت ببرید،
نه از بودن در برابر آنها...
✍ #وارن_بافت
خصیصه یک سرمایه گذار، خلق و خوی وی می باشد است، نه ذهن وی.
شما به خلق و خویی نیاز دارید که نه از بودن با عموم مردم، زیادی لذت ببرید،
نه از بودن در برابر آنها...
✍ #وارن_بافت
✳️ سه پارادایم سیاست نوآوری: تحقیق و توسعه، نظام های نوآوری و تغییر تحول آفرین
✅ سیاست علم، فناوری و نوآوری را نمونه های اصلی پیوسته ای شکل می دهد که در بافتار تاریخی ریشه دارند. دو نمونۀ اصلی قدیمی در بحث های سیاست نوآوری کنونی، حاضر و غالب اند:
🔹نخستین نمونۀ اصلی با نهادینه شدن حمایت دولتی از علم و نیز تحقیق و توسعۀ پس از جنگ جهانی دوم و با این فرض آغاز شد که می تواند به رشد کشورها کمک کند و به شکست بازار در
تأمین خصوصی دانش جدید بپردازد.
🔸نمونۀ اصلی دوم در دنیای ِ درحال جهانی شدن دهۀ 1980 و تأکید آن بر رقابتی پدیدار شد که با نظام های ملی نوآوری برای خلق دانش و تجاری سازی شکل گرفت. سیاست علم، فناوری و نوآوری بر برقراری پیوندها، خوشه ها و شبکه ها و نیز برانگیختن یادگیری بین عناصر موجود در نظام ها و زمینه سازی برای کارآفرینی متمرکز است.
🔹سومین نمونۀ اصلی، که به مشکلات اجتماعی و محیطی معاصر ـ مانند اهداف توسعۀ پایدار و تقاضا برای تغییرات تحول آفرین مربوط است، با دو نمونۀ اصلی قبل تفاوت دارد. در ادبیات گذارهای پایداری، منظور از تحول، تغییر نظام های اجتماعی ـ فنی است.
در این مقاله، ماهیت نمونۀ اصلی سوم با هدف شناسایی ویژگی های اصلی و پتانسیل آن برای بازنگری در دو نمونۀ اصلی قبلی بررسی شده است.
🔺یکی از ویژگی های اصلی این نمونۀ مثالی، تمرکز آن بر تجربه کردن خود کشورهاست، و این استدلال که کشورهای جنوب (در حال توسعه، کمتر توسعه یافته و اقتصادهای نوظهور) برای پیروی از الگوی تحول در کشورهای شمال (توسعه یافته) به تلاش های همپایی نیاز ندارند.
در این مقاله استدلال می شود که هر سه نمونۀ اصلی به سیاست گذاری مرتبط است، اما بررسی گزینه های موجود برای سیاست نوآوری تحول آفرین باید در اولویت قرار داشته باشد./كانال قواعدبازی
✅ سیاست علم، فناوری و نوآوری را نمونه های اصلی پیوسته ای شکل می دهد که در بافتار تاریخی ریشه دارند. دو نمونۀ اصلی قدیمی در بحث های سیاست نوآوری کنونی، حاضر و غالب اند:
🔹نخستین نمونۀ اصلی با نهادینه شدن حمایت دولتی از علم و نیز تحقیق و توسعۀ پس از جنگ جهانی دوم و با این فرض آغاز شد که می تواند به رشد کشورها کمک کند و به شکست بازار در
تأمین خصوصی دانش جدید بپردازد.
🔸نمونۀ اصلی دوم در دنیای ِ درحال جهانی شدن دهۀ 1980 و تأکید آن بر رقابتی پدیدار شد که با نظام های ملی نوآوری برای خلق دانش و تجاری سازی شکل گرفت. سیاست علم، فناوری و نوآوری بر برقراری پیوندها، خوشه ها و شبکه ها و نیز برانگیختن یادگیری بین عناصر موجود در نظام ها و زمینه سازی برای کارآفرینی متمرکز است.
🔹سومین نمونۀ اصلی، که به مشکلات اجتماعی و محیطی معاصر ـ مانند اهداف توسعۀ پایدار و تقاضا برای تغییرات تحول آفرین مربوط است، با دو نمونۀ اصلی قبل تفاوت دارد. در ادبیات گذارهای پایداری، منظور از تحول، تغییر نظام های اجتماعی ـ فنی است.
در این مقاله، ماهیت نمونۀ اصلی سوم با هدف شناسایی ویژگی های اصلی و پتانسیل آن برای بازنگری در دو نمونۀ اصلی قبلی بررسی شده است.
🔺یکی از ویژگی های اصلی این نمونۀ مثالی، تمرکز آن بر تجربه کردن خود کشورهاست، و این استدلال که کشورهای جنوب (در حال توسعه، کمتر توسعه یافته و اقتصادهای نوظهور) برای پیروی از الگوی تحول در کشورهای شمال (توسعه یافته) به تلاش های همپایی نیاز ندارند.
در این مقاله استدلال می شود که هر سه نمونۀ اصلی به سیاست گذاری مرتبط است، اما بررسی گزینه های موجود برای سیاست نوآوری تحول آفرین باید در اولویت قرار داشته باشد./كانال قواعدبازی
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفکر انتقادی چیست؟
تفکر نقاد یا اندیشه سنجشگرانه (critical thinking)
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
تفکر نقاد یا اندیشه سنجشگرانه (critical thinking)
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
📷از مشکل عکس بگیرید!
❓برای یک عکاسی دقیق چه کارهایی باید انجام دهید؟
🟢 زاویه، دیافراگم، فوکوس روی سوژه و گرفتن عکس
با تغییرات کمی در عناصر بالا، عکسی که گرفتهاید ممکن است چیز دیگری را نشان دهد؛ منظرهای که نشاندهنده واقعیت آن منظره نیست؛ یا اگر سوژه یک شخص باشد ممکن است چهره دیگری از او نشان دهیم.
🟤 وقتی مشکلی را درست نمی بینید مانند دیدن عکسی است که توسط یک عکاس ناشی گرفته شده است.
🔴 زاویه و میدان دید و تمرکز خود را تغییر دهید و با آن هابازی کنید تا مشکل را درست ببینید؛ همان که هست را ببینید.
🟢 بیشتر مدیران و رهبران کسب و کار درست مشکل را نمیبینند و برای حل آن فورا به درون مشکل شیرجه میروند و بعد مشکل حل نشده را برای سازمان باقی میگذارند.
🔷🔶 برخی تصاویر عمق منظره را نشان میدهند؛ در حالی که در برخی عکسها حتی ظاهر منظره نیز درست دیده نمیشود.
🔶🔷 شما مشکلاتی را که پیش رویتان قراردارند چگونه میبینید؟ آیا مشکل در دیدگاه شما همان است که واقعا وجود دارد؟
✍️محمدهادی موقعی
⬅️درسهایی از هاروارد بیزینس ریویو در چارچوببندیهای دوباره مشکل – فوریه 2024
To solve a tough Problem, Reframe It
https://t.me/ExecutiveManagement
❓برای یک عکاسی دقیق چه کارهایی باید انجام دهید؟
🟢 زاویه، دیافراگم، فوکوس روی سوژه و گرفتن عکس
با تغییرات کمی در عناصر بالا، عکسی که گرفتهاید ممکن است چیز دیگری را نشان دهد؛ منظرهای که نشاندهنده واقعیت آن منظره نیست؛ یا اگر سوژه یک شخص باشد ممکن است چهره دیگری از او نشان دهیم.
🟤 وقتی مشکلی را درست نمی بینید مانند دیدن عکسی است که توسط یک عکاس ناشی گرفته شده است.
🔴 زاویه و میدان دید و تمرکز خود را تغییر دهید و با آن هابازی کنید تا مشکل را درست ببینید؛ همان که هست را ببینید.
🟢 بیشتر مدیران و رهبران کسب و کار درست مشکل را نمیبینند و برای حل آن فورا به درون مشکل شیرجه میروند و بعد مشکل حل نشده را برای سازمان باقی میگذارند.
🔷🔶 برخی تصاویر عمق منظره را نشان میدهند؛ در حالی که در برخی عکسها حتی ظاهر منظره نیز درست دیده نمیشود.
🔶🔷 شما مشکلاتی را که پیش رویتان قراردارند چگونه میبینید؟ آیا مشکل در دیدگاه شما همان است که واقعا وجود دارد؟
✍️محمدهادی موقعی
⬅️درسهایی از هاروارد بیزینس ریویو در چارچوببندیهای دوباره مشکل – فوریه 2024
To solve a tough Problem, Reframe It
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🔸 به نظر شما فرق فردی که تحصیلات عالی داره و درست آموزش دیده با دیگران چیه؟
🔹 آدام گرنت معتقده که اون فقط دانش یا اطلاعاتی که ما در اثر تحصیل کردن کسب میکنیم مهم نیست. بلکه چیزی که مهمتره و در واقع نشانهای از تحصیلات عالی و آموزش درسته اینه که فرد یاد گرفته که باشه چطور میتونه یاد بگیره.
🔸مهارت «چگونه یاد گرفتن» یه مهارت خیلی مهمه که ما رو توانمند میکنه چرا که باعث میشه بتونیم خودمون رو با تغییرات سازگار کنیم و در صورت نیاز چیزهای جدیدی یاد بگیریم. _________
شما با این حرف موافقین؟
🔹 آدام گرنت معتقده که اون فقط دانش یا اطلاعاتی که ما در اثر تحصیل کردن کسب میکنیم مهم نیست. بلکه چیزی که مهمتره و در واقع نشانهای از تحصیلات عالی و آموزش درسته اینه که فرد یاد گرفته که باشه چطور میتونه یاد بگیره.
🔸مهارت «چگونه یاد گرفتن» یه مهارت خیلی مهمه که ما رو توانمند میکنه چرا که باعث میشه بتونیم خودمون رو با تغییرات سازگار کنیم و در صورت نیاز چیزهای جدیدی یاد بگیریم. _________
شما با این حرف موافقین؟