نرخ بهینه مالیات با نرخ بیشینهساز مالیات یکسان نیست
*منحنی «لافر» و درآمدهای مالیاتی*
یکی از ویژگیهای اقتصاد طرف عرضه، اعتقاد پیروان این مکتب به منحنی لافر است. پیام اصلی منحنی لافر آن است که برای داشتن درآمد مالیات بیشتر برای دولت نیاز به آن نیست که نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد. در واقع از سطحی به بعد اگر نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد، درآمد مالیاتی کاهش مییابد. چرا؟
زیرا با افزایش بیش از حد نرخ مالیات، انگیزه برای کار و فعالیت کاهش یافته و تولید کم میشود و از همین رو درآمد مالیاتی دولت نیز کاهش مییابد. بنابراین برای افزون ساختن درآمد مالیاتی اتفاقاً باید نرخ مالیات بر درآمد را کاهش داد تا با دادن انگیزه بیشتر، تولید افزون شود و درآمد مالیاتی دولت نیز بالا رود.
شکل (1)، منحنی فرضی لافر را نشان میدهد که وقتی نرخ مالیات صفر است، درآمد مالیاتی نیز صفر است و با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی افزایش مییابد، تا زمانی که نرخ مالیات به سطح t* برسد. از این سطح به بعد با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت نزول میکند. البته خود آرتور لافر مدعی نیست که مبدع این منحنی بوده است و پیش از وی چند اقتصاددان دیگر نیز به این نکته اشاره کرده بودند.
اما این روزنامهنگار و اقتصاددان آمریکایی، جود وانیسکی بود که در جلسهای که لافر در سال 1974 با مقامات دولت فورد، یعنی دیک چنی و دونالد رامسفلد داشت، حضور پیدا کرده بود و لافر برای تشریح عقیدهاش نسبت به درآمدهای مالیاتی این منحنی را روی یک دستمال کاغذی کشید و به آنها نشان داد.
لافر معتقد است که در درآمدهای مالیاتی دو اثر وجود دارد. یکی اثر «حسابی» است که در آن با ضرب میان درآمد و نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت به دست میآید و چون نرخ مالیات صفر باشد، درآمد هر چقدر باشد، درآمد مالیاتی صفر خواهد بود. اثر دیگر، اثر اقتصادی است که همچنان که ذکر شد، بر مبنای انگیزه کار کردن حاصل میشود.
وقتی نرخ مالیات 100 درصد باشد، انگیزهای برای کسب درآمد وجود ندارد و درآمد مالیاتی باز صفر میشود. با توجه به این دو نقطه با درآمد مالیاتی صفر، لافر چنین منحنیای را پیشنهاد میدهد.
اما چند نکته در مورد این منحنی وجود دارد. اولاً حتی اگر نرخ مالیات 100 درصد شود، باز برخی از فعالیتهای اقتصادی وجود خواهند داشت، زیرا بقای جامعه بدان فعالیتها بستگی دارد. نکته دیگر آنکه بر خلاف شکل (1)، که به نظر نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی 50 درصد است، در دنیای واقعی نه این شکل، قرینه است و نه نرخ بیشینهساز 50 درصد است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
*منحنی «لافر» و درآمدهای مالیاتی*
یکی از ویژگیهای اقتصاد طرف عرضه، اعتقاد پیروان این مکتب به منحنی لافر است. پیام اصلی منحنی لافر آن است که برای داشتن درآمد مالیات بیشتر برای دولت نیاز به آن نیست که نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد. در واقع از سطحی به بعد اگر نرخ مالیات بر درآمد افزایش یابد، درآمد مالیاتی کاهش مییابد. چرا؟
زیرا با افزایش بیش از حد نرخ مالیات، انگیزه برای کار و فعالیت کاهش یافته و تولید کم میشود و از همین رو درآمد مالیاتی دولت نیز کاهش مییابد. بنابراین برای افزون ساختن درآمد مالیاتی اتفاقاً باید نرخ مالیات بر درآمد را کاهش داد تا با دادن انگیزه بیشتر، تولید افزون شود و درآمد مالیاتی دولت نیز بالا رود.
شکل (1)، منحنی فرضی لافر را نشان میدهد که وقتی نرخ مالیات صفر است، درآمد مالیاتی نیز صفر است و با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی افزایش مییابد، تا زمانی که نرخ مالیات به سطح t* برسد. از این سطح به بعد با افزایش نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت نزول میکند. البته خود آرتور لافر مدعی نیست که مبدع این منحنی بوده است و پیش از وی چند اقتصاددان دیگر نیز به این نکته اشاره کرده بودند.
اما این روزنامهنگار و اقتصاددان آمریکایی، جود وانیسکی بود که در جلسهای که لافر در سال 1974 با مقامات دولت فورد، یعنی دیک چنی و دونالد رامسفلد داشت، حضور پیدا کرده بود و لافر برای تشریح عقیدهاش نسبت به درآمدهای مالیاتی این منحنی را روی یک دستمال کاغذی کشید و به آنها نشان داد.
لافر معتقد است که در درآمدهای مالیاتی دو اثر وجود دارد. یکی اثر «حسابی» است که در آن با ضرب میان درآمد و نرخ مالیات، درآمد مالیاتی دولت به دست میآید و چون نرخ مالیات صفر باشد، درآمد هر چقدر باشد، درآمد مالیاتی صفر خواهد بود. اثر دیگر، اثر اقتصادی است که همچنان که ذکر شد، بر مبنای انگیزه کار کردن حاصل میشود.
وقتی نرخ مالیات 100 درصد باشد، انگیزهای برای کسب درآمد وجود ندارد و درآمد مالیاتی باز صفر میشود. با توجه به این دو نقطه با درآمد مالیاتی صفر، لافر چنین منحنیای را پیشنهاد میدهد.
اما چند نکته در مورد این منحنی وجود دارد. اولاً حتی اگر نرخ مالیات 100 درصد شود، باز برخی از فعالیتهای اقتصادی وجود خواهند داشت، زیرا بقای جامعه بدان فعالیتها بستگی دارد. نکته دیگر آنکه بر خلاف شکل (1)، که به نظر نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی 50 درصد است، در دنیای واقعی نه این شکل، قرینه است و نه نرخ بیشینهساز 50 درصد است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👆ادامه روند منحني لافر
تحقیقات زیادی در مورد ارتباط میان نرخ مالیات و درآمد مالیاتی انجام شده است و در اقتصادهای مختلف، این نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی جا به جا شده است. پل پکرینو در مدل خود در سال 1995، نشان داد که این رقم در حدود 65 درصد است.
در حالی که هسینگ با دادههای آماری ایالات متحده از سال 1959 تا 1991 این نرخ را بین 32 تا 37 درصد تخمین زد. اما به باور بسیاری، میانگین این نرخ 70 درصد است. از همین رو بسیاری شکل واقعیتر منحنی لافر را مانند شکل (2) میدانند.
*اقتصاددانان طرف عرضه* که همواره از برطرف کردن موانع پیشروی فعالیتهای اقتصادی طرفداری کردهاند و یکی از این موانع مالیات است، با اعتقاد به منحنی لافر به خصوص در دولت ریگان، به وی پیشنهاد میدادند تا برای افزایش درآمدهای مالیاتی خود نرخ مالیات را کاهش دهد. اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد؛ چرا؟ مساله این است که یافتن آن که اقتصاد در کجای منحنی قرار دارد، بسیار سخت است.
اگر نرخ مالیات کمتر از نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی باشد، کاهش نرخ موجب کاهش درآمد مالیاتی میشود، از همین رو به نظر میرسد که در هنگام توصیه اقتصاددانان طرف عرضه به سیاستمداران برای افزایش درآمد مالیاتی از طریق کاهش نرخ مالیات، اقتصاد به نقطه بیشینهساز نرسیده بود.
آنچه مشخص است آن است که اولاً یک رابطه دوسویه آن طور که منحنی لافر نشان میدهد وجود دارد، اما معلوم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست؟ و در عین حال باید در تعیین وضعیت اقتصاد و یافتن جایگاه آن بر منحنی لافر بسیار دقت کرد وگرنه توصیه سیاستی ممکن است کاملاً معکوس از آب درآید.
البته نباید از نظر دور داشت که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، اصولاً در تدوین سیاستهای مالی مهم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست و به آن نرخ دست یافت، زیرا این نقطه اصولاً نقطه بهینه مالیاتی نیست. سیاست مالیای بهینه است که بتواند نرخ بهینه مالیاتی را وضع کند که طی آن اقتصاد با کمترین انحراف از مسیر رشد پایدارش مواجه باشد و این ابداً به معنای آن نیست که این نرخ با نرخ بیشینهساز برابر است. نکته اینجاست که منحنی لافر از آن رو مورداستفادهقرار میگیرد که بسیاری از سیاستمداران به دنبال افزون کردن درآمدهای مالیاتی خود هستند، فارغ از اینکه این کار برای کل اقتصاد بهینه است یا نه.
وجود تعهدات مالی فراوان دولتها، آنان را بدین سو میکشاند که تا جای ممکن درآمدهای مالیاتی خود را افزون سازند و از همین رو به جای آن که به دنبال نرخ بهینه مالیات باشند، اتفاقاً به دنبال نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی هستند. این گرایش دولتها موجب شده که منحنی لافر هنوز مورد توجه دولتها و کارشناسان قرار گیرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
تحقیقات زیادی در مورد ارتباط میان نرخ مالیات و درآمد مالیاتی انجام شده است و در اقتصادهای مختلف، این نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی جا به جا شده است. پل پکرینو در مدل خود در سال 1995، نشان داد که این رقم در حدود 65 درصد است.
در حالی که هسینگ با دادههای آماری ایالات متحده از سال 1959 تا 1991 این نرخ را بین 32 تا 37 درصد تخمین زد. اما به باور بسیاری، میانگین این نرخ 70 درصد است. از همین رو بسیاری شکل واقعیتر منحنی لافر را مانند شکل (2) میدانند.
*اقتصاددانان طرف عرضه* که همواره از برطرف کردن موانع پیشروی فعالیتهای اقتصادی طرفداری کردهاند و یکی از این موانع مالیات است، با اعتقاد به منحنی لافر به خصوص در دولت ریگان، به وی پیشنهاد میدادند تا برای افزایش درآمدهای مالیاتی خود نرخ مالیات را کاهش دهد. اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد؛ چرا؟ مساله این است که یافتن آن که اقتصاد در کجای منحنی قرار دارد، بسیار سخت است.
اگر نرخ مالیات کمتر از نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی باشد، کاهش نرخ موجب کاهش درآمد مالیاتی میشود، از همین رو به نظر میرسد که در هنگام توصیه اقتصاددانان طرف عرضه به سیاستمداران برای افزایش درآمد مالیاتی از طریق کاهش نرخ مالیات، اقتصاد به نقطه بیشینهساز نرسیده بود.
آنچه مشخص است آن است که اولاً یک رابطه دوسویه آن طور که منحنی لافر نشان میدهد وجود دارد، اما معلوم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست؟ و در عین حال باید در تعیین وضعیت اقتصاد و یافتن جایگاه آن بر منحنی لافر بسیار دقت کرد وگرنه توصیه سیاستی ممکن است کاملاً معکوس از آب درآید.
البته نباید از نظر دور داشت که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، اصولاً در تدوین سیاستهای مالی مهم نیست که نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی کجاست و به آن نرخ دست یافت، زیرا این نقطه اصولاً نقطه بهینه مالیاتی نیست. سیاست مالیای بهینه است که بتواند نرخ بهینه مالیاتی را وضع کند که طی آن اقتصاد با کمترین انحراف از مسیر رشد پایدارش مواجه باشد و این ابداً به معنای آن نیست که این نرخ با نرخ بیشینهساز برابر است. نکته اینجاست که منحنی لافر از آن رو مورداستفادهقرار میگیرد که بسیاری از سیاستمداران به دنبال افزون کردن درآمدهای مالیاتی خود هستند، فارغ از اینکه این کار برای کل اقتصاد بهینه است یا نه.
وجود تعهدات مالی فراوان دولتها، آنان را بدین سو میکشاند که تا جای ممکن درآمدهای مالیاتی خود را افزون سازند و از همین رو به جای آن که به دنبال نرخ بهینه مالیات باشند، اتفاقاً به دنبال نرخ بیشینهساز درآمد مالیاتی هستند. این گرایش دولتها موجب شده که منحنی لافر هنوز مورد توجه دولتها و کارشناسان قرار گیرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from مدیر مرجع (محمد مهدی منافی)
🌟 ۵ رویکرد مهم کوچینگ
✨ رویکرد کوچینگ، یک روش فعالیت محور برای ایجاد تغییر و رشد فردی است. در اینجا، پنج رویکرد کوچینگ رایج را معرفی می نماییم:
1⃣ رویکرد مبتنی بر سوال (Questioning Approach): در این رویکرد، کوچ به روشنشدن و شناخت بهتر مراجع کمک میکند. او سؤالاتی میپرسد که به مراجع کمک میکند تا اهداف، ارزشها و محدودیتهای خود را درک کند و راهحلهای ممکن را کشف کند.
2⃣ رویکرد مبتنی برعملکرد (Performance Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا عملکرد خود را ارتقا دهد. او با تحلیل عملکرد فعلی و تعیین اهداف قابل اسمارت(SMART)، مراجع را در رسیدن به عملکرد بهتر هدایت میکند.
3⃣ رویکرد مبتنی بر توسعه مهارتها (Skills Development Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در توسعه و بهبود مهارتهای خود کمک میکند. او میتواند مراجع را در زمینههای مختلفی مانند مهارتهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای مدیریت زمان هدایت نماید.
4⃣ رویکرد مبتنی بر روابط (Relationship Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در ارتقا و بهبود روابطش کمک میکند. او میتواند مراجع را در چالشهای مربوط به روابط شخصی، حرفهای و سازمانی هدایت کند.
5⃣ رویکرد مبتنی بر ارزشها (Values-Based Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا ارزشهای خود را شناسایی و با آنها هماهنگ شود. او میتواند مشتری را در شناخت ارزشهای مهم و تصمیمگیریهای زندگی مبتنی بر ارزشها هدایت کند.
⭐️ هر کوچ میتواند از ترکیب این رویکردها و استفاده از تکنیکهای خاص خودش، به مراجعین خود کمک کند.
#مدیر_مرجع
#محمد_مهدی_منافی
#بیزینس_کوچینگ
#توسعه_فردی
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
کانال تلگرام مدیر مرجع
سایت مدیر مرجع
صفحه زیلینک مدیر مرجع
پیج اینستاگرام مدیر مرجع
✨ رویکرد کوچینگ، یک روش فعالیت محور برای ایجاد تغییر و رشد فردی است. در اینجا، پنج رویکرد کوچینگ رایج را معرفی می نماییم:
1⃣ رویکرد مبتنی بر سوال (Questioning Approach): در این رویکرد، کوچ به روشنشدن و شناخت بهتر مراجع کمک میکند. او سؤالاتی میپرسد که به مراجع کمک میکند تا اهداف، ارزشها و محدودیتهای خود را درک کند و راهحلهای ممکن را کشف کند.
2⃣ رویکرد مبتنی برعملکرد (Performance Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا عملکرد خود را ارتقا دهد. او با تحلیل عملکرد فعلی و تعیین اهداف قابل اسمارت(SMART)، مراجع را در رسیدن به عملکرد بهتر هدایت میکند.
3⃣ رویکرد مبتنی بر توسعه مهارتها (Skills Development Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در توسعه و بهبود مهارتهای خود کمک میکند. او میتواند مراجع را در زمینههای مختلفی مانند مهارتهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای مدیریت زمان هدایت نماید.
4⃣ رویکرد مبتنی بر روابط (Relationship Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع در ارتقا و بهبود روابطش کمک میکند. او میتواند مراجع را در چالشهای مربوط به روابط شخصی، حرفهای و سازمانی هدایت کند.
5⃣ رویکرد مبتنی بر ارزشها (Values-Based Approach): در این رویکرد، کوچ به مراجع کمک میکند تا ارزشهای خود را شناسایی و با آنها هماهنگ شود. او میتواند مشتری را در شناخت ارزشهای مهم و تصمیمگیریهای زندگی مبتنی بر ارزشها هدایت کند.
⭐️ هر کوچ میتواند از ترکیب این رویکردها و استفاده از تکنیکهای خاص خودش، به مراجعین خود کمک کند.
#مدیر_مرجع
#محمد_مهدی_منافی
#بیزینس_کوچینگ
#توسعه_فردی
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
کانال تلگرام مدیر مرجع
سایت مدیر مرجع
صفحه زیلینک مدیر مرجع
پیج اینستاگرام مدیر مرجع
Telegram
مدیر مرجع
آموزش مهارت های مدیریت، توسعه فردی و کسب و کار و برگزاری جلسات کوچینگ فردی و گروهی
✳️ قربانیان موفقیت خود⁉️
✅ مدیرعامل نوکیا:
"ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شكست خوردیم."
بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند
ازاوایل سال۱۹۰۰ تا سال ،۲۰۱۱نوکیا یكی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42دلار و ارزش این شرکت 250میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن(انجامِ درستِ کار) و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.( بلكه باید به دنبال انجام " کارِدرست" باشید)
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند
آنها نتوانستند "تغییـــرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه "را که به واسطه شرکت های
SAMSUNGو APPLE
آورده شدند را پیش بینی کنند و یا در آن راه قدم بگذارند .
شرکت های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشتند.
iPhone ،Galaxy
خیلی سریع گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند.
از سال 2011تا 2013نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80درصدی نوکیا به 3درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42دلار به 2.5دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند.
ارزش شرکت نوکیا با کاهش ۹۹درصدی درصدی از 250میلیارد به 3.79میلیارد یورو رسید.
✅ مدیرعامل نوکیا:
"ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علی رغم همه این ها شكست خوردیم."
بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند
ازاوایل سال۱۹۰۰ تا سال ،۲۰۱۱نوکیا یكی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42دلار و ارزش این شرکت 250میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن(انجامِ درستِ کار) و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.( بلكه باید به دنبال انجام " کارِدرست" باشید)
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند
آنها نتوانستند "تغییـــرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه "را که به واسطه شرکت های
SAMSUNGو APPLE
آورده شدند را پیش بینی کنند و یا در آن راه قدم بگذارند .
شرکت های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشتند.
iPhone ،Galaxy
خیلی سریع گوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند.
از سال 2011تا 2013نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80درصدی نوکیا به 3درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42دلار به 2.5دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند.
ارزش شرکت نوکیا با کاهش ۹۹درصدی درصدی از 250میلیارد به 3.79میلیارد یورو رسید.
✳️ قله نابرابری
✅ گزارش 2022 آکسفام درباره فقر چه میگوید؟
🔺«خشونت اقتصادی» زمانی اعمال میشود که سیاستهای ساختاری برای ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد انجام شود. این موضوع باعث آسیب مستقیم به همه ما، و به فقیرترین افراد، زنان و دختران، و اکثر گروههای نژادی میشود. نابرابری به مرگ حداقل یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود.
اما ما میتوانیم اقتصاد خود را به گونهای طراحی کنیم که بر برابری متمرکز شود. ما میتوانیم ثروت شدید را از طریق مالیات تصاعدی پس بگیریم. سرمایهگذاری جسورانه در اقدامات عمومی قوی و اثباتشده برای از بین بردن نابرابری، قدرت را در اقتصاد و جامعه جابهجا میکند.
اگر شجاع باشیم و به جنبشهایی که خواستار تغییر هستند گوش دهیم، میتوانیم اقتصادی ایجاد کنیم که در آن هیچکس نه در فقر زندگی کند و نه ثروت میلیاردی غیرقابل تصور داشته باشد، تا جهانی داشته باشیم که در آن دیگر نابرابری کسی را نکشد.
*نابرابری هرگز تصادفی نبوده، بلکه از روی انتخاب بوده است.*
نابرابری شدید شکلی از «خشونت اقتصادی» است که در آن سیاستهای ساختاری و سیستمی و انتخابهای سیاسی که به نفع ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد منحرف میشوند به آسیب مستقیم به اکثریت عظیم مردم عادی در سراسر جهان منجر میشوند.
اینکه افراد فقیر، زنان و دختران، و گروههای نژادی بیش از افراد ثروتمند و ممتاز، اغلب بهطور نامتناسب کشته میشوند یا آسیب میبینند، اشتباهی تصادفی در شکل غالب سرمایهداری امروزی نیست، بلکه بخش اصلی آن است.
ما تخمین میزنیم که نابرابری در حال حاضر به مرگ حداقل 21 هزار و 300 نفر در روز یا یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود. این یک تخمین بسیار محافظهکارانه برای مرگهای ناشی از گرسنگی در دنیای فراوانی، یعنی محرومیت از دسترسی به مراقبتهای بهداشتی باکیفیت است.
در کشورهای فقیر و بر اثر خشونت جنسیتی که زنان با آن مواجه هستند و ریشه در مردسالاری دارد احتمالاً وضعیت به مراتب بدتر است. ما همچنین برآوردهایی را برای مرگومیر ناشی از فروپاشی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در کشورهای فقیر ارائه میدهیم.
اینها تنها برخی از راههایی است که نابرابری مردم را میکشد. اما حقیقت این است که نابرابری تقریباً بر تمام جنبههای زندگی انسان و بر امید به پیشرفت انسان تاثیر منفی میگذارد.
نابرابری خواهناخواه برای همه مضر است. کشورهای ثروتمند ممکن است از میلیاردرهای انحصاری دارویی خود حمایت کنند و واکسنها را برای محافظت از جمعیت خود احتکار کنند، اما با این کار مردم خود را به سمت خطر جهشهایی که آپارتاید واکسن ایجاد میکند، سوق میدهند.
*نابرابری بیشتر باعث جنایت بیشتر، شادی کمتر، اعتماد کمتر و خشونت بیشتر میشود و هدفِ از بین بردن فقر در جهان را غیرممکن میکند.*
نابرابری بین ملتها و درون ملتها برای آینده جهان ما نیز کشنده است. وقتی کشورهای ثروتمند نمیتوانند تاثیرات مسوولیت خود را در مورد 92 درصد از کل انتشار بیش از حد تاریخی گازهای گلخانهای کنترل کنند، همه ما از یک سیاره گرمتر رنج میبریم.
همه ما در نتیجه مصرف بیش از حد ثروتمندترین افراد که عامل بحران آب و هوای امروزی هستند، رنج میبریم.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش 2022 آکسفام درباره فقر چه میگوید؟
🔺«خشونت اقتصادی» زمانی اعمال میشود که سیاستهای ساختاری برای ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد انجام شود. این موضوع باعث آسیب مستقیم به همه ما، و به فقیرترین افراد، زنان و دختران، و اکثر گروههای نژادی میشود. نابرابری به مرگ حداقل یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود.
اما ما میتوانیم اقتصاد خود را به گونهای طراحی کنیم که بر برابری متمرکز شود. ما میتوانیم ثروت شدید را از طریق مالیات تصاعدی پس بگیریم. سرمایهگذاری جسورانه در اقدامات عمومی قوی و اثباتشده برای از بین بردن نابرابری، قدرت را در اقتصاد و جامعه جابهجا میکند.
اگر شجاع باشیم و به جنبشهایی که خواستار تغییر هستند گوش دهیم، میتوانیم اقتصادی ایجاد کنیم که در آن هیچکس نه در فقر زندگی کند و نه ثروت میلیاردی غیرقابل تصور داشته باشد، تا جهانی داشته باشیم که در آن دیگر نابرابری کسی را نکشد.
*نابرابری هرگز تصادفی نبوده، بلکه از روی انتخاب بوده است.*
نابرابری شدید شکلی از «خشونت اقتصادی» است که در آن سیاستهای ساختاری و سیستمی و انتخابهای سیاسی که به نفع ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد منحرف میشوند به آسیب مستقیم به اکثریت عظیم مردم عادی در سراسر جهان منجر میشوند.
اینکه افراد فقیر، زنان و دختران، و گروههای نژادی بیش از افراد ثروتمند و ممتاز، اغلب بهطور نامتناسب کشته میشوند یا آسیب میبینند، اشتباهی تصادفی در شکل غالب سرمایهداری امروزی نیست، بلکه بخش اصلی آن است.
ما تخمین میزنیم که نابرابری در حال حاضر به مرگ حداقل 21 هزار و 300 نفر در روز یا یک نفر در هر چهار ثانیه منجر میشود. این یک تخمین بسیار محافظهکارانه برای مرگهای ناشی از گرسنگی در دنیای فراوانی، یعنی محرومیت از دسترسی به مراقبتهای بهداشتی باکیفیت است.
در کشورهای فقیر و بر اثر خشونت جنسیتی که زنان با آن مواجه هستند و ریشه در مردسالاری دارد احتمالاً وضعیت به مراتب بدتر است. ما همچنین برآوردهایی را برای مرگومیر ناشی از فروپاشی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در کشورهای فقیر ارائه میدهیم.
اینها تنها برخی از راههایی است که نابرابری مردم را میکشد. اما حقیقت این است که نابرابری تقریباً بر تمام جنبههای زندگی انسان و بر امید به پیشرفت انسان تاثیر منفی میگذارد.
نابرابری خواهناخواه برای همه مضر است. کشورهای ثروتمند ممکن است از میلیاردرهای انحصاری دارویی خود حمایت کنند و واکسنها را برای محافظت از جمعیت خود احتکار کنند، اما با این کار مردم خود را به سمت خطر جهشهایی که آپارتاید واکسن ایجاد میکند، سوق میدهند.
*نابرابری بیشتر باعث جنایت بیشتر، شادی کمتر، اعتماد کمتر و خشونت بیشتر میشود و هدفِ از بین بردن فقر در جهان را غیرممکن میکند.*
نابرابری بین ملتها و درون ملتها برای آینده جهان ما نیز کشنده است. وقتی کشورهای ثروتمند نمیتوانند تاثیرات مسوولیت خود را در مورد 92 درصد از کل انتشار بیش از حد تاریخی گازهای گلخانهای کنترل کنند، همه ما از یک سیاره گرمتر رنج میبریم.
همه ما در نتیجه مصرف بیش از حد ثروتمندترین افراد که عامل بحران آب و هوای امروزی هستند، رنج میبریم.
بازنشرازكانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد!
بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی درباره شاخص های ادراک فساد در میان 180 کشور جهان، ایران در سال 2023 با کسب نمره 24 رتبەی 149 بدست آورده است.دانمارک با کسب نمره 90 سالم ترین کشور و پس از آن فنلاند، نیوزیلند، نروژ سنگاپور و سوئد قرار دارند.بالاترین نمرات خاورمیانه متعلق به امارات و قطر است و عمان و عربستان هم با نمره 52 و 53 از مردودی نجات یافته اند.سومالی، ونزوئلا سودان جنوبی و سوریه فاسدترین کشورهای جهانند..روسیه مانند ایران با کسب رتبەی 141 جزو مردودین است.در سال 1923 روزنامەی پراودا نوشت: روسیە آزادترین کشور جهان!در سال های اخیر روزنامەی کیهان به سیاق پراودا، چند بار ایران را آزادترین کشور جهان خوانده است.صرف نظر از پیوند آزادی و فساد زدایی، باید گفت امروز، ردەبندی های دقیق بە هر حسابی می رسند!می توان با دولت اقتدارگرا، به جنگ فساد و دزدی رفت مانند سنگاپور و امارات و تا حدی چین و عربستان ،اما نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد
آزادترین کشور جهان منطقا فاسدترین کشور دنیا نیست!كانال قواعدبازي
بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی درباره شاخص های ادراک فساد در میان 180 کشور جهان، ایران در سال 2023 با کسب نمره 24 رتبەی 149 بدست آورده است.دانمارک با کسب نمره 90 سالم ترین کشور و پس از آن فنلاند، نیوزیلند، نروژ سنگاپور و سوئد قرار دارند.بالاترین نمرات خاورمیانه متعلق به امارات و قطر است و عمان و عربستان هم با نمره 52 و 53 از مردودی نجات یافته اند.سومالی، ونزوئلا سودان جنوبی و سوریه فاسدترین کشورهای جهانند..روسیه مانند ایران با کسب رتبەی 141 جزو مردودین است.در سال 1923 روزنامەی پراودا نوشت: روسیە آزادترین کشور جهان!در سال های اخیر روزنامەی کیهان به سیاق پراودا، چند بار ایران را آزادترین کشور جهان خوانده است.صرف نظر از پیوند آزادی و فساد زدایی، باید گفت امروز، ردەبندی های دقیق بە هر حسابی می رسند!می توان با دولت اقتدارگرا، به جنگ فساد و دزدی رفت مانند سنگاپور و امارات و تا حدی چین و عربستان ،اما نمی توان با ایستادن در قلەی فساد، مدعی کسب رتبەی اول در آزادی شد
آزادترین کشور جهان منطقا فاسدترین کشور دنیا نیست!كانال قواعدبازي
✳️ پنج درس استراتژیک از کشور بزریل
[نه در فوتبال و المپیک که در پرداخت یارانه]
✅ برزیل، در فوتبال صاحب سبک است، اما در فقرزدایی و هدفمندی یارانه ها نیز صاحب سبک شده است. مدل برزیلی فقرزدایی، به صورت یارانه نقدی مشروط است و «بولسا فامیلیا» نامیده میشود. ویژگیهای «بولسا فامیلیا» که از سال ۲۰۰۳ آغاز شد، عبارتند از:
در چارچوب این برنامه، ابتدای هر سال، یک رقم درآمدی بهعنوان «خط فقر» بهطور رسمی اعلام میشود. رقم خط فقر، به شکلی اعلام میشود که تقریبا ۲۵ ٪ کمدرآمدتر از جمعیت کشور، مشمول دریافت یارانه نقدی شوند. کلیه خانوارهایی که خودشان اعلام کنند درآمدشان از رقم رسمی «خط فقر» کمتر است، میتوانند یارانه نقدی دریافت کنند.
پرداخت یارانه نقدی در هر ماه به هر خانوار، «مشروط» بر آن است که کلیه کودکان ۵ تا ۱۸ ساله خانوار بهطور منظم به مدرسه بروند و بهطور منظم در برنامههای چکآپ پزشکی شرکت کنند.
اسامی کلیه خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، به همراه رقم دریافتی و مدت زمان دریافت یارانه نقدی، در یک سایت رسمی و دارای امکان جستجو اعلام میشود:
هر ماه درصدی از خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، از نظر میزان درآمد ماهانه و نظم حضور کودکان در مدرسه و چکآپهای پزشکی، به دقت بررسی میشوند و در صورت اثبات تخلف خانوار، جریمههای سنگینی برای خانوار در نظر گرفته خواهد شد.
کل یارانه نقدی هر خانوار مشمول دریافت یارانه، به «مادر خانوار» پرداخت میشود. یکی از کارکردهای غیرمستقیم این یارانه ارتقای جایگاه زنان و کاهش تبعیض جنسیتی در خانوارهای محرومتر برزیل است.
همزمان با توسعه برنامه یارانه نقدی مشروط که هماکنون حدود ۲۵ ٪ خانوارهای فقیرتر برزیلی را شامل میشود، سایر برنامههای فقرزدایی برزیل متوقف (یا شدیدا محدود) شدهاند. خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی مشروط، نمیتوانند تحت پوشش سایر برنامههای فقرزدایی برزیل باشند.
🔺تحلیل راهبردی:
همواره وقتی صحبت از الگوبرداری از طرح های بزرگ رفاهی کشورهای اروپایی است برخی بهانه می آورند که آن کشورها پیشرفته و کوچک و کم جمعیت هستند اما آیا می توانیم تجربه بزریل را هم با این بهانه نادیده بگیریم. ما می توانیم پنج درس کلیدی از بزریلی ها بگیریم:
یارانه از ابتدا با یک شرط شفاف و ساده مشروط باشد نه آنکه اول همه ثبت نام کنند و سپس به زحمت انصراف دهند.
یارانه شفاف باشد. اگر در ایران اسامی خانواده های یارانه بگیر منتشر می شد خیلی ها داوطلبانه از یارانه انصراف می دادند.
به جای آن که ده ها برنامه رفاهی و فقرزدایی را اجرا کنیم که برخی از ده جا (کمیته امداد، سهام عدالت، بهزیستی) بگیرند و برخی از هیچ جا. یک برنامه اجرا کنیم و همان یک برنامه را خوب اجرا کنیم.
جدی باشد. اگر کسی مشمول این حمایت نمی شد اما دولت را گول زد تبعات جدی در پی داشته باشد نه اینکه صدها هزار نفر (از جمله اساتید دانشگاه و نمایندگان مجلس) از لیست یارانه بگیران حذف می شوند اما هیچ تبعاتی برای آنان ندارد.
یارانه ها در کشور باید جهت گیری توسعه ای داشته باشند، یعنی محرک باشند و تغییر دهنده زیرساخت ها و مناسبات اجتماعی. در برزیل سه نقطه کانونی هدف گیری شده است: آموزش کودکان، سلامت اعضای خانواده و جایگاه زنان. در ایران این یارانه ها چه چیزی را تغییر داده است؟
آیا زمان آن نرسیده است که شجاعانه به یکی از بزرگ ترین جریان های مالی کشور (پرداخت ماهانه یارانه) فکر کنیم؟قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
[نه در فوتبال و المپیک که در پرداخت یارانه]
✅ برزیل، در فوتبال صاحب سبک است، اما در فقرزدایی و هدفمندی یارانه ها نیز صاحب سبک شده است. مدل برزیلی فقرزدایی، به صورت یارانه نقدی مشروط است و «بولسا فامیلیا» نامیده میشود. ویژگیهای «بولسا فامیلیا» که از سال ۲۰۰۳ آغاز شد، عبارتند از:
در چارچوب این برنامه، ابتدای هر سال، یک رقم درآمدی بهعنوان «خط فقر» بهطور رسمی اعلام میشود. رقم خط فقر، به شکلی اعلام میشود که تقریبا ۲۵ ٪ کمدرآمدتر از جمعیت کشور، مشمول دریافت یارانه نقدی شوند. کلیه خانوارهایی که خودشان اعلام کنند درآمدشان از رقم رسمی «خط فقر» کمتر است، میتوانند یارانه نقدی دریافت کنند.
پرداخت یارانه نقدی در هر ماه به هر خانوار، «مشروط» بر آن است که کلیه کودکان ۵ تا ۱۸ ساله خانوار بهطور منظم به مدرسه بروند و بهطور منظم در برنامههای چکآپ پزشکی شرکت کنند.
اسامی کلیه خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، به همراه رقم دریافتی و مدت زمان دریافت یارانه نقدی، در یک سایت رسمی و دارای امکان جستجو اعلام میشود:
هر ماه درصدی از خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی، از نظر میزان درآمد ماهانه و نظم حضور کودکان در مدرسه و چکآپهای پزشکی، به دقت بررسی میشوند و در صورت اثبات تخلف خانوار، جریمههای سنگینی برای خانوار در نظر گرفته خواهد شد.
کل یارانه نقدی هر خانوار مشمول دریافت یارانه، به «مادر خانوار» پرداخت میشود. یکی از کارکردهای غیرمستقیم این یارانه ارتقای جایگاه زنان و کاهش تبعیض جنسیتی در خانوارهای محرومتر برزیل است.
همزمان با توسعه برنامه یارانه نقدی مشروط که هماکنون حدود ۲۵ ٪ خانوارهای فقیرتر برزیلی را شامل میشود، سایر برنامههای فقرزدایی برزیل متوقف (یا شدیدا محدود) شدهاند. خانوارهای دریافتکننده یارانه نقدی مشروط، نمیتوانند تحت پوشش سایر برنامههای فقرزدایی برزیل باشند.
🔺تحلیل راهبردی:
همواره وقتی صحبت از الگوبرداری از طرح های بزرگ رفاهی کشورهای اروپایی است برخی بهانه می آورند که آن کشورها پیشرفته و کوچک و کم جمعیت هستند اما آیا می توانیم تجربه بزریل را هم با این بهانه نادیده بگیریم. ما می توانیم پنج درس کلیدی از بزریلی ها بگیریم:
یارانه از ابتدا با یک شرط شفاف و ساده مشروط باشد نه آنکه اول همه ثبت نام کنند و سپس به زحمت انصراف دهند.
یارانه شفاف باشد. اگر در ایران اسامی خانواده های یارانه بگیر منتشر می شد خیلی ها داوطلبانه از یارانه انصراف می دادند.
به جای آن که ده ها برنامه رفاهی و فقرزدایی را اجرا کنیم که برخی از ده جا (کمیته امداد، سهام عدالت، بهزیستی) بگیرند و برخی از هیچ جا. یک برنامه اجرا کنیم و همان یک برنامه را خوب اجرا کنیم.
جدی باشد. اگر کسی مشمول این حمایت نمی شد اما دولت را گول زد تبعات جدی در پی داشته باشد نه اینکه صدها هزار نفر (از جمله اساتید دانشگاه و نمایندگان مجلس) از لیست یارانه بگیران حذف می شوند اما هیچ تبعاتی برای آنان ندارد.
یارانه ها در کشور باید جهت گیری توسعه ای داشته باشند، یعنی محرک باشند و تغییر دهنده زیرساخت ها و مناسبات اجتماعی. در برزیل سه نقطه کانونی هدف گیری شده است: آموزش کودکان، سلامت اعضای خانواده و جایگاه زنان. در ایران این یارانه ها چه چیزی را تغییر داده است؟
آیا زمان آن نرسیده است که شجاعانه به یکی از بزرگ ترین جریان های مالی کشور (پرداخت ماهانه یارانه) فکر کنیم؟قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️تله ایزومورفیسم پیش روی ایران
دکتر محمدرضا سعیدی، استاد دانشگاه و فعال کسب وکار
در طبیعت، مگس هایی وجود دارند که خود را به شکل و شباهت زنبور عسل در می آورند. حتی صدای وزوز مشابه ایجاد کرده و رنگ و ظاهر خود را هم با زنبور عسل همسان سازی می کنند. این پدیده تحت عنوان تقلید (Mimicry) شناخته می شود و اساسا در این وضعیت هدف اصلی شبیه شدن است ولو بدون کارايی واقعی. در دنیای سازمان ها و نهادها نیز مفهوم مشابهی وجود دارد تحت عنوان ایزومورفیسم (Isomorphism) و یا هم شکلی سازمانی، پدیدهای که در آن سازمانها و نهادها، ساختار، شیوه، نماد و حتی فرهنگ مشابهی را اختیار میکنند تا شبیه به سازمانهای موفق و معروف عمل کنند. این پدیده، گاه به تقلید کورکورانه و بی مغز سازمانها از یکدیگر منجر میشود، به طوری که ظاهری فریبنده و مدرن پیدا میکنند، اما از کارایی و عملکرد مطلوب تهی است. رفتارپژوهان سازمانی برای این پدیده دلیل های مختلفی می آورند:
اول، ایجاد مشروعیت از طریق مشابهت با سازمانهای موفق و جستجوی اعتبار و پذیرش از سوی جامعه ذینفعان.
دوم، کاهش احساس عدم اطمینان یعنی سازمانها بعضا با تقلید از شیوه های موفق خطر شکست در محیط های ناپایدار و نامطمئن را کاهش دهند.
سوم، بهبود عملکرد؛ البته واضح است که بعضا تقلید درست شیوه ها، و قابلیت های یک مجموعه دیگر می تواند منجر به بهبود عملکرد شود.
ایزومورفیسم می تواند هوشمندانه و آگاهانه باشد اگرعملکرد (Function) بر شکل و فرم (Form) بچربد. در غیر اینصورت به مثابه تله ای خواهد بود که سازمان در آن می افتد و خارج شدن از آن به آسانی نخواهد بود. بنا براین ایزومورفیسم می تواند مزایای داشته باشد به شرط آنکه امر تعادل در به گار گیری آن رعایت گردد. تاکید بیش از حد بر ایزومورفیسم اسباب خفه کردن نوآوری فراهم خواهد کرد. چرا که با تغییر محیط این مشابهت سازی ها جوابگو نخواهد بود و قدرت انطباق سازمان با محیط پیرامون از دست می رود.
☑️⭕️تله ایزومورفیسم پیش روی توسعه ایران
این پدیده را اشاره کردم که بگویم متاسفانه پدیده ایزومورفیسم سازمانی (تقلید طوطی وار کورکورانه) در بسیاری از سازمانهای دولتی [و نهادهای حاکمیتی] و شرکت های ایرانی مشاهده میشود. تعداد زیادی از نهادها در ایران وجود دارند که ظاهری به غایت مدرن دارند اما از عملکرد و محتوا تهی شده اند و الزاما همان عملکرد نهادهای مشابه در کشورهای پیشرفته را ندارند دقیقا مانند آن مگس که خود را شبیه زنبور میکند بدون آنکه تولید عسل و گرده پراکنی زنبور داشته باشد. شرکت هایی را می شناسم که تقلید و کپی برای شبیه شدن به جای کارايی سالهاست در دستور کارشان است چه آگاهانه و چه از سر بی اطلاعی. مصیبت زمانی است که انتخاب استراتژی تقلید طوطی وار موجب می شود که برخورداری از ظاهری توسعه یافته اسباب پنهان شدن توسعه نیافتگی می شود. ایزومورفیسم به مرور زمان قابلیت هايی را پرورش می دهد که تقلید طوطی وار بیشتری را فراهم میکنند و سازمان در تله قابلیت های نامطلوب (مانند تقلید) خود گیر کرده است و به همین دلیل برخی گفته اند که ایزومورفیسم سازمانی می تواند تدبیری راهگشا برای یک شکست مقتدرانه شود!
به عنوان مثال سازمان توسعه تجارت در ایران با وجود ظاهری مدرن و بین المللی، نتوانسته است در ترویج و توسعه تجارت و کار آفرینی در کشور موفق عمل کند. تاسیس سازمان خصوصی سازی موفقیت اعلام میگردد اما اقتصاد روز به روز دولتی تر می شود. جذب تعداد بیشتر دانشجو در دانشگاه افتخار اعلام می شود اما مسئله های کشور لاینحل. چه بسیار شرکت هایی که در نمایشگاهها با کاتالوگ های رنگی و بین المللی حضور می یابند اما محصول فاقد کیفیت است. دولت و نهادهای حکمرانی در ظاهر در مدرن ترین شکل مربوطه وجود دارند اما اسباب توسعه یافتگی نمی شود. ادا و اطوار به وفور اما هیهات از اندکی کارايی و عملکرد مطلوب و برای همین هم عمق نارضایتی روز به روز بیشتر و بیشتر می شود.
متاسفانه این پدیده فرهنگ خود را ایجاد می کند به نحوی که «تلاش برای تظاهر به موفقیت» به جای «تمرکز بر عملکرد واقعی» بیشتر و بیشتر می شود که بلای توسعه در کشورهایی چون ما است و تغییر آن سالها به طول میانجامد. سازمانی که قابلیت های مسئله محور خود را در فرایند تکامل تدریجی پرورش می دهد می تواند زمینه ساز توسعه باشند نه از طریق تقلیدهای کورکورانه و تظاهر به موفقیت..
شبکه توسعه
https://t.me/I_D_Network
دکتر محمدرضا سعیدی، استاد دانشگاه و فعال کسب وکار
در طبیعت، مگس هایی وجود دارند که خود را به شکل و شباهت زنبور عسل در می آورند. حتی صدای وزوز مشابه ایجاد کرده و رنگ و ظاهر خود را هم با زنبور عسل همسان سازی می کنند. این پدیده تحت عنوان تقلید (Mimicry) شناخته می شود و اساسا در این وضعیت هدف اصلی شبیه شدن است ولو بدون کارايی واقعی. در دنیای سازمان ها و نهادها نیز مفهوم مشابهی وجود دارد تحت عنوان ایزومورفیسم (Isomorphism) و یا هم شکلی سازمانی، پدیدهای که در آن سازمانها و نهادها، ساختار، شیوه، نماد و حتی فرهنگ مشابهی را اختیار میکنند تا شبیه به سازمانهای موفق و معروف عمل کنند. این پدیده، گاه به تقلید کورکورانه و بی مغز سازمانها از یکدیگر منجر میشود، به طوری که ظاهری فریبنده و مدرن پیدا میکنند، اما از کارایی و عملکرد مطلوب تهی است. رفتارپژوهان سازمانی برای این پدیده دلیل های مختلفی می آورند:
اول، ایجاد مشروعیت از طریق مشابهت با سازمانهای موفق و جستجوی اعتبار و پذیرش از سوی جامعه ذینفعان.
دوم، کاهش احساس عدم اطمینان یعنی سازمانها بعضا با تقلید از شیوه های موفق خطر شکست در محیط های ناپایدار و نامطمئن را کاهش دهند.
سوم، بهبود عملکرد؛ البته واضح است که بعضا تقلید درست شیوه ها، و قابلیت های یک مجموعه دیگر می تواند منجر به بهبود عملکرد شود.
ایزومورفیسم می تواند هوشمندانه و آگاهانه باشد اگرعملکرد (Function) بر شکل و فرم (Form) بچربد. در غیر اینصورت به مثابه تله ای خواهد بود که سازمان در آن می افتد و خارج شدن از آن به آسانی نخواهد بود. بنا براین ایزومورفیسم می تواند مزایای داشته باشد به شرط آنکه امر تعادل در به گار گیری آن رعایت گردد. تاکید بیش از حد بر ایزومورفیسم اسباب خفه کردن نوآوری فراهم خواهد کرد. چرا که با تغییر محیط این مشابهت سازی ها جوابگو نخواهد بود و قدرت انطباق سازمان با محیط پیرامون از دست می رود.
☑️⭕️تله ایزومورفیسم پیش روی توسعه ایران
این پدیده را اشاره کردم که بگویم متاسفانه پدیده ایزومورفیسم سازمانی (تقلید طوطی وار کورکورانه) در بسیاری از سازمانهای دولتی [و نهادهای حاکمیتی] و شرکت های ایرانی مشاهده میشود. تعداد زیادی از نهادها در ایران وجود دارند که ظاهری به غایت مدرن دارند اما از عملکرد و محتوا تهی شده اند و الزاما همان عملکرد نهادهای مشابه در کشورهای پیشرفته را ندارند دقیقا مانند آن مگس که خود را شبیه زنبور میکند بدون آنکه تولید عسل و گرده پراکنی زنبور داشته باشد. شرکت هایی را می شناسم که تقلید و کپی برای شبیه شدن به جای کارايی سالهاست در دستور کارشان است چه آگاهانه و چه از سر بی اطلاعی. مصیبت زمانی است که انتخاب استراتژی تقلید طوطی وار موجب می شود که برخورداری از ظاهری توسعه یافته اسباب پنهان شدن توسعه نیافتگی می شود. ایزومورفیسم به مرور زمان قابلیت هايی را پرورش می دهد که تقلید طوطی وار بیشتری را فراهم میکنند و سازمان در تله قابلیت های نامطلوب (مانند تقلید) خود گیر کرده است و به همین دلیل برخی گفته اند که ایزومورفیسم سازمانی می تواند تدبیری راهگشا برای یک شکست مقتدرانه شود!
به عنوان مثال سازمان توسعه تجارت در ایران با وجود ظاهری مدرن و بین المللی، نتوانسته است در ترویج و توسعه تجارت و کار آفرینی در کشور موفق عمل کند. تاسیس سازمان خصوصی سازی موفقیت اعلام میگردد اما اقتصاد روز به روز دولتی تر می شود. جذب تعداد بیشتر دانشجو در دانشگاه افتخار اعلام می شود اما مسئله های کشور لاینحل. چه بسیار شرکت هایی که در نمایشگاهها با کاتالوگ های رنگی و بین المللی حضور می یابند اما محصول فاقد کیفیت است. دولت و نهادهای حکمرانی در ظاهر در مدرن ترین شکل مربوطه وجود دارند اما اسباب توسعه یافتگی نمی شود. ادا و اطوار به وفور اما هیهات از اندکی کارايی و عملکرد مطلوب و برای همین هم عمق نارضایتی روز به روز بیشتر و بیشتر می شود.
متاسفانه این پدیده فرهنگ خود را ایجاد می کند به نحوی که «تلاش برای تظاهر به موفقیت» به جای «تمرکز بر عملکرد واقعی» بیشتر و بیشتر می شود که بلای توسعه در کشورهایی چون ما است و تغییر آن سالها به طول میانجامد. سازمانی که قابلیت های مسئله محور خود را در فرایند تکامل تدریجی پرورش می دهد می تواند زمینه ساز توسعه باشند نه از طریق تقلیدهای کورکورانه و تظاهر به موفقیت..
شبکه توسعه
https://t.me/I_D_Network
👍1
✳️ موضوعی که تو راه اندازی یک کسب و کار یا استارتاپ مهمه، این هست که نقش ها باید وجود داشته باشند.
حالا تو یک کسب و کار بزرگ این نقش ها به شکل مجزا توسط واحدها و افراد ایفا میشن ولی تو یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، این نقش ها بین افراد موجود تقسیم میشن و یک فرد چند نقش (مثلا مدیر، بازاریاب و استراتژیست) رو همزمان به عهده میگیره.
وجود این نقش های مهم که در پست پیش رو ذکر شدن، باعث میشه یک کسب و کار زودتر به شکوفایی برسه و راه روشنی رو پیش بگیره.
🔻 حالا به نظر شما کدوم یکی از این نقش ها مهمتر هستن؟ برامون کامنت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
حالا تو یک کسب و کار بزرگ این نقش ها به شکل مجزا توسط واحدها و افراد ایفا میشن ولی تو یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، این نقش ها بین افراد موجود تقسیم میشن و یک فرد چند نقش (مثلا مدیر، بازاریاب و استراتژیست) رو همزمان به عهده میگیره.
وجود این نقش های مهم که در پست پیش رو ذکر شدن، باعث میشه یک کسب و کار زودتر به شکوفایی برسه و راه روشنی رو پیش بگیره.
🔻 حالا به نظر شما کدوم یکی از این نقش ها مهمتر هستن؟ برامون کامنت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
wealth_of_nations_daraian.com.pdf
7.3 MB
📙کتاب ثروت ملل
📝 اثر: آدام اسمیت
🔁 ترجمه: سیروس ابراهیمزاده
🔹 آیا میخواهید از اقتصاد لذت ببرید؟
آیا میخواهید بهترین کتاب اقتصادی را مطالعه کنید؟
آیا میدانید چرا به ادام اسمیت لقب پدر علم اقتصاد را دادهاند؟
به راستی ثروت ملتها در چیست؟
اقتصاد سرمایهداری یا کارل مارکس؟؟
به نظر شما چرا نظام اقتصادی مارکسی کارگر نبود؟
طبق نظر سنجی فایننشال تایمز کتاب ثروت ملل بعد از ۲ قرن همچنان بهترین کتاب اقتصادی شناخته میشود.
@iranmba_org
#کتاب
📝 اثر: آدام اسمیت
🔁 ترجمه: سیروس ابراهیمزاده
🔹 آیا میخواهید از اقتصاد لذت ببرید؟
آیا میخواهید بهترین کتاب اقتصادی را مطالعه کنید؟
آیا میدانید چرا به ادام اسمیت لقب پدر علم اقتصاد را دادهاند؟
به راستی ثروت ملتها در چیست؟
اقتصاد سرمایهداری یا کارل مارکس؟؟
به نظر شما چرا نظام اقتصادی مارکسی کارگر نبود؟
طبق نظر سنجی فایننشال تایمز کتاب ثروت ملل بعد از ۲ قرن همچنان بهترین کتاب اقتصادی شناخته میشود.
@iranmba_org
#کتاب
👍3
✳️ سه مورد که با “P” شروع وباعث می شوند شما به غلط بعد از یک شکست نتوانید بلند شوید:
1. Personalization
شخصی سازی؛
یعنی بگویید فقط من مسبب
این اتفاق هستم،
فقط من!
2. Pervasiveness
فراگیر بودن؛
این شکست همه ابعاد زندگی
من را تحت تاثیر قرار می دهد
دیگر کلاً بدبخت شدم!
3. Permanence
تداوم یافتن؛
تبعات این اتفاق برای همیشه
در زندگی من باقی می ماند
و تا آخر عمر گرفتارشدم!
https://t.me/ExecutiveManagement
1. Personalization
شخصی سازی؛
یعنی بگویید فقط من مسبب
این اتفاق هستم،
فقط من!
2. Pervasiveness
فراگیر بودن؛
این شکست همه ابعاد زندگی
من را تحت تاثیر قرار می دهد
دیگر کلاً بدبخت شدم!
3. Permanence
تداوم یافتن؛
تبعات این اتفاق برای همیشه
در زندگی من باقی می ماند
و تا آخر عمر گرفتارشدم!
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه