✳️ هفت گروه رهبری بد در سازمان و اجتماع
برگرفته از کتاب Bad Leadership
✅ باربارا کِلِرمن استاد دانشگاه هاروارد درباره خوب و بد رهبری در سازمانها و جوامع بسیار نوشته است. در کتاب "رهبری بد"، کِلِرمن مشخصا به موضوع رهبری بد میپردازد که چیست، چگونه پدید میآید و چرا مهم است. او رهبری را از رهبران متمایز میداند و بر این باور است که رهبری از سه مؤلفه رهبر، پیروان و زمینه و زمانه تشکیل میشود. رهبری بد عبارت است از مجموعه رهبر بد و پیروان بد. بدون پیروان، رهبران نمیتوانند بد عمل کنند.
کِلِرمن رهبری بد را به دو دسته تقسیم میکند: بد از لحاظ کارایی و اثربخشی و بد از لحاظ اخلاقی. رهبران بد یا ناکارآمد هستند یا غیراخلاقی یا هر دو. رهبران ناکارآمد و غیرمؤثر منابع را هدر میدهند و به اهداف هم نمیرسند. رهبران غیراخلاقی از هر وسیلهای برای دستیابی به هدف استفاده میکنند.
او بر این اساس *هفت گروه رهبری بد* را از هم تفکیک میکند:
۱) *نالایق*
بیعرضه و بیکفایت و فاقد صلاحیت و مهارت که هیچ تغییر مثبتی را رقم نمیزند.
۲) *سرسخت*
سفت و سخت و تسلیمناپذیر. توانمند اما ناسازگار و ناهمراه با تغییر
۳) *نامتعادل*
فاقد خودکنترلی که در اندیشه اصلاح خود و بهبود اوضاع نیست.
۴) *سنگدل*
نادیده گرفتن نیازها و بیاحساسی و بیتوجهی نسبت به خواسته اکثریت بهویژه محرومان و فرودستان
۵) *فاسد*
دروغگو و متقلب و دزد. ترجیح منفعت شخصی بر منافع عمومی
۶) *منزوی*
برجعاجنشینی و نادیده گرفتن رفاه دیگرانی که خودی محسوب نمیشوند.
۷) *شرور*
جنایتکار و شیطانمنش و آسیبرسان به جسم و روان مردم
سه نوع اول، رهبری ناکارآمد و چهار نوع بعد، رهبری غیراخلاقی است. امتزاج این دو معجونی است سمی و شیطانی. نمونه مثالی این امتزاج در افرادی چون آدولف هیتلر و رادوان کارادیچ و رهبران مشهور برخی سازمانها سربرآورده است. واقعیت آن است که رهبران بد، در معنای درست و واقعی کلمه، رهبر نیستند گمراهکننده هستند. البته تردیدی نیست که رهبران اصیل با شخصیتی یکپارچه و روشی شایسته و قصد خدمتگزارانه با چاشنی کارایی و اثربخشی و فضیلت اخلاق در سازمانها و جوامع کم نیستند و همآنان هستند که به هدایت و تغییر و تحول ژرف انسانها همت میکنند، اما از چیستی و چگونگی و چرایی رهبری بد و تآثیر سوء و عمیق آن نباید غافل شد./مسعود بینش
https://t.me/ExecutiveManagement
برگرفته از کتاب Bad Leadership
✅ باربارا کِلِرمن استاد دانشگاه هاروارد درباره خوب و بد رهبری در سازمانها و جوامع بسیار نوشته است. در کتاب "رهبری بد"، کِلِرمن مشخصا به موضوع رهبری بد میپردازد که چیست، چگونه پدید میآید و چرا مهم است. او رهبری را از رهبران متمایز میداند و بر این باور است که رهبری از سه مؤلفه رهبر، پیروان و زمینه و زمانه تشکیل میشود. رهبری بد عبارت است از مجموعه رهبر بد و پیروان بد. بدون پیروان، رهبران نمیتوانند بد عمل کنند.
کِلِرمن رهبری بد را به دو دسته تقسیم میکند: بد از لحاظ کارایی و اثربخشی و بد از لحاظ اخلاقی. رهبران بد یا ناکارآمد هستند یا غیراخلاقی یا هر دو. رهبران ناکارآمد و غیرمؤثر منابع را هدر میدهند و به اهداف هم نمیرسند. رهبران غیراخلاقی از هر وسیلهای برای دستیابی به هدف استفاده میکنند.
او بر این اساس *هفت گروه رهبری بد* را از هم تفکیک میکند:
۱) *نالایق*
بیعرضه و بیکفایت و فاقد صلاحیت و مهارت که هیچ تغییر مثبتی را رقم نمیزند.
۲) *سرسخت*
سفت و سخت و تسلیمناپذیر. توانمند اما ناسازگار و ناهمراه با تغییر
۳) *نامتعادل*
فاقد خودکنترلی که در اندیشه اصلاح خود و بهبود اوضاع نیست.
۴) *سنگدل*
نادیده گرفتن نیازها و بیاحساسی و بیتوجهی نسبت به خواسته اکثریت بهویژه محرومان و فرودستان
۵) *فاسد*
دروغگو و متقلب و دزد. ترجیح منفعت شخصی بر منافع عمومی
۶) *منزوی*
برجعاجنشینی و نادیده گرفتن رفاه دیگرانی که خودی محسوب نمیشوند.
۷) *شرور*
جنایتکار و شیطانمنش و آسیبرسان به جسم و روان مردم
سه نوع اول، رهبری ناکارآمد و چهار نوع بعد، رهبری غیراخلاقی است. امتزاج این دو معجونی است سمی و شیطانی. نمونه مثالی این امتزاج در افرادی چون آدولف هیتلر و رادوان کارادیچ و رهبران مشهور برخی سازمانها سربرآورده است. واقعیت آن است که رهبران بد، در معنای درست و واقعی کلمه، رهبر نیستند گمراهکننده هستند. البته تردیدی نیست که رهبران اصیل با شخصیتی یکپارچه و روشی شایسته و قصد خدمتگزارانه با چاشنی کارایی و اثربخشی و فضیلت اخلاق در سازمانها و جوامع کم نیستند و همآنان هستند که به هدایت و تغییر و تحول ژرف انسانها همت میکنند، اما از چیستی و چگونگی و چرایی رهبری بد و تآثیر سوء و عمیق آن نباید غافل شد./مسعود بینش
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ احترام اجتماعی
کاوش در یک مفهوم پرکاربرد، ساده، اما پیچیده
✅ آیا تا کنون به این اندیشیدهایم که وقتی از احترام سخن میگوییم، از چه چیزی سخن میگوییم؟ معنای عملی و رفتاری آن چیست؟ وقتی از نظام سیاسی انتظار داریم احترام شهروندان را نگه دارد و یا در روابط میان فردی به این فضیلت اجتماعی اشاره میکنیم، در واقع انتظار چه نوع رفتار و کنشی را داریم؟
🔸عموماً احترام را بهنوعی رفتار سادهی مبتنی بر آداب تلقی میکنند اما "اسپونویل" بر این باور است که گرچه ادب، یک ارزش است و نمیتوان آن را انکار کرد، اما این ارزش، مبهم، و در نفس خود ناکافی است. احترام، گرچه ما را بهمفهوم ادب میرساند اما معنای بسی عمیقتر، با ابعاد و ویژگیهای متعددی دارد. احترام(در معنای وسیع)، مبنا و شالودهی همکاریهای اجتماعی، مشارکت و ثبات سیاسی است. کاهش احترام اجتماعی، سبب کاهش انسجام اجتماعی میشود. همچنین نادیدهگرفتن احترام شهروندان از سوی نظام سیاسی، مشارکت و ثبات سیاست را با مخاطرهی جدی روبرو میکند. در جامعهای که شهروندان احساس کنند از سوی صاحبان قدرت و روایتهای رسمی بهاندازهی کافی محترم شمرده نمیشوند، آشوب و قانونگریزی افزایش مییابد. احترام، لازمهی باهمبودن و با همزیستن است.
🔺تعاریف احترام
۱. ریچارد سِنِت میگوید: احترام اشاره به تصدیق ارزش طرفِ دیگر ائتلاف، بهویژه طرف کوچکتر و ضعیفتر را دارد.
اما هنوز این پرسش در میان است که اگر بخواهیم ارزش طرف مقابل را تصدیق کنیم، چه باید بکنیم؟ تصدیق ارزش طرف مقابل به چه معناست؟ کدام ارزش؟مهمترین ارزشی که پایهی احترام محسوب میشود عبارت است از: "بهرسمیت شناختن دیگری"؛
● بهرسمیت شناختن "بودن" دیگری
● بهرسمیت شناختن چگونه زیستن و چگونه بودن دیگری (اهداف و آرمانها)
● بهرسمیت شناختن نیازهای دیگری
● بهرسمیت شناختن دردها و رنجهای دیگری
● بهرسمیت شناختن عقاید و اعتقادات دیگری
● بهرسمیت شناختن اراده و اختیار دیگری برای کسب آنچه مطلوب خود میداند
۲. فیلسوفانی مانند کانت و "فیشته" میگویند: احترام به معنی ابرام و اصرار بر هدفبودن و غایتبودن خودِ انسان است.
رویکرد ابزارانگارانه به انسان، آدمی را بهسطح شیئی تنزل میدهد. نظامهای سیاسی که شهروندان را نه صرفا برای آنکه فقط هستند، بلکه بهمنزلهی ابزاری در خدمت قدرت میبینند، (و از اینکه این نگرش را بر زبان بیاورند نیز شرمنده نمیشوند)، درواقع عزت، مقام و منزلت انسانی شهروندان را نادیده میگیرند. بههمین خاطر است که درد و رنج شهروندان را در پای شکوهی کاذب نمیبیند. در این نگرش، آنچه اهمیت مییابد، عظمت و قدرت نظام سیاسی است و نه انسانِ واقعا موجودی که سوخت ارابهی قدرت میگردد.
۳. فرناندو سَوَتِر، معنای احترام را به مفهوم شرافت، گره میزند و تلاش میکند مفهوم احترام را با آن توضیح دهد. بهسخن دیگر، نظامهایی که برای شهروندان خود احترام قائل هستند، رفتاری با این مشخصات دارند:
● انسانها مصون از تعرضاند.
● انسانها بهمنزلهی هدف تلقی میشوند و نه ابزار و وسیلهی رسیدن به مقاصد.
● حق خودآیینی، بهرسمیت شناخته میشود.. بهتعبیر دیگر، هر شخصی حق دارد بهنحو مستقل و بدون اجبار بیرونی، برای زندگی خود برنامهریزی نماید و معیار خود را برای تعالی مشخص کند.
● جامعه با همهی افراد، براساس رفتارشان و شایستگیهای شخصیشان برخورد میکند.
● همبستگی با کسانی که از بدبختی رنج میبرند و تلاش برای کاهش رنج آنها صورت میگیرد.
● در آن هیچکس کنار گذاشته نمیشود.
🔹اکنون با در میان آوردن معیار متفاوت در باب احترام و شرافت انسان، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا هریک از ما برای دیگران، چقدر احترام قائلیم و از سوی دیگر، رابطهی نظام سیاسی با شهروندان، چقدر بر اساس احترام بنا شده است؟ آیا ما شهروندان احساس میکنیم بهاندازهی کافی نزد نظام سیاسی محترم هستیم؟
بازنشرازکانال برنامه ریزی استراتژیک
https://t.me/ExecutiveManagement
کاوش در یک مفهوم پرکاربرد، ساده، اما پیچیده
✅ آیا تا کنون به این اندیشیدهایم که وقتی از احترام سخن میگوییم، از چه چیزی سخن میگوییم؟ معنای عملی و رفتاری آن چیست؟ وقتی از نظام سیاسی انتظار داریم احترام شهروندان را نگه دارد و یا در روابط میان فردی به این فضیلت اجتماعی اشاره میکنیم، در واقع انتظار چه نوع رفتار و کنشی را داریم؟
🔸عموماً احترام را بهنوعی رفتار سادهی مبتنی بر آداب تلقی میکنند اما "اسپونویل" بر این باور است که گرچه ادب، یک ارزش است و نمیتوان آن را انکار کرد، اما این ارزش، مبهم، و در نفس خود ناکافی است. احترام، گرچه ما را بهمفهوم ادب میرساند اما معنای بسی عمیقتر، با ابعاد و ویژگیهای متعددی دارد. احترام(در معنای وسیع)، مبنا و شالودهی همکاریهای اجتماعی، مشارکت و ثبات سیاسی است. کاهش احترام اجتماعی، سبب کاهش انسجام اجتماعی میشود. همچنین نادیدهگرفتن احترام شهروندان از سوی نظام سیاسی، مشارکت و ثبات سیاست را با مخاطرهی جدی روبرو میکند. در جامعهای که شهروندان احساس کنند از سوی صاحبان قدرت و روایتهای رسمی بهاندازهی کافی محترم شمرده نمیشوند، آشوب و قانونگریزی افزایش مییابد. احترام، لازمهی باهمبودن و با همزیستن است.
🔺تعاریف احترام
۱. ریچارد سِنِت میگوید: احترام اشاره به تصدیق ارزش طرفِ دیگر ائتلاف، بهویژه طرف کوچکتر و ضعیفتر را دارد.
اما هنوز این پرسش در میان است که اگر بخواهیم ارزش طرف مقابل را تصدیق کنیم، چه باید بکنیم؟ تصدیق ارزش طرف مقابل به چه معناست؟ کدام ارزش؟مهمترین ارزشی که پایهی احترام محسوب میشود عبارت است از: "بهرسمیت شناختن دیگری"؛
● بهرسمیت شناختن "بودن" دیگری
● بهرسمیت شناختن چگونه زیستن و چگونه بودن دیگری (اهداف و آرمانها)
● بهرسمیت شناختن نیازهای دیگری
● بهرسمیت شناختن دردها و رنجهای دیگری
● بهرسمیت شناختن عقاید و اعتقادات دیگری
● بهرسمیت شناختن اراده و اختیار دیگری برای کسب آنچه مطلوب خود میداند
۲. فیلسوفانی مانند کانت و "فیشته" میگویند: احترام به معنی ابرام و اصرار بر هدفبودن و غایتبودن خودِ انسان است.
رویکرد ابزارانگارانه به انسان، آدمی را بهسطح شیئی تنزل میدهد. نظامهای سیاسی که شهروندان را نه صرفا برای آنکه فقط هستند، بلکه بهمنزلهی ابزاری در خدمت قدرت میبینند، (و از اینکه این نگرش را بر زبان بیاورند نیز شرمنده نمیشوند)، درواقع عزت، مقام و منزلت انسانی شهروندان را نادیده میگیرند. بههمین خاطر است که درد و رنج شهروندان را در پای شکوهی کاذب نمیبیند. در این نگرش، آنچه اهمیت مییابد، عظمت و قدرت نظام سیاسی است و نه انسانِ واقعا موجودی که سوخت ارابهی قدرت میگردد.
۳. فرناندو سَوَتِر، معنای احترام را به مفهوم شرافت، گره میزند و تلاش میکند مفهوم احترام را با آن توضیح دهد. بهسخن دیگر، نظامهایی که برای شهروندان خود احترام قائل هستند، رفتاری با این مشخصات دارند:
● انسانها مصون از تعرضاند.
● انسانها بهمنزلهی هدف تلقی میشوند و نه ابزار و وسیلهی رسیدن به مقاصد.
● حق خودآیینی، بهرسمیت شناخته میشود.. بهتعبیر دیگر، هر شخصی حق دارد بهنحو مستقل و بدون اجبار بیرونی، برای زندگی خود برنامهریزی نماید و معیار خود را برای تعالی مشخص کند.
● جامعه با همهی افراد، براساس رفتارشان و شایستگیهای شخصیشان برخورد میکند.
● همبستگی با کسانی که از بدبختی رنج میبرند و تلاش برای کاهش رنج آنها صورت میگیرد.
● در آن هیچکس کنار گذاشته نمیشود.
🔹اکنون با در میان آوردن معیار متفاوت در باب احترام و شرافت انسان، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا هریک از ما برای دیگران، چقدر احترام قائلیم و از سوی دیگر، رابطهی نظام سیاسی با شهروندان، چقدر بر اساس احترام بنا شده است؟ آیا ما شهروندان احساس میکنیم بهاندازهی کافی نزد نظام سیاسی محترم هستیم؟
بازنشرازکانال برنامه ریزی استراتژیک
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
دو پارامتر موذی.pdf
1.1 MB
بررسی کتاب سبب شناسی توسعه نیافتگی ایران
✳️ هنر برخورد با آدمهای غیرمنطقی!
✅ آیا شما کار و حرفهای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام کار، با آدمهای غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم میریزند؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی کسی حرفهایش بر پایه استدلالهای منطقی نیست و چیزهای بیربط را به هم مربوط میکند، اصطلاحا جوش میآورید و در حالی که ذاتا آدم صبوری هستید، به یک دیگ بخار تبدیل میشوید؟!
🟢چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدمهایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان میشویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب میکنیم. اما آیا دانش روانشناسی میتواند مقداری از رنج ما را کم کند؟ واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدمها یک مهارت و هنر است که در طی سالها، برخیها به تدریج و به صورت تجربی کسی میکنند.
🔵در اینجا این آدمهای غیرمنطقی را به دستههای زیر تقسیم میکنیم:
🟫 آنهایی که استاد منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، و دست آخر هم به شما میگویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباط و بحثتان پایین است!
🟧آنهایی که برداشتهای اشتباه از حرفهای شما میکنند.
🟨آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمیگذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت میبرند.
🟪آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمیگذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمیکنند.
⬛آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوءاستفاده میکنند.
⬜آنهایی که حقایق را دستکاریشده ابراز میکنند و آنهایی که دروغگو هستند.
🟥آنهایی که بعد از گفتگو با آنها همیشه متوجه جنبههای منفی زندگیتان یا ناکامیهایتان میشوید و پس از اتمام صحبت با آنها، حس بدی نسبت به خودتان پیدا میکنید.
🟩آنهایی که با سکوت، نیشخند، کنایه یا استدلالهای غیرمنطقی، دیوانهتان میکنند.
🟦آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود میگیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشهها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال میکنند و به شما ضربه میزنند.
🟤۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با آدمهای غیرمنطقی
🔹️تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است!
🔸️حمله زیرکانه متقابل: اگر نمیتوانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود.
زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفهای رقیب اصلی او، یا یادآوری اینکه او میخواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید.
🔹️بعضی از آدمها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکریشان قابل اصلاح نیست؛ پس هنگام گفتگو با آنها میتوانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید.
مثلا وقتی نمیتوانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه خود نیست، بگویید که او چقدر آدم پاکنیتی است و اگر کاری که شما میخواهید انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از او پیشی خواهند گرفت.
🔸️زیاد و با حرارت صحبت نکنید و کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث میشود انرژی شما حفظ شود، سبب میشود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر مورد هدف او قرار نگیرید.
🔹️اشتباه نکنید! شما نمیتوانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید یا او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.
🔸️شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی میتواند با استدلالهای غیرمنطقیاش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرفهای غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او میشوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد. راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آیا شما کار و حرفهای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام کار، با آدمهای غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم میریزند؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی کسی حرفهایش بر پایه استدلالهای منطقی نیست و چیزهای بیربط را به هم مربوط میکند، اصطلاحا جوش میآورید و در حالی که ذاتا آدم صبوری هستید، به یک دیگ بخار تبدیل میشوید؟!
🟢چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدمهایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان میشویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب میکنیم. اما آیا دانش روانشناسی میتواند مقداری از رنج ما را کم کند؟ واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدمها یک مهارت و هنر است که در طی سالها، برخیها به تدریج و به صورت تجربی کسی میکنند.
🔵در اینجا این آدمهای غیرمنطقی را به دستههای زیر تقسیم میکنیم:
🟫 آنهایی که استاد منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، و دست آخر هم به شما میگویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباط و بحثتان پایین است!
🟧آنهایی که برداشتهای اشتباه از حرفهای شما میکنند.
🟨آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمیگذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت میبرند.
🟪آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمیگذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمیکنند.
⬛آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوءاستفاده میکنند.
⬜آنهایی که حقایق را دستکاریشده ابراز میکنند و آنهایی که دروغگو هستند.
🟥آنهایی که بعد از گفتگو با آنها همیشه متوجه جنبههای منفی زندگیتان یا ناکامیهایتان میشوید و پس از اتمام صحبت با آنها، حس بدی نسبت به خودتان پیدا میکنید.
🟩آنهایی که با سکوت، نیشخند، کنایه یا استدلالهای غیرمنطقی، دیوانهتان میکنند.
🟦آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود میگیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشهها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال میکنند و به شما ضربه میزنند.
🟤۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با آدمهای غیرمنطقی
🔹️تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است!
🔸️حمله زیرکانه متقابل: اگر نمیتوانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود.
زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفهای رقیب اصلی او، یا یادآوری اینکه او میخواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید.
🔹️بعضی از آدمها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکریشان قابل اصلاح نیست؛ پس هنگام گفتگو با آنها میتوانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید.
مثلا وقتی نمیتوانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه خود نیست، بگویید که او چقدر آدم پاکنیتی است و اگر کاری که شما میخواهید انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از او پیشی خواهند گرفت.
🔸️زیاد و با حرارت صحبت نکنید و کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث میشود انرژی شما حفظ شود، سبب میشود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر مورد هدف او قرار نگیرید.
🔹️اشتباه نکنید! شما نمیتوانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید یا او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.
🔸️شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی میتواند با استدلالهای غیرمنطقیاش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرفهای غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او میشوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد. راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
HR34000 Report-13th - HRDAY- 2024-1403.pdf
5.6 MB
گزارش HR 34000 (دوره سیزدهم)
✳️ هیچ استراتژی بدون نقص نیست و الگوی تضمینکنندهای برای مزیت رقابتی پایدار در صنعت یا کسب و کار وجود نداره. اما همیشه نشانههایی وجود داره که صاحبان کسب و کارها باید بهشون دقت کنن. این نشانهها گوشزدهای مفیدی هستن که اگر در طراحی کسب و کارها به درستی شناخته و تشخیص داده بشن، احتمال با شکست مواجه شدن کسب و کارها به شدت کاهش پیدا میکنه
🔻 تدوین استراتژی امروزه به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شده. همه ما در زندگی یا کسب و کارمان منابع محدودی در اختیار داریم، همه ما دوست داریم که با کمترین زمان ممکن و کمترین تلاش ممکن به بیشترین نتیجه دست پیدا کنیم، اما در پس همین تمایلات ما ممکنه خطاهایی رو مرتکب بشیم که همین منابع محدود ما رو از بین ببره و ما رو از دستیابی به اهدافمان ناامید کنه، به این خطاها دامهای استراتژی میگن
🔻 تدوین استراتژی امروزه به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شده. همه ما در زندگی یا کسب و کارمان منابع محدودی در اختیار داریم، همه ما دوست داریم که با کمترین زمان ممکن و کمترین تلاش ممکن به بیشترین نتیجه دست پیدا کنیم، اما در پس همین تمایلات ما ممکنه خطاهایی رو مرتکب بشیم که همین منابع محدود ما رو از بین ببره و ما رو از دستیابی به اهدافمان ناامید کنه، به این خطاها دامهای استراتژی میگن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اینگونه رفتارها در سازمان ها چقدر قریب است!
اتلاف منابع ؟
اتلاف منابع ؟
🤯1👌1