مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ هنر برخورد با آدم‌های غیرمنطقی!

✅ آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام کار، با آدم‌های غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی کسی حرف‌هایش بر پایه استدلال‌های منطقی نیست و چیزهای بی‌ربط را به هم مربوط می‌کند، اصطلاحا جوش می‌آورید و در حالی که ذاتا آدم صبوری هستید، به یک دیگ بخار تبدیل می‌شوید؟!

🟢چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدم‌هایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان می‌شویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب می‌کنیم. اما آیا دانش روانشناسی می‌تواند مقداری از رنج ما را کم کند؟ واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدم‌ها یک مهارت و هنر است که در طی سال‌ها، برخی‌ها به تدریج و به صورت تجربی کسی می‌کنند.

🔵در اینجا این آدم‌های غیرمنطقی را به دسته‌های زیر تقسیم می‌کنیم:

🟫 آنهایی که استاد منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، و دست آخر هم به شما می‌گویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباط و بحث‌تان پایین است!

🟧آنهایی که برداشت‌های اشتباه از حرف‌های شما می‌کنند.

🟨آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمی‌گذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت می‌برند.

🟪آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمی‌گذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمی‌کنند.

⬛آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوء‌استفاده می‌کنند.

⬜آنهایی که حقایق را دستکاری‌شده ابراز می‌کنند و آنهایی که دروغگو هستند.

🟥آنهایی که بعد از گفتگو با آنها همیشه متوجه جنبه‌های منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام صحبت با آنها، حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

🟩آنهایی که با سکوت، نیشخند، کنایه‌ یا استدلال‌های غیرمنطقی، دیوانه‌تان می‌کنند.

🟦آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود می‌گیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشه‌ها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال می‌کنند و به شما ضربه می‌زنند.

🟤۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با آدم‌های غیرمنطقی

🔹️تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است!

🔸️حمله زیرکانه متقابل: اگر نمی‌توانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود.
زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفه‌ای رقیب اصلی او، یا یادآوری اینکه او می‌خواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید.

🔹️بعضی از آدم‌ها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکری‌شان قابل اصلاح نیست؛ پس هنگام گفتگو با آنها می‌توانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید.
مثلا وقتی نمی‌توانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه خود نیست، بگویید که او چقدر آدم پاک‌نیتی است و اگر کاری که شما می‌خواهید انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از او پیشی خواهند گرفت.

🔸️زیاد و با حرارت صحبت نکنید و کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث می‌شود انرژی شما حفظ شود، سبب می‌شود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر مورد هدف او قرار نگیرید.

🔹️اشتباه نکنید! شما نمی‌توانید با همه تلاش‌تان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید یا او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.

🔸️شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی می‌تواند با استدلال‌های غیرمنطقی‌اش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرف‌های غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او می‌شوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد. راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
HR34000 Report-13th - HRDAY- 2024-1403.pdf
5.6 MB
گزارش HR 34000 (دوره سیزدهم)
✳️ هیچ استراتژی بدون نقص نیست و الگوی تضمین‌کننده‌ای برای مزیت رقابتی پایدار در صنعت یا کسب و کار وجود نداره. اما همیشه نشانه‌هایی وجود داره که صاحبان کسب و کارها باید بهشون دقت کنن. این نشانه‌ها گوشزدهای مفیدی هستن که اگر در طراحی کسب و کارها به درستی شناخته و تشخیص داده بشن، احتمال با شکست مواجه شدن کسب و کارها به شدت کاهش پیدا میکنه
🔻 تدوین استراتژی امروزه به یکی از دغدغه‌های مهم تبدیل شده. همه ما در زندگی یا کسب و کارمان منابع محدودی در اختیار داریم، همه ما دوست داریم که با کمترین زمان ممکن و کمترین تلاش ممکن به بیشترین نتیجه دست پیدا کنیم، اما در پس همین تمایلات ما ممکنه خطاهایی رو مرتکب بشیم که همین منابع محدود ما رو از بین ببره و ما رو از دستیابی به اهدافمان ناامید کنه، به این خطاها دام‌های استراتژی میگن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اینگونه رفتارها در سازمان ها چقدر قریب است!
اتلاف منابع ؟
🤯1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The power of persistence

🔽 Your journey to success starts with a single step, and it’s the small, consistent ones that truly chart your path. Remember, greatness isn’t achieved overnight. It’s the daily dedication, the commitment to progress, no matter how minor it may seem, that builds the foundation of your unstoppable journey towards success.

✳️ قدرت پشتکار

🔽 سفر شما به سوی موفقیت با قدم اول شروع می‌شود و این قدم‌های کوچک و مداوم هستند که واقعاً مسیر شما را ترسیم می‌کنند. به یاد داشته باشید، بزرگ شدن یک شبه به دست نمی آید. این تلاش های روزانه، تعهد به پیشرفت است (صرف نظر از اینکه چقدر جزئی به نظر می رسد) که پایه و اساس سفر توقف ناپذیر شما را به سوی موفقیت می سازد.

https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ موفقیت فرمولی نیست که برای همه مناسب باشه اما یه سری چهارچوب داره !
طبق اهداف خودت برنامه ریزی کن، آموزش ببین، انجامش بده و یادت نره که باید بهت خوش بگذره تو این مسیر.
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺خطاهای سرمایه‌ گذاری / سوگیری نتیجه‌گرایی

چطور مسیر یادگیری از اشتباهاتمان را می‌بندیم؟

«یا قهرمان ملی شوید یا به زباله‌دان تاریخ بروید!» این دوراهی است که رویکرد نتیجه‌گرایی پیش روی شما می‌گذارد. برخی افراد تمایل دارند برای تصمیم‌گیری به نتایج اتفاقات استناد کنند به جای آنکه فرآیند رسیدن به آن نتیجه را بررسی کنند؛ این همان سوگیری نتیجه‌گرایی (Outcome Bias) است.

مثال کلاسیک این سوگیری در جهان ورزش رخ می‌دهد، جایی که تصمیم درباره کیفیت یک مربی از استراتژی پرریسکی پیروی می کند. اگر تیم برنده شود به عنوان نابغه شناسایی می‌شود و اگر ببازد به عنوان یک ابله از او نام می‌برند. در عالم سرمایه‌گذاری هم چنین سوگیری می‌تواند کاملا مخرب باشد.

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ راهکاری برای بهبود عملکرد تیم

✅ هاروارد بیزینس ریویو در شماره آوریل ۲۰۱۵ در مقاله‌ای با نام «بازآفرینی مدیریت عملکرد» به  بیان تجربه شرکت خدمات دیلویت (Deloitte) با بیش از ۲۱۰ هزار کارمند پرداخته  و نتایج زیر را بدست آورده است:

🟩تیم‌هایی در سازمان دارای بهترین عملکرد هستند که رهبران آن‌ها، با هر یک از اعضای تیم به صورت «حداقل هفتگی» نشست‌های کوتاه بررسی (Check-in) برگزار کنند. آنها در این جلسات  به موارد زیر پرداخته اند:

🔹️شفاف کردن انتظاراتی که از فرد طی هفته آتی دارند.
🔸️تعیین و یا اصلاح اولویت‌های کاری
🔹️بازخورد دادن در مورد فعالیت‌های هفته‌ی گذشته کارمند
🔸️انتقال اطلاعات جدید و مفید در مورد پروژه به فرد
🔹️هدایت و مربی‌گری دلسوزانه و نشان دادن راههای پیشرفت و بهبود عملکرد به فرد.

🔵مسئولان این شرکت تمامی رهبران تیم‌ها را «موظف» به برگزاری «حداقل یک نشست‌کوتاه» (Check-in) با هر عضو تیم خود در «هر هفته» کرده‌اند و معتقدند در غیر این صورت، ممکن است «اولویت‌ کارها فراموش شود و به جای اینکه مکالمه‌ی رهبر و عضو تیم معطوف به آینده‌‌ی نزدیک گردد، به بحث در مورد چرایی عملکرد درگذشته توجه شود. علاوه بر این طبق بررسی کارشناسان این شرکت، هر اندازه که بسامد این نشست‌های کوتاه بیشتر باشد، احتمال دلبسته ‌شدن/ماندن فرد به سازمان افزایش خواهد یافت.
https://t.me/ExecutiveManagement
بیماری خودمعشوق‌پنداری در سازمان

✍دکترعلیرضاکوشکی جهرمی

✅ افراد دارای بیماری "اروتومانیا" (Erotomania)
یا خودمعشوق پنداری، از کسی که دوستش دارن تصویر و چهره‌ای میسازن که از خود واقعیش خیلی پیشی میگیره و کار تا اونجا پیش میره که خود واقعی و شخصیت واقعی اون فرد باعث ناراحتی شخص بیمار میشه. شخص مبتلا به این اختلال، به طور کامل متقاعد میشه که فرد مورد علاقه‌اش هم عاشقشه، ولی در واقع هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا وجود نداره و گاهی اوقات اصلا اونور ماجرا کسی نیست و فقط در حد توهم هست. نتیجه این بیماری رفتارهای آزاردهنده و غیرتعقیبی شکل میگیره.
به نظر میرسه سازمان ها هم میتونن به بیماری "ارتومانیا" مبتلا بشن.
مثلا:
۱- سازمانی که تو استخدام و نگهداشت ضعف جدی داره، متخصصان زیادی شرکت رو ترک کردن و ... اما کماکان اصرار داره که ما خوبیم، ما مشکلی نداریم و تلاش میکنه چشم انداز و اهداف قبلی رو دنبال کنه❗️ در واقع خیلی بیشتر از واقعیت توقع داره. این سازمان درگیر بیماری "ارتومانیا" شده و زمانی هم که با واقعیت و خود واقعی سازمانش روبرو میشه پذیرشش براش سخت و زجرآور میشه

۲- زمانیکه مجیزگویان، آدم های فاقدتخصص و مهارت، مدیران فاقد اصالت مدیریتی و تفکر سیستمی، گفتار درمانگرها و... سازمان رو بر اساس ایده آل گرایی و توهمات ذهنی در مسیری قرارمیدن که اهداف تدوین شده میره سمت فراموشی و کوچکترین دستاورد و حداقل موفقیت میشه مایه افتخار و عامل جشن گرفتن. این سازمان هم درگیر بیماری "ارتومانیا" شده و پذیرش واقعیت ساخت میشه.

۳- وقتی‌ که گزارش های غیرواقعی و آمارهای کاذب و غیر منطقی میشه یه قسمتی از روال مدیریتی و استراتژی یک سازمان، بسیار خطرناکه و جدای از اینکه مسیر بهبود رو به شدت مخدوش میکنه؛ حفظ وضع موجود و شرایط کنونی هم به سمت تضعیف و پسرفت میره. این سازمان هم درگیر بیماری "آرتومانیا" شده و آمارهای واقعی و حقیقی به شدت آزارش میده.

میدونید چیه؟
انسان ها و سازمان هایی که درگیر بیماری "ارتومانیا" هستن، شرایطشون شبیه آهنگ های شاد و ریتمیکی هست که محتوا و شعر به شدت غمگینی دارن. فرض کنید زمانیکه یک نفر این آهنگ رو گوش میده چه حسی بهش دست میده؟! حال اطرافیان، مخاطبان و ذینفعان این سازمان ها هم دقیقاً یک چنین حال و هواییه.


✅️ نکته آخر و جمع بندی:
فرد دارای بیماری "ارتومانیا" در شرایط زیر میتونه بهبود پیدا کنه:
• تشخیص زودهنگام: چون اگر عمق پیدا کنه برگشت پذیری؛ سخت و غیر ممکن میشود.
• حضور روانشناس و روانپزشکی: به عنوان عاملی بیرونی که مشکلات را به صورت تخصصی بررسی میکنه.

فراموش نکنیم فردی که درگیر بیماری هست درکی نسبت به شرایط خودش نداره و خیلی اوقات از این بیماری هم خشنود و راضی هست.
سازمان هایی هم که درگیر این بیماری هستند به احتمال زیاد ناراضی که نیستن هیچ، احساس رضایت و افتخار هم میکنن(چون بدون تلاش کلی دستاورد غیر واقعی ثبت کردن) و اگر زود تشخیص داده بشه و زیرساخت ها و ذینفعان آسیب جدی ندیده باشن؛ قابل بهبوده.
از طرف دیگه حتما باید توسط یک فرد و یا مشاور متخصص خارج از سازمان این موضوع رصد و درمان بشه و درمان داخلی قطعا راهگشا نیست.

در انتها برای درک بهتر موضوع میخوام خواهش کنم به این سوال عمیقا فکر کنید:
چه نشانه های دیگری در یک سازمان میتونه از علائم ابتلا به "آرتومانیای سازمانی" باشه؟

امیدورام متن و موسیقی آهنگ های زندگی شخصی و کاریتون هماهنگ و شاد باشه.