✳️ گزارش نابرابری جهانی- ۲۰۲۲
✅ثروتمندان ثروتمندتر و دولتها فقیرتر شدهاند.اخیراً گزارش نابرابری جهانی- ۲۰۲۲ توسط مرکز مطالعات نابرابری جهانی منتشر شده است. (لينك در انتها)این گزارش را توماس پیکتی و گروهی متشکل از ۱۰۰ تحلیلگر از سراسر جهان تهیه کردهاند و حاوی دادههایی بهروز و کامل در ابعاد مختلف نابرابری در جهان است:
ثروت، درآمد، جنسیت، و محیط زیست.مانتلی ریویو یادداشتی به قلم مایکل رابرتز در تحلیل گزارش نابرابری جهانی منتشر کرده که بخشهایی از آنرا در ادامه میخوانید:این گزارش نشان میدهد که چگونه در سال ۲۰۲۱ و پس از ۳ دهه از جهانیسازی تجاری و مالی، نابرابریهای جهانی در همان سطحی که در دوران اوج امپریالیسم در اوایل قرن ۲۰ بود، باقی ماندهاند.
هرچند گزارش نشان میدهد که نابرابری بین کشورها از پایان جنگ سرد (عمدتاً بهدلیل افزایش استانداردهای زندگی در چین) کاهش یافته، اما نابرابری در درون بسیاری از کشورها افزایش یافته است.تمرکز جهانی ثروت شخصی بسیار زیاد است بهطوریکه ۱۰ درصد ثروتمندترین افراد بزرگسال جهان ۶۰ تا ۸۰ درصد ثروت جهان را در اختیار دارند، درحالیکه سهم ۵۰ درصد پایین، کمتر از ۵ درصد است. این مشابه نتیجۀ پیمایش سالانۀ مؤسسۀ کردیت سوییس است که آن هم نشان میدهد ۱ درصد بزرگسالان جهان ۴۵ درصد ثروت را در اختیار دارند، درحالیکه سهم ۳ میلیارد نفر هیچ است. نابرابری ثروت بسیار بیش از نابرابری درآمد است، اما بااینوجود نابرابری درآمد هم بالا است. ۱۰ درصد ثروتمندتر جهان ۵۲ درصد درآمد جهانی را در اختیار دارند درحالیکه سهم ۵۰ درصد پایین تنها ۸ درصد است. بهطور متوسط یک فرد در گروه ۱۰ درصد ثروتمندتر در سال ۲۰۲۱ بیش از ۱۲۲ هزار دلار درآمد داشته و یک فرد در ۵۰ درصد پایین حدود ۳۹۲۰ دلار؛ یعنی یک سیام. سهم درآمدی ۵۰ درصد پایین معادل نصف مقداری است که در ۱۸۲۰، یعنی قبل از واگرایی بین کشورهای غربی و مستعمرات آنها وجود داشته است. یعنی سهم این ۳ میلیارد نفر نصف میزان درآمدی است که در سال ۱۸۲۰ داشتهاند.طی ۴۰ سال اخیر کشورها بهطور قابلتوجهی ثروتمندتر، اما دولتها بهشدت فقیرتر شدهاند. در کشورهای ثروتمند سهم بازیگران عمومی و دولتی از ثروت نزدیک به صفر است، به این معنی که کل ثروت در دستان بخش خصوصی است. لوکاس چنسل از دانشکدۀ اقتصاد پاریس و از نویسندگان گزارش میگوید: «آنچه ما برای افزایش برابری، مبارزه با شرایط اضطراری آب و هوا، و ایجاد شرایط زندگی خوب برای همه نیاز داریم عبارت است از زندگی شخصی شایسته و در حد کفایت و بخش عمومی مرفّه و مجلّل، اما آنچه در عمل اتفاق افتاده عکس این بوده است».در قرن ۲۱ نابرابری ثروت بهشدت افزایش یافته است. درواقع ثروت ۵۰ نفر از ثروتمندترین افراد جهان بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۱ سالانه ۹ درصد و ثروت ۵۰۰ نفر ثروتمندترین سالانه ۷ درصد بیشتر شده، درحالیکه میانگین رشد ثروت کمتر از نصف این مقدار بوده یعنی ۳.۲ درصد در مدت مشابه. از سال ۱۹۹۵، ۱ درصد ثروتمندتر ۳۸ درصد از ثروت جهانی را کسب کردهاند و سهم ۵۰ درصد پایین تنها ۲ درصد بوده است. یکصدم درصد ثروتمندتر هم سهم خود را از ۷.۵ درصد به ۱۱ درصد رساندهاند. افزایش طبقۀ متوسط هم بیشتر بهدلیل کاهش فقر در چین بوده است.
در موجهای اول پاندمی کووید-۱۹ ثروت میلیاردرهای جهان ۳.۷ تریلیون دلار افزایش یافته است. این مبلغ تقریباً معادل هزینههای سالانۀ همۀ دولتهای جهان برای سلامت عمومی پیش از شیوع پاندمی است. در همین مدت حدود ۱۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان به زیر خط فقر شدید افتادهاند.
هم پاندمی و هم تغییر اقلیم سهم ثروتمندان را افزایش میدهند. لوکاس چنسل میگوید: «نابرابری اقتصادی جهانی به بحران اکولوژیکی دامن میزند و مقابله با آنها را سختتر میکند. پیداکردن راهحلی که بتوانیم بدون توزیع مجدد درآمد و ثروت تلاشها برای مقابله با تغییر اقلیم را تسریع کنیم، بسیار دشوار است». همۀ نهادهای بینالمللی دخیل در این موضوع با نظر چنسل موافقاند. تدروس آدهانوم؛ مدیرکل سازمان جهانی سلامت، در نشست ویژۀ مجمع عمومی این سازمان گفت: «امنیت سلامت جهانی بسیار مهمتر از آن است که بخواهیم آن را به شانس، یا مصلحت، یا تغییر جریانهای ژئوپلتیکی، یا منافع اختصاصی شرکتها واگذار کنیم». و هفتۀ گذشته گروهی متشکل از نزدیک به ۴۰ گزارشگر ویژۀ سازمان ملل طی بیانیهای گفتند که «برخورد عادلانه با بحران سلامت باید بر حداکثرکردن سود شرکتها و احتکار واکسن توسط کشورهای پردرآمد اولویت داشته باشد». اما هیچ کاری برای رفع نابرابریهای ثروت، درآمد، و سلامت نخواهد شد.
متن يادداشت مانتلی ریویو
https://mronline.org/2021/12/16/world-inequality/#
متن كامل گزارش؛
https://wir2022.wid.world/www-site/uploads/2021/12/WorldInequalityReport2022_Full_Report.pdf
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ثروتمندان ثروتمندتر و دولتها فقیرتر شدهاند.اخیراً گزارش نابرابری جهانی- ۲۰۲۲ توسط مرکز مطالعات نابرابری جهانی منتشر شده است. (لينك در انتها)این گزارش را توماس پیکتی و گروهی متشکل از ۱۰۰ تحلیلگر از سراسر جهان تهیه کردهاند و حاوی دادههایی بهروز و کامل در ابعاد مختلف نابرابری در جهان است:
ثروت، درآمد، جنسیت، و محیط زیست.مانتلی ریویو یادداشتی به قلم مایکل رابرتز در تحلیل گزارش نابرابری جهانی منتشر کرده که بخشهایی از آنرا در ادامه میخوانید:این گزارش نشان میدهد که چگونه در سال ۲۰۲۱ و پس از ۳ دهه از جهانیسازی تجاری و مالی، نابرابریهای جهانی در همان سطحی که در دوران اوج امپریالیسم در اوایل قرن ۲۰ بود، باقی ماندهاند.
هرچند گزارش نشان میدهد که نابرابری بین کشورها از پایان جنگ سرد (عمدتاً بهدلیل افزایش استانداردهای زندگی در چین) کاهش یافته، اما نابرابری در درون بسیاری از کشورها افزایش یافته است.تمرکز جهانی ثروت شخصی بسیار زیاد است بهطوریکه ۱۰ درصد ثروتمندترین افراد بزرگسال جهان ۶۰ تا ۸۰ درصد ثروت جهان را در اختیار دارند، درحالیکه سهم ۵۰ درصد پایین، کمتر از ۵ درصد است. این مشابه نتیجۀ پیمایش سالانۀ مؤسسۀ کردیت سوییس است که آن هم نشان میدهد ۱ درصد بزرگسالان جهان ۴۵ درصد ثروت را در اختیار دارند، درحالیکه سهم ۳ میلیارد نفر هیچ است. نابرابری ثروت بسیار بیش از نابرابری درآمد است، اما بااینوجود نابرابری درآمد هم بالا است. ۱۰ درصد ثروتمندتر جهان ۵۲ درصد درآمد جهانی را در اختیار دارند درحالیکه سهم ۵۰ درصد پایین تنها ۸ درصد است. بهطور متوسط یک فرد در گروه ۱۰ درصد ثروتمندتر در سال ۲۰۲۱ بیش از ۱۲۲ هزار دلار درآمد داشته و یک فرد در ۵۰ درصد پایین حدود ۳۹۲۰ دلار؛ یعنی یک سیام. سهم درآمدی ۵۰ درصد پایین معادل نصف مقداری است که در ۱۸۲۰، یعنی قبل از واگرایی بین کشورهای غربی و مستعمرات آنها وجود داشته است. یعنی سهم این ۳ میلیارد نفر نصف میزان درآمدی است که در سال ۱۸۲۰ داشتهاند.طی ۴۰ سال اخیر کشورها بهطور قابلتوجهی ثروتمندتر، اما دولتها بهشدت فقیرتر شدهاند. در کشورهای ثروتمند سهم بازیگران عمومی و دولتی از ثروت نزدیک به صفر است، به این معنی که کل ثروت در دستان بخش خصوصی است. لوکاس چنسل از دانشکدۀ اقتصاد پاریس و از نویسندگان گزارش میگوید: «آنچه ما برای افزایش برابری، مبارزه با شرایط اضطراری آب و هوا، و ایجاد شرایط زندگی خوب برای همه نیاز داریم عبارت است از زندگی شخصی شایسته و در حد کفایت و بخش عمومی مرفّه و مجلّل، اما آنچه در عمل اتفاق افتاده عکس این بوده است».در قرن ۲۱ نابرابری ثروت بهشدت افزایش یافته است. درواقع ثروت ۵۰ نفر از ثروتمندترین افراد جهان بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۱ سالانه ۹ درصد و ثروت ۵۰۰ نفر ثروتمندترین سالانه ۷ درصد بیشتر شده، درحالیکه میانگین رشد ثروت کمتر از نصف این مقدار بوده یعنی ۳.۲ درصد در مدت مشابه. از سال ۱۹۹۵، ۱ درصد ثروتمندتر ۳۸ درصد از ثروت جهانی را کسب کردهاند و سهم ۵۰ درصد پایین تنها ۲ درصد بوده است. یکصدم درصد ثروتمندتر هم سهم خود را از ۷.۵ درصد به ۱۱ درصد رساندهاند. افزایش طبقۀ متوسط هم بیشتر بهدلیل کاهش فقر در چین بوده است.
در موجهای اول پاندمی کووید-۱۹ ثروت میلیاردرهای جهان ۳.۷ تریلیون دلار افزایش یافته است. این مبلغ تقریباً معادل هزینههای سالانۀ همۀ دولتهای جهان برای سلامت عمومی پیش از شیوع پاندمی است. در همین مدت حدود ۱۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان به زیر خط فقر شدید افتادهاند.
هم پاندمی و هم تغییر اقلیم سهم ثروتمندان را افزایش میدهند. لوکاس چنسل میگوید: «نابرابری اقتصادی جهانی به بحران اکولوژیکی دامن میزند و مقابله با آنها را سختتر میکند. پیداکردن راهحلی که بتوانیم بدون توزیع مجدد درآمد و ثروت تلاشها برای مقابله با تغییر اقلیم را تسریع کنیم، بسیار دشوار است». همۀ نهادهای بینالمللی دخیل در این موضوع با نظر چنسل موافقاند. تدروس آدهانوم؛ مدیرکل سازمان جهانی سلامت، در نشست ویژۀ مجمع عمومی این سازمان گفت: «امنیت سلامت جهانی بسیار مهمتر از آن است که بخواهیم آن را به شانس، یا مصلحت، یا تغییر جریانهای ژئوپلتیکی، یا منافع اختصاصی شرکتها واگذار کنیم». و هفتۀ گذشته گروهی متشکل از نزدیک به ۴۰ گزارشگر ویژۀ سازمان ملل طی بیانیهای گفتند که «برخورد عادلانه با بحران سلامت باید بر حداکثرکردن سود شرکتها و احتکار واکسن توسط کشورهای پردرآمد اولویت داشته باشد». اما هیچ کاری برای رفع نابرابریهای ثروت، درآمد، و سلامت نخواهد شد.
متن يادداشت مانتلی ریویو
https://mronline.org/2021/12/16/world-inequality/#
متن كامل گزارش؛
https://wir2022.wid.world/www-site/uploads/2021/12/WorldInequalityReport2022_Full_Report.pdf
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
MR Online
World inequality | MR Online
The world has become more unequal in income and wealth in the last 40 years. That’s according to the World Inequality Report 2022.
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️آیا شما ضداولویت دارید؟
مجتبی لشکربلوکی
پروفسور پیتر دراکر را احتمالا بشناسید و یا دست کم نامش را شنیده باشید. ادبیات مدیریت مدرن با او شروع می شود. مجله بیزنس ویک او را «ماندگارترین متفکر مدیریت زمان ما» نامیده. بگذریم. او از مفهومی در آموزه هایش استفاده می کند که تقریبا معادل فارسی مناسبی برای آن نمی توان یافت.
همه ما با اولویت و اولویت بندی آشنا هستیم که ترجمه کلمه Priority است. اما او از واژه posteriority در آموزه هایش استفاده می کند که هر چند در فارسی می توان معادل هایی برایش پیدا کرد. اما شاید بد نباشد که فعلا اول تعریفش کنیم بعد واژه برایش پیشنهاد کنیم.
او می گوید هر کسی (مثلا مدیر ارشد سازمان/کشور) باید برای خودش فهرستی از اولویت ها داشته باشد. امروزه این حرف او بدیهی است. اما در کنارش می گوید هر کسی باید فهرستی از کارهای که نمی خواهد انجام دهد یا کارهایی که می خواهد کنار بگذارد هم داشته باشد. که شاید بد نباشد به آن بگوییم: ضداولویت ها یا اولویت های معکوس. (یادآوری: واژه اولویت معکوس را وام دار اردلان لقائی از نشریه ترجمان هستم)
برخی امور هستند که باید در اولویت قرار بگیرند و منابع محدودمان (زمان، انرژی، پول، اعتبار اجتماعی و بهترین افرادمان) را به آن تخصیص دهیم. خُب! تا اینجا مشکلی نیست. اما مساله این است که همه آن ها که گفتیم محدودند: هم زمان، هم انرژی، هم پول و هم اعتبار اجتماعی و هم بهترین افراد. اینجاست که شما باید ضد اولویت های تان را هم مشخص کنید. تا منابع محدودتان آزاد شود برای اولویت ها. بدون ضد اولویت ها صحبت کردن در مورد اولویت ها یک شوخی زشت است. یک بار دیگر برگردید و این جمله را بخوانید!
حالا این ضد اولویت یعنی چه؟ یعنی فهرستی داشته باشیم از این سه مورد:
◻️کارهایی که باید متوقف کنیم.
◻️کارهایی که هرگز شروع نمی کنیم.
◻️کارهایی که به صورت استراتژیک به تعویق می اندازیم.
دقت کنید نه اینکه این موارد بالا بد هستند، اگر بد بودند که اصلا نیاز به تصمیم نبود. مساله این است که احتمالا کارهایی که باید متوقف کنیم، توجیحاتی برای ادامه دارند. کارهایی که شروع نمی کنیم هم به ما چشمک می زنند و دلبری می کنند، و کارهایی که به تعویق می اندازیم هم جذابیت هایی دارند اما ما تصمیم می گیریم برای آن که به اولویت هایمان برسیم لازم است که برخی امور را کنار بگذاریم.
بگذارید مثالی بزنم وقتی شما برنامه توسعه یک کشور را می خوانید و 1261 آرزو، ایده، برنامه، خواسته، هدف، در آن دیده می شود و تقریبا همه را راضی کرده است، بدون آن که معلوم شود کدام موارد حیاتی است یعنی اینکه شما ضداولویت های روشن ندارید بنابراین اولویت هایتان عملا بی فایده و غیرزهردار است.
یا وقتی یک مدیر سازمان در سال جدید 15 اولویت اعلام می کند که هر کدام فیل افکن است از جمله اینکه در سال جدید هم مهندسی مجدد کنیم و هم به سمت تعالی حرکت کنیم و هم صادراتی شویم و هم با سه شریک تجاری، برای اولین بار همکاری استراتژیک کنيم و هم اینکه در کل کشور شبکه فروش مویرگی راه بیاندازيم و هم... این یعنی اینکه ایشان در عمل اولویت ندارد!
☑️⭕️تجویز راهبردی
جالب این جاست که خیلی وقت ها مساله در تشخیص اولویت ها نیست همه ما کمابیش می فهمیم که مهم ترین امور چیستند. مساله معمولا جای دیگری است. به قول پیتر دراکر مهم ترین چیز در مورد اولویت ها و ضد اولویت ها، بصیرت (تحلیل هوشمندانه) نیست، بلکه جسارت (انتخاب شجاعانه) است.
خودم سالانه اولویت ها و اهدافم را می نوشتم. اما در سال جدید ضد اولویت ها هم به سند اهداف و اولویت های سالانه ام راه پیدا کرد. پیشنهاد می کنم شما هم چنین کنید. بدون ضد اولویت ها، اولویت ها معنادار نیستند!
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
پروفسور پیتر دراکر را احتمالا بشناسید و یا دست کم نامش را شنیده باشید. ادبیات مدیریت مدرن با او شروع می شود. مجله بیزنس ویک او را «ماندگارترین متفکر مدیریت زمان ما» نامیده. بگذریم. او از مفهومی در آموزه هایش استفاده می کند که تقریبا معادل فارسی مناسبی برای آن نمی توان یافت.
همه ما با اولویت و اولویت بندی آشنا هستیم که ترجمه کلمه Priority است. اما او از واژه posteriority در آموزه هایش استفاده می کند که هر چند در فارسی می توان معادل هایی برایش پیدا کرد. اما شاید بد نباشد که فعلا اول تعریفش کنیم بعد واژه برایش پیشنهاد کنیم.
او می گوید هر کسی (مثلا مدیر ارشد سازمان/کشور) باید برای خودش فهرستی از اولویت ها داشته باشد. امروزه این حرف او بدیهی است. اما در کنارش می گوید هر کسی باید فهرستی از کارهای که نمی خواهد انجام دهد یا کارهایی که می خواهد کنار بگذارد هم داشته باشد. که شاید بد نباشد به آن بگوییم: ضداولویت ها یا اولویت های معکوس. (یادآوری: واژه اولویت معکوس را وام دار اردلان لقائی از نشریه ترجمان هستم)
برخی امور هستند که باید در اولویت قرار بگیرند و منابع محدودمان (زمان، انرژی، پول، اعتبار اجتماعی و بهترین افرادمان) را به آن تخصیص دهیم. خُب! تا اینجا مشکلی نیست. اما مساله این است که همه آن ها که گفتیم محدودند: هم زمان، هم انرژی، هم پول و هم اعتبار اجتماعی و هم بهترین افراد. اینجاست که شما باید ضد اولویت های تان را هم مشخص کنید. تا منابع محدودتان آزاد شود برای اولویت ها. بدون ضد اولویت ها صحبت کردن در مورد اولویت ها یک شوخی زشت است. یک بار دیگر برگردید و این جمله را بخوانید!
حالا این ضد اولویت یعنی چه؟ یعنی فهرستی داشته باشیم از این سه مورد:
◻️کارهایی که باید متوقف کنیم.
◻️کارهایی که هرگز شروع نمی کنیم.
◻️کارهایی که به صورت استراتژیک به تعویق می اندازیم.
دقت کنید نه اینکه این موارد بالا بد هستند، اگر بد بودند که اصلا نیاز به تصمیم نبود. مساله این است که احتمالا کارهایی که باید متوقف کنیم، توجیحاتی برای ادامه دارند. کارهایی که شروع نمی کنیم هم به ما چشمک می زنند و دلبری می کنند، و کارهایی که به تعویق می اندازیم هم جذابیت هایی دارند اما ما تصمیم می گیریم برای آن که به اولویت هایمان برسیم لازم است که برخی امور را کنار بگذاریم.
بگذارید مثالی بزنم وقتی شما برنامه توسعه یک کشور را می خوانید و 1261 آرزو، ایده، برنامه، خواسته، هدف، در آن دیده می شود و تقریبا همه را راضی کرده است، بدون آن که معلوم شود کدام موارد حیاتی است یعنی اینکه شما ضداولویت های روشن ندارید بنابراین اولویت هایتان عملا بی فایده و غیرزهردار است.
یا وقتی یک مدیر سازمان در سال جدید 15 اولویت اعلام می کند که هر کدام فیل افکن است از جمله اینکه در سال جدید هم مهندسی مجدد کنیم و هم به سمت تعالی حرکت کنیم و هم صادراتی شویم و هم با سه شریک تجاری، برای اولین بار همکاری استراتژیک کنيم و هم اینکه در کل کشور شبکه فروش مویرگی راه بیاندازيم و هم... این یعنی اینکه ایشان در عمل اولویت ندارد!
☑️⭕️تجویز راهبردی
جالب این جاست که خیلی وقت ها مساله در تشخیص اولویت ها نیست همه ما کمابیش می فهمیم که مهم ترین امور چیستند. مساله معمولا جای دیگری است. به قول پیتر دراکر مهم ترین چیز در مورد اولویت ها و ضد اولویت ها، بصیرت (تحلیل هوشمندانه) نیست، بلکه جسارت (انتخاب شجاعانه) است.
خودم سالانه اولویت ها و اهدافم را می نوشتم. اما در سال جدید ضد اولویت ها هم به سند اهداف و اولویت های سالانه ام راه پیدا کرد. پیشنهاد می کنم شما هم چنین کنید. بدون ضد اولویت ها، اولویت ها معنادار نیستند!
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
معجزه_های_ابزارهای_هوش_مصنوعی_1.pdf
3.7 MB
۱۲۰ ابزار هوشمصنوعی در ۶ حوزه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این ۶ حوزه عبارت است از؛
۱) ابزارهای نوشتن
۲) ابزارهای بازاریابی
۳) ابزارهای بهرهوری
۴) ابزارهای تصاویر
۵) ابزارهای طراحی
۶) ابزارهای ویدئویی
منابع این مقاله شامل نوشتهها و تحلیلهای شخصی، موسسات معتبر در هوش مصنوعی و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی است.
بنیاد هم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
۱) ابزارهای نوشتن
۲) ابزارهای بازاریابی
۳) ابزارهای بهرهوری
۴) ابزارهای تصاویر
۵) ابزارهای طراحی
۶) ابزارهای ویدئویی
منابع این مقاله شامل نوشتهها و تحلیلهای شخصی، موسسات معتبر در هوش مصنوعی و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی است.
بنیاد هم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
چرا برخی از کسب و کارها از برخی دیگر سودآورترند؟ تاریخچه جعبه سیاه مبتنی بر مدیریت منابع انسانی از کجا شروع می شود؟ درون جعبه سیاه سودآوری چه مواردی نهفته است و کمتر بدان توجه می کنیم؟ آیا جعبه سیاه فقط در زمان سقوط هواپیما (ورشکستگی سازمان) کاربرد دارد؟ مفهوم پایداری در سودآوری کسب و کار چیست؟ منابع انسانی مرکز هزینه هستند یا شتاب دهنده سودآوری کسب و کار؛ در مورد نقش مدیران چطور فکر می کنید؟ نقش مدیران میانی؛ واسط بین مدیران ارشد و کارکنان؛ در موفقیت و سودآوری پایدار سازمان چیست؟ آیا تدوین مدل شایستگی و برگزاری کانون و حتی داشتن برنامه توسعه فردی مناسب کافی است؟ بوم توسعه مدیران همسو با بوم کسب و کار چطور می تواند عملکرد و موفقیت سازمان را تضمین کند؟ آیا نیاز هست همه مدیران به خصوص مدیران منابع انسانی یک بوم کسب و کار داشته باشند؟ در این مقاله علاوه بر پرسشهای فوق به جایگاه مشتریان درونی و بیرونی در تدوین بوم توسعه مدیران و تاثیر آن سودآوری پایدار مورد بررسی قرار می گیرند.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
JMSD_Volume 31_Issue 105_Pages 65-101.pdf
724.8 KB
✳️ مقاله مدل مدیریت منابع انسانی پایداردیجیتال مبتنی برقابلیت های پویا
✅ مدیریت منابع انسانی نوین مبتنی بر دو چالش جدید در حال بازآفرینی می باشد. تحول دیجیتال و پایداری کسب و کار دو چالشی هستند که لازم است مدیران؛ مشاوران و متخصصان منابع انسانی نسبت به آن آگاهی داشته باشند و از این فرصت استفاده کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مدیریت منابع انسانی نوین مبتنی بر دو چالش جدید در حال بازآفرینی می باشد. تحول دیجیتال و پایداری کسب و کار دو چالشی هستند که لازم است مدیران؛ مشاوران و متخصصان منابع انسانی نسبت به آن آگاهی داشته باشند و از این فرصت استفاده کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مرکز آمار اعلام کرد:
✅ در اردیبهشتماه ۱۴۰۳، شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور به عدد ۲۴۳.۰ رسیده است که نسبت به ماه قبل ۲.۸ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۳۱.۰ درصد افزایش و در دوازده ماه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۳۷.۰ درصد افزایش داشته است.
🔺تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور
منظور از تورم نقطه به نقطه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل میباشد. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ۳۱.۰ درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، ۳۱.۰ درصد بیشتر از اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده اند. تورم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، در مقایسه با ماه قبل، ۰.۱ واحد درصد افزایش داشته است.
🔺تورم ماهانه خانوارهای کشور
منظور از تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت، نسبت به ماه قبل میباشد. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۲.۸ درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، ۱.۸ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۳.۳ درصد بوده است.
🔺نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور
منظور از نرخ تورم سالانه، درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن میباشد. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۳۷.۰ درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، ۱.۸ واحد درصد کاهش یافته است.
🔺درصد تغییرات شاخص قیمت در دهکهای هزینهای کل کشور در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳
نرخ تورم سالانه کشور در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، برابر ۳۷.۰ درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهکهای مختلف هزینهای از ۳۲.۷ درصد برای دهک اول، تا ۳۸.۳ درصد برای دهک دهم است. بر این اساس، فاصله تورمی دهکها در این ماه به ۵.۶ واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (۵.۴ واحد درصد) ۰.۲ واحد درصد افزایش داشته است.
✅ در اردیبهشتماه ۱۴۰۳، شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور به عدد ۲۴۳.۰ رسیده است که نسبت به ماه قبل ۲.۸ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۳۱.۰ درصد افزایش و در دوازده ماه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۳۷.۰ درصد افزایش داشته است.
🔺تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور
منظور از تورم نقطه به نقطه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل میباشد. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ۳۱.۰ درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، ۳۱.۰ درصد بیشتر از اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده اند. تورم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، در مقایسه با ماه قبل، ۰.۱ واحد درصد افزایش داشته است.
🔺تورم ماهانه خانوارهای کشور
منظور از تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت، نسبت به ماه قبل میباشد. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۲.۸ درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، ۱.۸ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۳.۳ درصد بوده است.
🔺نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور
منظور از نرخ تورم سالانه، درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن میباشد. در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۳۷.۰ درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، ۱.۸ واحد درصد کاهش یافته است.
🔺درصد تغییرات شاخص قیمت در دهکهای هزینهای کل کشور در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳
نرخ تورم سالانه کشور در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، برابر ۳۷.۰ درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهکهای مختلف هزینهای از ۳۲.۷ درصد برای دهک اول، تا ۳۸.۳ درصد برای دهک دهم است. بر این اساس، فاصله تورمی دهکها در این ماه به ۵.۶ واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (۵.۴ واحد درصد) ۰.۲ واحد درصد افزایش داشته است.
✳️ تورم ترجیحی
✅ ترجیحات مردم نسبت به تورم چگونه شکل میگیرد؟
✍️حامد وحیدی
باورهای مردم درباره تورم اغلب از طریق تجربیات شخصی، گزارشهای رسانهای، تجزیه و تحلیلهای اقتصادی و تاثیرات اجتماعی شکل میگیرد. وقتی افراد افزایش قیمتها را در محصولات و خدمات روزمره خود مشاهده میکنند، احساس خواهند کرد که تورم در حال افزایش است. اخبار و تحلیلهای اقتصادی منتشرشده در رسانهها نیز میتوانند تصویر خاصی از وضعیت تورم ارائه دهند و بر تصورات عمومی تاثیر بگذارند.
علاوه بر این، گفتوگوها و نظراتی که در جوامع و شبکههای اجتماعی مطرح میشوند، اعلامیهها و سیاستهای دولتی در زمینه کنترل تورم نیز میتواند بر انتظارات تورمی مردم تاثیر بگذارد. برخی اوقات، باورهای فرهنگی میتوانند بر درک افراد از اقتصاد و تورم تاثیر بگذارند، بهطور مثال اگر فرهنگی ارزشهای پسانداز و خرید عاقلانه را ترویج دهد، ممکن است این باور باعث شود افراد بهطور فزایندهای در مورد افزایش قیمتها حساس باشند.
تفاوت در تجربهها و دانش اقتصادی فردبهفرد متفاوت است، بنابراین باورهای مردم در مورد تورم بسیار گوناگون خواهد بود. در نتیجه، این تفاوت در دیدگاه افراد نسبت به تورم میتواند بر تورم واقعی اثر بگذارد.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-46882
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ترجیحات مردم نسبت به تورم چگونه شکل میگیرد؟
✍️حامد وحیدی
باورهای مردم درباره تورم اغلب از طریق تجربیات شخصی، گزارشهای رسانهای، تجزیه و تحلیلهای اقتصادی و تاثیرات اجتماعی شکل میگیرد. وقتی افراد افزایش قیمتها را در محصولات و خدمات روزمره خود مشاهده میکنند، احساس خواهند کرد که تورم در حال افزایش است. اخبار و تحلیلهای اقتصادی منتشرشده در رسانهها نیز میتوانند تصویر خاصی از وضعیت تورم ارائه دهند و بر تصورات عمومی تاثیر بگذارند.
علاوه بر این، گفتوگوها و نظراتی که در جوامع و شبکههای اجتماعی مطرح میشوند، اعلامیهها و سیاستهای دولتی در زمینه کنترل تورم نیز میتواند بر انتظارات تورمی مردم تاثیر بگذارد. برخی اوقات، باورهای فرهنگی میتوانند بر درک افراد از اقتصاد و تورم تاثیر بگذارند، بهطور مثال اگر فرهنگی ارزشهای پسانداز و خرید عاقلانه را ترویج دهد، ممکن است این باور باعث شود افراد بهطور فزایندهای در مورد افزایش قیمتها حساس باشند.
تفاوت در تجربهها و دانش اقتصادی فردبهفرد متفاوت است، بنابراین باورهای مردم در مورد تورم بسیار گوناگون خواهد بود. در نتیجه، این تفاوت در دیدگاه افراد نسبت به تورم میتواند بر تورم واقعی اثر بگذارد.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-46882
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
هفته نامه تجارت فردا
تورم ترجیحی
ورم به عنوان یک پدیده اقتصادی میتواند تاثیرات عمیقی بر زندگی مردم، شرایط اقتصادی کشور و سیاستهای مالی و اقتصادی دولت داشته باشد. با افزایش قیمتها، ارزش پول کاهش پیدا میکند و قدرت خرید مردم کاهش مییابد؛ همچنین تورم باعث افزایش هزینههای تولید و تبعات…
✳️ «موهبتِ دیده نشدن»
✅ برای بسیاری از ما پیش آمده که با وجودِ تلاش و شایستگی، مورد پسند و توجه قرار نگرفتهایم. زندگیهای زناشویی بسیاری را سراغ داریم که با وجود اینکه هر یک از زوجین به تنهایی فردی جذاب و شایسته هستند، اما از نظر همسرشان مطلوب نیستند و کارشان به جدایی میرسد. کارمندان بسیاری را میشناسیم که با وجود تلاش بسیار برای انجام مسئولانهی وظایف، مدیرشان آنها را نادیده میگیرد. فرزندان بسیاری را دیدهایم که برای بیعیب و عالی بودن تلاش میکنند اما باز هم مورد بیمهریِ والدین قرار میگیرند.
این روند در مقیاسهای بزرگترِ جامعه ادامه پیدا میکند. در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی، انسانها با وجودِ تلاش بسیار در جهت دیده شدن و مورد مهر قرار گرفتن، باز هم نادیده گرفته میشوند. مشکل اصلی چیست؟ چرا ما از دیده نشدن رنج میبریم؟ چرا خوشحال نیستیم؟
این مشکل از آنجایی نشأت میگیرد که ما حال خوبمان را به حال و نظر دیگران گره زدهایم. تأییدطلبی، توجهطلبی، توقع از دیگران و نداشتن اعتماد کافی به خود، علل این اتفاق هستند.
برای اکثر ما پیش آمده که با انتشار پستی در شبکههای اجتماعی، میزان دیده و تأیید شدنِ آن را پیگیری کنیم. این پست ممکن است شامل عکسهایی از ما، سبک زندگیمان و روابطمان باشد؛ و یا یادداشتی مبنی بر نظر و عقاید ما. در چنین مواقعی ما عدمِ تأیید آن پست را به دوستداشتنی نبودن و مورد تأیید نبودن خود ربط میدهیم. ما نظر انسانها را مقیاس عملکرد خود قرار میدهیم. خود را با دیگران مقایسه میکنیم و اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم.
شاید با خود بگوییم باعث و بانیِ این نگرش غلط ما هستیم. اما باید بدانیم در این مورد ایراد از ما و ذات انسان نیست؛ بلکه فرهنگِ تأییدطلبی، مقایسهگری، استاندارسازی و مصرفگراییِ موجود در جامعه(بهخصوص جامعه مجازی) و همچنین فاکتورهای تربیتیِ والدین، باعث ایجاد این زنجیرهی معیوب در رفتار انسان میشود. شاید شما شانس داشتهاید و در خانوادهای رشد کردهاید که بدون تلاش برای اثباتِ خود، مورد پذیرش و توجه بودهاید. اما متأسفانه بسیاری از والدین با قراردادی کردنِ توجه و مهرِ خود، ضربهی عظیمی به باورهای فرزنداشان وارد میکنند. این باورِ آسیب دیده در تمام مقاطع زندگی همراه انسان خواهد بود و نگرش ما را تحت کنترل قرار میدهد.
افراد با توجه به باورهای خود با مسائل برخورد میکنند. تصور کنید دو نفر همزمان در آزمونی شکست میخورند. یکی از آنها تلاش میکند و دوباره در آزمون شرکت میکند. دیگری اما خود را نالایق، شکستخورده و همیشهبازنده میداند.
سوال این است: با در نظر گرفتن آسیبهایی که به طور ناخواسته و طی زندگی باعث ایجاد باورهای مخرب در ما شدهاند، چطور میتوانیم تغییر ایجاد کنیم؟
🔸خودمان را دوست بداریم.
دوست داشتنِ خود، با پذیرش آغاز میشود. باید تمرین کنیم که بدون توجه به نظر دیگران، خودمان را بپذیریم. خوبیهای خود را بنویسیم و آنها را با خود تکرار کنیم.
🔸نظر دیگران را معیار قرار ندهیم.
انسانها هر روز با مسائل مختلفی درگیر هستند. موارد زیادی روی حال و نظر آنها تأثیر میگذارد. از هورمونها گرفته تا مسائل شخصی، بحرانهای اقتصادی، مسائل خانوادگی، درگیریهای فکری و غیره، همگی روی رفتار انسانها تأثیر میگذارد؛ و در همان شرایط نظرشان را نسبت به ما اعلام میکنند و یا ما را نادیده میگیرند. به طور کلی میتوان گفت رفتار و نظر افراد یک برونریزیِ تمامعیار از آنچه در درونشان میگذرد است. آیا قصد دارید تراوشات درونی دیگران را به خودتان بگیرید؟
🔸راه خودمان را برویم.
شاید شعارگونه بهنظر بیاید اما، واقعیت این است که با بررسی روند زندگی افراد موفق، میتوان به یک نقطهی اشتراک رسید. آنها کار خودشان را انجام میدهند. بدون توجه به حواشی و نظرات دیگران مسیر و هدفشان را پی میگیرند. میزان تأثیرپذیری خود از محیط را به حداقل میرسانند و با تمرکز روی خود پیش میروند.
🔸توقعمان را از دیگران ببُریم.
دیگران میتوانند نزدیکترین افراد به ما باشند. آدمِ متوقع و چشمانتظار، همیشه ناآرام است. وقتی یک بار برای همیشه توقع خود را از همه ببُریم و به خود معطوف کنیم، تا ابد راحت خواهیم بود. ما باید این واقعیت را بپذیریم که جز خودمان روی هیچکس حساب باز نکنیم. اگر طی زندگی افرادی ما را همراهی کردند و مورد لطف قرار دادند، آن را وظیفهی ایشان ندانیم. سپاسگزار باشیم و بدعادت نشویم.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ برای بسیاری از ما پیش آمده که با وجودِ تلاش و شایستگی، مورد پسند و توجه قرار نگرفتهایم. زندگیهای زناشویی بسیاری را سراغ داریم که با وجود اینکه هر یک از زوجین به تنهایی فردی جذاب و شایسته هستند، اما از نظر همسرشان مطلوب نیستند و کارشان به جدایی میرسد. کارمندان بسیاری را میشناسیم که با وجود تلاش بسیار برای انجام مسئولانهی وظایف، مدیرشان آنها را نادیده میگیرد. فرزندان بسیاری را دیدهایم که برای بیعیب و عالی بودن تلاش میکنند اما باز هم مورد بیمهریِ والدین قرار میگیرند.
این روند در مقیاسهای بزرگترِ جامعه ادامه پیدا میکند. در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی، انسانها با وجودِ تلاش بسیار در جهت دیده شدن و مورد مهر قرار گرفتن، باز هم نادیده گرفته میشوند. مشکل اصلی چیست؟ چرا ما از دیده نشدن رنج میبریم؟ چرا خوشحال نیستیم؟
این مشکل از آنجایی نشأت میگیرد که ما حال خوبمان را به حال و نظر دیگران گره زدهایم. تأییدطلبی، توجهطلبی، توقع از دیگران و نداشتن اعتماد کافی به خود، علل این اتفاق هستند.
برای اکثر ما پیش آمده که با انتشار پستی در شبکههای اجتماعی، میزان دیده و تأیید شدنِ آن را پیگیری کنیم. این پست ممکن است شامل عکسهایی از ما، سبک زندگیمان و روابطمان باشد؛ و یا یادداشتی مبنی بر نظر و عقاید ما. در چنین مواقعی ما عدمِ تأیید آن پست را به دوستداشتنی نبودن و مورد تأیید نبودن خود ربط میدهیم. ما نظر انسانها را مقیاس عملکرد خود قرار میدهیم. خود را با دیگران مقایسه میکنیم و اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم.
شاید با خود بگوییم باعث و بانیِ این نگرش غلط ما هستیم. اما باید بدانیم در این مورد ایراد از ما و ذات انسان نیست؛ بلکه فرهنگِ تأییدطلبی، مقایسهگری، استاندارسازی و مصرفگراییِ موجود در جامعه(بهخصوص جامعه مجازی) و همچنین فاکتورهای تربیتیِ والدین، باعث ایجاد این زنجیرهی معیوب در رفتار انسان میشود. شاید شما شانس داشتهاید و در خانوادهای رشد کردهاید که بدون تلاش برای اثباتِ خود، مورد پذیرش و توجه بودهاید. اما متأسفانه بسیاری از والدین با قراردادی کردنِ توجه و مهرِ خود، ضربهی عظیمی به باورهای فرزنداشان وارد میکنند. این باورِ آسیب دیده در تمام مقاطع زندگی همراه انسان خواهد بود و نگرش ما را تحت کنترل قرار میدهد.
افراد با توجه به باورهای خود با مسائل برخورد میکنند. تصور کنید دو نفر همزمان در آزمونی شکست میخورند. یکی از آنها تلاش میکند و دوباره در آزمون شرکت میکند. دیگری اما خود را نالایق، شکستخورده و همیشهبازنده میداند.
سوال این است: با در نظر گرفتن آسیبهایی که به طور ناخواسته و طی زندگی باعث ایجاد باورهای مخرب در ما شدهاند، چطور میتوانیم تغییر ایجاد کنیم؟
🔸خودمان را دوست بداریم.
دوست داشتنِ خود، با پذیرش آغاز میشود. باید تمرین کنیم که بدون توجه به نظر دیگران، خودمان را بپذیریم. خوبیهای خود را بنویسیم و آنها را با خود تکرار کنیم.
🔸نظر دیگران را معیار قرار ندهیم.
انسانها هر روز با مسائل مختلفی درگیر هستند. موارد زیادی روی حال و نظر آنها تأثیر میگذارد. از هورمونها گرفته تا مسائل شخصی، بحرانهای اقتصادی، مسائل خانوادگی، درگیریهای فکری و غیره، همگی روی رفتار انسانها تأثیر میگذارد؛ و در همان شرایط نظرشان را نسبت به ما اعلام میکنند و یا ما را نادیده میگیرند. به طور کلی میتوان گفت رفتار و نظر افراد یک برونریزیِ تمامعیار از آنچه در درونشان میگذرد است. آیا قصد دارید تراوشات درونی دیگران را به خودتان بگیرید؟
🔸راه خودمان را برویم.
شاید شعارگونه بهنظر بیاید اما، واقعیت این است که با بررسی روند زندگی افراد موفق، میتوان به یک نقطهی اشتراک رسید. آنها کار خودشان را انجام میدهند. بدون توجه به حواشی و نظرات دیگران مسیر و هدفشان را پی میگیرند. میزان تأثیرپذیری خود از محیط را به حداقل میرسانند و با تمرکز روی خود پیش میروند.
🔸توقعمان را از دیگران ببُریم.
دیگران میتوانند نزدیکترین افراد به ما باشند. آدمِ متوقع و چشمانتظار، همیشه ناآرام است. وقتی یک بار برای همیشه توقع خود را از همه ببُریم و به خود معطوف کنیم، تا ابد راحت خواهیم بود. ما باید این واقعیت را بپذیریم که جز خودمان روی هیچکس حساب باز نکنیم. اگر طی زندگی افرادی ما را همراهی کردند و مورد لطف قرار دادند، آن را وظیفهی ایشان ندانیم. سپاسگزار باشیم و بدعادت نشویم.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ «پول نقد» برای فرزندآوری
✅ چرا سیاستهای دولتها برای افزایش نرخ زاد و ولد جواب نمیدهد؟
نشریه اکونومیست👆 سرمقاله این هفته خود را به چرایی کاهش نرخ باروری در جوامع جهانی اختصاص داده است و در جواب به این سوال میگوید مخاطب اصلی سیاستهای افزایش زاد و ولد دولتها مادران فقیر هستند و دقیقا به همین دلیل سیاستهای تقویت فرزندآوری کارساز نخواهد بود.
از آنجایی که نرخ زاد و ولد در کشورهای ثروتمند در حال کاهش است، بسیاری از سیاست مداران مایلند تا با صرف هزینه مشوق های دولتی زنان را به داشتن فرزندان بیشتر سوق دهد. با این حال، همه این تلاشها احتمالا با شکست مواجه میشوند، زیرا بر اساس یک سوءتفاهم ساخته شدهاند.
یک فرض رایج این است که کاهش نرخ باروری ناشی از به تعویق انداختن فرزندآوری میان زنان شاغل است؛ در حالی که بنا بر دادههای جهانی این گزاره اشتباه است. هر چند سن فرزندآوری در میان زنان تحصیلکرده دانشگاهی بالا رفته است اما آنان با نرخی مشابه گذشته بچهدار میشوند.
بخش عمدهای از کاهش نرخ باروری در کشورهای ثروتمند در میان زنان جوانتر و فقیرتر است که نسبت به گذشته در سنین بالاتری آغاز به فرزندآوری میکنند و بنابراین در کل تعداد فرزندان کمتری را به دنیا میآورند.
بیش از نیمی از کاهش نرخ باروری کل آمریکا از سال 1990 ناشی از سقوط در بین زنان زیر 19 سال است. شواهد همچنین نشان میدهد زنان فقیرتر به انگیزههای مالی واکنش بیشتری نشان میدهند و ممکن است با ارائه مشوقها وسوسه شوند اما تمرکز بر زنان جوان و فقیر به عنوان گروه هدف برای خود آنها و جامعه مضر خواهد بود.
مشوق های هدفمند دهه ها تلاش برای مهار بارداری ناخواسته میان نوجوانان و تشویق زنان به مطالعه و کار را به عقب میاندازد. بنابراین، اکثر اقتصادها باید خود را با تغییرات اجتماعی وفق دهند، و این بر عهده دولتهاست که راه را هموار کنند.
به عقیده اکونومیست مهاجرپذیری میتواند شکاف های مالی را برطرف کند، اما این راه حل نیز با توجه به فراگیر شدن مشکل زادآوری در سراسر جهان و محدود بودن مهاجران ماهر پاسخ نهایی نمیتواند باشد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چرا سیاستهای دولتها برای افزایش نرخ زاد و ولد جواب نمیدهد؟
نشریه اکونومیست👆 سرمقاله این هفته خود را به چرایی کاهش نرخ باروری در جوامع جهانی اختصاص داده است و در جواب به این سوال میگوید مخاطب اصلی سیاستهای افزایش زاد و ولد دولتها مادران فقیر هستند و دقیقا به همین دلیل سیاستهای تقویت فرزندآوری کارساز نخواهد بود.
از آنجایی که نرخ زاد و ولد در کشورهای ثروتمند در حال کاهش است، بسیاری از سیاست مداران مایلند تا با صرف هزینه مشوق های دولتی زنان را به داشتن فرزندان بیشتر سوق دهد. با این حال، همه این تلاشها احتمالا با شکست مواجه میشوند، زیرا بر اساس یک سوءتفاهم ساخته شدهاند.
یک فرض رایج این است که کاهش نرخ باروری ناشی از به تعویق انداختن فرزندآوری میان زنان شاغل است؛ در حالی که بنا بر دادههای جهانی این گزاره اشتباه است. هر چند سن فرزندآوری در میان زنان تحصیلکرده دانشگاهی بالا رفته است اما آنان با نرخی مشابه گذشته بچهدار میشوند.
بخش عمدهای از کاهش نرخ باروری در کشورهای ثروتمند در میان زنان جوانتر و فقیرتر است که نسبت به گذشته در سنین بالاتری آغاز به فرزندآوری میکنند و بنابراین در کل تعداد فرزندان کمتری را به دنیا میآورند.
بیش از نیمی از کاهش نرخ باروری کل آمریکا از سال 1990 ناشی از سقوط در بین زنان زیر 19 سال است. شواهد همچنین نشان میدهد زنان فقیرتر به انگیزههای مالی واکنش بیشتری نشان میدهند و ممکن است با ارائه مشوقها وسوسه شوند اما تمرکز بر زنان جوان و فقیر به عنوان گروه هدف برای خود آنها و جامعه مضر خواهد بود.
مشوق های هدفمند دهه ها تلاش برای مهار بارداری ناخواسته میان نوجوانان و تشویق زنان به مطالعه و کار را به عقب میاندازد. بنابراین، اکثر اقتصادها باید خود را با تغییرات اجتماعی وفق دهند، و این بر عهده دولتهاست که راه را هموار کنند.
به عقیده اکونومیست مهاجرپذیری میتواند شکاف های مالی را برطرف کند، اما این راه حل نیز با توجه به فراگیر شدن مشکل زادآوری در سراسر جهان و محدود بودن مهاجران ماهر پاسخ نهایی نمیتواند باشد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ماتریس مراحل مختلف برنامه عملیاتی تا
چشم انداز
✅ ازسردرگمی تا تغییر موفقیت آمیز
https://t.me/ExecutiveManagement
چشم انداز
✅ ازسردرگمی تا تغییر موفقیت آمیز
https://t.me/ExecutiveManagement
❤3
*باورنکردنی است اما فاصله من تا فاسد شدن یک قدم است! شما چقدر؟*
🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■برای من همیشه سوال بوده که آدم ها که از اول فاسد (رشوه خوار و ...) نیستند پس چگونه فاسد می شوند؟ آزمایش جالب زیر شاید بیانگر بخشی از واقعیت باشد. اما قبل از آن که آزمایش را با هم بخوانیم، یک نکته؛ فساد فقط رشوه گرفتن نیست. دانشجویی که تقلب می کند، معلمی که کم فروشی می کند. مدیری که پسرخاله اش را منصوب می کند. کارمندی که یک پرونده را زودتر بررسی می کند. مرکزی که در آمار دست کاری می کند و ...
□در آزمایشی یک بازی ترتیب داده شد که در آن افراد می توانستند با کمی تقلب پول بیشتری به دست آورند. داستان از این قرار بود که حداکثر میزان برد آنها در این بازی به نتیجه پرتاب سکه (شیر و خط) بستگی داشت. پیش از شروع بازی سکه ای را پرتاب می کردند، اگر شیر می آوردند تا ۱۰ برابر بیشتر می توانستند پول به جیب بزنند (برای مثال اگر شیر می آمد جایزه فرد در صورت برد بازی ۱۰۰ دلار بود و اگر نتیجه خط بود به فرد حتی اگر پیروز بازی بود، بیش از ۱۰ دلار تعلق نمی گرفت) آزمایش به گونه طراحی شده بود که اگر نتیجه پرتاب مطلوب نبود (خط)، آزمایشگر به صورت پنهان به فرد پیشنهاد رشوه می داد و او در ازای پرداخت مبلغ مشخصی می توانست بازی پرسودتر (با جایزه ۱۰۰ دلاری) را شروع کند.
●با مبلغ رشوه پایین (۲ دلار) حدود ۸۶ درصد افراد رشوه را پرداخت کردند! البته این باعث شد که در خود بازی هم رفتارهای غیراخلاقی آنها بیشتر شود و مشخص شد که پرداخت رشوه احتمال تقلب را به طور نسبی بالاتر می برد. این شاید طبیعی به نظر برسد، ولی این همه کار نبود. در یک سناریو دیگر رشوه پیشنهادی بسیار بالاتر بود (۱۲ دلار)، در این حالت ۸۱ درصد افراد پیشنهاد را رد کردند، ولی حتی در این حالت نیز باز میزان رفتارهای غیراخلاقی و تقلب در بازی بالا بود.به بیانی می توان نتیجه گرفت حتی در معرض پیشنهاد رشوه قرار گرفتن (و نه پرداخت آن) باعث می شود که احتمال رفتارهای غیراخلاقی و تقلب بالاتر برود.
○تجویز راهبردی:
خود من وقتی این مطلب را خواندم احساس ترس جدی کردم و پذیرفتم که تا فساد یک قدم بیشتر (یک پیشنهاد ساده ولو آنکه آن را رد کنم) ندارم. چه می توان کرد؟ دو راهکار قابل پیشنهاد است:
■در زندگی فردی: سیگنالینگ. یعنی اینکه لبه پرتگاه راه نروید. استادی داشتم به ما می گفت هیچ لزومی ندارد که لبه پرتگاه راه بروید، چون در آن جا اولین خطا، آخرین اشتباه است. کاربرد عملی اش این می شود که اصولا به گونه ای رفتار کنید و برای خود برند (نام و نشان) ایجاد کنید که همه بدانند شما اهل تعاملات کثیف نیستید(ارسال سیگنال). با استفاده از روش سیگنالینگ بسیاری از پیشنهادها در نطفه خفه می شوند و شما اصولا در معرض پیشنهاد (لبه پرتگاه) قرار نمی گیرید.
□در محیط سازمانی: حذف تماس مستقیم. یکی از بهترین روش ها، حذف رابطه انسانی است. آخرین باری که شما به یک دستگاه خودپرداز پیشنهاد رشوه داده اید کی بوده است؟ چرا؟ چون ما فقط به انسان ها می توانیم پیشنهاد ناسالم بدهیم. بنابراین سیستمی سازی و قطع رابطه انسان به انسان و ایجاد سازوکارهایی مانند انسان به ماشین و ماشین به ماشین می تواند کمک کند. چرا که ماشین ها نه پول چایی می خواهند و نه اصلا چایی می خورند.
🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■برای من همیشه سوال بوده که آدم ها که از اول فاسد (رشوه خوار و ...) نیستند پس چگونه فاسد می شوند؟ آزمایش جالب زیر شاید بیانگر بخشی از واقعیت باشد. اما قبل از آن که آزمایش را با هم بخوانیم، یک نکته؛ فساد فقط رشوه گرفتن نیست. دانشجویی که تقلب می کند، معلمی که کم فروشی می کند. مدیری که پسرخاله اش را منصوب می کند. کارمندی که یک پرونده را زودتر بررسی می کند. مرکزی که در آمار دست کاری می کند و ...
□در آزمایشی یک بازی ترتیب داده شد که در آن افراد می توانستند با کمی تقلب پول بیشتری به دست آورند. داستان از این قرار بود که حداکثر میزان برد آنها در این بازی به نتیجه پرتاب سکه (شیر و خط) بستگی داشت. پیش از شروع بازی سکه ای را پرتاب می کردند، اگر شیر می آوردند تا ۱۰ برابر بیشتر می توانستند پول به جیب بزنند (برای مثال اگر شیر می آمد جایزه فرد در صورت برد بازی ۱۰۰ دلار بود و اگر نتیجه خط بود به فرد حتی اگر پیروز بازی بود، بیش از ۱۰ دلار تعلق نمی گرفت) آزمایش به گونه طراحی شده بود که اگر نتیجه پرتاب مطلوب نبود (خط)، آزمایشگر به صورت پنهان به فرد پیشنهاد رشوه می داد و او در ازای پرداخت مبلغ مشخصی می توانست بازی پرسودتر (با جایزه ۱۰۰ دلاری) را شروع کند.
●با مبلغ رشوه پایین (۲ دلار) حدود ۸۶ درصد افراد رشوه را پرداخت کردند! البته این باعث شد که در خود بازی هم رفتارهای غیراخلاقی آنها بیشتر شود و مشخص شد که پرداخت رشوه احتمال تقلب را به طور نسبی بالاتر می برد. این شاید طبیعی به نظر برسد، ولی این همه کار نبود. در یک سناریو دیگر رشوه پیشنهادی بسیار بالاتر بود (۱۲ دلار)، در این حالت ۸۱ درصد افراد پیشنهاد را رد کردند، ولی حتی در این حالت نیز باز میزان رفتارهای غیراخلاقی و تقلب در بازی بالا بود.به بیانی می توان نتیجه گرفت حتی در معرض پیشنهاد رشوه قرار گرفتن (و نه پرداخت آن) باعث می شود که احتمال رفتارهای غیراخلاقی و تقلب بالاتر برود.
○تجویز راهبردی:
خود من وقتی این مطلب را خواندم احساس ترس جدی کردم و پذیرفتم که تا فساد یک قدم بیشتر (یک پیشنهاد ساده ولو آنکه آن را رد کنم) ندارم. چه می توان کرد؟ دو راهکار قابل پیشنهاد است:
■در زندگی فردی: سیگنالینگ. یعنی اینکه لبه پرتگاه راه نروید. استادی داشتم به ما می گفت هیچ لزومی ندارد که لبه پرتگاه راه بروید، چون در آن جا اولین خطا، آخرین اشتباه است. کاربرد عملی اش این می شود که اصولا به گونه ای رفتار کنید و برای خود برند (نام و نشان) ایجاد کنید که همه بدانند شما اهل تعاملات کثیف نیستید(ارسال سیگنال). با استفاده از روش سیگنالینگ بسیاری از پیشنهادها در نطفه خفه می شوند و شما اصولا در معرض پیشنهاد (لبه پرتگاه) قرار نمی گیرید.
□در محیط سازمانی: حذف تماس مستقیم. یکی از بهترین روش ها، حذف رابطه انسانی است. آخرین باری که شما به یک دستگاه خودپرداز پیشنهاد رشوه داده اید کی بوده است؟ چرا؟ چون ما فقط به انسان ها می توانیم پیشنهاد ناسالم بدهیم. بنابراین سیستمی سازی و قطع رابطه انسان به انسان و ایجاد سازوکارهایی مانند انسان به ماشین و ماشین به ماشین می تواند کمک کند. چرا که ماشین ها نه پول چایی می خواهند و نه اصلا چایی می خورند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ فناوری در توسعه
✅ فناوری عبارت است از مجموعه ای متشکل از اطلاعات، ابزارها و تکنیک هایی که از علم و تجربه عملی نشأت گرفته اند و در توسعه، طراحی، تولید و به کارگیری محصولات، فرایندها، سیستم ها و خدمات مورد استفاده قرار گرفته یا می توانند قرار بگیرند.
🔺فناوری عبارت است از دانش مربوط به محصول ، فرآیند و سازمان تولید که برای تولید کالا و خـدمات می تواند به کار گرفته شود.
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ فناوری عبارت است از مجموعه ای متشکل از اطلاعات، ابزارها و تکنیک هایی که از علم و تجربه عملی نشأت گرفته اند و در توسعه، طراحی، تولید و به کارگیری محصولات، فرایندها، سیستم ها و خدمات مورد استفاده قرار گرفته یا می توانند قرار بگیرند.
🔺فناوری عبارت است از دانش مربوط به محصول ، فرآیند و سازمان تولید که برای تولید کالا و خـدمات می تواند به کار گرفته شود.
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ماتریس محتوا (۲۰ نوع مختلف محتوا)
نمودار افقی: از مرحله آگاهی تا خرید، چه محتوایی برای مخاطب لازم است؟
نمودار عمودی: محتوا قرار است چگونه روی مخاطب تاثیر بگذارد؟ احساسی یا منطقی؟
https://t.me/ExecutiveManagement
نمودار افقی: از مرحله آگاهی تا خرید، چه محتوایی برای مخاطب لازم است؟
نمودار عمودی: محتوا قرار است چگونه روی مخاطب تاثیر بگذارد؟ احساسی یا منطقی؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کارکنان باید از خود هوش مصنوعی بترسند یا متخصصان آن؟
✅ «لورنس لیو»، مدیر نوآوری هوش مصنوعی سنگاپور میگوید: «هوش مصنوعی جای شما را نمیگیرد. جای شما را کسی میگیرد که از هوش مصنوعی استفاده میکند تا عملکرد بالاتری داشته باشد.
طبق شاخص روند کار ۲۰۲۴ مایکروسافت و لینکدین، ۷۱ درصد از مدیران ارشد میگویند که ترجیح میدهند نیروی کمتجربهای را استخدام کنند که به هوش مصنوعی مسلط است، تا نیروی قدیمی و کارکشتهای که از هوش مصنوعی سررشته ندارد.
پس به این ترتیب، فرصت بسیار بزرگی پیش روی افرادی است که میتوانند مهارتهای هوش مصنوعی را بیاموزند و در کارشان تلفیق کنند.
با اینکه ۷۹ درصد از مدیران اجرایی معتقدند سازمانشان باید برای باقی ماندن در عرصه رقابت هوش مصنوعی را در کار خود تلفیق کند، فشار برای بازگشت فوری سرمایه، این گذار را کند کرده است.
به همین دلیل، کارکنان در سراسر جهان ابتکار عمل را به دست گرفتهاند و خودشان به دنبال یادگیری ابزارهای هوش مصنوعی رفتهاند.
متخصصان میگویند یکی از بزرگترین مشکلات ارتقای فردی مهارت هوش مصنوعی این است که بسیاری از مردم نمیدانند چگونه این کار را امن و موثر انجام دهند.
به گفته لیو شاید ابزارهای هوش مصنوعی هنوز نامانوس به نظر برسند، اما تا سال آینده به سادگی کار با word مایکروسافت میشوند.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ «لورنس لیو»، مدیر نوآوری هوش مصنوعی سنگاپور میگوید: «هوش مصنوعی جای شما را نمیگیرد. جای شما را کسی میگیرد که از هوش مصنوعی استفاده میکند تا عملکرد بالاتری داشته باشد.
طبق شاخص روند کار ۲۰۲۴ مایکروسافت و لینکدین، ۷۱ درصد از مدیران ارشد میگویند که ترجیح میدهند نیروی کمتجربهای را استخدام کنند که به هوش مصنوعی مسلط است، تا نیروی قدیمی و کارکشتهای که از هوش مصنوعی سررشته ندارد.
پس به این ترتیب، فرصت بسیار بزرگی پیش روی افرادی است که میتوانند مهارتهای هوش مصنوعی را بیاموزند و در کارشان تلفیق کنند.
با اینکه ۷۹ درصد از مدیران اجرایی معتقدند سازمانشان باید برای باقی ماندن در عرصه رقابت هوش مصنوعی را در کار خود تلفیق کند، فشار برای بازگشت فوری سرمایه، این گذار را کند کرده است.
به همین دلیل، کارکنان در سراسر جهان ابتکار عمل را به دست گرفتهاند و خودشان به دنبال یادگیری ابزارهای هوش مصنوعی رفتهاند.
متخصصان میگویند یکی از بزرگترین مشکلات ارتقای فردی مهارت هوش مصنوعی این است که بسیاری از مردم نمیدانند چگونه این کار را امن و موثر انجام دهند.
به گفته لیو شاید ابزارهای هوش مصنوعی هنوز نامانوس به نظر برسند، اما تا سال آینده به سادگی کار با word مایکروسافت میشوند.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سکانسی فوقالعاده از فیلم راکی، همراه با دیالوگی آموزنده در مورد زندگی...
✳️ پدیده رگرسیون یا برگشت به عقب
✅ اگه دقت کرده باشین بعضی تیم های ورزشی که در یک فصل خاص نتایج درخشانی کسب کردن تو فصل بعد و با وجود حفظ همان بازیکنان و مربی، ممکنه تیم نتایج ضعیفتری کسب کنن و حتی به فینال هم نرسن.
یا دانش اموزی که توی یک درس خاص نمره بسیار بالایی می گیره تو آزمون بعدیش، بدون هیچ مداخله یا آموزشی، به احتمال بسیار زیاد نمره اش به سمت نمره متوسط کلاس نزدیک میشه.
🔹 به این رخداد میگن "پدیده رگرسیون" که اتفاقا آماریست ها و روانشناسان در حد قسم بهش اعتقاد دارن. حرف حسابشم اینه که متغیرها در طول زمان بسیار تمایل دارن به میانگین خودشون برگردن.
👈 این پدیده رگرسیون میگه:
اینکه همیشه موفق باشید یا همیشه شکست خورده باشین، معنی نداره و بعد از یه مدت میانگین اطرافیانتون میشه وضعیت شما.
🔺بریم سراغ پدیده رگرسیون توی دنیای مدیریت و سازمان:
• فرض کنید یک کارمند به طور مداوم عملکردش عالی بوده. طبق پدیده رگرسیون، در دورههای بعدی، به احتمال بسیار زیاد عملکرد این کارمند به سمت میانگین عملکرد گروه متمایل میشه. طی یک تحقیق علمی ۶۵ درصد از مدیران گزارش دادن که بعد از افزایش عملکرد و افزایش حقوق در دوره های بعدی با "پدیده رگرسیون" مواجه شدند.
• یا یک فروشنده در یک ماه خاص به طور غیرمعمولی تعداد زیادی معامله را به ثمر رسونده. در ماههای بعد، با وجود تلاشهای مشابه، احتمالا تعداد معاملاتش به سطح معمول خودش برمی گرده.
🔸طبق مطالعات موسسه گارتنر ۵۰ درصد از شرکت هایی که با موفقیت یک محصول یا خدمات جدید رو عرضه میکنن، در سال بعد با کاهش فروش و سهم بازار مواجه میشن و مثال ها، گزارش ها و آمارهای متعدد از حوزه های دیگه سازمان.
وقتی بررسی می کنیم می بینم که این پدیده در دنیای سازمان و مدیریت هم خیلی فراوونه و میشه گفت که برای مدیران درک این موضوع ازنون شب هم یه جورایی واجبتره. دلایلش رو لطف شما فکر کنید و بگید....
🔺چند تا شرکت که پدیده رگرسیون رو به چشم دیدن با هم بررسی کنیم:
▪︎ شرکت اپل که هممون میشناسیمش و روی موفقیتش تردیدنداریم، سال 2010 با عرضه iPad به بازار، انقلابی در صنعت تبلت ایجاد کرد و با سرعت به محبوبترین تبلت در جهان تبدیل شد. با این حال، در سالهای بعد، سهم بازار iPad به تدریج کاهش یافت و شرکتهای رقیب مانند سامسونگ و آمازون سهم بیشتری از بازار را به خودشون اختصاص دادن.
▪︎ تیم فوتبال رئال مادرید توی سال 2014 با قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا برای دهمین بار، رکورد جدیدی را در این رقابتها به نام خود ثبت کرد. با این حال، در سالهای بعد، رئال مادرید نتونست به این موفقیتها دست پیدا کنه و در چندین دوره متوالی از لیگ قهرمانان اروپا حذف شد.
▪︎شرکت معظم تویوتا در دهه 1980 با تولید خودروهای با کیفیت و قابل اعتماد، به رهبر بازار جهانی خودرو تبدیل شد. با این حال، در دهه 1990، تویوتا با مشکلاتی در زمینه کیفیت و فراخوانهای متعدد مواجه شد که به وجهه آن در بازار آسیب رساند.
▪︎شرکت مایکروسافت سال 2001 ویندوز XP اش کلی گرفت ولی بعدش سیستم عامل های جدید کنارش زدند و ...
❓سوال مهم: آیا پدیده رگرسیون در حوزه منابع انسانی هم داریم؟
• تقریبا همه افراد زمانی که یک شغل یا موقعیت سازمانی جدیدی رو شروع میکنن، اون اوایل یه عالمه انرژی و انگیزه دارن و بعد از مدتی همه چی عادی میشه و انگیزه و شورکار کم میشه. این پدیده رگرسیون را داره نشون میده.
• زمانی که حقوق ها رو زیاد میکنن تا چند وقت حال همه خوبه اما بعد از یه مدتی انگار نه انگار و کارکنان درگیر "پدیده رگرسیون" میشن.
• شرکت گوگل سال 2013، برنامه جدیدی به نام "پروژه پاداش" رو اجرا کرد که توی اون پروژه به کارمندانی که ایده های نوآورانه داشتن، پاداش های خوب و سخاوتمندانه ای می داد. اولش این برنامه بسیار موفق بود و تعداد زیادی ایده های نوآورانه از سوی کارکنان ارائه شد. با این حال، در سال های بعد، تعداد ایده های نوآورانه به تدریج کم شد و به سطح قبل از اجرای برنامه بازگشت، علیرغم اینکه هنوز پاداش ها پابرجا بود.
• در دهه 1980، شرکت جنرال موتورز برنامه های آموزشی و توسعه ای گسترده ای را برای ارتقای مهارت های کارکنان خودش اجرا کرد. این برنامه ها اولش خیلی موثر بودن و منجر به افزایش قابل توجهی در بهره وری و کیفیت محصولات شدن. ولی در دهه 1990، اثربخشی این برنامه ها به تدریج کاهشی شد و جنرال موتورز با مشکلاتی در زمینه کیفیت و رقابت مواجه شد.
⬅️ نتیجه این که دنیای مدیریت منابع انسانی هم به شدت درگیر پدیده رگرسیون یا برگشت به عقب هست.
• گفته میشد که مسیرهای یکسان و تکراری نتایج متفاوتی رو به همراه نمیاره ولی طبق پدیده رگرسیون انگار باید یک اتفاق متفاوت و خاصی بیوفته تا یک مسیر بتونه همون موفقیت قبلیش رو کسب کنه.
✨سازمان چکار کنیه که کمتر درگیر پدیده رگرسیون بشه.
✅ اگه دقت کرده باشین بعضی تیم های ورزشی که در یک فصل خاص نتایج درخشانی کسب کردن تو فصل بعد و با وجود حفظ همان بازیکنان و مربی، ممکنه تیم نتایج ضعیفتری کسب کنن و حتی به فینال هم نرسن.
یا دانش اموزی که توی یک درس خاص نمره بسیار بالایی می گیره تو آزمون بعدیش، بدون هیچ مداخله یا آموزشی، به احتمال بسیار زیاد نمره اش به سمت نمره متوسط کلاس نزدیک میشه.
🔹 به این رخداد میگن "پدیده رگرسیون" که اتفاقا آماریست ها و روانشناسان در حد قسم بهش اعتقاد دارن. حرف حسابشم اینه که متغیرها در طول زمان بسیار تمایل دارن به میانگین خودشون برگردن.
👈 این پدیده رگرسیون میگه:
اینکه همیشه موفق باشید یا همیشه شکست خورده باشین، معنی نداره و بعد از یه مدت میانگین اطرافیانتون میشه وضعیت شما.
🔺بریم سراغ پدیده رگرسیون توی دنیای مدیریت و سازمان:
• فرض کنید یک کارمند به طور مداوم عملکردش عالی بوده. طبق پدیده رگرسیون، در دورههای بعدی، به احتمال بسیار زیاد عملکرد این کارمند به سمت میانگین عملکرد گروه متمایل میشه. طی یک تحقیق علمی ۶۵ درصد از مدیران گزارش دادن که بعد از افزایش عملکرد و افزایش حقوق در دوره های بعدی با "پدیده رگرسیون" مواجه شدند.
• یا یک فروشنده در یک ماه خاص به طور غیرمعمولی تعداد زیادی معامله را به ثمر رسونده. در ماههای بعد، با وجود تلاشهای مشابه، احتمالا تعداد معاملاتش به سطح معمول خودش برمی گرده.
🔸طبق مطالعات موسسه گارتنر ۵۰ درصد از شرکت هایی که با موفقیت یک محصول یا خدمات جدید رو عرضه میکنن، در سال بعد با کاهش فروش و سهم بازار مواجه میشن و مثال ها، گزارش ها و آمارهای متعدد از حوزه های دیگه سازمان.
وقتی بررسی می کنیم می بینم که این پدیده در دنیای سازمان و مدیریت هم خیلی فراوونه و میشه گفت که برای مدیران درک این موضوع ازنون شب هم یه جورایی واجبتره. دلایلش رو لطف شما فکر کنید و بگید....
🔺چند تا شرکت که پدیده رگرسیون رو به چشم دیدن با هم بررسی کنیم:
▪︎ شرکت اپل که هممون میشناسیمش و روی موفقیتش تردیدنداریم، سال 2010 با عرضه iPad به بازار، انقلابی در صنعت تبلت ایجاد کرد و با سرعت به محبوبترین تبلت در جهان تبدیل شد. با این حال، در سالهای بعد، سهم بازار iPad به تدریج کاهش یافت و شرکتهای رقیب مانند سامسونگ و آمازون سهم بیشتری از بازار را به خودشون اختصاص دادن.
▪︎ تیم فوتبال رئال مادرید توی سال 2014 با قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا برای دهمین بار، رکورد جدیدی را در این رقابتها به نام خود ثبت کرد. با این حال، در سالهای بعد، رئال مادرید نتونست به این موفقیتها دست پیدا کنه و در چندین دوره متوالی از لیگ قهرمانان اروپا حذف شد.
▪︎شرکت معظم تویوتا در دهه 1980 با تولید خودروهای با کیفیت و قابل اعتماد، به رهبر بازار جهانی خودرو تبدیل شد. با این حال، در دهه 1990، تویوتا با مشکلاتی در زمینه کیفیت و فراخوانهای متعدد مواجه شد که به وجهه آن در بازار آسیب رساند.
▪︎شرکت مایکروسافت سال 2001 ویندوز XP اش کلی گرفت ولی بعدش سیستم عامل های جدید کنارش زدند و ...
❓سوال مهم: آیا پدیده رگرسیون در حوزه منابع انسانی هم داریم؟
• تقریبا همه افراد زمانی که یک شغل یا موقعیت سازمانی جدیدی رو شروع میکنن، اون اوایل یه عالمه انرژی و انگیزه دارن و بعد از مدتی همه چی عادی میشه و انگیزه و شورکار کم میشه. این پدیده رگرسیون را داره نشون میده.
• زمانی که حقوق ها رو زیاد میکنن تا چند وقت حال همه خوبه اما بعد از یه مدتی انگار نه انگار و کارکنان درگیر "پدیده رگرسیون" میشن.
• شرکت گوگل سال 2013، برنامه جدیدی به نام "پروژه پاداش" رو اجرا کرد که توی اون پروژه به کارمندانی که ایده های نوآورانه داشتن، پاداش های خوب و سخاوتمندانه ای می داد. اولش این برنامه بسیار موفق بود و تعداد زیادی ایده های نوآورانه از سوی کارکنان ارائه شد. با این حال، در سال های بعد، تعداد ایده های نوآورانه به تدریج کم شد و به سطح قبل از اجرای برنامه بازگشت، علیرغم اینکه هنوز پاداش ها پابرجا بود.
• در دهه 1980، شرکت جنرال موتورز برنامه های آموزشی و توسعه ای گسترده ای را برای ارتقای مهارت های کارکنان خودش اجرا کرد. این برنامه ها اولش خیلی موثر بودن و منجر به افزایش قابل توجهی در بهره وری و کیفیت محصولات شدن. ولی در دهه 1990، اثربخشی این برنامه ها به تدریج کاهشی شد و جنرال موتورز با مشکلاتی در زمینه کیفیت و رقابت مواجه شد.
⬅️ نتیجه این که دنیای مدیریت منابع انسانی هم به شدت درگیر پدیده رگرسیون یا برگشت به عقب هست.
• گفته میشد که مسیرهای یکسان و تکراری نتایج متفاوتی رو به همراه نمیاره ولی طبق پدیده رگرسیون انگار باید یک اتفاق متفاوت و خاصی بیوفته تا یک مسیر بتونه همون موفقیت قبلیش رو کسب کنه.
✨سازمان چکار کنیه که کمتر درگیر پدیده رگرسیون بشه.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1
👆ادامه ازقبل
• شرکت اپل میاد و میگه قبل از اینکه بازار و رقبا من رو حذف کنن، خودم به دست خودم، خودم رو حذف می کنم. یعنی میاد محصولاتی که حتی مشتری دارن و مورد استقبال بازار هم هستن دیگه تولید نمی کنه و خودش رو مجبور می کنه که محصولات کاملا متفاوت و جدید تولید کنه تا پدیده رگرسیون رو نبینه.
• باید بازار رو رصد کرد.
• باید تصمیمات آگاهانه و استراتژیک گرفت.
• باید رو مشتری تمرکز کرد و نوآور بود.
• و مهمتر از همه باید تو حوزه منابع انسانی دست به اقدامات کاملا متفاوت زد و ...
🔺حالا برای مقابله با رگرسیون، بهترین اقدامات مدیریت منابع انسانی چه میتونه باشه؟
• شرکت گوگل تمرکز خودش رو روی تعادل کار و زندگی، توسعه واقعی و سیستم پاداش و قدردانی به شدت حرفه ای میذاره.
• شرکت IBM برنامه های رفاهی و مدیریت عملکرد رو بهش توجه جدی میکنه.
• شرکت Southwest Airlines ایجاد ارتباط مستمر کارکنان با مشتری و فرصت های پیشرفت شغلی رو مدنظرقرار داده.
• شرکت Netflix تفویض اختیارهای زیاد و سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد رو داره.
• کلی موضوعات که فرهنگ سازمانی مثبت و پویایی مستمر رو برای شرکت به همراه بیاره.
اما همه اینا یه طرف. چیزی که نقش بمب و معجزه داره استفاده از برنامه های "مربیگری و راهنمایی معکوس" هست.
حالا این یعنی چی؟
مربیگری معکوس از کارکنان جدید یا کمتجربه به عنوان مربی کارکنان باتجربه و با عملکرد بالا استفاده میکنه.
راهنمایی معکوس هم به کارکنان اجازه میده تا به مدیران خود بازخورد بدن و در مورد چالشها و ایدههای خود برای بهبود عملکرد بحث های سختی داشته باشن.
به نظرم توی دلتون خالی شد. مگه میشه. مگه داریم. همه چی به هم میریزه. کوچیکتر بزرگتری تکلیفش چی میشه، مدیرامون تاب نمیارن و قهر میکنن و ...
اما چندتا نکته رو فراموش نکنیم.
• اول اینکه قراره جلوی یک پدیده سخت و طبیعی به اسم رگرسیون وایسیم و خلاف جهت جریان آب شنا کنیم که این خودش می طلبه کارهای متفاوت و شاید تا حدودی سخت انجام بدیم.
• دوم اینکه حتما نیاز به زیر ساخت و مقدمات نداره و نمیشه گفت از فردا مربیگری معکوس داریم و باتجربه ها بشینین تا جوونترا بیان بشن مربیتون. سنگ رو سنگ بند نمیشه.
• شرکت هایی مثل جنرال الکتریک، دل، توییتر، یونی لیور، سیسیل بانک و ... که استفاده کردن جواب گرفتن، اونم جوابای خوب و این یعنی میشه توی شرکت های ما هم بهش اعتماد کرد و جلوی پدیده رگرسیون یا برگشت به عقب رو گرفت.
در انتها میخوام خواهش کنم به این سوال فکر کنید که آیا شرکت و سازمان شما درگیر پدیده برگشت به عقب شده؟ شما چه راهکارهایی رو برای جلوگیری از این پدیده تجربه کردید و یا پیشنهاد میدید؟
دکترعلیرضاکوشکی جهرمی
https://t.me/ExecutiveManagement
• شرکت اپل میاد و میگه قبل از اینکه بازار و رقبا من رو حذف کنن، خودم به دست خودم، خودم رو حذف می کنم. یعنی میاد محصولاتی که حتی مشتری دارن و مورد استقبال بازار هم هستن دیگه تولید نمی کنه و خودش رو مجبور می کنه که محصولات کاملا متفاوت و جدید تولید کنه تا پدیده رگرسیون رو نبینه.
• باید بازار رو رصد کرد.
• باید تصمیمات آگاهانه و استراتژیک گرفت.
• باید رو مشتری تمرکز کرد و نوآور بود.
• و مهمتر از همه باید تو حوزه منابع انسانی دست به اقدامات کاملا متفاوت زد و ...
🔺حالا برای مقابله با رگرسیون، بهترین اقدامات مدیریت منابع انسانی چه میتونه باشه؟
• شرکت گوگل تمرکز خودش رو روی تعادل کار و زندگی، توسعه واقعی و سیستم پاداش و قدردانی به شدت حرفه ای میذاره.
• شرکت IBM برنامه های رفاهی و مدیریت عملکرد رو بهش توجه جدی میکنه.
• شرکت Southwest Airlines ایجاد ارتباط مستمر کارکنان با مشتری و فرصت های پیشرفت شغلی رو مدنظرقرار داده.
• شرکت Netflix تفویض اختیارهای زیاد و سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد رو داره.
• کلی موضوعات که فرهنگ سازمانی مثبت و پویایی مستمر رو برای شرکت به همراه بیاره.
اما همه اینا یه طرف. چیزی که نقش بمب و معجزه داره استفاده از برنامه های "مربیگری و راهنمایی معکوس" هست.
حالا این یعنی چی؟
مربیگری معکوس از کارکنان جدید یا کمتجربه به عنوان مربی کارکنان باتجربه و با عملکرد بالا استفاده میکنه.
راهنمایی معکوس هم به کارکنان اجازه میده تا به مدیران خود بازخورد بدن و در مورد چالشها و ایدههای خود برای بهبود عملکرد بحث های سختی داشته باشن.
به نظرم توی دلتون خالی شد. مگه میشه. مگه داریم. همه چی به هم میریزه. کوچیکتر بزرگتری تکلیفش چی میشه، مدیرامون تاب نمیارن و قهر میکنن و ...
اما چندتا نکته رو فراموش نکنیم.
• اول اینکه قراره جلوی یک پدیده سخت و طبیعی به اسم رگرسیون وایسیم و خلاف جهت جریان آب شنا کنیم که این خودش می طلبه کارهای متفاوت و شاید تا حدودی سخت انجام بدیم.
• دوم اینکه حتما نیاز به زیر ساخت و مقدمات نداره و نمیشه گفت از فردا مربیگری معکوس داریم و باتجربه ها بشینین تا جوونترا بیان بشن مربیتون. سنگ رو سنگ بند نمیشه.
• شرکت هایی مثل جنرال الکتریک، دل، توییتر، یونی لیور، سیسیل بانک و ... که استفاده کردن جواب گرفتن، اونم جوابای خوب و این یعنی میشه توی شرکت های ما هم بهش اعتماد کرد و جلوی پدیده رگرسیون یا برگشت به عقب رو گرفت.
در انتها میخوام خواهش کنم به این سوال فکر کنید که آیا شرکت و سازمان شما درگیر پدیده برگشت به عقب شده؟ شما چه راهکارهایی رو برای جلوگیری از این پدیده تجربه کردید و یا پیشنهاد میدید؟
دکترعلیرضاکوشکی جهرمی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👌1