مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
♻️ پیران بر کرسی قدرت

✒️ دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن

‍ ...باز اگر پیرهای خوب، پیرهای زندگی کرده، مصدرِ کار می‌شدند، حرفی نداشتیم؛ این پیرهایی که تا امروز دنیا را اداره کرده‌اند، بدترین پیرها بوده‌اند، از آنهایی بوده‌اند که جوانیشان را بر باد داده بودند، از آن استفاده نکرده بودند؛ دلشان پُر از حسرت و عقده بوده، به همین علّت کوشیده‌اند تا در گردابِ زندگی به پاره چوبِ «وزارت» و «ریاست» چنگ بزنند، و از راه وضع قانونهای خشن و «یَهُوِه‌ای » انتقام خود را از جوانها بگیرند، دق دلشان را خالی کنند؛ در حالی که خودشان توی خلوت هر کاری دلشان خواسته کرده‌اند. البتّه، گاهی حقّه زده و چند تا جوان هم با خود همدست کرده‌اند، امّا این جوانها ننگِ طبقه‌ی جوان بوده‌اند، روحِ پیر داشته‌اند!

پیرهای حاکم تا کسی مثل خودشان نبوده، توی جرگه‌ی خود راهش نداده‌اند.
اگر کار به دست من می‌افتاد، برای همیشه به این وضع خاتمه می‌دادم؛ جوانهای واقعی، جوانهای عاشق را بر دنیا مسلّط می‌کردم. آنها هستند که معنیِ زندگی، معنیِ انسانیّت را می‌فهمند، هم قدرت اراده دارند و هم سلامت جسم؛ مغرورند، خوشبین‌اَند، خوابهای قوس قزحی می‌بینند؛ صبح، با امید و شوق از خواب بیدار می‌شوند؛ زندگی را دوست دارند، برای آنکه از آن لذّت می‌برند.

تو را به خدا توی قیافه‌ی این سیاستمدارهای امروز باریک شو! رقّت‌انگیز است؛ قیافه‌های اخمو، چروکیده؛ حتّی جرأت ندارند بروند پروستاتِشان را عمل کنند، تا این حد جانِ خودشان را دوست دارند! همه‌اَش خمیازه می‌کشند، دائماً به فکر این‌اَند که پاپوش برای مردم بدوزند، چوب لای چرخِ دنیا بگذارند!

     از کتاب ابرزمانه وابرزلف
✳️ تئوری بازی و کاربردهای اقتصادی برای مدیران
https://www.instagram.com/p/C7qt8ITCH6-/?igsh=eWd5MThzZjc1a3Yx
✳️ پیچیدگی های رفتارهای مالی حاكميت

✅ فرشاد مومنی اقتصاددان


در فاصله سرشماری ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ بالغ بر ۶۲۰ میلیارد دلار به این اقتصاد تزریق شده اما خالص مشاغل ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است یعنی بی سابقه ترین صنعت زدایی تاریخ اقتصادی ایران رخ داده است اما صدایی شنیده نمی شود.

وقتی بحث از رفتارهای مالی حکومت به مثابه یک ابر متغیر تعیین کننده مطرح می شود، از پدیده ای صحبت به میان می آورد که به گواه متفکران، گستره نفوذ مالیات ستانی هر کشور دایره نفوذ آن کشور را تعیین می کند. نظام مالیات ستانی مستقیما با مساله تمامیت ارضی کشور مربوط است. متفکران بسیار بزرگی کیفیت مالیات ستانی و نحوه رفتارهای مالی حکومت را مهم ترین نیروی محرکه توسعه یا اضمحلال می دانند. انقلاب فناوری ریشه در رفتارهای مالی دارد.

اگر رفتارهای مالی دولت مشوق تولید باشد فقر بر طرف می شود در غیر این صورت ستیز، حذف و خشونت تا مرز دست نشانده کردن کشور در مقابل ما قرار می گیرد بنابراین ما دوباره امسال قبل از اینکه فصل بودجه فرا برسد، همه دلسوزان کشور را دعوت میکنیم به اینکه تمرکز خود را روی رفتارهای مالی حکومت بگذارند. متفکران بزرگ در سایر عرصه های علوم اجتماعی باید از این تصور نادرست دست بکشند که زیر ذره بین گذاشتن رفتارهای مالی حکومت یک امر صرفا اقتصادی است. ما با پدیده توازن دوگانه یا در هم تنیدگی تمام عیار اقتصاد و سیاست روبرو هستیم و این در هم تنیدگی است که جایگاه مردم و نهادهای مدنی را در سرنوشت کشور مشخص می کند.

ادامه مطلب؛
https://armanshargh.ir/115792/فرشاد-مومنی-راه-نجات-کشور-تمکین-به-نهاد/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ بازارها و سازمان‌ها

هربرت سایمن، نوبلیست دگراندیش اقتصادی،

✅ وي در مقاله‌ی معروفی می‌گوید که اگر یک موجود مریخی با تلسکوپ پیشرفته‌اش به مناسبات اقتصادی انسان‌ها نگاه کند، شگفت‌زده می‌شود که چرا آدم‌ها به اقتصادشان "اقتصاد بازار" می‌گویند، در حالی که این «سازمان‌ها» (و نه «بازارها») هستند که عمده‌ی فعالیت‌های اقتصادی‌شان را هماهنگ می‌کند.

او می‌گوید که تلسکوپ این مریخی، سازمان‌های اقتصادی (شرکت‌های تجاری) را مناطق بزرگ سبزرنگی نمایش می‌دهد که توسط تعدادی خطوط قرمزرگ (که نمود مکانیسم بازارند) به یکدیگر متصل شده‌اند. به همین خاطر، عنوان اقتصاد سازمان‌محور بیشتر برازنده‌ی این سیستم است تا اقتصاد بازارمحور؛ از نگاه مریخی در یک اقتصاد بازاری سازمان‌ها صرفا یک سری نقاط اتصال سبزرنگند که توسط شبکه‌ی گسترده‌ای از خطوط قرمزرنگ (بازار) به یکدیگر متصل شده‌اند.

به طور مشابه، نوبلیست دیگری به نام رونالد کوز نیز معتقد بود که «مکانیسم سازمان» ماهیت متفاوتی نسبت به «مکانیسم بازار» دارد. بازارها سازوکار 'نامتمرکز' تصمیم‌گیری و تخصیص منابع توسط میلیون‌ها میلیون انسانند؛ در حالی که سازمان‌ها بر مبنای 'برنامه‌ریزی وسیع مرکزی' هدایت می‌شوند و منابع را تخصیص می‌دهند.

از آن مهم‌تر، کوز معتقد بود که 'مبادلات بازاری' هزینه‌های هنگفتی (نظیر هزینه‌های مالی و زمانی جستجوی طرف مبادله، مذاکره و چانه‌زنی، تضمین اجرای قرارداد و..) به طرفین مبادله تحمیل می‌کند که هزینه‌ی مبادله نام دارد و این هزینه‌ها کارآیی مکانیسم بازار را کاهش می‌دهد.

در نتیجه، انسان‌ها خیلی اوقات ترجیح می‌دهند که برای برآورده‌سازی اهداف و نیازهایشان، به جای استفاده از مکانیسم پرهزینه‌ی بازار و مبادله، دور یکدیگر جمع شوند و 'سازمان' (یا 'بنگاه') تشکیل دهند و از این طریق همکاری بلندمدت با یکدیگر داشته باشند.

در این زمینه، سرنوشت ابرشرکت خرده‌فروش Sears، مرز میان «بازار» و «سازمان» را برایمان روشن می‌کند. در سال ۲۰۰۴، مدیر نامدار کسب‌وکاری به نام 'ادی لمپرت' در راُس شرکت قرار می‌گیرد تا سیرز را از رکود خارج کند. این شخص که عمیقاً به مکانیسم بازار و 'آین رند' (نویسنده معروف لیبرتارین) باور داشت، تمرکززدایی گسترده‌ای در سازمان بزرگ سیرز کلید می‌زند، سازمان را به ۴۰ واحد مجزّا تقسیم می‌کند و آنان را به رقابت با یکدیگر وا می‌دارد.

لمپرت یک مکانیسم بازار داخلی در سیرز به راه انداخت که در آن هر کدام از واحدها هیئت مدیره‌ی خودشان را داشتند و تنها هدفشان بیشینه‌سازی سود واحدشان - ولو به قیمت زیان سایر واحدها و کل شرکت - شده بود.

از آن زمان مبادلات پولی جای همکاری میان واحدها را گرفت و بدین ترتیب فلسفه‌ی وجودی 'سازمان' که با همکاری معنا می‌یابد در سیرز متلاشی شد. رقابت عرصه را بر همکاری تنگ کرد، معضلات سیرز دوچندان شد و سرمایه‌گذاری‌اش به شدت کاهش یافت.

این تجربه نشان می‌دهد که مکانیسم 'سازمان' به مثابه‌ی نیروی پیشران کاپیتالیسم مدرن فلسفه‌ی متفاوتی از مکانیسم بازار دارد. بخاطر داشته باشیم که مشابه اقتصادهای متمرکز سوسیالیسیتی، یک سازمان بزرگ و متمرکز اقتصادی نیز می‌تواند دچار 'معضلات اطلاعاتی' شود. برای مثال، اگر سازمان‌ها از حدی بزرگ‌تر شوند، مدیریتشان دشوار و پیچیده می‌شود و به دنبالش جریان رفت‌وبرگشت اطلاعات اقتصادی میان واحدهای مختلفشان به اختلال کشیده شود و در نهایت به عملکرد شرکت لطمه می‌زند (موسوم به اتلاف ناشی از مقیاس). سازمان‌های بسیار بزرگ ناچارند که در قابلیت‌های مدیریتی و سازمانی‌شان سرمایه‌گذاری کنند تا اختلال‌های اطلاعاتی را به حداقل رسانند.

بر این اساس، «برنامه‌ریزی کلان‌مقیاس مرکزی» یک خصلت انکارناپذیر و تفکیک‌ناپذیر کاپیتالیسم مدرن به شمار می‌رود. اگر برنامه‌ریزی مرکزی دولت‌ها را هم در کنار برنامه‌ریزی سازمان‌های تولیدی در تحلیلمان لحاظ کنیم، در می‌یابیم که اقتصادهای به‌اصطلاح 'بازاری' بسیار برنامه‌ریزی‌شده‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم. حال، نکاتی که در اهمیت سازمان و برنامه‌ریزی سازمان‌یافته‌ی مرکزی اشاره شد دلالت‌های سیاستی نیز برای کشورهای در حال توسعه به همراه دارد. دست‌اندازهایی که سرعت توسعه‌ی اقتصادی در این کشورها را کم می‌کند بیش از آنکه به نبود بازار و مبادلات بازاری ارتباط پیدا کند، به کمبود سازمان و سازماندهی پیشرفته‌ی تولیدی بر می‌گردد که در ادامه به آن می‌پردازیم...(ادامه)
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/jep.5.2.25
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رئیس جمهور جدید این ۳ کار را انجام ندهد.

✅ بگذارید با یک خاطره شروع کنم. کسی می گفت که در یکی از ماموریت های خارجی در تیم همراهان وزیر بودم. لیست همراهان وزیر در آن سفر کاملا معلوم بود. می گفت دیدم که یکی از معاونین وزیر که در لیست نبود هم سر و کله اش پیدا شد؛ ساعت ۲ شب پرواز از فرودگاه امام! نشسته بودیم در پاویون. تشریفات اداری انجام شد. همه رفتیم به سمت هواپیما. آن معاون ماند. برایم جای تعجب شد. از وزیر پرسیدم که چرا فلانی نیامد. گفت که پروتکل است که وقتی وزیر، کشور را ترک می کند، یکی از معاونین می آید تا آخر دقایق نزد وزیر باقی می ماند تا اخرین نکات و هماهنگی را انجام دهد تا زمانی که وزیر در ایران نیست بر اساس آخرین نکات همه چیز تدبیر شود.

واقعا چه پروتکل احمقانه ای! در جهانی که شما در حین سفر و در اوج آسمان هم به اینترنت دسترسی داری! اصلا چه نیازی هست که یک معاون وزیر را نیمه شب به فرودگاه خارج از شهر بکشانی و او فردا خمار و خواب آلوده در مورد مهم ترین مقتضیات حوزه کاری خودش تصمیم گیری کند؟
🔹با خودم فکر کردم که این پروتکل از اول احمقانه نبود. هیچ پروتکلی احمقانه نیست. ما آدم ها هستیم که احمق هستیم. پروتکل ها زمانی که بوجود می آیند بر اساس تجربه و خرد جمعی و تاریخی به این نتیجه می رسیم که این کار لازم است. در لحظه تولد دلیل منطقی دارند اما در گذر زمان که شرایط متفاوت می شود دیگر به آن پروتکل نیاز نیست ولی ما آن را حفظ می کنیم!
🔹این خاطره را بهانه می کنم و به رئیس جمهور جدید چند پیشنهاد ساده می دهم:
۱) سخنرانی نکنید!
ما از رئیس جمهور هیچ انتظاری نداریم که سخنرانی کند. اصلا چه نیازی هست که شما در روز کارگر، کارمند، معلم، روز قوه قضائیه و صدها روز دیگر سخنرانی کنید. به سخنرانی هفته دولت و نوروز و گزارش دهی فصلی کفایت کنید. اصلا چه نیازی هست که شما در رخدادهای مختلف سخنرانی کنید. هر سخنرانی شما میلیاردها تومان برای ما آب می خورد. اصلا اصلا مبالغه نمی کنم: هزینه های انتظامی و امنیتی (چک و خنثی)، هزینه فرصت مدیرانی که جهت ادب باید از دستگاه های خود بیایند و منظم بنشینند و به حرف های نه چندان کلیدی شما گوش کنند. هزینه استهلاک جاده و ماشین های دولتی، هزینه تیم اداری تجهیز فضا و ....
ما از رئیس جمهور انتظار داریم پشت میزش بنشیند، تمرکز کند و چند تصمیم مهم بگیرد. همین! ما به سخنران نیاز نداریم! کشور ما نیازمند تصمیمات خردمندانه، جسورانه و حاصل اجماع است. شما باید تصمیم بگیرید. سخنرانی را به دیگران واگذار کنید.
۲) پروتکل های بی فایده تشریفاتی را ادامه ندهید!
مثلا همه فکر می کنند که رئیس جمهور وقتی می رود یک استانی، باید تیم استاندار، امام جمعه و نمایندگان مجلس باید به استقبال بیایند. یک دختر کوچک زیبا را هم هماهنگ می کنند که برای شما شعر بخواند. پیش خودتان حساب و کتاب کنید که همین تشریفات چقدر زمان و هزینه از جیب بیت المال خرج می کند. شجاع باشید و دستور بدهید تمام تشریفات استقبال را حذف کنند. مستقیم تشریف ببرید به جلسه تصمیم گیری و نه سخنرانی. ما مالیات و نفت نمی دهیم که برای شما تشریفات استقبال و بدرقه فراهم کنند.
۳) بیش فعال نباشید!
مملکت ما پر از مساله است. اما قرار نیست یک رئیس جمهور همه مسائل را حل کند. رئیس جمهور باید حداکثر ۵ مساله اصلی را از هزاران مساله انتخاب کند و آن را حل کند. اینکه شما راجع به همه چیز صحبت می کنید. راجع به همه چیز جلسه می گذارید. راجع به همه چیز اظهار نظر می کنید. راجع به همه چیز تصمیم می گیرید نشانه آن است که اولویت و ضداولویت (نااولویت) ندارید. مدیری که توانایی تشخیص اولویت ها را از مسایل فرعی تر و کم اهمیت ندارد، اولین شرط مدیریت و عقلانیت را نقض کرده است. می دانم که تحت فشار هستید که راجع به همه چیز واکنش نشان دهید ولی اگر در این مسیر بیفتید این راه انتها ندارد!
🔺تجویز راهبردی پایانی:
خلاصه می کنم؛ سخنرانی نکنید، تصمیم گیری کنید. کورکورانه پروتکل های باقی مانده از ادوار قبلی را تکرار نکنید. جسارت داشته باشید و پروتکل های بی فایده، تشریفاتی و هزینه زا را کنار بگذارید. شجاعت داشته باشید و مسائل فرعی را در پای مسائل اصلی قربانی کنید و تمرکز کنید روی اولویت های سرنوشت ساز و توسعه آفرین.
✍مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ قربانی شدن طبقه متوسط چه خطراتی دارد؟

✅ چهار چهره نام‌آشنای ایرانی اخیرا کتابی درباره اثرگذاری تحریم‌ها بر جامعه و اقتصاد ایران با عنوان «تحریم‌ها چگونه کار می‌کند؟» نوشته‌اند که انتشارات دانشگاه استنفورد آن را منتشر کرده است. «نرگس باجغلی»،«ولی نصر» «جواد صالحی‌اصفهانی» و «علی واعظ» در این کتاب تلاش می‌کنند تا با مطالعه موردی ایران به این پرسش‌ پاسخ دهند که «تحریم‌های همه‌جانبه بلندمدت چگونه بر جامعه، سیاست و اقتصاد کشورهای هدف تاثیر می‌گذارد؟» اگرچه ایران تنها کشوری نیست که تحریم‌های اقتصادی بلندمدت را تحمل کرده اما انتخاب ایران بر اساس این تمایز صورت گرفته که یکی از گسترده‌ترین و کامل‌ترین مجموعه تحریم‌ها بر آن اعمال شده است.
🔹 ادبیات مرتبط با تحریم‌ها بر این نکته تاکید می‌کند که سهولت تحمیل تحریم‌ها و هزینه‌های پایین آن است که موجب شددولت‌های ایالات‌متحده، به رغم عدم‌موفقیت در اثرگذاری سیاسی، همچنان از این ابزار به صورت گسترده استفاده کنند. در واقع، تسلط فراسرزمینی ایالات‌متحده بر نهادهای خارجی و بین‌المللی که با دلار آمریکا به تجارت می‌پردازند یا موسسات مالی که بنگاه‌ها پرداخت‌های خود را از مسیر آنها انجام می‌دهند، منجر به این شده تا بسیاری در واشنگتن به این جمع‌بندی برسند که تنها کاری که باید انجام دهند این است که تحریم‌ها را اعمال کنند و از همه کشورها بخواهند که به آنها پایبند باشند. مطالعه اخیر بر این نکته پافشاری می‌کند که گرچه سهولت دسترسی و هزینه‌های پایین تحریم‌ها به دولت ایالات‌متحده اجازه می‌دهد تا سیاست خارجی اجباری خود را بدون قربانی کردن خون و گنج آمریکایی‌ها دنبال کند، اما به هر حال، مجازات مردم بابت رفتار دولت‌ها و قائل شدن وظیفه برای شهروندان در جهت اجبار دولت‌ها به تغییر روش، «اخلاقی» نیست.
🔹 از سوی دیگر، کتاب نشان می‌دهد که تاثیر تحریم‌ها بر ایران با آنچه محافظه‌کاران جنگ‌طلب آمریکا پیش‌بینی می‌کردند، فاصله زیادی داشته است. به‌طور قطع، تحریم‌ها به رشد اقتصاد ایران پایان داده و رنج اقتصادی گسترده را برای ایرانیان به ارمغان آورده است؛ اما به فروپاشی اقتصادی و فروپاشی سیاسی منجر نشده است. در نقطه مقابل، تحریم‌ها با تبدیل دشمنی ایران (با غرب) و غرب (با ایران) به مساله‌ای هویتی امکان ارتباطات مسالمت‌جویانه آتی را تضعیف کرده است. علاوه بر این، خروج یک‌جانبه ایالات‌متحده از برجام، تمایل به مذاکره و توافق با این کشور در سطح حاکمیت را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است. در نهایت، مانایی تحریم‌ها در طول زمان موجب شده تا با شکل‌گیری و تثبیت گروه‌های ذی‌نفع، منافع اقتصادی با منافع سیاسی گره خورده و بخشی از جریان تصمیم‌گیر با نگاهی اقتصادی از ادامه تحریم‌ها حمایت کند.
🔹 آنچه کتاب «تحریم‌ها چگونه کار می‌کند؟» را از مطالعات مشابه متمایز می‌کند تاکید نویسندگان بر این موضوع است که اعمال تحریم‌های اقتصادی همه‌جانبه به عنوان یک ابزار سیاست خارجی می‌تواند از مسیر تخریب طبقه متوسط، به نتایج معکوس منجر شود. تحریم‌های اقتصادی ایالات‌متحده که ابتدا توسط دولت باراک اوباما در فاصله سال‌های ۲۰۱۶-۲۰۱۱ و پس از آن توسط دولت دونالد ترامپ در فاصله سال‌های ۲۰۲۰-۲۰۱۷، بزرگ‌ترین ضربه را به طبقه متوسط ایران وارد کرد. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که از زمان تشدید تحریم‌ها در سال ۲۰۱۱، طبقه متوسط ایران از حدود ۵۵ درصد جمعیت به حدود ۴۵ درصد در سال ۲۰۱۷ کاهش یافت. تخمین زده می‌شود که طبقه متوسط در حال حاضر کمتر از ۳۰ درصد از جمعیت را تشکیل دهد.
🔹 همان‌گونه که نویسندگان کتاب استدلال می‌کنند، طبقه متوسط ضعیف‌تر، تکامل سیاسی و اجتماعی ایران را تضعیف می‌کند. وقتی طبقه متوسط قوی باشد، دغدغه‌های سیاسی و فرهنگی در جامعه تقویت می‌شود چراکه خواست‌های طبقه متوسط عمدتاً اجتماعی، سیاسی و مدنی هستند. مشکل اصلی طبقه متوسط مدرن ایران آن است که نمی‌تواند با اعتبار فرهنگی و اجتماعی خود به ثروت و قدرت دست یابد. در واقع، در ساختار رانتی فعلی اقتصاد ایران، گروه‌های فرهنگی حتی در شرایط بهبود وضعیت اقتصادی نیز آنچنان سود نمی‌برند.طبقه متوسط به دنبال تغییرات نهادی برای بهبود کیفیت حکمرانی است. حکومت‌داری موفق‌تر به‌جای تقویت منافع نخبگان کوچک حاکم، نیازمند اعتماد به دولت و مشارکت بیشتر شهروندان است.از این منظر، نابرابری‌های اقتصادی می‌تواند عدم تعادل در نظام سیاسی را تشدید کند: فشار حداکثری و به‌طور کلی‌تر تحریم‌های همه‌جانبه ایالات‌متحده، با بسته‌تر کردن فضای سیاسی و افزایش کنترل فرهنگی، طبقه متوسط به عنوان حامیان اصلی تغییر را به‌شدت تضعیف کرد. چندان دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که بدون تحریم‌ها و فشارهای ایالات‌متحده، ایران مسیر متفاوتی را در دهه اخیر طی می‌کرد.
✍️ نوید رئیسی/كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ۶ رفتارمخرب در مکالمه با دیگران
✳️ نیرویی که از ۱۰۰ نفر بهتر است!

✅ استخدام یک نیروی قابل اعتماد یعنی حصول اطمینان از اینکه او صادق و شریف باشد؛ یعنی:
🔸️حتی وقتی کسی حواسش به او نیست، به استانداردها و اصولی پایبند باشد.
🔹️با وجدان و وظیفه‌‌‌شناس باشد.
🔸️مطمئن باشید که درست قضاوت می‌کند و به آنچه می‌‌‌گوید عمل می‌کند.
🔹️نیازی به نظارت بر او یا مدیریت ذره‌‌‌بینی او نداشته باشید
🔸️اهداف تیم را درک کند و به اندازه شما به کیفیت کار اهمیت دهد.

🔺"وارن بافت" این ویژگی را بسیار ارج می‌‌‌نهد تا جایی که در نامه‌‌‌ای به سهامداران در سال ۲۰۰۳، عقد قرارداد با شرکت مک‌‌‌لین وابسته به والمارت را به عنوان مثال آورد. یک قرارداد عظیم با یک شرکت بزرگ.

🔺فرآیند تایید قاعدتا باید کلی طول می‌‌‌کشید. ده‌‌‌ها وکیل باید تک تک قراردادها و اسناد و توافقات را می‌‌‌خواندند. یک لشکر حسابدار باید تک تک آیتم‌‌‌ها در صورت‌های مالی شرکت را بررسی می‌کردند، و‌ میلیون‌‌‌ها دلار و ماه‌‌‌ها زمان لازم بود تا پروسه کامل شود.

🔺اما "وارن بافت" تنها با صرف دو ساعت، یعنی در یک جلسه دو ساعته و یک دست دادن، قرارداد را نهایی کرد. او می‌‌‌گوید: «بررسی خاصی نکردیم. می‌‌‌دانستم که همه چیز دقیقا همانی خواهد بود که والمارت گفته بود. و همان‌طور هم شد.»

🔺یک جلسه دو ساعته و دست دادن و تمام؟ تصور کنید که چقدر زمان و پول و زحمت هدر می‌‌‌رفت اگر بافت به طرف مقابل اعتماد نداشت. جلوگیری از اتلاف این همه سرمایه، صرفا به این خاطر بود که یکی از طرفین مطمئن بود طرف مقابل به حرف‌‌‌هایش عمل می‌کند.

🔺در مورد استخدام هم همین است. داستان بافت نشان می‌دهد که اعتماد چه اهرم قدرتمندی است که با اتکا به آن، با تلاشی ناچیز می‌توانید نتایج عالی بگیرید. بهتر است یک کارجوی کم تجربه اما صادق، مبتکر و باهوش را استخدام کنید. به هر حال اگر او سابقه خودجوش بودن و اخلاق‌‌‌مداری و تشخیص مشکل را داشته باشد، احتمالا عملکرد بالایی نیز خواهد داشت. بدون اعتماد، داشتن یک تیم با عملکرد بالا ممکن نیست/راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اقتصادِ «سلامت برای همه»

✅ این عنوان یادداشتی است از ماریانا مازوکاتو؛ استاد اقتصاد نوآوری دانشگاه لندن و رییس کمیسیون اقتصاد سلامت برای همه در سازمان بهداشت جهانی ، که اخیراً در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. کتاب‌های «دولت کارآفرین: نقد اسطوره‌های بخش خصوصی در مقابل بخش عمومی» و «ارزش همه چیز: ساختن و ستاندن در اقتصاد جهانی» از مازوکاتو به فارسی ترجمه شده است.
🔺بخش‌هایی از این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

🔸جهان فوراً به یک چارچوب جهانی جدید نیاز دارد که بر برابری تأکید کند. انتظام‌دادن به اقتصاد به گونه‌ای که «سلامت برای همه» را تضمین کند، برای پیشگیری یا دستکم واکنش سریع‌تر به همه‌گیری‌های آینده، بسیار مهم است. این امر مستلزم همسویی اقتصاد با اهداف سیاست‌های بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، و زیست‌محیطی است.

🔸سازمان بهداشت جهانی از کشورهای عضو می‌خواهد که هزینه‌های سلامت را به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری بلندمدت و نه به‌عنوان هزینۀ کوتاه‌مدت، در نظر بگیرند. اما سیاست‌های ریاضتی در بسیاری از کشورهایی که تحت فشار تورم و بدهی هستند، بودجه‌های سلامت را تهدید می‌کند. سرمایه‌گذاری در حوزۀ سلامت از محرک‌های بلندمدت رشد است. سنجۀ بدهی به تولید ناخالص داخلی یک نسبت است: اگر دولت‌ها بر کاهش بدهی تمرکز کنند و از سرمایه‌گذاری‌هایی که به رشد آینده کمک می‌کند اجتناب کنند، این نسبت کاهش نمی‌یابد و حتی ممکن است افزایش یابد.

🔸امروزه در سراسر جهان شاهد بازگشت سیاست‌های صنعتی هستیم و این به دولت‌ها فرصت می‌دهد تا استراتژی‌های رشد خود را حول سلامت و سایر اولویت‌های حیاتی تنظیم کنند. یک استراتژی صنعتی مدرن باید بر مأموریت‌های اجتماعی و زیست‌محیطی تمرکز کند، که خود سرمایه‌گذاری، نوآوری، و رشد را در بخش‌های مربوطۀ اقتصاد تسریع می‌کند.
نوآوری مبتنی‌بر هوش جمعی است نه محصول کار منفرد شرکت‌ها. نوآوری در حوزۀ سلامت به‌شدت تابع سرمایه‌گذاری عمومی است. سرمایه‌گذاری عمومی ایالات متحده برای پشتیبانی از تولید واکسن‌های کووید-۱۹ حدود ۳۱.۹ میلیارد دلار بود. این واکسن‌ها تنها یک نمونه از این سرمایه‌گذاری‌ها است.

🔸برای اطمینان از تسهیم صحیح ریسک‌ها و پاداش‌ها، یک رویکرد جدید برای همکاری عمومی-خصوصی نیاز داریم. دولت‌ها باید شرایط محکم‌تری را برای کسانی که به‌دنبال حمایت عمومی از نوآوری‌های سلامت هستند تعیین کنند؛ به‌ویژه آن‌ها را ملزم کنند که محصولات و خدمات بهداشتی به‌دست‌آمده به‌طور گسترده دردسترس و مقرون‌به‌صرفه باشد. اما مشکل این است که لابی‌های صنعت داروسازی همچنان در مقابل چنین چیزی مقاومت می‌کند. برای مثال، در مذاکراتی که برای معاهدۀ همه‌گیری در حال انجام است، ذینفعان خاص موفق شده‌اند اقدامات مهم مربوط به حقوق مالکیت معنوی را مسدود کنند.

🔸حقوق مالکیت معنوی نباید به ابزاری برای محافظت از سود انحصاری، یا جلوگیری از دسترسی به نوآوری‌های حیاتی سلامت -برای مثال با مسدود کردن تولید به‌موقع و مقرون‌به‌صرفه، یا جلوگیری از انتقال دانش و فناوری، تبدیل شوند. در شرایط اضطراریِ سلامت مانند یک بیماری همه‌گیر، اگر دسترسی عادلانه به آزمایش‌ها، واکسن‌ها، و محصولات بهداشتی اولویت اصلی نباشد، همه -و هر اقتصادی- در نهایت آسیب می‌بینند. در مورد کووید-۱۹، حدود ۱۴ میلیون نفر جان خود را از دست دادند و اقتصاد جهانی حدود ۱۴ تریلیون دلار زیان دید.

🔸مذاکره دربارۀ معاهدۀ همه‌گیری، ضرورت طراحی ابزارهای سیاست‌گذاری را به شیوه‌ای مأموریت‌محور برجسته می‌کند: اگر هدف جلوگیری از تهدیدات فاجعه‌بار سلامت است، پس توافق باید حول این هدف باشد. و این به معنای تأکید بر عدالت است. این موضوع برای طراحی مالی جهانی نیز صادق است. کشورهای با درآمد پایین و متوسط به فضای مالی برای سرمایه‌گذاری حیاتی در حوزۀ سلامت نیاز دارند. معاهدۀ همه‌گیری تا حدودی به اهمیت اقدامات کاهش بدهی‌های این کشورها اشاره می‌کند، اما تعهد بسیار قوی‌تری برای اصلاح بانک‌های توسعۀ چندجانبه در راستای اطمینان از دسترسی مناسب کمّی و کیفی کشورها به منابع مالی نیاز است، به‌نحوی‌که بدهی کشورها به مانعی برای انجام سرمایه‌گذاری‌های مهم و بلندمدت در حوزه‌های سلامت و اقلیم تبدیل نشود.

🔸به جای پیگیری رشد اقتصادی بدون توجه به پیامدها، باید فعالیت‌های اقتصادی را به سمت اهداف سلامت و رفاه انسان و تضمین یک محیط سالم و پایدار سوق داد. اجرای چنین اقتصادی نه یک آرزو، بلکه یک ضرورت است. اگر قرار است سلامت برای همه به اولویت اصلی تبدیل شود، باید به‌طور کامل در طراحی ساختارهای مالی عمومی و سیاست‌های اقتصادی، صنعتی، و نوآوری بازتاب داشته باشد.
https://www.project-syndicate.org/commentary/who-economics-of-health-for-all-resolution-why-it-matters-by-mariana-mazzucato-2024-05
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ماموریت سخت رشد و تورم در برنامه هفتم

نسخه صوتی

▫️تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی برنامه هفتم توسعه نیازمند یک الگو و مدل توسعه اقتصادی است. در یک نشست تخصصی کارشناسان در خصوص اهداف و کلیات برنامه هفتم توسعه و الزامات تأمین مالی رشد اقتصادی هدف‌گذاری شده در برنامه توسعه به بحث و گفتگو نشستند.

▫️در این نشست بر ناسازگاری اهداف رشد اقتصادی و نرخ تورم مندرج در برنامه هفتم توسعه تأکید شد که اگر بدون لحاظ زیرساخت‌های نهادی لازم صرفا از طریق تأمین مالی به موضوع تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی برنامه نگاه شود نه تنها این رشد محقق نخواهد شد بلکه آثار تورمی جدی را به‌دنبال دارد.

▫️این مباحث در نشست تخصصی «الزامات تدوین سیاست‌های پولی متناسب با اهداف برنامه هفتم توسعه کشور» با حضور سعید شوال‌پور‌ معاون اقتصادی سازمان برنامه و بودجه کشور، حسن چنارانی رئیس امور هماهنگی و تلفیق بودجه سازمان برنامه و بودجه کشور، کامران ندری عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق، مجید شاکری صاحب‌نظر پولی و بانکی، موسی شهبازی دبیر کمیسیون اقتصادی دولت و با مدیریت اصغر ابوالحسنی قائم مقام بانک مرکزی در همایش سیاست ارزی و پولی برگزار شد.
هوش مصنوعی و انسانیت.pdf
1.1 MB
هوش مصنوعی و انسانیت:
چالش‌هایِ اخلاقیِ عصرِ سلطه‌یِ ماشین‌ها


✍ میلاد وزان

فهرست مطالب:
🔹 بازآفرینی اخلاق نوین: ماشینِ اخلاقی
🔹 زایشِ ابرانسان یا سایه‌ای از قدرت انسان: بازی با سرنوشت
🔹 عدالتِ نوین: داوری در دستانِ موجود نوپدید
🔹 در جستجویِ حقیقت
🔹 ماشینِ خالق یا رونوشتِ تکراری انسانی؟
🔹 آغاز راه رویای انسانی

به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛