🔺مجمع جهانی اقتصاد، چهارمین گزارش «آینده مشاغل» را در سال ۲۰۲۳ منتشر کرده است. در بخشی از این گزارش از سازمانها در مورد اصلیترین عواملی که مانع تحول کسبوکارشان هستند پرسیده شده است. این دادهها با نظرسنجی از ۸۰۳ شرکت در ۲۷ صنعت مختلف در سراسر دنیا به دست آمده است.
🔺طبق نظرسنجی انجام شده، کمبود مهارت در نیروی کار و عدم توانایی سازمانها در جذب استعدادها، اصلیترین عوامل محدودکننده تحول کسبوکارها هستند.
https://t.me/ExecutiveManagement
🔺طبق نظرسنجی انجام شده، کمبود مهارت در نیروی کار و عدم توانایی سازمانها در جذب استعدادها، اصلیترین عوامل محدودکننده تحول کسبوکارها هستند.
https://t.me/ExecutiveManagement
سریعالقلم با مثلث قدرت باید هماهنگ بود
✳️ با مثلث قدرت باید هماهنگ بود
✅ محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی در دومین رویداد جامع معدن و صنایع معدنی اظهار کرد: در جهانی که زندگی می کنیم شاهد اتفاق مهمی هستیم که جهان مثلثی از امریکا و روسیه و چین است در حالی که ۳۰ سال پیش جهان دو قطبی بود.
تركيه با جهان كار مي كند و از حماس هم حمايت مي كند.سریع القلم می گوید ١١هزار تحریم علیه روسیه تنظیم شده اما در ۲۰۲۳ چین و روسیه ۲۴۰ میلیارد دلار باهم تبادل داشتند، تناقضات در جهان امروز بالا است و همه سعی می کنند با سه قدرت هماهنگ شوند.
نکته کلیدی برای بهره برداری از این فرصت هماهنگی با هر سه قدرت است. شبکه سازی مهمترین ویژگی این جهان است به ویژه برای کشورهایی که ژئوپلتیک دارند.
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی در دومین رویداد جامع معدن و صنایع معدنی اظهار کرد: در جهانی که زندگی می کنیم شاهد اتفاق مهمی هستیم که جهان مثلثی از امریکا و روسیه و چین است در حالی که ۳۰ سال پیش جهان دو قطبی بود.
تركيه با جهان كار مي كند و از حماس هم حمايت مي كند.سریع القلم می گوید ١١هزار تحریم علیه روسیه تنظیم شده اما در ۲۰۲۳ چین و روسیه ۲۴۰ میلیارد دلار باهم تبادل داشتند، تناقضات در جهان امروز بالا است و همه سعی می کنند با سه قدرت هماهنگ شوند.
نکته کلیدی برای بهره برداری از این فرصت هماهنگی با هر سه قدرت است. شبکه سازی مهمترین ویژگی این جهان است به ویژه برای کشورهایی که ژئوپلتیک دارند.
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سبک های رهبری.pdf
823.5 KB
✳️ به چه سبکی کسب و کار را رهبری کنیم؟
✅ گزارشی از هاروارد بیزینس ریویو، با بررسی بیش از ۱۰۰۰ مدیر ارشد اجرایی
امروزه گستردگی ابعاد و پیچیدگی چالش هایی که سازمان ها با آنها روبر هستند باعث شده تا دیگر سبک های قدیمی رهبری، مثمر ثمر واقع نشوند.
🔺در فضای کسب و کار فعلی، سبک های رهبری چابکتر و منعطف تری پدیدار شده اند که مدیران سازمان ها باید خودشان را به آنها مجهز کنند.
🔺دانشگاه هاروارد طی تحقیقات میدانی که در آن بیش از ۱۰۰۰ مدیر ارشد در نقاط مختلف جهان مشارکت داشته اند، به بررسی ۷ تنش و تعارض اصلی که مدیران در هدایت و رهبری کسب وکارها با آنها روبرو هستند پرداخته است.
🔺نکته جالب اینجاست که هیچ یک از این سبک های دوگانه بر دیگری برتری ندارد و حالت ایده آل، ترکیبی از هر دو سبک است و همچنین هر یک از این سبکها قابلیت رشد و بهبود دارند.
این یعنی مدیران می توانند با توسعه مهارت های فردی از قبیل خود آگاهی و مؤلفه های آن، ادراکات محیطی، هوش هیجانی و ...، به ترکیب بهتری از این مهارت ها دست یابند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارشی از هاروارد بیزینس ریویو، با بررسی بیش از ۱۰۰۰ مدیر ارشد اجرایی
امروزه گستردگی ابعاد و پیچیدگی چالش هایی که سازمان ها با آنها روبر هستند باعث شده تا دیگر سبک های قدیمی رهبری، مثمر ثمر واقع نشوند.
🔺در فضای کسب و کار فعلی، سبک های رهبری چابکتر و منعطف تری پدیدار شده اند که مدیران سازمان ها باید خودشان را به آنها مجهز کنند.
🔺دانشگاه هاروارد طی تحقیقات میدانی که در آن بیش از ۱۰۰۰ مدیر ارشد در نقاط مختلف جهان مشارکت داشته اند، به بررسی ۷ تنش و تعارض اصلی که مدیران در هدایت و رهبری کسب وکارها با آنها روبرو هستند پرداخته است.
🔺نکته جالب اینجاست که هیچ یک از این سبک های دوگانه بر دیگری برتری ندارد و حالت ایده آل، ترکیبی از هر دو سبک است و همچنین هر یک از این سبکها قابلیت رشد و بهبود دارند.
این یعنی مدیران می توانند با توسعه مهارت های فردی از قبیل خود آگاهی و مؤلفه های آن، ادراکات محیطی، هوش هیجانی و ...، به ترکیب بهتری از این مهارت ها دست یابند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ فراتر از طوفان مغزی
✅ رویکردهای نوین در حل مشکل از دیدگاه HBR
📝 چارچوبهای شکلگرفته در ذهن شما اولین مشکل است.
🧠 یکی از واژههایی که در دنیای مدیریت کسب و کار زیاد شنیدهایم "طوفان مغزی" است. طوفان مغزی رویکردی است که افراد را با استفاده از مهارت کشف راهحلهای جدید و نوآورانه به سمت وسوی حل مشکل رهنمون میکند. اما تجربه ثابت کرده است طوفان مغزی آنچنان که انتظار میرفت در حل مشکل موفق نبوده است. زیرا طوفان مغزی انبوهی از راهحلها را ارائه میدهد؛ ولی قادر به تغییر چارچوببندی مشکل و بازنگری در چارچوبهای آن نیست.
📖 پژوهشگران معتقدند باید از طوفان مغزی عبور کرد و به طوفان دیدگاه رسید. طوفان دیدگاه بر یک رویکرد تغییرات در چارچوببندی مشکل قرار گرفته است. وقتی چارچوبهای فکری شکل گرفتهاند، طوفان مغزی آنچه را که ارائه میدهد بر اساس چارچوبهای شکلگرفته در مغز افراد است. اکنون به یک رویداد فراتر از طوفان مغزی نیاز داریم.
🌀طوفان چارچوبها چه مکانیزمی دارد؟
از Brainstorming تا Framestorming
برای درک این رویکرد باید ابتدا فرآیند حل مشکل را بازنگری کنیم.
✍️ محمدهادی موقعی
⬅️ مجله HBR فوریه 2024
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رویکردهای نوین در حل مشکل از دیدگاه HBR
📝 چارچوبهای شکلگرفته در ذهن شما اولین مشکل است.
🧠 یکی از واژههایی که در دنیای مدیریت کسب و کار زیاد شنیدهایم "طوفان مغزی" است. طوفان مغزی رویکردی است که افراد را با استفاده از مهارت کشف راهحلهای جدید و نوآورانه به سمت وسوی حل مشکل رهنمون میکند. اما تجربه ثابت کرده است طوفان مغزی آنچنان که انتظار میرفت در حل مشکل موفق نبوده است. زیرا طوفان مغزی انبوهی از راهحلها را ارائه میدهد؛ ولی قادر به تغییر چارچوببندی مشکل و بازنگری در چارچوبهای آن نیست.
📖 پژوهشگران معتقدند باید از طوفان مغزی عبور کرد و به طوفان دیدگاه رسید. طوفان دیدگاه بر یک رویکرد تغییرات در چارچوببندی مشکل قرار گرفته است. وقتی چارچوبهای فکری شکل گرفتهاند، طوفان مغزی آنچه را که ارائه میدهد بر اساس چارچوبهای شکلگرفته در مغز افراد است. اکنون به یک رویداد فراتر از طوفان مغزی نیاز داریم.
🌀طوفان چارچوبها چه مکانیزمی دارد؟
از Brainstorming تا Framestorming
برای درک این رویکرد باید ابتدا فرآیند حل مشکل را بازنگری کنیم.
✍️ محمدهادی موقعی
⬅️ مجله HBR فوریه 2024
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چرا ملتها شکست میخورند
ریشههای قدرت، ثروت و فقر
✅ چرا برخی کشورها فقیر و برخی دیگر ثروتمند هستند؟
این پرسش اصلی کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» نوشتۀ جیمز ای. رابینسون و دارون عجماوغلو است.
🔷این کتاب دربارۀ تفاوت عظیم میان درآمدها و سطح زندگی در کشورهای ثروتمند جهان، مانند ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، آلمان و ممالک فقیر از جمله کشورهای آفریقایی جنوب صحرای بزرگ، آمریکای مرکزی و جنوب آسیا نوشته شده است.
نویسندگان که این کتاب را در ۱۵ فصل تدوین کردهاند، در همان فصول ابتدایی تکلیف خود را با رویکردهایی که ثروت و فقر را مرتبط با هوش و نژاد یا جغرافیا و حاصلخیزی سرزمینها میدانند، روشن میکنند و با ارائۀ مثالهایی نشان میدهند که این مسائل هیچ نسبت مستقیمی با ثروت و فقر ممالک ندارند.
در عوض نویسندگان توجه خواننده را به نهادهای موجود در جامعه جلب میکنند تا نشان دهند که دو نوع نهاد، یعنی نهادهای فراگیر و نهادهای اندکسالار هستند که تعیین میکنند یک کشور از رشد و موفقیت اقتصادی بالایی برخوردار باشد یا در ورطۀ فقر و فقدان بغلطد.
🔷در دو فصل نخست به بررسی نمونههایی پرداخته میشود که با وجود شباهتهای جغرافیایی و تاریخی با استقرار نهادهای با کیفیت گوناگون راه رشدهای متفاوتی را طی کردهاند. نویسندگان، شهر نوگالس را مثال میزنند که نیمۀ شمالی آن در ایالات آریزونای ایالات متحده و نیمۀ جنوبی آن در کشور مکزیک قرار دارد.
مردمان نیمۀ شمالی در آموزش، سلامت و بهداشت، طول عمر و دسترسی به خدمات عمومی وضعیت بهتری نسبت به همشهریان جنوبی خود دارند. به این دلیل روشن که ساکنان نوگالس آریزونا به نهادهای اقتصادی آمریکا و نهادهای سیاسی باز دسترسی دارند و ساکنان جنوبی از این نهادها محروم هستند. نویسندگان این وضعیت را در شیوه مستعمرهسازی آمریکای شمالی و جنوبی ردیابی میکنند که در اولی با وجود آب و هوای خشن و پوشش گیاهی فقیرتر شیوۀ زندگی مهاجران و استقرار نهادهای ساختۀ دستشان باعث توزیع گستردۀ قدرت سیاسی و پشتیبانی از قواعد دموکراتیک شد.
🔷نویسندگان در ادامه توضیح میدهند چگونه نهادهای اقتصادی فراگیر بازارهای فراگیر* را به وجود میآورند، و از این طریق از سویی به افراد اجازه میدهند تا مشاغلی را دنبال کنند که بیشترین تناسب را با استعدادشان دارد، که این به نوبه خود باعث کارآمدی بیشتر بنگاههای اقتصادی میشود، و از سوی دیگر زمین بازی همترازی را برای رقابت و افزایش بهرهوری به وجود میآورند.
روشن است که نهادهای اقتصادی فراگیر محصول نهادهای سیاسی فراگیر است.
فرادستان که در کشورهای غیردموکراتیک قدرت سیاسی را در دست دارند به خوبی میدانند که رشد اقتصادی میتواند منجر به کثرتگرایی و توزیع گستردۀ قدرت سیاسی شود. همافزایی شدیدی میان نهادهای اقتصادی و سیاسی وجود دارد. نهادهای سیاسی استثماری قدرت را در دست گروه کوچکی از فرادستان متمرکز میسازند و محدودیتهای اندکی بر این قدرت اعمال میکنند.
ساختار نهادهای اقتصادی غالبا توسط این هیئت حاکمه برای استثمار منابع از بقیۀ جامعه شکل داده میشود.
بنابراین نهادهای سیاسی استثماری طبعا نهادهای اقتصادی استثماری را به همراه دارند. البته این بدان معنا نیست که نهادهای سیاسی استثماری لزوما عملکرد غیرقابل قبولی در اقتصاد دارند.
نویسندگان با بررسی نمونههایی مانند چین نشان میدهند که ممکن است حتی با نهادهای استثماری نیز به رشد اقتصادی بالایی دست یافت، اما از آن جا که چنین رشد اقتصادیای با سرکوبِ تخریبِ خلاق همراه است و همواره در اختیار عدهای محدود قرار دارد، موقتی و بیثبات است.
🔷نویسندگان در فصول بعدی از تکامل نهادها در طول زمان و این که چگونه این تکامل به خلق انواع کاملا متفاوتی از جوامع منجر میشود، سخن میگویند. تغییر نهادهای یک جامعه غالبا محصول نقاط عطف تاریخی معینی در سرنوشت جوامع است، این نقاط عطف میتوانند همچون انقلاب به یکباره اتفاق بیفتند و یا در پس اصلاحات دراز مدت پدیدار شوند.
🔷نویسندگان این مدلها را براساس تجارب تاریخی کشورهای مختلف صورتبندی میکنند. گرچه بر تجارب پرشماری هم دست میگذارند که نهادهای یک کشور حتی در پی جابجایی و انتقال تام و تمام قدرت سیاسی همچنان موجودیت خود را حفظ میکنند. در این معنا نویسندگان نشان میدهند که نهادهای استثماری جامعه را در سیکل معیوبی گرفتار میسازند و حلقههای بازخوردی منفی ایجاد میکنند که کمتر تلاشی برای خروج از دام این نهادها مؤثر واقع میشود.
🔷راه حلی که نویسندگان کتاب برای خروج از ناکامی اقتصادی و سیاسی امروز کشورها بر آن دست میگذارند، دگرگونی نهادهای استثماری به سمت نهادهای فراگیر است. ...
كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
ریشههای قدرت، ثروت و فقر
✅ چرا برخی کشورها فقیر و برخی دیگر ثروتمند هستند؟
این پرسش اصلی کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» نوشتۀ جیمز ای. رابینسون و دارون عجماوغلو است.
🔷این کتاب دربارۀ تفاوت عظیم میان درآمدها و سطح زندگی در کشورهای ثروتمند جهان، مانند ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، آلمان و ممالک فقیر از جمله کشورهای آفریقایی جنوب صحرای بزرگ، آمریکای مرکزی و جنوب آسیا نوشته شده است.
نویسندگان که این کتاب را در ۱۵ فصل تدوین کردهاند، در همان فصول ابتدایی تکلیف خود را با رویکردهایی که ثروت و فقر را مرتبط با هوش و نژاد یا جغرافیا و حاصلخیزی سرزمینها میدانند، روشن میکنند و با ارائۀ مثالهایی نشان میدهند که این مسائل هیچ نسبت مستقیمی با ثروت و فقر ممالک ندارند.
در عوض نویسندگان توجه خواننده را به نهادهای موجود در جامعه جلب میکنند تا نشان دهند که دو نوع نهاد، یعنی نهادهای فراگیر و نهادهای اندکسالار هستند که تعیین میکنند یک کشور از رشد و موفقیت اقتصادی بالایی برخوردار باشد یا در ورطۀ فقر و فقدان بغلطد.
🔷در دو فصل نخست به بررسی نمونههایی پرداخته میشود که با وجود شباهتهای جغرافیایی و تاریخی با استقرار نهادهای با کیفیت گوناگون راه رشدهای متفاوتی را طی کردهاند. نویسندگان، شهر نوگالس را مثال میزنند که نیمۀ شمالی آن در ایالات آریزونای ایالات متحده و نیمۀ جنوبی آن در کشور مکزیک قرار دارد.
مردمان نیمۀ شمالی در آموزش، سلامت و بهداشت، طول عمر و دسترسی به خدمات عمومی وضعیت بهتری نسبت به همشهریان جنوبی خود دارند. به این دلیل روشن که ساکنان نوگالس آریزونا به نهادهای اقتصادی آمریکا و نهادهای سیاسی باز دسترسی دارند و ساکنان جنوبی از این نهادها محروم هستند. نویسندگان این وضعیت را در شیوه مستعمرهسازی آمریکای شمالی و جنوبی ردیابی میکنند که در اولی با وجود آب و هوای خشن و پوشش گیاهی فقیرتر شیوۀ زندگی مهاجران و استقرار نهادهای ساختۀ دستشان باعث توزیع گستردۀ قدرت سیاسی و پشتیبانی از قواعد دموکراتیک شد.
🔷نویسندگان در ادامه توضیح میدهند چگونه نهادهای اقتصادی فراگیر بازارهای فراگیر* را به وجود میآورند، و از این طریق از سویی به افراد اجازه میدهند تا مشاغلی را دنبال کنند که بیشترین تناسب را با استعدادشان دارد، که این به نوبه خود باعث کارآمدی بیشتر بنگاههای اقتصادی میشود، و از سوی دیگر زمین بازی همترازی را برای رقابت و افزایش بهرهوری به وجود میآورند.
روشن است که نهادهای اقتصادی فراگیر محصول نهادهای سیاسی فراگیر است.
فرادستان که در کشورهای غیردموکراتیک قدرت سیاسی را در دست دارند به خوبی میدانند که رشد اقتصادی میتواند منجر به کثرتگرایی و توزیع گستردۀ قدرت سیاسی شود. همافزایی شدیدی میان نهادهای اقتصادی و سیاسی وجود دارد. نهادهای سیاسی استثماری قدرت را در دست گروه کوچکی از فرادستان متمرکز میسازند و محدودیتهای اندکی بر این قدرت اعمال میکنند.
ساختار نهادهای اقتصادی غالبا توسط این هیئت حاکمه برای استثمار منابع از بقیۀ جامعه شکل داده میشود.
بنابراین نهادهای سیاسی استثماری طبعا نهادهای اقتصادی استثماری را به همراه دارند. البته این بدان معنا نیست که نهادهای سیاسی استثماری لزوما عملکرد غیرقابل قبولی در اقتصاد دارند.
نویسندگان با بررسی نمونههایی مانند چین نشان میدهند که ممکن است حتی با نهادهای استثماری نیز به رشد اقتصادی بالایی دست یافت، اما از آن جا که چنین رشد اقتصادیای با سرکوبِ تخریبِ خلاق همراه است و همواره در اختیار عدهای محدود قرار دارد، موقتی و بیثبات است.
🔷نویسندگان در فصول بعدی از تکامل نهادها در طول زمان و این که چگونه این تکامل به خلق انواع کاملا متفاوتی از جوامع منجر میشود، سخن میگویند. تغییر نهادهای یک جامعه غالبا محصول نقاط عطف تاریخی معینی در سرنوشت جوامع است، این نقاط عطف میتوانند همچون انقلاب به یکباره اتفاق بیفتند و یا در پس اصلاحات دراز مدت پدیدار شوند.
🔷نویسندگان این مدلها را براساس تجارب تاریخی کشورهای مختلف صورتبندی میکنند. گرچه بر تجارب پرشماری هم دست میگذارند که نهادهای یک کشور حتی در پی جابجایی و انتقال تام و تمام قدرت سیاسی همچنان موجودیت خود را حفظ میکنند. در این معنا نویسندگان نشان میدهند که نهادهای استثماری جامعه را در سیکل معیوبی گرفتار میسازند و حلقههای بازخوردی منفی ایجاد میکنند که کمتر تلاشی برای خروج از دام این نهادها مؤثر واقع میشود.
🔷راه حلی که نویسندگان کتاب برای خروج از ناکامی اقتصادی و سیاسی امروز کشورها بر آن دست میگذارند، دگرگونی نهادهای استثماری به سمت نهادهای فراگیر است. ...
كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بازخوانی مقاله دکتر هاشم پسران با عنوان:
《شناسایی اثرات تحریم ها بر اقتصاد ایران》
✅ تحلیل های متفاوتی در بررسی اثرات تحریم بر اقتصاد ایران صورت گرفته است. برجستگی تحلیل دکتر پسران استفاده از به روزترین داده های آماری اقتصاد ایران، پردازش علمی آن، و نتایج جالب و مطابق با واقعیات است.
🔺نکات اصلی و نتایج مهم این تحقیق به شرح زیر است:
۱- شکی نیست که تحریم ها به اقتصاد ایران آسیب رسانده است، اما نباید زیان سال ها سوءمدیریت اقتصادی را دست کم گرفت. رشد تولید بالفعل و پایین ایران نسبت به تولید بالقوه، تورم بالا و نوسانات رشد تولید را نمی توان در تحریم ها ردیابی کرد و ریشه های داخلی ناشی از دوره های طولانی سوءمدیریت اقتصادی دارد.
۲- قیمت ها، رانت جویی، سیستم بانکی ضعیف و موسسات مالی توسعه نیافته جزو عوامل اصلی است. لیکن تحریم ها برخی از این روندها را تشدید کرده و اجرای اصلاحات به شدت مورد نیاز را به تاخیر انداخته است.
۳- در زمان افزایش شدت تحریم ها، دولت ها گرایش به سیاست های ضد بازار، مانند یارانه های کلان برای غذا و انرژی دارند، و حتی ممکن است آنها را تشدید کنند، یا برای کاهش نرخ ارز به چند نرخی برای ارز متوسل شوند.
۴- تحریم ها بر رشد تولید اثری کاهنده و حدود ۲ درصد در سال تخمین میزنیم که وقتی در طول زمان انباشته شود قابل توجه است.
۵- حتی اگر عملکرد رشد ایران را در دوره 1-2021-1989 با ترکیه و سایر اقتصادهای نوظهور اندازه مشابه مقایسه کنیم، متوجه میشویم که رشد تولید 3 درصدی ایران هنوز کمتر از میانگین رشد 4.4 درصدی است که توسط اندونزی، ترکیه، کره جنوبی و تایلند در یک دوره مشابه تجربه شده است.
۶- اثرات احتمالی تحریم ها بر انحراف قیمت ها و افزایش نابرابری درآمدی و فقر مشخص است. هزینه واقعی خانوارها در ایران کاهش یافته است توزیع درآمد در مناطق شهری و روستایی ناعادلانه تر شده است. ضریب جینی ایران در حال افزایش است و تقریباً در همان سطح ضریب جینی ایالات متحده است که در میان اقتصادهای پیشرفته در بالاترین میزان است.
۷- تحریم ها همچنین به برخی از اثرات مثبت منجر شده است. صادرات غیرنفتی از 600 میلیون دلار قبل از انقلاب به حدود 40 میلیارد دلار رسیده است. بخش فناوری پیشرفته در 10 سال گذشته شاهد رشد تصاعدی بوده است و اکنون یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد منطقه است. شرکتهای بزرگ مبتنی بر وب ایران توسط رقابت بالقوه شرکتهای آمریکایی خود که در پرانتز نشان داده شدهاند محافظت شدهاند، از جمله: دیجی کالا (آمازون)، آپارات (یوتیوب)، کافه بازار (گوگل پلی)، اسنپ (اوبر)، دیوار (کریگلیست). تخمین زده می شود که اکنون بیش از 65 درصد خانوارهای ایرانی به اینترنت متصل هستند. این گسترش سریع توسط دولت تسهیل شد تا اینترنت پرسرعت مقرون به صرفه در ایران به واقعیت تبدیل شود.
۸- تحریم ها همچنین منجر به پیشرفت های قابل توجهی در زمینه موشک ها و سایر فناوری های نظامی شده است.
۹- تحلیل ما همچنین به وضوح نشان میدهد که تحریمها تنها میتوانند بخش نسبتاً کمی از واریانس رشد تولید را توضیح دهند و دلیل رشد تولید کم و بیش از حد نوسان ایران باید باشد. همچنین لغو تحریم ها به احتمال زیاد اثرات مثبت کوتاه مدت خواهد داشت و برای پایداری بلندمدت اصلاحات اساسی، علاوه بر مدیریت بهتر اقتصاد، مورد نیاز است.
https://www.cesifo.org/en/publikationen/2021/working-paper/identifying-effects-sanctions-iranian-economy-using-newspaper
۱۰- این شامل اصلاحات گسترده ای در بانکداری، سیستم مالیات و یارانه، یکسان سازی نرخ ارز، و توسعه یک سیستم منسجم شبکه امنیت اجتماعی برای حمایت از فقرا است. سیاستهای توسعه منطقهای باید با اولویت دادن به مناطق دورافتاده آغاز شود. سیاستهای دولت باید برای بخش خصوصی شفافتر شوند .
کانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
《شناسایی اثرات تحریم ها بر اقتصاد ایران》
✅ تحلیل های متفاوتی در بررسی اثرات تحریم بر اقتصاد ایران صورت گرفته است. برجستگی تحلیل دکتر پسران استفاده از به روزترین داده های آماری اقتصاد ایران، پردازش علمی آن، و نتایج جالب و مطابق با واقعیات است.
🔺نکات اصلی و نتایج مهم این تحقیق به شرح زیر است:
۱- شکی نیست که تحریم ها به اقتصاد ایران آسیب رسانده است، اما نباید زیان سال ها سوءمدیریت اقتصادی را دست کم گرفت. رشد تولید بالفعل و پایین ایران نسبت به تولید بالقوه، تورم بالا و نوسانات رشد تولید را نمی توان در تحریم ها ردیابی کرد و ریشه های داخلی ناشی از دوره های طولانی سوءمدیریت اقتصادی دارد.
۲- قیمت ها، رانت جویی، سیستم بانکی ضعیف و موسسات مالی توسعه نیافته جزو عوامل اصلی است. لیکن تحریم ها برخی از این روندها را تشدید کرده و اجرای اصلاحات به شدت مورد نیاز را به تاخیر انداخته است.
۳- در زمان افزایش شدت تحریم ها، دولت ها گرایش به سیاست های ضد بازار، مانند یارانه های کلان برای غذا و انرژی دارند، و حتی ممکن است آنها را تشدید کنند، یا برای کاهش نرخ ارز به چند نرخی برای ارز متوسل شوند.
۴- تحریم ها بر رشد تولید اثری کاهنده و حدود ۲ درصد در سال تخمین میزنیم که وقتی در طول زمان انباشته شود قابل توجه است.
۵- حتی اگر عملکرد رشد ایران را در دوره 1-2021-1989 با ترکیه و سایر اقتصادهای نوظهور اندازه مشابه مقایسه کنیم، متوجه میشویم که رشد تولید 3 درصدی ایران هنوز کمتر از میانگین رشد 4.4 درصدی است که توسط اندونزی، ترکیه، کره جنوبی و تایلند در یک دوره مشابه تجربه شده است.
۶- اثرات احتمالی تحریم ها بر انحراف قیمت ها و افزایش نابرابری درآمدی و فقر مشخص است. هزینه واقعی خانوارها در ایران کاهش یافته است توزیع درآمد در مناطق شهری و روستایی ناعادلانه تر شده است. ضریب جینی ایران در حال افزایش است و تقریباً در همان سطح ضریب جینی ایالات متحده است که در میان اقتصادهای پیشرفته در بالاترین میزان است.
۷- تحریم ها همچنین به برخی از اثرات مثبت منجر شده است. صادرات غیرنفتی از 600 میلیون دلار قبل از انقلاب به حدود 40 میلیارد دلار رسیده است. بخش فناوری پیشرفته در 10 سال گذشته شاهد رشد تصاعدی بوده است و اکنون یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد منطقه است. شرکتهای بزرگ مبتنی بر وب ایران توسط رقابت بالقوه شرکتهای آمریکایی خود که در پرانتز نشان داده شدهاند محافظت شدهاند، از جمله: دیجی کالا (آمازون)، آپارات (یوتیوب)، کافه بازار (گوگل پلی)، اسنپ (اوبر)، دیوار (کریگلیست). تخمین زده می شود که اکنون بیش از 65 درصد خانوارهای ایرانی به اینترنت متصل هستند. این گسترش سریع توسط دولت تسهیل شد تا اینترنت پرسرعت مقرون به صرفه در ایران به واقعیت تبدیل شود.
۸- تحریم ها همچنین منجر به پیشرفت های قابل توجهی در زمینه موشک ها و سایر فناوری های نظامی شده است.
۹- تحلیل ما همچنین به وضوح نشان میدهد که تحریمها تنها میتوانند بخش نسبتاً کمی از واریانس رشد تولید را توضیح دهند و دلیل رشد تولید کم و بیش از حد نوسان ایران باید باشد. همچنین لغو تحریم ها به احتمال زیاد اثرات مثبت کوتاه مدت خواهد داشت و برای پایداری بلندمدت اصلاحات اساسی، علاوه بر مدیریت بهتر اقتصاد، مورد نیاز است.
https://www.cesifo.org/en/publikationen/2021/working-paper/identifying-effects-sanctions-iranian-economy-using-newspaper
۱۰- این شامل اصلاحات گسترده ای در بانکداری، سیستم مالیات و یارانه، یکسان سازی نرخ ارز، و توسعه یک سیستم منسجم شبکه امنیت اجتماعی برای حمایت از فقرا است. سیاستهای توسعه منطقهای باید با اولویت دادن به مناطق دورافتاده آغاز شود. سیاستهای دولت باید برای بخش خصوصی شفافتر شوند .
کانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ برترین دانشگاه های جهان
QS World University Rankings 2025: Top global universities
1. Massachusetts Institute of Technology (MIT)
Cambridge, United States
2. Imperial College London
London, United Kingdom
3. University of Oxford
Oxford, United Kingdom
4. Harvard University
Cambridge, United States
5. University of Cambridge
Cambridge, United Kingdom
6. Stanford University
Stanford, United States
7. ETH Zurich
Zürich, Switzerland
8. National University of Singapore (NUS)
Singapore, Singapore
9. UCL
London, United Kingdom
10. California Institute of Technology (Caltech)
Pasadena, United States
11. University of Pennsylvania
Philadelphia, United States
12. University of California, Berkeley (UCB)
Berkeley, United States
13. The University of Melbourne
Parkville, Australia
14. Peking University
Beijing, China (Mainland)
15. Nanyang Technological University, Singapore (NTU Singapore)
Singapore, Singapore
♻️ بین ۱۵ دانشگاه برتر دنیا ؛
• ۶ دانشگاه در آمریکا
• ۴ دانشگاه در انگلستان
• ۲ دانشگاه در سنگاپور
• ۱ دانشگاه در چین
• ۱ دانشگاه در استرالیا
• ۱ دانشگاه در سوئیس مستقر هستند.
♻️ ارتباط مستقیمی بین پیشرفتهای اقتصادی و توسعه کشورها با "جایگاه دانشگاه های کشورها" مشاهده می شود.
♦️از وضعیت دانشگاه های ایران می توان عمق واقعی پیشرفت و توسعه را در کشور سنجید!
در کشور ما توجه به علم و دانشگاه ؛ سطحی و عمدتا توجه به افزایش کمیت بوده است .
به طوری که با تاسیس ده ها دانشگاه و ده هزار شرکت دانش بنیان ( چند هزار طی دو سال اخیر !) ؛ تصور پیشرفت در علم و فناوری می شود .
در صورتی که نه دانشگاه های ایران بین چند صد دانشگاه برتر دنیا هستند و نه با آمار خیره کننده ۱۰.۰۰۰ شرکت" دانش بنیان " قادر به "نوآوری و اختراع قابل ثبت بین المللی" وحتی داخلی بوده اند.
بازنشراز کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
QS World University Rankings 2025: Top global universities
1. Massachusetts Institute of Technology (MIT)
Cambridge, United States
2. Imperial College London
London, United Kingdom
3. University of Oxford
Oxford, United Kingdom
4. Harvard University
Cambridge, United States
5. University of Cambridge
Cambridge, United Kingdom
6. Stanford University
Stanford, United States
7. ETH Zurich
Zürich, Switzerland
8. National University of Singapore (NUS)
Singapore, Singapore
9. UCL
London, United Kingdom
10. California Institute of Technology (Caltech)
Pasadena, United States
11. University of Pennsylvania
Philadelphia, United States
12. University of California, Berkeley (UCB)
Berkeley, United States
13. The University of Melbourne
Parkville, Australia
14. Peking University
Beijing, China (Mainland)
15. Nanyang Technological University, Singapore (NTU Singapore)
Singapore, Singapore
♻️ بین ۱۵ دانشگاه برتر دنیا ؛
• ۶ دانشگاه در آمریکا
• ۴ دانشگاه در انگلستان
• ۲ دانشگاه در سنگاپور
• ۱ دانشگاه در چین
• ۱ دانشگاه در استرالیا
• ۱ دانشگاه در سوئیس مستقر هستند.
♻️ ارتباط مستقیمی بین پیشرفتهای اقتصادی و توسعه کشورها با "جایگاه دانشگاه های کشورها" مشاهده می شود.
♦️از وضعیت دانشگاه های ایران می توان عمق واقعی پیشرفت و توسعه را در کشور سنجید!
در کشور ما توجه به علم و دانشگاه ؛ سطحی و عمدتا توجه به افزایش کمیت بوده است .
به طوری که با تاسیس ده ها دانشگاه و ده هزار شرکت دانش بنیان ( چند هزار طی دو سال اخیر !) ؛ تصور پیشرفت در علم و فناوری می شود .
در صورتی که نه دانشگاه های ایران بین چند صد دانشگاه برتر دنیا هستند و نه با آمار خیره کننده ۱۰.۰۰۰ شرکت" دانش بنیان " قادر به "نوآوری و اختراع قابل ثبت بین المللی" وحتی داخلی بوده اند.
بازنشراز کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ نظم نوين جهاني
این پنج کشور، اتصالات کلیدی اقتصادی در جهان هستند؟!
✅ بلومبرگ در گزارشی به معرفی پنج کشوری پرداخته که به عنوان اقتصادهای اتصالدهنده شناخته میشوند. این کشورها راههای ارتباطیِ در حال ظهور و بسیار مهم در جهانی هستند که در آن تنشهای ژئوپولیتیکی در حال تغییر جریانهای سرمایهگذاری و تجارت است.
🔸 اقتصاد جهانی در جریان یک تحول اساسی است زیرا برخی کشورها به شکل استراتژیک خود را در میان قدرتهای اقتصادی برتر مانند آمریکا و چین قرار دادهاند.
🔹براساس گزارش بلومبرگ، این کشورها که به عنوان اقتصادهای اتصالدهنده شناخته میشوند، راههای ارتباطیِ در حال ظهور و بسیار مهم در جهانی هستند که در آن تنشهای ژئوپولیتیکی در حال تغییر جریانهای سرمایهگذاری و تجارت است.
🔸بلومبرگ در بررسیهای خود پنج کشور در این زمینه را شناسایی کرده است: ویتنام، لهستان، مکزیک، مراکش و اندونزی؛ کشورهایی که یک نقش محوری در چشمانداز جدید اقتصادی ایفا میکنند.
🔹بر خلاف پیشزمینهها و سیستمهای سیاسی مختلف، این اقتصادهای اتصالدهنده یک هدف مشترک را دنبال میکنند: استفاده از موقعیت جغرافیایی و مزیت اقتصادی خود برای منفعت بردن از روند رو به تغییر سرمایهگذاری و تجارت در جهان. این کشورها بخش قابل توجهی از تولید اقتصاد جهانی را پوشش میدهند و مجموع تولید ناخالص داخلی آنها در سال 2022 به 4 تریلیون دلار رسیده است. نکتهای که کشورهای یادشده را از یکدیگر متمایز میکند، توانایی آنها در جذب سرمایهگذاری خارجی و تسهیل تجارت است؛ اتفاقی که آنها را به بازیگران جداییناپذیر در اقتصاد جهانیِ به هم پیوسته تبدیل کرده است....
✅ لینک کامل:
https://www.ecoiran.com/fa/tiny/news-60179
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
این پنج کشور، اتصالات کلیدی اقتصادی در جهان هستند؟!
✅ بلومبرگ در گزارشی به معرفی پنج کشوری پرداخته که به عنوان اقتصادهای اتصالدهنده شناخته میشوند. این کشورها راههای ارتباطیِ در حال ظهور و بسیار مهم در جهانی هستند که در آن تنشهای ژئوپولیتیکی در حال تغییر جریانهای سرمایهگذاری و تجارت است.
🔸 اقتصاد جهانی در جریان یک تحول اساسی است زیرا برخی کشورها به شکل استراتژیک خود را در میان قدرتهای اقتصادی برتر مانند آمریکا و چین قرار دادهاند.
🔹براساس گزارش بلومبرگ، این کشورها که به عنوان اقتصادهای اتصالدهنده شناخته میشوند، راههای ارتباطیِ در حال ظهور و بسیار مهم در جهانی هستند که در آن تنشهای ژئوپولیتیکی در حال تغییر جریانهای سرمایهگذاری و تجارت است.
🔸بلومبرگ در بررسیهای خود پنج کشور در این زمینه را شناسایی کرده است: ویتنام، لهستان، مکزیک، مراکش و اندونزی؛ کشورهایی که یک نقش محوری در چشمانداز جدید اقتصادی ایفا میکنند.
🔹بر خلاف پیشزمینهها و سیستمهای سیاسی مختلف، این اقتصادهای اتصالدهنده یک هدف مشترک را دنبال میکنند: استفاده از موقعیت جغرافیایی و مزیت اقتصادی خود برای منفعت بردن از روند رو به تغییر سرمایهگذاری و تجارت در جهان. این کشورها بخش قابل توجهی از تولید اقتصاد جهانی را پوشش میدهند و مجموع تولید ناخالص داخلی آنها در سال 2022 به 4 تریلیون دلار رسیده است. نکتهای که کشورهای یادشده را از یکدیگر متمایز میکند، توانایی آنها در جذب سرمایهگذاری خارجی و تسهیل تجارت است؛ اتفاقی که آنها را به بازیگران جداییناپذیر در اقتصاد جهانیِ به هم پیوسته تبدیل کرده است....
✅ لینک کامل:
https://www.ecoiran.com/fa/tiny/news-60179
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
این پنج کشور، اتصالات کلیدی اقتصادی در جهان هستند
اکوایران: بلومبرگ در گزارشی به معرفی پنج کشوری پرداخته که به عنوان اقتصادهای اتصالدهنده شناخته میشوند. این کشورها راههای ارتباطیِ در حال ظهور و بسیار مهم در جهانی هستند که در آن تنشهای ژئوپولیتیکی در حال تغییر جریانهای سرمایهگذاری و تجارت است.
👍1
✳️ رشد اقتصادی در برابر توسعه اقتصادی، کدامیک کلیدواژه مناسب کشور ما است؟
✅ بین رشد و توسعه که در نگاه اول یکسان بنظر می آیند، فرق بسیار نهفته است و قابل استفاده جایگزین هم نیستند. در اینجا به تفاوت دو اصطلاح بسیار مهم رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی و این که در ایران به کدامیک باید فکر کنیم می پردازیم:
🔸رشد اقتصادی یک مفهوم عددی یا کمی است که نشان دهنده افزایش سطح تولید واقعی یک کشور به دلیل افزایش کیفیت منابع است؛ اما توسعه اقتصادی نسبتاً یک مفهوم کیفی است که نشان دهنده افزایش سطح کیفیت زندگی یک فرد یا جامعه است.
🔹رشد اقتصادی چیست؟
رشد اقتصادی یک معیار کمی است که افزایش بازده تولید شده در یک اقتصاد/ ملت را در نظر می گیرد. پارامتر کلیدی در بررسی رشد اقتصادی در هر کشوری، تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص ملی آن است که به اندازه گیری اندازه واقعی یک اقتصاد کمک می کند. بنابراین، برای مثال بر اساس تخمین صندوق بین المللی پول در سال ۲۰۲۴ تولید ناخالص داخلی هند ۳/۹۳ تریلیون دلار (ارزش اسمی) خواهد بود و در رتبه پنجم جهان قرار خواهد گرفت، در حالی که تولید ناخالص داخلی ایالات متحده آمریکا ۲۸/۷۸ تریلیون دلار و رتبه یک خواهد بود.
رشد اقتصادی نشان می دهد که تولید کالا و خدمات نسبت به سال گذشته چقدر افزایش کمی داشته است.
🔸توسعه اقتصادی چیست؟
توسعه اقتصادی دیدگاه وسیع تری از یک اقتصاد را طرح می کند که افزایش سطح تولید یا بازده یک اقتصاد را همراه با بهبود استاندارد زندگی شهروندان در نظر می گیرد. بیشتر بر عوامل اجتماعی-اقتصادی تمرکز دارد تا صرفاً افزایش کمی در تولید. توسعه اقتصادی یک معیار کیفی است که بهبود فناوری، اصلاحات کار، افزایش استانداردهای زندگی، تغییرات نهادی گستردهتر در یک اقتصاد را اندازهگیری میکند.
شاخص توسعه انسانی (HDI) ابزار مناسبی برای اندازه گیری توسعه یافتگی واقعی یک اقتصاد است. این شامل توسعه کلی در مورد استاندارد زندگی سرانه تولید ناخالص داخلی، شرایط زندگی، امکانات دولتی، فرصت های شغلی، عزت نفس مردم آن، و بسیاری از اصلاحات/تغییرات دیگر در ریشه یک اقتصاد است.
🔺تفاوت های کلیدی رشد اقتصادی
به گفته آمارتیا سن، اقتصاددان، رشد اقتصادی یکی از جنبه های توسعه اقتصادی است. همچنین، سازمان ملل متحد آن را اینگونه میبیند: «توسعه اقتصادی نه تنها بر نیازهای مادی انسان، بلکه بر توسعه کلی یا افزایش استانداردهای زندگی آن تمرکز دارد».
یک کشور می تواند رشد اقتصادی را در یک دوره خاص محاسبه کند، در حالی که توسعه اقتصادی یک فرآیند مداوم/مستمر است که بیشتر و بیشتر بر پیشرفت در زندگی افراد تمرکز دارد.توسعه اقتصادی بیشتر به کشورهای در حال توسعه مانند هند، بنگلادش، آفریقای جنوبی مرتبط است و در مقابل، رشد اقتصادی مربوط به کشورهای توسعه یافته است، اما می تواند پارامترهای خود را برای کشورهای در حال توسعه نیز اعمال کند، از جمله تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص ملی،سرمایه گذاری مستقیم خارجی و غیره.
رشد اقتصادی منعکس کننده تغییرات مثبت در یک اقتصاد است. در مقایسه، توسعه اقتصادی نشان دهنده تفاوت واقعی در یک اقتصاد است.
رشد اقتصادی یک عامل کمی است که کل تولید یا تولید را اندازه گیری می کند. در مقابل، توسعه اقتصادی عامل کیفی است که بر ارتقای سطح زندگی مردم تاکید دارد.
🔺خلاصه ونتیجه گیری
▪︎رشد اقتصادی مفهوم «محدود» است و رویکرد عددی دارد
▪︎توسعه اقتصادی مفهوم «گسترده تر» است و رویکرد کیفی دارد.
▪︎رشد اقتصادی مربوط است به افزایش پارامترهایی مانند GDP، GNP، FDI، FII و غیره.
▪︎توسعه اقتصادی اما مربوط است به افزایش نرخ امید به زندگی، نوزادان، بهبود نرخ باسوادی، نرخ مرگ و میر نوزادان، نرخ فقر و غیره.
▪︎رشد اقتصادی عموماً کلیدواژه کشورهای توسعه یافته است، هم آنها که به توسعه اقتصادی رسیده اند،
در حالی که توسعه اقتصادی باید کلیدواژه اقتصادهای در حال توسعه مانند ایران باشد. این مفهوم گسترده و مادر است و رشد اقتصادی را نیز در بر می گیرد.
▪︎از منظر مداخله دولت رشد اقتصادی یک فرآیند خودکار است. بنابراین، ممکن است نیازی به حمایت/کمک یا مداخله دولت نداشته باشد.
اما توسعه اقتصادی به شدت به مداخله دولت وابسته است زیرا شامل تغییرات گسترده در سیاست ها می شود. بنابراین بدون دخالت دولت امکان پذیر نیست.
▪︎در نهایت این که از منظر توزیع ثروت نیز رشد اقتصادی بر توزیع عادلانه و برابر ثروت/درآمد بین همه مردم تاکید نمی کند حال آنکه توسعه اقتصادی بر توزیع متوازن و عادلانه ثروت در میان همه افراد و ارتقای جوامع سطح پایین تمرکز دارد.
جبهه سربازان توسعه ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بین رشد و توسعه که در نگاه اول یکسان بنظر می آیند، فرق بسیار نهفته است و قابل استفاده جایگزین هم نیستند. در اینجا به تفاوت دو اصطلاح بسیار مهم رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی و این که در ایران به کدامیک باید فکر کنیم می پردازیم:
🔸رشد اقتصادی یک مفهوم عددی یا کمی است که نشان دهنده افزایش سطح تولید واقعی یک کشور به دلیل افزایش کیفیت منابع است؛ اما توسعه اقتصادی نسبتاً یک مفهوم کیفی است که نشان دهنده افزایش سطح کیفیت زندگی یک فرد یا جامعه است.
🔹رشد اقتصادی چیست؟
رشد اقتصادی یک معیار کمی است که افزایش بازده تولید شده در یک اقتصاد/ ملت را در نظر می گیرد. پارامتر کلیدی در بررسی رشد اقتصادی در هر کشوری، تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص ملی آن است که به اندازه گیری اندازه واقعی یک اقتصاد کمک می کند. بنابراین، برای مثال بر اساس تخمین صندوق بین المللی پول در سال ۲۰۲۴ تولید ناخالص داخلی هند ۳/۹۳ تریلیون دلار (ارزش اسمی) خواهد بود و در رتبه پنجم جهان قرار خواهد گرفت، در حالی که تولید ناخالص داخلی ایالات متحده آمریکا ۲۸/۷۸ تریلیون دلار و رتبه یک خواهد بود.
رشد اقتصادی نشان می دهد که تولید کالا و خدمات نسبت به سال گذشته چقدر افزایش کمی داشته است.
🔸توسعه اقتصادی چیست؟
توسعه اقتصادی دیدگاه وسیع تری از یک اقتصاد را طرح می کند که افزایش سطح تولید یا بازده یک اقتصاد را همراه با بهبود استاندارد زندگی شهروندان در نظر می گیرد. بیشتر بر عوامل اجتماعی-اقتصادی تمرکز دارد تا صرفاً افزایش کمی در تولید. توسعه اقتصادی یک معیار کیفی است که بهبود فناوری، اصلاحات کار، افزایش استانداردهای زندگی، تغییرات نهادی گستردهتر در یک اقتصاد را اندازهگیری میکند.
شاخص توسعه انسانی (HDI) ابزار مناسبی برای اندازه گیری توسعه یافتگی واقعی یک اقتصاد است. این شامل توسعه کلی در مورد استاندارد زندگی سرانه تولید ناخالص داخلی، شرایط زندگی، امکانات دولتی، فرصت های شغلی، عزت نفس مردم آن، و بسیاری از اصلاحات/تغییرات دیگر در ریشه یک اقتصاد است.
🔺تفاوت های کلیدی رشد اقتصادی
به گفته آمارتیا سن، اقتصاددان، رشد اقتصادی یکی از جنبه های توسعه اقتصادی است. همچنین، سازمان ملل متحد آن را اینگونه میبیند: «توسعه اقتصادی نه تنها بر نیازهای مادی انسان، بلکه بر توسعه کلی یا افزایش استانداردهای زندگی آن تمرکز دارد».
یک کشور می تواند رشد اقتصادی را در یک دوره خاص محاسبه کند، در حالی که توسعه اقتصادی یک فرآیند مداوم/مستمر است که بیشتر و بیشتر بر پیشرفت در زندگی افراد تمرکز دارد.توسعه اقتصادی بیشتر به کشورهای در حال توسعه مانند هند، بنگلادش، آفریقای جنوبی مرتبط است و در مقابل، رشد اقتصادی مربوط به کشورهای توسعه یافته است، اما می تواند پارامترهای خود را برای کشورهای در حال توسعه نیز اعمال کند، از جمله تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص ملی،سرمایه گذاری مستقیم خارجی و غیره.
رشد اقتصادی منعکس کننده تغییرات مثبت در یک اقتصاد است. در مقایسه، توسعه اقتصادی نشان دهنده تفاوت واقعی در یک اقتصاد است.
رشد اقتصادی یک عامل کمی است که کل تولید یا تولید را اندازه گیری می کند. در مقابل، توسعه اقتصادی عامل کیفی است که بر ارتقای سطح زندگی مردم تاکید دارد.
🔺خلاصه ونتیجه گیری
▪︎رشد اقتصادی مفهوم «محدود» است و رویکرد عددی دارد
▪︎توسعه اقتصادی مفهوم «گسترده تر» است و رویکرد کیفی دارد.
▪︎رشد اقتصادی مربوط است به افزایش پارامترهایی مانند GDP، GNP، FDI، FII و غیره.
▪︎توسعه اقتصادی اما مربوط است به افزایش نرخ امید به زندگی، نوزادان، بهبود نرخ باسوادی، نرخ مرگ و میر نوزادان، نرخ فقر و غیره.
▪︎رشد اقتصادی عموماً کلیدواژه کشورهای توسعه یافته است، هم آنها که به توسعه اقتصادی رسیده اند،
در حالی که توسعه اقتصادی باید کلیدواژه اقتصادهای در حال توسعه مانند ایران باشد. این مفهوم گسترده و مادر است و رشد اقتصادی را نیز در بر می گیرد.
▪︎از منظر مداخله دولت رشد اقتصادی یک فرآیند خودکار است. بنابراین، ممکن است نیازی به حمایت/کمک یا مداخله دولت نداشته باشد.
اما توسعه اقتصادی به شدت به مداخله دولت وابسته است زیرا شامل تغییرات گسترده در سیاست ها می شود. بنابراین بدون دخالت دولت امکان پذیر نیست.
▪︎در نهایت این که از منظر توزیع ثروت نیز رشد اقتصادی بر توزیع عادلانه و برابر ثروت/درآمد بین همه مردم تاکید نمی کند حال آنکه توسعه اقتصادی بر توزیع متوازن و عادلانه ثروت در میان همه افراد و ارتقای جوامع سطح پایین تمرکز دارد.
جبهه سربازان توسعه ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1
✳️ رانت خوب، رانت بد
✅ فساد اقتصادی، پدیده جدیدی نیست که به تازگی در جوامع بشری به منصه ظهور رسیده یا بسط یافته باشد. قدمت آن، به درازای تاریخِ جوامع بشری است.
از دید مونتسکیو فساد یک سامانه سیاسی خوب و صحیح را به یک سامانه زشت و ناپسند تبدیل میکند.
از نظر او در حکومت مشروطه (حاکمیت قانون) نیازی به روی آوردن به فساد نیست، اما در حکومت استبدادی که شرافت و تقوا وجود ندارد، نمیتوان به انجام هیچ کاری بدون استفاده مفسدانه امید داشت.
فساد افزون بر متلاشی کردن سازمان از درون، از یک سازمان به سازمان دیگر و از یک نهاد به نهاد دیگر سرایت میکند تا آنجا که همه نهادهای موجود را تحلیل میبرد و این پندار در مردم تقویت میشود که مقامات دولتی و نخبگان اقتصادی، منابع مالی را به یغما میبرند و حیف و میل میکنند.
این دیدگاه منفی نسبت به دولت میتواند به بحرانهای سیاسی با پیامدهای جدی امنیتی منتهی شود. درخصوص فساد نوعی هنجارشکنی و تخطی از هنجارهای اخلاقی و قانونی در عملکرد اداری و سازمانی است و از اینرو است که فساد اداری و تعریف آن تابعی از هنجارهای مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ میشود.
در یک جامعه دسترسی محدود، خشونت از طریق ایجاد رانتهای اقتصادی برای افراد و گروههای قدرتمند مهار میشود و حامیپروری و فساد در نظامهای دسترسی محدود شایعتر از نظامهای دسترسی باز است، زیرا ایجاد و توزیع رانت خود با حامیپروری و فساد سروکار خواهد داشت.
گونههای مختلف رانت میتواند آثار متفاوتی بر توسعه اقتصادی داشته باشد. در کره رانتهای حفاظت از صنایع نوپا عمدتا به رانتهای یادگیری مبدل شدند. پس از استقلال کره ایجاد و توزیع رانتها توسط دولت و نیز فساد و فعالیتهای رانتجویانه همهگیر بود.
رانتجویان به کسانی گفته میشود که از تغییر مقررات منتفع شدهاند و در قبال فعالیتهای فسادآمیز مقامهای دولتی به آنها پاداش میدهند. در علم اقتصاد، رانت درآمدی است که بیتلاش به دست میآید و در برخی موارد همراه با بهکارگیری عوامل و منابعی است که میتواند در راه تولید استفاده نشود.
رانتخوارها با استفاده از نفوذ سیاسی و اقتصادیشان یا از طریق آشنایانی که صاحب این نفوذ هستند به صورت غیرقانونی به منابع مالی دست پیدا میکنند و به کسب ثروت میپردازند. رانتخواری پدیدهای است که آسیبهای فراوان اجتماعی و اقتصادی فراوانی برای کشورها به وجود میآورد.
بنابر نظر اقتصاددانان، درآمدهایی که خارج از فعالیتهای مولد اقتصادی و با بهرهگیری از قدرت و نفوذ سیاسی یا اقتصادی به دست میآید، همیشه به عنوان آفتی برای نظام اقتصادی هر کشوری حساب شده است. مصداق بارز این کلام همان «رانتخواری» است.
به نقل از کتاب در سایه خشونت «نورث» بخش بزرگی از مشکل در دستیابی به زمینه حکمرانی خوب مربوط به این واقعیت است که خلق رانت «که اغلب خارج از قواعد ساختار حکومت رسمی انجام میشود» برای راضی نگه داشتن فرادستان قدرتمند ضرورت دارد.
با اینکه توزیع رانت برای رسیدن به ثبات سیاسی به روشنی اهمیت حیاتی دارد، برخی از شیوههای تخصیص آن در دستیابی به ثبات و آرامش ناکام بوده است و بعضی از انواع رانتها برای اقتصاد بسیار زیانآور هستند.
در کل میتوان گفت، فساد عبارت است ...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=421570
محسن راجیاسدآبادی/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ فساد اقتصادی، پدیده جدیدی نیست که به تازگی در جوامع بشری به منصه ظهور رسیده یا بسط یافته باشد. قدمت آن، به درازای تاریخِ جوامع بشری است.
از دید مونتسکیو فساد یک سامانه سیاسی خوب و صحیح را به یک سامانه زشت و ناپسند تبدیل میکند.
از نظر او در حکومت مشروطه (حاکمیت قانون) نیازی به روی آوردن به فساد نیست، اما در حکومت استبدادی که شرافت و تقوا وجود ندارد، نمیتوان به انجام هیچ کاری بدون استفاده مفسدانه امید داشت.
فساد افزون بر متلاشی کردن سازمان از درون، از یک سازمان به سازمان دیگر و از یک نهاد به نهاد دیگر سرایت میکند تا آنجا که همه نهادهای موجود را تحلیل میبرد و این پندار در مردم تقویت میشود که مقامات دولتی و نخبگان اقتصادی، منابع مالی را به یغما میبرند و حیف و میل میکنند.
این دیدگاه منفی نسبت به دولت میتواند به بحرانهای سیاسی با پیامدهای جدی امنیتی منتهی شود. درخصوص فساد نوعی هنجارشکنی و تخطی از هنجارهای اخلاقی و قانونی در عملکرد اداری و سازمانی است و از اینرو است که فساد اداری و تعریف آن تابعی از هنجارهای مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ میشود.
در یک جامعه دسترسی محدود، خشونت از طریق ایجاد رانتهای اقتصادی برای افراد و گروههای قدرتمند مهار میشود و حامیپروری و فساد در نظامهای دسترسی محدود شایعتر از نظامهای دسترسی باز است، زیرا ایجاد و توزیع رانت خود با حامیپروری و فساد سروکار خواهد داشت.
گونههای مختلف رانت میتواند آثار متفاوتی بر توسعه اقتصادی داشته باشد. در کره رانتهای حفاظت از صنایع نوپا عمدتا به رانتهای یادگیری مبدل شدند. پس از استقلال کره ایجاد و توزیع رانتها توسط دولت و نیز فساد و فعالیتهای رانتجویانه همهگیر بود.
رانتجویان به کسانی گفته میشود که از تغییر مقررات منتفع شدهاند و در قبال فعالیتهای فسادآمیز مقامهای دولتی به آنها پاداش میدهند. در علم اقتصاد، رانت درآمدی است که بیتلاش به دست میآید و در برخی موارد همراه با بهکارگیری عوامل و منابعی است که میتواند در راه تولید استفاده نشود.
رانتخوارها با استفاده از نفوذ سیاسی و اقتصادیشان یا از طریق آشنایانی که صاحب این نفوذ هستند به صورت غیرقانونی به منابع مالی دست پیدا میکنند و به کسب ثروت میپردازند. رانتخواری پدیدهای است که آسیبهای فراوان اجتماعی و اقتصادی فراوانی برای کشورها به وجود میآورد.
بنابر نظر اقتصاددانان، درآمدهایی که خارج از فعالیتهای مولد اقتصادی و با بهرهگیری از قدرت و نفوذ سیاسی یا اقتصادی به دست میآید، همیشه به عنوان آفتی برای نظام اقتصادی هر کشوری حساب شده است. مصداق بارز این کلام همان «رانتخواری» است.
به نقل از کتاب در سایه خشونت «نورث» بخش بزرگی از مشکل در دستیابی به زمینه حکمرانی خوب مربوط به این واقعیت است که خلق رانت «که اغلب خارج از قواعد ساختار حکومت رسمی انجام میشود» برای راضی نگه داشتن فرادستان قدرتمند ضرورت دارد.
با اینکه توزیع رانت برای رسیدن به ثبات سیاسی به روشنی اهمیت حیاتی دارد، برخی از شیوههای تخصیص آن در دستیابی به ثبات و آرامش ناکام بوده است و بعضی از انواع رانتها برای اقتصاد بسیار زیانآور هستند.
در کل میتوان گفت، فساد عبارت است ...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=421570
محسن راجیاسدآبادی/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ پیش بینی بیشترین رشد اقتصادی کشورها در سال ۲۰۲۵
✅ سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه ؛ بیشترین رشد اقتصادی کشورها در سال ۲۰۲۵ را به ترتیب زیر پیش بینی کرده است.
۱. هند ؛ ۶.۶ درصد
۲. اندونزی ؛ ۵.۲ درصد
۳. اسرائیل؛ ۴.۶ درصد
۴. چین ؛ ۴.۵ درصد
۵. عربستان ؛ ۴.۱ درصد
۶. کلمبیا؛ ۳.۳ درصد
۷. ترکیه؛ ۳.۲ درصد
۸. لیتوانی ؛ ۳.۱ درصد
۹. ایرلند ؛ ۲.۹ درصد
۱۰. آرژانتین؛ ۲.۷ درصد
۱۱. سوئد؛ ۲.۶ درصد
۱۲. استونی ؛ ۲.۶ درصد
۱۳. کره جنوبی ؛ ۲.۲ درصد
۱۴. استرالیا ؛ ۲.۲ درصد
۱۵. برزیل ؛ ۲.۱ درصد
۱۶. مکزیک ؛ ۲ درصد
۱۷. آمریکا؛ ۱.۸ درصد
۱۸. کانادا ؛ ۱.۸ درصد/
کانال توسعه پایدار ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه ؛ بیشترین رشد اقتصادی کشورها در سال ۲۰۲۵ را به ترتیب زیر پیش بینی کرده است.
۱. هند ؛ ۶.۶ درصد
۲. اندونزی ؛ ۵.۲ درصد
۳. اسرائیل؛ ۴.۶ درصد
۴. چین ؛ ۴.۵ درصد
۵. عربستان ؛ ۴.۱ درصد
۶. کلمبیا؛ ۳.۳ درصد
۷. ترکیه؛ ۳.۲ درصد
۸. لیتوانی ؛ ۳.۱ درصد
۹. ایرلند ؛ ۲.۹ درصد
۱۰. آرژانتین؛ ۲.۷ درصد
۱۱. سوئد؛ ۲.۶ درصد
۱۲. استونی ؛ ۲.۶ درصد
۱۳. کره جنوبی ؛ ۲.۲ درصد
۱۴. استرالیا ؛ ۲.۲ درصد
۱۵. برزیل ؛ ۲.۱ درصد
۱۶. مکزیک ؛ ۲ درصد
۱۷. آمریکا؛ ۱.۸ درصد
۱۸. کانادا ؛ ۱.۸ درصد/
کانال توسعه پایدار ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تفاوت "رشد"، "پیشرفت"و "توسعه"
✅ سه واژه رشد (Growth)، پیشرفت (Progress) و توسعه (Development) در سه معنای مختلفی به کار برده میشوند و حال اینکه ما در بسیاری اوقات آنها را جابهجا به کار میبریم.
▪︎"رشد"تکثیر وضع موجود است. به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده است و سال دیگر 200 هزار خودرو با همان وضعیت تولید میکند یا افزایش تعداد جادهها، فرودگاهها، سدها نشانه رشد است.
▪︎"پیشرفت" اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم. به طور مثال ایران خودرو در سال آینده خودروهای مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتر تولید میکند. یا اینکه سدها با فرآیند متفاوت و کیفیت بهینهتری ساخته شود. یا اینکه فولاد مبارکه تولید فولاد را به جای روش کوره بلند با روش قوس الکتریکی تولید کند. اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند. ما بعد از انقلاب شاهد رشد و پیشرفت زیادی بودیم، حتی در برخی حوزهها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشتهایم.
▪︎اما واژه سوم یعنی "توسعه" برخلاف دو مفهوم قبلی، به معنای تحول کیفی در پدیده موجود است. توسعه به معنای تغییر در خلقوخوی فردی و الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی ماهیت پدیدههاست. به طور مثال اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد روبهرو هستیم. اگر با این عضلات بتوانیم کارهای حرفهای ورزشی مثل ژیمناستیک انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بودهایم اما اگر از لحاظ رفتارها و خلقوخوها انسان متفاوت دیگری شدیم، توسعه یافتهایم.
▪︎در توسعه، جامعه جاندارترمیشود. در جامعه توسعه یافته، حساسیتها و توجهات بیشتر است و جامعه نسبت به هر رفتاری واکنش نشان میدهد. به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته، جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا میکند. زمانی که توسعه روی میدهد ابعاد کمّی پیشرفت و رشد در روح متجلی میشود و کیفیت تحول، مدنظر قرار میگیرد.
▪︎در واقع، از منظر دیگری، توسعه دارای دو بعد است:
«بعد اقتصادی و مادی» و بعد «فرهنگی و رفتاری».
در بعد اقتصادی، توسعه تولید «رفاه» میکند و رفاه زمانی است که ما میتوانیم خود را از فشارها و تصادفهای طبیعی و غیرطبیعی مصون کنیم. در این بعدِ توسعه، ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم.
▪︎سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی میخواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت میشود.بنابراین احساس نیازبه نیروی فنی شکل میگیرد. بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرآیندی که طی میشود،رشدو پیشرفت است. اماتوسعه، بعد فرهنگی و رفتاری هم دارد؛ زمانی شما تمامی ابزارها وامکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعهتان احساس ناراحتی و کلافگی میکنید، آرام و قرار ندارید و نسبت به رفتارهای پیرامونی خود احساس انزجار میکنید. با وجود اینکه رفاه دارید اما احساس رضایت نمیکنید. مثلا ما در خودرویی مدرن با «رفاه» کامل نشسته ایم اما به علت بینظمی و بیقانونی، از رانندگی در این شهر «رضایت» نداریم. در واقع فرزندان ما به دلیل عدم احساس رضایت است که مهاجرت میکنند و با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم.
▪︎ما به طور نسبی «رفاه» داریم اما «رضایت» همان چیزی است که ما نمیتوانیم تولید کنیم و به واقع رضایت نتیجه همان بعد دوم توسعه یعنی بعد فرهنگی رفتاری است.زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمیدهد، روابط و رفتارهای ما تیز و برنده و پرهزینه میشود. در جوامع توسعه نیافته، شما اگر چه ابزارهای پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتارهایتان تیز و همراه با خشونت است.
▪︎بنابراین در این مفهوم، توسعه به معنای صیقل دادن تیزیهای اجتماعی است. جامعهای که توانایی این را داشته باشد که تیزیها را صیقل دهد، مناسباتش توسعه مییابد. بعد فرهنگی و رفتاری توسعه، تیزی های رفتار ما را صیقل میدهد و مناسبات اجتماعی ما را کم هزینه تر میکند و در نتیجه صیقل خوردن تیزیها، رضایت شکل میگیرد.
🔺پ. ن : تمام این قصه هایی که جسته گریخته سرهم می کنیم تا زمانی که رضایت عمیق در اکثریت جامعه دیده نشود فقط یک دروغ برای انحراف اذهان خواهد بود .
وقتی رضاشاه در کمتر از ۲۰ سال بادست خالی و مالیات جزئی آنچنان تحولاتی را شکل داد و حکومتی دیگر با وجود ۴۵ سال فرصت و منابع مالی بینظیر ناشی از فروش نفت مملکت را در مقایسه با کشورهای همردیف چندین درجه تنزل داده یعنی آخوندها و اصولا ایدئولوژی ها اینکاره نیستند و باید امور را به کاردان واگذار کنند .
✍ دکتر محسن رنانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ سه واژه رشد (Growth)، پیشرفت (Progress) و توسعه (Development) در سه معنای مختلفی به کار برده میشوند و حال اینکه ما در بسیاری اوقات آنها را جابهجا به کار میبریم.
▪︎"رشد"تکثیر وضع موجود است. به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده است و سال دیگر 200 هزار خودرو با همان وضعیت تولید میکند یا افزایش تعداد جادهها، فرودگاهها، سدها نشانه رشد است.
▪︎"پیشرفت" اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم. به طور مثال ایران خودرو در سال آینده خودروهای مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتر تولید میکند. یا اینکه سدها با فرآیند متفاوت و کیفیت بهینهتری ساخته شود. یا اینکه فولاد مبارکه تولید فولاد را به جای روش کوره بلند با روش قوس الکتریکی تولید کند. اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند. ما بعد از انقلاب شاهد رشد و پیشرفت زیادی بودیم، حتی در برخی حوزهها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشتهایم.
▪︎اما واژه سوم یعنی "توسعه" برخلاف دو مفهوم قبلی، به معنای تحول کیفی در پدیده موجود است. توسعه به معنای تغییر در خلقوخوی فردی و الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی ماهیت پدیدههاست. به طور مثال اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد روبهرو هستیم. اگر با این عضلات بتوانیم کارهای حرفهای ورزشی مثل ژیمناستیک انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بودهایم اما اگر از لحاظ رفتارها و خلقوخوها انسان متفاوت دیگری شدیم، توسعه یافتهایم.
▪︎در توسعه، جامعه جاندارترمیشود. در جامعه توسعه یافته، حساسیتها و توجهات بیشتر است و جامعه نسبت به هر رفتاری واکنش نشان میدهد. به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته، جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا میکند. زمانی که توسعه روی میدهد ابعاد کمّی پیشرفت و رشد در روح متجلی میشود و کیفیت تحول، مدنظر قرار میگیرد.
▪︎در واقع، از منظر دیگری، توسعه دارای دو بعد است:
«بعد اقتصادی و مادی» و بعد «فرهنگی و رفتاری».
در بعد اقتصادی، توسعه تولید «رفاه» میکند و رفاه زمانی است که ما میتوانیم خود را از فشارها و تصادفهای طبیعی و غیرطبیعی مصون کنیم. در این بعدِ توسعه، ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم.
▪︎سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی میخواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت میشود.بنابراین احساس نیازبه نیروی فنی شکل میگیرد. بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرآیندی که طی میشود،رشدو پیشرفت است. اماتوسعه، بعد فرهنگی و رفتاری هم دارد؛ زمانی شما تمامی ابزارها وامکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعهتان احساس ناراحتی و کلافگی میکنید، آرام و قرار ندارید و نسبت به رفتارهای پیرامونی خود احساس انزجار میکنید. با وجود اینکه رفاه دارید اما احساس رضایت نمیکنید. مثلا ما در خودرویی مدرن با «رفاه» کامل نشسته ایم اما به علت بینظمی و بیقانونی، از رانندگی در این شهر «رضایت» نداریم. در واقع فرزندان ما به دلیل عدم احساس رضایت است که مهاجرت میکنند و با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم.
▪︎ما به طور نسبی «رفاه» داریم اما «رضایت» همان چیزی است که ما نمیتوانیم تولید کنیم و به واقع رضایت نتیجه همان بعد دوم توسعه یعنی بعد فرهنگی رفتاری است.زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمیدهد، روابط و رفتارهای ما تیز و برنده و پرهزینه میشود. در جوامع توسعه نیافته، شما اگر چه ابزارهای پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتارهایتان تیز و همراه با خشونت است.
▪︎بنابراین در این مفهوم، توسعه به معنای صیقل دادن تیزیهای اجتماعی است. جامعهای که توانایی این را داشته باشد که تیزیها را صیقل دهد، مناسباتش توسعه مییابد. بعد فرهنگی و رفتاری توسعه، تیزی های رفتار ما را صیقل میدهد و مناسبات اجتماعی ما را کم هزینه تر میکند و در نتیجه صیقل خوردن تیزیها، رضایت شکل میگیرد.
🔺پ. ن : تمام این قصه هایی که جسته گریخته سرهم می کنیم تا زمانی که رضایت عمیق در اکثریت جامعه دیده نشود فقط یک دروغ برای انحراف اذهان خواهد بود .
وقتی رضاشاه در کمتر از ۲۰ سال بادست خالی و مالیات جزئی آنچنان تحولاتی را شکل داد و حکومتی دیگر با وجود ۴۵ سال فرصت و منابع مالی بینظیر ناشی از فروش نفت مملکت را در مقایسه با کشورهای همردیف چندین درجه تنزل داده یعنی آخوندها و اصولا ایدئولوژی ها اینکاره نیستند و باید امور را به کاردان واگذار کنند .
✍ دکتر محسن رنانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
In_the_spotlight_Performance_management_that_puts_people_first_1.pdf
836.6 KB
✳️ مدیریت عملکرد
✅ گزارش جدید مککنزی با عنوان مدیریت عملکردی که کارکنان را در اولویت قرار میدهد
In the spotlight: Performance management that puts people first
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش جدید مککنزی با عنوان مدیریت عملکردی که کارکنان را در اولویت قرار میدهد
In the spotlight: Performance management that puts people first
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
2022 Retention Report - Work Institute.pdf
6.8 MB
✳️ گزارش مؤسسه Work Institute در خصوص نگهداشت کارکنان در سال ۲۰۲۲
✅ این گزارش به استعفای بزرگ در دوره کرونا پرداخته و سنجه های مرتبط با آن را مرور میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این گزارش به استعفای بزرگ در دوره کرونا پرداخته و سنجه های مرتبط با آن را مرور میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ویژگیهای دولت توسعهخواه
گفتگو با دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی
✅ مسیر توسعه ایران در یک قرن اخیر با فراز و نشیبهای گستردهای همراه بوده است که حاصل آن اجماع قریب به اتفاق کارشناسان در خصوص عقب ماندگی کشور به لحاظ بسیاری از شاخصهای توسعه یافتگی حتی در بین کشورهای منطقه است.
▫️دهههاست که در مورد این آرزوی دست نیافتنی ایرانیان مقالات، کتب و تحقیقات متعددی در حوزههای علوم سیاسی، اقتصادی، جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی صورت گرفته است. اما همچنان مسائل بسیاری محل مناقشه است.
▫️در گفتگو با دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی و تنها ایرانی مدعو از جامعه آکادمیک ایران در اجلاس اصلی داوس و نشستهای منطقهای آن، به بررسی سیر تاریخی توسعه در ایران از زوایای سیاسی و اقتصادی پرداختیم تا مشخص کنیم مهمترین نکات افتراق ایران در نظام حکمرانی چیست که راه به توسعه نبرده است.
نسخه کامل در سایت
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-64991
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
گفتگو با دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی
✅ مسیر توسعه ایران در یک قرن اخیر با فراز و نشیبهای گستردهای همراه بوده است که حاصل آن اجماع قریب به اتفاق کارشناسان در خصوص عقب ماندگی کشور به لحاظ بسیاری از شاخصهای توسعه یافتگی حتی در بین کشورهای منطقه است.
▫️دهههاست که در مورد این آرزوی دست نیافتنی ایرانیان مقالات، کتب و تحقیقات متعددی در حوزههای علوم سیاسی، اقتصادی، جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی صورت گرفته است. اما همچنان مسائل بسیاری محل مناقشه است.
▫️در گفتگو با دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی و تنها ایرانی مدعو از جامعه آکادمیک ایران در اجلاس اصلی داوس و نشستهای منطقهای آن، به بررسی سیر تاریخی توسعه در ایران از زوایای سیاسی و اقتصادی پرداختیم تا مشخص کنیم مهمترین نکات افتراق ایران در نظام حکمرانی چیست که راه به توسعه نبرده است.
نسخه کامل در سایت
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-64991
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
بنیان توسعهنیافتگی در ایران
محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی سالهاست در حوزه توسعه پژوهش میکند. او بیشتر به بنیان توسعهنیافتگی در ایران توجه میکند؛ یعنی خلقوخوی شخصیت ایرانی و البته آنچه در ذیل «اقتدارگرایی» اکثریت ایرانیان قابل توضیح است.
✳️ قانون گودهارت چیست؟
Goodharte's law
✅ در دهه ۱۹۷۰ چارلز گودهارت، اقتصاددان انگلیسی، موضوعی را مطرح کرد که بعدها به قانون گودهارت مشهور شد. البته این مفهوم در ابتدا برای انتقاد به سیاستهای پولی دولت مارگارت تاچر، نخستوزیر بریتانیا، مورد استفاده قرار گرفت و در حال حاضر نیز در بسیاری از حوزههای اقتصادی کاربرد دارد. به طور کلی، این قانون بیان میکند:
"وقتی یک شاخصِ اندازهگیری به یک هدف تبدیل شود، دیگر شاخص خوبی نخواهد بود."
🔺 مثالی برای قانون گودهارت
🔹مدیر یک مرکز تماس خدمات مشتریان به منظور افزایش درآمد، سیاست کاری جدیدی را آغاز می کند: "از این پس هر کارمند به جای پرداخت دستمزد ساعتی، حقوق خود را بر حسب تعداد تماس های تلفنی دریافت می کند."
🔸این سیاست باعث شد تا بعد از گذشت یک هفته تعداد تماس ها در روز به دو برابر افزایش یابد و به نظر میرسید که موفقیتآمیز بوده است. مدیر مربوطه که پیش از این هیچگاه به درخواستهای کارمندان خود توجهی نداشت، از نتیجه این سیاست بسیار راضی بود.
🔹بنابراین، یک روز تصمیم گرفت که به کارمندانش سر بزند، اما با صحنه شوکه کننده ای مواجه شد! کارمندان او برای پاسخ دادن به تماس مشتریان، تلفن را برمیداشتند و بعد از چند پاسخ کوتاه و حتی بدون خداحافظی تلفن را قطع میکردند. پس تعجبی نداشت که چرا تعداد تماس ها دو برابر شده بود!
🔸در واقع این مدیر افزایش تعداد تماس ها را هدف و مبنای اصلی قرار داد. در نتیجه بدون آنکه خودش بخواهد به کارمندانش این انگیزه را داد که کیفیت را فدای سرعت کنند. او قربانی پدیدهای شد که به قانون گودهارت معروف است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Goodharte's law
✅ در دهه ۱۹۷۰ چارلز گودهارت، اقتصاددان انگلیسی، موضوعی را مطرح کرد که بعدها به قانون گودهارت مشهور شد. البته این مفهوم در ابتدا برای انتقاد به سیاستهای پولی دولت مارگارت تاچر، نخستوزیر بریتانیا، مورد استفاده قرار گرفت و در حال حاضر نیز در بسیاری از حوزههای اقتصادی کاربرد دارد. به طور کلی، این قانون بیان میکند:
"وقتی یک شاخصِ اندازهگیری به یک هدف تبدیل شود، دیگر شاخص خوبی نخواهد بود."
🔺 مثالی برای قانون گودهارت
🔹مدیر یک مرکز تماس خدمات مشتریان به منظور افزایش درآمد، سیاست کاری جدیدی را آغاز می کند: "از این پس هر کارمند به جای پرداخت دستمزد ساعتی، حقوق خود را بر حسب تعداد تماس های تلفنی دریافت می کند."
🔸این سیاست باعث شد تا بعد از گذشت یک هفته تعداد تماس ها در روز به دو برابر افزایش یابد و به نظر میرسید که موفقیتآمیز بوده است. مدیر مربوطه که پیش از این هیچگاه به درخواستهای کارمندان خود توجهی نداشت، از نتیجه این سیاست بسیار راضی بود.
🔹بنابراین، یک روز تصمیم گرفت که به کارمندانش سر بزند، اما با صحنه شوکه کننده ای مواجه شد! کارمندان او برای پاسخ دادن به تماس مشتریان، تلفن را برمیداشتند و بعد از چند پاسخ کوتاه و حتی بدون خداحافظی تلفن را قطع میکردند. پس تعجبی نداشت که چرا تعداد تماس ها دو برابر شده بود!
🔸در واقع این مدیر افزایش تعداد تماس ها را هدف و مبنای اصلی قرار داد. در نتیجه بدون آنکه خودش بخواهد به کارمندانش این انگیزه را داد که کیفیت را فدای سرعت کنند. او قربانی پدیدهای شد که به قانون گودهارت معروف است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ 👆نقاب شخصیت یا پرسونا در مکتب روانشناسی تحلیلی ارائه شده توسط روانشناس سوئیسی کارل گوستاو یونگ، عبارت است از آن چهرهٔ اجتماعی که فرد به دنیای بیرون ارائه میکند.
به گفته وی:
«نوعی ماسک دستساز که فرد برای ایجاد نهایت تأثیرگذاری بر دیگران و همینطور برای پنهان کردن ماهیت حقیقی خود، از خود ابداع میکند». در دورهٔ رشد، توسعهٔ یک پرسونای دوامپذیر، بخشی اساسی برای انطباق و آماده شدن برای دوره بزرگسالی در یک دنیای بیرونی واقعی و اجتماعی است. یک «خود (Ego)» قوی، از طریق یک پرسونای انعطافپذیر با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند.
پرسونا یا نقاب به تعبیر کارل یونگ، نماینده پوششهای بسیاری است که فرد در موقعیتهای گوناگون و در میان گروههای مختلف آدمها بر چهره خود میگذارد.
نقاب آن تصویری است که دوست داریم به دیگران نشان دهیم .آنجور که دوست داریم دیگران درباره ی ما قضاوت کنند.همان تصویری که مایلیم از ما در ذهنشان بماند.نقاب را همه دارند و این لازمه زندگی اجتماعی است.
اما مشکل آنجاست که ما نقاب را با حقیقت خود اشتباه بگیریم.فکر کنیم نقابی که به چهره زده ایم حقیقت وجودی ماست. بدترین و مخرب ترین نقابی که ممکن است باورش کنیم، نقاب دانایی است،تقریبا همگی هم مبتلایش هستیم کمتر آدمی یافت می شودکه بداند نمی داند. کسی مثل سقراط جرات زل زدن به نادانی اش را داشته باشد.نادرند آدم هایی که این شجاعت را داشته باشند.
به گفته وی:
«نوعی ماسک دستساز که فرد برای ایجاد نهایت تأثیرگذاری بر دیگران و همینطور برای پنهان کردن ماهیت حقیقی خود، از خود ابداع میکند». در دورهٔ رشد، توسعهٔ یک پرسونای دوامپذیر، بخشی اساسی برای انطباق و آماده شدن برای دوره بزرگسالی در یک دنیای بیرونی واقعی و اجتماعی است. یک «خود (Ego)» قوی، از طریق یک پرسونای انعطافپذیر با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند.
پرسونا یا نقاب به تعبیر کارل یونگ، نماینده پوششهای بسیاری است که فرد در موقعیتهای گوناگون و در میان گروههای مختلف آدمها بر چهره خود میگذارد.
نقاب آن تصویری است که دوست داریم به دیگران نشان دهیم .آنجور که دوست داریم دیگران درباره ی ما قضاوت کنند.همان تصویری که مایلیم از ما در ذهنشان بماند.نقاب را همه دارند و این لازمه زندگی اجتماعی است.
اما مشکل آنجاست که ما نقاب را با حقیقت خود اشتباه بگیریم.فکر کنیم نقابی که به چهره زده ایم حقیقت وجودی ماست. بدترین و مخرب ترین نقابی که ممکن است باورش کنیم، نقاب دانایی است،تقریبا همگی هم مبتلایش هستیم کمتر آدمی یافت می شودکه بداند نمی داند. کسی مثل سقراط جرات زل زدن به نادانی اش را داشته باشد.نادرند آدم هایی که این شجاعت را داشته باشند.