✳️ شش سوالی که وقتی از تیم تان ناامید هستید، باید از خودتان بپرسید.
✅ نشریه هاروارد بیزینس ریویو در مقالهای با عنوان “شش سوالی که وقتی اعضای تیمتان اعصابتان را خرد کردهاند، باید از خود بپرسید”، راهبردهایی برای مقابله با موقعیتهای اعصاب خردکن در هنگام کار با یک تیم را پیشنهاد میکند.
🔺نکات اصلی که این مقاله به آن اشاره دارد عبارتند از:
🔹قبل از هرچیز از خود بپرسید چه چیزی واقعا باعث ناراحتی من شده است؟ رفتارها یا اعمال خاص اعضای تیم را که باعث شده کاسه صبرتان لبریز شود، شناسایی کنید. رفتار اعضای مشکلدار تیم را و اینکه این رفتار چگونه بر شما و دیگر اعضا تأثیر میگذارد، با دقت مشخص کنید.
🔸بعد ببینید آیا شما کاری میکنید که باعث افزایش و گسترش مشکل در میان اعضای تیم می شود؟ رفتار خود را بررسی کنید و ببینید آیا ممکن است اقدامات شما باعث تشدید مساله شده باشد. آیا شما قادر هستید با افراد گروه بصورت واضح و صریح ارتباط برقرار کنید؟ آیا انتظارات مختلف شما از اعضای تیمتان با یکدیگر در تناقض نیست؟
🔹آیا انتظارات خود را از اعضای تیمتان به وضوح بیان میکنید؟ اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم درک میکنند که از آنها چه انتظاری دارید و نقش آنها چیست. ارتباط شفاف میتواند از بروز سوء تفاهم جلوگیری کند.
🔸آیا از افراد مناسبی در تیم خود استفاده میکنید؟ بررسی کنید که آیا اعضای تیم برای نقشی که به هریک محول کردهاید مناسب هستند یا خیر. آیا آنها قادر به انجام وظایفی که برعهده آنها گذاشته شده، هستند؟ آیا آنها مهارت و دانش لازم را دارند؟
🔹آیا منابع و حمایت لازم را برای تیمتان فراهم کردهاید؟ اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم منابع مورد نیاز خود را برای انجام مؤثر کارها در اختیار دارند. این می تواند شامل آموزش، تجهیزات و حمایت از سوی مدیریت باشد.
🔸 بررسی کنید که برای بهبود وضعیت چه کار دیگری میتوانید انجام دهید؟ هنگامی که دلایل نارضایتی خود را از تیمتان شناسایی کرده و رفتار خود را بررسی کردید، به این فکر کنید که چه کاری میتوانید برای بهبود وضعیت انجام دهید. شاید با کمی حمایت بیشتر از اعضای تیم، برقراری ارتباط صریحتر با آنها، یا بازنگری در نقشها و مسئولیتهای افراد، اوضاع به سرعت بهتر شود.
✅ نشریه هاروارد بیزینس ریویو در مقالهای با عنوان “شش سوالی که وقتی اعضای تیمتان اعصابتان را خرد کردهاند، باید از خود بپرسید”، راهبردهایی برای مقابله با موقعیتهای اعصاب خردکن در هنگام کار با یک تیم را پیشنهاد میکند.
🔺نکات اصلی که این مقاله به آن اشاره دارد عبارتند از:
🔹قبل از هرچیز از خود بپرسید چه چیزی واقعا باعث ناراحتی من شده است؟ رفتارها یا اعمال خاص اعضای تیم را که باعث شده کاسه صبرتان لبریز شود، شناسایی کنید. رفتار اعضای مشکلدار تیم را و اینکه این رفتار چگونه بر شما و دیگر اعضا تأثیر میگذارد، با دقت مشخص کنید.
🔸بعد ببینید آیا شما کاری میکنید که باعث افزایش و گسترش مشکل در میان اعضای تیم می شود؟ رفتار خود را بررسی کنید و ببینید آیا ممکن است اقدامات شما باعث تشدید مساله شده باشد. آیا شما قادر هستید با افراد گروه بصورت واضح و صریح ارتباط برقرار کنید؟ آیا انتظارات مختلف شما از اعضای تیمتان با یکدیگر در تناقض نیست؟
🔹آیا انتظارات خود را از اعضای تیمتان به وضوح بیان میکنید؟ اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم درک میکنند که از آنها چه انتظاری دارید و نقش آنها چیست. ارتباط شفاف میتواند از بروز سوء تفاهم جلوگیری کند.
🔸آیا از افراد مناسبی در تیم خود استفاده میکنید؟ بررسی کنید که آیا اعضای تیم برای نقشی که به هریک محول کردهاید مناسب هستند یا خیر. آیا آنها قادر به انجام وظایفی که برعهده آنها گذاشته شده، هستند؟ آیا آنها مهارت و دانش لازم را دارند؟
🔹آیا منابع و حمایت لازم را برای تیمتان فراهم کردهاید؟ اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم منابع مورد نیاز خود را برای انجام مؤثر کارها در اختیار دارند. این می تواند شامل آموزش، تجهیزات و حمایت از سوی مدیریت باشد.
🔸 بررسی کنید که برای بهبود وضعیت چه کار دیگری میتوانید انجام دهید؟ هنگامی که دلایل نارضایتی خود را از تیمتان شناسایی کرده و رفتار خود را بررسی کردید، به این فکر کنید که چه کاری میتوانید برای بهبود وضعیت انجام دهید. شاید با کمی حمایت بیشتر از اعضای تیم، برقراری ارتباط صریحتر با آنها، یا بازنگری در نقشها و مسئولیتهای افراد، اوضاع به سرعت بهتر شود.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(Positioning) جایگاهیابی ✳️
✅ اجازه بدهید این قسمت را با یک سوال شروع کنیم: اگر از شما بپرسند کدام شرکت سریعترین خودروهای دنیا را تولید میکند، پاسخ شما چیست؟
🔹بگذارید حدس بزنیم: پاسخ شما فِراری است. پاسخی که بلافاصله در ذهن شما (شاید همراه با تصویری مبهم از لوگوی فراری یا رنگ قرمز آن) جا گرفت.
🔸آیا واقعاً فِراری سریعترین ماشینهای دنیا را دارد؟ یعنی هیچ شرکتی نیست که یک خودرو تولید کرده باشد که همپای خودروهای فِراری آسفالت را بپیماید؟ حدس ما که غیر این است.
🔹پس اگر فراری لزوماً همیشه پرسرعتترین نیست، چرا یاد این برند افتادید؟ مفهوم جایگاهیابی، پاسخ شما را میدهد: برند فِراری در ذهن شما، با کلمۀ سرعت عجین شده است.
🔸جایگاهیابی به معنی پیداکردن یک جایگاه مشخص در ذهنِ مشتریهاست؛ آن هم جایگاهی متمایز نسبت به رقبا.
🔹جنگ اصلی برندها، نه در بازار، که در ذهن مشتری اتفاق میافتد! جنگ شما با رقبایتان، نه بر سر محصول برتر، پشتیبانی بهتر، تبلیغات جذابتر و ... نیست، جَنگتان بر سر جایگاه هر برند در ذهن مشتری است.
✅ اجازه بدهید این قسمت را با یک سوال شروع کنیم: اگر از شما بپرسند کدام شرکت سریعترین خودروهای دنیا را تولید میکند، پاسخ شما چیست؟
🔹بگذارید حدس بزنیم: پاسخ شما فِراری است. پاسخی که بلافاصله در ذهن شما (شاید همراه با تصویری مبهم از لوگوی فراری یا رنگ قرمز آن) جا گرفت.
🔸آیا واقعاً فِراری سریعترین ماشینهای دنیا را دارد؟ یعنی هیچ شرکتی نیست که یک خودرو تولید کرده باشد که همپای خودروهای فِراری آسفالت را بپیماید؟ حدس ما که غیر این است.
🔹پس اگر فراری لزوماً همیشه پرسرعتترین نیست، چرا یاد این برند افتادید؟ مفهوم جایگاهیابی، پاسخ شما را میدهد: برند فِراری در ذهن شما، با کلمۀ سرعت عجین شده است.
🔸جایگاهیابی به معنی پیداکردن یک جایگاه مشخص در ذهنِ مشتریهاست؛ آن هم جایگاهی متمایز نسبت به رقبا.
🔹جنگ اصلی برندها، نه در بازار، که در ذهن مشتری اتفاق میافتد! جنگ شما با رقبایتان، نه بر سر محصول برتر، پشتیبانی بهتر، تبلیغات جذابتر و ... نیست، جَنگتان بر سر جایگاه هر برند در ذهن مشتری است.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ خلاقیت را چاشنی فروش کنید.
✅ کریستینا سوساک در کتاب مشهور خود به نام «رازهای فروش موفق» مینویسد:
یکی از مشکلات اساسی که بازاریابها و فروشندهها با آن دست به گریباناند، این است که روشهای بازاریابی و فروش در بین شرکتها، یکسان شده و آن قدر شرکتهای مختلف از یک روش استفاده کردهاند که آن روش برای مشتری عادی شده و مشتری نسبت به آن واکنش مطلوب نشان نمیدهد.
🔸برای همین، امروزه بازاریابها و فروشندگان باید کمی به روشهایشان چاشنی خلاقیت اضافه کنند تا بتوانند توجه و علاقه مشتری را به محصولی که عرضه میکنند، جلب نمایند.
🔹سوساک سپس به تجربه شخصی خود به عنوان فروشنده اشاره میکند و مینویسد:
چند ماه سعی کردم برای فروش یک نرمافزار جدید با رئیس واحد فناوری اطلاعات یک تولیدکننده بزرگ مواد غذایی وقت ملاقات بگذارم. او همیشه بسیار خوش برخورد بود، اما به دلایل مختلف، هیچ وقت با درخواست ملاقات من موافقت نمیکرد.
🔸با خودم فکر کردم که چه کار میتوانم بکنم تا از دیگر فروشندگانی که با او تماس میگیرند، متمایز باشم و او را مجاب کنم به من وقت ملاقات بدهد؟
🔹بالاخره تصمیم گرفتم یک لنگه کفش خودم را همراه با این یادداشت برای او بفرستم: «آقای اسمیت، من فقط میخواهم یک جای پایی در شرکت شما باز کنم». لنگ کفش و یادداشتم را با پست پیشتاز برایش فرستادم!
🔸پس از ارسال بسته پستی، با آقای اسمیت تماس گرفتم و از او خواستم اجازه بدهد برای پس گرفتن لنگه کفشم به دفترش بروم. او که از ابتکار عمل من خندهاش گرفته بود، بالاخره موافقت کرد با من ملاقات کند و من هم توانستم محصولم را به گونهای معرفی کنم که با خرید آن موافقت کند.
🔹سوساک بعد از اشاره به این تجربه شخصیاش مینویسد: البته برای افزودن چاشنی خلاقیت به فرایند فروش، باید مراقب این دو اصل مهم باشید:
🔸خلاقیتتان نباید توهینآمیز تلقی شود، بلکه فقط باید متمایز از روشهای سایر فروشندگان برای جلب نظر مشتری هدفتان باشد.
🔹بهتر است بعد از چند بار تماس با مشتری بالقوه و آشنایی اولیه با او از روشهای خلاقانه استفاده کنید تا مشتری از نظر روحی آماده پذیرش شوخی خلاقانهتان باشد.
✅ کریستینا سوساک در کتاب مشهور خود به نام «رازهای فروش موفق» مینویسد:
یکی از مشکلات اساسی که بازاریابها و فروشندهها با آن دست به گریباناند، این است که روشهای بازاریابی و فروش در بین شرکتها، یکسان شده و آن قدر شرکتهای مختلف از یک روش استفاده کردهاند که آن روش برای مشتری عادی شده و مشتری نسبت به آن واکنش مطلوب نشان نمیدهد.
🔸برای همین، امروزه بازاریابها و فروشندگان باید کمی به روشهایشان چاشنی خلاقیت اضافه کنند تا بتوانند توجه و علاقه مشتری را به محصولی که عرضه میکنند، جلب نمایند.
🔹سوساک سپس به تجربه شخصی خود به عنوان فروشنده اشاره میکند و مینویسد:
چند ماه سعی کردم برای فروش یک نرمافزار جدید با رئیس واحد فناوری اطلاعات یک تولیدکننده بزرگ مواد غذایی وقت ملاقات بگذارم. او همیشه بسیار خوش برخورد بود، اما به دلایل مختلف، هیچ وقت با درخواست ملاقات من موافقت نمیکرد.
🔸با خودم فکر کردم که چه کار میتوانم بکنم تا از دیگر فروشندگانی که با او تماس میگیرند، متمایز باشم و او را مجاب کنم به من وقت ملاقات بدهد؟
🔹بالاخره تصمیم گرفتم یک لنگه کفش خودم را همراه با این یادداشت برای او بفرستم: «آقای اسمیت، من فقط میخواهم یک جای پایی در شرکت شما باز کنم». لنگ کفش و یادداشتم را با پست پیشتاز برایش فرستادم!
🔸پس از ارسال بسته پستی، با آقای اسمیت تماس گرفتم و از او خواستم اجازه بدهد برای پس گرفتن لنگه کفشم به دفترش بروم. او که از ابتکار عمل من خندهاش گرفته بود، بالاخره موافقت کرد با من ملاقات کند و من هم توانستم محصولم را به گونهای معرفی کنم که با خرید آن موافقت کند.
🔹سوساک بعد از اشاره به این تجربه شخصیاش مینویسد: البته برای افزودن چاشنی خلاقیت به فرایند فروش، باید مراقب این دو اصل مهم باشید:
🔸خلاقیتتان نباید توهینآمیز تلقی شود، بلکه فقط باید متمایز از روشهای سایر فروشندگان برای جلب نظر مشتری هدفتان باشد.
🔹بهتر است بعد از چند بار تماس با مشتری بالقوه و آشنایی اولیه با او از روشهای خلاقانه استفاده کنید تا مشتری از نظر روحی آماده پذیرش شوخی خلاقانهتان باشد.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ شاخصههای مهم تیمهای موفق
✅ بسیاری از ما ممکن است فکر کنیم اگر استعداد چیزی را نداریم، یعنی با آن چیز متولد نشدهایم؛ بنابراین، هرگز نمیتوانیم آن را بهدست آوریم. برخی دیگر از ما فکر میکنیم استعداد معنایی ندارد و همهچیز را میتوان با یادگیری بهدست آورد. واقعیت این است که بیشتر از آنچه فکر میکنیم، حق انتخاب داریم و اغلب حقیقت چیزی بین این دو تفکر است.
🔸در اینجا، این سؤال پیش میآید: آیا همه میتوانند در تیمشان فرهنگی عالی و مؤثر داشته باشند یا به استعداد خاصی نیاز است؟ فرهنگ عالی از کجا میآید؟ چگونه میتوان آن را در گروه خود ایجاد و آن را حفظ کرد؟ چگونه میتوان فرهنگ تیم نیازمند اصلاح را شناسایی و تقویت کرد؟
🔹در تحقیقی بهنام «سیب سالم» که در دانشگاه ساوتولز استرالیا روی گروههای مختلف انجام شد، نتایج نشان داد الگویی مختصر از رفتارهای ظریف بیش از تواناییهای اندازهگیریشدنی نظیر هوش و مهارت و تجربهی افراد اهمیت دارد. در این تحقیقات، فردی بهنام نیک بهعنوان «سیب بد» در هر گروه حضور مییافت و سعی میکرد رفتارهایی چون بیمسئولیتی و از زیر کار در رفتن و رفتار عضوی دلسردکننده و ناامید یا رفتار فردی نادان و مخالف را به گروه تزریق کند.
.
🔸اغلب گروهها تحتتأثیر رفتارهای او قرار میگرفتند، تا اینکه در گروه فردی بهنام جاناتان بهدلیل حضور احساس امنیت در فضای گروه و ارتباط یکپارچهی اعضا، این رفتارها نتوانست خللی ایجاد کند. گروه جاناتان موفق شد؛ اما علت موفقیتش باهوشتر یا ماهرتر بودن اعضایش نبود؛ بلکه عامل اصلی احساس امنیت اعضای گروه بود که جاناتان با الگوهای ظریف رفتاری مثل گوشدادن دقیق، پاسخ گرم، برقراری آرامش و پرسیدن دیدگاههای دیگران بهوجود آورد.
🔹برای موفقیت در کارهای گروهی و تعامل سالم در گروه، مدیران قرار نیست کارهایی را تکرار کنند که معمولا رهبران بزرگ انجام میدهند. نیازی نیست کارهای دیگران را به آنها دیکته کنند یا مسئولیت کارهای آنها را برعهده بگیرند. حتی تشویق و شرح دیدگاهی خاص هم الزامی ندارد. موضوع مهم این است که اعضای گروه ارتباط یکپارچهای با یکدیگر پیدا کنند و هریک از آنها در گروهشان به احساس امنیتی پایدار دست یابند. همچنین، گروه را مثل خانوادهشان تصور کنند و به آن احساس تعلق داشته باشند.
🔸مسئله اینجا است که تا پیش از این تحقیق، محققان فکر میکردند احساس امنیت صرفا حالوهوایی احساسی در گروه است و اهمیت چندانی ندارد؛ اما تحقیقات چیزی برعکس این ماجرا را نشان داد. احساس امنیت بسترساز عاملی است که تفکرات قوی براساس آن شکل میگیرند؛ اما سؤال این است: احساس امنیت از کجا بهوجود میآید؟ پاسخ گروههای بسیار موفق به این سؤال یکسان است. همهی آنها گروهشان را مانند خانوادهی خود میدانند.
📚برگرفته از کتاب کد فکری نوشته دنیل کویل/گاهنامه مدیر
✅ بسیاری از ما ممکن است فکر کنیم اگر استعداد چیزی را نداریم، یعنی با آن چیز متولد نشدهایم؛ بنابراین، هرگز نمیتوانیم آن را بهدست آوریم. برخی دیگر از ما فکر میکنیم استعداد معنایی ندارد و همهچیز را میتوان با یادگیری بهدست آورد. واقعیت این است که بیشتر از آنچه فکر میکنیم، حق انتخاب داریم و اغلب حقیقت چیزی بین این دو تفکر است.
🔸در اینجا، این سؤال پیش میآید: آیا همه میتوانند در تیمشان فرهنگی عالی و مؤثر داشته باشند یا به استعداد خاصی نیاز است؟ فرهنگ عالی از کجا میآید؟ چگونه میتوان آن را در گروه خود ایجاد و آن را حفظ کرد؟ چگونه میتوان فرهنگ تیم نیازمند اصلاح را شناسایی و تقویت کرد؟
🔹در تحقیقی بهنام «سیب سالم» که در دانشگاه ساوتولز استرالیا روی گروههای مختلف انجام شد، نتایج نشان داد الگویی مختصر از رفتارهای ظریف بیش از تواناییهای اندازهگیریشدنی نظیر هوش و مهارت و تجربهی افراد اهمیت دارد. در این تحقیقات، فردی بهنام نیک بهعنوان «سیب بد» در هر گروه حضور مییافت و سعی میکرد رفتارهایی چون بیمسئولیتی و از زیر کار در رفتن و رفتار عضوی دلسردکننده و ناامید یا رفتار فردی نادان و مخالف را به گروه تزریق کند.
.
🔸اغلب گروهها تحتتأثیر رفتارهای او قرار میگرفتند، تا اینکه در گروه فردی بهنام جاناتان بهدلیل حضور احساس امنیت در فضای گروه و ارتباط یکپارچهی اعضا، این رفتارها نتوانست خللی ایجاد کند. گروه جاناتان موفق شد؛ اما علت موفقیتش باهوشتر یا ماهرتر بودن اعضایش نبود؛ بلکه عامل اصلی احساس امنیت اعضای گروه بود که جاناتان با الگوهای ظریف رفتاری مثل گوشدادن دقیق، پاسخ گرم، برقراری آرامش و پرسیدن دیدگاههای دیگران بهوجود آورد.
🔹برای موفقیت در کارهای گروهی و تعامل سالم در گروه، مدیران قرار نیست کارهایی را تکرار کنند که معمولا رهبران بزرگ انجام میدهند. نیازی نیست کارهای دیگران را به آنها دیکته کنند یا مسئولیت کارهای آنها را برعهده بگیرند. حتی تشویق و شرح دیدگاهی خاص هم الزامی ندارد. موضوع مهم این است که اعضای گروه ارتباط یکپارچهای با یکدیگر پیدا کنند و هریک از آنها در گروهشان به احساس امنیتی پایدار دست یابند. همچنین، گروه را مثل خانوادهشان تصور کنند و به آن احساس تعلق داشته باشند.
🔸مسئله اینجا است که تا پیش از این تحقیق، محققان فکر میکردند احساس امنیت صرفا حالوهوایی احساسی در گروه است و اهمیت چندانی ندارد؛ اما تحقیقات چیزی برعکس این ماجرا را نشان داد. احساس امنیت بسترساز عاملی است که تفکرات قوی براساس آن شکل میگیرند؛ اما سؤال این است: احساس امنیت از کجا بهوجود میآید؟ پاسخ گروههای بسیار موفق به این سؤال یکسان است. همهی آنها گروهشان را مانند خانوادهی خود میدانند.
📚برگرفته از کتاب کد فکری نوشته دنیل کویل/گاهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ من هم اهل شکار اردک هستم!
✅ جوردن بلفورت، معروف به گرگ وال استریت، در کتاب خود به نام «استراتژی فروش به شیوه گرگ وال استریت» خاطره جالب زیر را تعریف کرده است:
برای آموزش فروشندگان یک شرکت ساختمانی به لندن رفته بودم. همین که از کنار میز یکی از فروشندگان ارشد شرکت گذشتم، دیدم دارد پشت تلفن درباره شکار اردک در مردابهای جنوب انگلستان صحبت میکند.
🔹بعدا متوجه شدم مشتری بالقوه او گفته که اهل شکار اردک است، چون فروشنده از او پرسیده بوده «در حال حاضر شغل شما چیست؟». البته مشتری بالقوه جواب خود را با صحبت درباره شکار اردک شروع نکرده بود، و در پاسخ به سوال فروشنده گفته بود مدیرعامل یک شرکت تولید پوشاک است ولی به شکار اردک هم علاقه دارد.
🔸چند روز گذشت و دیدم همان فروشنده مجددا دارد درباره شکار اردک با همان مشتری صحبت میکند. پس از چند دقیقه، فروشنده گوشی تلفن را با ناراحتی کوبید و رو به من گفت: «خیلی نزدیک شده بودم، باورم نمیشود با این که کلی راجع به علاقهمندیاش با او صحبت کردم، از دستم لیز خورد و حاضر نشد ازم خرید کند!»
🔹بلفورت میگوید در پاسخ به او گفتم: «نه تو نزدیک نشده بودی. تو فقط مشغول حرف زدن دربار شکار اردک بودی، در حالی که حتی یک بار هم به شکار اردک نرفتهای. چرا به آن مرد دروغ گفتی؟»
🔸بلفورت بعد از تعریف این خاطره، مینویسد: فروشندگان حرفهای برای موفقیت باید به این سه اصل اهمیت بدهند:
🔹بدون شک یکی از وظایف مهم یک فروشنده برقراری رابطه دوستانه با مشتریانش است، ولی این کار با دروغ گفتن درباره علائق مشتریان به دست نمیآید. مشتریان امروزی، خیلی باهوشتر از آن هستند که فریب این حرفها را بخورند.
🔸برقراری رابطه دوستانه با مشتری نباید روی وظیفه اصلی فروشنده، یعنی معرفی محصولی که میفروشد و تشویق مشتری به خرید آن، سایه بیاندازد و آن را به یک وظیفه فرعی تبدیل کند.
🔹خیلی از فروشندگان تصور میکنند اگر درباره مسائل پیش پا افتاده مثل شکار اردک با مشتریانشان گپ بزنند، آنها را جذب خودشان میکنند، ولی این رفتارها اگر از حد بگذرد، مشتری به این نتیجه میرسد که فروشنده آن قدر بیکار است که به جای تخصص در شغلش در مسائل بیربط به شغلش تخصص پیدا کرده است/راهنامه مدیر
✅ جوردن بلفورت، معروف به گرگ وال استریت، در کتاب خود به نام «استراتژی فروش به شیوه گرگ وال استریت» خاطره جالب زیر را تعریف کرده است:
برای آموزش فروشندگان یک شرکت ساختمانی به لندن رفته بودم. همین که از کنار میز یکی از فروشندگان ارشد شرکت گذشتم، دیدم دارد پشت تلفن درباره شکار اردک در مردابهای جنوب انگلستان صحبت میکند.
🔹بعدا متوجه شدم مشتری بالقوه او گفته که اهل شکار اردک است، چون فروشنده از او پرسیده بوده «در حال حاضر شغل شما چیست؟». البته مشتری بالقوه جواب خود را با صحبت درباره شکار اردک شروع نکرده بود، و در پاسخ به سوال فروشنده گفته بود مدیرعامل یک شرکت تولید پوشاک است ولی به شکار اردک هم علاقه دارد.
🔸چند روز گذشت و دیدم همان فروشنده مجددا دارد درباره شکار اردک با همان مشتری صحبت میکند. پس از چند دقیقه، فروشنده گوشی تلفن را با ناراحتی کوبید و رو به من گفت: «خیلی نزدیک شده بودم، باورم نمیشود با این که کلی راجع به علاقهمندیاش با او صحبت کردم، از دستم لیز خورد و حاضر نشد ازم خرید کند!»
🔹بلفورت میگوید در پاسخ به او گفتم: «نه تو نزدیک نشده بودی. تو فقط مشغول حرف زدن دربار شکار اردک بودی، در حالی که حتی یک بار هم به شکار اردک نرفتهای. چرا به آن مرد دروغ گفتی؟»
🔸بلفورت بعد از تعریف این خاطره، مینویسد: فروشندگان حرفهای برای موفقیت باید به این سه اصل اهمیت بدهند:
🔹بدون شک یکی از وظایف مهم یک فروشنده برقراری رابطه دوستانه با مشتریانش است، ولی این کار با دروغ گفتن درباره علائق مشتریان به دست نمیآید. مشتریان امروزی، خیلی باهوشتر از آن هستند که فریب این حرفها را بخورند.
🔸برقراری رابطه دوستانه با مشتری نباید روی وظیفه اصلی فروشنده، یعنی معرفی محصولی که میفروشد و تشویق مشتری به خرید آن، سایه بیاندازد و آن را به یک وظیفه فرعی تبدیل کند.
🔹خیلی از فروشندگان تصور میکنند اگر درباره مسائل پیش پا افتاده مثل شکار اردک با مشتریانشان گپ بزنند، آنها را جذب خودشان میکنند، ولی این رفتارها اگر از حد بگذرد، مشتری به این نتیجه میرسد که فروشنده آن قدر بیکار است که به جای تخصص در شغلش در مسائل بیربط به شغلش تخصص پیدا کرده است/راهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ معجزه خرد جمعی
✅ یادتان هست سعدی در گلستان میگفت:
"دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و عمل نکرد".
حال یونسکو هم در جدیدترین تعریفش از سواد همان حرف سعدی را زده است.
🔺 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🔺 با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🔺 در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
1⃣ اولین تعریف:
توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
2⃣ دومین تعریف:
اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
3⃣ سومین تعریف:
اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد عاطفی : توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد ارتباطی : توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد مالی : توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد رسانهای : این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد تربیتی : توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد رایانهای : دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد سلامتی : دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد نژادی و قومی : شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی : دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد تحلیلی : توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی : توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی : علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
4⃣ چهارمین و جدیدترین تعریف:
علم با عمل معنا میشود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چراکه، صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
✅ یادتان هست سعدی در گلستان میگفت:
"دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و عمل نکرد".
حال یونسکو هم در جدیدترین تعریفش از سواد همان حرف سعدی را زده است.
🔺 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🔺 با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🔺 در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
1⃣ اولین تعریف:
توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
2⃣ دومین تعریف:
اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
3⃣ سومین تعریف:
اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد عاطفی : توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد ارتباطی : توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد مالی : توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد رسانهای : این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد تربیتی : توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد رایانهای : دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد سلامتی : دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد نژادی و قومی : شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی : دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد تحلیلی : توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی : توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی : علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
4⃣ چهارمین و جدیدترین تعریف:
علم با عمل معنا میشود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چراکه، صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ سندروم آپولو 🚀
✅ وقتی در ناسا پروژه آپولو(ارسال اولین انسان به ماه) با موفقیت انجام شد، خیلی از متخصصان و افراد مختلف ۲۴ ساعت کار کردند تا آپولو موفقیت آمیز انجام شد ولی یک نفر ادعا کرد مهمترین وظیفه رو من انجام دادم و اگه من نبودم امکان نداشت این پروژه انجام بشه!
به نظرتون اون شخص کی بود؟
🔺این شخص مدعی نه محقق بود، نه متخصص و نه حتی یک کارشناس ساده، این شخص، کسی بود که باید مدام قهوه درست میکرد و با این قهوه به افراد پروژه کمک میکرد تا بتونن بیدار بمونن و بر خستگیشون غلبه کنند و پروژه رو تمام کنند!
اینجا بود که مفهوم جدیدی در مدیریت شکل گرفت به نام سندروم آپولو
🔺سندرم آپولو وقتی به وجود می آید که یک نفر زور می زند، تمام دستاوردهای تیم رو به اسم خودش ثبت کنه!
این سندروم باعث میشه وقتی تیمی تشکیل میدیم از افرادی که همگی توانمندیهای فوقالعادهای دارند، برخلاف انتظار نتیجه خوبی نداشته باشه.
بذارید مثال بزنم تا منظورم رو بهتر برسونم!
🔺سالهای سال وقتی رئال مادرید افتخاری کسب میکرد همه اسم رونالدو رو میوردن ولی وقتی سال ۲۰۱۶ زیدان سرمربی رئال شد، توجهها از رونالدو کم شد، همه میگفتن زیدان میتونه این تیم رو به اوج برسونه.
رونالدو حس کرد دستاوردها قراره به نام زیدان نوشته بشه و اینجا چالش اصلی زیدان شروع شد!
🔺اوایل سرمربی شدن زیدان، رونالدو نه تنها باهاش ارتباط نگرفت بلکه تیم رو هم بهم ریخته بود، میخواست خودش بهترین رئال باشه نه زیدان
زیدان متوجه ماجرا شد، هرچند خودش بهترین بازیکن دنیا بود ولی در مصاحبهای گفت:
رونالدو بهترین بازیکن تاریخه
رونالدو آروم شد و رئال سه سال پیاپی قهرمان شد.
🔺سندرم آپولو میگه اگه در تیم چند فرد توانمند وجود داشته باشن، هرکس به تنهایی توانمندی فوقالعادهای داره، اما هیچ کدومشون تمایلی به توافق جمعی ندارن و هرکس سعی میکنه حرف خودش رو به کرسی بشونه!
این تیم روی کاغذ مدعی کارهای شگفتانگیز هست، اما در عمل نمیتونه دستاوردهای بزرگ کسب کنه!
🔺تیمهایی که به سندرم آپولو دچار هستند، زمان زیادی را صرف بحثهای بیثمر و مخرب میکنند، در تصمیمگیریها مشکلات اساسی دارند. معمولاً اعضای تیم نظرات متقابلی دارند و تصمیماتشان انسجام لازم را ندارد.
این آشفتگی باعث سختتر شدن مدیریت این تیم می شود.
✅ وقتی در ناسا پروژه آپولو(ارسال اولین انسان به ماه) با موفقیت انجام شد، خیلی از متخصصان و افراد مختلف ۲۴ ساعت کار کردند تا آپولو موفقیت آمیز انجام شد ولی یک نفر ادعا کرد مهمترین وظیفه رو من انجام دادم و اگه من نبودم امکان نداشت این پروژه انجام بشه!
به نظرتون اون شخص کی بود؟
🔺این شخص مدعی نه محقق بود، نه متخصص و نه حتی یک کارشناس ساده، این شخص، کسی بود که باید مدام قهوه درست میکرد و با این قهوه به افراد پروژه کمک میکرد تا بتونن بیدار بمونن و بر خستگیشون غلبه کنند و پروژه رو تمام کنند!
اینجا بود که مفهوم جدیدی در مدیریت شکل گرفت به نام سندروم آپولو
🔺سندرم آپولو وقتی به وجود می آید که یک نفر زور می زند، تمام دستاوردهای تیم رو به اسم خودش ثبت کنه!
این سندروم باعث میشه وقتی تیمی تشکیل میدیم از افرادی که همگی توانمندیهای فوقالعادهای دارند، برخلاف انتظار نتیجه خوبی نداشته باشه.
بذارید مثال بزنم تا منظورم رو بهتر برسونم!
🔺سالهای سال وقتی رئال مادرید افتخاری کسب میکرد همه اسم رونالدو رو میوردن ولی وقتی سال ۲۰۱۶ زیدان سرمربی رئال شد، توجهها از رونالدو کم شد، همه میگفتن زیدان میتونه این تیم رو به اوج برسونه.
رونالدو حس کرد دستاوردها قراره به نام زیدان نوشته بشه و اینجا چالش اصلی زیدان شروع شد!
🔺اوایل سرمربی شدن زیدان، رونالدو نه تنها باهاش ارتباط نگرفت بلکه تیم رو هم بهم ریخته بود، میخواست خودش بهترین رئال باشه نه زیدان
زیدان متوجه ماجرا شد، هرچند خودش بهترین بازیکن دنیا بود ولی در مصاحبهای گفت:
رونالدو بهترین بازیکن تاریخه
رونالدو آروم شد و رئال سه سال پیاپی قهرمان شد.
🔺سندرم آپولو میگه اگه در تیم چند فرد توانمند وجود داشته باشن، هرکس به تنهایی توانمندی فوقالعادهای داره، اما هیچ کدومشون تمایلی به توافق جمعی ندارن و هرکس سعی میکنه حرف خودش رو به کرسی بشونه!
این تیم روی کاغذ مدعی کارهای شگفتانگیز هست، اما در عمل نمیتونه دستاوردهای بزرگ کسب کنه!
🔺تیمهایی که به سندرم آپولو دچار هستند، زمان زیادی را صرف بحثهای بیثمر و مخرب میکنند، در تصمیمگیریها مشکلات اساسی دارند. معمولاً اعضای تیم نظرات متقابلی دارند و تصمیماتشان انسجام لازم را ندارد.
این آشفتگی باعث سختتر شدن مدیریت این تیم می شود.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ بحران مشاركت مهمترين نشانه فساد
✍ دكتر فرشاد مومني/اقتصاددان
✅ وي به استناد به مطالعات متفکران توسعه اظهار کرد: مهمترین نشانه فساد بحران مشارکت در سرنوشت سیاسی و اقتصادی است.
اگر دیدید، مردم در سرنوشت خود مشارکت شایسته و بایسته ندارند بدانید که در کشور فساد بیداد میکند.
من در مورد مشارکت سیاسی که قابل مناقشه است، چیزی نمیگویم. اما در مشارکت اقتصادی با توجه به داده سرشماری سهدهه گذشته از کل جمعیت کشور در سنین فعالیت ایران چیزی نزدیک به دوسوم هیچ نقشی در تولید ملی ندارند.
فرشاد مومنی استاد دانشگاه علامه، در ششمین نشست سالانه «دغدغههای مبارزه با فساد» که در سالگرد شهادت امیرکبیر و به همت تشکلهای مردمی برگزار شد، ضمن بیان اینکه ارایه الگو در مبارزه با فساد، مستلزم وجود اراده مبارزه با فساد است، گفت: آن چیزی که از من خواسته شد این بود که در مبارزه با فساد چگونه میتوان از میراث اخیر بهره برد این خواسته مبتنی بر این فرض است که گویی یک اراده عالمانه و سازمانیافته برای مواجهه با فساد وجود دارد و تنها کمبود ما وجود الگو است. با کمال تاسف مشاهده میشود که شواهد و زمینهها به تعداد زیاد حاکی است که اراده جدی در مبارزه با فساد وجود ندارد.
وی افزود: به هر حال مبارزه با فساد نشانههایی دارد که مهمترین آن وجود یک نظام آمار و اطلاعات بهنگام و شفاف و در دسترس است اما روندهای موجود در جهت عکس حرکت میکند.
*حتی دادههای منظم منتشر شده پیشین در گلوگاه اصلی قطع شده و با پنهانکاری بیشتر روبرو شده است. یکی از مسائل خیلی حیاتی در مبارزه با فساد که جزو بدیهیات اولیه محسوب میشود این است که برنامه مبارزه با فساد باید مبتنی بر پیشگیری باشد*.
در این زمینه هم به اندازه کافی مستندات وجود دارد که در یک ساختار کجکارکرد رانتی اگر برنامه مبارزه با فساد، یک برنامه انفعالی و پسینی باشد در این صورت با ظهور و بروز امواج گستردهای از موارد وقوع فساد مواجه خواهید شد.
این استاد اقتصاد مواجهه گزینشی از فساد را نادرست خواند و گفت: در این صورت ناگزیر به گزینش از بین انبوه موارد رخ داده فساد خواهید شد و به محض اینکه بحث از گزینش مطرح شود.
کارآمدی بازدارنده مبارزه با فساد را دچار اختلال میکند در چنین شرایطی اگر صادقانه با مواردی از فساد برخورد شود چون هر فرد در حیطه مواجهه خود با بیشمار موارد وقوع فسادی که کسی با آن کار نداشته است مواجه میشود در این صورت نمیتواند این اقدام را حمل بر صحت بکند. در نهایت این بحث مطرح میشود که باید دید در پشت پرده چه افرادی با هم مشکل دارند که مشکلشان را تحت عنوان مبارزه با فساد حل و فصل میکنند.
با کمال تاسف از این قبیل نشانهها بسیار زیاد است بنابراین به نظر میرسد که همه افرادی که وقوف عالمانه بر خانمان برانداز بودن فساد دارند باید در برنامههای خود کار فرهنگی انجام دهند تا به افرادی گفته شود ایکسانی که ایمان آوردید فساد چیز خوبی نیست.
ادامه مطلب؛
https://www.eqtesaddan.ir/the-crisis-of-participation/
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ دكتر فرشاد مومني/اقتصاددان
✅ وي به استناد به مطالعات متفکران توسعه اظهار کرد: مهمترین نشانه فساد بحران مشارکت در سرنوشت سیاسی و اقتصادی است.
اگر دیدید، مردم در سرنوشت خود مشارکت شایسته و بایسته ندارند بدانید که در کشور فساد بیداد میکند.
من در مورد مشارکت سیاسی که قابل مناقشه است، چیزی نمیگویم. اما در مشارکت اقتصادی با توجه به داده سرشماری سهدهه گذشته از کل جمعیت کشور در سنین فعالیت ایران چیزی نزدیک به دوسوم هیچ نقشی در تولید ملی ندارند.
فرشاد مومنی استاد دانشگاه علامه، در ششمین نشست سالانه «دغدغههای مبارزه با فساد» که در سالگرد شهادت امیرکبیر و به همت تشکلهای مردمی برگزار شد، ضمن بیان اینکه ارایه الگو در مبارزه با فساد، مستلزم وجود اراده مبارزه با فساد است، گفت: آن چیزی که از من خواسته شد این بود که در مبارزه با فساد چگونه میتوان از میراث اخیر بهره برد این خواسته مبتنی بر این فرض است که گویی یک اراده عالمانه و سازمانیافته برای مواجهه با فساد وجود دارد و تنها کمبود ما وجود الگو است. با کمال تاسف مشاهده میشود که شواهد و زمینهها به تعداد زیاد حاکی است که اراده جدی در مبارزه با فساد وجود ندارد.
وی افزود: به هر حال مبارزه با فساد نشانههایی دارد که مهمترین آن وجود یک نظام آمار و اطلاعات بهنگام و شفاف و در دسترس است اما روندهای موجود در جهت عکس حرکت میکند.
*حتی دادههای منظم منتشر شده پیشین در گلوگاه اصلی قطع شده و با پنهانکاری بیشتر روبرو شده است. یکی از مسائل خیلی حیاتی در مبارزه با فساد که جزو بدیهیات اولیه محسوب میشود این است که برنامه مبارزه با فساد باید مبتنی بر پیشگیری باشد*.
در این زمینه هم به اندازه کافی مستندات وجود دارد که در یک ساختار کجکارکرد رانتی اگر برنامه مبارزه با فساد، یک برنامه انفعالی و پسینی باشد در این صورت با ظهور و بروز امواج گستردهای از موارد وقوع فساد مواجه خواهید شد.
این استاد اقتصاد مواجهه گزینشی از فساد را نادرست خواند و گفت: در این صورت ناگزیر به گزینش از بین انبوه موارد رخ داده فساد خواهید شد و به محض اینکه بحث از گزینش مطرح شود.
کارآمدی بازدارنده مبارزه با فساد را دچار اختلال میکند در چنین شرایطی اگر صادقانه با مواردی از فساد برخورد شود چون هر فرد در حیطه مواجهه خود با بیشمار موارد وقوع فسادی که کسی با آن کار نداشته است مواجه میشود در این صورت نمیتواند این اقدام را حمل بر صحت بکند. در نهایت این بحث مطرح میشود که باید دید در پشت پرده چه افرادی با هم مشکل دارند که مشکلشان را تحت عنوان مبارزه با فساد حل و فصل میکنند.
با کمال تاسف از این قبیل نشانهها بسیار زیاد است بنابراین به نظر میرسد که همه افرادی که وقوف عالمانه بر خانمان برانداز بودن فساد دارند باید در برنامههای خود کار فرهنگی انجام دهند تا به افرادی گفته شود ایکسانی که ایمان آوردید فساد چیز خوبی نیست.
ادامه مطلب؛
https://www.eqtesaddan.ir/the-crisis-of-participation/
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصاددان
بحران مشارکت مهمترین نشانه فساد - اقتصاددان
دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان با استناد به مطالعات متفکران توسعه اظهار کرد: مهمترین نشانه فساد بحران مشارکت در سرنوشت سیاسی و اقتصادی است. اگر دیدید، مردم در
👍1
✳️ شش نوع ریسک در تصمیمگیری خرید
✅ فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» مینویسد:
بازاریابهای حرفهای وقتی از مشتری «نه» میشنوند یا مشتری تصمیمگیریاش را مرتب به تعویق میاندازد، خیلی زود و سریع متوجه میشوند که هنوز نتوانستهاند ریسکهای مشتری را برطرف کنند.
🔹به طور کلی، مشتریان در زمان تصمیمگیری خرید با این شش ریسک مواجه میشوند و انتظار دارند که بازاریابها راهکار و پیشنهاد قانعکنندهای برای کاهش این ریسکها ارائه بدهند:
🔺ریسک عملیاتی
مشتری همیشه نگران این موضوع است که آیا محصولی که میخرم، طبق وعده فروشنده عمل خواهد کرد؟ آیا همان کیفیتی را دارد که فروشنده وعده داده است؟
🔺ریسک فیزیکی
مشتری معمولا نگران شرایط فیزیکی است که باید برای مراقبت از محصول فراهم کند. مثلا خریدار یک تلویزیون را در نظر بگیرید که نگران است نکند تلویزیون را در معرض حرارت قرار بدهم و خراب بشود و در نتیجه، نتوانم از گارانتی آن استفاده کنم.
🔺ریسک مالی
همه مشتریان نگران این هستند که آیا محصولی که میخواهند بخرند، ارزش پولی که بابت آن میپردازند را دارد؟
🔺ریسک اجتماعی
برخی از مشتریان، به ویژه اگر بخواهند محصولی بخرند که بقیه هم متوجه آن میشوند، نگران این موضوع هستند که آیا خرید این محصول بعدا باعث خجالت و سرافکندگیشان جلوی بقیه نمیشود؟ مثلا آیا رییس شرکت به او نمیگوید که این چه محصولی است که خریدهای؟
🔺ریسک روانی
بسیاری از مشتریان مرتب نگران این موضوع هستند که آیا محصول واقعا به دردشان میخورد؟ یا فروشنده میخواهد از عدم اطلاع و ناآگاهی آنها سوءاستفاده کند و محصولی را به آنها بفروشد که به دردشان نمیخورد؟
🔺ریسک زمانی
بیشتر مشتریان نگران بدقولی و بدعهدی فروشندگان و شرکتها هستند و همیشه به این موضوع فکر میکنند که اگر فروشنده یا شرکت مربوطه، سفارش را سر زمان مقرر تحویل ندهد، چه کاری میتوانند انجام بدهند؟
✅ فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» مینویسد:
بازاریابهای حرفهای وقتی از مشتری «نه» میشنوند یا مشتری تصمیمگیریاش را مرتب به تعویق میاندازد، خیلی زود و سریع متوجه میشوند که هنوز نتوانستهاند ریسکهای مشتری را برطرف کنند.
🔹به طور کلی، مشتریان در زمان تصمیمگیری خرید با این شش ریسک مواجه میشوند و انتظار دارند که بازاریابها راهکار و پیشنهاد قانعکنندهای برای کاهش این ریسکها ارائه بدهند:
🔺ریسک عملیاتی
مشتری همیشه نگران این موضوع است که آیا محصولی که میخرم، طبق وعده فروشنده عمل خواهد کرد؟ آیا همان کیفیتی را دارد که فروشنده وعده داده است؟
🔺ریسک فیزیکی
مشتری معمولا نگران شرایط فیزیکی است که باید برای مراقبت از محصول فراهم کند. مثلا خریدار یک تلویزیون را در نظر بگیرید که نگران است نکند تلویزیون را در معرض حرارت قرار بدهم و خراب بشود و در نتیجه، نتوانم از گارانتی آن استفاده کنم.
🔺ریسک مالی
همه مشتریان نگران این هستند که آیا محصولی که میخواهند بخرند، ارزش پولی که بابت آن میپردازند را دارد؟
🔺ریسک اجتماعی
برخی از مشتریان، به ویژه اگر بخواهند محصولی بخرند که بقیه هم متوجه آن میشوند، نگران این موضوع هستند که آیا خرید این محصول بعدا باعث خجالت و سرافکندگیشان جلوی بقیه نمیشود؟ مثلا آیا رییس شرکت به او نمیگوید که این چه محصولی است که خریدهای؟
🔺ریسک روانی
بسیاری از مشتریان مرتب نگران این موضوع هستند که آیا محصول واقعا به دردشان میخورد؟ یا فروشنده میخواهد از عدم اطلاع و ناآگاهی آنها سوءاستفاده کند و محصولی را به آنها بفروشد که به دردشان نمیخورد؟
🔺ریسک زمانی
بیشتر مشتریان نگران بدقولی و بدعهدی فروشندگان و شرکتها هستند و همیشه به این موضوع فکر میکنند که اگر فروشنده یا شرکت مربوطه، سفارش را سر زمان مقرر تحویل ندهد، چه کاری میتوانند انجام بدهند؟
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مديريت چه چیزی نيست!؟
✅ یکی از روش های تعریف و تشخیص مرزهای هر مفهوم در علوم اجتماعی "استدلال برهان خلف" است. این نوشتار قصد دارد با استفاده از این روش، حدود و صغور "مدیریت" را تا حدودی تعیین کند. بدین ترتیب گزاره هایی که معمولا به اشتباه تحت عنوان "مدیریت" اطلاق شده، تشریح می شود. گزاره هایی که بعضا نقیض مدیریت می باشد و به پانتومیم مدیریت شبیه است تا مدیریت!
١- مديريت تمركز بر اجراى دقيق قوانين و مقررات نيست؛ تمركز بر تحقق اهداف است. قوانين و مقررات ابزار اقتضائى تحقق اهداف است، نه خود هدف.
٢- مديريت، ابلاغ دستور صرف نيست! بعضا ناز کشیدن کارمند، دلجویی از ارباب رجوع، گوش دادن و عمل کردن به تذکرات رده پایین ترین ذی نفعان سازمان است.
٣- مديريت، جابجايى صرف كاركنان در پست های سازمانی نيست! توانمندسازى کارکنان و برنامه ریزی برای رشد و ارتقاء آنان است.
٤- مديريت، كار با ماشين و موجودات بی روح نيست، مديريت كار با "انسان" است.
٥- مديريت نيل به اهداف سازمانى از طريق كاركنان نيست، "نيل به اهداف كاركنان" با استفاده از هم جهت ساختن تلاش هاى کارکنان و اهداف سازمانى است.
٦- مديريت، تحقير زیردستان نيست! دنبال بهانه گشتن براى تاييد كارمند و افزایش انگیزش وی از طریق اثر كاميابى فراخود است.
٧- مديريت، افزایش و کاهش مداوم پاداش های مادی نيست! تلاش برای ايجاد امنيت مالى برای منابع انسانی به منظور افزایش تعهد سازمانی است.
٨- مديريت، پاداش هاى مادى صرف نيست؛ تكريم و ارتقا كارمند در بين خانواده و جامعه از طریق پاداش های مادی و غیر مادی است.
٩- مديريت، ورود به جزئيات عملكرد كاركنان نيست؛ مديريت تفكر استراتژيك و تدوين اهداف و خروجی هر شغل است تا نیروی انسانی خود براى تحقق آن اهداف در حوزه خویش برنامه ريزى كند.
١٠- مديريت، حضور دائمی در اتاق رياست با شعار حفظ پرستيژ نيست؛ حضور گاه و بيگاه در بين كاركنان و ارباب رجوع و بعضا گپ و گفت با ايشان است.
١١- مديريت، واكنش نشان دادن به هر نوع خطا و حتى بدگويى عمدى و غیرعمدی كاركنان نيست؛ غفلت ورزى مثبت و ندیدن خطا ها براى حفظ حريم ها و خود كنترلى كاركنان است.
١٢- مديريت، تقسيم بيشترين پاداش بين نیروهای جنجال آفرين سازمان نيست؛ اولویت دهی اعطاى پاداش از ضعيف ترين كاركنان است.
١٣- مديريت، حمد و ثناگويى مقامات مافوق و تحقير نيروهاى ضعيف سازمان نيست؛ مديريت حداكثر احترام و تكريم ضعيف ترين نيروهاى سازمان و حقظ عزت نفس در قبال نيروهاى مافوق است.
١٤- مديريت، استفاده ابزاری از رسانه های خبری برای جبران کمبود های شخصیتی و شمول تمامى اخبار سازمان بر مدیر نيست! ابزارهای رسانه ای و سایت های اطلاع رسانی ابزار ارتقا برند سازمان است.
١٥- مديريت، آرامش سازمانى و عدم وجود جنجال سازمانی صرف نيست، حركت رو به جلو است.
١٦- مديريت، واكنش نشان دادن به محيط نيست؛ وادار كردن محيط به واكنش در قبال اقدامات سازمان است.
🔺حرف آخر: مدیریت از طریق مشاهده رفتار سایر نامدیران و سعی در تقلید حرکات ایشان حاصل نمی گردد. مدیریت تلفیقی از علم، تجربه و ویژگی های شخصیتی است.
🔺خطاهای فوق در خصوص مدیریت از فقدان علم، کمبود تجربه و مهم تر از آنها خطای نگرشی مدیر در قالب دو محور "مالک سازمان" و "بیش فهمی نسبت به دیگران" سرچشمه می گیرد که می بایست این تفکر به سمت "هماهنگ کننده سازمان برای حرکت به سمت ماموریت سازمانی" اصلاح شود.
✅ یکی از روش های تعریف و تشخیص مرزهای هر مفهوم در علوم اجتماعی "استدلال برهان خلف" است. این نوشتار قصد دارد با استفاده از این روش، حدود و صغور "مدیریت" را تا حدودی تعیین کند. بدین ترتیب گزاره هایی که معمولا به اشتباه تحت عنوان "مدیریت" اطلاق شده، تشریح می شود. گزاره هایی که بعضا نقیض مدیریت می باشد و به پانتومیم مدیریت شبیه است تا مدیریت!
١- مديريت تمركز بر اجراى دقيق قوانين و مقررات نيست؛ تمركز بر تحقق اهداف است. قوانين و مقررات ابزار اقتضائى تحقق اهداف است، نه خود هدف.
٢- مديريت، ابلاغ دستور صرف نيست! بعضا ناز کشیدن کارمند، دلجویی از ارباب رجوع، گوش دادن و عمل کردن به تذکرات رده پایین ترین ذی نفعان سازمان است.
٣- مديريت، جابجايى صرف كاركنان در پست های سازمانی نيست! توانمندسازى کارکنان و برنامه ریزی برای رشد و ارتقاء آنان است.
٤- مديريت، كار با ماشين و موجودات بی روح نيست، مديريت كار با "انسان" است.
٥- مديريت نيل به اهداف سازمانى از طريق كاركنان نيست، "نيل به اهداف كاركنان" با استفاده از هم جهت ساختن تلاش هاى کارکنان و اهداف سازمانى است.
٦- مديريت، تحقير زیردستان نيست! دنبال بهانه گشتن براى تاييد كارمند و افزایش انگیزش وی از طریق اثر كاميابى فراخود است.
٧- مديريت، افزایش و کاهش مداوم پاداش های مادی نيست! تلاش برای ايجاد امنيت مالى برای منابع انسانی به منظور افزایش تعهد سازمانی است.
٨- مديريت، پاداش هاى مادى صرف نيست؛ تكريم و ارتقا كارمند در بين خانواده و جامعه از طریق پاداش های مادی و غیر مادی است.
٩- مديريت، ورود به جزئيات عملكرد كاركنان نيست؛ مديريت تفكر استراتژيك و تدوين اهداف و خروجی هر شغل است تا نیروی انسانی خود براى تحقق آن اهداف در حوزه خویش برنامه ريزى كند.
١٠- مديريت، حضور دائمی در اتاق رياست با شعار حفظ پرستيژ نيست؛ حضور گاه و بيگاه در بين كاركنان و ارباب رجوع و بعضا گپ و گفت با ايشان است.
١١- مديريت، واكنش نشان دادن به هر نوع خطا و حتى بدگويى عمدى و غیرعمدی كاركنان نيست؛ غفلت ورزى مثبت و ندیدن خطا ها براى حفظ حريم ها و خود كنترلى كاركنان است.
١٢- مديريت، تقسيم بيشترين پاداش بين نیروهای جنجال آفرين سازمان نيست؛ اولویت دهی اعطاى پاداش از ضعيف ترين كاركنان است.
١٣- مديريت، حمد و ثناگويى مقامات مافوق و تحقير نيروهاى ضعيف سازمان نيست؛ مديريت حداكثر احترام و تكريم ضعيف ترين نيروهاى سازمان و حقظ عزت نفس در قبال نيروهاى مافوق است.
١٤- مديريت، استفاده ابزاری از رسانه های خبری برای جبران کمبود های شخصیتی و شمول تمامى اخبار سازمان بر مدیر نيست! ابزارهای رسانه ای و سایت های اطلاع رسانی ابزار ارتقا برند سازمان است.
١٥- مديريت، آرامش سازمانى و عدم وجود جنجال سازمانی صرف نيست، حركت رو به جلو است.
١٦- مديريت، واكنش نشان دادن به محيط نيست؛ وادار كردن محيط به واكنش در قبال اقدامات سازمان است.
🔺حرف آخر: مدیریت از طریق مشاهده رفتار سایر نامدیران و سعی در تقلید حرکات ایشان حاصل نمی گردد. مدیریت تلفیقی از علم، تجربه و ویژگی های شخصیتی است.
🔺خطاهای فوق در خصوص مدیریت از فقدان علم، کمبود تجربه و مهم تر از آنها خطای نگرشی مدیر در قالب دو محور "مالک سازمان" و "بیش فهمی نسبت به دیگران" سرچشمه می گیرد که می بایست این تفکر به سمت "هماهنگ کننده سازمان برای حرکت به سمت ماموریت سازمانی" اصلاح شود.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ مديريت ناپلئونى
✅ نقل شده است ناپلئون بناپارت در حكومت قدرتمند خود در فرانسه، نامه هاى دريافتى را تا دو ماه يا بيشتر باز نكرده و نمى خواند. هنگامى كه پس از اين مدت نامه ها را باز مى كرد، بسيارى از مسائل و مشكلات مورد اشاره در نامه رفع شده بود و نياز به رسيدگى و تصميم گيرى نداشت. این سبك مديريتى تحت عنوان "مديريت ناپلئونى" ناميده مى شود.
🔸در برخى موارد، ورود سريع و عجولانه مديران به مسائل ساختار نيافته و غيرمترقبه سازمان موجب مى شود مسئله پيچيده تر شود و تصميمات مدير، نتايج وخيم ترى را به دنبال داشته باشد.
🔹بر اساس سبك مديريت ناپلئونى، بروز مسائل احساسى بين كاركنان و يا اقدامات خارج از عرف و خارج از وظايف ذینفعان بيرونى سازمان، مستلزم درنگ و تامل بيشتر توسط مدير است، چرا كه گذر زمان به اشکال مختلف، ممكن است به پاك شدن اين گونه مسائل يا حل آن توسط عوامل ديگر منجر شود.
🔸"مديريت ناپلئونى" بر اين محور استوار است كه گذر "زمان" مى تواند منجر به حل بسيارى از مسائل حاشيه اى و فرعى سازمان شود به نحوى كه ورود مدير به مسئله را غير ضرورى سازد.
🔹از سوى ديگر ورود عجولانه مدير به هر مسئله حاشيه اى و جزئى سازمان، موجب افول جايگاه مدير در سازمان و اثربخشى رهبرى وى در مسائل استراتژيك و كلان مى شود.
🔸در صورت عدم حل مسائل از اين دست پس از گذر مدت زمان معين، توصيه مى شود حل آنها به مديران ميانى و عملياتى سازمان تفويض گردد. مطالعات نيز نشان مى دهند در سطح مديريت عالى سازمان در مجموع، مدیرانی که سريع و عجولانه اقدام به تصميم گيرى نمى كنند، موفقترند.
✅ نقل شده است ناپلئون بناپارت در حكومت قدرتمند خود در فرانسه، نامه هاى دريافتى را تا دو ماه يا بيشتر باز نكرده و نمى خواند. هنگامى كه پس از اين مدت نامه ها را باز مى كرد، بسيارى از مسائل و مشكلات مورد اشاره در نامه رفع شده بود و نياز به رسيدگى و تصميم گيرى نداشت. این سبك مديريتى تحت عنوان "مديريت ناپلئونى" ناميده مى شود.
🔸در برخى موارد، ورود سريع و عجولانه مديران به مسائل ساختار نيافته و غيرمترقبه سازمان موجب مى شود مسئله پيچيده تر شود و تصميمات مدير، نتايج وخيم ترى را به دنبال داشته باشد.
🔹بر اساس سبك مديريت ناپلئونى، بروز مسائل احساسى بين كاركنان و يا اقدامات خارج از عرف و خارج از وظايف ذینفعان بيرونى سازمان، مستلزم درنگ و تامل بيشتر توسط مدير است، چرا كه گذر زمان به اشکال مختلف، ممكن است به پاك شدن اين گونه مسائل يا حل آن توسط عوامل ديگر منجر شود.
🔸"مديريت ناپلئونى" بر اين محور استوار است كه گذر "زمان" مى تواند منجر به حل بسيارى از مسائل حاشيه اى و فرعى سازمان شود به نحوى كه ورود مدير به مسئله را غير ضرورى سازد.
🔹از سوى ديگر ورود عجولانه مدير به هر مسئله حاشيه اى و جزئى سازمان، موجب افول جايگاه مدير در سازمان و اثربخشى رهبرى وى در مسائل استراتژيك و كلان مى شود.
🔸در صورت عدم حل مسائل از اين دست پس از گذر مدت زمان معين، توصيه مى شود حل آنها به مديران ميانى و عملياتى سازمان تفويض گردد. مطالعات نيز نشان مى دهند در سطح مديريت عالى سازمان در مجموع، مدیرانی که سريع و عجولانه اقدام به تصميم گيرى نمى كنند، موفقترند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1👎1
✳️ چگونه با کسی که دوستش داریم، مذاکره کنیم؟
✅ لیگ تامپسون در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مذاکره» مینویسد:
🔺مذاکره با کسی که دوستش دارید، احترام زیادی برای او قائلید، یا مدتی طولانی است با او در ارتباط هستید، برخلاف آن چه به نظر میرسد، چندان ساده نیست.
🔹به همین دلیل است که هنگام مذاکره با همسر، خویشان و دوستان، بیشتر در معرض مصالحه نادرست قرار میگیریم یا آنها را در معرض مصالحه نادرست قرار میدهیم.
🔸مصالحه نادرست وقتی است که طرفین به تصور خود، بخشی از خواستههای خود را به نفع دیگری قربانی میکنند به این امید که در نهایت، نتیجهای برد-برد حاصل شود.
🔹به همین دلیل است که هنگام مذاکره با کسانی که دوستشان داریم، باید گذشته، حال و آینده را در نظر بگیریم و به صورت اصولی مذاکره کنیم نه احساسی.
🔸در حقیقت، بزرگترین خطر در مذاکره با چنین افرادی این است که معمولا احساساتمان به شدت دخیل میشوند و در نتیجه، به نوعی مذاکره میکنیم که در نهایت نتیجه آن باخت-باخت میشود.
🔹این نوع نتیجهگیری در مذاکره با کسانی که دوستشان داریم، از آنجایی احتمالش بیشتر میشود که با این گونه افراد معمولا پس از بروز تعارض، مذاکره میکنیم.
🔸تعارض در مذاکره در سه شرایط زیر به وجود میآید:
🔹زمانی که انسانها احساس میکنند در مورد برخی از منابع کمیاب، با دیگران رقابت دارند. مثلا زمانی را در نظر بگیرید که با همسرتان بر سر این موضوع که امروز صبح، چه کسی با خودرو به محل کارش برود و چه کسی با مترو، بحث میکنید.
🔸زمانی که اهداف انسانها با یکدیگر متضاد است. مثلا همسرتان میگوید برای تعطیلات سال جدید به شمال بروید و شما میگویید به جنوب بروید.
🔹زمانی که فرآیندهای مدنظر انسانها با یکدیگر متفاوت است. مثلا بحث و جدلتان با همسرتان در مورد شیوه تربیت فرزندتان را به خاطر بیاورید.
🔸بر این اساس، مذاکره با کسانی که دوستشان داریم، بسیار متفاوت از یک مذاکره تجاری است، چون اصولا در مذاکره تجاری، یک نوع منفعت به دست میآوریم ولی در مذاکره با افرادی که دوستشان داریم، باید تعارض ناشی از کمبود منابع، اهداف متضاد یا فرایندهای متفاوت را حل و فصل کنیم.
🔹بدیهی است که در چنین شرایطی، یا خودمان باید از مواضعمان کوتاه بیاییم یا طرف مقابلمان را راضی کنیم از منافعش کوتاه بیاید. در هر دو صورت، یکی از طرفین احساس میکند مذاکره را باخته است.
راهنامه مدیر
✅ لیگ تامپسون در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مذاکره» مینویسد:
🔺مذاکره با کسی که دوستش دارید، احترام زیادی برای او قائلید، یا مدتی طولانی است با او در ارتباط هستید، برخلاف آن چه به نظر میرسد، چندان ساده نیست.
🔹به همین دلیل است که هنگام مذاکره با همسر، خویشان و دوستان، بیشتر در معرض مصالحه نادرست قرار میگیریم یا آنها را در معرض مصالحه نادرست قرار میدهیم.
🔸مصالحه نادرست وقتی است که طرفین به تصور خود، بخشی از خواستههای خود را به نفع دیگری قربانی میکنند به این امید که در نهایت، نتیجهای برد-برد حاصل شود.
🔹به همین دلیل است که هنگام مذاکره با کسانی که دوستشان داریم، باید گذشته، حال و آینده را در نظر بگیریم و به صورت اصولی مذاکره کنیم نه احساسی.
🔸در حقیقت، بزرگترین خطر در مذاکره با چنین افرادی این است که معمولا احساساتمان به شدت دخیل میشوند و در نتیجه، به نوعی مذاکره میکنیم که در نهایت نتیجه آن باخت-باخت میشود.
🔹این نوع نتیجهگیری در مذاکره با کسانی که دوستشان داریم، از آنجایی احتمالش بیشتر میشود که با این گونه افراد معمولا پس از بروز تعارض، مذاکره میکنیم.
🔸تعارض در مذاکره در سه شرایط زیر به وجود میآید:
🔹زمانی که انسانها احساس میکنند در مورد برخی از منابع کمیاب، با دیگران رقابت دارند. مثلا زمانی را در نظر بگیرید که با همسرتان بر سر این موضوع که امروز صبح، چه کسی با خودرو به محل کارش برود و چه کسی با مترو، بحث میکنید.
🔸زمانی که اهداف انسانها با یکدیگر متضاد است. مثلا همسرتان میگوید برای تعطیلات سال جدید به شمال بروید و شما میگویید به جنوب بروید.
🔹زمانی که فرآیندهای مدنظر انسانها با یکدیگر متفاوت است. مثلا بحث و جدلتان با همسرتان در مورد شیوه تربیت فرزندتان را به خاطر بیاورید.
🔸بر این اساس، مذاکره با کسانی که دوستشان داریم، بسیار متفاوت از یک مذاکره تجاری است، چون اصولا در مذاکره تجاری، یک نوع منفعت به دست میآوریم ولی در مذاکره با افرادی که دوستشان داریم، باید تعارض ناشی از کمبود منابع، اهداف متضاد یا فرایندهای متفاوت را حل و فصل کنیم.
🔹بدیهی است که در چنین شرایطی، یا خودمان باید از مواضعمان کوتاه بیاییم یا طرف مقابلمان را راضی کنیم از منافعش کوتاه بیاید. در هر دو صورت، یکی از طرفین احساس میکند مذاکره را باخته است.
راهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ آیا ما با قحطی مدیر مواجه هستیم؟!
✅ تحقیق موسسه گالوپ حاکی از آن است که حدود ده درصد از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند.
🔸همچنین حدود بیست درصد از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
🔹این بررسی نشان داده است که فقط هجده درصد از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ده درصد انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸ درصد سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمانشان به ارمغان آورده اند.
🔸وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این دو گزینه روبرو شدند:
🔸️ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
🔹️ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
🔹این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.
🔸در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد.
🔹این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افرادرا نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
راهنامه مدیر
✅ تحقیق موسسه گالوپ حاکی از آن است که حدود ده درصد از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند.
🔸همچنین حدود بیست درصد از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
🔹این بررسی نشان داده است که فقط هجده درصد از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ده درصد انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸ درصد سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمانشان به ارمغان آورده اند.
🔸وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این دو گزینه روبرو شدند:
🔸️ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
🔹️ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
🔹این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.
🔸در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد.
🔹این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افرادرا نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
راهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1
گزارش_سازمان_های_اجتماعی_درجهان_به_هم_ریخته.pdf
3 MB
✳️ سازمان های اجتماعی در جهاِن به هم ریختـه
✅ رهبـر ِی تغییـر از بقـایافتـن به کامیـاب شـدن
گـزار ِش 2021 شـرکـت دیلـویـت بر رونـدهـای جـهانـی سرمـایـه های انـسـانـی
گزارش پیِش رو، گزارش اخیر شرکت مشاوره مدیریت دیلویت است که سالانه گزارش های مختلفی را برای کسب وکارها ارایه می نماید.
برگرفته از كانال برنامه ريزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ رهبـر ِی تغییـر از بقـایافتـن به کامیـاب شـدن
گـزار ِش 2021 شـرکـت دیلـویـت بر رونـدهـای جـهانـی سرمـایـه های انـسـانـی
گزارش پیِش رو، گزارش اخیر شرکت مشاوره مدیریت دیلویت است که سالانه گزارش های مختلفی را برای کسب وکارها ارایه می نماید.
برگرفته از كانال برنامه ريزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هيچ ناهار رایگاني وجود ندارد؟!
✅ خواست هاي نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتي قرار مي دهد كه بايد مدام انتخاب کنیم کدام یک از خواست هايمان را برآورده كنيم. هنگامي كه انتخاب هايي انجام مي گيرد افراد متحمل هزینه اي مي شوند. اگر شما تصميم بگيريد كه به جاي يك فيلم يك بازي ويدئويي بخريد متحمل هزینه فرصت مي شويد. اقتصاددانان هزينه فرصت را فرصتی با بالاترين ارزش توصيف مي كنند زمانی كه شما انتخابي انجام مي دهيد. بنابراین هزینه فرصت خرید بازی ویدیویی اين است که نمی توانید فیلم خریداری كنيد.
🔺هزینه فرصت، فرصت از دست رفته است. هزینه فرصت خرج کردن پول، فرصت از دست رفته براي پس انداز پول است. در سطح اجتماعی هزینه فرصت استفاده از زمین به عنوان جای پارک، زمیني است كه دیگر برای ساخت خانه استفاده نمی شود. هزینه فرصت درآمدهای مالیاتی كه در بخش بهداشت و درمان صرف مي شود فرصت از دست رفته براي خرج پول در آموزش و پرورش است. به این ترتیب هزینه فرصت، فرصت بسیار ارزشمندي است كه کنار گذاشته شده.
🔺هر صبح وقتی كه زنگ ساعتتان به صدا درمی آید شماري از گزینه ها مقابلتان قرار می گیرد. با فرض این که اولین انتخابتان اين بوده كه از رختخواب خارج شويد، مي توانيد اين انتخاب ها را انجام دهيد: رفتن به مدرسه یا دانشگاه- تماشاي تلويزيون یا مثلا رفتن به مرکز خرید. حالا هزینه فرصت رفتن به مدرسه یا دانشگاه چيست؟ آیا هم تماشای تلویزیون و هم رفتن به بازار است؟ نه. به دلیل مشکل كميابي اگر به مدرسه یا دانشگاه نروید تنها مي توانيد يكي از انتخاب های ذکر شده را انجام دهيد. به عبارتی شما تنها فرصت داريد كه يكي از آنها را انجام دهيد یا بيشتر احتمال دارد كه يكي را انجام دهيد. بنابراین اگر فعاليتي كه بيشترين ارزش را دارد انتخاب کنید که همان رفتن به مدرسه است هزينه فرصت شما يكي از چيزهايي است كه بالاترين ارزش را بر روي آن مي گذاريد که می تواند تماشاي تلويزيون باشد.
🔺میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل مي گفت:«چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد .»
تصور کنید پیتزافروشی همسايه در موقع ناهار پيتزا و نوشابه را صفر تومان می فروشد. پس چرا این ناهار مفت به حساب نمی آید؟ دلیلش این است که ممكن است این پیتزا و نوشابه هزينه پولي نداشته باشد، اما درواقع هر موقعيتي كه شما را وادارد تا يك انتخاب را انجام دهيد نتيجه اش يك هزينه فرصت است یعنب انتخاب شما در خوردن پیتزا در همسایگی تان به این معنی است که در حال از دست دادن فرصت ناهار خوردن در جاهای دیگر هستيد. یا شما ممکن است چند ساعت از شب را صرف توییت کردن و پیغام گذاشتن براي دوستانتان كنيد و هیچ پولی بابت این کار ندهيد. به این ترتیب ممکن است فکر كنيد كه توییت کردن رایگان است، اما واقعیت این است که این کار هم هزینه اي دارد. به این فکر کنید که با وقت گذاشتن پای توییت کردن چه فرصتي را از دست مي دهيد؟/ كانال قواعدبازی
✅ خواست هاي نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتي قرار مي دهد كه بايد مدام انتخاب کنیم کدام یک از خواست هايمان را برآورده كنيم. هنگامي كه انتخاب هايي انجام مي گيرد افراد متحمل هزینه اي مي شوند. اگر شما تصميم بگيريد كه به جاي يك فيلم يك بازي ويدئويي بخريد متحمل هزینه فرصت مي شويد. اقتصاددانان هزينه فرصت را فرصتی با بالاترين ارزش توصيف مي كنند زمانی كه شما انتخابي انجام مي دهيد. بنابراین هزینه فرصت خرید بازی ویدیویی اين است که نمی توانید فیلم خریداری كنيد.
🔺هزینه فرصت، فرصت از دست رفته است. هزینه فرصت خرج کردن پول، فرصت از دست رفته براي پس انداز پول است. در سطح اجتماعی هزینه فرصت استفاده از زمین به عنوان جای پارک، زمیني است كه دیگر برای ساخت خانه استفاده نمی شود. هزینه فرصت درآمدهای مالیاتی كه در بخش بهداشت و درمان صرف مي شود فرصت از دست رفته براي خرج پول در آموزش و پرورش است. به این ترتیب هزینه فرصت، فرصت بسیار ارزشمندي است كه کنار گذاشته شده.
🔺هر صبح وقتی كه زنگ ساعتتان به صدا درمی آید شماري از گزینه ها مقابلتان قرار می گیرد. با فرض این که اولین انتخابتان اين بوده كه از رختخواب خارج شويد، مي توانيد اين انتخاب ها را انجام دهيد: رفتن به مدرسه یا دانشگاه- تماشاي تلويزيون یا مثلا رفتن به مرکز خرید. حالا هزینه فرصت رفتن به مدرسه یا دانشگاه چيست؟ آیا هم تماشای تلویزیون و هم رفتن به بازار است؟ نه. به دلیل مشکل كميابي اگر به مدرسه یا دانشگاه نروید تنها مي توانيد يكي از انتخاب های ذکر شده را انجام دهيد. به عبارتی شما تنها فرصت داريد كه يكي از آنها را انجام دهيد یا بيشتر احتمال دارد كه يكي را انجام دهيد. بنابراین اگر فعاليتي كه بيشترين ارزش را دارد انتخاب کنید که همان رفتن به مدرسه است هزينه فرصت شما يكي از چيزهايي است كه بالاترين ارزش را بر روي آن مي گذاريد که می تواند تماشاي تلويزيون باشد.
🔺میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل مي گفت:«چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد .»
تصور کنید پیتزافروشی همسايه در موقع ناهار پيتزا و نوشابه را صفر تومان می فروشد. پس چرا این ناهار مفت به حساب نمی آید؟ دلیلش این است که ممكن است این پیتزا و نوشابه هزينه پولي نداشته باشد، اما درواقع هر موقعيتي كه شما را وادارد تا يك انتخاب را انجام دهيد نتيجه اش يك هزينه فرصت است یعنب انتخاب شما در خوردن پیتزا در همسایگی تان به این معنی است که در حال از دست دادن فرصت ناهار خوردن در جاهای دیگر هستيد. یا شما ممکن است چند ساعت از شب را صرف توییت کردن و پیغام گذاشتن براي دوستانتان كنيد و هیچ پولی بابت این کار ندهيد. به این ترتیب ممکن است فکر كنيد كه توییت کردن رایگان است، اما واقعیت این است که این کار هم هزینه اي دارد. به این فکر کنید که با وقت گذاشتن پای توییت کردن چه فرصتي را از دست مي دهيد؟/ كانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ عوامل تعیین کننده دولت توسعه ای در برابر دولت غارتگر
✍️دکتر محمدرضا منجذب
✅ دولتهای واقعی که توسط دولتمردانی در دنیای واقعی مدیریت میشوند ترکیبی از این دو رویکرد را در خود دارند. بنابراین، سؤال اصلی این خواهد بود که از نظر میزان تمایل به سمت توسعهای و یا غارتگری، چه متغیرهایی بر این ترکیب تأثیرگذارند؟
1️⃣ به طور خاص میتوان گفت که اگر دولتمردان وابسته به درآمدهای مالیاتی که از عموم جامعه دریافت میشود باشند، بیشتر به رویکرد توسعهای گرایش خواهند داشت. چنین دولتمردانی برای درآمدزایی خود باید با بیشتر شهروندان جامعه تعامل برقرار نموده و خدمات رفاهی متعددی در عوض درآمدهای مالیاتی برایشان فراهم کنند. اگر سطح رفاه اکثر مردم افزایش یابد، دولتمردان جریان سرشاری از درآمدها را در اختیار خواهند داشت که موجب تقویت جایگاه سیاسی شان میگردد.
همچنین به دلیل ورود به یک فرآیند تعامل گفتاری، کمتر درگیر سیاستهای غارتگری گشته و می آموزند که چگونه جریان درآمدهایشان را از طریق افزایش بهره وری بهبود دهند. دولتمردانی که برای تأمین بیشتر درآمدشان متکی به منابعی خارج از جامعه و یا بخش کوچکی از جامعه هستند، تمایل بیشتری برای اتخاذ سیاستهای منفعت رسان به یک عده قلیل، به قیمت چشم پوشی از اکثریت دارند. در چنین شرایطی سیاستهای غارتگری غالب هست.
2️⃣ عامل دوم تاثیرگذار وجود یا عدم وجود تعادلهای چندگانه است. بدین معنی که در صورت عدم وجود تعادلهای چندگانه، تلاش برای هماهنگ نمودن جابجایی از یک تعادل سطح پایین به یک تعادل سطح بالا محکوم به شکست است. بنابراین، هیچ انگیزه ای برای دولتمردان وجود ندارد تا به منظور اتخاذ سیاستهای توسعهای تلاشی از خود نشان دهند. در عوض، برای در پیش گرفتن سیاستهای غارتگری و ارجحیت منافع یک عده قلیل بر اکثریت جامعه به اندازه کافی انگیزه وجود خواهد داشت. چه عواملی بر وجود یا عدم وجود تعادلهای چندگانه تأثیرگذارند؟
میزان سرمایه انسانی یک عامل اساسی است. سرمایه انسانی به میزان توانمندی اعضای جامعه در بهبود مهارتهایش، از طریق روش های رسمی یا غیر رسمی آموزشی اشاره دارد. هرچه سطح سرمایه انسانی بالاتر باشد، کالاهای واسطه ای بهره وری بالاتری داشته و نقش کلیدی را در دستیابی به تعادل سطح بالا بر عهده دارند. پایین بودن سطح سرمایه انسانی، کاهش بهره روی کالاهای واسطه ای را در پی داشته و در نتیجه تعادل سطح بالا به وجود نخواهد آمد.
علاوه بر سطح سرمایه انسانی، وجود تعادلهای چندگانه به بهره وری کل بخش کشاورزی نیز وابسته است.
3️⃣ سومین عاملی که میزان غارتگری یا توسعهای بودن ترکیب دولتمردان را تحت تأثیر قرار میدهد به تمرکز یا عدم تمرکز قدرت سیاسی ارتباط پیدا میکند، بدین معنی که به منظور فراهم نمودن منابع لازم برای مقابله با غارتگران خارجی، فراهم نمودن صلح داخلی، و حفظ یک بازار واحد یکپارچه در یک ناحیه، نیازمند مقداری تمرکز در قدرت هست. منظور از یک بازار واحد یکپارچه این است که کالاها بتوانند آزادانه در آن ناحیه توزیع شوند (بدون عوارض و تعرفه).
البته اگر قدرت به میزان زیادی تمرکز یافته باشد، دولتمردان انگیزه پیدا میکنند که انتظارات بقیه را نادیده گرفته و تا جایی که امکان دارد به کسب منافع برای خود بپردازند. چنین اتفاقی باعث از بین رفتن اقتصاد میگردد (غارت اقتصادی ). از طرف دیگر، نیازمند مقداری عدم تمرکز در قدرت هستیم، چرا که این کار عموم مردم را قادر میسازد تا دولتمردان را برای در پیش گرفتن سیاستهای توسعهای تحت فشار قرار دهد. اما باید توجه داشت که عدم تمرکز بیش از حد منجر به از هم گسیختگی بازار داخلی یک منطقه میگردد.
4️⃣ آخرین عامل مربوط به تهدیدهای خارجی میشود. تهدیدهای خارجی برای دولتمردانی که کنترل شرایط را در دست دارند، اگر خیلی جدی نباشد، دولتمردان را به اتخاذ سیاستهای توسعهای سوق میدهد. به زبان ساده، یک تهدید خارجی به دو دلیل عمده دولتمردان را مجاب میکند که وضعیت رفاهی شهروندانشان را بهبود بخشند: احتمال پیوستن یک جامعه مرفه به مهاجمین خارجی بسیار پایین است. به علاوه، رفاه بالاتر به معنای جریان بیشتر مالیاتها به سمت دولتمردان بوده و آنها را در برابر تجاوزهای خارجی تقویت میکند.
كانال قواعدبازی
✍️دکتر محمدرضا منجذب
✅ دولتهای واقعی که توسط دولتمردانی در دنیای واقعی مدیریت میشوند ترکیبی از این دو رویکرد را در خود دارند. بنابراین، سؤال اصلی این خواهد بود که از نظر میزان تمایل به سمت توسعهای و یا غارتگری، چه متغیرهایی بر این ترکیب تأثیرگذارند؟
1️⃣ به طور خاص میتوان گفت که اگر دولتمردان وابسته به درآمدهای مالیاتی که از عموم جامعه دریافت میشود باشند، بیشتر به رویکرد توسعهای گرایش خواهند داشت. چنین دولتمردانی برای درآمدزایی خود باید با بیشتر شهروندان جامعه تعامل برقرار نموده و خدمات رفاهی متعددی در عوض درآمدهای مالیاتی برایشان فراهم کنند. اگر سطح رفاه اکثر مردم افزایش یابد، دولتمردان جریان سرشاری از درآمدها را در اختیار خواهند داشت که موجب تقویت جایگاه سیاسی شان میگردد.
همچنین به دلیل ورود به یک فرآیند تعامل گفتاری، کمتر درگیر سیاستهای غارتگری گشته و می آموزند که چگونه جریان درآمدهایشان را از طریق افزایش بهره وری بهبود دهند. دولتمردانی که برای تأمین بیشتر درآمدشان متکی به منابعی خارج از جامعه و یا بخش کوچکی از جامعه هستند، تمایل بیشتری برای اتخاذ سیاستهای منفعت رسان به یک عده قلیل، به قیمت چشم پوشی از اکثریت دارند. در چنین شرایطی سیاستهای غارتگری غالب هست.
2️⃣ عامل دوم تاثیرگذار وجود یا عدم وجود تعادلهای چندگانه است. بدین معنی که در صورت عدم وجود تعادلهای چندگانه، تلاش برای هماهنگ نمودن جابجایی از یک تعادل سطح پایین به یک تعادل سطح بالا محکوم به شکست است. بنابراین، هیچ انگیزه ای برای دولتمردان وجود ندارد تا به منظور اتخاذ سیاستهای توسعهای تلاشی از خود نشان دهند. در عوض، برای در پیش گرفتن سیاستهای غارتگری و ارجحیت منافع یک عده قلیل بر اکثریت جامعه به اندازه کافی انگیزه وجود خواهد داشت. چه عواملی بر وجود یا عدم وجود تعادلهای چندگانه تأثیرگذارند؟
میزان سرمایه انسانی یک عامل اساسی است. سرمایه انسانی به میزان توانمندی اعضای جامعه در بهبود مهارتهایش، از طریق روش های رسمی یا غیر رسمی آموزشی اشاره دارد. هرچه سطح سرمایه انسانی بالاتر باشد، کالاهای واسطه ای بهره وری بالاتری داشته و نقش کلیدی را در دستیابی به تعادل سطح بالا بر عهده دارند. پایین بودن سطح سرمایه انسانی، کاهش بهره روی کالاهای واسطه ای را در پی داشته و در نتیجه تعادل سطح بالا به وجود نخواهد آمد.
علاوه بر سطح سرمایه انسانی، وجود تعادلهای چندگانه به بهره وری کل بخش کشاورزی نیز وابسته است.
3️⃣ سومین عاملی که میزان غارتگری یا توسعهای بودن ترکیب دولتمردان را تحت تأثیر قرار میدهد به تمرکز یا عدم تمرکز قدرت سیاسی ارتباط پیدا میکند، بدین معنی که به منظور فراهم نمودن منابع لازم برای مقابله با غارتگران خارجی، فراهم نمودن صلح داخلی، و حفظ یک بازار واحد یکپارچه در یک ناحیه، نیازمند مقداری تمرکز در قدرت هست. منظور از یک بازار واحد یکپارچه این است که کالاها بتوانند آزادانه در آن ناحیه توزیع شوند (بدون عوارض و تعرفه).
البته اگر قدرت به میزان زیادی تمرکز یافته باشد، دولتمردان انگیزه پیدا میکنند که انتظارات بقیه را نادیده گرفته و تا جایی که امکان دارد به کسب منافع برای خود بپردازند. چنین اتفاقی باعث از بین رفتن اقتصاد میگردد (غارت اقتصادی ). از طرف دیگر، نیازمند مقداری عدم تمرکز در قدرت هستیم، چرا که این کار عموم مردم را قادر میسازد تا دولتمردان را برای در پیش گرفتن سیاستهای توسعهای تحت فشار قرار دهد. اما باید توجه داشت که عدم تمرکز بیش از حد منجر به از هم گسیختگی بازار داخلی یک منطقه میگردد.
4️⃣ آخرین عامل مربوط به تهدیدهای خارجی میشود. تهدیدهای خارجی برای دولتمردانی که کنترل شرایط را در دست دارند، اگر خیلی جدی نباشد، دولتمردان را به اتخاذ سیاستهای توسعهای سوق میدهد. به زبان ساده، یک تهدید خارجی به دو دلیل عمده دولتمردان را مجاب میکند که وضعیت رفاهی شهروندانشان را بهبود بخشند: احتمال پیوستن یک جامعه مرفه به مهاجمین خارجی بسیار پایین است. به علاوه، رفاه بالاتر به معنای جریان بیشتر مالیاتها به سمت دولتمردان بوده و آنها را در برابر تجاوزهای خارجی تقویت میکند.
كانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
داوس چین 2024.pdf
10.7 MB
✳️ ۱۰ فناوری در حال ظهور
داوس چین 2024
داوس چین از 25 تا 28 ماه جون 2024 ( 5 تا 8 تیر ماه 1403) در شهر دالیان چین برگزار شد.
1700 نفر از 80 کشور در این کنفرانس شرکت داشتند.
طی 200 جلسه/میزگرد/طوفان مغزی، تحقیقاتی در مورد هوش مصنوعی، انرژی های پاک، بهره وری در مصرف آب، آینده زنجیرۀ تامین، اهمیت اینترنت پرسرعت، وابستگی متقابل اقتصادی کشورها، مرکزیت رقابت در آیندۀ کشورها، کانونی بودن بنگاه ها در رشد و توسعۀ اقتصادی، آیندۀ جهانی شدن و مسیر حرکت روابط آمریکا با چین بررسی شد. جذاب ترین بحث برای این نویسنده، ده فن آوری نوین در آیندۀ نظام بین المللی بود که در زیر عیناً آورده می شوند. امید است برای خوانندگان علاقه مند نسبت به موضوعات جهانی مفید واقع گردد. شاید جالب ترین جمله ای که در این چند روز بارها شنیده شد این بود که:
🔺بدون 6g نمیتوان به رشد و توسعه دست یافت.
داوس چین 2024
داوس چین از 25 تا 28 ماه جون 2024 ( 5 تا 8 تیر ماه 1403) در شهر دالیان چین برگزار شد.
1700 نفر از 80 کشور در این کنفرانس شرکت داشتند.
طی 200 جلسه/میزگرد/طوفان مغزی، تحقیقاتی در مورد هوش مصنوعی، انرژی های پاک، بهره وری در مصرف آب، آینده زنجیرۀ تامین، اهمیت اینترنت پرسرعت، وابستگی متقابل اقتصادی کشورها، مرکزیت رقابت در آیندۀ کشورها، کانونی بودن بنگاه ها در رشد و توسعۀ اقتصادی، آیندۀ جهانی شدن و مسیر حرکت روابط آمریکا با چین بررسی شد. جذاب ترین بحث برای این نویسنده، ده فن آوری نوین در آیندۀ نظام بین المللی بود که در زیر عیناً آورده می شوند. امید است برای خوانندگان علاقه مند نسبت به موضوعات جهانی مفید واقع گردد. شاید جالب ترین جمله ای که در این چند روز بارها شنیده شد این بود که:
🔺بدون 6g نمیتوان به رشد و توسعه دست یافت.
👍2
مدیریت اجرایی
داوس چین 2024.pdf
✅ فناوریهای نوظهور تاثیرگذار 2024 معرفی شدند
ایدهها در دنیای امروزی گذرا و به سرعت در حال تغییرند، اما کدام فناوریهای نوظهور هستند که در سالهای آینده در دستور کار سیاستگذاران، تصمیمگیران، کارآفرینان و شهروندان قرار میگیرند؟
🔺 مجمع جهانی اقتصاد در گزارش اخیر خود در مورد فناوریهای نوظهور برتر سال 2024 مطلبی را منتشر و بررسی کرده است که این فناوریها چطور قرار است آینده را رقم بزنند. این گزارش با مشاوره بیش از 300 دانشگاهی و متخصص برجسته جهان و پژوهشگر و اعضای برتر گروه راهبری فناوریهای نوظهور تهیه شده است.
این گروه متخصص با تجزیه و تحلیل دادهها و درک قوی از تاثیر بالقوه هر کدام از فناوریها در پرداختن به چالشهای جهانی متعدد، فناوریهای نوظهور تاثیرگذار جهان را از پیشرفت علم مواد تا فناوریهای تحولآفرین در مراقبتهای بهداشتی فهرست کرده است.
فناوریهایی که در این گزارش به چشم میخورد، عبارتند از:
▪︎فناوری اتصال
در دنیای امروزی که بیشتر ابزارهای دور و برمان نیاز به مصرف انرژی کمتری دارند و با نزدیک شدن به دوران نسل ششم شبکه موبایلی، ضرورت اتصال ابزارها به اینترنت افزایش مییابد.
در آینده، سطوح هوشمند قابل تنظیم مجدد (RIS) پیوندهای ارتباطی بیسیم را با تغییر شکل پویا، ترکیب متا مواد، الگوریتمهای هوشمند و پردازش سیگنال پیشرفته برای کنترل و دستکاری امواج الکترومغناطیسی بهینه میکنند. RIS که برای افزایش ظرفیت و اتصال و با تمرکز قوی بر پایداری محیطی طراحی شده است، میتواند دیوارها و سطوح معمولی را به اجزای هوشمند در یک شبکه بیسیم تبدیل کند.
این گزارش پیشبینی میکند که این امر میتواند به معنای ارتباط قابل اعتمادتر و کارآمدتر امواج رادیویی در کارخانههای هوشمند و شبکههای خودرو و همچنین پوشش بهبود یافته در محیطهای کشاورزی باشد.
«سیستمهای ایستگاه سکوی ارتفاع بالا» (HAPS) با بهرهگیری از جدیدترین فناوریهای خورشیدی، باتری، مواد کامپوزیت سبک وزن و فناوری اویونیک، سطوح جدیدی از ارتباطات و قابلیتهای مشاهده را ارائه میدهند. این سیستمها که در حدود 20 کیلومتری بالای زمین کار میکنند - معمولاً به شکل بالون، کشتی هوایی یا هواپیمای بال ثابت - میتوانند اتصال، پوشش و عملکرد برجها و ماهوارههای زمینی، به ویژه در نقاط دورافتاده جهان را به بهترین نحو انجام دهند.
زیرساختهای نوآورانه HAPS آماده دسترسی به اینترنت برای بیش از 2/6 میلیارد نفر در 100 کشور بدون اتصال است و فرصتهای استثنائی را برای آموزش و رشد اقتصادی ایجاد میکند. سیستمهای HAPS علاوه بر بهبود سرعت اینترنت، به سرعت مستقر میشوند، بنابراین در شرایط اضطراری استفاده حیاتی دارند.
در دنیایی که مملو از ابزارهای حسگر و ارتباطی است، ناگزیر همپوشانی عملکردی وجود دارد. حسگر و ارتباطات یکپارچه (ISAC) این قابلیتها را در یک سیستم واحد ترکیب میکند تا دادهها به طور همزمان جمعآوری و انتقال یابند، و در عین حال امکان کاربردهای جدید ایجاد شود.
ISAC
شبکههای بیسیم را نسبت به محیط زیست آگاه میکند و عملکردهایی مانند محلیسازی، نقشهبرداری محیطی و نظارت بر زیرساخت را ممکن میسازد. به عنوان مثال میتوان از سنسورها و تجزیه و تحلیل دادهها برای نظارت بر کیفیت هوا و آب، رطوبت خاک و شرایط آبوهوایی استفاده کرد. برنامههای کاربردی دنیای واقعی شامل سیستمهای نظارتی برای کشاورزی هوشمند، حفاظت از محیط زیست و برنامهریزی شهری و همچنین شبکههای هوشمندی است که تولید و مصرف انرژی را بهینه میکند.
■اکتشافات مبتنی بر هوش مصنوعی
تعجبی ندارد که شتاب سریع هوش مصنوعی در صدر فهرست پیشرفتهای فناوری امسال قرار دارد. در حالی که دانشمندان مدتهاست در حال آزمایش روی ارتقای دانش و قابلیتهای خود از طریق هوش مصنوعی هستند، پیشرفتهای اخیر در یادگیری عمیق، هوش مصنوعی مولد و مدلهای پایه، تحولاتی را در مورد اکتشاف و پیشبینی ایجاد کرده است.
با توجه به اینکه هوش مصنوعی دنیای دادهها را مانند گذشته گسترش میدهد، یافتن راههایی برای استفاده از آن بدون نگرانیهای اخلاقی یا امنیتی، به امری کلیدی تبدیل شده است. با تکیه بر پیشرفتهای هوش مصنوعی، دادههای مصنوعی این امکان را برای دانشمندان و دیگران فراهم میکند که دادهها را در سطح جهانی به اشتراک بگذارند و با حذف اطلاعات شناسایی، روی تحقیقات مرتبط با زیستشناسی و سلامت به طور مشترک کار کنند.
هوش مصنوعی برای کشف علمی نحوه کشف و استفاده از دانش جدید را تغییر میدهد. سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند مدلهای سهبعدی ساختارهای پروتئین را با دقت پیشبینی کنند. هوش مصنوعی همچنین در تحقیقاتی که خانواده جدیدی از آنتیبیوتیکها را کشف کرده و موادی برای باتریهای کارآمدتر ایجاد کرده است، استفاده شده است.
ایدهها در دنیای امروزی گذرا و به سرعت در حال تغییرند، اما کدام فناوریهای نوظهور هستند که در سالهای آینده در دستور کار سیاستگذاران، تصمیمگیران، کارآفرینان و شهروندان قرار میگیرند؟
🔺 مجمع جهانی اقتصاد در گزارش اخیر خود در مورد فناوریهای نوظهور برتر سال 2024 مطلبی را منتشر و بررسی کرده است که این فناوریها چطور قرار است آینده را رقم بزنند. این گزارش با مشاوره بیش از 300 دانشگاهی و متخصص برجسته جهان و پژوهشگر و اعضای برتر گروه راهبری فناوریهای نوظهور تهیه شده است.
این گروه متخصص با تجزیه و تحلیل دادهها و درک قوی از تاثیر بالقوه هر کدام از فناوریها در پرداختن به چالشهای جهانی متعدد، فناوریهای نوظهور تاثیرگذار جهان را از پیشرفت علم مواد تا فناوریهای تحولآفرین در مراقبتهای بهداشتی فهرست کرده است.
فناوریهایی که در این گزارش به چشم میخورد، عبارتند از:
▪︎فناوری اتصال
در دنیای امروزی که بیشتر ابزارهای دور و برمان نیاز به مصرف انرژی کمتری دارند و با نزدیک شدن به دوران نسل ششم شبکه موبایلی، ضرورت اتصال ابزارها به اینترنت افزایش مییابد.
در آینده، سطوح هوشمند قابل تنظیم مجدد (RIS) پیوندهای ارتباطی بیسیم را با تغییر شکل پویا، ترکیب متا مواد، الگوریتمهای هوشمند و پردازش سیگنال پیشرفته برای کنترل و دستکاری امواج الکترومغناطیسی بهینه میکنند. RIS که برای افزایش ظرفیت و اتصال و با تمرکز قوی بر پایداری محیطی طراحی شده است، میتواند دیوارها و سطوح معمولی را به اجزای هوشمند در یک شبکه بیسیم تبدیل کند.
این گزارش پیشبینی میکند که این امر میتواند به معنای ارتباط قابل اعتمادتر و کارآمدتر امواج رادیویی در کارخانههای هوشمند و شبکههای خودرو و همچنین پوشش بهبود یافته در محیطهای کشاورزی باشد.
«سیستمهای ایستگاه سکوی ارتفاع بالا» (HAPS) با بهرهگیری از جدیدترین فناوریهای خورشیدی، باتری، مواد کامپوزیت سبک وزن و فناوری اویونیک، سطوح جدیدی از ارتباطات و قابلیتهای مشاهده را ارائه میدهند. این سیستمها که در حدود 20 کیلومتری بالای زمین کار میکنند - معمولاً به شکل بالون، کشتی هوایی یا هواپیمای بال ثابت - میتوانند اتصال، پوشش و عملکرد برجها و ماهوارههای زمینی، به ویژه در نقاط دورافتاده جهان را به بهترین نحو انجام دهند.
زیرساختهای نوآورانه HAPS آماده دسترسی به اینترنت برای بیش از 2/6 میلیارد نفر در 100 کشور بدون اتصال است و فرصتهای استثنائی را برای آموزش و رشد اقتصادی ایجاد میکند. سیستمهای HAPS علاوه بر بهبود سرعت اینترنت، به سرعت مستقر میشوند، بنابراین در شرایط اضطراری استفاده حیاتی دارند.
در دنیایی که مملو از ابزارهای حسگر و ارتباطی است، ناگزیر همپوشانی عملکردی وجود دارد. حسگر و ارتباطات یکپارچه (ISAC) این قابلیتها را در یک سیستم واحد ترکیب میکند تا دادهها به طور همزمان جمعآوری و انتقال یابند، و در عین حال امکان کاربردهای جدید ایجاد شود.
ISAC
شبکههای بیسیم را نسبت به محیط زیست آگاه میکند و عملکردهایی مانند محلیسازی، نقشهبرداری محیطی و نظارت بر زیرساخت را ممکن میسازد. به عنوان مثال میتوان از سنسورها و تجزیه و تحلیل دادهها برای نظارت بر کیفیت هوا و آب، رطوبت خاک و شرایط آبوهوایی استفاده کرد. برنامههای کاربردی دنیای واقعی شامل سیستمهای نظارتی برای کشاورزی هوشمند، حفاظت از محیط زیست و برنامهریزی شهری و همچنین شبکههای هوشمندی است که تولید و مصرف انرژی را بهینه میکند.
■اکتشافات مبتنی بر هوش مصنوعی
تعجبی ندارد که شتاب سریع هوش مصنوعی در صدر فهرست پیشرفتهای فناوری امسال قرار دارد. در حالی که دانشمندان مدتهاست در حال آزمایش روی ارتقای دانش و قابلیتهای خود از طریق هوش مصنوعی هستند، پیشرفتهای اخیر در یادگیری عمیق، هوش مصنوعی مولد و مدلهای پایه، تحولاتی را در مورد اکتشاف و پیشبینی ایجاد کرده است.
با توجه به اینکه هوش مصنوعی دنیای دادهها را مانند گذشته گسترش میدهد، یافتن راههایی برای استفاده از آن بدون نگرانیهای اخلاقی یا امنیتی، به امری کلیدی تبدیل شده است. با تکیه بر پیشرفتهای هوش مصنوعی، دادههای مصنوعی این امکان را برای دانشمندان و دیگران فراهم میکند که دادهها را در سطح جهانی به اشتراک بگذارند و با حذف اطلاعات شناسایی، روی تحقیقات مرتبط با زیستشناسی و سلامت به طور مشترک کار کنند.
هوش مصنوعی برای کشف علمی نحوه کشف و استفاده از دانش جدید را تغییر میدهد. سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند مدلهای سهبعدی ساختارهای پروتئین را با دقت پیشبینی کنند. هوش مصنوعی همچنین در تحقیقاتی که خانواده جدیدی از آنتیبیوتیکها را کشف کرده و موادی برای باتریهای کارآمدتر ایجاد کرده است، استفاده شده است.
👍1
مدیریت اجرایی
داوس چین 2024.pdf
بر اساس گزارش اخیر شورای مشاوران علم و فناوری رئیس جمهور آمریکا، هوش مصنوعی این پتانسیل را دارد که هر رشته علمی و بسیاری از جنبههای روش علمی را متحول کند.
براساس گزارش سازمان ملل متحد، بخش ساختوساز مسئول تقریباً 40 درصد انتشار کربن است. ولی فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند نقش مهمی در آینده پاکتر آن داشته باشد و به پیشبینی چالشها و بهینهسازی پروژهها برای تحویل در دنیای واقعی کمک کنند. برای مثال، از «دوقلوهای دیجیتال» میتوان برای شبیهسازی نتایج پیچیده، افزایش کارایی استفاده کرد، در حالی که نمونهسازی مجازی و آزمایش میتواند به بهبود دقت کمک کند.
■ فناوری برای مقابله با تغییرات آبوهوایی
فناوریهایی که به بحران آبوهوایی رسیدگی میکنند و راهحلهایی برای آن ارائه میکنند، فناوریهایی به شمار میروند که حتما آینده دنیای ما را متحول خواهند کرد.
یکی از این فناوریها Elastocalorics
است که به عنوان «سیستمهای حرارتی نیروبخش برای کار مثل عضلات» توصیف میشود که میتواند راههای پایدارتری برای خنک نگه داشتن ارائه دهد. پمپهای حرارتی با استفاده از مواد الاستوکالری مانند نیکل و تیتانیوم - که در هنگام اعمال تنش مکانیکی گرما منتشر میکنند و در صورت کاهش تنش خنک میشوند - نسبت به سیستمهای گرمایش و سرمایش سنتی از نظر انرژی کارآمدتر هستند.
بر اساس این گزارش، از مزیت دیگر این فناوری میتوان اشاره کرد که نیازی به استفاده از گازهای مبرد برای محیط زیست ندارند و میتوانند برای خنک کردن مناطق با زیرساخت شبکه برق محدود یا بدون زیرساخت استفاده شوند. مطالعهای توسط وزارت انرژی آمریکا این پمپهای حرارتی را به عنوان امیدوارکنندهترین جایگزین برای سیستمهای فعلی رتبه بندی میکند.
در بحبوحه بحران آبوهوایی، میکروارگانیسمها منبع ارزشمندی هستند. آنها قادر به جذب گازهای گلخانهای از هوا یا گازهای خروجی هستند و انتشار گازهای گلخانهای را به محصولات ارزشمندی مانند سوختهای زیستی تبدیل میکنند که پتانسیل کاهش گرمایش جهانی را دارند.
2 نوع اصلی جذب کربن میکروبی وجود دارد. اولی از ارگانیسمهایی مانند سیانوباکترها و ریزجلبکها استفاده میکند که کربن را از طریق فتوسنتز میخورند، دومی از میکروارگانیسمهایی استفاده میکند که از منابع انرژی تجدیدپذیر - مانند هیدروژن یا جریانهای زبالههای آلی - برای جذب دیاکسید کربن استفاده میکنند که سپس به محصولات جدید از جمله بیودیزل و غذای غنی از پروتئین برای حیوانات تبدیل میشود.
کشاورزی حیوانات متکی به تولید پروتئینهایی مانند سویا است که میتواند منجر به جنگلزدایی، از بین رفتن تنوع زیستی، بارورسازی بیش از حد و انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تغییرات کاربری زمین شود. این گزارش میگوید که خوراکهای جایگزین برای دام، یا خوراکهای پروتئینی برای دامها که از پروتئینهای تک سلولی، جلبکها و ضایعات غذایی تامین میشوند، میتوانند جایگزینهای قابل دوام و پایداری برای چنین محصولاتی باشند.
▪︎اندامهای مصنوعی
در حالی که پیوندها جان انسانها را نجات میدهند، اندام کافی برای پاسخگویی به تقاضا وجود ندارد. اما پیشرفتهای اخیر در دستکاری ژنتیکی، مانند «کریسپر» میتواند آن را تغییر دهد.
یکی از فناوریهای مهم در این زمینه، ژنومیکس برای پیوندها است که در واقع کاشت موفقیتآمیز اندامهای دستکاری شده ژنتیکی در انسان است. این بخش از علم، پیشرفت قابل توجهی در مراقبتهای بهداشتی را نشان میدهد و میلیونها نفر را که در انتظار پیوند هستند، امیدوار میکند.
براساس گزارش سازمان ملل متحد، بخش ساختوساز مسئول تقریباً 40 درصد انتشار کربن است. ولی فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند نقش مهمی در آینده پاکتر آن داشته باشد و به پیشبینی چالشها و بهینهسازی پروژهها برای تحویل در دنیای واقعی کمک کنند. برای مثال، از «دوقلوهای دیجیتال» میتوان برای شبیهسازی نتایج پیچیده، افزایش کارایی استفاده کرد، در حالی که نمونهسازی مجازی و آزمایش میتواند به بهبود دقت کمک کند.
■ فناوری برای مقابله با تغییرات آبوهوایی
فناوریهایی که به بحران آبوهوایی رسیدگی میکنند و راهحلهایی برای آن ارائه میکنند، فناوریهایی به شمار میروند که حتما آینده دنیای ما را متحول خواهند کرد.
یکی از این فناوریها Elastocalorics
است که به عنوان «سیستمهای حرارتی نیروبخش برای کار مثل عضلات» توصیف میشود که میتواند راههای پایدارتری برای خنک نگه داشتن ارائه دهد. پمپهای حرارتی با استفاده از مواد الاستوکالری مانند نیکل و تیتانیوم - که در هنگام اعمال تنش مکانیکی گرما منتشر میکنند و در صورت کاهش تنش خنک میشوند - نسبت به سیستمهای گرمایش و سرمایش سنتی از نظر انرژی کارآمدتر هستند.
بر اساس این گزارش، از مزیت دیگر این فناوری میتوان اشاره کرد که نیازی به استفاده از گازهای مبرد برای محیط زیست ندارند و میتوانند برای خنک کردن مناطق با زیرساخت شبکه برق محدود یا بدون زیرساخت استفاده شوند. مطالعهای توسط وزارت انرژی آمریکا این پمپهای حرارتی را به عنوان امیدوارکنندهترین جایگزین برای سیستمهای فعلی رتبه بندی میکند.
در بحبوحه بحران آبوهوایی، میکروارگانیسمها منبع ارزشمندی هستند. آنها قادر به جذب گازهای گلخانهای از هوا یا گازهای خروجی هستند و انتشار گازهای گلخانهای را به محصولات ارزشمندی مانند سوختهای زیستی تبدیل میکنند که پتانسیل کاهش گرمایش جهانی را دارند.
2 نوع اصلی جذب کربن میکروبی وجود دارد. اولی از ارگانیسمهایی مانند سیانوباکترها و ریزجلبکها استفاده میکند که کربن را از طریق فتوسنتز میخورند، دومی از میکروارگانیسمهایی استفاده میکند که از منابع انرژی تجدیدپذیر - مانند هیدروژن یا جریانهای زبالههای آلی - برای جذب دیاکسید کربن استفاده میکنند که سپس به محصولات جدید از جمله بیودیزل و غذای غنی از پروتئین برای حیوانات تبدیل میشود.
کشاورزی حیوانات متکی به تولید پروتئینهایی مانند سویا است که میتواند منجر به جنگلزدایی، از بین رفتن تنوع زیستی، بارورسازی بیش از حد و انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تغییرات کاربری زمین شود. این گزارش میگوید که خوراکهای جایگزین برای دام، یا خوراکهای پروتئینی برای دامها که از پروتئینهای تک سلولی، جلبکها و ضایعات غذایی تامین میشوند، میتوانند جایگزینهای قابل دوام و پایداری برای چنین محصولاتی باشند.
▪︎اندامهای مصنوعی
در حالی که پیوندها جان انسانها را نجات میدهند، اندام کافی برای پاسخگویی به تقاضا وجود ندارد. اما پیشرفتهای اخیر در دستکاری ژنتیکی، مانند «کریسپر» میتواند آن را تغییر دهد.
یکی از فناوریهای مهم در این زمینه، ژنومیکس برای پیوندها است که در واقع کاشت موفقیتآمیز اندامهای دستکاری شده ژنتیکی در انسان است. این بخش از علم، پیشرفت قابل توجهی در مراقبتهای بهداشتی را نشان میدهد و میلیونها نفر را که در انتظار پیوند هستند، امیدوار میکند.