Forwarded from مصطفی ملکیان
💠علل اخلاقی نزیستن انسانها از منظر دیوید ثورو
✍️مصطفی ملکیان
پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:
1️⃣ اکتفا نکردن به حداقل ضروریات
او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافتهی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که میدهی تا آن را به دست آوری. ضرورتگراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما میگوید عمر و روحات را تا حداقلِ ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گریزی از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودک درون از نگاه یونگ و رایگان بخشی) برای خودت باقی بگذار، تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکردهها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همهی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به 40 سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).
2️⃣عاریتی و بیاصالت شدنِ زندگیمان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی
علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرجها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله میکنند نماز! (سعدی)] . "بود"ها را رها میکنیم و به سراغ "نمود" میرویم. بالیدن سرشتمان را فراموش میکنیم و به شخصیتمان یا همان برداشت دیگران از "من" رو میکنیم.
مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزهی ریشهایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران. او میگوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تآمین هزینهی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر، رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوهی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران و با "چشموهمچشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بیاصالت.
3️⃣ بیصداقتی و ناهمخوانیِ با خود، پیامد پیگیریِ ناضروریات است.
غفلت سوم، غفلت از رویاهایی است که از کودکی با تو بوده و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بودهاند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رؤیاهایت پشت کنی. رؤیاها ممکن است عوض شوند، اما نکتهی مهم، همعنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمانهای هرلحظهی زندگیمان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد، یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرونمان همخوانی ندارند. معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بیربط با معلمی را دنبال میکنیم و در آن غرق میشویم. یادمان میرود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بیصداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشتمان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکاتمان) با گفتارها و کردارهایمان نمیخواند.
🔹اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی زیستن و پیکرتراشیِ معنویمان قطعی میشود؛ و به انسانی تبدیل میشویم که زندگیاش اصیل است، با خود صداقت دارد، به رویاها و سرشتش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ دلنگرانی، دغدغهی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی میشود و دنیا را دمبهدم و هر روز، نوبهنو کشف میکند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ بامعنی" میکند.
➖درسگفتار فلسفه اخلاق، موسسه پرسش، ترم 3
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:
1️⃣ اکتفا نکردن به حداقل ضروریات
او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافتهی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که میدهی تا آن را به دست آوری. ضرورتگراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما میگوید عمر و روحات را تا حداقلِ ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گریزی از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودک درون از نگاه یونگ و رایگان بخشی) برای خودت باقی بگذار، تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکردهها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همهی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به 40 سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).
2️⃣عاریتی و بیاصالت شدنِ زندگیمان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی
علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرجها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله میکنند نماز! (سعدی)] . "بود"ها را رها میکنیم و به سراغ "نمود" میرویم. بالیدن سرشتمان را فراموش میکنیم و به شخصیتمان یا همان برداشت دیگران از "من" رو میکنیم.
مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزهی ریشهایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران. او میگوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تآمین هزینهی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر، رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوهی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران و با "چشموهمچشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بیاصالت.
3️⃣ بیصداقتی و ناهمخوانیِ با خود، پیامد پیگیریِ ناضروریات است.
غفلت سوم، غفلت از رویاهایی است که از کودکی با تو بوده و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بودهاند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رؤیاهایت پشت کنی. رؤیاها ممکن است عوض شوند، اما نکتهی مهم، همعنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمانهای هرلحظهی زندگیمان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد، یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرونمان همخوانی ندارند. معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بیربط با معلمی را دنبال میکنیم و در آن غرق میشویم. یادمان میرود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بیصداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشتمان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکاتمان) با گفتارها و کردارهایمان نمیخواند.
🔹اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی زیستن و پیکرتراشیِ معنویمان قطعی میشود؛ و به انسانی تبدیل میشویم که زندگیاش اصیل است، با خود صداقت دارد، به رویاها و سرشتش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ دلنگرانی، دغدغهی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی میشود و دنیا را دمبهدم و هر روز، نوبهنو کشف میکند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ بامعنی" میکند.
➖درسگفتار فلسفه اخلاق، موسسه پرسش، ترم 3
@mostafamalekian
👍1
Forwarded from مصطفی ملکیان
🍁تنهایی بر اثر عدم درک دیگران
✍مصطفی ملکیان
🔹بعضی اوقات، انسان احساس میکند آنچه را که در درونش میگذرد، کسی ادراک نمیکند. این مطلقاً معنایش آن نیست که او برای کسی نمیگوید یا نمیخواهد برای کسی بگوید یا نمیتواند برای کسی بگوید، بلکه مراد این است اگر هم بخواهد یا بتواند بگوید، کسی فهم نمیکند که او دارد چه میگوید. معمولاً کسانی که یا ازلحاظ ذهنی یا ازلحاظ عاطفی یا خُلقی، پیشرفتهتر از دیگران باشند، چنین چیزی را احساس میکنند.
✳️تنهایی ذهنی
🔹تنهایی ازلحاظ ذهنی، مثال خیلی سادهاش این است که فردی یک ذهن خیلی قوی دارد و چیزی را کشف میکند که باید 200 سال بگذرد تا دیگر انسانها آن را درک و باور کنند و الان کسی آن را درک نمیکند. این نوع «تنهایی» را معمولا نوابغ دارند که به خاطر پیشرفت ذهنیشان، کسی سخن آنها را ادراک نمیکند و مردم فکر میکنند که اینها دیوانهاند؛ چراکه سخنانی خیلی خلاف عرف میگویند.
✳️تنهایی عاطفی
🔹تنهایی یک وقت هم از لحاظ عاطفی است؛ یعنی برای کسی هست که عاطفۀ خیلی شدیدی دارد. اموری را احساس میکند که اگر برای کسی بگوید، درک نمیکند. هستند افرادی که واقعاً برای یک بچهگنجشک سرماخورده که گوشهای افتاده، به شدت دل میسوزانند و اگر این را برای کسی نقل کنند، به آنها چه میگویند؟!
✳️تنهایی خُلقی
🔹نوع دیگر تنهایی ازلحاظ خلقی است؛ یعنی شخص یک اخلاقیات متعالی دارد که وقتی اینها را برای کسی بازگو کند، درک نمیکنند. فرض کنید شخصی در بیابان در حال قدم زدن است و دوستش به او شکلاتی تعارف کند، کاغذ شکلات همچنان در دست اوست و مترصد آن است که سطل آشغالی پیدا کند و کاغذ را در آن بیندازد. این واقعاً یک امر خلاف متعارف است؛ اما یک انسان اخلاقی ممکن است تا این حد، حساسیت نشان دهد، و بنده میشناختم افرادی را که اگر یک چنین حالتی برایشان پیش میآمد، واقعاً وضع روحیشان را از دست میدادند! حتی در بیابان هم اگر پوسته چیزی را پرت میکردند، تا یک مدت عذاب وجدان داشتند. حالا یک انسان روزی پانصد انسان میکُشد و عین خیالش نیست و یک انسان هم بدینگونه!
🔹چقدر پیشرفت از لحاظ خُلقی حدناپذیر است، چقدر امور ظریف و لطیف وجود دارد! گاهی وقتها انسان بهحدی ازلحاظ اخلاقی جلو میرود که واقعاً به نظر من و شما با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست؛ چراکه عقل و منطق من و شما در همین حد زندگی روزمره است. یک چنین انسانهایی آنچه را که در درونشان میگذرد و احساس میکنند، کسی ادراک نمیکند. این یک نوع تنهایی است که انبیا، عالمان اخلاق و عرفا، بسیاری از تنهاییهایشان از این مقوله است.
🍁درسگفتار تأثیر دین در منش آدمی
@Mostafamalekian
✍مصطفی ملکیان
🔹بعضی اوقات، انسان احساس میکند آنچه را که در درونش میگذرد، کسی ادراک نمیکند. این مطلقاً معنایش آن نیست که او برای کسی نمیگوید یا نمیخواهد برای کسی بگوید یا نمیتواند برای کسی بگوید، بلکه مراد این است اگر هم بخواهد یا بتواند بگوید، کسی فهم نمیکند که او دارد چه میگوید. معمولاً کسانی که یا ازلحاظ ذهنی یا ازلحاظ عاطفی یا خُلقی، پیشرفتهتر از دیگران باشند، چنین چیزی را احساس میکنند.
✳️تنهایی ذهنی
🔹تنهایی ازلحاظ ذهنی، مثال خیلی سادهاش این است که فردی یک ذهن خیلی قوی دارد و چیزی را کشف میکند که باید 200 سال بگذرد تا دیگر انسانها آن را درک و باور کنند و الان کسی آن را درک نمیکند. این نوع «تنهایی» را معمولا نوابغ دارند که به خاطر پیشرفت ذهنیشان، کسی سخن آنها را ادراک نمیکند و مردم فکر میکنند که اینها دیوانهاند؛ چراکه سخنانی خیلی خلاف عرف میگویند.
✳️تنهایی عاطفی
🔹تنهایی یک وقت هم از لحاظ عاطفی است؛ یعنی برای کسی هست که عاطفۀ خیلی شدیدی دارد. اموری را احساس میکند که اگر برای کسی بگوید، درک نمیکند. هستند افرادی که واقعاً برای یک بچهگنجشک سرماخورده که گوشهای افتاده، به شدت دل میسوزانند و اگر این را برای کسی نقل کنند، به آنها چه میگویند؟!
✳️تنهایی خُلقی
🔹نوع دیگر تنهایی ازلحاظ خلقی است؛ یعنی شخص یک اخلاقیات متعالی دارد که وقتی اینها را برای کسی بازگو کند، درک نمیکنند. فرض کنید شخصی در بیابان در حال قدم زدن است و دوستش به او شکلاتی تعارف کند، کاغذ شکلات همچنان در دست اوست و مترصد آن است که سطل آشغالی پیدا کند و کاغذ را در آن بیندازد. این واقعاً یک امر خلاف متعارف است؛ اما یک انسان اخلاقی ممکن است تا این حد، حساسیت نشان دهد، و بنده میشناختم افرادی را که اگر یک چنین حالتی برایشان پیش میآمد، واقعاً وضع روحیشان را از دست میدادند! حتی در بیابان هم اگر پوسته چیزی را پرت میکردند، تا یک مدت عذاب وجدان داشتند. حالا یک انسان روزی پانصد انسان میکُشد و عین خیالش نیست و یک انسان هم بدینگونه!
🔹چقدر پیشرفت از لحاظ خُلقی حدناپذیر است، چقدر امور ظریف و لطیف وجود دارد! گاهی وقتها انسان بهحدی ازلحاظ اخلاقی جلو میرود که واقعاً به نظر من و شما با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست؛ چراکه عقل و منطق من و شما در همین حد زندگی روزمره است. یک چنین انسانهایی آنچه را که در درونشان میگذرد و احساس میکنند، کسی ادراک نمیکند. این یک نوع تنهایی است که انبیا، عالمان اخلاق و عرفا، بسیاری از تنهاییهایشان از این مقوله است.
🍁درسگفتار تأثیر دین در منش آدمی
@Mostafamalekian
✳️ چرایی و کنترل تورم در ایران
سهراب دلانگیزان/ استاد دانشگاه رازی کرمانشاه
✅ تنها راه ورود به موضوع کنترل تورم این است که سیاستهای طرف عرضه را برای بالا بردن کیفیت دولت، بالا بردن کیفیت کالای عمومی و زیر ساختی سخت و نرم توسط دولت و تلاشهای محکم و با اراده در حذف رانتجویی از دولت و ردیفهای بودجهای به منظور کنترل کسری بودجه و از آن طریق کنترل تقاضا را آغاز کرد.
نظام شایسته سالاری واقعی و ترمیم مدیریتهای حاکمیتی اقتصادی را در مسیر تخصصگرایی و رقابت پذیری اصلاح نمود و با دادن مسیرها و اعمال سیاستهای درست، اعتماد فعالان اقتصادی را برای شروع برنامههای همه جانبه در رشد اقتصاد و هدایتپذیر و سیاستپذیر کردن آن بدست آورد....
🔺اثر نهادها:
در نظریات نهادگرا و ساختارگرا، روی ساختارها و نهادها و نظام قراردادهای ناکارآمد تمرکز میگردد و از آن طریق بیان میشود که چون نظام قراردادها و نهادهای مستقر ناکارآمد بوده و با اختلال مواجه هستند، آنگاه در انعقاد قراردادهای بین فعالان اقتصادی، نظام تعهدپذیری و ایفای تعهدها و نیز نظام مراجعه به امور قضایی و تضمین تعهدات قراردادی، اختلالهای شکل گرفته باعث میگردند که اعتماد بین طرفین قراردادها برای جریان عادی و روان فعالیتها اختلال ایجاد گردد.
لذا این اختلالها از یک طرف تأخیر و انحراف در ایفای تعهدات را بوجود خواهند آورد. از طرف دیگر، هزینههای جدیدی را به نام هزینههای مبادله به مجموع هزینههای تولید برای طرفین قراردادها اضافه مینماید.
لذا این اختلال نهادی از یک طرف عاملی برای کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی میگردد، از طرف دیگر نیز هم عرضه را کاهش داده و هم هزینههای تولید را افزایش خواهد داد. لذا به صورت ساختاری و نهادی یک تورم مضمن در اقتصاد تولید و جاری خواهد ساخت.
🔺اثر رفتاری دولت:
چارچوب نظری دیگری از طرف رفتارشناسی دولت مطرح میگردد. در این چارچوب ناکارآمدی دولت در تولید کالای عمومی و منفعل بودن مدیریت کلان دولتی در مقابل تقاضاهای رانتجویی و ردیف خواهی رسمی گروههای ذی نفوذ، عاملی است که همواره از طرف دولت و مجلس هر دو با هم، بودجههای دولتی بدون وجود تعهد و قابلیتی برای تولید کالای عمومی با کیفیت و مولد، در مسیرهایی غیر مولد و نمایشی و عموماً به صورت توزیع رانت افزایش یافته و حتی این رانتخواهی و رانتجوییها جنبه قانونی پیدا میکنند.
بر این اساس چون درآمدهای دولت عموماً نمیتوانند این تقاضاهای مستمر و فزاینده را پوشش دهند، لذا بودجهٔ دولت همواره با کسری مستمر و بادوام مواجه میگردد. این کسری بودجه از هرطریقی که جبران گردد، یک مکانیسم به ظاهر قانونی ولی در بنیاد مخرب، شکل گرفته است که هرنوع جبران کسری را به صورت آشکار یا پنهان و یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم با خلق پول پرقدرت تهاتر میکند.
لذا پس از جریان یافتن این پول پرقدرت توسط دولت در جامعه، مکانیزم تورمزایی ناشی از آن شکل خواهد گرفت.
🔺اثرناترازی انرژی:
از زاویه دیگری، برخی از کارشناسان موضوعاتی چون ناترازی انرژی و ارزان فروشی بنزین، برق و گاز را در داخل کشور عاملی برای گسترده بودن هزینههای دولت میدانند و این هزینهها را به عنوان یارانه در حال توزیع توسط دولت تعریف میکنندو ابراز میدارند که چون این یارانههای گسترده توسط دولت توزیع میگردد، لذا مشمول کسری بودجه میشود.
این کسری بودجه از طریق بانک مرکزی و خلق پول تأمین میگردد و عاملی برای تورم خواهد بود.
متن کامل این مقاله
https://news.tccim.ir/?78210
سهراب دلانگیزان/ استاد دانشگاه رازی کرمانشاه
✅ تنها راه ورود به موضوع کنترل تورم این است که سیاستهای طرف عرضه را برای بالا بردن کیفیت دولت، بالا بردن کیفیت کالای عمومی و زیر ساختی سخت و نرم توسط دولت و تلاشهای محکم و با اراده در حذف رانتجویی از دولت و ردیفهای بودجهای به منظور کنترل کسری بودجه و از آن طریق کنترل تقاضا را آغاز کرد.
نظام شایسته سالاری واقعی و ترمیم مدیریتهای حاکمیتی اقتصادی را در مسیر تخصصگرایی و رقابت پذیری اصلاح نمود و با دادن مسیرها و اعمال سیاستهای درست، اعتماد فعالان اقتصادی را برای شروع برنامههای همه جانبه در رشد اقتصاد و هدایتپذیر و سیاستپذیر کردن آن بدست آورد....
🔺اثر نهادها:
در نظریات نهادگرا و ساختارگرا، روی ساختارها و نهادها و نظام قراردادهای ناکارآمد تمرکز میگردد و از آن طریق بیان میشود که چون نظام قراردادها و نهادهای مستقر ناکارآمد بوده و با اختلال مواجه هستند، آنگاه در انعقاد قراردادهای بین فعالان اقتصادی، نظام تعهدپذیری و ایفای تعهدها و نیز نظام مراجعه به امور قضایی و تضمین تعهدات قراردادی، اختلالهای شکل گرفته باعث میگردند که اعتماد بین طرفین قراردادها برای جریان عادی و روان فعالیتها اختلال ایجاد گردد.
لذا این اختلالها از یک طرف تأخیر و انحراف در ایفای تعهدات را بوجود خواهند آورد. از طرف دیگر، هزینههای جدیدی را به نام هزینههای مبادله به مجموع هزینههای تولید برای طرفین قراردادها اضافه مینماید.
لذا این اختلال نهادی از یک طرف عاملی برای کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی میگردد، از طرف دیگر نیز هم عرضه را کاهش داده و هم هزینههای تولید را افزایش خواهد داد. لذا به صورت ساختاری و نهادی یک تورم مضمن در اقتصاد تولید و جاری خواهد ساخت.
🔺اثر رفتاری دولت:
چارچوب نظری دیگری از طرف رفتارشناسی دولت مطرح میگردد. در این چارچوب ناکارآمدی دولت در تولید کالای عمومی و منفعل بودن مدیریت کلان دولتی در مقابل تقاضاهای رانتجویی و ردیف خواهی رسمی گروههای ذی نفوذ، عاملی است که همواره از طرف دولت و مجلس هر دو با هم، بودجههای دولتی بدون وجود تعهد و قابلیتی برای تولید کالای عمومی با کیفیت و مولد، در مسیرهایی غیر مولد و نمایشی و عموماً به صورت توزیع رانت افزایش یافته و حتی این رانتخواهی و رانتجوییها جنبه قانونی پیدا میکنند.
بر این اساس چون درآمدهای دولت عموماً نمیتوانند این تقاضاهای مستمر و فزاینده را پوشش دهند، لذا بودجهٔ دولت همواره با کسری مستمر و بادوام مواجه میگردد. این کسری بودجه از هرطریقی که جبران گردد، یک مکانیسم به ظاهر قانونی ولی در بنیاد مخرب، شکل گرفته است که هرنوع جبران کسری را به صورت آشکار یا پنهان و یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم با خلق پول پرقدرت تهاتر میکند.
لذا پس از جریان یافتن این پول پرقدرت توسط دولت در جامعه، مکانیزم تورمزایی ناشی از آن شکل خواهد گرفت.
🔺اثرناترازی انرژی:
از زاویه دیگری، برخی از کارشناسان موضوعاتی چون ناترازی انرژی و ارزان فروشی بنزین، برق و گاز را در داخل کشور عاملی برای گسترده بودن هزینههای دولت میدانند و این هزینهها را به عنوان یارانه در حال توزیع توسط دولت تعریف میکنندو ابراز میدارند که چون این یارانههای گسترده توسط دولت توزیع میگردد، لذا مشمول کسری بودجه میشود.
این کسری بودجه از طریق بانک مرکزی و خلق پول تأمین میگردد و عاملی برای تورم خواهد بود.
متن کامل این مقاله
https://news.tccim.ir/?78210
چرایی و کنترل تورم در ایران
تنها راه ورود به موضوع کنترل تورم این است که سیاستهای طرف عرضه را برای بالا بردن کیفیت دولت، بالا بردن کیفیت کالای عمومی و زیر ساختی سخت و نرم توسط دولت و تلاشهای محکم و با اراده در حذف رانتجویی از دولت و ردیفهای بودجهای به منظور کنترل کسری بودجه و از…
✳️ سیگنال رشد تجاری به کاهش فقر
🔹 سازمان تجارت جهانی (WTO) اخیراً گزارشی را منتشر کرده که به بررسی روند رشد تجارت جهانی از زمان تاسیس این سازمان در سال ۱۹۹۴ پرداخته است. در این گزارش، اشاره شده که از زمان امضای موافقتنامه مراکش و تاسیس WTO، تجارت جهانی به طور قابل توجهی رشد کرده است و در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۳۰.۴ تریلیون دلار رسیده است که این مقدار نسبت به سال ۱۹۹۵ پنج برابر شده است. همزمان، تعرفهها کاهش یافته و هزینههای تجاری نیز کم شدهاند که به کاهش فقر جهانی و بهبود زندگی مردم کمک کرده است.
🔹طی سه دهه گذشته، WTO به منظور ایجاد نظم جهانی مبتنی بر گشودگی، شمولیت و همکاری تاسیس شده است. این سازمان، جانشین توافقنامه عمومی تعرفهها و تجارت (GATT) شده و تجارت خدمات و مالکیت معنوی را نیز تحت پوشش قرار داده است. تجارت جهانی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ به طور متوسط سالانه ۵.۸ درصد رشد کرده است. در این دوره، تجارت خدمات تجاری با رشد ۶.۸ درصدی از تجارت کالاها با رشد ۵.۵ درصدی پیشی گرفته است.
🔹گزارش WTO همچنین نشان میدهد که از سال ۲۰۰۵، ارزش خدمات ارائه شده به صورت دیجیتالی چهار برابر شده و به ۲۵.۴ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده است. این خدمات اکنون بیش از ۵۴ درصد از کل صادرات خدمات را تشکیل میدهند.
🔹رشد تجارت جهانی با توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و نوظهور همراه بوده است. تجارت بین این اقتصادها از کمتر از یک دهم تجارت جهانی در سال ۱۹۹۵ به حدود ۲۵ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. در مقابل، سهم اقتصادهای توسعهیافته در تجارت جهانی از بیش از نیمی در سال ۱۹۹۵ به ۳۹ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است.
🔹در طول این دوره، تعرفههای اعمال شده توسط اعضای WTO به طور قابل توجهی کاهش یافته و هزینههای تجارت بینالملل نیز به میزان ۶ تا ۱۰ درصد کاهش یافته است. این کاهشها به افزایش قابل توجه تجارت جهانی کمک کرده است.
🔹در نتیجه، سهم اقتصادهای با درآمد پایین و متوسط در صادرات جهانی از ۱۷ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. همچنین، نسبت جمعیت این اقتصادها که با کمتر از ۲.۱۵ دلار در روز زندگی میکنند، از ۴۰ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۱۰ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است. این نشاندهنده تاثیر مثبت تجارت بر کاهش فقر و توسعه اقتصادی در این مناطق است.
مطالعه كامل متن؛
https://jahanesanat.ir/?p=480945
🔹 سازمان تجارت جهانی (WTO) اخیراً گزارشی را منتشر کرده که به بررسی روند رشد تجارت جهانی از زمان تاسیس این سازمان در سال ۱۹۹۴ پرداخته است. در این گزارش، اشاره شده که از زمان امضای موافقتنامه مراکش و تاسیس WTO، تجارت جهانی به طور قابل توجهی رشد کرده است و در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۳۰.۴ تریلیون دلار رسیده است که این مقدار نسبت به سال ۱۹۹۵ پنج برابر شده است. همزمان، تعرفهها کاهش یافته و هزینههای تجاری نیز کم شدهاند که به کاهش فقر جهانی و بهبود زندگی مردم کمک کرده است.
🔹طی سه دهه گذشته، WTO به منظور ایجاد نظم جهانی مبتنی بر گشودگی، شمولیت و همکاری تاسیس شده است. این سازمان، جانشین توافقنامه عمومی تعرفهها و تجارت (GATT) شده و تجارت خدمات و مالکیت معنوی را نیز تحت پوشش قرار داده است. تجارت جهانی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ به طور متوسط سالانه ۵.۸ درصد رشد کرده است. در این دوره، تجارت خدمات تجاری با رشد ۶.۸ درصدی از تجارت کالاها با رشد ۵.۵ درصدی پیشی گرفته است.
🔹گزارش WTO همچنین نشان میدهد که از سال ۲۰۰۵، ارزش خدمات ارائه شده به صورت دیجیتالی چهار برابر شده و به ۲۵.۴ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده است. این خدمات اکنون بیش از ۵۴ درصد از کل صادرات خدمات را تشکیل میدهند.
🔹رشد تجارت جهانی با توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و نوظهور همراه بوده است. تجارت بین این اقتصادها از کمتر از یک دهم تجارت جهانی در سال ۱۹۹۵ به حدود ۲۵ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. در مقابل، سهم اقتصادهای توسعهیافته در تجارت جهانی از بیش از نیمی در سال ۱۹۹۵ به ۳۹ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است.
🔹در طول این دوره، تعرفههای اعمال شده توسط اعضای WTO به طور قابل توجهی کاهش یافته و هزینههای تجارت بینالملل نیز به میزان ۶ تا ۱۰ درصد کاهش یافته است. این کاهشها به افزایش قابل توجه تجارت جهانی کمک کرده است.
🔹در نتیجه، سهم اقتصادهای با درآمد پایین و متوسط در صادرات جهانی از ۱۷ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. همچنین، نسبت جمعیت این اقتصادها که با کمتر از ۲.۱۵ دلار در روز زندگی میکنند، از ۴۰ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۱۰ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است. این نشاندهنده تاثیر مثبت تجارت بر کاهش فقر و توسعه اقتصادی در این مناطق است.
مطالعه كامل متن؛
https://jahanesanat.ir/?p=480945
✳️ خطاهای شناختی
🔻ذهن خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
🔻پیش گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
🔻فاجعه سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
🔻برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
🔻نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
🔻فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
🔻تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
🔻تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
🔻باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
🔻شخصی سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
🔻سرزنش گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
🔻مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
🔻تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
🔻چی می شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
🔻استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
🔻نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
🔻قضاوت گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.
منبع: تکنیک های شناخت درمانى
نوشته: رابرت لی هی
ترجمه: حسن حميدپور
https://t.me/ExecutiveManagement
🔻ذهن خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
🔻پیش گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
🔻فاجعه سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
🔻برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
🔻نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
🔻فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
🔻تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
🔻تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
🔻باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
🔻شخصی سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
🔻سرزنش گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
🔻مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
🔻تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
🔻چی می شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
🔻استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
🔻نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
🔻قضاوت گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.
منبع: تکنیک های شناخت درمانى
نوشته: رابرت لی هی
ترجمه: حسن حميدپور
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
بیثباتی_قوانین،مقررات_ورویه_ها_وتاثیرآن_برکسب_وکارها.pdf
1.1 MB
✳️ بیثباتی قوانین، مقررات و رویهها و اثرات آن بر کسب و کارها
✅ در این مطالعه به موضوع مهم بهینگی قوانین از این منظر پرداخته شده است که همانگونه که کم بودن قوانین و خلا وجود قانون موجب ایجاد رفتارهاي خارج از قاعده و پر هزینه ای میشود که امور جامعه را مختل نماید، چگونه فراوانی، بی ثباتی و پراکندگی قوانین بر اتخاذ تصمیمات بهینه افراد و فعالان اقتصادی اثرات منفی بر جای می گذارد.
لذا توجه به این نکته حائز اهمیت است که فرآیند قانونگذاری زمانی در نقطه بهینه خود قرار دارد که خالص منافع در حداکثر میزان قابل قبول آن باشد.
🔺طی یک بازه ۱۰ ساله حدود تعداد ۱۲۹۸۲ قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است که با درنظرگرفتن حجم قوانین اصلاحی بعنوان معیاری ضمنی برای ارزیابی درجه ثبات قوانین، مشاهده میشود طی این بازه حدود ۱۹۲۶ قانون و مقرره به تصویب رسیده است.
به عبارتی حدود ۱۵ درصد از قوانین و مقررات مصوب شده در ده سال اخیر، مربوط به اصلاح و تغییرات در قوانین موجود بوده است که نشان از بیثباتی قوانین دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در این مطالعه به موضوع مهم بهینگی قوانین از این منظر پرداخته شده است که همانگونه که کم بودن قوانین و خلا وجود قانون موجب ایجاد رفتارهاي خارج از قاعده و پر هزینه ای میشود که امور جامعه را مختل نماید، چگونه فراوانی، بی ثباتی و پراکندگی قوانین بر اتخاذ تصمیمات بهینه افراد و فعالان اقتصادی اثرات منفی بر جای می گذارد.
لذا توجه به این نکته حائز اهمیت است که فرآیند قانونگذاری زمانی در نقطه بهینه خود قرار دارد که خالص منافع در حداکثر میزان قابل قبول آن باشد.
🔺طی یک بازه ۱۰ ساله حدود تعداد ۱۲۹۸۲ قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است که با درنظرگرفتن حجم قوانین اصلاحی بعنوان معیاری ضمنی برای ارزیابی درجه ثبات قوانین، مشاهده میشود طی این بازه حدود ۱۹۲۶ قانون و مقرره به تصویب رسیده است.
به عبارتی حدود ۱۵ درصد از قوانین و مقررات مصوب شده در ده سال اخیر، مربوط به اصلاح و تغییرات در قوانین موجود بوده است که نشان از بیثباتی قوانین دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ درک نادرست از یک استعاره چگونه به کاهش رفاه و آزادی شهروندان میانجامد؟
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»
✍ شلدون ال.ریچمن /مترجم: علیرضا کتانی
✅ درحالیکه بسیاری از شاخصهای اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر میشود، استفاده غیرانتقادی از این واژه میتواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت از یک مجموعه واحد از منافع تشکیل نشده است.
در بحث تجارت بینالملل، هیچ کلمهای مخربتر و مسوولتر از بیاعتمادیهایی که روزانه شنیده میشود، وجود ندارد: «ما کسری تجاری داریم. ما یک ملت بدهکار هستیم. باید کاری درباره آن انجام دهیم.» گزارشگران و مفسران بیوقفه درباره این سر و صدا میکنند. اما ما کی هستیم؟ مردمی که تحت صلاحیت دولت ایالات متحده زندگی میکنند ممکن است به راحتی «ما» نامیده شوند، اما استفاده غیرانتقادی از این اصطلاح تفکر ما را درباره موضوعات سیاسی و اقتصادی آلوده میکند. جمع گرفتن بدون ملاحظه افراد، دشمن عقل سلیم است.
اما نظر سیاستگذاران و رسانههای خبری اینگونه نیست. زمانی که ارقام تجاری گزارش میشوند، افزایش «کسری» همیشه در سراسر کشور موجب تاسف است. از نظر آنها، درست است که کسبوکارهای آمریکایی رکورد صادرات را شکستهاند، اما گفته میشود که این رکورد بهدلیل حجم بیشتر واردات بی اهمیت شده است و بنابراین تصویر کلی تیره و تار از وضعیت، گزارش میشود. چقدر پوچ! برای هر سطح صادرات، همیشه ممکن است سطح بالاتری از واردات وجود داشته باشد. مهمتر از آن، تحلیل رسانهها نشان میدهد که بهتر است در یک معامله در سمت پول قرار بگیرید تا سمت کالا. اگر این حرف را به همین سادگی بگویند کسی آن را باور نمیکند اما اگر آن را در ردای آمار بپوشانید و بگویید زمان آن فرا رسیده که با خریداران واردات بی رویه سرکوب شوند، بسیاری آن را باور خواهند کرد.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4098782
https://t.me/ExecutiveManagement
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»
✍ شلدون ال.ریچمن /مترجم: علیرضا کتانی
✅ درحالیکه بسیاری از شاخصهای اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر میشود، استفاده غیرانتقادی از این واژه میتواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت از یک مجموعه واحد از منافع تشکیل نشده است.
در بحث تجارت بینالملل، هیچ کلمهای مخربتر و مسوولتر از بیاعتمادیهایی که روزانه شنیده میشود، وجود ندارد: «ما کسری تجاری داریم. ما یک ملت بدهکار هستیم. باید کاری درباره آن انجام دهیم.» گزارشگران و مفسران بیوقفه درباره این سر و صدا میکنند. اما ما کی هستیم؟ مردمی که تحت صلاحیت دولت ایالات متحده زندگی میکنند ممکن است به راحتی «ما» نامیده شوند، اما استفاده غیرانتقادی از این اصطلاح تفکر ما را درباره موضوعات سیاسی و اقتصادی آلوده میکند. جمع گرفتن بدون ملاحظه افراد، دشمن عقل سلیم است.
اما نظر سیاستگذاران و رسانههای خبری اینگونه نیست. زمانی که ارقام تجاری گزارش میشوند، افزایش «کسری» همیشه در سراسر کشور موجب تاسف است. از نظر آنها، درست است که کسبوکارهای آمریکایی رکورد صادرات را شکستهاند، اما گفته میشود که این رکورد بهدلیل حجم بیشتر واردات بی اهمیت شده است و بنابراین تصویر کلی تیره و تار از وضعیت، گزارش میشود. چقدر پوچ! برای هر سطح صادرات، همیشه ممکن است سطح بالاتری از واردات وجود داشته باشد. مهمتر از آن، تحلیل رسانهها نشان میدهد که بهتر است در یک معامله در سمت پول قرار بگیرید تا سمت کالا. اگر این حرف را به همین سادگی بگویند کسی آن را باور نمیکند اما اگر آن را در ردای آمار بپوشانید و بگویید زمان آن فرا رسیده که با خریداران واردات بی رویه سرکوب شوند، بسیاری آن را باور خواهند کرد.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4098782
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»
درحالیکه بسیاری از شاخصهای اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر میشود، استفاده غیرانتقادی از این واژه میتواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت از یک مجموعه واحد از منافع تشکیل نشده است.
✳️ ده نکته از کتاب "اثر مرکب"
1⃣ قدم های کوچک
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
2⃣ اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.
3⃣ موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!
4⃣ نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!
5⃣ فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.
6⃣ اعتیاد به عادت های خوب
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.
7⃣ تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!
8⃣ ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
9⃣ ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.
0⃣1⃣ اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
بازنشرازفما
1⃣ قدم های کوچک
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
2⃣ اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.
3⃣ موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!
4⃣ نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!
5⃣ فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.
6⃣ اعتیاد به عادت های خوب
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.
7⃣ تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!
8⃣ ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
9⃣ ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.
0⃣1⃣ اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
بازنشرازفما
❤1
✳️ اقتصاد پرنوسان
The Economist, August 24th 2024
✍️ تلخیص و ترجمه از گروه مطالعات اقتصادی روند
هفتهنامه اکونومیست در آخرین شماره خود، در مقالهای با عنوان «اقتصاد پرنوسان» و سوتیتری تحت عنوان «سردرگمیها زیادند؛ اقتصاد آمریکا کند میشود اما فرونمیپاشد» به بررسی وضعیت فعلی اقتصاد آمریکا و سردرگمیهای پیرامون آن پرداخته که در این نوشتار، نکات کلیدی آن را به اختصار بررسی میکنیم:
1. نوسانات در دادههای اقتصادی: دادههای اقتصادی اخیر ترکیبی از دادههای قوی و ضعیف بوده و باعث ایجاد عدم اطمینان در میان سرمایهگذاران شده است. قیمتهای سهام نوسان داشته، آمار اشتغال ضعیفتر از حد انتظار و فروش خردهفروشی قویتر از پیشبینیها بوده است. در همین دوران با انتشار هر داده، گمانهزنیها درباره کاهش فوری نرخ بهره توسط فدرال_رزرو بالا گرفته، اما با انتشار داده بعدی سریعاً فروکش کرده است.
2. کندی رشد و نه فروپاشی: علیرغم نوسانات، به نظر میرسد که اقتصاد آمریکا تنها به سمت یک روند کندی تدریجی در رشد_اقتصادی پیش میرود و از فروپاشی خبری نخواهد بود. نرخ بیکاری در جولای 2024 به 4.3% افزایش یافت که نشان از ضعف احتمالی دارد، اما دیگر شاخصها مانند فروش خردهفروشی مقاومت اقتصاد را نشان دادهاند. روندهای مهاجرت و اشتغال نیز ممکن است بر دادههای بیکاری تأثیر گذاشته باشند.
3. نگاه تاریخی: سرمایهگذاران به دلیل یادآوری بحرانهای مالی جهانی 09-2007 و سقوط اقتصادی ناشی از همهگیری ویروس کرونا، در تصیمات خود محتاطانه عمل میکنند. هر دو بحران سریع و شدید بودند، اما کندی کنونی به نظر میرسد که تدریجیتر بوده و به دورههایی مانند 2008 یا 2020 بیشباهت باشد.
4. پیامدهای سیاستگذاری: اتخاذ سیاستهای پولی انقباضی سخت و سیاستهای مالی سهلگیرانه منجر به پویاییهای غیرمعمولی در اقتصاد آمریکا شدهاند. رشد اقتصادی در سال گذشته نسبتاً قوی بوده اما چنین سرعتی قابل تداوم نیست و انتظار میرود که رشد به حدود 1.5% تا 2% در سال کاهش یابد. شاخصهای فعلی نشان میدهند که اقتصاد هنوز سالم است اما با خطراتی مانند افزایش بدهی کارتهای اعتباری و اثرات نرخهای بهره بالا مواجه است.
5. اقدامات فدرال رزرو: مقاله به این میپردازد که با توجه به کاهش نرخ تورم نزدیکی به هدف 2%، فدرال رزرو چقدر فضا برای اقدام دارد. جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، در خصوص کاهش نرخ بهره محتاط است و باید میان خطرات ناشی از تورم و رکود اقتصادی تعادل برقرار کند.
6. خوشبینی محتاطانه: در حالی که برخی عوامل مانند کاهش بازده اوراق قرضه بلندمدت و کاهش نرخ بهره میتواند به اقتصاد کمک کند، مقاله هشدار میدهد که فدرال رزرو باید مراقب باشد که نسبت به دادههای کوتاهمدت بیش از حد واکنش نشان ندهد. خطر این است که سیاستهای انقباضی بیش از حد میتواند اقتصاد را تضعیف و کاهش بیش از حد نرخ_بهره میتواند باعث افزایش نرخ تورم شود.
در مجموع، اقتصاد آمریکا در حال کند شدن است، اما این مساله به فروپاشی منجر نخواهد شد. سرمایهگذاران به دلیل بحرانهای گذشته محتاط هستند و فدرال رزرو با چالش بزرگی برای حفظ تعادل بین کنترل تورم و جلوگیری از ضعف بیشتر اقتصادی روبروست./كانال قواعدبازی
The Economist, August 24th 2024
✍️ تلخیص و ترجمه از گروه مطالعات اقتصادی روند
هفتهنامه اکونومیست در آخرین شماره خود، در مقالهای با عنوان «اقتصاد پرنوسان» و سوتیتری تحت عنوان «سردرگمیها زیادند؛ اقتصاد آمریکا کند میشود اما فرونمیپاشد» به بررسی وضعیت فعلی اقتصاد آمریکا و سردرگمیهای پیرامون آن پرداخته که در این نوشتار، نکات کلیدی آن را به اختصار بررسی میکنیم:
1. نوسانات در دادههای اقتصادی: دادههای اقتصادی اخیر ترکیبی از دادههای قوی و ضعیف بوده و باعث ایجاد عدم اطمینان در میان سرمایهگذاران شده است. قیمتهای سهام نوسان داشته، آمار اشتغال ضعیفتر از حد انتظار و فروش خردهفروشی قویتر از پیشبینیها بوده است. در همین دوران با انتشار هر داده، گمانهزنیها درباره کاهش فوری نرخ بهره توسط فدرال_رزرو بالا گرفته، اما با انتشار داده بعدی سریعاً فروکش کرده است.
2. کندی رشد و نه فروپاشی: علیرغم نوسانات، به نظر میرسد که اقتصاد آمریکا تنها به سمت یک روند کندی تدریجی در رشد_اقتصادی پیش میرود و از فروپاشی خبری نخواهد بود. نرخ بیکاری در جولای 2024 به 4.3% افزایش یافت که نشان از ضعف احتمالی دارد، اما دیگر شاخصها مانند فروش خردهفروشی مقاومت اقتصاد را نشان دادهاند. روندهای مهاجرت و اشتغال نیز ممکن است بر دادههای بیکاری تأثیر گذاشته باشند.
3. نگاه تاریخی: سرمایهگذاران به دلیل یادآوری بحرانهای مالی جهانی 09-2007 و سقوط اقتصادی ناشی از همهگیری ویروس کرونا، در تصیمات خود محتاطانه عمل میکنند. هر دو بحران سریع و شدید بودند، اما کندی کنونی به نظر میرسد که تدریجیتر بوده و به دورههایی مانند 2008 یا 2020 بیشباهت باشد.
4. پیامدهای سیاستگذاری: اتخاذ سیاستهای پولی انقباضی سخت و سیاستهای مالی سهلگیرانه منجر به پویاییهای غیرمعمولی در اقتصاد آمریکا شدهاند. رشد اقتصادی در سال گذشته نسبتاً قوی بوده اما چنین سرعتی قابل تداوم نیست و انتظار میرود که رشد به حدود 1.5% تا 2% در سال کاهش یابد. شاخصهای فعلی نشان میدهند که اقتصاد هنوز سالم است اما با خطراتی مانند افزایش بدهی کارتهای اعتباری و اثرات نرخهای بهره بالا مواجه است.
5. اقدامات فدرال رزرو: مقاله به این میپردازد که با توجه به کاهش نرخ تورم نزدیکی به هدف 2%، فدرال رزرو چقدر فضا برای اقدام دارد. جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، در خصوص کاهش نرخ بهره محتاط است و باید میان خطرات ناشی از تورم و رکود اقتصادی تعادل برقرار کند.
6. خوشبینی محتاطانه: در حالی که برخی عوامل مانند کاهش بازده اوراق قرضه بلندمدت و کاهش نرخ بهره میتواند به اقتصاد کمک کند، مقاله هشدار میدهد که فدرال رزرو باید مراقب باشد که نسبت به دادههای کوتاهمدت بیش از حد واکنش نشان ندهد. خطر این است که سیاستهای انقباضی بیش از حد میتواند اقتصاد را تضعیف و کاهش بیش از حد نرخ_بهره میتواند باعث افزایش نرخ تورم شود.
در مجموع، اقتصاد آمریکا در حال کند شدن است، اما این مساله به فروپاشی منجر نخواهد شد. سرمایهگذاران به دلیل بحرانهای گذشته محتاط هستند و فدرال رزرو با چالش بزرگی برای حفظ تعادل بین کنترل تورم و جلوگیری از ضعف بیشتر اقتصادی روبروست./كانال قواعدبازی
✳️ ۱۰ نشانه که شما فردی باهوشتر از آنچه فکر میکنید هستید.
✅ هوش به اشکال مختلف بروز میکند و اندازهگیریهای متفاوتی برای آن وجود دارد.
از زمان ارائه نظریه هوشهای چندگانه توسط روانشناس هوارد گاردنر در سال ۱۹۸۳، انواع مختلفی از هوش معرفی شدهاند:
Musical / Rhythmic
(هوش موسیقایی و ریتم)
Visual / Spatial
(هوش دیداری – فضایی)
Verbal / Linguistic
(هوش کلامی – زبانی)
Logical / Mathematical
(هوش منطقی – ریاضی)
Bodily / Kinesthetic
(هوش بدنی – جنبشی)
Intrapersonal
(هوش درون فردی)
Interpersonal
(هوش میان-فردی)
Naturalistic
(هوش طبیعت گرایی و درک طبیعت)
🔺هر فردی در برخی از این انواع هوشها قویتر است و مهم است که بدانیم میتوانیم قدرت ذهنی خود را در طول زمان تقویت کنیم. نشانه های هوش عبارتند از:
🔹شما کنجکاو هستید.
افراد باهوش به دنبال پاسخ به سوالات پیچیده زندگی هستند و با پایان مسیر تحصیلی خود، دست از جستجوی دانش نمیکشند. این میل به درک جهان منجر به مطالعه زیاد و گفتگوهای فکری با دیگران میشود. کنجکاوی آنها میتواند موضوعات مختلفی را پوشش دهد.
🔸شما میتوانید اعتراف کنید که اشتباه کردهاید.
بر خلاف باور عمومی، افراد باهوش میدانند که وقتی چیزی را نمیدانند، اشکالی ندارد که این را بگویند. تحقیقی که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ارتباط بین فروتنی فکری و رفتار تسلط را بررسی کرد. این پژوهش نشان داد که فروتنی فکری باعث تشویق به تلاش بیشتر برای حل چالشها و پایداری در مواجهه با شکستها میشود.
🔹شما ذهن باز دارید.
مطالعهای از دانشگاه لندن نشان داد که هوش در کودکی بهترین نشانگر افرادی است که در بزرگسالی ذهن بازی خواهند داشت. محققان توضیح دادند که باز بودن ذهن به معنای کنجکاوی فکری، تخیلی بودن و جستجوگری است.
🔸شما حس شوخطبعی قوی دارید.
دید عمیق به جهان نه تنها نشانهای از هوش است، بلکه به موضوعاتی که آنها را خندهدار مییابید نیز مرتبط است. پژوهشی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ارتباطی بین هوش بالا و داشتن حس شوخطبعی وجود دارد. این نوع شوخطبعی به بررسی تناقضات، بیحسیها و بیرحمیهای دنیای مدرن میپردازد.
🔹شما دارای همدلی هستید.
داشتن هوش هیجانی بالا نیز نشانهای از هوش کلی است. این به معنای توانایی درک و ارزیابی احساسات خود و دیگران است. تحقیقات نشان دادهاند که افراد با هوش بالا دارای حساسیت بیشتری نسبت به دیگران هستند.
🔸شما زیاد نگران میشوید.
یکی دیگر از نشانههای هوش بالا، تمایل به تجربه سطوح بالای اضطراب است. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد که افراد باهوش بیشتر در معرض اضطراب و اختلالات خلقی قرار دارند.
🔹شما از شکست نمیترسید.
افرادی که باهوشتر از آنچه فکر میکنند، هستند از تجربه شکست نمیترسند. کنجکاوی طبیعی و تمایل به امتحان کردن چیزهای جدید، آنها را به سمت مسیرهای مختلف هدایت میکند.
🔸شما از تنهایی لذت میبرید.
افراد باهوش نیاز به زمان بیشتری برای اندیشیدن درباره سوالات بزرگ زندگی دارند، به همین دلیل از تنهایی لذت میبرند. مطالعات نشان دادهاند که افراد باهوشتر کمتر از دیگران از همراهی دوستان لذت میبرند.
🔹شما پرشور هستید.
داشتن شور و شوق نیز نشانهای از هوش است. شما ممکن است در موضوعات خاصی عمیقاً علاقهمند باشید و این شور و شوق شما را به سمت مطالعه سوق دهد.
شما به راحتی با شرایط جدید سازگار میشوید.
🔸افراد باهوش دارای حس انعطافپذیری بالایی هستند. این عدم سختگیری و تفکر باز به آنها اجازه میدهد تا در محیطهای ناشناخته به راحتی قرار بگیرند و از پرسیدن سوالهای جدید هراسی نداشته باشند.
✍ بازنشرازکانال فما(بااندکی دخل وتصرف)
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ هوش به اشکال مختلف بروز میکند و اندازهگیریهای متفاوتی برای آن وجود دارد.
از زمان ارائه نظریه هوشهای چندگانه توسط روانشناس هوارد گاردنر در سال ۱۹۸۳، انواع مختلفی از هوش معرفی شدهاند:
Musical / Rhythmic
(هوش موسیقایی و ریتم)
Visual / Spatial
(هوش دیداری – فضایی)
Verbal / Linguistic
(هوش کلامی – زبانی)
Logical / Mathematical
(هوش منطقی – ریاضی)
Bodily / Kinesthetic
(هوش بدنی – جنبشی)
Intrapersonal
(هوش درون فردی)
Interpersonal
(هوش میان-فردی)
Naturalistic
(هوش طبیعت گرایی و درک طبیعت)
🔺هر فردی در برخی از این انواع هوشها قویتر است و مهم است که بدانیم میتوانیم قدرت ذهنی خود را در طول زمان تقویت کنیم. نشانه های هوش عبارتند از:
🔹شما کنجکاو هستید.
افراد باهوش به دنبال پاسخ به سوالات پیچیده زندگی هستند و با پایان مسیر تحصیلی خود، دست از جستجوی دانش نمیکشند. این میل به درک جهان منجر به مطالعه زیاد و گفتگوهای فکری با دیگران میشود. کنجکاوی آنها میتواند موضوعات مختلفی را پوشش دهد.
🔸شما میتوانید اعتراف کنید که اشتباه کردهاید.
بر خلاف باور عمومی، افراد باهوش میدانند که وقتی چیزی را نمیدانند، اشکالی ندارد که این را بگویند. تحقیقی که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ارتباط بین فروتنی فکری و رفتار تسلط را بررسی کرد. این پژوهش نشان داد که فروتنی فکری باعث تشویق به تلاش بیشتر برای حل چالشها و پایداری در مواجهه با شکستها میشود.
🔹شما ذهن باز دارید.
مطالعهای از دانشگاه لندن نشان داد که هوش در کودکی بهترین نشانگر افرادی است که در بزرگسالی ذهن بازی خواهند داشت. محققان توضیح دادند که باز بودن ذهن به معنای کنجکاوی فکری، تخیلی بودن و جستجوگری است.
🔸شما حس شوخطبعی قوی دارید.
دید عمیق به جهان نه تنها نشانهای از هوش است، بلکه به موضوعاتی که آنها را خندهدار مییابید نیز مرتبط است. پژوهشی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ارتباطی بین هوش بالا و داشتن حس شوخطبعی وجود دارد. این نوع شوخطبعی به بررسی تناقضات، بیحسیها و بیرحمیهای دنیای مدرن میپردازد.
🔹شما دارای همدلی هستید.
داشتن هوش هیجانی بالا نیز نشانهای از هوش کلی است. این به معنای توانایی درک و ارزیابی احساسات خود و دیگران است. تحقیقات نشان دادهاند که افراد با هوش بالا دارای حساسیت بیشتری نسبت به دیگران هستند.
🔸شما زیاد نگران میشوید.
یکی دیگر از نشانههای هوش بالا، تمایل به تجربه سطوح بالای اضطراب است. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ نشان داد که افراد باهوش بیشتر در معرض اضطراب و اختلالات خلقی قرار دارند.
🔹شما از شکست نمیترسید.
افرادی که باهوشتر از آنچه فکر میکنند، هستند از تجربه شکست نمیترسند. کنجکاوی طبیعی و تمایل به امتحان کردن چیزهای جدید، آنها را به سمت مسیرهای مختلف هدایت میکند.
🔸شما از تنهایی لذت میبرید.
افراد باهوش نیاز به زمان بیشتری برای اندیشیدن درباره سوالات بزرگ زندگی دارند، به همین دلیل از تنهایی لذت میبرند. مطالعات نشان دادهاند که افراد باهوشتر کمتر از دیگران از همراهی دوستان لذت میبرند.
🔹شما پرشور هستید.
داشتن شور و شوق نیز نشانهای از هوش است. شما ممکن است در موضوعات خاصی عمیقاً علاقهمند باشید و این شور و شوق شما را به سمت مطالعه سوق دهد.
شما به راحتی با شرایط جدید سازگار میشوید.
🔸افراد باهوش دارای حس انعطافپذیری بالایی هستند. این عدم سختگیری و تفکر باز به آنها اجازه میدهد تا در محیطهای ناشناخته به راحتی قرار بگیرند و از پرسیدن سوالهای جدید هراسی نداشته باشند.
✍ بازنشرازکانال فما(بااندکی دخل وتصرف)
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تغییر موتور اقتصاد جهان
✅ درحالیکه در گذشته، کشورهای توسعهیافته مانند ایالات متحده پیشتاز رشد اقتصادی بودند، اکنون این روند در حال تغییر است و کشورهای نوظهور با سرعت بیشتری در حال رشد هستند. فایننشال تایمز در گزارشی به بررسی تغییرات روند رشد اقتصادی در کشورهای مختلف جهان پرداخته است. درحالیکه آمریکا با چالشهای اقتصادی ناشی از بدهی بالای دولت دستوپنجه نرم میکند، بسیاری از کشورهای نوظهور با بدهی کمتر، چشمانداز روشنی برای رشد اقتصادی دارند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175694
✅ درحالیکه در گذشته، کشورهای توسعهیافته مانند ایالات متحده پیشتاز رشد اقتصادی بودند، اکنون این روند در حال تغییر است و کشورهای نوظهور با سرعت بیشتری در حال رشد هستند. فایننشال تایمز در گزارشی به بررسی تغییرات روند رشد اقتصادی در کشورهای مختلف جهان پرداخته است. درحالیکه آمریکا با چالشهای اقتصادی ناشی از بدهی بالای دولت دستوپنجه نرم میکند، بسیاری از کشورهای نوظهور با بدهی کمتر، چشمانداز روشنی برای رشد اقتصادی دارند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175694
اقتصاددان
تغییر موتور اقتصاد جهان - اقتصاددان
در دهه ابتدایی قرن ۲۱، کشورهای نوظهور رشد اقتصادی خیلی سریعی را تجربه کردند. این رشد اقتصادی باعث شد که کشورهای توسعهیافته در این کشورها سرمایهگذاری کنند. در همان دوران برخی تحلیلگران بیان کردند که سایر کشورهای دنیا هم مانند کشورهای توسعهیافته در حال پیشرفت…
✳️ ایرانی ها بیایید یک شبه خوشبخت شویم!
✅ مجتبی لشکربلوکی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :
🔺ما ایرانیان از فقر و بدبختی رنج می بریم. این را من نمی گویم پای صحبت هر ایرانی که می نشینی از زمین و زمان شاکیست که هر سال دریغ از پارسال. می نالد و راه خلاص می جوید. و جالب اینجاست که راه حل همه این ها را هم درآمد بیشتر می داند. اگر درآمدم و حقوقم بیشتر بود آنگاه … اما گاهی فکر می کنم ما از فقر مادی و درآمدی به فلاکت دچار نشدیم بلکه از فقر فکری-فرهنگی-رفتاری در عذابیم.
🔺 ۵ پیشنهاد وجود دارد که یک شبه می تواند، سطح بالاتری از خوشبختی را برای همه ما فراهم کند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175636
✅ مجتبی لشکربلوکی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :
🔺ما ایرانیان از فقر و بدبختی رنج می بریم. این را من نمی گویم پای صحبت هر ایرانی که می نشینی از زمین و زمان شاکیست که هر سال دریغ از پارسال. می نالد و راه خلاص می جوید. و جالب اینجاست که راه حل همه این ها را هم درآمد بیشتر می داند. اگر درآمدم و حقوقم بیشتر بود آنگاه … اما گاهی فکر می کنم ما از فقر مادی و درآمدی به فلاکت دچار نشدیم بلکه از فقر فکری-فرهنگی-رفتاری در عذابیم.
🔺 ۵ پیشنهاد وجود دارد که یک شبه می تواند، سطح بالاتری از خوشبختی را برای همه ما فراهم کند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175636
اقتصاددان
ایرانی ها بیایید یک شبه خوشبخت شویم! - اقتصاددان
مجتبی لشکربلوکی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ما ایرانیان از فقر و بدبختی رنج می بریم. این را من نمی گویم پای صحبت هر ایرانی که می نشینی از زمین و زمان شاکیست که هر سال دریغ از پارسال. می نالد و راه خلاص می جوید. و جالب اینجاست که…
✳️ صنعت در وضعیت قرمز
✅ بنگاههای صنعتی در تیرماه ۱۴۰۳ نسبت به ماههای قبل رکود عمیقتری را باتوجه به شاخصهای تولید و فروش تجربه کردهاند. پایش بخش حقیقی اقتصاد نشان میدهد که در اولین ماه تابستان شاخص فروش به میزان بیشتری در مقایسه با شاخص تولید کاهش یافته که بیانگر حادتر شدن بحران تقاضای موثر در اقتصاد است. تداوم وضعیت موجود باعث خواهد شد که بنگاههای بیشتری با نیمی از ظرفیت تولیدی کار کنند و این ظرفیت به مرور کاهش یابد و در نهایت آنها را با خطر تعطیلی مواجه کند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175630
✅ بنگاههای صنعتی در تیرماه ۱۴۰۳ نسبت به ماههای قبل رکود عمیقتری را باتوجه به شاخصهای تولید و فروش تجربه کردهاند. پایش بخش حقیقی اقتصاد نشان میدهد که در اولین ماه تابستان شاخص فروش به میزان بیشتری در مقایسه با شاخص تولید کاهش یافته که بیانگر حادتر شدن بحران تقاضای موثر در اقتصاد است. تداوم وضعیت موجود باعث خواهد شد که بنگاههای بیشتری با نیمی از ظرفیت تولیدی کار کنند و این ظرفیت به مرور کاهش یابد و در نهایت آنها را با خطر تعطیلی مواجه کند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175630
اقتصاددان
صنعت در وضعیت قرمز - اقتصاددان
تولید و فروش بنگاههای صنعتی بورسی همچنان در محدوده منفی قرار دارد. بنگاهها در تیرماه ۱۴۰۳ نسبت به ماههای قبل رکود عمیقتری را تجربه کردهاند. پایش بخش حقیقی اقتصاد در اولین ماه تابستان حاکی از این است که شاخص فروش به میزان بیشتری در مقایسه با…
✳️ بودجه نظامی آمریکا، چین و روسیه
✅ نمودار فوق نشان می دهد علی رغم افزایش چشمگیر بودجه نظامی چین طی سالهای اخیر؛
کماکان بودجه نظامی آمریکا با اختلاف زیاد در صدر قرار دارد؛
به طوری که در سال ۲۰۲۲، مجموع بودجه نظامی چین و روسیه نصف بودجه نظامی آمریکا با رقم حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بوده است.
اوج بودجه نظامی آمریکا مربوط به سال ۲۰۱۰ بوده است.
این بودجه نجومی ، حضور پرقدرت ارتش آمریکا در نقاط مختلف جهان از شرق آسیا ، اقیانوس هند، خلیج فارس تا آمریکای لاتین و حتی تشکیل " نیروی فضایی " را تضمین کرده است.
کانال تحولات بین المللی
✅ نمودار فوق نشان می دهد علی رغم افزایش چشمگیر بودجه نظامی چین طی سالهای اخیر؛
کماکان بودجه نظامی آمریکا با اختلاف زیاد در صدر قرار دارد؛
به طوری که در سال ۲۰۲۲، مجموع بودجه نظامی چین و روسیه نصف بودجه نظامی آمریکا با رقم حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بوده است.
اوج بودجه نظامی آمریکا مربوط به سال ۲۰۱۰ بوده است.
این بودجه نجومی ، حضور پرقدرت ارتش آمریکا در نقاط مختلف جهان از شرق آسیا ، اقیانوس هند، خلیج فارس تا آمریکای لاتین و حتی تشکیل " نیروی فضایی " را تضمین کرده است.
کانال تحولات بین المللی
🔵۵۰ کشور برتر از نظر تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۴
1. ایالات متحده 🇺🇸: 28.78 تریلیون دلار
2. چین 🇨🇳: 18.53 تریلیون دلار
3. آلمان 🇩🇪: 4.59 تریلیون دلار
4. ژاپن 🇯🇵: 4.11 تریلیون دلار
5. هند 🇮🇳: 3.94 تریلیون دلار
6. بریتانیا 🇬🇧: 3.50 تریلیون دلار
7. فرانسه 🇫🇷: 3.13 تریلیون دلار
8. برزیل 🇧🇷: 2.33 تریلیون دلار
9. ایتالیا 🇮🇹: 2.33 تریلیون دلار
10. کانادا 🇨🇦: 2.24 تریلیون دلار
11. روسیه 🇷🇺: 2.06 تریلیون دلار
12. مکزیک 🇲🇽: 2.02 تریلیون دلار
13. استرالیا 🇦🇺: 1.79 تریلیون دلار
14. کره جنوبی 🇰🇷: 1.76 تریلیون دلار
15. اسپانیا 🇪🇸: 1.65 تریلیون دلار
16. اندونزی 🇮🇩: 1.48 تریلیون دلار
17. هلند 🇳🇱: 1.14 تریلیون دلار
18. ترکیه 🇹🇷: 1.11 تریلیون دلار
19. عربستان 🇸🇦: 1.11 تریلیون دلار
20. سوئیس 🇨🇭: 938 میلیارد دلار
21. لهستان 🇵🇱: 844 میلیارد دلار
22. تایوان 🇹🇼: 802 میلیارد دلار
23. بلژیک 🇧🇪: 655 میلیارد دلار
24. سوئد 🇸🇪: 623 میلیارد دلار
25. آرژانتین 🇦🇷: 604 میلیارد دلار
26. ایرلند 🇮🇪: 564 میلیارد دلار
27. تایلند 🇹🇭: 548 میلیارد دلار
28. اتریش 🇦🇹: 540 میلیارد دلار
29. اسرائیل 🇮🇱: 530 میلیارد دلار
30. امارات 🇦🇪: 527 میلیارد دلار
31. نروژ 🇳🇴: 526 میلیارد دلار
32. سنگاپور 🇸🇬: 525 میلیارد دلار
33. فیلیپین 🇵🇭: 471 میلیارد دلار
34. ویتنام 🇻🇳: 465 میلیارد دلار
35. ایران 🇮🇷: 464 میلیارد دلار
36. بنگلادش 🇧🇩: 455 میلیارد دلار
37. مالزی 🇲🇾: 455 میلیارد دلار
38. دانمارک 🇩🇰: 409 میلیارد دلار
39. هنگ کنگ 🇭🇰: 406 میلیارد دلار
40. کلمبیا 🇨🇴: 386 میلیارد دلار
41. آفریقای جنوبی 🇿🇦: 373 میلیارد دلار
42. رومانی 🇷🇴: 369 میلیارد دلار
43. مصر 🇪🇬: 347 میلیارد دلار
44. شیلی 🇨🇱: 333 میلیارد دلار
45. جمهوری چک 🇨🇿: 325 میلیارد دلار
46. فنلاند 🇫🇮: 308 میلیارد دلار
47. پرتغال 🇵🇹: 298 میلیارد دلار
48.قزاقستان 🇰🇿: 296 میلیارد دلار
49. پرو 🇵🇪: ۲۸۲ میلیارد دلار
50. الجزایر 🇩🇿: ۲۶۶ میلیارد دلار
✔️صندوق بین المللی پول
1. ایالات متحده 🇺🇸: 28.78 تریلیون دلار
2. چین 🇨🇳: 18.53 تریلیون دلار
3. آلمان 🇩🇪: 4.59 تریلیون دلار
4. ژاپن 🇯🇵: 4.11 تریلیون دلار
5. هند 🇮🇳: 3.94 تریلیون دلار
6. بریتانیا 🇬🇧: 3.50 تریلیون دلار
7. فرانسه 🇫🇷: 3.13 تریلیون دلار
8. برزیل 🇧🇷: 2.33 تریلیون دلار
9. ایتالیا 🇮🇹: 2.33 تریلیون دلار
10. کانادا 🇨🇦: 2.24 تریلیون دلار
11. روسیه 🇷🇺: 2.06 تریلیون دلار
12. مکزیک 🇲🇽: 2.02 تریلیون دلار
13. استرالیا 🇦🇺: 1.79 تریلیون دلار
14. کره جنوبی 🇰🇷: 1.76 تریلیون دلار
15. اسپانیا 🇪🇸: 1.65 تریلیون دلار
16. اندونزی 🇮🇩: 1.48 تریلیون دلار
17. هلند 🇳🇱: 1.14 تریلیون دلار
18. ترکیه 🇹🇷: 1.11 تریلیون دلار
19. عربستان 🇸🇦: 1.11 تریلیون دلار
20. سوئیس 🇨🇭: 938 میلیارد دلار
21. لهستان 🇵🇱: 844 میلیارد دلار
22. تایوان 🇹🇼: 802 میلیارد دلار
23. بلژیک 🇧🇪: 655 میلیارد دلار
24. سوئد 🇸🇪: 623 میلیارد دلار
25. آرژانتین 🇦🇷: 604 میلیارد دلار
26. ایرلند 🇮🇪: 564 میلیارد دلار
27. تایلند 🇹🇭: 548 میلیارد دلار
28. اتریش 🇦🇹: 540 میلیارد دلار
29. اسرائیل 🇮🇱: 530 میلیارد دلار
30. امارات 🇦🇪: 527 میلیارد دلار
31. نروژ 🇳🇴: 526 میلیارد دلار
32. سنگاپور 🇸🇬: 525 میلیارد دلار
33. فیلیپین 🇵🇭: 471 میلیارد دلار
34. ویتنام 🇻🇳: 465 میلیارد دلار
35. ایران 🇮🇷: 464 میلیارد دلار
36. بنگلادش 🇧🇩: 455 میلیارد دلار
37. مالزی 🇲🇾: 455 میلیارد دلار
38. دانمارک 🇩🇰: 409 میلیارد دلار
39. هنگ کنگ 🇭🇰: 406 میلیارد دلار
40. کلمبیا 🇨🇴: 386 میلیارد دلار
41. آفریقای جنوبی 🇿🇦: 373 میلیارد دلار
42. رومانی 🇷🇴: 369 میلیارد دلار
43. مصر 🇪🇬: 347 میلیارد دلار
44. شیلی 🇨🇱: 333 میلیارد دلار
45. جمهوری چک 🇨🇿: 325 میلیارد دلار
46. فنلاند 🇫🇮: 308 میلیارد دلار
47. پرتغال 🇵🇹: 298 میلیارد دلار
48.قزاقستان 🇰🇿: 296 میلیارد دلار
49. پرو 🇵🇪: ۲۸۲ میلیارد دلار
50. الجزایر 🇩🇿: ۲۶۶ میلیارد دلار
✔️صندوق بین المللی پول
👍1
تنهایی…
آدمی به چهار شکل میتواند تنهایی را تجربه کند.
۱- تنهایی فیزیکی
۲- تنهایی عاطفی
۳- تنهایی فکری
۴- تنهایی اگزیستانس
۱- تنهایی فیزیکی:
بودن بدون دیگری در جا و مکانی است. زندانی در سلول انفرادی، تنهایی فیزیکی را تجربه میکند. تنهایی فیزیکی میتواند تنهایی جنسی نیز باشد وقتی فرد، هیچ شریک جنسی ندارد.
۲- تنهایی عاطفی:
بودن بدون عاطفه و احساسات دیگری است. کسی را ندارد که از او عاطفه بگیرد یا برای او عاطفه خرج کند. تنهایی عاطفی میتواند بدون تنهایی فیزیکی نیز رخ دهد. یعنی دو نفر سالها کنار هم زندگی کنند و تنهای فیزیکی نباشند، اما تنهای عاطفی باشند.
۳- تنهایی فکری:
بودنی است بدون همفکر و همدل و همزبان. وقتی کسی را پیدا نمیکنی که همفکرت باشد یا همزبانت، و احساس میکنی کسی افکار تو را متوجه نمیشود، در حال تجربه تنهایی فکری هستی.
۴- تنهایی اگزیستانس:
اشاره به نحوهی خاص بودن ما در این جهان دارد. ما در این جهان به شکل منحصر بفردی هستیم و همه دریافتهای ما از جهان، مختص خودمان است و از آنِ خودمان و نمیتوانیم دیگران را به دریافتهای خود راه دهیم. هرکسی خود را در دریافتهایش تنها میبیند. من میبینم، تو هم میبینی، اما این دیدنِ من، از آن من است، و دیدن تو از آن تو. من رنج میکشم، تو هم رنج میکشی، اما رنجِ من، از آن من است، رنج تو نیز از آنِ تو. ما هرگز نمیتوانیم، تماما به دریافت کسی دیگر ورود کنیم و دیگری نیز نمیتوان تماما به دریافت ما وارد شود. ما فقط تلاش میکنیم، به فهم یکدیگر نزدیک شویم، چونان نزدیکی دو دست بهم. حتی وقتی دو دست با هم گره میخورند، بازهم ماهیتا دو دست هستند، و این گره خوردن، منجر به یک دست شدن نمیشود. بودن ما در این جهان و همه دریافتهای ما در این جهان، منحصر بفرد است و این تنهایی اگزیستانس، بنیان هستیشناختی ما را شکل میدهد.
- فهم این تنهایی اگزیستانس که محتوم است، به آدمی کمک میکند تا با آن سه تنهایی دیگر (فیزیکی، عاطفی، فکری) به خوبی و درستی مواجه شود. رنج آدمها از آن سه تنهایی، بدین خاطر است که به این تنهایی اگزیستانس التفات ندارند. یعنی از بنیان هستیشناسانهی خود غافلاند.
اکبر جباری
آدمی به چهار شکل میتواند تنهایی را تجربه کند.
۱- تنهایی فیزیکی
۲- تنهایی عاطفی
۳- تنهایی فکری
۴- تنهایی اگزیستانس
۱- تنهایی فیزیکی:
بودن بدون دیگری در جا و مکانی است. زندانی در سلول انفرادی، تنهایی فیزیکی را تجربه میکند. تنهایی فیزیکی میتواند تنهایی جنسی نیز باشد وقتی فرد، هیچ شریک جنسی ندارد.
۲- تنهایی عاطفی:
بودن بدون عاطفه و احساسات دیگری است. کسی را ندارد که از او عاطفه بگیرد یا برای او عاطفه خرج کند. تنهایی عاطفی میتواند بدون تنهایی فیزیکی نیز رخ دهد. یعنی دو نفر سالها کنار هم زندگی کنند و تنهای فیزیکی نباشند، اما تنهای عاطفی باشند.
۳- تنهایی فکری:
بودنی است بدون همفکر و همدل و همزبان. وقتی کسی را پیدا نمیکنی که همفکرت باشد یا همزبانت، و احساس میکنی کسی افکار تو را متوجه نمیشود، در حال تجربه تنهایی فکری هستی.
۴- تنهایی اگزیستانس:
اشاره به نحوهی خاص بودن ما در این جهان دارد. ما در این جهان به شکل منحصر بفردی هستیم و همه دریافتهای ما از جهان، مختص خودمان است و از آنِ خودمان و نمیتوانیم دیگران را به دریافتهای خود راه دهیم. هرکسی خود را در دریافتهایش تنها میبیند. من میبینم، تو هم میبینی، اما این دیدنِ من، از آن من است، و دیدن تو از آن تو. من رنج میکشم، تو هم رنج میکشی، اما رنجِ من، از آن من است، رنج تو نیز از آنِ تو. ما هرگز نمیتوانیم، تماما به دریافت کسی دیگر ورود کنیم و دیگری نیز نمیتوان تماما به دریافت ما وارد شود. ما فقط تلاش میکنیم، به فهم یکدیگر نزدیک شویم، چونان نزدیکی دو دست بهم. حتی وقتی دو دست با هم گره میخورند، بازهم ماهیتا دو دست هستند، و این گره خوردن، منجر به یک دست شدن نمیشود. بودن ما در این جهان و همه دریافتهای ما در این جهان، منحصر بفرد است و این تنهایی اگزیستانس، بنیان هستیشناختی ما را شکل میدهد.
- فهم این تنهایی اگزیستانس که محتوم است، به آدمی کمک میکند تا با آن سه تنهایی دیگر (فیزیکی، عاطفی، فکری) به خوبی و درستی مواجه شود. رنج آدمها از آن سه تنهایی، بدین خاطر است که به این تنهایی اگزیستانس التفات ندارند. یعنی از بنیان هستیشناسانهی خود غافلاند.
اکبر جباری
👍1
🛢 پیش بینی جدید/ قیمت نفت ۵ برابر میشود!
🔹رویترز: اکسونموبیل، بزرگترین شرکت نفتی ایالاتمتحده آمریکا، روز دوشنبه (پنجم مرداد) در تازهترین گزارش چشمانداز جهانی نفت خود اعلام کرد انتظار دارد تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ در سطح کنونی روزانه ۱۰۰ میلیون بشکه، مشابه سطوح امروز باقی بماند که البته این رقم نسبت به برآورد بیپی ۲۵ درصد بالاتر است.
🔹تقاضای قویتر که از سوی اکسون موبیل پیشبینی شده، زیربنای برنامههای رشد تولید این شرکت آمریکایی است و در میان شرکتهای بزرگ نفتی غربی، بلندپروازانهترین به شمار میآید.
🔹کریس بردسال، مدیر اقتصاد، انرژی و برنامهریزی راهبردی اکسونموبیل، به رویترز گفت: تقاضای نفت و گاز راهی بسیار طولانی در پیش دارد و طی چند سال آینده به رشد خود ادامه خواهد داد.
🔹پروژههای اکسونموبیل بدون سرمایهگذاریهای تازه، با کاهش تولید سالانه حدود ۱۵درصد روبهرو خواهند بود، این رقم در مقایسه با برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی در سال ۲۰۱۸ که حدود سالانه ۸درصد بود، کاهشی شدیدتر را نشان میدهد.
🔸به گفته بردسال، این مقدار کاهش تولید میتواند قیمت نفت را پنج برابر کند و عرضه جهانی در اوایل سال ۲۰۳۰ را به ۳۰ میلیون بشکه در روز برساند./ ایلنا
🔹رویترز: اکسونموبیل، بزرگترین شرکت نفتی ایالاتمتحده آمریکا، روز دوشنبه (پنجم مرداد) در تازهترین گزارش چشمانداز جهانی نفت خود اعلام کرد انتظار دارد تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ در سطح کنونی روزانه ۱۰۰ میلیون بشکه، مشابه سطوح امروز باقی بماند که البته این رقم نسبت به برآورد بیپی ۲۵ درصد بالاتر است.
🔹تقاضای قویتر که از سوی اکسون موبیل پیشبینی شده، زیربنای برنامههای رشد تولید این شرکت آمریکایی است و در میان شرکتهای بزرگ نفتی غربی، بلندپروازانهترین به شمار میآید.
🔹کریس بردسال، مدیر اقتصاد، انرژی و برنامهریزی راهبردی اکسونموبیل، به رویترز گفت: تقاضای نفت و گاز راهی بسیار طولانی در پیش دارد و طی چند سال آینده به رشد خود ادامه خواهد داد.
🔹پروژههای اکسونموبیل بدون سرمایهگذاریهای تازه، با کاهش تولید سالانه حدود ۱۵درصد روبهرو خواهند بود، این رقم در مقایسه با برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی در سال ۲۰۱۸ که حدود سالانه ۸درصد بود، کاهشی شدیدتر را نشان میدهد.
🔸به گفته بردسال، این مقدار کاهش تولید میتواند قیمت نفت را پنج برابر کند و عرضه جهانی در اوایل سال ۲۰۳۰ را به ۳۰ میلیون بشکه در روز برساند./ ایلنا
✳️ چالش ها و پيچيدگي هاي توسعه در ايران
✅ آخرین فرصت سیاست و اقتصاد
▫️حجت میرزایی، اقتصاددان
▫️او با اشاره به تکرار آزمون و خطاهای متعدد در ساحت سیاستگذار یو بیتوجهی آن به تجربههای جهانی توضیح توضیح میدهد که با این وضعیت نمیتوان راه به توسعه برد.
▫️کامل این گفتوگو ؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-68987
كانال قواعدبازی
✅ آخرین فرصت سیاست و اقتصاد
▫️حجت میرزایی، اقتصاددان
▫️او با اشاره به تکرار آزمون و خطاهای متعدد در ساحت سیاستگذار یو بیتوجهی آن به تجربههای جهانی توضیح توضیح میدهد که با این وضعیت نمیتوان راه به توسعه برد.
▫️کامل این گفتوگو ؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-68987
كانال قواعدبازی
اکوایران
چالشهای توسعه در ایران
حجت میرزایی، اقتصاددان در گفتوگو با اکوایران، از چالشها و پیچیدگیهای توسعه در ایران میگوید.
👍1
✳️ تورم چطور اخلاق ملتها را تباه میکند؟
✅ «قوانین اقتصاد نه رشوه قبول میکنند و نه از مجازات اعدام میترسند آنها در برابر تصیمهای شما ساکت نمیشوند. این خلاصه ماجرایی تاریخی است که اگرچه ۲۳۰ سال پیش به وقوع پیوسته اما به شکل عجیبی شبیه به روزگاه امروز ماست، ماجرایی بسیار عبرت آموز که آقای اندرو دیکسون وایت در کتاب اخلاق و تورم آن را مرور میکند.
ماجرای کتاب به اتفاقات بعد از انقلاب فرانسه بر میگردد وقتی که انقلابیون فکر کردند نیروی اراده و ایمان آنها میتواند قوانین اقتصادی را تغییر دهد پس برای جبران کسری بودجه دولت ایده تکراری و البته خطرناکی به ذهنشان رسید: چاپ پول کاغذی.
تا پیش از آن پول کاغذی در فرانسه رواج چندانی نداشت و سکهها به اعتبار عیار طلا و نقرهشان وسیله اصلی معامله بودند اما اعضای دولت انقلابی تصمیم گرفتند به پشتوانه املاک متعددی که از کلیسا مصادره کرده بودند پول کاغذی چاپ کنند. فکر نکنید در آن زمان کسی خبر از فاجعهای که این کار میتوانست به بار بیاورد، نداشت.
*سالها پیش در همان فرانسه تورم نارضایتیهای زیادی به بار آورده بود اما انقلابیون فرانسه اعتقاد داشتند ریشه تورم، فساد حاکمان بوده و حالا که درستکاران زمام امور را به دست گرفتهاند میتوان کمی از قوانین طبیعت تخطی کرد.*
برای همین تصمیم گرفته شد که ۴۰۰ میلیون لیره فرانسه پول کاغذی چاپ شود. آن هم پول های درشت تا هم کار دولت راه بیفتد و بدهی ها پرداخت شود و هم روحیه و رونق به بازار تزریق شود. در ابتدا قرار بود کل پولِ در گردش یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون لیر باشد و به پولهای کاغذی بهره هم تعلق بگیرد تا مردم به ذخیره آن تشویق شوند.
نتیجه چاپ پولهای کاغذی در ابتدا خوب بود. پولها اعتبار داشتند و روح تازهای در بین تجار و مردم دمیده شد اما همانطور که هشدار دهندهها پیش بینی کرده بودند همه چیز به سرعت شروع به تغییر کرد. طعم پول های خرق الساعه زیر زبان دولت رفته بود. گروه بزرگی با ورود این پول به گردش سود کرده بودند و از قضا در دایره قدرت هم نفوذ داشتند.
پس چاپ پول به پشتوانه زمین های بیشتر و بیشتری که مصادره میشد و با دفاع موافقان که آن را روشی انقلابی و ابتکاری میدانستند تکرار شد تا جایی که مخالفانی مانند نِکِر ترجیح دادند دامنشان را از ماجرا پاک نگه دارند و برای همیشه فرانسه را ترک کردند.
فقط ظرف کمتر از دو سال از چاپِ آن ۴۰۰ میلیون لیره اولیه، ارزش یک ۱۰۰ فرانکی کاغذی به نزدیک یک سوم صد فرانکی طلا رسید و چنان تورمیتمام کشور را در بر گرفت که مردم ترجیح میدادند حتی یک روز هم پول های کاغذی را پیش خودشان نگه ندارند و آن را به کالاهای با دوام و سکه تبدیل کنند.
همین ولع اخلاق مردم و سیاست مداران را تباه کرد. مردم فرانسه که روزی به پس انداز و صرفه جویی معروف بودند تبدیل به مردمیمصرف گرا، تجلماتی و ریسک پذیر شدند که ترجیح میدادند به جای قانع بودن به سودهای معمول دست به کارهایی بزنند که شانسشان را برای پولدار شدن بالا ببرد، سوداگرای و شرطبندی رواج عجیبی پیدا کرد. سقوط ارزش پول چنان ادامه داشت که ۵ سال بعد ارزش صد فرانکی کاغذی فقط دو فرانک طلا بود.
فکر نکنید در این بین دولت برای اینکه با زور ارزش پول کاغذی را بالا نگه دارد کاری نکرد. دولت مردان فرانسوی در کنار مصادره زمینهای کسانی که فرار کرده بودند و مجبور کردن ثروتمندان به پرداخت وام به دولت تصمیم به تثبیت قانونی قیمتها گرفتند و گفتند باید قیمت تمام کالاها چنان که دولت اعلام میکند باشد اما چه کسی زیر بار فروش جنس و خدماتش کمتر از هزینه تولید آنها میرفت؟ پس به موازات شروع مقاومت مردم قوانین تبیهی هم شدت گرفت تا جایی که فوج فوج مردم به گیوتین سپرده شدند و کار آنقدر بیخ پیدا کرد که اگر کسی فقط قبل و حین معامله میپرسید که روش پرداخت به شکل پول کاغذی خواهد بود یا سکه اعدام میشد!
گروه گروه مردمیکه به هر نحوی از فروش کالاهایشان با قیمت های دولتی امتناع میکردند به خاک و خون کشیده میشدند. موافقانِ سخنورِ چاپ اسکناسهای بیپشتوانه در سخنرانیهای پرشور به فساد ثروتمندان اشاره میکردند و میگفتند نفوذ انگلیسیها مسبب این وضعیت است و اگر متخلفان اعدام شوند دیگر کسی جرأت نمیکند سوءاستفاده و گرانفروشی کند اما قوانین طبیعت از اعدام نمیترسند.
ضمن اینکه تورم چنان گروه سودمندان را پروار و پرزور کرده بود که سیل رشوه های آنها به سمت تصمیمگیران کاری میکرد که روند چاپ پول متوقف نشود. آنها وام میگرفتند، ملک میخریدند و ثروتمندتر میشدند در حالی که مردم هر روز به فلاکت بیشتری گرفتار میافتادند، کارخانهها یکی بعد از دیگری تعطیل میشد و سال خوب بارش هم نمیتوانست رونق را به زمینهای کشاورزی برگرداند.
ادامه مطلب؛
https://fardayeeghtesad.com/x6C7
كانال قواعدبازی
✅ «قوانین اقتصاد نه رشوه قبول میکنند و نه از مجازات اعدام میترسند آنها در برابر تصیمهای شما ساکت نمیشوند. این خلاصه ماجرایی تاریخی است که اگرچه ۲۳۰ سال پیش به وقوع پیوسته اما به شکل عجیبی شبیه به روزگاه امروز ماست، ماجرایی بسیار عبرت آموز که آقای اندرو دیکسون وایت در کتاب اخلاق و تورم آن را مرور میکند.
ماجرای کتاب به اتفاقات بعد از انقلاب فرانسه بر میگردد وقتی که انقلابیون فکر کردند نیروی اراده و ایمان آنها میتواند قوانین اقتصادی را تغییر دهد پس برای جبران کسری بودجه دولت ایده تکراری و البته خطرناکی به ذهنشان رسید: چاپ پول کاغذی.
تا پیش از آن پول کاغذی در فرانسه رواج چندانی نداشت و سکهها به اعتبار عیار طلا و نقرهشان وسیله اصلی معامله بودند اما اعضای دولت انقلابی تصمیم گرفتند به پشتوانه املاک متعددی که از کلیسا مصادره کرده بودند پول کاغذی چاپ کنند. فکر نکنید در آن زمان کسی خبر از فاجعهای که این کار میتوانست به بار بیاورد، نداشت.
*سالها پیش در همان فرانسه تورم نارضایتیهای زیادی به بار آورده بود اما انقلابیون فرانسه اعتقاد داشتند ریشه تورم، فساد حاکمان بوده و حالا که درستکاران زمام امور را به دست گرفتهاند میتوان کمی از قوانین طبیعت تخطی کرد.*
برای همین تصمیم گرفته شد که ۴۰۰ میلیون لیره فرانسه پول کاغذی چاپ شود. آن هم پول های درشت تا هم کار دولت راه بیفتد و بدهی ها پرداخت شود و هم روحیه و رونق به بازار تزریق شود. در ابتدا قرار بود کل پولِ در گردش یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون لیر باشد و به پولهای کاغذی بهره هم تعلق بگیرد تا مردم به ذخیره آن تشویق شوند.
نتیجه چاپ پولهای کاغذی در ابتدا خوب بود. پولها اعتبار داشتند و روح تازهای در بین تجار و مردم دمیده شد اما همانطور که هشدار دهندهها پیش بینی کرده بودند همه چیز به سرعت شروع به تغییر کرد. طعم پول های خرق الساعه زیر زبان دولت رفته بود. گروه بزرگی با ورود این پول به گردش سود کرده بودند و از قضا در دایره قدرت هم نفوذ داشتند.
پس چاپ پول به پشتوانه زمین های بیشتر و بیشتری که مصادره میشد و با دفاع موافقان که آن را روشی انقلابی و ابتکاری میدانستند تکرار شد تا جایی که مخالفانی مانند نِکِر ترجیح دادند دامنشان را از ماجرا پاک نگه دارند و برای همیشه فرانسه را ترک کردند.
فقط ظرف کمتر از دو سال از چاپِ آن ۴۰۰ میلیون لیره اولیه، ارزش یک ۱۰۰ فرانکی کاغذی به نزدیک یک سوم صد فرانکی طلا رسید و چنان تورمیتمام کشور را در بر گرفت که مردم ترجیح میدادند حتی یک روز هم پول های کاغذی را پیش خودشان نگه ندارند و آن را به کالاهای با دوام و سکه تبدیل کنند.
همین ولع اخلاق مردم و سیاست مداران را تباه کرد. مردم فرانسه که روزی به پس انداز و صرفه جویی معروف بودند تبدیل به مردمیمصرف گرا، تجلماتی و ریسک پذیر شدند که ترجیح میدادند به جای قانع بودن به سودهای معمول دست به کارهایی بزنند که شانسشان را برای پولدار شدن بالا ببرد، سوداگرای و شرطبندی رواج عجیبی پیدا کرد. سقوط ارزش پول چنان ادامه داشت که ۵ سال بعد ارزش صد فرانکی کاغذی فقط دو فرانک طلا بود.
فکر نکنید در این بین دولت برای اینکه با زور ارزش پول کاغذی را بالا نگه دارد کاری نکرد. دولت مردان فرانسوی در کنار مصادره زمینهای کسانی که فرار کرده بودند و مجبور کردن ثروتمندان به پرداخت وام به دولت تصمیم به تثبیت قانونی قیمتها گرفتند و گفتند باید قیمت تمام کالاها چنان که دولت اعلام میکند باشد اما چه کسی زیر بار فروش جنس و خدماتش کمتر از هزینه تولید آنها میرفت؟ پس به موازات شروع مقاومت مردم قوانین تبیهی هم شدت گرفت تا جایی که فوج فوج مردم به گیوتین سپرده شدند و کار آنقدر بیخ پیدا کرد که اگر کسی فقط قبل و حین معامله میپرسید که روش پرداخت به شکل پول کاغذی خواهد بود یا سکه اعدام میشد!
گروه گروه مردمیکه به هر نحوی از فروش کالاهایشان با قیمت های دولتی امتناع میکردند به خاک و خون کشیده میشدند. موافقانِ سخنورِ چاپ اسکناسهای بیپشتوانه در سخنرانیهای پرشور به فساد ثروتمندان اشاره میکردند و میگفتند نفوذ انگلیسیها مسبب این وضعیت است و اگر متخلفان اعدام شوند دیگر کسی جرأت نمیکند سوءاستفاده و گرانفروشی کند اما قوانین طبیعت از اعدام نمیترسند.
ضمن اینکه تورم چنان گروه سودمندان را پروار و پرزور کرده بود که سیل رشوه های آنها به سمت تصمیمگیران کاری میکرد که روند چاپ پول متوقف نشود. آنها وام میگرفتند، ملک میخریدند و ثروتمندتر میشدند در حالی که مردم هر روز به فلاکت بیشتری گرفتار میافتادند، کارخانهها یکی بعد از دیگری تعطیل میشد و سال خوب بارش هم نمیتوانست رونق را به زمینهای کشاورزی برگرداند.
ادامه مطلب؛
https://fardayeeghtesad.com/x6C7
كانال قواعدبازی
فردای اقتصاد
تورم چطور اخلاق ملتها را تباه میکند؟
«قوانین اقتصاد نه رشوه قبول میکنند و نه از مجازات اعدام میترسند آنها در برابر تصیمهای شما ساکت نمیشوند. این خلاصه ماجرایی تاریخی است که اگرچه ۲۳۰ سال پیش به وقوع پیوسته اما به شکل عجیبی شبیه به روزگاه امروز ماست، ماجرایی بسیار عبرت آموز که آقای اندرو…