مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ شگرد مشترک کازینوها و هایپرمارکت ها

🖊مجتبی لشکربلوکی

✅ همه ما فکر می کنیم که خیلی عاقل و باهوش هستیم اما به صورت ناخودآگاه تحت تاثیر متغیرهای مختلفی قرار می گیريم و تصمیمات ما از مدار عقلانیت خارج می شود.
🔸هیجان باعث می شود که شانس موفقیت خود را بیش از اندازه ارزیابی کنیم. به همین دلیل هست که کازینوها، از نور زیاد و صدای بلند استفاده می کنند: می خواهند افراد را هیجانی کنند! هر چقدر بیشتر هیجانی شوند، پول بیشتری صرف خواهند کرد. هر چقدر که درباره موضوعی بیشتر هیجان زده باشیم، ریسک ها را کمتر تخمین می زنیم.

🔹هایپرمارکت ها هم از سه متغیر نورپردازی، سقف بلند و موسیقی به خوبی استفاده می کنند. به همین دلیل است که وقتی سیستم روشنایی هایپرمارکت ها برای چند ساعتی دچار نقص می شود به وضوح روی فروش آن ها تاثیر می گذارد.

🔸ممکن است بگویید که هایپرمارکت ها و کازینوها هر دو این ويژگی را دارند که مردم برای تفریح و سرگرمی به آن جا می روند. باشد بگذارید یک مثال دیگر بزنم: معمولا بازار سهام جزو بازارهای پیشرفته است. بازیگران آن نه به قصد تفریح بلکه کاملا با هدف سودآوری به آن بازار می آیند. یافته‌های پژوهشی متعدد نشان می دهد که بین آب و هوا و میزان خرید و فروش سهام آن هم در حرفه ای ترین بازارها رابطه معناداری وجود دارد. یک درجه افزایش حرارت روی حجم خرید و فروش سهام تاثیر می گذارد! برخی یافته ها نشان می دهد که اینکه امروز آفتابی است یا ابری، هم روی قیمت ها تاثیرگذار است و هم روی میزان خرید و فروش. همین طور درجه رطوبت تاثیر معکوس دارد!

🔹بنابراین عناصر غیرمرتبط شامل هیجان، موسیقی، درجه حرارت، میزان رطوبت، میزان روشنایی بر روی تصمیمات ما کاملا موثر است.

🔺تحلیل و تجویز راهبردی:

برخی معتقدند عواطف و منطق، رابطه الاکلنگی با هم دارند؛ هر طرف که بالا برود، طرف دیگر پایین می آید. چه باید کرد؟

🔸عواطف خود را بشناسید و تشخیص دهید که چگونه تفکر شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

🔹فاصله زمانی-مکانی بگیرید و به جای تفکر، تامل کنید. در تصمیمات مهم از موقعیتی که در آن هستید فاصله بگیرید و به خودتان زمان بدهید. اگر بخواهید در همان لحظه تصمیم گیری کنید تحت تاثیر عوامل محیطی آن جا قرار خواهید گرفت. سپس با لیست کردن جنبه های مثبت و منفی هر تصمیم، منطق خود را بالا ببرید. با دیدن واقعیت های مربوطه بر روی کاغذ، می توانید به صورت عقلانی در مورد انتخاب ها فکر کنید و تاثیر عواطف و عوامل دیگر را بر خود کمتر می کنید.

🔺حال یک پرسش چالشی: می خواهید به فردی پیشنهاد ازدواج دهید یا می خواهید به رییس تان یک ایده سرمایه گذاری را پیشنهاد کنید، سعی می کنید در چه شرایطی پیشنهاد خود را به او بدهید که احتمال جواب منفی شنیدن را کم کنید؟/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ قصۀ پول چیست؟

✅ صدهاهزار سال قبل، انسان پیش از آنکه تولید را شروع کند مبادله را شروع کرد. انسان دریافت که برای بعضی کالاها به خاطر کمیابی بیشتر و استهلاک کمتر، تقاضای نسبی بیشتری وجود دارد: پوست، نمک، صدف، شاخ و غیره. انسان فهمید بهتر است برای روز مبادا چیزی ذخیره کند و فهمید مثلاً ذخیره کردن نمک از ذخیره کردن پیاز یا بزغاله عاقلانه تر است. چون به این زودی ها نابود نمی شود، تقسیم پذیرتر است، و در ضمن مشتری بیشتری دارد و با داشتن آن خیلی چیزهای دیگر را که لازم شوند میتوان خرید. به این ترتیب مفهوم واسطۀ مبادله و وسیلۀ حفظ ارزش در ذهن بشر شکل گرفت. پول پدید آمد.  در حالی که هنوز هیچ حکومتی و هیچ اقتصاددانی وجود نداشت.
🔺هزاران سال گذشت. همۀ انسانها فهمیدند طلا از همه چیز کمیاب تر است، تقریباً مستهلک نمی شود و همیشه مشتری دارد. بشر به این نتیجه رسید که قطعات طلا از هر پول دیگری بهتر است. و البته تقلب هایی هم در آن می شد، همانطور که همیشه در مورد هر کالای دیگری می شود.
🔺در همین اثنا کسانی پیدا شدند که دیدند می توان به جای زحمت کشیدن و عرق ریختن، در سایه خوابید و از دسترنج دیگران حتی بیش از خود آنها سهم برداشت. همیشه زورمندانی بودند که از مردم باج میگرفتند. امّا از زمانی به بعد کارشان بالا گرفت به فکر ایجاد اعتبار و رسمیت افتادند. عدّه ای را مأمور کردند تا برایشان حمایت جلب کنند و افسانه بسرایند و مشروعیت بتراشند. و به این ترتیب باج گیری به شغل پیچیده تر و کم زحمت تری به نام حکومت تبدیل شد. و بعدها علم سیاست مُدُن پدید آمد تا باجگیری حکومت را مشروع و موجّه و اجتناب ناپذیر جلوه دهد. «سیاست مدن» جدّ اعلای اقتصاد کلان متعارف امروزی بود.
پایۀ حکومت که محکم شد، حکومتیان خیلی چیزها را حق ذاتی خود دانستند. یکی از آن ها انحصار انتشار پول بود. حکما شروع به نظریه پردازی کردند: «قوّۀ ابراء پول ناشی از اقتدار حاکمیت است ولاغیر». مردم کوچه و بازار که معنی این حرفهای های قلنبه سلنبه را نمی فهمیدند. آنها فقط پولی برای رواج دادن معاملاتشان می خواستند. پولی که تا آن زمان همیشه در بازار مثل همۀ کالاهای دیگر تولید و عرضه و معامله شده بود. امّا حالا حکومت می گفت فقط چیزی پول است که مُهر ضرّابخانۀ من بر آن باشد. چاره ای جز پذیرش نبود. حکومت پول را غصب کرد و به انحصار خود درآورد و این شاه بیت همۀ باجگیری های تاریخ بود. از طریق دستکاری پول میشود از مردم باج گرفت و قدرت خرید آنها را غصب کرد، بی آن که حتّی بفهمند: پایین آوردن عیار سکّه ها و تقلب در پول، در نتیجه تورم و بالا رفتن قیمتها. وقتی به دوران مدرن رسیدیم، قدرت حکومت ها برای سوء استفاده از بی خبری مردم به اوج رسید. به نحوی که نقش تاریخی طلا به عنوان پول را هم انکار کردند: پول کاغذی است که ما پشت آن را امضا کرده باشیم؛ پول عددی است که در حساب های بانکی شما کم و زیاد شود و مورد تأیید ما باشد. به این ترتیب هزینۀ ایجاد تورم برای حکومتها تقریباً به صفر رسید.
🔺تا روزی که پول در انحصار حکومت باشد، تورم وجود خواهد داشت و دسترنج مردم به مرور زمان غارت خواهد شد. تورم «غارت نرم» است. غارتی که ما آن را نمی بینیم چه رسد که بخواهیم یا بتوانیم به آن اعتراض کنیم. روش های مزوّرانۀ ایجاد تورم روش هایی هستند که اتفاقاً مردم را خوشحال و راضی می کنند؛ مثلاً افزایش یارانه یا کاهش نرخ سود وام ها. مردم شیرینی آنی یارانه و وام را خیر حکومت می بینند امّا تلخی زهر تورم را که بعداً آشکار خواهد شد شرّی می دانند که از آسمان نازل شده. تورم گاه می تواند تا ده ها سال خود را پشت بدهی های دولت یا نرخ مصنوعی ارزان ارز خارجی پنهان کند (اوّلی ترفند دولت ها در اقتصادهای صنعتی و دومی روش معمول اقتصادهای خام فروش است)، امّا بالاخره روزی از پشت سدهای پنهانکاری سر میرود و مثل سیل به راه می افتد و زندگی همه را به هم میریزد و تنها منتفع آن حکومت و نزدیکان حکومت خواهند بود.
🔺پایان خوش قصّۀ پول می تواند خلع سلاح حکومت ها از اسلحۀ غارت تورمی باشد. لغو انحصار دولتی پول. بازگرداندن پول به دست گره گشای رقابت و بازار. و بازگشتن جهان به یک اقتصاد کمابیش پایدارتر، زندگی های آرام تر، حکومتها و ارتشهای بسیار کوچک تر، انسان های آزادتر. این همه به دانستن و خواستن مردم بستگی دارد و اینکه شکل گیری خِرَد جمعی ضدتورمی چقدر طول خواهد کشید.
پایان ناخوش قصّۀ پول طبق پیشبینی فردریش هایک می تواند حتّی تا سقوط کامل تمدن پیش برود. هزاران سال قبل، تمدّن ابتدا از خاورمیانه رویید. دور از ذهن نیست که نجات تمدن از وحشیگری پولی دولت ها نیز از همینجا آغاز شود. این آرزوست امّا با این وجود در مقایسه با راهکارهای این روزهای اقتصاددانان برای «هدایت نقدینگی!» کمتر تخیّلی به نظر می آید.
کانال قواعدبازی
✳️ پیش بینی رشد اقتصادی ۱۰ سال آینده کشورها

✅ فکت ها:
ـ هند با ۶/۳٪ بیشترین رشد را خواهد داشت و رقیب جدی چین خواهد بود.
ـ در میان ۵ کشور اول با بیشترین رشد اقتصادی، ۳ کشور در خاورمیانه و همسایه ایران هستند.
ـ بالاترین رشد در خاورمیانه متعلق به امارات متحده عربی با ۵/۵٪ است.
ـ ۶ کشور اول، آسیایی هستند
ـ آمریکا بدلیل بدهی های سنگین، رشد کمی را تجربه خواهد کرد در عوض هند با سرمایه گذاری های سنگین، جایگاه خود را بشدت ارتقاء داده و بعنوان یک ابرقدرت جدید اقتصادی، خود را دیکته خواهد کرد.

حالا بفرمایید رشد ۸٪ اقتصادی ایران چگونه محقق خواهد شد و چرا این رشد و حتی نصف آن در دنیا به رسمیت شناخته نمی شود؟
آیا جز این است که طراحان رشد ۸ درصدی، مانند طراحان سند چشم انداز ۱۴۰۴ تنها به بیان آرزوهای خود پرداخته اند؟
آیا می دانید رشد ۸ درصدی به چند صد میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد؟
آیا وقت آن نرسیده که با برنامه ریزی مبتنی بر سناریوهای چندگانه این کشور مظلوم را از عقب افتادگی نجات دهیم؟
از دولت پزشکیان انتظار داریم و زیاد هم انتظار داریم...

محمدحسین پاشنه طلا
جبهه سربازان توسعه ایران
❤1
✅اکنون کسری ۲۵ درصدی در بنزین ، برق و گاز داریم

صنعت خودروسازی ایران بعد از ۶۰ سال هنوز ماشین غیراستاندارد تولید می کند

🔹عبدالله باباخانی کارشناس بین المللی انرژی: وضعیت کســری بنزین جالب نیست. پالایشگاه جدیدی به زودی در مــدار قرار نمی گیرد. اینکه بعد از حدود ۶۰ سال در صنعت خودروســازی مــا هنــوز ماشــین غیراســتاندارد تولیــد می کنیــم، باید یقه چه کســی را بگیریم؟

🔹دولت مجبور به واردات حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین اســت و هر سال حدود 7-10 میلیون لیتر به این مقدار اضافه می شود، چون که ماشین های موجود فرسوده تر و پرمصرف تــر می شــوند و از طرفی با تمام تــوان در حــال مونتاژ ماشــین غیراستاندارد هستیم

🔹اکنون کســری ۲۵ درصدی بنزین، کســری ۲۵ درصدی برق و کسری ۲۵ درصدی گاز کشــور را وارد ابربحران انرژی کرده است. دولت کسری گاز و برق را به گردن صنایع انداخته که فعلا هزینه پنهان تحمیلی اســت، ولی به زودی آنجا نیز فاجعه ها یکی پس از دیگری رخ می دهد. اما از کسری بنزین نمی تواند مثل ۲ کسری دیگر فرار کند
Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)
✍️آقای دکتر پزشکیان در نیویورک با نس دیلی و ایلان ماسک دیدار کنید

محمدرضا اسلامی


جناب آقای دکتر پزشکیان
با سلام
هفته گذشته در خلیج سانفرانسیسکو نشستی درباره «کاربرد هوش مصنوعی در تولید محتوا» برگزار شد. خلاصه این نشست این بود که استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا پدیده ای است که طی همین دو-سه سال اخیر رخ داده، ولی برگزارکنندگان این نشست تلاش کردند که در قالب سخنرانی برای نسل زد به آنها توضیح بدهند که هوش مصنوعی به تنهایی «باعث درآمدزایی پایدار» برایتان نمی شود بلکه برای خلق ثروت باید علاوه بر AI به جزئیات دیگری هم دقت کنید.
برگزار‌کننده این نشست، شرکت نس دیلی (NAS DAILY) بود و برایم جالب بود که بیش از هزار نفر از ایالتهای غربی آمریکا در این نشست شرکت کرده بودند تا نس‌دیلی را ببینند و از تجارب او استفاده کنند! واژه NAS در ابتدای نام این شرکت از کلمه «ناس» از عربی گرفته شده به معنی مردم.

انتخاب نام "نس دیلی" خوش‌سلیقگی بنیانگذار این شرکت است. یک پسر عرب فلسطینی که نامش نصَیِّر یاسین است استارت آپ زده بوده و سه حرف ابتدای اسمش (یعنی کلمه نصیر) در نوشتار انگلیسی NAS را برای استارت آپ‌اش انتخاب کرده، تا اشاره ای باشد به مفهوم بین الملل. مردمان. جوامع.

استارت‌آپ این پسر جوان موفق شده و او اکنون 68 میلیون فالوئر در دنیا دارد (در مجموع شبکه های مجازی‌اش). گردش مالی شرکت نس‌دیلی سال گذشته 10 میلیون دلار بوده است.

جوانی یک لاقبا با یک دوربین و یک لپ تاپ، یک استارت آپ را راه اندازی کرده و الان صدای او در دنیا بیشتر از صدای فلان نماینده کنگره آمریکا شنیده می شود.

در میانه نشست و در هنگام ناهار به نس‌دیلی گفتم: تو تقریبا تمام کشورهای دنیا را رفته‌ای و درباره هر کشوری یک ویدئو ساخته‌ای. تو به دورترین نقطه جنوب رفته‌ای و درباره آن برنامه ساخته‌ای، ولی چرا به ایران نیامده‌ای؟ کشوری که تاریخ، موسیقی، ادبیات، شعر، فرش، معماری، هنر و... دارد؟
گفت: اگر به ایران بیایم دستگیر می شوم.
گفتم چرا؟ گفت: ما جزء اعرابی هستیم که در قسمت Arraba فلسطین بدنیا آمده ایم. لذا پاسپورت من اسرائیلی است. به محض ورود به کشورت دستگیر می شوم.
▪️▪️▪️

آقای دکتر پزشکیان
در سفر به نیویورک، وقت خود را فقط به دیدار با سیاستمداران سالخورده و مقامات حکومتی هدر ندهید. در دنیای امروز شخصیتهایِ اثرگذار فقط سیاستمدارانِ حکومتی نیستند. امور به سرعت تغییر کرده و ساختار جدیدی در جوامع بشری شکل گرفته است. در دنیای امروز صدای جوانان کارآفرین و صدای نسل جوانِ ایده‌پرداز بیشتر شنیده می شود. آنها موثرترند. با آنها دیدار کنید و با آنها گفتگو کنید. به مدیران برنامه‌ی سفرتان بگویید که برنامه دیدار شما با بنیانگذار مایکروسافت آقای بیل گیتس را تنظیم کنند. به آنها بگویید سال گذشته در همین روزها آقای کیشیدا نخست وزیر ژاپن با بیل گیتس دیدار کرد. در همین روزهای سال گذشته آقای اردوغان با ایلان ماسک دیدار کرد.(لینک+)

آقای کیشیدا فهمیده که دیدارش با بنیانگذار مایکروسافت چقدر برای ژاپن مهم است. آقای اردوغان فهمیده که در دنیای جدید، قدرت ایلان‌ماسک از قدرت بسیاری از رجال سیاسی کنگره آمریکا بیشتر است. اینها تغییرات دنیای جدید است. چرا دور برویم؟ در سال 2017 که هیات ایرانی به نیویورک آمدند در "دانشگاههای آمریکا" رویای پروژه استارلینک ایلان ماسک را مسخره می کردند. اما امروز استارلینک هزاران ماهوارۀ در گردش بر مدار زمین دارد. آنچه که در 2017 حتی در دانشگاه «نشدنی» می نمود، امروز شده است!

عمر دونالد ترامپ و جو بایدن و سایر سالخوردگانِ وادی سیاست گذشته، اما ایام بالندگیِ جوانان ایده‌پرداز در حوزه تکنولوژی تازه شروع شده است. فردای بشر متعلق به استارت‌آپها و شرکتهای فنآوری است.
برنامه سفر خود را طوری تنظیم کنید که با اینها (با «آینده!») دیدار و گفتگو داشته باشید. ایلان ماسک را به تهران دعوت کنید. نگذارید که فقط رقبایِ ایران با او سخن بگویند. خودتان مستقیم و بی‌‌واسطه با نس‌دیلی و بیل گیتس حرف بزنید. به مدیران سفرتان بگویید بن‌سلمان که به آمریکا رفت، مستقیما با زاگربرگ دیدار کرد. شما نیز با این نسل از جوانان دیدار کنید.

به آنها بگوئید ایران سرزمین شعر بوده و سرزمین موسیقی. بگویید سه‌تار ایرانی از مسیر راه ابریشم تا چین و ژاپن رفته بوده است. بگویید ذهن ایرانی خوشنویسی را بالنده کرده؛ بگویید درخشش برق ذهن حافظ شیراز، گوته آلمانی را شیفته و مسحور خود کرده بوده است. اینها را دعوت کنید تا به ایران امروز بیایند و با استارت‌آپهای ایرانی مستقیما دیدار کنند. از هوش مصنوعی با جوانان ایرانی سخن بگویند و «از جوانان ایرانی بشنوند». آقای دکتر پزشکیان! آینده را دریابید. جهان به سرعت در حال تغییر است. در نیویورک وقت خود را به دیدار با سیاستمداران سالخورده هدر ندهید.

https://t.me/solseghalam
👍1
✳️ معجزه از دست رفته: چرا فقرا دوباره عقب ماندند؟

✅ اکونومیست در سرمقاله نسخه ویژه اروپا، خاورمیانه و آفریقا با عنوان «چرا کشورهای فقیر از توسعه بازماندند؟» به بررسی روند رشد اقتصاد جهانی از زمان انقلاب صنعتی تا امروز می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه دو دهه پس از ۱۹۹۵ به‌عنوان یک دوره استثنایی، با کاهش فقر شدید و بهبود بهداشت و آموزش عمومی همراه بود. اما از اواسط دهه ۲۰۱۰، این پیشرفت‌ها متوقف شده و فقر جهانی به‌طور قابل‌توجهی کاهش نیافته است.

🔹 تلاش‌های کشورهای ثروتمند و سازمان‌های بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای ترویج توسعه اقتصادی و اصلاحات، با چالش‌هایی همچون تغییرات اقلیمی و درگیری‌های ژئوپلیتیک پیچیده‌تر شده است.

🔹اکونومیست هشدا می‌دهد جهان به‌خاطر عدم یادگیری از تاریخ هزینه خواهد پرداخت. کشورهای ثروتمند مانند همیشه با شرایط کنار خواهند آمد. اما برای فقیرترین مردم جهان، رشد اقتصادی می‌تواند تفاوت میان زندگی خوب و فقر باشد. نباید تعجب کرد که توسعه متوقف شده است، چرا که دولت‌ها اصولی را که دوران طلایی را تقویت می‌کرد، کنار گذاشته‌اند.

گزارش کامل؛
https://jahansanatnews.ir/?p=454043

كانال قواعدبازی
✳️ کودکی غنی شده‌، تنها راه درنوردیدن مرزهای توسعه

✍️ مقدمه دکتر محسن رنانی بر کتاب‌‌های حوزه کودکی پویش فکری توسعه

✅ والدین گرامی، مربیان ارجمند و دوستداران کودک و توسعه!
🔸 هیچ کس بهتر از شما کودک را نمی‌شناسد و هیچ کس غمخوارتر از شما برای کودک نیست. شفقتی که از شما می‌تراود، بزرگترین سرمایه‌ای است که می‌تواند رشد شخصیتی کودکان ما را بارور سازد.
🔸 شما نخستین سرمایه گذاران توسعه یک کشور هستید، اگر کشوری توسعه یافته است بی گمان مردمان آن کشور که عرصه‌های اقتصاد و سیاست و جامعه را مدیریت کرده‌اند و توانسته‌اند آن را به مرزهای توسعه برسانند؛ و بی‌گمان مردمان چنین کشوری کودکی غنی شده و پرمایه‌ای داشته‌اند.
🔸 برای درنوردیدن مرزهای توسعه کافی است کودکان ما دوران کودکی غنی شده‌ای داشته باشند، یعنی در کودکی سرشار از کودکی شوند و تمام ظرفیت‌های لازم برای تجربه عرصه‌های مختلف زیستی در آنها شکل بگیرد و حتی تجربه شود؛ که توانمندی در کودکی به معنی سرشاری است و در بزرگسالی به معنی مهارت.
🔸 کودکان، اصلی‌ترین نیروهای یک کشورند که اگر توانمند شوند کشور را بدل خواهند کرد به سرزمینی که از زمین‌اش رفاه می‌روید و از آسمانش رضایت می‌بارد و همه این‌ها به شرطی شدنی است که ما بدانیم، با کودکانمان چه می‌کنیم.
🔸 ظرفیت‌های جسمی و استعدادهای روحی کودکان، ذخایر طلایی ملی هستند که ارزششان از تمام انواع منابع طبیعی بیشتر است، اگر ما بدانیم و اگر از آنها به درستی حفاظت کنیم.
🔸 اگر کشور ما توسعه نیافته است به این معنی است که ظرفیت‌ها و ذخایر زیستی کودکان ما تخریب شده است، یا فرصت رشد و تکامل در برابرشان قرار داده نشده است.
🔸 ما صد سال است که برای رسیدن به مرزهای توسعه تلاش می‌کنیم و بخش اعظم منابع زیر زمینی خود را در این راه استخراج و مصرف کرده‌ایم اما همچنان توسعه نیافته محسوب می‌شویم.
🔸 اگر می‌پرسید چرا؟ پاسخ من این است که ما به جای اینکه این منابع و سرمایه‌ها را به پرورش انسان‌های توانمند تخصیص دهیم و ظرفیت‌های کودکانمان را غنی کنیم، این سرمایه‌ها را برای نوسازی و مدرن کردن ظاهر زندگیمان اختصاص داده‌ایم.
🔸 ماشین‌های خوب خریدیم، خانه‌های نو و خیابان‌های شیک ساختیم، کارخانه‌های پیشرفته وارد کردیم، صنایع مدرن راه اندازی کردیم، سد، نیروگاه و پالایشگاه ساختیم، اما یادمان رفت که باید انسان هم بسازیم.
🔸 چرا که در همه این جاده‌ها و خودروها و شهرک‌های صنعتی و کارخانه‌ها، این انسان‌ها هستند که حضور دارند و تعامل می‌کنند و مدیریت می‌ورزند و آنها هستند که باید از دل این ماشین آلات و صنایع، توسعه خلق کنند. ما البته به رفاه رسیده‌ایم، تا حدودی پیشرفت هم کرده‌ایم، اما البته توسعه نیافته‌ایم.
🔸 دقیقا مثل این که فردی در مسیر زندگی خود از نظر جسمی رشد کند و وزن مناسبی پیدا کند (رشد) حتی ورزش بکند و عضلات قوی و ورزیده و استخوان‌بندی محکمی هم پیدا کند (پیشرفت)، اما این فرد از نظر فکری و روانی و شخصیتی عقب مانده باشد، پرخاشگر باشد، انزواطلب باشد و خودمحور باشد (توسعه نیافتگی).
🔸 پس ما توسعه نیافته‌ایم و علت آن هم این بوده است که کودکانمان را در سنینی که همه شخصیتشان در حال شکل‌گیری بوده است، رها کرده‌ایم. به آب و غذا و بهداشتشان رسیدیم، اما روح و روان و ذهنشان را یا رها کردیم، یا آسیب رساندیم.
🔸 برای توسعه نیازمند انسان‌های دانشمند نیستیم، بلکه نیازمند انسان‌های توانمند هستیم و توانمندی چیزی نیست جز همین مهارت‌های روزمره زندگی نظیر صبر، رواداری، توانایی شنیدن دیگران، توانایی گفتگو، نقدپذیری، رو راست بودن، جست و جوگر و تحول خواه بودن، ریسک پذیر بودن، توانایی همکاری جمعی و کار تیمی، خوداتکایی، تاب آور بودن، شفاف بودن، مهارت عزت نفس، مهارت اعتماد به نفس، مهارت راهبری به جای رهبری و نظایر آن.
🔸 و اینها همان مهارت‌هایی هستند که ما برای توسعه‌یافتگی نیاز داریم. در غیر این صورت دانشمندانی خواهیم داشت که صبور نیستند، توانایی کار گروهی ندارند، عزت نفس ندارند و تاب‌آور نیستند و بنابراین به جان هم خواهیم افتاد و گاهی نیز کشور خود را در جنگ خشونت و نفرت درگیر خواهیم کرد.
🔸 پس خودتان را جدی بگیرید. شما مهمترین نیروهای مولد توسعه در این کشور هستید و کودکان مهمترین سرمایه‌های کشورند که در دستان شما قرار گرفته‌اند. مراقب سرمایه‌های ما باشید. مراقب خودتان باشید...
🔺مطالعه متن کامل یادداشت
https://pooyeshfekri.com/?p=19623
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
📌... مطلبی می خواندم از برتولت برشت شاعر،نمایشنامه نویس، ادیب، نویسنده و اندیشمند آلمانی، در بارهً سیاسی بودن یا سیاسی نبودن کدام خوب است.؟
جالب بود فکر کردم برای شما عزیزان هم بفرستم تحت عنوان :

#سیاسی بودن خوب هست یا خیر ؟

برتولت برشت اندیشمند آلمانی پاسخ می‌دهد.

کسانی که خودشان را از سیاست به دور نگه‌ می‌دارند، توسط احمق‌ها اداره می‌شوند.

سواد سیاسی بعد از سواد زندگی، از ضروریات زندگی امروزی است و منجر به انتخاب سیاستمداران حرفه‌ای برای ادارهً حکومت توسط شهروندان می‌شود.

در صورت نا آشنایی شهروندان با دانش سیاسی، پوپولیست‌ها بر عرصهً قدرت رسوب می‌کنند و فقر و فساد را در جامعه حاکم می‌نمایند.

بدترین بی‌سواد، بی‌سواد سیاسی است.
بی‌سواد سیاسی کور و کر است، درک زندگی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، آزادی، مسکن، دارو و درمان همگی وابستگی به تصمیمات سیاسی دارند.

او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می‌گوید : از سیاست بیزارم,  من سیاسی نیستم.

چنین آدم عوام و بی‌مسئولیتی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی می‌سازد، قتل و غارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید و استبداد را دامن‌گیر می‌کند.

این اندیشمند آلمانی، می گوید :
این نوع از بی‌سوادی نه سن می‌شناسد، نه جنس، نه تحصیلات
می‌توان تحصیلکرده‌های بی‌شماری یافت که دچار مشکل حاد بی‌سوادی سیاسی هستند و فقدان داده‌های سیاسی در ذهن‌شان تمام قوای آنان را متمرکز بر "رجحان منافع فردی" کرده و آنا‌ن‌ را بیگانه با منفعت جمعی می‌نماید.
شعور سیاسی، حس مصالح اجتماعی می‌آفریند و نبودش فرد را محصور در دایره تنگ منافع شخصی می‌کند.

سواد و شعور سیاسی، مدیریت کلان را برای دولت‌مردان و حاکمان پوپولیست سخت می‌نماید.
از این‌رو حکومت‌های مستبد از رشد سواد سیاسی در جامعه جلوگیری می‌کنند و دشمن آزادی بیان و شفافیت سیاسی هستند.
ولی بی‌شعوری سیاسی کار دولت‌مردان را سهل و بالطبع زندگی شهروندان را مشکل و طاقت‌فرسا می‌نماید.

شعور سیاسی در دنیای امروز نه اطلاعاتی فانتزی، بلکه یک نیاز اساسی است.
برای راحت نفس‌ کشیدن، در رفاه زندگی‌ کردن و احساس شهروند مطالبه‌گر شدن، قدم‌گذاشتن به میدان سیاست عاری از دغل‌بازی، فریب و کاسبکاری معمولاً  کار انسان‌های از خودگذشته و بزرگ است که تنها به منافع و بهروزی جمع و به مردم و وطن خود می‌اندیشند.

یک ملت غیرسیاسی و ناآگاه را به آسانی می‌توان فریب داد و به‌ هر راهی که سود طبقات ستمگر و مستبد در آن مثمر باشد کشانید.

فرد غیرسیاسی قادر نیست که رویدادهای جامعه را تحلیل نموده، عوامل پنهان در پس تبلیغات جاری را دریابد.!
👍2
✳️ چرا برندگان مدال برنز از برندگان مدال نقره خوشحال‌ترند؟

✅ در تقسیم بندی مدال‌ های ورزشی، مدال نقره به جهت عملکردِ بهتر ورزشکار نسبت به نفر سوم در مقایسه با مدال برنز، جایگاه بالاتری دارد و انتظار این است که قاعدتاً نفر دوم، رضایت بیشتری نسبت به نفر سوم داشته باشد، اما وقتی به چهره‌ی‌ تمام قهرمانان ورزشی روی سکوها نگاه کنید، احتمالا متوجه این موضوع خواهید شد که برندگان مدالِ برنز از برندگان مدالِ نقره خوشحال‌تر هستند!
🔸دانشمندان بر این باورند که خط ظریفی میان افسوس و آسایش وجود دارد، که این خط در فاصله میان رفتن به روی پله‌ی دوم و پله‌ی سوم ِسکوی قهرمانی است. هرچند گرفتن مدال طلا در رتبه بندی پیروزی در بالاترین رده قرار می‌گیرد و به دنبال آن مدال‌های نقره و برنز، اما اگر رتبه بندی بر مبنای شادکامی ورزشکار باشد، ماجرا عوض می‌شود.

🔹شاید آشکارترین دلیل برای برنده‌ی مدال نقره تمرکز بر این موضوع باشد که تقریبا داشت مدال طلا را می‌بُرد و نقطه‌ی مقابل، یادآور این است که کاملا مدال طلا را از دست داده است. اما برنده‌ی برنز ممکن است به جهت رهایی از نزول به رتبه‌ی چهارم، خوشحال‌ تر باشد.

🔸دلیل این موضوع اثرِ پایانی است که ورزشکاران تجربه می‌کنند. ورزشکارانِ برنده‌ی مدال برنز، مسابقات را با پیروزی خاطره‌ی خوش تمام می‌کنند اما برندگانِ مدالِ نقره، با شکست، خاطره‌ی بد، مسابقات را به‌ پایان می‌رسانند.

🔹دانیل کانمن برنده‌ی نوبل اقتصادی، در تحقیقی مشخص می‌کند که مغز ما در یادآوری خاطرات، اثر پایانی آن رویداد را به‌یاد می‌آورد و نتیجه می‌گیرد که آن موقعیت خوب یا بد بوده است. کانمن به این اتفاق نام تئوری اثر پررنگ پایانی را داد.

🔸این تئوری می‌گوید که اقدام‌های آخر مهم است. شکل پایان دادن یک کار و آخرین اقدامات ما اگر رنگ و بوی پیروزی داشته باشد، ما احساس شکست نداریم و اگر اقدامات ما رنگ و بوی شکست بدهد ما خودمان را شکست خورده می‌دانیم.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement