مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✅اکنون کسری ۲۵ درصدی در بنزین ، برق و گاز داریم

صنعت خودروسازی ایران بعد از ۶۰ سال هنوز ماشین غیراستاندارد تولید می کند

🔹عبدالله باباخانی کارشناس بین المللی انرژی: وضعیت کســری بنزین جالب نیست. پالایشگاه جدیدی به زودی در مــدار قرار نمی گیرد. اینکه بعد از حدود ۶۰ سال در صنعت خودروســازی مــا هنــوز ماشــین غیراســتاندارد تولیــد می کنیــم، باید یقه چه کســی را بگیریم؟

🔹دولت مجبور به واردات حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین اســت و هر سال حدود 7-10 میلیون لیتر به این مقدار اضافه می شود، چون که ماشین های موجود فرسوده تر و پرمصرف تــر می شــوند و از طرفی با تمام تــوان در حــال مونتاژ ماشــین غیراستاندارد هستیم

🔹اکنون کســری ۲۵ درصدی بنزین، کســری ۲۵ درصدی برق و کسری ۲۵ درصدی گاز کشــور را وارد ابربحران انرژی کرده است. دولت کسری گاز و برق را به گردن صنایع انداخته که فعلا هزینه پنهان تحمیلی اســت، ولی به زودی آنجا نیز فاجعه ها یکی پس از دیگری رخ می دهد. اما از کسری بنزین نمی تواند مثل ۲ کسری دیگر فرار کند
Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)
✍️آقای دکتر پزشکیان در نیویورک با نس دیلی و ایلان ماسک دیدار کنید

محمدرضا اسلامی


جناب آقای دکتر پزشکیان
با سلام
هفته گذشته در خلیج سانفرانسیسکو نشستی درباره «کاربرد هوش مصنوعی در تولید محتوا» برگزار شد. خلاصه این نشست این بود که استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا پدیده ای است که طی همین دو-سه سال اخیر رخ داده، ولی برگزارکنندگان این نشست تلاش کردند که در قالب سخنرانی برای نسل زد به آنها توضیح بدهند که هوش مصنوعی به تنهایی «باعث درآمدزایی پایدار» برایتان نمی شود بلکه برای خلق ثروت باید علاوه بر AI به جزئیات دیگری هم دقت کنید.
برگزار‌کننده این نشست، شرکت نس دیلی (NAS DAILY) بود و برایم جالب بود که بیش از هزار نفر از ایالتهای غربی آمریکا در این نشست شرکت کرده بودند تا نس‌دیلی را ببینند و از تجارب او استفاده کنند! واژه NAS در ابتدای نام این شرکت از کلمه «ناس» از عربی گرفته شده به معنی مردم.

انتخاب نام "نس دیلی" خوش‌سلیقگی بنیانگذار این شرکت است. یک پسر عرب فلسطینی که نامش نصَیِّر یاسین است استارت آپ زده بوده و سه حرف ابتدای اسمش (یعنی کلمه نصیر) در نوشتار انگلیسی NAS را برای استارت آپ‌اش انتخاب کرده، تا اشاره ای باشد به مفهوم بین الملل. مردمان. جوامع.

استارت‌آپ این پسر جوان موفق شده و او اکنون 68 میلیون فالوئر در دنیا دارد (در مجموع شبکه های مجازی‌اش). گردش مالی شرکت نس‌دیلی سال گذشته 10 میلیون دلار بوده است.

جوانی یک لاقبا با یک دوربین و یک لپ تاپ، یک استارت آپ را راه اندازی کرده و الان صدای او در دنیا بیشتر از صدای فلان نماینده کنگره آمریکا شنیده می شود.

در میانه نشست و در هنگام ناهار به نس‌دیلی گفتم: تو تقریبا تمام کشورهای دنیا را رفته‌ای و درباره هر کشوری یک ویدئو ساخته‌ای. تو به دورترین نقطه جنوب رفته‌ای و درباره آن برنامه ساخته‌ای، ولی چرا به ایران نیامده‌ای؟ کشوری که تاریخ، موسیقی، ادبیات، شعر، فرش، معماری، هنر و... دارد؟
گفت: اگر به ایران بیایم دستگیر می شوم.
گفتم چرا؟ گفت: ما جزء اعرابی هستیم که در قسمت Arraba فلسطین بدنیا آمده ایم. لذا پاسپورت من اسرائیلی است. به محض ورود به کشورت دستگیر می شوم.
▪️▪️▪️

آقای دکتر پزشکیان
در سفر به نیویورک، وقت خود را فقط به دیدار با سیاستمداران سالخورده و مقامات حکومتی هدر ندهید. در دنیای امروز شخصیتهایِ اثرگذار فقط سیاستمدارانِ حکومتی نیستند. امور به سرعت تغییر کرده و ساختار جدیدی در جوامع بشری شکل گرفته است. در دنیای امروز صدای جوانان کارآفرین و صدای نسل جوانِ ایده‌پرداز بیشتر شنیده می شود. آنها موثرترند. با آنها دیدار کنید و با آنها گفتگو کنید. به مدیران برنامه‌ی سفرتان بگویید که برنامه دیدار شما با بنیانگذار مایکروسافت آقای بیل گیتس را تنظیم کنند. به آنها بگویید سال گذشته در همین روزها آقای کیشیدا نخست وزیر ژاپن با بیل گیتس دیدار کرد. در همین روزهای سال گذشته آقای اردوغان با ایلان ماسک دیدار کرد.(لینک+)

آقای کیشیدا فهمیده که دیدارش با بنیانگذار مایکروسافت چقدر برای ژاپن مهم است. آقای اردوغان فهمیده که در دنیای جدید، قدرت ایلان‌ماسک از قدرت بسیاری از رجال سیاسی کنگره آمریکا بیشتر است. اینها تغییرات دنیای جدید است. چرا دور برویم؟ در سال 2017 که هیات ایرانی به نیویورک آمدند در "دانشگاههای آمریکا" رویای پروژه استارلینک ایلان ماسک را مسخره می کردند. اما امروز استارلینک هزاران ماهوارۀ در گردش بر مدار زمین دارد. آنچه که در 2017 حتی در دانشگاه «نشدنی» می نمود، امروز شده است!

عمر دونالد ترامپ و جو بایدن و سایر سالخوردگانِ وادی سیاست گذشته، اما ایام بالندگیِ جوانان ایده‌پرداز در حوزه تکنولوژی تازه شروع شده است. فردای بشر متعلق به استارت‌آپها و شرکتهای فنآوری است.
برنامه سفر خود را طوری تنظیم کنید که با اینها (با «آینده!») دیدار و گفتگو داشته باشید. ایلان ماسک را به تهران دعوت کنید. نگذارید که فقط رقبایِ ایران با او سخن بگویند. خودتان مستقیم و بی‌‌واسطه با نس‌دیلی و بیل گیتس حرف بزنید. به مدیران سفرتان بگویید بن‌سلمان که به آمریکا رفت، مستقیما با زاگربرگ دیدار کرد. شما نیز با این نسل از جوانان دیدار کنید.

به آنها بگوئید ایران سرزمین شعر بوده و سرزمین موسیقی. بگویید سه‌تار ایرانی از مسیر راه ابریشم تا چین و ژاپن رفته بوده است. بگویید ذهن ایرانی خوشنویسی را بالنده کرده؛ بگویید درخشش برق ذهن حافظ شیراز، گوته آلمانی را شیفته و مسحور خود کرده بوده است. اینها را دعوت کنید تا به ایران امروز بیایند و با استارت‌آپهای ایرانی مستقیما دیدار کنند. از هوش مصنوعی با جوانان ایرانی سخن بگویند و «از جوانان ایرانی بشنوند». آقای دکتر پزشکیان! آینده را دریابید. جهان به سرعت در حال تغییر است. در نیویورک وقت خود را به دیدار با سیاستمداران سالخورده هدر ندهید.

https://t.me/solseghalam
👍1
✳️ معجزه از دست رفته: چرا فقرا دوباره عقب ماندند؟

✅ اکونومیست در سرمقاله نسخه ویژه اروپا، خاورمیانه و آفریقا با عنوان «چرا کشورهای فقیر از توسعه بازماندند؟» به بررسی روند رشد اقتصاد جهانی از زمان انقلاب صنعتی تا امروز می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه دو دهه پس از ۱۹۹۵ به‌عنوان یک دوره استثنایی، با کاهش فقر شدید و بهبود بهداشت و آموزش عمومی همراه بود. اما از اواسط دهه ۲۰۱۰، این پیشرفت‌ها متوقف شده و فقر جهانی به‌طور قابل‌توجهی کاهش نیافته است.

🔹 تلاش‌های کشورهای ثروتمند و سازمان‌های بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای ترویج توسعه اقتصادی و اصلاحات، با چالش‌هایی همچون تغییرات اقلیمی و درگیری‌های ژئوپلیتیک پیچیده‌تر شده است.

🔹اکونومیست هشدا می‌دهد جهان به‌خاطر عدم یادگیری از تاریخ هزینه خواهد پرداخت. کشورهای ثروتمند مانند همیشه با شرایط کنار خواهند آمد. اما برای فقیرترین مردم جهان، رشد اقتصادی می‌تواند تفاوت میان زندگی خوب و فقر باشد. نباید تعجب کرد که توسعه متوقف شده است، چرا که دولت‌ها اصولی را که دوران طلایی را تقویت می‌کرد، کنار گذاشته‌اند.

گزارش کامل؛
https://jahansanatnews.ir/?p=454043

كانال قواعدبازی
✳️ کودکی غنی شده‌، تنها راه درنوردیدن مرزهای توسعه

✍️ مقدمه دکتر محسن رنانی بر کتاب‌‌های حوزه کودکی پویش فکری توسعه

✅ والدین گرامی، مربیان ارجمند و دوستداران کودک و توسعه!
🔸 هیچ کس بهتر از شما کودک را نمی‌شناسد و هیچ کس غمخوارتر از شما برای کودک نیست. شفقتی که از شما می‌تراود، بزرگترین سرمایه‌ای است که می‌تواند رشد شخصیتی کودکان ما را بارور سازد.
🔸 شما نخستین سرمایه گذاران توسعه یک کشور هستید، اگر کشوری توسعه یافته است بی گمان مردمان آن کشور که عرصه‌های اقتصاد و سیاست و جامعه را مدیریت کرده‌اند و توانسته‌اند آن را به مرزهای توسعه برسانند؛ و بی‌گمان مردمان چنین کشوری کودکی غنی شده و پرمایه‌ای داشته‌اند.
🔸 برای درنوردیدن مرزهای توسعه کافی است کودکان ما دوران کودکی غنی شده‌ای داشته باشند، یعنی در کودکی سرشار از کودکی شوند و تمام ظرفیت‌های لازم برای تجربه عرصه‌های مختلف زیستی در آنها شکل بگیرد و حتی تجربه شود؛ که توانمندی در کودکی به معنی سرشاری است و در بزرگسالی به معنی مهارت.
🔸 کودکان، اصلی‌ترین نیروهای یک کشورند که اگر توانمند شوند کشور را بدل خواهند کرد به سرزمینی که از زمین‌اش رفاه می‌روید و از آسمانش رضایت می‌بارد و همه این‌ها به شرطی شدنی است که ما بدانیم، با کودکانمان چه می‌کنیم.
🔸 ظرفیت‌های جسمی و استعدادهای روحی کودکان، ذخایر طلایی ملی هستند که ارزششان از تمام انواع منابع طبیعی بیشتر است، اگر ما بدانیم و اگر از آنها به درستی حفاظت کنیم.
🔸 اگر کشور ما توسعه نیافته است به این معنی است که ظرفیت‌ها و ذخایر زیستی کودکان ما تخریب شده است، یا فرصت رشد و تکامل در برابرشان قرار داده نشده است.
🔸 ما صد سال است که برای رسیدن به مرزهای توسعه تلاش می‌کنیم و بخش اعظم منابع زیر زمینی خود را در این راه استخراج و مصرف کرده‌ایم اما همچنان توسعه نیافته محسوب می‌شویم.
🔸 اگر می‌پرسید چرا؟ پاسخ من این است که ما به جای اینکه این منابع و سرمایه‌ها را به پرورش انسان‌های توانمند تخصیص دهیم و ظرفیت‌های کودکانمان را غنی کنیم، این سرمایه‌ها را برای نوسازی و مدرن کردن ظاهر زندگیمان اختصاص داده‌ایم.
🔸 ماشین‌های خوب خریدیم، خانه‌های نو و خیابان‌های شیک ساختیم، کارخانه‌های پیشرفته وارد کردیم، صنایع مدرن راه اندازی کردیم، سد، نیروگاه و پالایشگاه ساختیم، اما یادمان رفت که باید انسان هم بسازیم.
🔸 چرا که در همه این جاده‌ها و خودروها و شهرک‌های صنعتی و کارخانه‌ها، این انسان‌ها هستند که حضور دارند و تعامل می‌کنند و مدیریت می‌ورزند و آنها هستند که باید از دل این ماشین آلات و صنایع، توسعه خلق کنند. ما البته به رفاه رسیده‌ایم، تا حدودی پیشرفت هم کرده‌ایم، اما البته توسعه نیافته‌ایم.
🔸 دقیقا مثل این که فردی در مسیر زندگی خود از نظر جسمی رشد کند و وزن مناسبی پیدا کند (رشد) حتی ورزش بکند و عضلات قوی و ورزیده و استخوان‌بندی محکمی هم پیدا کند (پیشرفت)، اما این فرد از نظر فکری و روانی و شخصیتی عقب مانده باشد، پرخاشگر باشد، انزواطلب باشد و خودمحور باشد (توسعه نیافتگی).
🔸 پس ما توسعه نیافته‌ایم و علت آن هم این بوده است که کودکانمان را در سنینی که همه شخصیتشان در حال شکل‌گیری بوده است، رها کرده‌ایم. به آب و غذا و بهداشتشان رسیدیم، اما روح و روان و ذهنشان را یا رها کردیم، یا آسیب رساندیم.
🔸 برای توسعه نیازمند انسان‌های دانشمند نیستیم، بلکه نیازمند انسان‌های توانمند هستیم و توانمندی چیزی نیست جز همین مهارت‌های روزمره زندگی نظیر صبر، رواداری، توانایی شنیدن دیگران، توانایی گفتگو، نقدپذیری، رو راست بودن، جست و جوگر و تحول خواه بودن، ریسک پذیر بودن، توانایی همکاری جمعی و کار تیمی، خوداتکایی، تاب آور بودن، شفاف بودن، مهارت عزت نفس، مهارت اعتماد به نفس، مهارت راهبری به جای رهبری و نظایر آن.
🔸 و اینها همان مهارت‌هایی هستند که ما برای توسعه‌یافتگی نیاز داریم. در غیر این صورت دانشمندانی خواهیم داشت که صبور نیستند، توانایی کار گروهی ندارند، عزت نفس ندارند و تاب‌آور نیستند و بنابراین به جان هم خواهیم افتاد و گاهی نیز کشور خود را در جنگ خشونت و نفرت درگیر خواهیم کرد.
🔸 پس خودتان را جدی بگیرید. شما مهمترین نیروهای مولد توسعه در این کشور هستید و کودکان مهمترین سرمایه‌های کشورند که در دستان شما قرار گرفته‌اند. مراقب سرمایه‌های ما باشید. مراقب خودتان باشید...
🔺مطالعه متن کامل یادداشت
https://pooyeshfekri.com/?p=19623
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
📌... مطلبی می خواندم از برتولت برشت شاعر،نمایشنامه نویس، ادیب، نویسنده و اندیشمند آلمانی، در بارهً سیاسی بودن یا سیاسی نبودن کدام خوب است.؟
جالب بود فکر کردم برای شما عزیزان هم بفرستم تحت عنوان :

#سیاسی بودن خوب هست یا خیر ؟

برتولت برشت اندیشمند آلمانی پاسخ می‌دهد.

کسانی که خودشان را از سیاست به دور نگه‌ می‌دارند، توسط احمق‌ها اداره می‌شوند.

سواد سیاسی بعد از سواد زندگی، از ضروریات زندگی امروزی است و منجر به انتخاب سیاستمداران حرفه‌ای برای ادارهً حکومت توسط شهروندان می‌شود.

در صورت نا آشنایی شهروندان با دانش سیاسی، پوپولیست‌ها بر عرصهً قدرت رسوب می‌کنند و فقر و فساد را در جامعه حاکم می‌نمایند.

بدترین بی‌سواد، بی‌سواد سیاسی است.
بی‌سواد سیاسی کور و کر است، درک زندگی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، آزادی، مسکن، دارو و درمان همگی وابستگی به تصمیمات سیاسی دارند.

او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می‌گوید : از سیاست بیزارم,  من سیاسی نیستم.

چنین آدم عوام و بی‌مسئولیتی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی می‌سازد، قتل و غارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید و استبداد را دامن‌گیر می‌کند.

این اندیشمند آلمانی، می گوید :
این نوع از بی‌سوادی نه سن می‌شناسد، نه جنس، نه تحصیلات
می‌توان تحصیلکرده‌های بی‌شماری یافت که دچار مشکل حاد بی‌سوادی سیاسی هستند و فقدان داده‌های سیاسی در ذهن‌شان تمام قوای آنان را متمرکز بر "رجحان منافع فردی" کرده و آنا‌ن‌ را بیگانه با منفعت جمعی می‌نماید.
شعور سیاسی، حس مصالح اجتماعی می‌آفریند و نبودش فرد را محصور در دایره تنگ منافع شخصی می‌کند.

سواد و شعور سیاسی، مدیریت کلان را برای دولت‌مردان و حاکمان پوپولیست سخت می‌نماید.
از این‌رو حکومت‌های مستبد از رشد سواد سیاسی در جامعه جلوگیری می‌کنند و دشمن آزادی بیان و شفافیت سیاسی هستند.
ولی بی‌شعوری سیاسی کار دولت‌مردان را سهل و بالطبع زندگی شهروندان را مشکل و طاقت‌فرسا می‌نماید.

شعور سیاسی در دنیای امروز نه اطلاعاتی فانتزی، بلکه یک نیاز اساسی است.
برای راحت نفس‌ کشیدن، در رفاه زندگی‌ کردن و احساس شهروند مطالبه‌گر شدن، قدم‌گذاشتن به میدان سیاست عاری از دغل‌بازی، فریب و کاسبکاری معمولاً  کار انسان‌های از خودگذشته و بزرگ است که تنها به منافع و بهروزی جمع و به مردم و وطن خود می‌اندیشند.

یک ملت غیرسیاسی و ناآگاه را به آسانی می‌توان فریب داد و به‌ هر راهی که سود طبقات ستمگر و مستبد در آن مثمر باشد کشانید.

فرد غیرسیاسی قادر نیست که رویدادهای جامعه را تحلیل نموده، عوامل پنهان در پس تبلیغات جاری را دریابد.!
👍2
✳️ چرا برندگان مدال برنز از برندگان مدال نقره خوشحال‌ترند؟

✅ در تقسیم بندی مدال‌ های ورزشی، مدال نقره به جهت عملکردِ بهتر ورزشکار نسبت به نفر سوم در مقایسه با مدال برنز، جایگاه بالاتری دارد و انتظار این است که قاعدتاً نفر دوم، رضایت بیشتری نسبت به نفر سوم داشته باشد، اما وقتی به چهره‌ی‌ تمام قهرمانان ورزشی روی سکوها نگاه کنید، احتمالا متوجه این موضوع خواهید شد که برندگان مدالِ برنز از برندگان مدالِ نقره خوشحال‌تر هستند!
🔸دانشمندان بر این باورند که خط ظریفی میان افسوس و آسایش وجود دارد، که این خط در فاصله میان رفتن به روی پله‌ی دوم و پله‌ی سوم ِسکوی قهرمانی است. هرچند گرفتن مدال طلا در رتبه بندی پیروزی در بالاترین رده قرار می‌گیرد و به دنبال آن مدال‌های نقره و برنز، اما اگر رتبه بندی بر مبنای شادکامی ورزشکار باشد، ماجرا عوض می‌شود.

🔹شاید آشکارترین دلیل برای برنده‌ی مدال نقره تمرکز بر این موضوع باشد که تقریبا داشت مدال طلا را می‌بُرد و نقطه‌ی مقابل، یادآور این است که کاملا مدال طلا را از دست داده است. اما برنده‌ی برنز ممکن است به جهت رهایی از نزول به رتبه‌ی چهارم، خوشحال‌ تر باشد.

🔸دلیل این موضوع اثرِ پایانی است که ورزشکاران تجربه می‌کنند. ورزشکارانِ برنده‌ی مدال برنز، مسابقات را با پیروزی خاطره‌ی خوش تمام می‌کنند اما برندگانِ مدالِ نقره، با شکست، خاطره‌ی بد، مسابقات را به‌ پایان می‌رسانند.

🔹دانیل کانمن برنده‌ی نوبل اقتصادی، در تحقیقی مشخص می‌کند که مغز ما در یادآوری خاطرات، اثر پایانی آن رویداد را به‌یاد می‌آورد و نتیجه می‌گیرد که آن موقعیت خوب یا بد بوده است. کانمن به این اتفاق نام تئوری اثر پررنگ پایانی را داد.

🔸این تئوری می‌گوید که اقدام‌های آخر مهم است. شکل پایان دادن یک کار و آخرین اقدامات ما اگر رنگ و بوی پیروزی داشته باشد، ما احساس شکست نداریم و اگر اقدامات ما رنگ و بوی شکست بدهد ما خودمان را شکست خورده می‌دانیم.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدیران روزمره - مدیران روزآمد
نگاهی به الگوی مدیریتی ژاک ناصر



ما در کشورمان مدیریت را نه تنها جدی نگرفته ایم بلکه بسیار هم آن را تقلیل داده ایم. به باور من مدیریت هم علم است، هم تجربه است و هم جوهر ذاتی افراد است. از جوهر ذاتی افراد به «ویژگی فردی» یاد می کنم که دو خواهر و یا دو برادر دوقلوی مدیر را از یکدیگر متمایز می کند و یکی را هنرمند و خلاق بروز می دهد و دیگری را به روز مرگی وا می دارد. یکی را مدیری توسعه گرا و روزآمد نشان می دهد و دیگری را مدیری واپسگرا و روزمره می نمایاند.

🔸ما در کشورمان مدیریت را نه تنها جدی نگرفته ایم بلکه بسیار هم آن را تقلیل داده ایم. به باور من مدیریت هم علم است، هم تجربه است و هم جوهر ذاتی افراد است. از جوهر ذاتی افراد به «ویژگی فردی» یاد می کنم که دو خواهر و یا دو برادر دوقلوی مدیر را از یکدیگر متمایز می کند و یکی را هنرمند و خلاق بروز می دهد و دیگری را به روز مرگی وا می دارد. یکی را مدیری توسعه گرا و روزآمد نشان می دهد و دیگری را مدیری واپسگرا و روزمره می نمایاند.

🔹عادت به ادامه روال موجود، مدیران را به شدت دچار روزمرگی می کند و این چیزی است که به جز تعداد انگشت شماری از مدیران، در ۴۵ سال گذشته آن را در کشور تجربه می کنیم. حفظ وضع موجود و نه توسعه و بهبود، هدف اصلی بیشتر مدیران ما است که تجربه نشان داده است در همین موضوع حفظ وضع موجود نیز اکثر مدیران ما ناتوان بوده اند. بسیاری از مدیران ما نه تنها از تغییر می ترسند بلکه در مقابل تغییر و اصلاح و بهبود امور به وسیله مدیران میانی و زیردست خود نیز مقاومت می کنند. البته همیشه در مقابل تغییر مقاومت وجود دارد و لذا مدیرانی که ر‌وند طبیعی مدیر شدن را طی نکرده اند، ترجیح می‌دهند بیش از هر چیز وضعیت موجود و صندلی خود را حفظ کنند، و به‌همین سبب از شنیدن صدای زیردستان و پذیرش ایده‌های جدید و خلاقانه واهمه دارند.
🔹در نظر بگیرید کسی که نه به علم مدیریت مسلح است، نه تجربه آن را دارد و نه شاید جوهره ذاتی آن را و حالا می خواهد سکان سازمان و مدیریت یک مجموعه تخصصی را بدست بگیرد. دقیق داستان سعی و خطاست. بگیر و نگیر دارد. رهاکردن تیری در تاریکی است و اینگونه می خواهیم کشتی طوفان زده اقتصاد کشور را به ساحل نجات برسانیم. زهی خیال باطل.
🔸مگر می شود کشور بانک مدیران نداشته باشد؟ مگر می شود کشور برای اداره، مدیر تربیت نکرده باشد؟ مگر می شود بانک اطلاعات مدیران در هر بخشی برای چنین روزهایی آماده نباشد؟ مگر می شود بانک اطلاعاتی از مدیران خائن و خادم، شایسته و بی لیاقت، دانا و نادان، ایستا و پویا و روزمره و روزآمد نداشته باشیم که امروز به آسانی در اختیار مدیران ارشد قرارگیرد و از آنها در پست های مختلف استفاده شود تا رابطه بجای ضابطه ننشیند و فاجعه به بار نیاورد.
🔹شک ندارم که اگر نظرسنجی انجام شود، بیش از نیمی از مردم و حتی نخبگان دانشگاهی ما نظرشان این است که مدیرشدن در ایران بجای اینکه ضابطه مند باشد، فقط به نوعی ارتباط بستگی دارد و لذا اینگونه است که جوانان نخبه از اینکه به ماندن در کشور امیدوار بوده و بمانند و به حقشان برسند با ناامیدی مهاجرت می کنند.
تجربه بنگاه های اقتصادی موفق جهان نشان می دهد که این بنگاه ها سال هاست در مدیریت نه تنها از بومی گزینی بلکه از ملیت گزینی عبور کرده اند.
🔸دانشگاه‌های بزرگ دنیا نیز به صورت کامل چنین رویکردی دارند. ساختن آینده حاصل مدیران روزآمد، آینده نگر و توسعه گراست. حاصل چنین نگرشی و رویکردی اهمیت دادن به نظریات دانشمندان و مدیران علمی و روزآمد است. مدیرانی که علاوه بر اینکه توسعه گرا هستند و توسعه پایدار، متوازن و دانش پایه حوزه های مختلف حاصل عملکرد آنهاست بلکه آینده در چنین روزهایی را نیز از سالها قبل پیش بینی کرده اند.
🔹مدیرانی در کلاس جهانی که توسعه پایدار مبتنی بر نظریات و پیش بینی آنهاست و نمونه های زیادی را می توان به عنوان شاهد ذکر کرد. درادامه در بخش خودروسازی، نمونه ای از خودروسازی های موفق و بزرگ دنیا را ذکر می کنم تا در آگاهی بخشی، فرهنگ سازی و عبور از افکار محدود مدیریت محلی به ارتقای مدیریت در سطح ملی وجهانی ما را کمک کند.

🔸یکی از این مدیران کلاس جهانی که علاوه بر مدیریت موفق، پیش بینی‌های دقیق داشته است فردی است اصالتا” لبنانی که برخی حتی او را از مسیحیان بصره در عراق می دانند بنام «ژاک ناصر (Jacques Nasser)».
ناصر بعدها سر از مدیریت خودروسازی در آورد و زمانی که شرکت خودروسازی فورد آمریکا به دنبال پیشی گرفتن از رقبای سرسخت خود مانند تویوتا و جنرال موتور بود، به سراغ ناصر رفت و او با حقوق چند برابر معمول در سال ۱۹۹۷ مدیرعامل اجرایی (CEO) شرکت فورد شد. ناصر به مدت ۲۰ سال در فورد فعالیت موفق داشت.
ادامه ازقبل👆
شرکت فورد با مدیریت ناصر ظرف ۴ سال(سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱) به سرعت از نظر کمی و کیفی توسعه پیدا کرد و هنوز از مدیریت موفق ناصر در محافل خودروسازی جهان صحبت می شود. آنچه بیش از مدیریت ناصر ماندگار شده است، پیش بینی او در مورد آینده خودروسازی و خودروهای آینده است که به نمونه هایی از این افکار آینده نگر و پیش بینی های دقیق می پردازم که بیشتر آنها تا به امروز به حقیقت پیوسته اند.
🔹برخی از اظهارات جالب ژاک ناصر برای خودروسازی در ۱۴ مارس ۱۹۹۷ منتشر شد. در آن زمان ناصر گفته بود: منتظر شیشه‌های ضدگلوله به عنوان آپشن‌های خودروها باشید. وی همچنین افزایش سریع ویژگی‌های ایمنی در خودروها و همین‌طور نابودی نمادهای خودروسازی آمریکا را در ۲۰ سال آینده پیش‌بینی کرده بود.
🔸ناصر در موسسهٔ فناوری سلطنتی ملبورن گفته بود: “امنیت شخصی به یک ویژگی مهم در خودروها تبدیل خواهد شد و مواردی مثل شیشه‌های ضدگلوله، سیستم‌های ردیابی و تماس اضطراری در خودروها ظاهر خواهند شد”. او همچنین پیش‌بینی کرده بود که کره جنوبی در صادرات خودرو از ژاپن پیشی خواهد گرفت، چین تا سال ۲۰۳۰ بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان خواهد شد و خیلی از شهرهای کشورهای پیشرفته به ویژه در اروپا، ژاپن و کالیفرنیا تردد وسایل نقلیهٔ شخصی در مناطق شهری را محدود خواهند کرد مگر اینکه از برق یا سیستم هیبریدی استفاده کنند.
🔹یکی دیگر از پیش‌بینی‌های جالب ناصر در مورد روش خرید خودرو بوده است. به اعتقاد وی، در آینده اکثر خودروها به سفارش خریداران و با ترکیبی شخصی از ویژگی‌های مدنظر آن‌ها ساخته می‌شوند و خریداران در مراکز آنلاین اقدام به خرید خودرو خواهند کرد. وی گفته بود که مردم خودروها را به‌صورت هولوگرام سه‌بعدی در نمایشگاه‌های مجازی تجربه خواهند کرد. گرچه برخی از این پیش‌بینی‌ها هنوز به واقعیت تبدیل نشده‌اند اما چندان هم دور از ذهن نیستند. کسی هیچگاه فکر نمی کرد که خودروسازان کره‌ای ۳۰ درصد از بازار خودروی استرالیا را در اختیار بگیرند حال آنکه ناصر این را پیش‌بینی کرده بود.
🔸سیستم‌های ردیابی و تماس اضطراری خودکار در خودروهای امروزی امری متداول شده‌اند درحالی‌که حرکت به سمت الکتریکی‌سازی باعث ممنوعیت تردد خودروهای درون‌سوز در مراکز شهرهای اروپایی شده است. همچنین خرید آنلاین خودرو نیز متداول‌ گرده است زیرا برندهای معتبر از نمایندگی‌های سنتی فاصله گرفته اند و خریداران پیش از خرید خودرو به‌صورت آنلاین اقدام به شخصی‌سازی و پیکربندی خودروی خود می می کنند. برنامه چین برای خودروسازی نیز سال‌ها است که این کشور را به بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان تبدیل کرده است و اکثر خودروسازان جهان هم‌اکنون در چین برای تأمین نیاز بازار این کشور خودرو تولید می‌کنند.
🔹صنعت خودروسازی چین پا را بسیار از مرزهای بازار داخلی فراتر گذاشته و با قدرت وارد کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته شده اند. مهمتر از همه این پیش بینی ها توجه و تمرکز چین به ساخت خودروهای برقی و ساخت باطری برای خودروهای برقی است. هم اکنون کشور چین بیش از ۵۰ درصد از باطری‌های خودروهای برقی جهان را تأمین می کند و به رقیبی سرسخت برای غول خودروسازی برقی جهان یعنی تسلا تبدیل شده است. همهٔ این‌ها نشان می‌دهد که پیش‌بینی‌های ناصر درست بوده و تا حد زیادی به واقعیت تبدیل شده‌اند و یا به وقوع خواهند پیوست.

🔺حال مقایسه کنید این تفکر استفاده از مدیریت علمی، خلاق، توسعه گرا و آینده نگر با افکار پوسیده، عقب افتاده، واپسگرا، تنگ نظر، محفلی، رفاقتی، رانتی، منفعت طلبانه جناحی و فردی را.
هیچ شک و شبهه ای باقی نمی ماند تا نظام مدیریت کشور به صورت خاص و کنشگران اجتماعی و سیاسی به صورت عام از چنین فرهنگی عبور نکنند، کشور روی خوش به خود نخواهد دید و نه تنها توسعه ای در کار نخواهد بود بلکه بجای رشد و ترقی همه جانبه در حال عقبگرد و پسرفت خواهیم بود.
به نظر می رسد که سزاوار است مدیریت سنتی و روزمره کشور به سوی “مدیریت روزآمد” ساماندهی شود.