💢👆 ۴۳ درصد کارکنان میگویند که کارهای خوب آنها دیده نمیشود!
بسیار دیده میشود که خیلی از کارمندان در سازمان ناخشنودند؛ چرا که بر این باورند که مدیر آنها به کار خوبشان ارج نمینهد.
👈زمانی که کارمندان شما تصمیمات خوبی میگیرند، کمک شایان توجهی در خلال جلسات میکنند و یا ایدههای نویی را مطرح میکنند، مشتاق تشویق و بازخور مثبت هستند. اما اغلب سرپرستان و مدیران سازمانی در تمجید و تقدیر از آنها دچار کوتاهی میشوند!
💎یکی از نشانههای یک سازمان سالم، وجود جوی مبتنی بر تقویت مثبت و قدرشناسی است. در این سازمانها باید از سرپرستان شنید که به کارکنان میگویند:
▪️نکته خوبی است!
▪️واقعا قابل ستایش است!
▪️چه خوب، چه عالی!
▪️ممنون
اما چرا برخی از مدیران و رهبران در تقدیر از کارکنان خود کوتاهی میکنند؟
1️⃣ - آنها کارکنان را برای بهرهکشی و سختکوشی بدون تشکر میخواهند.
2️⃣ - آنها به کارکنان به چشم هزینه تا یک دارایی با ارزش و سرمایهگذاری مینگرند.
3️⃣ - اغلب اوقات درک نمیکنند که تقدیر و شناسایی چقدر برای کارکنان اهمیت دارد.
4️⃣- آنها فاقد سطح مناسب هوش عاطفی هستند و تشکر از کارکنان را کاری بیزارکننده و عبث میدانند!
5️⃣ - خودشان هرگز مورد تقدیر سرپرستانشان قرار نگرفتهاند!
بسیار دیده میشود که خیلی از کارمندان در سازمان ناخشنودند؛ چرا که بر این باورند که مدیر آنها به کار خوبشان ارج نمینهد.
👈زمانی که کارمندان شما تصمیمات خوبی میگیرند، کمک شایان توجهی در خلال جلسات میکنند و یا ایدههای نویی را مطرح میکنند، مشتاق تشویق و بازخور مثبت هستند. اما اغلب سرپرستان و مدیران سازمانی در تمجید و تقدیر از آنها دچار کوتاهی میشوند!
💎یکی از نشانههای یک سازمان سالم، وجود جوی مبتنی بر تقویت مثبت و قدرشناسی است. در این سازمانها باید از سرپرستان شنید که به کارکنان میگویند:
▪️نکته خوبی است!
▪️واقعا قابل ستایش است!
▪️چه خوب، چه عالی!
▪️ممنون
اما چرا برخی از مدیران و رهبران در تقدیر از کارکنان خود کوتاهی میکنند؟
1️⃣ - آنها کارکنان را برای بهرهکشی و سختکوشی بدون تشکر میخواهند.
2️⃣ - آنها به کارکنان به چشم هزینه تا یک دارایی با ارزش و سرمایهگذاری مینگرند.
3️⃣ - اغلب اوقات درک نمیکنند که تقدیر و شناسایی چقدر برای کارکنان اهمیت دارد.
4️⃣- آنها فاقد سطح مناسب هوش عاطفی هستند و تشکر از کارکنان را کاری بیزارکننده و عبث میدانند!
5️⃣ - خودشان هرگز مورد تقدیر سرپرستانشان قرار نگرفتهاند!
🔸ما در طی روز اطلاعات مختلفی را از طریق شبکههای اجتماعی، اینترنت یا دوستانمون میخوانیم و میشنویم. اما از کجا میشود فهمید کدامشان صحیح است و کدامشان نه؟
🔹یک راهی که کمکمان میکندتا انواع اطلاعات را برای خودمان تجزیهوتحلیل کنیم و درستی آنها را بسنجیم ای است که تفکر انتقادی داشته باشیم.
🔸تفکر انتقادی داشتن کمک میکند بتولنیم از دیدگاههای مختلف به یک موضوع نگاه کنیم، دلایل پشت هر چیزی را بفهمیم و بتوانیم در نهایت تصمیمهای بهتری را بگیریم. اما چطور میشود تفکر انتقادی داشت؟
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹یک راهی که کمکمان میکندتا انواع اطلاعات را برای خودمان تجزیهوتحلیل کنیم و درستی آنها را بسنجیم ای است که تفکر انتقادی داشته باشیم.
🔸تفکر انتقادی داشتن کمک میکند بتولنیم از دیدگاههای مختلف به یک موضوع نگاه کنیم، دلایل پشت هر چیزی را بفهمیم و بتوانیم در نهایت تصمیمهای بهتری را بگیریم. اما چطور میشود تفکر انتقادی داشت؟
https://t.me/ExecutiveManagement
⁉️چرادرایران مدرسه جای خوبی نیست؟
✳️ آیا مدیریت سلطهجویانه عامل رفتارهای غیراخلاقی کارکنان است؟
✅ در سال ۲۰۱۵، شرکت فولکس واگن به دلیل تقلب در تستهای آلایندگی به تیتر اخبار جهانی تبدیل شد. این رسوایی بزرگ، که به "دیزلگیت" معروف است، جریمههای سنگین و آسیب جدی به اعتبار این خودروساز بزرگ وارد کرد. اما ریشه این اتفاقات در مدیریت سلطهجویانه مدیرعامل وقت، مارتین وینترکورن، قرار داشت.
🔻 سوال مهم این است: آیا سبک رهبری مدیران میتواند منجر به رفتارهای غیراخلاقی کارکنان شود؟
🔹تحقیقات نشان داده است که مدیران سلطهجو، مانند وینترکورن، با ایجاد ترس و فشار بر کارکنان، زمینهساز رفتارهایی مانند دروغ، تقلب و فساد میشوند. این سبک رهبری موجب میشود که کارکنان برای سرسری انجام دادن کارها یا محافظت از خود در برابر خشم مدیر، به رفتارهای غیراخلاقی رو بیاورند.
🔺چگونه میتوان از این چرخه منفی جلوگیری کرد؟
🔹تقویت ارزشها و استانداردهای اخلاقی: سازمانها باید از بالا به پایین فرهنگ سازمانی خود را بر پایه اصول اخلاقی تقویت کنند.
ایجاد محیطی بدون ترس: مدیرانی که باعث ایجاد ترس و فشار بر کارکنان میشوند، باید به تجدید نظر در سبک مدیریتی خود بپردازند.
آگاهی از پیامدهای رفتارهای مدیریتی: مدیران باید درک کنند که رفتارهای سلطهجویانه، پیامدهای ناخواستهای را به همراه دارد که میتواند به تخریب اعتماد و اخلاق در سازمان منجر شود.
👈 نتیجهگیری:
مدیریت سلطهجویانه نه تنها کارآمد نیست، بلکه زمینهساز رفتارهای غیراخلاقی در محیط کار میشود. سازمانها باید به سمت سبکهای مدیریتی انسانیتر و اخلاقیتر حرکت کنند تا کارکنان در محیطی مثبت و شفاف به اهداف سازمان دست یابند.
📖 منبع: London Business School
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در سال ۲۰۱۵، شرکت فولکس واگن به دلیل تقلب در تستهای آلایندگی به تیتر اخبار جهانی تبدیل شد. این رسوایی بزرگ، که به "دیزلگیت" معروف است، جریمههای سنگین و آسیب جدی به اعتبار این خودروساز بزرگ وارد کرد. اما ریشه این اتفاقات در مدیریت سلطهجویانه مدیرعامل وقت، مارتین وینترکورن، قرار داشت.
🔻 سوال مهم این است: آیا سبک رهبری مدیران میتواند منجر به رفتارهای غیراخلاقی کارکنان شود؟
🔹تحقیقات نشان داده است که مدیران سلطهجو، مانند وینترکورن، با ایجاد ترس و فشار بر کارکنان، زمینهساز رفتارهایی مانند دروغ، تقلب و فساد میشوند. این سبک رهبری موجب میشود که کارکنان برای سرسری انجام دادن کارها یا محافظت از خود در برابر خشم مدیر، به رفتارهای غیراخلاقی رو بیاورند.
🔺چگونه میتوان از این چرخه منفی جلوگیری کرد؟
🔹تقویت ارزشها و استانداردهای اخلاقی: سازمانها باید از بالا به پایین فرهنگ سازمانی خود را بر پایه اصول اخلاقی تقویت کنند.
ایجاد محیطی بدون ترس: مدیرانی که باعث ایجاد ترس و فشار بر کارکنان میشوند، باید به تجدید نظر در سبک مدیریتی خود بپردازند.
آگاهی از پیامدهای رفتارهای مدیریتی: مدیران باید درک کنند که رفتارهای سلطهجویانه، پیامدهای ناخواستهای را به همراه دارد که میتواند به تخریب اعتماد و اخلاق در سازمان منجر شود.
👈 نتیجهگیری:
مدیریت سلطهجویانه نه تنها کارآمد نیست، بلکه زمینهساز رفتارهای غیراخلاقی در محیط کار میشود. سازمانها باید به سمت سبکهای مدیریتی انسانیتر و اخلاقیتر حرکت کنند تا کارکنان در محیطی مثبت و شفاف به اهداف سازمان دست یابند.
📖 منبع: London Business School
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
نکات (استراتژی )
✳️ استراتژی مثل سرطان به جز هزينه، درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد
✅ بگذارید مثالي بزنم!
يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت.
چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 5/1 دلار.
👈 اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.
👈اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟
سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخابها چه بوده است.
زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد ميشده. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.
اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته براي صادرات توليد كند.
در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت.
تبديل شدن به بهشت سرمايهگذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايهگذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانكهاي سنگاپور خارجي هستند.
تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كردهاند و گفتهاند شما خودفروخته هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است.
مورد بعدي اعمال سياستهاي خاص مهاجرتي بوده. چون ميدانسته نيروي انساني غيرماهر دارد با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود.
انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباببازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفتهتر وارد شد.
📔اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا ميكند.
بعضی ها فقط غرمیزنن تو این شرایط اقتصادی وهیچ کاری نمیکنن،بعضی هاهم همین شرایط رو تبدیل میکنن به بهترین شرایط.
شماجزکدوم دسته اید؟
✳️ استراتژی مثل سرطان به جز هزينه، درد هم دارد چون باید دست به انتخاب های دردناک زد
✅ بگذارید مثالي بزنم!
يك جزيره بدبخت در سال 1960، توان نظامي دفاع از خودش را نداشت.
چند بار بين ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسي به آب شيرين نداشت، مثل ایران جدول مندليف زير خاكش نبود، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه اين جزيره بدبخت 500 دلار بود يعني روزي 5/1 دلار.
👈 اما الان:
اين جزيره الان درآمد سرانه 75 هزار دلار دارد.
الان پنج ميليون جمعيت دارد، سال گذشته فقط پنج ميليون توريست داشته.
يك قطره نفت ندارد اما يكي از ده پالايشگاه بزرگ جهان در آن جزيره است.
جزو پنج كشور شفاف دنياست.
جزو 10 كشور داراي بالاترين نرخ توسعه انساني است.
👈اين جزيره، سنگاپور است. چگونه به این جا رسید؟
سنگاپور دست به يكسري انتخابات دردناك زده است. ببينيم اين انتخابها چه بوده است.
زماني كه شروع كرده، يك موقعيت جغرافيايي ويژه داشته كه 40 درصد تجارت دريايي دنيا از آنجا رد ميشده. اما آن زمان سنگاپور در حد يك جزيره براي ماهيگيري مطرح بوده و پتانسيلي نداشته. نيروي انساني غيرماهر، منابع مالي محدود و بازار داخلي كوچك داشته. بازار داخلي كشورها يكي از پیشران هاي رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.
اولين كار سنگاپور اين بوده كه دنبال جايگزيني واردات نرفته و چون بازارش كوچك بوده خواسته براي صادرات توليد كند.
در سال 1960 كه اقتصاد كمونيستي در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصميم گرفتند به سمت استراتژي اقتصاد آزاد بروند كه حتي چين بعدها از سنگاپور الهام گرفت.
تبديل شدن به بهشت سرمايهگذاري يعني پذيرفتند ماليات نگيرند و امنيتشان يك مقدار كاهش پيدا كند اما براي سرمايهگذاران به بهشت تبديل شدند. الان بيش از 80 درصد بانكهاي سنگاپور خارجي هستند.
تغيير زبان رسمي به زبان انگليسي. 55 سال قبل اين كار را كردند و گفتند اگر بخواهيم با اقتصاد جهاني ارتباط داشته باشيم بايد بتوانيم به آن زبان صحبت كنيم. مطمئنا مردم اعتراض كردهاند و گفتهاند شما خودفروخته هستيد اما اين يك تصميم دردناك بوده است.
مورد بعدي اعمال سياستهاي خاص مهاجرتي بوده. چون ميدانسته نيروي انساني غيرماهر دارد با استفاده از قوانين و تسهيلات تشويقي كمك كرده نيروي انساني ماهر وارد كشورش شود.
انتخاب دردناك بعدي استراتژي متفاوت از تايوان و كره جنوبي و حتي چين. چين وارد توليد اسباببازي شده چون اشتغال زيادي ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنايع پيشرفتهتر وارد شد.
📔اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام داديد، نقشه راه نوشتيد، سند راهبردي تنظيم كرديد، اما درد ناشي از دست دادن را تجربه نكرديد، شك كنيد به اينكه شما استراتژي داريد. استراتژي با از دست دادن و كنار گذاشتن معني پيدا ميكند.
بعضی ها فقط غرمیزنن تو این شرایط اقتصادی وهیچ کاری نمیکنن،بعضی هاهم همین شرایط رو تبدیل میکنن به بهترین شرایط.
شماجزکدوم دسته اید؟
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بهرهوری صنعت در ایران کم شد/ افت کیفیت کار مهندسان
✅ متوسط بهرهوری نیروی کار بخش صنعت در 18 سال گذشته سالبهسال کمتر شده است. اتفاقی که مانعی جدی برای رشد اقتصادی ایران به شمار میرود.
▫️طبق برخی مقالات اقتصادی میتوان نسبت ارزش افزوده به کل نیروی کار را بهرهوری نامید. شاخصی که در سالهای اخیر در ایران روند پرنوسانی را از خود به جای گذاشته است.
▫️دادههای مرکز آمار نشان میدهد تحریمها اثر معناداری را بر تولید و کیفیت نیروی کار در ایران گذاشته است. اما در میان بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات کدامیک سهم موثرتری را در رشد بهرهوری نیروی ایران داشتهاند؟
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-73504
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ متوسط بهرهوری نیروی کار بخش صنعت در 18 سال گذشته سالبهسال کمتر شده است. اتفاقی که مانعی جدی برای رشد اقتصادی ایران به شمار میرود.
▫️طبق برخی مقالات اقتصادی میتوان نسبت ارزش افزوده به کل نیروی کار را بهرهوری نامید. شاخصی که در سالهای اخیر در ایران روند پرنوسانی را از خود به جای گذاشته است.
▫️دادههای مرکز آمار نشان میدهد تحریمها اثر معناداری را بر تولید و کیفیت نیروی کار در ایران گذاشته است. اما در میان بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات کدامیک سهم موثرتری را در رشد بهرهوری نیروی ایران داشتهاند؟
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-73504
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
از دسترفتن بهرهوری در صنعت: کیفیت کار مهندسان افت کرد
متوسط بهرهوری نیروی کار بخش صنعت در 18 سال گذشته سالبهسال کمتر شده است. اتفاقی که مانعی جدی برای رشد اقتصادی ایران به شمار میرود.
❤2
✳️ فرهنگ سازمانی چه نقشی در آهنگ کار و زندگی دارد؟
(۱ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
■در دسامبر سال ۲۰۱۵ ماتسوری تاکاهاشی، کارمند یکی از بزرگترین شرکتهای تبلیغاتی ژاپن، خود را از خوابگاه شرکت به پایین پرت کرد و کشته شد. او در آخرین پستهای خود در صفحات مجازیاش از خستگی بیش از حد، بیخوابی و کار زیاد شکایت کرده بود. پژوهشها نشان داد که او یک ماه قبل از خودکشی بیش از ۱۰۰ ساعت اضافهکاری داشته و همین کار زیاد او را به مرز فروپاشی روحی و جسمی کشانده است.
□داستان ژاپنیهای مسئولیتپذیر را بسیار شنیدهایم و همچنین اروپاییهایی که زندگی شخصی به اندازه پیشرفتهای شغلی برایشان مهم است. تنوع فرهنگ کاری و سازمانی در مقایسه همین دو روایت قابل مشاهده است. در یک سوی دنیا یک نفر به دلیل خستگی ناشی از کار زیاد خودکشی میکند و در سوی دیگر کارفرمایان کارمندانشان را به مرخصی اجباری میفرستند تا آنها بتوانند برای سلامت جسمی و روحیشان هم که شده زمانی را دور از تنشهای شغلی بگذرانند.
●در کشورهای آسیایی همیشه کار بخش بزرگی از زندگی بوده و گذراندن ساعتهای طولانی در محل کار به عرف جامعه و رفتاری عادی تبدیل شده است. در آمریکا هم شرایط بهتر از این نیست؛ فرهنگ کاری بهگونهای است که کارمندان حتی در زمان غیرکاری باید در دسترس باشند، ولی در کشورهای اروپایی مرز مشخصی میان کار و زندگی شخصی وجود دارد.
○در کل به رفتارها، ارزشها، انتظارات و شیوههای خاص مدیریت «فرهنگ سازمانی» گفته میشود که احترام برای زندگی شخصی کارمندان یکی از اصول نانوشته آن است. در میان مدیران و در محافل کاری، فرهنگ سازمانی در یک جمله خلاصه میشود: «روش خاص شرکت برای انجام دادن کار». به عبارت سادهتر، فرهنگ سازمانی نوع کار کردن کارمندان را هدایت میکند و بر معیارهای استخدامی، نحوه نظم بخشیدن به محیط کاری، چگونگی تشویق کردن و پاداش دادن موثر است.
■فرهنگ سازمانی تا حد زیادی تحت تاثیر ارزشهای غالب یک جامعه قرار دارد و باورهای اجتماعی و سنتهای جامعه بر اصول آن اثرگذار است، ولی هر شرکت نیز میتواند فرهنگ کاری منحصر به خود را داشته باشد که اغلب بر اساس ماموریت، اهداف یا ارزشهای شرکت تعیین میشود. با این حال نمیتوان آن را مجموعهای مکتوب از قوانین در نظر گرفت. فرهنگ کاری میتواند در طول زمان بدون اینکه کسی متوجه شود یا بهصراحت بگوید که چیست یا چگونه باید باشد، شکل بگیرد و بهتدریج به رفتار و استانداردهای قابل قبول تبدیل شود.
□تنوع جهانی فرهنگ سازمانی:
استرالیا را کشوری با مردم آرام و بدون اضطراب و عجله میشناسند که فرهنگ حاکم بر محیط کاری نیز از همین فرهنگ پیروی میکند. برای مثال، لباسهای محل کار در این کشور بیشتر به سمت لباسهای راحت و غیررسمی متمایل است و ساختار سلسلهمراتبی چندان بر شرکتها حاکم نیست. ارتباط درونسازمانی آنها معمولاً بسیار غیررسمی، دوستانه و فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر تصمیمگیری گروهی است. برای استرالیاییها زمان پس از ساعتهای کاری بسیار ارزشمند است، از این رو قوانین در این کشور فقط ۱۰ ساعت اضافهکاری در هفته را مجاز دانسته و هیچ کارفرمایی نمیتواند کارمندانش را مجبور به اضافهکاری بیشتر کند.
(۱ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
■در دسامبر سال ۲۰۱۵ ماتسوری تاکاهاشی، کارمند یکی از بزرگترین شرکتهای تبلیغاتی ژاپن، خود را از خوابگاه شرکت به پایین پرت کرد و کشته شد. او در آخرین پستهای خود در صفحات مجازیاش از خستگی بیش از حد، بیخوابی و کار زیاد شکایت کرده بود. پژوهشها نشان داد که او یک ماه قبل از خودکشی بیش از ۱۰۰ ساعت اضافهکاری داشته و همین کار زیاد او را به مرز فروپاشی روحی و جسمی کشانده است.
□داستان ژاپنیهای مسئولیتپذیر را بسیار شنیدهایم و همچنین اروپاییهایی که زندگی شخصی به اندازه پیشرفتهای شغلی برایشان مهم است. تنوع فرهنگ کاری و سازمانی در مقایسه همین دو روایت قابل مشاهده است. در یک سوی دنیا یک نفر به دلیل خستگی ناشی از کار زیاد خودکشی میکند و در سوی دیگر کارفرمایان کارمندانشان را به مرخصی اجباری میفرستند تا آنها بتوانند برای سلامت جسمی و روحیشان هم که شده زمانی را دور از تنشهای شغلی بگذرانند.
●در کشورهای آسیایی همیشه کار بخش بزرگی از زندگی بوده و گذراندن ساعتهای طولانی در محل کار به عرف جامعه و رفتاری عادی تبدیل شده است. در آمریکا هم شرایط بهتر از این نیست؛ فرهنگ کاری بهگونهای است که کارمندان حتی در زمان غیرکاری باید در دسترس باشند، ولی در کشورهای اروپایی مرز مشخصی میان کار و زندگی شخصی وجود دارد.
○در کل به رفتارها، ارزشها، انتظارات و شیوههای خاص مدیریت «فرهنگ سازمانی» گفته میشود که احترام برای زندگی شخصی کارمندان یکی از اصول نانوشته آن است. در میان مدیران و در محافل کاری، فرهنگ سازمانی در یک جمله خلاصه میشود: «روش خاص شرکت برای انجام دادن کار». به عبارت سادهتر، فرهنگ سازمانی نوع کار کردن کارمندان را هدایت میکند و بر معیارهای استخدامی، نحوه نظم بخشیدن به محیط کاری، چگونگی تشویق کردن و پاداش دادن موثر است.
■فرهنگ سازمانی تا حد زیادی تحت تاثیر ارزشهای غالب یک جامعه قرار دارد و باورهای اجتماعی و سنتهای جامعه بر اصول آن اثرگذار است، ولی هر شرکت نیز میتواند فرهنگ کاری منحصر به خود را داشته باشد که اغلب بر اساس ماموریت، اهداف یا ارزشهای شرکت تعیین میشود. با این حال نمیتوان آن را مجموعهای مکتوب از قوانین در نظر گرفت. فرهنگ کاری میتواند در طول زمان بدون اینکه کسی متوجه شود یا بهصراحت بگوید که چیست یا چگونه باید باشد، شکل بگیرد و بهتدریج به رفتار و استانداردهای قابل قبول تبدیل شود.
□تنوع جهانی فرهنگ سازمانی:
استرالیا را کشوری با مردم آرام و بدون اضطراب و عجله میشناسند که فرهنگ حاکم بر محیط کاری نیز از همین فرهنگ پیروی میکند. برای مثال، لباسهای محل کار در این کشور بیشتر به سمت لباسهای راحت و غیررسمی متمایل است و ساختار سلسلهمراتبی چندان بر شرکتها حاکم نیست. ارتباط درونسازمانی آنها معمولاً بسیار غیررسمی، دوستانه و فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر تصمیمگیری گروهی است. برای استرالیاییها زمان پس از ساعتهای کاری بسیار ارزشمند است، از این رو قوانین در این کشور فقط ۱۰ ساعت اضافهکاری در هفته را مجاز دانسته و هیچ کارفرمایی نمیتواند کارمندانش را مجبور به اضافهکاری بیشتر کند.
✳️ فرهنگ سازمانی چه نقشی در آهنگ کار و زندگی دارد؟
(۲ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
●در مقابل آن، کشوری مانند چین قرار دارد که سلسلهمراتب حرف اول را میزند. این یعنی جلسات کاری معمولاً جایی برای بحث، تبادل نظر و شنیدن نظرات مخالف نیست، وقتی تصمیمی گرفته میشود همه کارمندان برای رسیدن به هدف تعیینشده شروع به فعالیت میکنند. فرهنگ کاری چین را فرهنگ ۹۹۶ مینامند: کار از ۹ صبح تا ۹ شب و ۶ روز در هفته.
○در فضای مجازی بعضی افراد از ۳۰۰ ساعت کار ماهیانه شکایت میکنند و بعضی دیگر میگویند به خاطر ندارند آخرین بار کی روشنایی روز را دیدهاند. شاید چنین فرهنگ کاری در کوتاهمدت با بازدهی اقتصادی همراه باشد ولی در بلندمدت میتواند به فرسودگی شغلی و کاهش بهرهوری منجر شود. جوانان چینی در واکنش به فشار محیطهای کاری جنبش «Lying Flat» یا «صاف دراز کشیدن» را به راه انداختهاند؛ جنبشی که طرفداران آن به کار نکردن زیاد، راضی بودن به دستاوردهای کوتاهمدت و اختصاص زمان به استراحت باور دارند و سعی میکنند با ترویج این فرهنگ جدید، فرهنگ کاری پرتنش این کشور را متعادل کنند.
■ولی مردم همه دنیا مانند چینیها کار نمیکنند. فرهنگ کاری در کشوری مانند دانمارک بهگونهای دیگر است. دانمارکیها بسیار به دنبال تعادل میان کار و زندگی هستند. در سالهای اخیر در این کشور رضایت و حس خوشحالی در محل کار در اولویت قرار گرفته است و در زبان دانمارکی نیز اصطلاح «arbejdsglæde» به همین حس خوب افراد از کاری که انجام میدهند اشاره دارد. این کلمهای است که فقط در منطقه اسکاندیناوی رایج است و بر این واقعیت تاکید دارد که دورانی که باید اضافهکاری میکردیم تا چرخ اقتصاد بچرخد تمام شده است. حتی هفته کاری در دانمارک به ۳۷ ساعت کاهش پیدا کرده است. کارمندان ساعت ۴ باید محلهای کار را ترک کنند و مدت زمان تعطیلات و مرخصی به پنج هفته افزایش پیدا کرده است.
□در ایسلند نیز وضعیت مشابهی حاکم است و همین واقعیت که هر دو والدین از سه ماه مرخصی زایمان برخوردارند، در حالی که ۸۰ درصد حقوقشان را دریافت میکنند نشان میدهد که این کشور تا چه اندازه برای رضایت مردم و رفاه آنها ارزش قائل است. شرکتهای ایسلندی انعطافپذیری زیادی در تغییر شرایط کاری کارمندانشان از خود نشان میدهند.
●ولی در ژاپن اصل احترام و اطاعت باعث شده است شرایط کاری شکل دیگری به خود بگیرد. در فرهنگ این کشور احترام به افراد مسن یا احترام به بالادستیها بهاندازهای مهم است که فرهنگ کاریشان نیز به فرهنگی سلسلهمراتبی تبدیل شده و احترام حرف اول را میزند. در ژاپن جاهطلبی فردی جایی ندارد و فقط اهداف جمعی است که باید در اولویت باشد. از کارمندان انتظار میرود ساعتهای طولانی کار کنند تا شرکت به اهداف تعیینشده برسد. فرهنگ کاری در این کشور مبتنی بر تعهد شدید، اخلاق و وفاداری به شرکت و کار و احساس مسئولیت بسیار بالاست.
○این نوع نگاه افراطی به مسئولیتپذیری به ظهور پدیدهای به نام کاروشی (Karoshi) یعنی مرگ ناشی از کار زیاد منجر شده است. استرس طولانیمدت، کمخوابی و انزوای اجتماعی عامل اصلی کاروشی است که موجب سکتههای مغزی و قلبی میشود. ساعتهای طولانی کاری که گاهی به ۶۰ یا ۷۰ ساعت کار در هفته نیز میرسد، تمایل به خودکشی را در میان ژاپنیها افزایش داده است؛ همان اتفاقی که برای ماتسوری کاتاهاشی افتاد.
■در سال ۲۰۱۸ آبه شینزو، نخستوزیر وقت ژاپن، لایحه اصلاح سبک کار را ارائه داد که به واسطه آن کارفرمایان باید کارمندان را به مرخصیهای اجباری میفرستادند، زیرا به گزارش وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، مردم این کشور فقط از ۵۰ درصد از مرخصیهایشان استفاده میکنند. ولی مشکل اینجاست که در همین قانون بیش از ۸۰ ساعت اضافهکاری در ماه به عنوان عامل کاروشی شناخته شده است، یعنی تا ۸۰ ساعت اضافهکاری هیچ منع قانونی ندارد.
□کنشگران اجتماعی در ژاپن بر این باورند که بر اساس این قانون دولت به شما میگوید اگر از این آستانه بیشتر کار کنید، ممکن است بمیرید، اما دولت به شما اجازه میدهد تا این آستانه کار کنید. این کنشگران به دنبال اصلاح مجدد قانون اصلاح سبک کار و کاهش سقف اضافهکاری مجاز هستند.
(۲ از ۳)
🖊️الهام حمیدی
●در مقابل آن، کشوری مانند چین قرار دارد که سلسلهمراتب حرف اول را میزند. این یعنی جلسات کاری معمولاً جایی برای بحث، تبادل نظر و شنیدن نظرات مخالف نیست، وقتی تصمیمی گرفته میشود همه کارمندان برای رسیدن به هدف تعیینشده شروع به فعالیت میکنند. فرهنگ کاری چین را فرهنگ ۹۹۶ مینامند: کار از ۹ صبح تا ۹ شب و ۶ روز در هفته.
○در فضای مجازی بعضی افراد از ۳۰۰ ساعت کار ماهیانه شکایت میکنند و بعضی دیگر میگویند به خاطر ندارند آخرین بار کی روشنایی روز را دیدهاند. شاید چنین فرهنگ کاری در کوتاهمدت با بازدهی اقتصادی همراه باشد ولی در بلندمدت میتواند به فرسودگی شغلی و کاهش بهرهوری منجر شود. جوانان چینی در واکنش به فشار محیطهای کاری جنبش «Lying Flat» یا «صاف دراز کشیدن» را به راه انداختهاند؛ جنبشی که طرفداران آن به کار نکردن زیاد، راضی بودن به دستاوردهای کوتاهمدت و اختصاص زمان به استراحت باور دارند و سعی میکنند با ترویج این فرهنگ جدید، فرهنگ کاری پرتنش این کشور را متعادل کنند.
■ولی مردم همه دنیا مانند چینیها کار نمیکنند. فرهنگ کاری در کشوری مانند دانمارک بهگونهای دیگر است. دانمارکیها بسیار به دنبال تعادل میان کار و زندگی هستند. در سالهای اخیر در این کشور رضایت و حس خوشحالی در محل کار در اولویت قرار گرفته است و در زبان دانمارکی نیز اصطلاح «arbejdsglæde» به همین حس خوب افراد از کاری که انجام میدهند اشاره دارد. این کلمهای است که فقط در منطقه اسکاندیناوی رایج است و بر این واقعیت تاکید دارد که دورانی که باید اضافهکاری میکردیم تا چرخ اقتصاد بچرخد تمام شده است. حتی هفته کاری در دانمارک به ۳۷ ساعت کاهش پیدا کرده است. کارمندان ساعت ۴ باید محلهای کار را ترک کنند و مدت زمان تعطیلات و مرخصی به پنج هفته افزایش پیدا کرده است.
□در ایسلند نیز وضعیت مشابهی حاکم است و همین واقعیت که هر دو والدین از سه ماه مرخصی زایمان برخوردارند، در حالی که ۸۰ درصد حقوقشان را دریافت میکنند نشان میدهد که این کشور تا چه اندازه برای رضایت مردم و رفاه آنها ارزش قائل است. شرکتهای ایسلندی انعطافپذیری زیادی در تغییر شرایط کاری کارمندانشان از خود نشان میدهند.
●ولی در ژاپن اصل احترام و اطاعت باعث شده است شرایط کاری شکل دیگری به خود بگیرد. در فرهنگ این کشور احترام به افراد مسن یا احترام به بالادستیها بهاندازهای مهم است که فرهنگ کاریشان نیز به فرهنگی سلسلهمراتبی تبدیل شده و احترام حرف اول را میزند. در ژاپن جاهطلبی فردی جایی ندارد و فقط اهداف جمعی است که باید در اولویت باشد. از کارمندان انتظار میرود ساعتهای طولانی کار کنند تا شرکت به اهداف تعیینشده برسد. فرهنگ کاری در این کشور مبتنی بر تعهد شدید، اخلاق و وفاداری به شرکت و کار و احساس مسئولیت بسیار بالاست.
○این نوع نگاه افراطی به مسئولیتپذیری به ظهور پدیدهای به نام کاروشی (Karoshi) یعنی مرگ ناشی از کار زیاد منجر شده است. استرس طولانیمدت، کمخوابی و انزوای اجتماعی عامل اصلی کاروشی است که موجب سکتههای مغزی و قلبی میشود. ساعتهای طولانی کاری که گاهی به ۶۰ یا ۷۰ ساعت کار در هفته نیز میرسد، تمایل به خودکشی را در میان ژاپنیها افزایش داده است؛ همان اتفاقی که برای ماتسوری کاتاهاشی افتاد.
■در سال ۲۰۱۸ آبه شینزو، نخستوزیر وقت ژاپن، لایحه اصلاح سبک کار را ارائه داد که به واسطه آن کارفرمایان باید کارمندان را به مرخصیهای اجباری میفرستادند، زیرا به گزارش وزارت بهداشت، کار و رفاه ژاپن، مردم این کشور فقط از ۵۰ درصد از مرخصیهایشان استفاده میکنند. ولی مشکل اینجاست که در همین قانون بیش از ۸۰ ساعت اضافهکاری در ماه به عنوان عامل کاروشی شناخته شده است، یعنی تا ۸۰ ساعت اضافهکاری هیچ منع قانونی ندارد.
□کنشگران اجتماعی در ژاپن بر این باورند که بر اساس این قانون دولت به شما میگوید اگر از این آستانه بیشتر کار کنید، ممکن است بمیرید، اما دولت به شما اجازه میدهد تا این آستانه کار کنید. این کنشگران به دنبال اصلاح مجدد قانون اصلاح سبک کار و کاهش سقف اضافهکاری مجاز هستند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1