✳️ فهرست ده مهارت کلیدی لازم برای موفقیت از نظرمجمع جهانی اقتصاد(از یک دهه قبل )
۱-"مهارت حل مسائل پیچیده" همچنان در رتبه اول باقی مانده و کماکان مهمترین مهارت یک فرد در دنیای پیچیده امروز محسوب می شود.
Complex Problem Solving
مهارت حل مساله که در زندگی روزمره بسته به نوع مساله(ساده یا پیچیده)مورد نیاز است. گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله، ساختن تصویری واقعی از آن، پیدا کردن راه حل مناسب، تصمیم گیری، پیاده سازی و پایش بازخوردها می شود.
۲-"تفکر نقادانه" از رتبه ٤ به رتبه ٢ صعود می کند. این بدان معنی است که دنیای جدید در ارتباط با وضع موجود نیاز بیشتری به تحلیل نقادانه خواهد داشت. Critical Thinking
تفکر انتقادی که از ۲۵۰۰ سال پیش مطرح شده است. فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد. این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی، خلاقیت و... در فرد می شود.
۳-"خلاقیت" از رتبه ١٠ به رتبه ٣ صعود می کند.این مهارت بالاترین رتبه صعود را در جدول دارد و البته این صعود کاملاً طبیعی به نظر می رسد. با پیچیدگی های روزافزون در دنیای امروز، توانایی حل مسئله، نیاز روزافزونی به خلاقیت خواهد داشت.
Creativity & Innovation
یا همان خلاقیت و نوآوری که احتمالا همه با آن آشنا باشند. خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دیدن و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید. اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.
۴-"مهارت مدیریت انسان ها" علی رغم سقوط از رتبه ٣ به رتبه ٤ اما همچنان در بین مهارت های برتر قرار خواهد داشت. این نشان می دهد که این مهارت، در دنیای آینده نیز از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.
People Management
مدیریت افراد که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.
۵-" هماهنگی و سازگاری اجتماعی" از رتبه ٢ به ٥ منتقل شده است. اما باز هم جزء پنج مهارت برتر قرار دارد.
Coordinating with Others
مهارت هماهنگ شدن با دیگران. این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و ارتباط دادن آن با دیگران و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان می باشد؛ البته با اولویت بندی و تفویض امور در صورت لزوم.
https://t.me/ExecutiveManagement
۱-"مهارت حل مسائل پیچیده" همچنان در رتبه اول باقی مانده و کماکان مهمترین مهارت یک فرد در دنیای پیچیده امروز محسوب می شود.
Complex Problem Solving
مهارت حل مساله که در زندگی روزمره بسته به نوع مساله(ساده یا پیچیده)مورد نیاز است. گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله، ساختن تصویری واقعی از آن، پیدا کردن راه حل مناسب، تصمیم گیری، پیاده سازی و پایش بازخوردها می شود.
۲-"تفکر نقادانه" از رتبه ٤ به رتبه ٢ صعود می کند. این بدان معنی است که دنیای جدید در ارتباط با وضع موجود نیاز بیشتری به تحلیل نقادانه خواهد داشت. Critical Thinking
تفکر انتقادی که از ۲۵۰۰ سال پیش مطرح شده است. فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد. این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی، خلاقیت و... در فرد می شود.
۳-"خلاقیت" از رتبه ١٠ به رتبه ٣ صعود می کند.این مهارت بالاترین رتبه صعود را در جدول دارد و البته این صعود کاملاً طبیعی به نظر می رسد. با پیچیدگی های روزافزون در دنیای امروز، توانایی حل مسئله، نیاز روزافزونی به خلاقیت خواهد داشت.
Creativity & Innovation
یا همان خلاقیت و نوآوری که احتمالا همه با آن آشنا باشند. خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دیدن و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید. اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.
۴-"مهارت مدیریت انسان ها" علی رغم سقوط از رتبه ٣ به رتبه ٤ اما همچنان در بین مهارت های برتر قرار خواهد داشت. این نشان می دهد که این مهارت، در دنیای آینده نیز از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.
People Management
مدیریت افراد که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.
۵-" هماهنگی و سازگاری اجتماعی" از رتبه ٢ به ٥ منتقل شده است. اما باز هم جزء پنج مهارت برتر قرار دارد.
Coordinating with Others
مهارت هماهنگ شدن با دیگران. این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و ارتباط دادن آن با دیگران و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان می باشد؛ البته با اولویت بندی و تفویض امور در صورت لزوم.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🔺ادامه ازقبل
۶- "هوش هیجانی" یک مهارت کاملاً جدید در ١٠ مهارت برتر است! که با توجه به مفهوم آن طبیعی است که در بین ١٠ مهارت قرار گرفته باشد.
هوش عاطفی، شیوه برخورد فرد با مسائل و فراز نشیبهای زندگی را نشان میدهد و می تواند موجب شود که ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار کند و در نتیجه قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی داشته باشد. این افراد مسئولیت پذیری بیشتری دارند و در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند.
Emotional Intelligence:
هوش هیجانی. این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر دارد. افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.
۷و۸- "قضاوت" و "تصمیم گیری" با وجود ورود خلاقیت و هوش عاطفی به مکان های بالاتر جدول, با کمی جابجایی در رتبه ٧ و ٨ قرار خواهند داشت. زیرا مهارت قضاوت کردن مسائل و اتفاقات پیرامون و مهارت تصمیم گیری، برای ساختن دنیای جدید نقشی حیاتی دارد.
Judgment & Decision Making
مهارت تصمیم گیری و قضاوت. در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر، یک گزینه را انتخاب می کند. در این مهارت، ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد بسیار مهم است. این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.
Service- Orientation Management:
مدیریت خدمت گرا که به توانایی و تمایل به پیش بینی، تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایتمندی افراد اطراف خود توانا هستند.
۹- مهارت "مذاکره" در رتبه نهم قرار خواهد داشت.
Negotiation
مذاکره روشی است که افراد آن را برای حل و فصل اختلافات به کار میگیرند.
در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.
در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیز هستند.
۱۰- "انعطاف پذیری ادراکی" نیز یک مهارت جدید است و حکایت از آن دارد که باید در شیوه و رویکرد ادراکی خود انعطاف پذیرتر باشیم.
Cognitive Flexibility
که از آن به انعطاف پذیری شناختی تعبیر می شود و عبارت است از توانایی ذهن برای سوئیچ بین تفکر در دو مفهوم متفاوت، یا به عبارتی تفکر در مورد مفاهیم متعدد به طور همزمان با در نظر گرفتن جنبه های مختلف فکری.
🔺نگاهی عمیق به این فهرست سه پیام کلیدی برای ما دارد:
مهارت های مرتبط با "اندیشیدن" در این لیست غوغا می کند. از حل مسایل پیچیده تا انعطاف پذیری ادراکی.
🔺نتیجه گیری:
مسائل هر روز پیچیده تر می شوند و حل آنها با استفاده از تفکر نقادانه(توسط دیگران بر مبنای مسئولیت اجتماعی) و خلاقیت از ضرورت هاست.
https://t.me/ExecutiveManagement
۶- "هوش هیجانی" یک مهارت کاملاً جدید در ١٠ مهارت برتر است! که با توجه به مفهوم آن طبیعی است که در بین ١٠ مهارت قرار گرفته باشد.
هوش عاطفی، شیوه برخورد فرد با مسائل و فراز نشیبهای زندگی را نشان میدهد و می تواند موجب شود که ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار کند و در نتیجه قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی داشته باشد. این افراد مسئولیت پذیری بیشتری دارند و در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند.
Emotional Intelligence:
هوش هیجانی. این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر دارد. افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.
۷و۸- "قضاوت" و "تصمیم گیری" با وجود ورود خلاقیت و هوش عاطفی به مکان های بالاتر جدول, با کمی جابجایی در رتبه ٧ و ٨ قرار خواهند داشت. زیرا مهارت قضاوت کردن مسائل و اتفاقات پیرامون و مهارت تصمیم گیری، برای ساختن دنیای جدید نقشی حیاتی دارد.
Judgment & Decision Making
مهارت تصمیم گیری و قضاوت. در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر، یک گزینه را انتخاب می کند. در این مهارت، ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد بسیار مهم است. این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.
Service- Orientation Management:
مدیریت خدمت گرا که به توانایی و تمایل به پیش بینی، تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایتمندی افراد اطراف خود توانا هستند.
۹- مهارت "مذاکره" در رتبه نهم قرار خواهد داشت.
Negotiation
مذاکره روشی است که افراد آن را برای حل و فصل اختلافات به کار میگیرند.
در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.
در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیز هستند.
۱۰- "انعطاف پذیری ادراکی" نیز یک مهارت جدید است و حکایت از آن دارد که باید در شیوه و رویکرد ادراکی خود انعطاف پذیرتر باشیم.
Cognitive Flexibility
که از آن به انعطاف پذیری شناختی تعبیر می شود و عبارت است از توانایی ذهن برای سوئیچ بین تفکر در دو مفهوم متفاوت، یا به عبارتی تفکر در مورد مفاهیم متعدد به طور همزمان با در نظر گرفتن جنبه های مختلف فکری.
🔺نگاهی عمیق به این فهرست سه پیام کلیدی برای ما دارد:
مهارت های مرتبط با "اندیشیدن" در این لیست غوغا می کند. از حل مسایل پیچیده تا انعطاف پذیری ادراکی.
🔺نتیجه گیری:
مسائل هر روز پیچیده تر می شوند و حل آنها با استفاده از تفکر نقادانه(توسط دیگران بر مبنای مسئولیت اجتماعی) و خلاقیت از ضرورت هاست.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️بی ناموس پدرت است!
مجتبی لشکربلوکی
ببخشید که عنوان این نوشته بی ادبانه است اما اگر جلو بروید متوجه می شوید که داستان چیست. امروز می خواهم راجع به چالشی بنویسم که خودم مبتلا به آن هستم. اول نوشته کوتاهی را با هم مرور کنیم که باعث شد به این مساله توجه کنم. در شبکه های اجتماعی کسی نوشته بود: توهین، فرصت تأمل و تعامل رو از آدمها میگیره. وقتی به کسی میگویید «بی ناموس! ۲+۲ میشود ۴» نمیگوید بله مطلب درستی است و حق با شماست! خواهد گفت: بیناموس پدرت است! (مدرسه علوم انسانی)
این جمله مرا به فکر فرو برد که حرف حق اگر با لحن نابحق گفته شود نتیجه عکس دارد. ما و از جمله خود من چقدر ناتوانیم که با هم محترمانه مخالفت کنیم، مودبانه نقد کنیم و با متانت تعامل کنیم. این مشکل فراگیر است، حتی در بین خبرگان و نخبگان ما. به یک نمونه واقعی توجه کنید: دو تن از اساتید دانشگاه این فرصت را پیدا کردند که با یکی از مدیران ارشد کشور گفتگویی اختصاصی و طولانی داشته باشند فرصتی که برای همه حتی نخبگان به این راحتی فراهم نمی شود، در همان ابتدای جلسه جمله ای که گفتند چنین بود: «شما حرف بی ربطی زدید». آن هم با لحنی بد و از بالا به پایین. هیچ اشکالی ندارد که شما یک مدیر ارشد کشور را شجاعانه و جسورانه نقد کنید این نشانه استقلال و آزادمنشی شماست اما اینکه نمی توانید آن را به شیوه ای موثر منتقل کنید نشانه چیز دیگری است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی:
بارها و بارها شنیده ایم که باید هنر گفتگو را بیاموزیم. اما می دانیم که گفتگو که همیشه گل و بلبل نیست. در بیشتر موارد، من یک باور دارم و شما باوری دیگر. چگونه با هم مخالفت کنیم و همدیگر را نقد کنیم که کار به جای باریک نکشد و تیتری که در بالا خواندیم را تجربه نکنیم؟ همه ما باید این مهارت را بیاموزیم: مهارت مخالفت محترمانه. برای شروع این ۶ نکته را تمرین کنیم:
◻️جملات را با تو شروع نکنیم! جملاتی که بدون فاعل آغاز می شود یا با من آغاز می شود راهی برای تمرکز بر خود ایده است، نه شخصی که می خواهیم با او مخالفت کنیم. جملاتی مانند «اینجوری به نظر می رسه که یا من اینجوری برداشت می کنم که ...» خیلی کمتر حساسیت برانگیزند به جای آنکه بگوییم «تو/شما گفتی که ...».
◻️مخالفت های خود را حتی الامکان (یعنی اگه شد) در جمع نگویید. بازخوردهای منفی در حضور جمع تقابل برانگیزند و افراد احساس می کنند که به جای آنکه ایده یا عملکرد آنان را نقد کنید، دارید ترور شخصیت می کنید. (رفرنس)
◻️به جای مخالفت صریح ابتدا ابراز تردید کنید: با طرح سوالات هوشمندانه در خصوص نظراتی که با آن ها مخالف هستید ابراز تردید کنید و سعی کنید به گونه ای این کار را انجام دهید که دیگران را به سمت تردید ببرید و سپس مخالفت خود را اعلام کنید. مثلا اینگونه آغاز کنید: در مورد این ایده یک سری چیزها هست که من نمی دونم و در موردش تردید دارم ....
◻️مسیر را به سمت راه حل جایگزین کج کنید: به جای اینکه مستقیم یک ایده را نقد کنید، بگویید که در کنار ایده شما، می توانیم ایده دیگری را نیز مطرح کنیم یا از منظر دیگری به آن نگاه کنیم. اینگونه مسیر بحث به جای تقابل به سمت تعامل می رود (رفرنس).
◻️دیگران را احمق تصور نکنید. مثلا کتابی وجود دارد به نام هنر کنار آمدن با احمقها! خب کسی که این کتاب را می خوانند، تصور می کنند که بالاخره هر کسی می تواند یک احمق بالقوه باشد و آنگاه خود به خود نگاهش به وی از بالا به پایین و غیرمحترمانه خواهد شد.
◻️جای فرار بگذارید. یک مشکل رایج این است که افراد ایده را مساوی خودشان می گیرند و اگر ایده نقد شد احساس می کنند که شخصیت شان، شعورشان، باهوشی شان و خبرگی شان زیر سوال رفته است. چه باید کرد؟ ایده تان را مساوی شخصیت تان نگیرید. همان ابتدا که ایده خود را مطرح میکنید برای خودتان جای فرار بگذارید. بگویید که این یک ایده ناقص است که فعلا به آن معتقد هستید و اصلا مطرح کرده اید که در معرض نقد و تکمیل قرار بگیرد. خودتان هم به این ایده نقدهایی دارید و در مورد آن تردیدهایی دارید به این ترتیب از این به بعد هر کسی شما را نقد کرد می توانید نقدها را بشنوید و سپس ایده خود را بهبود دهید و ایده کامل تر را ارایه کنید. شما همیشه راه فراری برای بازگشت از ایده و پس گرفتن ایده دارید. در ضمن چون گفته اید که خودتان هم در مورد ایده حرف ها و نقدهایی دارید، با زیرسوال رفتن ایده، زیر سوال نمی روید.
خلاصه آنکه اگر بیاموزیم چگونه مودبانه دیگران را نقد کنیم و چگونه محترمانه با دیگران مخالفت کنیم، آنگاه کار به تقابل و خصومت کشیده نمی شود. باید تمرین کنیم اول از همه، خودم! توسعه یعنی حل مسایل جمعی. حل مسایل کشور یا سازمان یا استان مدیون کسانی است که می توانند با هم محترمانه مخالفت کنند و به یک جمع بندی متفاوت از موضع اولیه شان برسند.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
ببخشید که عنوان این نوشته بی ادبانه است اما اگر جلو بروید متوجه می شوید که داستان چیست. امروز می خواهم راجع به چالشی بنویسم که خودم مبتلا به آن هستم. اول نوشته کوتاهی را با هم مرور کنیم که باعث شد به این مساله توجه کنم. در شبکه های اجتماعی کسی نوشته بود: توهین، فرصت تأمل و تعامل رو از آدمها میگیره. وقتی به کسی میگویید «بی ناموس! ۲+۲ میشود ۴» نمیگوید بله مطلب درستی است و حق با شماست! خواهد گفت: بیناموس پدرت است! (مدرسه علوم انسانی)
این جمله مرا به فکر فرو برد که حرف حق اگر با لحن نابحق گفته شود نتیجه عکس دارد. ما و از جمله خود من چقدر ناتوانیم که با هم محترمانه مخالفت کنیم، مودبانه نقد کنیم و با متانت تعامل کنیم. این مشکل فراگیر است، حتی در بین خبرگان و نخبگان ما. به یک نمونه واقعی توجه کنید: دو تن از اساتید دانشگاه این فرصت را پیدا کردند که با یکی از مدیران ارشد کشور گفتگویی اختصاصی و طولانی داشته باشند فرصتی که برای همه حتی نخبگان به این راحتی فراهم نمی شود، در همان ابتدای جلسه جمله ای که گفتند چنین بود: «شما حرف بی ربطی زدید». آن هم با لحنی بد و از بالا به پایین. هیچ اشکالی ندارد که شما یک مدیر ارشد کشور را شجاعانه و جسورانه نقد کنید این نشانه استقلال و آزادمنشی شماست اما اینکه نمی توانید آن را به شیوه ای موثر منتقل کنید نشانه چیز دیگری است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی:
بارها و بارها شنیده ایم که باید هنر گفتگو را بیاموزیم. اما می دانیم که گفتگو که همیشه گل و بلبل نیست. در بیشتر موارد، من یک باور دارم و شما باوری دیگر. چگونه با هم مخالفت کنیم و همدیگر را نقد کنیم که کار به جای باریک نکشد و تیتری که در بالا خواندیم را تجربه نکنیم؟ همه ما باید این مهارت را بیاموزیم: مهارت مخالفت محترمانه. برای شروع این ۶ نکته را تمرین کنیم:
◻️جملات را با تو شروع نکنیم! جملاتی که بدون فاعل آغاز می شود یا با من آغاز می شود راهی برای تمرکز بر خود ایده است، نه شخصی که می خواهیم با او مخالفت کنیم. جملاتی مانند «اینجوری به نظر می رسه که یا من اینجوری برداشت می کنم که ...» خیلی کمتر حساسیت برانگیزند به جای آنکه بگوییم «تو/شما گفتی که ...».
◻️مخالفت های خود را حتی الامکان (یعنی اگه شد) در جمع نگویید. بازخوردهای منفی در حضور جمع تقابل برانگیزند و افراد احساس می کنند که به جای آنکه ایده یا عملکرد آنان را نقد کنید، دارید ترور شخصیت می کنید. (رفرنس)
◻️به جای مخالفت صریح ابتدا ابراز تردید کنید: با طرح سوالات هوشمندانه در خصوص نظراتی که با آن ها مخالف هستید ابراز تردید کنید و سعی کنید به گونه ای این کار را انجام دهید که دیگران را به سمت تردید ببرید و سپس مخالفت خود را اعلام کنید. مثلا اینگونه آغاز کنید: در مورد این ایده یک سری چیزها هست که من نمی دونم و در موردش تردید دارم ....
◻️مسیر را به سمت راه حل جایگزین کج کنید: به جای اینکه مستقیم یک ایده را نقد کنید، بگویید که در کنار ایده شما، می توانیم ایده دیگری را نیز مطرح کنیم یا از منظر دیگری به آن نگاه کنیم. اینگونه مسیر بحث به جای تقابل به سمت تعامل می رود (رفرنس).
◻️دیگران را احمق تصور نکنید. مثلا کتابی وجود دارد به نام هنر کنار آمدن با احمقها! خب کسی که این کتاب را می خوانند، تصور می کنند که بالاخره هر کسی می تواند یک احمق بالقوه باشد و آنگاه خود به خود نگاهش به وی از بالا به پایین و غیرمحترمانه خواهد شد.
◻️جای فرار بگذارید. یک مشکل رایج این است که افراد ایده را مساوی خودشان می گیرند و اگر ایده نقد شد احساس می کنند که شخصیت شان، شعورشان، باهوشی شان و خبرگی شان زیر سوال رفته است. چه باید کرد؟ ایده تان را مساوی شخصیت تان نگیرید. همان ابتدا که ایده خود را مطرح میکنید برای خودتان جای فرار بگذارید. بگویید که این یک ایده ناقص است که فعلا به آن معتقد هستید و اصلا مطرح کرده اید که در معرض نقد و تکمیل قرار بگیرد. خودتان هم به این ایده نقدهایی دارید و در مورد آن تردیدهایی دارید به این ترتیب از این به بعد هر کسی شما را نقد کرد می توانید نقدها را بشنوید و سپس ایده خود را بهبود دهید و ایده کامل تر را ارایه کنید. شما همیشه راه فراری برای بازگشت از ایده و پس گرفتن ایده دارید. در ضمن چون گفته اید که خودتان هم در مورد ایده حرف ها و نقدهایی دارید، با زیرسوال رفتن ایده، زیر سوال نمی روید.
خلاصه آنکه اگر بیاموزیم چگونه مودبانه دیگران را نقد کنیم و چگونه محترمانه با دیگران مخالفت کنیم، آنگاه کار به تقابل و خصومت کشیده نمی شود. باید تمرین کنیم اول از همه، خودم! توسعه یعنی حل مسایل جمعی. حل مسایل کشور یا سازمان یا استان مدیون کسانی است که می توانند با هم محترمانه مخالفت کنند و به یک جمع بندی متفاوت از موضع اولیه شان برسند.
@Dr_Lashkarbolouki
❤1
✳️ بحث علّی موثرتر است یا توصیفی؟
✅ کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
بدون شک، بحث و استدلال یکی از روشهای متقاعدسازی است. بحث را میتوان به این دو دسته کلی تقسیم کرد:
■ بحث علّی که در آن به یک «چرا» پاسخ میدهیم و علت چیزی را مطرح میکنیم. مثلا وقتی میگوییم اسمیت فروشنده خوبی است چون توانسته میزان فروش شرکت را ۳۰ درصد افزایش بدهد، یک استدلال علّی را مطرح کردهایم.
■ بحث توصیفی که در آن وضعیتی را شرح میدهیم بدون این که به دلیل به وجود آمدن آن اشاره کنیم. مثلا وقتی میگوییم میزان فروش شرکت در شش ماه اخیر ۲۰ درصد کاهش یافته، یک بحث توصیفی را مطرح کردهایم.
■قدرت متقاعدسازی این دو نوع بحث با هم متفاوت است زیرا تحقیقات نشان میدهد که اثر استدلال و بحث علّی بسیار بیشتر از بحث توصیفی است.
■ دلیل این واقعیت آن است که مباحث توصیفی تاثیر چندانی در تغییر نظر افراد ندارند و طرف مقابل به راحتی میتواند مباحث توصیفی را نادیده بگیرد.
■ در حقیقت نباید تصور کنید چون در بحث توصیفی از آمار و ارقام استفاده میکنید، پس میتوانید نظرات، عقاید و تصمیمات طرف مقابل را تغییر بدهید.
■اما وقتی تلاش میکنید به «چرایی» یا «علت» یک موضوع بپردازید، شانستان برای تغییر نظر و تصمیم طرف مقابل افزایش مییابد.
■ محققان برای بررسی دقیقتر میزان اثرگذاری بحثهای علّی و بحثهای توصیفی، آزمایشی را انجام دادند و در آن ۶۷ آزمایششونده را به سه گروه تقسیم کردند:
■ به هر فرد گروه اول، یک کتابچه داده شد که در آن دلایل توضیح داده شده بود که چرا ایدز نمیتواند در اثر تماسهای معمولی، مثل دست دادن با فرد مبتلا به ایدز، منتقل شود (استدلال علّی).
■ به افراد گروه دوم نیز یک کتابچه دیگری داده شد که در آن آمارهای دقیقی آورده شده بود که ایدز از طریق تماسهای معمولی منتقل نمیشود (استدلال توصیفی).
■ به افراد گروه سوم هم کتابچهای داده شده بود که اطلاعات کتابچه گروه اول و دوم در کنار هم ارایه شده بود (ترکیب استدلال علّی و توصیفی).
🔺نتیجه این تحقیق بسیار جالب بود. برخلاف تصور اکثر ما، موثرترین روش برای تغییر عقاید افراد، استفاده صرف از استدلال علّی است. بعد از استدلال علّی، دومین روش موثر استفاده همزمان از استدلال علّی و توصیفی است. استفاده صرف از روش توصیفی هم تقریبا بیاثر است.
پس اگر میخواهید طرف مقابلتان را راحتتر متقاعد کنید، تواناییتان در بحث و استدلال علّی را افزایش بدهید و از ارایه آمار و ارقام بیفایده خودداری کنید./ راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
بدون شک، بحث و استدلال یکی از روشهای متقاعدسازی است. بحث را میتوان به این دو دسته کلی تقسیم کرد:
■ بحث علّی که در آن به یک «چرا» پاسخ میدهیم و علت چیزی را مطرح میکنیم. مثلا وقتی میگوییم اسمیت فروشنده خوبی است چون توانسته میزان فروش شرکت را ۳۰ درصد افزایش بدهد، یک استدلال علّی را مطرح کردهایم.
■ بحث توصیفی که در آن وضعیتی را شرح میدهیم بدون این که به دلیل به وجود آمدن آن اشاره کنیم. مثلا وقتی میگوییم میزان فروش شرکت در شش ماه اخیر ۲۰ درصد کاهش یافته، یک بحث توصیفی را مطرح کردهایم.
■قدرت متقاعدسازی این دو نوع بحث با هم متفاوت است زیرا تحقیقات نشان میدهد که اثر استدلال و بحث علّی بسیار بیشتر از بحث توصیفی است.
■ دلیل این واقعیت آن است که مباحث توصیفی تاثیر چندانی در تغییر نظر افراد ندارند و طرف مقابل به راحتی میتواند مباحث توصیفی را نادیده بگیرد.
■ در حقیقت نباید تصور کنید چون در بحث توصیفی از آمار و ارقام استفاده میکنید، پس میتوانید نظرات، عقاید و تصمیمات طرف مقابل را تغییر بدهید.
■اما وقتی تلاش میکنید به «چرایی» یا «علت» یک موضوع بپردازید، شانستان برای تغییر نظر و تصمیم طرف مقابل افزایش مییابد.
■ محققان برای بررسی دقیقتر میزان اثرگذاری بحثهای علّی و بحثهای توصیفی، آزمایشی را انجام دادند و در آن ۶۷ آزمایششونده را به سه گروه تقسیم کردند:
■ به هر فرد گروه اول، یک کتابچه داده شد که در آن دلایل توضیح داده شده بود که چرا ایدز نمیتواند در اثر تماسهای معمولی، مثل دست دادن با فرد مبتلا به ایدز، منتقل شود (استدلال علّی).
■ به افراد گروه دوم نیز یک کتابچه دیگری داده شد که در آن آمارهای دقیقی آورده شده بود که ایدز از طریق تماسهای معمولی منتقل نمیشود (استدلال توصیفی).
■ به افراد گروه سوم هم کتابچهای داده شده بود که اطلاعات کتابچه گروه اول و دوم در کنار هم ارایه شده بود (ترکیب استدلال علّی و توصیفی).
🔺نتیجه این تحقیق بسیار جالب بود. برخلاف تصور اکثر ما، موثرترین روش برای تغییر عقاید افراد، استفاده صرف از استدلال علّی است. بعد از استدلال علّی، دومین روش موثر استفاده همزمان از استدلال علّی و توصیفی است. استفاده صرف از روش توصیفی هم تقریبا بیاثر است.
پس اگر میخواهید طرف مقابلتان را راحتتر متقاعد کنید، تواناییتان در بحث و استدلال علّی را افزایش بدهید و از ارایه آمار و ارقام بیفایده خودداری کنید./ راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ چگونه با تکنیکی ساده نیروهایی خوب استخدام کنیم؟
✅ در پایان هر مصاحبه از متقاضی بپرس که آیا سوالی دارد یا خیر. سوالات یک متقاضی حتی بیشتر از پاسخهایش میتواند به تو اطلاعات بدهد، درباره برداشت او از شغل مربوطه، زاویه دید و اولویتهایش.
■ وقتی به سوالاتش پاسخ دادی، بگو: «اگر به این شغل علاقهمندید، از شما خواهشی دارم. از نظر شما که اشکالی ندارد؟»
■ آیا امکان دارد تا دو روز آینده، ایمیلی به من بفرستید و تمام آنچه در این مصاحبه شنیدهاید برایم بنویسید و بگویید که اگر این شغل به شما پیشنهاد شود، کار خود را چگونه شروع خواهید کرد؟ نیازی به تجزیه و تحلیل عمیق نیست. فقط برداشت خودتان را بنویسید، حداکثر در ۴۰۰ کلمه. مشکلی نیست؟!
■ اینکه از متقاضی بخواهی مجانی برایت کار کند یا مشق شب بنویسد به هیچ وجه منطقی نیست. اما ایرادی ندارد اگر از کسی که یک ساعت با تو صحبت کرده، بخواهی که گفتوگوهایتان را به خود یادآوری کند.
■ احتمالا با دیدن پاسخهای متقاضیان شوکه خواهی شد. بعضی از آنها ممکن است درخواست تو را به کلی فراموش کنند. بعضیها چون منظور تو را متوجه نشدهاند، یک نامه تشکر خشک و خالی میفرستند، به این شکل: «دیدار با شما در روز پنجشنبه و اطلاعاتی که درباره شغل مسوول هماهنگی بازاریابی به من دادید فوقالعاده بود. واقعا هیجانزده هستم و بیصبرانه در انتظار گفتوگوهای بیشتر با شما.» متاسفانه این متقاضی نتوانسته تکلیف خود را به درستی انجام دهد. تو از او خواستی که شنیدههایش را در جلسه مصاحبه بنویسد و بگوید که کارش را چگونه شروع خواهد کرد. اما او حتی کوچکترین تلاشی نکرده است.
■ اما بعضی از متقاضیان کار خود را خوب بلدند. آنها در طول مصاحبه با دقت به صحبتهای تو گوش میدهند و وقتی به خانه برگشتند، درباره گفتوگوهایتان فکر میکنند. این افراد معمولا به این شکل پاسخ میدهند:
■ در جلسه مصاحبه، شنیدم که شرکت شما به سرعت در حال رشد و توسعه است و گاهی اوقات، نمیتواند پاسخگوی تقاضای خردهفروشانی باشد که خواستار حمایت شما در زمینه بازاریابی هستند.
■ در مصاحبه شنیدم به دنبال کسی هستید که به تیم شما بپیوندد و از خردهفروشان و کارمندانی که مسوولیت اداره وبسایت و فروشگاه آنلاین را بر عهده دارند حمایت کند.
■ در این گفتوگوها شنیدم که در این شرکت، کارها با یک ریتم تند پیش میروند و کسی که این شغل را میپذیرد باید سرعت عمل داشته باشد، مستقلانه تصمیم بگیرد و دائما سوال بپرسد، چون به دلیل سرعت رشد این سازمان، کسی فرصت ندارد به نیروهای جدید آموزش دهد.
■ من کارم را اینگونه آغاز میکنم. یک دفترچه یادداشت برمیدارم و سوالات و مشکلاتی را که در روز اول برایم پیش میآید مینویسم. هر سوالی که داشتم یا از همکارانم میپرسم یا وقتی شما برای بازرسی میآیید، از شما کمک میخواهم. سعی میکنم در کمترین زمان ممکن خودم را به بقیه همکارانم برسانم.
■ یک سیستم ساده اما پر سرعت برای پاسخ به سوالات خردهفروشان و پیگیری مشکلات آنها طراحی میکنم تا مطمئن شوم به درخواستهایشان به بهترین نحو رسیدگی شده است (شاید با استفاده از ایمیلهای اتوماتیک).
■ در شروع کار پس از ۳۰ یا ۶۰ روز، سوالات خردهفروشان را تجزیه و تحلیل میکنم تا ببینم سوالات متداول آنها در رابطه با پشتیبانی و تبلیغات چیست. به این ترتیب بسیاری از مشکلات یکی پس از دیگری رفع خواهند شد، بدون اینکه کسی نیاز پیدا کند با ما تماس بگیرد.
دیدار با شما یک تجربه فوقالعاده بود. من واقعا هیجانزده هستم و مشتاق دیدار و گفتوگوهای بیشتر با شما.
■ حالا که این نامه را خواندی، چه چیزهایی درباره این متقاضی میدانی که قبلا دستگیرت نشده بود؟ تو میدانی که او توانایی گوش دادن و قابلیت فکر کردن دارد. او درک میکند که تو چه هدفی را دنبال میکنی. سایر متقاضیان هم توانایی کافی داشتند و هم فن بیان. اما او تنها کسی است که توانست مشکل تو را کشف کند و راه حل ارائه دهد. مهم نیست که راهحلهای او را میپسندی یا خیر. نباید از او انتظار داشته باشی که پس از یک مکالمه یک ساعته، یک راه حل بی عیب و نقص ارائه کند. مهم این است که او از ذهنش استفاده میکند. این تکنیک معجزه میکند.
■ یک روز با یک متقاضی برای جایگاه نایب رئیس بازاریابی مصاحبه کردم. وقتی از او خواستم برایم ایمیل بفرستد و شنیدههایش را بنویسد، او کمی رنجیده خاطر شد. اما از کار خودم پشیمان نیستم چون وقتی ایمیلش را دریافت کردم، با یک نامه تشکر بیمحتوا مواجه شدم که باعث شد او را از گزینهها حذف کنم. بعضی از افراد فقط در جلسه مصاحبه عملکرد خوبی دارند اما بعد از استخدام در برابر چالشها دست و پایشان را گم میکنند و نمیتوانند اقدامات لازم را انجام دهند. استخدام این افراد عواقب سنگینی دارد.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در پایان هر مصاحبه از متقاضی بپرس که آیا سوالی دارد یا خیر. سوالات یک متقاضی حتی بیشتر از پاسخهایش میتواند به تو اطلاعات بدهد، درباره برداشت او از شغل مربوطه، زاویه دید و اولویتهایش.
■ وقتی به سوالاتش پاسخ دادی، بگو: «اگر به این شغل علاقهمندید، از شما خواهشی دارم. از نظر شما که اشکالی ندارد؟»
■ آیا امکان دارد تا دو روز آینده، ایمیلی به من بفرستید و تمام آنچه در این مصاحبه شنیدهاید برایم بنویسید و بگویید که اگر این شغل به شما پیشنهاد شود، کار خود را چگونه شروع خواهید کرد؟ نیازی به تجزیه و تحلیل عمیق نیست. فقط برداشت خودتان را بنویسید، حداکثر در ۴۰۰ کلمه. مشکلی نیست؟!
■ اینکه از متقاضی بخواهی مجانی برایت کار کند یا مشق شب بنویسد به هیچ وجه منطقی نیست. اما ایرادی ندارد اگر از کسی که یک ساعت با تو صحبت کرده، بخواهی که گفتوگوهایتان را به خود یادآوری کند.
■ احتمالا با دیدن پاسخهای متقاضیان شوکه خواهی شد. بعضی از آنها ممکن است درخواست تو را به کلی فراموش کنند. بعضیها چون منظور تو را متوجه نشدهاند، یک نامه تشکر خشک و خالی میفرستند، به این شکل: «دیدار با شما در روز پنجشنبه و اطلاعاتی که درباره شغل مسوول هماهنگی بازاریابی به من دادید فوقالعاده بود. واقعا هیجانزده هستم و بیصبرانه در انتظار گفتوگوهای بیشتر با شما.» متاسفانه این متقاضی نتوانسته تکلیف خود را به درستی انجام دهد. تو از او خواستی که شنیدههایش را در جلسه مصاحبه بنویسد و بگوید که کارش را چگونه شروع خواهد کرد. اما او حتی کوچکترین تلاشی نکرده است.
■ اما بعضی از متقاضیان کار خود را خوب بلدند. آنها در طول مصاحبه با دقت به صحبتهای تو گوش میدهند و وقتی به خانه برگشتند، درباره گفتوگوهایتان فکر میکنند. این افراد معمولا به این شکل پاسخ میدهند:
■ در جلسه مصاحبه، شنیدم که شرکت شما به سرعت در حال رشد و توسعه است و گاهی اوقات، نمیتواند پاسخگوی تقاضای خردهفروشانی باشد که خواستار حمایت شما در زمینه بازاریابی هستند.
■ در مصاحبه شنیدم به دنبال کسی هستید که به تیم شما بپیوندد و از خردهفروشان و کارمندانی که مسوولیت اداره وبسایت و فروشگاه آنلاین را بر عهده دارند حمایت کند.
■ در این گفتوگوها شنیدم که در این شرکت، کارها با یک ریتم تند پیش میروند و کسی که این شغل را میپذیرد باید سرعت عمل داشته باشد، مستقلانه تصمیم بگیرد و دائما سوال بپرسد، چون به دلیل سرعت رشد این سازمان، کسی فرصت ندارد به نیروهای جدید آموزش دهد.
■ من کارم را اینگونه آغاز میکنم. یک دفترچه یادداشت برمیدارم و سوالات و مشکلاتی را که در روز اول برایم پیش میآید مینویسم. هر سوالی که داشتم یا از همکارانم میپرسم یا وقتی شما برای بازرسی میآیید، از شما کمک میخواهم. سعی میکنم در کمترین زمان ممکن خودم را به بقیه همکارانم برسانم.
■ یک سیستم ساده اما پر سرعت برای پاسخ به سوالات خردهفروشان و پیگیری مشکلات آنها طراحی میکنم تا مطمئن شوم به درخواستهایشان به بهترین نحو رسیدگی شده است (شاید با استفاده از ایمیلهای اتوماتیک).
■ در شروع کار پس از ۳۰ یا ۶۰ روز، سوالات خردهفروشان را تجزیه و تحلیل میکنم تا ببینم سوالات متداول آنها در رابطه با پشتیبانی و تبلیغات چیست. به این ترتیب بسیاری از مشکلات یکی پس از دیگری رفع خواهند شد، بدون اینکه کسی نیاز پیدا کند با ما تماس بگیرد.
دیدار با شما یک تجربه فوقالعاده بود. من واقعا هیجانزده هستم و مشتاق دیدار و گفتوگوهای بیشتر با شما.
■ حالا که این نامه را خواندی، چه چیزهایی درباره این متقاضی میدانی که قبلا دستگیرت نشده بود؟ تو میدانی که او توانایی گوش دادن و قابلیت فکر کردن دارد. او درک میکند که تو چه هدفی را دنبال میکنی. سایر متقاضیان هم توانایی کافی داشتند و هم فن بیان. اما او تنها کسی است که توانست مشکل تو را کشف کند و راه حل ارائه دهد. مهم نیست که راهحلهای او را میپسندی یا خیر. نباید از او انتظار داشته باشی که پس از یک مکالمه یک ساعته، یک راه حل بی عیب و نقص ارائه کند. مهم این است که او از ذهنش استفاده میکند. این تکنیک معجزه میکند.
■ یک روز با یک متقاضی برای جایگاه نایب رئیس بازاریابی مصاحبه کردم. وقتی از او خواستم برایم ایمیل بفرستد و شنیدههایش را بنویسد، او کمی رنجیده خاطر شد. اما از کار خودم پشیمان نیستم چون وقتی ایمیلش را دریافت کردم، با یک نامه تشکر بیمحتوا مواجه شدم که باعث شد او را از گزینهها حذف کنم. بعضی از افراد فقط در جلسه مصاحبه عملکرد خوبی دارند اما بعد از استخدام در برابر چالشها دست و پایشان را گم میکنند و نمیتوانند اقدامات لازم را انجام دهند. استخدام این افراد عواقب سنگینی دارد.
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ ظهور و تکامل باز بودن تجارت جهانی (1960-2023)
دهه 1970: باز بودن تجارت پس از فروپاشی سیستم برتون وودز در اوایل دهه 1970 شروع به افزایش کرد که به نرخ های ارز ثابت پایان داد. بحران نفت 1973-1974 منجر به افزایش قیمت کالاها شد و تجارت را به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی تقویت کرد.
دهه 1980: رکود اقتصادی اوایل دهه 1980 باعث کاهش موقتی در باز بودن تجارت شد، اما با افزایش قیمت کالاها و صنعتی شدن در بازارهای نوظهور، رشد دوباره از سر گرفته شد.
دهه 1990: باز بودن تجارت با پایان جنگ سرد (1991)، تأسیس نفتا (1994)، و ایجاد WTO (1995) به طور قابل توجهی گسترش یافت. این نقاط عطف، همراه با الحاق چین به WTO در سال 2001، کشورهای بیشتری را در تجارت جهانی ادغام کرد و باعث رشد پایدار شد.
دهه 2000: باز بودن تجارت در اواسط دهه 2000 به اوج خود رسید که ناشی از قیمت های بالای کالاها، پیشرفت های تکنولوژیکی و مشارکت در بازارهای نوظهور بود. با این حال، بحران مالی جهانی در سال 2008 منجر به کاهش شدید شد که منعکس کننده انقباض در فعالیت اقتصادی جهانی است.
دهه 2010 تا 2020: بهبود پس از بحران شاهد رشد تجاری نوسان بیشتری بود که تحت تأثیر حمایت گرایی و تغییر زنجیره تأمین بود. همهگیری کووید-19 در سال 2020 با تعطیل شدن اقتصادها باعث افت ناگهانی شد، اگرچه پس از کاهش محدودیتها، تجارت به سرعت بازگشت./قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
دهه 1970: باز بودن تجارت پس از فروپاشی سیستم برتون وودز در اوایل دهه 1970 شروع به افزایش کرد که به نرخ های ارز ثابت پایان داد. بحران نفت 1973-1974 منجر به افزایش قیمت کالاها شد و تجارت را به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی تقویت کرد.
دهه 1980: رکود اقتصادی اوایل دهه 1980 باعث کاهش موقتی در باز بودن تجارت شد، اما با افزایش قیمت کالاها و صنعتی شدن در بازارهای نوظهور، رشد دوباره از سر گرفته شد.
دهه 1990: باز بودن تجارت با پایان جنگ سرد (1991)، تأسیس نفتا (1994)، و ایجاد WTO (1995) به طور قابل توجهی گسترش یافت. این نقاط عطف، همراه با الحاق چین به WTO در سال 2001، کشورهای بیشتری را در تجارت جهانی ادغام کرد و باعث رشد پایدار شد.
دهه 2000: باز بودن تجارت در اواسط دهه 2000 به اوج خود رسید که ناشی از قیمت های بالای کالاها، پیشرفت های تکنولوژیکی و مشارکت در بازارهای نوظهور بود. با این حال، بحران مالی جهانی در سال 2008 منجر به کاهش شدید شد که منعکس کننده انقباض در فعالیت اقتصادی جهانی است.
دهه 2010 تا 2020: بهبود پس از بحران شاهد رشد تجاری نوسان بیشتری بود که تحت تأثیر حمایت گرایی و تغییر زنجیره تأمین بود. همهگیری کووید-19 در سال 2020 با تعطیل شدن اقتصادها باعث افت ناگهانی شد، اگرچه پس از کاهش محدودیتها، تجارت به سرعت بازگشت./قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ داستان رام کردن شیر و انتخاب مهمترین کار!
✅ بیشتر از یک قرن پیش، یک رامکننده شیر بهنام "کلاید بیتی" درس بسیار مهمی را آموخت که میتوان گفت امروزه تقریباً تمام جنبههای زندگی ما را تحتتأثیر قرار میدهد. او در نوجوانی خانه را برای ملحق شدن به گروه سیرک ترک کرد. در ابتدا وظیفه تمیز کردن قفسها را بر عهده داشت؛ اما به سرعت پیشرفت کرد و به یک هنرپیشه معروف سیرک تبدیل شد.
🔸علت شهرت بیتی نمایش دادن «جنگ بین حیوانات» در صحنه سیرک بود. او در این نمایشها حیوانات وحشی را رام میکرد. اما چشمگیرترین مهارتی که او را از سایر رامکنندهها متمایز میکرد، چیز دیگری بود. برخلاف اکثر رامکنندههای شیر که جان خود را روی صحنه سیرک و هنگام رام کردن شیرها از دست داده بودند، بیتی بیشتر از ۶۰ سال عمر کرد. در آخر، این بیماری سرطان بود که به زندگی او پایان داد؛ نه یک شیر.
🔸کلاید از اولین رامکنندههای شیر بود که یک صندلی را به صحنه نمایش سیرک آورد. وقتی رامکننده یک صندلی را جلوی صورت شیر میگیرد، شیر تلاش میکند تا حواس و تمرکز خود را بین هر ۴ پایه صندلی تقسیم کند. همین مسأله باعث میشود که دچار حواسپرتی شود و نداند که در ادامه باید چه کاری انجام دهد. وقتی شیر با انتخابهای زیادی روبهرو میشود، بهجای حمله کردن به شخصی که صندلی را در دست دارد، سر جای خود بیحرکت میماند.
◀️ چگونه بهتر تمرکز کنیم و از خیره شدن به صندلی دست برداریم؟
🔸هر زمانی که حواس شما با چهارپایه یک صندلی پرت شد، این جمله را بهخاطر بیاورید: تمام کاری که باید انجام دهیم این است که صرفاً به انجام یک کار متعهد شویم و بر روی آن تمرکز کنیم. در اغلب مواقع شروع کردن و تعهد به انجام کار تنها راههایی هستند که برای رسیدن به تمرکز بهتر به آنها نیاز دارید. بیشتر مردم مشکلی در تمرکز کردن ندارند؛ بلکه مشکل اصلی آنها در زمان تصمیمگیری است.
🔸بهعبارت دیگر برای پیشرفت در جنبههای مختلف زندگی نیازی به یادگیری روشهای تمرکز بهتر نیست؛ بلکه باید یاد بگیرید چگونه مهمترین کار را انتخاب کنید و متعهد به انجام آن باشید.
شما توانایی و مهارت تمرکز کردن را دارید. فقط لازم است آن را در یک جهت مشخص بهکار بگیرید. بهجای اینکه مانند شیر رفتار کنید و توجه خودتان را بین هر ۴ پایه یک صندلی تقسیم کنید، باید تصمیم بگیرید که توجه و تمرکز خود را به انجام یک کار معطوف کنید.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بیشتر از یک قرن پیش، یک رامکننده شیر بهنام "کلاید بیتی" درس بسیار مهمی را آموخت که میتوان گفت امروزه تقریباً تمام جنبههای زندگی ما را تحتتأثیر قرار میدهد. او در نوجوانی خانه را برای ملحق شدن به گروه سیرک ترک کرد. در ابتدا وظیفه تمیز کردن قفسها را بر عهده داشت؛ اما به سرعت پیشرفت کرد و به یک هنرپیشه معروف سیرک تبدیل شد.
🔸علت شهرت بیتی نمایش دادن «جنگ بین حیوانات» در صحنه سیرک بود. او در این نمایشها حیوانات وحشی را رام میکرد. اما چشمگیرترین مهارتی که او را از سایر رامکنندهها متمایز میکرد، چیز دیگری بود. برخلاف اکثر رامکنندههای شیر که جان خود را روی صحنه سیرک و هنگام رام کردن شیرها از دست داده بودند، بیتی بیشتر از ۶۰ سال عمر کرد. در آخر، این بیماری سرطان بود که به زندگی او پایان داد؛ نه یک شیر.
🔸کلاید از اولین رامکنندههای شیر بود که یک صندلی را به صحنه نمایش سیرک آورد. وقتی رامکننده یک صندلی را جلوی صورت شیر میگیرد، شیر تلاش میکند تا حواس و تمرکز خود را بین هر ۴ پایه صندلی تقسیم کند. همین مسأله باعث میشود که دچار حواسپرتی شود و نداند که در ادامه باید چه کاری انجام دهد. وقتی شیر با انتخابهای زیادی روبهرو میشود، بهجای حمله کردن به شخصی که صندلی را در دست دارد، سر جای خود بیحرکت میماند.
◀️ چگونه بهتر تمرکز کنیم و از خیره شدن به صندلی دست برداریم؟
🔸هر زمانی که حواس شما با چهارپایه یک صندلی پرت شد، این جمله را بهخاطر بیاورید: تمام کاری که باید انجام دهیم این است که صرفاً به انجام یک کار متعهد شویم و بر روی آن تمرکز کنیم. در اغلب مواقع شروع کردن و تعهد به انجام کار تنها راههایی هستند که برای رسیدن به تمرکز بهتر به آنها نیاز دارید. بیشتر مردم مشکلی در تمرکز کردن ندارند؛ بلکه مشکل اصلی آنها در زمان تصمیمگیری است.
🔸بهعبارت دیگر برای پیشرفت در جنبههای مختلف زندگی نیازی به یادگیری روشهای تمرکز بهتر نیست؛ بلکه باید یاد بگیرید چگونه مهمترین کار را انتخاب کنید و متعهد به انجام آن باشید.
شما توانایی و مهارت تمرکز کردن را دارید. فقط لازم است آن را در یک جهت مشخص بهکار بگیرید. بهجای اینکه مانند شیر رفتار کنید و توجه خودتان را بین هر ۴ پایه یک صندلی تقسیم کنید، باید تصمیم بگیرید که توجه و تمرکز خود را به انجام یک کار معطوف کنید.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ راهکار شکست فقر ساختاری در ایران
گزارشهای اخیر نشان میدهد که نرخ فقر در ایران در سال1402 با افزایش 4/0واحددرصدی نسبت به سال قبل به 1/30درصد رسیده است؛ به عبارت دیگر، حدود یکسوم از مردم ایران قادر به تامین نیازهای اساسی خود نیستند. بررسیها نشان میدهد که این نرخ در پنج سال اخیر تقریباً در محدوده 30درصد ثابت بوده و انتظار میرود این وضعیت در سال1403 نیز پایدار بماند.
هرچند این شرایط نتیجه شوکهای تورمی و رشد اقتصادی پایین چند سال گذشته است اما به طور کلی سیاستگذار اقتصادی طی چند دهه گذشته هیچگاه نتوانسته راهکار جامعی برای مسئله فقر پیدا کند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=178562
https://t.me/ExecutiveManagement
گزارشهای اخیر نشان میدهد که نرخ فقر در ایران در سال1402 با افزایش 4/0واحددرصدی نسبت به سال قبل به 1/30درصد رسیده است؛ به عبارت دیگر، حدود یکسوم از مردم ایران قادر به تامین نیازهای اساسی خود نیستند. بررسیها نشان میدهد که این نرخ در پنج سال اخیر تقریباً در محدوده 30درصد ثابت بوده و انتظار میرود این وضعیت در سال1403 نیز پایدار بماند.
هرچند این شرایط نتیجه شوکهای تورمی و رشد اقتصادی پایین چند سال گذشته است اما به طور کلی سیاستگذار اقتصادی طی چند دهه گذشته هیچگاه نتوانسته راهکار جامعی برای مسئله فقر پیدا کند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=178562
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️👆 مدل تیم سازی بلبین (Meredith Belbin)
✅ بلبین در دهه ۱۹۷۰ مدل نقش های تیمی خود را توسعه داد. این مدل طی تحقیقاتی در رابطه با بررسی رفتار اعضای تیم های مختلفی از سراسر جهان به وجود آمد.
اولین گام تحقیق تشخیص تیپ های شخصیتی و سبک کار ترجیحی هریک از شرکت کنندگان با انجام دادن تست شخصیت شناسی مربوط بود.
🔺یک مدل برای تیم سازی و تعیین نقش است که شما را قادر می سازد تا هنگام کار در یک تیم، رفتارهای ترجیحی سایر اعضا را راحت تر درک کنید. نکته مهم این است که در مدل بلبین درمورد رفتار اعضای تیم صحبت می کنیم، نه درباره شخصیت آنها؛ به عبارتی، این مدل به بررسی و دسته بندی نحوه رفتار، مشارکت و ارتباط افراد با سایر اعضای تیم اختصاص یافته است.
🔺 یک روش بسیار ساده برای فکرکردن درمورد مدل بلبین این است که بدانید هر کاری ۲ قسمت دارد؛ یک قسمت همانی است که کارکنان برای انجامدادن آن استخدام می شوند و بخش دیگر چگونگی انجام آن است که نقش تیمی بلبین روی قسمت دوم متمرکز شده است.
🔺 به عنوان عضوی از تیم، مدل بلبین به ما امکانی می دهد تا نقاط قوت خود را درک و نقاط ضعفمان را مدیریت کنیم؛ همچنین توانایی مشارکت در تیم را در ما ایجاد می کند؛ علاوه بر این، به عنوان فردی که تشکیل تیمی را بر عهده داریم، این مدل به ما کمک می کند تا تیم های متعادل تری را بسازیم.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بلبین در دهه ۱۹۷۰ مدل نقش های تیمی خود را توسعه داد. این مدل طی تحقیقاتی در رابطه با بررسی رفتار اعضای تیم های مختلفی از سراسر جهان به وجود آمد.
اولین گام تحقیق تشخیص تیپ های شخصیتی و سبک کار ترجیحی هریک از شرکت کنندگان با انجام دادن تست شخصیت شناسی مربوط بود.
🔺یک مدل برای تیم سازی و تعیین نقش است که شما را قادر می سازد تا هنگام کار در یک تیم، رفتارهای ترجیحی سایر اعضا را راحت تر درک کنید. نکته مهم این است که در مدل بلبین درمورد رفتار اعضای تیم صحبت می کنیم، نه درباره شخصیت آنها؛ به عبارتی، این مدل به بررسی و دسته بندی نحوه رفتار، مشارکت و ارتباط افراد با سایر اعضای تیم اختصاص یافته است.
🔺 یک روش بسیار ساده برای فکرکردن درمورد مدل بلبین این است که بدانید هر کاری ۲ قسمت دارد؛ یک قسمت همانی است که کارکنان برای انجامدادن آن استخدام می شوند و بخش دیگر چگونگی انجام آن است که نقش تیمی بلبین روی قسمت دوم متمرکز شده است.
🔺 به عنوان عضوی از تیم، مدل بلبین به ما امکانی می دهد تا نقاط قوت خود را درک و نقاط ضعفمان را مدیریت کنیم؛ همچنین توانایی مشارکت در تیم را در ما ایجاد می کند؛ علاوه بر این، به عنوان فردی که تشکیل تیمی را بر عهده داریم، این مدل به ما کمک می کند تا تیم های متعادل تری را بسازیم.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
... ما بیش از 1400 رهبر منابع انسانی را در بیش از 60 کشور و همه صنایع بزرگ مورد بررسی قرار دادیم تا روندها، اولویتها و چالشهای مورد انتظار در سال 2025 را شناسایی و ارزیابی کنیم.
✳️👆 پنج فاکتور تعلق شغلی بر مبنای الگوی MAGIC :
▪️معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.
▪️آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.
▪️رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.
▪️تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.
▪️ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را می سنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
اندیشکده علوم انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
▪️معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.
▪️آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.
▪️رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.
▪️تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.
▪️ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را می سنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
اندیشکده علوم انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تحریمها شکاف درآمد سرانه ایران با کشورهای همسایه را به شدت افزایش داده است.
✅ یافتههای یک گزارش نشان میدهد که درآمد سرانه اقتصاد ایران در مقایسه با همسایگان فاصله قابل توجهی یافته است.
🔹به عنوان مثال در حالیکه در سال 2011 میلادی درآمد سرانه ایران و ترکیه با هم برابر بوده، در سال ۲۰۲۲، درآمد سرانه ترکیه تقریبا دو برابر درآمد سرانه ایران بوده است.
🔹کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز فاصله قابل توجهی با اقتصاد ایران گرفتهاند. به طوری که با رشد اقتصادی 5.5 درصدی پایدار، حدود ۳۳ سال طول خواهد کشید تا درآمد سرانه ایران به سطح کنونی درآمد سرانه قطر برسد.
🔹بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که عوامل متعددی بر جا ماندگی اقتصاد ایران از همسایگان اثر داشته است؛ اما به نظر میرسد مهمترین دلیل این عقبماندگی، اعمال تحریمهای اقتصادی و تشدید آن در سالهای اخیر است.
⚠️مطابق محاسبات اگر رشد اقتصادی کشور با نرخ متوسط ۵.۵ درصد سالانه ادامه یابد، پنج سال زمان خواهد برد تا سطح درآمد سرانه به مقدار سال ۱۳۹۰ برسد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ یافتههای یک گزارش نشان میدهد که درآمد سرانه اقتصاد ایران در مقایسه با همسایگان فاصله قابل توجهی یافته است.
🔹به عنوان مثال در حالیکه در سال 2011 میلادی درآمد سرانه ایران و ترکیه با هم برابر بوده، در سال ۲۰۲۲، درآمد سرانه ترکیه تقریبا دو برابر درآمد سرانه ایران بوده است.
🔹کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز فاصله قابل توجهی با اقتصاد ایران گرفتهاند. به طوری که با رشد اقتصادی 5.5 درصدی پایدار، حدود ۳۳ سال طول خواهد کشید تا درآمد سرانه ایران به سطح کنونی درآمد سرانه قطر برسد.
🔹بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که عوامل متعددی بر جا ماندگی اقتصاد ایران از همسایگان اثر داشته است؛ اما به نظر میرسد مهمترین دلیل این عقبماندگی، اعمال تحریمهای اقتصادی و تشدید آن در سالهای اخیر است.
⚠️مطابق محاسبات اگر رشد اقتصادی کشور با نرخ متوسط ۵.۵ درصد سالانه ادامه یابد، پنج سال زمان خواهد برد تا سطح درآمد سرانه به مقدار سال ۱۳۹۰ برسد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from تغییر و تحول سازمانی
💢 متقلبان خُرد یا متقلبان کلان؟ کدام مخرب ترند!؟
✍ امیرعباس زینت بخش
■دَن آریلی؛ دانشمند اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک، در ابتدای سال ۲۰۰۲ یک آزمون برگزار کرد به نام "آزمایش های ماتریسی" که در آن بیش از ۴۰،۰۰۰ نفر شرکت کردند. به شرکتکنندگان ۲۰ سوال ریاضی داده شد. هر کدام از سوال ها؛ ماتریسی از اعداد بود که افراد باید اعدادی که جمع آنها مساوی ۱۰ میشد را انتخاب و دور آنها خط میکشیدند.
□مسلما این یک عملیات ساده ای بود که همه افراد میتوانستند به همه سوالات پاسخ دهند، اما به آنها فرصت کافی داده نشده بود! قرار به این ترتیب بود که شرکت کنندگان بعد از ۵ دقیقه مداد خود را زمین گذاشته، تعداد پاسخ های صحیح خود را شمرده و روی کاغذ دیگری بنویسند (اظهار کنند) و سپس برگهی آزمون خود را در دستگاه کاغذ خردکن قرار دهند و به ازای هر پاسخ صحیح (اظهار شده)، یک دلار دریافت کنند. چیزی که آنها نمیدانستند این بود که دستگاه بعد از گرفتن کاغذ، آنها را به طور کامل خرد نمیکند و قسمت اصلی کاغذ سالم باقی میماند!
●نتایج آزمون:
• On average, people solved four problems but reported solving six.
• Nearly 70% cheated.
• Only 20 out of the 40,000 were “big cheaters”, people who claimed to have solved all 20 problems. They cost the experiment $400.
• We also found more than 28,000 “little cheaters” who cost the experiment $50,000!
○افرادی که به طور متوسط به ۴ سوال پاسخ صحیح داده بودند، ۶ سوال صحیح را گزارش (اظهار) کرده بودند.
▪︎حدود ۷۰% افراد تقلب کردند.
▪︎از میان ۴۰،۰۰۰شرکتکننده، ۲۰ تقلبکار بزرگ وجود داشت که گفته بودند به تمام ۲۰ سوال پاسخ درست دادهاند و در واقع ۴۰۰ دلار تقلب کردند.
▪︎۲۸،۰۰۰تقلبکار کوچک وجود داشت که ۵۰،۰۰۰ دلار دزدی کردند!
■به نظر می رسد این آزمایش، انعکاس تقریبا درستی از دنیای واقعی ماست؛ همانگونه که دکتر آریلی نتیجه می گیرد: متقلبان بزرگ؛ تعدادشان کم و اثر تخریبی آنها روی یک اقتصاد؛ کم و در نقطه مقابل؛ متقلبان کوچک، تعدادشان زیاد و اثر تخریبی آنها روی اقتصاد وحشتناک زیاد است!
□"در همین رابطه؛ فیلم مستند
(Dis)Honesty: The Truth About Lies
کاری از خانم یِل مِلامند است که با الهام از اندیشه های دَن آریلی؛ در صدد کشف حقایق پیچیده و مخفی پشت دروغ ها می باشد."
●در تایید یافته دکتر آریلی؛ دارِن هاردی؛ نویسنده سرشناس در زمینه های موفقیت و کار آفرینی کتابی دارد به نام "اثر مرکب" که لُب پیام کتاب این است: به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
○مثال خواندنی اثر مرکب را در سکه جادویی می توانیم مشاهده کنیم. اگر بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا ۱ سکه ۱ سنتی که در ۳۱ روز آینده هر روز ارزشش دو برابر شود، حق انتخاب بگذاریم، فکر می کنم اکثر مردم همان ۳ میلیون دلار نقد را انتخاب کنند! اما در واقع پیشنهاد دوم بهتر است. در روز پنجم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم تنها ۱۶ سنت! در روز بیستم انتخاب اول همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم ۵۲۳۴ دلار! اما جادوی اثر مرکب آنجاست که در روز سی و یکم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار مانده است و انتخاب دوم ۱۰٫۷۳۴٫۱۸۰ دلار می شود یعنی بیش از سه برابر انتخاب اول!
این است جادوی "اثر مرکب"! گرچه مسیر دوم زمان بر تر است و پایداری می خواهد اما نتیجه اش به ثروت و موفقیت بیشتری منتهی می شود!
■به نظر می رسد دروغ ها، تقلب ها، اختلاس ها و دزدی های خُرد و ناچیز هم از همین اصل"اثر مرکب" پیروی کرده که اثر تخریبی آنها به مراتب شدید تر از دروغ ها، تقلب ها و اختلاس ها و دزدی های کلان و بزرگ می شود!
@transformation_m
✍ امیرعباس زینت بخش
■دَن آریلی؛ دانشمند اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک، در ابتدای سال ۲۰۰۲ یک آزمون برگزار کرد به نام "آزمایش های ماتریسی" که در آن بیش از ۴۰،۰۰۰ نفر شرکت کردند. به شرکتکنندگان ۲۰ سوال ریاضی داده شد. هر کدام از سوال ها؛ ماتریسی از اعداد بود که افراد باید اعدادی که جمع آنها مساوی ۱۰ میشد را انتخاب و دور آنها خط میکشیدند.
□مسلما این یک عملیات ساده ای بود که همه افراد میتوانستند به همه سوالات پاسخ دهند، اما به آنها فرصت کافی داده نشده بود! قرار به این ترتیب بود که شرکت کنندگان بعد از ۵ دقیقه مداد خود را زمین گذاشته، تعداد پاسخ های صحیح خود را شمرده و روی کاغذ دیگری بنویسند (اظهار کنند) و سپس برگهی آزمون خود را در دستگاه کاغذ خردکن قرار دهند و به ازای هر پاسخ صحیح (اظهار شده)، یک دلار دریافت کنند. چیزی که آنها نمیدانستند این بود که دستگاه بعد از گرفتن کاغذ، آنها را به طور کامل خرد نمیکند و قسمت اصلی کاغذ سالم باقی میماند!
●نتایج آزمون:
• On average, people solved four problems but reported solving six.
• Nearly 70% cheated.
• Only 20 out of the 40,000 were “big cheaters”, people who claimed to have solved all 20 problems. They cost the experiment $400.
• We also found more than 28,000 “little cheaters” who cost the experiment $50,000!
○افرادی که به طور متوسط به ۴ سوال پاسخ صحیح داده بودند، ۶ سوال صحیح را گزارش (اظهار) کرده بودند.
▪︎حدود ۷۰% افراد تقلب کردند.
▪︎از میان ۴۰،۰۰۰شرکتکننده، ۲۰ تقلبکار بزرگ وجود داشت که گفته بودند به تمام ۲۰ سوال پاسخ درست دادهاند و در واقع ۴۰۰ دلار تقلب کردند.
▪︎۲۸،۰۰۰تقلبکار کوچک وجود داشت که ۵۰،۰۰۰ دلار دزدی کردند!
■به نظر می رسد این آزمایش، انعکاس تقریبا درستی از دنیای واقعی ماست؛ همانگونه که دکتر آریلی نتیجه می گیرد: متقلبان بزرگ؛ تعدادشان کم و اثر تخریبی آنها روی یک اقتصاد؛ کم و در نقطه مقابل؛ متقلبان کوچک، تعدادشان زیاد و اثر تخریبی آنها روی اقتصاد وحشتناک زیاد است!
□"در همین رابطه؛ فیلم مستند
(Dis)Honesty: The Truth About Lies
کاری از خانم یِل مِلامند است که با الهام از اندیشه های دَن آریلی؛ در صدد کشف حقایق پیچیده و مخفی پشت دروغ ها می باشد."
●در تایید یافته دکتر آریلی؛ دارِن هاردی؛ نویسنده سرشناس در زمینه های موفقیت و کار آفرینی کتابی دارد به نام "اثر مرکب" که لُب پیام کتاب این است: به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
○مثال خواندنی اثر مرکب را در سکه جادویی می توانیم مشاهده کنیم. اگر بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا ۱ سکه ۱ سنتی که در ۳۱ روز آینده هر روز ارزشش دو برابر شود، حق انتخاب بگذاریم، فکر می کنم اکثر مردم همان ۳ میلیون دلار نقد را انتخاب کنند! اما در واقع پیشنهاد دوم بهتر است. در روز پنجم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم تنها ۱۶ سنت! در روز بیستم انتخاب اول همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم ۵۲۳۴ دلار! اما جادوی اثر مرکب آنجاست که در روز سی و یکم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار مانده است و انتخاب دوم ۱۰٫۷۳۴٫۱۸۰ دلار می شود یعنی بیش از سه برابر انتخاب اول!
این است جادوی "اثر مرکب"! گرچه مسیر دوم زمان بر تر است و پایداری می خواهد اما نتیجه اش به ثروت و موفقیت بیشتری منتهی می شود!
■به نظر می رسد دروغ ها، تقلب ها، اختلاس ها و دزدی های خُرد و ناچیز هم از همین اصل"اثر مرکب" پیروی کرده که اثر تخریبی آنها به مراتب شدید تر از دروغ ها، تقلب ها و اختلاس ها و دزدی های کلان و بزرگ می شود!
@transformation_m
👍1