✳️ نسل دهه شصت، نسل بازندگان اقتصادی مسکن، ازدواج و اشتغال مهمترین دغدغههایی است که متولدین سالهای جنگ هنوز با آن دست به گریبانندبه ویژه بحران اجارهبها و بحران تهیه مسکن برای اغلب نسلی که در اوایل میان سالی در پی تشکیل خانواده است یا خانواری نوپاست تبدیل به مهمترین دغدغه شده است از۱۷میلیون دهه شصتی تقریباً پنج میلیون نفر از آنان هنوز ازدواج نکردهاند و تعدادی دیگر نیز تجرد قطعی همراه با دوران میانسالی و سالمندی را تجربه خواهند کرد.چند سوال را میتوان در این خصوص مطرح کردآیا بحرانهای پیش گفته تنها مختص این نسل است یا نسل قبل نیز با آن دست به گریبانندآیا ریشه این مشکل در پیوستن دیرهنگام این نسل به بازار کار بود و به عبارتی حلقه اول بحران اشتغال است یا خیرراه برون رفت از این بحرانها برای این نسل چیست آیا آموزش و کار کردن بیشتر راه حل پیش روست و سوال آخر اینکه بحرانهای یاد شده مختص ایران است یا بحرانی جهانی است نسل دهه شصت یا در ابعاد جهانی نسل هزارهها به نسلی گفته میشود که بین سالهای80 تا94 متولد شدهانداین نسل با جمعیتی 1.8میلیاردی بالغ بر23درصد از جمعیت دنیا را به خود اختصاص داده است که1.1میلیارد نفر از این جمعیت ساکن آسیا است این نسل زمانی وارد بازار کار شد که اقتصاد دنیا با چالشهای بزرگی دست به گریبان بود رکود بزرگ2008همراه با بدهیهای سنگین دانشجویی و افزایش قیمت مسکن این چالشها باعث شد که این نسل نتواند به اندازه نسلهای قبلی ثروت انباشته کنداما این نسل چه تفاوتی با دو نسل قبلی یعنی نسلX متولدین بین65-80 و نسلBaby Boomersمتولدین 46-65دارند، مطالعهای که در این خصوص در ایالات متحده انجام شده است نشان میدهد1نسل هزاره احتمال بیشتری برای داشتن تحصیلات دانشگاهی نسبت به نسلهای قبلی دارد. با این حال، این امر به درآمد بالاتر برای نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن منجر نشده است.
2با وجود سطوح بالاتر تحصیلات درآمد خانوارهای نسل هزاره مشابه و یا کمتر از نسلهای قبلی در همان سن است3نسل هزاره به طور قابل توجهی ارزش خالص دارایی کمتری در مقایسه با دو نسل قبل در همان سن دارد4درصد کمتری از نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن صاحب خانه هستند و چشمانداز بازنشستگی ثابت مانده و یا بدتر شده است5احتمال بیشتری وجود دارد که نسل هزاره بدهی وام دانشجوییای داشته باشند که از درآمد سالانه آنها بیشتر است که این مسئله بار مالی قابل توجهی را ایجاد میکندبدین ترتیب در طول 40 سال گذشته تعداد کمتری از نسل هزاره آمریکایی بیشتر از والدینشان در همان سن درآمد داشتهاند وعوامل از پیش تعیین شده مانند درآمد والدین، نژاد و جغرافیا نقش کلیدی در تعیین درآمدهای آینده دارندمطالعه بانک جهانی در رابطه با تحرک اقتصادی بین نسلی نیز که به تفاوت شرایط اقتصادی نسلها با والدینشان میپردازد دو مفهوم را مورد بررسی قرار داده است
•تحرک مطلق بالا به پایین:درآمد و رفاه افراد چقدر بهتر از والدینشان هستند.
•تحرک نسبی بین نسلی:نشان میدهد که تا چه حد وضعیت اقتصادی فرد مستقل از وضعیت والدینش است یافتههای این گزارش نشان میدهد: 1اقتصادهای با درآمد بالا به طور کلی تحرک مطلق و نسبی آموزشی بالاتری نسبت به اقتصادهای در حال توسعه نشان میدهند2تحرک از نیمه پایین نردبان آموزشی به بالای آن در اقتصادهای در حال توسعه در طول زمان کاهش یافته، در حالی که ماندگاری در پایین افزایش یافته است3تفاوتهای منطقهای قابل توجهی وجود دارد: به عنوان مثال، تحرک آموزشی در جنوب صحرای آفریقا بسیار کمتر از شرق آسیا و اقیانوسیه است.این گزارش نشان میدهد حتی در کشورهای توسعه یافته نیز نسل هزاره در مقابل نسل ایکس و نسل بیبی بومرها نتوانستهاند وضعیت اقتصادی بهتری را کسب نمایند به عبارتی نسل بعد جنگ جهانی دوم با توجه به شرایط اقتصادی بعد از جنگ که توأم با رشد و همچنین یارانههای گسترده دولتی بوده است توانستهاند بیشترین داراییها به ویژه در حوزه املاک و مستغلات را به خود اختصاص دهند از سویی نسل ایکس نیز بیش از نسل هزاره از این فرصتها بهرهمند شدهانداز سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنیZبهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است.از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل داردالبته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشدپاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است
2با وجود سطوح بالاتر تحصیلات درآمد خانوارهای نسل هزاره مشابه و یا کمتر از نسلهای قبلی در همان سن است3نسل هزاره به طور قابل توجهی ارزش خالص دارایی کمتری در مقایسه با دو نسل قبل در همان سن دارد4درصد کمتری از نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن صاحب خانه هستند و چشمانداز بازنشستگی ثابت مانده و یا بدتر شده است5احتمال بیشتری وجود دارد که نسل هزاره بدهی وام دانشجوییای داشته باشند که از درآمد سالانه آنها بیشتر است که این مسئله بار مالی قابل توجهی را ایجاد میکندبدین ترتیب در طول 40 سال گذشته تعداد کمتری از نسل هزاره آمریکایی بیشتر از والدینشان در همان سن درآمد داشتهاند وعوامل از پیش تعیین شده مانند درآمد والدین، نژاد و جغرافیا نقش کلیدی در تعیین درآمدهای آینده دارندمطالعه بانک جهانی در رابطه با تحرک اقتصادی بین نسلی نیز که به تفاوت شرایط اقتصادی نسلها با والدینشان میپردازد دو مفهوم را مورد بررسی قرار داده است
•تحرک مطلق بالا به پایین:درآمد و رفاه افراد چقدر بهتر از والدینشان هستند.
•تحرک نسبی بین نسلی:نشان میدهد که تا چه حد وضعیت اقتصادی فرد مستقل از وضعیت والدینش است یافتههای این گزارش نشان میدهد: 1اقتصادهای با درآمد بالا به طور کلی تحرک مطلق و نسبی آموزشی بالاتری نسبت به اقتصادهای در حال توسعه نشان میدهند2تحرک از نیمه پایین نردبان آموزشی به بالای آن در اقتصادهای در حال توسعه در طول زمان کاهش یافته، در حالی که ماندگاری در پایین افزایش یافته است3تفاوتهای منطقهای قابل توجهی وجود دارد: به عنوان مثال، تحرک آموزشی در جنوب صحرای آفریقا بسیار کمتر از شرق آسیا و اقیانوسیه است.این گزارش نشان میدهد حتی در کشورهای توسعه یافته نیز نسل هزاره در مقابل نسل ایکس و نسل بیبی بومرها نتوانستهاند وضعیت اقتصادی بهتری را کسب نمایند به عبارتی نسل بعد جنگ جهانی دوم با توجه به شرایط اقتصادی بعد از جنگ که توأم با رشد و همچنین یارانههای گسترده دولتی بوده است توانستهاند بیشترین داراییها به ویژه در حوزه املاک و مستغلات را به خود اختصاص دهند از سویی نسل ایکس نیز بیش از نسل هزاره از این فرصتها بهرهمند شدهانداز سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنیZبهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است.از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل داردالبته به نظر نمیرسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشدپاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است
www.gao.gov
Millennial Generation: Information on the Economic Status of Millennial Households Compared to Previous Generations
Improving economic status through hard work, education, and investment has been the “American Dream” for generations. But is it out of reach for...
هرم مازلو برای رهبران
فما
فما
✳️ دارایی های جهان به لحاظ ارزش بازار
✅ بررسی دارایی های برتر جهان به لحاظ ارزش بازار ، نشان دهنده نقش پررنگ دانش و تکنولوژی در ایجاد ثروت است.
ده دارایی اول عبارتند از:
(ارقام به تریلیون دلار)
۱-طلا ۱۸
۲-اپل ۳.۷
۳-انویدیا ۳.۴
۴-ماکروسافت ۳.۳
۵-آمازون ۲.۴
۶-آلفابت(گوگل) ۲.۳
۷-بیتکوین ۱.۹
۸-آرامکو ۱.۸
۹-نقره ۱.۷
۱۰-متا(فیسبوک) ۱.۵
شرکت اکسون موبیل فعال در صنعت نفت به رده ۲۴ تنزل کرده است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بررسی دارایی های برتر جهان به لحاظ ارزش بازار ، نشان دهنده نقش پررنگ دانش و تکنولوژی در ایجاد ثروت است.
ده دارایی اول عبارتند از:
(ارقام به تریلیون دلار)
۱-طلا ۱۸
۲-اپل ۳.۷
۳-انویدیا ۳.۴
۴-ماکروسافت ۳.۳
۵-آمازون ۲.۴
۶-آلفابت(گوگل) ۲.۳
۷-بیتکوین ۱.۹
۸-آرامکو ۱.۸
۹-نقره ۱.۷
۱۰-متا(فیسبوک) ۱.۵
شرکت اکسون موبیل فعال در صنعت نفت به رده ۲۴ تنزل کرده است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چطور از شکستها، پلههایی برای پیروزی بسازیم؟
✅ شکست در دنیای کسبوکار اجتنابناپذیر است، اما آنچه اهمیت دارد، توانایی شما در تبدیل شکست به درسهای ارزشمند است. بسیاری از رهبران موفق جهان، بارها شکست خوردهاند، اما راز پیشرفت آنها در چگونگی برخورد با این شکستها نهفته است.
🔺 چطور از شکستها درس بسازیم؟
1️⃣ پذیرش واقعیت:
به جای سرزنش خود یا دیگران، شکست را بهعنوان بخشی طبیعی از مسیر رشد بپذیرید. پذیرش، اولین گام به سوی تحلیل و یادگیری است.
2️⃣ تحلیل عمیق شکست:
چه چیزی اشتباه شد؟ آیا ضعف در برنامهریزی بود؟ کمبود اطلاعات؟ یا ریسکهای پیشبینینشده؟ با بررسی دقیق، ریشه مشکلات را شناسایی کنید.
3️⃣ ذهنیت رشد را تقویت کنید:
به جای نگاه منفی به شکست، آن را فرصتی برای یادگیری بدانید. ذهنیت رشد به شما کمک میکند به آینده با اعتماد بیشتری نگاه کنید.
4️⃣ ایجاد راهکارهای عملی:
برای جلوگیری از تکرار اشتباه، راهکارهای مشخص تدوین کنید. آیا به تغییر فرآیندها نیاز دارید؟ آیا تیم یا منابع شما باید تقویت شوند؟
5️⃣ بازسازی اعتماد به نفس:
شکست میتواند موقتی اعتماد به نفس شما را کاهش دهد. با تمرکز بر دستاوردهای گذشته و برنامهریزی برای آینده، دوباره روحیه خود را بازسازی کنید.
6️⃣ تیم را درگیر کنید:
شکستهای تیمی را به فرصتی برای همفکری تبدیل کنید. اجازه دهید تیم شما هم از این تجربه یاد بگیرد و در فرآیند حل مسئله مشارکت داشته باشد.
7️⃣ روی آینده تمرکز کنید:
شکست، پایان راه نیست. به جای غرق شدن در گذشته، روی اهداف و فرصتهای پیش رو تمرکز کنید.
📌 یادآوری مهم:
شکست به معنای ناکامی نیست، بلکه تجربهای است که شما را به موفقیت نزدیکتر میکند. هر شکستی یک قدم به جلو است، اگر از آن چیزی بیاموزید.
🚀 کسبوکار شما زمانی به اوج میرسد که از زمین خوردنها بهعنوان سکوی پرتاب استفاده کنید!
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شکست در دنیای کسبوکار اجتنابناپذیر است، اما آنچه اهمیت دارد، توانایی شما در تبدیل شکست به درسهای ارزشمند است. بسیاری از رهبران موفق جهان، بارها شکست خوردهاند، اما راز پیشرفت آنها در چگونگی برخورد با این شکستها نهفته است.
🔺 چطور از شکستها درس بسازیم؟
1️⃣ پذیرش واقعیت:
به جای سرزنش خود یا دیگران، شکست را بهعنوان بخشی طبیعی از مسیر رشد بپذیرید. پذیرش، اولین گام به سوی تحلیل و یادگیری است.
2️⃣ تحلیل عمیق شکست:
چه چیزی اشتباه شد؟ آیا ضعف در برنامهریزی بود؟ کمبود اطلاعات؟ یا ریسکهای پیشبینینشده؟ با بررسی دقیق، ریشه مشکلات را شناسایی کنید.
3️⃣ ذهنیت رشد را تقویت کنید:
به جای نگاه منفی به شکست، آن را فرصتی برای یادگیری بدانید. ذهنیت رشد به شما کمک میکند به آینده با اعتماد بیشتری نگاه کنید.
4️⃣ ایجاد راهکارهای عملی:
برای جلوگیری از تکرار اشتباه، راهکارهای مشخص تدوین کنید. آیا به تغییر فرآیندها نیاز دارید؟ آیا تیم یا منابع شما باید تقویت شوند؟
5️⃣ بازسازی اعتماد به نفس:
شکست میتواند موقتی اعتماد به نفس شما را کاهش دهد. با تمرکز بر دستاوردهای گذشته و برنامهریزی برای آینده، دوباره روحیه خود را بازسازی کنید.
6️⃣ تیم را درگیر کنید:
شکستهای تیمی را به فرصتی برای همفکری تبدیل کنید. اجازه دهید تیم شما هم از این تجربه یاد بگیرد و در فرآیند حل مسئله مشارکت داشته باشد.
7️⃣ روی آینده تمرکز کنید:
شکست، پایان راه نیست. به جای غرق شدن در گذشته، روی اهداف و فرصتهای پیش رو تمرکز کنید.
📌 یادآوری مهم:
شکست به معنای ناکامی نیست، بلکه تجربهای است که شما را به موفقیت نزدیکتر میکند. هر شکستی یک قدم به جلو است، اگر از آن چیزی بیاموزید.
🚀 کسبوکار شما زمانی به اوج میرسد که از زمین خوردنها بهعنوان سکوی پرتاب استفاده کنید!
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ امنیت اقتصادی یا اقتصاد امنیتی
✍️غلامرضا نورآبادی
✅ قصد این مقاله صرفا توصیه هایی محلی و نه بررسی علمی دلایل عقب افتادگی توسعه استان است.
اینکه به اقتصاد و سرمایه به شکل آب بنگریم یا صخره ،نگرش ما را به اقتصاد شکل میدهد که هر کدام ذی نفعان خاص خودشان را دارند.
🔺در دیدگاه گروه اول سرمایه مانند آب است که بهر طریق ممکن با پیچ و خم فراوان در دشت و صحرا جاری میشود تا به دریا بریزد .هرجا بتواند خاکی را فرسایش و اگر نتواند با کج کردن مسیر راهش را می یابد .در جوار آن کشاورزی و صنایع شکل میگیرد و رونق اقتصادی و ثروت برای ساکنان تولید میکند.ذی نفعان معتقد به امنیت اقتصادی از دست درازی به حریم رود و انحراف غیر طبیعی آن خودداری و هرجا لازم باشد مسیر را لایروبی میکنند .
🔺گروه دوم که اقتصاد و سرمایه را بشکل صخره می بینند تلاش میکنند با تصاحب صخره اگر معادنی دارد استخراج و هر روز با ایجاد زخمی بر آن ،تحلیل و فرسایشش را به بهای منفعت شخصی تسریع کنند و یا اگر در دل دشتی مسطح باشند قطعا بفکر ساخت صخره می افتند و هرچه صخره صعب العبور تر بهتر.اینکه این صخره معدن داشته باشد یا نداشته باشد هم مهم نیست ،مهم تبعیت و وابستگی مردم آن سامان ! و خالی کردن جیب شان است . بجای دور زدن صخره ،سعی در تصویب قانون و آیین نامه و پیدا کردن روابط رانتی که بهر صورت ممکن از دل صخره منفعت کسب کنند و دشت ها، لم یزرع باقی بماند.
متفکرین و سرمایه گذاران گروه اول اگر برق نباشد ،ژنراتور و اگر گازوئیل نباشد با تغییر در نوع سرمایه گذاری راه خود را می یابند ولی گروه دوم چون صخره ثابت قدم هستند و چون زور دارند یا برق تهیه میکنند و یا مملکت را به تاراج میدهند تا به گنج برسند . این نگرش بعبارتی همان اقتصاد دستوری را با دیدگاه امنیتی ترویج میکند.
برقراری امنیت اقتصادی با تصویب قوانین کارشناسی شده توسط متخصصان متعهد و مهمتر نظارت نهادهای بازرسی و امنیتی که حکم لایروبی مسیر از گل و لای(پاکسازی افراد نالایق ، نوچه و نوچه پرور و...) دارند امکانپذیر میگردد.
برقراری اقتصاد امنیتی گروه دوم با اعمال نفوذ و گماشتن افراد غیر متخصص و متعهد(بخوان نوچه ها) تا کوچکترین جز دیوان اداری انجام میگیرد که با کسب پست سازمانی و یا پیوندهای فامیلی و قومی یا دوستانه چنان روابط فساد آمیز خود را گسترش میدهند که حتی در عزل و نصب و ابقا مدیران خودشان هم موثر واقع میشوند .
کشورهای گروه اول به توسعه میرسند و گروه دوم به فقر و فلاکت .
در جهان امروز تجربه کشورهای توسعه یافته و یا در مسیر توسعه ثابت نموده ،هرجا اقتصاد در پیوندی تنگاتنگ با سیاست ،مسیر را تعیین کند آنجا امنیت و رفاه در تمام اشکال فرصت بروز می یابد . سالها شعار سال رهبری هم توجه به این مقوله بوده که مورد بی مهری گروه دوم قرار گرفته است.
گروه اول ایرانی آباد و سربلند میخواهد و گروه دوم عناوین سازمانی و قبیله ای و منافع، حتی در ایرانی ویران.
قطعا مبارزه با ریشه این تفکر گروه دومی بسادگی میسر نیست .ریشه هایی که بعد از ۲۰۰ سال هنوز هم با روابط قومی قبیله ای و منافع گروهی بجای منافع ملی و بر اساس سیاست قجری اختلاف بینداز و حکومت کن ، تاثیر گذارند. ولی آنچه مسلم است نقش مهم و انکار ناپذیر نهادهای بازرسی و امنیتی ! در این شرایط حساس کشور است که حداقل میتوانند شاخ و برگهای اضافه را به کمک فعالان بخش خصوصی هرس کنند.شاخ و برگهایی که ارتزاق ،موجودیت و تثبیت شان در دستگاه دولتی در جهت منافع شخصی و از مسیر کارشکنی و حذف سایرین میگذرد. حذف شاخ و برگهای اضافه و کمک به انتصاب مدیران متخصص ، متعهد و غیر سفارشی و پاسخگو کردن آنان،یک قدم به جلو در راستای آرمانهای متعالی نظام،امنیت اقتصادی و رفاه اجتماعی است.
✍️غلامرضا نورآبادی
✅ قصد این مقاله صرفا توصیه هایی محلی و نه بررسی علمی دلایل عقب افتادگی توسعه استان است.
اینکه به اقتصاد و سرمایه به شکل آب بنگریم یا صخره ،نگرش ما را به اقتصاد شکل میدهد که هر کدام ذی نفعان خاص خودشان را دارند.
🔺در دیدگاه گروه اول سرمایه مانند آب است که بهر طریق ممکن با پیچ و خم فراوان در دشت و صحرا جاری میشود تا به دریا بریزد .هرجا بتواند خاکی را فرسایش و اگر نتواند با کج کردن مسیر راهش را می یابد .در جوار آن کشاورزی و صنایع شکل میگیرد و رونق اقتصادی و ثروت برای ساکنان تولید میکند.ذی نفعان معتقد به امنیت اقتصادی از دست درازی به حریم رود و انحراف غیر طبیعی آن خودداری و هرجا لازم باشد مسیر را لایروبی میکنند .
🔺گروه دوم که اقتصاد و سرمایه را بشکل صخره می بینند تلاش میکنند با تصاحب صخره اگر معادنی دارد استخراج و هر روز با ایجاد زخمی بر آن ،تحلیل و فرسایشش را به بهای منفعت شخصی تسریع کنند و یا اگر در دل دشتی مسطح باشند قطعا بفکر ساخت صخره می افتند و هرچه صخره صعب العبور تر بهتر.اینکه این صخره معدن داشته باشد یا نداشته باشد هم مهم نیست ،مهم تبعیت و وابستگی مردم آن سامان ! و خالی کردن جیب شان است . بجای دور زدن صخره ،سعی در تصویب قانون و آیین نامه و پیدا کردن روابط رانتی که بهر صورت ممکن از دل صخره منفعت کسب کنند و دشت ها، لم یزرع باقی بماند.
متفکرین و سرمایه گذاران گروه اول اگر برق نباشد ،ژنراتور و اگر گازوئیل نباشد با تغییر در نوع سرمایه گذاری راه خود را می یابند ولی گروه دوم چون صخره ثابت قدم هستند و چون زور دارند یا برق تهیه میکنند و یا مملکت را به تاراج میدهند تا به گنج برسند . این نگرش بعبارتی همان اقتصاد دستوری را با دیدگاه امنیتی ترویج میکند.
برقراری امنیت اقتصادی با تصویب قوانین کارشناسی شده توسط متخصصان متعهد و مهمتر نظارت نهادهای بازرسی و امنیتی که حکم لایروبی مسیر از گل و لای(پاکسازی افراد نالایق ، نوچه و نوچه پرور و...) دارند امکانپذیر میگردد.
برقراری اقتصاد امنیتی گروه دوم با اعمال نفوذ و گماشتن افراد غیر متخصص و متعهد(بخوان نوچه ها) تا کوچکترین جز دیوان اداری انجام میگیرد که با کسب پست سازمانی و یا پیوندهای فامیلی و قومی یا دوستانه چنان روابط فساد آمیز خود را گسترش میدهند که حتی در عزل و نصب و ابقا مدیران خودشان هم موثر واقع میشوند .
کشورهای گروه اول به توسعه میرسند و گروه دوم به فقر و فلاکت .
در جهان امروز تجربه کشورهای توسعه یافته و یا در مسیر توسعه ثابت نموده ،هرجا اقتصاد در پیوندی تنگاتنگ با سیاست ،مسیر را تعیین کند آنجا امنیت و رفاه در تمام اشکال فرصت بروز می یابد . سالها شعار سال رهبری هم توجه به این مقوله بوده که مورد بی مهری گروه دوم قرار گرفته است.
گروه اول ایرانی آباد و سربلند میخواهد و گروه دوم عناوین سازمانی و قبیله ای و منافع، حتی در ایرانی ویران.
قطعا مبارزه با ریشه این تفکر گروه دومی بسادگی میسر نیست .ریشه هایی که بعد از ۲۰۰ سال هنوز هم با روابط قومی قبیله ای و منافع گروهی بجای منافع ملی و بر اساس سیاست قجری اختلاف بینداز و حکومت کن ، تاثیر گذارند. ولی آنچه مسلم است نقش مهم و انکار ناپذیر نهادهای بازرسی و امنیتی ! در این شرایط حساس کشور است که حداقل میتوانند شاخ و برگهای اضافه را به کمک فعالان بخش خصوصی هرس کنند.شاخ و برگهایی که ارتزاق ،موجودیت و تثبیت شان در دستگاه دولتی در جهت منافع شخصی و از مسیر کارشکنی و حذف سایرین میگذرد. حذف شاخ و برگهای اضافه و کمک به انتصاب مدیران متخصص ، متعهد و غیر سفارشی و پاسخگو کردن آنان،یک قدم به جلو در راستای آرمانهای متعالی نظام،امنیت اقتصادی و رفاه اجتماعی است.
📚 خلاصه ۴۵ کتاب مدیریت در ۱۰ جمله
۱- اجرا بزرگ ترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیش تر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲- شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳- به جای پرداختن به برنامه استراتژیک، به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
۴- در بازاریابی نوین (بازاردانی) به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
۶- انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد.
۷- هنر بازاریابی امروز، فروش یخچال به اسکیمو نیست، بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
۸- مشتریان زبان گویایی دارند، اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
۹- مسیر ناهموار تحول باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود، زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
۱۰- به جای شغل، در پی مشتری باشید، اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد، از بیکاری نجاتیافته است.
اقتصاددان
https://t.me/ExecutiveManagement
۱- اجرا بزرگ ترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیش تر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲- شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳- به جای پرداختن به برنامه استراتژیک، به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
۴- در بازاریابی نوین (بازاردانی) به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
۶- انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد.
۷- هنر بازاریابی امروز، فروش یخچال به اسکیمو نیست، بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
۸- مشتریان زبان گویایی دارند، اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
۹- مسیر ناهموار تحول باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود، زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
۱۰- به جای شغل، در پی مشتری باشید، اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد، از بیکاری نجاتیافته است.
اقتصاددان
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from ترفند مدیریت
🔳⭕️استراتژی برتر موشها نسبت به اکثر انسانها
دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب "چه کسی پنیر من را برداشت"، فرق بین آدمها و موشها را اینطور توصیف میکند:
وقتی یک موش حس میکند تلاشهایش به نتیجه نمیرسد روش خود را عوض میکند، اما وقتی آدمها حس میکنند کاری که انجام میدهند به نتیجه نمیرسد، عصبانی و خسته میشوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند.
حتی گاهی اگر کسی راهکار تازهای را به آنها نشان دهد حالت دفاعی به خود میگیرند و میگویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام دادهام» یا «من آدمی این مدلی هستم.»
در اصل این آدمها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن میترسند و حس میکنند ترسشان به این معناست که دیگر روشها اشتباه هستند.
اگر واقعا میخواهیم در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست آوریم، باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیدهایم، پا را فراتر بگذاریم و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنیم.
#دکتراسپنسر
#نتیجه_متفاوت
🔹با ما همراه باشید در:
🌐کانال ترفند مدیریت👇👇
Instagram | Telegram | Linkedin
دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب "چه کسی پنیر من را برداشت"، فرق بین آدمها و موشها را اینطور توصیف میکند:
وقتی یک موش حس میکند تلاشهایش به نتیجه نمیرسد روش خود را عوض میکند، اما وقتی آدمها حس میکنند کاری که انجام میدهند به نتیجه نمیرسد، عصبانی و خسته میشوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند.
حتی گاهی اگر کسی راهکار تازهای را به آنها نشان دهد حالت دفاعی به خود میگیرند و میگویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام دادهام» یا «من آدمی این مدلی هستم.»
در اصل این آدمها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن میترسند و حس میکنند ترسشان به این معناست که دیگر روشها اشتباه هستند.
اگر واقعا میخواهیم در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست آوریم، باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیدهایم، پا را فراتر بگذاریم و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنیم.
#دکتراسپنسر
#نتیجه_متفاوت
🔹با ما همراه باشید در:
🌐کانال ترفند مدیریت👇👇
Instagram | Telegram | Linkedin
Forwarded from انجمن مدیران
#Entrepreneur
یک سوم باقیمانده نیز به سؤالاتی درباره فرهنگ اختصاص داشت، از جمله برنامه های مزایای کارمندان، رویه های استخدامی، شیوه های ارتباطیِ درون شرکتی، آموزش، و تنوع.
🔹اما همه این شاخص ها قرار است به یک سؤال پاسخ دهند: بهترین شرکتی که کارمندان بیشترین علاقه را به کار کردن در آن دارند چه ویژگیهایی دارد؟
با توجه به نتایج نظرسنجی مذکور، ۴ ویژگی زیر از جمله مواردی هستند که شرکت ها را محل بهتری برای کار کردن می کنند و در عین حال هزینه چندانی هم در بر ندارند.
◽️۱. فراهم کردن فرصت رشد برای کارکنان
نیاز به شکوفایی یکی از نیازهای اساسی انسانها است. به این ترتیب هرچه شرکت فرصتهای بیشتری برای بهبود فردی در اختیار کارکنانش قرار دهد بهتر است. فرصت با خودش اختیار می آورد، چرا که هرچه افراد آزادی بیشتری داشته باشند، تصمیماتی که می گیرند معنای بیشتری برای خود و شرکتشان خواهد داشت. این، لااقل در حالت ایده آل، به معنای آن است که انگیزه آنها برای بهتر کار کردن نیز بیشتر خواهد شد.
◽️۲. شنیده شدن نظرات و دغدغهها
هر کسی دوست دارد صدایش شنیده شود. برای آنکه حمایت دیگران را برای شروع طرح یا پروژهای جدید بر انگیزید، به آنها اجازه دهید حرفهایشان را بزنند. یعنی هنگامی که از دغدغههای خود برای شما می گویند به صحبتهایشان گوش کنید.
اینکه نقطه نظرات آنها تا چه حد مفید واقع می شود چندان اهمیت ندارد. آنچه که بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد این است که حرفهایشان شنیده شود، چون گوش کردن این پیام را برای آنها در بر دارد که به مشارکتشان ارج نهاده می شود. حتی ده دقیقه گوش کردن به صحبت های یک نفر، می تواند معجزه کند.
◽️۳. برخورداری از یک هدف مشخص و تأثیرگذار
سیمون سینک می گوید: «اگر برای دیگران توضیح دهید چه کار می خواهید بکنید، در مقایسه با اینکه صرفاً تقاضا یا دستور خود را مطرح کرده باشید، بلافاصله اعتماد آنان را جلب خواهید کرد، حتی شده برای مدتی کوتاه».
با این حال، شفافیت برای ایجاد حس رضایت یا ترغیب کارکنان به اقدامی عملی کافی نیست. هدف باید از لحاظ احساسی، با یک نیاز شخصی که با ارزشها و چشم انداز افراد همخوانی دارد هماهنگی داشته باشد.
◽️۴. تشویق کار تیمی
شرکت هایی که کارمندان خود را به کار تیمی تشویق و حس «ما» بودن را در میان آنان تقویت می کنند، مشارکت بسیار بیشتری از جانب کارکنان خود دریافت می کنند. اما فقط کار کردن در کنار یک تیم نیست که نقش محرک کار تیمی را در این میان بازی می کند، محیط فراهم شده توسط این شرکت ها نیز کنار هم بودن و کار گروهی را تسهیل می کند.
شرکت ها برای تطبیق خود با تیپ های شخصیتی درونگرا و برونگرا، باید هم فضای کاری بسته داشته باشند و هم فضای کاری باز، تا افراد بتوانند محیط کار خود را با هدف به حداکثر رساندن برونداد حرفه ایِ خود انتخاب کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیریت کسب و کار ایران
✳️ چهار منبع قدرت برای حاضر شدن در پای میز مذاکره
✍ هدف اصلی یک مذاکرهکننده پشت میز مذاکره این است که به بهترین نتیجه ممکن برسد.
▫️این نتیجه میتواند حقوق بالاتر، قطعات جانبی بیشتر هنگام خرید یک خودرو یا تملک یک شرکت با قیمتی پایینتر از معمول باشد.
▫️صرفنظر از اینکه فرد در مورد چه چیزی مذاکره میکند، مهمترین عامل پیشبینیکننده نتیجه مذاکره، میزان قدرتی است که یک نفر دارد.
▫️این قدرت به دو روش اساسیتر میتواند به نفع مذاکرهکنندگان باشد.
۱ - قدرت افراد را به مذاکرهکنندگانی جسور و با اعتمادبنفس تبدیل میکند.
۲ - قدرت از فرد مذاکرهکننده در برابر تاکتیکهای طرف مقابل حفاظت میکند.
▫️افرادی که قدرت بیشتری دارند، کمتر با عقاید دیگران همراه میشوند.
▫️با توجه به مزیتهای متعدد داشتن قدرت در یک مذاکره، بسیار مهم است که بدانیم چطور این مزیتها را به دست آوریم.
▪️در اینجا به بررسی چهار منبع مهم قدرت در مذاکره میپردازیم:
۱ - پیشنهاد جایگزین
داشتن گزینههای دوم و سوم و... یا داشتن بهترین گزینه در یک توافق مورد مذاکره، شاید مهمترین منبع قدرت باشد.
🔸 یک پیشنهاد جایگزین ارزشمند، به کسی که آن را مطرح کرده قدرت میدهد که طرف مقابل را تحت فشار بگذارد.
۲ - اطلاعات
دومین منبع قدرت از اطلاعاتی نشات میگیرد که به مذاکره ربط پیدا میکند.
🔸 به عنوان مثال، داشتن اطلاعات در مورد اولویتهای طرف مقابل یا قیمت کلام آخر او، بسیار ارزشمند است.
🔸 مذاکرهکنندهها به روشهای مختلفی مانند سوال پیچ کردن طرف مقابل یا قرار دادن خود جای طرف مقابل و ادراک اولویتهای او میتوانند اطلاعات به دست آورند.
۳ - جایگاه
افراد با جایگاه بالا و پایین با هم فرق دارند و تقاضاهای گروه اول معمولا بیشتر اجابت میشود.
🔸 همچنین مذاکرهکنندگانی که جایگاه بالا دارند معمولا شایستهتر به چشم میآیند و افرادی که در تیم مذاکره حضور دارند، بیشتر به سمت آنها متمایل هستند.
۴ - سرمایه اجتماعی
هر چقدر یک مذاکرهکننده ارتباطات اجتماعی یا حرفهای بیشتری داشته باشد، از نظر دیگران بانفوذتر است.
🔸 سرمایه اجتماعی به عنوان تسهیلگری برای سه منبع قدرت دیگر هم کاربرد دارد.
🔸 به عنوان مثال، مذاکرهکنندگانی که شبکه اجتماعی بزرگی دارند، از شانس بیشتری برای ارائه پیشنهادهای جایگزین، گرفتن اطلاعات ارزشمند و دیده شدن به عنوان پیششرط جایگاه بالا، برخوردارند.
▪️در اختیار داشتن هر چهار منبع قدرت، بهترین حالت است، اما همیشه ضروری نیست.
▫️به عنوان مثال، مذاکرهکنندهای که پیشنهاد جایگزین مهمی ندارد، همچنان میتواند با تکیه بر اطلاعاتی که از طرف مقابل دارد یا به کمک جایگاه ویژه خود، به دستاوردی سودمند برسد.
منبع :Knowledge Insead
در اینستاگرام و لینکدین همراه ما باشید
روابط عمومی انجمن مدیریت کسب و کار ایران
✍ هدف اصلی یک مذاکرهکننده پشت میز مذاکره این است که به بهترین نتیجه ممکن برسد.
▫️این نتیجه میتواند حقوق بالاتر، قطعات جانبی بیشتر هنگام خرید یک خودرو یا تملک یک شرکت با قیمتی پایینتر از معمول باشد.
▫️صرفنظر از اینکه فرد در مورد چه چیزی مذاکره میکند، مهمترین عامل پیشبینیکننده نتیجه مذاکره، میزان قدرتی است که یک نفر دارد.
▫️این قدرت به دو روش اساسیتر میتواند به نفع مذاکرهکنندگان باشد.
۱ - قدرت افراد را به مذاکرهکنندگانی جسور و با اعتمادبنفس تبدیل میکند.
۲ - قدرت از فرد مذاکرهکننده در برابر تاکتیکهای طرف مقابل حفاظت میکند.
▫️افرادی که قدرت بیشتری دارند، کمتر با عقاید دیگران همراه میشوند.
▫️با توجه به مزیتهای متعدد داشتن قدرت در یک مذاکره، بسیار مهم است که بدانیم چطور این مزیتها را به دست آوریم.
▪️در اینجا به بررسی چهار منبع مهم قدرت در مذاکره میپردازیم:
۱ - پیشنهاد جایگزین
داشتن گزینههای دوم و سوم و... یا داشتن بهترین گزینه در یک توافق مورد مذاکره، شاید مهمترین منبع قدرت باشد.
🔸 یک پیشنهاد جایگزین ارزشمند، به کسی که آن را مطرح کرده قدرت میدهد که طرف مقابل را تحت فشار بگذارد.
۲ - اطلاعات
دومین منبع قدرت از اطلاعاتی نشات میگیرد که به مذاکره ربط پیدا میکند.
🔸 به عنوان مثال، داشتن اطلاعات در مورد اولویتهای طرف مقابل یا قیمت کلام آخر او، بسیار ارزشمند است.
🔸 مذاکرهکنندهها به روشهای مختلفی مانند سوال پیچ کردن طرف مقابل یا قرار دادن خود جای طرف مقابل و ادراک اولویتهای او میتوانند اطلاعات به دست آورند.
۳ - جایگاه
افراد با جایگاه بالا و پایین با هم فرق دارند و تقاضاهای گروه اول معمولا بیشتر اجابت میشود.
🔸 همچنین مذاکرهکنندگانی که جایگاه بالا دارند معمولا شایستهتر به چشم میآیند و افرادی که در تیم مذاکره حضور دارند، بیشتر به سمت آنها متمایل هستند.
۴ - سرمایه اجتماعی
هر چقدر یک مذاکرهکننده ارتباطات اجتماعی یا حرفهای بیشتری داشته باشد، از نظر دیگران بانفوذتر است.
🔸 سرمایه اجتماعی به عنوان تسهیلگری برای سه منبع قدرت دیگر هم کاربرد دارد.
🔸 به عنوان مثال، مذاکرهکنندگانی که شبکه اجتماعی بزرگی دارند، از شانس بیشتری برای ارائه پیشنهادهای جایگزین، گرفتن اطلاعات ارزشمند و دیده شدن به عنوان پیششرط جایگاه بالا، برخوردارند.
▪️در اختیار داشتن هر چهار منبع قدرت، بهترین حالت است، اما همیشه ضروری نیست.
▫️به عنوان مثال، مذاکرهکنندهای که پیشنهاد جایگزین مهمی ندارد، همچنان میتواند با تکیه بر اطلاعاتی که از طرف مقابل دارد یا به کمک جایگاه ویژه خود، به دستاوردی سودمند برسد.
منبع :Knowledge Insead
در اینستاگرام و لینکدین همراه ما باشید
روابط عمومی انجمن مدیریت کسب و کار ایران
👍1
از_«قاعده_نویسی»_تا_«قاعده_گذاری»1_1.pdf
2.5 MB
✳️ از «قاعدهنویسی» تا «قاعدهگذاری»: مقررات تنظیمگران چگونه پیاده میشود؟
✅ این گزارش به بررسی اهمیت و روشهای ارزیابی تبعیت از مقررات تنظیمگری در بخشهای مختلف دولتی، عمومی و خصوصی میپردازد. تبعیت تنظیمی (Regulatory Compliance) به معنای چگونگی پایبندی به قوانین و مقررات برای دستیابی به جامعهای منظم و بهینه است. این مفهوم در حوزههای مختلفی از جمله بازرگانی، محیطزیست، بهداشت و ایمنی شغلی اهمیت بسیاری دارد. پایبندی به مقررات نه تنها از نظر قانونی ضروری است، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی و بهبود کیفیت زندگی میشود.
🔻در نهایت، این گزارش چارچوبی جامع برای ارزیابی تبعیت از منظر تنظیمگران ارائه میدهد. این چارچوب شامل عواملی مانند ظرفیتهای تبعیت، تأثیر غیررسمی گروههای دیگر و مدل کسبوکار است. برای مثال، اینکه آیا گروه هدف ظرفیت لازم برای رعایت مقررات را دارد و آیا سیستمهای مدیریتی کافی برای اجرای تبعیت پیادهسازی شده است یا خیر، از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین، تأثیر گروههای دیگر مانند مشتریان، شرکای تجاری و سازمانهای غیردولتی بر تبعیت نیز در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته است.
کانال قواعدبازی
✅ این گزارش به بررسی اهمیت و روشهای ارزیابی تبعیت از مقررات تنظیمگری در بخشهای مختلف دولتی، عمومی و خصوصی میپردازد. تبعیت تنظیمی (Regulatory Compliance) به معنای چگونگی پایبندی به قوانین و مقررات برای دستیابی به جامعهای منظم و بهینه است. این مفهوم در حوزههای مختلفی از جمله بازرگانی، محیطزیست، بهداشت و ایمنی شغلی اهمیت بسیاری دارد. پایبندی به مقررات نه تنها از نظر قانونی ضروری است، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی و بهبود کیفیت زندگی میشود.
🔻در نهایت، این گزارش چارچوبی جامع برای ارزیابی تبعیت از منظر تنظیمگران ارائه میدهد. این چارچوب شامل عواملی مانند ظرفیتهای تبعیت، تأثیر غیررسمی گروههای دیگر و مدل کسبوکار است. برای مثال، اینکه آیا گروه هدف ظرفیت لازم برای رعایت مقررات را دارد و آیا سیستمهای مدیریتی کافی برای اجرای تبعیت پیادهسازی شده است یا خیر، از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین، تأثیر گروههای دیگر مانند مشتریان، شرکای تجاری و سازمانهای غیردولتی بر تبعیت نیز در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته است.
کانال قواعدبازی
tech-trends-2025_241228_181908.pdf
5.9 MB
tech-trends-2025_241228_181908.pdf
101 TECHNOLOGY TRENDS THAT WILL—AND WON’T— SHAPE 2025
101 TECHNOLOGY TRENDS THAT WILL—AND WON’T— SHAPE 2025