مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ مسئله بقا و توسعه

حجت میرزایی/اقتصاددان

✅ بررسی و ریشه‌یابی عدم موفقیت برنامه‌های توسعه کشور

دكتر میرزایی معتقد است برنامه هفتم توسعه آخرین روزنه‌های امید به توسعه را بسته است؛ به‌همین‌دلیل باید به نهادهایی که مسئله‌شان توسعه نیست، اثبات کنیم که راه بقا هم از توسعه می‌گذرد؛ یعنی وقتی که مقابل مسیر توسعه می‌ایستیم، بقا را هم نمی‌توانیم حفظ کنیم.روحانی هم در  ابتدا  از  دادن لایحه برنامه توسعه ششم به مجلس خودداری کرد

حجت میرزایی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه، درباره برنامه‌های توسعه در ایران گفت: موضوع برنامه‌های توسعه به موضوعی بغرنج و پیچیده تبدیل‌شده است. درواقع نمی‌دانیم آیا باید برنامه‌ریزی را کامل کنار گذاشت یا ادامه داد، برای اینکه تقریبا از جایی به بعد متوجه شدیم که این برنامه‌ها نه‌تنها دستاوردی ندارند، بلکه بخشی از امیدی را که قبل از تدوین برنامه‌ها بوده هم از بین می‌برند و مرحله‌ به‌ مرحله حداقل امیدی که به آینده و بعد از برنامه‌ها وجود داشته هم از بین رفته است.

از طرف دیگر به نظر می‌رسد الزامات قانونی و برخی ضرورت‌های دیگر ازجمله داشتن معیاری برای ارزیابی عملکرد دولت‌ها وجود دارد که متوسل به برنامه می‌شویم. آقای روحانی از دادن لایحه برنامه ششم به مجلس خودداری کرد و گفت برنامه دولت همین است که در انتخابات دادم و همین مبنای سیاست‌ها و ارزیابی عملکرد ماست که با مقاومت شدید مجلس روبه‌رو شد و نهایتا مجبور شد لایحه بدهد. ما هم در ابتدا فکر می‌کردیم مسیر آقای روحانی اشتباه است و شاید شکلی از استبداد قوه مجریه در مقابل ارزیابی و نظارت مجلس یا افکار عمومی است؛ ولی آنچه بر سر برنامه ششم آمد، ما را متقاعد کرد که شاید آن تصمیم درستی بود. از این نظر که اولا این‌همه وقت صرف و امید به برنامه بسته نمی‌شد و این‌همه منابع هزینه نمی‌شد. دوم اینکه به‌ هر حال چیزی به نام برنامه دولت برای ارزیابی وجود داشت که می‌شد یقه دولت را گرفت.

این برنامه پیشنهادی رئیس‌جمهور لابد واقع‌بینانه بوده و همه ملاحظات و تغییرات احتمالی را هم دیده‌اند و با رأی و اقبال گسترده جمهور هم مواجه شده؛ اما ضروری است سیر لایحه برنامه ششم را ببینیم که مجلس چه بر سر آن آورد! ابتدا گفته شد این برنامه متمرکز بر محورها و هسته‌های کلیدی (Core planning) است؛ یعنی متمرکز بر سه مسئله اصلی اقتصاد ایران مثل بحران بانک‌ها، بحران اشتغال و بحران آب و محیط‌ زیست است؛ اما به‌تدریج این سه مسئله شد پنج، شش، هشت و ۱۵‌ تا.

رقابت‌های درون دولت، فشارهای بخش‌ها و دستگاه‌های اجرائی و آن چیزی که به‌عنوان سند بالادست یعنی سیاست‌های کلی ابلاغ شد، اینها را مجبور کرد که به چیزی حدود ۲۰ تا ۲۲ موضوع یا هسته اصلی برای برنامه‌ریزی یا محور برنامه‌ریزی بپردازند. بالاخره بعد از یک سال لایحه برنامه ششم با ۲۴ ماده آماده شد و به مجلس رفت. چیزی که مجلس به دولت روحانی تحویل داد، یک برنامه بود با ۱۲۵ ماده؛ یعنی تقریبا پنج برابر لایحه پیشنهادی بود! البته این اولین تجربه نبود که دولت چیزی به مجلس تقدیم می‌کرد و مجلس چیز دیگری برمی‌گرداند و دولت را ملزم به اجرای آن می‌کرد.

ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-911620
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ انواع شخصیت‌های مردان؟!

‏۱- مردان آلفا: ایده های روشن دارند ، قاطع و مسلط هستند و توانایی رهبرانی بالایی دارند .

‏۲- مردان بتا: روحیه موافقی با شرایط موجود و همکاران دارند. تسلط کمتری بر اوضاع دارند .

‏۳- مردان دلتا:روحیه سازگاری بالایی دارند و با روند حرکت می کنند اما تسلطی بر روند ندارند و‌البته اطاعت هم نمی کنند اما تنش زا نیستند و اغلب در محیط های اجتماعی مورد توجه قرار نمی گیرند.

‏۴- مردان گاما: بسیار مستقل، باهوش هستند اما روحیه مقاومت در برابر تغییر دارند و‌گاهی اعتراض شدید دارند و تبعیت نمی کنند.

۵- مردان امگا: به صورت مستقل و بدون در نظر گرفتن دیدگاه دیگران حرکت می کنند، کله شق هستند و بر نظرات خود اصرار دارند. گاهی رییس پذیر هم نیستند.

۶- مردان سیگما: افرادی مستقلند که بر روی خود بیش از دیگران حساب می کنند و راه رشد و تعالی را به تنهایی طی می کنند. اگر انگیزه داشته باشند، کارها را خودکار انجام می دهند و‌کمتر نق می زنند.
مدرسه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چگونه پاداش ها انگیزه را نابود میکند؟

✅ کشور سویس سال ها در تلاش برای پیدا کردن محلی برای دفن زباله های رادیواکتیو بود. مسئولان چند مکان را برای انباشت زیر زمینی بررسی کردند. از جمله یک دهکده در مرکز کشور.

روانشناسان و دیگر محققان به آنجا رفتند تا نظر عمومی مردم را جویا شوند. در کمال شگفتی ۵۰/۸ درصد موافقت کردند. به دلایل وجهه عمومی، اجبار اجتماعی، غرور ملی و امکان ایجاد فرصت های شغلی و...
آن تیم تحقیقاتی برای بار دوم نظرسنجی را انجام دادند اما به این ترتیب که از محل مالیات ها برای هر یک از ساکنانی که نظر مثبت می دادند، پاداش پنج هزار دلاری در نظر می گرفتند. ولی چه اتفاقی افتاد؟
نتایج سقوط کرد تنها ۲۴/۶درصد رای دهندگان موافق بودند.

پیشنهاد غرامت به مردم برای انبار زباله های هسته ای مثل رشوه بود و روحیه جامعه گرایی و میهن دوستی را بین آنها کاهش داد.

نمونه دیگر مهدکودک ها هستند. تاخیر والدین پس از تعطیل شدن مهد کودک که در این شرایط کارمندان چاره ای جز صبر کردن ندارند. چون نمیتوانند کودکان را در خیابان رها کنند.
برای جلوگیری از تاخیر والدین بسیاری از موسسه ها جریمه های برای دیر کرد در نظر گرفتند، اما بررسی ها نشان داد که تاخیرها بیشتر شد.
وضع جریمه تاخیر باعث شد رابطه والدین با مسولان مهد کودک از یک رابطه فردی به یک رابطه پولی تبدیل شود و تاخیر را برای والدین توجیه پذیرتر کرد.

🔺نام علمی  این پدیده "انباشت انگیزه " می باشد.
وقتی کسی کاری را با نیت خیر و بدون انگیزه های مادی و به قول معروف از روی خوش قلبی انجام میدهد پرداخت پول باعث ایجاد خلل در کار او می شود.
پاداش مادی می تواند هر انگیزه ی دیگری را نابود کند!
رولف دوبلی ؛هنر شفاف اندیشیدن
✳️ ۹ درس از اقتصاد رفتاری درباره انتخاب و تصمیم‌گیری

✅ انتخاب و تصمیم‌گیری یکی از مهم‌ترین ابعاد زندگی هر فردی است. انتخاب‌های ما تا حد بسیاری، تعیین‌کننده زندگی ما هستند. به‌همین دلیل، در این یادداشت، ۹ درس از مهم‌ترین یافته‌های اقتصاد رفتاری در مورد انتخاب و تصمیم‌گیری را مطرح می‌کنم که می‌تواند به بهبود کیفیت انتخاب‌هایمان کمک کند.

▪︎انگیزه مهم است. شاید بتوان گفت که مهم‌ترین انگیزه هر فردی برای انجام کاری، پیگیری نفع شخصی باشد. در نتیجه، دوری از درد و پیگیری لذت را می‌توان بنیان بسیاری از فعالیت‌هایمان دانست.

▪︎قدرت شانس و احتمال. استعداد و سخت‌کوشی مهم‌ترین عوامل موفقیت هستند. با این حال، اتفاقات شانسی و تصادفی که خارج از کنترل ما هستند، تاحدی موفقیت ما را تعیین می‌کنند.

▪︎پول همه چیز نیست. تنها انگیزاننده افراد پول نیست. لذت اصلی از پیگیری آرمان‌ها و رویاها، گذران وقت با دوستان و اعضای خانواده و دیگر تجارب لذت‌بخش بدست می‌آید. آدم‌ها، ارزشمندی یک چیز را فقط با ارزش پولی آن نمی‌سنجند.

▪︎قانون کاهنده‌بودن توجه، لذت یا شادی. این قانون بیان می‌کند که لذت استفاده از یک چیز (کالا، خدمت و ...) بعد از یک نقطه مشخص، کاهش پیدا می‌کند. بسیاری از ابعاد زندگی انسانی از این قانون تبعیت می‌کنند. به‌همین دلیل است که احتمالا دوست داریم به‌جای اینکه یک شکلات خوشمزه را یک دفعه بخوریم، آن را آهسته آهسته به تکه‌های کوچک‌تر شکسته و در دهان‌مان قرار دهیم.

▪︎هنجارهای اجتماعی در مقابل هنجارهای بازاری. گویی ما در دو دنیا زندگی می‌کنیم. در یکی هنجارهای اجتماعی مهم و در دیگری هنجارهای بازاری اهمیت دارد. معمولا، آدم‌ها به این دو نوع هنجار واکنش‌های مختلفی نشان می‌دهند.
برای مثال، فرض کنید که یکی از دوستان‌تان با شما تماس می‌گیرد و از شما می‌خواهد تا به او در جابه‌جایی به منزل جدیدش کمک کنید. واکنش احتمالی شما چیست؟ احتمالا با بی‌میلی به او کمک می‌کنید. اما اگر او به شما می‌گفت که حاضر است، برای جبران کمک شما، ۱۰۰ هزار تومان بدهد، واکنش‌تان چه تغییری می‌کرد؟ شاید به خودتان بگویید که ۱۰۰ هزار تومان ارزش این همه زحمت را ندارد.
یکسان‌انگاشتن این دو دسته از هنجارها، نتایج خوبی نخواهد داشت و ممکن است به روابط اجتماعی‌مان آسیب بزند. با این حال، هدیه (حتی اگر کوچک باشد) می‌تواند کمک‌کننده باشد.

▪︎انصاف یکی از دغدغه‌های انسانی است. برای ما مهم است که با ما منصفانه رفتار شود. اگر احساس بی‌عدالتی یا بی‌انصافی بکنیم، حاضر هستیم حتی از منافع خود بگذریم تا با فردی که با ما غیرمنصفانه رفتار کرده است، برخورد کنیم.

▪︎هزینه بربادرفته. هزینه‌ای است که دیگر بر نمی‌گردد. مثلا هزینه‌ای که برای بلیت تئاتر پرداخت کرده‌اید. عقلانی این است که مقدار هزینه‌ای که برای خرید یک کالایی انجام می‌دهیم، نباید بر انتخاب‌های آینده‌مان تاثیرگذار باشد. اما شواهد علمی نشان می‌دهد که هزینه‌‌های بربادرفته اثرگذاری قابل‌توجهی بر ما دارند. گویی ما دوست داریم قبل از اینکه کاری انجام دهیم، گذشته را اصلاح کنیم.

▪︎زیان‌گریزی. دوست نداریم چیزهایی که داریم را از دست بدهیم. تمایل داریم تا به دارایی‌هایمان علاقه‌مندی زیادی پیدا کنیم و در قبال از دست‌دادن آن‌ها، دچار اضطراب می‌شویم. زیان‌گریزی را شاید بتوان ترس از دست‌دادن تعبیر کرد. زیان‌گریزی توضیح می‌دهد که چرا بیشتر بر تجارب بد و منفی تکیه می‌کنیم تا تجارب خوب.
اگر از آنچه دارید، احساس خستگی می‌کنید و در عین حال دوست‌ ندارید، آن‌ها را از دست بدهید، حتما باید به این نکته توجه کنید که مهم لذت‌بردن شما از آن‌ها است نه صرف مالکیت.

▪︎ترجیحات‌‌مان ناپایدار است. آن چیزهایی که دوست داریم، در طول زمان تغییر می‌کنند. رفتار ما گویا توسط دو «خود» کنترل می‌شود. یکی «انجام‌دهنده» و دیگری «برنامه‌ریز». اولی دوست دارد که هر آنچه را می‌خواهد، در اسرع وقت بدست آورد. دومی تمایل دارد به آینده فکر کند و برای آن برنامه‌ریزی کند.
مهم‌ترین نکته آن است که بدانیم برنامه‌ریزی به‌تنهایی کافی نیست. مهم نیست که چقدر برای برای اهدافی که تعیین می‌کنید، مصمم هستید، باید بدانید که در درون ما، تضادی همیشگی میان این دو خود برقرار است که می‌تواند ما را به تصمیم‌های بدی رهنمون کند. تمرین‌هایی که خودکنترلی را افزایش می‌دهد، یکی از راهکارهایی است که می‌تواند به آشتی این دو خود کمک کند.
گروه توسعه مهارت های نرم وحرفه ای
Forwarded from Parviz Zarei Neuroleadership, Strategic Thinking & Planning
ترس های عصبی

وقتی با ترس‌های عصبی مانند “من نمی‌توانم” روبرو هستید، علوم اعصاب ابزارهای مختلفی برای بازسازی این باور محدودکننده و غلبه بر موانع ذهنی ارائه می‌دهد. این نوع ترس اغلب ناشی از اضطراب، شک و تردید یا تجربیات منفی گذشته است، اما مغز قابلیت انطباق بالایی دارد و با استراتژی‌های صحیح می‌توان تفکر را بازسازی کرد.

1. درک نقش آمیگدالا

آمیگدالا، مرکز پردازش ترس و تهدید در مغز، نقش مهمی در ترس عصبی ایفا می‌کند. وقتی چیزی را تهدیدآمیز یا دشوار می‌بینیم، آمیگدالا واکنش “مبارزه یا فرار” را فعال می‌کند. این واکنش می‌تواند احساس درماندگی ایجاد کند، مانند “من نمی‌توانم.”

راه‌حل: انجام تمرینات ذهن‌آگاهی یا تکنیک‌های آرام‌سازی می‌تواند سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کرده و آمیگدالا را آرام کند. این کمک می‌کند تا شدت ترس کاهش یابد و تفکر منطقی دوباره برقرار شود.

2. بازارزیابی شناختی

ترس عصبی اغلب ناشی از تفکر منفی یا فاجعه‌سازی است. مغز می‌تواند خطر یا دشواری یک موقعیت را بیشتر از آنچه که هست، ارزیابی کند و آن را غیرقابل عبور نشان دهد.

راه‌حل: از بازارزیابی شناختی برای به چالش کشیدن این افکار خودکار استفاده کنید. از خود بپرسید:

چه شواهدی دارم که نمی‌توانم این کار را انجام دهم؟

ترس را به عنوان یک چالش برای غلبه بر آن و نه مانعی که شما را تعریف می‌کند، بازسازی کنید. با تغییر آگاهانه دیدگاه، می‌توانید از یک ذهنیت مبتنی بر ترس به یک ذهنیت توانمندسازی تغییر دهید.

3. قدرت پیروزی‌های کوچک

سیستم پاداش مغز، به‌ویژه ترشح دوپامین، زمانی که ما اهداف کوچک را محقق می‌کنیم، فعال می‌شود. این می‌تواند احساس درماندگی را با تقویت این ایده که پیشرفت ممکن است، کاهش دهد.

راه‌حل: کارها را به بخش‌های کوچکتر و قابل مدیریت‌تر تقسیم کنید. هر موفقیت کوچک را جشن بگیرید. این دستاوردهای تدریجی به مغز کمک می‌کند تا پیشرفت را ببیند و احساس گم گشتگی کاهش یابد.

4. تغییر شبکه حالت پیش‌فرض (DMN)

وقتی در ترس عصبی گرفتار می‌شوید، مغز اغلب در حال تفکر بیش از حد در مورد بدترین سناریوها است، که شما را در یک حلقه بی‌عملی نگه می‌دارد. این ممکن است به شبکه حالت پیش‌فرض (DMN) مرتبط باشد که هنگام دوره‌های خودبازتابی یا سرگردانی ذهن فعال می‌شود.

راه‌حل: تمرکز خود را از افکار درگیر به عمل‌های ملموس تغییر دهید. مشغول شدن به یک کار یا فعالیت بدنی می‌تواند DMN را غیرفعال کرده و مغز را به سمت حل مشکل هدایت کند. این کمک می‌کند تا چرخه افکار بیش از حد شکسته شود و به حالت انجام دادن منتقل شوید.

5. بازسازی مغز از طریق مواجهه

ترس عصبی اغلب بر اساس اجتناب است. هرچه بیشتر از موقعیت‌هایی که ترس را تحریک می‌کنند اجتناب کنیم، ترس ریشه‌دارتر می‌شود.

راه‌حل: با مواجهه تدریجی با موقعیت‌های ترسناک شروع کنید. هر مواجهه به مغز کمک می‌کند تا تحمل ناراحتی را افزایش دهد و شدت ترس را با گذشت زمان کاهش دهد. این فرآیند به نام درمان مواجهه شناخته می‌شود که در بازسازی مسیرهای عصبی مرتبط با ترس مؤثر است.

6. مهربانی با خود

مغز در برابر خودانتقادی با استرس واکنش نشان می‌دهد که تنها ترس را تشدید می‌کند. مهربانی با خود، به‌ویژه در لحظات تردید، می‌تواند تأثیر ترس را کاهش دهد.

راه‌حل: با خود مهربان باشید و با خود مانند یک دوست صحبت کنید. این مناطق مغز را که با احساسات مثبت مرتبط هستند فعال می‌کند و می‌تواند پاسخ استرس‌زای ناشی از ترس را متعادل کند.

با استفاده از این استراتژی‌های مبتنی بر علوم اعصاب، می‌توانید از چنگال فلج‌کننده “من نمی‌توانم” رها شوید و به تدریج ترس‌های خود را به فرصت‌هایی برای رشد و اقدام تبدیل کنید.

پرویز زارعی
Neuroscience for Business
✳️ چه کسانی مسیر توسعه صنعتی ایران را مسدود کردند؟

✍️ محمد طاهری/ سردبیر هفته‌نامه تجارت‌فردا

✅ 21 سال پیش شرایط برای این‌که در مسیر توسعه صنعتی گام برداریم، مهیا بود. سیاستگذار دیپلماسی تصمیم‌های خوب می‌گرفت؛ قانون برنامه سوم توسعه ظرفیت خوبی ایجاد کرده بود، سرمایه‌گذار خارجی هم انگیزه داشت و اقتصاد هم به ثبات رسیده بود. اما یک چیز کم بود، نقشه راهی برای صنعتی شدن. ماموریت تهیه نقشه راه به مسعود نیلی سپرده شد که پس از نگارش برنامه سوم توسعه، از سازمان برنامه خارج شده بود و در دانشگاه حضور داشت.

🔺نامش را «طرح استراتژی توسعه صنعتی کشور» گذاشتند و در بهمن 1379 مطالعات اولیه آن آغاز شد. 68 اقتصاددان و پژوهشگر به نیلی کمک کردند که نتیجه آن تدوین 11 پروژه مطالعاتی با مدیریت مسعود نیلی، محمد طبیبیان، حسن درگاهی، کورس صدیقی، فرید کیمرام، محمد مدرس و سعید کلانترنیا بود. سند مکتوب این طرح بزرگ در اوایل سال 1382 آماده و در 22 تیر 1382 در همایشی یک‌روزه رونمایی شد. اسحاق جهانگیری که در آن مقطع وزیر صنایع بود، این مطالعه را «سند برنامه کشور در 20 سال آینده» اعلام کرد.

🔹 آن روزها ایران مشخصات یک کشور نیمه‌صنعتی را داشت و تدوین‌کنندگان طرح ‌دنبال این بودند که اقتصاد ایران را با استفاده از مزایایی که در صنعت داشت در مسیر توسعه صنعتی قرار دهند. سندی که تهیه شد، سه ویژگی داشت؛ نکته اول این بود که تمرکز زیادی بر پارادایم توسعه صنعتی داشت؛ به این معنی که مشخص کرده بود با چه نگاهی باید به مسیر صنعتی شدن اندیشید و چه مسیری را برای رسیدن به آن باید انتخاب کرد.
این پارادایم، نوع نگاه نظام حکمرانی را به سه مقوله «جهان»، «دولت» و «بخش خصوصی» مشخص کرده بود. مشخص شده بود که اگر نظام حکمرانی دنیا را تهدید ببیند یا فرصت، چه دستاوردهایی عاید اقتصاد و جامعه می‌شود. همچنین مشخص کرده بود که اگر نظام حکمرانی دولت را سرمایه‌گذار ببیند یا هدایت‌کننده، یا بخش خصوصی را پیمانکار دولت ببینید یا محرک اصلی توسعه صنعتی، چه تغییری در وضعیت اقتصاد کشور ایجاد می‌شود. این سند باعث شد مرزبندی دقیق‌تری در رویکردهای اقتصادی، آینده کشور و مفهوم توسعه به وجود آید. به‌طور مشخص یکی از دستاوردها این بود که تفاوت‌ها در تفکرات اقتصادی و شیوه اداره کشور را مشخص کرد. اما چه چیزی باعث شد تفاوت‌ها آشکار شود؟

🔹 از همان روز رونمایی سند استراتژی توسعه صنعتی، مخالفت‌ها علنی شد. ساعاتی پس از برگزاری همایش، مسعود نیلی برای تشریح سند، به تلویزیون دعوت شد و فردی که کتاب استراتژی توسعه صنعتی را نخوانده بود و محتویات آن اطلاعی نداشت، به مخالفت با رویکردهای آن برخاست.
از فردای رونمایی، تحلیل‌های تندی علیه سند و تهیه‌کنندگان آن منتشر شد و مدتی بعد هم نامه‌ای سرگشاده از سوی 10 استاد دانشگاه خطاب به رئیس‌جمهور وقت منتشر شد که نسبت به محتوای سند استراتژی توسعه صنعتی هشدار داده بود.

این نامه به امضای حسین پوراحمدی، احمد توکلی، محمد خوش‌چهره، پرویز داوودی، فرامرز رفیع‌پور، حسن سبحانی، عباس عرب‌مازار، محمدعلی کفایی، الیاس نادران و حسین نمازی رسید که همه آنها در دسته‌بندی‌های رایج یا مدافعان اقتصاد اسلامی بودند یا گرایش‌های چپ داشتند.

امضاکنندگان نامه معتقد بودند سند استراتژی توسعه صنعتی، «استقلال اقتصادی کشور» را نقض می‌کند. همچنین نسبت به این احتمال که «شرکت‌های فراملیتی و دولت‌های آنها بر مقدرات ملت سلطه پیدا کنند» هشدار داده شده بود. نویسندگان همچنین از این که «استراتژی مورد بحث بر مبنای الگوی آزادسازی اقتصادی نئوکلاسیک» تدوین شده و به دنبال «کاهش نقش دولت» در اقتصاد است، ابراز نگرانی کرده بودند.

🔹 فشارها باعث شد این سند از سوی دولت وقت کنار گذاشته شود و دیگر هرگز نمونه مشابه آن در دولت‌های بعد هم تهیه نشد.

🔹 21 سال از آن روزها می‌گذرد. جامعه ایران در این مدت به صورت مداوم رفاه خود را از دست داده و نرخ فقر بر اساس آمارهای رسمی، به بالای 30 درصد جمعیت ایران رسیده است. یعنی در حال حاضر از هر سه نفر ایرانی، یک نفر زیر خط فقر مطلق قرار دارد.

از میان 10 استادی که آن نامه را نوشتند و نظام حکمرانی را نسبت به استراتژی توسعه صنعتی بدبین کردند، هشت نفر در قید حیات هستند و خوب است یک‌بار مقابل نسل‌های جوان قرار گیرند و به این پرسش پاسخ دهند که چگونه حاضر شدند مسیر توسعه ایران را مسدود کنند و اگر به گذشته برگردند، باز هم آن نامه را می‌نویسند و امضا می‌کنند؟
تجارت فردا
✳️ توسعه ایران به کجا می رود؟!

✅ رتبه کشور ایران در شاخص ترکیبی توسعه از ۱۰۷ در سال ۱۳۹۹ به رتبه ۱۲۲ در سال ۱۴۰۲ تنزل یافته است.
🔸 روند نزولی توسعه در ایران در طول چهار سال گذشته نشان می‌دهد تغییرات بنیادین برای اصلاح مسیر افول توسعه ایران در پیش گرفته نشده است.

🔸 بخشی از این تنزل رتبه به خاطر کاهش در شاخص ترکیبی توسعه در داخل کشور بوده است و بخشی نیز به دلیل حرکت سریع و رو به جلوی سایر کشورها می‌باشد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تولید ناخالص داخلی چین

رشد تولید ناخالص داخلی چین اکنون از سایر کشورهای آسیا عقب مانده است.
👆تولید ناخالص داخلی چین

رشد تولید ناخالص داخلی چین اکنون از سایر کشورهای آسیا عقب مانده است.
نموداری از رشد پیش‌بینی‌شده سرانه تولید ناخالص داخلی برای کشورهای منتخب آسیایی بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، که داده‌های آن توسط بانک HSBC تا نوامبر ۲۰۲۴ گردآوری شده است.

🔺نکات کلیدی:
پیش‌بینی می‌شود، هند و کشورهای جنوب‌شرقی آسیا در دوره زمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ به رشد میانگین ۶.۵ درصدی در تولید ناخالص داخلی سرانه دست یابند. در مقابل، چین از سایر کشورهای آسیایی عقب مانده است.
بیشتر این اقتصادها به دلیل عواملی نظیر جمعیت جوان، رشد سریع قشر متوسط، جریان‌های قوی سرمایه‌گذاری خصوصی داخلی و خارجی، و رونق فناوری، روندی رو به شکوفایی را طی خواهند کرد.
این تحلیل نشان می‌دهد که چین، علی‌رغم نقش تاریخی خود به عنوان موتور رشد آسیا، در برابر موج تحولاتی که به‌ویژه در جنوب و جنوب‌شرقی آسیا در حال وقوع است، سرعت خود را از دست داده است. با نگاهی مدیریتی، می‌توان گفت که کشورهای آسیای جنوب‌شرقی و هند با استفاده از مزیت‌های رقابتی خود در حوزه‌هایی چون تکنولوژی و سرمایه‌گذاری خارجی، موقعیت‌هایی طلایی برای رشد و توسعه پایدار خلق کرده‌اند. در مقابل، چین برای بازگشت به مسیر پیشرو نیازمند بازنگری در سیاست‌های اقتصادی و جذب سرمایه است
بنیاد هم آفرینی فردا