مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ هر بشکه نفت ایران چقدر آب می‌خورد؟!

🔹گزارش جدید گلدمن ساکس نشان می‌دهد هزینه تولید هر بشکه نفت در ایران ۳۴ دلار است.

🔹بر اساس این آمار، تولید هر بشکه نفت شِیل برای آمریکا ۷۰ دلار خرج برمیدارد که بالاترین عدد در میان تولیدکنندگان نفت است.

🔹عربستان سعودی نیز با ۲۲ دلار کمترین هزینه را برای تولید هر بشکه نفت صرف می‌کند./اقتصادآنلاین
نقش های مدیران؟!
✍ 👆 نقش های مدیران از دیدگاه هنری مینتزبرگ

یک مدیر در به صورت مداوم در حال تغییر نقش است و در طول روز به مسائل مختلفی برمیخورد که باید برای آن راه حلی پیدا کند. بنابراین شاید اساسی ترین نیاز هر مدیر داشتن اطلاعات و اخبار مختلف در زمینه فعالیتش و اساسی ترین مهارت هر مدیر پردازش اطلاعات و تصمیم گیری باشد.

🔺از دیدگاه مینتزبرک نقش های مدیریتی به ۳ دسته تقسیم می شوند که هر دسته وظیفه ای بر عهده دارد.
از دید مینتزبرگ، نقش های مدیران به سه گروه عمده تقسیم می شوند:

1⃣ نقش های متقابل شخصی:
Interpesonal Roles
به رفتارهایی از مدیر توجه دارند که به روابط شخص مدیر با دیگر افراد درون یا بیرون سازمان برمی گردد. این نقش ها، مستقیماً از اختیارات و جایگاه مدیران که با اداره سازمان ها مرتبط است، نشأت می گیرند.
نقش های متقابل شخصی، به سه نقش عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:
◾نقش تشریفاتی (Figurehead)
◾رهبری (Leader)
◾رابط (Liaison)

2⃣ نقش های اطلاعاتی:
Informmational Roles
اساساً با فرایند پردازش اطلاعات لازم مدیران، ارتباط دارد. مدیر در تعامل با دیگران، خواه زیردستان وی باشند و خواه افراد بیرون از سازمان، مرکز اطلاعات سازمان خود تلقی می شود.
در واقع بخش عظیمی از تمامی اطلاعات در اختیار وی قرار می گیرد. شاید وی هرچیزی را نداند، ولی بیش از تکتک اعضای سازمان و زیردستانش، اطلاعات دارد.
نقش های اطلاعاتی ،به سه نقش عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:
◾گیرنده اطلاعات (Monitor)
◾نشردهنده اطلاعات (Disseminator)
◾سخنگو (Spokesman)

3⃣ نقش های تصمیم گیری:
Decisional Roles
سومین دسته از نقش های مدیران است. اطلاعات به تنهایی، تمام آن چیزی نیست که سازمان ها برای تصمیم گیری نیاز دارند بلکه ورودی اساسی برای فرایند مهم تصمیم در سازمان تلقی می شود. چهار نقش زیر، کنترل مدیران به عنوان تصمیم گیرنده در سازمان بر سیستم تدوین استراتژی را توصیف می کنند:
◾کارآفرینی (Enterpreneur)
◾آشوبزدایی (Disturbance Handler)
◾تخصیص دهنده منابع (Resource Allocator)
◾مذاکره کننده (Negotiator)
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ با این ۱۰ پرسش در خصوص برندینگ وبرنامه توسعه شخصی تصمیم و انتخاب‌های بهتری داشته باشید.

1⃣ چگونه دوست دارم به یاد آورده شوم؟

این سؤال به شما کمک می‌کند تا به تأثیر بلندمدت خود بر دیگران فکر کنید. این‌که دوست دارید دیگران بعد از مرگ شما چه چیزی از شما به یاد داشته باشند، می‌تواند به شما کمک کند تا اولویت‌های اصلی خود را بهتر درک کنید. این نگاه به زندگی می‌تواند به شما یادآوری کند که ارزش‌های واقعی‌تان چیست و چطور می‌توانید آن‌ها را در زندگی روزمره تقویت کنید.

2⃣ مشکل اصلی که هر روز صبح با آن روبه‌رو می‌شوم چیست؟

با این سؤال شما به بررسی مشکلات روزمره‌ای می‌پردازید که هر روز با آن‌ها مواجه هستید اما شاید به‌طور جدی با آن‌ها برخورد نکرده‌اید. شناسایی مشکلاتی که ممکن است از آن‌ها فرار کرده باشید یا به دلایل مختلف به تعویق انداخته باشید، اولین گام در مسیر حل آن‌هاست. این مشکلات ممکن است شامل نگرانی‌های مالی، روابط یا مسائل شغلی باشند.

3⃣ اگر مطمئن بودم شکست نمی‌خورم، چه چیزی را انتخاب می‌کردم؟

ترس از شکست یکی از اصلی‌ترین موانع پیشرفت است. این سؤال به شما کمک می‌کند تا بدون ترس از شکست، به تصمیم‌هایی فکر کنید که شاید قبلاً از آن‌ها صرف‌نظر کرده بودید. این‌گونه می‌توانید به سمت اهداف جسورانه‌تر حرکت کنید.

4⃣ قلب من به چه چیزی تمایل دارد؟

این سؤال شما را به عمق خواسته‌های درونی‌تان هدایت می‌کند. بسیاری از مواقع ما تحت تأثیر عوامل بیرونی از آنچه واقعاً می‌خواهیم فاصله می‌گیریم. با گوش دادن به ندای قلب و توجه به تمایلات درونی، می‌توانید به وضوح بیشتری برسید و تصمیمات بهتری بگیرید.

5⃣ چه زمان‌هایی بیشتر از همیشه احساس زندگی کرده‌ام؟

این سؤال به شما یادآوری می‌کند که چه فعالیت‌ها و تجربیاتی شما را زنده و پرانرژی می‌کنند. بازگشت به لحظات شاد و پر از انرژی می‌تواند به شما کمک کند تا بفهمید چه فعالیت‌ها و موقعیت‌هایی به شما شادی و انگیزه می‌دهند و چطور می‌توانید بیشتر از این لحظات در زندگی خود داشته باشید.

6⃣ چه چیزهایی در زندگی من در حال حاضر درست عمل نمی‌کند؟

دانستن این‌که کدام عادت‌ها، روابط یا شرایط در حال حاضر شما را از رسیدن به خوشبختی دور می‌کنند، می‌تواند به شما کمک کند تا مسیر جدیدی برای بهبود زندگی خود پیدا کنید.

7⃣ اگر می‌دانستم فقط یک سال دیگر زنده هستم، چه می‌کردم؟

محدودیت زمان یکی از مهم‌ترین عواملی است که به ما کمک می‌کند اولویت‌های زندگی خود را بهتر بشناسیم. اگر فقط یک سال دیگر زنده باشید، آیا همچنان به کارهای روزمره و بدون اهمیت ادامه خواهید داد؟ این سؤال به شما کمک می‌کند تا به سرعت ارزش‌ها و اهداف واقعی خود را شناسایی کنید.

8⃣ چه چیزی من را بیش از همه خوشحال می‌کند؟

گاهی اوقات ما خوشبختی را در چیزهای کوچک و ساده زندگی پیدا می‌کنیم، اما به دلیل مشغله‌های روزمره آن‌ها را نادیده می‌گیریم. این سؤال به شما کمک می‌کند تا به لحظات و فعالیت‌هایی که بیشترین خوشحالی را برای شما به ارمغان می‌آورند، توجه کنید.

9⃣ چه چیزی باعث استرس و اضطراب من می‌شود؟

شناسایی عوامل ایجادکننده استرس به شما کمک می‌کند تا آن‌ها را مدیریت کرده یا از آن‌ها دوری کنید. این‌گونه می‌توانید آرامش بیشتری به زندگی خود بیاورید و تمرکز بیشتری بر اهداف خود داشته باشید.

🔟 چه چیزی را در زندگی دیگران تحسین می‌کنم؟

گاهی اوقات تحسین کردن ویژگی‌ها و موفقیت‌های دیگران می‌تواند راهی برای درک اهداف و ارزش‌های شخصی خودمان باشد. وقتی به این فکر می‌کنید که در زندگی دیگران چه چیزی را تحسین می‌کنید، می‌توانید به روشنی بیشتری درباره آنچه برای شما مهم است دست یابید.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2🙏2
‎⁨بررسی_روند_اقتصاد_جهانی_در_2025⁩.pdf
10.1 MB
✳️ سهم ۶۰ درصدی دلار آمریکا در سبد ذخایر ارزی کشورهای جهان

نمودار فوق نشان می دهد طی بیش از ۴ دهه گذشته؛ سلطه دلار در تجارت جهانی ادامه داشته است.
بعد از دلار آمریکا ، با فاصله زیاد ارزهای زیر بیشترین ذخیره ارزی کشورها را تشکیل می دهند .
💶 ۲. یورو
💴 ۳. ین ژاپن
💷۴. پوند انگلستان

اگرچه بحث کاهش وابستگی به دلار در تجارت جهانی سالیان طولانی مطرح بوده و حتی در قالب اتحادیه بریکس نیز برخی از اعضای آن بطور جدی آن را دنبال می کنند؛

♦️ ایران نیز علی رغم سهم بسیار "ناچیز" در تجارت جهانی ، حساب ویژه ای روی پروژه"دلارزدایی" باز کرده است !
ولی واقعیت های اقتصاد جهان حاکی از فاصله بسیار زیاد ،تا تحقق این هدف است .
حتی داخل بریکس کشور بزرگی مانند هند ، با سهم بالایی در تجارت جهانی این پیمان ؛ اعتقادی به " دلارزدایی " نداشته و حتی تلاش در توسعه روابط سیاسی و اقتصادی با آمریکا و استفاده از منافع این روابط دارد.
🔸در کشور ما نیز می بایست با پذیرش "واقعیت‌های "جهانی ، سیاست های متناسب طراحی شود.

✍ رضا پاکدامن
❓️ چگونه می‌توانید سازمانی را تغییر دهید وقتی‌که مالکش نیستید، وقتی‌که معاون ارشد یا حتی مدیرش هم نیستید؟

🔻 برای تغییر سازمانتان، ابتدا باید خودتان را تغییر دهید. همهٔ ما باید نقش خودمان در تداوم بوروکراسی را گردن بگیریم و برایش اقدامات اصلاحی انجام دهیم.

🔻 هر کسی که در سازمانی کار می‌کند باید از خودش بپرسد که:
❓️ من کجا اصولم را فدای پیروزی‌هایم در سازمان کردم؟

❓️ چگونه بوروکراسی مرا از انسانیت دور کرده است؟

💡 یک قرن و نیم پیش، انسان‌ها ساختارهای اساسی بوروکراسی در مقیاس صنعتی را شکل دادند و از آن زمان بوروکراسی است که انسانیت را از درونمان بیرون می‌کشد.

🔻 اما ما بی‌دفاع نیستیم. وقتی احساس کنیم روحمان تحت‌فشار است تا به شکل‌هایی درآید که ما را از حالت کاملاً انسانی تنزل می‌دهد، باید در مقابلش ایستادگی کنیم.

🔻 با پذیرفتن مسئولیت سهمتان از مشکل، دیگران را هم تشویق می‌کنید که همین کار را انجام دهند. شجاعت اخلاقی مسری است
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ چرا واقعیت‌­ها را نمی‌پذیریم؟

✍ دکتر محمود سریع‌القلم
۱. چون دایرۀ مشورت ما محدود است، خیلی اشتباه می‌­کنیم؛
۲. چون با وجود IQ بالا به شدت از EQ پایین رنج می‌­بریم؛
۳. چون ناخودآگاه بسیاری از ما، یک عمر دست نخورده باقی می‌ماند؛
۴. چون اکثریتِ مطلق پدران و مادران، تربیت را صرفاً تحسین فرزندان خود می­‌دانند؛
۵. چون افراد به موجب مشکلات معاش، به ندرت فرصتِ کشف خود را پیدا می­‌کنند؛
۶. چون اگر واقعیت را بپذیریم، نگران از دست دادن جایگاه خود هستیم؛
۷. چون احساساتمان بر محاسباتمان مسلط هستند؛
۸. چون نوشته­‌های سعدی، فردوسی و دیگر مشاهیر ایرانی را بسیار کم خوانده‌­ایم؛
۹. چون اشتباه را نه تجربه بلکه ضعف ابدی تلقی می­‌کنیم؛
۱۰. چون یک ضعف بسیار بنیادی داریم: می­‌خواهیم همه ما را تایید کنند؛
۱۱. چون نه درخانواده، نه در مدرسه و نه در جامعه، آداب نقد را به ما نمی‌­آموزند؛
۱۲. چون با تاریخ خود بیگانه‌­ایم؛
۱۳. چون به ما آموزش نداده‌­اند که انسان، مجموعه­‌ای از ضعف‌­ها و قوت­‌ها است؛
۱۴. چون وقتی فردی اشتباه می‌­کند، او را اصلاح نمی­‌کنیم بلکه عمدتاً تخریب می­‌کنیم؛
۱۵. چون بسیار کم کتاب می­‌خوانیم، دامنۀ واژگان ما در فهم پدیده‌ها و تعامل با یکدیگر بسیار محدود است؛
۱۶. چون بیش از اینکه تمایل داشته باشیم افکار و رفتار یکدیگر را بازبینی کنیم، می‌خواهیم دورهم باشیم؛
۱۷. چون تمرین نکرده‌­ایم که ۵۰ صفحه در مورد خود بنویسیم؛
۱۸. چون عموماً علیرغم تواضع در ظاهر، اکثر رفتارهای ما با خودمحوری و خود حق بینی آمیخته هستند؛
۱۹. چون به شدت برتری طلبیم­، نمی­‌توانیم ضعف‌­های خود را بپذیریم؛
۲۰. چون تصور می‌کنیم پرسش‌گری و مشورت، ما را ضعیف نشان می‌دهد؛
۲۱. چون ماهیت خطاپذیری انسان را با ماهیت ثابت فرشتگان اشتباه گرفته‌­ایم؛
۲۲. چون اهداف ما با امکاناتمان توازن ندارند؛
۲۳. چون واژۀ Fact در منظومۀ ادبی و فکری ما وجود ندارد؛
۲۴. چون تقریباً در هیچ عرصه­‌ای باهم رقابت نمی­‌کنیم؛
۲۵. چون زبانِ انگلیسی نمی­‌دانیم تا در دایرۀ جهانی، خود را محک بزنیم؛
۲۶. چون چند میلیون نفر آسیایی، آفریقایی، اروپایی یا از کشورهای عربی در کشور ما زندگی نمی­‌کنند؛
۲۷. چون فرصتِ مقایسه نداریم؛
۲۸. چون تاریخ چین، هند، روسیه، آمریکا و اروپا را نخوانده‌­ایم؛
۲۹. چون تصمیم‌­سازان جامعه، کمتر ذهن ریاضی دارند و بیشتر انتزاعی هستند؛
۳۰. چون غرق در خود و منافع خود هستیم، همکاری، یادگیری و مشارکت با دیگران تقریباً تعطیل است.
https://t.me/ExecutiveManagement
👌1
✳️ تکنیک بله‌های نردبانی

✅ ِیک روش مهم در متقاعدسازی این است که اگر بتوانید در ابتدای صحبت چند تایید کوچک بگیرید احتمالا تاییدهای بزرگ‌تری هم خواهید گرفت. برای به‌کارگیری این تکنیک در ابتدای مذاکره با مشتری از او درباره موضوعات ساده سوال کنید. مثلا بپرسید: «ترافیک شهری وحشتناک شده نه؟» به احتمال زیاد مشتری پاسخ مثبت خواهد داد. در ادامه چند سوال بدیهی و همدلانه دیگر هم بپرسید. مغز مشتری پس از مدت کوتاهی عادت می‌کند که در برابر صحبت‌های شما پاسخ‌های مثبت بدهد. حال وقت آن است که محصول یا خدمتتان را ارائه دهید. در این موقعیت توانایی رد کردن درخواست شما از سوی مشتری کار دشواری خواهد بود چون او درگیر بله‌های نردبانی شده و به این ترتیب پاسخ این درخواست هم مثبت خواهد بود.
(هنر مذاکره،‌ زبان بدن و فروش)
انجمن حمات ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ دلایل ضعیف شدن سرمایه اجتماعی در ایران چیست؟

✅ اقتصاددان : کاهش سرمایه اجتماعی در ایران به عوامل مختلفی برمی‌گردد که از جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی نشأت می‌گیرد.
🔺در زیر به برخی از دلایل اصلی ضعیف شدن سرمایه اجتماعی در ایران اشاره می‌شود:

۱ . بحران‌های اقتصادی

تورم و بیکاری:
مشکلات اقتصادی و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه، مانع از شکل‌گیری هرگونه سرمایه اجتماعی می‌شود. افراد در شرایط اقتصادی سخت بیشتر به فکر معیشت خود هستند و این موضوع می‌تواند تعاملات اجتماعی را کاهش دهد.

فقر و نابرابری :
افزایش شکاف‌های اقتصادی و نابرابری‌های اجتماعی به بی‌اعتمادی میان افراد منجر می‌شود.

۲. عدم اعتماد به نهادها

بی‌اعتمادی به دولت :
کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دولتی و عمومی می‌تواند به کاهش همکاری و مشارکت‌های اجتماعی منجر شود.

دستگاه‌های قضائی و اداری :
تردید در کارایی و صداقت دستگاه‌های دولتی احساس بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند.

۳. مشکلات سیاسی

فشارهای سیاسی :
محدودیت‌های سیاسی و حقایق اجتماعی که اجازه مشارکت فعال به مردم نمی‌دهد، می‌تواند اعتماد بین افراد و به نهادها را کاهش دهد.

جهت‌گیری‌های سیاسی :
وجود اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک می‌تواند به تفرقه‌های اجتماعی منجر شود.

۴ . تغییرات فرهنگی و اجتماعی

تغییر در ارزش‌ها :
انتقال ارزش‌های سنتی به ارزش‌های مدرن می‌تواند بر نحوه تعامل و ارتباط افراد تأثیر بگذارد.

کاهش تعاملات سنتی :
با افزایش استفاده از فناوری‌های نوین، تعاملات رودررو کاهش یافته و این مسئله می‌تواند بر روابط اجتماعی تأثیر منفی بگذارد.

۵ . معضلات اجتماعی

افزایش جرم و خشونت :
افزایش جرم و خشونت اجتماعی به کاهش احساس امنیت و اعتماد در سطح جامعه منجر می‌شود.

۶ . تأثیرات رسانه‌ها

رسانه‌های اجتماعی و اطلاعات نادرست :
در برخی موارد، رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه‌های اجتماعی می‌توانند احساس بی‌اعتمادی و ناامیدی را در جامعه افزایش دهند.

🔺نتیجه‌گیری
تضعیف سرمایه اجتماعی در ایران به عواملی پیچیده و چندوجهی وابسته است که نیاز به توجه و اقدام فوری دارد.
بهبود وضعیت سرمایه اجتماعی مستلزم تلاش‌های همه‌جانبه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است تا بتوان به بازسازی اعتماد و همکاری‌های اجتماعی پرداخت.
https://t.me/ExecutiveManagement
1_13532269384.pdf
1.7 MB
✳️ هوش مصنوعی چگونه آینده آموزش را متحول می کند؟
کانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ خستگی تصمیم (Decision Fatigue): دشمن پنهان مدیران!

✅ آیا تا به حال در پایان روز کاری، احساس کرده‌اید که حتی تصمیم‌گیری درباره ساده‌ترین مسائل هم برایتان دشوار شده است؟ این همان چیزی است که به آن خستگی تصمیم می‌گویند؛ وضعیتی که در آن انرژی ذهنی شما برای تصمیم‌گیری کاهش می‌یابد.

✨ چرا خستگی تصمیم اتفاق می‌افتد؟
ذهن شما یک منبع محدود انرژی دارد. هر تصمیمی که می‌گیرید، از ساده‌ترین موارد (مثل انتخاب لباس) تا پیچیده‌ترین مسائل کاری، این منبع را مصرف می‌کند. در نتیجه، با گذر زمان، توانایی شما برای گرفتن تصمیم‌های مؤثر کاهش می‌یابد.

⚠️ چرا این موضوع برای مدیران خطرناک است؟
مدیران روزانه با صدها تصمیم ریز و درشت مواجه می‌شوند. خستگی تصمیم می‌تواند منجر به:

▫️تأخیر در تصمیم‌گیری‌های مهم
◾️انتخاب‌های ضعیف و غیرمنطقی
▫️فرسودگی ذهنی و کاهش بهره‌وری

✨ چگونه از خستگی تصمیم جلوگیری کنیم؟

1️⃣ تصمیمات غیرضروری را حذف کنید:
از خودتان بپرسید: آیا لازم است تمام این تصمیم‌ها را خودم بگیرم؟ برخی از آن‌ها را به تیم یا سیستم‌های اتوماتیک بسپارید.

2️⃣ تصمیمات مهم را صبح‌ها بگیرید:
در اوایل روز، ذهن شما شفاف‌تر و انرژی‌تان بیشتر است. تصمیم‌گیری‌های حساس را به ساعات پایانی موکول نکنید.

3️⃣ عادت‌سازی کنید:
تصمیماتی که می‌توانید به روتین تبدیل کنید (مثل انتخاب لباس یا وعده غذایی)، ذهن شما را برای تصمیمات مهم‌تر آزاد می‌کند.

4️⃣ استراحت‌های منظم داشته باشید:
با استراحت‌های کوتاه در طول روز، به ذهن خود زمان بدهید تا انرژی دوباره بگیرد.

5️⃣ برای تصمیم‌گیری چارچوب مشخص داشته باشید:
زمان خود را برای جمع‌آوری اطلاعات بیهوده هدر ندهید. داشتن معیارهای شفاف، فرایند تصمیم‌گیری را ساده‌تر می‌کند.

🎯 به یاد داشته باشید:
بهترین مدیران کسانی هستند که انرژی ذهنی خود را مدیریت می‌کنند. خستگی تصمیم قابل پیشگیری است؛ فقط کافی است آگاهانه عمل کنید.

🔺شما چه استراتژی‌هایی برای مدیریت خستگی تصمیم دارید؟
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
💢چرا کارکنان باهوش استعفا می‌دهند؟

خیلی از مدیران موفق نیز ممکن است یک اشتباه را مرتب تکرار کنند. یکی از اشتباهات آن‌ها این است که اجازه می‌دهند نیروهای با استعداد و موفق آن‌ها شرکت‌شان را ترک کنند.

در یک آزمایش، با تحقیق از کارمندان پاسخ‌های زیر دریافت شد:

بیش از ۵۰٪ از آنها ابراز کرده‌اند که ارزش‌های آن‌ها با کارفرمایشان متفاوت است.
بیش از ۶۰٪ از آن‌ها گفته‌اند احساس نمی‌کنند کارهای آن‌ها با برنامه‌ریزی کارفرما به نتیجه‌ای برسد.
بیش از ۷۰٪ از آن‌ها گفته‌اند استعدادهای آن‌ها توسط کارفرما درک نمی‌شود.

اما بد نیست بدانیم این نیروهای مستعد با ایده‌های عالی و سازنده چرا شرکت خود را ترک می‌کنند و دست کارفرما را در پوست گردو می‌گذارند.

۱- عدم موفقیت در دنبال کردن علاقه‌مندی‌های آن‌ها
۲- شکست در به چالش کشیدن هوش و خردمندی آن‌ها
۳- استفاده نکردن از خلاقیت آن‌ها
۴- پرورش ندادن مهارت‌های آن‌ها
۵- فرصت ندادن به آن‌ها برای صحبت
۶- نداشتن توجه کافی به آن‌ها
۷- داشتن ضعف مدیریتی
۸- نادیده گرفتن تلاش‌های آن‌ها
۹- افزایش ندادن مسوولیت‌های آن‌ها
۱۰- سر قول خود نبودن

✍آکادمی مدیریت استراتژیک